﻿1
00:00:23,966 --> 00:00:28,550
‫[این فیلم بر اساس یک داستان واقعی‌ست.]

2
00:00:28,574 --> 00:00:35,574
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

3
00:00:35,883 --> 00:00:38,591
‫یه مرد توی زندگیش از چندتا در عبور می‌کنه؟

4
00:00:40,633 --> 00:00:43,591
‫پشت سرمون مصیبت هست،

5
00:00:44,716 --> 00:00:46,175
‫امید و خوبی جلومونه.

6
00:00:48,133 --> 00:00:49,300
‫هر چیز خوبی...

7
00:00:50,383 --> 00:00:52,633
‫یه عشق حقیقی درونش داره،

8
00:00:54,425 --> 00:00:56,091
‫و زندگی در جست‌وجوی یک دلیله،

9
00:00:57,258 --> 00:01:00,508
‫که همه‌ی عشق‌های ناتموم کنار هم باشن.

10
00:01:05,258 --> 00:01:10,633
‫[27 سال پیش]

11
00:01:22,966 --> 00:01:24,675
‫وای! دوتا همزمان.

12
00:01:28,258 --> 00:01:31,300
‫مال من بیشتر از اون رفت ولی حسابش نکردی.

13
00:01:31,466 --> 00:01:36,133
‫پسر جون، اگه یکی رد بشه،
‫اون یکی هم اگه داخل باشه حساب میشه.

14
00:01:36,300 --> 00:01:39,466
‫- اگه بلد نیستی بازی نکن.
‫- پس تیله‌هام رو پس بده که برم.

15
00:01:39,550 --> 00:01:40,633
‫برو گمشو!

16
00:01:41,633 --> 00:01:42,883
‫زود باش. بیا تقسیم کنیم.

17
00:01:51,133 --> 00:01:52,716
‫چه خبر؟ چی شده داداش؟

18
00:01:52,800 --> 00:01:56,758
‫علی و احمد از اون یکی روستا
‫خواستن تیله‌هام رو قرض بگیرن.

19
00:01:56,925 --> 00:01:59,341
‫بعدش همینطوری با تیله‌هام رفتن.

20
00:01:59,883 --> 00:02:01,591
‫بسیار خب، نگران نباش داداش.

21
00:02:03,175 --> 00:02:05,758
‫عجب احمقی. هر سری گولش رو می‌خوره.

22
00:02:06,383 --> 00:02:07,466
‫دقیقاً.

23
00:02:11,341 --> 00:02:13,133
‫شنیدم شما دوتا خیلی خوب تیله بازی می‌کنید.

24
00:02:14,966 --> 00:02:16,383
‫می‌تونید با من هم بازی کنید؟

25
00:02:19,008 --> 00:02:20,841
‫ولی تو که تیله نداری.

26
00:02:21,008 --> 00:02:23,716
‫اگه هرکدوم‌تون بهم دوتا قرض بدید،

27
00:02:23,883 --> 00:02:26,050
‫بعدش بهتون دو برابرش رو پس میدم.

28
00:02:37,008 --> 00:02:39,383
‫وای! تو دوتا رو زدی ولی چهارتا برداشتی.

29
00:02:39,758 --> 00:02:43,133
‫چون من دارم جلوی دو نفر بازی می‌کنم،
‫ضرباتم دو برابر حساب میشن.

30
00:02:47,633 --> 00:02:50,175
‫اینا هم تیله‌هایی‌ان که قرض گرفتم.

31
00:02:50,341 --> 00:02:51,925
‫دو برابرش رو پس میدم.

32
00:02:52,966 --> 00:02:54,091
‫ادامه می‌دیم.

33
00:02:56,841 --> 00:02:59,508
‫اینا تیله‌هایی‌ان که من بهتون قرض میدم،

34
00:02:59,675 --> 00:03:03,341
‫ولی اگه ببازید باید دو برابرش رو برگردونید.

35
00:03:08,591 --> 00:03:11,675
‫اگه فردا هرکدوم‌شون ده‌تا تیله برات نیاوردن
‫بهم خبر بده.

36
00:03:13,883 --> 00:03:15,425
‫نون رو فراموش کردم.

37
00:03:15,591 --> 00:03:18,425
‫کارم تمومه!

38
00:03:18,591 --> 00:03:20,133
‫کازیمینا، خانم.

39
00:03:20,300 --> 00:03:21,591
‫قیافه‌ی معلمم رو ببین.

40
00:03:22,675 --> 00:03:24,675
‫مجبورم جواهر رو از مدرسه اخراج کنم.

41
00:03:24,966 --> 00:03:26,633
‫البته جسارت نباشه.

42
00:03:26,800 --> 00:03:29,133
‫خجالت نمی‌کشی که یه بچه‌ی کوچیک
‫کتکت زده،

43
00:03:29,216 --> 00:03:30,758
‫بعد میای گزارشش هم می‌کنی؟

44
00:03:30,925 --> 00:03:31,966
‫خدایا.

45
00:03:32,133 --> 00:03:34,425
‫پسرت یه دفعه بهم حمله کرد،
‫بدون هیچ دلیلی.

46
00:03:34,508 --> 00:03:38,175
‫ببین، با بچه حرف نمی‌زنی.
‫از دروغات خجالت نمی‌کشی؟

47
00:03:38,341 --> 00:03:40,716
‫ببینید آقای مدیر. اون واقعاً به مادرش رفته.

48
00:03:40,800 --> 00:03:44,008
‫آره، رفته، که چی؟

49
00:03:44,508 --> 00:03:45,925
‫موندم تو به کی رفتی.

50
00:03:47,383 --> 00:03:49,341
‫نمی‌تونی پسرم رو از مدرسه اخراج کنی.

51
00:03:49,591 --> 00:03:50,758
‫خودم پرونده‌اش رو می‌برم.

52
00:03:51,258 --> 00:03:52,258
‫آخ!

53
00:03:52,425 --> 00:03:56,050
‫- مامان، بس کن مامان. التماست می‌کنم.
‫- معلمت رو می‌زنی، ها؟

54
00:03:56,675 --> 00:03:59,758
‫- اونا نمیگن این عجب بچه‌ایه؟
‫- مامان، اون به نفع بچه پولدارها کار کرد مامان.

55
00:03:59,883 --> 00:04:02,633
‫ای پسره‌ی عوضی! مگه تو یاغی اینجایی؟

56
00:04:02,800 --> 00:04:03,716
‫لطفاً بس کن مامان!

57
00:04:03,883 --> 00:04:05,633
‫مامان، درد می‌کنه. مامان، لطفاً بس کن.

58
00:04:05,800 --> 00:04:08,675
‫با پدرت کار کن تا درست رو یاد بگیری.

59
00:04:08,841 --> 00:04:11,550
‫- مامان، بس کن!
‫- بگیر که اومد! گریه نکن. گریه نکن!

60
00:04:12,508 --> 00:04:18,508
‫[چهار سال بعد]

61
00:04:27,925 --> 00:04:29,591
‫جواهر، خوابت نبره، بچرخونش.

62
00:04:39,550 --> 00:04:43,008
‫سریع‌تر انجامش بده.
‫وگرنه ظرف‌ها تا شب آماده نمیشن.

63
00:04:55,758 --> 00:04:57,758
‫حاجی، چندتا ژاکت جمع کردم.

64
00:04:57,925 --> 00:04:59,633
‫ادرنه شب‌ها سرد میشه.

65
00:04:59,716 --> 00:05:01,466
‫باشه، ولی برامون سنگینش نکن.

66
00:05:01,591 --> 00:05:03,675
‫به جواهر هم بگو ده دقیقه دیگه آماده باشه.

67
00:05:07,883 --> 00:05:10,300
‫جواهر، آماده شو. قراره با پدرت بری
‫قلع‌اندود کاری.

68
00:05:10,383 --> 00:05:13,091
‫- مامان، آدِم نمیره؟
‫- آدِم مریض شده، نمی‌ذارم بره.

69
00:05:13,175 --> 00:05:14,966
‫مامان، حتماً داره ادا درمیاره که نره.

70
00:05:15,050 --> 00:05:17,300
‫ما با اون یکی روستا مسابقه داریم.
‫من قول دادم.

71
00:05:17,383 --> 00:05:18,925
‫گور بابای تو و مسابقه‌ات!

72
00:05:19,008 --> 00:05:21,758
‫پدرت کار می‌کنه اونوقت تو دنبال توپ می‌دوی،
‫اینطوریه؟

73
00:05:21,883 --> 00:05:23,133
‫پنج دقیقه دیگه آماده باش.

74
00:05:28,925 --> 00:05:30,341
‫پسر قشنگم، سربلندم کن.

75
00:05:31,841 --> 00:05:32,883
‫این چیه جواهر؟

76
00:05:33,050 --> 00:05:34,758
‫کفش‌های فوتبالت رو
‫واسه قلع‌اندود کاری پوشیدی؟

77
00:05:34,841 --> 00:05:36,008
‫پسره‌ی عوضی!

78
00:05:36,175 --> 00:05:39,258
‫پدرت رو هل میدی ها؟
‫می‌کشمت جواهر.

79
00:05:43,883 --> 00:05:45,133
‫جواهر.

80
00:05:50,758 --> 00:05:51,758
‫شوت کن!

81
00:05:54,716 --> 00:05:56,008
‫شوت کن، زود باش، شوت کن، شوت کن.

82
00:05:56,633 --> 00:05:57,716
‫شوتش کن!

83
00:06:10,633 --> 00:06:12,341
‫- چه وضعیه.
‫ داری چه غلطی می‌کنی؟

84
00:06:17,758 --> 00:06:18,966
‫آفرین!

85
00:06:22,175 --> 00:06:23,300
‫پاس بده!

86
00:06:23,883 --> 00:06:25,383
‫آفرین، آفرین.

87
00:06:25,550 --> 00:06:26,800
‫آفرین بهت.

88
00:06:32,466 --> 00:06:33,716
‫همینه پسر!

89
00:06:33,883 --> 00:06:35,008
‫کلش همینه پسر.

90
00:06:35,175 --> 00:06:36,425
‫نگاه‌شون کن پسر، نگاه‌شون کن.

91
00:06:36,591 --> 00:06:37,591
‫یعنی چی رفیق؟

92
00:06:37,758 --> 00:06:39,508
‫خجالت کشیدی پسر؟

93
00:06:39,675 --> 00:06:42,466
‫حالا می‌بینی پسر.
‫توی بازی بعدی کارتون رو می‌سازیم.

94
00:06:42,633 --> 00:06:44,591
‫اینجوری کارمون رو می‌سازید.

95
00:06:45,133 --> 00:06:47,258
‫الان دستت رو می‌گیرم و...

96
00:06:47,758 --> 00:06:49,633
‫- مواظب زبونت باش.
‫- اگه نباشم چی میشه رفیق؟

97
00:06:49,716 --> 00:06:50,758
‫گمشو!

98
00:06:52,966 --> 00:06:54,675
‫داری به چه کوفتی نگاه می‌کنی؟

99
00:08:28,425 --> 00:08:33,758
‫[یک هفته بعد]

100
00:08:46,175 --> 00:08:47,175
‫جواهر.

101
00:08:48,925 --> 00:08:50,258
‫- مامان.
‫- بلند شو.

102
00:08:51,091 --> 00:08:54,633
‫پدرت فردا میاد. یه سری چیزها رو
‫باید از بازار بگیرید.

103
00:08:55,758 --> 00:08:56,758
‫مامان.

104
00:08:58,208 --> 00:08:59,417
‫ببخشید.

105
00:09:06,841 --> 00:09:09,050
‫بیمارستان، بیمارستان، بیمارستان!

106
00:09:11,383 --> 00:09:14,508
‫آره، میره بیمارستان. بیمارستان،
‫بیمارستان، بیمارستان.

107
00:09:17,341 --> 00:09:20,383
‫پسرم، تو هشتاد درصد بینایی چشم راستت رو
‫از دست دادی.

108
00:09:21,716 --> 00:09:25,966
‫متاسفانه، ضربه‌ای که به چشمت خورده باعث شده
‫لایه‌ی عصبی شبکیه آسیب ببینه.

109
00:09:27,133 --> 00:09:29,716
‫اگه بلافاصله معالجه می‌شد،
‫می‌شد نجاتش داد.

110
00:09:29,841 --> 00:09:31,800
‫ولی دیگه کاری نمیشه کرد.

111
00:09:33,466 --> 00:09:36,716
‫احتمالاً تا یک سال دیگه
‫بیناییت رو کاملاً از دست میدی.

112
00:09:38,133 --> 00:09:40,716
‫اولش ممکنه یه مقدار توی حفظ تعادل
‫به مشکل بخوری.

113
00:09:40,883 --> 00:09:43,425
‫ممکنه جای دقیق اشیاء رو متوجه نشی.

114
00:09:44,675 --> 00:09:46,008
‫نکته‌ی مثبتش اینه که...

115
00:09:46,508 --> 00:09:49,508
‫از اونجایی که هیچ آسیبی به اعصابی که
‫به مغز میرن وارد نشده،

116
00:09:49,675 --> 00:09:52,675
‫عضلاتی که چشم رو حرکت میدن
‫عملکرد طبیعی‌ای خواهند داشت.

117
00:09:52,841 --> 00:09:56,133
‫در نتیجه این مشکل از بیرون قابل دیدن نیست.

118
00:09:57,008 --> 00:09:58,883
‫علم پزشکی همیشه در حال پیشرفته.

119
00:09:58,966 --> 00:10:00,758
‫امیدت به خدا رو از دست نده.

120
00:10:46,117 --> 00:10:47,534
‫اگه قرار نیست بهتر بشه،

121
00:10:48,966 --> 00:10:50,925
‫هیچکس ازش خبردار نمیشه.

122
00:11:01,133 --> 00:11:05,258
‫[هفت سال بعد]

123
00:11:09,383 --> 00:11:12,091
‫- تو برادر یتر، سیفی رو می‌شناسی؟
‫- آره.

124
00:11:13,062 --> 00:11:14,645
‫سیفی کارش رو ارتقا داده.

125
00:11:15,216 --> 00:11:17,800
‫استانبول شهر بزرگیه.
‫نمی‌تونی به هیچکس اعتماد کنی.

126
00:11:18,591 --> 00:11:21,925
‫میگه جواهر باید بیاد.
‫توی کارها بهم کمک می‌کنه.

127
00:11:23,050 --> 00:11:26,925
‫الان بزرگ‌تر شده، کار هم هنوز پیدا نکرده.
‫اینجوری به هیچ جا نمی‌رسه.

128
00:11:27,966 --> 00:11:31,591
‫بعد ممکنه توی کار یا یه چیزی بهش اعتماد کنن،
‫اونوقت سیفی توی دردسر میفته.

129
00:11:31,675 --> 00:11:33,716
‫این حرف رو نزن. استانبول شهر بزرگیه.

130
00:11:34,716 --> 00:11:36,716
‫حتماً مسیر خودش رو پیدا می‌کنه.

131
00:11:40,466 --> 00:11:41,591
‫بذار بره.

132
00:11:41,758 --> 00:11:45,175
‫یه ماهه برش می‌گردونن،
‫اونوقت میگی اون گفت اینطور میشه.

133
00:12:06,841 --> 00:12:09,633
‫مسافرین عزیز، مسافرین استانبول
‫باید پیاده بشن.

134
00:12:20,466 --> 00:12:23,383
‫آدانا، آدانا، آدانا، آدانا!

135
00:12:29,883 --> 00:12:31,050
‫اون چمدون آبی.

136
00:12:32,341 --> 00:12:33,425
‫- بفرمایید آقا.
‫- ممنونم!

137
00:12:39,133 --> 00:12:40,883
‫بیا، داره میره.

138
00:12:43,675 --> 00:12:45,216
‫آقا، فکر کنم تاکسی لازم دارید.

139
00:12:46,841 --> 00:12:47,841
‫آره.

140
00:12:49,133 --> 00:12:51,591
‫- می‌خوام به این آدرس برم.
‫- بیا آقا، بلدمش.

141
00:12:52,383 --> 00:12:53,800
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

142
00:12:57,341 --> 00:12:59,341
‫- اولین باره اومدی استانبول؟
‫- آره.

143
00:13:10,883 --> 00:13:12,633
‫این آدرسیه که خواستی داداش.

144
00:13:14,300 --> 00:13:16,216
‫- چقدر میشه؟
‫- 70 لیر.

145
00:13:16,800 --> 00:13:20,175
‫- 70 لیر؟
‫- چی فکر کردی داداش؟ اینجا استانبوله.

146
00:13:26,466 --> 00:13:27,716
‫بیا.

147
00:13:27,883 --> 00:13:28,966
‫ممنونم.

148
00:13:37,466 --> 00:13:39,425
‫- می‌تونم کمکی بهت بکنم؟
‫- دارم دنبال سیفی می‌گردم.

149
00:13:40,008 --> 00:13:41,050
‫واسه چی؟

150
00:13:41,216 --> 00:13:43,841
‫من اهل روستاشونم. پسر خاله کازیمینا، جواهر.

151
00:13:44,008 --> 00:13:46,175
‫- خوش اومدی.
‫- ممنونم.

152
00:13:47,008 --> 00:13:48,008
‫بیا داخل.

153
00:14:04,300 --> 00:14:05,508
‫نوبت توئه.

154
00:14:06,341 --> 00:14:07,550
‫همه‌اش رو می‌ذارم وسط.

155
00:14:08,591 --> 00:14:09,716
‫موفق باشی!

156
00:14:13,133 --> 00:14:15,383
‫اوه، جواهر من، بیا، بیا.

157
00:14:16,675 --> 00:14:18,216
‫خوش اومدی پسرم.

158
00:14:18,383 --> 00:14:19,466
‫سلام داداش.

159
00:14:25,466 --> 00:14:26,800
‫جواهر اهل روستای منه.

160
00:14:27,383 --> 00:14:29,925
‫اون مثل برادر منه. از الان به بعد پیش خودمه.

161
00:14:30,216 --> 00:14:32,091
‫- خوش اومدی پسر.
‫- سلام داداش.

162
00:14:32,258 --> 00:14:34,425
‫- خوش اومدی پسرم.

163
00:14:34,591 --> 00:14:37,050
‫اگه از ایستگاه باهام تماس می‌گرفتی،
‫یکی رو می‌فرستادم دنبالت.

164
00:14:37,133 --> 00:14:39,550
‫ممنون داداش. راننده تاکسی
‫آدرس رو بلد بود.

165
00:14:40,800 --> 00:14:44,133
‫ولی داداش، بیخودی نیست که میگن استانبول
‫شهر بزرگیه.

166
00:14:44,300 --> 00:14:45,716
‫یه ساعت طول کشید تا برسم اینجا.

167
00:14:48,758 --> 00:14:51,008
‫پسرم، ایستگاه اتوبوس ده دقیقه
‫با اینجا فاصله داره.

168
00:14:51,300 --> 00:14:53,883
‫راننده حتماً فهمیده توی استانبول تازه واردی.

169
00:14:53,966 --> 00:14:55,383
‫حسابی تو رو برده چرخونده.

170
00:14:56,258 --> 00:14:59,133
‫واسه خوش‌آمدگویی حسابی جیبت رو زدن.

