﻿1
00:00:33,890 --> 00:00:38,020
‫بخور، عزیزم، دوباره جون بگیری!
‫به چی فکر می‌کنی؟

2
00:00:38,250 --> 00:00:42,340
‫به خدا که دوباره افتادم تو فاز فلسفه ‌بافی.

3
00:00:42,710 --> 00:00:44,460
‫تو که با طبیعتش مخالف نیستی.

4
00:00:45,910 --> 00:00:50,420
‫آره، حق با توئه، باید قانونمون رو قبول کنیم.

5
00:00:51,070 --> 00:00:53,080
‫زندگی زیبا نیست، ولی قشنگه.

6
00:00:53,770 --> 00:00:56,029
‫شور و اشتیاق‌های بزرگ فقط یه شب دووم دارن.

7
00:00:56,030 --> 00:01:01,300
‫زیباترین سینه‌ها فقط باعث دردسر میشن
‫و دلرباترین‌ها هم کم‌خرج‌ترن.

8
00:01:02,290 --> 00:01:06,040
‫زنگ به صدا در میاد، شور و شوق شعله‌ور میشه.

9
00:01:07,190 --> 00:01:09,176
‫اینم اولین آهنگ

10
00:01:09,386 --> 00:01:11,826
‫و جشن دوباره شروع میشه.

11
00:01:11,850 --> 00:01:21,850
FilmYar

12
00:01:27,410 --> 00:01:31,360
‫خانم‌ها و آقایان، لطفاً صحبت نکنید،
‫یه سورپرایز براتون داریم.

13
00:01:37,852 --> 00:01:39,873
‫آقای پنیول؟

14
00:01:41,285 --> 00:01:43,196
‫آقای پنیول؟

15
00:01:43,362 --> 00:01:45,428
‫[ بر اساس داستانی واقعی ]

16
00:01:45,613 --> 00:01:46,900
‫کجاست؟

17
00:01:47,314 --> 00:01:50,047
‫[ پاریس - 1956 ]

18
00:01:50,290 --> 00:01:53,227
‫آها، اینجاست! از این طرف،

19
00:01:54,147 --> 00:01:55,920
‫استاد. منتظرتونن.

20
00:02:01,970 --> 00:02:07,580
‫خانم‌ها و آقایان، نویسنده پنیول،
‫آقای مارسل پنیول!

21
00:02:13,488 --> 00:02:16,700
‫به خاطر کانال سوئزه.
‫مردم به سختی بنزین پیدا می‌کنن.

22
00:02:17,010 --> 00:02:18,140
‫فردا بهتر میشه.

23
00:02:24,690 --> 00:02:27,800
‫کمبود بنزین همه چیز رو توضیح نمیده.

24
00:02:28,390 --> 00:02:31,660
‫باید باور کنیم که پنیول پیر
‫دیگه برای مردم جذاب نیست.

25
00:02:31,930 --> 00:02:34,569
‫چطور جرأت می‌کنی همچین حرفی بزنی؟

26
00:02:34,570 --> 00:02:37,448
‫این جوون‌ها هستن که دنیا رو جلو می‌برن، پیر.

27
00:02:37,710 --> 00:02:39,029
‫باباتو راحت بذار، فردریک.

28
00:02:39,590 --> 00:02:42,296
‫بیا، فرناند برات یه سورپرایز داره.

29
00:02:43,770 --> 00:02:48,740
‫قبل از اینکه تو پیپت رو تموم کنی،
‫جوون‌ها ما رو زیر فرش جارو کرده‌ان.

30
00:02:49,210 --> 00:02:53,296
‫چطور میشه ازشون ایراد گرفت؟ ما هم تو
‫دوره خودمون همین کارو کردیم.

31
00:02:53,550 --> 00:02:59,080
‫،آقای لازارف دوره والس موزتِ و لینا پارک
‫و پیپ‌های ماهاگونی تموم شده

32
00:02:59,470 --> 00:03:01,709
‫باید بلد باشیم کی کنار بکشیم.

33
00:03:01,830 --> 00:03:04,609
‫نه بابا، اصلاً حرفشم نزنید
‫که دست از نوشتن بردارید.

34
00:03:05,095 --> 00:03:06,755
‫هلن عزیزم،

35
00:03:07,281 --> 00:03:11,169
‫نوشتن چه فایده‌ای داره
‫وقتی دیگه کسی نمی‌خواد بخوندت؟

36
00:03:11,170 --> 00:03:14,469
‫مارسل، مجله زنانه‌ای که
‫من مدیرش هستم رو می‌شناسید؟

37
00:03:14,470 --> 00:03:16,380
‫مجله «اِل».

38
00:03:16,543 --> 00:03:17,629
‫«اِل»؟

39
00:03:17,630 --> 00:03:20,440
‫خب، خواننده‌های من عاشق کار شما هستن.

40
00:03:20,450 --> 00:03:24,380
‫اونا می‌خوان همه چیزو راجع به شما بدونن،
‫از بچگیتون، از اولین عشق‌هاتون.

41
00:03:24,650 --> 00:03:30,329
‫می‌تونیم چاپ‌های قسمتی رو تصور کنیم،
‫مثلاً ماهی یک بار،

42
00:03:30,330 --> 00:03:32,040
‫یا هر هفته.

43
00:03:34,410 --> 00:03:35,466
‫«اِل».

44
00:03:38,410 --> 00:03:41,600
‫مارسل؟ هنوز پای این دستگاهی؟

45
00:03:41,950 --> 00:03:44,720
‫آکادمی دوباره زنگ زده،
‫دیگه نمی‌دونم چی بهشون بگم.

46
00:03:44,930 --> 00:03:50,380
‫بهشون بگو یکی از آکادمیسین‌هاشون
‫داره حرکت دائمی رو اختراع می‌کنه.

47
00:03:51,170 --> 00:03:52,220
‫اینجا یخ زدیم.

48
00:03:52,890 --> 00:03:54,469
‫تو تو دفترت فکر می‌کنی؟

49
00:03:54,470 --> 00:03:57,480
‫اونجا پر از برگه‌های سفیده
‫که منتظرن من خط خطیشون کنم.

50
00:03:57,570 --> 00:04:00,720
‫اینجا حداقل ادبیات فرانسه کاری باهام نداره.

51
00:04:03,170 --> 00:04:06,815
‫باید برم. به خدمتکار گفتم که تو اینجایی.

52
00:04:42,194 --> 00:04:43,549
‫چی شده؟

53
00:04:44,300 --> 00:04:48,930
‫یه جوونیه که میگه باید
‫یه دست‌نوشته رو بگیره.

54
00:04:49,280 --> 00:04:50,499
‫یه دست‌نوشته؟

55
00:04:50,500 --> 00:04:52,650
‫برای مجله «اِل».

56
00:04:59,614 --> 00:05:01,775
‫چی بهش بگم؟

57
00:05:01,800 --> 00:05:04,270
‫بهش بگید... نمی‌دونم.

58
00:05:04,480 --> 00:05:07,410
‫بهش بگید نیم ساعت دیگه
‫فصل اول رو می‌گیره.

59
00:05:07,720 --> 00:05:11,310
‫نمی‌دونستم آقا خاطراتش رو می‌نویسه.

60
00:05:11,520 --> 00:05:13,890
‫و منم کاملاً فراموش کرده بودم.

61
00:05:16,820 --> 00:05:17,863
‫صبر کنید.

62
00:05:19,300 --> 00:05:20,470
‫چرخ دوچرخه‌اش کج شده.

63
00:05:22,160 --> 00:05:25,170
‫براش چای، بیسکویت و این انبردست رو بیارید.

64
00:05:25,400 --> 00:05:28,710
‫تا وقتی چرخشو صاف کنه،
‫من سه ساعت وقت دارم.

65
00:05:28,940 --> 00:05:31,610
‫برای تعمیر یه چرخ خیلی زیاده.

66
00:05:31,880 --> 00:05:33,350
‫برای یه تعمیرکار، آره.

67
00:05:33,680 --> 00:05:36,530
‫ولی با این قیافش، بعیده
‫که بلد باشه.

68
00:05:37,120 --> 00:05:41,023
‫اگه حق با من باشه، سه ساعت
‫دیگه چرخ دوچرخه‌اش مربع میشه.

69
00:06:03,167 --> 00:06:05,553
‫" پنیول "

70
00:06:06,460 --> 00:06:08,193
‫" پنیول "

71
00:06:08,640 --> 00:06:10,126
‫" پنیول "

72
00:06:10,206 --> 00:06:11,619
‫بنویس.

73
00:06:12,236 --> 00:06:14,312
‫کاشکی به سادگی گفتنش بود.

74
00:06:18,590 --> 00:06:21,802
‫متاسفم رفقا، این روش خیلی کمکم نمی‌کنه.

75
00:06:23,183 --> 00:06:25,489
‫" پنیول. بنویس "

76
00:06:27,466 --> 00:06:29,136
‫من به دنیا اومدم...

77
00:06:30,880 --> 00:06:33,010
‫من به دنیا اومدم...

78
00:06:33,480 --> 00:06:34,770
‫آره خب، من به دنیا اومدم.

79
00:06:35,180 --> 00:06:37,030
‫اونا می‌خوان یه کم بیشتر بدونن.

80
00:06:38,820 --> 00:06:41,919
‫چی شد که من این قول رو دادم؟

81
00:06:41,920 --> 00:06:44,666
‫چون تو هیچ‌وقت نتونستی به یه زن «نه» بگی.

82
00:06:45,360 --> 00:06:48,010
‫والریک؟ مدرسه نرفتی؟

83
00:06:48,353 --> 00:06:49,819
‫پسرم؟

84
00:06:50,640 --> 00:06:51,739
‫تویی؟

85
00:06:51,740 --> 00:06:54,070
‫هی، آروم باش!

86
00:06:56,660 --> 00:06:57,870
‫مارسل؟

87
00:06:59,660 --> 00:07:00,870
‫مارسل؟

88
00:07:05,680 --> 00:07:07,859
‫داری چی بازی می‌کنی، مارسل؟

89
00:07:07,860 --> 00:07:11,010
‫بگو، چرا برگشتی؟

90
00:07:16,040 --> 00:07:17,410
‫تغییر کردم.

91
00:07:17,580 --> 00:07:19,719
‫حالا چند سالمون شده؟

92
00:07:19,720 --> 00:07:20,930
‫شصت و یک.

93
00:07:21,140 --> 00:07:23,430
‫بیخیال! ولی این حسابی منو گیج میکنه.

94
00:07:25,680 --> 00:07:27,819
‫چی می‌خوای، مارسل؟

95
00:07:27,820 --> 00:07:31,550
‫انقدر خاطراتت رو زیر و رو کردی، آخرش
‫منو از روی دراور انداختی.

96
00:07:32,380 --> 00:07:34,830
‫و بعدش هم، من نمی‌خوام هرچیزی در مورد ما بنویسی.

97
00:07:34,840 --> 00:07:37,170
‫چون هرجا که تو رفتی، منم رفتم.

98
00:07:37,633 --> 00:07:39,403
‫باید یه چیزی سرهم کنم.

99
00:07:39,820 --> 00:07:43,870
‫حافظه من مثل یه نوار کاست
‫قدیمی نیمه‌پاک‌شده‌ست.

100
00:07:44,060 --> 00:07:45,739
‫هنوز که فکر می‌کنی درسته؟

101
00:07:45,740 --> 00:07:48,579
‫یه ماشینی که هیچ‌وقت متوقف نشه؟

102
00:07:48,580 --> 00:07:52,624
‫نمی‌دونم. ولی این کمکم می‌کنه سرپا بمونم.

103
00:07:53,401 --> 00:07:54,991
‫اینطور که معلومه، اوضاع خوب نیست.

104
00:07:55,427 --> 00:07:57,137
‫تو نمی‌تونی بفهمی.

105
00:07:57,395 --> 00:07:59,910
‫پیرها میمون‌های عجیبی هستن.

106
00:08:00,220 --> 00:08:05,330
‫دیگه نمی‌دونن به کدوم شاخه آویزون بشن
‫تا تو خاطراتشون بالا برن.

107
00:08:09,090 --> 00:08:10,983
‫داری چیکار می‌کنی؟

108
00:08:11,110 --> 00:08:13,259
‫دارم برات یه نردبون می‌فرستم.

109
00:08:29,378 --> 00:08:30,978
‫بابابزرگ.

110
00:08:31,540 --> 00:08:33,459
‫پیر بودن چه حسی داره؟

111
00:08:33,460 --> 00:08:36,779
‫تو چرا این سوالا رو می‌پرسی؟

112
00:08:36,780 --> 00:08:39,009
‫خب، من می‌خوام مثل تو پیر بشم.

113
00:08:39,200 --> 00:08:41,530
‫و مثل تو سنگ‌تراشی کنم.

114
00:08:41,554 --> 00:08:44,160
‫مهم اون شغلی نیست که انجام میدی.

115
00:08:44,256 --> 00:08:48,604
‫مهم اینه که خوب انجامش بدی و کارت زیبا باشه.

116
00:08:48,674 --> 00:08:51,294
‫چون هرچیزی که زیباست، واقعیه.

117
00:08:51,574 --> 00:08:55,284
‫و هرچیزی که واقعیه، شایسته احترام الهیه.

118
00:08:55,974 --> 00:08:58,884
‫پدربزرگت که از کشیش‌ها متنفر بود،

119
00:08:59,074 --> 00:09:01,344
‫چطوریه مثل پیامبرا حرف میزنه.
‫[ مارسی - 1905 ]

120
00:09:01,734 --> 00:09:04,904
‫من میگم احترام چیز خوبیه.

121
00:09:05,435 --> 00:09:07,725
‫ولی لازم نیست الهی باشه.

122
00:09:07,794 --> 00:09:11,617
‫جمهوری هم به همون اندازه که خدا به بچه‌هاش احترام می‌ذاره،

123
00:09:11,760 --> 00:09:15,122
‫همون خدایی که علم هیچ‌وقت وجودشو ثابت نکرده.

124
00:09:15,189 --> 00:09:18,232
‫این حرفا رو به آدمای بافرهنگ مثل تو میگیم.

125
00:09:18,446 --> 00:09:22,036
‫ولی برای اونایی که خیلی باهوش نیستن،
‫خدا کاملاً کافیه.

126
00:09:22,223 --> 00:09:25,036
‫و بعد، جمهوری تو هم همینطور.

127
00:09:25,113 --> 00:09:27,542
‫علم هیچ‌وقت ثابت نکرده که وجود داره.

128
00:09:27,813 --> 00:09:29,899
‫آها، خودشه!

129
00:09:36,480 --> 00:09:39,499
‫و خواهرم، بعداً میخواد چیکاره بشه؟

130
00:09:39,524 --> 00:09:40,754
‫نمی‌دونم.

131
00:09:41,044 --> 00:09:42,934
‫چرا، تو میدونی، ژوزف.

132
00:09:43,344 --> 00:09:45,654
‫بهت گفت که میخواد میلیونر بشه.

133
00:09:45,884 --> 00:09:47,463
‫این عصبانیت کرد.

134
00:09:47,644 --> 00:09:49,603
‫آگوستین، من عصبانی شدم

135
00:09:49,604 --> 00:09:52,554
‫چون هیچ میلیونر صادقی رو نمی‌شناسم.

136
00:09:52,682 --> 00:09:55,544
‫ولی این به خاطر اینه که تو هیچ
‫میلیونری رو نمی‌شناسی. همین و بس.

137
00:09:55,624 --> 00:09:59,414
‫ژول عزیزم، برای اینکه یه اقلیت کوچیک بتونه پولدار بشه،

138
00:09:59,424 --> 00:10:01,654
‫باید یه اکثریت بزرگ فقیر بشن.

139
00:10:01,964 --> 00:10:04,487
‫این سیستم ظروف مرتبط‌کننده‌ست.

140
00:10:05,244 --> 00:10:07,297
‫مارسل، هرکاری که دلش بخواد انجام میده.

141
00:10:07,464 --> 00:10:10,434
‫به من، گفت که میخواد مهندس بشه.

142
00:10:10,704 --> 00:10:13,534
‫پس، هیچ‌وقت از کارگاهش بیرون نمیاد.

143
00:10:13,684 --> 00:10:16,723
‫رنگ‌وروش پریده میشه، زیر چشماش گود میفته

144
00:10:16,724 --> 00:10:19,574
‫و آخرش فقیر و سل‌زده میمیره.

145
00:10:19,664 --> 00:10:21,034
‫فقیر اما صادق.

146
00:10:21,244 --> 00:10:22,914
‫آره، کاملاً درسته، ژول.

147
00:10:23,384 --> 00:10:25,488
‫فقیر اما صادق.

148
00:10:33,594 --> 00:10:35,284
‫بهت قول میدم، مامان.

149
00:10:35,294 --> 00:10:37,084
‫یه روزی، به من افتخار می‌کنی.

150
00:10:37,114 --> 00:10:38,904
‫ولی من همین الانشم بهت افتخار می‌کنم.

151
00:10:38,981 --> 00:10:41,024
‫تو برام شعرهای قشنگ می‌نویسی.

152
00:10:41,105 --> 00:10:42,344
‫ولی این که چیزی نیست.

153
00:10:42,354 --> 00:10:44,934
‫تو هنوز ندیدی من چه کارهایی ازم برمیاد.

154
00:10:45,174 --> 00:10:47,575
‫پس، مشتاقم که ببینم.

155
00:10:54,354 --> 00:10:55,804
‫ژوزف بیچاره.

156
00:10:56,154 --> 00:10:58,404
‫زندگی یه تراژدیه.

157
00:11:12,874 --> 00:11:15,875
‫چرا، مامان
‫دیگه نمیاد شب بخیر بگه؟

158
00:11:16,134 --> 00:11:18,111
‫باید صبر کنیم تا حالش بهتر بشه.

159
00:11:18,394 --> 00:11:20,075
‫و کی حالش بهتر میشه؟

160
00:11:23,194 --> 00:11:24,244
‫بابا؟

161
00:11:25,534 --> 00:11:27,224
‫اون آخرین شعرمو دوست داشت.

162
00:11:34,784 --> 00:11:36,307
‫پسر کوچولوی من،

163
00:11:36,744 --> 00:11:38,514
‫به پرنده‌های بدشگون گوش ندیم.

164
00:11:39,044 --> 00:11:40,795
‫زندگی یه تراژدی نیست.

165
00:11:41,044 --> 00:11:44,174
‫زندگی قشنگه، پر از نور و رنگه،

166
00:11:44,244 --> 00:11:47,747
‫مثل شعرهای تو، که خیلی حالمو خوب می‌کنن.

167
00:11:48,264 --> 00:11:52,060
‫وقتی میخونمشون،
‫دور و برم روی تخت پخششون می‌کنم

168
00:11:52,564 --> 00:11:54,740
‫قول بده هزاران برگ از اینا برام بنویسی.

169
00:11:54,884 --> 00:11:57,911
‫اونا برای من بهترین شعرهای دنیا میشن.
‫مثل یه دسته گل.

170
00:12:01,374 --> 00:12:05,822
‫[ به یاد مادرمان ]

171
00:12:10,714 --> 00:12:13,604
‫- مامان کی برمی‌گرده؟
‫- دیگه برنمی‌گرده.

172
00:12:13,834 --> 00:12:17,004
‫مارسل، این حرف خیلی بدیه
‫که به خواهر کوچیکت بگی.

173
00:12:17,014 --> 00:12:18,284
‫من عصبانیم.

174
00:12:18,474 --> 00:12:19,513
‫از کی؟

175
00:12:19,514 --> 00:12:22,062
‫از خدا، که مامان رو اینقدر شکننده آفریده.

176
00:12:22,334 --> 00:12:24,966
‫از علم، که نتونست حالشو بهتر، قوی‌تر کنه.

177
00:12:37,064 --> 00:12:39,423
‫مامان، مارسل چش شده؟

178
00:12:39,424 --> 00:12:42,955
‫داره بزرگ میشه،
‫واسه همین دیگه به تو نیاز نداره.

179
00:12:43,084 --> 00:12:46,083
‫و قولی که بهت داده بودم،
‫کی میخواد بهش عمل کنه؟

180
00:12:46,084 --> 00:12:48,434
‫مهم اینه که تو اون قول رو دادی.

181
00:12:48,824 --> 00:12:50,134
‫این برای من کافی نیست، مامان.

182
00:12:50,224 --> 00:12:52,654
‫من میتونم بهت بگم کی به قولش عمل می‌کنه.

183
00:12:56,184 --> 00:12:59,754
‫بز پشت سرش صدای خش‌خش برگ‌ها رو شنید.

184
00:13:00,244 --> 00:13:04,214
‫برگشت و تو سایه دو تا گوش کوتاه دید،

185
00:13:04,224 --> 00:13:08,071
‫کاملاً سیخ، با چشمایی که دوباره نگاه می‌کردن.

186
00:13:08,190 --> 00:13:09,961
‫یه گرگ بود.

187
00:13:11,347 --> 00:13:12,763
‫-پل.
‫-چیه؟

188
00:13:12,878 --> 00:13:14,771
‫مجبوری بلند بخونی؟

189
00:13:14,804 --> 00:13:18,033
‫و تو، هنوزم میخوای برای مدت طولانی بنویسی؟

190
00:13:18,144 --> 00:13:20,374
‫مامان میگفت چشات ضعیف میشه.

191
00:13:20,624 --> 00:13:21,634
‫و تو مامان نیستی.

192
00:13:26,004 --> 00:13:28,113
‫اونا می‌دونن شعرات در مورد چی هستن؟

193
00:13:28,114 --> 00:13:30,071
‫چون دیگه نیست که بخوندشون.

194
00:13:30,274 --> 00:13:32,064
‫بخواب، اگه قراره چرت و پرت بگی.

195
00:13:39,154 --> 00:13:42,264
‫درست مثل مادر مهربونی که مراقب مارسیه،

196
00:13:42,388 --> 00:13:44,808
‫میدونم که آگوستین مراقب ماست.

197
00:14:03,834 --> 00:14:05,314
‫مادلن حق داره.

198
00:14:05,504 --> 00:14:07,254
‫شاعری شغل نیست.

199
00:14:07,264 --> 00:14:09,774
‫-چرا؟
‫-برای اینکه میدونم. همین و بس.

200
00:14:09,864 --> 00:14:11,320
‫تو همیشه بهتر از همه میدونی.

201
00:14:11,344 --> 00:14:14,514
‫مارسل، تو شونزده سالگی،
‫آدم هیچی از زندگی نمیدونه،

202
00:14:14,924 --> 00:14:17,414
‫حتی اگه پاهای یه بزرگسال رو داشته باشه.

203
00:14:18,444 --> 00:14:20,900
‫پس اونا به اندازه کافی بزرگ هستن
‫که لگد بزنن به کون مادلن تو.

204
00:14:20,924 --> 00:14:21,934
‫مارسل!

