﻿1
00:00:00,001 --> 00:00:14,001
FilmYar

2
00:00:14,025 --> 00:00:34,025
‫.::: مترجم Soul :::.
‫کانال تلگرام : t.me/cinemaeticket

3
00:00:37,208 --> 00:00:41,375
‫باید بگم که دیدن شما باعث افتخارمه

4
00:00:42,333 --> 00:00:44,166
‫من همه چیز رو راجع به کاراتون خوندم

5
00:00:46,000 --> 00:00:47,541
‫واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

6
00:00:48,416 --> 00:00:53,291
‫حیفه که همچین ذهن نابغه‌ای

7
00:00:53,375 --> 00:00:54,416
‫توی همچین سوراخی بپوسه

8
00:00:54,500 --> 00:00:55,500
‫بشین

9
00:01:00,000 --> 00:01:05,500
‫آدمای خیلی کمی نفوذ اینو دارن
‫که تو رو از اینجا بکشن بیرون

10
00:01:05,583 --> 00:01:09,541
‫من یکی از اون آدمام

11
00:01:11,041 --> 00:01:13,916
‫میتونیم جوری صحنه‌سازی کنیم که انگار فرار کردی

12
00:01:15,583 --> 00:01:19,625
‫سال‌ها پیش یه سری چیزای باارزش گم شد

13
00:01:20,791 --> 00:01:22,333
‫میخوایم پیداشون کنیم

14
00:01:24,041 --> 00:01:27,166
‫کمکمون کن و آزادیت مال خودت

15
00:01:28,625 --> 00:01:31,625
‫اسم "توکسبری" برات آشناست؟

16
00:01:32,250 --> 00:01:34,000
‫چیزی یادت نمیاره؟

17
00:01:35,750 --> 00:01:42,166
‫"یک سال بعد"

18
00:01:46,791 --> 00:01:49,541
‫یه جایی خوندم که
‫همه‌ی داستانای خوب با یه عروسی شروع میشن

19
00:01:49,625 --> 00:01:51,000
‫"انگلستان"

20
00:01:53,083 --> 00:01:54,666
‫کجاست اون؟

21
00:01:54,750 --> 00:01:56,458
‫این موضوع قطعا در مورد این داستان صدق میکنه

22
00:02:02,583 --> 00:02:03,416
‫"مالت"

23
00:02:05,416 --> 00:02:07,416
‫خیلی دیر کردی

24
00:02:08,875 --> 00:02:10,250
‫یکی داره نزدیک میشه

25
00:02:10,333 --> 00:02:11,250
‫باشه

26
00:02:11,333 --> 00:02:12,666
‫برو تو کارش

27
00:02:25,083 --> 00:02:26,666
‫ولی متاسفانه

28
00:02:26,750 --> 00:02:29,500
‫این عروسی یه چیز اساسی کم داره

29
00:02:31,750 --> 00:02:32,791
‫اونم منم

30
00:02:34,416 --> 00:02:35,625
‫نه، جدی میگم

31
00:02:35,708 --> 00:02:37,958
‫آخه میبینین، عروس خانوم مورد نظر دو به شکه

32
00:02:38,041 --> 00:02:40,166
‫که اصلا "لیدی" شدن یعنی چی

33
00:02:43,583 --> 00:02:46,208
‫کیک زنجبیلی نخورین
‫دل و روده‌تون رو به هم میریزه و راهی دستشویی میشین

34
00:02:46,291 --> 00:02:48,291
‫"ازدواج لرد توکسبری و انولا هولمز"

35
00:02:49,041 --> 00:02:49,875
‫آره

36
00:02:49,958 --> 00:02:52,083
‫لیدی "انولا توکسبری"

37
00:02:52,750 --> 00:02:53,833
‫اصلا به دل نمیشینه

38
00:02:53,916 --> 00:02:54,750
‫قبولش ندارم

39
00:02:55,416 --> 00:02:58,625
‫من شیش سال گذشته رو خودمو آماده کردم
‫تا لیاقت شهرت "هولمز" رو داشته باشم

40
00:02:59,208 --> 00:03:00,666
‫حالا میتونم همینجوری ولش کنم؟

41
00:03:00,750 --> 00:03:02,708
‫همونطور که یه بار یه زن دانا بهم گفت...

42
00:03:02,791 --> 00:03:05,666
‫زن دانا که نه، مادرم بود

43
00:03:05,750 --> 00:03:07,750
‫دوتا راه جلو پاته انولا

44
00:03:07,833 --> 00:03:11,416
‫راه خودت، یا راهی که بقیه برات انتخاب میکنن

45
00:03:12,041 --> 00:03:13,458
‫ولی اون "توکسبریه"

46
00:03:15,125 --> 00:03:16,583
‫میشه دیگه وای نستی

47
00:03:17,750 --> 00:03:19,458
‫نمیتونم اونجا ولش کنم

48
00:03:20,500 --> 00:03:21,541
‫این کارو نمیکنم

49
00:03:23,166 --> 00:03:25,250
‫آقای راننده، "اریک"؟

50
00:03:25,333 --> 00:03:26,708
‫فکر کردم در رفتی

51
00:03:26,791 --> 00:03:27,833
‫شرلوک زودتر از ما رسید؟

52
00:03:27,916 --> 00:03:30,416
‫دختر عزیزم، همه تو عروسیتن به جز خودت

53
00:03:30,500 --> 00:03:32,666
‫- خب، حاضری بریم؟
‫- آره، گازشو بگیر

54
00:03:35,666 --> 00:03:36,583
‫تا میتونی سریع برو

55
00:03:39,958 --> 00:03:40,833
‫"مالت"

56
00:03:40,916 --> 00:03:43,458
‫شاید الان وقت خوبی باشه که بهتون بگم
‫عروسی من داره توی "مالت" برگزار میشه

57
00:03:44,083 --> 00:03:46,583
‫یه جزیره کوچیک تو "دریای مدیترانه"

58
00:03:47,083 --> 00:03:50,458
‫به دلایل پیچیده‌ای که درکش سخته

59
00:03:52,875 --> 00:03:55,458
‫- میاد، نگران نباش
‫- آره، حتما

60
00:04:01,125 --> 00:04:02,916
‫ببخشید خانوم

61
00:04:03,000 --> 00:04:05,250
‫فقط برای اینکه یکم نگرانتون کنم

62
00:04:05,333 --> 00:04:06,750
‫یه مردی دنبالمونه

63
00:04:09,750 --> 00:04:11,416
‫قیافه‌ش به آدمای خوب نمیخوره

64
00:04:11,500 --> 00:04:14,416
‫راهزن، ولگرد، دزد

65
00:04:14,500 --> 00:04:16,791
‫تعدادشون تو "مالت" خیلی زیاده

66
00:04:22,625 --> 00:04:25,083
‫قایم شین خانوم

67
00:04:33,166 --> 00:04:34,708
‫اینجا جای یه خانوم نیست

68
00:04:34,791 --> 00:04:35,958
‫هنوز خانوم نشدم

69
00:04:36,541 --> 00:04:38,375
‫- سریعتر
‫- بفرمایین، اینو بگیرین

70
00:04:39,166 --> 00:04:41,041
‫چیکار میکنین خانوم؟

71
00:04:42,375 --> 00:04:44,000
‫بیاین پایین از اون بالا

72
00:04:46,458 --> 00:04:47,625
‫انولا

73
00:04:47,708 --> 00:04:49,000
‫منم

74
00:04:50,083 --> 00:04:51,208
‫دکتر "واتسون"

75
00:04:59,458 --> 00:05:00,666
‫خوبی انولا؟

76
00:05:03,583 --> 00:05:05,708
‫چرا ماسک زده بودی؟

77
00:05:05,791 --> 00:05:07,166
‫این یه دستماله

78
00:05:07,250 --> 00:05:09,750
‫گرد و خاک ریه‌هام رو پر کرده

79
00:05:10,750 --> 00:05:12,458
‫- فکر کردی من...
‫- میخواستی منو بکشی؟

80
00:05:12,541 --> 00:05:15,166
‫- نه
‫- چرا، دقیقا همین فکرو کردی

81
00:05:15,250 --> 00:05:16,750
‫چرا دنبالم میکردی؟

82
00:05:16,833 --> 00:05:18,125
‫موضوع برادرته

83
00:05:18,625 --> 00:05:19,458
‫اون گمشده

84
00:05:21,125 --> 00:05:24,791
‫راستش، تقریبا مطمئنم انولا
‫که "شرلوک" رو دزدیدن

85
00:05:24,875 --> 00:05:25,875
‫ببخشید؟

86
00:05:28,208 --> 00:05:32,041
‫میدونم که احتمالا یه توضیحی میخواین
‫تا بفهمین همه چیز از کجا شروع شد

87
00:05:32,125 --> 00:05:35,666
‫راستش، ما داشتیم همونجوری که میخواستیم
‫زندگیمون رو میکردیم

88
00:05:35,750 --> 00:05:37,166
‫"توکسبری، چراغ راه پیشرفت"

89
00:05:37,250 --> 00:05:40,625
‫توکسبری به حمایتش
‫از تغییر و پیشرفت ادامه داد

90
00:05:40,708 --> 00:05:44,625
‫و منم بالاخره به جمع کارآگاهای
‫بزرگ ویکتوریایی پیوستم

91
00:05:44,708 --> 00:05:45,916
‫کنار برادرم

92
00:05:46,541 --> 00:05:50,166
‫اون به پولدارا کمک میکرد، منم به نیازمندا

93
00:05:50,750 --> 00:05:52,833
‫و بعضی وقتا با هم کار میکردیم

94
00:05:53,416 --> 00:05:44,833
‫خوشحال بودم

95
00:05:54,916 --> 00:05:57,666
‫و اینجا ردش گم میشه

96
00:05:57,750 --> 00:06:00,375
‫از این جلوتر نرین
‫باید این محدوده دست نخورده بمونه

97
00:06:00,958 --> 00:06:02,291
‫یکی سوار اسب شده

98
00:06:03,083 --> 00:06:05,083
‫و طرف از این مسیر رفته

99
00:06:05,166 --> 00:06:07,208
‫- پیشنهاد خوبیه
‫- پیشنهاد دیگه‌ای داری؟

100
00:06:07,291 --> 00:06:10,750
‫یارو رو با طناب بستن و از اینجا دارش زدن

101
00:06:11,250 --> 00:06:13,708
‫باقیمونده‌ی طنابی که کامل بریده نشده رو میبینی؟

102
00:06:13,791 --> 00:06:17,333
‫و این علامتا اینجا
‫جاییه که پاهای در حال تقلاش به آگهی‌های فروش خورده

103
00:06:17,958 --> 00:06:20,291
‫شرلوک، یارو اینجا غیبش نزده

104
00:06:20,875 --> 00:06:22,291
‫اینجا صحنه‌ی جرمه

105
00:06:22,875 --> 00:06:23,708
‫این شرلوکه؟

106
00:06:23,791 --> 00:06:25,750
‫اونا از چیزی که فکر میکنین کم‌حال‌ترن

107
00:06:25,833 --> 00:06:27,375
‫وسط هفته مشغول کارآگاهی بودم

108
00:06:27,458 --> 00:06:30,583
‫و آخر هفته‌ها، راستش...

109
00:06:31,208 --> 00:06:32,875
‫چیکار میکنی توکسبری؟

110
00:06:32,958 --> 00:06:33,958
‫برات یه هدیه آوردم

111
00:06:34,458 --> 00:06:35,708
‫- گله؟
‫- نه

112
00:06:35,791 --> 00:06:36,791
‫علفه؟

113
00:06:36,875 --> 00:06:37,958
‫چشماتو ببند

114
00:06:38,541 --> 00:06:39,541
‫باشه

115
00:06:40,375 --> 00:06:41,708
‫- صبر کن...
‫- چی پیدا کردی؟

116
00:06:44,375 --> 00:06:45,250
‫همین الان پیداش کردم

117
00:06:45,333 --> 00:06:47,250
‫- چقدر نازه
‫- باورت میشه؟

118
00:06:47,333 --> 00:06:48,166
‫از دیدنت خوشحال شدم

119
00:06:48,250 --> 00:06:50,000
‫- خیلی باحال بود
‫- یکم خجالتیه

120
00:06:51,000 --> 00:06:52,291
‫خیلی خوش میگذشت

121
00:06:53,833 --> 00:06:56,166
‫وقتی نه خوش میگذشت و نه عالی بود

122
00:06:56,250 --> 00:06:58,375
‫وقتی فقط خودمون دوتا بودیم

123
00:06:58,458 --> 00:06:59,875
‫اون وقتا بهترین بودن

124
00:06:59,958 --> 00:07:02,333
‫عقب‌نشینی کن. وقتی حمله کردم، تو برو اونجا

125
00:07:05,583 --> 00:07:07,333
‫نه توکسبری

126
00:07:10,458 --> 00:07:13,500
‫و در حالی که زندگیم انگار هیچ پیچیدگی نداشت

127
00:07:13,583 --> 00:07:17,083
‫لرد عزیز تصمیم گرفت یه پیچیدگی کوچولو بهش اضافه کنه

128
00:07:18,291 --> 00:07:19,916
‫انولا یودوریا هولمز...

129
00:07:21,375 --> 00:07:23,291
‫حاضری با من

130
00:07:23,375 --> 00:07:25,583
‫ارنست آگوستوس از خاندان توکسبری...

