﻿1
00:00:00,200 --> 00:00:06,000
FilmYar

2
00:00:06,030 --> 00:00:14,000
FilmYar

3
00:00:14,030 --> 00:00:18,000
‫مترجم: اشکان هیدی

4
00:02:01,695 --> 00:02:02,821
‫ممنون.

5
00:02:06,283 --> 00:02:07,326
‫خیلی درد می‌کنه؟

6
00:02:08,035 --> 00:02:09,369
‫آره، خیلی.

7
00:02:10,746 --> 00:02:13,707
‫صدای رعد و برق جوری تو سرم
‫می‌پیچه انگار کله‌ام خالیه.

8
00:02:13,790 --> 00:02:14,958
‫آخی، عزیز دلم.

9
00:02:15,667 --> 00:02:17,169
‫یکم دراز بکش، بیا.

10
00:02:17,252 --> 00:02:19,880
‫«ببینیم وضع جاده‌ها
‫در این ساعت چطوره».

11
00:02:22,299 --> 00:02:23,759
‫«...پُل قانون اساسی.

12
00:02:23,842 --> 00:02:26,928
‫در خروجی مادرید به سمت والنسیا،
‫همکارمون پیلار گارسیا مونیز اونجا مستقره.

13
00:02:27,012 --> 00:02:29,181
‫پیلار، اوضاع در این لحظه چطوره؟

14
00:02:29,264 --> 00:02:30,974
‫اولِ صبح تو جاده‌ها

15
00:02:31,058 --> 00:02:33,018
‫مشخص بود که یه تعطیلات
‫طولانی داره شروع میشه.

16
00:02:33,101 --> 00:02:35,854
‫هرچند آخرین پیش‌بینی‌های
‫هواشناسی نشون میده

17
00:02:35,937 --> 00:02:37,731
‫که هوا ممکنه بهتر بشه...»

18
00:03:29,407 --> 00:03:31,159
‫می‌خوای پیشت بمونم؟

19
00:03:31,243 --> 00:03:34,037
‫نه. می‌خوام یه نفسی بکشم.

20
00:03:36,498 --> 00:03:39,084
‫ببینم این مسکن اثر
‫می‌کنه، حالت بهتر میشه یا نه.

21
00:03:40,335 --> 00:03:42,504
‫این آخریشه که برام مونده.

22
00:03:45,882 --> 00:03:47,926
‫برو تو سالن، اصلاً
‫نمی‌تونم حرف بزنم.

23
00:03:51,930 --> 00:03:53,515
‫اگه چیزی لازم داشتی صدام کن.

24
00:03:54,558 --> 00:03:55,934
‫باشه عزیزم.

25
00:03:56,685 --> 00:03:58,645
‫لطفاً چراغ راهرو رو خاموش کن.

26
00:04:06,611 --> 00:04:09,781
‫امشب پیشت می‌مونم، نمیرم
‫کلاب. با اینکه جمعه‌ست.

27
00:04:09,865 --> 00:04:11,450
‫روم نمی‌شد ازت بخوام.

28
00:04:11,950 --> 00:04:13,452
‫مگه می‌تونم تنهات بذارم؟

29
00:04:14,286 --> 00:04:15,453
‫ممنون.

30
00:04:15,537 --> 00:04:16,705
‫استراحت کن.

31
00:04:31,893 --> 00:04:34,500
‫نفس کشیدن...

32
00:04:34,523 --> 00:04:43,908
‫نفس کشیدن نه تنها او را آرام نکرد،
‫بلکه او را مضطربتر کرد.

33
00:04:52,240 --> 00:04:53,825
‫بو، منو ببر اورژانس.

34
00:04:54,451 --> 00:04:55,535
‫حالم بدتر شده.

35
00:04:56,870 --> 00:04:59,831
‫کاپشنم رو برمی‌دارم و میریم.

36
00:05:44,626 --> 00:05:45,669
‫شب بخیر.

37
00:05:45,752 --> 00:05:48,046
‫- شب بخیر. کارت شناسایی.
‫- سلام. بفرمایید.

38
00:05:49,548 --> 00:05:52,050
‫یه میگرن وحشتناک
‫دارم، حالم خیلی بده.

39
00:05:52,509 --> 00:05:54,928
‫توی سالن منتظر
‫بمونید، الان میان پیشتون.

40
00:05:55,011 --> 00:05:55,971
‫ممنون.

41
00:05:56,471 --> 00:05:57,555
‫ممنون. بریم.

42
00:05:58,306 --> 00:05:59,516
‫سلام، شب بخیر.

43
00:06:01,309 --> 00:06:02,185
‫کارتتون؟

44
00:06:02,269 --> 00:06:05,480
‫- بله. کارت.
‫- کارت، کارت، آره.

45
00:06:10,694 --> 00:06:13,989
‫میشه حداقل قبلش کوکائین‌های
‫روی کارت رو پاک کنین؟

46
00:06:14,072 --> 00:06:16,032
‫- چی؟
‫- ببخشید، ها؟

47
00:06:16,616 --> 00:06:18,702
‫- کون گشاد.
‫- چه بلایی سرتون اومده؟

48
00:06:18,785 --> 00:06:19,995
‫خب، راستش... راستش...

49
00:06:20,078 --> 00:06:22,080
‫- خفه شو بابا.
‫- باشه.

50
00:06:22,163 --> 00:06:23,540
‫مهمونی بودیم.

51
00:06:25,083 --> 00:06:27,210
‫- السا روسادو.
‫- آره.

52
00:06:27,294 --> 00:06:30,422
‫لطفاً با من بیاین.
‫نه، نه، فقط بیمار.

53
00:06:31,715 --> 00:06:32,882
‫همین‌جا منتظرت می‌مونم.

54
00:06:38,972 --> 00:06:41,057
‫می‌تونین وسایلتون
‫رو روی صندلی بذارین.

55
00:06:46,271 --> 00:06:47,689
‫آروم دراز بکشین.

56
00:06:49,649 --> 00:06:51,610
‫- میشه نور رو خاموش کنین؟
‫- خیر، نمیشه.

57
00:06:51,693 --> 00:06:53,945
‫آروم باشین، الان دکتر میاد.

58
00:06:57,949 --> 00:06:59,034
‫شب بخیر.

59
00:06:59,576 --> 00:07:00,702
‫سلام.

60
00:07:00,785 --> 00:07:02,120
‫بفرمایین. چه مشکلی دارین؟

61
00:07:03,038 --> 00:07:04,789
‫یه میگرن وحشتناک دارم.

62
00:07:04,873 --> 00:07:06,750
‫کجای سرتون درد می‌کنه؟

63
00:07:07,167 --> 00:07:08,084
‫همه‌جاش.

64
00:07:08,835 --> 00:07:10,587
‫زیاد براتون پیش میاد؟

65
00:07:10,670 --> 00:07:12,088
‫میگرن...

66
00:07:12,756 --> 00:07:14,132
‫توی یک سال اخیر.

67
00:07:14,549 --> 00:07:17,844
‫ارثیه. کلی از فامیل‌های پدریم...

68
00:07:17,969 --> 00:07:22,015
‫و البته طوفان، مثل امروز؛
‫گاهی وقتا اونا هم باعثش میشن.

69
00:07:22,098 --> 00:07:25,644
‫سفر با هواپیما هم همین‌طور، به
‫خاطر فشار هوا، نمی‌دونم، واقعاً افتضاحه.

70
00:07:26,186 --> 00:07:28,647
‫براتون یه مسکن وریدی می‌زنیم

71
00:07:28,730 --> 00:07:30,398
‫و یه آرام‌بخش تا ریلکس بشین.

72
00:07:30,482 --> 00:07:32,067
‫ممنون دکتر.

73
00:07:40,867 --> 00:07:43,161
‫بیاین، بیاین. لطفاً سریع.

74
00:07:54,839 --> 00:07:57,217
‫حالتون چطوره؟ بهتر شدین؟

75
00:07:57,300 --> 00:07:58,843
‫نه، بدتر شدم.

76
00:07:59,302 --> 00:08:02,680
‫اون پرستاری که سِرُم رو
‫وصل کرد میگه فشارم بالاست.

77
00:08:02,764 --> 00:08:03,848
‫چقدر؟

78
00:08:03,932 --> 00:08:06,726
‫۱۵.۸ روی ۹.

79
00:08:07,894 --> 00:08:12,816
‫خب... بهتره ببریمت بخش.
‫بهتره امشب همین‌جا بمونی.

80
00:08:16,695 --> 00:08:18,738
‫- اون اتاق خالیه؟
‫- آره.

81
00:08:18,822 --> 00:08:20,156
‫میشه منو ببرید اونجا؟

82
00:08:20,490 --> 00:08:22,367
‫- باید باهاشون هماهنگ کنم.
‫- لطف می‌کنی.

83
00:08:22,450 --> 00:08:25,453
‫اگه باعث میشه آروم بشید،
‫میبرمتون، ولی باید اجازه بگیرم.

84
00:08:26,037 --> 00:08:27,414
‫خیلی خب، ممنون.

85
00:08:35,213 --> 00:08:37,632
‫فکر می‌کنی بتونی
‫روی اون مبل بخوابی؟

86
00:08:38,466 --> 00:08:39,759
‫آره، معلومه.

87
00:08:40,427 --> 00:08:42,095
‫من همه‌جا خوابم می‌بره.

88
00:08:42,887 --> 00:08:45,640
‫سلام، من دکتر گارسیا هستم.

89
00:08:46,266 --> 00:08:48,977
‫فکر کنم قبلاً همدیگه
‫رو دیدیم، درسته؟

90
00:08:49,394 --> 00:08:50,395
‫آره.

91
00:08:51,062 --> 00:08:54,315
‫ده سال پیش، دومین فیلمم
‫رو اینجا فیلم‌برداری کردم.

92
00:08:54,399 --> 00:08:56,234
‫توی همین اتاق و اتاق روبرویی.

93
00:08:56,317 --> 00:08:57,402
‫درسته.

94
00:08:57,777 --> 00:08:59,946
‫ندیدمش، ولی یه جایی خوندم

95
00:09:00,071 --> 00:09:03,616
‫که با گذشت زمان تبدیل
‫به یه فیلم کالت شده.

96
00:09:03,700 --> 00:09:04,826
‫دکتر، ببخشید،

97
00:09:04,909 --> 00:09:08,329
‫ولی حس می‌کنم هیچ‌کس مسئولیت
‫وضعیت منو قبول نمی‌کنه.

98
00:09:08,413 --> 00:09:12,167
‫آره، تو یه میگرن وحشتناک
‫داری. و اگه این آقا همراهت نبود،

99
00:09:12,250 --> 00:09:14,627
‫خودت رو از پنجره
‫پرت می‌کردی پایین.

100
00:09:14,711 --> 00:09:17,172
‫بو، مخفف بونیفاسیو.

101
00:09:17,255 --> 00:09:18,423
‫- از آشنایی‌تون خوشبختم.
‫- منم همین‌طور.

102
00:09:18,506 --> 00:09:19,924
‫خیلی خوب توصیفش کردین.

103
00:09:20,008 --> 00:09:21,885
‫یه شاخه از خانواده‌ی
‫من میگرنی هستن.

104
00:09:21,968 --> 00:09:23,261
‫مال منم همین‌طور.

105
00:09:23,803 --> 00:09:26,389
‫برات یه مسکن خیلی قوی زدیم...

106
00:09:26,473 --> 00:09:28,516
‫و یه چیزی هم که آرومت کنه.

107
00:09:28,600 --> 00:09:31,102
‫- ممنون.
‫- می‌بینی، زود خوب میشی.

108
00:09:32,270 --> 00:09:34,189
‫اون قضیه‌ی کالت یعنی چی؟

109
00:09:34,272 --> 00:09:36,149
‫کارگردان کالت؟

110
00:09:36,232 --> 00:09:38,151
‫عضو فرقه‌ی خاصی هستی؟

111
00:09:38,610 --> 00:09:42,155
‫فرقه‌ی انجیلی؟ شنیدم خیلی خشنن.

112
00:09:43,114 --> 00:09:44,199
‫نه.

113
00:09:44,866 --> 00:09:47,869
‫نه، نه، من انجیلی نیستم. عه...

114
00:09:49,287 --> 00:09:52,499
‫من فقط دو تا فیلم
‫ساختم و هیچ‌کدوم نگرفت.

115
00:09:52,582 --> 00:09:54,292
‫آخی، عزیزم. چه بد.

116
00:09:54,375 --> 00:09:57,879
‫اینکه میگن دو تا
‫فیلم کالت هستن یعنی...

117
00:09:57,962 --> 00:10:00,298
‫اکثر مردم بهشون علاقه‌ای نداشتن،

118
00:10:00,381 --> 00:10:02,091
‫یعنی شکست خورده هستن.

119
00:10:02,175 --> 00:10:06,012
‫ولی یه گروه کوچیک از
‫تماشاگرها هستن که عاشقشونن.

120
00:10:06,387 --> 00:10:09,224
‫اون کالت که میگن
‫همینه، همون کم تماشاگر.

121
00:10:09,307 --> 00:10:10,225
‫آها.

122
00:10:10,600 --> 00:10:12,393
‫نگاه کن! آها.

123
00:10:12,477 --> 00:10:15,104
‫اصلاً فکر نمی‌کردم
‫کالت این معنی رو میده.

124
00:10:15,480 --> 00:10:16,481
‫اهوم.

125
00:10:16,564 --> 00:10:19,442
‫خب، ممنون بابت این کلاس درس.

126
00:10:19,526 --> 00:10:21,528
‫- حالا سعی کنین یکم بخوابین.
‫- باشه.

127
00:10:21,611 --> 00:10:24,155
‫اگه چیزی شد، اون زنگ رو بزنین.

128
00:10:24,531 --> 00:10:27,283
‫با این بارون و تعطیلات،
‫اینجا امروز خیلی شلوغه.

129
00:10:27,367 --> 00:10:28,326
‫آها.

130
00:10:28,409 --> 00:10:30,328
‫یه فیلم درباره‌ی ما بساز.

131
00:10:30,411 --> 00:10:34,791
‫بونیفاسیو... چه اسم قشنگی.

132
00:10:34,874 --> 00:10:35,917
‫آره خب...

133
00:10:37,043 --> 00:10:38,169
‫میسپارمش به تو.

134
00:10:38,253 --> 00:10:40,421
‫آره، آره، واسه همین
‫اینجام. نگران نباشید.

135
00:10:41,256 --> 00:10:42,924
‫من تو رو نمیشناسم؟

136
00:10:43,007 --> 00:10:44,342
‫قیافت برام آشناست.

137
00:10:45,009 --> 00:10:45,927
‫نمیدونم.

138
00:10:46,511 --> 00:10:47,470
‫من آتش‌نشانم.

139
00:10:47,554 --> 00:10:49,597
‫نه، ولی نه، قضیه این نیست.

140
00:10:50,348 --> 00:10:51,808
‫آی...

141
00:10:53,434 --> 00:10:56,729
‫شما اخیراً تو جشن خداحافظی
‫مجردی احیاناً نبودین؟

142
00:10:56,813 --> 00:11:01,317
‫آره، یه ماه پیش، واسه یه
‫دوستم. هنوزم سردردش باهامه.

143
00:11:01,401 --> 00:11:02,318
‫از کجا میدونی؟

144
00:11:03,152 --> 00:11:04,445
‫باید همونجا بوده باشه.

145
00:11:06,322 --> 00:11:10,368
‫بو آخر هفته‌ها استریپره.

146
00:11:11,661 --> 00:11:12,704
‫آهان!

147
00:11:13,496 --> 00:11:14,789
‫آه، خب...

148
00:11:14,873 --> 00:11:17,250
‫خب قضیه همینه دیگه، آره.

149
00:11:21,963 --> 00:11:23,548
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

150
00:11:26,593 --> 00:11:27,552
‫خیلی ماهه، نه؟

151
00:11:29,470 --> 00:11:33,224
‫- تو هم بهتری، مگه نه؟
‫- آره. این یکی جواب میده.

152
00:11:34,058 --> 00:11:35,393
‫یه بوس بده.

153
00:11:35,476 --> 00:11:36,686
‫دو تا.

154
00:11:41,608 --> 00:11:43,568
‫- حالا بخواب.
‫- اهوم.

155
00:11:45,403 --> 00:11:47,488
‫خب، فقط یه سوال. میتونم بپرسم؟

156
00:11:47,947 --> 00:11:49,073
‫آره.

157
00:11:50,575 --> 00:11:53,911
‫چرا به مسئول حمل بیمار
‫گفتی که تو رو بیاره به این اتاق

158
00:11:53,995 --> 00:11:55,079
‫نه اون یکی اتاق؟

159
00:11:56,998 --> 00:11:59,834
‫صحنه‌هایی که اینجا واسه

160
00:11:59,917 --> 00:12:02,253
‫فیلم دومم گرفتم
‫تو همین دو تا اتاق بود.

161
00:12:02,337 --> 00:12:04,505
‫یکی‌شون جایی بود که
‫مسئول حمل بیمار ما رو میبرد

162
00:12:04,589 --> 00:12:06,549
‫و تو این یکی هم
‫فیلم‌برداری کردیم.

163
00:12:06,966 --> 00:12:09,302
‫بیمار اون یکی اتاق می‌مُرد

164
00:12:10,178 --> 00:12:12,930
‫و اونی که تو این
‫اتاق بود زنده می‌موند.

165
00:12:13,765 --> 00:12:15,433
‫آهان، فهمیدم.

166
00:12:16,017 --> 00:12:18,311
‫من خرافاتی نیستم، ولی...

167
00:12:19,312 --> 00:12:21,606
‫سینما یه جورایی پیشگویانه است.

168
00:12:22,023 --> 00:12:25,443
‫- جدی؟
‫- اهوم. خب، این تئوری منه.

169
00:12:26,945 --> 00:12:30,782
‫خب چرا وقتی فیلم‌هات کالت
‫هستن، دیگه فیلم نساختی؟

170
00:12:33,284 --> 00:12:34,369
‫خب...

171
00:12:34,994 --> 00:12:37,705
‫خب چون با تبلیغات
‫خیلی بیشتر پول درمیارم.

172
00:12:38,289 --> 00:12:39,666
‫خونه‌ام تو مادرید رو خریدم،

173
00:12:39,749 --> 00:12:41,918
‫اون یکی رو هم برای
‫مادرم توی دهکده خریدم.

174
00:12:42,293 --> 00:12:45,463
‫تازه این‌طور هم نیست که
‫تهیه‌کننده‌ها دنبالم باشن.

175
00:12:45,880 --> 00:12:48,174
‫برای این صنعت یه کم عجیب‌وغریبم.

176
00:12:48,591 --> 00:12:49,550
‫آره.

177
00:12:54,973 --> 00:12:56,182
‫صبحونه.

178
00:12:56,307 --> 00:12:58,142
‫الان؟

179
00:12:58,226 --> 00:13:00,853
‫ولی ما که تازه خوابیدیم...

180
00:13:00,937 --> 00:13:03,773
‫خب باید صبحونه بخوری.
‫بعدش دکتر میاد که ببینتت.

181
00:13:04,190 --> 00:13:05,441
‫حالت چطوره؟

182
00:13:05,775 --> 00:13:07,652
‫هوم... گیجم.

183
00:13:07,735 --> 00:13:10,279
‫خیلی خوبه. ولی درد از بین رفت؟

184
00:13:10,363 --> 00:13:12,073
‫آره، آره، فکر کنم آره.

185
00:13:16,452 --> 00:13:18,705
‫- قیافه‌ات عوض شده.
‫- اهوم.

186
00:13:18,788 --> 00:13:21,749
‫دردم خوب نشده، ولی
‫ترجیح میدم برگردیم خونه.

187
00:13:21,833 --> 00:13:22,834
‫- آره؟
‫- آره.

188
00:13:22,917 --> 00:13:24,085
‫داریم میریم.

189
00:13:32,009 --> 00:13:34,679
‫چرا میخوای داستانت تو
‫سال ۲۰۰۴ اتفاق بیفته؟

190
00:13:35,388 --> 00:13:38,850
‫چون شروعش اولین حمله عصبی
‫منه و تو اون سال اتفاق افتاد.

191
00:13:39,343 --> 00:13:42,013
‫و چون تو زمان حال، به
‫لطف ریالیتی‌شوها

192
00:13:42,103 --> 00:13:44,856
‫همه میدونن که اون
‫مدل حمله عصبی چیه.

193
00:13:44,939 --> 00:13:47,734
‫الان دیگه اون‌قدرها عجیب
‫نیست، ولی ۲۰ سال پیش بود.

194
00:13:47,817 --> 00:13:51,571
‫و خب، سانتی خیلی کمک کرد.

195
00:13:51,654 --> 00:13:53,364
‫قراره زیادی اعتراف‌گونه باشه؟

196
00:13:54,031 --> 00:13:56,159
‫سعی می‌کنم تا جایی که میشه نباشه،

197
00:13:56,242 --> 00:13:59,328
‫ولی خودت میدونی که واقعیت همیشه

198
00:13:59,412 --> 00:14:00,747
‫بدون اینکه بفهمی،
‫راهشو پیدا می‌کنه.

199
00:14:01,873 --> 00:14:05,960
‫حالا که حرف از
‫واقعیته، دلم میخواد...

200
00:14:06,544 --> 00:14:09,547
‫نمیدونم، حداقل سه
‫ماه مرخصی بگیرم.

201
00:14:10,465 --> 00:14:11,632
‫برای چی؟

202
00:14:11,716 --> 00:14:14,093
‫تو که از مرخصی گرفتن خوشت نمیاد.

203
00:14:14,552 --> 00:14:16,345
‫چند هفته‌ای هست که خوشم میاد.

204
00:14:17,430 --> 00:14:19,557
‫میخوای بگی قراره چطوری بگذرونیش؟

205
00:14:20,224 --> 00:14:22,060
‫نکنه میخوای منو به
‫خاطر یکی دیگه ول کنی؟

206
00:14:22,143 --> 00:14:24,604
‫بهت گفتم که اون بن‌بستی
‫که توش گیر کرده بودم تموم شده

207
00:14:24,687 --> 00:14:27,315
‫و اینکه تا چند ماه دیگه
‫یه فیلم جدید آماده می‌کنیم.

208
00:14:27,398 --> 00:14:30,401
‫قرار نیست به خاطر کس دیگه‌ای ولت
‫کنم. و دیگه هم نمی‌خوام چیزی بهت بگم.