205
00:14:23,117 --> 00:14:24,273
‫مارسل!

206
00:14:29,244 --> 00:14:31,074
‫خب، آروم باش، کوچولو.

207
00:14:31,584 --> 00:14:34,434
‫قبلاً بهت گفتم عصبانیتت رو بذاری تو رختکن.

208
00:14:35,804 --> 00:14:39,394
‫آدم برای تسویه حساب کردن روی صحنه نمیره.

209
00:14:39,484 --> 00:14:40,862
‫قبلاً بهت گفتم.

210
00:14:44,614 --> 00:14:47,444
‫تو باید عصبانیتت رو بذاری تو رختکن.

211
00:14:50,674 --> 00:14:56,724
‫من معلم شما خواهم بود تا تعطیلات سال 1922.

212
00:14:56,748 --> 00:14:58,947
‫برای اونایی که منو نمی‌شناسن،

213
00:14:58,948 --> 00:15:00,268
‫اسم من...

214
00:15:01,088 --> 00:15:02,808
‫آقای پنیوله.

215
00:15:03,125 --> 00:15:06,056
‫و من معلم انگلیسی شما هستم.

216
00:15:08,168 --> 00:15:10,638
‫اسم همسرم چیه؟

217
00:15:11,828 --> 00:15:13,688
‫- آقا؟
‫- بله؟

218
00:15:14,148 --> 00:15:16,354
‫خب، شوبرت.

219
00:15:17,388 --> 00:15:21,687
‫سوال اینه: اسم همسرم چیه؟

220
00:15:21,835 --> 00:15:22,871
‫آقا، آقا.

221
00:15:23,148 --> 00:15:25,618
‫همسر شما سیمونه.

222
00:15:26,394 --> 00:15:27,518
‫خوبه.

223
00:15:28,838 --> 00:15:29,988
‫خیلی خوبه.

224
00:15:36,281 --> 00:15:39,638
‫و اینم از این، اینجوری که معروف نمیشیم، هان؟

225
00:15:42,236 --> 00:15:44,185
‫میتونی بری دم در، عزیزم؟

226
00:15:48,388 --> 00:15:51,527
‫سیمون! تموم شد، من به پاریس منتقل شدم!

227
00:15:51,583 --> 00:15:53,592
‫و البته که تو ردش میکنی.

228
00:15:53,617 --> 00:15:56,205
‫-چرا؟
‫- چون همه همکارات این کارو کردن.

229
00:15:56,388 --> 00:15:59,125
‫پاریس، سیمون! ما میریم پاریس!

230
00:15:59,241 --> 00:16:00,625
‫اونجاست که همه چی اتفاق میفته.

231
00:16:00,954 --> 00:16:02,514
‫برای امروز کافیه، ژانت.

232
00:16:03,368 --> 00:16:05,958
‫به این فکر کردی که پدرت چی میگه؟

233
00:16:06,114 --> 00:16:07,724
‫هرچی دلش میخواد بگه.

234
00:16:07,808 --> 00:16:10,626
‫به هر حال از وقتی ازدواج کردیم باهام حرف نمیزنه.

235
00:16:15,478 --> 00:16:17,828
‫میتونی به تدریست تو پاریس ادامه بدی.

236
00:16:22,731 --> 00:16:24,590
‫ما میریم پاریس!

237
00:16:27,278 --> 00:16:29,849
‫پاریس، پاریس، پاریس.

238
00:16:29,998 --> 00:16:32,477
‫مردمش شیک و خونگرم.

239
00:16:32,511 --> 00:16:35,683
‫پیشخدمت‌های مهربون و باحواسش.

240
00:16:35,783 --> 00:16:38,510
‫هنرمندان مرموز و باذوقش.

241
00:16:38,671 --> 00:16:40,281
‫پاریس، یعنی جذابیت.

242
00:16:40,398 --> 00:16:41,968
‫پاریس، یعنی جشن.

243
00:16:42,158 --> 00:16:43,348
‫پاریس، یعنی عشق.

244
00:16:43,718 --> 00:16:45,928
‫پاریس همیشه پاریس خواهد بود.

245
00:16:46,378 --> 00:16:49,628
‫از مارسی، فقط در پانزده ساعت،

246
00:16:49,818 --> 00:16:52,308
‫به لطف قطار پاریس-لیون-مارسی،

247
00:16:52,558 --> 00:16:54,288
‫پاریس دیگه فقط منتظر شماست.

248
00:16:54,918 --> 00:16:56,747
‫پاریس دیگه فقط منتظر ماست.

249
00:16:57,118 --> 00:16:59,748
‫فعلاً که ما منتظر پاریسیم.

250
00:17:00,638 --> 00:17:04,168
‫ببخشید، قطار، دو ساعته تو لیون گیر کرده.

251
00:17:04,297 --> 00:17:06,316
‫میدونید کِی دوباره به سمت پاریس حرکت می‌کنه؟

252
00:17:06,317 --> 00:17:08,149
‫مثل اینکه برای این اطراف نیستی.

253
00:17:08,958 --> 00:17:10,748
‫اونجا چی نوشته؟

254
00:17:12,498 --> 00:17:13,748
‫ایستگاه لیون.

255
00:17:14,198 --> 00:17:16,296
‫و ایستگاه لیون کجاست؟

256
00:17:16,297 --> 00:17:18,327
‫ایستگاه لیون تو لیون قرار داره.

257
00:17:18,597 --> 00:17:20,228
‫خب نه، جانم.

258
00:17:20,398 --> 00:17:22,547
‫ایستگاه لیون تو پاریس قرار داره.

259
00:17:24,817 --> 00:17:26,608
‫ای بابا!

260
00:17:33,244 --> 00:17:34,934
‫آفرین، پنیول.

261
00:17:48,117 --> 00:17:50,870
‫[ هتل آویاتور ]
‫[ تکمیل ظرفیت ]

262
00:17:54,050 --> 00:17:56,437
‫[ هتل مدرن ]
‫[ تکمیل ظرفیت ]

263
00:17:58,299 --> 00:17:59,952
‫مگه دیوونه شدی؟

264
00:18:00,155 --> 00:18:01,254
‫عذر میخوام آقا!

265
00:18:01,284 --> 00:18:02,384
!دهاتی

266
00:18:03,098 --> 00:18:05,014
‫پر شده.

267
00:18:05,698 --> 00:18:08,327
‫جای ارزون تر هم ندارید.

268
00:18:08,718 --> 00:18:10,454
‫حداقلش اینه که
‫دیگه قرار نیست زیر پل بخوابیم.

269
00:18:10,478 --> 00:18:11,788
‫ارزون.

270
00:18:12,218 --> 00:18:14,928
‫می‌خواید چیکار کنم؟

271
00:18:15,518 --> 00:18:18,012
‫پُر شده، یعنی پُر شده.

272
00:18:18,393 --> 00:18:21,617
‫چی شد که اومدید پاریس؟

273
00:18:21,618 --> 00:18:26,068
‫با این بحران مسکن، تو شهرستان بهتر بودید.

274
00:18:26,698 --> 00:18:28,348
‫پاریس، مارسل، پاریس.

275
00:18:28,638 --> 00:18:30,182
‫اونجاست که همه چی اتفاق میفته.

276
00:18:30,330 --> 00:18:33,740
‫یالا، ژانو، عصبانی نشو.

277
00:18:33,898 --> 00:18:35,828
‫برو به ساعت شصت و هفت.

278
00:18:35,858 --> 00:18:38,117
‫و ماری-برت؟

279
00:18:38,118 --> 00:18:41,848
‫رفته روستا تا حالش بهتر بشه.

280
00:18:42,518 --> 00:18:44,838
‫با این وضعیتش، حالا حالاها برنمی‌گرده.

281
00:18:45,396 --> 00:18:48,708
‫طبقه آخر ته راهرو.

282
00:18:49,351 --> 00:18:50,846
‫ممنون، خانم.

283
00:18:51,578 --> 00:18:54,408
‫عاشقها، خوش اومدید به پانام (پاریس).

284
00:18:56,318 --> 00:18:58,268
‫تو پاریس، واقعاً همه چی گَنده..

285
00:18:59,278 --> 00:19:00,728
‫اینجا یه انرژی هست،

286
00:19:01,318 --> 00:19:03,373
‫یه چیزی که توضیح دادنش سخته،

287
00:19:03,419 --> 00:19:05,208
‫مثل یه نیروی از درون زمین.

288
00:19:05,598 --> 00:19:07,588
‫خوشبختانه چیزایی از زمین میاد،

289
00:19:07,718 --> 00:19:09,948
‫چون از آسمون فقط آب میاد.

290
00:19:10,498 --> 00:19:12,008
‫و این، نگاه کن.

291
00:19:13,938 --> 00:19:16,008
‫این هرگز تو مارسی اتفاق نمیفته.

292
00:19:16,458 --> 00:19:17,868
‫اوضاع درست میشه.

293
00:19:19,058 --> 00:19:20,628
‫بهت قول میدم.

294
00:19:54,908 --> 00:19:56,118
‫از این طرف، آقا.

295
00:19:57,808 --> 00:19:59,798
‫-تندتر.
‫- بِپا.

296
00:20:00,028 --> 00:20:01,331
‫هی، کوچولو.

297
00:20:03,528 --> 00:20:04,644
‫پل؟

298
00:20:05,208 --> 00:20:07,298
‫پل نیووا، رفیق.

299
00:20:07,688 --> 00:20:09,278
‫پنیول، باورم نمیشه.

300
00:20:09,308 --> 00:20:10,367
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

301
00:20:10,368 --> 00:20:12,247
‫ولی من تو پاریس زندگی می‌کنم، تو همین محله.

302
00:20:12,248 --> 00:20:14,498
‫نه، این بچه منو آورد اینجا.

303
00:20:15,068 --> 00:20:16,878
‫گفت که گم شده.

304
00:20:18,288 --> 00:20:20,618
‫با لهجه‌ات چیکار کردی؟

305
00:20:21,028 --> 00:20:22,438
‫گذاشتمش تو مارسی.

306
00:20:22,608 --> 00:20:25,018
‫با این همه آب، ترسیدم بپوسه.

307
00:20:30,758 --> 00:20:32,528
‫پل قراره ما رو با آدمای جدید آشنا کنه،

308
00:20:32,998 --> 00:20:34,848
‫روشنفکرها، آدمهای تئاتری.

309
00:20:34,878 --> 00:20:36,237
‫آدمای تئاتری؟

310
00:20:36,238 --> 00:20:39,088
‫یه مشت دائم‌الخمر و هرزه؟

311
00:20:42,578 --> 00:20:45,988
‫و این کبوترهای چاق، دیگه تحملشون رو ندارم.

312
00:20:58,748 --> 00:21:00,387
‫چی شده؟

313
00:21:00,388 --> 00:21:03,218
‫صداتو بیار پایین وگرنه زنگ می‌زنم پلیس.

314
00:21:03,242 --> 00:21:05,581
‫اوه، پنیول!

315
00:21:06,975 --> 00:21:08,463
‫فقط منتظر تو بودیم.

316
00:21:10,457 --> 00:21:14,597
‫مارسل پنیول، یه روزی اسم ما رو زیاد می‌شنوی.

317
00:21:23,692 --> 00:21:25,411
‫اینجاست که همه چی اتفاق میفته.

318
00:21:25,412 --> 00:21:29,642
‫اجازه هست این بازیگر بزرگ، اوران دو مازی،
‫رو بهتون معرفی کنم؟

319
00:21:29,695 --> 00:21:31,602
‫ولی نه از نظر قد و بالا.

320
00:21:33,572 --> 00:21:35,168
‫منو با پاپ اشتباه گرفتی.

321
00:21:35,257 --> 00:21:37,437
‫مارسل مثل من اهل روستاست.

322
00:21:37,712 --> 00:21:40,752
‫این مارسل اهل روستا
‫تو زندگیش چیکار می‌کنه؟

323
00:21:40,885 --> 00:21:42,465
‫-استاد آنگلوفیزیک...
‫-همینی که میگه...

324
00:21:42,532 --> 00:21:46,722
‫چطور اینو میگی؟
‫انگار یه پسر کوچولوی نمونه‌ست.

325
00:21:47,278 --> 00:21:51,642
‫بیا، این تو رو بزرگ می‌کنه، مارسل اهل روستا.

326
00:21:53,892 --> 00:21:59,502
‫اما، مارسل زیبای من، اینجا همه
‫اصلاً براشون تراژدی‌های یونانی مهم نیست.

327
00:22:01,492 --> 00:22:03,442
‫حق با شماست.

328
00:22:03,896 --> 00:22:05,951
‫کاتول بره به جهنم!

329
00:22:05,952 --> 00:22:07,942
‫اونیس و نائوزیکا!

330
00:22:08,892 --> 00:22:12,222
‫پل، فردا یه گوساله شهری می‌نویسیم.

331
00:22:12,612 --> 00:22:15,291
‫چی؟ واقعاً تصمیم گرفتی بابات رو اذیت کنی؟

332
00:22:15,292 --> 00:22:21,002
‫مارسل پنیول، پسر کوچولوی نمونه‌ای که
‫بالاخره به باباش فحش میده.

333
00:22:21,492 --> 00:22:23,922
‫فحش به بابا!

334
00:22:29,392 --> 00:22:31,071
‫دیگه خوشت نمیاد؟

335
00:22:31,072 --> 00:22:33,335
‫عمو، فقط عنوانش...

336
00:22:33,425 --> 00:22:36,995
‫چی به سرمون زده بود؟ خیلی مبتذله.

337
00:22:37,065 --> 00:22:38,827
‫از واکنش پدرت می‌ترسی؟

338
00:22:38,925 --> 00:22:42,215
‫نه، فقط نمی‌خوام با این مزخرفات کاری داشته باشم.

339
00:22:43,265 --> 00:22:44,842
‫خودت تنها امضاش کن.

340
00:22:46,571 --> 00:22:47,714
‫دیگه خیلی دیره.

341
00:22:48,492 --> 00:22:52,322
‫من اونو تو انجمن نویسندگان ثبت کردم.
‫حالا، اسم تو کاستروئه.

342
00:22:53,495 --> 00:22:55,035
‫چرا کاسترو؟

343
00:22:55,332 --> 00:22:58,222
‫باید با این نام مستعار ثبت میشد.

344
00:22:58,551 --> 00:23:00,601
‫کوتاهه، ولی جذابه.

345
00:23:00,670 --> 00:23:02,307
‫شما اینو جذاب می‌دونید؟

346
00:23:02,332 --> 00:23:05,062
‫کورنِی، اِل سید، گیلِم دو کاسترو.

347
00:23:05,432 --> 00:23:07,392
‫در واقع، این تنها چیزی بود
‫که به ذهنم رسید.

348
00:23:07,531 --> 00:23:09,101
‫ذهن؟

349
00:23:19,072 --> 00:23:20,242
‫صدای کبوترهاست.

350
00:23:20,518 --> 00:23:23,588
‫اونا عمو رو حدود بیست بار
‫تو مارسی بازی کردن.

351
00:23:23,806 --> 00:23:26,096
‫البته پنهانی از بابا پنیول.

352
00:23:26,229 --> 00:23:27,009
‫معلومه.

353
00:23:27,143 --> 00:23:30,982
‫و آقای کاسترو، که همینجا حضور داره،
‫با کمال تعجب...

354
00:23:31,075 --> 00:23:32,875
‫و با شادی پنهان‌ناپذیر.

355
00:23:32,932 --> 00:23:35,802
‫آقای کاسترو هفتصد فرانک
‫حق‌التألیف دریافت کرد.

356
00:23:35,878 --> 00:23:39,928
‫که حدود صد و پنجاه وعده غذا
‫تو رستورانی مثل این میشه.

357
00:23:40,233 --> 00:23:41,372
‫یکی دیگه می‌نویسی؟

358
00:23:41,415 --> 00:23:42,520
‫حتی یه موضوع هم داریم.

359
00:23:42,592 --> 00:23:44,202
‫یه موضوع انفجاری.

360
00:23:44,325 --> 00:23:46,425
‫-جنگ
‫-نه بابا، باحاله.

361
00:23:46,495 --> 00:23:48,155
‫[ سوداگران افتخار - 1925 ]

362
00:23:48,272 --> 00:23:49,767
‫همه پاریس اینجا هستن.

363
00:23:49,832 --> 00:23:51,422
‫بهم گفته بودن سیاست ممنوعه.

364
00:23:51,512 --> 00:23:52,842
‫پر از سیاستمدار شده.

365
00:23:53,132 --> 00:23:54,342
‫حتی نماینده‌ها رو هم می‌بینم.

366
00:23:54,472 --> 00:23:55,591
‫خب که چی؟

367
00:23:55,767 --> 00:23:57,455
‫خب که چی، کارمون تمومه.

368
00:23:58,052 --> 00:24:00,662
‫می‌دونید، پسرم یه آدم فروتن بود.

369
00:24:00,852 --> 00:24:03,371
‫دقیقاً دنبال چی تو این نامه‌ها می‌گردید؟

370
00:24:03,372 --> 00:24:04,942
‫اون مثل یه قهرمان حرف میزنه.

371
00:24:05,052 --> 00:24:06,522
‫فکر کنم چیزی که لازمه رو دارم.

372
00:24:08,072 --> 00:24:12,602
‫دوست من تیبون، گروهبان مثل خودم،
‫دیروز با یه گلوله تو قلبش کشته شد.

373
00:24:12,872 --> 00:24:15,762
‫اون تو میدان افتخار
‫به عنوان قهرمان برای میهن مرد.

374
00:24:15,772 --> 00:24:17,542
‫اوه، آفرین. آفرین.

375
00:24:17,652 --> 00:24:18,935
‫شوخی خوب و جالبیه.

376
00:24:19,012 --> 00:24:20,772
‫با این حرفا ما رو جلو می‌برن.

377
00:24:20,853 --> 00:24:22,062
‫اون مُرد و همین و بس.

378
00:24:22,072 --> 00:24:26,762
‫من، انقدر ناامید و منزجر شدم از این کشتار بی‌فایده
‫که بعضی وقتا بهش حسودی می‌کنم.

379
00:24:26,907 --> 00:24:28,637
‫آره، دلم می‌خواد جای اون باشم.

380
00:24:28,798 --> 00:24:31,648
‫خوب شروع میشه، ولی بد تموم میشه.

381
00:24:34,812 --> 00:24:39,482
‫وقتی فکر می‌کنم اون از عمو هم بدتر عمل کرده،
‫حالم بد میشه.

382
00:24:39,492 --> 00:24:42,182
‫نقد تو خوب بود، ولی مردم نیومدن.

383
00:24:42,692 --> 00:24:44,982
‫من، می‌دونم که تو موفق میشی.

384
00:24:45,464 --> 00:24:46,747
‫ممنون، خانم.

385
00:24:47,972 --> 00:24:49,766
‫این بچه رو می‌شناسی؟

386
00:24:49,844 --> 00:24:51,105
‫کدوم بچه؟

387
00:24:51,181 --> 00:24:54,331
‫یه بچه‌ای که شبیه تو بود،
‫ولی با یه بینی قشنگ‌تر.

388
00:25:04,760 --> 00:25:06,162
‫خداحافظ، کاسترو.

389
00:25:06,892 --> 00:25:09,611
‫و پنیول، ازش خداحافظی نمی‌کنی؟

390
00:25:09,752 --> 00:25:11,862
‫پنیول؟ دیگه نمی‌شناسمش.

391
00:25:12,452 --> 00:25:14,062
‫سیمون، وقت نمیشه.

392
00:25:14,452 --> 00:25:17,082
‫من از آموزش ملی مرخصی بدون حقوق گرفتم.

393
00:25:17,372 --> 00:25:19,972
‫اگه نویسندگی جواب نده، می‌تونم دوباره تدریس کنم.

394
00:25:20,334 --> 00:25:23,484
‫و جلوی تخته‌سیاهت تا آخر عمرت بدبخت باشی،

395
00:25:23,792 --> 00:25:28,522
‫من نمیخوام با یه روستایی در هم پیچیده
‫تو صدف پاریسی‌اش زندگی کنم.

396
00:25:55,352 --> 00:25:58,282
‫کی قصد داری
‫دوباره کلاس‌های دبیرستانت رو شروع کنی؟

397
00:25:58,597 --> 00:26:01,222
‫کلاس منتظر می‌مونه. دوباره شروع کردم به نوشتن.

398
00:26:01,872 --> 00:26:03,048
‫این بار تنها.

399
00:26:03,372 --> 00:26:05,582
‫یه نمایشنامه خیلی ادبی.
‫باید ازش خوشت بیاد.

400
00:26:05,592 --> 00:26:08,311
‫-و اسمش تاتاست؟
‫-تاتا؟

401
00:26:08,312 --> 00:26:12,542
‫آره خب، بعد از عمو،
‫ادامه منطقی‌ش تاتاست.

402
00:26:14,472 --> 00:26:15,772
‫فائتون!

403
00:26:15,852 --> 00:26:17,942
‫اسم نمایشنامه فائتونه.

404
00:26:18,683 --> 00:26:20,593
‫مثل اساطیر یونان.

405
00:26:20,752 --> 00:26:22,831
‫پسر اِدیور، از کلیمنه؟

406
00:26:22,832 --> 00:26:23,888
‫دقیقاً.

407
00:26:24,572 --> 00:26:25,591
‫خوشت میاد؟

408
00:26:25,592 --> 00:26:26,735
‫یه پیشرفته.

409
00:26:26,932 --> 00:26:28,922
‫این مزیت رو داره که کلاسیکه.

410
00:26:31,572 --> 00:26:32,742
‫کلاسیک.

411
00:26:33,338 --> 00:26:34,521
‫کلاسیک.

412
00:26:40,245 --> 00:26:41,941
‫آره، تو کلاسیک میخوای.

413
00:26:42,818 --> 00:26:44,793
‫[ فائتون - 1926 ]

414
00:26:45,593 --> 00:26:47,387
‫[ جاز - 1926 ]

415
00:26:47,582 --> 00:26:49,672
‫بازی شروع شد. دیگه راه برگشتی نیست.

416
00:26:50,682 --> 00:26:52,592
‫شما یه آدم خاصی هستید.

417
00:26:52,616 --> 00:26:55,006
‫داریم نمایشنامه شما رو اجرا می‌کنیم،

418
00:26:55,269 --> 00:26:59,336
‫و شما اینجائید و،
‫دارید پولتون رو از دست میدید.

419
00:26:59,416 --> 00:27:02,466
‫اینا ژتون‌هایی هستن که
‫مدیر تئاتر بهم داده.

420
00:27:02,796 --> 00:27:05,035
‫دیگه نمی‌تونه ببینه که من
‫پشت صحنه ناخن‌هامو می‌جوم.

421
00:27:05,036 --> 00:27:09,326
‫پانزده، سیاه، فرد.

