﻿
1
00:00:04,000 --> 00:00:37,000
FilmYar

2
00:00:48,000 --> 00:01:13,000
FilmYar

3
00:03:45,600 --> 00:03:47,690
بهت گفتم ساکت بمون.

4
00:03:49,520 --> 00:03:51,030
دارم دعا می‌کنم.

5
00:03:52,110 --> 00:03:55,860
اگه ایتالیایی‌ها صداتو بشنون، حتی خدا هم نمی‌تونه نجاتت بده.

6
00:03:58,780 --> 00:04:02,490
وقتی رسیدیم، وانمود کن که لالی.

7
00:04:02,580 --> 00:04:06,250
مثل یه هنرپیشه. نقش آدم لال رو بازی کن.

8
00:04:45,370 --> 00:04:47,630
‏«کنار انبار و کنار رود،

9
00:04:47,710 --> 00:04:49,210
که دفن...

10
00:04:49,290 --> 00:04:52,800
که منو تو این گِل سنگرها دفن کرد.»

11
00:04:52,880 --> 00:04:54,960
‏«و مثل سربازان گمشده،

12
00:04:55,050 --> 00:05:00,680
ماجراهای ناتمام خود را زندگی می‌کنیم.»

13
00:05:01,390 --> 00:05:02,680
تموم شد؟

14
00:05:02,760 --> 00:05:07,060
یه کف مرتب برای آرخیلوخوسِ خودمون،

15
00:05:07,140 --> 00:05:09,730
به‌خاطر شعرش، عشقش به زندگی! بزن، بزن، بزن!

16
00:05:09,810 --> 00:05:12,310
یه استعداد کمدیِ واقعی!

17
00:05:12,400 --> 00:05:16,360
ولی حالا آمفیتریونِ ما برگشته!

18
00:05:16,440 --> 00:05:18,700
ارمته زاکونی!

19
00:05:21,160 --> 00:05:22,200
سربازان!

20
00:05:22,280 --> 00:05:26,460
امروز یه روز دیگه از غم و جنگ نخواهد بود.

21
00:05:26,540 --> 00:05:28,950
امروز زندگی رو جشن می‌گیریم!

22
00:05:29,790 --> 00:05:31,000
یه زن.

23
00:05:31,080 --> 00:05:32,710
زنی که همه به‌خاطرش به ما حسودی می‌کنن.

24
00:05:32,790 --> 00:05:36,590
آقایان، هشتمین عجایب دنیای نو،

25
00:05:36,670 --> 00:05:39,340
مادرخوانده‌ی تئاترِ سربازان،

26
00:05:39,420 --> 00:05:43,180
الئونورا دوزه‌ی الهه، برای ما اینجاست!

27
00:05:49,730 --> 00:05:53,320
و کی می‌دونه، شاید طعمی از استعداد شگفت‌انگیزش رو بهمون بچشونه!

28
00:05:53,400 --> 00:05:55,530
از دیدارتون مفتخرم.

29
00:05:57,070 --> 00:05:58,390
نه، نه، اِم...

30
00:05:59,110 --> 00:06:00,860
از همین‌جا صحبت می‌کنم.

31
00:06:07,370 --> 00:06:08,870
پسرانم...

32
00:06:10,370 --> 00:06:13,130
ایتالیا به شما نیاز داره،

33
00:06:13,880 --> 00:06:17,090
تا بار دیگه بتونه آزاد

34
00:06:17,170 --> 00:06:18,510
و نیرومند باشه.

35
00:06:19,880 --> 00:06:22,130
نترسید.

36
00:06:23,640 --> 00:06:25,600
ما نمی‌ترسیم!

37
00:06:28,770 --> 00:06:30,230
شما پیروز می‌شید،

38
00:06:31,100 --> 00:06:35,060
و به‌زودی دوباره خونه خواهید بود.

39
00:06:42,990 --> 00:06:45,620
‏-دانونتزیوئه! -فرمانده‌ست!

40
00:06:45,700 --> 00:06:49,790
زنده باد دانونتزیو! زنده باد ایتالیا! زنده باد الئونورا دوزه!

41
00:06:50,160 --> 00:06:52,160
زنده باد الئونورا دوزه!

42
00:06:54,710 --> 00:06:57,000
‏-زنده باد دوزه‌ی الهه! -زنده باد دانونتزیو!

43
00:07:42,760 --> 00:07:44,260
بذاریدش روی این.

44
00:07:44,340 --> 00:07:45,760
درست همین‌جا.

45
00:07:47,050 --> 00:07:51,140
بذار از حال بری. مقاومت نکن. بی‌هوش شو.

46
00:07:53,350 --> 00:07:55,060
بی‌هوش شو.

47
00:07:56,560 --> 00:07:57,650
همینه.

48
00:07:57,730 --> 00:07:59,150
اینجا رو فشار بده.

49
00:07:59,230 --> 00:08:01,400
‏-باشه. -و ضدعفونیش کن.

50
00:08:02,860 --> 00:08:04,990
بعد بخیه‌ش بزن.

51
00:08:26,010 --> 00:08:28,510
این درخت زیباست، نه؟

52
00:08:31,510 --> 00:08:33,600
گاهی حس می‌کنم داره نگاهم می‌کنه

53
00:08:33,680 --> 00:08:35,070
و قضاوتم می‌کنه.

54
00:08:36,640 --> 00:08:38,640
شاید هنر بتونه نجاتمون بده.

55
00:08:39,610 --> 00:08:41,820
یا دست‌کم تسلامون بده.

56
00:08:43,690 --> 00:08:48,530
دیدن دوباره‌ی بازی شما لذت‌بخش می‌شه، مادام دوزه.

57
00:08:52,530 --> 00:08:55,830
نه، تقریباً ده سال پیش کنارش گذاشتم.

58
00:09:00,130 --> 00:09:04,170
حتی نمی‌دونم هنوز هنرپیشه‌ام یا نه.

59
00:09:04,250 --> 00:09:07,430
هوای اینجا برای سِلِتون مفیده.

60
00:09:07,510 --> 00:09:08,950
البته نه حالا.

61
00:09:13,220 --> 00:09:16,230
مادام! اینجایید!

62
00:09:16,310 --> 00:09:17,360
آروم باشید.

63
00:09:17,430 --> 00:09:20,770
منو وسط اون‌همه سرباز تنها گذاشتید.

64
00:09:21,480 --> 00:09:24,020
اجازه بدید دستیارمو معرفی کنم.

65
00:09:24,110 --> 00:09:27,490
دزیره فون ورتهایمشتاین.

66
00:09:28,570 --> 00:09:29,950
اتریشیه.

67
00:09:30,740 --> 00:09:32,080
سرگرد نیکاسترلی.

68
00:09:33,700 --> 00:09:37,540
مادام دوزه، بهتره برید. اینجا جای شما نیست.

69
00:09:37,620 --> 00:09:39,750
با اجازه‌تون، مادام.

70
00:09:45,000 --> 00:09:46,590
تو جاکومینویی.

71
00:09:48,380 --> 00:09:50,800
چقدر خوش‌سیما شدی!

72
00:09:51,720 --> 00:09:53,520
فکر نمی‌کردم منو یادتون باشه.

73
00:09:53,600 --> 00:09:55,390
حالت چطوره؟

74
00:09:56,100 --> 00:09:57,230
هنوز زنده‌ام.

75
00:09:57,310 --> 00:09:59,230
اون تو بودی، همین چند لحظه پیش،

76
00:09:59,310 --> 00:10:03,230
‏-روی صحنه، که شعرتو می‌خوندی؟ -بله.

77
00:10:03,310 --> 00:10:04,560
خوبه.

78
00:10:04,860 --> 00:10:06,360
خوبه، جاکومینو.

79
00:10:06,440 --> 00:10:08,400
من... اجازه هست؟

80
00:10:13,370 --> 00:10:15,240
این برای شماست.

81
00:10:16,790 --> 00:10:18,170
از هواپیما؟

82
00:10:22,670 --> 00:10:23,830
گابریله.

83
00:10:24,710 --> 00:10:26,330
فکر می‌کنه خداست.

84
00:10:29,420 --> 00:10:33,720
‏«هیچ‌کس هرگز آن‌گونه که گیزولا دوستم داشت، دوستم نداشته.»

85
00:10:35,100 --> 00:10:37,170
این پیش تو بمونه.

86
00:10:37,250 --> 00:10:38,840
حالا دیگه به همه‌ی شما بستگی داره،

87
00:10:38,920 --> 00:10:41,140
شما شاعران جوان.

88
00:10:41,810 --> 00:10:45,060
و تو، انقدر عبوس نگاه نکن. بیا.

89
00:10:45,150 --> 00:10:47,730
از دست تو چیکار کنم؟

90
00:12:14,360 --> 00:12:18,410
مذاکرات میان رم و فیومه

91
00:12:32,750 --> 00:12:36,340
امشب می‌خوام این سال رو باشکوه به پایان برسونم.

92
00:12:36,430 --> 00:12:41,100
به سلامتی عقب‌نشینی شگفت‌انگیز گابریله‌ی عزیزت می‌نوشم، الئونورا.

93
00:12:42,010 --> 00:12:43,810
گابریله...

94
00:12:43,890 --> 00:12:47,810
فقط برای انقلابش سلاح‌های اشتباهی انتخاب کرد.

95
00:12:48,560 --> 00:12:51,860
‏-باید توپ بیشتری به کار می‌برد؟ -نه.

96
00:12:51,940 --> 00:12:54,650
باید به شعر ایمان می‌آورد،

97
00:12:54,740 --> 00:12:59,030
که کندتره ولی از هر جنگی دورتر می‌ره.

98
00:13:02,910 --> 00:13:04,120
من باز می‌کنم.

99
00:13:11,460 --> 00:13:13,550
هنوز می‌نویسی، جاکومینو؟

100
00:13:13,630 --> 00:13:16,300
سعی می‌کنم، ولی کلمات نمیان.

101
00:13:16,380 --> 00:13:17,820
هنر مثل جنگه.

102
00:13:18,970 --> 00:13:20,470
خون هست،

103
00:13:20,890 --> 00:13:22,010
عرق،

104
00:13:22,100 --> 00:13:23,220
شجاعت،

105
00:13:23,310 --> 00:13:24,510
گِل

106
00:13:25,020 --> 00:13:26,480
و انضباط.

107
00:13:33,730 --> 00:13:35,820
کی بود، دزیره؟

108
00:13:40,660 --> 00:13:42,530
اون چیه پشتت؟

109
00:13:44,490 --> 00:13:46,240
واقعاً چیزی نیست.

110
00:13:46,330 --> 00:13:48,330
دزیره، نامه رو بهش بده.

111
00:13:49,790 --> 00:13:51,080
‏«واقعاً چیزی نیست.»

112
00:13:52,210 --> 00:13:56,630
نشونم بده چی دستته. چی برامون آوردن؟

113
00:14:02,800 --> 00:14:04,970
آلمانی بلد نیستم.

114
00:14:05,600 --> 00:14:07,680
چی نوشته؟

115
00:14:07,770 --> 00:14:09,270
ترجمه‌ش کن.

116
00:14:11,190 --> 00:14:14,110
بانک برلین ورشکست شده.

117
00:14:14,190 --> 00:14:15,940
دیگه چیزی برات نمونده.

118
00:14:17,490 --> 00:14:21,660
من... نمی‌فهمم. چه بلایی سر پولم اومده؟

119
00:14:26,540 --> 00:14:27,740
ببخشید.

120
00:14:29,620 --> 00:14:30,710
باید...

121
00:14:31,330 --> 00:14:32,540
باید برم...

122
00:14:36,420 --> 00:14:38,590
‏-مادام دوزه... -آه، خدای من!

123
00:14:38,760 --> 00:14:41,420
آب. مادام!

124
00:14:53,100 --> 00:14:55,560
الئونورا، نمی‌تونم از دستت بدم.

125
00:14:56,980 --> 00:14:59,280
تئاتر ایتالیا نمی‌تونه صدایی رو از دست بده

126
00:14:59,360 --> 00:15:03,620
که قلب و روحِ این‌همه شعرِ به‌یادماندنی بوده.

127
00:15:03,700 --> 00:15:06,580
می‌تونستیم نمایش‌های زیادی با هم اجرا کنیم.

128
00:15:06,660 --> 00:15:09,870
قطارها، هتل‌ها، تئاترها.

129
00:15:10,580 --> 00:15:12,250
تشویق‌های پرشور.

130
00:15:12,960 --> 00:15:15,210
تشویق‌های پرشور برای تو، الئونورا.

131
00:15:15,290 --> 00:15:17,370
و من در کنارت.

132
00:15:19,130 --> 00:15:22,960
می‌دونم در برابر هر بیماری‌ای قوی خواهی بود.

133
00:15:25,300 --> 00:15:29,310
ولی حتی در برابر خودِ مرگ هم قوی خواهی بود.

134
00:15:29,390 --> 00:15:32,180
ارمته، خواهش می‌کنم...

135
00:15:34,270 --> 00:15:37,270
بذار این لحظه رو از خودم برونم، خواهش می‌کنم.

136
00:15:39,610 --> 00:15:40,980
دکتر.

137
00:15:41,860 --> 00:15:44,070
التماستون می‌کنم، معجزه‌ای کنید.

138
00:15:44,150 --> 00:15:46,990
معجزه‌ها به دکتر نیازی ندارن.

139
00:15:58,880 --> 00:16:02,340
‏-هنوز زنده‌ست؟ -بله، انریکتا، ولی...

140
00:16:02,420 --> 00:16:04,300
باید آروم بمونه.

141
00:16:04,380 --> 00:16:08,550
‏-تبش... -کافی بود اینو ازش پنهون می‌کردیم.

142
00:16:08,930 --> 00:16:10,060
این‌طور فکر نمی‌کنید؟

143
00:16:10,140 --> 00:16:13,640
دکتر، حالش چطوره؟

144
00:16:13,730 --> 00:16:15,520
چیکار می‌تونم بکنم؟

145
00:16:16,730 --> 00:16:17,940
صبر کنید.

146
00:16:18,690 --> 00:16:19,940
همین.

147
00:16:22,400 --> 00:16:23,960
به‌زودی برمی‌گردم.

148
00:16:28,700 --> 00:16:31,490
لطف کنید و اتاق رو ترک کنید.

149
00:16:34,830 --> 00:16:36,540
من دخترشم.

150
00:16:36,620 --> 00:16:39,290
بیشتر از هر چیزی به من نیاز داره.

151
00:16:58,850 --> 00:17:00,310
مادر...

152
00:17:02,150 --> 00:17:03,690
من اینجام.

153
00:17:07,650 --> 00:17:09,780
ازت مراقبت می‌کنم.

154
00:19:06,650 --> 00:19:08,230
بیا دیگه، دزیره.

155
00:19:09,780 --> 00:19:11,070
مادام!

156
00:19:14,610 --> 00:19:17,200
عزیزم، بیا دیگه، آروم باش.

157
00:19:17,280 --> 00:19:18,530
ببین.

158
00:19:18,740 --> 00:19:21,790
این جواهرات رو ببر پیش گروگذار.

159
00:19:21,870 --> 00:19:23,250
صبر کن، صبر کن.

160
00:19:24,250 --> 00:19:26,880
این یکی رو نگه می‌دارم. برو.

161
00:19:33,010 --> 00:19:35,840
‏-بیا! -همه دارن میان.

162
00:19:43,730 --> 00:19:47,310
یه لحظه دیگه، همه‌تون رو هم در آغوش می‌گیرم.

163
00:19:47,440 --> 00:19:50,860
ولی فعلاً بذارید با مردی باشم که جونمو نجات داد.

164
00:19:52,190 --> 00:19:53,340
الئونورا...

165
00:19:56,160 --> 00:19:57,540
حق با تو بود.

166
00:19:58,410 --> 00:19:59,560
درباره‌ی چی؟

167
00:20:00,490 --> 00:20:02,490
اینکه اراده همه‌چیزه.

168
00:20:03,410 --> 00:20:06,830
و اگه اراده‌ی من و اراده‌ی تو رو با هم یکی کنیم،

169
00:20:08,040 --> 00:20:09,480
کی می‌تونه جلومونو بگیره؟

170
00:20:11,500 --> 00:20:14,340
می‌خوای جلومونو بگیری، جاکومینو؟

171
00:20:15,470 --> 00:20:17,010
‏-نه. -نه!

172
00:20:19,220 --> 00:20:21,970
و تو، دوست من؟

173
00:20:24,730 --> 00:20:25,980
الئونورا...

174
00:20:27,560 --> 00:20:29,180
نمی‌فهمم.

175
00:20:30,110 --> 00:20:31,480
من و ارمته،

176
00:20:32,030 --> 00:20:33,690
دوباره با هم کار می‌کنیم.

177
00:20:35,900 --> 00:20:37,490
چرا می‌خندی؟

178
00:20:37,570 --> 00:20:40,450
چون شاید دوازده سال زیادی طولانیه؟ شاید...

179
00:20:40,530 --> 00:20:43,370
شاید فکر می‌کنی که... که دیگه توانایی‌شو ندارم؟

180
00:20:43,450 --> 00:20:45,790
نه! زیادی طولانی نیست.

181
00:20:45,870 --> 00:20:48,800
آقای زاکونی، بهش بگید، زیادی طولانی نیست.

182
00:20:48,880 --> 00:20:50,510
یعنی می‌خواید بگید که،

183
00:20:50,590 --> 00:20:54,840
الئونورا دوزه مثل ققنوسی از خاکستر برخاسته، به صحنه برمی‌گرده؟

184
00:20:55,670 --> 00:20:57,390
خودت این‌طوری گفتی.