131
00:07:26,625 --> 00:07:27,458
‫آره

132
00:07:27,541 --> 00:07:30,166
‫اسم داره. منم تعجب کردم

133
00:07:32,041 --> 00:07:33,500
‫ازدواج کنی؟

134
00:07:39,791 --> 00:07:41,833
‫خبر خبر

135
00:07:41,916 --> 00:07:42,916
‫"کارآگاه بانو میشود"

136
00:07:43,208 --> 00:07:46,208
‫و یهو، توجه کل "لندن" به ما جلب شد

137
00:07:46,291 --> 00:07:47,125
‫عالیه

138
00:07:47,208 --> 00:07:48,375
‫- فوق‌العاده‌ست
‫- ایول

139
00:07:48,458 --> 00:07:51,458
‫به جز یه نفر

140
00:07:51,958 --> 00:07:53,125
‫شرلوک هولمز

141
00:07:53,208 --> 00:07:57,208
‫معروف‌ترین کارآگاه دنیا ذهنش درگیر یه چیزی شده بود

142
00:07:57,833 --> 00:07:59,583
‫سلام شرلوک

143
00:07:59,666 --> 00:08:03,791
‫همه‌ش نقشه و رمز بود
‫و من هیچی ازش سر در نمیاوردم

144
00:08:03,875 --> 00:08:06,708
‫نمیتونستم بفهمم چرا از من قایمش کرده بود؟

145
00:08:09,791 --> 00:08:11,125
‫"عمارت بازیل‌ودر"

146
00:08:11,208 --> 00:08:12,458
‫گل‌ها

147
00:08:12,541 --> 00:08:15,750
‫- راجع به گل داوودی صحبت کرده بودیم
‫- داوودی؟

148
00:08:15,833 --> 00:08:18,333
‫- هیچ صحبتی نشده بود
‫- چرا. گل مورد علاقه‌ی منه

149
00:08:18,833 --> 00:08:19,958
‫موضوع بعدی؟

150
00:08:20,041 --> 00:08:23,375
‫یه لیست کوتاه از نزدیک‌ترین افراد آماده کردم

151
00:08:23,458 --> 00:08:26,791
‫آره، منم یه لیست آماده کردم

152
00:08:27,416 --> 00:08:28,375
‫قلمت رو میدی؟

153
00:08:28,458 --> 00:08:31,000
‫یکی دیگه. نمیاد

154
00:08:31,750 --> 00:08:32,666
‫بفرما

155
00:08:34,000 --> 00:08:36,791
‫"انولا - توکسبری"
‫"شرلوک - واتسون"

156
00:08:36,875 --> 00:08:38,083
‫جایی برای مادرت نیست؟

157
00:08:39,250 --> 00:08:41,041
‫جاش رو چشم ماست

158
00:08:41,125 --> 00:08:45,166
‫از وقتی قانون مواد منفجره سال 1883 تصویب شد

159
00:08:45,250 --> 00:08:47,208
‫مادرم شده...

160
00:08:49,166 --> 00:08:50,458
‫یه فراری تمام عیار

161
00:08:55,125 --> 00:08:57,500
‫و شرکت تو همچین جشنی که کلی سر و صدا کرده

162
00:08:57,583 --> 00:08:59,458
‫امنیتش رو...

163
00:08:59,958 --> 00:09:01,166
‫"دستگیری یودوریا هولمز"

164
00:09:01,250 --> 00:09:02,333
‫...حسابی به خطر میندازه

165
00:09:02,416 --> 00:09:04,375
‫عمویی...

166
00:09:04,458 --> 00:09:06,416
‫- مادرم
‫- ...داری که تا پای سفره عقد همراهیت کنه؟

167
00:09:06,500 --> 00:09:08,458
‫راستش، با "شرلوک" حرف زدم...

168
00:09:11,916 --> 00:09:13,000
‫سورپرایز

169
00:09:14,416 --> 00:09:16,708
‫...و اون قبول کرد

170
00:09:16,791 --> 00:09:17,791
‫- اون همراهیت میکنه؟
‫- آره

171
00:09:17,875 --> 00:09:19,250
‫تبریک میگم

172
00:09:19,833 --> 00:09:21,875
‫البته با کلی غرغر اینکارو میکنه

173
00:09:21,958 --> 00:09:25,916
‫و هیچ کلاسی از خودش نشون نمیده
‫و هیچ نشونی از زندگی تو چشماش نیست

174
00:09:26,000 --> 00:09:28,500
‫ولی تنها کسیه که دارم و عالی میشه

175
00:09:28,583 --> 00:09:31,416
‫البته همه از طرف "ارنست" نمیان

176
00:09:31,500 --> 00:09:33,375
‫اون خیلی دوست داشتنیه ولی...

177
00:09:33,458 --> 00:09:37,166
‫با توجه به سابقه خانوادگی
‫حدس میزنم عروسی تو "مالت" برگزار میشه؟

178
00:09:37,250 --> 00:09:38,416
‫..."مالت"

179
00:09:40,208 --> 00:09:42,416
‫- "مالت"؟
‫- این فکر از کجا به سرت زد؟

180
00:09:43,000 --> 00:09:45,333
‫داشتم با خانوما چای میخوردم

181
00:09:45,416 --> 00:09:48,375
‫و خب عروسی بحث اصلی بود

182
00:09:48,875 --> 00:09:50,500
‫برای بعضی‌ها...

183
00:09:50,583 --> 00:09:52,833
‫وقتی حرف به محل عروسی رسید

184
00:09:52,916 --> 00:09:56,083
‫یکی از خانوما پرسید من و "پیتر" کجا ازدواج کردیم

185
00:09:56,166 --> 00:09:58,916
‫و به نظرم فکر فوق‌العاده‌ای بود

186
00:09:59,000 --> 00:09:59,875
‫"مالت"

187
00:09:59,958 --> 00:10:01,833
‫راهی بهتر از این برای ادای احترام به پدرت هست؟

188
00:10:02,416 --> 00:10:05,083
‫- متاسفم
‫- شوهرم خیلی دوستش داشت

189
00:10:05,583 --> 00:10:08,250
‫دوران خدمتش تو ارتش
‫تو "مالت" بود و ما اینجا آشنا شدیم

190
00:10:08,333 --> 00:10:09,250
‫و همونجا ازدواج کردیم

191
00:10:09,333 --> 00:10:12,750
‫و "ارنست" عاشق بچگی‌هاش
‫و تابستونایی بود که اونجا گذروند

192
00:10:12,833 --> 00:10:14,041
‫درسته

193
00:10:14,125 --> 00:10:17,791
‫البته اگه بخواین عروسی رو
‫جای دیگه‌ای بگیرین، تصمیم با عروسه

194
00:10:24,000 --> 00:10:26,333
‫عروسیم تو "مالت"؟

195
00:10:26,833 --> 00:10:28,708
‫کلی سوال تو ذهنم بود

196
00:10:28,791 --> 00:10:30,791
‫تو عروسی توی "مالت" چی بپوشیم؟

197
00:10:31,583 --> 00:10:33,250
‫من اصلا کسی رو تو "مالت" میشناسم؟

198
00:10:33,333 --> 00:10:35,916
‫شاید شماها شنبه وقت داشته باشین
‫تو شنبه وقتت آزاده؟

199
00:10:36,000 --> 00:10:38,666
‫الکی بگو مادرجد بزرگمی

200
00:10:38,750 --> 00:10:41,541
‫و از همه مهمتر، چرا "شرلوک" قبل از من خبر داشت؟

201
00:10:41,625 --> 00:10:43,416
‫و چرا اینقدر نگران بود؟

202
00:10:43,500 --> 00:10:45,250
‫حواستو جمع کن انولا

203
00:10:45,333 --> 00:10:47,125
‫این چیزیه که مادرم راجع به اونجا بهم یاد داده

204
00:10:47,208 --> 00:10:49,541
‫با اینکه فقط یه نقطه‌ی کوچیکه
‫تو "دریای مدیترانه"

205
00:10:49,625 --> 00:10:52,125
‫فنیقی‌ها به "مالت" حمله کردن

206
00:10:52,208 --> 00:10:54,625
‫رومی‌ها و حتی "ناپلئون" هم بهش حمله کردن

207
00:10:54,708 --> 00:10:56,458
‫بخاطر موقعیت استراتژیک مهمش

208
00:10:56,541 --> 00:10:57,666
‫از سال 1814

209
00:10:57,750 --> 00:11:01,041
‫این جزیره از نظر نظامی
‫تحت کنترل امپراطوری بریتانیاست

210
00:11:01,125 --> 00:11:01,958
‫سلام

211
00:11:02,041 --> 00:11:03,125
‫ببخشید خانوم

212
00:11:04,000 --> 00:11:06,541
‫و طولی نکشید که عروسی از راه رسید

213
00:11:07,041 --> 00:11:08,000
‫"هتل کورنلیس"

214
00:11:08,083 --> 00:11:11,666
‫و اینجوری شد که خودمونو تو یه اتاق پر از
‫آدمای مهم و سرشناس پیدا کردیم

215
00:11:11,750 --> 00:11:15,708
‫خانواده‌ی خوشحال اون که ویکنت یه عروس انتخاب کرده

216
00:11:15,791 --> 00:11:16,833
‫و خانواده‌ی من

217
00:11:16,916 --> 00:11:20,125
‫که اعضاش خیلی پیچیده‌تر رفتار میکنن

218
00:11:20,750 --> 00:11:24,750
‫نمیشد تعداد بیشتری از خانواده‌ت
‫تو جشن عروسی شرکت کنن؟

219
00:11:24,833 --> 00:11:25,708
‫نه

220
00:11:30,000 --> 00:11:31,416
‫خانم‌ها و آقایان

221
00:11:31,500 --> 00:11:34,583
‫به عنوان فرماندار بریتانیایی
‫این ایالت زیبا

222
00:11:34,666 --> 00:11:37,875
‫افتخار دارم که از مدافع بزرگمون

223
00:11:37,958 --> 00:11:42,125
‫سرهنگ "سمپسون" دعوت کنم تا به سلامتی ما بنوشه. جناب سرهنگ

224
00:11:42,208 --> 00:11:43,958
‫میبینیش. فوق‌العاده‌ست

225
00:11:44,041 --> 00:11:45,208
‫ممنونم از همگی. ممنونم

226
00:11:46,250 --> 00:11:47,958
‫به عنوان پدرخوانده‌ی داماد

227
00:11:48,041 --> 00:11:52,291
‫باعث افتخار و خوشحالی منه که امشب به سلامتی بنوشم

228
00:11:52,375 --> 00:11:55,291
‫خب، دوست من لرد "توکسبری"

229
00:11:55,791 --> 00:11:56,958
‫پیتر

230
00:11:57,041 --> 00:11:58,333
‫یه پدر مغرور بود

231
00:11:58,416 --> 00:12:01,958
‫و پسرش رو فرصتی میدید تا یه مرد واقعی تربیت کنه

232
00:12:02,041 --> 00:12:04,208
‫و چیزی که "ارنست" به ما نشون داد

233
00:12:04,291 --> 00:12:06,666
‫از وقتی وارد مجلس لردها شد

234
00:12:06,750 --> 00:12:08,875
‫خیلی خاص بود

235
00:12:09,458 --> 00:12:12,416
‫یه جوون انقلابی که حاضره شونه به شونه

236
00:12:12,500 --> 00:12:14,750
‫با قشر کم‌برخوردار بایسته

237
00:12:14,833 --> 00:12:18,708
‫و تقریبا اونا رو هم‌سطح خودش بدونه

238
00:12:19,291 --> 00:12:22,250
‫و شاید این انتخاب عروسش رو توجیه کنه

239
00:12:25,916 --> 00:12:27,208
‫شوخی میکنم

240
00:12:27,291 --> 00:12:29,250
‫ببخشید. شوخی میکنم

241
00:12:29,750 --> 00:12:32,333
‫آره، اون یه خانوم جوون و چشمگیره

242
00:12:32,416 --> 00:12:34,000
‫پسرخوانده‌ی منم همینطوره

243
00:12:34,083 --> 00:12:36,958
‫یه جوون چشمگیر

244
00:12:37,666 --> 00:12:39,750
‫یه زوج استثنایی میشن

245
00:12:42,625 --> 00:12:44,250
‫خانم‌ها و آقایان

246
00:12:44,333 --> 00:12:46,416
‫لطفا بایستین

247
00:12:48,208 --> 00:12:49,333
‫اگه اجازه بدین

248
00:12:49,416 --> 00:12:50,416
‫تقدیم میکنم...