209
00:14:30,735 --> 00:14:33,571
‫سانتی حواسش هست که قرارهای
‫دکترت رو بهت یادآوری کنه،

210
00:14:33,654 --> 00:14:37,116
‫مرور کارها و هر دردسر
‫دیگه‌ای که برات پیش بیاد.

211
00:14:37,200 --> 00:14:39,577
‫حتی به فکر جایگزین خودت هم بودی.

212
00:14:40,078 --> 00:14:41,662
‫تو فقط به نوشتن ادامه بده.

213
00:14:42,288 --> 00:14:45,666
‫و امیدوارم تا چند ماه دیگه
‫کلمه «پایان» رو نوشته باشی،

214
00:14:46,084 --> 00:14:48,294
‫تا عاشق فیلمنامه‌ای که نوشتی بشی.

215
00:14:59,472 --> 00:15:02,683
‫بله؟ شماها همون‌هایی
‫هستین که بهم زنگ زدین؟

216
00:15:02,767 --> 00:15:04,435
‫- بله.
‫- سلام.

217
00:15:04,519 --> 00:15:05,770
‫- سلام، چطورین؟
‫- سلام.

218
00:15:05,853 --> 00:15:06,813
‫بفرمایید.

219
00:15:06,896 --> 00:15:10,149
‫ما دنبال یه کلاب
‫استریپ‌تیز مردونه می‌گردیم.

220
00:15:10,233 --> 00:15:11,609
‫که ببینیم...

221
00:15:11,692 --> 00:15:16,155
‫خب نگاه کنین، این سن‌شه. ولی
‫اینجا دیگه استریپ‌تیز نداریم.

222
00:15:16,531 --> 00:15:19,158
‫- عه، جدی؟
‫- نه، اون دیگه قدیمی شده.

223
00:15:19,242 --> 00:15:22,203
‫اینجا مردم میان که سکس ببینن.

224
00:15:22,620 --> 00:15:24,747
‫آه... مردم می‌خوان سکس ببینن.

225
00:15:24,831 --> 00:15:28,292
‫واسه رقصیدن و استریپ‌تیز دیدن،
‫مردم خودشون شبکه‌های اجتماعی رو دارن.

226
00:15:28,376 --> 00:15:29,418
‫درسته، درسته.

227
00:15:29,502 --> 00:15:32,547
‫هر کی میاد اینجا، واسه سکس
‫کردن یا سکس دیدن میاد.

228
00:15:32,630 --> 00:15:34,507
‫آره. اوهوم.

229
00:15:34,590 --> 00:15:36,634
‫اگه بخواین، یه سالن
‫بهتون نشون میدم که دارم

230
00:15:36,717 --> 00:15:40,012
‫با چند تا تخت گرد
‫مخمل قرمز، خیلی قشنگه،

231
00:15:40,096 --> 00:15:43,266
‫واسه تعویض پارتنر.
‫بیاین، نشونتون بدم.

232
00:15:43,349 --> 00:15:45,560
‫نه، خیلی ممنون، نه.

233
00:15:45,643 --> 00:15:48,521
‫خب خیلی هم پرطرفداره.
‫حتی لیست انتظار هم داره.

234
00:15:48,604 --> 00:15:49,647
‫- آه، جدی؟
‫- واقعاً؟

235
00:16:11,490 --> 00:16:18,529
‫السا یادِ این می‌افتد که چطور یک سال
‫پیش برای اولین بار با «بو» آشنا شد.

236
00:16:23,723 --> 00:16:25,224
‫خوش‌تیپ!

237
00:16:25,308 --> 00:16:27,435
‫- اووو!
‫- خوشگله!

238
00:16:28,227 --> 00:16:30,188
‫چقدر تو خوبی!

239
00:16:39,113 --> 00:16:40,531
‫- اووو!
‫- درش بیار!

240
00:16:45,286 --> 00:16:47,246
‫وای خدای من! درش بیار!

241
00:16:51,167 --> 00:16:55,713
‫اووو! اووو! اووو!

242
00:16:57,381 --> 00:17:00,051
‫خوش‌تیپ! خوش‌تیپ!

243
00:17:03,054 --> 00:17:04,972
‫- خوش‌تیپ!
‫- خیلی جذابه!

244
00:17:05,056 --> 00:17:07,725
‫عجب دیوثیه...

245
00:17:18,402 --> 00:17:21,781
‫- یا خدا!
‫- خوش‌تیپ!

246
00:17:33,918 --> 00:17:36,754
‫تی‌شرتت رو دربیار! یالا!

247
00:17:37,797 --> 00:17:38,965
‫الان برمی‌گردم.

248
00:17:41,968 --> 00:17:43,344
‫درش بیار!

249
00:18:00,861 --> 00:18:03,864
‫پرتش کن سمت ما! یالا، یالا!

250
00:18:03,948 --> 00:18:06,951
‫- یالا!
‫- پسر شیطون!

251
00:18:07,576 --> 00:18:08,786
‫بندازش اینجا!

252
00:18:17,962 --> 00:18:18,879
‫عروس؟

253
00:18:18,963 --> 00:18:21,799
‫اون! اون! عروسه! عروسه!

254
00:18:31,608 --> 00:18:32,788
‫نمی‌تونم بمونم.

255
00:18:33,408 --> 00:18:34,081
‫چی؟

256
00:18:35,091 --> 00:18:37,651
‫نمی‌تونم بچه رو تنها بذارم.
‫ریکاردو باید بره بیرون.

257
00:18:39,263 --> 00:18:41,410
‫بهش نگفته بودی
‫که امروز کار داریم؟

258
00:18:41,989 --> 00:18:43,962
‫مجبوره بره بیرون. یه
‫مشتری بهش زنگ زده.

259
00:18:44,563 --> 00:18:46,741
‫این موقع؟ فکر نکنم
‫اون‌قدرها هم فوری باشه.

260
00:18:48,194 --> 00:18:49,654
‫هیچ‌کی شب دوچرخه نمی‌خره!

261
00:18:50,303 --> 00:18:51,729
‫من نمی‌تونم بمونم.
‫خودت انتخاب کن.

262
00:19:29,909 --> 00:19:32,995
‫- بگیر! بگیر! مال منه!
‫- بگیر! بگیر! بگیر!

263
00:19:36,874 --> 00:19:38,709
‫اووه!

264
00:19:39,877 --> 00:19:43,881
‫همۀ الکل رو
‫بردار! از روی پاها...

265
00:19:45,508 --> 00:19:46,759
‫همه‌شو دربیار!

266
00:19:47,176 --> 00:19:48,677
‫بجنب!

267
00:19:54,141 --> 00:19:55,810
‫دربیارش.

268
00:19:55,893 --> 00:19:59,313
‫بکش بیرون! درش بیار! درش بیار!

269
00:19:59,396 --> 00:20:02,316
‫درش بیار! درش بیار!

270
00:20:04,568 --> 00:20:06,028
‫اووه!

271
00:20:06,112 --> 00:20:07,988
‫- همینه!
‫- بیشتر!

272
00:20:28,759 --> 00:20:30,052
‫کونشو ببین!

273
00:20:36,892 --> 00:20:38,477
‫نرو!

274
00:20:38,561 --> 00:20:40,020
‫نه! جون مادرت بیا! بیا!

275
00:20:40,104 --> 00:20:41,689
‫نرو!

276
00:21:01,959 --> 00:21:04,295
‫هی هی هی! این صد یورو
‫بیشتر آب می‌خوره عزیزم.

277
00:21:04,378 --> 00:21:05,963
‫- بعداً بهت میدم.
‫- جدی؟

278
00:21:06,046 --> 00:21:08,757
‫- خب نمی‌دونم چطوری میدی.
‫- نه. می‌خوام باهات حرف بزنم.

279
00:21:08,841 --> 00:21:10,885
‫ورود به اتاق‌های
‫تعویض لباس ممنوعه!

280
00:21:10,968 --> 00:21:12,386
‫اومدم بهت پیشنهاد کار بدم.

281
00:21:12,469 --> 00:21:16,015
‫- ممنون، همین الانشم چندتا شغل دارم.
‫- این وقت زیادی ازت نمی‌گیره.

282
00:21:16,807 --> 00:21:18,517
‫راستی، اسم من السا روسادو هست.

283
00:21:19,935 --> 00:21:21,812
‫- منم بونیفاسیو هستم.
‫- اهوم

284
00:21:22,479 --> 00:21:23,939
‫اسمت رو بو اعلام کردن.

285
00:21:24,023 --> 00:21:25,566
‫آره، اسم هنریمه.

286
00:21:28,444 --> 00:21:31,113
‫اگه می‌خوای بهم پیشنهاد فیلم
‫پورن بدی، داری وقتت رو تلف می‌کنی.

287
00:21:31,197 --> 00:21:32,990
‫قیافه‌ام شبیه کارگردان‌های پورنه؟

288
00:21:35,284 --> 00:21:36,827
‫نه.

289
00:21:38,537 --> 00:21:39,788
‫خب، نمی‌دونم چی...

290
00:21:39,872 --> 00:21:41,832
‫دعوتت می‌کنم یه چیزی
‫بخوریم و برات توضیح بدم.

291
00:21:45,961 --> 00:21:47,296
‫قبلش بگو قضیه چیه.

292
00:21:48,506 --> 00:21:51,717
‫آدما در مورد ما خیلی اشتباه
‫می‌کنن. حداقل در مورد من که اینطوره.

293
00:21:52,509 --> 00:21:54,261
‫من نه فروشی‌ام نه اجاره‌ای.

294
00:21:55,221 --> 00:21:57,056
‫برای یه تبلیغ لباس زیره.

295
00:21:57,139 --> 00:21:58,891
‫- لباس زیر؟
‫- آها.

296
00:22:00,100 --> 00:22:02,144
‫- اونوقت باید چیکار کنم؟
‫- هیچی.

297
00:22:02,228 --> 00:22:04,563
‫توی تخت بیدار بشی، روش بشینی...

298
00:22:04,647 --> 00:22:06,815
‫- لخت؟
‫- نه، با شورت.

299
00:22:09,193 --> 00:22:10,778
‫- فقط همین؟
‫- اهوم

300
00:22:10,861 --> 00:22:13,614
‫البته، جلوی یه تیم که
‫دارن ازت فیلم می‌گیرن،

301
00:22:13,697 --> 00:22:15,074
‫که تعدادشون هم کم نیست.

302
00:22:15,741 --> 00:22:18,327
‫خب... بریم یه چیزی بخوریم،

303
00:22:19,203 --> 00:22:20,204
‫ولی مهمون من.

304
00:22:20,579 --> 00:22:23,707
‫- قبل از اینکه «پسر» (مدل) بشی چیکار می‌کردی؟
‫- خواهشاً بهم نگو پسر.

305
00:22:24,917 --> 00:22:26,043
‫آتش‌نشانم.

306
00:22:27,378 --> 00:22:29,171
‫رسالتم نجات دادن آدم‌هاست.

307
00:22:31,465 --> 00:22:33,384
‫خب، این کاریه که انجام میدم.

308
00:22:33,884 --> 00:22:34,802
‫آها...

309
00:22:34,885 --> 00:22:36,887
‫ولی چون چند روز مرخصی داریم...

310
00:22:37,304 --> 00:22:39,056
‫- و پول لازمم.
‫- اهوم.

311
00:22:39,139 --> 00:22:41,392
‫پدرم رو بستری کردم
‫توی یه آسایشگاه.

312
00:22:41,475 --> 00:22:42,393
‫اهوم...

313
00:22:43,143 --> 00:22:46,689
‫- کی از یه حقوق اضافه بدش میاد.
‫- آره، می‌فهمم.

314
00:22:48,065 --> 00:22:49,692
‫هی، بیشتر از اون آگهی برام بگو.

315
00:22:50,484 --> 00:22:52,987
‫با اینکه دیدی دارم
‫می‌رقصم، ولی خیلی خجالتی‌ام.

316
00:22:53,070 --> 00:22:54,530
‫این یکی راحت‌تره.

317
00:22:55,239 --> 00:22:58,158
‫رو تخت نشستی،
‫تازه از خواب بیدار شدی،

318
00:22:58,242 --> 00:22:59,827
‫با یه نگاه خیره...

319
00:23:01,745 --> 00:23:03,539
‫- راست کرده؟
‫- نه.

320
00:23:03,998 --> 00:23:06,333
‫نه، نه، برعکس. ریلکس.

321
00:23:06,709 --> 00:23:09,003
‫فکر کن یه روز معمولی
‫چطوری از خواب پا میشی.

322
00:23:09,712 --> 00:23:11,505
‫خیلی وقتا که پا میشم، راسته.

323
00:23:13,048 --> 00:23:16,218
‫آه، خب... تو این
‫مورد لزومی نداره.

324
00:23:18,429 --> 00:23:20,931
‫ولی قراره از اونجام
‫کلوزآپ بگیرین؟

325
00:23:22,224 --> 00:23:24,685
‫چون قضیه همینه، نه؟

326
00:23:24,768 --> 00:23:27,021
‫نه. قرار نیست انقدر تابلو باشه.

327
00:23:27,646 --> 00:23:30,107
‫ولی برام عجیبه که با
‫بدنت انقدر خجالتی هستی،

328
00:23:30,190 --> 00:23:32,026
‫تو که رو صحنه تقریباً لخت میشی.

329
00:23:32,109 --> 00:23:33,444
‫اونجا پررو بازی درمیارم.

330
00:23:33,986 --> 00:23:35,946
‫و بهم خوش می‌گذره.

331
00:23:36,280 --> 00:23:37,698
‫خب توی آگهی هم همین‌طوره.

332
00:23:45,581 --> 00:23:47,624
‫- صبح بخیر.
‫- سلام.

333
00:23:48,167 --> 00:23:49,168
‫حالت خوبه؟

334
00:23:49,251 --> 00:23:52,546
‫یه کم گیجم. میرم
‫چای درست کنم، باشه؟

335
00:23:52,630 --> 00:23:53,631
‫الان میام.

336
00:24:24,495 --> 00:24:27,164
‫سردردم داره کمتر میشه،

337
00:24:29,333 --> 00:24:31,251
‫ولی اضطرابم داره بیشتر میشه.

338
00:24:34,880 --> 00:24:37,424
‫دارم با جزئیات دقیق

339
00:24:37,508 --> 00:24:40,219
‫حس‌های فیزیکی این لحظه رو

340
00:24:41,136 --> 00:24:42,638
‫می‌نویسم. سرگرمم می‌کنه.

341
00:24:48,435 --> 00:24:50,896
‫باید حواسم رو پرت کنم.

342
00:24:52,189 --> 00:24:54,525
‫نمی‌تونم تمرکز کنم.

343
00:24:56,944 --> 00:24:58,445
‫فقط می‌تونم درباره...

344
00:24:59,530 --> 00:25:00,948
‫اتفاقات همین لحظه بنویسم.

345
00:25:17,840 --> 00:25:20,634
‫استعداد «بو» توی
‫خوابیدن رو تحسین می‌کنم.

346
00:25:23,554 --> 00:25:25,389
‫این یه موهبته که من ندارم.

347
00:25:38,986 --> 00:25:45,075
‫اینکه یه مخلوق به این زیبایی کنارم
‫خوابیده، منو تحت تأثیر قرار میده.

348
00:25:49,246 --> 00:25:52,916
‫با نگاهی بدنش رو مثل
‫یه منظره تماشا می‌کنم.

349
00:25:58,756 --> 00:26:00,382
‫و نمی‌دونم چرا،

350
00:26:00,466 --> 00:26:04,845
‫فکر می‌کنم یه روزی
‫قراره باعث رنجش بشم.

351
00:26:36,502 --> 00:26:38,587
‫- سلام.
‫- سلام، بیدارت کردم؟

352
00:26:38,921 --> 00:26:40,380
‫نه، دارم کار می‌کنم.

353
00:26:40,464 --> 00:26:41,715
‫چطوری؟

354
00:26:41,798 --> 00:26:43,967
‫یه سردرد وحشتناک داشتم.

355
00:26:44,301 --> 00:26:46,970
‫با دو تا اینوگرام خوب شد،
‫ولی هنوز حالم خیلی بده.

356
00:26:47,054 --> 00:26:48,347
‫نمی‌دونم چم شده.

357
00:26:48,805 --> 00:26:49,765
‫عرق می‌کنی؟

358
00:26:50,098 --> 00:26:51,058
‫آره.

359
00:26:51,517 --> 00:26:53,393
‫حالت تهوع هم داری،
‫ولی بالا نمیاری؟

360
00:26:53,477 --> 00:26:54,603
‫آره، دقیقاً.

361
00:26:55,062 --> 00:26:56,939
‫معده‌ام خیلی بهم ریخته‌ست.

362
00:26:58,065 --> 00:26:59,733
‫حمله پنیکه.

363
00:27:00,400 --> 00:27:02,653
‫- تا حالا برات پیش نیومده بود؟
‫- نه.

364
00:27:02,736 --> 00:27:04,404
‫خب، حالا دیگه می‌دونی چیه.

365
00:27:04,905 --> 00:27:07,407
‫یه قرص ضد اضطراب زیر
‫زبون بذاری خوب میشی.

366
00:27:07,491 --> 00:27:09,243
‫ترانکیزولان نیم‌میلی‌گرمی داری؟

367
00:27:09,326 --> 00:27:10,536
‫نه.

368
00:27:10,619 --> 00:27:13,080
‫می‌تونم از هر
‫داروخونه‌ای بخرم، نه؟

369
00:27:13,163 --> 00:27:14,456
‫از من که نسخه می‌خوان.

370
00:27:15,082 --> 00:27:17,376
‫من معمولاً دارم...

371
00:27:17,459 --> 00:27:19,378
‫از شانس تو، الان ندارم.

372
00:27:19,461 --> 00:27:22,130
‫میشه به روانپزشکت زنگ
‫بزنی تا برام تجویز کنه؟

373
00:27:22,214 --> 00:27:23,924
‫السا، می‌دونی ساعت چنده؟

374
00:27:24,633 --> 00:27:26,218
‫آخه حالم خیلی بده.

375
00:27:28,637 --> 00:27:32,182
‫خب، چون تعطیلاته،
‫شاید هنوز نخوابیده باشه.

376
00:27:40,315 --> 00:27:41,483
‫سلام.

377
00:27:41,567 --> 00:27:42,776
‫سلام پاتریشیا.

378
00:27:42,860 --> 00:27:45,946
‫روانپزشکم بیرون شهره، ولی
‫فردا برمی‌گرده و می‌تونه ببینتت.

379
00:27:47,030 --> 00:27:49,199
‫تا فردا دووم میارم؟

380
00:27:49,825 --> 00:27:52,369
‫اولین کاری که باید بکنی
‫اینه که دیگه نگران نباشی.

381
00:27:53,078 --> 00:27:56,498
‫ببین، به گابریلا زنگ
‫بزن. اون حتماً ترانکیزولان داره.

382
00:27:56,582 --> 00:27:58,333
‫گابریلا امشب مهمونی داره.

383
00:27:58,667 --> 00:28:01,044
‫دعوت کرده بود. بهش
‫گفتم نه، خسته‌ام.

384
00:28:01,128 --> 00:28:02,921
‫اصرار کرد، خودت
‫می‌دونی چقدر رو مخه.

385
00:28:03,005 --> 00:28:04,423
‫این دم‌دست‌ترین راهه.

386
00:28:04,506 --> 00:28:06,717
‫باشه، میرم پیش گابریلا.

387
00:28:06,800 --> 00:28:08,343
‫ببخشید پاتریشیا، و ممنون.

388
00:28:08,427 --> 00:28:10,304
‫شماره روانپزشک رو برام بفرست.

389
00:28:10,387 --> 00:28:12,639
‫- همین الان برات می‌فرستم.
‫- ممنون.

390
00:28:13,891 --> 00:28:15,934
‫فکر کنم بهتره خودت تنها بری تو.

391
00:28:16,268 --> 00:28:17,477
‫بهش زنگ می‌زنم که بهش بگم.

392
00:28:17,561 --> 00:28:18,687
‫- من تنها؟
‫- آره.

393
00:28:19,062 --> 00:28:19,938
‫نه.

394
00:28:20,439 --> 00:28:21,732
‫آخه ازش می‌ترسم.

395
00:28:21,815 --> 00:28:24,359
‫اگه تو که دوستشی ازش می‌ترسی،
‫دیگه فکر کن من چی میکشم.

396
00:28:25,485 --> 00:28:27,362
‫اگه منو ببینه،
‫اصرار می‌کنه که بمونم.

397
00:28:27,446 --> 00:28:29,114
‫به این راحتی‌ها نمیذاره بیام بیرون.

398
00:28:29,448 --> 00:28:30,866
‫نمی‌دونم، بهش بگو حالت بده.

399
00:28:31,408 --> 00:28:34,328
‫چطوری تنها برم تو؟
‫آخه این اولین بار میشه...

400
00:28:34,411 --> 00:28:36,496
‫اون تو رو می‌شناسه
‫و ازت خوشش میاد.

401
00:28:36,580 --> 00:28:37,581
‫لعنتی...

402
00:28:37,956 --> 00:28:38,832
‫بدتر شد!

403
00:28:40,417 --> 00:28:42,711
‫بهش بگو حالم خوب
‫نیست و عجله داری.

404
00:28:44,046 --> 00:28:47,090
‫هر چی بگی انجام می‌دم، ولی
‫اون فکر می‌کنه این کارا عجیبه.

405
00:28:47,174 --> 00:28:48,926
‫بابا اصلاً متوجه نمی‌شه.

406
00:28:49,009 --> 00:28:50,886
‫اون همیشه تو عالم خودشه.

407
00:28:52,971 --> 00:28:54,765
‫خیلی خب، من دارم می‌رم
‫تو. بهش یه خبر بده.

408
00:29:03,231 --> 00:29:04,107
‫جواب نمی‌ده.

409
00:29:04,733 --> 00:29:07,527
‫به دوربین نگاه کنید.
‫لطفاً به دوربین نگاه کنید.

410
00:29:08,445 --> 00:29:10,447
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

411
00:29:10,530 --> 00:29:12,491
‫و با لبخند منتظر آینده باشین،

412
00:29:12,574 --> 00:29:16,286
‫که تاریک، چندگانه، غیرقابل
‫پیش‌بینی و دیستوپیایی به نظر میاد.

413
00:29:16,370 --> 00:29:18,538
‫در همین حین، لبخند بزنین.

414
00:29:18,622 --> 00:29:22,042
‫با روی خوش به استقبال
‫آینده برین. این برای عکس مهمه.

415
00:29:22,125 --> 00:29:26,588
‫این پایه و اساس مقاومته،
‫خوش‌بینی به زورِ بمب.