185
00:20:57,470 --> 00:21:00,260
چند ساعت پیش، بیشتر مرده بودی تا زنده.

186
00:21:00,350 --> 00:21:02,560
اون مال چند ساعت پیش بود.

187
00:21:02,640 --> 00:21:05,100
اون یه زمان دیگه بود.

188
00:21:05,730 --> 00:21:08,900
حس کردم مرگ از کنارم گذشت.

189
00:21:08,980 --> 00:21:13,940
بعد حس کردم... حس کردم آروم‌آروم دور شد،

190
00:21:14,030 --> 00:21:15,440
به لطف تو.

191
00:21:15,530 --> 00:21:16,950
و حالا حس می‌کنم...

192
00:21:17,030 --> 00:21:18,860
انقدر حس می‌کنم...

193
00:21:18,950 --> 00:21:20,410
انقدر آزاد

194
00:21:20,820 --> 00:21:22,370
و انقدر زنده!

195
00:21:22,450 --> 00:21:23,740
حس می‌کنم...

196
00:21:24,330 --> 00:21:27,920
حس می‌کنم زنده‌ام! زنده!

197
00:21:30,120 --> 00:21:33,960
می‌خوام از همون‌جا که رها کردم، از نو شروع کنم.

198
00:21:39,090 --> 00:21:40,590
ببین، وانگل،

199
00:21:41,390 --> 00:21:44,300
بانوی دریا برگشته.

200
00:21:45,270 --> 00:21:46,310
ایبسن.

201
00:21:48,770 --> 00:21:49,890
مادر؟

202
00:21:50,480 --> 00:21:52,150
انریکتا!

203
00:21:52,230 --> 00:21:53,650
عزیز دلم.

204
00:21:55,610 --> 00:21:57,490
بذار نگاهت کنم.

205
00:21:59,450 --> 00:22:04,030
انریکتا، خیلی وقت گذشته، سال‌های زیادی...

206
00:22:04,120 --> 00:22:06,780
عزیزم، خیلی وقت گذشته...

207
00:22:08,660 --> 00:22:10,280
بذار نگاهت کنم.

208
00:22:18,420 --> 00:22:20,760
سلامتیت خیلی شکننده‌ست،

209
00:22:22,140 --> 00:22:24,390
و همه‌ی پولت از بین رفته.

210
00:22:25,220 --> 00:22:27,520
ولی این مشکلی نیست.

211
00:22:27,600 --> 00:22:31,690
لازم نیست به اون دنیای گناهکارها برگردی.

212
00:22:31,770 --> 00:22:33,690
همه‌شون ریاکارن.

213
00:22:34,770 --> 00:22:37,320
‏-این‌طور فکر می‌کنی؟ -آره.

214
00:22:37,400 --> 00:22:39,240
می‌خوان ازت سوءاستفاده کنن.

215
00:22:39,320 --> 00:22:42,280
ولی من اینجام. بیا با ما زندگی کن.

216
00:22:42,360 --> 00:22:43,920
با بچه‌ها.

217
00:22:45,620 --> 00:22:47,540
بچه‌ها چطورن؟

218
00:22:47,620 --> 00:22:49,080
‏-خوبن. -خوبن؟

219
00:22:49,160 --> 00:22:50,790
‏-آره. -و ادوارد، اون چطوره؟

220
00:22:50,870 --> 00:22:52,120
خوبه.

221
00:23:18,780 --> 00:23:20,070
‏«تو می‌توانی،

222
00:23:21,320 --> 00:23:23,530
می‌خواهی مرا اینجا نگه داری،

223
00:23:26,870 --> 00:23:28,370
ولی...

224
00:23:28,740 --> 00:23:30,410
روحم،

225
00:23:33,660 --> 00:23:35,290
افکارم،

226
00:23:37,540 --> 00:23:39,170
خواسته‌هایم،

227
00:23:41,590 --> 00:23:44,050
این‌ها را هرگز نمی‌توانی به بند بکشی.»

228
00:23:51,220 --> 00:23:52,480
‏«آزاد،

229
00:23:53,060 --> 00:23:54,270
آزاد،

230
00:23:54,890 --> 00:23:56,310
مسئول.»

231
00:24:00,070 --> 00:24:02,230
‏«این همه‌چیز را تغییر می‌دهد!»

232
00:24:22,670 --> 00:24:24,670
‏«درباره‌ی دریا صحبت کردیم،

233
00:24:26,430 --> 00:24:28,220
درباره‌ی توفان‌ها و آرامش،

234
00:24:28,300 --> 00:24:32,100
و اینکه شب در دریا چه دراز بود،

235
00:24:32,180 --> 00:24:34,810
در تاریکی مطلق و...

236
00:24:34,890 --> 00:24:39,280
و از رنگ‌های درخشان امواج و روزهای زیبا.»

237
00:24:39,360 --> 00:24:44,360
‏«ولی بیشتر درباره‌ی نهنگ‌ها و دلفین‌ها و فُک‌ها صحبت کردیم،

238
00:24:44,440 --> 00:24:48,410
که زیر آفتاب روی صخره‌ها دراز می‌کشند.»

239
00:24:49,370 --> 00:24:51,370
دیشب چند صفحه نوشتم.

240
00:24:51,450 --> 00:24:55,120
فقط شروعِ یه نمایشنامه‌ست. ناتمومه.

241
00:24:55,200 --> 00:24:56,830
بیشتر یه ایده‌ست.

242
00:24:59,080 --> 00:25:03,420
لحظه‌ی مناسبی پیدا نکردم که بهش بدمش.

243
00:25:07,050 --> 00:25:09,050
می‌تونی این کارو برام بکنی؟

244
00:25:09,890 --> 00:25:13,890
فکر کنم تقریباً رسیدیم، باید پیاده شیم.

245
00:25:43,920 --> 00:25:47,430
فکر می‌کنی اگه یواشکی برگردم عصبانی می‌شه؟

246
00:25:47,510 --> 00:25:52,510
اگه می‌خوای پوستت سالم بمونه، بهتره جلوی کنجکاویتو بگیری.

247
00:25:54,850 --> 00:25:56,640
روز اول.

248
00:25:59,690 --> 00:26:00,850
روز دوم.

249
00:26:04,650 --> 00:26:06,320
زیباست؟

250
00:26:06,400 --> 00:26:08,360
فراتر از زیبا.

251
00:26:10,490 --> 00:26:12,580
داری اوضاعو بدتر می‌کنی.

252
00:26:12,660 --> 00:26:16,330
چند قدم بردار، لطفاً، الئونورا.

253
00:26:18,290 --> 00:26:20,870
دست‌هاتو بالا و پایین ببر.

254
00:26:22,790 --> 00:26:25,540
‏-بالا و پایین. -احساس آزادی می‌کنی؟

255
00:26:26,340 --> 00:26:27,760
کاملاً آزادم.

256
00:26:27,840 --> 00:26:32,760
من... نمی‌دونم چطور بابت این اثر هنری ازت تشکر کنم.

257
00:26:49,320 --> 00:26:52,870
شاید لازم باشه اینجا یه کم بالاترش بیاری.

258
00:26:52,950 --> 00:26:54,870
چون...

259
00:26:54,950 --> 00:26:57,200
تئاترها همیشه کوران دارن.

260
00:26:58,490 --> 00:27:00,370
‏-جاکومینو... -برگرد.

261
00:27:00,450 --> 00:27:05,460
دوست داری اولین تماشاگرِ الیدای جدیدم باشی؟

262
00:27:09,170 --> 00:27:13,880
انگار اولین تماشاگرمون مسحور شده.

263
00:27:13,970 --> 00:27:16,970
همیشه سرش تو آسمونه.

264
00:27:18,100 --> 00:27:21,760
می‌تونی هر چی تو فکرته بهم بگی.

265
00:27:24,150 --> 00:27:25,480
خیره‌کننده.

266
00:27:39,120 --> 00:27:40,320
مادام دوزه؟

267
00:27:41,330 --> 00:27:43,670
می‌تونم ازتون خواهش کنم چیزی رو که نوشتم بخونید؟

268
00:27:45,170 --> 00:27:46,250
بناسی...

269
00:27:47,460 --> 00:27:48,710
بناسی!

270
00:27:52,970 --> 00:27:56,260
برام مهم نیست، به درک

271
00:28:00,430 --> 00:28:01,680
بس کن!

272
00:28:04,390 --> 00:28:05,640
کمک!

273
00:28:07,610 --> 00:28:10,300
مادام، نه!

274
00:28:10,650 --> 00:28:12,190
نگهبان‌ها! نگهبان‌ها!

275
00:28:26,580 --> 00:28:27,710
استاد.

276
00:28:27,790 --> 00:28:31,720
منو بابت اون صحنه‌ی زشت ببخشید، ولی قسم می‌خورم شروع‌کننده‌ش من نبودم.

277
00:28:31,800 --> 00:28:35,100
آفرین. اینجا جای همجنس‌بازها نیست!

278
00:28:35,170 --> 00:28:36,930
حرفتو باور می‌کنم.

279
00:28:38,430 --> 00:28:43,600
همیشه درست نیست که آدم طرف دیگه‌ی صورتشو جلو بیاره.

280
00:28:43,680 --> 00:28:46,190
کار درستی کردی، بناسی.

281
00:28:48,270 --> 00:28:49,400
منو ببخشید.

282
00:28:50,440 --> 00:28:52,020
منو ببخشید.

283
00:28:53,650 --> 00:28:55,110
بارونسِ بیچاره و عزیزم.

284
00:28:56,780 --> 00:28:59,540
خواستی بهم کمک کنی و اونا بهت آسیب زدن.

285
00:28:59,620 --> 00:29:02,200
‏-حالا ازت مراقبت می‌کنم. -نه، چیزی نیست.

286
00:29:02,280 --> 00:29:03,950
اوه، بیخیال!

287
00:29:05,450 --> 00:29:07,370
خودت می‌تونی انجامش بدی؟

288
00:29:07,830 --> 00:29:10,080
یالا، داری خون‌ریزی می‌کنی!

289
00:29:12,750 --> 00:29:15,050
تو اینجایی که بازی کنی!

290
00:29:15,130 --> 00:29:17,430
که تو نمایشی از ایبسن بازی کنی!

291
00:29:17,510 --> 00:29:20,100
‏-روشنه؟ -اگه داد بزنی، من نمی‌تونم...

292
00:29:20,180 --> 00:29:21,970
هر چقدر بخوام داد می‌زنم!

293
00:29:22,050 --> 00:29:27,050
سال‌ها طول کشید تا یاد بگیرم بدون از دست دادن صدام داد بزنم!

294
00:29:27,140 --> 00:29:28,940
مانریکو، نشونش بده!

295
00:29:29,020 --> 00:29:30,690
مادرش هم دیوونه مُرد!

296
00:29:30,770 --> 00:29:32,770
عالی بود، افتضاح بود!

297
00:29:35,190 --> 00:29:37,820
مادرش هم دیوونه بود.

298
00:29:37,900 --> 00:29:41,870
یا فقط بگو، «دیوونه مُرد» هر جور که دلت می‌خواد.

299
00:29:41,950 --> 00:29:44,830
‏«اینو می‌دونم،» و انگشتشو نشونه می‌ره.

300
00:29:44,910 --> 00:29:45,950
دیالوگ‌ها.

301
00:29:46,040 --> 00:29:47,910
اینو می‌دونم.

302
00:29:48,000 --> 00:29:49,870
اینو می‌دونم!

303
00:29:49,960 --> 00:29:52,380
حتی نمی‌دونم دارم درباره‌ی کی حرف می‌زنم!

304
00:29:52,460 --> 00:29:55,670
چی؟ داری درباره‌ی الیدا، شخصیت اصلی، حرف می‌زنی.

305
00:29:55,760 --> 00:29:57,090
الیدا؟

306
00:29:58,130 --> 00:29:59,970
منظورت اون مبل راحتیه.

307
00:30:00,050 --> 00:30:03,850
این چند هفته الیدا برای ما همون بوده.

308
00:30:03,930 --> 00:30:06,520
کسی از شما مادام دوزه رو دیده؟

309
00:30:08,140 --> 00:30:09,730
تا حالا دیدیدش؟

310
00:30:09,810 --> 00:30:12,110
تا حالا سر تمرین‌ها اومده؟

311
00:30:12,650 --> 00:30:14,440
من نامادریتم.

312
00:30:23,070 --> 00:30:24,570
اسمت چیه؟

313
00:30:25,030 --> 00:30:26,830
چچیلیا رینالدی.

314
00:30:27,830 --> 00:30:29,370
نه.

315
00:30:29,460 --> 00:30:30,700
اینجا.

316
00:30:31,210 --> 00:30:32,530
تو این خونه.

317
00:30:34,210 --> 00:30:37,300
با این آدم‌ها، تو این لباس.

318
00:30:41,300 --> 00:30:42,720
تو کی هستی؟

319
00:30:45,600 --> 00:30:46,970
هیلده.

320
00:30:49,930 --> 00:30:50,980
هیلده.

321
00:30:55,440 --> 00:30:57,120
مادرت مرده؟

322
00:30:58,690 --> 00:31:00,110
مرده؟

323
00:31:03,610 --> 00:31:05,160
مادرت

324
00:31:06,280 --> 00:31:07,530
مرده؟

325
00:31:11,830 --> 00:31:13,460
جوابمو بده.

326
00:31:14,710 --> 00:31:15,710
بله.

327
00:31:15,840 --> 00:31:17,340
چند سالت بود؟

328
00:31:20,170 --> 00:31:21,470
دوازده.

329
00:31:23,010 --> 00:31:24,470
کی بهت گفت؟

330
00:31:26,510 --> 00:31:28,520
‏-پدرم. -کجا بودی؟

331
00:31:32,270 --> 00:31:34,180
بهت چی گفت؟

332
00:31:35,730 --> 00:31:37,940
‏«از این به بعد،

333
00:31:39,780 --> 00:31:41,570
مادر دیگه نیست.»

334
00:31:44,280 --> 00:31:46,450
مادرت ازت محافظت می‌کرد.

335
00:31:48,910 --> 00:31:50,870
اون ازت محافظت می‌کرد.

336
00:31:52,160 --> 00:31:55,080
و حالا، کی ازت محافظت می‌کنه؟

337
00:31:55,670 --> 00:31:56,670
کی؟

338
00:31:58,500 --> 00:31:59,500
کی؟

339
00:32:01,800 --> 00:32:03,220
هیچ‌کس.

340
00:32:04,300 --> 00:32:06,930
پدرت ازت محافظت نمی‌کنه.

341
00:32:07,010 --> 00:32:09,470
چون با من ازدواج کرد.

342
00:32:10,220 --> 00:32:12,600
من زن عجیبی‌ام.

343
00:32:13,770 --> 00:32:15,020
سرد.

344
00:32:15,440 --> 00:32:17,440
ناخشنود.

345
00:32:19,940 --> 00:32:22,940
و پدرت منو بیشتر از تو دوست داره.

346
00:32:23,990 --> 00:32:26,660
این تو درونت چه حسی بهت می‌ده؟

347
00:32:26,740 --> 00:32:29,620
این باهات چیکار می‌کنه؟ چه حسی داری؟

348
00:32:29,700 --> 00:32:31,790
چه حسی داری؟ بگو.

349
00:32:31,870 --> 00:32:34,460
‏-خشم. -خشم. به اون خشم صدا بده.

350
00:32:34,540 --> 00:32:36,670
بذار بیرون بریزه. بذار بیرون بریزه!

351
00:32:40,880 --> 00:32:42,170
به من نگاه کن.

352
00:32:45,340 --> 00:32:46,850
از این تئاتر برو بیرون.

353
00:32:46,930 --> 00:32:48,090
برو بیرون.

354
00:32:49,300 --> 00:32:52,220
به اون خشم صدا بده یا برو بیرون.

355
00:32:53,020 --> 00:32:55,680
بهش صدا بده یا برو بیرون. همین حالا.

356
00:33:03,780 --> 00:33:07,400
مادرش هم دیوونه بود. یا دست‌کم دیوونه مُرد.

357
00:33:07,480 --> 00:33:08,450
نه!

358
00:33:08,530 --> 00:33:11,120
‏-یا دست‌کم دیوونه مُرد. اینو می‌دونم. -نه!

359
00:33:11,200 --> 00:33:13,660
‏-اینو می‌دونم. -نه، از اول شروع کن.

360
00:33:14,200 --> 00:33:18,040
نمی‌دونم چرا پدر اونو به این خونه آورد.

361
00:33:18,120 --> 00:33:21,710
دیر یا زود احتمالاً دیوونه می‌شه.

362
00:33:22,540 --> 00:33:24,260
مادرش هم دیوونه بود.

363
00:33:24,340 --> 00:33:26,290
‏-یا دست‌کم دیوونه مُرد. -خواهش می‌کنم!

364
00:33:26,370 --> 00:33:27,370
جسور باش!

365
00:33:27,450 --> 00:33:30,810
نمی‌دونم چرا پدر اونو به این خونه آورد.

366
00:33:30,890 --> 00:33:34,600
‏-یه روزی احتمالاً دیوونه می‌شه. -آره!

367
00:33:34,680 --> 00:33:36,310
‏-مادرش هم دیوونه بود. -آره!

368
00:33:36,390 --> 00:33:38,770
‏-یا دست‌کم دیوونه مُرد! -آره!

369
00:33:39,050 --> 00:33:40,850
‏-اینو می‌دونم. -می‌دونیش!