422
00:27:09,996 --> 00:27:13,035
‫شما بیشتر مضطرب هستید، نه؟

423
00:27:13,036 --> 00:27:15,746
‫من کلی روش برای محدود کردن یه مرد بلدم.

424
00:27:17,216 --> 00:27:20,646
‫آقا، باید برگردید،
‫تقریباً تموم شده.

425
00:27:20,656 --> 00:27:21,765
‫شرط‌هاتون رو ببندید.

426
00:27:24,016 --> 00:27:25,046
‫همه‌اش به قرمز بلند.

427
00:27:32,252 --> 00:27:35,738
‫اوه، دوستان من، مرا ببخشید.

428
00:27:36,278 --> 00:27:38,576
‫آه، شما قلب مردگان بزرگ هستید،

429
00:27:38,886 --> 00:27:41,116
‫بالاترین اشرافیت جهان،

430
00:27:41,266 --> 00:27:43,996
‫زیبایی ابدی زندگی.

431
00:27:44,586 --> 00:27:47,136
‫فقط اندیشه هست.

432
00:27:56,434 --> 00:27:59,060
‫پنیول، امروز روز شانستونه.

433
00:27:59,128 --> 00:28:01,688
‫آقا، آقا....
‫قرمز برنده شد.

434
00:28:01,926 --> 00:28:03,136
‫و باز هم ادامه داره.

435
00:28:04,626 --> 00:28:07,896
‫پدرت رو دعوت کرده بودی، خوشش اومد؟

436
00:28:09,246 --> 00:28:10,605
‫خب؟

437
00:28:10,606 --> 00:28:12,696
‫خیلی خوب نوشته شده،

438
00:28:12,986 --> 00:28:14,536
‫بدون شک،

439
00:28:14,666 --> 00:28:17,356
‫اما یه سوال ذهنمو درگیر کرده.

440
00:28:17,406 --> 00:28:18,449
‫بگو.

441
00:28:18,546 --> 00:28:20,996
‫چطور زندگی‌تو می‌گذرونی؟

442
00:28:21,826 --> 00:28:24,496
‫به خاطر اینکه دوستت داره اینجوریه.

443
00:28:24,826 --> 00:28:26,556
‫و منم دوسش دارم.

444
00:28:27,139 --> 00:28:28,169
‫مارسل،

445
00:28:29,646 --> 00:28:32,216
‫دلت برای شهرستان تنگ نشده؟

446
00:28:32,566 --> 00:28:34,036
‫اگه بدونی چقدر دلم تنگ شده.

447
00:28:34,706 --> 00:28:36,365
‫و چرا یه نمایشنامه نمی‌نویسی

448
00:28:36,366 --> 00:28:38,965
‫که داستانش تو خونه‌ات، تو مارسی باشه؟

449
00:28:38,966 --> 00:28:39,996
‫ببین، اوران،

450
00:28:40,686 --> 00:28:41,816
‫مارسی بدون لهجه،

451
00:28:41,826 --> 00:28:43,106
‫واقعاً مارسی نیست.

452
00:28:43,186 --> 00:28:44,836
‫ولی دقیقاً، فادا،

453
00:28:44,966 --> 00:28:47,296
‫باید اونو به زبان مارسیایی بنویسی.

454
00:28:47,306 --> 00:28:49,095
‫ولی هیچ‌کس هیچی نمی‌فهمه.

455
00:28:49,606 --> 00:28:50,936
‫بلژیکی‌ها که این کارو کردن.

456
00:28:51,066 --> 00:28:52,296
‫اگه بلژیکی‌ها می‌تونن این کارو بکنن،

457
00:28:52,306 --> 00:28:53,945
‫پس چرا تو نتونی؟

458
00:28:53,946 --> 00:28:55,125
‫بلژیکی‌ها؟

459
00:28:55,126 --> 00:28:56,305
‫کدوم بلژیکی‌ها؟

460
00:28:56,306 --> 00:28:58,396
‫عصبانیت داشت از سرم بالا می‌زد.
‫[ ازدواج دوشیزه بولمانس ]

461
00:28:58,406 --> 00:29:00,556
‫نمی‌خواستم منو احمق فرض کنن.
‫[ ازدواج دوشیزه بولمانس ]

462
00:29:00,566 --> 00:29:02,026
‫و اون بهتون چی گفت؟

463
00:29:02,050 --> 00:29:03,419
‫هیچی، خجالت‌زده بود.

464
00:29:03,444 --> 00:29:06,365
‫بهم گفت، آیا حساب بانکیتون
‫یه کم به دردتون نمی‌خوره، آقا؟

465
00:29:06,366 --> 00:29:07,425
‫اون بهتون چی گفت؟

466
00:29:07,426 --> 00:29:09,436
‫شما صورتتون اینقدر قرمزه.

467
00:29:11,526 --> 00:29:13,465
‫ماشین تحریر چنده؟

468
00:29:13,466 --> 00:29:14,996
‫اوه، مفت نمی‌ارزه.

469
00:29:15,186 --> 00:29:16,436
‫صفحه کلیدش انگلیسیه.

470
00:29:17,426 --> 00:29:18,556
‫دارم یاد می‌گیرم.

471
00:29:19,486 --> 00:29:20,856
‫و حالا، عزیزم،

472
00:29:21,106 --> 00:29:23,596
‫بهت یاد میدم چطور به زبان مارسیایی بنویسی.

473
00:29:25,526 --> 00:29:27,636
‫وقتی پرده بالا میره،

474
00:29:27,686 --> 00:29:30,365
‫آیا دختر به بازیش نگاه می‌کنه

475
00:29:30,366 --> 00:29:32,676
‫و سرش رو می‌خارونه؟

476
00:29:33,126 --> 00:29:34,896
‫من روی دو تا نمایشنامه کار می‌کنم.

477
00:29:34,906 --> 00:29:35,925
‫همین و بس.

478
00:29:35,926 --> 00:29:38,616
‫آقای پنیول نویسنده‌ای حریص است.

479
00:29:38,986 --> 00:29:40,736
‫دو نمایشنامه خیلی متفاوت.

480
00:29:40,746 --> 00:29:44,196
‫-یکیش تو پاریس اتفاق میفته.
‫- نه، نه، نه انقدر سریع.

481
00:29:44,366 --> 00:29:46,205
‫عنوانش؟

482
00:29:46,206 --> 00:29:47,736
‫زیبای خفته.

483
00:29:47,746 --> 00:29:51,396
‫خیلی اورجینال نیست، ولی خب، ادامه بدید.

484
00:29:51,686 --> 00:29:53,616
‫اون یکی تو شهرستان اتفاق میفته.

485
00:29:53,626 --> 00:29:54,956
‫هنوز عنوان نداره.

486
00:29:54,966 --> 00:29:57,236
‫آهاااا، شهرستان.

487
00:29:57,386 --> 00:30:00,316
‫عالیه. شما مارسی رو می‌شناسید؟

488
00:30:00,609 --> 00:30:01,876
‫اسمشو شنیدم.

489
00:30:01,886 --> 00:30:05,956
‫یه نمایش تو آلکازار مارسی دیدم با بازیگرای محلی.

490
00:30:06,116 --> 00:30:08,255
‫خب؟ نظرتون چی بود؟

491
00:30:08,256 --> 00:30:10,366
‫خیلی کنجکاو برانگیزه، ممنون.

492
00:30:10,916 --> 00:30:12,055
‫کنجکاو برانگیز؟

493
00:30:12,056 --> 00:30:17,026
‫آره، عجیبه. این آدما استعداد کمی ندارن،
‫ولی نصف حرفاشونو نمی‌فهمی.

494
00:30:18,076 --> 00:30:19,635
‫مثل بلژیکی‌ها؟

495
00:30:19,636 --> 00:30:23,486
‫بدتر از بلژیکی‌ها.
‫خیلی بدتر از بلژیکی‌ها.

496
00:30:24,936 --> 00:30:28,086
‫این یه ایده مسخره‌ست.
‫هیچ‌وقت جواب نمیده.

497
00:30:35,276 --> 00:30:36,346
‫متاسفم، عزیزم.

498
00:30:37,836 --> 00:30:39,086
‫خداحافظ، مارسی.

499
00:30:40,156 --> 00:30:45,886
‫به همکارات تو کندورسه فکر کن، که الان
‫با کلید تو دستشون جلوی تخته‌سیاه وایسادن.

500
00:30:46,156 --> 00:30:50,306
‫تو، قراره چند روزی رو تو بایون بگذرونی،
‫پیش یکی از زیباترین زن‌های پاریس.

501
00:30:50,616 --> 00:30:52,706
‫اون مطمئناً
‫از سگش هم خوشگل‌تره.

502
00:30:53,416 --> 00:30:55,615
‫دقیقاً چه نژادی هست؟

503
00:30:55,616 --> 00:30:57,926
‫تقریباً به اندازه یه الاغ گنده است
‫با سر گوساله.

504
00:30:57,936 --> 00:31:00,815
‫دعوت کرده. من که نمی‌تونستم رد کنم که بیارمش.

505
00:31:00,816 --> 00:31:03,875
‫حالا که صحبت از زیبا و هیولا شد،
‫به پرده دوم رسیدی؟

506
00:31:03,876 --> 00:31:06,546
‫نه، حال به هم زنه.

507
00:31:07,496 --> 00:31:09,166
‫گیلهم تاپیه، ادامه بده.

508
00:31:10,416 --> 00:31:11,512
‫پرده دوم.

509
00:31:11,936 --> 00:31:13,315
‫-مارسل؟
‫-چیه؟

510
00:31:13,316 --> 00:31:18,135
‫معلم مدرسه تاپیه، این مرد
‫غیرقابل فساد، پدرته، مگه نه؟

511
00:31:18,136 --> 00:31:20,884
‫پیچ‌ها رو آروم برو.
‫سگه حالش خوب نیست.

512
00:31:23,916 --> 00:31:25,506
‫این، خطرناکه.

513
00:31:26,336 --> 00:31:28,386
‫-با قطار بریم؟
‫-با قطار بریم.

514
00:31:29,596 --> 00:31:32,646
‫با این همه، دیگه نمی‌دونم
‫تو پرده دوم کجا بودم.

515
00:31:32,736 --> 00:31:35,486
‫تقریباً آخرش، وقتی توپاز
‫میاد سُنامین رو ببینه.

516
00:31:35,616 --> 00:31:37,715
‫توپاز؟ کدوم توپاز؟

517
00:31:37,716 --> 00:31:40,346
‫اون پیرمرد، همونی که
‫تو پانسیون موشه موند.

518
00:31:40,536 --> 00:31:41,675
‫منظورت تامیزه؟

519
00:31:41,699 --> 00:31:43,149
‫آره، همینه، تامیز.

520
00:31:43,879 --> 00:31:45,142
‫همه چی رو گفتم.

521
00:31:46,739 --> 00:31:50,349
‫از امروز، ساعت ده، شما دیگه
‫متعلق به این موسسه نیستید.
‫[ دیو و دلبر - 1928 ]

522
00:31:50,444 --> 00:31:52,209
‫بیا، ارنستین.
‫[ توپاز - 1928 ]

523
00:31:52,319 --> 00:31:54,278
‫آقای مدیر، آقا...

524
00:31:54,279 --> 00:31:56,738
‫-آقای موش.
‫-آقای موش.

525
00:31:56,739 --> 00:31:59,749
‫یه بازیگر که حافظه‌اش مشکل داره،
‫دکورهایی که آماده نیستن،

526
00:31:59,759 --> 00:32:01,649
‫رزروهایی که هنوز شروع نشده.

527
00:32:01,999 --> 00:32:04,098
‫این نشونه بدیه، نه؟

528
00:32:04,099 --> 00:32:05,998
‫این مرد رو می‌بینید؟

529
00:32:05,999 --> 00:32:09,108
‫-خب؟
‫-اون چهل سال تئاتر تو سرش داره.

530
00:32:09,118 --> 00:32:11,248
‫و میتونم بهتون بگم که به ندرت اشتباه کرده.

531
00:32:11,819 --> 00:32:14,669
‫برای نمایشنامه ما، اون یه دید تازه‌ست.

532
00:32:15,312 --> 00:32:16,382
‫آقا.

533
00:32:16,545 --> 00:32:17,582
‫آقا.

534
00:32:17,825 --> 00:32:19,002
‫بیدار شید.

535
00:32:19,039 --> 00:32:20,489
‫پرده اول تموم شد.

536
00:32:21,679 --> 00:32:22,989
‫کی اونجاست؟

537
00:32:24,319 --> 00:32:26,629
‫فکر کنم باید برگردم خونه.

538
00:32:26,719 --> 00:32:28,489
‫حالم خیلی خوب نیست.

539
00:32:28,859 --> 00:32:30,149
‫این دلگرم‌کننده‌ست.

540
00:32:30,259 --> 00:32:32,049
‫این احمق حتماً زیاد خورده.

541
00:32:32,059 --> 00:32:34,249
‫همه ما به " توپاز " باور داریم.

542
00:32:34,259 --> 00:32:37,769
‫و قطعاً خروپف‌های یه مست
‫ما رو از نظرمون برنمی‌گردونه.

543
00:32:37,779 --> 00:32:39,489
‫جای نا امیدی نیست.

544
00:32:40,379 --> 00:32:43,229
‫تو تئاتر، آدم هیچ‌وقت از هیچی مطمئن نیست.

545
00:32:43,859 --> 00:32:45,089
‫حتی از یه شکست کامل.

546
00:32:56,118 --> 00:32:58,329
‫-نمیای بخوابی؟
‫-الان میام.

547
00:33:07,809 --> 00:33:09,819
‫اونجا به تو نگاه می‌کنم، مرد زیبای من.

548
00:33:10,429 --> 00:33:11,799
‫مورد تحسین همه.

549
00:33:12,429 --> 00:33:13,879
‫اطرافش پر از زن‌های زیبا.

550
00:33:16,069 --> 00:33:18,905
‫هیچ‌وقت یادت نره چرا عاشقم بودی، مارسل.

551
00:33:19,508 --> 00:33:21,158
‫لهجه‌ام رو فراموش نکن.

552
00:33:21,789 --> 00:33:25,139
‫این لهجه، موسیقی کوچک دوران بچگی توئه.

553
00:33:25,729 --> 00:33:27,439
‫این لهجه اولین شعرهای توئه.

554
00:33:28,289 --> 00:33:31,159
‫شعرهایی که قلب منو به تپش می‌‌انداختن.

555
00:33:40,529 --> 00:33:41,968
‫مارسل، خوبی؟

556
00:33:41,969 --> 00:33:44,139
‫حتی خیلی هم خوبم.

557
00:33:44,829 --> 00:33:47,674
‫ممکنه تو نیروی دریایی فرانسه
‫رو دوست داشته باشی.

558
00:33:47,789 --> 00:33:50,861
‫اما نیروی دریایی فرانسه بهت فحش میده.

559
00:33:55,649 --> 00:33:58,219
‫پنیول، یه خبر خوب دارم برات.

560
00:33:58,229 --> 00:34:00,539
‫- چی؟
‫- اون یارو یه‌وَریه مُرد.

561
00:34:00,549 --> 00:34:01,688
‫به این میگی خبر خوب؟

562
00:34:01,689 --> 00:34:03,519
‫کاملاً نگران‌کننده است، حق با توئه.

563
00:34:03,629 --> 00:34:04,828
‫در واقع، این آرامش‌بخشه.

564
00:34:04,829 --> 00:34:07,948
‫میتونیم بگیم تا اینجا،
‫فقط یه تماشاگر داشتیم

565
00:34:07,949 --> 00:34:09,868
‫که فقط نصف پرده اول رو دیده

566
00:34:09,869 --> 00:34:11,339
‫و از دنیا رفته.

567
00:34:15,889 --> 00:34:17,179
‫گوسفندها.

568
00:34:18,289 --> 00:34:23,559
‫گوسفندهایی تو یه پارک
‫محصور شده بودن.

569
00:34:25,029 --> 00:34:26,319
‫گوسفندها.

570
00:34:27,229 --> 00:34:28,559
‫گوسفندها.

571
00:34:29,849 --> 00:34:31,708
‫ببین، بچه‌ام، یه تلاشی بکن.

572
00:34:31,709 --> 00:34:35,079
‫یعنی اینکه فقط یه گوسفند نبود،

573
00:34:35,389 --> 00:34:38,619
‫چندین گوسفند بودن.

574
00:34:45,209 --> 00:34:46,819
‫پنیول بیچاره من.

575
00:34:47,769 --> 00:34:49,139
‫این یه شکسته.

576
00:34:49,669 --> 00:34:51,939
‫باید بیای از مردم عذرخواهی کنی.

577
00:34:53,349 --> 00:34:55,279
‫- تا این حد؟
‫- آره.

578
00:35:02,109 --> 00:35:03,348
‫خانم‌ها و آقایان،

579
00:35:03,349 --> 00:35:06,149
‫ما مقصر واقعی رو پیدا کردیم،

580
00:35:06,409 --> 00:35:08,439
‫آقای مارسل پنیول.

581
00:35:11,699 --> 00:35:13,809
‫از این طرف، آقای پنیول.

582
00:35:14,299 --> 00:35:17,349
‫توپاز واقعی رو بهت معرفی می‌کنم.

583
00:35:17,679 --> 00:35:18,689
‫خوشوقتم.

584
00:35:20,559 --> 00:35:21,769
‫عجب خری هستی.

585
00:35:22,039 --> 00:35:23,849
‫چه ترسی تو جونم انداختید.

586
00:35:23,859 --> 00:35:26,609
‫مارسل، کسی باهات کار داره.

587
00:35:28,839 --> 00:35:30,229
‫بابا؟

588
00:35:31,772 --> 00:35:33,182
‫آفرین، پسرم.

589
00:35:34,879 --> 00:35:36,318
‫ای بدبخت،

590
00:35:36,319 --> 00:35:38,509
‫ای بچه بیچاره،
‫[ تئاتر لالکازآر - مارسی ]

591
00:35:38,559 --> 00:35:40,449
‫ای رقت‌انگیز.

592
00:35:40,499 --> 00:35:44,389
‫تو که فکر نمی‌کنی
‫من این نمایشنامه رو اینجا اجرا می‌کنم.

593
00:35:44,399 --> 00:35:45,658
‫چرا منو آوردی اینجا؟

594
00:35:45,659 --> 00:35:47,429
‫چون این ماریوس،

595
00:35:48,219 --> 00:35:50,289
‫یه شاهکاره.

596
00:35:50,419 --> 00:35:51,689
‫ولی تو نمی‌خوای بازی کنی.

597
00:35:51,699 --> 00:35:53,509
‫اوه چرا، بازی می‌کنم.

598
00:35:54,959 --> 00:35:57,229
‫ولی بعد از سیصدمین اجرا تو پاریس،

599
00:35:57,459 --> 00:35:59,678
‫چی میگم، سیصدمین؟

600
00:35:59,679 --> 00:36:02,078
‫پانصدمین!

601
00:36:02,079 --> 00:36:03,638
‫نمایشنامه‌ت رو به رِمی نشون بده.

602
00:36:03,639 --> 00:36:06,829
‫نقش پانیس، برای اون، کاملاً مناسبه.

603
00:36:07,159 --> 00:36:09,009
‫اون با گروه تو وولترا هست،

604
00:36:09,039 --> 00:36:11,029
‫صاحب تئاتر پاریس.

605
00:36:11,139 --> 00:36:12,869
‫اونا همش دعوا می‌کنن،

606
00:36:12,879 --> 00:36:14,749
‫اما تو پایتخت،

607
00:36:14,759 --> 00:36:16,529
‫اونا حرف اول و آخر رو میزنن.

608
00:36:17,179 --> 00:36:18,869
‫رمی امشب اینجا بازی می‌کنه.

609
00:36:19,219 --> 00:36:20,289
‫بهت هشدار میدم،

610
00:36:20,439 --> 00:36:22,009
‫این شکسپیر نیست.

611
00:36:24,065 --> 00:36:27,309
‫اوه خدای من، عزیزم، تویی.

612
00:36:27,399 --> 00:36:30,625
‫آدلاید، چه خوشحالم که دوباره می‌بینمت.

613
00:36:33,639 --> 00:36:36,849
‫آره. از دوران صومعه خیلی وقته گذشته.

614
00:36:36,859 --> 00:36:40,918
‫و اون دو تا کوچولوی نازنین رو ببین چی شدن؟

615
00:36:40,919 --> 00:36:43,338
‫آه، اون دو تا کوچولوی نازنین

616
00:36:43,362 --> 00:36:46,552
‫تبدیل شدن به دو گنده بیکاره!

617
00:36:47,182 --> 00:36:48,932
‫خب من، عزیزم،

618
00:36:49,102 --> 00:36:51,181
‫مال من اینقدر تیز موندن

619
00:36:51,182 --> 00:36:54,532
‫که هر روز صبح با سنباده صافشون می‌کنم.

620
00:36:54,582 --> 00:36:57,152
‫وگرنه، سوتین‌هامو پاره می‌کنن.

621
00:37:00,862 --> 00:37:03,912
‫چیزی که نگرانم می‌کنه اینه که
‫چند سال پیش،

622
00:37:03,922 --> 00:37:05,752
‫یه گروه از اینجا رفتن پاریس،

623
00:37:05,902 --> 00:37:08,272
‫و یه نمایشنامه به سبک مارسیایی بازی کردن.

624
00:37:08,297 --> 00:37:09,381
‫خب که چی؟

625
00:37:09,382 --> 00:37:12,421
‫خب که چی، منتقدا اونا رو
‫به خاک و خون کشیدن

626
00:37:12,422 --> 00:37:14,012
‫و تماشاچیا هوشون کردن.

627
00:37:14,382 --> 00:37:16,172
‫شاید نمایشنامه خوب نبوده.

628
00:37:16,562 --> 00:37:18,362
‫با این حال، این یه سابقه بدی برای ماست.

629
00:37:19,046 --> 00:37:20,652
‫شاید وولترا فراموشش کرده باشه.

630
00:37:21,662 --> 00:37:24,232
‫خب، اگه نمایشنامه شما خوبه،
‫پس امتحانش می‌کنیم.

631
00:37:24,642 --> 00:37:25,652
‫ولی بهم بگید،

632
00:37:26,182 --> 00:37:29,281
‫این ماریوس پسر خوش‌تیپیه؟

633
00:37:29,282 --> 00:37:30,572
‫بهت گوش میدم.

634
00:37:31,275 --> 00:37:32,365
‫من رمی رو می‌خوام.

635
00:37:33,668 --> 00:37:35,213
‫برای نقش اصلی.

636
00:37:35,515 --> 00:37:37,226
‫تو اخلاقشو می‌شناسی.

637
00:37:37,322 --> 00:37:38,772
‫اون غیرقابل تحمله.

638
00:37:38,782 --> 00:37:40,113
‫اون نمایشنامه رو دوست داره.