416
00:29:27,631 --> 00:29:28,590
‫ممنون.

417
00:29:37,474 --> 00:29:39,226
‫یه تماس دارید.

418
00:29:40,310 --> 00:29:42,062
‫آخ، السا. الان میام.

419
00:29:44,147 --> 00:29:45,190
‫الو؟

420
00:29:45,315 --> 00:29:46,358
‫سلام گابی.

421
00:29:46,441 --> 00:29:48,568
‫چه خوب که تصمیم گرفتی بیای.

422
00:29:48,652 --> 00:29:50,737
‫داشتم با بارنبویم
‫در موردت حرف می‌زدم.

423
00:29:50,821 --> 00:29:52,489
‫نه، نه، می‌تونم بیام گابی.

424
00:29:52,572 --> 00:29:54,825
‫ولی خوب گوش کن، بو
‫رو می‌فرستم پیشت

425
00:29:54,908 --> 00:29:57,077
‫تا چند تا ترانکیزولان بهش بدی.

426
00:29:57,160 --> 00:29:58,578
‫تو خونه داری، مگه نه؟

427
00:29:58,996 --> 00:30:01,581
‫معلومه که دارم، کوکائین
‫و یه شام عالی هم دارم.

428
00:30:01,665 --> 00:30:04,126
‫بارنبویم دلش برای میلانزای
‫آرژانتینی تنگ شده بود

429
00:30:04,209 --> 00:30:06,461
‫منم کلی فیله درست
‫کردم. تو هم دوستشون داری.

430
00:30:06,545 --> 00:30:09,006
‫آره، خیلی. با دوست‌پسرت میای، نه؟

431
00:30:09,506 --> 00:30:11,383
‫نه گابی، اون تنها میاد.

432
00:30:11,466 --> 00:30:15,053
‫آخه وسط بحران اضطرابم و
‫به ترانکیزولان نیاز دارم.

433
00:30:15,137 --> 00:30:17,597
‫نمی‌تونم برم داروخونه
‫چون نسخه ندارم.

434
00:30:18,515 --> 00:30:20,559
‫و واقعاً حالم خیلی بده...

435
00:30:20,642 --> 00:30:22,728
‫چیزی که لازم داری
‫یه مهمونی خوبه.

436
00:30:22,811 --> 00:30:24,896
‫گابی، واقعاً. لطفاً، نمی‌تونم.

437
00:30:24,980 --> 00:30:27,649
‫بی‌خیال بابا، نیم ساعت.
‫با بارنبویم حرف می‌زنی،

438
00:30:27,733 --> 00:30:30,569
‫که اصرار داره تو «فلوت
‫سحرآمیز» رو براش رهبری کنی،

439
00:30:30,652 --> 00:30:32,487
‫ترانکیزولان‌ها رو می‌گیری و میری.

440
00:30:32,571 --> 00:30:33,739
‫گابی، جان من.

441
00:30:34,156 --> 00:30:35,907
‫چقدر رو مخی دختر.

442
00:30:35,991 --> 00:30:38,869
‫خب... باشه، در رو
‫باز کن، دم دریم.

443
00:30:39,661 --> 00:30:42,122
‫آها، پس اینجایید. همین
‫الان در رو باز می‌کنم.

444
00:30:44,541 --> 00:30:45,751
‫کارمون در اومد...

445
00:30:46,585 --> 00:30:47,961
‫سلام.

446
00:30:48,628 --> 00:30:51,673
‫- چقدر رنگت پریده.
‫- بهت گفتم که حالم خیلی بده.

447
00:30:52,132 --> 00:30:54,176
‫نگران نباش، میریم اتاق من

448
00:30:54,259 --> 00:30:55,635
‫و اونجا با خیال راحت گپ می‌زنیم.

449
00:30:56,678 --> 00:30:57,637
‫عزیز دلم...

450
00:30:59,222 --> 00:31:02,309
‫- خجالت می‌کشم این‌طوری بیام اذیتت کنم.
‫- کار خیلی خوبی کردی عزیزم.

451
00:31:02,392 --> 00:31:04,394
‫یه جعبه کامل ترانکیزولان دارم.

452
00:31:04,478 --> 00:31:06,938
‫یه ورقش رو به تو میدم و یکی
‫هم برای فردا واسه خودم نگه می‌دارم.

453
00:31:07,022 --> 00:31:08,648
‫هنوز کلی از شب مونده.

454
00:31:08,732 --> 00:31:11,359
‫بیاید تو، بیاید تو.
‫همه چیز به هم ریخته‌ست.

455
00:31:11,443 --> 00:31:13,236
‫خودتون که می‌دونین
‫مهمونی‌های من چطوریه.

456
00:31:13,320 --> 00:31:15,489
‫- اینجا دراز بکش، حالت بده.
‫- با پالتو و لباسمون؟

457
00:31:15,572 --> 00:31:16,740
‫آره، آره، همین‌جا.

458
00:31:18,366 --> 00:31:21,828
‫ببین، این یه ورق
‫کامل برای تو. خب؟

459
00:31:22,287 --> 00:31:26,124
‫یکیش رو بذار زیر زبونت،
‫می‌بینی که چقدر زود اثر می‌کنه.

460
00:31:26,208 --> 00:31:27,751
‫تا بیست دقیقه
‫دیگه مثل روز اول میشی.

461
00:31:27,834 --> 00:31:29,795
‫اینجا کسی مزاحمتون نمیشه، باشه؟

462
00:31:29,878 --> 00:31:31,213
‫منم میتونم دراز بکشم؟

463
00:31:31,296 --> 00:31:34,091
‫معلومه، مگر اینکه بخوای
‫یه سر بری پایین تو مهمونی.

464
00:31:34,174 --> 00:31:36,551
‫- ترجیح میدم پیش السا بمونم.
‫- چیزی میخوری؟

465
00:31:36,635 --> 00:31:37,803
‫نه، خوبم، مرسی.

466
00:31:37,886 --> 00:31:40,388
‫نیم ساعت دیگه، اگه حالت بهتر شد،

467
00:31:40,472 --> 00:31:43,141
‫بارنبویم رو میارم که
‫یه گپی با هم بزنین.

468
00:31:43,225 --> 00:31:45,227
‫نه، جون مادرت گابی.
‫نمیتونم، نمیتونم.

469
00:31:45,310 --> 00:31:46,645
‫خیلی خب، دیگه اصرار نمیکنم.

470
00:31:46,728 --> 00:31:49,314
‫- هرچقدر میخواید استراحت کنید، باشه؟
‫- خیلی ممنون.

471
00:31:50,482 --> 00:31:51,608
‫حیف شد، نه؟

472
00:31:52,234 --> 00:31:53,151
‫چی؟

473
00:31:53,235 --> 00:31:55,570
‫حالا که اینجایی، میتونستی
‫برامون استریپ‌تیز کنی.

474
00:31:56,196 --> 00:31:57,197
‫اوه...

475
00:31:57,739 --> 00:31:59,699
‫الان وقتش نیست جون گابی.

476
00:31:59,783 --> 00:32:03,078
‫آره. بهم قول دادی که تو یکی
‫از مهمونی‌هام استریپ‌تیز کنی.

477
00:32:03,161 --> 00:32:04,037
‫کامل.

478
00:32:04,121 --> 00:32:06,957
‫ایشالا یه روز دیگه.

479
00:32:07,040 --> 00:32:09,709
‫دفعه بعد دیگه نمیتونی
‫در بری. خب، دیگه میرم، باشه؟

480
00:32:12,462 --> 00:32:15,173
‫- لعنتی، چقدر طول کشید.
‫- خیلی رو مخه.

481
00:32:22,556 --> 00:32:24,266
‫شما اینجا چیکار میکنید؟

482
00:32:24,641 --> 00:32:26,810
‫- به به، آمایا. چطوری؟
‫- خوبم.

483
00:32:28,270 --> 00:32:30,438
‫راستش السا حالش خوب نبود.

484
00:32:30,522 --> 00:32:32,232
‫ای وای! چی شده؟ چت شده؟

485
00:32:32,315 --> 00:32:33,316
‫هیچی.

486
00:32:33,400 --> 00:32:34,734
‫میخوای تو مهمونی بخونی؟

487
00:32:34,818 --> 00:32:37,112
‫- آره، بعداً میخونم.
‫- اهوم.

488
00:32:37,195 --> 00:32:40,365
‫راستی، چطوری اومدید تو
که من نفهمیدم؟

489
00:32:40,490 --> 00:32:43,201
‫داستانش طولانیه آمایا.

490
00:32:43,285 --> 00:32:45,745
‫مستقیم اومدیم اینجا، رو تخت.

491
00:32:45,829 --> 00:32:47,247
‫آها، باشه.

492
00:32:47,330 --> 00:32:49,416
‫خیلی دوست دارم آواز خوندنت رو بشنوم،

493
00:32:49,499 --> 00:32:51,376
‫ولی حال ندارم برم مهمونی.

494
00:32:51,459 --> 00:32:53,336
‫- نه، نه، اصلاً فکرشم نکن.
‫- نه...

495
00:32:53,420 --> 00:32:55,130
‫اومدیم که ترانکیزولان بگیریم،

496
00:32:55,213 --> 00:32:57,382
‫چون السا حمله پنیک داشت.

497
00:32:57,507 --> 00:32:59,342
‫ای وای، طفلکی...

498
00:33:00,343 --> 00:33:02,596
‫بیخیال، من برای تو
‫هرچی بخوای میخونم.

499
00:33:02,679 --> 00:33:03,555
‫جدی؟

500
00:33:03,638 --> 00:33:05,932
‫یه آهنگ از چاولا میخوای؟
‫میدونم دوست داری.

501
00:33:06,016 --> 00:33:07,726
‫من کشفش کردم و عاشقشم.

502
00:33:08,143 --> 00:33:09,644
‫آخ آره، عاشقشم.

503
00:33:09,728 --> 00:33:11,438
‫- خیلی ممنون.
‫- عالیه.

504
00:33:12,147 --> 00:33:13,940
‫ببینم، گامش چی بود؟

505
00:33:24,951 --> 00:33:28,538
‫♪ آدم خداحافظی میکنه، ♪

506
00:33:29,998 --> 00:33:33,376
‫♪ بی‌خبر، ♪

507
00:33:34,753 --> 00:33:39,633
‫♪ با چیزهای کوچیک. ♪

508
00:33:41,593 --> 00:33:45,555
‫♪ درست مثل یه درخت، ♪

509
00:33:46,556 --> 00:33:49,643
‫♪ تو فصل پاییز ♪

510
00:33:50,769 --> 00:33:56,608
‫♪ که برگاش می‌ریزه. ♪

511
00:33:58,610 --> 00:34:04,366
‫♪ بالاخره غم... ♪

512
00:34:04,449 --> 00:34:07,577
‫♪ ...مرگِ آرومِ ♪

513
00:34:09,079 --> 00:34:14,459
‫♪ چیزای ساده‌ست. ♪

514
00:34:16,294 --> 00:34:20,590
‫♪ همون چیزای ساده‌ای ♪

515
00:34:21,216 --> 00:34:24,844
‫♪ که تو قلب آدم ♪

516
00:34:25,720 --> 00:34:28,890
‫♪ درد می‌مونه. ♪

517
00:34:34,896 --> 00:34:38,900
‫♪ ما همیشه برمی‌گردیم ♪

518
00:34:39,276 --> 00:34:42,445
‫♪ به اون جاهای قدیمی ♪

519
00:34:42,529 --> 00:34:47,742
‫♪ که توش زندگی رو دوست داریم. ♪

520
00:34:48,743 --> 00:34:52,247
‫♪ و اون‌وقت می‌فهمیم ♪

521
00:34:52,330 --> 00:34:55,875
‫♪ که چقدر جای خالی ♪

522
00:34:55,959 --> 00:35:00,880
‫♪ چیزای عزیز حس می‌شه. ♪

523
00:35:03,049 --> 00:35:08,471
‫♪ واسه همین، دخترم ♪

524
00:35:08,555 --> 00:35:12,767
‫♪ الان نرو ♪

525
00:35:14,310 --> 00:35:19,024
‫♪ که رویای برگشتن داشته باشی. ♪

526
00:35:21,651 --> 00:35:25,363
‫♪ چون عشق ساده‌ست ♪

527
00:35:25,989 --> 00:35:29,909
‫♪ و چیزای ساده رو ♪

528
00:35:31,494 --> 00:35:36,833
‫♪ زمان می‌بلعه. ♪

529
00:35:39,836 --> 00:35:44,632
‫♪ آدم همیشه برمی‌گرده ♪

530
00:35:45,800 --> 00:35:50,805
‫♪ به اون جاهای قدیمی ♪

531
00:35:53,183 --> 00:35:56,311
‫♪ که توش دوست داریم... ♪

532
00:35:57,812 --> 00:36:02,692
‫♪ زندگی رو. ♪

533
00:36:11,868 --> 00:36:14,120
‫- سلام مونیکا.
‫- چطوری سانتی؟

534
00:36:14,829 --> 00:36:16,748
‫من دیگه برم، قرار تنیس دارم.

535
00:36:16,831 --> 00:36:19,459
‫چند تا ایمیل فرستادم
‫که به رائول یادآوری کنی.

536
00:36:19,542 --> 00:36:22,003
‫- به دستت رسیدن؟
‫- آره، همه‌شون رو بهش دادم.

537
00:36:22,087 --> 00:36:24,255
‫- نگران نباش.
‫- باید بهش یادآوری کنی.

538
00:36:24,339 --> 00:36:25,965
‫همیشه باید اصرار کنی.

539
00:36:26,049 --> 00:36:27,884
‫بهتون زنگ می‌زنم
‫ببینم اوضاع چطوره.

540
00:36:27,967 --> 00:36:29,803
‫خیلی خب، ولی تو نگران نباش.

541
00:36:29,886 --> 00:36:32,222
‫به کارای خودت برس
‫و به فکر خودت باش.

542
00:36:32,555 --> 00:36:34,891
‫همین کار رو می‌کنم،
‫ولی رائول عادت نداره.

543
00:36:34,974 --> 00:36:38,019
‫آهان، خب باید عادت کنه.

544
00:36:38,103 --> 00:36:39,437
‫تو اصرارتو کن.

545
00:36:40,438 --> 00:36:42,107
‫اصرار می‌کنم، چون می‌شناسمش.

546
00:36:42,482 --> 00:36:44,192
‫- خیلی خب، فعلاً.
‫- فعلاً.

547
00:36:47,237 --> 00:36:49,823
‫اومدم خداحافظی کنم،
‫همون‌طور که تلفنی گفتم.

548
00:36:49,906 --> 00:36:51,783
‫یعنی نظرت عوض نشده؟

549
00:36:52,450 --> 00:36:55,120
‫به هر حال، آخرین چیزایی که
‫رسیده رو بهت یادآوری می‌کنم.

550
00:36:55,203 --> 00:36:57,747
‫موسسه سِروانتِس لس‌آنجلس دعوتت کرده

551
00:36:57,831 --> 00:37:00,834
‫که یه سخنرانی کنی و کتابخونه
‫اسپانیایی‌شون رو افتتاح کنی.

552
00:37:00,917 --> 00:37:03,670
‫می‌دونی که کمرم برای سفر
‫به لس‌آنجلس مناسب نیست.

553
00:37:03,753 --> 00:37:06,005
‫تا الان هم بهم پول
‫دادی که اینارو بهت بگم.

554
00:37:06,422 --> 00:37:11,386
‫یه انجمن ال‌جی‌بی‌تی‌کیو پلاس
‫می‌خواد جایزه قلم سال رو بهت بده.

555
00:37:11,886 --> 00:37:14,514
‫چرا؟ امسال که کار خاصی نکردم.

556
00:37:14,597 --> 00:37:16,975
‫پارسال هم نکردی، ولی رفتن
‫بهش که چیزی ازت کم نمی‌کنه.

557
00:37:17,058 --> 00:37:19,644
‫می‌ری، جایزه رو می‌گیری
‫و ازشون حمایت می‌کنی.

558
00:37:19,727 --> 00:37:21,062
‫اگه نری وجهه خوبی نداره.

559
00:37:22,230 --> 00:37:24,774
‫چند تا پیشنهاد دیگه هم
‫دارم، ولی همه‌شون رو رد می‌کنی.

560
00:37:24,858 --> 00:37:27,777
‫- اگه بخوای برات می‌خونمشون.
‫- نه، لازم نیست. ممنون.

561
00:37:27,861 --> 00:37:30,780
‫سانتی همه‌چیز رو داره.
‫آه، دعوتت کردن قطر:

562
00:37:30,864 --> 00:37:33,575
‫اولین دوره جشنواره
‫فیلم برگزار میشه.

563
00:37:33,658 --> 00:37:36,911
‫فقط یه روزه، کلی
‫پول میدن: ۲۰۰ هزار یورو.

564
00:37:36,995 --> 00:37:38,079
‫جدی؟

565
00:37:38,163 --> 00:37:40,081
‫خودت می‌دونی که قطری‌ها

566
00:37:40,165 --> 00:37:41,875
‫توی خرج کردن برای
‫فرهنگ و ورزش دست‌ودلبازن.

567
00:37:41,958 --> 00:37:44,127
‫- اسم تو هم اعتبار میاره.
‫- چه حرفا!

568
00:37:44,210 --> 00:37:46,713
‫- بهشون چی بگم؟
‫- بگو همه‌چیز قیمت نداره.

569
00:37:48,882 --> 00:37:50,508
‫و خلاصه اینکه
‫خداحافظی می‌کنم، رائول.

570
00:37:50,592 --> 00:37:52,969
‫شنیدمت، ولی بهتره
‫خودم خداحافظی کنم.

571
00:37:54,095 --> 00:37:55,221
‫بیا بریم آشپزخونه.

572
00:37:58,183 --> 00:37:59,851
‫منم که دارم میرم.

573
00:37:59,934 --> 00:38:02,937
‫خیلی سال منو تحمل کردی، عزیزم.

574
00:38:03,021 --> 00:38:05,231
‫حقته که غرامت بگیری.

575
00:38:05,315 --> 00:38:08,026
‫با حسابدارم حرف می‌زنم تا
‫کارای اداریش رو برات انجام بده.

576
00:38:08,109 --> 00:38:10,820
‫تازه، اینجوری دو سال هم
‫بیمه بیکاری می‌گیری.

577
00:38:11,571 --> 00:38:13,156
‫خیلی ممنونم.

578
00:38:13,239 --> 00:38:18,661
‫این کمترین کاریه که می‌تونم برای
‫۲۰ سال وفاداری و مراقبتت انجام بدم.

579
00:38:21,706 --> 00:38:23,541
‫خیلی دلم برات تنگ میشه.

580
00:38:24,667 --> 00:38:25,919
‫منم همین‌طور.

581
00:38:26,002 --> 00:38:27,504
‫شکلات می‌خوری؟

582
00:38:27,587 --> 00:38:28,838
‫نه، ممنون.

583
00:38:29,422 --> 00:38:32,717
‫و حالا که من نیستم،
‫لطفاً مراقب خودت باش.

584
00:38:32,842 --> 00:38:35,970
‫از زندگی لذت ببر،
‫برو بیرون، زندگی کن...

585
00:38:36,054 --> 00:38:38,223
‫همه‌چیز که نوشتن و
‫فیلم ساختن نیست.

586
00:38:38,306 --> 00:38:39,474
‫برای من هست.

587
00:38:39,557 --> 00:38:41,226
‫سانتی حواسش به همه‌چیز هست.

588
00:38:41,309 --> 00:38:43,937
‫اگه مشکلی پیش اومد، می‌دونه
‫که می‌تونه بهم زنگ بزنه.

589
00:38:44,020 --> 00:38:46,147
‫یکم به حرفش گوش کن،
‫اون با تو زندگی می‌کنه.

590
00:38:46,231 --> 00:38:48,233
‫آره، از همین الان شروع
‫کرده رو مخم راه رفتن.

591
00:38:49,526 --> 00:38:51,986
‫- قهوه نمی‌خوری؟
‫- نه، هیچی نمی‌خوام، ممنون.

592
00:38:52,862 --> 00:38:55,240
‫نمی‌خوای بهم بگی چرا داری میری؟

593
00:38:55,323 --> 00:38:57,533
‫آره، البته.

594
00:38:58,952 --> 00:39:01,871
‫دارم به دوستم النا کمک می‌کنم.

595
00:39:02,288 --> 00:39:04,499
‫- دوستت النا؟
‫- آره.

596
00:39:05,041 --> 00:39:07,585
‫فکر می‌کردم چند سال
‫قبل از زندگیت غیبش زده.

597
00:39:07,669 --> 00:39:11,172
‫هیچ‌وقت کامل غیب نشد،
‫و حالا به من نیاز داره.

598
00:39:12,549 --> 00:39:15,551
‫توی بدن پسرش تومور
‫پیدا کردن و قراره عملش کنن.

599
00:39:16,177 --> 00:39:20,306
‫فقط ۵۰ درصد شانس
‫زنده موندن از عمل رو داره.

600
00:39:21,057 --> 00:39:22,183
‫متاسفم.

601
00:39:24,394 --> 00:39:27,939
‫می‌خوام تو این رنج باهاش شریک
‫بشم، تا هرجایی که آینده ما رو ببره.

602
00:39:28,481 --> 00:39:29,565
‫شوهرش چی؟

603
00:39:29,649 --> 00:39:32,569
‫اون که خیلی وقت پیش
‫غیبش زد. نیازی بهش نداریم.

604
00:39:32,652 --> 00:39:34,320
‫عمراً تصورشم نمی‌کردم...

605
00:39:34,404 --> 00:39:37,282
‫- نمی‌خواستم تلفنی بهت بگم.
‫- آره، می‌فهمم...

606
00:39:37,365 --> 00:39:39,576
‫اگه چیز مهمی پیش
‫اومد، برات می‌فرستم،

607
00:39:39,659 --> 00:39:41,494
‫ولی فکرم جای دیگه‌ست.

608
00:39:41,578 --> 00:39:44,038
‫آره، معلومه. سانتی عاشق
‫اینه که رو مخم راه بره.

609
00:39:44,372 --> 00:39:47,458
‫- بذار ازت مراقبت کنه.
‫- خیلی وقته که دارم می‌ذارم.

610
00:39:47,542 --> 00:39:50,420
‫نوبت متخصص غدد و
‫کولونوسکوپیت واسه آخر ماهه.

611
00:39:50,503 --> 00:39:51,629
‫ولش نکن.

612
00:39:51,713 --> 00:39:55,174
‫در مورد قطر هم اگه برات
‫جالبه، باید زودتر جواب بدین.