370
00:33:40,930 --> 00:33:42,730
‏-اینو می‌دونم. -می‌دونیش!

371
00:33:42,820 --> 00:33:45,690
اینو می‌دونم!

372
00:33:47,820 --> 00:33:59,690
 —  ماي موويیز —

373
00:34:22,100 --> 00:34:24,770
‏-مادام... -بشونیمش.

374
00:34:32,110 --> 00:34:33,790
برام یه کم آب بیارید.

375
00:34:35,160 --> 00:34:37,370
از دهنت یه نفس عمیق بکش.

376
00:34:38,040 --> 00:34:39,500
نفس بکش.

377
00:34:41,210 --> 00:34:43,830
خوبه، خوبه.

378
00:34:48,670 --> 00:34:49,840
آخریش.

379
00:34:49,920 --> 00:34:52,600
‏-مادر چطوره؟ -غده‌های سلی بیشتر شدن.

380
00:34:52,680 --> 00:34:57,680
‏-بیماری داره سیر خودشو طی می‌کنه. -عجیبه، چون من حالم بهتره.

381
00:34:59,140 --> 00:35:01,900
فکر کردم ببرمش شاتزآلپ تو داووس.

382
00:35:04,020 --> 00:35:05,110
چی؟

383
00:35:05,190 --> 00:35:07,110
شاتزآلپ تو داووس.

384
00:35:09,400 --> 00:35:11,820
هوای کوهستان قطعاً آرام‌بخشه.

385
00:35:11,900 --> 00:35:15,910
دو روز دیگه منتظرمونن. هر چقدر لازم باشه می‌مونیم.

386
00:35:15,990 --> 00:35:21,750
من یه نمایش دارم که به‌زودی روی صحنه می‌ره، انریکتا.

387
00:35:21,830 --> 00:35:24,000
‏-سلامتیت مهم‌تر نیست؟ -چرا.

388
00:35:24,080 --> 00:35:26,920
بعداً، بعد از اینکه تور تموم شد،

389
00:35:27,000 --> 00:35:29,680
می‌ریم اون آسایشگاه مسخره‌ی کوچیکت تو داووس.

390
00:35:29,760 --> 00:35:31,050
بس کن، مادر!

391
00:35:32,510 --> 00:35:37,010
مادام، طبیعیه که نگران باشید،

392
00:35:37,100 --> 00:35:38,730
ولی لطفاً اینو در نظر بگیرید.

393
00:35:38,810 --> 00:35:41,190
تو یه آسایشگاه، بدون کارش،

394
00:35:41,270 --> 00:35:44,480
حال مادرتون ممکنه یهو بدتر بشه.

395
00:35:44,560 --> 00:35:46,280
به حرف دکتر گوش کن، انریکتا.

396
00:35:46,360 --> 00:35:48,240
اونجا می‌تونه درمان بشه.

397
00:35:48,320 --> 00:35:51,570
بهت گفتم به حرف دکتر گوش کن.

398
00:35:51,650 --> 00:35:53,780
‏-بیا دیگه. -مثل همیشه در خدمتتونم.

399
00:35:53,860 --> 00:35:55,660
ممنون، دکتر.

400
00:35:55,740 --> 00:35:58,580
‏-تو تئاتر منتظرتم. -میام.

401
00:36:05,920 --> 00:36:10,500
دیگه هیچ‌وقت به‌جای من تصمیم نگیر.

402
00:36:12,340 --> 00:36:14,170
این‌کارو از تو یاد گرفتم.

403
00:36:15,930 --> 00:36:19,850
برو، باید استراحت کنم. کافیه.

404
00:36:41,580 --> 00:36:44,370
‏-خب، این بهتره. -آره.

405
00:36:44,450 --> 00:36:46,170
مردم همینو می‌گن.

406
00:36:46,250 --> 00:36:49,630
می‌دونی، یه چیزی به اسم رازداری پزشکی وجود داره.

407
00:36:50,380 --> 00:36:51,760
از این طرف.

408
00:36:54,970 --> 00:36:56,800
اون موسولینیه!

409
00:36:56,880 --> 00:36:57,970
موسولینی!

410
00:36:59,430 --> 00:37:02,220
ادای احترام، قربان.

411
00:37:03,310 --> 00:37:04,810
ناجیِ من!

412
00:37:04,890 --> 00:37:06,940
موسولینی، حالت چطوره؟

413
00:37:07,020 --> 00:37:09,150
جونمو نجات دادی، دکتر نیکاسترلی.

414
00:37:09,230 --> 00:37:12,070
فقط یه زخم معده بود، همین.

415
00:37:12,150 --> 00:37:13,740
‏-فروتنی می‌کنی. -نه.

416
00:37:14,150 --> 00:37:16,820
پزشک فوق‌العاده‌ایه!

417
00:37:17,650 --> 00:37:20,120
‏-موسولینی. -از دیدارتون خوشوقتم، قربان.

418
00:37:20,200 --> 00:37:24,250
موسولینی، لطفاً، باتوم‌ها رو تو رخت‌کن بذاریم.

419
00:37:39,840 --> 00:37:41,300
‏«آزاد...

420
00:37:43,640 --> 00:37:45,390
مسئول...»

421
00:37:49,770 --> 00:37:51,940
‏«این همه‌چیز را تغییر می‌دهد!»

422
00:37:54,820 --> 00:37:59,700
‏«...مثل شادیِ ما در بعضی روزهای تابستان،

423
00:37:59,780 --> 00:38:04,830
وقتی فقط نشانی از پیش‌آگاهیِ شبِ تاریکِ در راه هست.»

424
00:38:04,910 --> 00:38:06,410
این دانونتزیوئه.

425
00:38:07,120 --> 00:38:10,290
حالا دانونتزیو چه اهمیتی برام داره؟

426
00:38:11,290 --> 00:38:13,920
سرسرا همین الانم پره.

427
00:38:14,000 --> 00:38:17,630
همه‌ی دوستات اینجان. بالکن‌ها هم دارن پر می‌شن.

428
00:38:17,710 --> 00:38:22,710
انریکتا با بچه‌ها اینجاست. تمام دنیا اینجاست.

429
00:38:23,890 --> 00:38:25,970
چرا اینو بهم گفتی؟

430
00:38:26,680 --> 00:38:28,350
نباید بهم می‌گفتی.

431
00:38:31,900 --> 00:38:32,900
من...

432
00:38:35,770 --> 00:38:39,990
نمی‌تونم جلوی دخترم الیدا باشم.

433
00:38:40,530 --> 00:38:42,150
نمی‌فهمم.

434
00:38:42,570 --> 00:38:43,900
بفرستش بره.

435
00:38:45,240 --> 00:38:47,490
نمی‌تونم. این...

436
00:38:48,250 --> 00:38:52,380
همین الانم دارن مردمو می‌شونن. مردم دارن میان تو.

437
00:38:52,460 --> 00:38:55,790
‏-دیگه دیر شده. -اوه، دیر شده؟

438
00:39:00,220 --> 00:39:03,930
واقعاً دیر شده. حق با توئه.

439
00:39:05,140 --> 00:39:06,930
دیر شده.

440
00:39:09,470 --> 00:39:11,440
دیر شده.

441
00:39:22,400 --> 00:39:25,570
ولی راستش، متأسفانه، دیر نشده.

442
00:39:46,180 --> 00:39:47,890
انریکتا، خواهش می‌کنم.

443
00:39:47,970 --> 00:39:50,650
عصر بخیر، دزیره. ما رو به صندلی‌هامون می‌بری؟

444
00:39:50,720 --> 00:39:52,480
نمی‌تونید بیاید تو.

445
00:39:54,140 --> 00:39:55,730
چی داری می‌گی؟

446
00:39:55,810 --> 00:39:57,780
ما سه تا صندلی تو ردیف D داریم.

447
00:39:57,860 --> 00:40:00,780
مادرت نمی‌خواد تو داخل باشی.

448
00:40:00,860 --> 00:40:02,150
متأسفم.

449
00:40:03,280 --> 00:40:04,320
واقعاً.

450
00:40:05,240 --> 00:40:08,450
ولی چرا؟ نمی‌خواد دخترش داخل باشه؟

451
00:40:10,160 --> 00:40:12,540
بقیه آره، ولی من نه؟

452
00:40:12,620 --> 00:40:15,210
‏-انریکتا... -همه رو راه می‌ده جز من؟

453
00:40:15,290 --> 00:40:18,260
‏-مادرت به حمایتت نیاز داره. -من ازش حمایت می‌کنم.

454
00:40:18,340 --> 00:40:20,170
به یه شکل دیگه.

455
00:40:20,250 --> 00:40:23,130
‏-تنش خیلی بالاست. باید بمونه... -خفه شو.

456
00:40:23,220 --> 00:40:25,010
خفه شو!

457
00:40:28,970 --> 00:40:30,180
ببین...

458
00:40:30,680 --> 00:40:32,640
ببین حاضری چیکار کنی

459
00:40:32,720 --> 00:40:36,230
فقط برای اینکه جای منو تو قلب مادرم بگیری.

460
00:40:36,310 --> 00:40:37,900
به خودت نگاه کن!

461
00:40:44,950 --> 00:40:48,660
اون زنو ببرید بیرون، بچه‌ها رو هم. همین حالا.

462
00:40:50,990 --> 00:40:54,160
خانم، ازتون می‌خوام دنبالم بیاید.

463
00:41:38,830 --> 00:41:40,210
این سارا برناره.

464
00:41:40,290 --> 00:41:43,630
‏-کی؟ -هنرپیشه‌ی بزرگ فرانسوی.

465
00:41:47,300 --> 00:41:50,090
یه پای چوبی داره.

466
00:42:25,000 --> 00:42:26,920
همسرت خونه نیست؟

467
00:42:27,010 --> 00:42:28,590
به‌زودی میاد.

468
00:42:28,670 --> 00:42:30,550
رفته دریا.

469
00:42:30,630 --> 00:42:34,100
زیاد می‌ره، حتی تو هوای نامساعد.

470
00:42:34,180 --> 00:42:35,520
شاید مریضه.

471
00:42:35,600 --> 00:42:37,140
مریض نیست.

472
00:42:37,220 --> 00:42:38,850
مسئله اعصابشه،

473
00:42:38,930 --> 00:42:41,980
ولی دقیقاً نمی‌دونیم دردش چیه.

474
00:42:42,060 --> 00:42:44,150
شنا بهش شادی می‌ده.

475
00:42:44,770 --> 00:42:46,440
اینجا هیچ‌کس درکش نمی‌کنه.

476
00:42:46,530 --> 00:42:50,440
ولی همه بهش می‌گن «بانوی دریا».

477
00:43:06,710 --> 00:43:08,710
می‌دونی، بشین اینجا.

478
00:43:08,800 --> 00:43:11,390
بیا با هم یه بازی کنیم، باشه؟

479
00:43:11,470 --> 00:43:14,300
اسمش اینه: منتظر مادربزرگ.

480
00:43:39,790 --> 00:43:41,450
ببین، وانگل.

481
00:43:43,080 --> 00:43:46,000
بانوی دریا برگشته.

482
00:43:56,140 --> 00:43:57,390
<i>آزاد...</i>

483
00:43:59,810 --> 00:44:01,930
<i>مسئول...</i>

484
00:44:03,890 --> 00:44:06,270
این همه‌چیز را تغییر می‌دهد!

485
00:44:23,960 --> 00:44:25,710
دیگر از تو نمی‌ترسم،

486
00:44:26,210 --> 00:44:28,460
و دیگر تو را نمی‌خواهم.

487
00:44:33,970 --> 00:44:35,580
بناسی، نوبت دیالوگ توئه.

488
00:44:37,640 --> 00:44:39,010
پس، تمومه.

489
00:44:41,310 --> 00:44:43,560
‏-پس، تمومه؟ -بله.

490
00:44:44,850 --> 00:44:46,100
برای همیشه.

491
00:44:49,980 --> 00:44:51,730
خداحافظ، خانم وانگل.

492
00:44:55,360 --> 00:44:58,690
تو برایم چیزی جز یک خاطره نخواهی بود.

493
00:45:01,580 --> 00:45:04,040
خاطره‌ی یک کشتی‌شکستگی.

494
00:45:04,120 --> 00:45:05,460
وانگل!

495
00:45:06,410 --> 00:45:10,040
می‌خواهی مرا اینجا نگه داری، و می‌توانی.

496
00:45:10,130 --> 00:45:12,000
ولی روحم،

497
00:45:12,840 --> 00:45:14,170
رؤیاهایم،

498
00:45:15,050 --> 00:45:17,180
خواسته‌هایم،

499
00:45:17,260 --> 00:45:19,350
این‌ها را هرگز نمی‌توانی به بند بکشی.

500
00:45:23,640 --> 00:45:25,350
<i>هیلده‌ی عزیزم،</i>

501
00:45:25,930 --> 00:45:30,270
<i>بازگشت به راه‌های دریا دشوار است.</i>

502
00:45:30,360 --> 00:45:35,530
بله، ولی پری‌های دریایی که راه‌های دریا را ترک می‌کنند، خطر مرگ

503
00:45:35,610 --> 00:45:36,820
یا جنون را به جان می‌خرند.

504
00:45:39,200 --> 00:45:40,660
این درسته.

505
00:45:42,240 --> 00:45:44,830
ولی می‌تونن هم

506
00:45:44,910 --> 00:45:46,870
بهش عادت کنن.

507
00:45:48,710 --> 00:45:51,960
می‌تونن خودشونو وفق بدن،

508
00:45:52,040 --> 00:45:54,040
ولی فقط

509
00:45:54,300 --> 00:45:58,260
اگه بفهمن که آزادن

510
00:46:00,640 --> 00:46:02,550
و مسئول.

511
00:46:17,440 --> 00:46:18,860
براوو!

512
00:46:23,660 --> 00:46:26,790
زنده باد دوزه‌ی الهه!

513
00:46:26,870 --> 00:46:28,370
براوو!

514
00:47:17,000 --> 00:47:22,800
‏«و آن گروهِ بااستعدادی که دوزه‌ی الهه را همراهی کرد چه؟»

515
00:47:24,430 --> 00:47:28,560
‏«پرده‌ی پنجم، الیدا خود را از عذاب رها می‌کند،

516
00:47:28,640 --> 00:47:31,230
عذابی که برای او همان غریبه بود.»

517
00:47:31,810 --> 00:47:32,980
با بازیِ...

518
00:47:33,060 --> 00:47:37,770
ممو بناسی، بازیگری به‌یادماندنی.

519
00:47:40,490 --> 00:47:42,150
هورا!

520
00:47:42,780 --> 00:47:43,930
زنده باد الئونورا!

521
00:47:44,010 --> 00:47:45,660
هورا!

522
00:47:46,530 --> 00:47:48,790
دیروز تاریخ تئاترو ساختی.

523
00:47:48,870 --> 00:47:51,750
ققنوس در لا فِنیچه برمی‌خیزه!

524
00:48:04,090 --> 00:48:05,390
سارا!

525
00:48:07,800 --> 00:48:09,680
خیلی وقت گذشته!

526
00:48:13,520 --> 00:48:16,480
دیشب بعد از نمایش ندیدمت.

527
00:48:16,560 --> 00:48:17,770
در رفتی.

528
00:48:17,860 --> 00:48:20,360
از شلوغی، روزنامه‌نگارها خوشم نمیاد...

529
00:48:20,440 --> 00:48:22,280
نه، بشین، بشین.

530
00:48:22,360 --> 00:48:25,030
‏-بازیگرام می‌خوان بهت تبریک بگن. -باشکوه بود.

531
00:48:25,110 --> 00:48:27,570
‏-درخشان. -بی‌رقیب.

532
00:48:27,660 --> 00:48:29,450
‏-ممنون. -فوق‌العاده بودی.

533
00:48:29,530 --> 00:48:30,950
بشین.

534
00:48:42,340 --> 00:48:44,170
و تو؟

535
00:48:44,880 --> 00:48:46,760
نظرت درباره‌ی نمایش چی بود؟

536
00:48:48,220 --> 00:48:51,890
با تماشاگرا موافقم. الهی بودی.

537
00:48:51,970 --> 00:48:54,180
اگه از نمایش خوشت اومد،

538
00:48:54,270 --> 00:48:57,650
به این خاطره که همه‌ی بازیگرای روی صحنه زنده بودن.

539
00:49:01,980 --> 00:49:03,650
تماشای بازیِ تو مثل

540
00:49:03,740 --> 00:49:07,450
قدم گذاشتن به دنیای گذشته بود،

541
00:49:07,530 --> 00:49:11,830
مثل قدم گذاشتن به موزه‌ای که زمان توش متوقف شده.

542
00:49:12,660 --> 00:49:17,380
نمی‌خوام بدجنس باشم، ولی تو فقط اونجا وایساده بودی،

543
00:49:17,460 --> 00:49:20,080
دست‌هات تو جیبت</i>

544
00:49:20,170 --> 00:49:21,670
به مدت دو ساعت.

545
00:49:22,960 --> 00:49:25,050
‏-«پوش» به انگلیسی چی می‌شه؟ -جیب‌ها.

546
00:49:25,130 --> 00:49:26,670
جیب‌ها. اون...

547
00:49:27,430 --> 00:49:29,220
ازش خوشم میاد. اون.

548
00:49:30,510 --> 00:49:33,840
اون می‌تونه از دنیایی که وجود داره برامون بگه،

549
00:49:35,520 --> 00:49:36,980
ولی تو نه.