639
00:37:40,362 --> 00:37:43,072
‫من فکر نمی‌کنم اون توانایی
‫بازی در یه نقش کمدی بزرگ رو داشته باشه.

640
00:37:43,082 --> 00:37:44,325
‫من بهش اعتماد دارم.

641
00:37:44,422 --> 00:37:47,252
‫خوبه. تو اونو می‌خوای، پس به دستش بیار.

642
00:37:47,422 --> 00:37:49,532
‫اما اگه بعداً اومدی شکایت کردی،

643
00:37:49,662 --> 00:37:51,352
‫بهت می‌خندم.

644
00:37:52,302 --> 00:37:53,681
‫داری میری؟

645
00:37:53,682 --> 00:37:55,741
‫باید برم لونا پارک
‫تا یه مشکلی رو حل کنم

646
00:37:55,742 --> 00:37:57,412
‫بین غول و زن ریشو.

647
00:37:57,902 --> 00:37:59,672
‫اینا موجودات اعصاب‌خردکن هیولایی هستن.

648
00:37:59,682 --> 00:38:02,912
‫ولی باور کن، اینا هیچی
‫در مقایسه با رمی تو نیستن.

649
00:38:06,475 --> 00:38:09,241
‫-رفتم بازی شارپن رو دیدم.
‫-خب چی شد؟

650
00:38:09,242 --> 00:38:11,772
‫خیلی خوبه. برای نقش پانیس عالیه.

651
00:38:11,902 --> 00:38:13,152
‫- باهاش حرف زدی؟
‫- نه.

652
00:38:13,582 --> 00:38:15,081
‫پس از کجا میدونی
‫میخواد نقش پانیس رو بازی کنه؟

653
00:38:15,082 --> 00:38:16,852
‫چون من سزار رو بازی می‌کنم.

654
00:38:16,962 --> 00:38:19,372
‫ببین، ژول، این یه نقش فرعیه.

655
00:38:19,382 --> 00:38:20,812
‫تو برام متن بیشتری اضافه کن.

656
00:38:20,942 --> 00:38:22,481
‫ببین، ژول، زیاد چیز خاصی نیست.

657
00:38:22,482 --> 00:38:24,852
‫من می‌خوام صاحب بار باشم.

658
00:38:24,862 --> 00:38:27,212
‫من می‌خوام نمایشنامه تو خونه من اتفاق بیفته.

659
00:38:27,342 --> 00:38:29,172
‫این رمی نیست که باید بره پیش شارپن.

660
00:38:29,182 --> 00:38:30,952
‫این شارپنه که باید بیاد پیش رمی.

661
00:38:30,962 --> 00:38:32,952
‫بهش فکر می‌کنم.

662
00:38:33,382 --> 00:38:34,692
‫ولی خواهش می‌کنم، با زنش حرف نزن.

663
00:38:34,702 --> 00:38:37,171
‫خب که چی؟

664
00:38:39,602 --> 00:38:41,321
‫فرنه داره چیکار می‌کنه؟

665
00:38:41,322 --> 00:38:45,232
‫بهت که گفته بودم! سپردن نقش یه آدم خونگرمِ
‫مارسیایی به یه آلزاسیِ یبس، دیگه رسماً کفر ابلیسه

666
00:38:45,842 --> 00:38:48,812
‫مادر مقدس حتماً دو تا پاشو شکسته. تموم.

667
00:38:48,822 --> 00:38:51,012
‫یا ساده‌تر بگم، قطارش تأخیر داشته.

668
00:38:51,082 --> 00:38:52,781
‫اون تازه پونزده روز رو تو مارسی گذرونده

669
00:38:52,782 --> 00:38:54,372
‫تو یه بار کوچیک تو بندر قدیمی،

670
00:38:54,382 --> 00:38:55,881
‫میزها رو پاک می‌کرده و لیوان‌ها رو می‌شسته

671
00:38:55,882 --> 00:38:57,792
‫تا تو مکالمات مشتری‌ها شرکت کنه.

672
00:38:57,802 --> 00:39:00,392
‫پس، آلزاسیایی تو شاید الکلی شده باشه،

673
00:39:00,402 --> 00:39:02,191
‫ولی قطعاً
‫مارسیایی نشده.

674
00:39:02,302 --> 00:39:03,852
‫حق با توئه، مثل همیشه.

675
00:39:04,142 --> 00:39:05,397
‫بیا، من بهت دیالوگ میدم.

676
00:39:05,521 --> 00:39:07,974
‫از «بخاطر قهوه‌اش نیست» دوباره شروع می‌کنیم.

677
00:39:08,041 --> 00:39:10,211
‫بخاطر قهوه‌اش نیست، بخاطر طرز رفتارته.

678
00:39:10,241 --> 00:39:12,711
‫- چه طرز رفتاری؟
‫- اینکه تا من می‌خوابم، کل مغازه رو هورت می‌کشی بالا.

679
00:39:12,781 --> 00:39:14,741
‫اگه می‌خواستی بهم توهین کنی، کاملاً موفق شدی.

680
00:39:15,941 --> 00:39:17,420
‫توهین؟ چه توهینی؟

681
00:39:17,421 --> 00:39:20,620
‫آخه اگه من توی این سن نتونم یه فنجون قهوه
‫تعارف کنم، پس من اصلاً چی‌کاره‌ام این وسط؟

682
00:39:20,621 --> 00:39:23,131
‫یه بچه! یه بچه‌ای که باید از حرف باباش اطاعت کنه.

683
00:39:23,141 --> 00:39:24,611
‫- توی این سنش؟
‫- بله خوشگلم.

684
00:39:24,621 --> 00:39:26,680
‫خودِ من، مجبور شدم تا سن سی و دو سالگی صبر کنم...

685
00:39:26,681 --> 00:39:29,117
‫تا بابام آخرین اردنگی رو بهم بزنه.

686
00:39:29,141 --> 00:39:30,991
‫خانواده توی زمان ما این شکلی بود.

687
00:39:31,001 --> 00:39:33,431
‫کلی احترام و محبت بینمون بود.

688
00:39:33,461 --> 00:39:35,097
‫با اردنگی؟!

689
00:39:37,294 --> 00:39:38,320
‫خب پنیول؟

690
00:39:38,321 --> 00:39:41,151
‫دیدی بهت می‌گفتم یه آلزاسی هم می‌تونه
‫نقش یه مارسیایی رو خوب بازی کنه؟

691
00:39:41,161 --> 00:39:43,201
‫کل چیزی که لازم داره، فقط یه دستمال گردنِ مناسبه.

692
00:39:44,141 --> 00:39:46,791
‫راستی، دیدم که صحنه کارت‌بازی رو حذف کردی.

693
00:39:46,901 --> 00:39:47,991
‫نمایشنامه خیلی طولانی شده.

694
00:39:48,001 --> 00:39:49,460
‫ولی اون صحنه کارت‌بازی
‫واسه خودش یه پا کمدیه.

695
00:39:49,461 --> 00:39:51,200
‫به نظرت جلف و چیپ میاد، آره؟

696
00:39:51,201 --> 00:39:53,691
‫چطور بگم، در شأن تئاتری مثل اینجا نیست.

697
00:39:54,461 --> 00:39:55,971
‫کارگردان تویی دیگه.

698
00:39:56,161 --> 00:39:57,231
‫رئیس تویی.

699
00:39:59,521 --> 00:40:02,051
‫پایان پرده دوم. پونزده دقیقه استراحت.

700
00:40:05,501 --> 00:40:07,551
‫می‌خوام یه نگاه تازه به کار بندازی و نظرت رو بگی.

701
00:40:07,581 --> 00:40:08,731
‫می‌شنوم، بفرمایید.

702
00:40:09,341 --> 00:40:11,000
‫نمایش به نظرتون جذاب میاد؟

703
00:40:11,001 --> 00:40:14,051
‫فکر کنم اگه می‌فهمیدم چی داره میگه، خوشم می‌اومد.

704
00:40:14,201 --> 00:40:16,271
‫- به اندازه کافی بلند حرف نمی‌زنه؟
‫- نه، موضوع این نیست.

705
00:40:16,401 --> 00:40:18,360
‫جمله‌بندی‌هاش خیلی غلط غلوط و نادرسته.

706
00:40:18,361 --> 00:40:22,291
‫این لهجه‌اش هم که صداها
‫رو دگرگون می‌کنه، دیگه اصلاً غیرقابل‌فهمه.

707
00:40:22,301 --> 00:40:25,551
‫اوه، به حرف‌های این آقا گوش نکنید.

708
00:40:25,661 --> 00:40:27,471
‫این آقا به احمق بودنش معروفه.

709
00:40:27,501 --> 00:40:29,111
‫چی گفتی؟ من؟!

710
00:40:29,161 --> 00:40:30,896
‫بله جناب، دقیقاً خودِ شما!

711
00:40:30,921 --> 00:40:32,331
‫بهتون اجازه نمی‌دم این‌طوری با من حرف بزنید!

712
00:40:32,341 --> 00:40:33,929
‫ژول، این بحث‌ها کمکی به من نمی‌کنه.

713
00:40:33,969 --> 00:40:37,076
‫آخه کی به این احمق
‫اجازه داده بیاد اینجا جاسوسیِ ما رو بکنه؟

714
00:40:37,173 --> 00:40:40,846
‫پرده رو بکشید پایین. وقتی این یارو چپ‌چشم رفت،
‫بقیه کار رو می‌ریم.

715
00:40:41,073 --> 00:40:42,474
‫این چپ‌چشم؟

716
00:40:42,498 --> 00:40:46,322
‫من نیومدم اینجا که بهم توپ‌وتشر بزنی.
‫حالا می‌بینیم!

717
00:40:53,358 --> 00:40:56,209
‫می‌خوای کل تایم آنتراکت رو همین‌جا بمونی؟

718
00:40:56,243 --> 00:40:57,688
‫کار اصلاً خنده‌دارشون نمی‌کنه.

719
00:40:57,858 --> 00:40:59,378
‫انگار به جای کمدی، تراژدی نوشتم!

720
00:40:59,658 --> 00:41:02,748
‫دلشون می‌خواد بخندن،
‫ولی جلوی خودشون رو می‌گیرن.

721
00:41:03,298 --> 00:41:04,508
‫نگران نباش بابا، بی‌خیال.

722
00:41:04,518 --> 00:41:06,008
‫توی پرده سوم میخکوبشون می‌کنیم.

723
00:41:07,058 --> 00:41:08,388
‫خب چیه؟ نوبت توئه دیگه.

724
00:41:08,498 --> 00:41:10,828
‫خودم می‌دونم، ولی مرددم.

725
00:41:10,838 --> 00:41:12,807
‫خب که چی؟
‫می‌خوای تا فردا همین‌طور دو دل بمونی؟

726
00:41:12,854 --> 00:41:14,608
‫زود باش ناخدا، منتظرتیم!

727
00:41:14,958 --> 00:41:16,748
‫آخه موضوعِ خیلی مهمیه.

728
00:41:16,758 --> 00:41:18,717
‫پس باید شما دوتا برید با هم خلوت کنید و هماهنگ بشید.

729
00:41:18,742 --> 00:41:20,432
‫صحنه کارت‌بازی رو برگردوندن!

730
00:41:20,521 --> 00:41:22,534
‫رِموِ مخفیانه باهاشون تمرین کرده.

731
00:41:22,727 --> 00:41:24,428
‫چطور جرأت کرده همچین کاری بکنه؟!

732
00:41:24,858 --> 00:41:26,028
‫دردسرسازه.

733
00:41:26,318 --> 00:41:28,428
‫به جای نق زدن، ببین چه‌کارش کردن!

734
00:41:28,438 --> 00:41:32,477
‫نکنه تو هم دستت با این توطئه‌گرا توی یه کاسه‌ست؟

735
00:41:32,478 --> 00:41:33,708
‫دهنت رو ببند، پنیول!

736
00:41:33,733 --> 00:41:35,108
‫ولی گوش کن.

737
00:41:40,928 --> 00:41:44,838
‫پاریس تازه داره جذابیتِ لحن مارسیایی‌ها رو کشف می‌کنه.

738
00:41:45,008 --> 00:41:47,358
‫صداقتِ اوران دو مازی،

739
00:41:47,508 --> 00:41:48,767
‫تسلطِ فرنه

740
00:41:48,768 --> 00:41:50,767
‫و شور و سرزندگیِ رِموِ.

741
00:41:50,768 --> 00:41:53,338
‫که خودش رو به عنوان
‫یکی از بزرگترین بازیگرهامون ثابت می‌کنه.

742
00:41:53,608 --> 00:41:54,918
‫جا واسه سوزن انداختن نیست!

743
00:41:54,928 --> 00:41:57,402
‫مثل یه رویاست. این واسه تو چه فایده‌ای داره، ژول؟

744
00:41:57,502 --> 00:42:00,298
‫الان بهت می‌گم چه فایده‌ای داره، لئون.

745
00:42:00,589 --> 00:42:02,467
‫این تیکه کوچیکِ کاغذ دیواریه

746
00:42:02,468 --> 00:42:04,138
‫که از دیوار اتاق گریمم کندم.

747
00:42:04,148 --> 00:42:05,178
‫باریکلا!

748
00:42:05,448 --> 00:42:08,498
‫روش نوشته: «جناب رِموِ یه نابغه‌ست.»

749
00:42:09,028 --> 00:42:11,438
‫و امضای مارسل پنیول هم پاشه.

750
00:42:11,463 --> 00:42:12,658
‫دمت گرم رفیق.

751
00:42:12,668 --> 00:42:14,878
‫رفیقت؟! رفیقت؟! شما دوتا یه مشت خرابکارِ به تمام معنایید!

752
00:42:14,888 --> 00:42:17,147
‫قصد دارید تئاتر من رو ویران کنید، آره؟

753
00:42:17,148 --> 00:42:18,666
‫ای بابا، ولترا!

754
00:42:18,700 --> 00:42:22,418
‫دیگه واسه یه تیکه کاغذ دیواریِ مسخره،
‫این‌قدر قشقرق به پا نکن!

755
00:42:22,428 --> 00:42:23,825
‫این کاغذ دیواری رو خودم انتخاب کرده بودم!

756
00:42:23,865 --> 00:42:25,188
‫نه بابا، تو اصلاً سلیقه نداری.

757
00:42:25,248 --> 00:42:27,338
‫این کاغذ دیواری هم مثل کراوات‌هات زشته!

758
00:42:30,088 --> 00:42:32,798
‫انگار این موفقیت زیاد خوشحالت نکرده، مارسل؟

759
00:42:33,108 --> 00:42:34,487
‫حالا از اینجا به بعد باید چی‌کار کنم؟

760
00:42:34,488 --> 00:42:36,458
‫نمایشنامه‌های دیگه بنویس، دیوانه خُل!

761
00:42:36,608 --> 00:42:39,938
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم چیزی بهتر ازاین بنویسم،
‫حالا که اون به قولش عمل کرده.

762
00:42:39,988 --> 00:42:41,667
‫کی به قولش عمل کرده؟

763
00:42:41,691 --> 00:42:42,776
‫یه پسربچه.

764
00:42:42,811 --> 00:42:44,261
‫کدوم پسربچه؟

765
00:42:44,991 --> 00:42:46,681
‫قضیه‌اش مفصله.

766
00:42:48,831 --> 00:42:51,441
‫من که می‌دونستم دیگه دلت نمی‌خواد بنویسی،

767
00:42:51,451 --> 00:42:53,688
‫چون تئاتر دیگه برات خیلی راحت شده بود.

768
00:42:53,764 --> 00:42:55,914
‫خیلی راحت؟ فکر نمی‌کنم.

769
00:42:56,830 --> 00:42:58,881
‫بگیم احساس می‌کردم برام کوچیکه و جام تنگ شده.

770
00:43:03,781 --> 00:43:05,854
‫و این‌طور شد که نور پدید اومد.

771
00:43:09,799 --> 00:43:14,074
‫[ تا حالا به سینما فکر کردی مارسل پنیول؟ ]

772
00:43:15,800 --> 00:43:18,041
‫چه فاجعه‌ای!

773
00:43:21,269 --> 00:43:25,469
‫[ این بازیگرای بیچاره که انقدر غلو‌آمیز بازی میکنن ]

774
00:43:27,809 --> 00:43:31,800
‫[ تا حواس ما رو پرت کنن که عین ماهی لال‌مونی گرفتن. ]

775
00:43:33,441 --> 00:43:35,521
‫[ حالا با صدا چطور؟ ]

776
00:43:36,767 --> 00:43:42,499
‫[ سعی کردن رو تصویر صدا بذارن ولی
‫همیشه افتضاح از آب دراومده. ]

777
00:43:43,832 --> 00:43:46,599
‫[ شاید این بار کار کنه! ]

778
00:43:48,606 --> 00:43:54,628
‫[ به نظر اطلاعات خوبی داری، پسر جون.
‫حالا این فیلم ناطق رو کجا میشه دید ؟ ]

779
00:43:55,661 --> 00:43:57,942
‫[ اونور آب... ]

780
00:43:59,277 --> 00:44:01,528
‫[ همین اونطرف خیابون؟ ]

781
00:44:03,500 --> 00:44:06,734
‫[ آقا، اونور کانال مانش!
‫پیش انگلیسی‌ها! ]

782
00:44:10,742 --> 00:44:13,623
‫[ سفر به لندن... ]

783
00:44:27,831 --> 00:44:30,124
‫[ بالاخره سینما ناطق شد! ]

784
00:44:40,577 --> 00:44:44,390
‫واسه امشب همه بلیت‌ها
‫فروش رفته، این سیصد و پنجاهمین اجرامونه!

785
00:44:44,430 --> 00:44:46,211
‫آره، ولی این وضعیت موندگار نیست.

786
00:44:46,257 --> 00:44:47,211
‫چرا اونوقت؟

787
00:44:47,257 --> 00:44:49,277
‫آقای پنیول تازه از لندن برگشته.

788
00:44:49,344 --> 00:44:51,604
‫رفته یه فیلم ناطق رو سه بار تماشا کرده.

789
00:44:51,726 --> 00:44:52,881
‫افتضاحه!

790
00:44:52,891 --> 00:44:54,704
‫بهم میگه تئاترها قراره تخته بشن.

791
00:44:54,737 --> 00:44:56,630
‫آره، منم بهش میگم واقعاً مسخره‌ست...

792
00:44:56,631 --> 00:44:58,950
‫که بخوایم اجرای «ماریوس» رو ادامه بدیم...

793
00:44:58,951 --> 00:45:01,130
‫وقتی این‌قدر احمقانه فرم تئاتری داره.

794
00:45:01,291 --> 00:45:02,881
‫داری پیازداغش رو زیاد می‌کنی، من این رو نگفتم.

795
00:45:02,891 --> 00:45:06,021
‫دیگه فقط مونده برم
‫یه فانوس جادویی و یه گرامافون بخرم!

796
00:45:06,046 --> 00:45:08,980
‫بدبخت روزگار! بذار یه چیزی بهت بگم.

797
00:45:09,073 --> 00:45:11,721
‫این قضیه فیلم ناطق، این اسباب‌بازیِ جدید،

798
00:45:11,746 --> 00:45:13,193
‫فقط یه جور سرگرمیِ گذراست.

799
00:45:13,260 --> 00:45:14,814
‫برو اون رو واسه شهربازیت بخر.

800
00:45:14,847 --> 00:45:16,370
‫شاید بتونه یه فصل ملت رو سرگرم کنه.

801
00:45:16,371 --> 00:45:18,581
‫نه، نه. حق با پنیوله.

802
00:45:18,777 --> 00:45:20,364
‫تازه، من خودم هم بهش علاقه‌مند شدم.

803
00:45:20,444 --> 00:45:22,610
‫چون تو قراره این نمایش رو فقط یه بار بازی کنی.

804
00:45:22,670 --> 00:45:24,344
‫منم فقط یه بار بهت دستمزد میدم.

805
00:45:24,390 --> 00:45:26,150
‫ولی اون فیلمِ سخنگوت روی پرده سینما...

806
00:45:26,151 --> 00:45:29,281
‫واسم هزار تا دو هزار بار اجرای مجانی میره!

807
00:45:29,306 --> 00:45:30,390
‫پنیول!

808
00:45:30,391 --> 00:45:32,541
‫میخوای بذاری این کلاهبردار جیب من رو خالی کنه؟

809
00:45:32,642 --> 00:45:35,510
‫مگه این سینمای ناطق چی داره
‫که این‌قدر بزرگش می‌کنی؟ هان؟

810
00:45:35,511 --> 00:45:37,701
‫- بگو، سراپا گوشم.
‫- باز شروع شد!

811
00:45:37,971 --> 00:45:40,581
‫ژول، به لطف این اختراع شگفت‌انگیز،

812
00:45:40,657 --> 00:45:43,150
‫دیگه محدود به ابعاد و اندازه سالن تئاتر نیستم.

813
00:45:43,151 --> 00:45:45,970
‫می‌تونم صورتِ طرف رو از فاصله پنچاه سانتی‌متری نشون بدم...

814
00:45:45,971 --> 00:45:47,381
‫تا سرازیر شدنِ اشک رو روش ببینی.

815
00:45:47,391 --> 00:45:49,370
‫دلت می‌خواد منم گریه کنم؟

816
00:45:49,371 --> 00:45:51,830
‫می‌تونم صحنه‌ای رو بنویسم که توش دارن پچ‌پچ می‌کنن...

817
00:45:51,831 --> 00:45:53,781
‫و کاری کنم که صداش واضح و شفاف شنیده بشه.

818
00:45:53,807 --> 00:45:55,975
‫دلت میخواد منم پچ‌پچ کنم؟

819
00:45:56,022 --> 00:45:57,821
‫ایده فوق‌العاده‌ایه، پنیول.

820
00:45:57,886 --> 00:45:59,816
‫ژول، به لطف دوربین،

821
00:45:59,855 --> 00:46:02,173
‫می‌تونم توی آسمون به پرواز دربیام،

822
00:46:02,220 --> 00:46:03,981
‫از دور نظاره‌گرِ صحنه باشم،

823
00:46:04,080 --> 00:46:06,961
‫درست مثل یه پرنده، یا یه فرشته نگهبان.

824
00:46:07,271 --> 00:46:08,361
‫یا مثل خدا.

825
00:46:08,711 --> 00:46:10,833
‫پس باید کچلی‌ت رو قایم کنی، ژول!

826
00:46:10,857 --> 00:46:11,907
‫فقط تصور کن!

827
00:46:11,997 --> 00:46:13,867
‫می‌تونم از کادر بزنم بیرون،

828
00:46:14,137 --> 00:46:15,587
‫دور صحنه بچرخم،

829
00:46:15,757 --> 00:46:17,747
‫تمام دیوارهای تئاتر رو خراب کنم،

830
00:46:18,117 --> 00:46:19,807
‫و دکور رو تیکه‌تیکه کنم.

831
00:46:20,057 --> 00:46:21,907
‫- یا بازیگر رو!
‫- ایده خوبیه.