613
00:39:55,258 --> 00:39:57,010
‫پول خیلی خوبیه، خوب فکراتو بکن.

614
00:39:57,093 --> 00:39:59,137
‫کی الان به فکر قطره.

615
00:39:59,804 --> 00:40:01,055
‫هر وقت خواستی بهم زنگ بزن.

616
00:40:01,139 --> 00:40:04,225
‫اگه خواستی درد و دل
‫کنی یا هر چیز دیگه‌ای.

617
00:40:05,393 --> 00:40:06,644
‫ممنون.

618
00:40:23,796 --> 00:40:27,967
‫یه تماس از طرف دوستش، النا.

619
00:40:46,476 --> 00:40:47,602
‫ناتالیا؟

620
00:40:47,685 --> 00:40:49,103
‫سلام، السا.

621
00:40:49,604 --> 00:40:50,647
‫سلام.

622
00:40:50,980 --> 00:40:52,565
‫ببین، برام روشن نشد

623
00:40:52,649 --> 00:40:54,734
‫که قراره این تعطیلات
‫بیای اینجا یا نه.

624
00:40:55,360 --> 00:40:56,652
‫آه.

625
00:40:57,153 --> 00:40:58,738
‫خب راستش...

626
00:40:58,821 --> 00:41:01,658
‫راستش تازه از
‫بیمارستان رسیدم خونه،

627
00:41:01,741 --> 00:41:04,911
‫کل دیشب رو اونجا بودم
‫چون التهاب معده داشتم.

628
00:41:04,994 --> 00:41:08,206
‫عزیزم، فکر کنم بهتره این چند
‫روز رو بمونم خونه استراحت کنم.

629
00:41:08,289 --> 00:41:09,624
‫بگذریم، حالت خوبه؟

630
00:41:10,041 --> 00:41:11,626
‫آره، مثل همیشه.

631
00:41:11,709 --> 00:41:15,755
‫آره... قوی باش عزیزم. هر وقت حالم
‫سر جاش اومد بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

632
00:41:15,838 --> 00:41:17,757
‫باشه. بوس.

633
00:41:17,840 --> 00:41:18,925
‫بوس.

634
00:41:22,804 --> 00:41:24,097
‫ناتالیا بود.

635
00:41:24,180 --> 00:41:27,433
‫بهش گفته بودم شاید این
‫تعطیلات برم شهرشون ببینمش.

636
00:41:28,017 --> 00:41:29,268
‫اون‌وقت این موقع زنگ زده؟

637
00:41:29,894 --> 00:41:31,437
‫اون که اصلاً نمی‌دونه ساعت چنده.

638
00:41:32,397 --> 00:41:33,856
‫نمی‌دونم، بهتر نیست استراحت کنی؟

639
00:41:33,940 --> 00:41:35,608
‫آره، منم همینو بهش گفتم.

640
00:41:36,275 --> 00:41:39,195
‫ولی... کلاً از یادم رفته بود.

641
00:41:39,278 --> 00:41:41,739
‫من امروز باید برم پارک، عشقم.

642
00:41:43,074 --> 00:41:45,701
‫می‌تونم زنگ بزنم بگم
‫حالم بده، ولی باید برم.

643
00:41:45,785 --> 00:41:48,996
‫نه نه، تو برو. برو،
‫هر کاری لازمه انجام بده.

644
00:41:49,080 --> 00:41:50,540
‫من خوبم، واقعاً.

645
00:41:51,207 --> 00:41:53,876
‫حالا اگه دوباره اضطرابم
‫عود کنه، قرصام همراهمه.

646
00:41:56,884 --> 00:41:58,850
‫عشقم، خوب استراحت
‫کن. من تو ایستگاهم.

647
00:41:58,875 --> 00:42:02,175
‫امیدوارم زودتر حالت بهتر
‫بشه. زود برمی‌گردم. دوستت دارم.

648
00:42:08,933 --> 00:42:11,561
‫امروز چطورم؟

649
00:42:28,244 --> 00:42:29,954
‫دکتر پوتاو، لطفاً؟

650
00:42:30,079 --> 00:42:31,414
‫خودمم.

651
00:42:31,497 --> 00:42:33,458
‫پاتریشیا اوترو
‫شماره‌تون رو بهم داد.

652
00:42:34,333 --> 00:42:35,877
‫آره، دیشب بهم زنگ زد.

653
00:42:36,461 --> 00:42:37,920
‫می‌شه امروز عصر ببینمتون؟

654
00:42:38,004 --> 00:42:40,173
‫- ساعت هشت براتون خوبه؟
‫- آره.

655
00:42:40,256 --> 00:42:43,092
‫پاتریشیا آدرس رو
‫بهم می‌ده. خیلی ممنون.

656
00:42:52,310 --> 00:42:54,520
‫- چه خبر عشقم؟
‫- خوبم.

657
00:42:55,146 --> 00:42:56,898
‫امروز بعدازظهرم
‫رو پر از قرار کردم.

658
00:42:56,981 --> 00:42:59,317
‫دارم می‌رم سینما، ولی
‫نمی‌دونم کی می‌رسم،

659
00:42:59,400 --> 00:43:00,902
‫توی ترافیک گیر کردم.

660
00:43:00,985 --> 00:43:03,070
‫بعدش با پاتریشیا
‫قرار دارم که برم خونش

661
00:43:03,154 --> 00:43:06,073
‫- و بعدش هم با روانپزشکش.
‫- ولی حالت خوبه، مگه نه؟

662
00:43:06,157 --> 00:43:09,660
‫آره آره آره. فقط یه
‫کم از شلوغی کلافه‌ام.

663
00:43:09,744 --> 00:43:12,705
‫یادم رفته بود که علاوه بر
‫تعطیلات، کریسمس هم هست.

664
00:43:12,788 --> 00:43:14,415
‫«پس، نگران نباشم؟»

665
00:43:14,999 --> 00:43:17,210
‫نه، نه، نه. تو روزت
‫چطور پیش رفت؟

666
00:43:17,293 --> 00:43:20,797
‫من خوبم عزیزم.
‫یه روز آروم داشتیم.

667
00:43:20,880 --> 00:43:22,465
‫«خیلی خسته نیستی؟»

668
00:43:22,548 --> 00:43:23,883
‫نه، یکم دراز کشیدم.

669
00:43:25,134 --> 00:43:28,262
‫لعنتی، تا گفتم... صدای
‫آژیر رو می‌شنوی؟ دوستت دارم.

670
00:43:28,346 --> 00:43:30,223
‫«... یه نفر داخلش گیر کرده.»

671
00:43:30,306 --> 00:43:31,349
‫بزن بریم، بزن بریم!

672
00:43:31,432 --> 00:43:34,268
‫«یک از کینترو.
‫دو از بونیفاسیو.»

673
00:43:34,352 --> 00:43:36,854
‫«سه از اسکار. چهار از گونزالو.»

674
00:43:39,982 --> 00:43:42,652
‫- همینطوریه.
‫- یالا، یالا، یالا!

675
00:43:44,862 --> 00:43:46,823
‫بزن بریم! بزن بریم، خوزه!

676
00:44:07,552 --> 00:44:08,511
‫ببخشید.

677
00:44:33,369 --> 00:44:35,454
‫- سلام.
‫- سلام. چطوری؟

678
00:44:40,501 --> 00:44:43,004
‫امروز صبح ناتالیا از
‫دهاتشون بهم زنگ زد.

679
00:44:43,087 --> 00:44:46,173
‫قرار گذاشتم شاید برم
‫ببینمش، ولی با این حالِ خراب...

680
00:44:46,257 --> 00:44:47,925
‫- زیاد کار نمی‌کنه، مگه نه؟
‫- اهوم.

681
00:44:48,009 --> 00:44:49,969
‫خیلی وقته تو هیچ تبلیغی ندیدمش.

682
00:44:50,052 --> 00:44:52,930
‫هنوز تو دهات پیش پدر و
‫مادرشه تا حالش بهتر بشه،

683
00:44:53,014 --> 00:44:56,017
‫- ولی این حالا حالاها طول می‌کشه.
‫- لورنزو، ببین کی اومده.

684
00:44:56,100 --> 00:44:57,810
‫- سلام.
‫- برام کادو آوردی؟

685
00:44:57,893 --> 00:45:00,062
‫- آره. اول باید یه بوس بهم بدی.
‫- نه.

686
00:45:00,146 --> 00:45:03,733
‫هی! لورنزو، بی‌ادب نباش. چی میگن؟

687
00:45:03,816 --> 00:45:05,151
‫هیچی.

688
00:45:05,234 --> 00:45:07,862
‫- باشه بابا، بهت میدمش.
‫- خیلی شیطونه، ببخشید.

689
00:45:11,198 --> 00:45:12,658
‫داری فیلم می‌بینی؟

690
00:45:12,742 --> 00:45:14,744
‫- گذاشتمش پخش بشه.
‫- اهوم.

691
00:45:14,827 --> 00:45:18,539
‫♪ مثل فلفل سبز، ای لورونا... ♪

692
00:45:18,623 --> 00:45:23,294
‫اینجا دیگه داشت صداش رو از دست می‌داد،
‫ولی خیلی خوب بلد بود چطور ازش استفاده کنه.

693
00:45:24,962 --> 00:45:29,467
‫فکر کنم بیشتر از ۵۰ بار
‫شنیدم که چاولا «لا لورونا» رو می‌خونه.

694
00:45:29,926 --> 00:45:32,511
‫همه‌شون متفاوت بودن
‫و با همه‌شون گریه کردم.

695
00:45:35,681 --> 00:45:37,475
‫من چند تا نسخه دارم.

696
00:45:39,560 --> 00:45:42,772
‫فکر کنم آخریش رو
‫دارم. می‌خوای بشنویش؟

697
00:45:42,855 --> 00:45:45,358
‫♪ ای لورونا... ♪

698
00:45:56,452 --> 00:45:57,787
‫«آی...»

699
00:45:58,329 --> 00:46:00,623
‫♪ «از من، ای لورونا.» ♪

700
00:46:00,706 --> 00:46:04,168
‫♪ «لورونا، لورونا.» ♪

701
00:46:05,461 --> 00:46:08,130
‫♪ «منو ببر به رودخونه.» ♪

702
00:46:09,131 --> 00:46:12,385
‫تو کنسرت‌های آخر،...
‫♪«بپوشون منو.»♪

703
00:46:13,052 --> 00:46:17,598
‫...چون داشت صداش رو از دست می‌داد،...
‫♪ «با شالت، ای لورونا.» ♪

704
00:46:17,682 --> 00:46:23,187
‫...دیگه تقریباً آهنگ رو نمی‌خوند.
‫♪ «چون دارم از سرما می‌میرم.» ♪

705
00:46:23,604 --> 00:46:25,064
‫دکلمه می‌کرد.

706
00:46:25,523 --> 00:46:27,566
‫♪ «بیا، بپوشون منو.» ♪

707
00:46:27,942 --> 00:46:29,110
‫زیر لب زمزمه می‌کرد.

708
00:46:29,193 --> 00:46:33,406
‫♪ «با شالت، ای لورونا.» ♪

709
00:46:33,489 --> 00:46:34,949
‫♪ «چون...» ♪

710
00:46:36,242 --> 00:46:39,078
‫♪ «دارم از سرما می‌میرم.» ♪

711
00:46:41,622 --> 00:46:48,129
‫♪ اگه چون دوستت دارم می‌خوای، ♪

712
00:46:48,212 --> 00:46:51,757
‫♪ می‌خوای... ♪

713
00:46:53,217 --> 00:46:56,387
‫♪ که بیشتر دوستت داشته باشم. ♪

714
00:46:58,973 --> 00:47:00,141
‫♪ اگه... ♪

715
00:47:01,434 --> 00:47:07,273
‫♪ چون می‌خوای که دوستت ♪
‫♪ داشته باشم، ای لورونا، ♪

716
00:47:07,356 --> 00:47:13,029
‫♪ می‌خوای که بیشتر ♪
‫♪ دوستت داشته باشم. ♪

717
00:47:13,738 --> 00:47:18,951
‫♪ اگه زندگیمو به پات ریختم، ♪

718
00:47:19,035 --> 00:47:25,249
‫♪ ای لورونا، دیگه چی ♪
‫♪ می‌خوای؟ بیشتر می‌خوای. ♪

719
00:47:27,626 --> 00:47:29,128
‫وحشتناکه.

720
00:47:29,503 --> 00:47:30,755
‫امم، آره.

721
00:47:31,964 --> 00:47:33,466
‫میرم چای درست کنم.

722
00:47:44,018 --> 00:47:46,562
‫♪ همین الان تمومش کن، ♪

723
00:47:47,146 --> 00:47:53,027
‫♪ با یه ضربه. ♪

724
00:47:54,320 --> 00:48:00,409
‫♪ چرا می‌خوای ذره ذره منو بکشی؟ ♪

725
00:48:01,452 --> 00:48:07,333
‫♪ اگه قراره روزی ♪
‫♪ برسه که ترکم کنی، ♪

726
00:48:08,459 --> 00:48:14,298
‫♪ ترجیح میدم، عزیزم، ♪
‫♪ که همین امشب باشه. ♪

727
00:48:15,424 --> 00:48:21,597
‫♪ دسامبر رو دوست داشتم که بری، ♪

728
00:48:22,765 --> 00:48:23,766
‫♪ که... ♪

729
00:48:24,809 --> 00:48:27,937
‫♪ ...خداحافظی بی‌رحمانه‌ت ♪
‫♪ کریسمس من باشه. ♪

730
00:48:29,563 --> 00:48:34,527
‫♪ نمی‌خوام سال ♪
‫♪ نو رو شروع کنم... ♪

731
00:48:34,610 --> 00:48:36,612
‫آهنگ رو قطع کن، لطفاً!

732
00:48:36,695 --> 00:48:42,243
‫♪ ...با همین عشقی که ♪
‫♪ این‌قدر بهم آسیب میزنه. ♪

733
00:48:46,455 --> 00:48:50,042
‫"کریسمس تلخ". چه اسم بامسمایی.

734
00:49:07,059 --> 00:49:08,143
‫ببین.

735
00:49:09,895 --> 00:49:12,606
‫یه دوستم از تعطیلات
‫استفاده کرده و رفته پاریس

736
00:49:12,982 --> 00:49:16,152
‫و این عکس رو برام فرستاده و
‫پرسیده که این شوهر من نیست؟

737
00:49:19,280 --> 00:49:21,156
‫ریکاردو هم تو پاریسه،

738
00:49:21,991 --> 00:49:23,951
‫به قول خودش برای سفر کاری.

739
00:49:24,785 --> 00:49:25,870
‫منظورت چیه؟

740
00:49:25,953 --> 00:49:27,163
‫اینکه خودشه!

741
00:49:28,080 --> 00:49:30,249
‫پاتریشیا، صورت
‫هیچ‌کس که معلوم نیست.

742
00:49:38,299 --> 00:49:39,258
‫نگاه کن.

743
00:49:41,844 --> 00:49:45,347
‫شاید اون نباشه. تصویر
‫خیلی مبهمه، نگاهش کن.

744
00:49:45,431 --> 00:49:46,932
‫کاپشنش رو می‌شناسم،

745
00:49:48,559 --> 00:49:50,019
‫شلوارش رو،

746
00:49:51,228 --> 00:49:52,688
‫طرز بغل کردنش رو...

747
00:49:54,523 --> 00:49:55,774
‫خودشه، السا.

748
00:50:01,447 --> 00:50:02,531
‫جواب بدم؟

749
00:50:03,699 --> 00:50:04,783
‫بده من.

750
00:50:19,006 --> 00:50:20,132
‫آی...

751
00:50:23,969 --> 00:50:26,180
‫ترانکیزولان، زیر زبونت.

752
00:50:26,555 --> 00:50:27,723
‫دیگه تمومه.

753
00:50:29,308 --> 00:50:30,267
‫آروم باش.

754
00:50:32,853 --> 00:50:34,480
‫الان چطوری؟

755
00:50:34,563 --> 00:50:38,025
‫خوبم. تو دو ساعت گذشته
‫هیچ علائمی نداشتم.

756
00:50:38,442 --> 00:50:39,818
‫انگار مثل برق و باد گذشت.

757
00:50:39,902 --> 00:50:42,905
‫فکر می‌کنی دلیل این
‫حمله عصبی یهویی چی بوده؟

758
00:50:42,988 --> 00:50:44,782
‫پاتریشیا گفت اولین بارشه.

759
00:50:44,865 --> 00:50:46,241
‫آره، خیلی شدید بود، آره.

760
00:50:46,325 --> 00:50:48,410
‫آه... نمی‌دونم.

761
00:50:48,494 --> 00:50:49,828
‫خستگیه.

762
00:50:50,162 --> 00:50:52,122
‫تو کار تبلیغات،
‫بی‌وقفه کار می‌کنیم.

763
00:50:52,206 --> 00:50:55,167
‫نمیشه گاهی اوقات
‫از کار دست بکشی؟

764
00:50:55,834 --> 00:50:56,961
‫نمیدونم چطوری.

765
00:50:57,836 --> 00:51:00,589
‫خیلی وقته که دارم
‫پشت سر هم کار میکنم.

766
00:51:02,841 --> 00:51:03,801
‫تازه...

767
00:51:05,219 --> 00:51:08,514
‫مادرم دقیقاً یه سال پیش فوت کرد.

768
00:51:10,307 --> 00:51:13,852
‫تو همین روزا، دقیقاً
‫همین موقع تعطیلات.

769
00:51:15,813 --> 00:51:18,983
‫این روزا خیلی به یادشم،
‫انگار همین امروز اتفاق افتاده.

770
00:51:20,818 --> 00:51:22,361
‫تونستی باهاش خداحافظی کنی؟

771
00:51:23,320 --> 00:51:24,321
‫نه.

772
00:51:25,698 --> 00:51:29,201
‫خب... صبح رفته بودم ببینمش و...

773
00:51:30,077 --> 00:51:32,496
‫بقیه روز رو مشغول کار بودم.

774
00:51:37,418 --> 00:51:39,670
‫- حوله رو دربیارم؟
‫- هر وقت حاضری.

775
00:51:39,753 --> 00:51:41,505
‫- همه چی تقریباً آمادست.
‫- باشه.

776
00:51:42,756 --> 00:51:44,383
‫- حالا باید چیکار کنم؟
‫- هیچی.

777
00:51:44,967 --> 00:51:48,220
‫رو تخت میشینی و
‫به پنجره نگاه میکنی.

778
00:51:48,846 --> 00:51:51,682
‫و به هر چی میخوای فکر کن.
‫خب، بهتره یه چیز غمگین باشه.

779
00:51:52,016 --> 00:51:53,517
‫- یه چیز غمگین؟
‫- آره.

780
00:51:56,645 --> 00:51:57,730
‫به پدرم فکر میکنم.

781
00:51:57,813 --> 00:52:00,149
‫خب... به پدرت فکر کن.

782
00:52:00,566 --> 00:52:01,942
‫غیر از این، حالت خوبه؟

783
00:52:02,026 --> 00:52:04,236
‫سردته؟ چیزی میخوای بنوشی؟

784
00:52:04,319 --> 00:52:05,362
‫نه.

785
00:52:06,822 --> 00:52:08,198
‫خب، احساس برهنه بودن میکنم.

786
00:52:08,282 --> 00:52:09,241
‫خب نیستی.

787
00:52:10,284 --> 00:52:11,869
‫زود تموم میشه، میبینی.

788
00:52:12,828 --> 00:52:15,080
‫هی، گوشیاتون رو
‫خاموش کنین، لطفاً!

789
00:52:15,456 --> 00:52:16,707
‫گوشی توئه، السا.

790
00:52:16,790 --> 00:52:18,000
‫خب بذارش رو سایلنت.

791
00:52:18,083 --> 00:52:19,501
‫از بیمارستانه.

792
00:52:23,672 --> 00:52:25,716
‫- بله؟
‫- «السا روسادو؟»

793
00:52:25,799 --> 00:52:27,134
‫بله، خودمم.

794
00:52:27,885 --> 00:52:30,679
‫«متاسفم که میگم
‫مادرتون همین الان فوت کرد.»

795
00:52:34,892 --> 00:52:37,019
‫- «السا؟»
‫- بله، بله.

796
00:52:38,312 --> 00:52:40,481
‫«باید بیاین وسایل
‫مادرتون رو تحویل بگیرین»

797
00:52:40,564 --> 00:52:42,149
‫«و چند تا برگه رو امضا کنین.»

798
00:52:47,529 --> 00:52:50,282
‫من وسط کارم، میشه
‫یکی دو ساعت دیگه بیام؟

799
00:52:50,949 --> 00:52:52,284
‫«بله، مشکلی نیست.»

800
00:52:53,619 --> 00:52:54,953
‫«هر وقت تونستین بیاین.»

801
00:52:56,288 --> 00:52:57,289
‫ممنون.

802
00:53:00,542 --> 00:53:01,585
‫اتفاقی افتاده؟

803
00:53:02,503 --> 00:53:04,004
‫مادرم مُرد.

804
00:53:05,714 --> 00:53:07,341
‫باید برم بیمارستان.

805
00:53:09,093 --> 00:53:10,386
‫متاسفم.

806
00:53:11,804 --> 00:53:13,222
‫اگه بخوای میرسونمت.

807
00:53:15,015 --> 00:53:17,101
‫دردناکه وقتی فکر میکنم
‫به اینکه تو تنهایی مُرد.

808
00:53:18,519 --> 00:53:21,105
‫اصلاً فرصت کردی براش سوگواری کنی؟

809
00:53:22,689 --> 00:53:23,690
‫نه.

810
00:53:24,733 --> 00:53:26,985
‫از وقتی فوت کرد، یه
‫لحظه هم کار رو تعطیل نکردم.

811
00:53:27,069 --> 00:53:30,572
‫گاهی سال‌ها طول میکشه
‫تا آدم با فقدان کنار بیاد.

812
00:53:30,656 --> 00:53:32,533
‫من هنوز باهاش کنار نیومدم.

813
00:53:33,617 --> 00:53:34,993
‫داشتم فرار می‌کردم.

814
00:53:35,577 --> 00:53:37,538
‫علاوه بر چیزی که
‫برات تجویز می‌کنم،

815
00:53:37,621 --> 00:53:40,207
‫باید یه استراحتی
‫کنی، یه سفر بری.

816
00:53:40,958 --> 00:53:42,960
‫بهتره تنها نری.

817
00:53:43,043 --> 00:53:44,169
‫آره، حتماً.

818
00:53:45,379 --> 00:53:48,006
‫تلما پاول تدوینگر اسکورسیزیه.