171
00:15:28,258 --> 00:15:29,425
‫روز خوبی داشته باشی!

172
00:15:29,591 --> 00:15:31,341
‫- ممنون.
‫- من رو یادت میاد؟

173
00:15:33,050 --> 00:15:34,050
‫نه.

174
00:15:36,133 --> 00:15:38,675
‫دیروز سوار تاکسیت شدم که به این آدرس برم.

175
00:15:40,466 --> 00:15:43,425
‫- یادم نمیاد.
‫- از همونجا با ده لیر اومدم.

176
00:15:43,966 --> 00:15:46,425
‫دیروز من رو چرخوندی و 70 لیر ازم پول گرفتی.

177
00:15:46,508 --> 00:15:50,008
‫من تو رو یادم نمیاد پسر.
‫الان نمی‌خوام باهات سر و کله بزنم.

178
00:15:50,800 --> 00:15:52,508
‫- مشکلش چیه؟
‫- نمی‌دونم.

179
00:15:53,091 --> 00:15:56,300
‫- فکر کنم لاتاری امروز صبح رو بردم.
‫- من مشکلی ندارم پسر.

180
00:15:56,758 --> 00:16:00,633
‫این آقا 60 لیر بیشتر ازم پول گرفت.
‫اومدم که پولم رو پس بگیرم.

181
00:16:00,800 --> 00:16:04,466
‫این آقا حتی تو رو یادش نیست پسر.
‫برو و برامون دردسر درست نکن.

182
00:16:04,633 --> 00:16:05,758
‫من پسش نمیدم.

183
00:16:06,466 --> 00:16:09,466
‫این روستایی لعنتی رو ببین.
‫یه جوری رفتار می‌کنه انگار گردن‌کلفته.

184
00:16:10,633 --> 00:16:12,633
‫من پولی که پدرم با زحمت درآورده رو...

185
00:16:13,008 --> 00:16:14,466
‫به عوضی‌هایی مثل...

186
00:16:23,883 --> 00:16:24,925
‫لعنتی!

187
00:16:29,508 --> 00:16:30,841
‫من پولم رو پس می‌گیرم.

188
00:16:34,216 --> 00:16:35,425
‫ممنونم، ولی...

189
00:16:36,383 --> 00:16:37,591
‫چرا بهم کمک کردی؟

190
00:16:37,758 --> 00:16:40,508
‫چهار نفر به یک نفر. باید نگاه می‌کردم؟

191
00:16:43,341 --> 00:16:44,508
‫من بهت مدیون شدم.

192
00:16:46,008 --> 00:16:47,008
‫تو هیچ دینی به من نداری.

193
00:16:48,216 --> 00:16:49,216
‫من جواهر هستم.

194
00:16:50,216 --> 00:16:51,383
‫من هم صباح‌الدین هستم.

195
00:16:54,216 --> 00:16:58,216
‫من بیشتر مردم اینجا رو می‌شناسم.
‫اسم این برادرت که کافه داره چیه؟

196
00:16:58,550 --> 00:16:59,550
‫سیفی آلایبی.

197
00:16:59,883 --> 00:17:00,966
‫سیفی آلایبی؟

198
00:17:02,258 --> 00:17:03,383
‫واسه چی غافلگیر شدی؟

199
00:17:04,216 --> 00:17:07,800
‫یعنی میگی من الان کنار
‫برادر سیفی آلایبی نشستم؟

200
00:17:08,091 --> 00:17:09,508
‫صاحب کازینو سیفی آلایبی.

201
00:17:13,133 --> 00:17:15,841
‫برادر خونیم نیست، ولی اهل یه روستاییم.

202
00:17:15,925 --> 00:17:17,841
‫خونه‌هامون کنار همدیگه‌ست.

203
00:17:18,091 --> 00:17:19,925
‫اون یه جورهایی من رو آورد اینجا.

204
00:17:20,675 --> 00:17:21,841
‫وای!

205
00:17:24,341 --> 00:17:26,008
‫انقدری که به نظر می‌رسه بدبخت نیستی.

206
00:17:26,091 --> 00:17:29,383
‫من رو ول کن. تو بگو، تو کی هستی؟
‫کارت چیه؟

207
00:17:29,925 --> 00:17:31,258
‫من اهل صامسونم.

208
00:17:31,425 --> 00:17:33,508
‫بعد از این که پدر و مادرم رو توی یه تصادف
‫از دست دادم،

209
00:17:34,716 --> 00:17:37,883
‫با خواهرم اومدم این شهر کوفتی.

210
00:17:38,591 --> 00:17:41,550
‫من یه برق‌کارم. ولی توی کلوپ‌ها
‫به عنوان گارسون کار می‌کنم.

211
00:17:42,175 --> 00:17:43,341
‫خدا رحمت‌شون کنه.

212
00:17:46,300 --> 00:17:47,716
‫گفتی بهم مدیونی.

213
00:17:49,591 --> 00:17:51,175
‫می‌خوای دینت رو ادا کنی؟

214
00:17:52,216 --> 00:17:53,946
‫حتماً. چطور؟

215
00:18:05,175 --> 00:18:06,883
‫خوش اومدی. لطفاً بیا داخل.

216
00:18:09,175 --> 00:18:14,300
‫دوستم که اینجاست برادر سیفی آلایبیه.
‫میشه سر یکی از میزهای جلو بشینیم؟

217
00:18:20,925 --> 00:18:22,091
‫بفرمایید آقا.

218
00:18:22,341 --> 00:18:23,550
‫ممنونم.

219
00:18:39,008 --> 00:18:40,091
‫ممنونم.

220
00:18:45,175 --> 00:18:46,883
‫الان به این گارسونه چی گفتی؟

221
00:18:46,966 --> 00:18:48,175
‫که تو برادر کی هستی.

222
00:18:48,925 --> 00:18:51,258
‫وگرنه نمی‌ذارن همه سر میزهای جلویی بشینن.

223
00:18:51,341 --> 00:18:54,175
‫این درست نیست. ای کاش سیفی
‫از این مسئله خبر می‌داشت.

224
00:18:54,341 --> 00:18:56,383
‫مشکلی نیست. نگرانش نباش.

225
00:18:56,550 --> 00:18:58,633
‫من از کلوپ‌های دیگه‌ای که توشون کار کردم
‫این رو می‌دونم.

226
00:19:04,466 --> 00:19:05,466
‫ممنونم.

227
00:19:06,675 --> 00:19:09,883
‫گفتی کارت برق‌کاریه. واسه چی به عنوان گارسون
‫کار می‌کنی؟

228
00:19:12,133 --> 00:19:13,883
‫اگه بهت بگم، بهم میگی دیوونه.

229
00:19:14,550 --> 00:19:17,341
‫اگه می‌دونی که دیوونه‌ای، پس دیوونه نیستی.

230
00:19:23,508 --> 00:19:25,216
‫یه کافه توی شهرمون هست.

231
00:19:27,008 --> 00:19:28,716
‫یه بار با دوستام رفتم اونجا.

232
00:19:28,966 --> 00:19:33,091
‫یه دختری به اسم کوثر رفت روی صحنه،
‫آهنگ «لرزیدم بعد آروم شدم» رو خوند.

233
00:19:33,175 --> 00:19:34,841
‫قبلاً هیچوقت همچین حسی رو
‫تجربه نکرده بودم.

234
00:19:35,883 --> 00:19:37,841
‫بعدش شروع کردم و هرشب رفتم اونجا.

235
00:19:38,133 --> 00:19:40,050
‫یه روز، یه گارسون برام یه دستمال آورد.

236
00:19:40,841 --> 00:19:42,675
‫روش نوشته بود، بعد از اجرا منتظرم باش.

237
00:19:45,008 --> 00:19:46,633
‫شب رویایی‌ای بود جواهر.

238
00:19:47,425 --> 00:19:49,133
‫بهم گفت، عاشق نشو.

239
00:19:49,466 --> 00:19:52,008
‫یه یادداشت برام گذاشت که دنبالش نگردم.

240
00:19:52,341 --> 00:19:53,425
‫می‌تونستم نگردم؟

241
00:19:54,675 --> 00:19:58,175
‫وقتی فهمیدم که توی استانبوله،
‫خواهرم رو برداشتم و اومدم اینجا.

242
00:20:00,175 --> 00:20:02,341
‫توی خیلی کلوپ‌ها کار کردم که پیداش کنم.

243
00:20:04,716 --> 00:20:05,758
‫ولی پیداش نکردم.

244
00:20:07,425 --> 00:20:08,716
‫هیچ اثری ازش نیست.

245
00:20:10,466 --> 00:20:11,758
‫نمی‌دونم چی بگم.

246
00:20:12,800 --> 00:20:13,966
‫امیدوارم پیداش کنی.

247
00:20:17,216 --> 00:20:18,883
‫نمیشه گفت عقل درستی هم داری.

248
00:20:25,091 --> 00:20:27,675
‫امروز خواننده‌ی جوان و جدیدی رو داریم.

249
00:20:27,841 --> 00:20:30,133
‫لطفاً به خدیجه خوش‌آمد بگید.

250
00:20:30,300 --> 00:20:31,883
‫جواهر، نگاه کن، اون خواهرمه.

251
00:20:50,758 --> 00:20:54,800
‫♪ رز ظریف توی ذهن من... ♪

252
00:20:55,383 --> 00:20:59,216
‫♪ پرنده‌ی مسرور قلب من... ♪

253
00:20:59,925 --> 00:21:03,883
‫♪ رز ظریف توی ذهن من... ♪

254
00:21:04,675 --> 00:21:08,550
‫♪ پرنده‌ی مسرور قلب من ♪

255
00:21:09,466 --> 00:21:13,133
‫♪ لحظه‌ای که دیدمت... ♪

256
00:21:13,966 --> 00:21:18,133
‫♪ یه آتیش رو درونم روشن کردی ♪

257
00:21:18,758 --> 00:21:22,591
‫♪ لحظه‌ای که دیدمت... ♪

258
00:21:23,383 --> 00:21:27,508
‫♪ یه آتیش رو درونم روشن کردی ♪

259
00:21:44,800 --> 00:21:47,925
‫♪ حتی اگه چشم‌هام... ♪

260
00:21:48,425 --> 00:21:51,091
‫♪ زیر ستاره‌ها بسته بشن، ♪

261
00:21:52,216 --> 00:21:56,258
‫♪ نمی‌سوزم، حتی اگه قلبم بسوزه، ♪

262
00:21:56,425 --> 00:22:00,008
‫♪ حتی اگه مرگ جلوم رو بگیره، ♪

263
00:22:00,550 --> 00:22:03,841
‫♪ حتی اگه چشم‌هام... ♪

264
00:22:04,341 --> 00:22:08,300
‫♪ زیر ستاره‌ها بسته بشن... ♪

265
00:22:13,550 --> 00:22:15,466
‫زود باش جواهر، ما هم بهتره بریم.

266
00:22:16,966 --> 00:22:18,925
‫باشه عزیزم، یه کاری واسه رپرتوار می‌کنیم.
‫نگران نباش.

267
00:22:19,008 --> 00:22:20,508
‫- حلمی.
‫- بله ملکه‌ی من.

268
00:22:20,675 --> 00:22:21,675
‫ببین حلمی.

269
00:22:21,800 --> 00:22:25,216
‫اگه این دختره از شب اول بخواد
‫به میزها سر نزنه،

270
00:22:25,341 --> 00:22:27,508
‫من هم به هیچ میزی سر نمی‌زنم، گفته باشم.

271
00:22:27,841 --> 00:22:29,425
‫چیه این دختره خیلی خاصه؟

272
00:22:30,091 --> 00:22:31,758
‫من تنها جنده‌ی این کلوپم؟

273
00:22:32,633 --> 00:22:35,091
‫چی داری میگی؟ اینطوری نیست ملکه‌ی من.

274
00:22:35,300 --> 00:22:37,758
‫خودت که گفتی. شب اولشه،
‫بهش عادت می‌کنه.

275
00:22:37,841 --> 00:22:39,966
‫این با من. حلش می‌کنم. نگرانش نباش.

276
00:22:40,050 --> 00:22:43,591
‫تو ستاره‌ی منی. برو جمعیت رو جمع کن.

277
00:22:43,758 --> 00:22:46,258
‫- زود باشید دخترها، سرحال باشید، سرحال.
‫- باشه حلمی، اومدم.

278
00:22:48,550 --> 00:22:51,508
‫خب؟ نظرت در مورد اجرام چی بود؟

279
00:22:53,175 --> 00:22:54,591
‫من خیلی سر در نمیارم.

280
00:22:54,758 --> 00:22:58,216
‫خب، چی رو می‌خوای سر در بیاری؟
‫صدای من خوبه یا نه؟

281
00:22:59,633 --> 00:23:01,383
‫مثل خواننده‌های توی آهنگ‌هاست.

282
00:23:02,758 --> 00:23:04,508
‫فکر کنم تو هم یه آهنگ داشته باشی.

283
00:23:10,508 --> 00:23:12,508
‫این روزها آهنگ ضبط کردن کار آسونی نیست.

284
00:23:13,300 --> 00:23:15,383
‫ولی امیدوارم که یه روز یه دونه ضبط کنم.
‫درسته داداش؟

285
00:23:15,466 --> 00:23:18,716
‫پس حالا باید یه فکری واسه عشقت
‫به ضبط آهنگ بکنیم. خدایا!

286
00:23:18,883 --> 00:23:20,133
‫چرا که نه؟

287
00:23:28,800 --> 00:23:30,258
‫خب، دیگه چی شده؟

288
00:23:32,050 --> 00:23:33,050
‫عثمان میگه که...

289
00:23:33,883 --> 00:23:36,716
‫این مزایده رو ببر بعدش هرکاری خواستی می‌کنم.

290
00:23:38,091 --> 00:23:39,133
‫بیا داخل.

291
00:23:40,758 --> 00:23:42,716
‫خوش اومدی جواهر. بشین داداش.

292
00:23:43,425 --> 00:23:46,258
‫دوغان تقریباً همه‌ی مزایده‌های شش ماه اخیر رو
‫برنده شده.

293
00:23:47,008 --> 00:23:49,341
‫و حاضر نیست این یکی به کس دیگه‌ای برسه.

294
00:23:49,425 --> 00:23:50,675
‫برنامه‌ات چیه؟

295
00:23:50,758 --> 00:23:54,300
‫می‌خوام اول بقیه رو راضی کنم
‫بعدش کار دوگان رو بسازم.

296
00:23:55,300 --> 00:23:56,341
‫تبریک میگم داداش.

297
00:23:56,508 --> 00:23:58,466
‫هیچکس نمی‌خواد جلوی دوغان وایسه.

298
00:24:00,008 --> 00:24:01,883
‫بعد حتی اگه با هم همکاری کنیم
‫و رقم‌مون رو افزایش بدیم،

299
00:24:01,966 --> 00:24:03,966
‫نمی‌تونیم دوغان رو مجبور کنیم که
‫بیخیال بشه سیفی.

300
00:24:04,050 --> 00:24:06,883
‫اگه نقشه‌ی دیگه‌ای دارید،
‫بیاید اون کار رو بکنیم رفقا.

301
00:24:13,716 --> 00:24:17,008
‫بچه‌ها، از امروز صبح فقط کار کردیم.

302
00:24:17,675 --> 00:24:19,883
‫خیلی وقته که درست و حسابی خوش نگذروندیم.

303
00:24:20,841 --> 00:24:24,300
‫بیاید امشب بریم کلوپ اورن.
‫یه دختر جدید اومده به اسم خدیجه.

304
00:24:24,716 --> 00:24:26,508
‫میگن خیلی خوشگله.

305
00:24:28,091 --> 00:24:29,216
‫باشه، بریم.

306
00:24:30,966 --> 00:24:33,633
‫ببین عزیزم، دخترها کم کم دارن شاکی میشن.

307
00:24:34,341 --> 00:24:38,466
‫من فقط دارم میگم که من نمی‌تونم همه رو
‫فقط واسه یه نفر از دست بدم، یادت باشه.

308
00:24:39,925 --> 00:24:42,841
‫ولی تو بهم قول دادی.
‫گفتی من فقط می‌خونم.

309
00:24:43,591 --> 00:24:47,716
‫قول دادم ولی هرجایی قانون خودش رو داره.

310
00:24:47,883 --> 00:24:50,758
‫قوانین نانوشته دخترم.
‫نمیگم که با کسی صمیمی بشی.

311
00:24:50,841 --> 00:24:54,550
‫بشین سر میز، یه ذره باهاشون نوشیدنی بخور.
‫بعدش یه عذری بیار و برو.

312
00:24:57,216 --> 00:24:58,300
‫فهمیدم.

313
00:24:58,466 --> 00:25:01,800
‫پس قضیه حل شد.
‫ببین چقدر قشنگ حلش کردیم.

314
00:25:02,341 --> 00:25:06,216
‫حتماً باید لبخند بزنی. این راز کار ماست.
‫لبخند زدن.

315
00:25:06,383 --> 00:25:07,466
‫برو و باعث افتخارم شو.

316
00:25:07,883 --> 00:25:12,216
‫دارم برات واسه هفته‌ی بعد یه لباس
‫آماده می‌کنم، یه گل بزرگ روی شونه‌اش داره.

317
00:25:12,383 --> 00:25:14,133
‫مثل سر یه شتر می‌مونه. باعث افتخارم شو.

318
00:25:15,607 --> 00:25:18,066
‫دخترها، بیاید، 15 دقیقه‌ی آخره.
‫زود باشید.

319
00:25:18,091 --> 00:25:19,466
‫ما آماده‌ایم حلمی.

320
00:25:22,716 --> 00:25:23,800
‫درسته.

321
00:25:24,633 --> 00:25:26,425
‫هیچکس نمی‌تونه به زور نگهت داره.

322
00:25:26,800 --> 00:25:28,466
‫می‌تونی یه عذری بیاری و بری.

323
00:25:39,800 --> 00:25:42,008
‫این به افتخار اومدن جواهر به استانبوله.

324
00:25:43,175 --> 00:25:45,008
‫- خوش اومدی جواهر.
‫- ممنونم.

325
00:25:45,341 --> 00:25:49,966
‫♪ به‌ها شکوفه دادن، تابستون نزدیکه؟ ♪

326
00:25:50,716 --> 00:25:54,341
‫خب بالتالی؟ دختره چطوره؟
‫همونطوره که گفتم، مگه نه؟

327
00:25:54,633 --> 00:25:56,508
‫جمال، تو کارت واقعاً خوبه.

328
00:25:57,175 --> 00:25:58,841
‫من جایی نمی‌خوابم که آب زیر بره پسرم.

329
00:25:58,925 --> 00:26:01,341
‫من 50هزارتا میدم پیش‌مون بشینه.

330
00:26:01,508 --> 00:26:03,258
‫تو هستی؟ تاس بریزیم؟

331
00:26:03,425 --> 00:26:05,508
‫پسر، یه میلیون هم بگی هستم.

332
00:26:05,675 --> 00:26:07,925
‫سیفی، نظرت چیه؟

333
00:26:08,091 --> 00:26:11,175
‫محض رضای خدا.
‫من رو وارد این جریان نکنید آقایون.