832
00:46:22,417 --> 00:46:24,927
‫به این فکر کردی که «وان دير» چجور برادری بود؟

833
00:46:24,977 --> 00:46:26,467
‫شما دارین از ول کردن تئاتر حرف می‌زنین،

834
00:46:26,477 --> 00:46:27,677
‫ولی حق این کار رو ندارین.

835
00:46:27,757 --> 00:46:29,996
‫این مگه فرار از خدمت نیست؟

836
00:46:29,997 --> 00:46:32,087
‫یه بزدلیِ تمام‌عیار.

837
00:46:32,357 --> 00:46:35,156
‫برای همیشه بی‌آبرو نمی‌شین؟

838
00:46:35,157 --> 00:46:37,847
‫اونم بعد از این‌همه کاری که تئاتر براتون کرده؟

839
00:46:38,029 --> 00:46:41,195
‫سینما رو فراموش کنین،
‫اگه نمی‌خواین کارتون به ورشکستگی بکشه.

840
00:46:41,277 --> 00:46:42,647
‫فقط واسه نمای بیرونش،

841
00:46:42,657 --> 00:46:45,267
‫باید هفته‌ای دست‌کم پونصد تا لامپ عوض کنیم.

842
00:46:45,277 --> 00:46:46,516
‫از این آمار و ارقامتون مطمئنین؟

843
00:46:46,517 --> 00:46:50,167
‫دیگه نمی‌خواین بهم بگین که...
‫از لامپ هم سردرمیارین!

844
00:46:50,336 --> 00:46:52,576
‫اگه باور نمی‌کنین، خودتون نگاه کنین.

845
00:46:58,157 --> 00:47:00,347
‫باب، دوست من!

846
00:47:00,737 --> 00:47:02,516
‫از هالیوود چه خبر؟

847
00:47:02,517 --> 00:47:05,807
‫باب، بذار مارسل پنیول رو بهت معرفی کنم.

848
00:47:05,837 --> 00:47:08,276
‫سلام! حالتون چطوره؟

849
00:47:08,277 --> 00:47:09,727
‫خوبم، ممنون.

850
00:47:09,936 --> 00:47:14,087
‫بالاخره! یه فرانسوی پیدا شد که انگلیسی حرف بزنه.

851
00:47:14,377 --> 00:47:16,336
‫گرسنته، مارسل؟

852
00:47:16,337 --> 00:47:18,596
‫بریم رستوران؟

853
00:47:18,597 --> 00:47:21,756
‫لامپ‌هات رو خودت می‌ساختی؟

854
00:47:21,757 --> 00:47:22,895
‫کدوم لامپ‌ها؟

855
00:47:22,896 --> 00:47:25,646
‫اوه، همون‌هایی که به پارامونت می‌فروختی.

856
00:47:25,656 --> 00:47:27,287
‫فوق‌العاده‌ان!

857
00:47:27,577 --> 00:47:29,507
‫اگه من رو یه ویزیتور فرض کردین،

858
00:47:29,517 --> 00:47:31,596
‫پس چرا من رو به ناهار دعوت کردین؟

859
00:47:31,597 --> 00:47:34,396
‫واسه اینکه تو قلب مهربونی داری

860
00:47:34,397 --> 00:47:36,547
‫و انگلیسی هم بلدی.

861
00:47:37,837 --> 00:47:41,116
‫جدی، اصلاً شغلت چیه؟

862
00:47:41,117 --> 00:47:43,567
‫باب به قولی کلید استودیو رو داده دست من.

863
00:47:44,177 --> 00:47:46,027
‫برات توضیح میدم چطوری کار میکنه.

864
00:47:46,377 --> 00:47:48,127
‫اون بالا بالاها هالیووده؛

865
00:47:48,517 --> 00:47:49,887
‫کعبه‌ی آمالِ سینما.

866
00:47:50,257 --> 00:47:52,007
‫درست زیر پاش، کمپانی پارامونته.

867
00:47:52,117 --> 00:47:54,296
‫همه باید جلوی قبله‌اش سر خم کنن.

868
00:47:55,477 --> 00:47:57,587
‫بعدش مدیران اجرایی هستن،

869
00:47:57,597 --> 00:47:58,867
‫ستاد فرماندهی استودیوها.

870
00:47:59,317 --> 00:48:01,027
‫بعد از اون‌ها هم نگهبان استودیوئه،

871
00:48:01,037 --> 00:48:02,927
‫یه رئیس قدرتمند که هر روز،

872
00:48:02,937 --> 00:48:04,136
‫در رو به روی دویست نفر باز می‌کنه

873
00:48:04,137 --> 00:48:05,547
‫و توی صورت سه هزار نفر دیگه میبنده!

874
00:48:05,590 --> 00:48:07,240
‫مدیر تبلیغات،

875
00:48:07,250 --> 00:48:09,180
‫که هم‌زمان داره با سه تا تلفن حرف می‌زنه.

876
00:48:09,396 --> 00:48:10,549
‫واقعاً معرکه‌ست!

877
00:48:10,550 --> 00:48:11,929
‫<i>دست از سرم بردارین!</i>

878
00:48:11,930 --> 00:48:15,740
‫شرکت «وسترن الکتریک»،
‫که صاحبِ دستگاهِ ضبط و ثبتِ صداست.

879
00:48:17,010 --> 00:48:18,780
‫مدیر آزمایشگاه‌ها.

880
00:48:19,690 --> 00:48:20,860
‫تدوین‌گر.

881
00:48:21,610 --> 00:48:22,900
‫مدیر بخش موسیقی.

882
00:48:24,010 --> 00:48:25,420
‫مدیر لباس.

883
00:48:27,190 --> 00:48:29,120
‫بعدش هم نوبتِ کارگردانه،

884
00:48:29,430 --> 00:48:32,270
‫که هرچی از راه دورتری اومده باشه
‫احترامش بیشتره، درست مثل خالی‌بندها!

885
00:48:32,395 --> 00:48:33,295
‫کااات!

886
00:48:33,370 --> 00:48:35,000
‫انگار جون تو تنم نبود.

887
00:48:35,229 --> 00:48:37,009
‫باورنکردنیه!

888
00:48:37,010 --> 00:48:39,360
‫خیلی وقت‌ها خودش همون خالی‌بنده است.

889
00:48:40,210 --> 00:48:42,740
‫بعدش هم شورای بازخوانیه،

890
00:48:42,890 --> 00:48:44,949
‫کسایی که هیچ‌وقت نتونستن یه رمان بنویسن،

891
00:48:44,950 --> 00:48:46,120
‫یا حتی یه نمایشنامه،

892
00:48:46,130 --> 00:48:48,140
‫ولی اثر بقیه رو بالا و پایین می‌کُنن و ور میرن باهاش.

893
00:48:48,570 --> 00:48:50,680
‫درست بعد از اون‌ها، ستاره‌ی فیلمه.

894
00:48:50,710 --> 00:48:53,540
‫دستمزد یه ستاره باید خیلی نجومی باشه.

895
00:48:53,790 --> 00:48:56,089
‫اون هم آخرش با خودش فکر می‌کنه که موفقیت و ثروتش...

896
00:48:56,090 --> 00:48:57,560
‫فقط و فقط به خاطرِ استعدادِ خودشه.

897
00:48:57,950 --> 00:49:01,500
‫این‌جور موجودات معمولاً خیلی ساده‌لوح و زودباورن.

898
00:49:02,090 --> 00:49:05,080
‫و در نهایت، در آخرین رتبه، نویسنده قرار داره.

899
00:49:05,270 --> 00:49:07,800
‫بهش پول میدن، براش جشن تجلیل می‌گیرن،

900
00:49:07,810 --> 00:49:09,780
‫به سلامتیِ پیشرفتِ کمپانی مینوشه،

901
00:49:09,790 --> 00:49:12,900
‫برای موفقیت فیلم و آینده‌ی سینما پیک می‌زنه.

902
00:49:13,010 --> 00:49:15,960
‫لبخند می‌زنه، دست میده و خوشحاله.

903
00:49:16,190 --> 00:49:17,620
‫امروز خوب نگاهش کن،

904
00:49:17,890 --> 00:49:21,500
‫چون دیگه هیچ‌وقت
‫این قیافه‌ی سرخوش و مغرور رو ازش نمی‌بینی.

905
00:49:24,230 --> 00:49:25,280
‫بسیار خب.

906
00:49:25,410 --> 00:49:27,680
‫من حق امتیازِ نمایشنامه‌ی «ماریوس»ت رو می‌خرم،

907
00:49:27,690 --> 00:49:29,360
‫و قراره یه فیلم فوق‌العاده بسازیم.

908
00:49:29,370 --> 00:49:31,780
‫- واقعاً؟
‫- من فرانسوی‌ها رو درک نمی‌کنم.

909
00:49:32,130 --> 00:49:34,280
‫برای فیلم‌های خوبی که براشون می‌سازم، هو میکشن.

910
00:49:34,490 --> 00:49:36,620
‫آخه فیلمِ ناطق دیگه برای کسی عجیب نیست.

911
00:49:36,850 --> 00:49:38,260
‫الان دیگه فقط حرف زدن کافی نیست.

912
00:49:38,270 --> 00:49:39,820
‫باید حرفی هم برای گفتن داشته باشی.

913
00:49:40,730 --> 00:49:43,086
‫خب، پس موافقی؟

914
00:49:43,290 --> 00:49:46,040
‫قبوله. ولی با گروهِ تئاتر مارسیِ خودم.

915
00:49:46,110 --> 00:49:48,560
‫نه، نه، نه! اونا اصلاً معروف نیستن.

916
00:49:49,010 --> 00:49:50,829
‫آخه باید لهجه‌ی واقعی مارسی رو داشته باشن.

917
00:49:50,830 --> 00:49:54,740
‫حالا این لهجه‌ی لعنتی مارسی دقیقاً چطوریه؟

918
00:49:54,750 --> 00:49:57,280
‫چطور برات توضیح بدم آخه...

919
00:49:58,470 --> 00:50:01,640
‫تصور کن که فکت فنری شده باشه.

920
00:50:02,010 --> 00:50:03,020
‫فنری؟

921
00:50:03,170 --> 00:50:04,557
‫آره، همون فنر.

922
00:50:04,890 --> 00:50:06,245
‫اوکی.

923
00:50:06,270 --> 00:50:08,200
‫حالا بعد از من تکرار کن.

924
00:50:08,470 --> 00:50:12,340
‫با این قیافه‌ی نگران و مضطربت بهم زل نزن.

925
00:50:12,870 --> 00:50:16,940
‫با این قیافه‌ی نگران و مضطربت بهم زل نزن.

926
00:50:17,138 --> 00:50:18,845
‫مضطربت...

927
00:50:19,311 --> 00:50:21,371
‫مضطربت...

928
00:50:21,821 --> 00:50:23,561
‫مضطربت...

929
00:50:23,976 --> 00:50:25,246
‫همه‌چی روبراهه، آقا؟

930
00:50:25,543 --> 00:50:26,726
‫آره، آره.

931
00:50:26,830 --> 00:50:28,000
‫لهجه همینه!

932
00:50:28,010 --> 00:50:30,160
‫باید تا چند کیلومتریِ این‌ور اون‌ور قشنگ شنیده بشه.

933
00:50:30,230 --> 00:50:31,800
‫خیلی سخت و دردآوره.

934
00:50:31,810 --> 00:50:33,848
‫واسه همین هم هست که ما به کارشناس نیاز داریم.

935
00:50:33,890 --> 00:50:35,420
‫خیلی‌خب، قبوله.

936
00:50:35,710 --> 00:50:38,029
‫منم از طرف خودم، میگم از آمریکا بیاد...

937
00:50:38,030 --> 00:50:40,700
‫معروف‌ترین کارگردانِ دنیا،

938
00:50:40,950 --> 00:50:42,280
‫الکساندر کوردا.

939
00:50:42,810 --> 00:50:44,820
‫- فرانسوی بلده؟
‫- بهتر از من حرف می‌زنه.

940
00:50:45,030 --> 00:50:46,529
‫اینو میگم که فقط دلم رو خوش کنم.

941
00:50:46,530 --> 00:50:49,460
‫مارسل، اون مجارستانیه.

942
00:50:49,590 --> 00:50:53,040
‫یه مجارستانی بیاد فیلمِ مارسی بسازه؟

943
00:50:53,050 --> 00:50:54,940
‫از همین الان ری‌اکشنِ «رِمی» رو می‌بینم.

944
00:50:55,050 --> 00:50:56,760
‫مثلاً این‌جوری میگه:

945
00:50:57,450 --> 00:51:00,820
‫یه تاتارِ از‌فرنگ‌ اومده از ما فیلم‌برداری کنه؟

946
00:51:00,910 --> 00:51:02,520
‫کارگردانِ آلزاسی دیگه‌ای دمِ دستت نبود؟

947
00:51:02,530 --> 00:51:04,872
‫که پاشدی رفتی از تو کوه‌های کارپات یکی رو پیدا کردی؟

948
00:51:04,950 --> 00:51:06,549
‫اگه فکر کردی من میذارم...

949
00:51:06,550 --> 00:51:08,660
‫این غریبه‌ی بربر بیاد ازم فیلم بگیره،

950
00:51:08,670 --> 00:51:11,120
‫باید بری یه «سزار»ِ دیگه واسه خودت پیدا کنی!

951
00:51:11,190 --> 00:51:12,929
‫آره دیگه، دنیا خیلی بزرگه!

952
00:51:12,930 --> 00:51:17,575
‫حالا که این‌طوره، اصلاً چرا یه چینی نمیاری؟

953
00:51:18,456 --> 00:51:20,028
‫ازت ممنونم، الکساندر.
‫[ فیلمبرداری فیلم ماریوس - 1931 ]

954
00:51:20,130 --> 00:51:21,340
‫بابتِ چی، مارسل؟

955
00:51:21,690 --> 00:51:24,600
‫اینکه گذاشتی بازیگرها رو خودم هدایت کنم،
‫خیالِ رمی رو خیلی راحت کرد.

956
00:51:24,710 --> 00:51:26,820
‫من تا حالا کار با بازیگرهایی
‫که حرف می‌زنن رو هدایت نکرده بودم.

957
00:51:26,830 --> 00:51:28,980
‫تو هم که تا حالا دستت به دوربین نخورده بود.

958
00:51:29,050 --> 00:51:30,694
‫باید به همدیگه کمک کنیم دیگه.

959
00:51:31,830 --> 00:51:32,860
‫آقای کوردا.

960
00:51:33,170 --> 00:51:34,205
‫چی شده؟

961
00:51:34,230 --> 00:51:36,220
‫صدای آقای رمی اصلاً برای ضبط مناسب نیست.

962
00:51:36,230 --> 00:51:37,540
‫نمی‌تونیم صداش رو ضبط کنیم.

963
00:51:37,550 --> 00:51:38,860
‫خب این بدشانسیِ شماست،

964
00:51:38,870 --> 00:51:40,749
‫چون ما نمی‌تونیم جایگزینی برای «ژول» پیدا کنیم.

965
00:51:40,750 --> 00:51:42,540
‫ولی جای شما رو میشه پر کرد!

966
00:51:42,550 --> 00:51:45,240
‫اصلاً کی حرف از جایگزین کردنِ ژول زده؟

967
00:51:45,750 --> 00:51:46,800
‫سلام، آقا.

968
00:51:47,010 --> 00:51:49,180
‫آها، پس شما همون تلفن‌چی هستین؟

969
00:51:49,350 --> 00:51:51,220
‫شمایی که صدای منو نمی‌شنوی؟

970
00:51:51,570 --> 00:51:53,120
‫میخوای داد بزنم، آره؟

971
00:51:54,370 --> 00:51:57,029
‫آقای برن، به کسی نگین...

972
00:51:57,030 --> 00:51:58,980
‫که زنش به آرتوفیگ خیانت کرده.

973
00:51:58,990 --> 00:52:00,220
‫آروم‌تر!

974
00:52:00,230 --> 00:52:03,060
‫دارم بهت میگم زنش به آرتوفیگ خیانت کرده!

975
00:52:03,070 --> 00:52:04,720
‫این آخرش منو کر می‌کنه!

976
00:52:05,110 --> 00:52:09,572
‫آقا، دستگاه‌های آمریکاییِ شما هنوز فرانسوی بلد نیستن!

977
00:52:09,596 --> 00:52:12,666
‫بیاین با من یه نوشیدنی بخورین.

978
00:52:12,796 --> 00:52:16,566
‫تا گوش‌هاتون به صدای شیپوریم عادت کنه،
‫تا براتون چندتا قصه تعریف ‌کنم.

979
00:52:16,776 --> 00:52:19,026
‫ولی مگه اینم قصه‌ست؟

980
00:52:19,639 --> 00:52:23,039
‫آدم وقتی فکر می‌کنه این پاریسی‌های طفلک

981
00:52:23,136 --> 00:52:26,446
‫صف می‌کشن تا براشون قصه‌های مارسی تعریف کنن...

982
00:52:27,016 --> 00:52:28,506
‫داری دلم رو کباب می‌کنی!

983
00:52:29,776 --> 00:52:32,246
‫داری دلم رو کباب می‌کنی!

984
00:52:33,876 --> 00:52:34,972
‫هووو!

985
00:52:35,256 --> 00:52:37,609
‫یعنی دیگه به کار من فکر نمی‌کنین؟

986
00:52:37,709 --> 00:52:39,126
‫واسه من، اون دلم رو ریش می‌کنه.

987
00:52:39,136 --> 00:52:41,126
‫ولی تو رو خنده‌ت میندازه.

988
00:52:42,196 --> 00:52:46,486
‫رفیق، این فیلم تو رو محبوبِ دل‌ها می‌کنه.

989
00:52:52,486 --> 00:52:54,816
‫فهمیدن کار این آمریکایی‌هات واقعاً سخته.

990
00:52:55,086 --> 00:52:57,696
‫یه عالمه پول براشون درمیاری و بعد دکّت می‌کنن.

991
00:52:57,846 --> 00:52:59,076
‫اونا مثل بچه‌کوچولوها می‌مونن.

992
00:52:59,586 --> 00:53:01,596
‫و اسباب‌بازیِ پنیول دیگه براشون تکراری شده.

993
00:53:02,046 --> 00:53:03,716
‫یعنی دیگه بی‌خیال سینما می‌شی؟

994
00:53:04,126 --> 00:53:05,262
‫برعکس!

995
00:53:05,606 --> 00:53:06,996
‫با پولِ ماریوس،

996
00:53:07,146 --> 00:53:08,865
‫می‌خوام استودیوهای خودم رو توی مارسی راه بندازم.

997
00:53:08,866 --> 00:53:12,256
‫این‌طوری آزادم هر فیلمی که
‫دلم می‌خواد رو با هرکی دلم می‌خواد بسازم.

998
00:53:12,486 --> 00:53:15,776
‫در عوض، باید سریع حق امتیازِ «فانی» رو پس بگیرم.

999
00:53:17,671 --> 00:53:19,716
‫ظاهراً خودت قصد نداری ازشون استفاده کنی.

1000
00:53:19,801 --> 00:53:21,416
‫دقیقاً همین‌طوره.

1001
00:53:21,646 --> 00:53:22,716
‫شوخی می‌کنی؟

1002
00:53:22,881 --> 00:53:24,296
‫اصلاً و ابداً.

1003
00:53:24,386 --> 00:53:26,076
‫با وجود این‌همه موفقیتِ ماریوس؟

1004
00:53:26,126 --> 00:53:28,236
‫- آره.
‫- چرا آخه؟

1005
00:53:28,546 --> 00:53:31,365
‫چون فانی دنباله‌ی ماریوسه،

1006
00:53:31,366 --> 00:53:34,136
‫و هیچ‌وقتِ خدا یه دنباله پرفروش نمیشه.

1007
00:53:34,146 --> 00:53:36,182
‫- هیچ‌وقت؟
‫- هیچ‌وقت.

1008
00:53:38,086 --> 00:53:39,528
‫هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت.

1009
00:53:39,646 --> 00:53:43,056
‫این قانونیه که با حروف طلا روی پیشونی هالیوود حک شده.

1010
00:53:44,066 --> 00:53:46,196
‫داری چیکار می‌کنی؟ من پولشو دادم!

1011
00:53:46,206 --> 00:53:48,576
‫شرمنده باب، ولی کاغذ فقط کاغذه.

1012
00:53:48,664 --> 00:53:49,776
‫لطفاً اینجا رو امضا کن.

1013
00:53:50,537 --> 00:53:53,596
‫واقعاً که من هیچ‌وقت از
‫کار شما فرانسوی‌ها سر درنمیارم.

1014
00:53:54,916 --> 00:53:57,743
‫[ فیلمبرداری فانی - 1932 ]

1015
00:53:58,419 --> 00:53:59,455
‫دوربین!

1016
00:53:59,480 --> 00:54:02,249
‫- مانوش.
‫- شش روی یک، برداشت دوم.

1017
00:54:02,872 --> 00:54:04,216
‫و،حرکت!

1018
00:54:10,046 --> 00:54:11,076
‫یالا، رد شو.

1019
00:54:11,846 --> 00:54:13,056
‫بابای عزیزم،

1020
00:54:13,568 --> 00:54:16,616
‫منو ببخش بابای عزیزم، بابت تموم عذابی که بهت دادم.

1021
00:54:16,946 --> 00:54:19,876
‫خوب می‌دونم از وقتی رفتم چقدر باید دلت گرفته باشه.

1022
00:54:20,066 --> 00:54:21,716
‫و من هر شب به فکرتم.

1023
00:54:21,726 --> 00:54:23,136
‫تو هر شب به فکر منی،

1024
00:54:23,146 --> 00:54:25,182
‫و منم تمام روز به فکرتم، احمقِ گنده!

1025
00:54:25,206 --> 00:54:26,341
‫یالا، رد شو.

1026
00:54:26,366 --> 00:54:28,465
‫واسه اینکه بگی همه‌چیز رو توضیح دادی...

1027
00:54:28,489 --> 00:54:30,319
‫و اینکه چقدر دلم پر می‌کشید واسه این کار،

1028
00:54:30,329 --> 00:54:31,759
‫اصلاً نمی‌تونم برات بنویسم.

1029
00:54:31,829 --> 00:54:33,599
‫ولی کافیه از فانی بپرسی،

1030
00:54:33,669 --> 00:54:34,888
‫اون تمام دیوونه‌بازی‌هام رو دیده.

1031
00:54:34,889 --> 00:54:38,679
‫آره، دقیقاً کلمه‌ش همینه. می‌دونی، خوشحال میشم
‫می‌بینم سرِ کیف اومده و می‌خنده.

1032
00:54:48,672 --> 00:54:51,199
‫مامان، فکر کنم نباید مزاحمشون بشیم.