819
00:53:48,090 --> 00:53:49,508
‫- آه، جدی؟
‫- سلام مونیکا.

820
00:53:49,591 --> 00:53:51,260
‫- سلام رائول.
‫- الان حدود ۹۰ تا.

821
00:53:51,343 --> 00:53:54,471
‫- می‌تونی حرف بزنی؟
‫- آره. دیشب برات پیغام گذاشتم.

822
00:53:54,555 --> 00:53:55,889
‫شنیدمش، ولی...

823
00:53:55,973 --> 00:53:58,684
‫- فکر کردم سرت شلوغه.
‫- آره...

824
00:54:00,686 --> 00:54:02,396
‫پسر کوچولوی النا مرده.

825
00:54:03,564 --> 00:54:04,982
‫چه وحشتناک، مونیکا.

826
00:54:05,691 --> 00:54:07,109
‫می‌تونم بیام ببینمتون؟

827
00:54:07,526 --> 00:54:10,946
‫الان داریم با قطار می‌ریم. یه
‫خونه تو آمپوردان بهمون دادن.

828
00:54:11,029 --> 00:54:14,074
‫هر وقت فهمیدم قراره با زندگیمون
‫چیکار کنیم، بهت زنگ می‌زنم.

829
00:54:14,158 --> 00:54:18,453
‫خیلی متاسفم مونیکا. به
‫النا بگو. یا گوشی رو بده بهش.

830
00:54:18,537 --> 00:54:19,872
‫الان کنارم نیست.

831
00:54:19,955 --> 00:54:22,499
‫اومدم دستشویی تا
‫حرف بزنم و صدامو نشنوه.

832
00:54:23,125 --> 00:54:26,670
‫سانتی هم برات بوس می‌فرسته.
‫اگه کاری از دستمون برمیاد...

833
00:54:27,045 --> 00:54:28,130
‫ممنون.

834
00:54:30,883 --> 00:54:33,218
‫مامان، داریم کجا می‌ریم؟

835
00:54:33,302 --> 00:54:34,386
‫نمی‌دونم.

836
00:54:35,220 --> 00:54:37,973
‫امشب خونه خاله السا
‫می‌خوابیم، باشه؟

837
00:54:40,142 --> 00:54:42,060
‫مامان، چی شده؟

838
00:54:43,395 --> 00:54:44,813
‫هیچی عزیزم.

839
00:54:49,019 --> 00:54:52,148
‫دارم با بچه می‌رم. بهم زنگ نزن. پاتریشیا

840
00:55:14,009 --> 00:55:15,302
‫اووه!

841
00:55:21,141 --> 00:55:22,893
‫می‌خوای بیای تو؟

842
00:55:22,976 --> 00:55:25,145
‫ترجیح می‌دم همین‌طور مشروب بخورم، عزیزم.

843
00:55:25,687 --> 00:55:28,982
‫- پس من چی؟
‫- تو نمی‌تونی بنوشی، چپ میکنی.

844
00:55:29,566 --> 00:55:31,151
‫خاله السا چی؟

845
00:55:31,944 --> 00:55:34,488
‫بی‌خیالش. اون
‫کاری به کار ما نداره.

846
00:55:37,616 --> 00:55:39,952
‫الان برمی‌گردم.

847
00:55:40,035 --> 00:55:41,912
‫مواظب آب باش، باشه؟

848
00:55:48,126 --> 00:55:51,004
‫من کاری به کارتون ندارم،
‫عاشق این صحنه‌های خانوادگی‌ام.

849
00:55:51,088 --> 00:55:52,130
‫درسته...

850
00:56:13,318 --> 00:56:16,154
‫بجنب لورنزو، بیا بیرون
‫دیگه، خیلی وقته اون تویی.

851
00:56:16,238 --> 00:56:19,658
‫- نه، نمی‌خوام.
‫- عزیزم، زیر آفتاب می‌سوزی.

852
00:56:19,741 --> 00:56:20,951
‫بیا، بریم.

853
00:56:25,038 --> 00:56:26,707
‫الان برات کارتون می‌ذارم.

854
00:56:29,585 --> 00:56:31,461
‫بجنب.

855
00:56:31,545 --> 00:56:34,131
‫بریم.

856
00:56:39,845 --> 00:56:40,929
‫زود باش.

857
00:56:44,099 --> 00:56:45,350
‫اینجا بشین.

858
00:56:51,356 --> 00:56:53,859
‫بفرما، همین‌جا آروم بشین.

859
00:57:04,536 --> 00:57:06,913
‫ساعت‌هاست داری می‌نویسی، نه؟

860
00:57:08,290 --> 00:57:10,667
‫دلم می‌خواد یه فیلم سوم هم بسازم.

861
00:57:10,751 --> 00:57:12,711
‫یهو یه حسی بهم دست داد...

862
00:57:12,794 --> 00:57:14,254
‫باید کار این جزیره باشه.

863
00:57:14,963 --> 00:57:16,548
‫- چه خوب.
‫- اهوم.

864
00:57:17,215 --> 00:57:18,425
‫خب، در مورد چیه؟

865
00:57:20,093 --> 00:57:21,470
‫در مورد همه چی.

866
00:57:22,387 --> 00:57:26,558
‫در مورد دو تا زن توی یه جزیره آتشفشانی
‫و چیزایی که تو سرشون می‌گذره.

867
00:57:27,601 --> 00:57:29,311
‫هر دوشون دارن سوگواری می‌کنن.

868
00:57:30,228 --> 00:57:31,271
‫یکیشون منم؟

869
00:57:31,355 --> 00:57:34,524
‫خب، یکیشون با الهام
‫از توئه، آره، فکر کنم.

870
00:57:34,608 --> 00:57:38,153
‫و چی تو سر من می‌گذره؟
‫چون خودمم نمی‌دونم.

871
00:57:40,072 --> 00:57:42,032
‫یه جور اصطلاحه، پاتریشیا.

872
00:57:42,866 --> 00:57:45,577
‫من با الهام از اقامتمون
‫توی اون جزیره شروع کردم،

873
00:57:45,660 --> 00:57:47,579
‫و اینجا فقط تو،
‫اون بچه و من هستیم.

874
00:57:50,791 --> 00:57:54,169
‫ریکاردو، شوهرم، توش هست؟

875
00:57:55,420 --> 00:57:56,672
‫اون اینجا نیست.

876
00:57:57,464 --> 00:57:59,466
‫ولی اون دلیلیه
‫که تو اومدی اینجا.

877
00:58:00,217 --> 00:58:01,635
‫و در مورد اون دلیل هم می‌نویسی؟

878
00:58:02,344 --> 00:58:05,097
‫هنوز نه، تازه دارم شروع می‌کنم.

879
00:58:06,056 --> 00:58:08,809
‫الان وقتشه که هر چی به
‫ذهنم می‌رسه رو یادداشت کنم.

880
00:58:10,060 --> 00:58:12,813
‫ولی، حالا که می‌پرسی، آره،

881
00:58:13,939 --> 00:58:16,274
‫دوست دارم در مورد اون
‫و رهایی تو بنویسم.

882
00:58:16,358 --> 00:58:17,609
‫رهایی من؟

883
00:58:17,692 --> 00:58:18,610
‫آره.

884
00:58:19,027 --> 00:58:23,323
‫یعنی من از دست ریکاردو
‫خلاص شدم و خودم خبر ندارم؟

885
00:58:24,199 --> 00:58:27,327
‫خودت اینو بهم گفتی.
‫این سفر مدرکشه؟

886
00:58:28,161 --> 00:58:30,038
‫اینهمه بهت گفتم...

887
00:58:30,872 --> 00:58:32,457
‫ولی هیچ‌وقت باورم نکردی.

888
00:58:32,958 --> 00:58:35,377
‫اونوقت این دفعه باید باورت
‫کنم یا مثل همیشه است؟

889
00:58:40,716 --> 00:58:42,259
‫این فقط یه وقفه است.

890
00:58:43,510 --> 00:58:47,055
‫هنوز یه راه طولانی و پر دردسر در
‫پیش دارم تا از دستش خلاص بشم.

891
00:58:49,266 --> 00:58:50,934
‫حتی خودمم نمی‌دونم چی پیش میاد.

892
00:58:51,893 --> 00:58:54,354
‫- فکر می‌کردم هیچ شکی نداری.
‫- خب، دارم.

893
00:58:54,896 --> 00:58:56,022
‫خیلی زیاد.

894
00:58:57,691 --> 00:58:59,776
‫و دوست ندارم در مورد ما بنویسی.

895
00:58:59,860 --> 00:59:03,071
‫همه چی با تخیل قاطی می‌شه،
‫پاتریشیا، هیچ‌کس تو رو نمی‌شناسه.

896
00:59:03,155 --> 00:59:04,448
‫اون خودش رو می‌شناسه!

897
00:59:06,825 --> 00:59:09,202
‫می‌خوای جزئیات زندگی‌مون رو بگی؟

898
00:59:10,495 --> 00:59:12,789
‫از اون گندکاری‌هایی که
‫به قول تو، ازشون رها شدم؟

899
00:59:12,873 --> 00:59:15,250
‫ببین عزیزم، اون گندکاری‌ها
‫رو از زبون خودت شنیدم.

900
00:59:16,084 --> 00:59:18,253
‫ولی حالا که گفتی، فکر کنم آره.

901
00:59:18,587 --> 00:59:20,213
‫دوست دارم بتونم بگم

902
00:59:20,297 --> 00:59:23,091
‫که چطور اون مرد
‫سال‌ها تو رو خرد کرده،

903
00:59:23,175 --> 00:59:25,343
‫اونم از ناتوانی تو
‫برای واکنش نشون دادن.

904
00:59:25,427 --> 00:59:28,972
‫ولی اینکه بالاخره واکنش
‫نشون می‌دی، پاتریشیا،

905
00:59:29,806 --> 00:59:31,349
‫و از شرش خلاص می‌شی.

906
00:59:31,433 --> 00:59:33,894
‫همیشه فکر می‌کردم
‫یه پایان خوش بهت بدم.

907
00:59:33,977 --> 00:59:35,896
‫اگه قرار نبود این‌طور
‫باشه، ازت الهام نمی‌گرفتم.

908
00:59:38,023 --> 00:59:39,483
‫اگه پایانی در کار باشه،

909
00:59:41,109 --> 00:59:42,819
‫به نظر نمیاد خوش باشه.

910
00:59:42,903 --> 00:59:47,115
‫فراموش کردی که این یه داستانه
‫و منم که پایانش رو انتخاب می‌کنم.

911
00:59:49,326 --> 00:59:50,994
‫همیشه می‌شنیدم که می‌گفتی

912
00:59:51,411 --> 00:59:55,290
‫که پایان داستان توی روند
‫نوشتن خودش رو تحمیل می‌کنه.

913
00:59:58,126 --> 01:00:01,379
‫و نویسنده باید قبولش کنه،

914
01:00:02,339 --> 01:00:04,591
‫حتی اگه اون پایانی
‫نباشه که در نظر داشتم

915
01:00:06,968 --> 01:00:08,929
‫اینکه پایان گاهی
‫اوقات یه غافلگیریه

916
01:00:10,263 --> 01:00:13,391
‫حتی برای نویسنده و
‫برای شخصیت داستان

917
01:00:13,475 --> 01:00:16,019
‫فکر نمی‌کردم مصاحبه‌هام
‫رو یادت مونده باشه

918
01:00:17,145 --> 01:00:18,230
‫از گوش دادن به حرفات خوشم می‌اومد

919
01:00:18,313 --> 01:00:20,899
‫وقتی از تجربه‌ت به
‫عنوان کارگردان می‌گفتی

920
01:00:21,274 --> 01:00:22,776
‫نباید ولش می‌کردی

921
01:00:24,361 --> 01:00:27,197
‫ولی خوشم نمیاد درباره
‫من و ریکاردو بنویسی

922
01:00:28,448 --> 01:00:31,826
‫به هر حال، می‌خواستم وقتی
‫تموم شد بدم بخونیش

923
01:00:39,543 --> 01:00:40,794
‫هیچی نخوردی

924
01:00:41,336 --> 01:00:42,379
‫خودتم نخوردی

925
01:00:45,549 --> 01:00:47,342
‫من که با شراب سفید
‫حسابی مست کردم

926
01:00:48,260 --> 01:00:49,594
‫بیا جمع‌وجور کنیم

927
01:00:51,972 --> 01:00:55,684
‫باید زودتر قبل از دست
‫به کار شدن ازم می‌پرسیدی

928
01:00:56,434 --> 01:00:59,813
‫متاسفم، جوگیر شدم

929
01:00:59,896 --> 01:01:01,940
‫نوشتن این انقدر برات مهمه؟

930
01:01:03,984 --> 01:01:05,068
‫آره

931
01:01:05,652 --> 01:01:08,405
‫ولی نگران نباش، دیگه
‫تو داستان نیستی

932
01:01:08,488 --> 01:01:10,156
‫شنیدنش به وجدم آورد.

933
01:01:10,240 --> 01:01:12,909
‫ظاهراً خوب می‌تونی درباره
‫زندگی مردم تصمیم بگیری

934
01:01:13,451 --> 01:01:15,078
‫این رو گفتم که خیالت راحت شه

935
01:01:16,371 --> 01:01:18,832
‫نه تو و نه ریکاردو به عنوان
‫منبع الهام ظاهر نمیشین

936
01:01:19,499 --> 01:01:21,751
‫به هر حال، هیچ‌وقت
‫قرار نبود شما باشین

937
01:01:21,835 --> 01:01:25,088
‫تعجب می‌کنم که نمی‌فهمی،
‫دارم داستان تخیلی می‌نویسم

938
01:01:25,422 --> 01:01:27,215
‫همه چیز رو اینقدر جدی نگیر

939
01:01:27,299 --> 01:01:30,302
‫دختر، متاسفم که اینقدر
‫ضدحال زدم، چیزی نشده

940
01:01:30,385 --> 01:01:32,929
‫مشکل اینه که شوهرت
‫می‌دونه می‌تونه باهات

941
01:01:33,013 --> 01:01:34,055
‫هر کاری دلش خواست بکنه

942
01:01:38,560 --> 01:01:41,438
‫دیر یا زود ولش می‌کنی

943
01:01:42,230 --> 01:01:43,565
‫بیشتر دیر

944
01:01:44,733 --> 01:01:48,153
‫ولی هنوزم باید تا جایی
‫که می‌تونی تحمل کنی

945
01:01:49,404 --> 01:01:50,655
‫این اخلاقته

946
01:01:51,865 --> 01:01:53,700
‫حق نداری اینطوری باهام حرف بزنی

947
01:02:02,000 --> 01:02:03,460
‫متاسفم

948
01:02:03,543 --> 01:02:05,378
‫- خودمم.
‫- کجایی؟

949
01:02:05,462 --> 01:02:08,298
‫- لانزاروته، توی یه ویلا.
‫- بچه کجاست؟

950
01:02:08,882 --> 01:02:12,636
‫اینجاست پیشم،
‫خوابیده، حالمون خوبه

951
01:02:14,554 --> 01:02:15,889
‫میخوای برگردی؟

952
01:02:17,349 --> 01:02:18,391
‫آره

953
01:02:19,392 --> 01:02:21,311
‫لطفاً بیا دنبالم

954
01:02:22,520 --> 01:02:26,274
‫فردا با اولین پرواز میام،
‫ولی کجا بهت زنگ بزنم؟

955
01:02:26,358 --> 01:02:27,651
‫خودم بهت زنگ میزنم

956
01:02:29,069 --> 01:02:30,111
‫خیلی خب

957
01:02:32,656 --> 01:02:33,907
‫تا فردا

958
01:02:34,574 --> 01:02:35,617
‫دوستت دارم

959
01:02:35,700 --> 01:02:37,577
‫۲۵ دقیقه بهم وقت بده

960
01:02:38,495 --> 01:02:40,455
‫توی فرودگاه منتظرمون باش، باشه؟

961
01:02:41,623 --> 01:02:42,666
‫به زودی می‌بینمت.

962
01:02:44,459 --> 01:02:48,713
‫عزیزم، سطل رو بذار اینجا،
‫بیا، به مامان کمک کن، بگیر

963
01:03:09,067 --> 01:03:10,193
‫دارم میرم

964
01:03:10,694 --> 01:03:14,030
‫بابت دیشب متاسفم.
‫زیادی مشروب خورده بود.

965
01:03:14,114 --> 01:03:15,615
‫مستی و راستی.

966
01:03:16,491 --> 01:03:17,701
‫هر چی تو دلت بود رو گفتی.

967
01:03:17,784 --> 01:03:18,827
‫اوم.

968
01:03:19,494 --> 01:03:20,745
‫ولی بی‌رحم بودم.

969
01:03:20,829 --> 01:03:23,331
‫آره. خیلی.

970
01:03:23,415 --> 01:03:27,127
‫قبول دارم که وضعیتت
‫کلافه‌ام می‌کنه، پاتریشیا،

971
01:03:27,836 --> 01:03:30,213
‫ولی می‌دونم حق ندارم دخالت کنم.

972
01:03:30,338 --> 01:03:32,716
‫نه، نداری.

973
01:03:33,633 --> 01:03:36,720
‫- با یه دوست این‌طوری حرف نمی‌زنن.
‫- تو یه چیز دیگه‌ای.

974
01:03:36,803 --> 01:03:40,015
‫یه چیز دیگه بودم، اشتباه نکن.

975
01:03:40,849 --> 01:03:42,600
‫داریم می‌ریم عزیزم. خداحافظی کن.

976
01:03:44,102 --> 01:03:46,938
‫داریم با بابا می‌ریم مادرید.

977
01:03:47,022 --> 01:03:48,189
‫آه، جدی؟

978
01:03:48,648 --> 01:03:52,402
‫توی فرودگاه منتظرمونه.

979
01:03:52,819 --> 01:03:55,655
‫آه! چه عالی.

980
01:03:56,781 --> 01:03:58,450
‫هی، سفر بهت خوش گذشت؟

981
01:03:58,533 --> 01:04:02,454
‫ساحل سیاه و کاکتوس‌ها
‫رو دوست داشتم.

982
01:04:02,537 --> 01:04:05,498
‫کاکتوس‌ها؟ آخه خیلی قشنگن.

983
01:04:05,582 --> 01:04:07,208
‫خیلی خوشحالم.

984
01:04:07,292 --> 01:04:09,335
‫دلم برات تنگ می‌شه، لورنزو.

985
01:04:09,419 --> 01:04:10,670
‫- منم همین‌طور.
‫- آخ!

986
01:04:10,754 --> 01:04:13,506
‫سفر برگشت خوبی داشته باشی.

987
01:04:15,759 --> 01:04:17,761
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

988
01:04:17,844 --> 01:04:20,221
‫بریم عزیزم. کیفت رو بردار.

989
01:04:26,561 --> 01:04:27,896
‫بریم، لورن.

990
01:04:38,364 --> 01:04:40,033
‫سه تا ویلا پیدا کردم،

991
01:04:40,116 --> 01:04:42,410
‫ولی یکیشون رو خیلی دوست داشتم.

992
01:04:42,494 --> 01:04:44,746
‫این نیست، ولی شبیهشه‌.

993
01:04:46,664 --> 01:04:48,792
‫دم ورودی‌اش یه باغ کاکتوس داره.

994
01:04:48,875 --> 01:04:53,379
‫خشک و با شن‌های
‫سیاه، ولی خیلی قشنگه.

995
01:04:53,463 --> 01:04:54,506
‫آها.

996
01:04:55,173 --> 01:04:57,717
‫بعد جلوی ایوونش
‫یه آسمون بی‌کران داری.

997
01:04:59,052 --> 01:05:00,303
‫و استخر.

998
01:05:01,262 --> 01:05:02,722
‫سیستم گرمایشی داره؟

999
01:05:03,556 --> 01:05:05,433
‫نمی‌دونم، فکر کنم داشته باشه.

1000
01:05:06,142 --> 01:05:07,894
‫ولی بذار بپرسم.

1001
01:05:11,648 --> 01:05:12,941
‫مونیکا‌ست.

1002
01:05:15,193 --> 01:05:17,779
‫سلام مونیکا. هنوز
‫آمپوردان هستین؟

1003
01:05:17,862 --> 01:05:19,864
‫نه، برگشتیم مادرید.

1004
01:05:19,948 --> 01:05:22,075
‫فکر کنم النا اینجا بهتر
‫بهش رسیدگی می‌شه.

1005
01:05:22,158 --> 01:05:23,660
‫«می‌خوای همدیگه رو ببینیم؟»

1006
01:05:24,327 --> 01:05:26,621
‫نه، الان نمی‌تونم ازش جدا بشم.

1007
01:05:28,581 --> 01:05:30,625
‫دو هفته پیش سعی کرد

1008
01:05:30,708 --> 01:05:33,169
‫«با قرص‌هایی که برای
‫افسردگی می‌خوره خودکشی کنه».

1009
01:05:33,253 --> 01:05:34,212
‫چی می‌گی...

1010
01:05:34,295 --> 01:05:36,798
‫نمی‌خوام با مشکلاتمون نگرانت کنم.

1011
01:05:36,881 --> 01:05:40,218
‫نه، نگرانم نمی‌کنی، فقط
‫بگو اگه می‌تونیم کمکی کنیم.

1012
01:05:40,301 --> 01:05:41,177
‫ممنون.

1013
01:05:41,261 --> 01:05:44,597
‫یه تراپیست پیدا کردیم
‫که انگار النا ازش خوشش اومده.

1014
01:05:45,390 --> 01:05:46,683
‫از این وضعیت در میایم.

1015
01:05:47,267 --> 01:05:48,309
‫«مطمئنم».

1016
01:05:49,811 --> 01:05:50,770
‫باید برم.

1017
01:05:51,688 --> 01:05:52,897
‫از دور بغلت میکنم.

1018
01:05:53,523 --> 01:05:54,983
‫سانتی هم سلام میرسونه.

1019
01:05:55,650 --> 01:05:56,985
‫قربونت تو هم سلام برسون.

1020
01:05:57,652 --> 01:05:58,778
‫خداحافظ.

1021
01:06:00,321 --> 01:06:01,489
‫چی شده؟

1022
01:06:01,865 --> 01:06:04,284
‫دوستش سعی کرده خودکشی کنه.

1023
01:06:04,367 --> 01:06:05,660
‫چی داری میگی؟

1024
01:06:48,411 --> 01:06:51,164
‫توی راه گیر طوفان افتادی؟

1025
01:06:52,248 --> 01:06:54,334
‫نه. خوب اومدم.