334
00:26:16,675 --> 00:26:17,675
‫بله آقا؟

335
00:26:17,800 --> 00:26:18,883
‫تاس رو بیار پسرم.

336
00:26:23,258 --> 00:26:25,216
‫داداش، واسه چی دارن تاس می‌ریزن؟

337
00:26:26,341 --> 00:26:29,050
‫که تصمیم بگیرن خواننده کنار کی بشینه.

338
00:26:29,216 --> 00:26:30,800
‫اگه خواننده نیاد چی میشه؟

339
00:26:31,133 --> 00:26:32,258
‫مجبوره بیاد.

340
00:26:33,091 --> 00:26:34,175
‫قانون اینجا اینه.

341
00:26:45,883 --> 00:26:47,550
‫چی شده، چرا تو خودتی؟

342
00:26:49,550 --> 00:26:52,091
‫داداش، من این دختره رو می‌شناسم.
‫خواهر دوست منه.

343
00:26:53,216 --> 00:26:54,091
‫بفرمایید آقا.

344
00:26:54,258 --> 00:26:55,841
‫- ایناهاش.
‫- بده‌اش به من.

345
00:26:57,300 --> 00:26:58,300
‫بنداز.

346
00:27:01,966 --> 00:27:03,841
‫واسه اون تاس ریختن بچه‌ها.

347
00:27:04,758 --> 00:27:07,050
‫جواهر از وقتی این جریان رو شنیده ناراحته.

348
00:27:07,216 --> 00:27:08,425
‫همینه پسر!

349
00:27:08,591 --> 00:27:10,425
‫اونطوری نه. من فقط می‌شناسمش.

350
00:27:10,591 --> 00:27:12,383
‫سیفی، برادرت زود راه میفته.

351
00:27:12,466 --> 00:27:14,383
‫به هر حال بچه‌ها. بیاید لذت ببریم.
‫زود باشید.

352
00:27:15,800 --> 00:27:20,175
‫بعد از یه استراحت کوتاه، با آهنگ‌های جدید
‫در کنار هم خواهیم بود.

353
00:27:26,550 --> 00:27:27,633
‫بیا اینجا قشنگ جان.

354
00:27:27,800 --> 00:27:30,591
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- بشین سر میزمون و خوشحال‌مون کن.

355
00:27:30,758 --> 00:27:33,258
‫داری چیکار می‌کنی آقا؟
‫لطفاً دستم رو ول کن.

356
00:27:34,008 --> 00:27:35,758
‫دختره گفت نه، حالیت نیست؟

357
00:27:44,383 --> 00:27:46,966
‫دیشب جواهر اومد. داستان درست کرد.

358
00:27:48,175 --> 00:27:49,258
‫چه داستانی؟

359
00:27:50,300 --> 00:27:52,758
‫یه مردی می‌خواست باهام حرف بزنه
‫و اون کتکش زد.

360
00:27:56,216 --> 00:27:57,591
‫اون مَرده می‌خواست راجع به چی حرف بزنه؟

361
00:27:57,675 --> 00:28:00,425
‫نمی‌دونم داداش.
‫اصلاً بهش فرصت نداد.

362
00:28:01,258 --> 00:28:04,591
‫حتماً اون پسره به نظرش یه مشکلی داشته.

363
00:28:05,300 --> 00:28:07,300
‫خب، نمی‌دونم اینطوری بود یا نه.

364
00:28:07,758 --> 00:28:09,675
‫مردونگی‌تون رو واسه خودتون نگه دارید، باشه؟

365
00:28:10,300 --> 00:28:12,258
‫ببین، اگه من به خاطر این مسئله
‫این کار رو از دست بدم، من دیگه...

366
00:28:12,341 --> 00:28:14,716
‫تو رو برادر خودم نمی‌دونم.

367
00:28:14,800 --> 00:28:19,091
‫اه خدیجه، حالا انگار کار خیلی مهمی داری.
‫دنبال یه بهانه‌ای استعفا بدی.

368
00:28:19,216 --> 00:28:21,466
‫می‌دونی که این کسب و کار به صلاح‌مون نیست.

369
00:28:21,550 --> 00:28:23,175
‫می‌دونم. می‌دونم داداش.

370
00:28:23,966 --> 00:28:27,925
‫ولی این رو هم می‌دونم اگه بخوام
‫آهنگ بدم بیرون، باید توی کلوپ‌ها شناخته بشم.

371
00:28:28,008 --> 00:28:31,216
‫وگرنه هیچکس به خاطر قیافه‌ی خوبم
‫برام آهنگ نمی‌سازه.

372
00:28:32,091 --> 00:28:36,716
‫بعد تو میگی این کسب و کار به صلاح‌مون نیست،
‫پس چرا این همه ساله دنبال یه خواننده‌ای؟

373
00:28:37,758 --> 00:28:39,341
‫عصبانیم نکن خدیجه.

374
00:28:39,966 --> 00:28:42,300
‫عصبانیم نکن. این فرق می‌کنه.

375
00:28:44,050 --> 00:28:46,591
‫وقتی تو موافق نیستی، میگی فرق می‌کنه.

376
00:28:58,341 --> 00:28:59,466
‫آهای! دختر.

377
00:29:01,216 --> 00:29:02,341
‫بهم نگاه کن.

378
00:29:04,091 --> 00:29:05,091
‫خدیجه.

379
00:29:09,175 --> 00:29:10,925
‫تو همه چیز من توی این زندگی‌ای.

380
00:29:13,341 --> 00:29:17,550
‫اگه کسی یه مو از سرت کم کنه،
‫دنیا رو آتیش می‌زنم، می‌دونی، درسته؟

381
00:29:21,175 --> 00:29:22,758
‫می‌دونم داداش، می‌دونم.

382
00:29:24,133 --> 00:29:26,966
‫ولی می‌دونی کاری نمی‌کنم که بی‌آّبرو بشی،
‫خودت می‌دونی.

383
00:29:28,883 --> 00:29:30,341
‫دیگه هم بچه نیستم.

384
00:29:36,716 --> 00:29:37,841
‫من خیلی خوبم مامان.

385
00:29:38,008 --> 00:29:40,716
‫به محض این که رسیدم کارم رو توی کافه‌ی سیفی
‫شروع کردم.

386
00:29:41,633 --> 00:29:45,008
‫گفت خوشحالم اومدی. نمی‌ذارم برگردی.

387
00:29:46,550 --> 00:29:49,550
‫یه دختر واسه خودت پیدا کن،
‫که ببینم ازدواج کردی.

388
00:29:49,716 --> 00:29:50,716
‫کدوم دختر مامان؟

389
00:29:51,591 --> 00:29:53,841
‫تو از دخترهای شهر خوشت نمیاد.

390
00:29:54,008 --> 00:29:56,300
‫اگه تو خوشحال باشی هرکسی باشه
‫من ازش خوشم میاد.

391
00:29:56,841 --> 00:29:59,925
‫بسیار خب. خدا حفظت کنه پسرم.

392
00:30:05,675 --> 00:30:06,925
‫کارمون تمومه!

393
00:30:09,633 --> 00:30:13,383
‫عزیزم، پادشاه کلوپ‌ها آریف هوشگور اومده
‫که به صدات گوش کنه.

394
00:30:14,050 --> 00:30:16,341
‫خودت رو نشون بده، باشه؟
‫استرس نداشته باش، آروم باش.

395
00:30:16,508 --> 00:30:19,883
‫می‌تونم اسمت رو روی چراغ‌های نئون
‫بزرگ‌ترین کلوپ استانبول تصور کنم.

396
00:30:20,050 --> 00:30:21,508
‫جمعیت رو جمع کنید. زود باشید.

397
00:30:21,675 --> 00:30:22,675
‫زود باشید دخترها.

398
00:30:45,091 --> 00:30:51,216
‫من وقتی چشم‌های قشنگت رو دیدم عاشق‌شون شدم،

399
00:30:52,258 --> 00:30:55,050
‫من کس دیگه‌ای رو نمی‌خوام،

400
00:30:55,966 --> 00:30:58,466
‫چشم من روی توئه،

401
00:31:06,300 --> 00:31:07,383
‫بله رئیس آریف؟

402
00:31:08,758 --> 00:31:10,008
‫اون مرد جوون کیه؟

403
00:31:10,508 --> 00:31:12,216
‫خودشه، برادر سیفی.

404
00:31:13,050 --> 00:31:14,258
‫صداش کن بیاد.

405
00:31:14,966 --> 00:31:15,966
‫هرچی امر کنید.

406
00:31:20,175 --> 00:31:21,425
‫شب بخیر، خوش اومدید.

407
00:31:21,591 --> 00:31:23,883
‫- سلام.
‫- رئیس آریف به میزشون دعوت‌تون کردن.

408
00:31:24,383 --> 00:31:25,466
‫رئیس آریف؟

409
00:31:25,633 --> 00:31:28,883
‫اون آقایی که روی میز جلویی نشسته.
‫ممنون میشم برید.

410
00:31:39,050 --> 00:31:42,466
‫شب بخیر، ما غریبه نیستیم.
‫بشین جوون.

411
00:31:44,091 --> 00:31:45,883
‫شنیدم تو برادر سیفی هستی.

412
00:31:50,175 --> 00:31:51,175
‫بله آقا.

413
00:31:51,508 --> 00:31:52,800
‫تو می‌دونی من کی هستم؟

414
00:31:52,966 --> 00:31:54,050
‫نه نمی‌دونم.

415
00:31:54,216 --> 00:31:58,091
‫آریف هوشگور. پادشاه کلوپ‌ها آریف هم
‫صدام می‌کنن.

416
00:31:58,925 --> 00:32:00,258
‫اسم تو چیه؟

417
00:32:00,425 --> 00:32:02,258
‫جواهر. جواهر پاشااغلو.

418
00:32:02,425 --> 00:32:06,383
‫ببین جواهر، شنیدم چند شب پیش
‫اتفاق ناراحت کننده‌ای افتاده.

419
00:32:07,675 --> 00:32:08,966
‫ما خیلی سیفی رو دوست داریم.

420
00:32:10,091 --> 00:32:12,883
‫تو رو هم دوست به خاطر سیفی دوست داریم.

421
00:32:13,800 --> 00:32:17,466
‫ولی ما توی کلوپ‌مون دعوا نمی‌کنیم
‫و مزاحمت به وجود نمی‌آریم.

422
00:32:18,383 --> 00:32:19,966
‫وگرنه کی می‌اومد اینجا؟

423
00:32:20,800 --> 00:32:26,050
‫ببین جواهر. بیا اینجا و غذا بخور،
‫هرطور خواستی خوش بگذرون.

424
00:32:26,216 --> 00:32:31,050
‫ولی دیگه دردسر درست نکن.

425
00:32:32,883 --> 00:32:33,925
‫باشه؟

426
00:32:37,800 --> 00:32:39,966
‫- باشه.
‫- یه بشقاب واسه این جوون بیارید.

427
00:32:40,341 --> 00:32:41,675
‫- بله آقا.
‫- ممنونم.

428
00:32:43,341 --> 00:32:44,550
‫شما راحت باشید.

429
00:32:45,675 --> 00:32:48,508
‫ببخشید. من برمی‌گردم سر میزم.

430
00:33:03,675 --> 00:33:10,508
‫من کس دیگه‌ای رو نمی‌خوام،
‫چشم من روی توئه.

431
00:33:11,133 --> 00:33:12,341
‫زود باش.

432
00:33:18,550 --> 00:33:20,633
‫آفرین پسر، بیا!

433
00:33:36,925 --> 00:33:38,966
‫اونطوری نیست، اینطوریه.

434
00:34:01,800 --> 00:34:03,675
‫تو از من چی می‌خوای آخه؟

435
00:34:03,758 --> 00:34:05,716
‫تو از من چی می‌خوای؟

436
00:34:05,883 --> 00:34:07,591
‫کارم رو به خاطر تو از دست دادم.

437
00:34:07,758 --> 00:34:11,675
‫واسه چی یه بطری روی سر یکی می‌شکونی؟
‫تو چجور وحشی‌ای هستی؟

438
00:34:11,841 --> 00:34:12,841
‫خب...

439
00:34:13,550 --> 00:34:15,883
‫وقتی اون مرد از حدش فراتر رفت
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.

440
00:34:15,966 --> 00:34:18,008
‫بعد فکر کردم به خاطر این که بهم نگاه کردی
‫ازم کمک می‌خوای.

441
00:34:18,091 --> 00:34:19,383
‫چه کمکی پسر؟

442
00:34:19,550 --> 00:34:23,800
‫چه کمکی؟ نگاهت کردم و مونده بودم
‫این روانی باز می‌خواد چیکار کنه.

443
00:34:23,966 --> 00:34:25,841
‫بعد از حدش فراتر رفت چیکار کرده بود؟

444
00:34:27,466 --> 00:34:29,258
‫من واقعا نمی‌خواستم این اتفاق بیفته.

445
00:34:29,966 --> 00:34:32,133
‫نمی‌خواستی این اتفاق بیفته؟
‫تو کدوم خری هستی؟

446
00:34:32,300 --> 00:34:36,008
‫تو کی هستی دیگه؟
‫عشقمی؟ شوهرمی؟

447
00:34:36,175 --> 00:34:39,008
‫تو کی هستی؟ تو کدوم خری هستی لعنتی؟

448
00:35:16,175 --> 00:35:18,091
‫فهمیدم، فهمیدم.

449
00:35:21,550 --> 00:35:22,675
‫خب.

450
00:35:22,841 --> 00:35:24,508
‫همه‌شون کشیدن کنار ولی...

451
00:35:24,675 --> 00:35:27,133
‫هیچکس نمی‌خوای جلوی دوغان یایلاجی وایسه.

452
00:35:29,716 --> 00:35:31,008
‫پس بیا امشب همدیگه رو ببینیم.

453
00:35:32,175 --> 00:35:33,841
‫خب، باید تصمیم بگیریم.

454
00:35:35,550 --> 00:35:37,216
‫ممنونم، ممنونم.

455
00:35:46,175 --> 00:35:47,633
‫این مسئله‌ی کلوپ چیه؟

456
00:35:49,925 --> 00:35:51,466
‫بازم به خاطر اون دختره‌ست، مگه نه؟

457
00:35:53,925 --> 00:35:55,800
‫تو عاشق این دختره شدی پسرم؟

458
00:35:55,966 --> 00:35:57,758
‫نه داداش. اینطوری نیست.

459
00:35:57,925 --> 00:36:02,258
‫اگه عاشق نشدی، پس واسه چی همه‌اش
‫به خاطر اون دعوا راه می‌اندازی؟

460
00:36:02,425 --> 00:36:04,800
‫دارن مجبورش می‌کنن برن روی صحنه؟

461
00:36:05,675 --> 00:36:08,841
‫- نتونستم جلوی خودم رو بگیرم داداش.
‫- منظورت چیه که نتونستی؟

462
00:36:08,925 --> 00:36:10,216
‫مجبوری بگیری!

463
00:36:10,383 --> 00:36:12,383
‫اگه نمی‌تونی، پس دیگه نرو اونجا.

464
00:36:13,800 --> 00:36:17,258
‫اومدی اینجا که توی کارم بهم کمک کنی؟

465
00:36:17,425 --> 00:36:19,925
‫یا همینی که هست رو خراب کنی؟

466
00:36:35,300 --> 00:36:37,341
‫تا یه جایی صبوری می‌کنن جواهر.

467
00:36:37,841 --> 00:36:40,258
‫به خاطر سیفی تا یه جایی پیش میرن.

468
00:36:43,300 --> 00:36:45,091
‫آریف نصف شب بهم زنگ زد.

469
00:36:45,175 --> 00:36:47,883
‫نمی‌دونستم بهش چی بگم.
‫این یه شوخیه؟

470
00:36:53,633 --> 00:36:57,550
‫واسه پس فردا برات بلیط گرفتم.
‫قراره برگردی روستا.

471
00:36:58,341 --> 00:36:59,341
‫روستا؟

472
00:37:03,300 --> 00:37:06,550
‫داداش، یه کار دیگه بهم بده.
‫ولی برم نگردون روستا.

473
00:37:06,633 --> 00:37:08,091
‫هیچ مخالفتی رو قبول نمی‌کنم.

474
00:37:08,758 --> 00:37:11,216
‫اینجا استانبوله، اگه باهوش نباشی
‫نمی‌تونی اینجا زنده بمونی.

475
00:37:11,300 --> 00:37:12,300
‫تموم شد.

476
00:37:18,175 --> 00:37:20,841
‫نمی‌خواستم باعث بشم خدیجه کارش رو
‫از دست بده،

477
00:37:22,633 --> 00:37:25,716
‫اما نمی‌تونستم همینطوری بشینم و
‫اون مردها هر غلطی خواستن بکنم.

478
00:37:26,883 --> 00:37:30,425
‫یه لحظه با خودم فکر کردم، ولش کن،
‫فقط بلند شو و برو.

479
00:37:30,925 --> 00:37:34,175
‫بعد از خودم پرسیدم،
‫تو چطور مردی هستی دیگه؟

480
00:37:35,758 --> 00:37:37,258
‫ای کاش نمی‌رفتم اونجا.

481
00:37:39,175 --> 00:37:40,716
‫من باعث شدم خدیجه کارش رو از دست بده،

482
00:37:41,550 --> 00:37:44,091
‫سیفی هم داره برم می‌گردونه به روستا.

483
00:37:44,258 --> 00:37:48,133
‫جواهر، اگه من هم به جای تو می‌بودم
‫همین کار رو می‌کردم داداش.

484
00:37:49,425 --> 00:37:51,050
‫حتی ازت ممنون هم هستم.

485
00:37:53,883 --> 00:37:56,966
‫حتی اگه الان مشکلی پیش نمی‌اومد،
‫مشخصه که به زودی پیش اومد.

486
00:37:57,966 --> 00:38:00,133
‫من ساکت موندم که انگیزه‌ی خدیجه رو نگیرم.

487
00:38:02,258 --> 00:38:06,175
‫در مورد اون یکی مسئله هم، اگه کاری
‫از دست من برمیاد، خوشحال میشم انجام بدم.

488
00:38:10,508 --> 00:38:12,383
‫چیزی از کسی به نام دوغان یایلاجی شنیدی؟

489
00:38:12,466 --> 00:38:13,591
‫آره، شنیدم.

490
00:38:14,383 --> 00:38:16,425
‫اون مالک هولدینگ یایلاجیه. چرا؟

491
00:38:31,258 --> 00:38:32,300
‫- بفرمایید.
‫- ممنونم.

492
00:38:32,383 --> 00:38:33,383
‫از شما هم ممنونم.

493
00:38:43,300 --> 00:38:44,633
‫سلام آقا.

494
00:38:44,800 --> 00:38:45,800
‫بله؟

495
00:38:47,091 --> 00:38:48,716
‫ما می‌خوایم آقای یایلاجی رو ببینیم.

496
00:38:48,883 --> 00:38:51,133
‫قرار ملاقات دارید؟ اسم‌تون چیه؟

497
00:38:51,925 --> 00:38:54,091
‫عجله داشتیم و فراموش کردیم وقت بگیریم.