550
00:49:38,350 --> 00:49:41,270
سنت ما در خاطره ادامه پیدا می‌کنه.

551
00:49:41,360 --> 00:49:42,400
اوه.

552
00:49:42,480 --> 00:49:44,940
پس حتی یه جنگ جهانی هم

553
00:49:45,030 --> 00:49:48,950
نتونست تئاتر قدیمیِ ایتالیا رو عوض کنه؟

554
00:49:49,030 --> 00:49:50,240
‏-نه. -نه؟

555
00:49:50,320 --> 00:49:54,620
نه، کاملاً برعکس. ما به صحنه برگشتیم

556
00:49:54,700 --> 00:49:57,080
به‌خاطر جنگ، بعد از جنگ،

557
00:49:57,160 --> 00:49:58,710
برای واکنش به جنگ،

558
00:49:58,790 --> 00:50:01,670
برای کهنه‌سربازها، برای بیوه‌ها، برای یتیم‌ها،

559
00:50:01,750 --> 00:50:04,800
که بعد از این جنگ چیزی بهشون بدیم.

560
00:50:04,880 --> 00:50:06,710
رویکردت اینه؟

561
00:50:07,470 --> 00:50:10,260
که درباره‌ی همون چیزهای قبل از جنگ حرف بزنی؟

562
00:50:11,090 --> 00:50:13,760
‏-عشق، شهوت، -اوه، عشق!

563
00:50:13,850 --> 00:50:16,220
‏-رؤیاها. -اوه، شهوت!

564
00:50:16,310 --> 00:50:19,310
یه فاجعه بود، اینو درک می‌کنی؟

565
00:50:19,390 --> 00:50:21,230
یه فاجعه‌ی جهانی!

566
00:50:22,730 --> 00:50:25,940
و آیا عشق و رؤیاها همونن؟

567
00:50:27,610 --> 00:50:28,650
نه.

568
00:50:28,740 --> 00:50:30,240
مثل قرون وسطی؟

569
00:50:30,740 --> 00:50:32,240
فکر نمی‌کنم.

570
00:50:32,320 --> 00:50:35,870
فکر می‌کنم عشق عوض شد. فکر می‌کنم رؤیاها عوض شدن.

571
00:50:35,950 --> 00:50:38,200
فکر می‌کنم همه‌چی عوض شد

572
00:50:38,290 --> 00:50:40,160
بعد از این جنگ.

573
00:50:42,920 --> 00:50:43,960
سارا.

574
00:50:45,750 --> 00:50:47,460
حق با توئه.

575
00:50:47,550 --> 00:50:52,260
می‌شه یه گیلاس شامپاین به سارا برنار بدیم، لطفاً؟

576
00:50:52,340 --> 00:50:54,050
حق با توئه.

577
00:51:20,710 --> 00:51:22,460
فورتونی،

578
00:51:23,370 --> 00:51:24,920
این رؤیای منه.

579
00:51:29,720 --> 00:51:31,390
برای یتیم‌های ایتالیا،

580
00:51:31,470 --> 00:51:33,470
برای جوانانمون.

581
00:51:34,590 --> 00:51:37,470
تئاتر تنها راه من برای پاسخ به جنگه.

582
00:51:39,850 --> 00:51:42,390
یه معبد برای تئاتر.

583
00:51:49,480 --> 00:51:52,230
دلم می‌خواد با هم بسازیمش.

584
00:52:41,580 --> 00:52:44,370
مادام دوزه، می‌تونم گل‌ها رو روی محراب بذارم؟

585
00:52:47,670 --> 00:52:49,130
اونجا هم همین‌طور.

586
00:54:02,490 --> 00:54:04,490
<i>‏«پسرم،</i>

587
00:54:04,580 --> 00:54:06,290
<i>سالم و قوی،</i>

588
00:54:07,330 --> 00:54:10,580
به جنگی رفت که خودش انتخابش نکرده بود،

589
00:54:11,880 --> 00:54:14,920
و کلمه‌ای را آموخت

590
00:54:16,260 --> 00:54:17,930
که هرگز درکش نکرد،

591
00:54:19,010 --> 00:54:21,090
آن کلمه «دشمن» است.»

592
00:54:21,760 --> 00:54:23,260
تو خوندیشون.

593
00:54:27,060 --> 00:54:28,480
حق با من بود.

594
00:54:30,100 --> 00:54:33,940
همه‌چیزی که برای نویسنده شدن لازمه رو داری.

595
00:54:35,020 --> 00:54:37,240
راستش، هیچ‌کدوم از چیزهای لازمو نداشتم

596
00:54:40,610 --> 00:54:41,950
قبل از اینکه شما رو ببینم.

597
00:54:43,200 --> 00:54:44,580
به شما نگاه می‌کنم

598
00:54:46,290 --> 00:54:49,370
و همه‌ی زن‌های دنیا رو می‌بینم.

599
00:54:49,660 --> 00:54:54,660
شما مثل معمایی هستید که عذابم می‌ده، معمایی که نمی‌تونم حلش کنم.

600
00:54:56,340 --> 00:54:58,020
صفحه‌هایی که نوشتم...

601
00:54:58,800 --> 00:55:03,800
تنها راهی بودن که خودمو گول بزنم و باور کنم بهتون نزدیکم.

602
00:55:10,560 --> 00:55:12,440
اگه یه خراش هم پیدا کنم،

603
00:55:12,520 --> 00:55:15,110
از دستمزدت کم می‌شه!

604
00:55:15,190 --> 00:55:16,740
الئونورای عزیز، حالت چطوره؟

605
00:55:16,820 --> 00:55:19,160
صحنه‌ی فورتونی زیباست، نه؟

606
00:55:19,240 --> 00:55:22,070
فکر می‌کنم دقیقاً همون چیزیه که می‌خواستیم،

607
00:55:22,150 --> 00:55:24,830
که تماشاگرو غرق درامِ ایبسن کنیم.

608
00:55:24,910 --> 00:55:26,000
این یه فیورده.

609
00:55:26,080 --> 00:55:29,950
خب، می‌دونی چقدر ایبسن رو دوست دارم، ولی من...

610
00:55:30,040 --> 00:55:31,790
دیگه برام کهنه شده.

611
00:55:31,870 --> 00:55:35,630
دیگه منو به وجد نمیاره.

612
00:55:35,710 --> 00:55:37,840
الئونورا، منم خسته‌ام.

613
00:55:37,920 --> 00:55:40,220
خسته از تئاتر و اهالیش،

614
00:55:40,300 --> 00:55:43,550
که بعد از موفقیتی مثل مالِ ما، میان و بهمون می‌گن سگیم.

615
00:55:43,630 --> 00:55:45,470
دیالوگ‌هامونو می‌خونیم، دست تو جیب.

616
00:55:45,550 --> 00:55:47,430
این موفقیت به‌خاطر توئه.

617
00:55:48,310 --> 00:55:51,930
نه، من فقط می‌خوام نمایشو عوض کنم، می‌خوام...

618
00:55:53,480 --> 00:55:54,570
چه نمایشی؟

619
00:55:54,650 --> 00:55:57,060
یه نمایش ایتالیایی.

620
00:55:57,150 --> 00:56:00,610
چرا دائم داریم می‌گردیم، می‌گردیم...

621
00:56:00,690 --> 00:56:03,330
یه نویسنده‌ی زنده و منتشرنشده...

622
00:56:03,400 --> 00:56:07,070
یکیش درست جلوی روته، بیخیال.

623
00:56:07,620 --> 00:56:10,830
جاکومو روستی-دوبوا.

624
00:56:10,910 --> 00:56:12,330
من؟

625
00:56:12,410 --> 00:56:13,660
نه، من.

626
00:56:13,750 --> 00:56:17,170
می‌شه بدونم دقیقاً درباره‌ی چی حرف می‌زنیم؟

627
00:56:17,250 --> 00:56:18,400
درباره‌ی این.

628
00:56:21,130 --> 00:56:24,050
نویسنده، بیا جلو. گفتم بیا جلو!

629
00:56:24,130 --> 00:56:26,060
حق با اونه، بیا جلو، جاکومینو.

630
00:56:26,140 --> 00:56:28,270
چند بار کارت روی صحنه رفته؟

631
00:56:28,350 --> 00:56:32,020
به‌جز اون آشغالِ اخته‌ای که تو تئاترِ سربازان دیدم.

632
00:56:32,100 --> 00:56:33,190
تا حالا، هیچ‌وقت.

633
00:56:33,270 --> 00:56:35,810
‏-هیچ‌وقت! -تئاتر...

634
00:56:36,270 --> 00:56:38,150
باید با امروز حرف بزنه.

635
00:56:38,230 --> 00:56:40,820
مردم باید خودشونو توش ببینن.

636
00:56:40,900 --> 00:56:43,610
تئاتر موزه نیست.

637
00:56:43,690 --> 00:56:45,570
به آتش نیاز دارم!

638
00:56:45,650 --> 00:56:48,080
حرف‌هایی که اون زن فرانسویِ معلول زد.

639
00:56:48,160 --> 00:56:51,000
شاید حق با اون زن فرانسویِ معلول بود.

640
00:56:51,080 --> 00:56:53,080
الئونورا، باهات موافقت می‌کردم

641
00:56:53,160 --> 00:56:57,550
اگه ازم می‌خواستی نمایشی از پیراندلو، حتی دانونتزیو، اجرا کنم.

642
00:56:57,630 --> 00:56:59,510
جرئت نکن اسم «دانونتزیو» رو بیاری!

643
00:56:59,590 --> 00:57:01,710
دیگه هیچ‌وقت دانونتزیو اجرا نمی‌کنم!

644
00:57:02,130 --> 00:57:04,300
‏-دیگه هیچ‌وقت! -عزیزم...

645
00:57:04,380 --> 00:57:06,220
آروم باشید.

646
00:57:06,300 --> 00:57:07,760
منو ببخش،

647
00:57:08,510 --> 00:57:10,470
ولی این مزخرفه، و خودتم می‌دونی.

648
00:57:10,550 --> 00:57:12,770
من به استعدادش ایمان دارم.

649
00:57:12,850 --> 00:57:14,430
من ندارم.

650
00:57:15,600 --> 00:57:17,770
باید منو درک کنی.

651
00:57:17,850 --> 00:57:20,520
وگرنه، باید راه خودمو برم.

652
00:57:21,520 --> 00:57:23,200
می‌دونی چی می‌گم؟

653
00:57:23,900 --> 00:57:28,910
‏«داشتن نیروی یک غول عالیه،

654
00:57:28,990 --> 00:57:33,080
ولی استفاده از آن مثل یک غول، ستمگرانه است!»

655
00:57:33,160 --> 00:57:36,580
آقای! ویلیام! شکسپیر!

656
00:57:36,660 --> 00:57:38,710
از سر راهم برو کنار، تو!

657
00:58:37,390 --> 00:58:39,060
پیشرفتش چطوره؟

658
00:58:39,140 --> 00:58:42,270
حداقل یه چیزی درباره‌ی شخصیتم بهم بگو.

659
00:58:42,730 --> 00:58:45,740
‏-می‌شه وقتی تموم شد درباره‌ش حرف بزنیم؟ -حداقل داستانشو.

660
00:58:45,820 --> 00:58:48,490
تمرین‌ها به‌زودی شروع می‌شن، و ما کاملاً بی‌خبریم.

661
00:58:48,570 --> 00:58:51,160
خدای من، راحتش بذارید!

662
00:58:51,240 --> 00:58:54,400
دست از سر نمایشنامه‌نویسمون بردارید.

663
00:58:54,480 --> 00:58:56,520
ما این‌جوری‌ایم. کنجکاویم.

664
00:59:07,050 --> 00:59:08,290
داشتی خروپف می‌کردی.

665
00:59:08,370 --> 00:59:10,900
‏-جذاب نیست. -انگار تو خیلی جذابی.

666
00:59:18,770 --> 00:59:24,770
سفر، کلاه‌گیس، لباس‌های بانوی دریا</i>

667
00:59:25,610 --> 00:59:30,570
و با اجاره‌ی تئاتر، به ۱۰۰۰۰۰ لیر رسیدیم.

668
00:59:32,570 --> 00:59:34,950
‏۱۰۰۰۰۰ لیرِ چی؟

669
00:59:37,410 --> 00:59:38,700
بدهی.

670
00:59:39,810 --> 00:59:48,700
 —  ماي موويیز —

671
00:59:50,920 --> 00:59:55,590
یه چیزی هست که هنوز نمی‌فهمم.

672
00:59:55,680 --> 00:59:56,970
ببخشید.

673
00:59:58,010 --> 01:00:01,100
نمی‌تونی جلوی خانم سیگار بکشی.

674
01:00:01,770 --> 01:00:05,850
بذار بکشه. راستش، من... منم یکی می‌کشم.

675
01:00:05,940 --> 01:00:07,900
مادام، نه!

676
01:00:08,770 --> 01:00:10,530
خب، داشتیم می‌گفتیم...

677
01:00:12,570 --> 01:00:13,570
من...

678
01:00:13,990 --> 01:00:17,790
این‌همه آدم دورمن که بهم دستور می‌دن.

679
01:00:17,870 --> 01:00:19,580
به هر حال، همون‌طور که می‌گفتیم...

680
01:00:19,660 --> 01:00:22,130
یه چیز هست که نمی‌فهمم.

681
01:00:22,200 --> 01:00:26,550
چرا واسه تولید یه چیزی برای تئاتر اومدی سراغ من؟

682
01:00:26,630 --> 01:00:31,760
تنها کسی هستی که جرئت ریسک کردن داره، آقای چارچلوتی.

683
01:00:32,550 --> 01:00:35,880
فیلم‌هات گواهن. «خاکستر» گواهه.

684
01:00:35,970 --> 01:00:37,310
سینما، البته.

685
01:00:37,390 --> 01:00:40,600
حالا که حرفش شد، یه مدته یه فیلمنامه دارم که...

686
01:00:40,680 --> 01:00:42,380
‏-نه. -برای تو عالی می‌شه.

687
01:00:42,460 --> 01:00:45,190
بس کن، می‌دونی چقدر سینما رو دوست دارم،

688
01:00:45,270 --> 01:00:49,070
ولی فهمیدم سینما جای من نیست.

689
01:00:49,730 --> 01:00:53,900
تنها دریایی که می‌خوام توش شنا کنم، تئاتره.

690
01:00:56,240 --> 01:00:58,320
ولی آینده سینماست.

691
01:00:58,410 --> 01:01:00,290
تئاتر مرده.

692
01:01:00,370 --> 01:01:01,740
ولی من زنده‌ام!

693
01:01:04,160 --> 01:01:06,460
مرد و مردونه حرف بزنیم.

694
01:01:08,290 --> 01:01:11,590
ساتورنینو، من تمام عمرم بازیگر نقش اول بودم،

695
01:01:11,670 --> 01:01:15,550
و بهت قول می‌دم که به ازای هر ۱۱۰ لیری که سرمایه‌گذاری کنی،

696
01:01:15,630 --> 01:01:17,470
دست‌کم ۱۲۰ تا پس می‌گیری.

697
01:01:17,550 --> 01:01:21,140
شاید، ولی یه گروه با دوازده بازیگر

698
01:01:21,220 --> 01:01:24,060
از نظر مالی واقعاً برای من زیادیه.

699
01:01:24,140 --> 01:01:26,230
می‌تونه یازده تا باشه.

700
01:01:26,310 --> 01:01:28,110
بازم زیادن.

701
01:01:28,190 --> 01:01:32,440
‏-به هر حال، این... این چیه... -...این نمایش.

702
01:01:32,520 --> 01:01:34,280
‏-درسته. درباره‌ی چیه؟ -بگو.

703
01:01:34,360 --> 01:01:37,240
خب، عنوانش «هکوبای سنگرها»ست.

704
01:01:37,320 --> 01:01:38,790
فقط یه عنوان موقته.

705
01:01:38,860 --> 01:01:40,160
هکوبا دیگه کدوم خریه؟

706
01:01:40,240 --> 01:01:42,960
‏-مادر هکتوره. زنِ پریام. -دقیقاً.

707
01:01:43,040 --> 01:01:45,870
هکتور؟ یه بازیگر دیگه؟

708
01:01:45,950 --> 01:01:50,340
نه، اسطوره‌شناسی یونانه، ساتورنینو.

709
01:01:51,170 --> 01:01:52,710
خب، درباره‌ی چیه؟

710
01:01:52,800 --> 01:01:55,220
از اسطوره‌ی یونان به‌عنوان الهام استفاده کردم

711
01:01:55,300 --> 01:01:58,050
تا درباره‌ی کفاره، سوگواری جمعی حرف بزنم.

712
01:01:58,130 --> 01:01:59,800
‏-با رفتن... -این همه‌ش نیست.

713
01:01:59,880 --> 01:02:03,180
‏-درسته، فقط درباره‌ی اون نیست. -«سوگواری جمعی»؟

714
01:02:04,430 --> 01:02:07,650
‏-خودمونی حرف بزنیم. -«خودمونی»؟

715
01:02:07,730 --> 01:02:09,060
روح رو بالا می‌بره.

716
01:02:09,140 --> 01:02:11,980
‏-ولی مادام دوزه... -الئونورا.

717
01:02:13,480 --> 01:02:16,990
خب، نمی‌تونم بیشتر از... سرمایه‌گذاری کنم

718
01:02:17,570 --> 01:02:18,780
‏۵۰۰۰۰ لیر.

719
01:02:20,280 --> 01:02:21,530
دزیره.

720
01:02:27,450 --> 01:02:29,370
من می‌تونم اینو بذارم وسط.