1033
00:54:51,629 --> 00:54:54,399
‫دارن یه کارهایی می‌کنن که سردرنمیارم.
‫کارهای آدم‌بزرگ‌هاست.

1034
00:54:54,889 --> 00:54:56,328
‫با اوراله؟

1035
00:54:56,329 --> 00:54:57,459
‫امشب آره.

1036
00:54:59,009 --> 00:55:02,119
‫دیدی مامان؟ بهت گفته بودم یه روز میلیونر میشم.

1037
00:55:02,869 --> 00:55:06,599
‫نگرانشم. می‌ترسم موفقیت کاری کنه خودش رو گم کنه.

1038
00:55:06,929 --> 00:55:09,088
‫این‌طور نمیشه. من حواسم بهش هست.

1039
00:55:10,849 --> 00:55:12,399
‫چی داری می‌کشی؟

1040
00:55:12,515 --> 00:55:16,199
‫یه زَنجِره. نماد استودیوهای مارسی‌مون.

1041
00:55:16,609 --> 00:55:17,868
‫اسباب‌بازی جدیدته؟

1042
00:55:17,869 --> 00:55:22,839
‫که قراره بدیمش دست کل خونواده.
‫ژرمن و رنه هم کار پیدا می‌کنن، حتی پل.

1043
00:55:23,429 --> 00:55:26,779
‫اون هیچ‌وقت تپه‌هاش رو ول نمی‌کنه.
‫پول براش مهم نیست.

1044
00:55:27,009 --> 00:55:30,879
‫مامان، با این پول، پل بالاخره می‌تونه دماغش رو عمل کنه.

1045
00:55:31,169 --> 00:55:33,179
‫دیگه موقع نفس کشیدن اذیت نمیشه.

1046
00:55:33,729 --> 00:55:37,179
‫خدا از دهنت بشنوه مارسل، خدا از دهنت بشنوه.

1047
00:55:52,059 --> 00:55:54,009
‫روی پاتختیش بود.

1048
00:56:04,569 --> 00:56:06,448
‫مارسل!

1049
00:56:06,449 --> 00:56:08,568
‫پل!

1050
00:56:08,569 --> 00:56:12,859
‫اینو بهت پس میدم. بین ما دوتا،
‫تو کسی بودی که به دوران بچگی‌مون وفادارتر موند.

1051
00:56:12,869 --> 00:56:14,839
‫من با رفتنم به پاریس بهت خیانت کردم.

1052
00:56:15,169 --> 00:56:17,689
‫چون من تو همین تپه‌هامون موندم و بز پرورش دادم؟

1053
00:56:18,029 --> 00:56:20,119
‫من کاری رو کردم که دوست داشتم، درست مثل تو.

1054
00:56:20,509 --> 00:56:23,579
‫تازه، فیلم که توی صحرا سبز نمیشه.

1055
00:56:24,809 --> 00:56:25,979
‫هنوز نه.

1056
00:56:27,509 --> 00:56:29,579
‫میخوای بغلش کنی؟

1057
00:56:30,169 --> 00:56:32,399
‫داره بیدار میشه. قلقلکم میاد.

1058
00:56:34,689 --> 00:56:38,259
‫خوب مواظب بابا، خواهرمون و رنه کوچولو باش.

1059
00:56:38,409 --> 00:56:41,259
‫رنه کوچولو الان یه سر و گردن از من بلندتره.

1060
00:56:41,829 --> 00:56:44,239
‫یه روز دوباره همدیگه رو می‌بینیم، بهت قول می‌دم.

1061
00:56:47,089 --> 00:56:51,128
‫آقای پنیول!

1062
00:56:51,129 --> 00:56:57,099
‫آقای پنیول که توی تئاتر برتریِ خودش رو ثابت کرده بود،

1063
00:56:57,291 --> 00:57:02,279
‫حالا به زیباترین شکل نشون میده
‫که هیچ‌چی از سینما سرش نمیشه.

1064
00:57:03,869 --> 00:57:05,948
‫ممنون رنه. همین؟
‫[ مارسی - 1936 ]

1065
00:57:05,949 --> 00:57:08,248
‫بهترین جاش رو گذاشتم واسه آخر سر.
‫[ مارسی - 1936 ]

1066
00:57:08,389 --> 00:57:10,819
‫آقای پنیول، این حقه‌بازِ موذی،

1067
00:57:10,869 --> 00:57:13,968
‫با اون دماغ بی‌غضروفش زیر چشم‌های قلمبه‌ش،

1068
00:57:13,969 --> 00:57:16,299
‫و اون دهن کج و کوله‌ش،

1069
00:57:16,929 --> 00:57:20,619
‫واقعاً آدم رو یاد یه مورچه‌خوارِ کم‌خون میندازه.

1070
00:57:20,649 --> 00:57:26,139
‫یه مورچه‌خوار کم‌خون
‫که مورچه‌قرمزها تا مغز استخونش رو مکیدن.

1071
00:57:26,449 --> 00:57:27,879
‫این یکی دیگه واقعاً شاعره!

1072
00:57:31,783 --> 00:57:32,676
‫خوبی، رنه؟

1073
00:57:32,729 --> 00:57:35,188
‫آقای پنیول! آقای پنیول!

1074
00:57:35,189 --> 00:57:38,704
‫- کدومشون؟
‫- آقای مارسی. افتضاحِ بدی پیش اومده!

1075
00:57:38,729 --> 00:57:40,708
‫- باز هم نقدهای بد؟
‫- بدتر از اون.

1076
00:57:40,709 --> 00:57:44,388
‫یادتونه اون بره کوچولویی که توی
‫اون تئاتر روستایی بازی کرده بود؟

1077
00:57:44,389 --> 00:57:45,424
‫خب؟

1078
00:57:45,449 --> 00:57:48,519
‫آخه من اون رو فقط
‫واسه 211 سال بهتون اجاره داده بودم.

1079
00:57:49,129 --> 00:57:50,959
‫نباید بهش وابسته میشدین.

1080
00:57:51,292 --> 00:57:54,299
‫شما وقتی بهش نگاه می‌کنین،
‫یه عروسک پشمالوی بامزه می‌بینین.

1081
00:57:54,529 --> 00:57:56,359
‫ولی من جاش دنده‌کباب می‌بینم!

1082
00:57:56,369 --> 00:57:58,272
‫من به قیمتِ همون دنده‌کباب‌ها ازتون می‌خرمش.

1083
00:57:58,297 --> 00:57:59,280
‫رون‌هاش چی؟

1084
00:57:59,349 --> 00:58:02,479
‫رون‌هاش هم همین‌طور،
‫به شرطی که یه تیکه و سالم بمونن.

1085
00:58:02,489 --> 00:58:05,819
‫بهم گفته بودن این جوون‌های سینمایی عجب تحفه‌هایی‌ان‌ هااا!

1086
00:58:06,929 --> 00:58:09,908
‫ببینم، این کار براتون کلی آب می‌خوره ها.

1087
00:58:09,909 --> 00:58:14,119
‫اگه یه روز تصمیم بگیرین یه گاوِ نر رو بیارین توی فیلم.

1088
00:58:14,144 --> 00:58:15,382
‫بوف!

1089
00:58:15,429 --> 00:58:18,982
‫این اسمیه که دخترهای آزمایشگاه روش گذاشتن.

1090
00:58:19,329 --> 00:58:21,515
‫بوف یه سینمادوستِ واقعی مونه!

1091
00:58:21,592 --> 00:58:24,832
‫مچش رو موقع خوردن نگاتیوهای آغلش گرفتن.

1092
00:58:24,857 --> 00:58:28,859
‫میگن سی متر فیلم رو بلعیده،
‫یعنی به اندازه‌ی کل تیتراژِ یه فیلم!

1093
00:58:28,999 --> 00:58:30,859
‫می‌ترسیدیم مسموم بشه،

1094
00:58:30,869 --> 00:58:33,788
‫واسه همین بردیمش کارگاه نجاری روی یه بستر پر از پوشال،

1095
00:58:33,789 --> 00:58:36,528
‫که اونم بلافاصله به عنوان صبحانه خورد!

1096
00:58:36,529 --> 00:58:40,408
‫بعدازظهرها هم جنابِ «بوفِ گوسفند» میره به
‫اتاق‌های تدوین سر می‌زنه،

1097
00:58:40,409 --> 00:58:43,839
‫تا اونجا صفحه‌های کامل فیلم‌نامه رو بجوه و بخوره.

1098
00:58:44,109 --> 00:58:46,039
‫پوشالِ صندلی‌ها رو میخوره،

1099
00:58:46,089 --> 00:58:47,739
‫پاک‌کن‌ها رو می‌جوه،

1100
00:58:47,889 --> 00:58:49,319
‫و حتی میکروفون‌های قدیمی رو.

1101
00:58:50,255 --> 00:58:51,740
‫استودیوی شماره 3.
‫[ یکسال بعد ]

1102
00:58:51,769 --> 00:58:54,794
‫اینجاست که قراره بیشترِ فیلم‌برداری‌های شب رو انجام بدیم.
‫[ یکسال بعد ]

1103
00:58:59,409 --> 00:59:00,799
‫عجیبه.

1104
00:59:04,679 --> 00:59:07,718
‫این وسیله دیگه چیه؟

1105
00:59:07,719 --> 00:59:08,829
‫توپازت.

1106
00:59:09,099 --> 00:59:10,438
‫اختراعِ برادرمه.

1107
00:59:10,439 --> 00:59:12,869
‫ماشینِ مردم.

1108
00:59:13,179 --> 00:59:16,909
‫سه چرخ، سه سرنشین، سه دنده.

1109
00:59:18,871 --> 00:59:20,078
‫سه لیتر مصرف در صد کیلومتر.

1110
00:59:20,111 --> 00:59:22,218
‫توی اولین امتحان، سه تا دور زد.

1111
00:59:22,782 --> 00:59:24,915
‫واقعاً نمیشه جلوی خودت رو بگیری و نخریش.

1112
00:59:24,986 --> 00:59:26,879
‫یکی رو برامون کنار بذارین.

1113
00:59:26,979 --> 00:59:28,719
‫یالا، برو جلو!

1114
00:59:29,099 --> 00:59:30,689
‫ببر بالا! ببر بالا!

1115
00:59:31,199 --> 00:59:32,738
‫یه کم محکم‌تر!

1116
00:59:32,739 --> 00:59:34,758
‫همینطور برو!

1117
00:59:34,839 --> 00:59:36,478
‫یالا، بوف!

1118
00:59:36,586 --> 00:59:37,786
‫برو بالا، حرکت کن!

1119
00:59:37,939 --> 00:59:39,649
‫این یکی اینجا چیکار می‌کنه؟

1120
00:59:39,899 --> 00:59:42,865
‫این کل عمرش یه بارم یه مشت علف ندیده.

1121
00:59:43,379 --> 00:59:46,109
‫اینجا دیگه قراره اون‌قدر بخوره که شکمش بترکه!

1122
00:59:49,099 --> 00:59:51,449
‫تا خرخره توی علفه،

1123
00:59:51,559 --> 00:59:53,849
‫ولی ترجیح میده تنه درخت‌ها رو بجوه.

1124
00:59:53,979 --> 00:59:58,509
‫که این ثابت می‌کنه تربیت میتونه
‫ذاتِ موجودات رو تغییر بده.

1125
01:00:01,889 --> 01:00:02,932
‫رونکیه.

1126
01:00:03,929 --> 01:00:05,599
‫- رونکیه.
‫- بله، مارسل.

1127
01:00:06,209 --> 01:00:08,759
‫من هیچ‌وقت موقع فیلم‌برداری این‌قدر خوشحال نبودم.

1128
01:00:10,008 --> 01:00:13,591
‫دوباره برگشتم به این تپه‌های خشک،
‫پیش دوستای دوران بچگی‌م.

1129
01:00:13,675 --> 01:00:16,008
‫درست مثل وقتی که ده سالمون بود.

1130
01:00:16,091 --> 01:00:18,174
‫اعتراف کن، ساختن این روستا واسه فیلم

1131
01:00:18,258 --> 01:00:20,341
‫فقط یه بهونه بود تا دوباره برگردی به خونه‌ت.

1132
01:00:20,425 --> 01:00:22,550
‫اینجا تقریباً می‌تونم فراموش کنم...

1133
01:00:22,633 --> 01:00:24,765
‫دردسرهایی رو که توی مارسی منتظرمه.

1134
01:00:25,008 --> 01:00:26,508
‫لذتش رو ببر مارسل.

1135
01:00:26,591 --> 01:00:29,300
‫قشنگی‌ها قرار نیست تا ابد بمونن.

1136
01:00:35,717 --> 01:00:37,508
‫بوف!

1137
01:00:37,591 --> 01:00:40,966
‫حیوون دیوونه! داری خودت رو به کشتن میدی!

1138
01:00:41,841 --> 01:00:43,341
‫چی شده؟

1139
01:00:43,425 --> 01:00:45,675
‫اوه، یه عالمه گچ قورت داده.

1140
01:00:45,758 --> 01:00:47,258
‫معده‌ش سفت شده مثل سنگ.

1141
01:00:47,341 --> 01:00:49,258
‫نمی‌دونم! یه چاقو بیار، باید عملش کنیم!

1142
01:01:05,091 --> 01:01:06,091
‫خیلی بی‌معرفتی.

1143
01:01:06,174 --> 01:01:08,800
‫آره، اصلاً مهربون نیستی.

1144
01:01:08,962 --> 01:01:12,588
‫من تمام روز مثل یه آدم بدبخت پشت میزم سگ‌ دو میز‌نم.
‫[ اتاق اکران فیلم - سکوت! ]

1145
01:01:12,841 --> 01:01:14,717
‫تمام روز دارم حساب و کتاب می‌کنم،

1146
01:01:14,800 --> 01:01:18,174
‫تا بتونم واسه فیلم بعدی‌م پول جور کنم.

1147
01:01:18,258 --> 01:01:21,466
‫وکیلا هم که واسه خودشون یه پا شاعرن،
‫میخوان منو بندازن زندان،

1148
01:01:21,550 --> 01:01:23,838
‫در حالی که فیلم‌سازهای واقعی شمایین.

1149
01:01:23,944 --> 01:01:25,882
‫کلی شیطنت‌های باحال و خنده‌دار می‌کنین

1150
01:01:25,966 --> 01:01:27,717
‫ولی هیچ‌وقت منو دعوت نمی‌کنین.

1151
01:01:27,806 --> 01:01:28,872
‫چرا؟

1152
01:01:28,979 --> 01:01:31,508
‫راستش جرئتش رو نداریم آقای مایربورگ، واسه اینکه...

1153
01:01:31,591 --> 01:01:33,882
‫یعنی، واسه اینکه... خب...

1154
01:01:33,966 --> 01:01:37,474
‫آره، واسه اینکه من پیرم.

1155
01:01:37,654 --> 01:01:39,800
‫می‌دونی یه مرد کی پیر میشه؟

1156
01:01:39,882 --> 01:01:42,425
‫وقتی جوون‌ترها دیگه بازی‌ش نمیدن.

1157
01:01:42,508 --> 01:01:44,216
‫وقتی می‌تونه بقیه رو به اسم کوچیک صدا بزنه،

1158
01:01:44,300 --> 01:01:46,591
‫ولی هیچ‌کس اون رو با اسم کوچیکش صدا نمی‌کنه.

1159
01:01:46,675 --> 01:01:48,425
‫از فیلم «شپونتز» راضی نیستی؟
‫[ Le schpountz - 1938 ]

1160
01:01:48,508 --> 01:01:50,591
‫چرا، هستم. فیلم خوبیه.

1161
01:01:50,675 --> 01:01:52,300
‫- روز خوش آقایان.
‫- روز خوش.

1162
01:01:53,591 --> 01:01:55,466
‫اون دختر خانم زیبا کیه؟

1163
01:01:55,550 --> 01:01:56,924
‫نمی‌شناسمش.

1164
01:01:57,008 --> 01:01:58,726
‫- روز خوش.
‫- روز بخیر.

1165
01:01:59,133 --> 01:02:00,800
‫چقدر آدم اینجا ریخته.

1166
01:02:00,882 --> 01:02:03,717
‫دلم واسه اون انبار
‫کوچیکی که همه‌چیز ازش شروع شد تنگ شده.

1167
01:02:03,800 --> 01:02:05,717
‫این استودیوها قرار بود بهم آزادی بدن،

1168
01:02:05,800 --> 01:02:07,633
‫ولی الان دارن خفه‌م میکنن.

1169
01:02:07,717 --> 01:02:11,133
‫خب، اگه داری خفه میشی، باید یه هوایی به سرت بخوره.

1170
01:02:11,216 --> 01:02:13,383
‫یه گیلاس نوشیدنی توی یه دستت،

1171
01:02:13,466 --> 01:02:15,698
‫و یه گوی فلزیِ پتانک هم توی اون یکی دستت.

1172
01:02:17,633 --> 01:02:20,174
‫- امتیاز مال منه.
‫- تند نرو.

1173
01:02:20,258 --> 01:02:22,298
‫پنیول، خودت برو مترش کن.

1174
01:02:24,091 --> 01:02:26,508
‫راستش فکرامو کردم،
‫نقش اون نونوای خیانت‌دیده رو بازی می‌کنم.

1175
01:02:26,591 --> 01:02:28,341
‫خب چی شد نظرت عوض شد؟

1176
01:02:28,425 --> 01:02:30,717
‫چون کار و بارت باید بچرخه و سود بده،

1177
01:02:30,800 --> 01:02:32,466
‫و منم رفیقتم.

1178
01:02:32,550 --> 01:02:34,800
‫فکر کنم فقط نمی‌خوای بذاری
‫این نقش به فرناندل برسه.

1179
01:02:34,882 --> 01:02:36,425
‫حرف‌های خنده‌دار نزن!

1180
01:02:36,508 --> 01:02:38,178
‫تازه، اون نونوا علاوه بر اینکه زنش بهش خیانت کرده،

1181
01:02:38,231 --> 01:02:40,966
‫یه قیافه شبیه اسب هم پیدا میکرد!

1182
01:02:41,049 --> 01:02:44,383
‫آره! شاید قیافه‌ش شبیه اسب باشه،

1183
01:02:44,466 --> 01:02:49,550
‫ولی باز هم سگش شرف داره
‫به ریخت و قیافه‌ی یه آواره‌ی بیابون‌گرد.

1184
01:02:57,966 --> 01:02:59,633
‫داری خفه‌م می‌کنی، مارسل.

1185
01:02:59,717 --> 01:03:02,550
‫دیگه طاقت حسادت‌هات رو ندارم. میدونی چیه؟

1186
01:03:02,633 --> 01:03:04,174
‫من دارم میرم!

1187
01:03:04,258 --> 01:03:05,623
‫نه، ژوزت!

1188
01:03:07,425 --> 01:03:09,550
‫رفیق، خیالم رو راحت کن.

1189
01:03:09,633 --> 01:03:12,546
‫بهم بگو اون نونوای خیانت‌دیده خودِ تو نیستی.

1190
01:03:13,882 --> 01:03:16,717
‫ژول، من بدجوری عاشق شدم.

1191
01:03:16,800 --> 01:03:19,591
‫اوه، خب این دقیقاً نسخه‌ی خودآزاری و درد کشیدنه.

1192
01:03:19,675 --> 01:03:21,800
‫یعنی توی سن و سال من،
‫حق ندارم یه عشق واقعی رو تجربه کنم؟

1193
01:03:21,882 --> 01:03:23,383
‫معلومه که حق داری.

1194
01:03:23,466 --> 01:03:26,216
‫ولی اگه همین‌طور از این شاخه به
‫اون شاخه بپری، آخرش تنها میمونی.

1195
01:03:26,300 --> 01:03:28,550
‫به جای این عشق و عاشقی‌های پرشور و حرارت،

1196
01:03:28,633 --> 01:03:32,966
‫بهتره روی یه عشق بی‌سروصدا حساب کنی
‫که آروم ‌آروم خودش رو نشون میده.

1197
01:03:33,049 --> 01:03:35,174
‫باور کن، تنهایی توی سن و سال ما...

1198
01:03:35,258 --> 01:03:37,990
‫بدترین چیزیه که می‌تونه واسه یه مرد اتفاق بیفته.

1199
01:03:38,633 --> 01:03:41,466
‫درسته. کاملاً درسته.

1200
01:03:41,550 --> 01:03:44,091
‫یالا دیگه! بالاخره این فیلم رو می‌سازیم یا نه؟

1201
01:03:44,174 --> 01:03:45,675
‫منتظر چی هستین؟

1202
01:03:45,758 --> 01:03:48,445
‫منتظرین درخت مصنوعی‌تون زیر نور پروژکتورها ذوب بشه؟

1203
01:03:49,258 --> 01:03:50,924
‫ببین کی اینجاست!

1204
01:03:51,008 --> 01:03:54,091
‫نگاهش کن! می‌بینی چطور پاورچین ‌پاورچین داره برمیگرده؟

1205
01:03:54,174 --> 01:03:56,075
‫پومپونت. نه؟

1206
01:03:57,322 --> 01:03:58,675
‫زنیکه‌ی چشم‌سفید.

1207
01:03:58,758 --> 01:03:59,882
‫سلیطه.

1208
01:03:59,966 --> 01:04:02,209
‫عفریته‌ی کثیف.

1209
01:04:02,425 --> 01:04:05,216
‫بالاخره گذرت به خونه افتاد، هان؟

1210
01:04:05,300 --> 01:04:07,924
‫پس تکلیف این گربه‌نر بدبخت چی میشه؟

1211
01:04:08,008 --> 01:04:09,758
‫دیروز از نگرانی نصف‌جون شد.

1212
01:04:09,841 --> 01:04:11,550
‫یعنی من حتی واسه سه روز هم نمی‌تونم برم بیرون...

1213
01:04:11,633 --> 01:04:12,924
‫بدون اینکه تو معرکه راه بندازی؟!

1214
01:04:13,002 --> 01:04:15,295
‫- خونه‌ی یکی از دوستام بودم.
‫- آره، حتماً!

1215
01:04:15,362 --> 01:04:17,383
‫دارم خفه میشم مارسل!

1216
01:04:17,466 --> 01:04:18,966
‫هیتلر به لهستان حمله کرده...

1217
01:04:19,049 --> 01:04:20,466
‫پای هیتلر رو وسط نکش!

1218
01:04:20,550 --> 01:04:22,758
‫ما وسط جنگیم!
‫اونوقت تو به جای اینکه آرومم کنی،

1219
01:04:22,841 --> 01:04:25,508
‫همه‌ش به این فکر می‌کنی که
‫منو توی مارسی حبس کنی.

1220
01:04:25,591 --> 01:04:27,216
‫اینجا خیلی حوصله‌ام سر میره.

1221
01:04:27,300 --> 01:04:31,133
‫من بازیگرم، با کارم زنده‌ام،
‫اونوقت استودیوهای تو بسته‌ست.