498
00:38:54,175 --> 00:38:57,133
‫من برادر سیفی آلایبی هستم.
‫اومدیم یه عرض ادبی بکنیم.

499
00:38:57,216 --> 00:38:58,216
‫بذارید باهاش تماس بگیرم.

500
00:39:04,341 --> 00:39:07,633
‫سیبل، برادر سیفی آلایبی می‌خواد
‫آقای یایلاجی رو ببینه.

501
00:39:08,758 --> 00:39:09,925
‫بسیار خب.

502
00:39:11,258 --> 00:39:12,466
‫منتظرتون هستن.

503
00:39:12,633 --> 00:39:15,050
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

504
00:39:29,758 --> 00:39:32,425
‫ما رو فراموش کرده؟ میشه دوباره بهش
‫یادآوری کنی؟

505
00:39:32,508 --> 00:39:34,216
‫هنوز مهمون‌هاشون نرفتن آقا.

506
00:39:40,883 --> 00:39:42,216
‫به نظرم همینطوره آقا.

507
00:39:45,466 --> 00:39:48,175
‫- می‌تونیم بریم داخل؟
‫- نه آقا، بهتون خبر میدن.

508
00:39:53,216 --> 00:39:54,550
‫خدایا!

509
00:40:03,925 --> 00:40:05,258
‫بسیار خب آقا.

510
00:40:07,716 --> 00:40:09,758
‫می‌تونید برید داخل. منتظرتون هستن.

511
00:40:10,341 --> 00:40:11,466
‫خیلی ممنونم.

512
00:40:20,716 --> 00:40:21,800
‫بیاید داخل.

513
00:40:30,925 --> 00:40:32,508
‫کدوم‌تون برادر سیفیه؟

514
00:40:32,591 --> 00:40:34,008
‫من آقا.

515
00:40:34,175 --> 00:40:36,633
‫من رو بزرگم کرده. اون مثل برادرمه.

516
00:40:36,800 --> 00:40:37,925
‫دوستم صباح‌الدین.

517
00:40:40,050 --> 00:40:42,841
‫من خیلی ساله که سیفی رو می‌شناسم.

518
00:40:43,841 --> 00:40:46,258
‫اولین باری که به استانبول اومد رو یادمه.

519
00:40:46,925 --> 00:40:48,175
‫سریع پیشرفت می‌کرد.

520
00:40:49,175 --> 00:40:52,008
‫- حالش چطوره، خوبه؟
‫- خوبه، براتون آرزوی سلامتی دارن.

521
00:40:52,675 --> 00:40:54,091
‫بهشون سلام‌تون رو می‌رسونم.

522
00:40:54,258 --> 00:40:58,258
‫حتماً به خاطر یه مسئله‌ای اومدید.

523
00:41:01,133 --> 00:41:02,675
‫زود باشید، بگید.

524
00:41:02,841 --> 00:41:06,133
‫ما ازتون یه درخواستی داشتیم.
‫در مورد مزایده‌ی فردا.

525
00:41:06,300 --> 00:41:08,091
‫اگه شما قیمت اعلام نکنید،

526
00:41:08,258 --> 00:41:13,341
‫توی مزایده‌ها و کارهای بعدی،
‫توی کمک بهتون تردید نمی‌کنیم.

527
00:41:14,300 --> 00:41:17,466
‫ما فکر می‌کنیم این فرصت خوبی
‫برای رفاقت‌مونه.

528
00:41:17,633 --> 00:41:21,133
‫آره، آره. همینطور فکر می‌کنیم.

529
00:41:24,133 --> 00:41:25,550
‫دیوونه شدی رفیق؟

530
00:41:26,508 --> 00:41:27,841
‫عقل‌تون رو از دست دادید؟

531
00:41:28,633 --> 00:41:32,216
‫داری ازم می‌خوای که مزایده‌ای که
‫میلیون‌ها دلار ارزش داره رو ول کنم واسه شما؟

532
00:41:32,716 --> 00:41:33,925
‫می‌خواید چیکار کنید؟

533
00:41:35,258 --> 00:41:36,966
‫ازم حمایت کنید؟

534
00:41:38,216 --> 00:41:39,258
‫شما کدوم خری هستید؟

535
00:41:39,758 --> 00:41:41,258
‫شما کی هستید؟

536
00:41:42,466 --> 00:41:45,050
‫سیفی خودش جرئتش رو نداره و...

537
00:41:45,216 --> 00:41:46,633
‫بچه‌هاش رو می‌فرسته پیش من؟

538
00:41:47,675 --> 00:41:49,675
‫این مزایده مال منه!

539
00:41:51,091 --> 00:41:53,091
‫این رو به برادر عزیزت بگو.

540
00:41:55,883 --> 00:41:56,883
‫بسیار خب.

541
00:41:57,508 --> 00:42:00,550
‫اینا خبر ندارن.

542
00:42:02,258 --> 00:42:04,925
‫یه پل آپوی مرحومی هست.

543
00:42:06,300 --> 00:42:11,425
‫اون آدم‌هایی مثل این رو یا با اعتبارش
‫مجازات می‌کرد،

544
00:42:12,550 --> 00:42:16,591
‫یا می‌بست‌شون به یه تیرک و می‌زدشون،

545
00:42:18,341 --> 00:42:21,341
‫یا... خودتون می‌دونید.

546
00:42:22,966 --> 00:42:27,050
‫برادر این یکی، سیفی، وقتی اومد استانبول...

547
00:42:28,216 --> 00:42:29,758
‫جلوی همه وایساد.

548
00:42:30,341 --> 00:42:32,050
‫به آدم درستی برخورد نکرد.

549
00:42:32,133 --> 00:42:34,216
‫آخرش رسید به آپو.

550
00:42:35,050 --> 00:42:36,216
‫بعدش چه اتفاقی افتاد؟

551
00:42:36,966 --> 00:42:38,716
‫من جزئیاتش رو نمی‌دونم ولی...

552
00:42:40,716 --> 00:42:44,675
‫هروقت برادرش، سیفی، پل آپو رو می‌دید...

553
00:42:46,133 --> 00:42:47,591
‫مسیرش رو عوض می‌کرد.

554
00:42:52,841 --> 00:42:57,175
‫بهش بگو دوغان از طرف پل بهت سلام رسوند.

555
00:42:58,133 --> 00:42:59,633
‫خیلی خوب منظورم رو می‌فهمه.

556
00:43:11,591 --> 00:43:13,091
‫تو برق‌کاری، درسته؟

557
00:43:13,800 --> 00:43:14,883
‫آره.

558
00:44:02,966 --> 00:44:05,175
‫اونا نکشتنش. زنده آویزونش زدن.

559
00:44:23,675 --> 00:44:29,300
‫[تاجر معروف در حالی که وسط شهر
‫آویزان شده بود پیدا شد.]

560
00:44:29,966 --> 00:44:32,841
‫سیفی آلایبی،
‫شما باهامون باهامون بیاید پاسگاه.

561
00:44:34,383 --> 00:44:36,091
‫چیه جناب سروان؟ چرا؟

562
00:44:36,841 --> 00:44:38,508
‫توی پاسگاه می‌فهمید.

563
00:44:40,925 --> 00:44:43,925
‫مطمئنم یه سوءتفاهمی پیش اومده،
‫ولی باشه بریم.

564
00:44:49,841 --> 00:44:54,050
‫امروز صبح، دوغان یایاجی رو با لباس زیر
‫در حالی که به یه تیر چراغ بسته بودنش پیدا کردن.

565
00:44:55,133 --> 00:44:56,758
‫از ترس زبونش بند اومده.

566
00:44:57,133 --> 00:45:00,050
‫حتی اگه بتونه حرف بزنه،
‫فکر نمی‌کنم بتونه چیز زیادی بگه.

567
00:45:00,216 --> 00:45:05,383
‫این که نتونسته برای مزایده قیمت بده حتما
‫به شما و عثمان به طور غیرمستقیم کمک کرده.

568
00:45:06,091 --> 00:45:07,008
‫چیزی برای گفتن دارید؟

569
00:45:07,175 --> 00:45:08,675
‫درست می‌گید کاپیتان، ولی...

570
00:45:10,716 --> 00:45:12,758
‫من راستش به خاطر دوغان متاسفم.

571
00:45:12,925 --> 00:45:15,591
‫ولی انگار این مزایده قسمت ما بوده.
‫چی می‌تونم بگم؟

572
00:45:16,966 --> 00:45:18,300
‫پسرم، بیا اینجا.

573
00:45:21,716 --> 00:45:23,633
‫- اون دوتا رو بیار داخل.
‫- بسیار خب کاپیتان.

574
00:45:28,091 --> 00:45:29,091
‫برو اونجا.

575
00:45:36,383 --> 00:45:37,716
‫اینا آدم‌های شمان؟

576
00:45:41,258 --> 00:45:43,008
‫آدم‌های من نیستن کاپیتان.

577
00:45:43,175 --> 00:45:44,508
‫جواهر اهل روستای منه.

578
00:45:46,050 --> 00:45:49,216
‫به خاطر این که توی روستا به دردی نمی‌خورد،
‫فرستادنش پیش من.

579
00:45:49,466 --> 00:45:51,758
‫اینجا هم براش سخته که به یه کاری بیاد.

580
00:45:52,050 --> 00:45:55,216
‫به خاطر همین می‌خواستم فردا برش گردونم روستا.

581
00:45:55,591 --> 00:45:57,175
‫این یکی رو هم نمی‌شناسم.

582
00:45:58,966 --> 00:46:02,800
‫این دوتا دیروز رفتن پیش دوغان.

583
00:46:04,633 --> 00:46:07,091
‫بعد از این که از دفترش رفتن،
‫دوغان گفته...

584
00:46:07,258 --> 00:46:11,425
‫پس سیفی با بی‌شرمی بچه‌هاش رو می‌فرسته
‫پیش من،

585
00:46:11,591 --> 00:46:12,883
‫با صدای بلند.

586
00:46:13,508 --> 00:46:18,508
‫طبق اظهارات دربان، این دوتا رفتن اونجا
‫که از طرف شما عرض ادب کنن.

587
00:46:20,341 --> 00:46:23,258
‫خب کاپیتان، من از این مسئله خبر ندارم.

588
00:46:25,383 --> 00:46:29,008
‫به هر حال که عقلم رو از دست ندادم که
‫اون دوتا رو بفرستم با دوغان حرف بزنن.

589
00:46:29,841 --> 00:46:31,508
‫جواهر ادب درستی نداره.

590
00:46:32,883 --> 00:46:35,550
‫فکر نمی‌کنم این یکی هم باهاش فرقی بکنه.

591
00:46:35,925 --> 00:46:39,341
‫آویزون کردن دوغان وسط استانبول
‫کاری نیست که از دست اونا بربیاد.

592
00:46:40,050 --> 00:46:42,550
‫ما هم همچین کاری رو نمی‌کنیم.

593
00:46:43,216 --> 00:46:47,091
‫منم همین فکر رو می‌کردم.
‫خواستم بیاید اینجا تا مطمئن بشم.

594
00:46:47,716 --> 00:46:49,633
‫از اینا تعهد بگیر و بذار فعلاً برن.

595
00:46:51,216 --> 00:46:52,216
‫از این طرف.

596
00:46:58,800 --> 00:47:01,883
‫آویزون شدن دوغان از یه تیر چراغ برق
‫وسط استانبول...

597
00:47:03,758 --> 00:47:05,175
‫نمی‌فهمم چطور.

598
00:47:06,425 --> 00:47:08,216
‫کی جرئتش رو داره آخه؟

599
00:47:10,050 --> 00:47:12,425
‫این به نفع ماست که عثمان مزایده رو برده.

600
00:47:13,883 --> 00:47:16,175
‫به خاطر همین امروز صبح از سیفی
‫بازجویی کردن.

601
00:47:16,341 --> 00:47:19,175
‫ولی اگه این رو در نظر بگیریم که کار هرکسی که
‫بوده به خاطر ما نبوده...

602
00:47:19,258 --> 00:47:21,675
‫هدف واقعیش چی بوده؟

603
00:47:22,300 --> 00:47:23,508
‫چی در انتظار ماست؟

604
00:47:24,550 --> 00:47:27,091
‫ببین، خیلی سوالات بی جواب هست جمال.

605
00:47:31,258 --> 00:47:33,216
‫بیا از سیفی بشنویم قضیه چیه.

606
00:47:39,383 --> 00:47:41,841
‫تو با اتوبوس بعدی امشب میری جواهر.

607
00:47:42,466 --> 00:47:44,216
‫حتی دو روز هم واسه تو زیادی بود.

608
00:47:45,050 --> 00:47:47,966
‫از وقتی که اومدی همیشه یه مشکلی هست.
‫این چه وضعیه؟

609
00:47:54,550 --> 00:47:55,800
‫شما از این مسئله چیزی نمی‌دونید.

610
00:47:56,716 --> 00:47:59,175
‫می‌خواستن بندازنش گردن ما. چرا؟

611
00:48:00,550 --> 00:48:01,883
‫جواهر می‌خواسته حرف بزنه.

612
00:48:02,800 --> 00:48:03,883
‫با کی؟ با دوغان.

613
00:48:04,466 --> 00:48:05,466
‫درسته.

614
00:48:06,466 --> 00:48:09,133
‫فکر می‌کنی کار ما بچه‌بازیه جواهر؟

615
00:48:09,966 --> 00:48:12,050
‫اگه روی تو حساب می‌کردیم کارمون تموم بود.

616
00:48:17,883 --> 00:48:20,508
‫پس فقط می‌خواسته کمک کنه.

617
00:48:23,008 --> 00:48:26,341
‫تو در مقابل دوغان کی هستی؟
‫دوغان اصلاً به حرف تو گوش می‌کنه؟

618
00:48:33,258 --> 00:48:35,800
‫از الان به بعد گوش می‌کنه.

619
00:48:39,175 --> 00:48:40,258
‫چی گفتی؟

620
00:48:56,341 --> 00:48:57,758
‫پرسیدم چی گفتی؟

621
00:48:59,966 --> 00:49:01,133
‫حالا دیگه گوش می‌کنه داداش.

622
00:49:09,841 --> 00:49:10,841
‫چی داره میگه؟

623
00:49:17,591 --> 00:49:19,008
‫ما از در رفتیم بیرون.

624
00:49:21,133 --> 00:49:25,425
‫جواهر ازم پرسید می‌تونم برق رو قطع کنم؟
‫برق محل رو.

625
00:49:26,383 --> 00:49:28,091
‫پرسیدم چرا، یعنی واسه چی؟

626
00:49:30,258 --> 00:49:31,175
‫تو این کار رو بکن و برو.

627
00:49:31,341 --> 00:49:34,966
‫ولی گفت، یه کاری بکن که سریع درست نشه.

628
00:49:36,258 --> 00:49:37,591
‫من هم کاری که خواست رو کردم.

629
00:49:39,758 --> 00:49:42,175
‫فکر نمی‌کردم از تیر چراغ برق آویزونش کنه،

630
00:49:42,758 --> 00:49:44,966
‫می‌شنوی داری چی میگی؟

631
00:49:57,383 --> 00:49:58,716
‫داره واقعیت رو میگه؟

632
00:50:01,591 --> 00:50:05,383
‫تو دوغان یایلاجی رو بستی؟

633
00:50:07,841 --> 00:50:12,091
‫وقتی گفت که به سیفی بگو که دوغان از طرف
‫پل بهت سلام رسوند، خودش می‌فهمه...

634
00:50:14,800 --> 00:50:18,883
‫فکر کردم بهتره که خودش بهتون سلام برسونه.

635
00:50:33,216 --> 00:50:34,675
‫چطور این کار رو کردی جواهر؟

636
00:50:35,591 --> 00:50:38,300
‫اگه از پس این قضیه‌ی برق بر نمی‌اومدید چی؟

637
00:50:40,258 --> 00:50:41,341
‫اگه می‌مرد چی؟

638
00:50:43,216 --> 00:50:45,133
‫هیچکس زودتر از سرنوشتش نمی‌میره داداش.

639
00:50:58,175 --> 00:51:01,050
‫پس برم می‌گردونی روستا داداش؟

640
00:51:20,925 --> 00:51:22,508
‫همه گیج شدن.

641
00:51:23,633 --> 00:51:25,341
‫موندن چه اتفاقی افتاده.

642
00:51:27,091 --> 00:51:29,383
‫برادرت قراره خیلی بهمون کمک کنه سیفی.

643
00:51:29,716 --> 00:51:31,591
‫حتی آتیش هم جلوش رنگ می‌بازه.

644
00:51:37,508 --> 00:51:39,258
‫اوه، آقایون ما چطورن؟

645
00:51:42,800 --> 00:51:44,758
‫- خوش اومدید پسرها.
‫- سلام داداش.

646
00:51:50,508 --> 00:51:54,675
‫بچه‌ها، شما تونستید کار خیلی بزرگی رو بکنید.

647
00:51:55,425 --> 00:51:59,466
‫و به عنوان بزرگ‌ترهاتون، ما آماده‌ایم که
‫هرکاری که لازمه رو بکنیم.

648
00:52:07,133 --> 00:52:10,341
‫اول، توی دنیای ما، حمل نکردن سلاح...

649
00:52:11,216 --> 00:52:12,633
‫مثل اینه پا برهنه راه برید.

650
00:52:13,841 --> 00:52:16,258
‫راحته ولی در مقابل خطر آسیب‌پذیرید.

651
00:52:17,591 --> 00:52:19,633
‫یا از اینا استفاده نمی‌کنید،

652
00:52:20,883 --> 00:52:22,216
‫یا خیلی خوب ازشون استفاده می‌کنید.

653
00:52:25,675 --> 00:52:29,175
‫این هم کلید اون طوفان سیاهه که بیرونه.

654
00:52:30,216 --> 00:52:33,925
‫باعث میشه وقتی خبرت می‌کنیم بیای پیش‌مون.

655
00:52:39,258 --> 00:52:41,091
‫حرف دیگه‌ای نمی‌مونه.

656
00:52:42,300 --> 00:52:43,716
‫خواسته‌های تو دستورات منن.

657
00:52:50,383 --> 00:52:51,550
‫میشه اینجا بشینم؟

658
00:52:52,841 --> 00:52:54,008
‫دوباره تویی؟

659
00:52:54,175 --> 00:52:56,383
‫- میشه یه ذره من رو راحت بذاری؟
‫- یه دقیقه به حرفم گوش کن.

660
00:52:56,466 --> 00:52:58,008
‫واسه چی بهت گوش کنم، واسه چی؟

661
00:52:58,091 --> 00:53:01,091
‫همچنین، از کجا می‌دونستی که اینجام؟
‫تعقیبم می‌کنی؟

662
00:53:02,716 --> 00:53:04,341
‫اومدم ببرمت یه جایی.

663
00:53:05,300 --> 00:53:08,050
‫من با تو هیچ جا نمیام. برو به جهنم!

664
00:53:09,925 --> 00:53:11,175
‫تو زندگیم رو خراب کردی.

665
00:53:11,341 --> 00:53:13,841
‫خودت خرابش کردی، ولی باز هم
‫اومدی اینجا باهام حرف بزنی.