1026
01:06:56,836 --> 01:06:58,421
‫چه طوفان بزرگیه.

1027
01:07:00,715 --> 01:07:01,633
‫تو چطوری؟

1028
01:07:02,884 --> 01:07:03,927
‫خوبم.

1029
01:07:06,846 --> 01:07:08,264
‫امروز سر کار نمیری؟

1030
01:07:08,640 --> 01:07:11,976
‫چرا. فیلمبرداری یه تبلیغ دارم.

1031
01:07:12,435 --> 01:07:14,437
‫- تبلیغ چیه؟
‫- شورت مردونه.

1032
01:07:14,896 --> 01:07:16,731
‫چه کارایی که مجبوری بکنی.

1033
01:07:17,440 --> 01:07:20,068
‫پول خیلی خوبی میدن و کار
‫ناشایستی هم نیست، مامان.

1034
01:07:20,568 --> 01:07:22,737
‫انگار طوفان داره آروم میشه.

1035
01:07:23,738 --> 01:07:25,657
‫نمیدونی چه رعد و برقایی بود.

1036
01:07:25,990 --> 01:07:28,201
‫غذا رو براتون
‫آوردم، خانم آنتونیا.

1037
01:07:29,702 --> 01:07:31,829
‫ این غذا واسه درد من افاقه نمی‌کنه.

1038
01:07:34,749 --> 01:07:36,876
‫امروز من بهت غذا
‫میدم، باشه مامان؟

1039
01:07:39,712 --> 01:07:41,714
‫خیلی ممنون دخترم.

1040
01:07:55,563 --> 01:07:57,127
‫شب از راه میرسد.

1041
01:07:57,200 --> 01:08:02,936
‫السا از پشت میز بلند میشود.

1042
01:08:03,125 --> 01:08:06,775
‫تا کمی خستگی در کند.

1043
01:08:21,175 --> 01:08:24,375
‫پایان

1044
01:08:35,768 --> 01:08:36,811
‫همه چی خوبه؟

1045
01:08:37,353 --> 01:08:39,856
‫آره، فکر کنم
‫فیلمنامه رو تموم کردم.

1046
01:08:40,648 --> 01:08:41,816
‫تبریک میگم.

1047
01:08:43,359 --> 01:08:44,527
‫راضی هستی؟

1048
01:08:45,236 --> 01:08:47,405
‫یه کم کوتاه شده،
‫یه چیزی کم داره...

1049
01:08:47,488 --> 01:08:51,075
‫همیشه وقتی نوشتن رو تموم میکنی
‫اینو میگی، نه؟ میتونم بخونمش؟

1050
01:08:55,288 --> 01:08:56,998
‫پیش‌نویس اوله. میدونم.

1051
01:08:58,374 --> 01:09:02,045
‫یه شخصیت هست که اولش شبیه توئه.

1052
01:09:02,128 --> 01:09:03,671
‫- آهان!
‫- ولی اون تو نیستی.

1053
01:09:03,755 --> 01:09:06,174
‫- آه، نیست؟
‫- نه. فقط اولش ازت الهام گرفتم.

1054
01:09:09,844 --> 01:09:13,056
‫اگه کاملاً هم خودم
‫بودم برام مهم نبود.

1055
01:09:13,639 --> 01:09:16,642
‫اتفاقاً، دوست دارم
‫الهام‌بخش تو باشم.

1056
01:09:16,726 --> 01:09:18,394
‫پس اولش من میام؟

1057
01:09:18,478 --> 01:09:21,606
‫ولی جلوی من نخونش.
‫برو تو اتاق یا توی باغ.

1058
01:09:22,190 --> 01:09:23,441
‫وسواسی...

1059
01:09:23,524 --> 01:09:25,777
‫اینکه ببینم داری
‫میخونیش عصبی‌ام میکنه.

1060
01:09:25,860 --> 01:09:28,488
‫همش حواسم به اینه که
‫چه واکنشی نشون میدی.

1061
01:09:28,571 --> 01:09:30,698
‫خب، ببین، واکنش خوبی نشون میدم.

1062
01:09:30,782 --> 01:09:33,826
‫حتی اگه از چیزی که میخونم
‫اصلاً خوشم نیاد، خیالت راحت.

1063
01:09:54,286 --> 01:09:59,500
‫روز بعد،

1064
01:10:00,418 --> 01:10:10,638
‫السا به دوستش
‫النا/ناتالیا زنگ میزند.

1065
01:10:29,590 --> 01:10:30,675
‫آره؟

1066
01:10:30,758 --> 01:10:34,554
‫- سلام آنجلیتا، من السا هستم.
‫- «چطوری السا، عزیزم؟».

1067
01:10:34,637 --> 01:10:36,430
‫خوبم. دخترت چطوره؟

1068
01:10:36,514 --> 01:10:39,392
‫خوب، اینجاست، یه کم بی‌قراره.

1069
01:10:40,268 --> 01:10:41,936
‫دختر!

1070
01:10:43,729 --> 01:10:45,898
‫ببین، اینجاست، دارم
‫گوشی رو میدم بهش.

1071
01:10:45,982 --> 01:10:47,400
‫مرسی، می‌بوسمت.

1072
01:10:47,817 --> 01:10:49,152
‫السا...

1073
01:10:53,990 --> 01:10:55,491
‫-سلام، السا.

1074
01:10:55,575 --> 01:10:57,660
‫سلام، ناتالیا. چطوری؟

1075
01:10:57,994 --> 01:11:00,288
‫خب... راستش، دارم می‌گذرونم.

1076
01:11:01,497 --> 01:11:04,375
‫ولی خیلی خوشحال
‫شدم صداتو شنیدم. و...

1077
01:11:04,459 --> 01:11:06,752
‫و اصلاً نگران نباش که
‫نتونستی بیای، باشه؟

1078
01:11:06,836 --> 01:11:08,045
‫«آخه نتونستم بیام».

1079
01:11:08,921 --> 01:11:12,258
‫توی تعطیلات قانون اساسی یه
‫حمله پنیک وحشتناک بهم دست داد.

1080
01:11:12,592 --> 01:11:14,886
‫الهی... می‌دونم چیه.

1081
01:11:14,969 --> 01:11:17,805
‫واسه همین به حرف روانپزشکم
‫گوش دادم و اومدم لانزاروته.

1082
01:11:18,181 --> 01:11:20,892
‫آه، خب... خب خیلی هم عالیه.

1083
01:11:20,975 --> 01:11:23,352
‫باید استراحت کنی، اصلاً یه
‫لحظه هم آروم نمی‌گیری، می‌دونی که؟

1084
01:11:23,436 --> 01:11:25,313
‫این جزیره خیلی بهم ساخته...

1085
01:11:25,646 --> 01:11:27,440
‫یه ویلا با دو تا اتاق دارم

1086
01:11:27,523 --> 01:11:30,484
‫و یهو به این فکر افتادم
‫که چرا تو نیای اینجا.

1087
01:11:30,568 --> 01:11:31,944
‫اینجوری همدم هم می‌شیم.

1088
01:11:32,445 --> 01:11:34,655
‫«جزیره یه انرژی خیلی خاصی داره».

1089
01:11:34,739 --> 01:11:36,240
‫اوه...

1090
01:11:36,782 --> 01:11:39,243
‫داری دعوتم می‌کنی
‫که بیام لانزاروته؟

1091
01:11:40,411 --> 01:11:43,039
‫«مطمئنم که از خونه
‫بیرون زدن برات خوبه».

1092
01:11:44,874 --> 01:11:45,958
‫اوه...

1093
01:11:46,042 --> 01:11:48,586
‫اگه پایه‌ای، مهمون منی.

1094
01:11:48,669 --> 01:11:50,922
‫یه بلیت برات می‌گیرم
‫واسه فردا، باشه؟

1095
01:11:51,005 --> 01:11:53,883
‫الان انجامش میدم.
‫می‌بوسمت. فعلاً عزیزم.

1096
01:11:57,220 --> 01:11:58,804
‫میگه برم لانزاروته.

1097
01:11:58,888 --> 01:12:02,058
‫من بودم که همون لحظه سوار
‫هواپیما می‌شدم. دیگه خود دانی.

1098
01:12:02,767 --> 01:12:06,187
‫«مسافرین پرواز ES237
‫باید از گیت C سوار شوند».

1099
01:12:06,270 --> 01:12:07,772
‫از گیت C.

1100
01:12:07,855 --> 01:12:14,153
‫«لطفاً مسافرین پرواز
‫ES237 از گیت C سوار شوند».

1101
01:12:26,666 --> 01:12:30,169
‫چه عالی! وای!

1102
01:12:30,253 --> 01:12:33,089
‫- سفر چطور بود؟
‫- وای، خیلی گیجم.

1103
01:12:33,172 --> 01:12:34,757
‫چه جمعیتی!

1104
01:12:34,840 --> 01:12:36,717
‫این کل آدماییه که قراره ببینی.

1105
01:12:36,801 --> 01:12:38,678
‫- آره؟
‫- آره. بریم سمت ماشین.

1106
01:13:10,876 --> 01:13:13,045
‫- چقدر اینجا عجیبه.
‫- آره.

1107
01:13:13,129 --> 01:13:14,213
‫اینا قبرن؟

1108
01:13:14,297 --> 01:13:16,716
‫نه، بهشون میگن زوکو.

1109
01:13:16,799 --> 01:13:18,718
‫برای محافظت از درختای
‫انگور استفاده میشن.

1110
01:13:20,511 --> 01:13:23,139
‫- برای محافظت؟
‫- از باد.

1111
01:13:40,531 --> 01:13:41,782
‫خیلی فوق‌العاده‌ان.

1112
01:13:41,866 --> 01:13:45,494
‫ببخشید، آخه تو دهات مثل
‫آدمای وحشی زندگی می‌کنم.

1113
01:13:45,578 --> 01:13:47,538
‫باید موهامو رنگ می‌کردم، نه؟

1114
01:13:49,582 --> 01:13:50,916
‫خیلی خوشگلی.

1115
01:13:57,006 --> 01:14:00,009
‫خوشحالم که اومدم، السا.

1116
01:14:15,399 --> 01:14:17,943
‫این مدت که ندیدمت چیکار می‌کردی؟

1117
01:14:18,027 --> 01:14:21,072
‫خب هیچی. تو خونه،
‫آروم، پیش مادرم.

1118
01:14:21,155 --> 01:14:23,741
‫پیش مادرت؟ مگه دوست
‫نداری؟ بیرون نمیری؟

1119
01:14:23,824 --> 01:14:26,160
‫آخه اون دهکده کلاً
‫۵۳ نفر جمعیت داره.

1120
01:14:26,243 --> 01:14:28,662
‫و مادرم از همشون
‫جوون‌تره، که ۶۰ سالشه.

1121
01:14:28,746 --> 01:14:30,498
‫بقیه، ۸۰ سال به بالا هستن.

1122
01:14:30,581 --> 01:14:34,085
‫ببین، این اتاق منه. و این
‫یکی سمت چپ، اتاق توئه.

1123
01:14:34,168 --> 01:14:35,378
‫بیا.

1124
01:14:35,461 --> 01:14:39,882
‫پاتریشیا چند روزی اینجا
‫بود، ولی برگشت پیش شوهرش.

1125
01:14:40,633 --> 01:14:42,510
‫نمی‌دونستم که از هم جدا شده بودن.

1126
01:14:42,593 --> 01:14:44,887
‫خب، نه. مثل همیشه هستن.

1127
01:14:46,222 --> 01:14:48,349
‫خیلی خوشحالم که اومدی.

1128
01:14:48,432 --> 01:14:50,184
‫منم همین‌طور. کمکت کنم؟

1129
01:14:50,267 --> 01:14:52,353
‫نه، خودم می‌تونم.

1130
01:15:07,535 --> 01:15:10,746
‫اگه دلت خواست کاری
‫کنی، کلی جای دیدنی هست.

1131
01:15:11,997 --> 01:15:14,125
‫- ببین.
‫- نه، همین‌جا خوبم.

1132
01:15:14,959 --> 01:15:16,085
‫مطمئنی؟

1133
01:15:18,129 --> 01:15:19,088
‫خب.

1134
01:15:23,050 --> 01:15:24,301
‫می‌خوای حرف بزنی؟

1135
01:15:25,469 --> 01:15:26,595
‫یا...

1136
01:15:26,679 --> 01:15:28,764
‫یا برات مهم نیست اگه یکم بنویسم؟

1137
01:15:28,848 --> 01:15:30,975
‫آه، نه، نه، تو بنویس.

1138
01:15:31,058 --> 01:15:33,978
‫من همین‌جا خیلی راحتم و
‫دارم از هوای خنک لذت می‌برم.

1139
01:15:35,062 --> 01:15:36,147
‫باشه.

1140
01:15:48,367 --> 01:15:49,493
‫چی می‌نویسی؟

1141
01:15:51,245 --> 01:15:53,873
‫یه فیلم‌نامه. خب، یا
‫حداقل امیدوارم که باشه.

1142
01:15:54,582 --> 01:15:56,834
‫دلم خواست یه فیلم دیگه بسازم.

1143
01:15:57,168 --> 01:15:59,670
‫ولی هر وقت خواستی
‫حرفم رو قطع کن، باشه؟

1144
01:16:01,714 --> 01:16:02,923
‫موضوعش چیه؟

1145
01:16:03,424 --> 01:16:04,759
‫آه...

1146
01:16:05,301 --> 01:16:06,719
‫در مورد دوران بچگیمه.

1147
01:16:07,887 --> 01:16:09,430
‫و در مورد اومدنم به مادرید.

1148
01:16:10,890 --> 01:16:15,269
‫برای اولین باره که دارم در مورد مرگ مادرم
‫حرف می‌زنم، که دقیقاً یه سال پیش بود.

1149
01:16:16,854 --> 01:16:18,314
‫خیلی بهم کمک کرده.

1150
01:16:19,398 --> 01:16:23,027
‫از اون موقع تا حالا دست از کار
‫نکشیدم، داشتم از سوگواری فرار می‌کردم.

1151
01:16:25,154 --> 01:16:29,825
‫ولی... بعد از اون حال بدی که
‫هفته پیش بهم دست داد، ترسیدم.

1152
01:16:30,493 --> 01:16:32,119
‫و تصمیم گرفتم دست نگه دارم.

1153
01:16:34,622 --> 01:16:36,248
‫سوگواری چقدر طول می‌کشه؟

1154
01:16:39,335 --> 01:16:42,004
‫من هنوز همون حسی رو دارم
‫که موقع تصادف داشتم.

1155
01:16:44,298 --> 01:16:46,300
‫و داره می‌شه دو سال.

1156
01:16:48,427 --> 01:16:49,762
‫خب، نمی‌دونم.

1157
01:16:50,387 --> 01:16:52,181
‫بستگی به آدمش داره.

1158
01:16:53,307 --> 01:16:56,560
‫ولی تو هم باید
‫تلاش کنی، ناتالیا.

1159
01:16:56,894 --> 01:16:58,771
‫و تو هم داری این کار
‫رو می‌کنی، مگه نه؟

1160
01:17:03,984 --> 01:17:07,404
‫نمی‌دونم. روزایی هست
‫که اصلاً انرژی ندارم.

1161
01:17:09,406 --> 01:17:10,825
‫این حرف رو نزن.

1162
01:17:11,659 --> 01:17:15,246
‫افسرده‌ای، ولی این حالت
‫می‌گذره. دکتر رفتی؟

1163
01:17:15,579 --> 01:17:17,331
‫تحت درمان هستی؟

1164
01:17:19,542 --> 01:17:23,379
‫آره، ولی... گاهی یادم می‌ره.

1165
01:17:23,462 --> 01:17:26,507
‫اگه بخوای، بهم بگو چی
‫باید بخوری تا خودم بهت بدم.

1166
01:17:27,216 --> 01:17:31,345
‫نه، نگران نباش. همه
‫داروهام رو با خودم آوردم.

1167
01:17:39,228 --> 01:17:41,313
‫برنامه‌ای برای آینده داری؟

1168
01:17:43,482 --> 01:17:46,235
‫خب، ژان-پل از اتفاقی که
‫برام افتاده بود باخبر شد

1169
01:17:46,318 --> 01:17:48,612
‫و بهم پیشنهاد دو تا
‫آگهی تبلیغاتی داد.

1170
01:17:48,696 --> 01:17:50,030
‫آه، چه خوب.

1171
01:17:51,198 --> 01:17:53,492
‫من بهش گفتم که
‫قیافه‌ام افتضاح شده.

1172
01:17:53,867 --> 01:17:56,161
‫و براش یه عکس فرستادم
‫تا ببینه چطوری‌ام،

1173
01:17:56,245 --> 01:17:59,039
‫ولی اون میگه که
‫به نظرم عالی میومدی.

1174
01:17:59,123 --> 01:18:01,083
‫خیلی خوشگلی، مثل همیشه.

1175
01:18:01,709 --> 01:18:03,294
‫فقط دو تا عکسه.

1176
01:18:03,377 --> 01:18:05,504
‫راستش اون کار رو
‫برام خیلی آسون کرده.

1177
01:18:06,672 --> 01:18:09,049
‫به هر حال، من بودم موهای
‫سفیدم رو رنگ می‌کردم.

1178
01:18:09,383 --> 01:18:12,469
‫- آره؟
‫- و یه کم بیشتر غذا می‌خوردم.

1179
01:18:13,387 --> 01:18:14,889
‫نگاه کن، اون پنیر رو.

1180
01:18:16,724 --> 01:18:17,808
.همم

1181
01:18:17,892 --> 01:18:21,478
‫فردا می‌تونیم بریم آرایشگاه. یا
‫خودش بهت گفته که بذاری بمونن؟

1182
01:18:22,104 --> 01:18:23,314
‫- نه.
‫- نه؟

1183
01:18:23,397 --> 01:18:25,608
‫- نه، نه.
‫- پس فردا میریم آرایشگاه.

1184
01:18:25,691 --> 01:18:28,861
‫قیافه‌ات بهتر شده.
‫سفر داره بهت می‌سازه.

1185
01:18:29,403 --> 01:18:31,405
‫خب، یه کم آرایش کردم.

1186
01:18:33,157 --> 01:18:34,241
‫ببخشید.

1187
01:18:35,743 --> 01:18:37,494
‫بوئه. باید جواب بدم.

1188
01:18:37,578 --> 01:18:39,872
‫یه کم گذاشتمش کنار و خیلی
‫از این بابت خوشحال نیست.

1189
01:18:39,955 --> 01:18:41,415
‫آره، معلومه.

1190
01:18:43,000 --> 01:18:44,543
‫چطوری عشقم؟

1191
01:18:46,837 --> 01:18:48,213
‫ناراحت نشو.

1192
01:18:48,297 --> 01:18:51,508
‫نه. آخه می‌دونی که خیلی
‫درگیر نوشتن بودم.

1193
01:18:54,386 --> 01:18:57,640
‫آی، نه.

1194
01:18:57,723 --> 01:18:59,224
‫بیا جلوتر.

1195
01:18:59,308 --> 01:19:03,395
‫نگاه کن.

1196
01:19:06,607 --> 01:19:08,150
‫شتر...

1197
01:19:45,312 --> 01:19:48,232
‫نه. گوش کن. اه... باید قطع کنم.

1198
01:19:48,315 --> 01:19:51,443
‫فردا بهت زنگ می‌زنم و برات
‫توضیح میدم، باشه؟ می‌بوسمت، عزیزم.

1199
01:19:55,239 --> 01:19:56,907
‫چند لحظه.

1200
01:20:09,253 --> 01:20:10,337
‫خوبی؟

1201
01:20:17,511 --> 01:20:18,762
‫بو حالش چطوره؟

1202
01:20:19,513 --> 01:20:20,472
‫خوبه.

1203
01:20:21,432 --> 01:20:24,184
‫عصبانیه چون کم بهش زنگ می‌زنم.

1204
01:20:30,441 --> 01:20:32,526
‫ولی الان کسی که نگرانشم تویی.

1205
01:20:37,156 --> 01:20:40,534
‫من به سکوتت
‫احترام می‌ذارم، ولی...

1206
01:20:41,285 --> 01:20:42,786
‫نگات می‌کنم و...

1207
01:20:43,871 --> 01:20:46,790
‫دلم می‌خواست بهم بگی چه حسی داری.

1208
01:20:48,542 --> 01:20:50,210
‫نه، دلت نمی‌خواست.

1209
01:20:51,587 --> 01:20:53,213
‫خودت رو خالی می‌کردی.

1210
01:20:55,758 --> 01:20:57,092
‫باید حرف زد.

1211
01:20:59,636 --> 01:21:01,638
‫السا، ازت ممنونم.

1212
01:21:03,474 --> 01:21:07,019
‫ولی ترجیح میدم
‫در موردش حرف نزنم.

1213
01:21:12,816 --> 01:21:14,193
‫هر جور راحتی.

1214
01:21:15,778 --> 01:21:17,696
‫ولی بدون که من رو داری.

1215
01:21:32,127 --> 01:21:33,504
‫الان بهترم.

1216
01:21:35,005 --> 01:21:36,340
‫الان خوبم.

1217
01:21:39,051 --> 01:21:40,010
‫نه.

1218
01:21:41,136 --> 01:21:43,055
‫تو خوب نیستی، ناتالیا.

1219
01:21:44,181 --> 01:21:45,182
‫ولی...

1220
01:21:46,517 --> 01:21:50,062
‫اگه تنها راه کمک کردن
‫بهت اینه که کنارت باشم

1221
01:21:50,938 --> 01:21:52,231
‫من اینجام

1222
01:22:02,282 --> 01:22:04,660
‫میرم بخوابم. خیلی خسته‌ام

1223
01:22:04,743 --> 01:22:07,287
‫- خوب بخوابی.
‫- تو هم همینطور

1224
01:22:13,836 --> 01:22:17,422
‫و... خیلی ممنون بابت همه چیز

1225
01:22:18,757 --> 01:22:23,095
‫راستی، اگه خوابت نبرد یا
‫هر چی شد، بهم خبر بده، باشه؟

1226
01:22:23,971 --> 01:22:26,348
‫یه مدتی میرم تو اتاقم و
‫دوباره یه چیزایی میخونم

1227
01:22:49,663 --> 01:22:51,623
‫آی نه، تو رو خدا، دوباره نه

1228
01:23:10,309 --> 01:23:11,184
‫نه...