1222
01:04:31,216 --> 01:04:33,174
‫همه‌ی نیروهای من اعزام شدن به خدمت.

1223
01:04:33,258 --> 01:04:34,133
‫دارم دیوونه میشم!

1224
01:04:34,216 --> 01:04:35,924
‫آروم باش.

1225
01:04:36,008 --> 01:04:37,425
‫یه نقش واست در نظر گرفتم،

1226
01:04:37,508 --> 01:04:39,133
‫واسه وقتی که فرناندل از مرخصی برگشت.

1227
01:04:39,216 --> 01:04:41,300
‫نقش؟ چه نقشی؟

1228
01:04:42,591 --> 01:04:43,758
‫کات! فیلم‌برداری تمومه.

1229
01:04:47,213 --> 01:04:48,466
‫آفرین.

1230
01:04:48,550 --> 01:04:50,591
‫جبهه‌ی رودخونه‌ی «سُم» سقوط کرده...

1231
01:04:52,049 --> 01:04:53,924
‫ارتش تارومار شده.

1232
01:04:54,008 --> 01:04:55,591
‫چیزی نمی‌گذره که می‌بینیم نازی‌ها...

1233
01:04:55,675 --> 01:04:57,425
‫دارن توی مارسی رژه میرن.

1234
01:04:57,508 --> 01:04:59,216
‫باید فیلم‌برداری رو ادامه بدیم؟

1235
01:04:59,300 --> 01:05:02,341
‫خودت رو نباز مارسل، جوگیر نشو.

1236
01:05:02,425 --> 01:05:05,008
‫فرض کن بدترین اتفاق ممکن بیفته.

1237
01:05:05,091 --> 01:05:06,633
‫آیا وظیفه‌ی اخلاقی‌مون حکم نمی‌کنه...

1238
01:05:06,717 --> 01:05:10,133
‫که بدون ترس به کارمون ادامه بدیم؟

1239
01:05:10,216 --> 01:05:13,966
‫نیاکان ما، گل‌ها... نیاکان ما.
‫[ مارسی - ژوئن 1940 ]

1240
01:05:21,008 --> 01:05:22,675
‫وای خدای من!

1241
01:05:25,800 --> 01:05:30,508
‫آخه چرا موسولینی داره
‫بچه‌های ما رو به کشتن میده؟

1242
01:05:30,591 --> 01:05:33,550
‫اونا هم مثل خودش از گوشت و خونِ ایتالیا هستن!

1243
01:05:33,633 --> 01:05:35,675
‫دقیقاً مثل خودش!

1244
01:05:35,758 --> 01:05:37,675
‫هیولا!

1245
01:05:37,758 --> 01:05:40,008
‫هیولا!

1246
01:05:42,717 --> 01:05:44,091
‫امروز با قلبی اندوهگین...

1247
01:05:44,174 --> 01:05:45,717
‫بهتون اعلام می‌کنم...

1248
01:05:45,800 --> 01:05:48,008
‫که باید جنگ رو متوقف کنیم.

1249
01:05:48,091 --> 01:05:50,924
‫دیشب با دشمنمون صحبت کردم،

1250
01:05:51,008 --> 01:05:54,383
‫و ازش پرسیدم که آیا حاضره با من،

1251
01:05:54,466 --> 01:05:56,300
‫به عنوان دو سرباز،

1252
01:05:56,383 --> 01:05:58,633
‫و با حفظ شرافت جنگی،

1253
01:05:58,717 --> 01:06:01,635
‫راهی برای پایان دادن به این خصومت‌ها پیدا کنه.

1254
01:06:02,375 --> 01:06:06,785
‫از تمام مردم فرانسه میخواهم که
‫پشت دولتی که ریاستش با منه، متحد بشن،

1255
01:06:06,845 --> 01:06:10,591
‫توی این روزهای سخت ترس‌هاشون رو کنار بذارن،

1256
01:06:10,675 --> 01:06:14,508
‫و فقط به آینده‌ی میهن‌مون ایمان داشته باشن.

1257
01:06:14,959 --> 01:06:17,216
‫این غیرقابل تحمله!

1258
01:06:17,300 --> 01:06:20,133
‫دستورالعمل‌هایی که بهتون داده شده بود
‫این بود که احساساتی رو نشون بدین...

1259
01:06:20,216 --> 01:06:22,174
‫که با جریان انقلاب ملی‌مون همسو باشه.

1260
01:06:22,258 --> 01:06:24,714
‫تو رو خدا بس کنین، مارشال پِتَن که لولوخرخره نیست!

1261
01:06:24,780 --> 01:06:27,774
‫اون نیومده که اشک فرانسوی‌ها رو دربیاره!

1262
01:06:28,924 --> 01:06:31,466
‫به نظرم می‌تونستن قیافه‌ش رو از اینم گنده‌تر بکشن.

1263
01:06:32,633 --> 01:06:34,341
‫این دیگه چیه؟

1264
01:06:34,425 --> 01:06:39,966
‫این دیگه پوستر «دختر چاه‌کن» نیست
‫این پوستر«سفیدبرفی و جزیره سیاه‌پورستانه!»

1265
01:06:40,049 --> 01:06:41,800
‫حواست رو جمع کن پنیول.

1266
01:06:41,882 --> 01:06:43,550
‫میگن عشق آدم رو کور می‌کنه،

1267
01:06:43,633 --> 01:06:46,178
‫ولی واسه تو فقط چشمت رو ضعیف کرده.

1268
01:06:46,338 --> 01:06:48,633
‫فیلم توی منطقه‌ی آزاد داره خوب میفروشه.

1269
01:06:48,717 --> 01:06:51,305
‫ولی توی پاریس، آلمانی‌ها کلاً توقیفش کردن.

1270
01:06:51,633 --> 01:06:54,930
‫آقای پنیول، یه آلمانی اومده سراغتون رو می‌گیره.

1271
01:06:58,675 --> 01:07:01,300
‫- این اصلاً نشانه‌ی خوبی نیست.
‫- ولی از سگ‌ها خوشش میاد.

1272
01:07:01,383 --> 01:07:03,269
‫هیتلر هم عاشق سگ‌هاست.

1273
01:07:03,841 --> 01:07:05,383
‫از این طرف بفرمایید آقایون.

1274
01:07:06,717 --> 01:07:08,591
‫پنیول!

1275
01:07:08,675 --> 01:07:11,425
‫- تو عشق واقعی منی.
‫- جدی؟

1276
01:07:11,508 --> 01:07:14,550
‫منظورم یه عشق ادبی و شاعرانه‌ست.

1277
01:07:14,633 --> 01:07:16,425
‫خدا رو شکر که همینطوره.

1278
01:07:16,508 --> 01:07:19,008
‫یادت نمیاد؟ واقعاً منو نشناختی؟

1279
01:07:19,091 --> 01:07:21,133
‫آلفرد، آلفرد گرون.

1280
01:07:21,216 --> 01:07:23,049
‫سال 1931 توی برلین بودیم،

1281
01:07:23,133 --> 01:07:25,320
‫واسه دویستمین اجرای نمایش «ماریوس».

1282
01:07:25,354 --> 01:07:26,466
‫یادت اومد؟

1283
01:07:26,550 --> 01:07:28,341
‫چه عجب راه گم کردین؟

1284
01:07:28,425 --> 01:07:32,133
‫من مدیر سینمای آلمان تو کل اروپا هستم.

1285
01:07:32,216 --> 01:07:34,966
‫سینمای فرانسه دیگه دست یهودی‌ها نیست.

1286
01:07:35,049 --> 01:07:37,383
‫همه‌شون گذاشتن رفتن.

1287
01:07:37,466 --> 01:07:40,717
‫من و تو قراره سینمای فرانسه رو دوباره از نو بسازیم.

1288
01:07:40,800 --> 01:07:43,341
‫و واسه اینکه این اتفاق بیفته،
‫تو باید استودیو‌ت رو رها کنی

1289
01:07:43,431 --> 01:07:45,940
‫و بیای پاریس تا استودیوهای ما رو مدیریت کنی.

1290
01:07:46,080 --> 01:07:47,717
‫متأسفم، من نمی‌تونم مارسی رو ترک کنم.

1291
01:07:47,800 --> 01:07:49,300
‫نمی‌تونم پرسنلم رو به امون خدا رها کنم.

1292
01:07:51,008 --> 01:07:53,841
‫چه حیف، واقعاً مایه‌ی تأسفه.

1293
01:07:53,924 --> 01:07:56,383
‫هروقت نظرت عوض شد، بیا پاریس دیدنم.

1294
01:07:58,717 --> 01:08:00,216
‫شک نکن این نازی‌ها جنگ رو می‌بازن!
‫[ مارسی - 1041 ]

1295
01:08:00,300 --> 01:08:03,008
‫یه سال بهشون وقتمیدم،
‫بعدش همه‌شون غزل خداحافظی رو میخونن.

1296
01:08:03,091 --> 01:08:04,633
‫شنیدی چی گفت؟

1297
01:08:04,717 --> 01:08:07,966
‫اون شاید تو کارِ ماهی تخصص داشته باشه،
‫ولی فقط در همین حد سرش میشه.

1298
01:08:08,049 --> 01:08:10,425
‫حکومت رایش مدام داره پیروزی پشت پیروزی به دست میاره.

1299
01:08:10,508 --> 01:08:11,966
‫اگه نمی‌خوای واسه گِرِِون کار کنی،

1300
01:08:12,049 --> 01:08:13,466
‫بهتره بری یه جا قایم بشی.

1301
01:08:14,456 --> 01:08:15,790
‫ترجیح میدم بمیرم!

1302
01:08:16,109 --> 01:08:17,133
‫کات!

1303
01:08:17,349 --> 01:08:19,633
‫باز چه مشکلی پیش اومده؟

1304
01:08:19,717 --> 01:08:21,341
‫سوراخ‌های فیلم میزون نیستن.

1305
01:08:21,425 --> 01:08:22,550
‫این تنها نوار خامی بود که تونستم پیدا کنم.

1306
01:08:22,633 --> 01:08:23,800
‫چاره‌ای نیست، باید با همین سر کنی!

1307
01:08:23,882 --> 01:08:26,758
‫تازه، نورها و تجهیزات صدا هم درست کار نمیکنن.

1308
01:08:26,841 --> 01:08:28,383
‫خب، پس باید هرجوری شده ردیفشون کنی.

1309
01:08:28,422 --> 01:08:30,133
‫هروقت نوبت من شد صدام کن.

1310
01:08:30,762 --> 01:08:32,679
‫باشه عزیزم، چیزی نمونده.

1311
01:08:34,633 --> 01:08:36,133
‫اگه قرار باشه همه‌چیز رو با وصله‌پینه جلو ببریم،

1312
01:08:36,216 --> 01:08:37,966
‫بدجوری کارمون زار میشه.

1313
01:08:38,049 --> 01:08:40,675
‫رنه، اگه فیلم‌برداری رو متوقف کنیم که بدبخت‌تر میشیم.

1314
01:08:40,758 --> 01:08:42,383
‫- آقای پنیول.
‫- باز چیه؟

1315
01:08:42,466 --> 01:08:44,109
‫آقای گرون.

1316
01:08:47,008 --> 01:08:48,508
‫خیلی دوست داشتم فیلم‌هام رو بهت بدم،

1317
01:08:48,591 --> 01:08:50,133
‫ولی نمی‌تونی اکرانشون کنی،

1318
01:08:50,216 --> 01:08:51,800
‫چون فیلم‌ها آسیب دیدن.

1319
01:08:51,882 --> 01:08:54,133
‫اگه اجازه بدی،
‫می‌خوام یه حلقه از فیلم «نیایش با ستاره‌ها» رو ببینم،

1320
01:08:54,216 --> 01:08:55,758
‫البته اگه رخصت بدی.

1321
01:08:55,841 --> 01:08:59,882
‫خیلی خب. اگه این چیزیه که می‌خوای،
‫می‌تونم بیست حلقه بهت نشون بدم،

1322
01:08:59,966 --> 01:09:02,550
‫خراب‌ترین حلقه‌اش رو واسم بیار.

1323
01:09:02,633 --> 01:09:05,133
‫خب، می‌تونیم کاری کنیم فکر کنه با هم نامزدیم.
‫[ La prière aux étoiles - 1941 ]

1324
01:09:05,216 --> 01:09:07,633
‫اونوقت کل گذشته‌مون رو موبه‌مو برامون تعریف میکنه،

1325
01:09:07,717 --> 01:09:09,591
‫و کلی برامون آرزوی خوشبختی و بچه‌دار شدن میکنه.

1326
01:09:14,882 --> 01:09:16,341
‫نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم.

1327
01:09:22,665 --> 01:09:24,852
‫چرا دست از سر پنیول برنمی‌داری؟

1328
01:09:29,717 --> 01:09:32,091
‫- تو کی هستی؟
‫- من مارسلم!

1329
01:09:33,841 --> 01:09:34,758
‫مارسل پنیول!

1330
01:09:37,049 --> 01:09:38,300
‫چی شده؟

1331
01:09:38,383 --> 01:09:39,300
‫آقای گرون؟

1332
01:09:46,841 --> 01:09:48,762
‫بعضی وقت‌ها از من متنفر میشی، فلورانس.

1333
01:09:49,841 --> 01:09:51,300
‫و اصلاً نمی‌تونم دلیلش رو بفهمم.

1334
01:09:53,300 --> 01:09:56,250
‫چطور میشه عاشق کسی شد
‫که هیچ حسی بهت نداره؟

1335
01:09:56,966 --> 01:09:59,850
‫چطور میشه یکی عاشقت باشه
‫ولی تو دوستش نداشته باشی؟

1336
01:10:01,258 --> 01:10:02,924
‫این بی‌رحمانه‌ترین راز دنیاست.

1337
01:10:09,049 --> 01:10:12,314
‫آقای مأمور اجرا، صورت‌جلسه‌ت رو بنویس.

1338
01:10:14,008 --> 01:10:15,425
‫«نیایش با ستاره‌ها»...

1339
01:10:15,508 --> 01:10:18,073
‫«نیایش با ستاره‌ها» هیچ‌وقت مال آلمانی‌ها نمیشه!

1340
01:10:25,008 --> 01:10:26,966
‫از ژوزت خبر داری؟

1341
01:10:27,049 --> 01:10:28,591
‫چی شده؟ باز هم ژوزت؟

1342
01:10:28,675 --> 01:10:30,120
‫اون ترکم کرد.

1343
01:10:31,091 --> 01:10:33,966
‫نتونست با این کنار بیاد که من فیلمش رو نابود کردم.

1344
01:10:34,049 --> 01:10:35,754
‫فیلم خودش رو.

1345
01:10:41,008 --> 01:10:43,174
‫باید با «گومون» تماس بگیری. داریم می‌فروشیم.

1346
01:10:43,398 --> 01:10:44,675
‫مطمئنی؟

1347
01:10:44,778 --> 01:10:46,095
‫مطمئنم.

1348
01:10:57,466 --> 01:10:59,429
‫اتفاقی افتاده، آقای پنیول؟

1349
01:11:03,008 --> 01:11:05,508
‫از اونجا بود که دیگه راهت رو دنبال نکردم.

1350
01:11:05,591 --> 01:11:08,397
‫و دقیقاً همونجا بود که خودم رو گم کردم.

1351
01:11:08,571 --> 01:11:11,174
‫وسط جنگی که داشت فرسایشی میشد،

1352
01:11:11,258 --> 01:11:12,831
‫به یه معجزه نیاز داشتم.

1353
01:11:13,174 --> 01:11:14,777
‫ولی دیگه ناامید شده بودم.

1354
01:11:20,049 --> 01:11:22,966
‫و زمان گذشت و چرخ زندگی رو چرخوند،
‫[ دره لوآر - 1944 ]

1355
01:11:23,049 --> 01:11:25,216
‫درست مثل آبی که آسیاب رو می‌چرخونه.

1356
01:11:25,300 --> 01:11:26,498
‫درست شد؟

1357
01:11:26,718 --> 01:11:27,924
‫دست‌مریزاد پسرهای پنیول!

1358
01:11:28,008 --> 01:11:29,551
‫تازه این همه‌اش نیست.

1359
01:11:34,758 --> 01:11:37,258
‫بالاخره این آسیاب هم برق‌کشی میشه.

1360
01:11:37,341 --> 01:11:39,425
‫- جدی میگی؟
‫- باورت نمیشه؟

1361
01:11:40,081 --> 01:11:40,914
‫بیا.

1362
01:11:43,091 --> 01:11:44,666
‫از این طرف.

1363
01:11:45,882 --> 01:11:48,886
‫ژاکلین، افتخارش با شما.

1364
01:11:51,717 --> 01:11:55,512
‫از این به بعد می‌تونی بدون اینکه
‫به چشمهات فشار بیاری مطالعه کنی.

1365
01:11:56,882 --> 01:11:58,932
‫- کار میکنه؟
‫- روشنش کن.

1366
01:12:01,091 --> 01:12:02,717
‫...از سپیده‌دم امروز،

1367
01:12:02,800 --> 01:12:05,300
‫نیروهای متفقین شهر " بایو " رو آزاد کردن

1368
01:12:05,383 --> 01:12:07,966
‫و حالا دارن به سمت " کان " پیشروی می‌کنن.

1369
01:12:08,049 --> 01:12:11,591
‫نورماندی در حال حاضر صحنه‌ی یک پیاده‌سازی بزرگِ نیروهاست،

1370
01:12:11,675 --> 01:12:14,383
‫حادثه‌ای که سرنوشت فرانسه رو رقم میزنه.

1371
01:12:23,425 --> 01:12:25,800
‫این صدا خون رو توی رگهام منجمد میکنه.

1372
01:12:25,882 --> 01:12:28,425
‫این صدای آزادیه.

1373
01:12:28,508 --> 01:12:31,383
‫وقتی همه‌چیز تموم بشه، ما چیکار می‌کنیم؟

1374
01:12:31,466 --> 01:12:33,758
‫تو به زندگی جوون و پرامیدت ادامه میدی،

1375
01:12:33,841 --> 01:12:35,633
‫و یه بازیگر بزرگ میشی.

1376
01:12:35,717 --> 01:12:37,466
‫و تو چی؟

1377
01:12:37,550 --> 01:12:40,383
‫منم به زندگی پیر و رو به زوالم ادامه میدم.

1378
01:12:40,466 --> 01:12:41,924
‫میگی پیر شدی مارسل،

1379
01:12:42,008 --> 01:12:44,258
‫ولی برقی که توی چشماته نشون میده هنوز جوونی.

1380
01:12:44,341 --> 01:12:47,558
‫پس جفتمون با هم به زندگیِ جوونمون ادامه می‌دیم.

1381
01:12:48,117 --> 01:12:49,867
‫دیگه باورم رو از دست داده بودم.

1382
01:12:49,924 --> 01:12:51,383
‫اینکه جنگ تموم میشه؟

1383
01:12:51,466 --> 01:12:52,841
‫اینکه پیدات ‌کنم.

1384
01:13:05,216 --> 01:13:07,010
‫آمریکایی‌ها!

1385
01:13:09,881 --> 01:13:11,921
‫تمام چیزی که لیاقتش رو داری.

1386
01:13:14,468 --> 01:13:16,334
‫-باهاشون رو هم ریخته بودی، هان؟!
‫- کثافت!

1387
01:13:18,841 --> 01:13:19,924
‫بسیار خب، آقایون.

1388
01:13:20,008 --> 01:13:21,769
‫می‌خواین سرِ یه عده بره بالای دار.
‫[ انجمن نویسندگان و آهنگسازان درام ]

1389
01:13:21,855 --> 01:13:24,133
‫ولی واسه قضاوت و محکوم کردن هم‌نوع‌هاتون،

1390
01:13:24,216 --> 01:13:26,216
‫خودتون باید بی‌عیب‌ونقص باشین.

1391
01:13:26,300 --> 01:13:29,998
‫اونایی که بین شما جونِ یهودی‌ها رو
‫نجات دادن، لطفاً دستشون رو ببرن بالا؟

1392
01:13:33,882 --> 01:13:36,633
‫دیگه حرفی واسه گفتن ندارم.

1393
01:13:36,717 --> 01:13:39,341
‫این آزادی هم شروعِ رقت‌انگیزی داره.

1394
01:13:39,425 --> 01:13:41,924
‫فرانسه یه توافق‌نامه‌ی تجاری با آمریکایی‌ها امضا کرده.

1395
01:13:42,008 --> 01:13:43,800
‫مگه این چه ضرری داره؟

1396
01:13:43,882 --> 01:13:46,425
‫دولت فرانسه داره تلاش می‌کنه غلات و سوخت به دست بیاره.

1397
01:13:46,508 --> 01:13:47,758
‫این که خیلی هم شایسته‌ی تقدیره.

1398
01:13:47,841 --> 01:13:48,964
‫ولی در عوض،

1399
01:13:49,037 --> 01:13:52,491
‫دارن اجازه میدن
‫محصولات هالیوود سینمای ما رو تسخیر کنن.

1400
01:13:52,531 --> 01:13:53,884
‫خب که چی؟

1401
01:13:54,717 --> 01:13:57,744
‫این یعنی فاتحه‌ی صنعت سینمای ما خونده‌ست.

1402
01:13:58,142 --> 01:14:01,729
‫چه واژه‌های قلمبه‌سلمبه‌ای
‫واسه یه توافق ساده‌ی تجاری!

1403
01:14:02,383 --> 01:14:06,383
‫جناب وزیر، آمریکایی‌ها میخوان
‫فرانسه رو هم آمریکایی کنن.

1404
01:14:06,466 --> 01:14:08,966
‫اگه قرار باشه بازارمون پر از فیلم‌های آمریکایی بشه،

1405
01:14:09,049 --> 01:14:11,091
‫ده سال دیگه، مردم ما...

1406
01:14:11,174 --> 01:14:13,174
‫بت‌شون میشه بازیگرهای هالیوود.

1407
01:14:13,258 --> 01:14:15,758
‫اون آدامس‌جوهای بی‌نقص و اتوکشیده،

1408
01:14:15,841 --> 01:14:17,966
‫که چپ و راست به هم پس‌گردنی و اردنگی میزنن،

1409
01:14:18,049 --> 01:14:20,717
‫خیلی زود میشن الگوی بچه‌هامون.

1410
01:14:22,800 --> 01:14:26,216
‫اون وقت، طرز فکرشون شبیه آمریکایی‌ها میشه.

1411
01:14:26,300 --> 01:14:28,924
‫مثل آمریکایی‌ها عاشق میشن،

1412
01:14:29,008 --> 01:14:31,156
‫مثل آمریکایی‌ها لباس می‌پوشن.

1413
01:14:33,550 --> 01:14:36,591
‫مثل آمریکایی‌ها غذا میخورن...

1414
01:14:36,675 --> 01:14:38,550
‫.مثل آمریکایی‌ها حرف میزنن

1415
01:14:40,300 --> 01:14:42,565
‫و وقتی زبان مادری خودشون رو از دست بدن...