666
00:53:14,466 --> 00:53:16,675
‫انگار اون سیلی کافی نبوده.

667
00:53:19,216 --> 00:53:20,216
‫فهمیدم.

668
00:53:25,175 --> 00:53:26,508
‫به حرفم گوش نمی‌کنی.

669
00:53:27,425 --> 00:53:29,008
‫- باهام بیا.
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟

670
00:53:29,091 --> 00:53:31,341
‫بذار برم! داری کجا میری؟ بذار برم.

671
00:53:31,508 --> 00:53:33,258
‫نمی‌خوام، نمی‌فهمی؟

672
00:53:33,425 --> 00:53:34,883
‫- خدایا، مجبورم؟
‫- بیا.

673
00:53:35,341 --> 00:53:36,550
‫ولم کن برم!

674
00:53:36,716 --> 00:53:37,925
‫اه!

675
00:54:15,508 --> 00:54:17,050
‫واسه چی من رو آوردی اینجا؟

676
00:54:17,966 --> 00:54:19,508
‫اونا به صدای تو گوش می‌کنن.

677
00:54:20,300 --> 00:54:21,508
‫به صدای من گوش می‌کنن؟

678
00:54:22,425 --> 00:54:24,633
‫مگه نمی‌گفتی می‌خوام یه آهنگ منتشر کنم؟

679
00:54:25,050 --> 00:54:27,633
‫تولیدکننده‌شون از دوستای نزدیکی برادرم سیفیه.

680
00:54:29,091 --> 00:54:30,883
‫اونا به صدای تو گوش می‌کنن.

681
00:54:33,633 --> 00:54:35,008
‫ولی چطور؟

682
00:54:38,175 --> 00:54:39,966
‫باورم نمیشه. داری جدی میگی؟

683
00:54:41,008 --> 00:54:42,550
‫اونا داخل منتظرتن.

684
00:54:55,550 --> 00:55:02,175
‫چشم‌هات رو که دیدم، عاشق چشم‌های
‫قشنگت شدم،

685
00:55:03,091 --> 00:55:09,175
‫من دیگه هیچکس رو نمی‌خوام،
‫چشم من روی توئه.

686
00:55:25,300 --> 00:55:26,550
‫هنوز باز نیستیم داداش.

687
00:55:30,341 --> 00:55:31,550
‫امشب کی روی صحنه‌ست؟

688
00:55:46,341 --> 00:55:49,008
‫اسمش کوثره. قبلاً دیدیش؟

689
00:55:50,383 --> 00:55:51,758
‫نه، ندیدم.

690
00:55:59,133 --> 00:56:00,716
‫ممنون. شب خوبی داشته باشی.

691
00:56:07,758 --> 00:56:09,050
‫داشت چی می‌پرسید؟

692
00:56:09,216 --> 00:56:11,133
‫حدس بزن. دوباره بحث کوثر بود.

693
00:56:11,216 --> 00:56:13,425
‫انگار دختره داره برامون دردسر میشه.

694
00:56:13,591 --> 00:56:15,133
‫خوشحالم رئیس اخراجش کرد.

695
00:56:18,050 --> 00:56:19,883
‫کل شب رو نخوابید، می‌دونی؟

696
00:56:20,633 --> 00:56:23,966
‫نذاشت من هم بخوابم.

697
00:56:24,925 --> 00:56:26,091
‫عاشق صداش شدن.

698
00:56:26,258 --> 00:56:29,675
‫اولین آهنگش رو الان می‌سازن،
‫دومیش هم شش ماه بعد.

699
00:56:31,675 --> 00:56:33,008
‫این از بچگیش رویاش بود.

700
00:56:34,258 --> 00:56:36,050
‫به لطف تو به واقعیت تبدیل شد داداش.

701
00:56:36,925 --> 00:56:39,008
‫من هیچوقت خدیجه رو انقدر خوشحال ندیده بودم.

702
00:56:40,466 --> 00:56:41,550
‫خیلی ممنونم.

703
00:56:42,841 --> 00:56:44,050
‫من کاری نکردم.

704
00:56:56,841 --> 00:56:58,050
‫بیا این کار رو بکنیم.

705
00:57:02,091 --> 00:57:04,216
‫اول تفنگ تک‌تیرانداز...

706
00:57:04,383 --> 00:57:05,508
‫بعدش اسلحه.

707
00:57:07,550 --> 00:57:09,133
‫محکم بذارش روی شونه‌ات.

708
00:57:10,550 --> 00:57:11,716
‫نشونه‌گیری مهمه.

709
00:57:12,675 --> 00:57:13,841
‫نگاه می‌کنی به مگسک، بعدش هدف می‌گیری

710
00:57:14,633 --> 00:57:16,675
‫وقتی هدف رو دیدی نفست رو حبس کن.

711
00:57:20,050 --> 00:57:22,341
‫آفرین! از پسش برمیای پسرم.

712
00:57:37,716 --> 00:57:39,633
‫چشم چپت رو ببند جواهر.

713
00:57:41,008 --> 00:57:42,883
‫نشونه‌گیری مهمه.

714
00:57:43,050 --> 00:57:44,258
‫نگاه می‌کنی به مگسک، بعدش هدف می‌گیری

715
00:57:59,425 --> 00:58:01,008
‫اسلحه‌ی کمری از تک‌تیرانداز سخت‌تره.

716
00:58:02,050 --> 00:58:05,133
‫ولی توی کار ما، وقت واسه نشونه‌گیری
‫سخت گیر میاد.

717
00:58:09,800 --> 00:58:11,175
‫اگه نتونی شلیک کنی، بهت شلیک میشه.

718
00:58:11,258 --> 00:58:12,258
‫احتمال دیگه‌ای نداره.

719
00:58:16,758 --> 00:58:20,341
‫اگه نمی‌تونه با نشونه‌گیری شلیک کنه،
‫چطوری می‌خواد با نگاه کردن شلیک کنه سیفی؟

720
00:58:20,425 --> 00:58:22,841
‫باید به شلیک با تک‌تیرانداز عادت کنن.

721
00:58:27,300 --> 00:58:31,091
‫به اندازه‌ی کافی دیدیم سیفی.
‫بذار بچه‌ها راحت تمرین کنن.

722
00:58:33,716 --> 00:58:35,008
‫باید خیلی تمرین کنیم.

723
00:58:36,758 --> 00:58:39,175
‫ما روی آخرین پله‌ی نردبونیم جواهر.

724
00:58:40,216 --> 00:58:41,216
‫موفق باشی!

725
00:58:46,175 --> 00:58:47,966
‫سرنوشت من و تو با هم یکی شده.

726
00:58:51,300 --> 00:58:53,300
‫بذار یکی از رازهام رو بهت بگم.

727
00:59:00,800 --> 00:59:02,966
‫مهمه که به مردی که کنارته اعتماد کنی.

728
00:59:06,466 --> 00:59:07,758
‫می‌خوام احساس امنیت کنی.

729
00:59:08,716 --> 00:59:13,175
‫ولی اگه اونا این رو می‌دیدن، ما رو توی هر خطری
‫که باهاش رو به رو می‌شدیم می‌فرستادن جلو.

730
00:59:15,383 --> 00:59:18,175
‫این اولین راز بین ماست.

731
00:59:21,133 --> 00:59:22,550
‫این مرد واقعاً دوستت داره.

732
00:59:23,383 --> 00:59:26,050
‫ولی همونطور که گفتم، یه مانعی بین‌تون هست.

733
00:59:27,341 --> 00:59:28,466
‫- یه مانع؟
‫- اوهوم.

734
00:59:31,841 --> 00:59:34,383
‫خواهر، اگه یه زن دیگه باشه چی؟

735
00:59:35,300 --> 00:59:36,300
‫ولی امکان نداره.

736
00:59:37,175 --> 00:59:40,758
‫آخه، امکان نداره. وگرنه چرا انقدر بهم
‫ابراز علاقه کرد؟

737
00:59:40,883 --> 00:59:43,550
‫من خیلی چیزها دیدم.
‫خیلی اتفاقات میفته.

738
00:59:45,091 --> 00:59:47,091
‫هرچیزی رو باید از مردها انتظار داشته باشی.

739
00:59:48,591 --> 00:59:50,383
‫ممکنه به خاطر برادرمه که نمیاد جلو؟

740
00:59:50,466 --> 00:59:52,300
‫اگه منظور بدی نداشته باشه چرا آخه؟

741
00:59:52,675 --> 00:59:55,133
‫تو بهم گوش کن. یه دلیلی واسه دیدنش
‫پیدا کن.

742
00:59:55,300 --> 00:59:58,925
‫گیرش بندازی و حقیقت رو ازش بفهم.

743
00:59:59,258 --> 01:00:03,133
‫اونوقت اگه دیدی فایده نداره،
‫از ذهنت می‌اندازیش بیرون.

744
01:00:05,258 --> 01:00:06,300
‫درست میگی خواهر.

745
01:00:11,800 --> 01:00:13,383
‫ما هنوز خبری از دوغان نشنیدیم.

746
01:00:14,383 --> 01:00:15,966
‫از کسی هم شکایت نکرده.

747
01:00:19,925 --> 01:00:21,883
‫پس حتماً این رو مخفی کرده که...

748
01:00:21,966 --> 01:00:26,175
‫یه تازه‌کار که تازه از روستا اومده
‫باهاش این کار رو کرده.

749
01:00:28,633 --> 01:00:31,175
‫ولی دوغانی که من می‌شناسم این کار رو
‫بدون مجازات نمی‌ذاره.

750
01:00:32,925 --> 01:00:35,008
‫حتماً منتظره تا فراموش بشه.

751
01:00:37,716 --> 01:00:39,633
‫اگه اینطور باشه باید چیکار کنیم؟

752
01:00:42,091 --> 01:00:44,550
‫خب، با جریانات پیش می‌ریم باتالی.

753
01:00:46,758 --> 01:00:49,716
‫در عین حال، سهم خودمون رو از مزایده می‌گیریم.

754
01:00:50,800 --> 01:00:53,508
‫بعدش طبق همون پیش می‌ریم.

755
01:00:59,633 --> 01:01:00,716
‫بله؟

756
01:01:03,175 --> 01:01:04,383
‫چی؟

757
01:01:09,300 --> 01:01:10,341
‫بسیار خب.

758
01:01:17,591 --> 01:01:18,716
‫دوغان یایلاجی.

759
01:01:21,175 --> 01:01:22,383
‫خواسته بریم اونجا.

760
01:02:09,841 --> 01:02:11,258
‫نمی‌خوای بذاری بیام داخل؟

761
01:02:11,425 --> 01:02:13,466
‫ببخشید، خشکم زد. بیا داخل.

762
01:02:18,425 --> 01:02:20,758
‫خواهش می‌کنم، لازم نیست درشون بیاری.
‫برو داخل.

763
01:02:30,300 --> 01:02:31,341
‫ببین.

764
01:02:35,383 --> 01:02:37,466
‫اولین آهنگ رو به لطف تو ضبط کردم.

765
01:02:37,633 --> 01:02:39,633
‫با خودم آوردمش گفتم شاید بخوای بشنویش.

766
01:02:40,258 --> 01:02:43,133
‫تبریک میگم! امیدوارم دوستش داشته باشن.

767
01:02:55,925 --> 01:02:57,591
‫واسه چی از من فرار می‌کنی؟

768
01:03:00,008 --> 01:03:02,091
‫فرار نمی‌کنم، از من هیچکس فرار نمی‌کنم.

769
01:03:03,216 --> 01:03:05,091
‫شاید از کس دیگه‌ای فرار نکنی،

770
01:03:05,258 --> 01:03:06,466
‫ولی از من فرار می‌کنی.

771
01:03:11,591 --> 01:03:13,008
‫حتماً داری اشتباه می‌کنی.

772
01:03:13,883 --> 01:03:15,300
‫اشتباه نمی‌کنم.

773
01:03:16,800 --> 01:03:18,175
‫اولش که اومدی کلوپ،

774
01:03:19,258 --> 01:03:21,925
‫هر سری خودت رو به خاطر امنیت من
‫به خطر انداختی.

775
01:03:22,925 --> 01:03:24,508
‫کاری کردی رویام به واقعیت تبدیل بشه.

776
01:03:25,508 --> 01:03:28,341
‫واسه چی این کارها رو کردی؟
‫فقط چون من خواهر صباح‌الدینم؟

777
01:03:28,425 --> 01:03:29,591
‫یا می‌خواستی لطف کنی؟

778
01:03:30,758 --> 01:03:32,508
‫خب، آخه...

779
01:03:33,633 --> 01:03:34,633
‫چیه؟

780
01:03:35,633 --> 01:03:36,716
‫بهم بگو.

781
01:03:39,758 --> 01:03:41,841
‫از این که عاشق من بشی می‌ترسی؟

782
01:03:45,341 --> 01:03:47,508
‫تو انقدر زیبایی که آدم می‌تونه عاشقت بشه.

783
01:03:49,091 --> 01:03:50,383
‫صدای قشنگی هم داری.

784
01:03:51,966 --> 01:03:53,383
‫باهوش هم هستی.

785
01:03:55,216 --> 01:03:58,258
‫تو زنی هستی که هر مردی آرزوش رو داره.

786
01:03:58,425 --> 01:03:59,425
‫ولی...

787
01:04:00,675 --> 01:04:01,675
‫ولی؟

788
01:04:04,383 --> 01:04:05,591
‫ولی چی؟

789
01:04:05,615 --> 01:04:07,615
آوامــووی

790
01:04:13,550 --> 01:04:15,091
‫مگه تو مرد نیستی؟

791
01:04:49,841 --> 01:04:53,175
‫[یک ماه بعد]

792
01:04:54,175 --> 01:04:56,133
‫نمی‌دونم خوب عمل کردیم یا بد.

793
01:04:56,300 --> 01:04:57,633
‫اون کلی برامون سود آورد.

794
01:04:58,383 --> 01:04:59,675
‫درست هم میگه.

795
01:04:59,841 --> 01:05:03,508
‫قوی‌تر شدن اون دوتا تازه‌کار فقط سیفی رو
‫قوی‌تر می‌کنه نه ما رو.

796
01:05:05,300 --> 01:05:09,050
‫همچنین، فکر می‌کنی کار درستیه که اونا رو
‫بفرستیم پرداختی ماه بعد رو بگیرن؟

797
01:05:09,591 --> 01:05:12,050
‫اگه همه بدون هیچ اعتراضی پول‌شون رو
‫بهش بدن چی؟

798
01:05:12,133 --> 01:05:13,591
‫امکان نداره.

799
01:05:13,758 --> 01:05:16,508
‫مغازه‌دارها به مشکل خوردن.
‫هیچکس نمی‌خواد سهمش رو بده.

800
01:05:16,591 --> 01:05:19,008
‫سیفی نباید بفهمه که ما داریم برای دوغان
‫کار می‌کنیم.

801
01:05:27,550 --> 01:05:29,091
‫حتی شیطان هم نمی‌فهمه.

802
01:05:32,500 --> 01:05:33,833
‫و اگه بفهمه...

803
01:05:35,750 --> 01:05:37,250
‫کارش رو تموم می‌کنیم.

804
01:05:38,333 --> 01:05:41,291
‫امشب حقیقت روشن میشه
‫آقا جواهر.

805
01:05:42,208 --> 01:05:43,458
‫امروز یا فردا...

806
01:05:44,291 --> 01:05:45,958
‫یه ماهه معلوم نیست کجاست.

807
01:05:50,041 --> 01:05:51,375
‫اگه زن داشته باشه چی؟

808
01:05:52,833 --> 01:05:54,250
‫شاید بچه هم داشته باشه!

809
01:05:57,416 --> 01:06:01,250
‫داری مزخرف میگی خدیجه
‫خیلی هم مزخرف! به خودت بیا.

810
01:06:05,041 --> 01:06:07,333
‫چی داری با خودت میگی دختر؟

811
01:06:11,500 --> 01:06:13,625
‫داشتم فکر می‌کردم
‫برای امشب چی بپزم داداش.

812
01:06:13,916 --> 01:06:16,500
‫بالاخره اولین باریه که
‫جواهر داره میاد خونه‌مون.

813
01:06:16,583 --> 01:06:19,583
‫آبجیِ با فکرِ خودم!
‫تو زهرمار هم بپزی من می‌خورم.

814
01:06:26,791 --> 01:06:28,583
‫دارم میرم خرید.
‫چیزی لازم داری؟

815
01:06:28,666 --> 01:06:29,500
‫نه.

816
01:06:32,458 --> 01:06:34,125
‫دستتون درد نکنه.
‫زحمت دادم.

817
01:06:35,625 --> 01:06:36,833
‫راستی جواهر...

818
01:06:37,291 --> 01:06:40,791
‫چون خواهرمه نمیگم،
‫دستپختش خیلی خوبه.

819
01:06:41,041 --> 01:06:44,208
‫شروع کن تا از دهن نیفتاده.
‫من دستامو بشورم، میام.

820
01:06:51,458 --> 01:06:52,500
‫جواهر.

821
01:06:53,500 --> 01:06:56,958
‫یا به داداشم میگی نامزد کردیم
‫یا خودم میگم. تصمیمش با تو.

822
01:06:57,041 --> 01:06:58,833
‫چی داری میگی خدیجه؟
‫آخه الان وقتشه؟

823
01:06:58,916 --> 01:07:01,666
‫برام مهم نیست.
‫به زور می‌تونم ببینمت.

824
01:07:01,833 --> 01:07:03,250
‫تا کی قراره اینجوری باشه؟

825
01:07:04,125 --> 01:07:05,875
‫یا میگی یا خودم میگم.

826
01:07:06,916 --> 01:07:09,583
‫امشب من رو از داداشم
‫خواستگاری کن.

827
01:07:14,833 --> 01:07:16,000
‫خیلی خب.

828
01:07:17,958 --> 01:07:19,083
‫نوش جان.

829
01:07:21,750 --> 01:07:24,708
‫وای وای خیلی خوشمزه شده دختر.
‫دستت درد نکنه.

830
01:07:25,875 --> 01:07:27,625
‫چطوره جواهر؟
‫دوست داشتی؟

831
01:07:28,541 --> 01:07:29,541
‫آره.

832
01:07:30,833 --> 01:07:32,000
‫مگه میشه دوست نداشته باشم؟

833
01:07:34,375 --> 01:07:35,416
‫- داداش؟
‫- هوم؟

834
01:07:36,458 --> 01:07:38,666
‫جواهر می‌خواست
‫در مورد یه چیزی باهات صحبت کنه.

835
01:07:51,541 --> 01:07:53,208
‫جواهر، حرف‌هات رو یادت نره.

836
01:07:55,166 --> 01:07:56,166
‫من...

837
01:07:56,875 --> 01:07:59,875
‫از وقتی اومدم استانبول،
‫یه ترسی به جونم بود.

838
01:08:00,916 --> 01:08:03,958
‫فکر می‌کردم اگه بلایی سر من بیاد
‫چه اتفاقی برای خدیجه می‌افته؟

839
01:08:04,041 --> 01:08:05,416
‫الان خیلی احساس آرامش می‌کنم که...

840
01:08:07,041 --> 01:08:09,750
‫خواهرم الان بجز من
‫یه داداش جواهر هم داره.