249
00:12:50,500 --> 00:12:52,416
‫ببخشید. نمیدونم چرا اینو گفت

250
00:12:52,500 --> 00:12:53,708
‫...زوج خوشبخت رو

251
00:12:53,791 --> 00:12:55,250
‫- به سلامتی زوج خوشبخت
‫- به سلامتی زوج خوشبخت

252
00:13:11,416 --> 00:13:12,500
‫شرلوک

253
00:13:13,416 --> 00:13:14,750
‫کجا بودی؟

254
00:13:15,458 --> 00:13:17,041
‫به تو ربطی نداره

255
00:13:17,125 --> 00:13:18,791
‫تو "مالت" چیکار میکنی؟

256
00:13:18,875 --> 00:13:21,416
‫این یه پرونده جدیده؟
‫اگه آره، چرا منو توش راه نمیدی؟

257
00:13:21,500 --> 00:13:22,958
‫اون مردی که زیر نظر داشتی کی بود؟

258
00:13:23,041 --> 00:13:24,583
‫انولا، من خسته‌م

259
00:13:24,666 --> 00:13:26,958
‫یا فقط داری سعی میکنی حواس خودتو پرت کنی

260
00:13:27,041 --> 00:13:29,625
‫از بی‌حوصلگی دیدن خواهرت
‫که به چیزی پایبنده که به نفع تو نیست؟

261
00:13:30,583 --> 00:13:32,958
‫اونی که دنبال حواس‌پرتیه منم

262
00:13:33,041 --> 00:13:34,291
‫داری ازم انتقاد میکنی

263
00:13:35,208 --> 00:13:36,375
‫اونم نه زیرپوستی

264
00:13:36,458 --> 00:13:38,125
‫سرزنشت نمیکنم

265
00:13:38,208 --> 00:13:41,250
‫اگه منم جای تو بودم، دنبال یه حواس‌پرتی میگشتم

266
00:13:43,000 --> 00:13:45,375
‫چرا داری آزادیتو به خاطر این آدما از دست میدی؟

267
00:13:45,458 --> 00:13:48,333
‫من آزادیمو از دست نمیدم
‫فقط دارم با یه لرد ازدواج میکنم

268
00:13:48,416 --> 00:13:51,791
‫- میدونستم دارم وارد چه چیزی میشم
‫- چرا سعی میکنی قابل پیش‌بینی و حوصله‌سربر باشی؟

269
00:13:51,875 --> 00:13:53,500
‫انتظار ندارم تو عشق رو بفهمی

270
00:13:53,583 --> 00:13:55,583
‫ازدواج برای دختری با مغز تو چی داره؟

271
00:13:55,666 --> 00:13:57,333
‫اسمتو از دست میدی

272
00:13:57,416 --> 00:13:59,708
‫- و جایگاهت به عنوان کارآگاه رو
‫- من به کارم ادامه میدم

273
00:13:59,791 --> 00:14:02,041
‫یه لقب و یه سنت به دست میاری که نمیفهمیشون

274
00:14:02,125 --> 00:14:04,875
‫نه. تو بهتر از اینایی

275
00:14:06,458 --> 00:14:08,041
‫تو از خانواده‌ی "هولمز"ی

276
00:14:10,791 --> 00:14:12,916
‫این اسم به چه دردی میخوره؟

277
00:14:14,083 --> 00:14:15,166
‫پدرم مرده

278
00:14:15,250 --> 00:14:17,041
‫برادر بزرگترم حوصله‌سربره

279
00:14:17,125 --> 00:14:19,916
‫مادرم یه دینامیته که خیلی وقته منفجر شده

280
00:14:20,000 --> 00:14:22,250
‫و فقط تو موندی

281
00:14:22,958 --> 00:14:25,416
‫و اگه این روش تو برای دوست داشتن منه

282
00:14:25,916 --> 00:14:28,458
‫ترجیح میدم اسمم رو برای همیشه از دست بدم

283
00:14:32,166 --> 00:14:34,000
‫احساساتت بهت غلبه کرده

284
00:14:46,458 --> 00:14:48,750
‫میفهمم که ناراحتی

285
00:14:49,250 --> 00:14:51,416
‫ولی منم حق با منه

286
00:14:52,000 --> 00:14:54,125
‫خودتو تو خطر مرگباری انداختی

287
00:14:54,208 --> 00:14:56,125
‫من از جامعه نمیترسم

288
00:14:56,208 --> 00:14:58,333
‫که هر از گاهی به خواسته‌هاش تن ندم

289
00:14:58,916 --> 00:15:01,833
‫توکسبری باید ازدواج کنه
‫برای همین منم باید... باید ازدواج کنم...

290
00:15:01,916 --> 00:15:03,500
‫کاری که ازت خواسته شده رو انجام میدی؟

291
00:15:04,208 --> 00:15:05,583
‫آره

292
00:15:07,541 --> 00:15:10,708
‫تو خیلی پستی شرلوک هولمز

293
00:15:11,583 --> 00:15:14,291
‫این آدم پست دلش یکم آرامش و سکوت میخواد

294
00:15:15,625 --> 00:15:18,583
‫و اون آخرین باری بود که دیدمش

295
00:15:19,083 --> 00:15:20,416
‫ولی "شرلوک هولمز"

296
00:15:21,208 --> 00:15:22,500
‫دزدیده شده؟

297
00:15:24,875 --> 00:15:26,166
‫امکان نداره

298
00:15:28,083 --> 00:15:29,916
‫نه تنها امکان داره

299
00:15:30,875 --> 00:15:32,333
‫بلکه محتمله

300
00:15:34,458 --> 00:15:36,166
‫- جالبه
‫- چی جالبه؟

301
00:15:37,375 --> 00:15:39,500
‫اتاق رو زیر و رو کردن

302
00:15:40,541 --> 00:15:41,541
‫خب

303
00:15:42,208 --> 00:15:43,875
‫به نظر من که خیلی عادیه

304
00:15:43,958 --> 00:15:45,875
‫به لباساش دست نزدن

305
00:15:45,958 --> 00:15:49,083
‫و هر کی این کارو کرده میدونسته که اون به لباساش اهمیت نمیده

306
00:15:49,166 --> 00:15:52,875
‫این یعنی فاعل تا حدی برادرم رو میشناخته

307
00:15:56,666 --> 00:15:57,708
‫هنوز گرمه

308
00:15:58,833 --> 00:16:01,166
‫همین چند ساعت پیش بردنش

309
00:16:02,708 --> 00:16:05,333
‫تنباکوی "بریستول" میکشیده

310
00:16:05,416 --> 00:16:07,500
‫تنباکوی همیشگیش نیست

311
00:16:08,291 --> 00:16:09,541
‫دفترچه‌هاش

312
00:16:14,291 --> 00:16:15,458
‫رمز سختیه

313
00:16:19,375 --> 00:16:20,791
‫حلش میکنم

314
00:16:21,541 --> 00:16:22,958
‫دارین رو چه پرونده‌ای کار میکنین؟

315
00:16:23,041 --> 00:16:24,666
‫تو "مالت"؟

316
00:16:24,750 --> 00:16:26,833
‫هیچ پرونده‌ای. برای عروسی تو اومدیم

317
00:16:26,916 --> 00:16:29,875
‫ولی دیشب تو شام، داشت یکی رو میپایید

318
00:16:30,375 --> 00:16:31,625
‫پرونده؟

319
00:16:32,125 --> 00:16:35,208
‫- چه پرونده‌ای؟ چرا من خبر نداشتم...
‫- وایسا

320
00:16:46,041 --> 00:16:49,208
‫یه "هولمز" هیچوقت بدون گذاشتن سرنخ
‫برای یه "هولمز" دیگه غیبش نمیزنه

321
00:16:49,958 --> 00:16:51,708
‫شاید کارآگاهای دیگه‌ای هم در دسترس باشن

322
00:16:52,291 --> 00:16:55,625
‫برادرم یه جایی یه نشونه از خودش به جا گذاشته

323
00:16:55,708 --> 00:16:56,833
‫اگه نذاشته باشه چی؟

324
00:16:56,916 --> 00:16:59,041
‫پس تو اصلا برادرمو نمیشناسی

325
00:17:01,416 --> 00:17:03,083
‫منم نگرانشم

326
00:17:04,291 --> 00:17:05,208
‫میدونم

327
00:17:06,500 --> 00:17:07,916
‫من معذرت میخوام

328
00:17:08,541 --> 00:17:11,250
‫تو ترسیدی. هردومون ترسیدیم

329
00:17:11,750 --> 00:17:14,958
‫شک ندارم که "شرلوک" به من شک کرده بود

330
00:17:15,041 --> 00:17:16,708
‫ولی حتما یه چیزی برام گذاشته

331
00:17:20,083 --> 00:17:20,958
‫بیا بگردیم

332
00:17:36,583 --> 00:17:43,583
‫خ، و، س، ت؟

333
00:17:44,916 --> 00:17:45,750
‫خوست؟

334
00:17:47,625 --> 00:17:49,041
‫آره، این یه شهر تو...

335
00:17:49,125 --> 00:17:50,416
‫تو افغانستان نیست؟ آره

336
00:17:50,916 --> 00:17:52,375
‫"خوست، افغانستان"

337
00:17:52,458 --> 00:17:54,458
‫- اینو کجا دیدی؟
‫- رو آینه؟

338
00:17:54,958 --> 00:17:55,875
‫رو آینه؟

339
00:17:57,500 --> 00:17:59,333
‫یعنی ممکنه جای دعوا باشه؟

340
00:18:03,708 --> 00:18:05,791
‫نه، این کد مورسه

341
00:18:07,875 --> 00:18:08,791
‫شاید

342
00:18:09,458 --> 00:18:11,166
‫وقتی داشتن میدزدیدنش

343
00:18:11,791 --> 00:18:15,250
‫کشیدنش و اینو برای ما جا گذاشته

344
00:18:19,708 --> 00:18:20,791
‫خوست؟

345
00:18:30,333 --> 00:18:31,708
‫دارن برمیگردن

346
00:18:32,291 --> 00:18:33,791
‫مهمونای عروسی

347
00:18:45,250 --> 00:18:46,500
‫نه، اون باید بفهمه

348
00:18:48,125 --> 00:18:49,500
‫بزن که رفتیم

349
00:18:50,083 --> 00:18:51,333
‫غیرمنتظره بود

350
00:19:01,541 --> 00:19:02,375
‫چه بی‌ادب

351
00:19:02,458 --> 00:19:04,000
‫رسما مسخره‌بازی بود

352
00:19:04,083 --> 00:19:07,125
‫الان تو "مالت" منفورترین آدمم

353
00:19:07,708 --> 00:19:09,250
‫انتظارش میرفت

354
00:19:09,333 --> 00:19:13,250
‫ولی وقتی بهش بگم "شرلوک" گم شده، درک میکنه

355
00:19:23,208 --> 00:19:26,333
‫هر سرنخی پیدا کردی دنبالش کن

356
00:19:31,583 --> 00:19:33,625
‫توکسبری درک میکنه

357
00:19:33,708 --> 00:19:34,666
‫امیدوارم

358
00:19:34,750 --> 00:19:36,541
‫ولی نمیتونم بذارم فرار کنه

359
00:19:37,708 --> 00:19:39,708
‫این یه سرنخه. و همونطور که مادرم یادم داده

360
00:19:39,791 --> 00:19:42,166
‫وقتی یه معما رو حل میکنم، باید دنبال سرنخ‌ها برم

361
00:19:45,708 --> 00:19:47,291
‫دارم دیوونه میشم

362
00:19:49,041 --> 00:19:50,583
‫بذارین رد شم

363
00:19:50,666 --> 00:19:52,083
‫نه، وایسا

364
00:19:53,583 --> 00:19:54,500
‫آقا

365
00:19:55,250 --> 00:19:56,541
‫برین کنار

366
00:19:57,291 --> 00:19:58,541
‫خیلی متاسفم

367
00:19:59,125 --> 00:20:00,333
‫- برین کنار
‫- فقط وایسا

368
00:20:06,375 --> 00:20:07,541
‫ببخشید

369
00:20:08,750 --> 00:20:09,708
‫بگیرینش

370
00:20:12,833 --> 00:20:13,958
‫معذرت میخوام

371
00:20:16,000 --> 00:20:16,958
‫راهو باز کنین

372
00:20:17,041 --> 00:20:18,500
‫راهو باز کنین

373
00:20:19,958 --> 00:20:20,875
‫برین کنار

374
00:20:35,166 --> 00:20:36,000
‫آقا

375
00:20:36,625 --> 00:20:39,291
‫نگام کن. میرم کمک بیارم
‫لطفا اسمتو بهم بگو

376
00:20:40,541 --> 00:20:43,500
‫- برادرم کجاست؟
‫- "راث"

377
00:20:44,083 --> 00:20:45,500
‫راث؟

378
00:20:45,583 --> 00:20:46,500
‫منظورت از "راث" چیه؟

379
00:20:46,583 --> 00:20:48,208
‫راث

380
00:20:51,708 --> 00:20:52,541
‫راث یعنی چی؟

381
00:20:53,333 --> 00:20:55,291
‫به هوش بیا آقا

382
00:20:55,375 --> 00:20:57,375
‫به هوش بیا. منظورت از "راث" چیه؟

383
00:21:03,166 --> 00:21:05,416
‫خواهش میکنم، یکی کمکم کنه

384
00:21:07,750 --> 00:21:09,583
‫دنبال چیزی که هست بگرد

385
00:21:10,083 --> 00:21:11,958
‫نه چیزی که دلت میخواد باشه

386
00:21:12,666 --> 00:21:14,208
‫به زودی حقیقتو میبینی

387
00:21:19,750 --> 00:21:23,416
‫"شرلوک دزدیده شده"
‫"چرا الان؟ چرا تو مالت؟"

388
00:21:23,500 --> 00:21:25,833
‫برادرم گمشده و مردی که دنبالش بود مرده

389
00:21:25,916 --> 00:21:27,541
‫"خوست - پارچه توری؟ - ابریشم؟"