1416
01:14:45,216 --> 01:14:47,705
‫پس بهم بگو، باید چیکار کنیم؟

1417
01:14:54,882 --> 01:14:57,758
‫روی فیلم‌های آمریکایی مالیات می‌بندیم
‫تا خرج فیلم‌های خودمون دربیاد.

1418
01:14:57,841 --> 01:15:00,717
‫سینمای فرانسه فعلاً واسه خودش وقت خریده.

1419
01:15:00,800 --> 01:15:02,882
‫دوباره فیلم‌برداری رو شروع میکنی؟

1420
01:15:02,966 --> 01:15:05,162
‫یه دلیل خوب بیار که چرا باید این کار رو بکنم.

1421
01:15:05,215 --> 01:15:07,758
‫- چون دوستم داری.
‫- یه دلیل فوق‌العاده.

1422
01:15:07,841 --> 01:15:10,189
‫و به‌زودی یه دلیلِ دیگه هم بهش اضافه میشه.

1423
01:15:10,758 --> 01:15:11,841
‫نه!

1424
01:15:14,966 --> 01:15:16,810
‫فردریک کوچولوی عزیزم.

1425
01:15:19,966 --> 01:15:23,023
‫صمیمانه‌ترین خوش‌آمدگویی‌ها رو بهت می‌گیم، پسرم.

1426
01:15:29,717 --> 01:15:31,425
‫خداحافظ، رفیق من.

1427
01:15:31,508 --> 01:15:35,870
‫[ آرامگاه ژول موره معروف به رِمو، 1883 - 1946 ]
‫[ عضو رسمی تئاتر کمدی فرانسه - افسر نشان لژیون دونور ]

1428
01:15:40,508 --> 01:15:42,966
‫زانوی غم بغل نگیر، خنگِ خدا.

1429
01:15:43,049 --> 01:15:44,550
‫تو هنوز فیلم‌هام رو داری.

1430
01:15:44,633 --> 01:15:46,924
‫من جایگاهم رو روی پرده‌ی نقره‌ای حفظ می‌کنم،

1431
01:15:47,008 --> 01:15:49,133
‫و مردم رو می‌خندونم و می‌گریونم.

1432
01:15:49,216 --> 01:15:52,245
‫من فقط با شجاعت به کارم ادامه میدم.

1433
01:15:52,882 --> 01:15:54,924
‫و تو هم دقیقاً باید همین کار رو بکنی.

1434
01:15:55,008 --> 01:15:57,216
‫میتونی سپاس‌گزار باشی، مارسل.

1435
01:15:57,300 --> 01:15:59,174
‫سپاس‌گزارِ این فانوس خیال،

1436
01:15:59,258 --> 01:16:01,341
‫که دوباره به نابغه‌های فراموش‌شده نور می‌تابونه،

1437
01:16:01,425 --> 01:16:04,133
‫رقصنده‌های فوت‌شده رو دوباره به رقص درمیاره،

1438
01:16:04,216 --> 01:16:08,626
‫لبخندِ رفقای قدیمی و از دست رفته رو
‫دوباره به جمع ما برمی‌گردونه

1439
01:16:12,800 --> 01:16:14,717
‫عزیزم، یه نامه‌ی سفارشی برات اومده.

1440
01:16:14,800 --> 01:16:17,482
‫خب ببینم، این دیگه چیه؟

1441
01:16:18,591 --> 01:16:21,675
‫لابد باز هم برادران روکس هستن،
‫میخوان فرآیند رنگی جدیدشون رو بفروشن.

1442
01:16:21,758 --> 01:16:23,550
‫یه چیزهایی هم درباره‌ی رنگ سبز توش نوشته.

1443
01:16:23,633 --> 01:16:24,675
‫کتِ یقه‌سبز آکادمی!

1444
01:16:25,485 --> 01:16:26,550
‫سبز؟

1445
01:16:26,633 --> 01:16:28,078
‫وای، مارسل!

1446
01:16:29,675 --> 01:16:31,717
‫خوب شد رمو زنده نیست تا این رو ببینه.
‫[ آکادمی فرانسه - 1947 ]

1447
01:16:31,800 --> 01:16:32,966
‫جدی، چرا؟

1448
01:16:33,049 --> 01:16:35,049
‫واقعاً دستت می‌انداخت و مسخره‌ات می‌کرد.

1449
01:16:35,133 --> 01:16:36,633
‫آقای همه‌چیز‌دون!

1450
01:16:36,723 --> 01:16:39,367
‫فقط همین دست‌ کت و ‌شلوار سبز رو کم داشتی.

1451
01:16:39,467 --> 01:16:42,425
‫تبریک می‌گم، مرتیکه‌ی ازخودراضیِ افاده‌ای!

1452
01:16:42,508 --> 01:16:45,133
‫«حالا دیگه رسماً یه پیرمردِ خرفت شدی.»

1453
01:16:45,216 --> 01:16:46,717
‫پدرت همیشه آرزوی چنین روزی رو داشت.

1454
01:16:46,800 --> 01:16:49,508
‫یادت میاد چقدر تلاش می‌کرد تا نشان «نخل آکادمیک» رو بگیره؟

1455
01:16:49,591 --> 01:16:51,187
‫فکر کن الان چقدر بهت افتخار می‌کنه.

1456
01:16:53,153 --> 01:16:56,220
‫تو الان دیگه به قول معروف، «جاودانه» شدی.

1457
01:16:56,593 --> 01:16:58,300
‫خب، اینا همه‌ش نسبیه.

1458
01:16:58,383 --> 01:17:00,206
‫تعداد اعضای آکادمی که ریق رحمت رو سر کشیدن...

1459
01:17:00,240 --> 01:17:02,353
‫خیلی بیشتر از کساییه که توی این تالارها حضور دارن.

1460
01:17:02,420 --> 01:17:06,091
‫اگه حق انتخاب داشتم، ترجیح میدادم...
‫تا وقتی زنده‌ام جاودانه باشم.

1461
01:17:06,174 --> 01:17:09,258
‫بعد از جنگ، اصلاً قصد نداشتی دوباره به فیلم‌سازی برگردی.

1462
01:17:10,012 --> 01:17:11,216
‫ولی با این حال برگشتم.

1463
01:17:11,300 --> 01:17:15,591
‫اول از همه فیلم «نائیس» بود که سال 1945 اکران شد.
‫[ Naïs - 1945 ]

1464
01:17:15,675 --> 01:17:17,966
‫اگه فردریک بتونه از اینجا بره...

1465
01:17:18,049 --> 01:17:19,591
‫بدون اینکه آسیبی ببینه...

1466
01:17:19,675 --> 01:17:21,174
‫مامان!

1467
01:17:21,258 --> 01:17:23,966
‫و اگه منو بخوای، مال تو میشم.

1468
01:17:24,049 --> 01:17:26,966
‫نائیس، چطوری باید بخوامت؟

1469
01:17:27,049 --> 01:17:29,383
‫- به عنوان همسر؟
‫- خب، هرجور که خودت دوست داری.

1470
01:17:29,466 --> 01:17:32,800
‫بعدش فیلم «آسیابان زیبا» رو کارگردانی کردی،
‫[ La belle meunière - 1948 ]

1471
01:17:32,882 --> 01:17:35,550
‫فیلمی که واسه جذب تماشاچی حسابی به دست‌ و پا زدن افتاد.

1472
01:17:35,633 --> 01:17:37,966
‫دلم می‌خواست یه فیلم رنگی بسازم،

1473
01:17:38,049 --> 01:17:40,675
‫اونم با استفاده از یه روش فرانسوی به اسم «روکس‌کالر»،

1474
01:17:40,758 --> 01:17:44,919
‫تا مجبور نشم یه پول قلمبه به کمپانی
‫«تکنی‌کالر» بدم، که انحصارِ بازار دستش بود.

1475
01:17:45,133 --> 01:17:46,800
‫ولی اون فیلم چنان شکست مفتضحانه‌ای خورد...

1476
01:17:46,882 --> 01:17:48,591
‫که بهتره اصلاً حرفش رو هم نزنیم.

1477
01:17:48,675 --> 01:17:51,216
‫پس لطفاً از آخرین موفقیتت برام بگو،

1478
01:17:51,300 --> 01:17:52,800
‫«مانونِ چشمه‌ها».
‫[ Manon des sources - 1952 ]

1479
01:17:53,008 --> 01:17:54,464
‫مانون...

1480
01:17:54,882 --> 01:17:56,675
‫واسه همسرم نوشتمش.

1481
01:17:56,758 --> 01:18:00,133
‫تازه بزرگ‌ترین هدیه‌ای رو بهم داده بود که
‫یه مرد می‌تونه از یه زن هدیه بگیره.

1482
01:18:00,216 --> 01:18:02,591
‫یه هدیه‌ی آسمونی به اسم اِستل.

1483
01:18:02,675 --> 01:18:04,425
‫مو نمی‌زنن با هم، عین سیبی که از وسط نصف کرده باشی.

1484
01:18:04,508 --> 01:18:06,508
‫من روی ترکیبات خاک مطالعه کردم.

1485
01:18:06,591 --> 01:18:08,300
‫اگه همین‌جا رو حفر کنیم،

1486
01:18:08,383 --> 01:18:10,133
‫بهت قول میدم به اورانیوم می‌رسیم.

1487
01:18:10,216 --> 01:18:12,008
‫اورانیوم؟!

1488
01:18:12,091 --> 01:18:14,174
‫یا نفت خام، اگه عمیق‌تر زمین رو بکنیم.

1489
01:18:15,341 --> 01:18:17,008
‫تو داری واسه آب زمین رو می‌کنی.

1490
01:18:17,091 --> 01:18:20,740
‫منم اجازه نمیدم این تیکه از بهشت‌مون رو
‫واسه چیز دیگه‌ای خراب کنی.

1491
01:18:22,049 --> 01:18:24,550
‫مارسل، دارم بهت هشدار میدم!

1492
01:18:24,633 --> 01:18:27,300
‫عجب زن کله‌شق و با اراده‌ای نصیبت شده.

1493
01:18:27,383 --> 01:18:29,654
‫به صلاحته که اون چشمه‌ی آب رو براش پیدا کنی.

1494
01:18:31,258 --> 01:18:34,174
‫باریکلا، فردریک
‫[ موناکو - 1952 ]

1495
01:18:34,258 --> 01:18:35,253
‫اِستل.

1496
01:18:38,258 --> 01:18:41,717
‫نترس مانون، دیگه نزدیکت نمیام.

1497
01:18:41,800 --> 01:18:44,466
‫دوستت دارم. به خدا راست میگم، دوستت دارم.

1498
01:18:44,550 --> 01:18:46,800
‫حالم از این حرفت به هم میخوره!

1499
01:18:46,882 --> 01:18:48,800
‫باورت نمی‌کنم. فقط داری لجبازی میکنی!

1500
01:18:48,882 --> 01:18:50,800
‫کله‌شقی، عین یکی از همین بزهات!

1501
01:18:50,882 --> 01:18:53,216
‫ولی من جدی میگم، دوستت دارم!

1502
01:18:53,300 --> 01:18:55,924
‫من همونم که هر شب توی دره زوزه می‌کشم!

1503
01:18:56,008 --> 01:18:58,216
‫تو رو خدا تمومش کن، می‌ترسم.

1504
01:18:58,300 --> 01:19:01,091
‫تا حالا به نوشتن رمان فکر کردی؟

1505
01:19:01,174 --> 01:19:02,924
‫دست و پام رو گم می‌کنم.

1506
01:19:03,008 --> 01:19:05,341
‫من همه‌ی قصه‌هام رو از فیلتر دیالوگ رد می‌کنم.

1507
01:19:06,258 --> 01:19:07,882
‫بابا، بابا!

1508
01:19:08,361 --> 01:19:11,041
‫اِستل، فرشته کوچولوی من.

1509
01:19:11,216 --> 01:19:12,966
‫داری درخت زیتون رو میبُری؟

1510
01:19:13,049 --> 01:19:16,341
‫مگه دیوونه شدم؟ این درخت دوهزار سال عمر داره.

1511
01:19:16,425 --> 01:19:17,966
‫حتی عیسی مسیح هم می‌تونسته
‫زیتون‌هاش رو چشیده باشه.

1512
01:19:18,049 --> 01:19:19,508
‫عیسی دیگه کیه؟

1513
01:19:19,591 --> 01:19:21,758
‫عیسی گربه‌ی همسایه‌ست.

1514
01:19:21,841 --> 01:19:24,709
‫آره، گربه‌ها واقعاً زیتون دوست دارن.

1515
01:19:25,383 --> 01:19:29,633
‫شما دوتا! فکر خوبیه که
‫استخدامتون کنم واسم دیالوگ بنویسین.

1516
01:19:29,717 --> 01:19:32,216
‫کتاب‌های کودکان چطور؟

1517
01:19:32,300 --> 01:19:34,508
‫اوه، خیلی بعید می‌دونم قصه‌های من

1518
01:19:34,591 --> 01:19:36,341
‫درباره‌ی مردهای خیانت‌دیده و مادرهای مجرد،

1519
01:19:36,425 --> 01:19:39,258
‫واسه دختربچه‌ها و پسربچه‌ها جذابیت چندانی داشته باشه.

1520
01:19:39,341 --> 01:19:42,966
‫ولی دخترم عاشق اینه که براش شعر بنویسم.

1521
01:19:43,049 --> 01:19:45,717
‫از فیلمی که الان داری میسازی بگو.

1522
01:19:46,665 --> 01:19:47,909
‫«نامه‌هایی از آسیاب من»
‫[ Les lettres de mon moulin - 1954 ]

1523
01:19:47,942 --> 01:19:49,438
‫من امروز غروب برمی‌گردم جنوب.

1524
01:19:49,508 --> 01:19:50,550
‫کات!

1525
01:19:50,633 --> 01:19:52,216
‫طاقت ندارم تا دوباره به گروه فیلم‌برداریم ملحق بشم.

1526
01:19:52,966 --> 01:19:54,133
‫ببین اینجا رو...

1527
01:19:54,216 --> 01:19:55,966
‫آقای پنیول، یه تلگراف دارین.

1528
01:20:01,800 --> 01:20:04,133
‫اتفاقی افتاده، مارسل؟

1529
01:20:04,216 --> 01:20:06,091
‫دخترم تو بیمارستانه.

1530
01:20:06,174 --> 01:20:07,550
‫باید برگردم موناکو.

1531
01:20:14,117 --> 01:20:15,737
‫دکتر.

1532
01:20:15,857 --> 01:20:18,991
‫دچار حمله‌ی شدید کِتوز شده.

1533
01:20:19,015 --> 01:20:20,640
‫ولی حالش خوب میشه دیگه؟

1534
01:20:23,142 --> 01:20:23,977
‫نه!

1535
01:20:25,231 --> 01:20:26,857
‫نه!

1536
01:20:30,510 --> 01:20:32,457
‫به ذهنم رسید که ستاره‌های اون بالا

1537
01:20:32,550 --> 01:20:35,310
‫هیچ‌وقت آواز زَنجِره‌ها رو نشنیدن.

1538
01:20:35,483 --> 01:20:37,384
‫اگه می‌تونستم یکی‌شون رو برات بگیرم،

1539
01:20:37,470 --> 01:20:39,615
‫می‌آوردمش توی اتاقت.

1540
01:20:39,989 --> 01:20:43,640
‫آخر شب که از پنجره خم میشدی،

1541
01:20:43,723 --> 01:20:46,556
‫شکمش رو قلقلک می‌دادم،

1542
01:20:46,640 --> 01:20:49,672
‫و خودِ آسمون شروع می‌کرد به رقصیدن.

1543
01:21:13,864 --> 01:21:15,632
‫میز تحریر رو بذارین اینجا.

1544
01:21:16,667 --> 01:21:19,578
‫حالا باید یه کاربردی واسه این میز پیدا کنم.

1545
01:21:24,953 --> 01:21:27,640
‫زندگی می‌تونه خیلی بی‌رحم باشه.

1546
01:21:28,707 --> 01:21:31,653
‫ولی چاره‌ای نیست، باید به زندگی کردن ادامه بدی.

1547
01:21:31,766 --> 01:21:34,514
‫خانم‌ها و آقایان، نویسنده‌ی اثرِ «فابین»،

1548
01:21:34,598 --> 01:21:36,611
‫آقای مارسل پنیول!

1549
01:21:39,431 --> 01:21:40,941
‫همه چی یهو وایساد.

1550
01:21:41,039 --> 01:21:42,414
‫نگران نباش.

1551
01:21:42,587 --> 01:21:44,723
‫چون این یکیِ این بالا دوباره شروع به کار کرده.

1552
01:21:44,806 --> 01:21:46,254
‫شروع کنیم، مارسل.

1553
01:21:47,556 --> 01:21:48,765
‫سراپا گوشم.

1554
01:21:48,848 --> 01:21:50,681
‫من متولد شدم...

1555
01:21:50,765 --> 01:21:52,848
‫من در شهر اوبانی به دنیا اومدم،

1556
01:21:52,931 --> 01:21:55,473
‫دامنه‌ی کوهستان گارلابان که بزها توش پراکنده بودن،

1557
01:21:55,556 --> 01:21:57,973
‫در دورانِ آخرین گله‌های بزرگ.

1558
01:21:58,057 --> 01:22:01,473
‫گارلابان صخره‌ی آبی‌رنگ عظیمی شبیه به یه برج بلنده،

1559
01:22:01,556 --> 01:22:04,217
‫که دشت عقاب‌ها مثل تاجی روی سرشه.

1560
01:22:04,744 --> 01:22:09,677
‫پدرم پنجمین فرزندیه سنگ‌تراش
‫اهل والریس، حوالی اورانژ بود.

1561
01:22:09,790 --> 01:22:11,544
‫به محض اینکه یه روز تعطیل پیدا می‌کرد،

1562
01:22:11,630 --> 01:22:14,249
‫یعنی سالی پنج یا شش بار،

1563
01:22:14,273 --> 01:22:17,143
‫اون کل خانواده رو با خودش می‌برد،
‫و منم ماهی‌های سفید رو می‌آوردم،

1564
01:22:17,293 --> 01:22:18,983
‫سیب‌های چیده‌شده و طلایی‌رنگ رو.

1565
01:22:19,153 --> 01:22:21,863
‫من افتخار پدرم رو رو به آسمون بالا می‌بردم،

1566
01:22:22,173 --> 01:22:24,532
‫رو به خورشید درخشان و طلایی.

1567
01:22:24,533 --> 01:22:27,416
‫رنگ‌پریده، لرزان و برای همیشه تسلی‌ناپذیر،

1568
01:22:27,536 --> 01:22:30,523
‫اون اصلاً نمی‌دونست که توی املاکِ پسرش ایستاده.

1569
01:22:37,008 --> 01:22:38,841
‫مردم در کناره‌های جاده به صف ایستادن

1570
01:22:38,924 --> 01:22:41,591
‫تا اهالی مارسی آخرین ادای احترام خودشون رو به جا بیارن

1571
01:22:41,675 --> 01:22:43,882
‫به این نویسنده‌ی بزرگ و برجسته.

1572
01:22:43,966 --> 01:22:48,174
‫از این پس پیکر مارسل پنیول
‫توی قبرستون کوچیکِ «لا تِری»، آروم می‌گیره

1573
01:22:48,258 --> 01:22:50,841
‫در کنار پدر و مادرش، برادرش پل

1574
01:22:50,924 --> 01:22:52,966
‫و دختر کوچولوش، اِستل.

1575
01:22:53,049 --> 01:22:55,924
‫روی سنگ قبرش، وصیت کرده بود این عبارت رو به لاتین حک کنن:

1576
01:22:56,008 --> 01:22:59,924
‫«چشمه‌ها، دوستان و همسرش رو دوست داشت.»

1577
01:23:00,008 --> 01:23:03,633
‫اون عاشق چشمه‌ها، رفقاش و زنش بود.

1578
01:23:07,717 --> 01:23:11,046
‫بالاخره اومدی!
‫همه منتظرتن، مارسل.

1579
01:23:13,425 --> 01:23:16,049
‫اون حرکت دائمی و ابدی که دنبالش بودی رو پیدا کردن.

1580
01:23:20,173 --> 01:23:22,508
‫می‌بینی؟ مردی که می‌نویسه،

1581
01:23:22,559 --> 01:23:24,706
‫مردیه که داره خودش رو تسلی میده.

1582
01:23:24,900 --> 01:23:26,900
‫شاید بپرسی «از چی؟»

1583
01:23:27,026 --> 01:23:29,383
‫از اینکه دمِ دستش کسی رو نداره تا باهاش هم‌کلام بشه.

1584
01:23:29,851 --> 01:23:30,637
‫واسه همین،

1585
01:23:30,789 --> 01:23:32,597
‫من با قلمِ پرَم حرف می‌زنم.

1586
01:23:32,675 --> 01:23:34,800
‫دستِ خودم نیست، نمی‌تونم جلوش رو بگیرم.

1587
01:23:34,882 --> 01:23:37,924
‫و به محض اینکه با قلمم شروع به صحبت میکنم،

1588
01:23:38,008 --> 01:23:41,547
‫خب، یهو می‌بینم کلی آدمِ خوب دور و برم جمع شدن.

1589
01:23:41,708 --> 01:23:44,750
‫من با عزیزانم حرف می‌زنم، با زنده‌ها و مرده‌ها،

1590
01:23:45,008 --> 01:23:47,425
‫با تمام کسایی که عاشقشون بودم.

1591
01:23:47,508 --> 01:23:51,008
‫اون‌ها همین‌جا کنارم حضور دارن، با پوست و گوشت و استخون،

1592
01:23:51,091 --> 01:23:54,633
‫حتی با همون لبخندهای محوشون
‫و کوچک‌ترین لحنِ خاصِ حرف‌هاشون.

1593
01:23:56,578 --> 01:23:58,424
‫خیلی وقت‌ها باهاشون میخندم،

1594
01:23:58,992 --> 01:24:01,110
‫بعضی وقتها هم اشک می‌ریزم.

1595
01:24:01,690 --> 01:24:05,015
‫و کسی حق نداره بهم بگه که به‌زودی هشتاد سالم میشه.

1596
01:24:05,122 --> 01:24:09,122
‫نه، من فقط یه پسرِ دوازده ساله‌ام.
‫یک سالی هم میشه که رفتم دبیرستان،

1597
01:24:09,177 --> 01:24:11,402
‫و کل زندگی رو پیش رو دارم.

1598
01:24:15,863 --> 01:24:18,588
‫[ برای کَمیی، ژنتی و لودو ]

1599
01:24:20,984 --> 01:24:24,784
‫فیلمی از:
‫سیلوِن شومه

1600
01:24:24,808 --> 01:24:34,808
FilmYar

1601
01:24:34,832 --> 01:24:44,832
FilmYar