841
01:08:10,708 --> 01:08:12,333
‫خیلی خانواده قشنگی شدیم!

842
01:08:13,833 --> 01:08:16,125
‫نفس بکش. نفس بکش.
‫این رو بگیر.

843
01:08:18,083 --> 01:08:19,083
‫بگیر.

844
01:08:23,958 --> 01:08:24,791
‫خوبی؟

845
01:08:24,958 --> 01:08:26,000
‫خوبم ممنون.

846
01:08:29,625 --> 01:08:32,250
‫خب، چی می‌خواستی بگی جواهر؟

847
01:08:40,416 --> 01:08:42,416
‫چیز مهمی نیست.
‫در مورد سیفی بود.

848
01:08:42,500 --> 01:08:43,875
‫بعداً در موردش با هم صحبت می‌کنیم.

849
01:08:49,555 --> 01:08:52,375
‫با مرگ سلیم، جایگاه خالی به ما رسید.

850
01:08:53,500 --> 01:08:57,083
‫پول‌هایی که تا الان برای سلیم جمع‌آوری می‌شد
‫از این به بعد برای ما جمع‌آوری میشه.

851
01:08:58,250 --> 01:08:59,750
‫ما سه نفریم...

852
01:09:00,000 --> 01:09:03,083
‫ولی پیشنهاد من اینه که
‫جواهر هم اینجا سهم داشته باشه.

853
01:09:04,041 --> 01:09:06,375
‫یعنی به چهار قسمت تقسیم بشه.

854
01:09:07,458 --> 01:09:09,166
‫اگه جواهر قبول کنه، من موافقم.

855
01:09:11,583 --> 01:09:16,500
‫ببخشید ولی این مبالغ
‫از کجا جمع‌آوری میشه؟

856
01:09:18,333 --> 01:09:20,250
‫پولش توی کلوپ «ماوی» جمع شده.

857
01:09:21,166 --> 01:09:23,291
‫ولی اگه منظورت منبعش هست...

858
01:09:23,316 --> 01:09:27,166
‫از کافه‌ها، کازینوها،
‫کلوپ‌های شبانه و اینجور جاهاست.

859
01:09:27,333 --> 01:09:28,750
‫چندتا مغازه هم هست.

860
01:09:31,250 --> 01:09:33,833
‫چه نوع مغازه‌هایی؟
‫و چندتاش مغازه‌ست؟

861
01:09:34,875 --> 01:09:38,125
‫تقریباً نصفش.
‫یعنی پنجاه پنجاهه.

862
01:09:39,083 --> 01:09:40,541
‫رستوران، فروشگاه،
‫خواروبارفروشی.

863
01:09:41,289 --> 01:09:42,500
‫تا جایی که می‌دونیم.

864
01:09:44,055 --> 01:09:45,708
‫چیز جدیدی نیست.

865
01:09:46,583 --> 01:09:49,791
‫با پرداخت پول به ما
‫بیشتر احساس امنیت می‌کنن.

866
01:09:50,333 --> 01:09:51,541
‫در مقابل کی داداش؟

867
01:09:57,416 --> 01:09:59,583
‫سال‌هاست روالش همینه، جواهر.

868
01:10:03,125 --> 01:10:04,166
‫موافقم.

869
01:10:05,041 --> 01:10:06,041
‫با یه شرط.

870
01:10:07,791 --> 01:10:10,083
‫اگه داداش سیفی موافق باشه...

871
01:10:10,250 --> 01:10:14,041
‫هرکدوم 25 درصد سهم‌مون
‫یعنی در کل 50 درصد سهم رو...

872
01:10:14,916 --> 01:10:16,416
‫از مغازه‌دارها نمی‌گیریم.

873
01:10:19,833 --> 01:10:23,041
‫بقیه رو جمع می‌کنیم
‫و براتون میاریم.

874
01:10:23,750 --> 01:10:26,375
‫این چه کاریه؟
‫می‌خوای برای ما کار کنی جواهر؟

875
01:10:28,791 --> 01:10:30,250
‫برای مغازه‌دارها، داداش.

876
01:10:36,208 --> 01:10:37,875
‫رحم‌کردن چیز خوبیه ولی...

877
01:10:38,916 --> 01:10:42,375
‫اگه ما امروز پول رو نگیریم،
‫فردا یکی دیگه ازشون می‌گیره، جواهر.

878
01:10:44,000 --> 01:10:45,458
‫اون‌موقع می‌خوای چیکار کنی؟

879
01:10:45,625 --> 01:10:47,375
‫هر کی رو تو گور خودش
‫می‌خوابونن داداش.

880
01:10:52,500 --> 01:10:54,708
‫آقایون، پیشنهاد واضحه.

881
01:10:56,791 --> 01:10:58,791
‫اگه اعتراضی نیست،
‫من موافقم.

882
01:11:01,041 --> 01:11:03,041
‫ما سهم خودمون برامون مهمه سیفی.

883
01:11:04,333 --> 01:11:06,458
‫بقیه‌اش با خودتونه.

884
01:11:28,916 --> 01:11:30,541
‫اگه یه کم دیگه نمی‌اومدی
‫می‌اومدم داخل.

885
01:11:30,625 --> 01:11:32,625
‫گفتی 10 دقیقه
‫ولی یه ساعت شد.

886
01:11:32,708 --> 01:11:36,291
‫یه بخش از پول رو که پس دادم،
‫حساب و کتابش یه کم بیشتر طول کشید.

887
01:11:37,750 --> 01:11:39,375
‫ولی خب رفع و رجوعش کردیم.

888
01:12:07,833 --> 01:12:09,041
‫داداش، نرید.

889
01:12:09,708 --> 01:12:11,916
‫جمال و بالتالی براتون نقشه کشیدن.

890
01:12:12,000 --> 01:12:14,583
‫شنیدم با دوغان یایلاجی
‫تلفنی صحبت می‌کردن.

891
01:12:15,750 --> 01:12:17,666
‫کاسه‌ای که زیر نیم‌کاسه‌ات نیست؟ هست؟

892
01:12:17,750 --> 01:12:18,750
‫نه داداش.

893
01:12:19,302 --> 01:12:24,000
‫«اگه موقع کار نشد، موقع برگشت می‌کُشیم‌شون
‫کسی هم بهمون شک نمی‌کنه.

894
01:12:24,583 --> 01:12:27,125
‫سیفی هم روحش خبردار نمی‌شه.»
‫اینا رو ازشون شنیدم داداش.

895
01:12:33,250 --> 01:12:35,000
‫تو مگه آدمِ بالتالی نبودی؟

896
01:12:35,791 --> 01:12:36,791
‫داداش...

897
01:12:37,825 --> 01:12:39,875
‫ترجیح میدم برای تو بمیرم...

898
01:12:41,771 --> 01:12:43,750
‫تا اینکه برای اون بزدل کار کنم.

899
01:12:43,956 --> 01:12:47,125
‫ممنون داداش. الان برمی‌گردی
‫ انگار نه انگار که اتفاقی افتاده.

900
01:12:47,208 --> 01:12:48,208
‫باشه داداش.

901
01:12:54,125 --> 01:12:55,375
‫حالا چیکار کنیم؟

902
01:13:10,708 --> 01:13:12,041
‫من با تاکسی میرم.

903
01:13:13,208 --> 01:13:16,166
‫تو هم مثلاً داشتی ماشین رو
‫که تو راه خراب شده، تعمیر می‌کردی.

904
01:13:16,250 --> 01:13:17,791
‫نباید بدونن خبر داریم.

905
01:13:18,041 --> 01:13:19,750
‫بعداً از اون یکی جاده بیا.

906
01:13:20,000 --> 01:13:21,166
‫خودمو بهت می‌رسونم.

907
01:13:22,666 --> 01:13:23,791
‫مراقب باش جواهر.

908
01:13:36,708 --> 01:13:38,125
‫میرم «ساری‌یر».

909
01:13:51,416 --> 01:13:52,625
‫اون پسرته؟

910
01:13:58,958 --> 01:14:01,375
‫غصه نخور داداش.
‫هر چی باشه می‌گذره.

911
01:14:02,833 --> 01:14:04,166
‫مامانش رو خیلی دوست داشتم.

912
01:14:05,947 --> 01:14:07,958
‫از بچگی عاشقِ هم بودیم.

913
01:14:09,750 --> 01:14:11,583
‫سر زایمان، خدا اون رو ازم گرفت...

914
01:14:12,875 --> 01:14:14,083
‫و پسرم رو بهم داد.

915
01:14:15,458 --> 01:14:18,375
‫فکر می‌کردم تا وقتی من زنده‌ام
‫نمی‌ذارم هیچ مشکلی براش پیش بیاد.

916
01:14:19,458 --> 01:14:21,166
‫دنیا رو به‌خاطرش به آتیش می‌کشم.

917
01:14:22,315 --> 01:14:24,000
‫یه بیماری نادر گرفته.

918
01:14:25,291 --> 01:14:26,875
‫احتمال بهبودیش 30 درصده.

919
01:14:27,753 --> 01:14:29,375
‫کلی هم خرج دوا و درمونشه.

920
01:14:30,833 --> 01:14:32,916
‫پسرم جلوی چشمم داره آب میشه.

921
01:14:35,312 --> 01:14:37,927
‫به عنوان پدرش
‫هیچ کاری از دستم بر نمیاد.

922
01:14:45,163 --> 01:14:47,163
‫بعضی‌وقت‌ها
‫دلم می‌خواد خدا رو بیخیال بشم.

923
01:14:48,875 --> 01:14:53,000
‫ولی بعد فکر ‌میکنم
‫شاید یه دلیلی داره که خدا این رو به سرم میاره.

924
01:14:56,416 --> 01:14:57,916
‫شما بچه داری داداش؟

925
01:15:08,583 --> 01:15:10,166
‫سرش رو درد آوردم.

926
01:15:11,541 --> 01:15:13,041
‫کیفش رو یادش رفت ببره.

927
01:15:30,041 --> 01:15:31,750
‫خدایا من رو ببخش.

928
01:17:18,291 --> 01:17:19,333
‫صباح‌الدین؟

929
01:17:21,875 --> 01:17:23,708
‫ماشین تو راه خراب شد.

930
01:17:24,791 --> 01:17:25,958
‫یه کم دیگه می‌رسه.

931
01:17:29,041 --> 01:17:30,041
‫آها!

932
01:17:31,875 --> 01:17:33,041
‫پس پول دست اونه.

933
01:17:35,291 --> 01:17:37,125
‫آخه تو دست خالی اومدی.

934
01:17:40,541 --> 01:17:41,833
‫نتونستیم پول رو بگیریم.

935
01:17:44,500 --> 01:17:45,625
‫ندادن.

936
01:17:51,291 --> 01:17:52,708
‫ندادن؟

937
01:17:58,416 --> 01:18:00,208
‫راست میگه صباح‌الدین؟

938
01:18:02,166 --> 01:18:03,708
‫هرچی جواهر میگه،
‫همونه داداش.

939
01:18:05,666 --> 01:18:06,791
‫چرا دوباره از من می‌پرسید؟

940
01:18:08,416 --> 01:18:12,083
‫تا حالا دیدی من دروغ بگم، داداش جمال؟

941
01:18:14,916 --> 01:18:17,875
‫تقصیر ماست که این تاز‌ه‌کارها رو

942
01:18:18,041 --> 01:18:19,416
‫برای کارهای بزرگ فرستادیم، جمال.

943
01:18:19,583 --> 01:18:22,291
‫- نشونت میدم!
‫- باشه.

944
01:18:24,458 --> 01:18:25,500
‫شما برید.

945
01:18:36,666 --> 01:18:37,750
‫ودات.

946
01:18:40,125 --> 01:18:41,125
‫بله قربان.

947
01:18:49,291 --> 01:18:52,750
‫وقتی تحقیق کنن که چطور پول بهشون نرسیده
‫ضایع می‌شن.

948
01:18:52,916 --> 01:18:55,666
‫همه می‌فهمن
‫ تازه‌کارها باهاشون چیکار کردن.

949
01:18:56,250 --> 01:18:59,958
‫و وقتی بفهمن ما نقشه دوغان رو می‌دونیم،
‫به جونِ هم می‌افتن.

950
01:19:00,041 --> 01:19:03,458
‫باید فردا اولِ صبح بریم
‫داداش سیفی رو در جریان قرار بدیم.

951
01:19:04,250 --> 01:19:05,333
‫باید آماده‌باش باشیم.

952
01:19:06,208 --> 01:19:07,208
‫مراقب باش.

953
01:19:11,041 --> 01:19:12,708
‫داداش، خبرهای بدی دارم.

954
01:19:13,401 --> 01:19:16,291
‫هم آونی و هم حلمی
‫خودشون پول رو تحویل دادن.

955
01:19:18,500 --> 01:19:19,625
‫باشه داداش.

956
01:19:31,583 --> 01:19:33,625
‫خیر باشه سر صبحی آقایون
‫چه خبر شده؟

957
01:19:33,708 --> 01:19:34,958
‫خیر نیست سیفی.

958
01:19:35,763 --> 01:19:39,333
‫این پسره و اون مو طلایی که همراهشه
‫فکر کردن می‌تونن ما رو دور بزنن.

959
01:19:39,685 --> 01:19:41,833
‫پول رو گرفتن سیفی.

960
01:19:42,250 --> 01:19:43,916
‫همه خودشون تحویل دادن.

961
01:19:44,625 --> 01:19:49,333
‫آدم‌هات ما رو مسخره کردن
‫تو چشم‌هامون نگاه می‌کنن و به دروغ میگن...

962
01:19:49,375 --> 01:19:50,958
‫پول رو نگرفتیم.

963
01:19:51,125 --> 01:19:53,875
‫فکر می‌کنم کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.
‫سریع به هم نریزید.

964
01:19:53,906 --> 01:19:57,270
‫خودت قوانین رو می‌دونی.
‫مجازات خطاکار مشخصه.

965
01:19:57,791 --> 01:20:00,625
‫یا خودت تنبیه‌شون کن
‫یا ما حساب‌شون رو می‌رسیم.

966
01:20:05,687 --> 01:20:06,916
‫همین نزدیکی‌هاست.

967
01:20:07,750 --> 01:20:10,416
‫بالتالی و جمال خیلی وقت پیش
‫شرایط رو پیچیده کردن.

968
01:20:13,791 --> 01:20:16,583
‫شما دیگه کی هستین؟
‫چه فکری پیش خودتون کردین؟

969
01:20:18,166 --> 01:20:20,166
‫داداش‌تونم.
‫داداش‌هاتونیم.

970
01:20:21,166 --> 01:20:24,083
‫اون روی سگم رو بالا نیار.
‫با اون پول چیکار کردین؟

971
01:20:25,916 --> 01:20:27,458
‫دادم به کسی که بهش نیاز داشت.

972
01:20:27,625 --> 01:20:30,291
‫دیروز از راه رسیدی و
‫امروز برای من شدی رابین هود؟

973
01:20:30,375 --> 01:20:31,875
‫پول کی رو به کی میدی؟

974
01:20:31,958 --> 01:20:33,541
‫پول مال اون‌ها نیست داداش.

975
01:20:39,875 --> 01:20:41,625
‫اون بدهی رو من قبول کردم.

976
01:20:42,916 --> 01:20:45,083
‫24 ساعت برای زنده‌موندنِ شما
‫وقت گرفتم.

977
01:20:45,958 --> 01:20:48,916
‫این کارها رو کردم
‫تا بلایی سر شما نیارن.

978
01:20:50,833 --> 01:20:52,208
‫سعی خودشون رو کردن داداش.

979
01:20:53,291 --> 01:20:56,625
‫با دوغان دست به یکی کردن
‫برای ما نقشه کشیدن ولی موفق نشدن.

980
01:20:58,166 --> 01:21:00,250
‫نقشۀ چی؟
‫چه مزخرفی داری میگی؟

981
01:21:00,275 --> 01:21:02,041
‫وقتی داشتیم از جمع‌آوری برمی‌گشتیم...

982
01:21:02,125 --> 01:21:03,625
‫برامون کمین گذاشته بودن داداش.

983
01:21:04,458 --> 01:21:06,000
‫آدمِ بالتالی اعتراف کرد.

984
01:21:06,166 --> 01:21:08,333
‫اگه اینجوریه،
‫چرا اومدن از من حساب پس بگیرن؟

985
01:21:09,708 --> 01:21:11,541
‫چون نمی‌دونن ما خبر داریم.

986
01:21:19,583 --> 01:21:21,583
‫بذار ما زودتر از اونا
‫دست به کار بشیم داداش.

987
01:21:27,958 --> 01:21:31,291
‫اگه این نقشۀ دوغان باشه
‫تا ما رو به جونِ هم بندازه، چی؟

988
01:21:32,416 --> 01:21:33,708
‫باید مطمئن بشیم.

989
01:21:34,583 --> 01:21:36,583
‫«فکرت» شما رو می‌بره خونه‌باغ.

990
01:21:38,250 --> 01:21:40,166
‫یه مدت این طرف‌ها دیده نشید.

991
01:21:45,708 --> 01:21:47,416
‫من هم برم ته و توی قضیه رو در بیارم.

992
01:21:59,791 --> 01:22:00,916
‫احتیاط کن.

993
01:22:17,250 --> 01:22:19,919
‫تو هم به همون چیزی فکر می‌کنی
‫که من دارم فکر می‌کنم؟

994
01:22:21,208 --> 01:22:24,000
‫خیال کردن دنیا دست کیه
‫که به ما 24 ساعت وقت دادن؟

995
01:22:24,375 --> 01:22:28,625
‫اگه داداش سیفی نبود، حتماً...

996
01:22:28,791 --> 01:22:31,416
‫کاری که داداش سیفی خواست
‫ رو می‌کنیم دیگه.

997
01:22:33,208 --> 01:22:35,291
‫آره ولی بازم خونم رو به جوش میاره.

998
01:22:53,791 --> 01:22:56,875
‫♪ آخرش دلم رو بهت دادم ♪

999
01:22:57,666 --> 01:23:00,875
‫♪ لرزیدم و بعد آرام شدم ♪

1000
01:23:01,333 --> 01:23:04,375
‫♪ تعقیبت کردم و خسته شدم ♪

1001
01:23:04,833 --> 01:23:09,458
‫♪ هزارتا عاشق داشتم ♪

1002
01:23:09,750 --> 01:23:15,458
‫♪ ولی آخرش دلم رو به تو دادم ♪

1003
01:23:15,625 --> 01:23:18,708
‫♪ آخرش دلم رو بهت دادم ♪

1004
01:23:32,750 --> 01:23:34,250
‫دوباره رفتی تو فکر.

1005
01:23:36,833 --> 01:23:38,625
‫به افتخار عشق‌های غیرممکن.

1006
01:23:52,916 --> 01:23:55,250
‫تاحالا عاشق نشدی؟

1007
01:24:00,250 --> 01:24:01,416
‫نشدی؟

1008
01:24:14,000 --> 01:24:15,583
‫می‌دونم خواهرم رو دوست داری.

1009
01:24:19,750 --> 01:24:22,541
‫یه‌کم شک داشتم
‫ولی اون شب، سرِ شام مطمئن شدم.