721
01:02:50,560 --> 01:02:53,150
کاساندرا، پیشگو و خواهر هکتور.

722
01:02:53,980 --> 01:02:55,490
خواهر کوچیکم...

723
01:02:55,570 --> 01:02:59,980
‏-بناسی، آکیله. -آکیله، کی می‌تونه جز اون باشه؟

724
01:03:00,360 --> 01:03:02,830
این برای استاده. اینجاست؟

725
01:03:02,910 --> 01:03:05,990
اوناهاش میاد، بارونسِ آهوچشمم.

726
01:03:07,580 --> 01:03:08,620
استاد!

727
01:03:08,700 --> 01:03:10,870
بیا و ببین!

728
01:03:15,880 --> 01:03:18,760
با این وسایل صحنه یه کمکم کن. بریم!

729
01:03:18,840 --> 01:03:20,180
استاد، برای شما.

730
01:03:20,260 --> 01:03:22,640
‏-این یکی؟ -همینه، اولی.

731
01:03:23,220 --> 01:03:24,680
بکشش پایین.

732
01:03:24,760 --> 01:03:26,600
‏-کی نقش آکیله رو بازی می‌کنه؟ -من!

733
01:03:26,680 --> 01:03:27,890
بفرما!

734
01:03:28,550 --> 01:03:30,160
اینا لباس‌هان؟

735
01:03:30,240 --> 01:03:32,510
‏-معلومه که هستن. -زشتن.

736
01:03:32,590 --> 01:03:35,170
چی می‌گی؟ زیبان.

737
01:03:35,250 --> 01:03:37,570
مسخره‌ان.

738
01:03:37,650 --> 01:03:41,740
‏-این نمایش دقیق و سنتیه. -تو چی می‌دونی؟

739
01:03:41,820 --> 01:03:43,160
نمایش رو خوندی؟

740
01:03:43,240 --> 01:03:47,120
‏-این یه نمایش تجربیه. -تجربی.

741
01:03:47,200 --> 01:03:49,200
کلمه‌ی درست همینه.

742
01:03:49,290 --> 01:03:52,580
که بهش «ضرورت» رو هم اضافه می‌کنم، جاکومینو،

743
01:03:52,660 --> 01:03:54,210
و «ابداع»

744
01:03:54,290 --> 01:03:55,960
و همچنین «فوریت».

745
01:03:58,460 --> 01:04:02,220
به مرده‌های دیگه هم رحم کن، آکیله.

746
01:04:02,800 --> 01:04:04,100
پسشون بده.

747
01:04:04,180 --> 01:04:07,720
خدایان به من چنگال دادند

748
01:04:07,810 --> 01:04:10,680
و توپخانه تا نابودشان کنم.

749
01:04:11,810 --> 01:04:14,690
ولی به من منقار یک کرکس ندادند...

750
01:04:16,310 --> 01:04:17,820
‏-ببخشید... -چی انقدر خنده‌داره؟

751
01:04:17,900 --> 01:04:21,410
‏-چرا می‌خندی؟ -ببخشید، ولی کاملاً گیج شدم.

752
01:04:21,490 --> 01:04:25,910
‏«چنگال»، «توپخانه»، بارها و بارها، «منقار کرکس».

753
01:04:25,990 --> 01:04:27,910
دوباره بخونش و کلمه‌به‌کلمه اجراش کن.

754
01:04:27,990 --> 01:04:32,330
بارونس عزیزم، خودتو گول نزن. این من نیستم که نمی‌تونم دیالوگ‌هامو اجرا کنم.

755
01:04:32,410 --> 01:04:34,580
این نمایش کاملاً غیرقابل‌اجراست.

756
01:04:34,670 --> 01:04:38,590
همه می‌دونستیم احمقی، ولی انتظار نداشتم بازیگر بدی هم باشی.

757
01:04:38,670 --> 01:04:41,380
‏-می‌زنمش زمین! -بسه!

758
01:04:41,460 --> 01:04:44,930
هیچی نمی‌بینم! و این کلاه‌خود، این لباس چه وضعشه؟

759
01:04:45,010 --> 01:04:48,600
‏-آروم باش! -لازم نیست ببینی!

760
01:04:48,680 --> 01:04:50,640
عذر می‌خوام.

761
01:04:50,720 --> 01:04:52,770
‏-از اول شروع کنیم. -می‌تونیم ادامه بدیم؟

762
01:04:53,600 --> 01:04:58,100
هفدهم فوریه‌ی ۱۶۷۳.

763
01:05:00,190 --> 01:05:02,030
آخرین پرده‌ی

764
01:05:02,110 --> 01:05:04,030
‏«بیمار خیالی».</i>

765
01:05:04,110 --> 01:05:05,780
صحنه‌ی مجلس رقص.

766
01:05:05,860 --> 01:05:06,910
مولیر

767
01:05:07,610 --> 01:05:08,950
سرفه می‌کنه...

768
01:05:12,410 --> 01:05:14,990
و رگی در مغزش می‌ترکه.

769
01:05:17,420 --> 01:05:18,920
ولی بازیگرها...

770
01:05:21,420 --> 01:05:23,260
به رقصیدن ادامه می‌دن.

771
01:05:25,510 --> 01:05:27,760
از صحنه بیرونش می‌برن

772
01:05:29,050 --> 01:05:31,050
و بازیگرها ادامه می‌دن،

773
01:05:31,430 --> 01:05:33,180
به رقصیدن ادامه می‌دن

774
01:05:33,720 --> 01:05:35,810
و نمایشو تموم می‌کنن.

775
01:05:37,310 --> 01:05:39,060
چند ساعت بعد،

776
01:05:40,940 --> 01:05:42,770
مولیر می‌میره.

777
01:05:45,280 --> 01:05:47,360
این تئاتره، بناسی.

778
01:05:47,570 --> 01:05:49,530
نمایشو قطع نمی‌کنی،

779
01:05:49,620 --> 01:05:51,500
و صحنه رو قطع نمی‌کنی.

780
01:05:51,580 --> 01:05:53,620
هر اتفاقی هم بیفته.

781
01:05:55,620 --> 01:05:56,870
و تو،

782
01:05:57,410 --> 01:05:58,960
جاکومینو،

783
01:06:01,420 --> 01:06:03,590
باید بدونی که اغلب

784
01:06:04,300 --> 01:06:05,670
مشکل

785
01:06:07,420 --> 01:06:10,140
دیالوگه، نه بازیگر.

786
01:06:11,720 --> 01:06:12,930
بناسی،

787
01:06:13,010 --> 01:06:14,890
یه دیالوگ دیگه پیدا کن

788
01:06:14,970 --> 01:06:16,890
و از اول شروع می‌کنیم.

789
01:06:19,190 --> 01:06:20,690
از اول شروع می‌کنیم.

790
01:06:24,650 --> 01:06:27,650
الئونورا دوزه و گروهش تقدیم می‌کنند: هکوبای سنگرها</i>

791
01:06:45,210 --> 01:06:46,420
موفق باشی.

792
01:06:47,630 --> 01:06:49,960
‏-موفق باشی. -تو هم همین‌طور.

793
01:06:51,590 --> 01:06:52,640
بناسی.

794
01:06:54,050 --> 01:06:57,470
حداقل سعی کن روی صحنه ادای همجنس‌بازها رو در نیاری.

795
01:07:03,440 --> 01:07:05,020
بارونس عزیزم.

796
01:07:05,110 --> 01:07:07,860
همجنس‌بازی لازمه.

797
01:07:07,940 --> 01:07:10,150
پیشرفت اقتضاش می‌کنه.

798
01:07:24,580 --> 01:07:27,090
نگاه کن، پسرم،

799
01:07:28,710 --> 01:07:30,720
به مادران تروآیی

800
01:07:32,050 --> 01:07:34,010
که می‌خندند

801
01:07:34,090 --> 01:07:36,180
همان‌طور که می‌گریند،

802
01:07:36,260 --> 01:07:38,810
در حالی که به خانه می‌آورند

803
01:07:38,890 --> 01:07:42,190
جنازه‌های پسرانشان را.

804
01:07:42,270 --> 01:07:44,650
‏-بذارید ما هم بریم خونه! -کلاسیک‌ها رو می‌خوایم!

805
01:07:44,730 --> 01:07:46,150
پولمونو پس می‌خوایم!

806
01:07:46,230 --> 01:07:48,900
‏-هیس! ساکت! -خجالت بکشید!

807
01:07:49,690 --> 01:07:51,440
پسرم،

808
01:07:51,530 --> 01:07:53,320
در آغوشم بیاسا.

809
01:07:53,410 --> 01:07:54,830
‏-بسه دیگه! -برید خونه!

810
01:07:54,910 --> 01:07:56,660
رحم من

811
01:07:57,410 --> 01:07:59,330
گهواره‌ی تو بود،

812
01:07:59,410 --> 01:08:01,160
آغوش من

813
01:08:01,370 --> 01:08:03,170
گور تو خواهد بود.

814
01:08:04,210 --> 01:08:05,540
بذارید بیاساییم.

815
01:08:05,630 --> 01:08:07,050
دارید خوابمون می‌کنید!

816
01:08:07,130 --> 01:08:10,670
روستی-دوبوا، برو به جهنم!

817
01:08:12,720 --> 01:08:14,380
ولی می‌دانم

818
01:08:16,220 --> 01:08:20,310
که رنج ما را باز خواهند گفت

819
01:08:21,890 --> 01:08:26,770
و نسل‌های آینده ما را به یاد خواهند آورد.

820
01:09:17,320 --> 01:09:18,870
زنده باد دوزه‌ی الهه!

821
01:09:18,950 --> 01:09:20,790
زنده باد دوزه!

822
01:09:20,870 --> 01:09:23,040
زنده باد دوزه!

823
01:09:28,000 --> 01:09:30,050
شاعر، به این زودی داری می‌ری؟

824
01:09:30,130 --> 01:09:32,630
‏-تعهدات، تعهدات... -البته.

825
01:09:32,710 --> 01:09:35,430
بهتره برگردی سینما.

826
01:09:35,510 --> 01:09:37,510
تئاتر به درد تو نمی‌خوره.

827
01:09:38,640 --> 01:09:40,600
دست از باستان‌شناسی بردار.

828
01:09:40,680 --> 01:09:42,060
تو یه پیشگامی.

829
01:09:51,360 --> 01:09:53,110
من در میلانم

830
01:09:53,190 --> 01:09:55,160
می‌دانی کجا پیدایم کنی

831
01:09:55,240 --> 01:09:56,950
گابریله

832
01:10:00,910 --> 01:10:02,950
گابریله...

833
01:10:03,030 --> 01:10:05,730
گابریله...

834
01:10:07,250 --> 01:10:08,620
گابریله...

835
01:10:09,420 --> 01:10:11,040
گابریله...

836
01:10:51,290 --> 01:10:52,670
گابریله...

837
01:11:17,860 --> 01:11:21,450
‏-مادام دوزه‌ی الهه. -جوردانو.

838
01:11:23,320 --> 01:11:25,370
خیلی وقت گذشته.

839
01:11:28,870 --> 01:11:31,080
فرمانده مشغوله.

840
01:11:31,160 --> 01:11:33,340
همین الان بهش می‌گم که اینجایید.

841
01:11:33,420 --> 01:11:36,010
لطفاً، می‌تونید اونجا بشینید و منتظر بمونید.

842
01:11:36,090 --> 01:11:39,090
‏-چیزی براتون بیارم؟ -نه، ممنون.

843
01:11:39,170 --> 01:11:40,560
خواهش می‌کنم.

844
01:11:53,440 --> 01:11:55,350
آماده‌ایم، فرمانده.

845
01:11:55,650 --> 01:11:57,990
وقتِ انقلابه.

846
01:11:58,070 --> 01:12:01,070
دولت و سوسیالیست‌ها در آستانه‌ی تسلیم‌ان.

847
01:12:01,150 --> 01:12:05,660
فقط یه کلمه و همه‌ی دسته‌ها در ایتالیا از شاعر پیروی می‌کنن.

848
01:12:05,740 --> 01:12:08,570
مهلت اولتیماتوم سرِ نیمه‌شب تموم می‌شه.

849
01:12:10,120 --> 01:12:13,670
می‌تونم بعد از دیدار با ناشرم، از همین‌جا خطاب بهشون صحبت کنم.

850
01:12:13,750 --> 01:12:15,920
نه. از کاخ مارینو.

851
01:12:16,000 --> 01:12:20,830
همین الانم یکی از پرچم‌های سه‌رنگمون روی بالکنه.

852
01:12:30,560 --> 01:12:32,430
الئونورا...

853
01:12:41,610 --> 01:12:46,070
آقایان، الئونورا دوزه، بهترینِ نشانه‌ها.

854
01:12:46,160 --> 01:12:49,780
موجود الهی‌ای که سرنوشت برگزیده

855
01:12:49,870 --> 01:12:52,370
برای رستگاریِ ایتالیا.

856
01:12:54,210 --> 01:12:57,840
تنها چیزی که ازش مطمئنم، این زنه.

857
01:12:57,920 --> 01:12:59,050
اجازه می‌دید؟

858
01:12:59,130 --> 01:13:02,340
فاشیسم می‌تونه کسانی رو که موهبت فرماندهی دارن، تشخیص بده.

859
01:13:02,420 --> 01:13:06,390
اِم... این رازهاتونو به موسولینی فاش نمی‌کنم.

860
01:13:06,470 --> 01:13:08,100
من اصلاً اسمی ازش نبردم.

861
01:13:08,180 --> 01:13:09,470
خودتون راه خروجو بلدید.

862
01:13:22,690 --> 01:13:24,450
این مردا از تو چی می‌خواستن؟

863
01:13:24,530 --> 01:13:27,200
روحمو در ازای قدرت.

864
01:13:28,030 --> 01:13:31,200
یه کلمه‌ی پرشور از من.

865
01:13:31,280 --> 01:13:32,840
شنیدیشون؟

866
01:13:33,910 --> 01:13:37,120
هیچ‌کس نمی‌تونه جلوی موج سیاه رو بگیره

867
01:13:37,210 --> 01:13:38,650
به رهبریِ شاعر!

868
01:13:44,420 --> 01:13:48,340
فکرِ یه جنگ داخلی باید بترسوندت.

869
01:13:48,510 --> 01:13:53,510
می‌تونستی بگی، «نه، با سگ‌های سیاهت حرف نمی‌زنم».

870
01:13:54,520 --> 01:13:56,400
می‌رم روی اون بالکن،

871
01:13:56,480 --> 01:13:58,900
ولی برعکسِ چیزی که می‌خوان رو می‌گم.

872
01:13:58,980 --> 01:14:01,940
از زندگی حرف می‌زنم، نه مرگ.

873
01:14:02,020 --> 01:14:08,030
شورشِ مسخره‌شون به یه انقلابِ واقعیِ شعر، زیبایی تبدیل می‌شه!

874
01:14:12,450 --> 01:14:14,910
حتی گابریله دانونتزیو هم

875
01:14:15,540 --> 01:14:18,290
نمی‌تونه مسیر سرنوشتو عوض کنه،

876
01:14:18,370 --> 01:14:20,790
هر چه که باشه.

877
01:14:21,790 --> 01:14:23,750
وقتی پیروز بشم،

878
01:14:23,840 --> 01:14:26,750
درست برعکسشو بهم می‌گی.

879
01:14:29,090 --> 01:14:30,240
گابریله...

880
01:14:31,550 --> 01:14:33,140
زنده بمون،

881
01:14:33,760 --> 01:14:35,470
دست‌کم تو.

882
01:14:37,890 --> 01:14:39,770
باورت می‌کردم...

883
01:14:41,350 --> 01:14:43,440
باورت می‌کردم اگه...

884
01:14:44,070 --> 01:14:47,030
اگه با یه ذره شادی جواب می‌دادی، یکی دو قطره اشک

885
01:14:47,110 --> 01:14:50,870
وقتی از آسمان‌ها فقط برای تو هدیه بارانی کردم.

886
01:14:50,950 --> 01:14:52,200
بس کن!

887
01:14:52,700 --> 01:14:53,960
امروز، تو...

888
01:14:54,780 --> 01:14:59,830
نباید نقشِ زنی رو بازی کنی که هنوز عاشق شاعره.

889
01:15:02,750 --> 01:15:08,010
سال‌هایی رو که از دیدنم سر باز زدی، یکی‌یکی شمردم!

890
01:15:15,600 --> 01:15:17,760
می‌بینی چقدر پیر شدم؟

891
01:15:19,430 --> 01:15:20,980
خوابتو دیدم.

892
01:15:22,600 --> 01:15:24,650
واسه همینه که تصمیم گرفتم ببینمت.

893
01:15:24,730 --> 01:15:26,520
فقط شکست

894
01:15:27,280 --> 01:15:30,320
می‌تونست وادارت کنه پیشم برگردی.

895
01:15:32,490 --> 01:15:35,240
تنها اشتباهت

896
01:15:35,330 --> 01:15:40,410
این بود که به یه زن‌بازِ دو-فامیلیِ بی‌استعداد ایمان آوردی.

897
01:15:41,580 --> 01:15:44,170
‏-هوکردن‌ها برای تو نبود. -تو اونجا بودی؟

898
01:15:44,880 --> 01:15:46,710
این دور و بر می‌پلکیدم.

899
01:16:14,820 --> 01:16:16,660
‏«شهر مرده» رو بهم بده.

900
01:16:19,490 --> 01:16:21,580
بدون هیچ قید و شرطی.