390
00:21:28,291 --> 00:21:31,083
‫چرا "شرلوک" به اون گروهبان شک داشت؟

391
00:21:31,791 --> 00:21:32,916
‫چرا کشته شد؟

392
00:21:33,000 --> 00:21:34,166
‫راث

393
00:21:35,208 --> 00:21:36,375
‫و کی کشتش؟

394
00:21:36,458 --> 00:21:37,916
‫همه‌شون به هم ربط دارن

395
00:21:38,000 --> 00:21:40,583
‫ولی الان نمیدونم چطوری

396
00:21:40,666 --> 00:21:42,833
‫من فقط دوتا کلمه دارم

397
00:21:43,416 --> 00:21:45,208
‫"خوست". میدونیم چیه

398
00:21:45,708 --> 00:21:47,125
‫ولی "راث" چی؟

399
00:21:47,916 --> 00:21:49,500
‫یه جای دیگه؟

400
00:21:49,583 --> 00:21:51,208
‫یه نفر؟

401
00:21:51,291 --> 00:21:52,958
‫شاید "شرلوک" میدونست

402
00:21:54,041 --> 00:21:55,208
‫دفترچه‌هاش

403
00:21:56,666 --> 00:21:58,375
‫معلومه که رمزگذاریشون کرده

404
00:21:59,375 --> 00:22:01,833
‫ولی یادتون نره
‫منم از بچگی رمز یاد گرفتم

405
00:22:04,083 --> 00:22:05,625
‫دو کلمه پنج حرفی انگلیسی

406
00:22:06,833 --> 00:22:09,041
‫حرف چهارم اولی

407
00:22:09,125 --> 00:22:12,000
‫با حرف آخر دومی یکیه

408
00:22:15,500 --> 00:22:17,291
‫"خوست". "راث"

409
00:22:43,500 --> 00:22:44,916
‫وای خدای من

410
00:22:45,000 --> 00:22:46,250
‫توکسبری

411
00:22:47,125 --> 00:22:48,500
‫لعنتی انولا

412
00:22:48,583 --> 00:22:49,583
‫وای خدای من

413
00:22:49,666 --> 00:22:52,416
‫- هنوز در نزده بودم که تو...
‫- میدونم. یه سایه‌ی ترسناک بود

414
00:22:52,500 --> 00:22:53,583
‫خون میاد؟

415
00:22:53,666 --> 00:22:56,208
‫- آره خیلی
‫- تو رو خدا

416
00:22:56,291 --> 00:22:57,250
‫- نشونم بده
‫- نه...

417
00:22:57,333 --> 00:22:59,041
‫- شکسته؟
‫- نه ولی...

418
00:22:59,125 --> 00:23:01,625
‫- اگه دماغتو تکون بدی، بعضی وقتا...
‫- بذار من...

419
00:23:09,041 --> 00:23:10,583
‫دماغ بیچاره‌ت

420
00:23:12,458 --> 00:23:14,500
‫- میتونم دماغتو ببینم؟
‫- صبر کن

421
00:23:15,083 --> 00:23:16,500
‫این خون خودته؟

422
00:23:17,083 --> 00:23:18,250
‫- نه
‫- انولا

423
00:23:18,333 --> 00:23:21,041
‫- نه، خون یکی دیگه‌ست
‫- خوبه

424
00:23:21,666 --> 00:23:23,875
‫از زبون هرکس دیگه‌ای این حرف وحشتناک بود

425
00:23:23,958 --> 00:23:25,166
‫ولی از زبون تو، دلگرم‌کننده‌ست

426
00:23:30,458 --> 00:23:32,458
‫- خب؟
‫- "شرلوک" گمشده

427
00:23:32,541 --> 00:23:33,458
‫شنیدم

428
00:23:33,958 --> 00:23:35,333
‫و من ترسیدم

429
00:23:46,250 --> 00:23:48,791
‫هیچوقت فکر نمیکردم این لحظه اینجوری باشه

430
00:23:51,708 --> 00:23:54,500
‫راستش، هیچوقت فکر نمیکردم امروز
‫اینجوری باشه

431
00:23:56,125 --> 00:23:57,833
‫داشتم میومدم پیشت

432
00:23:58,333 --> 00:24:00,291
‫خیلی تند میرفتم

433
00:24:00,375 --> 00:24:02,291
‫بعد دکتر "واتسون" افتاد دنبالم

434
00:24:02,375 --> 00:24:04,750
‫فکر کردم راهزنه
‫و نزدیک بود بهش شلیک کنم

435
00:24:04,833 --> 00:24:07,750
‫- برای همین لباسم اینجوریه بعد...
‫- بذار یه بارم من نقش کارآگاه رو بازی کنم

436
00:24:10,208 --> 00:24:12,125
‫چرا اینقدر تند میرفتی؟

437
00:24:12,208 --> 00:24:13,041
‫که با تو باشم

438
00:24:13,125 --> 00:24:15,041
‫همینجوریشم دیر کرده بودم

439
00:24:16,583 --> 00:24:17,666
‫برای عروسیت

440
00:24:19,750 --> 00:24:23,166
‫دودلی تو رو راجع به عروسیمون از خیلی وقت پیش دیدم

441
00:24:24,125 --> 00:24:25,541
‫- توکسبری...
‫- نه، این کارو نکن

442
00:24:25,625 --> 00:24:29,833
‫بابت هر دردی که بهت دادم معذرت میخوام

443
00:24:33,000 --> 00:24:36,166
‫واقعا امیدوارم موفق بشی برادرتو پیدا کنی

444
00:24:37,500 --> 00:24:38,833
‫مطمئنم که پیداش میکنی

445
00:24:58,291 --> 00:25:00,291
‫شاید حق با مادرم بود

446
00:25:00,375 --> 00:25:01,458
‫سرنوشت من تنهاییه

447
00:25:02,541 --> 00:25:05,208
‫تو تنهایی موفق میشی انولا

448
00:25:08,708 --> 00:25:11,958
‫اینجا همون جاییه که وقتی رسیدیم
‫منو آورد

449
00:25:14,250 --> 00:25:16,833
‫من و پدرم همه‌ی تابستونا رو اینجا میگذروندیم

450
00:25:18,625 --> 00:25:19,458
‫اون غار رو میبینی؟

451
00:25:19,541 --> 00:25:20,583
‫آره

452
00:25:20,666 --> 00:25:24,083
‫وقتی بچه بودم بهم میگفت
‫که تو اون غار یه گنج قایم شده

453
00:25:25,333 --> 00:25:27,958
‫و هر تابستون، میرفتیم تو غار و کبریت روشن میکردیم

454
00:25:28,041 --> 00:25:29,333
‫"گنج اینجاست"

455
00:25:29,416 --> 00:25:31,791
‫با هم میرفتیم تو غار تاریک

456
00:25:32,833 --> 00:25:35,416
‫- و الکی ادای دزدای دریایی و این چیزا رو درمیاوردیم
‫- بجنب رفیق

457
00:25:35,500 --> 00:25:39,250
‫قشنگ یادمه که قلبم داشت از جا کنده میشد

458
00:25:39,750 --> 00:25:44,291
‫و واقعا فکر میکردم قراره یه صندوق یا چیزی شبیه اون پیدا کنیم

459
00:25:44,791 --> 00:25:46,958
‫من عاشق قصه‌هاش بودم

460
00:25:47,458 --> 00:25:48,541
‫آره

461
00:25:50,041 --> 00:25:53,541
‫وقتایی که اینجا گذروندیم
‫شادترین روزای زندگیم بود

462
00:25:59,291 --> 00:26:01,125
‫قصد نداشتم دلشو بشکنم

463
00:26:04,166 --> 00:26:06,708
‫نمیدونم میتونم این پرونده رو حل کنم یا نه

464
00:26:08,500 --> 00:26:13,416
‫ولی اگه فاعل هر کی که هست
‫حاضره برای حفظ هویتش یه نفرو بکشه...

465
00:26:17,750 --> 00:26:19,208
‫پس با برادرم چیکار میکنه؟

466
00:26:50,083 --> 00:26:51,125
‫آتیش

467
00:26:52,666 --> 00:26:53,875
‫نه

468
00:26:57,750 --> 00:27:00,041
‫توکسبری

469
00:27:00,708 --> 00:27:03,000
‫- توکسبری کجاست؟
‫- رفت تو

470
00:27:03,083 --> 00:27:05,125
‫- نه
‫- داشت دنبال مادرش میگشت

471
00:27:05,208 --> 00:27:06,583
‫سعی کردیم جلوشو بگیریم

472
00:27:09,208 --> 00:27:11,041
‫انولا وایسا

473
00:27:21,208 --> 00:27:23,416
‫مامان اونجایی؟

474
00:27:23,500 --> 00:27:24,666
‫توکسبری

475
00:27:24,750 --> 00:27:25,666
‫از این طرف

476
00:27:28,041 --> 00:27:29,458
‫مامان

477
00:27:30,041 --> 00:27:31,625
‫کجایی؟

478
00:27:40,083 --> 00:27:41,166
‫مامان

479
00:27:42,166 --> 00:27:43,041
‫مامان

480
00:27:47,083 --> 00:27:48,291
‫مامان

481
00:27:52,375 --> 00:27:54,041
‫- مامان
‫- توکسبری

482
00:27:56,750 --> 00:27:58,291
‫توکسبری

483
00:27:59,458 --> 00:28:00,291
‫توکسبری

484
00:28:01,333 --> 00:28:02,916
‫باید بریم بیرون. اون اینجا نیست

485
00:28:03,000 --> 00:28:04,875
‫- هیچکس ندیدتش
‫- باید بریم، خواهش میکنم

486
00:28:04,958 --> 00:28:07,125
‫نه. مامان

487
00:28:08,416 --> 00:28:11,000
‫توکسبری، وقتی اومدی تو
‫در رو شکوندی؟

488
00:28:11,083 --> 00:28:12,208
‫نه، این کارو نکردم

489
00:28:15,666 --> 00:28:17,000
‫- توکسبری
‫- مامان

490
00:28:17,083 --> 00:28:18,416
‫توکسبری، منو نگاه کن

491
00:28:18,500 --> 00:28:20,083
‫- دزدیدنش
‫- چی؟

492
00:28:20,166 --> 00:28:22,666
‫باید بریم بیرون. باید همین الان بریم

493
00:28:22,750 --> 00:28:23,791
‫خواهش میکنم

494
00:28:25,500 --> 00:28:26,500
‫مامان

495
00:28:27,833 --> 00:28:29,083
‫یه نفس عمیق بکش

496
00:28:33,875 --> 00:28:35,083
‫دوباره

497
00:28:36,583 --> 00:28:37,583
‫یه بار دیگه

498
00:28:41,750 --> 00:28:42,625
‫خب

499
00:28:43,583 --> 00:28:46,291
‫به نظر حالت خوبه، هرچند شاید این حسیه که نداری

500
00:28:47,916 --> 00:28:50,125
‫چرا باید یکی مادرشو بدزده؟

501
00:28:56,000 --> 00:28:57,250
‫دکتر واتسون

502
00:28:58,416 --> 00:28:59,750
‫برادرم چیکار میکرد؟

503
00:29:01,208 --> 00:29:02,125
‫یه نفس عمیق بکش

504
00:29:02,208 --> 00:29:04,541
‫من دکترم کارآگاه که نیستم

505
00:29:05,291 --> 00:29:07,500
‫وقتی رفتم باهاش زندگی کنم

506
00:29:08,083 --> 00:29:09,458
‫نمیدونست چجوری باهام رفتار کنه

507
00:29:09,541 --> 00:29:11,250
‫اگه بتونی تصور کنی

508
00:29:11,875 --> 00:29:13,375
‫ولی امیدوار بودم که با هم دوست بشیم

509
00:29:13,458 --> 00:29:15,875
‫برای همین هر روز موقع چای یه سینی آماده میکردم

510
00:29:16,666 --> 00:29:20,166
‫و ازش در مورد آخرین پرونده‌هاش میپرسیدم

511
00:29:21,583 --> 00:29:24,750
‫و هر روز نمیدونست چی جوابمو بده

512
00:29:25,250 --> 00:29:28,000
‫انگار یه فنجون چای
‫مثل یه تفنگ روی سرش بود

513
00:29:29,958 --> 00:29:34,250
‫اون... نمیفهمید چرا من اینقدر کنجکاوم

514
00:29:36,083 --> 00:29:38,041
‫و من هر روز تلاش میکردم

515
00:29:38,791 --> 00:29:42,791
‫تا اینکه بالاخره با خودم گفتم
‫"اینجوری فقط خودتو ناراحت میکنی "جان". بیخیالش شو"

516
00:29:43,958 --> 00:29:48,500
‫بعد یه روز که جلوی شومینه نشسته بودم
‫و داشتم کارامو تموم میکردم

517
00:29:48,583 --> 00:29:51,583
‫با یه فنجون چای جلوم ظاهر شد

518
00:29:52,958 --> 00:29:54,000
‫چای بدمزه

519
00:29:57,041 --> 00:29:58,583
‫آره شیر زیاد میریزه

520
00:29:58,666 --> 00:30:00,083
‫اصلا زیاده‌روی میکنه تو ریختن شیر

521
00:30:01,750 --> 00:30:05,916
‫ولی نشست و برای اولین بار از پرونده‌ش بهم گفت

522
00:30:06,000 --> 00:30:08,916
‫و من شدیدا جذبش شدم

523
00:30:09,000 --> 00:30:10,166
‫چی بهت گفت؟

524
00:30:10,250 --> 00:30:13,750
‫این یه رازه بین من و اون و دفتر خاطراتم

525
00:30:20,083 --> 00:30:21,250
‫ولی...