1010
01:24:28,166 --> 01:24:30,416
‫من به‌خاطر عشق به جاده زدم...

1011
01:24:30,441 --> 01:24:33,708
‫ولی تو حتی از کسی که کنارته،
‫دوری می‌کنی.

1012
01:24:34,625 --> 01:24:36,291
‫از چی می‌ترسی؟

1013
01:24:40,041 --> 01:24:41,958
‫ببین اگه قصدت جدی نیست،
‫قضیه فرق می‌کنه ها!

1014
01:24:42,041 --> 01:24:44,458
‫نه. نه. مگه میشه همچین چیزی؟

1015
01:25:02,708 --> 01:25:06,041
‫بچه که بودم
‫کسی توی محله نبود که از من کتک نخورده باشه.

1016
01:25:06,125 --> 01:25:08,041
‫ولی با این حال من
‫ رو خیلی دوست داشتن.

1017
01:25:09,916 --> 01:25:14,166
‫چون می‌دونستن هیچ‌کس
‫از محله‌های دیگه نمی‌تونه اذیت‌شون کنه.

1018
01:25:16,458 --> 01:25:18,041
‫اون‌موقع 17 سالم بود.

1019
01:25:19,166 --> 01:25:21,250
‫با اون یکی محله مسابقه داشتیم.

1020
01:25:22,625 --> 01:25:24,958
‫ولی بابام می‌خواست
‫من رو با خودش ببره قلع‌کاری.

1021
01:25:26,875 --> 01:25:29,166
‫شدنی نبود.
‫همه منتظر من بودن.

1022
01:25:30,333 --> 01:25:34,166
‫بابام رو هُل دادم و فرار کردم.
‫مامانم به سمتم شلیک کرد ولی تیرش خطا رفت.

1023
01:25:35,541 --> 01:25:37,375
‫بعد بازی، دعوامون شد.

1024
01:25:38,500 --> 01:25:40,333
‫یه ضربۀ جدی به چشمم خورد.

1025
01:25:42,375 --> 01:25:45,291
‫برای اینکه برام اُفت داشت،
‫نذاشتم کسی بفهمه.

1026
01:25:46,958 --> 01:25:51,000
‫مگه می‌تونستم بذارم بفهمن
‫جواهری که همه ازش می‌ترسیدن کتک خورده؟

1027
01:25:52,458 --> 01:25:56,916
‫ولی بعدش برگشتن به خونه خیلی سخت بود
‫اگه می‌رفتم قطعاً مامانم بهم شلیک می‌کرد.

1028
01:25:58,333 --> 01:26:00,083
‫یه هفته توی انباری مخفی شدم.

1029
01:26:01,625 --> 01:26:04,333
‫بعدش مامانم پیدام کرد
‫ولی خوشبختانه عصبانیتش فروکش کرده بود.

1030
01:26:07,416 --> 01:26:10,791
‫ولی خب زندگی،
‫ اولین بذر ناامیدی رو در من کاشته بود.

1031
01:26:12,541 --> 01:26:17,750
‫از بیرون مشخص نبود
‫ولی چشم راستم تقریباً کور شده بود.

1032
01:26:19,125 --> 01:26:21,916
‫وقتی دکتر بهم گفت
‫کاری نمیشه براش کرد...

1033
01:26:22,000 --> 01:26:24,500
‫تهدیدش کردم که به کسی چیزی نگه.

1034
01:26:26,291 --> 01:26:28,083
‫آخرش هم رو حرفش موند.

1035
01:26:30,833 --> 01:26:32,833
‫با خودم فکر کردم
‫اگه بذارم مشکلم بزرگ بشه

1036
01:26:32,916 --> 01:26:34,833
‫مشکل بزرگ، کوچیکم می‌کنه.

1037
01:26:36,250 --> 01:26:38,000
‫اگه اون مشکل رو کوچیک فرض کنم

1038
01:26:39,250 --> 01:26:41,541
‫اون‌موقعست که مشکلم من رو رشد میده.

1039
01:26:42,541 --> 01:26:44,416
‫برای همین مشکلم رو
‫درونم دفن کردم.

1040
01:26:47,291 --> 01:26:50,541
‫وقتی سیفی خواست براش کار کنم،
‫انگار دنیا رو به من داده بودن.

1041
01:26:50,750 --> 01:26:54,291
‫یه منِ جدید، یه زندگیِ جدید.
‫می‌خواستم امتحانش کنم.

1042
01:26:57,458 --> 01:26:59,500
‫قبلاً تو زندگیم هیچوقت
‫هیچ زنی رو دوست نداشتم.

1043
01:27:01,333 --> 01:27:05,041
‫برای همین هم اولش
‫ متوجه نبودم که عاشق شدم.

1044
01:27:06,583 --> 01:27:08,666
‫وقتی متوجه شدم که دیگه
‫کار از کار گذشته بود.

1045
01:27:11,458 --> 01:27:13,916
‫متوجه شدم که اگه رازت رو
‫ وقتی عاشق نشدی، نگی

1046
01:27:16,000 --> 01:27:19,708
‫وقتی عاشق شدی،
‫دیگه گفتنش غیرممکن میشه.

1047
01:27:19,958 --> 01:27:21,666
‫واقعاً گیج شده بودم.

1048
01:27:22,583 --> 01:27:24,958
‫نمی‌دونستم کار درست چیه.

1049
01:27:26,833 --> 01:27:28,541
‫فکر کردم فرار بهترین کاره.

1050
01:27:31,083 --> 01:27:34,750
‫گاهی از رازم فرار کردم.
‫گاهی از عشقم.

1051
01:27:50,500 --> 01:27:52,333
‫- تو واقعاً کوری؟
‫- نه.

1052
01:27:53,000 --> 01:27:56,250
‫دارم سعی می‌کنم تحت تأثیر قرارت بدم
‫تا بذاری با خواهرت ازدواج کنم.

1053
01:28:03,041 --> 01:28:05,166
‫برای همین مجبورم کردی
‫برق رو قطع کنم.

1054
01:28:08,791 --> 01:28:10,958
‫و عمداً تیرهات توی میدون
‫به خطا رفت.

1055
01:28:11,541 --> 01:28:13,083
‫وای وای وای!

1056
01:28:13,250 --> 01:28:15,666
‫من فکر می‌کردم تا وقتی جواهر پیشمه
‫توپ تکونم نمیده.

1057
01:28:15,750 --> 01:28:17,083
‫اون هم که کور از آب در اومد!

1058
01:28:17,250 --> 01:28:20,583
‫- چیز بدیه؟
‫- نه بابا! به هیچ وجه!

1059
01:28:40,083 --> 01:28:41,416
‫بذار یه چیزی بهت بگم.

1060
01:28:43,833 --> 01:28:45,166
‫خیلی کارِت درسته.

1061
01:28:48,021 --> 01:28:49,750
‫از اونایی که حاضرم
‫ براش جونمم بدم.

1062
01:28:52,958 --> 01:28:54,000
‫به افتخارِ خودمون.

1063
01:28:54,916 --> 01:28:56,958
‫برای دوستی‌مون!

1064
01:28:59,791 --> 01:29:00,791
‫بله جناب.

1065
01:29:01,291 --> 01:29:03,500
‫گفتن: «امشب از کسی پول نگیرید.»

1066
01:29:04,250 --> 01:29:06,458
‫و به نگهبان هم یه مقدار پول دادن.

1067
01:29:11,625 --> 01:29:16,375
‫پس با پول ما دارن عشق و حال می‌کنن.

1068
01:29:22,000 --> 01:29:23,791
‫خوشحالم که می‌بینم
‫بهتون خوش گذشته، آقایون.

1069
01:29:26,583 --> 01:29:29,541
‫اگه می‌دونستیم شما رو هم
‫دعوت می‌کردیم، داش احمد.

1070
01:29:29,625 --> 01:29:32,625
‫ببخشید بدون دعوت اومدیم.

1071
01:29:33,500 --> 01:29:36,416
‫یه کم پیش داداش سیفی‌تون رو
‫فرستادیم اون دنیا.

1072
01:29:36,833 --> 01:29:37,875
‫منتظرتونه.

1073
01:30:23,083 --> 01:30:24,458
‫صباح‌الدین؟

1074
01:30:29,166 --> 01:30:30,333
‫صباح‌الدین.

1075
01:30:38,083 --> 01:30:39,458
‫صباح‌الدین.

1076
01:30:51,541 --> 01:30:52,750
‫بهت که گفتم!

1077
01:30:57,666 --> 01:31:01,208
‫برای تو آدم می‌تونه
‫ جونش رو هم بده.

1078
01:31:05,916 --> 01:31:07,458
‫با خدیجه...

1079
01:31:14,968 --> 01:31:16,500
‫دلم می‌خواد...

1080
01:31:19,458 --> 01:31:21,666
‫یه عروسیِ بزرگ بگیرید.

1081
01:32:59,083 --> 01:33:00,291
‫جواهر، این کار رو نکن.

1082
01:33:02,000 --> 01:33:04,041
‫هر چی بخوای بهت میدم، جواهر.

1083
01:33:06,583 --> 01:33:07,916
‫فقط یه چیز...

1084
01:33:09,375 --> 01:33:10,791
‫مونده که بخوای بهم بدی.

1085
01:33:14,458 --> 01:33:16,000
‫شما محاصره‌ شدین.
‫فوراً تسلیم بشید.

1086
01:33:18,625 --> 01:33:20,500
‫من نمی‌خواستم اینجوری بشه.

1087
01:33:20,583 --> 01:33:21,583
‫ولی...

1088
01:33:22,500 --> 01:33:24,583
‫با من و خودت این کار رو نکن، جواهر.

1089
01:33:25,875 --> 01:33:27,333
‫توی زندان خیلی سخت می‌گذره.

1090
01:33:28,333 --> 01:33:29,833
‫اونجا دَووم نمیاری.

1091
01:33:32,125 --> 01:33:33,291
‫جواهر.

1092
01:33:33,458 --> 01:33:35,166
‫توی زندان دَووم نمیاری جواهر.

1093
01:33:35,422 --> 01:33:37,416
‫التماست می‌کنم جواهر.

1094
01:33:39,791 --> 01:33:41,833
‫هرچی بخوای بهت میدم، جواهر.

1095
01:33:44,041 --> 01:33:45,083
‫جواهر!

1096
01:35:37,859 --> 01:35:39,166
‫رأی دادگاه:

1097
01:35:40,083 --> 01:35:44,416
‫به جرم برنامه‌ریزی
‫ و مشارکت در قتل عمد 6 نفر...

1098
01:35:44,583 --> 01:35:49,625
‫و اخاذی از مشاغل متعدد در استانبول
‫به حبس ابد محکوم می‌شود.

1099
01:36:02,708 --> 01:36:05,500
‫قطار اکسپرس آناتولی در آستانۀ حرکت است.

1100
01:36:05,666 --> 01:36:09,791
‫مسافران محترم، هم‌اکنون
‫می‌توانید سوار قطار شوید.

1101
01:36:10,708 --> 01:36:15,500
‫[مشکلات بدهکاری ختم به خون شد!]

1102
01:36:23,083 --> 01:36:26,875
‫[تبهکارِ جوان به حبس ابد محکوم شد.]

1103
01:36:27,625 --> 01:36:28,750
‫ممنون.

1104
01:36:37,916 --> 01:36:39,166
‫خدا کمک‌تون کنه.

1105
01:37:09,416 --> 01:37:11,708
‫سلام. من کجا می‌تونم بخوابم؟

1106
01:37:12,958 --> 01:37:14,666
‫توقع داری بهت راه نشون بدم؟

1107
01:37:14,750 --> 01:37:16,666
‫مگه هتله؟
‫ برو برای خودت جا پیدا کن.

1108
01:38:18,791 --> 01:38:19,875
‫هی یارو!

1109
01:38:21,916 --> 01:38:24,416
‫فقط اینجا رو تونستی پیدا کنی؟ هان؟

1110
01:38:25,416 --> 01:38:28,000
‫شنیدیم جمال و بالتالی
‫رو تو کُشتی.

1111
01:38:30,291 --> 01:38:32,625
‫ولی بچه‌های اینجا رو دستِ‌کم نگیر.

1112
01:38:34,416 --> 01:38:36,458
‫تاکوز محمد، 4 قتل.

1113
01:38:37,916 --> 01:38:40,083
‫پاشا کاظم، 3 تا قتل هم اون داره.

1114
01:38:41,208 --> 01:38:42,208
‫سامیِ پدرسوخته.

1115
01:38:42,958 --> 01:38:47,958
‫قرار بود 6 ماه اینجا باشه
‫ولی 13 ساله که نرفته. برای برخورد با امثال تو.

1116
01:38:48,958 --> 01:38:51,791
‫و داری می‌بینی که
‫همه‌شون در خدمتِ من هستن.

1117
01:38:52,833 --> 01:38:54,041
‫اینجا یه رئیس داره.

1118
01:38:54,958 --> 01:38:57,750
‫اون هم منم.
‫اونجا هم جای منه.

1119
01:39:11,250 --> 01:39:14,250
‫رئیس، صاحب زندانه.
‫زندان هم، خونه‌شه.

1120
01:39:15,375 --> 01:39:17,375
‫حرمت کسایی که به خونه‌اش میان
‫ رو نگه میداره.

1121
01:39:17,708 --> 01:39:19,250
‫اینجوری مسخره‌شون نمی‌کنه.

1122
01:39:19,875 --> 01:39:22,708
‫زندانی‌ها خانواده‌اش هستن
‫اون‌ها رو مثل بچه‌های خودش می‌دونه.

1123
01:39:23,833 --> 01:39:25,583
‫بینشون فرق نمی‌ذاره.

1124
01:39:26,875 --> 01:39:29,500
‫جایی که اون باشه
‫پر از برکته. برکت!

1125
01:39:30,625 --> 01:39:32,958
‫بقیه اینجوری نمی‌شینن
‫فقط به هم نگاه کنن.

1126
01:39:33,857 --> 01:39:35,625
‫از کسایی که ضعیف‌تر هستن
‫ حمایت می‌کنه.

1127
01:39:36,708 --> 01:39:38,541
‫وقتی اون باشه
‫هیچ‌کس احساس ترس نمی‌کنه.

1128
01:39:39,208 --> 01:39:41,416
‫با اطرافیانش رفاقت می‌کنه.

1129
01:39:42,125 --> 01:39:43,583
‫اونا رو بَردۀ خودش نمی‌کنه.

1130
01:39:46,208 --> 01:39:47,250
‫چه خوب حرف می‌زنه.

1131
01:39:47,416 --> 01:39:49,583
‫با این که جَوونه ولی
‫سرد و گرم چشیده‌اس.

1132
01:40:03,000 --> 01:40:04,416
‫به خودت میگی رئیس.

1133
01:40:05,250 --> 01:40:07,500
‫ولی نهایتاً بشه بهت گفت خواجه.

1134
01:40:08,625 --> 01:40:10,791
‫و اینجور آدم‌ها اینجا کاری ندارن.

1135
01:40:11,125 --> 01:40:12,916
‫چه زِری زدی؟

1136
01:40:19,708 --> 01:40:20,875
‫خوش اومدی داداش.

1137
01:40:21,041 --> 01:40:22,541
‫- خوش اومدی داداش.
‫- خوش اومدی داداش.

1138
01:40:22,625 --> 01:40:24,125
‫- خوش اومدی داداش.
‫- خوش اومدی داداش.

1139
01:40:24,208 --> 01:40:28,500
‫خوش اومدی داداش.

1140
01:40:28,958 --> 01:40:30,833
‫همه به من گوش کنید.

1141
01:40:35,083 --> 01:40:37,125
‫هرجا من باشم، رفاقت هست.

1142
01:40:38,375 --> 01:40:39,875
‫نه خودم بَرده می‌شم

1143
01:40:40,416 --> 01:40:42,083
‫نه کسی رو بَردۀ خودم می‌کنم.

1144
01:40:49,250 --> 01:40:53,208
‫نه بَرده می‌شم
‫نه کسی رو بَردۀ خودم می‌کنم.

1145
01:40:54,833 --> 01:40:56,541
‫این جمله، زندان رو تغییر داد.

1146
01:40:57,833 --> 01:41:02,625
‫روز اولی که اومدی اینجا رو یادمه.
‫ 15 سال پیش.

1147
01:41:05,916 --> 01:41:09,583
‫از اون روز تا حالا محبت و احترام
‫همه رو به دست آوردی.

1148
01:41:10,416 --> 01:41:12,166
‫و شدی...

1149
01:41:12,875 --> 01:41:14,666
‫رئیس محبوب زندان.

1150
01:41:15,173 --> 01:41:19,833
‫حق هم دارن.
‫به لطفت کار ما هم سبک‌تر شد.

1151
01:41:19,858 --> 01:41:21,500
‫این چه حرفیه، جناب رئیس؟

1152
01:41:22,666 --> 01:41:24,458
‫من فقط کاری که درست بود
‫رو انجام دادم.

1153
01:41:25,541 --> 01:41:29,083
‫امروز آخرین روزمه
‫از این به بعد یه رئیسِ بازنشسته‌ام.

1154
01:41:30,156 --> 01:41:33,958
‫کی می‌دونه اینجا چند نفر دیگه
‫مثل من قراره بازنشسته بشن.

1155
01:41:35,166 --> 01:41:38,291
‫من تو زمان خدمتم
‫کسی مثل تو ندیدم.

1156
01:41:40,375 --> 01:41:42,416
‫نمی‌خواستم بدون خداحافظی برم.

1157
01:41:42,500 --> 01:41:43,791
‫ممنون رئیس.

1158
01:41:44,875 --> 01:41:45,958
‫سایه‌تون کم نشه.

1159
01:41:47,750 --> 01:41:51,208
‫من هم از کارهایی که تا امروز
‫برام کردین ممنونم.

1160
01:41:53,041 --> 01:41:57,458
‫ولی خب الان بهتره
‫با نوه‌هاتون وقت بگذرونید.

1161
01:41:59,458 --> 01:42:00,833
‫مراقب خودتون باشید.

1162
01:42:02,375 --> 01:42:04,166
‫دیدی داشت یادم می‌رفت!

1163
01:42:08,625 --> 01:42:11,875
‫می‌دونی گانگستر معروف، عثمان
‫ماهِ پیش فوت کرد.

1164
01:42:12,750 --> 01:42:13,958
‫شنیده‌ام رئیس.

1165
01:42:14,708 --> 01:42:16,250
‫از نزدیک ندیده بودمش

1166
01:42:17,875 --> 01:42:20,083
‫ولی می‌دونم آدم خوبی بود.

1167
01:42:20,250 --> 01:42:21,291
‫روحش شاد.

1168
01:42:22,541 --> 01:42:25,083
‫وصیت کرده که
‫ دفتر خاطراتش رو به تو بدن.

1169
01:42:34,916 --> 01:42:36,333
‫اجازه ندادم کسی بازش کنه.

1170
01:43:57,948 --> 01:43:58,958
‫دخترم

1171
01:43:59,083 --> 01:44:03,166
‫بیمار به درمانی که این 2 سال
‫انجام دادیم به خوبی پاسخ داده.