901
01:16:29,420 --> 01:16:35,680
<i>تاریخ تصمیم گرفته جایی برای ما روی کوه المپ کنار بذاره.</i>

902
01:16:43,600 --> 01:16:48,600
<i>چون حتی تا صد سال دیگه هم اسمت از اسم من جدا نمی‌شه.</i>

903
01:17:30,360 --> 01:17:32,150
مادام دوزه...

904
01:17:33,530 --> 01:17:36,620
خب، من... تمام شب پرسه زدم و فکر کردم

905
01:17:36,700 --> 01:17:38,530
و ما فقط دو تا گزینه داریم.

906
01:17:38,620 --> 01:17:43,610
‏-نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف می‌زنی. -خب، ا... این گزینه‌ی اوله.

907
01:17:44,790 --> 01:17:46,790
که نمایشو کاملاً از نو بنویسیم.

908
01:17:46,870 --> 01:17:51,130
‏-بعد تمرین‌ها. فقط ده روز بهم وقت بده. -بس کن.

909
01:17:51,210 --> 01:17:53,550
نمایش معلق شده.

910
01:17:53,630 --> 01:17:55,130
چی؟ «معلق»؟

911
01:17:55,210 --> 01:17:56,920
تا کِی؟

912
01:17:57,010 --> 01:18:00,520
دیگه هیچ اجرایی از هکوبا نخواهد بود.

913
01:18:00,600 --> 01:18:04,010
نه تو میلان، نه تو رم، نه هیچ‌جا.

914
01:18:05,060 --> 01:18:07,020
تمومه.

915
01:18:08,850 --> 01:18:11,280
‏-نمی‌تونی این‌کارو با من بکنی، می‌دونی؟ -نمی‌تونم؟

916
01:18:11,360 --> 01:18:13,740
نه. الئونورا دوزه اینه؟

917
01:18:13,820 --> 01:18:16,410
ایبسن رو با یه نویسنده‌ی جوونِ تازه‌کار عوض می‌کنه،

918
01:18:16,490 --> 01:18:20,540
بعد بدون اینکه فرصتی برای... برای نوشتن بده، جلوی تماشاگرا پرتش می‌کنه

919
01:18:20,620 --> 01:18:22,370
‏-یا وقتی برای... بازنویسی! -نه.

920
01:18:22,450 --> 01:18:24,830
تو وقت داشتی، جاکومینو!

921
01:18:24,910 --> 01:18:25,960
به من نگاه کن!

922
01:18:26,040 --> 01:18:28,620
ولی استعدادشو نداشتی!

923
01:18:28,960 --> 01:18:31,920
و هیچ دوزه‌ای نیست که بتونه بهت بدتش!

924
01:18:32,000 --> 01:18:34,760
حتی اگه ده سال هم منتظرت بمونه!

925
01:18:34,840 --> 01:18:37,220
تو چشمام نگاه کن!

926
01:19:08,710 --> 01:19:14,840
<i>روی هزاران هزار چهره‌ی شما،</i>

927
01:19:14,920 --> 01:19:18,300
<i>می‌بینم که ساطع می‌کنید</i>

928
01:19:18,380 --> 01:19:21,480
یه شادیِ مردانه،

929
01:19:23,430 --> 01:19:26,100
یه شادیِ نرینه.

930
01:19:27,970 --> 01:19:29,590
بازیگر بزرگیه.

931
01:19:31,770 --> 01:19:33,600
آره، عاشق درامه.

932
01:19:34,810 --> 01:19:38,200
فردا تمرین‌های «شهر مرده» رو شروع می‌کنیم.</i>

933
01:19:38,280 --> 01:19:39,530
خوبه.

934
01:19:44,570 --> 01:19:47,950
تو جوونیم نقش آنا رو بازی کردم.

935
01:19:48,040 --> 01:19:49,210
آنا باشکوهه.

936
01:19:49,290 --> 01:19:51,500
حالا یه آنای دیگه رو بازی می‌کنم.

937
01:19:53,790 --> 01:19:55,080
یه آنای پیر.

938
01:19:56,750 --> 01:20:00,260
شخصیت فوق‌العاده‌ایه چون کوره.

939
01:20:00,340 --> 01:20:02,170
‏-کور؟ -کوره.

940
01:20:05,220 --> 01:20:06,550
حس می‌کنم کورم.

941
01:20:06,640 --> 01:20:08,390
<i>هیچ‌وقت پیش از این</i>

942
01:20:08,470 --> 01:20:14,190
یه کلمه‌ی خوب چنین قدرتی نداشته.

943
01:20:15,100 --> 01:20:19,230
همه‌ی کارگرها باید بفهمن.

944
01:20:19,320 --> 01:20:24,950
همه‌شون، فارغ از طبقه یا نوعشون.

945
01:20:25,030 --> 01:20:26,410
همه‌شون.

946
01:20:26,490 --> 01:20:31,040
هیچ‌چیز، هیچ‌چیز نمی‌تونه دوام بیاره

947
01:20:31,120 --> 01:20:33,160
بدون ملت،

948
01:20:33,250 --> 01:20:35,420
علیه ملت!

949
01:20:59,650 --> 01:21:02,070
‏-گیزولا... -گابریله.

950
01:21:02,740 --> 01:21:04,200
اومدم.

951
01:21:06,570 --> 01:21:10,330
تشویقت می‌کنن، ولی به حرفت گوش نمی‌دن، می‌دونی؟

952
01:21:10,410 --> 01:21:13,120
تموم نشده. من...

953
01:21:13,200 --> 01:21:17,000
با نیتی و موسولینی حرف می‌زنم

954
01:21:17,080 --> 01:21:19,590
‏-و جلوی این خشونتو می‌گیرم. -تو، تو، تو...

955
01:21:19,670 --> 01:21:22,170
من، من، من...

956
01:21:23,340 --> 01:21:26,970
و ایتالیا رو تبدیل می‌کنیم به...

957
01:21:27,050 --> 01:21:32,640
آتنِ نو. می‌بینمش. می‌بینمش!

958
01:21:33,470 --> 01:21:35,270
‏-«شهر مرده». -بله.

959
01:21:35,350 --> 01:21:36,890
‏-آره؟ -در واقع.

960
01:21:36,980 --> 01:21:38,350
‏-برو رم. -می‌رم.

961
01:21:38,400 --> 01:21:42,320
موفقش کن. جدی می‌گم، موفقش کن.

962
01:21:42,400 --> 01:21:46,370
صخره‌ای می‌شه که کشور جدیدمونو روش بنا می‌کنیم، قول می‌دم.

963
01:21:46,450 --> 01:21:48,910
راستش، می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم درباره‌ی...

964
01:21:48,990 --> 01:21:51,620
ببخشید، این کاملاً بی‌ربطه.

965
01:21:51,700 --> 01:21:55,410
تو پرده‌ی پنجم «شهر مرده»،

966
01:21:55,500 --> 01:21:56,790
می‌خواستم ازت بپرسم،

967
01:21:56,870 --> 01:22:01,880
وقتی لئوناردو درباره‌ی اینکه چطور خواهرشو کشت حرف می‌زنه،

968
01:22:02,750 --> 01:22:03,750
من...

969
01:22:04,340 --> 01:22:07,090
دلم می‌خواد ببینم که می‌کشتش.

970
01:22:08,840 --> 01:22:11,430
مثل اتللو و دزدمونا.

971
01:22:11,510 --> 01:22:15,190
درسته، مثل اتللو و دزدمونا، چون...

972
01:22:15,270 --> 01:22:17,810
چون زننده‌ست.

973
01:22:17,890 --> 01:22:20,610
چون زننده‌ست، گیزولا.

974
01:22:20,690 --> 01:22:22,320
‏-نه. -هست.

975
01:22:23,070 --> 01:22:24,650
تو این تراژدی،

976
01:22:25,190 --> 01:22:29,990
همه‌چیز آشکاره چون همه‌چیز پنهانه.

977
01:22:33,910 --> 01:22:35,490
باید برم.

978
01:22:38,710 --> 01:22:40,120
برو رم.

979
01:22:40,790 --> 01:22:42,540
قبل از اینکه دیر بشه.

980
01:22:46,460 --> 01:22:47,800
گیزولا.

981
01:23:01,650 --> 01:23:03,190
<i>اعتصاب عمومی</i>

982
01:23:03,270 --> 01:23:07,820
<i>برای دفاع از آزادی‌های سیاسی و صنفی.</i>

983
01:23:09,070 --> 01:23:11,820
<i>همه‌ی قطارها متوقف می‌شن</i>

984
01:23:11,910 --> 01:23:15,370
<i>تا وقتی نظم برقرار بشه.</i>

985
01:23:28,130 --> 01:23:30,090
اعتصاب تموم شد!

986
01:23:31,680 --> 01:23:33,890
همین الان با این قطار برو رم.

987
01:23:34,850 --> 01:23:36,600
ایتالیا باید بدوه.

988
01:23:37,560 --> 01:23:40,770
همه به سکوی هفت! سریع!

989
01:23:56,370 --> 01:23:57,910
این صندلی‌ها خالیه؟

990
01:23:57,990 --> 01:23:59,250
صبر کن.

991
01:24:12,590 --> 01:24:13,930
استاد؟

992
01:24:14,010 --> 01:24:15,450
همه‌چی خوبه؟

993
01:24:20,730 --> 01:24:22,980
به‌موقع نمی‌رسیم.

994
01:24:27,940 --> 01:24:29,480
نه، استاد.

995
01:24:31,530 --> 01:24:33,200
می‌رسیم.

996
01:24:33,280 --> 01:24:35,160
اشتباه کردیم!

997
01:24:37,120 --> 01:24:41,000
همه‌چی درست می‌شه، مثل همیشه.

998
01:24:55,260 --> 01:25:00,010
<i>رزمندگانِ زمین، دریا و هوا!</i>

999
01:25:02,180 --> 01:25:06,350
<i>پیراهن‌سیاه‌هایِ انقلاب و لژیون‌ها!</i>

1000
01:25:09,610 --> 01:25:12,110
<i>فقط یه کلمه هست</i>

1001
01:25:15,740 --> 01:25:18,320
<i>که باید به یاد بسپارید:</i>

1002
01:25:23,370 --> 01:25:24,370
<i>پیروزی!</i>

1003
01:25:29,290 --> 01:25:32,880
<i>و ما پیروز می‌شیم!</i>

1004
01:26:04,790 --> 01:26:05,830
تمومه.

1005
01:26:09,330 --> 01:26:11,010
می‌تونی لباستو بپوشی.

1006
01:26:23,060 --> 01:26:27,180
فکر کردم نتایج فوری آماده می‌شه.

1007
01:26:28,020 --> 01:26:30,100
نه، چند روز طول می‌کشه.

1008
01:26:30,190 --> 01:26:34,400
ولی نه به اندازه‌ی مدتی که تو طول دادی تا واسه معاینه بیای.

1009
01:26:34,480 --> 01:26:36,360
دکتر داره سرزنشم می‌کنه.

1010
01:26:36,440 --> 01:26:37,830
سرزنشت نمی‌کنم،

1011
01:26:37,910 --> 01:26:40,650
ولی بهت می‌گم، باید مرخصی بگیری و استراحت کنی.

1012
01:26:40,730 --> 01:26:41,950
‏-نه. -نه؟

1013
01:26:43,280 --> 01:26:45,080
اگه قراره بمیرم، می‌میرم،

1014
01:26:45,160 --> 01:26:47,410
ولی نه خفه‌شده زیر بار بدهی.

1015
01:26:49,790 --> 01:26:52,500
‏-باید کار کنم. -الان داری تور می‌ری؟

1016
01:26:52,590 --> 01:26:55,130
نه، سر تمرینم.

1017
01:26:56,010 --> 01:26:57,450
فرقی نداره.

1018
01:27:02,430 --> 01:27:03,550
می‌دونی...

1019
01:27:06,060 --> 01:27:08,100
کار تنها چیزیه که برام مونده.

1020
01:27:10,190 --> 01:27:11,350
این...

1021
01:27:12,520 --> 01:27:14,400
این زهرِ منه،

1022
01:27:15,110 --> 01:27:17,110
ولی اکسیژنمم هست.

1023
01:27:18,900 --> 01:27:21,200
درمانِ منه، دکتر.

1024
01:27:29,040 --> 01:27:30,580
<i>مادر عزیزم.</i>

1025
01:27:31,290 --> 01:27:36,090
ماه‌ها پیش شمردنِ نامه‌های هفتگیتو کنار گذاشتم،

1026
01:27:36,170 --> 01:27:38,010
ولی همیشه همه‌شونو می‌خونم،

1027
01:27:38,090 --> 01:27:39,920
از اول تا آخر.

1028
01:27:41,300 --> 01:27:45,600
<i>با خوندنشون، انگار هیچ اتفاقی بین ما نیفتاده.</i>

1029
01:27:45,680 --> 01:27:49,980
<i>البته، همه می‌دونن که تو استادِ تظاهری.</i>

1030
01:27:51,440 --> 01:27:54,860
ولی من تصمیم گرفتم دیگه تظاهر نکنم، مادر.

1031
01:27:54,940 --> 01:27:59,410
تصمیم گرفتم که آسایش تو از آسایش من مهم‌تره.

1032
01:27:59,490 --> 01:28:01,980
پس، لبخند بزن.

1033
01:28:03,410 --> 01:28:06,280
دیگه با حضورم ناراحتت نمی‌کنم.

1034
01:28:09,410 --> 01:28:12,080
<i>می‌دونم که دشمنم نیستی.</i>

1035
01:28:13,170 --> 01:28:16,210
<i>فقط هیچ‌وقت منو نخواستی.</i>

1036
01:28:17,420 --> 01:28:20,710
<i>چهل سال، ترسم همین بود.</i>

1037
01:28:21,670 --> 01:28:26,300
<i>و حالا که برگشتی به همون تنها چیزی که بلدی باشی،</i>

1038
01:28:26,680 --> 01:28:28,850
<i>یه هنرپیشه،</i>

1039
01:28:28,930 --> 01:28:30,770
<i>می‌فهمم.</i>

1040
01:28:30,850 --> 01:28:32,060
دزیره کجاست؟

1041
01:28:32,140 --> 01:28:34,520
<i>و دیگه نمی‌ترسم.</i>

1042
01:28:34,600 --> 01:28:36,280
دزیره‌ی من کجاست؟

1043
01:28:37,360 --> 01:28:39,360
<i>پس التماست می‌کنم، مادر.</i>

1044
01:28:39,980 --> 01:28:41,900
<i>دیگه برام نامه ننویس.</i>

1045
01:28:43,820 --> 01:28:48,570
<i>چون چشمای تو تنها چیزیه که بهم امید می‌ده.</i>

1046
01:28:49,290 --> 01:28:51,500
<i>ولی بعد از اون امید، ترس برمی‌گرده.</i>

1047
01:28:51,580 --> 01:28:54,080
<i>و من نمی‌خوام بترسم.</i>

1048
01:28:56,250 --> 01:28:58,130
راحتم بذار،

1049
01:28:59,130 --> 01:29:01,260
در آرامشِ دانستن.

1050
01:29:04,260 --> 01:29:06,810
و دیگه از دست دادنت نمی‌ترسم

1051
01:29:06,890 --> 01:29:09,800
چون می‌دونم هیچ‌وقت مالِ من نبودی.

1052
01:29:26,450 --> 01:29:29,370
وقتی می‌خونیم، زمانِ مقدسیه.

1053
01:29:29,450 --> 01:29:30,740
ادامه بدیم.

1054
01:29:33,250 --> 01:29:34,490
‏«نمی‌توانم ببینمت.»

1055
01:29:34,570 --> 01:29:37,340
‏-«به‌زحمت می‌بینمت.» -«به‌زحمت می‌بینمت.»

1056
01:29:37,420 --> 01:29:40,300
‏«داری قلبم را می‌فشاری. حرف بزن!»

1057
01:29:40,380 --> 01:29:43,300
‏«به خواهرت نگاه می‌کنی و لبخند می‌زنی،

1058
01:29:44,050 --> 01:29:46,130
ولی فکری ناپاک

1059
01:29:46,220 --> 01:29:48,930
‏-از روحت می‌گذرد.» -نه، نه، نه...

1060
01:29:49,010 --> 01:29:52,390
تو اعتراف به زنای با محارم، حقیقت بیشتری بذار.

1061
01:29:52,470 --> 01:29:54,850
به خواهرت نگاه می‌کنی و لبخند می‌زنی،

1062
01:29:54,930 --> 01:29:58,940
و فکری از روحت می‌گذرد و بعد ترس.

1063
01:29:59,020 --> 01:30:01,020
یه فکر ناپاک.

1064
01:30:01,110 --> 01:30:03,530
خواهرتو می‌خوای.

1065
01:30:05,650 --> 01:30:08,950
باید مثل بالا آوردنِ یه مشت میخ باشه.

1066
01:30:10,570 --> 01:30:13,620
مادام دوزه الان مشغوله.

1067
01:30:13,700 --> 01:30:16,170
فقط یه لحظه وقت می‌خوایم. لطفاً، برید صداش کنید.

1068
01:30:16,250 --> 01:30:19,960
نه، نمی‌رم، داره با بازیگراش تمرین می‌کنه.

1069
01:30:26,170 --> 01:30:28,010
‏-روز بخیر. -روز بخیر.

1070
01:30:30,890 --> 01:30:33,890
نخست‌وزیر می‌خواد با شما صحبت کنه.

1071
01:30:36,730 --> 01:30:38,440
این یه تله‌ست، قربان؟

1072
01:30:38,520 --> 01:30:40,310
یه دعوت شخصیه.