526
00:30:22,916 --> 00:30:24,000
‫ازم پرسیدی...

527
00:30:25,333 --> 00:30:28,291
‫اگه "شرلوک" اینجا بود چی میگفت؟

528
00:30:31,666 --> 00:30:32,833
‫ولی اون اینجا نیست

529
00:30:33,958 --> 00:30:34,791
‫و تو اینجایی

530
00:30:36,625 --> 00:30:38,875
‫اون فکر میکنه مغز تو با مغز اون برابره

531
00:30:39,375 --> 00:30:41,791
‫دکتر عزیز امیدوارم حق با اون باشه

532
00:30:51,125 --> 00:30:52,375
‫سعی کن انولا

533
00:30:53,375 --> 00:30:54,500
‫باهاش حرف بزن

534
00:31:06,125 --> 00:31:07,208
‫سلام

535
00:31:12,916 --> 00:31:15,625
‫فکر میکنی همونایی که "شرلوک" رو دزدیدن اینکارو کردن؟

536
00:31:15,708 --> 00:31:17,166
‫مطمئنم

537
00:31:18,375 --> 00:31:20,458
‫- چرا باید مادرمو بدزدن؟
‫- نمیدونم

538
00:31:21,041 --> 00:31:22,500
‫ولی پیداش میکنم

539
00:31:22,583 --> 00:31:24,333
‫میدونم که میتونی پیداش کنی

540
00:31:24,416 --> 00:31:26,666
‫ولی اون مثل "شرلوک" قوی نیست انولا

541
00:31:26,750 --> 00:31:31,416
‫همیشه یه زندگی خیلی راحتی داشته

542
00:31:46,416 --> 00:31:48,000
‫آخرین بار کی دیدیش؟

543
00:31:50,166 --> 00:31:51,416
‫ترکش کردم...

544
00:31:52,416 --> 00:31:54,541
‫ساعت 9. رفتم قبل از خواب ازش خداحافظی کنم

545
00:31:55,458 --> 00:31:57,750
‫دلداریش دادم

546
00:31:57,833 --> 00:32:00,791
‫تا صبح همه چیز بهتر میشه

547
00:32:05,875 --> 00:32:08,583
‫اون لباس خواب تنش بود انولا

548
00:32:15,208 --> 00:32:17,083
‫نمیتونم یه لحظه دیگه هم تلف کنم

549
00:32:18,000 --> 00:32:20,166
‫میرم از سرهنگ کمک بخوام

550
00:32:24,875 --> 00:32:26,291
‫برادرم چی میگفت؟

551
00:32:27,500 --> 00:32:31,666
‫یه خانوم اون موقع شب بدون همراه
‫از اتاقش بیرون نمیره

552
00:32:32,500 --> 00:32:34,083
‫حتما خوابیده بوده

553
00:32:38,833 --> 00:32:41,375
‫منم از اتاقم دزدیده شدم

554
00:32:41,458 --> 00:32:43,416
‫ریسک بزرگی کردن که به صحنه جرم برگشتن

555
00:32:44,333 --> 00:32:46,000
‫و مسئله آتیش‌سوزی هم هست

556
00:32:46,083 --> 00:32:51,208
‫یعنی واقعا با یه مجرمی طرفیم
‫که هم آدم‌رباست، هم قاتله، هم آتیش به پا میکنه؟

557
00:32:51,708 --> 00:32:53,333
‫داری سوال اشتباهی میپرسی

558
00:32:53,416 --> 00:32:54,541
‫برگرد

559
00:32:55,125 --> 00:32:57,583
‫چرا آدم‌ربا آتیش روشن کرد؟

560
00:32:57,666 --> 00:32:58,958
‫دقیقا

561
00:33:01,541 --> 00:33:03,791
‫اون آدم‌ربا دنبال یه چیزی میگشت

562
00:33:05,500 --> 00:33:08,250
‫ولی چیزی که دنبالش بوده رو پیدا نکرده

563
00:33:11,416 --> 00:33:13,500
‫و اگه چیزی که میخواسته رو پیدا نکرده باشه...

564
00:33:22,791 --> 00:33:25,791
‫همه چیزو آتیش زده تا کس دیگه‌ای هم پیداش نکنه

565
00:33:26,291 --> 00:33:27,416
‫تمرکز کن انولا

566
00:33:27,500 --> 00:33:30,250
‫اشتباه نکن
‫تو داری برای نجات جون من عجله میکنی

567
00:33:30,333 --> 00:33:31,666
‫و احتمالا جون خودت

568
00:33:56,333 --> 00:33:57,333
‫مدال‌ها

569
00:34:29,541 --> 00:34:30,375
‫تو کی هستی؟

570
00:34:30,458 --> 00:34:33,041
‫- هی. آروم باش
‫- تو کی هستی؟

571
00:34:33,125 --> 00:34:34,208
‫اینجا چیکار میکنی؟

572
00:34:34,291 --> 00:34:35,500
‫بهت نمیگم

573
00:34:36,000 --> 00:34:37,708
‫- "شرلوک هولمز" کجاست؟
‫- نمیدونم

574
00:34:37,791 --> 00:34:39,541
‫- "شرلوک" کجاست؟
‫- گفتم که نمیدونم

575
00:34:39,625 --> 00:34:41,625
‫- کجا بردیش؟
‫- من جایی نبردمش

576
00:34:42,375 --> 00:34:44,416
‫بهت قول میدم که خیلی مستاصلم

577
00:34:44,500 --> 00:34:47,000
‫هی. این کار احمقانه‌ایه

578
00:34:47,083 --> 00:34:49,500
‫نه و تو هم احمق نیستی

579
00:34:54,083 --> 00:34:55,500
‫خب این یکی دیگه حماقت بود

580
00:34:56,875 --> 00:34:58,500
‫بیا

581
00:35:13,375 --> 00:35:14,416
‫هی

582
00:35:16,250 --> 00:35:18,250
‫- تو...
‫- خانوم

583
00:35:20,458 --> 00:35:22,208
‫باشه. من...

584
00:35:22,291 --> 00:35:25,208
‫فکر کنم پروفسور "آدلین راث"
‫برادرتو دزدیده

585
00:35:25,291 --> 00:35:26,375
‫راث

586
00:35:26,458 --> 00:35:27,833
‫- اون کیه؟
‫- چی؟

587
00:35:27,916 --> 00:35:28,750
‫کجاست؟

588
00:35:28,833 --> 00:35:30,541
‫گوش کن من دنبالت میکردم

589
00:35:30,625 --> 00:35:33,416
‫به این امید که یه راهی بهش پیدا کنی
‫راهی که من نتونستم

590
00:35:33,500 --> 00:35:35,458
‫اون یه شبه. یه شبح خشن

591
00:35:35,541 --> 00:35:37,875
‫فرماندار به حرفش گوش میده

592
00:35:38,458 --> 00:35:42,250
‫یه سال پیش پیداش شد و همه چیزو میشنوه
‫ما بهش اعتماد نداریم

593
00:35:42,333 --> 00:35:44,583
‫و این زن داداش من و لیدی "توکسبری" رو دزدیده؟

594
00:35:44,666 --> 00:35:46,916
‫لطفا ازم فاصله بگیر

595
00:36:04,333 --> 00:36:05,291
‫تو کی هستی؟

596
00:36:08,041 --> 00:36:12,750
‫اسم من "میکل میتزی"ـه
‫از حزب ضداصلاحات

597
00:36:13,250 --> 00:36:16,708
‫و ما به آزادی "مالت" باور داریم

598
00:36:17,208 --> 00:36:19,500
‫و میخوایم از شر سلطنت شما خلاص شیم

599
00:36:20,000 --> 00:36:21,666
‫از شر خرابی‌هاتون

600
00:36:21,750 --> 00:36:24,750
‫و از اینکه سربازای ما رو برای جنگ‌های خودتون استفاده میکنین

601
00:36:24,833 --> 00:36:27,041
‫و نه زندگیشون براتون مهمه نه مرگشون

602
00:36:27,125 --> 00:36:31,166
‫و نیازتون به کنترل کشوری
‫که هیچی ازش نمیدونین

603
00:36:32,708 --> 00:36:35,750
‫من میشناسمت انولا هولمز

604
00:36:38,375 --> 00:36:39,875
‫تو یه کارآگاه بزرگی

605
00:36:40,625 --> 00:36:42,000
‫فکر کنم برادرت...

606
00:36:44,958 --> 00:36:47,416
‫اگه پلیس منو بگیره
‫برای مدت طولانی میندازنم زندان

607
00:36:47,500 --> 00:36:49,291
‫- من باید برم
‫- نه تو باید حرف بزنی

608
00:36:49,375 --> 00:36:50,791
‫دوباره به کمکم احتیاج پیدا میکنی

609
00:36:50,875 --> 00:36:54,125
‫- و منم به کمکت احتیاج پیدا میکنم. همدیگه رو میبینیم
‫- نرو. هنوز سوال دارم

610
00:36:54,208 --> 00:36:56,625
‫حواسم بهت هست. خداحافظ انولا

611
00:37:06,125 --> 00:37:10,041
‫"والتا، پایتخت مالت"

612
00:37:10,125 --> 00:37:11,916
‫"پلیس"

613
00:37:12,000 --> 00:37:14,166
‫ما از شما خبر داریم خانم "هولمز"

614
00:37:14,250 --> 00:37:18,458
‫بازرس "لستراد" خیلی به ما کمک کرد

615
00:37:18,541 --> 00:37:21,208
‫بهش گفتیم دردسر درست میکنی
‫و گفت این از کارای خودته

616
00:37:21,291 --> 00:37:22,500
‫من چطور دردسر درست میکنم؟

617
00:37:22,583 --> 00:37:25,916
‫به عنوان یه شاهد عینی نزدیک جنازه
‫تو صحنه جرم بودی

618
00:37:26,000 --> 00:37:31,000
‫- به اون مرد از بالا شلیک شد
‫- جنازه‌ای که گزارش نکردی

619
00:37:32,041 --> 00:37:35,125
‫- بعد شما رو تو مرکز...
‫- گروهبان، برادر من گمشده

620
00:37:35,208 --> 00:37:36,583
‫مادرشوهر آینده‌م گمشده

621
00:37:36,666 --> 00:37:37,583
‫من یه کارآگاهم

622
00:37:37,666 --> 00:37:41,041
‫و دارم سعی میکنم زنی که مسئول همه ایناست رو پیدا کنم

623
00:37:41,125 --> 00:37:42,291
‫کدوم زن؟

624
00:37:42,875 --> 00:37:44,708
‫پروفسور "آدلین راث"

625
00:37:44,791 --> 00:37:46,791
‫چرا به...

626
00:37:46,875 --> 00:37:47,875
‫گروهبان "اندری"

627
00:37:47,958 --> 00:37:48,875
‫بله قربان فرماندار

628
00:37:48,958 --> 00:37:51,791
‫- به نظر میاد اشتباه کردی
‫- قربان، من...

629
00:37:51,875 --> 00:37:54,375
‫وظیفه تو اینجا حل کردن جنایت‌های "مالت"ـه

630
00:37:54,458 --> 00:37:56,208
‫"انولا هولمز" انگلیسیه

631
00:37:57,750 --> 00:37:59,750
‫- اون از تو مقام بالاتری داره
‫- قربان

632
00:37:59,833 --> 00:38:01,416
‫فکر نمیکنم از ایشون مقام بالاتری داشته باشم. این...

633
00:38:01,500 --> 00:38:04,291
‫با تمام احترام
‫اون اینجا تحت بازجویی برای قتله

634
00:38:04,375 --> 00:38:07,833
‫- فکر نمیکنم...
‫- برام مهم نیست چی فکر میکنی گروهبان

635
00:38:11,416 --> 00:38:14,375
‫خانم "هولمز"، میتونین برین

636
00:38:22,916 --> 00:38:26,541
‫بازم معذرت میخوام خانم "هولمز"
‫به خاطر قضاوت اشتباهمون

637
00:38:26,625 --> 00:38:28,166
‫ممنون از زحماتتون آقا

638
00:38:28,250 --> 00:38:30,416
‫- خیلی کمکمون کردین
‫- خواهش میکنم آقا

639
00:38:31,083 --> 00:38:31,916
‫این چیه؟

640
00:38:32,000 --> 00:38:33,458
‫این جشنواره تابستونه

641
00:38:34,541 --> 00:38:35,625
‫چه باحال

642
00:38:37,000 --> 00:38:38,541
‫منم مثل تو از اتفاقی که افتاد خوشم نیومد

643
00:38:38,625 --> 00:38:39,875
‫اینجا با مردم اینجوری رفتار میکنن؟

644
00:38:39,958 --> 00:38:42,333
‫- این قانونه
‫- قانون مزخرفیه

645
00:38:42,416 --> 00:38:45,291
‫چرا اینقدر مشتاق بود که حرف منو با گروهبان قطع کنه؟

646
00:38:45,375 --> 00:38:48,541
‫راستی اینو تو اتاق مادرت پیدا کردم

647
00:38:48,625 --> 00:38:49,541
‫مال کیه؟

648
00:38:50,708 --> 00:38:54,416
‫انولا، اینا مدال‌های جنگی پدرمه
‫شاید میخواسته به عنوان هدیه عروسی بهم بده؟

649
00:38:55,541 --> 00:38:56,375
‫انولا؟

650
00:38:58,083 --> 00:38:59,291
‫داری به چی نگاه میکنی؟

651
00:39:04,958 --> 00:39:06,000
‫انولا؟

652
00:39:08,291 --> 00:39:09,583
‫راث...