1172
01:44:04,083 --> 01:44:07,791
‫دیگه می‌تونه بیرون از اینجا
‫به زندگیش ادامه بده ولی باید تحت نظر باشه.

1173
01:44:07,958 --> 01:44:10,625
‫یه ماه دیگه مرخص میشه.

1174
01:44:10,766 --> 01:44:13,541
‫همچین بیمارهایی به هیچ‌وجه
‫نباید داروهاشون رو به تعویق بندازن.

1175
01:44:13,875 --> 01:44:15,958
‫شما هم توی این قضیه
‫مسئولیت بزرگی به گردن‌تونه.

1176
01:44:16,791 --> 01:44:20,583
‫گاهی ممکنه بگه حالم خوبه
‫و نیازی به دارو ندارم.

1177
01:44:20,750 --> 01:44:24,375
‫ولی اگه مصرف داروهاش رو قطع کنه
‫دوباره باید تو بیمارستان بستری بشه.

1178
01:44:25,250 --> 01:44:28,333
‫خلاصۀ کلام اینکه
‫از اینجا به بعدش با شماست.

1179
01:44:29,916 --> 01:44:30,916
‫متوجه شدم.

1180
01:44:36,791 --> 01:44:40,625
‫برای همه چیز ممنونم آقای دکتر.
‫مثل چشمام از داداشم مراقبت می‌کنم.

1181
01:45:14,250 --> 01:45:15,416
‫داداش جواهر.

1182
01:45:20,083 --> 01:45:21,416
‫خوبی؟

1183
01:45:25,750 --> 01:45:30,458
‫امروز 2 سال شد.
‫نه نامه‌ای گرفتم، نه خبری ازشون دارم.

1184
01:45:32,333 --> 01:45:35,208
‫مطمئنم یه اتفاقی براشون افتاده.

1185
01:45:45,708 --> 01:45:46,833
‫[قاضی دادگاه کیفری، عمر سینا]

1186
01:45:46,916 --> 01:45:47,916
‫بیا تو.

1187
01:45:49,791 --> 01:45:52,708
‫- آقا، براتون یه سری اسناد رسیده.
‫- بذارشون اینجا پسرم.

1188
01:46:04,333 --> 01:46:07,875
‫بدین وسیله اعلام می‌دارد...

1189
01:46:08,041 --> 01:46:10,166
‫شواهد جدید در پروندۀ 728-1978

1190
01:46:10,333 --> 01:46:17,000
‫مربوط به زندانی جواهر پاشالی اوغلو
‫که به حبس ابد محکوم شده،

1191
01:46:17,166 --> 01:46:19,916
‫برای جرم‌های 15 سال پیش یافت شده.

1192
01:46:20,083 --> 01:46:23,583
‫لذا زندانی باید مجدداً
‫ مورد محاکمه قرار بگیرد.

1193
01:46:23,750 --> 01:46:27,000
‫پی‌نوشت: فایل شواهد جدید
‫پیوست شده.

1194
01:46:27,166 --> 01:46:30,958
‫با احترام، دادستان عمومی
‫آنکارا، مراد چویک

1195
01:46:46,333 --> 01:46:47,333
‫جواهر.

1196
01:46:48,541 --> 01:46:50,666
‫فردا میری دادگاه.

1197
01:46:50,833 --> 01:46:51,833
‫دادگاه؟

1198
01:46:53,208 --> 01:46:55,708
‫دادستان درخواست محاکمۀ  مجدد داده.

1199
01:46:59,750 --> 01:47:02,541
‫رأی دادگاه:
‫به نام ملت بزرگ ترکیه

1200
01:47:04,208 --> 01:47:07,500
‫در این پرونده که با توجه به شواهد جدید
‫مورد تجدیدنظر قرار می‌گیرد

1201
01:47:07,666 --> 01:47:10,458
‫با وجود اینکه زندانی
‫جواهر پاشالی اوغلو

1202
01:47:10,625 --> 01:47:13,750
‫اظهار داشته که در
‫زمان حادثه تنها بوده است

1203
01:47:15,041 --> 01:47:18,791
‫با توجه به گزارش نابینایی متهم
‫از ناحیه چشم راست

1204
01:47:19,375 --> 01:47:23,166
‫که توسط بیمارستان دولتی ارائه شده

1205
01:47:23,333 --> 01:47:28,916
‫و همچنین بر اساس اظهارات
‫کارکنان کلوپ در زمان وقوع حادثه

1206
01:47:29,625 --> 01:47:32,500
‫مشخص می‌شود متهم و صباح‌الدین سونگور
‫که با جراحات سخت...

1207
01:47:32,583 --> 01:47:35,583
‫از حادثه جان سالم به در برده‌اند
‫برای حفاظت از جان خود مرتکب جرم شده‌اند.

1208
01:47:36,333 --> 01:47:39,958
‫صباح‌الدین سونگور به جرم قتل عمد
‫به 18 سال حبس محکوم می‌شود.

1209
01:47:40,041 --> 01:47:46,916
‫به استناد مواد 81 و 29
‫قانون شمارۀ  5237.

1210
01:47:48,666 --> 01:47:53,958
‫با توجه به اینکه وِی 2 سال در بیمارستانِ
‫روانی باکرکوی تحت درمان بوده است

1211
01:47:55,000 --> 01:47:59,208
‫بر اساس گزارش ارائه شده از طرف بیمارستان،
‫فاقد صلاحیت کیفری است.

1212
01:48:00,166 --> 01:48:03,708
‫و تدابیر درمانی توسط بیمارستان ادامه دارد.

1213
01:48:04,416 --> 01:48:09,958
‫حبس ابد زندانی جواهر پاشالی
‫اوغلو به ۲۲ سال کاهش یافت.

1214
01:48:11,041 --> 01:48:13,541
‫که با توجه به حُسن رفتار او در زندان...

1215
01:48:28,625 --> 01:48:31,416
‫چشمت روشن.
‫فردا مرخص میشی.

1216
01:48:32,083 --> 01:48:35,083
‫این هم آخرین داروهات
‫توی بیمارستان.

1217
01:49:37,946 --> 01:49:39,916
‫- به سلامت بری رئیس.
‫- ممنونم.

1218
01:49:40,083 --> 01:49:41,083
‫به سلامت.

1219
01:49:41,250 --> 01:49:42,625
‫- حلالم کن.
‫- این چه حرفیه!

1220
01:49:42,708 --> 01:49:45,083
‫- خدا پشت و پناهت باشه رئیس.
‫- گریه بی گریه.

1221
01:49:45,250 --> 01:49:47,291
‫من رو ببین. گریه نداریم.

1222
01:49:47,666 --> 01:49:49,000
‫خدا پشت و پناهت باشه، رئیس.

1223
01:49:54,976 --> 01:49:57,041
‫3 ماه دیگه میام پیشتون ایشالا.

1224
01:49:57,166 --> 01:49:59,333
‫ایشالا. مراقب خودت باش.

1225
01:50:01,333 --> 01:50:04,125
‫در پناه خدا باشی.
‫ازت ممنونیم.

1226
01:50:04,291 --> 01:50:06,375
‫کارهایی که انجام دادی
‫فراموش‌کردنی نیست.

1227
01:50:06,541 --> 01:50:09,041
‫- حلالم کن.
‫- ازت جز خوبی چیزی ندیدیم.

1228
01:50:09,208 --> 01:50:10,625
‫من هم همینطور!

1229
01:50:18,000 --> 01:50:19,458
‫مراقب خودت باش، داداشی.

1230
01:50:25,625 --> 01:50:27,708
‫به خدا سپردمتون.

1231
01:50:29,375 --> 01:50:31,166
‫حلالم کنید.

1232
01:50:31,333 --> 01:50:33,625
‫- این چه حرفیه!
‫- ازت بدی ندیدیم.

1233
01:50:35,041 --> 01:50:36,500
‫به سلامت.

1234
01:50:36,666 --> 01:50:37,916
‫موفق باشی، پسر.

1235
01:50:38,375 --> 01:50:39,416
‫ممنون.

1236
01:50:40,458 --> 01:50:41,500
‫به سلامت!

1237
01:50:43,166 --> 01:50:44,208
‫ممنون.

1238
01:51:12,041 --> 01:51:13,083
‫جواهر!

1239
01:51:20,416 --> 01:51:21,916
‫خدا رو شکر!

1240
01:51:22,083 --> 01:51:23,125
‫خدا رو شکر!

1241
01:51:25,166 --> 01:51:26,250
‫خدا رو شکر!

1242
01:51:29,083 --> 01:51:30,375
‫خدا رو شکر!

1243
01:51:30,541 --> 01:51:33,291
‫می‌دونستم یه روزی آزاد میشی.
‫می‌دونستم!

1244
01:51:51,166 --> 01:51:53,291
‫حالا واقعاً دیوونه‌ای؟

1245
01:51:55,875 --> 01:51:58,625
‫چارۀ دیگه‌ای برای
‫نجات جفت‌مون نداشتم داداش.

1246
01:51:59,875 --> 01:52:01,375
‫یعنی یه کم نقش بازی کردم.

1247
01:52:09,791 --> 01:52:10,916
‫به لطف مراد.

1248
01:52:31,708 --> 01:52:32,916
‫دادستان مراد چویک.

1249
01:52:37,291 --> 01:52:38,291
‫بابام...

1250
01:52:39,958 --> 01:52:42,500
‫خیلی دوست داشت
‫این لحظه رو ببینه ولی خب نشد.

1251
01:52:48,958 --> 01:52:51,375
‫وصیت کرده این رو به شما بدم.

1252
01:53:00,083 --> 01:53:04,833
‫نمی‌دونم اگه امروز زنده بودم
‫شهامت رو‌به‌رو شدن باهات رو داشتم یا نه

1253
01:53:05,875 --> 01:53:10,208
‫ولی حداقل زمانی که این نامه رو بخونی
‫روحم به آرامش می‌رسه.

1254
01:53:12,166 --> 01:53:14,125
‫پسرم مراد دانشجوی حقوقه.

1255
01:53:15,291 --> 01:53:16,708
‫می‌خواد دادستان بشه.

1256
01:53:17,416 --> 01:53:19,625
‫و می‌دونه که
‫ به لطف توئه که داره نفس می‌کشه.

1257
01:53:20,541 --> 01:53:24,500
‫برای همین زندگیش رو وقف نجاتِ آدمی کرده
‫که زندگیش رو نجات داده.

1258
01:53:25,291 --> 01:53:27,250
‫و فکر کنم امروز موفق شده باشه.

1259
01:53:28,875 --> 01:53:31,250
‫اون روز نتونستم طلب حلالیت کنم.

1260
01:53:32,125 --> 01:53:34,125
‫حالا لطفاً حلالم کن.

1261
01:53:35,375 --> 01:53:40,750
‫رانندۀ تاکسی که پولت رو
‫توی ماشینش جا گذاشتی، احمد چویک.

1262
01:53:56,750 --> 01:53:57,916
‫من حلالت کردم.

1263
01:54:03,750 --> 01:54:05,833
‫پدرت مرد محترمی بود.

1264
01:54:18,000 --> 01:54:20,208
‫شیرمرد تربیت کرده.

1265
01:54:23,166 --> 01:54:24,166
‫خب؟

1266
01:54:27,208 --> 01:54:28,208
‫ماشین اینجاست.

1267
01:54:29,250 --> 01:54:33,875
‫15 سال پیش اجازۀ ازدواج‌مون رو دادی.
‫دوباره باید خواستگاری کنم؟

1268
01:54:34,041 --> 01:54:36,958
‫این مدتی تو زندان بودی
‫علم پزشکی خیلی پیشرفت کرده، جواهر.

1269
01:54:37,083 --> 01:54:39,333
‫داری میگی به مرد کور دختر نمیدی؟

1270
01:54:39,416 --> 01:54:40,416
‫داداش!

1271
01:54:40,541 --> 01:54:44,250
‫البته اگه قرار باشه با یه برادرزن دیوونه
‫سر و کله بزنم، باید فکرهام رو بکنم.

1272
01:54:44,416 --> 01:54:45,750
‫باشه. باشه. سوار شو.

1273
01:54:51,458 --> 01:54:54,625
‫اگه بهم ندیش، تو راه
‫ خودم رو از ماشین پرت می‌کنم بیرون.

1274
01:54:54,875 --> 01:54:58,208
‫اگه من ادای دیوونه‌ها رو در میارم،
‫تو واقعاً دیوونه‌ای. می‌دونستی؟

1275
01:54:58,875 --> 01:55:01,916
‫خدیجه، تو خوب فکرهات رو کردی آبجی؟

1276
01:55:02,083 --> 01:55:04,250
‫من 15 سال منتظر این لحظه بودم.

1277
01:55:06,458 --> 01:55:09,125
‫حتی اگه واقعاً هم دیوونه باشه
‫بیخیالش نمیشم.

1278
01:55:31,041 --> 01:55:33,000
‫کارهای خوبی که تو زندان کردی...

1279
01:55:34,833 --> 01:55:37,291
‫حالا اینجا منتظرتن.

1280
01:55:41,791 --> 01:55:43,583
‫اگه یه روز آزاد شدی،

1281
01:55:45,083 --> 01:55:47,250
‫برای اینکه کارهایی که ما کردیم

1282
01:55:47,666 --> 01:55:49,083
‫و پشیمونی‌هامون رو

1283
01:55:50,708 --> 01:55:56,250
‫و عاقبت هر فرد رو بدونی،
‫دفتر خاطراتم رو برات می‌ذارم.

1284
01:55:59,791 --> 01:56:03,583
‫بایرام، یاشار و دیگران.

1285
01:56:08,291 --> 01:56:11,208
‫کیا بابت اشتباهات‌شون
‫مجازات نشدن؟

1286
01:56:16,041 --> 01:56:20,083
‫در مورد هر کدومشون یه نامه برات گذاشتم.

1287
01:56:24,583 --> 01:56:29,500
‫گفتم: «اگه یه روز آزاد بشه
‫حتماً میاد سراغت.»

1288
01:56:38,817 --> 01:56:40,041
‫میاد سراغ‌مون؟

1289
01:56:41,333 --> 01:56:42,458
‫بیاد ببینیم.

1290
01:56:43,833 --> 01:56:45,083
‫چی برای گفتن داره؟

1291
01:56:47,250 --> 01:56:48,250
‫ما...

1292
01:56:52,648 --> 01:56:53,750
‫آقا.

1293
01:56:54,583 --> 01:56:57,375
‫سرِ نماز عصر اعلام کردن که شما مُردین.

1294
01:56:57,625 --> 01:56:59,416
‫چی داری میگی تو؟

1295
01:56:59,666 --> 01:57:01,750
‫حتماً تشابه اسمیه.

1296
01:57:01,775 --> 01:57:03,358
‫برو اونی که اعلام کرده رو برام بیار.

1297
01:57:03,541 --> 01:57:04,541
‫چشم قربان.

1298
01:57:08,541 --> 01:57:13,666
‫ما تلاش می‌کنیم
‫همه چیز بهتر بشه.

1299
01:57:14,875 --> 01:57:17,125
‫تا امروز با کیا که رو‌به‌رو نشدیم!

1300
01:57:18,458 --> 01:57:20,291
‫حالا از یه بچه بترسیم؟

1301
01:57:21,875 --> 01:57:23,750
‫امیدوارم بچۀ عاقلی باشه.

1302
01:57:54,375 --> 01:57:57,166
‫توی این جمع، تو از همه کوچیکتری.

1303
01:58:00,013 --> 01:58:03,500
‫تو مملکت ما، وقتی بزرگتر هست
‫کوچیکترها سکوت می‌کنن.

1304
01:58:04,583 --> 01:58:08,666
‫ولی برای احترام به وصیت مرحوم،
‫به حرف‌هات گوش می‌دیم.

1305
01:58:12,750 --> 01:58:15,375
‫انسان به دنیا میاد و می‌میره.

1306
01:58:16,677 --> 01:58:18,250
‫بهش فرصت زندگی‌کردن داده میشه.

1307
01:58:19,666 --> 01:58:21,500
‫برای یادگیری، برای فهمیدن،

1308
01:58:21,525 --> 01:58:25,458
‫و اگه اشتباهی کرد
‫بره درستش رو پیدا کنه.

1309
01:58:27,208 --> 01:58:29,230
‫عثمان هم آدم خوبی بود.

1310
01:58:29,254 --> 01:58:31,541
‫برای خیر و خوبی جنگید.

1311
01:58:31,708 --> 01:58:34,708
‫اومدی ما رو نصیحت کنی؟
‫برو سر اصل مطلب.

1312
01:58:39,666 --> 01:58:40,666
‫درسته.

1313
01:58:41,401 --> 01:58:42,583
‫میرم سر اصل مطلب.

1314
01:58:43,632 --> 01:58:47,416
‫فردا توی همۀ روزنامه‌های ترکیه
‫آگهی ترحیم زده میشه.

1315
01:58:48,583 --> 01:58:52,833
‫بی‌شرف‌هایی که خودشون رو مرد می‌دونن
‫ولی از زن‌ها پول در میارن

1316
01:58:53,000 --> 01:58:59,583
‫و بچه‌های بی‌گناه رو مسموم می‌کنن
‫و اشک مادرهاشون رو در میارن، مُرده‌ان.

1317
01:59:01,375 --> 01:59:03,166
‫چه زِری داری می‌زنی؟

1318
01:59:04,125 --> 01:59:06,041
‫طبیعیه که نفهمی.

1319
01:59:07,375 --> 01:59:10,708
‫چون آگهی ترحیم تو
‫امروز منتشر شده.

1320
01:59:15,125 --> 01:59:16,625
‫[بایرام دورولماز فوت کرد.]

1321
01:59:16,650 --> 01:59:19,150
‫این چیه؟
‫یعنی چی؟

1322
01:59:20,848 --> 01:59:23,306
‫کی مُرده؟ کدوم خری مُرده؟

1323
01:59:33,291 --> 01:59:36,166
‫انسان وقتی می‌میره،
‫متوجه نمی‌شه که مُرده.

1324
01:59:37,083 --> 01:59:41,750
‫از همه می‌پرسه این کیه که مُرده؟

1325
01:59:43,083 --> 01:59:46,166
‫وقتی دیگران برای آمرزش روحش دعا می‌کنن،
‫اون نمی‌شنوه.

1326
01:59:46,250 --> 01:59:48,041
‫حتی اگه بشنوه هم، باور نمی‌کنه.

1327
01:59:49,375 --> 01:59:52,958
‫حتی زیر تابوت خودش رو هم می‌گیره.

1328
01:59:54,458 --> 01:59:58,083
‫ولی وقتی امام جماعت میاد
‫و روی قبرش آب می‌ریزه

1329
01:59:59,666 --> 02:00:02,875
‫و سعی می‌کنه بلند شه
‫و سرش به تابوت می‌خوره

1330
02:00:05,958 --> 02:00:11,083
‫میگه: «وای! اونی که مُرده منم.»

1331
02:00:13,791 --> 02:00:15,833
‫2 ساعت بعد که سرت می‌خوره به تابوت...

1332
02:00:17,250 --> 02:00:21,333
‫می‌فهمی مُرده کیه داداش.

1333
02:00:21,357 --> 02:00:31,357
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]