1073
01:30:41,150 --> 01:30:42,730
به کاخ کیجی.

1074
01:30:42,820 --> 01:30:44,530
الئونورا، ردش کن.

1075
01:30:44,610 --> 01:30:46,110
خواهش می‌کنم.

1076
01:30:46,190 --> 01:30:48,360
‏-قبول می‌کنم. -قبول نکن.

1077
01:30:49,200 --> 01:30:50,490
قبولش نکن.

1078
01:30:51,120 --> 01:30:52,160
ازت سوءاستفاده می‌کنن.

1079
01:30:52,240 --> 01:30:56,790
اصلاً نمی‌دونم چرا نمی‌خوای کار بزرگی برای کشورمون بکنم.

1080
01:30:56,870 --> 01:30:58,330
ایتالیا برات مهم نیست؟

1081
01:31:04,800 --> 01:31:06,460
می‌رم آماده شم.

1082
01:31:53,390 --> 01:31:57,470
رفیق، یه پیام برای اداره.

1083
01:32:04,560 --> 01:32:05,900
جاکومینو...

1084
01:32:09,780 --> 01:32:11,360
تو هم اینجایی؟

1085
01:32:12,860 --> 01:32:14,070
حالت چطوره؟

1086
01:32:15,700 --> 01:32:18,370
ما قبلاً خداحافظی کردیم.

1087
01:32:19,900 --> 01:32:32,370
 —  ماي موويیز —

1088
01:32:34,180 --> 01:32:35,220
دزیره!

1089
01:32:44,060 --> 01:32:48,440
مادام دوزه، می‌دونید که نمی‌تونم هدیه قبول کنم.

1090
01:32:49,230 --> 01:32:51,110
بله، ولی این...

1091
01:32:51,190 --> 01:32:56,030
این هدیه‌ایه که به شما می‌دم تا شما به ایتالیا بدیدش.

1092
01:32:56,530 --> 01:32:59,160
و چیه، یه کلیسا؟

1093
01:33:00,660 --> 01:33:01,660
بله.

1094
01:33:02,910 --> 01:33:04,290
دقیقاً.

1095
01:33:05,500 --> 01:33:06,750
یه معبد.

1096
01:33:07,540 --> 01:33:09,630
یه معبد برای تئاتر.

1097
01:33:09,880 --> 01:33:13,420
تئاتری که منتظره شما بسازیدش، قربان.

1098
01:33:15,260 --> 01:33:18,100
برای یتیم‌های سربازان جان‌باخته‌مون

1099
01:33:18,180 --> 01:33:19,720
و برای همه‌ی مردان ایتالیایی...

1100
01:33:21,430 --> 01:33:23,020
و زنان.

1101
01:33:23,100 --> 01:33:26,850
منم یه سورپرایز برای شما دارم.

1102
01:33:29,650 --> 01:33:35,360
دولت قصد داره یه سری تدابیر درباره‌ی شما اتخاذ کنه، مادام دوزه.

1103
01:33:36,610 --> 01:33:37,990
‏«تدابیر»؟

1104
01:33:40,620 --> 01:33:43,280
من همیشه از «تدابیر» می‌ترسم.

1105
01:33:44,960 --> 01:33:48,540
ترتیبی می‌دیم که بدهی‌هاتون پرداخت بشه.

1106
01:33:53,210 --> 01:33:54,510
خب، ممنون.

1107
01:33:54,590 --> 01:33:56,090
و این همه‌ش نیست.

1108
01:33:56,170 --> 01:33:59,430
همچنین یه مستمری براتون کنار می‌ذاریم،

1109
01:33:59,510 --> 01:34:03,020
یه مبلغ ماهانه، به نام شما.

1110
01:34:07,770 --> 01:34:10,190
دیگه لازم نیست نگران هیچی باشید.

1111
01:34:10,270 --> 01:34:12,940
ما ترتیب همه‌چیزو می‌دیم.

1112
01:34:13,190 --> 01:34:15,360
و حالا، با اجازه‌تون،

1113
01:34:15,440 --> 01:34:18,610
سفیر فرانسه منتظرمه.

1114
01:34:20,660 --> 01:34:22,120
ادای احترام.

1115
01:34:22,200 --> 01:34:24,080
‏-ممنون. -من...

1116
01:34:27,040 --> 01:34:28,480
شما رو به دست‌های امن می‌سپارم.

1117
01:34:28,560 --> 01:34:32,510
همکارام همه‌چیزو بهم گزارش می‌دن.

1118
01:34:32,590 --> 01:34:38,340
شجاع باشید، مادام دوزه. با هم ایتالیا رو از نو می‌سازیم.

1119
01:34:39,050 --> 01:34:41,050
زنده باد ایتالیا!

1120
01:35:07,160 --> 01:35:08,870
الهه‌های الهام...

1121
01:35:09,670 --> 01:35:15,590
این... این فرم‌ها رو به من منتقل کردن

1122
01:35:16,300 --> 01:35:20,010
تو یه خوابِ مرگ‌مانند.

1123
01:35:20,090 --> 01:35:22,680
رؤیام خیلی مشخص بود. من...

1124
01:35:22,760 --> 01:35:25,060
تنها کاری که کردم دنبال کردنش بود،

1125
01:35:25,140 --> 01:35:28,020
چون فکر می‌کنم آدم‌ها باید دنبال رؤیاهاشون برن.

1126
01:35:28,100 --> 01:35:30,940
فکر می‌کنم همه‌مون یه چیزی تو درونمون داریم،

1127
01:35:31,020 --> 01:35:35,270
نمی‌دونم اسمش چیه، قوی‌تر از خودمون...

1128
01:35:47,410 --> 01:35:48,500
بله...

1129
01:35:49,040 --> 01:35:50,500
بله...

1130
01:35:52,370 --> 01:35:54,080
یه چیز معنوی.

1131
01:35:55,170 --> 01:35:56,250
خداحافظ.

1132
01:35:56,340 --> 01:35:59,590
بابت مستمری ممنون.

1133
01:36:13,230 --> 01:36:14,860
الئونورا.

1134
01:36:15,690 --> 01:36:16,690
دیدی؟

1135
01:36:17,270 --> 01:36:20,070
منو جلوی شیرها نندختن.

1136
01:36:21,400 --> 01:36:22,990
‏-خوبه. -چقدر ساده‌ای!

1137
01:36:23,070 --> 01:36:26,830
نه، مادام، اونو روی سرم نذارید.

1138
01:36:26,910 --> 01:36:28,870
حالا بشینید.

1139
01:36:28,950 --> 01:36:32,790
روی مبل بشینید. ببینید، دکتر اینجاست، اومده شما رو ببینه.

1140
01:36:33,290 --> 01:36:36,630
‏-چه سورپرایز خوبی. -ممو، ممو...

1141
01:36:38,040 --> 01:36:40,340
‏-بیا، دزیره. -ممنون. دزیره...

1142
01:36:40,420 --> 01:36:42,390
‏-با من بیا. -حالا اینجاییم.

1143
01:36:42,470 --> 01:36:47,100
آروم و خونسرد باشید، و به دکتری که باید باهاتون حرف بزنه گوش بدید.

1144
01:36:47,180 --> 01:36:52,180
نه، اول، باید یه چیزی بهت بگم. دیگه هیچ بدهی‌ای ندارم!

1145
01:36:52,600 --> 01:36:54,690
‏-خوبه. -دولت پرداختشون می‌کنه.

1146
01:36:55,440 --> 01:36:57,350
خوشحالم که اینو می‌شنوم.

1147
01:36:57,940 --> 01:37:01,780
فکر کنم گابریله برام پارتی‌بازی کرد.

1148
01:37:01,860 --> 01:37:03,280
معلومه که کرد.

1149
01:37:03,360 --> 01:37:07,540
چون گابریله... وقتی بهش نیاز داری، هست.

1150
01:37:07,620 --> 01:37:11,920
و همچنین بهم یه مستمری بابت شایستگی هنری می‌دن.

1151
01:37:12,000 --> 01:37:14,160
یه جور مستمری پیری.

1152
01:37:16,500 --> 01:37:17,920
خوشحال نیستی؟

1153
01:37:18,000 --> 01:37:20,170
همیشه اون نگاهو داری.

1154
01:37:21,920 --> 01:37:23,840
لیاقت همه‌شو داری، الئونورا.

1155
01:37:23,920 --> 01:37:26,550
ولی حالا باید حرف بزنیم.

1156
01:37:28,760 --> 01:37:33,100
به دکتر گوش بده، که یه چیزای مهمی داره بهت بگه.

1157
01:37:33,180 --> 01:37:36,190
جوری با من حرف نزن انگار یه پیرزنم.

1158
01:37:36,270 --> 01:37:38,520
یه پیرزن، یه دختربچه.

1159
01:37:41,190 --> 01:37:44,160
جدیه، خیلی جدی، الئونورا.

1160
01:37:44,240 --> 01:37:46,320
‏-مادام دوزه... -خواهش می‌کنم.

1161
01:37:50,450 --> 01:37:54,460
قول دادم با عکس‌های رادیولوژی بیام، یادته؟

1162
01:37:57,330 --> 01:38:00,460
نه! وادارم نکن نگاه کنم.

1163
01:38:01,290 --> 01:38:05,640
از این لحظه به بعد، باید دست از جنگیدن با بدنت برداری

1164
01:38:05,720 --> 01:38:07,890
‏-و شروع کنی به جنگیدن برای اون! -درسته.

1165
01:38:07,970 --> 01:38:10,520
مراقب خودت باش، استراحت و هیچ‌چیز دیگه.

1166
01:38:10,600 --> 01:38:13,440
آره، می‌کنم، بعد از تور، می‌کنم.

1167
01:38:13,520 --> 01:38:18,850
مادام، این باید تنها فرمانِ شما بشه،

1168
01:38:18,940 --> 01:38:21,150
حالا که دیگه بدهی‌ای برای نگرانی ندارید.

1169
01:38:21,230 --> 01:38:23,940
دارم می‌گم که به حرفت گوش می‌دم،

1170
01:38:24,730 --> 01:38:26,030
ولی...

1171
01:38:26,700 --> 01:38:32,950
می‌تونم به شیوه‌ی خودم با صحنه خداحافظی کنم، نه؟

1172
01:38:33,030 --> 01:38:36,910
از چهارسالگی روی صحنه بودم!

1173
01:38:37,000 --> 01:38:40,210
‏-الئونورا! بسه دیگه! -از بچگی!

1174
01:38:40,290 --> 01:38:44,180
گروهت منحل شده، توری در کار نیست. بیا.

1175
01:38:44,250 --> 01:38:48,680
‏-اینا چی‌ان؟ -نامه‌های استعفایی که بازیگرات امضا کردن.

1176
01:38:48,760 --> 01:38:51,340
به‌جز ممو. اون قبول نکرد.

1177
01:39:02,150 --> 01:39:03,980
بیماری لاعلاج؟

1178
01:39:04,480 --> 01:39:07,190
و منتظر بمونم مرگ بیاد؟

1179
01:39:14,030 --> 01:39:18,580
زندگیمو فدا کردم فقط برای اینکه یه بار دیگه درخشیدنشو ببینم.

1180
01:39:19,830 --> 01:39:21,290
فقط یه بار.

1181
01:39:23,340 --> 01:39:26,630
‏-چه جرئتی! -لعنت بهت!

1182
01:39:26,710 --> 01:39:30,260
‏-می‌خواید دفنم کنید ولی من هنوز زنده‌ام! -باشه، ازم متنفر باش!

1183
01:39:30,340 --> 01:39:33,770
‏-من از تو زنده‌ترم! -داری گورِ خودتو می‌کَنی!

1184
01:39:33,850 --> 01:39:35,310
تو اصلاً نمی‌فهمی!

1185
01:39:57,980 --> 01:39:59,710
‏-عصر بخیر. -عصر بخیر.

1186
01:39:59,790 --> 01:40:02,450
‏-دو تا بلیت برای ونیز. -حتماً.

1187
01:40:04,500 --> 01:40:05,770
بفرمایید.

1188
01:41:58,660 --> 01:42:00,160
ایستگاه بعدی کجاست؟

1189
01:42:00,240 --> 01:42:02,240
کاستل دل‌اورسو، خانم.

1190
01:42:13,710 --> 01:42:16,010
‏-ممنون. -خواهش می‌کنم، خانم.

1191
01:42:38,570 --> 01:42:40,070
جوردانو!

1192
01:42:49,250 --> 01:42:50,750
چی شده؟

1193
01:42:50,830 --> 01:42:55,840
نه، هیچی. یه چیز... یه چیز غیرمنتظره.

1194
01:42:58,050 --> 01:43:01,880
‏-یعنی چی؟ نمی‌فهمم. -این...

1195
01:43:03,350 --> 01:43:06,020
حالا تموم شده.

1196
01:43:06,100 --> 01:43:07,810
جدی بود؟

1197
01:43:08,600 --> 01:43:12,690
نه، راستش، نبود. هیچ‌وقت هیچی جدی نیست.

1198
01:43:12,770 --> 01:43:16,150
‏-«هیچی جدی نیست»؟ -با اون نه.

1199
01:43:21,950 --> 01:43:23,240
لوئیزا!

1200
01:43:29,160 --> 01:43:30,750
الئونورا...

1201
01:43:33,210 --> 01:43:34,590
به‌خاطر اون اینجایی؟

1202
01:43:34,670 --> 01:43:36,380
‏-به‌خاطر اون اینجایی؟ -بله.

1203
01:43:36,460 --> 01:43:39,180
منم به‌خاطر اون اینجام، شب و روز، شب و روز.

1204
01:43:39,260 --> 01:43:41,680
به هوش اومده.

1205
01:43:41,760 --> 01:43:43,930
درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟

1206
01:43:45,510 --> 01:43:47,690
درست همین‌جا بود. اینجا بود و...

1207
01:43:47,770 --> 01:43:49,270
و پرواز کرد رفت.

1208
01:43:50,980 --> 01:43:53,690
‏-«مثل فرشته‌ی مقرب»، اینو گفت. -نه...

1209
01:43:53,770 --> 01:43:56,900
این... این غیرممکنه. نوشته بود که حالش خوبه.

1210
01:43:59,280 --> 01:44:00,480
برخاسته!

1211
01:44:26,430 --> 01:44:31,140
ستاره‌ی صبح، همیشه سر و کله‌ت پیدا می‌شه...

1212
01:44:31,980 --> 01:44:35,080
غیرمنتظره.

1213
01:44:37,690 --> 01:44:40,610
بشین، بشین.

1214
01:44:41,690 --> 01:44:42,950
اینجا.

1215
01:44:50,450 --> 01:44:54,080
چرا تو نامه‌هات بهم دروغ گفتی؟

1216
01:44:56,540 --> 01:44:58,670
این ممکنه پیش بیاد

1217
01:44:59,750 --> 01:45:02,130
در طول سال‌های زیاد.

1218
01:45:03,840 --> 01:45:07,980
‏-بستگی داره منظورت کدوم نامه‌هاست. -چرا درباره‌ی کُما بهم نگفتی؟

1219
01:45:08,050 --> 01:45:13,520
به هر حال که نگرانم نمی‌شدی.

1220
01:45:17,690 --> 01:45:21,110
این‌بار اومدی چی ازم بخوای؟

1221
01:45:22,690 --> 01:45:25,240
نیومدم چیزی ازت بخوام.

1222
01:45:25,570 --> 01:45:27,640
فقط اومدم...

1223
01:45:27,720 --> 01:45:29,060
فقط تا ازت تشکر کنم.

1224
01:45:29,490 --> 01:45:31,240
بابت چی؟

1225
01:45:33,660 --> 01:45:37,000
یعنی چی «بابت چی»؟ بابت وساطتت.

1226
01:45:37,080 --> 01:45:38,080
ها؟

1227
01:45:39,920 --> 01:45:43,840
وساطت کاریه که قدیس‌ها می‌کنن.

1228
01:45:46,680 --> 01:45:48,510
موسولینی.

1229
01:45:53,430 --> 01:45:55,640
شما دوتا همدیگه رو دیدید؟

1230
01:45:55,730 --> 01:45:57,100
البته.

1231
01:45:58,980 --> 01:46:00,770
پس تو هم

1232
01:46:00,860 --> 01:46:02,940
تو تورِ پروانه‌گیری‌ای.

1233
01:46:05,530 --> 01:46:07,490
کدوم پروانه‌ها؟

1234
01:46:09,950 --> 01:46:13,700
‏-حتی یه مستمری بهم پیشنهاد داد. -«یه مستمری».

1235
01:46:15,330 --> 01:46:17,830
تشکر؟ بابت چی؟

1236
01:46:20,210 --> 01:46:23,090
چرا؟ چرا مدام بهم دروغ می‌گی؟

1237
01:46:23,170 --> 01:46:26,840
حتی وقتی... می‌دونم تو بودی که بهش زنگ زدی،

1238
01:46:26,920 --> 01:46:29,430
که کاری کردی باهام دیدار کنه.

1239
01:46:29,510 --> 01:46:34,510
چرا یه بارم که لیاقتشو داری، یه تشکر رو قبول نمی‌کنی؟

1240
01:46:35,520 --> 01:46:39,940
من همیشه همه‌چیزو از تو قبول کردم.

1241
01:46:40,730 --> 01:46:46,530
سیلی‌هات... آب دهنت، تشکرهات، اشک‌هات.

1242
01:46:47,240 --> 01:46:51,450
ولی این‌بار لیاقت هیچ‌کدومشونو ندارم.