653
00:39:09,666 --> 00:39:11,125
‫فرماندار به حرفش گوش میده

654
00:39:11,208 --> 00:39:12,250
‫انولا

655
00:39:15,750 --> 00:39:17,666
‫- من باید برم توکسبری
‫- انولا

656
00:39:17,750 --> 00:39:18,666
‫منم باهات بیام؟

657
00:39:19,291 --> 00:39:21,708
‫برگرد و با اون گروهبان حرف بزن. ببین چی میدونه

658
00:39:49,041 --> 00:39:50,625
‫هورا

659
00:40:22,250 --> 00:40:23,416
‫هورا

660
00:40:43,291 --> 00:40:44,125
‫صبر کن

661
00:40:45,625 --> 00:40:46,500
‫نه

662
00:40:48,583 --> 00:40:49,625
‫صبر کن

663
00:40:59,375 --> 00:41:00,416
‫سلام؟

664
00:41:03,666 --> 00:41:05,333
‫نباید دنبالم میومدی

665
00:41:05,833 --> 00:41:07,750
‫تو پروفسور "آدلین راث" هستی؟

666
00:41:07,833 --> 00:41:08,875
‫نه

667
00:41:08,958 --> 00:41:11,416
‫- میخوام بدونم برادرم کجاست
‫- اشتباه کردی

668
00:41:20,583 --> 00:41:21,625
‫نگام کن. کمکت میکنم

669
00:41:21,708 --> 00:41:22,541
‫اون میکشتت

670
00:41:23,958 --> 00:41:26,041
‫- اون میکشتت
‫- کی منو میکشه؟

671
00:41:26,125 --> 00:41:27,708
‫اون کیه؟

672
00:41:28,875 --> 00:41:31,083
‫بهم بگو. خواهش میکنم، بهم بگو

673
00:41:32,000 --> 00:41:32,916
‫دوباره نه

674
00:41:34,083 --> 00:41:35,125
‫نه

675
00:42:02,291 --> 00:42:04,041
‫- اون کیه؟
‫- میکشتت

676
00:42:04,125 --> 00:42:05,708
‫همه چیزو میشنوه

677
00:42:07,750 --> 00:42:09,416
‫سال‌ها نادیده گرفته شده

678
00:42:10,000 --> 00:42:11,958
‫- همه رو بازی داده
‫- چیزی که داره اتفاق میفته فقط یه بازیه

679
00:42:13,291 --> 00:42:14,958
‫- اون...
‫- داره لذت میبره

680
00:42:15,041 --> 00:42:17,083
‫شاید دوباره همدیگه رو ببینیم

681
00:42:17,166 --> 00:42:19,916
‫جوری صحنه‌سازی میکنیم
‫که انگار فرار کردین پروفسور

682
00:42:21,833 --> 00:42:23,000
‫موریارتی

683
00:42:26,208 --> 00:42:29,583
‫چقدر باهوشی انولا هولمز

684
00:42:32,375 --> 00:42:33,333
‫وایسا

685
00:42:41,041 --> 00:42:43,458
‫برادرم کجاست؟ مرده؟

686
00:42:43,541 --> 00:42:45,041
‫مرده؟

687
00:42:45,125 --> 00:42:46,500
‫هنوز نه

688
00:42:46,583 --> 00:42:48,458
‫خوشحال میشم نگهش دارم

689
00:42:48,541 --> 00:42:51,083
‫هرچند که از اومدن تو برای نجاتش ناامید شده

690
00:42:56,958 --> 00:42:58,500
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

691
00:42:58,583 --> 00:43:00,375
‫جالب نیست؟

692
00:43:00,458 --> 00:43:03,208
‫دولت بریتانیا داره تو "مالت"
‫شبکه فاضلاب میسازه

693
00:43:03,833 --> 00:43:05,666
‫جای خیلی خوبی برای قایم شدنه

694
00:43:10,458 --> 00:43:12,583
‫و البته، موضوع عروسی هم هست

695
00:43:12,666 --> 00:43:17,458
‫با اون همه تبلیغ تو روزنامه‌ها
‫انگار برام دعوت‌نامه فرستاده بودی

696
00:43:20,500 --> 00:43:24,166
‫اون قیافه غمگینش وقتی منتظرت بود

697
00:43:24,250 --> 00:43:27,041
‫تردید داشتی انولا؟

698
00:43:28,000 --> 00:43:30,208
‫هرچند شاید حقش باشه که عذاب بکشه

699
00:43:37,708 --> 00:43:39,583
‫تو اومدی اینجا تا خانواده منو نابود کنی

700
00:43:39,666 --> 00:43:41,875
‫در کنار چیزای دیگه آره

701
00:43:56,250 --> 00:43:59,833
‫اطلاعاتت خیلی کمتر از چیزیه که فکر میکردم
‫کارآگاه "هولمز"

702
00:44:02,333 --> 00:44:03,333
‫نه

703
00:44:04,541 --> 00:44:05,916
‫از دخترم دور شو

704
00:44:06,000 --> 00:44:08,500
‫مامان از من دور شو

705
00:44:08,583 --> 00:44:10,958
‫یودوریا هولمز

706
00:44:11,041 --> 00:44:13,125
‫- چه عالی
‫- نه

707
00:44:13,916 --> 00:44:14,958
‫خوشحالم

708
00:44:15,041 --> 00:44:17,125
‫بچه‌هات رو مخ منن

709
00:44:17,208 --> 00:44:19,291
‫رو مخ منم هستن

710
00:44:41,625 --> 00:44:43,208
‫- خوبی؟
‫- آره

711
00:44:46,458 --> 00:44:47,541
‫رفت

712
00:44:49,958 --> 00:44:51,166
‫این منم

713
00:44:52,041 --> 00:44:55,583
‫این یه آشوب شاد و مسخره‌ست

714
00:44:55,666 --> 00:44:57,750
‫مسخره اینه که تو اینجایی مامان

715
00:44:58,708 --> 00:45:00,416
‫میری و منو تنها میذاری؟

716
00:45:00,500 --> 00:45:01,750
‫آره

717
00:45:01,833 --> 00:45:03,583
‫چون کار دارم

718
00:45:03,666 --> 00:45:07,208
‫برادرم گمشده، مادرشوهر آینده‌م گمشده و...

719
00:45:09,250 --> 00:45:11,000
‫تو خیلی وقته که نیستی

720
00:45:11,083 --> 00:45:12,000
‫راستش...

721
00:45:13,291 --> 00:45:14,583
‫اومدم عروسیت

722
00:45:17,625 --> 00:45:20,958
‫وقتی یه زن تحت تعقیب قانونه
‫نمیتونه حضورشو اعلام کنه

723
00:45:21,041 --> 00:45:25,041
‫و تو انتظار داشتی مخفیانه بیای عروسیم
‫و فرار کنی برگردی "لندن"؟

724
00:45:27,791 --> 00:45:29,625
‫اینجوری که میگی کمتر از چیزی که فکر میکردم عاشقانه به نظر میرسه

725
00:45:29,708 --> 00:45:31,625
‫تو چجوری تصورش کرده بودی؟

726
00:45:33,041 --> 00:45:35,791
‫میخواستم ببینم داری میری پای سفره عقد

727
00:45:36,416 --> 00:45:37,833
‫میخواستم...

728
00:45:39,500 --> 00:45:40,416
‫ببینمت

729
00:45:45,375 --> 00:45:46,625
‫میشه الان بغلت کنم؟

730
00:45:47,958 --> 00:45:48,916
‫مامان

731
00:45:55,625 --> 00:45:57,875
‫باید به مسائل دیگه‌ای رسیدگی کنم

732
00:45:58,666 --> 00:46:01,875
‫مخصوصا، دزدیده شدن پسر مورد علاقه‌م

733
00:46:03,125 --> 00:46:04,416
‫مورد علاقه؟

734
00:46:04,500 --> 00:46:07,916
‫"شرلوک" رو دیدی؟
‫تو مبارزه عالیه، ولی خیلی باهوشه

735
00:46:08,666 --> 00:46:10,916
‫و حالا تو مسئول پیدا کردنشی

736
00:46:11,000 --> 00:46:12,791
‫فکر نمیکنی من میتونم پیداش کنم؟

737
00:46:12,875 --> 00:46:15,791
‫برعکس. به نظرم فوق‌العاده‌ای

738
00:46:17,625 --> 00:46:19,375
‫یه نصیحت بهت میکنم، اگه اجازه بدی

739
00:46:20,208 --> 00:46:23,208
‫مغز "موریارتی" شبیه مغز برادرته

740
00:46:23,791 --> 00:46:27,958
‫پس دنبال چیزی که جلوته بگرد، آره

741
00:46:28,041 --> 00:46:31,666
‫ولی یادت نره دنبال چیزی که معلوم نیست هم بگردی

742
00:46:33,125 --> 00:46:36,791
‫چون معما همیشه به اندازه‌ی طراحش گمراه‌کننده‌ست

743
00:46:37,291 --> 00:46:38,625
‫اینو یادداشت کن

744
00:46:39,166 --> 00:46:40,041
‫میتونی ببندیش؟

745
00:46:41,458 --> 00:46:43,041
‫لباست چطور بود؟

746
00:46:43,125 --> 00:46:44,333
‫داغون

747
00:46:46,125 --> 00:46:48,583
‫و چرا تو کلیسا نبودی؟

748
00:46:50,833 --> 00:46:53,000
‫شاید این سوال برای یه وقت دیگه‌ست

749
00:46:55,333 --> 00:46:58,875
‫ناامید نشو عزیزم. مهمترین چیزو فهمیدی

750
00:46:59,500 --> 00:47:02,000
‫"شرلوک" زنده‌ست

751
00:47:11,291 --> 00:47:12,666
‫هردوشون زنده‌ن؟

752
00:47:12,750 --> 00:47:13,666
‫آره

753
00:47:13,750 --> 00:47:16,125
‫همه‌ی اینا کار "موریارتی"ـه؟

754
00:47:16,791 --> 00:47:18,000
‫آره

755
00:47:18,083 --> 00:47:19,166
‫از همون اول

756
00:47:20,500 --> 00:47:22,000
‫و نزدیک بود کشته بشی؟

757
00:47:24,000 --> 00:47:26,791
‫تو تله‌ش افتادم. دو بار "توکسبری". دو بار

758
00:47:26,875 --> 00:47:30,041
‫- این کار من نیست
‫- تو... تو شجاع بودی

759
00:47:40,833 --> 00:47:43,208
‫- خودم از پسش برمیام. مشکلی نیست
‫- من اصرار میکنم

760
00:47:44,833 --> 00:47:45,833
‫خواهش میکنم

761
00:47:57,166 --> 00:47:58,166
‫چرا...

762
00:48:01,125 --> 00:48:03,000
‫چرا با من اینقدر مهربونی؟

763
00:48:05,500 --> 00:48:07,333
‫چون انتخاب میکنم که مهربون باشم

764
00:48:10,833 --> 00:48:13,500
‫تو همه چیز منی انولا

765
00:48:14,166 --> 00:48:15,958
‫و از دستت نمیدم

766
00:48:30,041 --> 00:48:31,666
‫این اتاقک حمامه؟

767
00:48:31,750 --> 00:48:32,708
‫چی؟

768
00:48:34,125 --> 00:48:35,208
‫انولا، تو...

769
00:48:35,875 --> 00:48:37,250
‫کفشاتو در بیار. لیز میخوری

770
00:48:44,458 --> 00:48:47,375
‫تا حالا تو یکیشون نرفته بودم

771
00:48:48,083 --> 00:48:50,250
‫این همه دنگ و فنگ برای اینکه یه زن تو دریا شنا کنه

772
00:48:50,333 --> 00:48:51,500
‫"برای شنا در ساحل سلیما"

773
00:48:51,583 --> 00:48:53,125
‫بیا شنا کنیم

774
00:50:01,208 --> 00:50:02,500
‫دلم برات تنگ شده بود

775
00:50:02,583 --> 00:50:03,625
‫منم همینطور

776
00:50:33,541 --> 00:50:37,125
‫من مجبورت نکردم ازدواج کنی، درسته؟

777
00:50:38,333 --> 00:50:39,166
‫درسته

778
00:50:39,250 --> 00:50:42,583
‫گوش کن، من هیچوقت نگفتم مجبوری باهام ازدواج کنی
‫مگه نه؟

779
00:50:50,625 --> 00:50:52,250
‫وقتی قبول کردم

780
00:50:53,041 --> 00:50:54,250
‫قبول کردم که باهات ازدواج کنم

781
00:50:56,541 --> 00:50:59,791
‫بعد حس کردم همه دارن فضولی میکنن

782
00:50:59,875 --> 00:51:01,666
‫و تو کارم دخالت میکنن که چی باید بگم

783
00:51:01,750 --> 00:51:04,166
‫و چطور رفتار کنم و کیو دعوت کنم و...