1229
01:23:11,268 --> 01:23:14,771
‫میخوایم سقف ماشین رو
‫برداریم تا بیاریمت بیرون، خب؟

1230
01:23:14,855 --> 01:23:17,900
‫بذاریدش پایین. تجهیزات رو بیار

1231
01:23:18,275 --> 01:23:19,193
‫من اینجام، خب؟

1232
01:23:19,276 --> 01:23:21,320
‫- تخته.
‫- تخته

1233
01:24:17,668 --> 01:24:18,669
‫ناتالیا؟

1234
01:24:19,920 --> 01:24:21,713
‫ناتالیا، خوابی؟

1235
01:24:36,436 --> 01:24:38,730
‫ناتالیا! ناتالیا؟

1236
01:24:39,064 --> 01:24:42,276
‫ناتالیا، بیدار شو!
‫بیدار شو! ناتالیا

1237
01:24:42,359 --> 01:24:43,568
‫ناتالیا...

1238
01:24:45,779 --> 01:24:48,407
‫آی!

1239
01:24:50,792 --> 01:24:54,442
‫متأسفم السا. نمیتونستم ادامه
‫بدم. منو ببخش. دوستت دارم. ناتالیا.

1240
01:25:13,390 --> 01:25:14,266
‫الو؟

1241
01:25:14,808 --> 01:25:16,184
‫بیدارت نکردم؟

1242
01:25:16,268 --> 01:25:17,310
‫نه

1243
01:25:17,811 --> 01:25:19,896
‫تو بهم زنگ زدی، مگه نه؟ تو
‫مأموریت بودم امکان صحبت نداشتم.

1244
01:25:21,023 --> 01:25:22,524
‫آره، حدس زدم

1245
01:25:23,233 --> 01:25:25,819
‫اوه... چیز مهمی نبود

1246
01:25:26,695 --> 01:25:28,322
‫خوشحالم که بهم زنگ زدی

1247
01:25:29,531 --> 01:25:32,951
‫راستی، داشتم فکر
‫میکردم که برای منم خوبه

1248
01:25:33,035 --> 01:25:34,786
‫دو سه روز برم مرخصی

1249
01:25:35,662 --> 01:25:38,540
‫و فردا عصر یه
‫پرواز هست که جا داره

1250
01:25:39,082 --> 01:25:40,876
‫بهم بگو که از
‫اومدنم خوشحال میشی.

1251
01:25:42,627 --> 01:25:44,796
‫بو. اه...

1252
01:25:45,714 --> 01:25:46,798
‫اوم...

1253
01:25:47,924 --> 01:25:50,719
‫الان دارم با آمبولانس
‫میرم و ناتالیا هم همراهمه

1254
01:25:52,304 --> 01:25:54,431
‫یه اتفاقی پیش اومده و...

1255
01:25:55,182 --> 01:25:56,808
‫باید پیشش بمونم

1256
01:25:57,768 --> 01:25:59,311
‫بعداً برات توضیح میدم

1257
01:26:00,103 --> 01:26:03,857
‫ولی نه، الان وقت مناسبی
‫نیست که بیای، یا حتی حرف بزنیم

1258
01:26:04,983 --> 01:26:06,026
‫باشه

1259
01:26:06,109 --> 01:26:08,403
‫- درکم کن.
‫- آره، آره، آره

1260
01:26:09,780 --> 01:26:10,822
‫میفهمم

1261
01:26:11,531 --> 01:26:13,325
‫الان وقت حرف زدن درباره من نیست

1262
01:26:14,993 --> 01:26:16,745
‫و به نظر نمیاد خیلی
‫هم برات مهم باشه

1263
01:26:21,500 --> 01:26:22,834
‫بابت تماس ببخشید

1264
01:27:23,687 --> 01:27:25,856
‫صدای رعد و برق رو شنیدی؟

1265
01:27:26,481 --> 01:27:27,566
‫آره

1266
01:27:28,817 --> 01:27:30,193
‫آره، شنیدمش

1267
01:27:31,236 --> 01:27:32,654
‫یه طوفان وحشتناک بود

1268
01:27:32,737 --> 01:27:35,615
‫به نظر میاد طوفان داره آروم میشه

1269
01:27:36,283 --> 01:27:37,534
‫دیگه تموم شد

1270
01:27:42,831 --> 01:27:46,918
‫میای با من پاریس،
‫برای اون قضیه عکس‌ها؟

1271
01:27:48,003 --> 01:27:50,046
‫من ماه‌ها پیش با
‫مدیر برنامه‌ام بهم زدم.

1272
01:27:50,714 --> 01:27:52,174
‫هر جا تو بخوای میام.

1273
01:27:54,217 --> 01:27:55,385
‫ممنون.

1274
01:27:55,469 --> 01:27:57,971
‫ولی بهم قول بده که
‫دیگه دوباره امتحانش نکنی.

1275
01:27:58,722 --> 01:28:00,474
‫بهت قول میدم، السا.

1276
01:28:09,524 --> 01:28:10,567
‫یه خوابی دیدم.

1277
01:28:12,068 --> 01:28:13,069
‫جدی؟

1278
01:28:13,153 --> 01:28:16,114
‫خواب دیدم که تو اتاقم بودم

1279
01:28:17,908 --> 01:28:19,701
‫با چمدون باز.

1280
01:28:20,994 --> 01:28:22,496
‫و نمیدونم چرا

1281
01:28:23,496 --> 01:28:24,831
‫نمیتونستم پرش کنم.

1282
01:28:25,749 --> 01:28:29,502
‫به هر دلیلی، بلد
‫نبودم چمدونم رو ببندم.

1283
01:28:30,086 --> 01:28:32,255
‫متوجهش شدم و خیلی کلافه شدم.

1284
01:28:35,300 --> 01:28:37,427
‫یادم نمیاد لباسی دستم بوده باشه.

1285
01:28:38,595 --> 01:28:42,015
‫فقط یادمه چمدون باز بود و...

1286
01:28:42,515 --> 01:28:44,476
‫و اینکه نمیتونستم
‫چیزی توش بذارم.

1287
01:28:45,519 --> 01:28:46,645
‫تنها بودی؟

1288
01:28:47,187 --> 01:28:48,188
‫نه.

1289
01:28:48,897 --> 01:28:50,357
‫خب، اولش آره.

1290
01:28:51,733 --> 01:28:56,655
‫و یهو، با یه زن دیگه
‫بودم که ازم بزرگتر بود.

1291
01:28:57,614 --> 01:29:00,033
‫اون زن دیگه چمدونش رو بست.

1292
01:29:01,993 --> 01:29:05,247
‫در حالی که من... نمیتونستم
‫چمدونم رو ببندم.

1293
01:29:08,041 --> 01:29:09,918
‫اگه من اون زن بودم

1294
01:29:11,127 --> 01:29:14,506
‫چمدون خودم رو میبستم
‫و مال تو رو هم جمع میکردم.

1295
01:29:20,053 --> 01:29:23,139
‫اشکالی نداره یه ساعت تنها
‫بمونین؟ باید برم بیرون.

1296
01:29:23,223 --> 01:29:25,976
‫سر راه خرید هم میکنم.
‫چیزی میخوای، النا؟

1297
01:29:26,893 --> 01:29:28,895
‫نه. ممنون.

1298
01:29:52,961 --> 01:29:54,504
‫اتفاقی افتاده، مونیکا؟

1299
01:29:58,174 --> 01:29:59,801
‫فیلمنامه‌ت رو خوندم.

1300
01:29:59,926 --> 01:30:02,679
‫خوشت نیومد؟ هنوز
‫باید روش کار کنم.

1301
01:30:02,762 --> 01:30:04,889
‫- چطور جرئت کردی؟
‫- چی؟

1302
01:30:04,973 --> 01:30:06,474
‫فکر کردی با اون غرامت،

1303
01:30:06,558 --> 01:30:08,685
‫زندگی من و اون رو خریدی.

1304
01:30:09,144 --> 01:30:10,562
‫هی، اینطوری با من حرف نزن.

1305
01:30:11,104 --> 01:30:13,773
‫اگه میخوای به حرف زدن
‫ادامه بدیم، لحنت رو عوض کن.

1306
01:30:13,857 --> 01:30:15,525
‫داری چه غلطی میکنی؟

1307
01:30:15,608 --> 01:30:18,653
‫چطور جرئت کردی از اقدام به
‫خودکشی النا استفاده کنی؟

1308
01:30:18,737 --> 01:30:21,114
‫دست به قلم میشی
‫دیگه هیچی جلودارت نیست؟

1309
01:30:21,197 --> 01:30:23,950
‫لعنتی، انگار اولین باره
‫داری یه فیلمنامه میخونی.

1310
01:30:24,034 --> 01:30:26,578
‫اون حرفای واقعیت
‫و خیال رو بذار کنار!

1311
01:30:26,661 --> 01:30:28,580
‫آروم باش، خب؟

1312
01:30:29,414 --> 01:30:32,250
‫شخصیت ناتالیا
‫خیلی با النا فرق داره.

1313
01:30:32,584 --> 01:30:35,086
‫ناتالیا یه دختر جوونه که پسرش رو

1314
01:30:35,170 --> 01:30:37,714
‫توی یه تصادف از دست
‫داده، وقتی خودش راننده بوده.

1315
01:30:37,797 --> 01:30:38,965
‫ناتالیا، النا نیست.

1316
01:30:39,049 --> 01:30:40,925
‫نمیتونی این کار رو با من بکنی!

1317
01:30:41,593 --> 01:30:42,886
‫چه کاری؟

1318
01:30:43,803 --> 01:30:47,098
‫خواهشاً خودتو کنترل
‫کن. نمیشناسمت، مونیکا.

1319
01:30:49,601 --> 01:30:51,978
‫قهوه یا ویسکی نمیخوای؟

1320
01:30:52,645 --> 01:30:54,773
‫من کی تا حالا این
‫موقع روز ویسکی خوردم؟

1321
01:30:54,856 --> 01:30:56,483
‫نمیدونم، من گاهی اوقات میخورم.

1322
01:30:56,566 --> 01:30:58,943
‫تو یه پا الکلی هستی برای خودت؛
‫وسط چیزای دیگه‌ای که هستی.

1323
01:31:00,653 --> 01:31:03,114
‫النا منو نمی‌بخشه که
‫این قضیه رو بهت گفتم.

1324
01:31:03,198 --> 01:31:04,908
‫به هیچ‌کس نگفتمش.

1325
01:31:04,991 --> 01:31:07,661
‫توی فیلمنامه نوشتیش! کَمِته؟

1326
01:31:07,744 --> 01:31:10,288
‫- خودت میدونی دنیای داستان چطوریه.
‫- این داستان نیست!

1327
01:31:10,372 --> 01:31:11,498
‫اتوفیکشنه!

1328
01:31:11,581 --> 01:31:12,624
‫مزخرفه!

1329
01:31:14,793 --> 01:31:16,336
‫به النا چیزی نمیگم.

1330
01:31:16,419 --> 01:31:18,797
‫حتی متوجه نمیشه که
‫دارم کنارش کتاب میخونم.

1331
01:31:18,880 --> 01:31:20,590
‫اگه اون بخش
‫فیلمنامه رو حذف نکنی،

1332
01:31:20,674 --> 01:31:23,510
‫سعی میکنم یه راه قانونی یا
‫غیرقانونی پیدا کنم، نمیدونم،

1333
01:31:23,593 --> 01:31:26,221
‫تا جلوتو بگیرم.
‫زندگیتو جهنم می‌کنم!

1334
01:31:26,304 --> 01:31:28,390
‫مونیکا، داری هذیون میگی.

1335
01:31:28,473 --> 01:31:30,392
‫برام مهم نیست! یه
‫فکری به حالش می‌کنم.

1336
01:31:30,475 --> 01:31:32,435
‫بیست سال از زندگیت اینجاست!

1337
01:31:32,519 --> 01:31:35,271
‫و پول کافی هم دارم که
‫بدم قلم پاهاتو بشکنن!

1338
01:31:35,355 --> 01:31:38,608
‫دیوونه شدی. دیگه
‫نمیشناسمت، مونیکا.

1339
01:31:38,692 --> 01:31:41,903
‫میدونم که منو نمیشناسی،
‫ولی من تو رو میشناسم.

1340
01:31:53,373 --> 01:31:54,666
‫اوضاع با مونیکا چطور بود؟

1341
01:31:55,375 --> 01:31:56,835
‫دیدم که داشتین بحث می‌کردین.

1342
01:31:58,044 --> 01:32:02,048
‫اوه... توی «کریسمس تلخ» یه
‫شخصیت اضافه کردم که آخرش

1343
01:32:02,132 --> 01:32:04,384
‫یه مادره که بچه‌اش
‫رو از دست داده،

1344
01:32:04,467 --> 01:32:07,470
‫و مونیکا فکر می‌کنه از
‫دوستش النا الهام گرفتم.

1345
01:32:07,554 --> 01:32:08,763
‫و راسته؟

1346
01:32:09,514 --> 01:32:12,267
‫رنجش راسته. و گناهش.

1347
01:32:12,725 --> 01:32:15,687
‫ولی تمام مادرهایی که
‫میشناسم هر دو رو حس می‌کنن.

1348
01:32:15,770 --> 01:32:18,106
‫مونیکا خیلی عصبانی شده بود.

1349
01:32:18,189 --> 01:32:21,192
‫طبیعیه. خیلی حساس شده.

1350
01:32:21,526 --> 01:32:23,486
‫تصور کن داره چه چیزهایی
‫رو پشت سر میذاره.

1351
01:32:23,570 --> 01:32:27,532
‫آره! و خیلی براش متاسفم! ولی
‫اون تا تهدید کردن منم پیش رفت.

1352
01:32:30,160 --> 01:32:33,413
‫توی فیلمنامه‌ات اون شخصیت هم
‫مثل النا سعی می‌کنه خودکشی کنه؟

1353
01:32:33,496 --> 01:32:35,248
‫من هنوز اون فیلمنامه رو نخوندم.

1354
01:32:35,790 --> 01:32:40,170
‫آره، ولی واقعاً خیلی متفاوته.

1355
01:32:41,796 --> 01:32:44,132
‫و برای بقیه داستان ضروریه؟

1356
01:32:44,215 --> 01:32:46,009
‫آره، حیاتیه.

1357
01:32:46,092 --> 01:32:50,930
‫در واقع، فکر می‌کنم راه حل همینه.
‫فیلمنامه یه چیزی کم داشت.

1358
01:32:51,973 --> 01:32:54,392
‫پس نمیتونی حذفش کنی؟

1359
01:32:54,976 --> 01:32:57,770
‫معلومه که میتونم. و میتونم
‫دیگه فیلمبرداری هم نکنم.

1360
01:32:57,854 --> 01:33:00,773
‫ولی نمیخوام به اجبار این کار رو بکنم،
‫نه توسط مونیکا و نه هیچ‌کس دیگه.

1361
01:33:00,857 --> 01:33:04,194
‫ولی یادت باشه که
‫وضعیت اونا خیلی حساسه.

1362
01:33:07,697 --> 01:33:10,658
‫به مونیکا چیزی گفتی که
‫بتونه باهاش تهدیدم کنه؟

1363
01:33:10,742 --> 01:33:11,785
‫من؟

1364
01:33:12,327 --> 01:33:13,369
‫نه.

1365
01:33:16,498 --> 01:33:18,124
‫تو چیزی داری که بخوای پنهان کنی؟

1366
01:33:19,250 --> 01:33:20,210
‫نه.

1367
01:33:21,252 --> 01:33:23,713
‫خب، اون انباری که وسایل
‫صحنه رو توش نگه می‌داریم،

1368
01:33:23,796 --> 01:33:26,299
‫هزار سال پیش نصفش
‫رو به پول سیاه دادم.

1369
01:33:26,382 --> 01:33:28,134
‫فکر نمی‌کنم بخواد
‫با اون ازم باج‌گیری کنه.

1370
01:33:28,218 --> 01:33:29,469
‫نه.

1371
01:33:29,552 --> 01:33:31,513
‫مونیکا از اون آدمایی
‫نیست که این کارو بکنه.

1372
01:33:32,055 --> 01:33:33,765
‫خیلی عصبانی بود و منفجر شد.

1373
01:33:34,390 --> 01:33:36,351
‫- ولی باید درستش کنین.
‫- آره.

1374
01:33:36,434 --> 01:33:38,728
‫باید کاری کنم که سر عقل بیاد.

1375
01:33:40,063 --> 01:33:41,397
‫ولی همیشه یادت باشه

1376
01:33:41,481 --> 01:33:43,733
‫که اون عاشق زنیه

1377
01:33:43,817 --> 01:33:45,485
‫که بچه‌اش رو از دست داده
‫و سعی کرده خودکشی کنه.

1378
01:33:46,444 --> 01:33:49,239
‫به درد هر دوشون فکر کن،
‫نه فقط به فیلمنامه‌ت.

1379
01:33:50,573 --> 01:33:52,784
‫یکی ندونه فکر،
‫می‌کنه طرفدار اونی.

1380
01:33:53,618 --> 01:33:55,870
‫باید الان برات توضیح بدم

1381
01:33:55,954 --> 01:33:58,790
‫که من فقط وقتی می‌تونم
‫بنویسم که کاملاً آزاد باشم؟

1382
01:33:58,873 --> 01:34:00,041
‫حتی اگه به قیمت
‫نابودی همه چی تموم بشه؟

1383
01:34:01,918 --> 01:34:04,003
‫دیگه بسه سانتی.
‫تو دیگه شروع نکن.

1384
01:34:07,131 --> 01:34:08,174
‫سلام، رائولم.

1385
01:34:09,425 --> 01:34:10,718
‫چی می‌خوای؟

1386
01:34:10,802 --> 01:34:14,013
‫فکر نمی‌کنم گفتگوی
‫دیروزمون باید اون‌طوری تموم می‌شد.

1387
01:34:14,389 --> 01:34:17,183
‫بگو کجا و کی، ولی باید
‫به صحبت‌هامون ادامه بدیم.

1388
01:34:20,061 --> 01:34:21,145
‫بذار ببینم.

1389
01:34:23,940 --> 01:34:26,025
‫پنج ساله که فیلم نساختم.

1390
01:34:26,109 --> 01:34:27,944
‫نه اینکه سعی نکرده باشم بنویسم،

1391
01:34:28,027 --> 01:34:30,405
‫ولی چیزی که منو به
‫وجد بیاره از آب در نیومد.

1392
01:34:30,989 --> 01:34:32,198
‫تو بهتر از هر کسی می‌دونی

1393
01:34:32,282 --> 01:34:35,034
‫که زندگی من بدون
‫فیلمبرداری هیچ معنایی نداره.

1394
01:34:35,493 --> 01:34:38,162
‫این پنج سال واقعاً
‫برام عذاب‌آور بوده.

1395
01:34:38,496 --> 01:34:40,873
‫ولی تو اولین تئاتر
‫خودت رو کارگردانی کردی،

1396
01:34:40,957 --> 01:34:44,627
‫دو تا کتاب درباره فیلم‌هات
‫چاپ کردی، یه مستند ساختی،

1397
01:34:44,711 --> 01:34:47,755
‫نصف دنیا رو گشتی تا جایزه‌هایی
‫که برای کل دوران کاریت دادن رو بگیری.

1398
01:34:47,839 --> 01:34:50,425
‫این اون چیزی نبود که وقتی شروع
‫به فیلمسازی کردم آرزوشو داشتم.

1399
01:34:50,508 --> 01:34:52,510
‫فقط به خاطر این انجامش دادم که
‫سانتی سفر کردن رو دوست داره.

1400
01:34:52,844 --> 01:34:55,305
‫دیگه داری پیر میشی رائول.
‫یه استراحتی به خودت بده.

1401
01:34:55,388 --> 01:34:56,806
‫من باید فیلم بسازم.

1402
01:34:57,348 --> 01:34:59,392
‫یعنی این فیلمنامه
‫رو این‌قدر دوست داری؟

1403
01:35:00,101 --> 01:35:03,605
‫تو می‌دونی نوشتن یه داستان
‫و جور در اومدن همه چیز چقدر سخته.

1404
01:35:03,688 --> 01:35:06,899
‫توی «کریسمس تلخ» دارم
‫به بهترین شکل بهش می‌رسم.

1405
01:35:06,983 --> 01:35:09,944
‫همیشه برام جالب بوده
‫که منشأ خلق اثر چیه

1406
01:35:10,028 --> 01:35:12,113
‫و رابطه بین تخیل و زندگی چطوریه،

1407
01:35:12,238 --> 01:35:15,575
‫و بالاخره تونستم کاری کنم که این
‫بخشی جدایی‌ناپذیر از داستان باشه.

1408
01:35:16,826 --> 01:35:19,329
‫اگه این‌قدر دوستش
‫داری، خب فیلمش رو بساز.

1409
01:35:19,412 --> 01:35:21,748
‫ولی بدون اون بخش
‫پایانی با شخصیت النا.

1410
01:35:21,831 --> 01:35:25,293
‫اسمش ناتالیاست، مدل هم هست و
‫۲۰ سال از دوست‌دخترت کوچیک‌تره!

1411
01:35:25,376 --> 01:35:27,920
‫- برای این بهم زنگ زدی؟
‫- یکم کوتاه بیا مونیکا.

1412
01:35:28,630 --> 01:35:31,174
‫تو همیشه اولین و بهترین
‫خواننده کارهای من بودی.

1413
01:35:31,591 --> 01:35:34,636
‫می‌دونی وقتی تو این مرحله
‫از کار هستم چقدر شکننده‌ام.

1414
01:35:34,719 --> 01:35:37,597
‫شکنندگی تو؟ پس النا چی؟ من چی؟

1415
01:35:37,680 --> 01:35:39,557
‫نمی‌خوام خودم رو با
‫شماها مقایسه کنم.

1416
01:35:39,641 --> 01:35:42,852
‫من فقط یه نویسنده‌ام که داره
‫پیر میشه، همون‌طور که گفتی.

1417
01:35:43,394 --> 01:35:44,520
‫چه کار می‌تونم بکنم؟

1418
01:35:47,398 --> 01:35:50,443
‫ناتالیا رو از فیلمنامه حذف کن و
‫بذار السا روسادو برای مادرش عزاداری کنه.

1419
01:35:50,526 --> 01:35:52,987
‫و در ضمن، با این کار سوگواری
‫برای مادر خودت رو هم تموم می‌کنی.

1420
01:35:53,404 --> 01:35:57,450
‫بدون اون بخش پایانی ناتالیا،
‫فیلم فقط یه ساعت میشه.

1421
01:35:57,909 --> 01:35:59,786
‫ولی می‌تونی بفروشیش به یه پلتفرم.

1422
01:35:59,869 --> 01:36:02,956
‫اسم تو کافیه تا یه اثر
‫اورجینال رو بدون دردسر جا بندازی.