1243
01:46:54,910 --> 01:47:00,250
اگه اون سزارِ قلابی تو رو زیرِ یه مستمری ناچیز دفن کرد،

1244
01:47:01,210 --> 01:47:03,420
این من نیستم که باید ازش تشکر کنی.

1245
01:47:03,500 --> 01:47:08,590
بهم قول داد تئاترو می‌سازه، با اون دیوارهای سفید.

1246
01:47:08,670 --> 01:47:11,260
دقیقاً همون‌طور که تو رؤیام بود.

1247
01:47:12,100 --> 01:47:14,310
الئونورا دوزه...

1248
01:47:15,260 --> 01:47:20,230
نمی‌تونه یه بازیگرو بشناسه

1249
01:47:22,270 --> 01:47:26,900
اگه روی صحنه نباشه.

1250
01:47:28,570 --> 01:47:30,990
من و تو...

1251
01:47:31,570 --> 01:47:33,490
دوباره با هم می‌شیم،

1252
01:47:33,570 --> 01:47:35,910
و تو نمایش‌های جدید می‌نویسی

1253
01:47:35,990 --> 01:47:38,830
و من دوباره توشون بازی می‌کنم.

1254
01:47:38,910 --> 01:47:42,040
و بعد جوون‌ها میان و می‌بیننشون.

1255
01:47:42,130 --> 01:47:48,050
و ایتالیا رو آتنِ نو می‌کنیم. اینا... اینا حرف‌های تو بود.

1256
01:47:48,130 --> 01:47:49,920
حرف‌های من...

1257
01:47:52,010 --> 01:47:54,760
و اون بهت چی گفت؟

1258
01:47:55,850 --> 01:47:57,430
دقیقاً؟

1259
01:47:59,520 --> 01:48:02,440
خب، اون... به حرفم گوش داد،

1260
01:48:02,520 --> 01:48:05,440
ب... به مدت طولانی و خیلی با دقت.

1261
01:48:05,520 --> 01:48:06,900
و بعدش چی؟

1262
01:48:06,980 --> 01:48:11,070
بعد بهم گفت که دوباره همدیگه رو می‌بینیم تا درباره‌ی تئاتر حرف بزنیم.

1263
01:48:11,150 --> 01:48:12,740
کِی همدیگه رو می‌بینید؟

1264
01:48:12,820 --> 01:48:15,160
‏-نمی‌دونم. به‌زودی. -چقدر زود؟

1265
01:48:15,240 --> 01:48:18,080
‏-بستگی داره. -به چی بستگی داره؟ به تو؟

1266
01:48:18,160 --> 01:48:19,660
‏-به تو؟ -آره، البته.

1267
01:48:19,740 --> 01:48:22,540
هیچی به تو یا به من بستگی نداره، گیزولا.

1268
01:48:22,620 --> 01:48:26,670
ما غباریم، غباری برای ریختن به باد، برای فراموش کردن!

1269
01:48:26,750 --> 01:48:28,590
‏-چی؟ -تو رو دست انداختن!

1270
01:48:28,670 --> 01:48:31,170
تو رو دست انداختن!

1271
01:48:49,690 --> 01:48:52,320
تو رو خریدن

1272
01:48:53,650 --> 01:48:55,870
به چندرغاز.

1273
01:48:58,620 --> 01:49:00,700
پیشم بمون!

1274
01:49:00,790 --> 01:49:02,210
بگیریدش!

1275
01:49:02,290 --> 01:49:07,130
‏-این ایتالیای احمقو به سرنوشتش واگذار کن! -برو کنار!

1276
01:49:07,210 --> 01:49:09,760
‏-تئاترو همین‌جا می‌سازیم! -بکشیدش کنار!

1277
01:49:09,840 --> 01:49:12,510
‏-همین‌جا می‌سازیمش! نه! -بیاید ببریدش!

1278
01:49:12,590 --> 01:49:13,970
گیزولا! همین‌جا انجامش می‌دیم.

1279
01:49:14,050 --> 01:49:18,680
‏-برو کنار! -همین‌جا می‌مونم و برات می‌نویسم!

1280
01:49:21,180 --> 01:49:23,180
گیزولا!

1281
01:51:03,530 --> 01:51:05,790
<i>‏«همین حالا زندگی کن، باورم کن،</i>

1282
01:51:05,870 --> 01:51:08,660
<i>منتظر فردا نمان:</i>

1283
01:51:08,750 --> 01:51:12,880
<i>همین امروز گل‌های سرخِ زندگیت را بچین.»</i>

1284
01:51:23,010 --> 01:51:24,760
عاشق گل‌های سرخم.

1285
01:51:34,770 --> 01:51:36,110
انریکتا...

1286
01:51:36,190 --> 01:51:38,490
به مادربزرگ سلام کن.

1287
01:51:39,530 --> 01:51:41,030
انریکتا!

1288
01:51:50,210 --> 01:51:51,750
انریکتا!

1289
01:51:55,340 --> 01:51:56,500
عزیز دلم.

1290
01:51:57,460 --> 01:51:58,760
عزیز دلم.

1291
01:52:02,300 --> 01:52:04,050
بچه‌ها...

1292
01:52:15,310 --> 01:52:16,360
نورا!

1293
01:52:17,530 --> 01:52:22,520
چند بار بهت گفتم موقع غذا خوردن به موهات دست نزن، لطفاً.

1294
01:52:24,370 --> 01:52:28,580
تو هم بچه که بودی همیشه همین کارو می‌کردی.

1295
01:52:29,450 --> 01:52:31,330
واقعاً؟ یادم نمیاد.

1296
01:52:31,410 --> 01:52:34,670
همه‌ی غذا تو موها!

1297
01:52:36,130 --> 01:52:38,630
خوب نیست، مادرت.

1298
01:52:46,760 --> 01:52:50,260
مادربزرگ می‌خندونتت، نه؟

1299
01:52:51,020 --> 01:52:55,320
خوب می‌شد اگه مادربزرگ همیشه پیشمون بود، نه؟

1300
01:52:55,400 --> 01:52:56,840
این‌طور فکر نمی‌کنید؟

1301
01:52:58,020 --> 01:52:59,580
آره، خوب می‌شد.

1302
01:53:00,230 --> 01:53:04,410
می‌خوام اعلام کنم که مادربزرگ به لندن میاد.

1303
01:53:06,700 --> 01:53:09,370
همه‌مون با هم زندگی می‌کنیم. همه‌مون.

1304
01:53:09,830 --> 01:53:13,210
‏-خوشحالی؟ -من... دارم می‌رم لندن.

1305
01:53:13,750 --> 01:53:15,330
به لندن!

1306
01:53:34,230 --> 01:53:38,520
مامان، چرا مادربزرگ همیشه سرفه می‌کنه؟

1307
01:53:38,610 --> 01:53:40,270
چرا، مامان؟

1308
01:53:42,110 --> 01:53:46,820
چون مادربزرگ خسته‌ست و باید استراحت کنه.

1309
01:53:47,450 --> 01:53:49,830
و به مراقبت ما نیاز داره.

1310
01:53:55,410 --> 01:53:57,080
دزیره!

1311
01:53:59,670 --> 01:54:03,090
دزیره، لباس‌هاشونو کجا پیدا کنم؟

1312
01:54:04,380 --> 01:54:07,960
برمی‌گردم. مراقب خواهرت باش.

1313
01:54:08,760 --> 01:54:10,180
دزیره؟

1314
01:54:22,400 --> 01:54:24,820
نورا و هالی باید...

1315
01:54:27,950 --> 01:54:30,160
این همه‌ش سرِ چیه؟

1316
01:54:35,160 --> 01:54:37,120
هوای پاکِ کوهستان.

1317
01:54:39,080 --> 01:54:40,960
می‌خوای یه کم امتحانش کنی؟

1318
01:54:53,010 --> 01:54:55,850
پدر و مادرها می‌میرن، انریکتا.

1319
01:54:57,730 --> 01:55:01,400
می‌تونست خیلی زودتر اتفاق بیفته.

1320
01:55:04,690 --> 01:55:06,610
یا خیلی دیرتر.

1321
01:55:10,610 --> 01:55:13,660
تمام عمرم بارِ نبودتو به دوش کشیدم.

1322
01:55:13,740 --> 01:55:16,460
از نه‌هات خسته‌ام، از اینکه چیزها رو بهم نمی‌گی.

1323
01:55:16,540 --> 01:55:19,670
خسته‌ام از اینکه برات یه غریبه‌ام.

1324
01:55:21,330 --> 01:55:23,040
خیلی عصبانی‌ای.

1325
01:55:27,550 --> 01:55:30,930
می‌خوام جوری بهم نگاه کنی که به دزیره نگاه می‌کنی.

1326
01:55:34,180 --> 01:55:35,220
تو

1327
01:55:36,020 --> 01:55:37,640
عشقِ

1328
01:55:38,810 --> 01:55:41,060
زندگیمی.

1329
01:55:41,150 --> 01:55:42,650
نه، نه.

1330
01:55:45,650 --> 01:55:47,280
تو

1331
01:55:47,360 --> 01:55:49,530
عشقِ

1332
01:55:49,610 --> 01:55:51,360
عشقِ زندگیمی!

1333
01:55:55,200 --> 01:55:56,950
کمکم کن.

1334
01:56:00,000 --> 01:56:02,580
اگه می‌خوای کمکم کنی، کمکم کن.

1335
01:56:15,550 --> 01:56:18,730
‏«وقتی پینوکیو وارد تئاتر عروسکی شد،

1336
01:56:18,810 --> 01:56:22,900
هارلکین دیدش و دست از بازی کشید.»

1337
01:56:23,560 --> 01:56:25,490
‏«آیا خواب می‌بینم یا بیدارم؟»

1338
01:56:25,560 --> 01:56:29,360
‏«پولچینلا فریاد زد: پینوکیوئه، پینوکیوئه!»

1339
01:56:29,440 --> 01:56:33,240
‏«جاندویا فریاد زد: پینوکیوئه، پینوکیوئه!»

1340
01:56:33,320 --> 01:56:35,620
‏«و همه‌ی عروسک‌های پشت صحنه

1341
01:56:35,700 --> 01:56:37,200
روی صحنه اومدن.»

1342
01:56:37,280 --> 01:56:39,870
‏«و پینوکیو پرید

1343
01:56:39,950 --> 01:56:45,540
جلو، بعد روی سرِ رهبر ارکستر پرید،

1344
01:56:45,630 --> 01:56:47,920
و بعد روی صحنه جهید.»

1345
01:56:48,000 --> 01:56:49,500
‏«ولی تماشاگرا

1346
01:56:50,380 --> 01:56:54,930
جلوی صحنه بی‌تاب شدن و شروع کردن به داد زدن،

1347
01:56:55,010 --> 01:56:58,760
کمدیمونو می‌خوایم! کمدیمونو می‌خوایم!»

1348
01:56:58,850 --> 01:57:02,980
‏«و بعد عروسک‌گردان اومد بیرون.»

1349
01:57:03,060 --> 01:57:08,320
‏«یه مرد گنده که انقدر زشت بود که فقط نگاه کردن بهش ترسناک بود.»

1350
01:57:08,400 --> 01:57:12,190
‏«یه ریش بلندِ سیاه داشت

1351
01:57:12,280 --> 01:57:17,620
مثل یه خط‌خطیِ جوهر که انقدر بلند بود که وقتی راه می‌رفت،

1352
01:57:19,200 --> 01:57:20,740
روش پا می‌ذاشت

1353
01:57:20,830 --> 01:57:22,660
همون‌طور که می‌لنگید.»

1354
01:57:22,750 --> 01:57:25,870
‏«یه دهنِ عظیم داشت

1355
01:57:25,960 --> 01:57:29,670
که انگار می‌خواست همه‌ی بچه‌ها رو بخوره.»

1356
01:57:29,750 --> 01:57:31,010
‏«تو...

1357
01:57:31,090 --> 01:57:33,600
چطور جرئت می‌کنی نمایشمو قطع کنی!»

1358
01:57:33,680 --> 01:57:35,840
‏«و به جاندویا: چی انقدر خنده‌داره؟»

1359
01:57:36,390 --> 01:57:38,640
‏«جاندویا گفت: خب، من... من...»

1360
01:57:38,720 --> 01:57:41,100
‏«من با دوستم پینوکیو اینجام.»

1361
01:57:41,180 --> 01:57:44,010
‏«برو، از اینجا برو بیرون، جاندویا.»

1362
01:57:44,640 --> 01:57:47,520
تو، پینوکیو...

1363
01:57:47,600 --> 01:57:49,230
خیلی خوشحالم،

1364
01:57:49,310 --> 01:57:54,740
چون امروز تو آشپزخونه یه گوسفندِ خوب کباب می‌کنم،

1365
01:57:54,820 --> 01:57:56,530
ولی هیزمم تموم شده بود،

1366
01:57:56,610 --> 01:58:00,580
و تو این چوبِ کاجِ خوب و تازه رو داری.

1367
01:58:00,660 --> 01:58:04,670
‏-می‌ندازمت درست وسط شعله‌ها! -دیوونه‌ای!

1368
01:58:04,750 --> 01:58:06,750
بس کن! بسه دیگه!

1369
01:58:07,880 --> 01:58:09,380
دیوونه‌ای!

1370
01:58:11,460 --> 01:58:13,510
این... چیزی نیست.

1371
01:58:15,300 --> 01:58:17,970
حالا وقتِ خوابیدنه.

1372
01:58:19,180 --> 01:58:21,930
واقعی نیست، فقط یه داستانه.

1373
01:58:25,850 --> 01:58:29,350
چیزی نیست، چیزی نیست.

1374
01:58:31,900 --> 01:58:34,900
فقط... یه بازیه.

1375
01:58:35,490 --> 01:58:37,110
هیچی واقعی نیست.

1376
01:58:37,910 --> 01:58:39,530
من... من مانجافوکوام!

1377
01:58:39,620 --> 01:58:43,580
نمایشمو قطع کردید و همه‌تون تو بخاریِ من می‌سوزید!

1378
01:58:43,660 --> 01:58:44,950
بسه!

1379
01:58:46,000 --> 01:58:47,250
بسه!

1380
01:58:50,210 --> 01:58:51,590
بسه.

1381
02:00:43,780 --> 02:00:44,950
مادر...

1382
02:00:47,280 --> 02:00:48,700
مادر؟

1383
02:00:50,370 --> 02:00:51,750
مادر!

1384
02:01:01,010 --> 02:01:03,550
<i>انریکتا، دخترکوچولوی من.</i>

1385
02:01:05,430 --> 02:01:09,770
<i>سه چیز هست که با شور و اشتیاق می‌خوامشون.</i>

1386
02:01:09,850 --> 02:01:10,890
<i>کار کردن،</i>

1387
02:01:11,810 --> 02:01:14,060
<i>زندگی کردن، مردن.</i>

1388
02:01:14,730 --> 02:01:16,100
<i>سه چیز.</i>

1389
02:01:16,190 --> 02:01:18,150
<i>با شور و اشتیاق.</i>

1390
02:01:19,400 --> 02:01:20,940
<i>و همین الان،</i>

1391
02:01:21,030 --> 02:01:24,280
<i>ترسِ کار کردن داره دیوونه‌م می‌کنه.</i>

1392
02:01:24,360 --> 02:01:26,160
<i>و بدون کار،</i>

1393
02:01:26,240 --> 02:01:28,870
<i>دلیلی برای زندگی نیست.</i>

1394
02:01:28,950 --> 02:01:30,910
<i>و مردن...</i>

1395
02:01:30,990 --> 02:01:34,370
<i>آدم همیشه نمی‌تونه هر وقت بخواد بمیره.</i>

1396
02:01:34,790 --> 02:01:36,830
<i>ولی روزهایی هست</i>

1397
02:01:36,920 --> 02:01:38,880
<i>که راهمو گم می‌کنم.</i>

1398
02:01:39,960 --> 02:01:45,130
<i>نمی‌دونم چطور از نو شروع کنم.</i>

1399
02:01:46,050 --> 02:01:50,720
<i>ولی می‌دونم خونه‌م راهِ عبوره.</i>

1400
02:01:51,640 --> 02:01:53,480
<i>پس، پیش به جلو.</i>

1401
02:01:55,310 --> 02:01:57,900
<i>با تمام وجود در آغوشت می‌گیرم.</i>

1402
02:01:58,480 --> 02:02:00,530
<i>می‌دونم منو درک نمی‌کنی،</i>

1403
02:02:00,610 --> 02:02:03,700
<i>و بابتش پیشاپیش بخشیدمت.</i>

1404
02:02:03,780 --> 02:02:04,860
<i>مادر.</i>

1405
02:03:31,530 --> 02:03:34,160
هیچ‌وقت انقدر احساس سرما نکرده بودم.

1406
02:03:39,530 --> 02:03:51,160
FilmYar

1407
02:03:52,260 --> 02:03:55,900
در سال ۱۹۲۳، الئونورا دوزه مستمری مادام‌العمرِ پیشنهادیِ موسولینی را رد کرد

1408
02:03:55,980 --> 02:03:58,960
و راهیِ ایالات متحده شد، و بار دیگر هنرش را برگزید.

1409
02:03:59,040 --> 02:04:02,700
او در ۲۱ آوریل ۱۹۲۴، در پیتسبورگ، در جریان آخرین تورِ پیروزمندانه‌اش درگذشت.

1410
02:04:03,920 --> 02:04:08,560
<i>برای گوفردو</i>

1411
02:04:10,920 --> 02:06:08,560
FilmYar