784
00:51:04,750 --> 00:51:07,625
‫- آره
‫- کم کم حس کردم که کافی نیستم

785
00:51:11,708 --> 00:51:13,166
‫ولی شک و تردید من هیچوقت در مورد تو نبود

786
00:51:14,625 --> 00:51:16,541
‫شک نداشتم که میخوام زندگیمو با تو بگذرونم یا...

787
00:51:18,208 --> 00:51:19,791
‫بهت متعهد باشم

788
00:51:30,416 --> 00:51:31,500
‫متاسفم

789
00:51:32,500 --> 00:51:34,666
‫میدونم که خیلی دلتو شکوندم

790
00:51:40,625 --> 00:51:41,750
‫ممنونم

791
00:52:13,041 --> 00:52:14,208
‫بخور

792
00:52:20,750 --> 00:52:22,750
‫میتونم به این وضعیت عادت کنم

793
00:52:27,333 --> 00:52:28,416
‫بهش آب بده

794
00:52:29,125 --> 00:52:32,833
‫بعد از اینکه کارم با تو تموم شد به اونم آب میدم

795
00:52:34,666 --> 00:52:35,791
‫به نظرم

796
00:52:36,958 --> 00:52:38,000
‫این یه مسئله جالبه

797
00:52:39,166 --> 00:52:42,000
‫چرا بهم نمیگی نقشه من چیه؟

798
00:52:44,166 --> 00:52:46,125
‫به اندازه کافی سرنخ جا گذاشتی

799
00:52:46,208 --> 00:52:47,166
‫آره

800
00:52:49,833 --> 00:52:52,291
‫یه سال پیش اومدی "مالت"

801
00:52:53,208 --> 00:52:55,541
‫شک دارم که به درخواست یه آدم با نفوذ اومده باشی

802
00:52:55,625 --> 00:52:58,291
‫شاید برای آزادی زودتر از موعدت
‫از زندان مذاکره کرده

803
00:52:58,375 --> 00:53:02,916
‫فکر کنم توطئه کردی تا خواهرمو به اینجا بکشونی
‫و عروسیشو اینجا برگزار کنی

804
00:53:03,000 --> 00:53:06,125
‫ولی نمیدونم چجوری

805
00:53:06,208 --> 00:53:08,625
‫ولی چیزی که منو تحت تاثیر قرار میده اینه که موفق شدی

806
00:53:08,708 --> 00:53:11,458
‫شاید باید از هم‌سلولیت بپرسی

807
00:53:12,541 --> 00:53:15,916
‫چقدر راحت میشد بازیت داد

808
00:53:16,000 --> 00:53:17,625
‫لیدی "توکسبری"

809
00:53:18,208 --> 00:53:21,458
‫اون اشتیاقت برای عروسی خاصت

810
00:53:22,166 --> 00:53:24,666
‫یادم بنداز تو و شوهرت کجا ازدواج کردین؟

811
00:53:25,583 --> 00:53:26,416
‫"مالت"

812
00:53:35,875 --> 00:53:37,000
‫حرکت استادانه بود

813
00:53:37,083 --> 00:53:39,041
‫تعریف از طرف تو برام خیلی ارزش داره

814
00:53:39,125 --> 00:53:42,583
‫وقتی رسیدیم جزیره، شروع کردی به اجرای نقشه

815
00:53:43,166 --> 00:53:45,708
‫منو دزدیدی تا "انولا" رو مجبور کنی

816
00:53:46,625 --> 00:53:48,041
‫کارتو انجام بده

817
00:53:48,125 --> 00:53:51,166
‫پس میگی من تو رو گروگان گرفتم تا اونو مجبور به کار کنم

818
00:53:51,250 --> 00:53:52,416
‫چرا باید اینکارو بکنم؟

819
00:53:52,500 --> 00:53:54,625
‫چون میدونی که براش مهمه

820
00:53:56,833 --> 00:53:58,166
‫و سوال این نیست

821
00:54:00,000 --> 00:54:02,291
‫"انولا" منطقی رفتار میکنه

822
00:54:02,375 --> 00:54:06,166
‫اون هر کاری از دستش برمیاد انجام میده
‫تا اوضاع رو درست کنه، در حالی که تو...

823
00:54:07,083 --> 00:54:09,208
‫اینکارو برای خدمت به دیگران میکنی؟ نه

824
00:54:09,708 --> 00:54:12,875
‫تو نه برای دیگران کار میکنی نه باهاشون
‫اونا فکر میکنن اینطوریه

825
00:54:12,958 --> 00:54:14,833
‫ولی ازشون خلاص میشی

826
00:54:15,416 --> 00:54:17,833
‫به محض اینکه دیگه بهشون احتیاجی نداشته باشی

827
00:54:17,916 --> 00:54:20,625
‫این انتقامه؟

828
00:54:20,708 --> 00:54:21,666
‫نه

829
00:54:22,625 --> 00:54:25,750
‫این دلیل خیلی چیپی
‫برای پروفسور "موریارتی"ـه

830
00:54:26,541 --> 00:54:28,541
‫گفتم که مادرتو دیدم؟

831
00:54:29,666 --> 00:54:33,208
‫اون داره اداره پست رو منفجر میکنه و تو داری جشن میگیری

832
00:54:33,291 --> 00:54:34,750
‫من این کارو نمیکنم

833
00:54:34,833 --> 00:54:37,833
‫با این حال، من از فاسدا میدزدم

834
00:54:37,916 --> 00:54:39,791
‫ولی تو فقط تماشا میکنی که منو میندازن زندان

835
00:54:42,958 --> 00:54:44,625
‫تو از ما عصبانی هستی

836
00:54:44,708 --> 00:54:47,166
‫من از دورویی عصبانیم

837
00:54:47,833 --> 00:54:49,916
‫ولی ازت خسته شدم

838
00:54:50,500 --> 00:54:52,875
‫حدس‌هات معمولیه

839
00:54:53,541 --> 00:54:55,000
‫از تو انتظار بیشتری داشتم

840
00:54:57,541 --> 00:54:59,208
‫من بازیتو خوندم

841
00:55:01,041 --> 00:55:02,500
‫بهش قول آب دادم

842
00:55:04,125 --> 00:55:05,208
‫درسته

843
00:55:36,583 --> 00:55:38,041
‫من به یه کم از تو احتیاج دارم

844
00:55:40,125 --> 00:55:41,958
‫و کمتر از اون

845
00:55:53,333 --> 00:55:54,708
‫نگران نباش

846
00:55:55,916 --> 00:55:58,000
‫زیاد تشنه نیستم

847
00:55:58,916 --> 00:56:01,750
‫نگران نباش لیدی "توکسبری"

848
00:56:02,916 --> 00:56:04,708
‫"انولا" موفق میشه

849
00:56:15,333 --> 00:56:17,500
‫از همون اول "موریارتی" بود

850
00:56:18,000 --> 00:56:18,833
‫"موریارتی"

851
00:56:18,916 --> 00:56:20,125
‫ولی چرا؟

852
00:56:20,666 --> 00:56:22,583
‫تو اومدی اینجا تا خانواده منو نابود کنی

853
00:56:22,666 --> 00:56:23,625
‫"راث"

854
00:56:23,958 --> 00:56:25,291
‫انتقام از ما؟

855
00:56:25,375 --> 00:56:27,583
‫این برای اون خیلی ساده‌ست، نه؟

856
00:56:27,666 --> 00:56:31,083
‫مغز "موریارتی" شبیه مغز برادرته

857
00:56:31,166 --> 00:56:32,833
‫دنبال چیزی که جلوته بگرد

858
00:56:32,916 --> 00:56:36,375
‫ولی یادت نره دنبال چیزی که معلوم نیست هم بگردی

859
00:56:37,125 --> 00:56:39,500
‫چیزای دیگه‌ای هم هست که باید بفهمیم

860
00:56:39,583 --> 00:56:40,625
‫ولی چی؟

861
00:56:41,708 --> 00:56:42,666
‫بیداری؟

862
00:56:44,583 --> 00:56:46,666
‫- یه فکری به ذهنم رسید
‫- آها؟

863
00:56:48,375 --> 00:56:49,708
‫اون زنه با لباس بنفش...

864
00:56:49,791 --> 00:56:52,500
‫وای خدای من! خانواده‌ای که میخوای با پسرشون ازدواج کنی
‫غیرقابل تحملن

865
00:56:52,583 --> 00:56:54,958
‫این زن یه لگن بهم داد
‫و فکر کرد من خدمتکارشم

866
00:56:55,041 --> 00:56:56,041
‫مامان

867
00:56:57,583 --> 00:56:58,750
‫دامادم

868
00:56:59,333 --> 00:57:01,208
‫تقریبا. رابطه‌تونو از سر گرفتین؟

869
00:57:04,583 --> 00:57:07,791
‫راستی، باهات موافقم. خانواده‌ی من غیرقابل تحملن

870
00:57:07,875 --> 00:57:09,125
‫- "ارنست"
‫- "توکسبری"

871
00:57:09,208 --> 00:57:10,791
‫یودوریا هولمز

872
00:57:11,291 --> 00:57:13,625
‫- باعث افتخاره
‫- ازش خوشم میاد

873
00:57:14,250 --> 00:57:15,750
‫لگن میخوای؟

874
00:57:15,833 --> 00:57:17,125
‫بله لطفا

875
00:57:17,208 --> 00:57:21,208
‫خب دخترم
‫سرنخی پیدا کردی که ارزش دنبال کردن داشته باشه؟

876
00:57:21,291 --> 00:57:23,916
‫مورفین و بانداژ تموم شده. من خیلی خسته‌ام

877
00:57:24,000 --> 00:57:26,458
‫خواهش میکنم بگو که به پیدا کردن
‫"شرلوک" نزدیک شدیم

878
00:57:26,541 --> 00:57:28,166
‫شما باید دکتر "واتسون" باشین

879
00:57:28,250 --> 00:57:30,375
‫یودوریا هولمز

880
00:57:30,458 --> 00:57:31,458
‫باعث افتخاره

881
00:57:31,541 --> 00:57:34,291
‫دوتا مرد خوشتیپ تو یه چادر. ما خیلی خوش‌شانسیم

882
00:57:34,375 --> 00:57:36,833
‫دوست داری هر چی به ذهنت میرسه رو بگی؟

883
00:57:36,916 --> 00:57:38,166
‫آره

884
00:57:38,250 --> 00:57:39,333
‫دکتر "واتسون"

885
00:57:39,416 --> 00:57:41,875
‫حس میکنم داریم به "شرلوک" نزدیک میشیم

886
00:57:41,958 --> 00:57:44,958
‫ولی هیچ مدرک محکمی ندارم
‫و برای فکر کردن به زمان احتیاج دارم

887
00:57:45,041 --> 00:57:48,125
‫- بهتره تنهات بذاریم
‫- آره، ممنون

888
00:57:48,208 --> 00:57:50,416
‫وقتی "شرلوک" روی یه پرونده فکر میکنه
‫سکوت مطلق رو ترجیح میده

889
00:57:50,500 --> 00:57:52,083
‫آره ولی "شرلوک" حوصله‌سربره

890
00:57:52,166 --> 00:57:55,125
‫کمی بحث به فکرای "انولا" لطمه‌ای نمیزنه

891
00:57:55,208 --> 00:57:56,625
‫- من...
‫- من یه فکری دارم

892
00:57:56,708 --> 00:57:58,666
‫- سه تا مرد. این یعنی فاجعه
‫- سلام؟

893
00:57:58,750 --> 00:58:00,208
‫معذرت میخوام. همین نزدیکیا بودم

894
00:58:00,291 --> 00:58:01,375
‫نه تو داشتی فالگوش وایمیستادی

895
00:58:02,375 --> 00:58:04,583
‫- میدونین چقدر صداتون بلند بود؟
‫- این کیه؟

896
00:58:04,666 --> 00:58:09,250
‫اسم من "میکل میتزی"ـه
‫از حزب ضداصلاحات

897
00:58:09,333 --> 00:58:10,708
‫- و ما میخوایم...
‫- "از شر سلطنت خلاص بشیم"

898
00:58:10,791 --> 00:58:12,083
‫و میخواین "مالت" رو آزاد کنین

899
00:58:12,166 --> 00:58:14,500
‫- راستش همه برن بیرون
‫- نه نمیتونم

900
00:58:15,583 --> 00:58:17,750
‫میترسم یه چیزی رو از دست داده باشین

901
00:58:17,833 --> 00:58:20,625
‫زنه با لباس بنفش. خب؟ کلاهش

902
00:58:21,125 --> 00:58:22,875
‫کلاهش مال فروشگاه "گرت و شرکا" بود

903
00:58:23,958 --> 00:58:25,000
‫از طراحی‌های امسال

904
00:58:29,583 --> 00:58:30,416
‫خوش به حالش

905
00:58:31,208 --> 00:58:34,916
‫آره این... ببخشید این کلاه مجلسیه

906
00:58:35,875 --> 00:58:40,250
‫اونا پول خرج کردن
‫تا بتونه تو جامعه سطح بالا جا باز کنه