1423
01:36:03,039 --> 01:36:05,833
‫یادت نره که نتفلیکس خیلی
‫وقته منتظر یه کار از طرف توئه.

1424
01:36:05,917 --> 01:36:08,586
‫می‌تونی اینو بندازی
‫گردن اون. مسخره‌ام نکن!

1425
01:36:08,670 --> 01:36:11,965
‫از تو یه نصیحت مثبت خواستم، نه اینکه
‫تحقیرم کنی و بگی در حد فیلم تلویزیونیه.

1426
01:36:12,048 --> 01:36:14,384
‫این نشونه‌ی زمانه‌ست.

1427
01:36:14,467 --> 01:36:16,386
‫و تو دیگه بهترین
‫فیلم‌هات رو ساختی.

1428
01:36:16,469 --> 01:36:18,805
‫حالا دیگه می‌تونی با
‫اعتبارت زندگی کنی.

1429
01:36:19,138 --> 01:36:22,684
‫شاید فیلم کوچیکی باشه، ولی
‫طرفدارات ازش استقبال می‌کنن.

1430
01:36:22,767 --> 01:36:24,227
‫همون‌طور که ما

1431
01:36:24,310 --> 01:36:26,813
‫از فیلم‌های کوچیک برگمان
‫یا فلینی استقبال می‌کنیم

1432
01:36:27,146 --> 01:36:28,356
‫اونا مُردن.

1433
01:36:28,439 --> 01:36:31,067
‫اعتبار یه کارگردان زنده
‫فقط پنج دقیقه دوام داره.

1434
01:36:31,150 --> 01:36:33,069
‫تا وقتی زنده‌ای،
‫داری رقابت می‌کنی.

1435
01:36:33,152 --> 01:36:35,947
‫اونم تو حرفه‌ای مثل این
‫که خودش در حال احتضاره.

1436
01:36:36,030 --> 01:36:37,907
‫سلام، روز بخیر. چی براتون بیارم؟

1437
01:36:37,991 --> 01:36:40,201
‫- یه آب معدنی بدون گاز، لطفاً.
‫- یه مزکال.

1438
01:36:40,326 --> 01:36:42,161
‫نه، بهتره برای منم مزکال بیاری.

1439
01:36:42,245 --> 01:36:44,080
‫دو تا شات مزکال. خیلی خب.

1440
01:36:45,707 --> 01:36:47,375
‫ازم نصیحت خواستی.

1441
01:36:47,458 --> 01:36:51,170
‫بی‌خیال. نظرم عوض شد. دیگه
‫به عنوان مشاور به دردم نمی‌خوری.

1442
01:36:51,546 --> 01:36:53,423
‫دیگه اولین و بهترین
‫خواننده‌ی کارهات نیستم؟

1443
01:36:53,506 --> 01:36:56,384
‫نه! الان دیگه بی‌طرف نیستی.

1444
01:36:56,467 --> 01:36:59,721
‫بذار یه چیزی بهت بگم، حتی اگه در
‫مورد اولین خوانشم جانب‌دارانه باشه.

1445
01:36:59,804 --> 01:37:02,390
‫- لازم نیست، ممنون.
‫- به هر حال بهت می‌گم.

1446
01:37:02,473 --> 01:37:04,559
‫شخصیتی به مهمی ناتالیا

1447
01:37:04,642 --> 01:37:07,562
‫نمی‌تونه این‌قدر دیر وارد
‫بشه، عملاً نزدیک به پایان.

1448
01:37:08,187 --> 01:37:10,231
‫چند تا سکانس دیگه
‫براش اول فیلم می‌نویسم

1449
01:37:10,314 --> 01:37:12,859
‫که توش السا بهش
‫زنگ می‌زنه و نگرانشه.

1450
01:37:12,942 --> 01:37:15,069
‫اونا خیلی با هم
‫صمیمی‌ان، با هم کار کردن.

1451
01:37:15,153 --> 01:37:16,571
‫می‌خوام السا نجاتش بده.

1452
01:37:16,654 --> 01:37:18,364
‫نتونسته مادرش رو نجات بده،

1453
01:37:18,448 --> 01:37:20,700
‫نتونسته پاتریشیا رو
‫از دست شوهرش نجات بده.

1454
01:37:20,783 --> 01:37:23,244
‫می‌خواد دوست جوونش
‫ناتالیا رو نجات بده.

1455
01:37:23,327 --> 01:37:25,705
‫کی هستی که فکر می‌کنی
‫می‌تونی کسی رو نجات بدی؟

1456
01:37:26,038 --> 01:37:27,665
‫داستان چنین قدرتی نداره.

1457
01:37:32,754 --> 01:37:35,173
‫تا وقتی ناتالیا وارد
‫می‌شه، فیلم‌نامه بد نیست.

1458
01:37:35,840 --> 01:37:39,135
‫از اون جسارتت خوشم میاد
‫که دو تا صحنه‌ی اصلی رو

1459
01:37:39,218 --> 01:37:41,596
‫فقط با صدای آواز چاولا پیش بردی.

1460
01:37:41,679 --> 01:37:44,807
‫جسورانه‌ست، هرچند
‫شبیه کارهای قبلیته.

1461
01:37:44,891 --> 01:37:46,476
‫هیچ‌وقت تا این حد نبوده.

1462
01:37:46,559 --> 01:37:49,771
‫راست می‌گی، هیچ‌وقت ندیده
‫بودم شخصیتی تصمیم بگیره

1463
01:37:49,854 --> 01:37:51,731
‫شوهرش رو ول کنه و
‫زندگیش رو عوض کنه

1464
01:37:51,814 --> 01:37:53,775
‫فقط به خاطر شنیدن یه آهنگ.

1465
01:37:54,192 --> 01:37:57,278
‫البته که ریسکیه، ولی خوشم میاد.

1466
01:37:57,403 --> 01:37:58,571
‫اوه، ممنون.

1467
01:38:01,407 --> 01:38:03,993
‫و باید دیگه حرف زدن از
‫مرگ مادرت رو تموم کنی.

1468
01:38:04,077 --> 01:38:05,578
‫این دومین باره که داری می‌گی.

1469
01:38:05,661 --> 01:38:08,039
‫هر وقت دلم بخواد
‫در موردش حرف می‌زنم!

1470
01:38:08,122 --> 01:38:11,667
‫- این یه ضربه‌ی ناجوانمردانه بود!
‫- رائول، از دستت عصبانی‌ام،

1471
01:38:11,751 --> 01:38:13,628
‫ولی من دنبال انتقام
‫گرفتن از تو نیستم.

1472
01:38:13,711 --> 01:38:16,422
‫از وقتی دهنت رو باز
‫کردی، کار دیگه‌ای نکردی.

1473
01:38:16,506 --> 01:38:18,382
‫منم با شکایت‌هات موافقم.

1474
01:38:19,717 --> 01:38:22,512
‫به قول خودت، خیلی وقته
‫که دیگه ایده‌ی بکری نداری

1475
01:38:22,595 --> 01:38:24,680
‫یا چیزی که به اندازه‌ی
‫کافی راضیت کنه.

1476
01:38:24,764 --> 01:38:27,642
‫واسه همین توی این فیلمنامه از
‫خودم می‌گم، از چیزایی که دور و برمه.

1477
01:38:27,725 --> 01:38:29,936
‫- منم دارم خودم رو لو می‌دم.
‫- نه به اندازه‌ی کافی!

1478
01:38:30,019 --> 01:38:32,980
‫تو حتی با سانتی هم منصف
‫نیستی! اونجا یه داستان واقعی هست!

1479
01:38:33,064 --> 01:38:35,274
‫رابطه‌ت با سانتی
‫از وقتی که دیدیش!

1480
01:38:35,358 --> 01:38:37,819
‫اوه... بطری رو بده به من.
‫سانتی رو قاطی این ماجرا نکن!

1481
01:38:37,902 --> 01:38:39,487
‫سانتی کجای این فیلمنامه جا داره؟

1482
01:38:39,570 --> 01:38:41,280
‫- بونیفاسیو کجای کاره؟
‫- ممنون.

1483
01:38:41,364 --> 01:38:43,533
‫شخصیتی که قول می‌ده نقش اصلی باشه

1484
01:38:43,616 --> 01:38:45,660
‫و یهو می‌ذاری غیبش بزنه.

1485
01:38:45,743 --> 01:38:48,371
‫حتی السا هم بهش نمی‌گه
‫که هیچ وجه اشتراکی ندارن

1486
01:38:48,454 --> 01:38:50,540
‫و رابطه‌شون روزهای
‫آخرش رو می‌گذرونه.

1487
01:38:50,623 --> 01:38:53,751
‫ما اینطوری نیستیم! داری واقعیت
‫رو با خیال‌پردازی قاطی می‌کنی.

1488
01:38:54,502 --> 01:38:57,630
‫جرئت نداری بگی الان
‫چه حسی به سانتی داری.

1489
01:38:57,713 --> 01:38:59,674
‫شور و اشتیاق تعطیلات قانون اساسی

1490
01:38:59,757 --> 01:39:02,218
‫خیلی وقته تموم شده و
‫توی فیلمنامه هم معلومه.

1491
01:39:02,301 --> 01:39:04,846
‫تو توی زندگی بلدی دروغ
‫بگی، ولی موقع نوشتن نه.

1492
01:39:04,929 --> 01:39:07,348
‫توی فیلمنامه‌هات صادق‌تر
‫از زندگی واقعی‌ت هستی.

1493
01:39:07,431 --> 01:39:10,434
‫من آدم تودار و خجالتی‌ای هستم،
‫ولی این به معنی دروغ گفتن نیست.

1494
01:39:11,686 --> 01:39:14,272
‫بو یه عروسک خیمه‌شب‌بازی‌ئه،
‫به عنوان شخصیت وجود خارجی نداره.

1495
01:39:14,355 --> 01:39:16,315
‫سانتی وجود داره. و اون بو نیست.

1496
01:39:16,399 --> 01:39:18,067
‫- معلومه که هست.
‫- هر چی تو بگی.

1497
01:39:18,151 --> 01:39:20,695
‫نه توی زندگی نه توی
‫فیلمنامه، باهاش منصف نیستی.

1498
01:39:20,778 --> 01:39:21,779
‫منظورت چیه؟

1499
01:39:21,863 --> 01:39:24,198
‫سانتی ۱۵ سال از تو کوچیک‌تره.

1500
01:39:24,282 --> 01:39:26,784
‫اگه بخواد می‌تونه
‫با کل مادرید بخوابه.

1501
01:39:26,868 --> 01:39:30,538
‫با این حال، داره با تو زندگی می‌کنه
‫و مثل یه آدم مجرد ازت مراقبت می‌کنه.

1502
01:39:30,621 --> 01:39:34,625
‫داری زیادی پیش‌گویی می‌کنی،
‫مونیکا. تو اونقدرها هم از ما خبر نداری.

1503
01:39:34,709 --> 01:39:37,003
.شاهد همه‌چیز بودم -
.اشتباه می‌کنی -

1504
01:39:37,086 --> 01:39:39,505
‫سانتی میاد و میره، و من
‫ازش نمی‌پرسم کجا میره.

1505
01:39:39,589 --> 01:39:42,842
‫از کجا درآوردی که مجرده؟ فکر
‫نمی‌کنم این چیزا رو به تو گفته باشه.

1506
01:39:42,925 --> 01:39:44,385
‫مشکل شما همینه،

1507
01:39:44,510 --> 01:39:46,846
‫ولی ما داریم درباره‌ی نقش
‫اون توی فیلمنامه حرف می‌زنیم.

1508
01:39:46,929 --> 01:39:49,015
‫بدترین چیز این نیست
‫که از ما سوءاستفاده می‌کنی،

1509
01:39:49,098 --> 01:39:51,392
‫بلکه اینه که نتیجه‌ش
‫یه فیلمنامه‌ی خوب نیست.

1510
01:39:51,475 --> 01:39:53,561
‫اگه موافقی مونیکا، بیخیالش بشیم.

1511
01:39:53,978 --> 01:39:55,730
‫خیلی ممنون بابت نصیحت‌هات.

1512
01:39:57,565 --> 01:40:02,570
‫می‌دونم باید فیلمبرداری کنی،
‫ولی نباید از هر چیزی استفاده کنی.

1513
01:40:02,653 --> 01:40:05,740
‫خیلی شنیدم که می‌گفتی
‫از تکراری شدن می‌ترسی.

1514
01:40:05,823 --> 01:40:07,241
‫اینکه اگه اون لحظه برسه،

1515
01:40:07,325 --> 01:40:09,452
‫نمی‌خوای نسبت به
‫خودت سهل‌انگار باشی.

1516
01:40:09,535 --> 01:40:10,953
‫و اگه اون لحظه رسید،

1517
01:40:11,037 --> 01:40:13,706
‫امیدوار بودی حداقل متوجهش بشی.

1518
01:40:14,332 --> 01:40:17,001
‫خیلی خب، اون لحظه رسیده

1519
01:40:17,668 --> 01:40:19,879
‫و تو داری نسبت به
‫خودت سهل‌انگاری می‌کنی.

1520
01:40:20,546 --> 01:40:22,298
‫بدتر از همه اینه که
‫خودت هم متوجه نیستی.

1521
01:40:23,674 --> 01:40:27,220
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫انقدر پست باشی.

1522
01:40:28,387 --> 01:40:30,848
‫من این ۲۰ سال داشتم
‫با کی کار می‌کردم؟

1523
01:40:34,227 --> 01:40:37,229
‫داستان ما، داستان
‫بازنده‌هاست، رائول.

1524
01:40:38,272 --> 01:40:41,817
‫النا یه چیز حیاتی رو از دست
‫داده، و منم با اون از دستش دادم.

1525
01:40:42,318 --> 01:40:44,737
‫سانتی خیلی وقته
‫که تو رو از دست داده.

1526
01:40:45,237 --> 01:40:46,906
‫ولی تو هم باختی.

1527
01:40:47,573 --> 01:40:48,908
‫لطفت رو.

1528
01:40:49,575 --> 01:40:51,619
‫یادمه وقتی یه داستانی رو

1529
01:40:51,702 --> 01:40:54,455
‫سفت و سخت می‌گرفتی،
‫انگار تو خلسه بودی.

1530
01:40:54,997 --> 01:40:57,750
‫الان دیگه اون حالتی
‫که می‌بینم، اون نیست.

1531
01:40:57,833 --> 01:41:01,921
‫داری از روی غرور از فیلمنامه‌ت دفاع
‫می‌کنی، فقط برای اینکه بهم حق ندی.

1532
01:41:02,004 --> 01:41:05,716
‫هیچ‌کس بهتر از خودت نمی‌دونه که
‫اون به اندازه کافی برای تو خوب نیست.

1533
01:41:06,759 --> 01:41:08,970
‫و می‌تونم تصور کنم که این چه
‫باخت بزرگی برات محسوب میشه.

1534
01:41:10,054 --> 01:41:12,390
‫یه لحظه بمون، لطفاً.

1535
01:41:12,765 --> 01:41:13,891
‫که چی بشه؟

1536
01:41:14,850 --> 01:41:16,852
‫می‌دونستم آخرش اینجوری میشی.

1537
01:41:17,645 --> 01:41:18,938
‫اینجوری؟ یعنی چجوری؟

1538
01:41:20,231 --> 01:41:22,525
‫منظورم پستی‌ت نیست.

1539
01:41:23,067 --> 01:41:24,527
‫همه اینا جدیده، ولی...

1540
01:41:24,610 --> 01:41:26,988
‫آخرش چجوری شدم،
‫رائول؟ کنجکاوم بدونم.

1541
01:41:27,613 --> 01:41:30,199
‫اعتراف می‌کنم که در مورد
‫تو اشتباه می‌کردم، مونیکا.

1542
01:41:31,117 --> 01:41:32,785
‫در مورد سانتیاگو هم همین‌طور.

1543
01:41:33,286 --> 01:41:35,705
‫ولی اون حتی وقتی حرف
‫نمی‌زنیم هم منو حس می‌کنه

1544
01:41:35,788 --> 01:41:37,873
‫و فعلاً هم می‌خواد
‫همون‌جایی باشه که هست.

1545
01:41:37,957 --> 01:41:39,875
‫اون دوستت داره، ولی من دیگه نه.

1546
01:41:40,209 --> 01:41:42,503
‫اگه درباره یه
‫تراژدی حرف نمی‌زدیم،

1547
01:41:42,586 --> 01:41:44,046
‫بچه مرده‌ی النا

1548
01:41:44,130 --> 01:41:47,466
‫و بچه ناتالیا که وقتی مادرش
‫رانندگی می‌کرد تو تصادف مرد...

1549
01:41:47,550 --> 01:41:50,469
‫یادت باشه که اون یه جزئیات
‫خیلی متفاوته با قضیه النا.

1550
01:41:50,553 --> 01:41:52,930
‫بچه مرده برای هر مادری یه درده.

1551
01:41:53,014 --> 01:41:55,766
‫موافقم، ولی منظورم تو بودی.

1552
01:41:55,850 --> 01:41:57,393
‫در مورد تو اشتباه می‌کردم.

1553
01:41:58,561 --> 01:41:59,937
‫لازم نبود برای الهام گرفتن

1554
01:42:00,021 --> 01:42:02,815
‫برم سراغ تعطیلات
‫قانون اساسی سال ۲۰۰۴.

1555
01:42:02,898 --> 01:42:04,900
‫باید از تو الهام می‌گرفتم.

1556
01:42:04,984 --> 01:42:07,737
‫از اون ۲۰ سالی که
‫با هم کار کردیم.

1557
01:42:08,529 --> 01:42:09,530
‫داری چی میگی؟

1558
01:42:09,613 --> 01:42:10,990
‫چطور انقدر کور بودم!

1559
01:42:11,073 --> 01:42:14,618
‫من وجود نداشتم، هیچ‌وقت وجود
‫نداشتم. فقط در سایه‌ی تو وجود داشتم!

1560
01:42:14,702 --> 01:42:16,078
‫حالا وجود داری، اونم چه وجودی.

1561
01:42:16,162 --> 01:42:18,664
‫- حالا به خاطر النا وجود دارم!
‫- می‌تونم تصور کنم.

1562
01:42:18,748 --> 01:42:21,459
‫ولی پشیمونم که زودتر تو رو

1563
01:42:21,834 --> 01:42:23,377
‫اون‌طوری که الان
‫می‌بینم، ندیده بودم.

1564
01:42:23,461 --> 01:42:24,879
‫ولم کن!

1565
01:42:28,049 --> 01:42:29,967
‫تو خودِ داستانی، مونیکا.

1566
01:42:30,384 --> 01:42:32,345
‫اون‌طوری که مراقبم بودی،

1567
01:42:32,845 --> 01:42:34,805
‫توانایی‌ت برای نامرئی شدن

1568
01:42:34,889 --> 01:42:38,059
‫و اون قدرتی که همین الان
‫برای نابود کردن من نشون دادی.

1569
01:42:38,142 --> 01:42:40,644
‫باید درباره تو می‌نوشتم.

1570
01:42:40,728 --> 01:42:41,979
‫هنوزم وقت دارم.

1571
01:42:42,063 --> 01:42:44,231
‫- ولم کن!
‫- السا از تو الهام می‌گیره.

1572
01:42:44,315 --> 01:42:45,691
‫من ناپدید میشم.

1573
01:42:45,775 --> 01:42:47,526
‫از این به بعد، السا تویی.

1574
01:42:48,736 --> 01:42:50,029
‫توی صورتم نگاه کن.

1575
01:42:51,280 --> 01:42:54,283
‫بگو ببینم اون حالتی که قبلاً
‫ازش حرف می‌زدی رو نمی‌شناسی؟

1576
01:42:55,534 --> 01:42:58,037
‫وقتی که کلید داستان
‫رو پیدا کرده بودم.

1577
01:43:00,081 --> 01:43:04,001
‫نباید می‌اومدم. نمی‌دونم
‫چرا این کار رو کردم.

1578
01:43:04,085 --> 01:43:05,878
‫چون تو بهترین خواننده‌ی منی.

1579
01:43:07,046 --> 01:43:09,381
‫و باید یه درس آخر بهم می‌دادی.

1580
01:43:40,162 --> 01:43:42,456
‫ببخشید آقا. داریم می‌بندیم.

1581
01:43:42,790 --> 01:43:43,916
‫یه لحظه.

1582
01:43:47,545 --> 01:43:49,171
‫داریم می‌بندیم، آقا.

1583
01:43:51,382 --> 01:43:52,508
‫چقدر شد؟

1584
01:43:52,925 --> 01:43:54,760
‫۴۳ و ۵۰.

1585
01:44:00,182 --> 01:44:01,725
‫باقی پولش مال خودت.

1586
01:44:01,809 --> 01:44:02,810
‫ممنون.

1587
01:44:03,561 --> 01:44:05,396
‫ولی متأسفانه باید برین.

1588
01:45:03,474 --> 01:45:07,645
‫السای تلخ

1589
01:45:11,899 --> 01:45:14,506
‫السای شیرین

1590
01:45:14,819 --> 01:45:24,204
‫السا از مونیکا الهام
‫میگیرد. من شروع خواهم کرد...

1591
01:45:34,443 --> 01:45:38,447
‫دلم می‌خواست پایان جدید رو بخونم،
‫همون که مربوط به درگیری با مونیکا بود.

1592
01:45:39,281 --> 01:45:40,866
‫خودمم نمی‌دونم.

1593
01:45:42,076 --> 01:45:43,077
‫و بو چی؟

1594
01:45:44,495 --> 01:45:45,871
‫اون شخصیت چطور تموم میشه؟

1595
01:45:49,291 --> 01:45:53,254
‫نمی‌دونم سانتی، ولی الان
‫باید به نوشتن ادامه بدم.

1596
01:45:54,088 --> 01:45:56,507
‫اشکالی نداره صحبت رو
‫بذاریم برای یه وقت دیگه؟

1597
01:45:56,590 --> 01:45:57,758
‫نه، معلومه که نه.

1598
01:45:59,301 --> 01:46:00,761
‫کنجکاو بودم.

1599
01:46:02,888 --> 01:46:05,307
‫مگر اینکه عجله داشته
‫باشی چیزی بهم بگی.

1600
01:46:10,813 --> 01:46:11,855
‫نه.

1601
01:46:14,525 --> 01:46:15,693
‫می‌تونم صبر کنم.

1602
01:46:34,027 --> 01:46:38,000
‫مترجم: اشکان هیدی

1603
01:46:38,030 --> 01:46:43,000
FilmYar