907
00:58:40,333 --> 00:58:43,125
‫فکر کنم اون زن قاتل "موریارتی" نبود

908
00:58:43,208 --> 00:58:44,125
‫و سرباز هم نبود

909
00:58:44,208 --> 00:58:46,000
‫بلکه جاسوس "موریارتی" بود

910
00:58:46,916 --> 00:58:48,083
‫پیشنهاد خوبیه

911
00:58:49,250 --> 00:58:51,708
‫اگه بفهمیم داشت از کی جاسوسی میکرد

912
00:58:52,291 --> 00:58:54,458
‫اگه واقعا برای "موریارتی" کار میکرد

913
00:58:54,541 --> 00:58:57,041
‫اونوقت فهمیدن انگیزه‌هاش راحت‌تر میشه

914
00:58:59,458 --> 00:59:00,666
‫بذارین فکر کنم

915
00:59:01,666 --> 00:59:04,916
‫قبل از جشنواره داشت با دو تا مرد حرف میزد

916
00:59:05,000 --> 00:59:06,916
‫یکیشون فرماندار بود

917
00:59:07,416 --> 00:59:11,583
‫ولی دومی ماسک روباه زده بود

918
00:59:11,666 --> 00:59:13,791
‫و روی کتش مدال داشت

919
00:59:14,750 --> 00:59:16,541
‫سرهنگ

920
00:59:18,916 --> 00:59:22,083
‫چرا باید با جاسوس "موریارتی" حرف بزنه؟

921
00:59:23,125 --> 00:59:25,750
‫"توکسبری"
‫اون مدالایی که بهت دادم کجاست؟

922
00:59:33,583 --> 00:59:35,291
‫اینو زده بود

923
00:59:35,791 --> 00:59:38,708
‫این همون مدالیه
‫که اون سرباز تو شام زده بود

924
00:59:38,791 --> 00:59:41,000
‫...لطفا بایستین

925
00:59:42,416 --> 00:59:44,041
‫"افغانستان"

926
00:59:45,708 --> 00:59:46,583
‫افغانستان

927
00:59:47,291 --> 00:59:48,916
‫از جنگ انگلیس و افغانستان

928
00:59:49,000 --> 00:59:50,958
‫این مدال به کسایی داده شد که تو جنگ

929
00:59:51,041 --> 00:59:53,041
‫- تو نبرد "خوست" شرکت داشتن
‫- "خوست"

930
00:59:53,750 --> 00:59:55,250
‫"خوست"

931
00:59:55,333 --> 00:59:58,125
‫پدرم با پدرخوانده‌م تو نبرد "خوست" جنگیدن

932
00:59:58,208 --> 01:00:00,250
‫- سرهنگ؟
‫- باید باهاش حرف بزنیم

933
01:00:00,333 --> 01:00:01,500
‫چجوری باهاش حرف بزنیم؟

934
01:00:04,000 --> 01:00:05,791
‫"ستاد ارتش بریتانیا"

935
01:00:06,375 --> 01:00:07,208
‫وایسین

936
01:00:07,291 --> 01:00:09,708
‫سربازا تو ساکت موندن
‫خیلی ماهرن

937
01:00:10,583 --> 01:00:13,916
‫دفتر سرهنگ از این طرفه. آقایون دنبالم بیاین

938
01:00:15,125 --> 01:00:18,166
‫نه، باید کاری که "موریارتی" کرد رو بکنیم

939
01:00:18,833 --> 01:00:21,000
‫باید بپیچونیم

940
01:00:21,083 --> 01:00:24,833
‫خب، از اینجا... تو این کار ماهری؟

941
01:00:34,791 --> 01:00:35,875
‫دارم میام

942
01:00:37,958 --> 01:00:40,333
‫- خودتی
‫- تو جوونی راحت‌تر بود

943
01:00:40,416 --> 01:00:42,166
‫اینجوری. خب، بیا

944
01:00:42,250 --> 01:00:45,208
‫شما جلو برین. من به عنوان خدمتکارتون پشتتون میام

945
01:00:45,291 --> 01:00:46,125
‫نه، چرا؟

946
01:00:46,208 --> 01:00:49,708
‫من کسی نیستم که بخوام قوانین استعماری رو
‫برای یه مستعمره توضیح بدم

947
01:00:49,791 --> 01:00:52,583
‫متاسفانه اینجا هیچکس نمیفهمه

948
01:00:52,666 --> 01:00:55,875
‫چرا باید یه مرد از کشور خودش
‫کنار دو تا زن از کشور ما راه بره

949
01:00:55,958 --> 01:00:57,458
‫مامان، نقشه چیه؟

950
01:00:57,541 --> 01:00:59,208
‫باکلاس رفتار میکنیم. نگران اون نباش

951
01:00:59,291 --> 01:01:00,375
‫الان میخوایم در مورد این بحث کنیم؟

952
01:01:00,458 --> 01:01:02,833
‫آره، الان میخوایم در موردش بحث کنیم آقا. چون مهمه

953
01:01:02,916 --> 01:01:05,083
‫نقشه طبقه رو آوردی؟

954
01:01:06,166 --> 01:01:08,000
‫ببخشید خانوم

955
01:01:08,083 --> 01:01:09,875
‫چه خبره؟ میتونم کمکتون کنم؟

956
01:01:10,375 --> 01:01:11,208
‫ببخشید

957
01:01:11,291 --> 01:01:13,291
‫بله، سلام. شما همون مردی هستین که میخوام

958
01:01:14,166 --> 01:01:16,041
‫میتونین ما رو به بایگانی راهنمایی کنین؟

959
01:01:16,125 --> 01:01:17,833
‫- بایگانی...
‫- بایگانی سوابق

960
01:01:17,916 --> 01:01:20,250
‫بله. سرهنگ منو فرستاده

961
01:01:20,833 --> 01:01:21,875
‫سرهنگ "سمپسون"

962
01:01:21,958 --> 01:01:25,958
‫که... شوهرم، سرهنگ "رمینگتون" رو غافلگیر کنم

963
01:01:26,041 --> 01:01:27,166
‫رمینگتون

964
01:01:27,250 --> 01:01:28,791
‫سرهنگ "رمینگتون"

965
01:01:29,333 --> 01:01:31,125
‫من این اسمو نمیشناسم

966
01:01:32,125 --> 01:01:33,833
‫- واقعا؟
‫- نه

967
01:01:35,541 --> 01:01:37,208
‫کاملا مطمئنی؟

968
01:01:37,291 --> 01:01:39,791
‫بله خانوم، میشناسمش

969
01:01:39,875 --> 01:01:44,166
‫بذارین... بذارین راهنماییتون کنم به بایگانی سوابق، درسته؟

970
01:01:44,250 --> 01:01:45,083
‫خوبه

971
01:01:45,166 --> 01:01:48,666
‫یادت نره که من قبل از فرارم
‫مثل یه خانوم باکلاس زندگی میکردم

972
01:01:52,041 --> 01:01:54,625
‫متاسفم، هیچ خبری از مادرت ندارم

973
01:01:54,708 --> 01:01:56,458
‫ولی نگرانی کاملا واضحه. من...

974
01:01:56,541 --> 01:01:59,833
‫- تمام امکاناتمو برای پیدا کردنش به کار گرفتم
‫- از زحماتتون ممنونم

975
01:01:59,916 --> 01:02:01,750
‫راستش، برای یه دلیل دیگه اومدم قربان

976
01:02:01,833 --> 01:02:05,541
‫امیدوار بودم بتونم در مورد شهر "خوست" ازتون بپرسم

977
01:02:06,791 --> 01:02:09,625
‫بله، "خوست". بله، فکر کنم بشناسمش

978
01:02:10,791 --> 01:02:12,000
‫من با پدرم اونجا بودم

979
01:02:12,083 --> 01:02:13,458
‫جنگ انگلیس و افغانستان

980
01:02:13,541 --> 01:02:16,250
‫"خوست". یادم میاد. بله

981
01:02:17,375 --> 01:02:19,583
‫خیلی متاسفم. چه بی‌ادبم من. شما کی هستین؟

982
01:02:19,666 --> 01:02:21,708
‫من دکتر "واتسون" هستم قربان

983
01:02:21,791 --> 01:02:23,500
‫سروان "واتسون". تو "آشانتی" خدمت میکردم

984
01:02:25,000 --> 01:02:26,125
‫دوران سختی بود

985
01:02:26,708 --> 01:02:27,833
‫بله قربان

986
01:02:31,041 --> 01:02:32,541
‫خوبی عزیزم؟

987
01:02:33,041 --> 01:02:35,208
‫بیاین سریعتر حرکت کنیم قبل از اینکه بیدار شه

988
01:02:40,791 --> 01:02:42,083
‫از کجا شروع کنیم؟

989
01:02:42,958 --> 01:02:44,708
‫باید بخونیم عزیزم

990
01:02:45,208 --> 01:02:46,333
‫باید بخونیم

991
01:02:48,416 --> 01:02:51,625
‫هر چیزی که به "خوست"
‫یا جنگ انگلیس و افغانستان ربط داره

992
01:02:52,125 --> 01:02:56,875
‫لرد "توکسبری" پدر خیلی مفصل
‫در مورد اتفاقات "خوست" با من حرف زد

993
01:02:56,958 --> 01:02:59,000
‫- "پیتر" رو میشناختین؟
‫- بله

994
01:02:59,083 --> 01:03:03,291
‫و "پیتر" بهم گفت که میخواد پسرش هم
‫تو پیدا کردن یه راه حل شریک باشه

995
01:03:04,458 --> 01:03:07,250
‫از لحن این صحبت خوشم نمیاد

996
01:03:07,333 --> 01:03:09,333
‫ما اومدیم ازتون کمک بخوایم

997
01:03:10,041 --> 01:03:13,541
‫احساس میکنیم مردم "مالت" در خطرن

998
01:03:13,625 --> 01:03:16,583
‫و میخوایم بدونیم شما چی میدونین

999
01:03:16,666 --> 01:03:18,916
‫در مورد اتفاقی که تو "خوست" افتاد

1000
01:03:19,000 --> 01:03:21,791
‫باور کن. بهتره بعضی چیزا رو ندونی
‫پسر جون

1001
01:03:21,875 --> 01:03:25,666
‫من میدونم تو جنگ چه اتفاقی میفته

1002
01:03:26,750 --> 01:03:28,625
‫ممکنه بعضیا پاشونو از گلیمشون درازتر کنن

1003
01:03:28,708 --> 01:03:32,666
‫هر امدادگر جنگی، حتی با درجه سروانی

1004
01:03:33,375 --> 01:03:34,833
‫تصمیم رو درک نمیکنه...

1005
01:03:34,916 --> 01:03:37,291
‫وظیفه من این بود که مرده‌ها رو از میدون جنگ بیرون بکشم.

1006
01:03:39,833 --> 01:03:41,583
‫من با گلوله روبه‌رو شدم و بهم شلیک شد.

1007
01:03:43,750 --> 01:03:46,000
‫مطمئن باشین که من عواقب کار رو میفهمم.

1008
01:03:59,375 --> 01:04:00,416
‫خوست.

1009
01:04:02,208 --> 01:04:03,291
‫پیداش کردم.

1010
01:04:09,083 --> 01:04:10,125
‫نگاه کنین.

1011
01:04:11,041 --> 01:04:13,083
‫این پرونده‌ها دستکاری شدن.

1012
01:04:13,166 --> 01:04:14,791
‫آره، صفحه‌هاش پاره شدن.

1013
01:04:14,875 --> 01:04:18,375
‫هر چی که هست،
‫ریشه‌ش عمیق‌تر از چیزیه که فکر میکردیم.

1014
01:04:18,458 --> 01:04:21,666
‫جای نوشته‌ها رو نگاه کنین.

1015
01:04:22,250 --> 01:04:23,916
‫میتونم از روش کپی کنم.

1016
01:04:24,000 --> 01:04:26,083
‫مامان، مداد داری؟

1017
01:04:26,166 --> 01:04:27,208
‫ممنون.

1018
01:04:38,166 --> 01:04:39,000
‫نه!

1019
01:04:42,500 --> 01:04:43,583
‫حالش خوبه.

1020
01:04:45,041 --> 01:04:46,375
‫چیزی پیدا شد؟

1021
01:04:46,458 --> 01:04:49,958
‫سربازای بریتانیایی و مالتی تو جنگ شرکت داشتن.

1022
01:04:51,125 --> 01:04:54,583
‫«ماموریت انجام شد. تعداد کشته‌ها خیلی بالاست.»

1023
01:04:55,458 --> 01:04:58,916
‫«غرامت: یک تن طلای افغانی»

1024
01:04:59,500 --> 01:05:02,458
‫«مردم محلی این اتفاق رو پاکسازی توصیف کردن. این یه دزدی بود.»

1025
01:05:05,333 --> 01:05:07,333
‫«موریارتی» از ماجرای طلا خبر داره.

1026
01:05:09,041 --> 01:05:10,083
‫ولی چجوری؟

1027
01:05:11,416 --> 01:05:13,916
‫گروهبان «ان. اسمیت».

1028
01:05:14,000 --> 01:05:15,000
‫معلومه.

1029
01:05:16,250 --> 01:05:18,000
‫اون جاسوسش بوده.

1030
01:05:18,708 --> 01:05:19,833
‫این وحشتناکه.

1031
01:05:20,416 --> 01:05:24,500
‫جواب‌هایی که پیدا میکنیم
‫به ندرت اون چیزیه که میخوایم.

1032
01:05:28,250 --> 01:05:29,875
‫خب عزیزم.

1033
01:05:29,958 --> 01:05:33,125
‫ما دوتا مجرم تا جایی که میتونستیم کمکت کردیم.

1034
01:05:33,625 --> 01:05:35,083
‫- مداد؟
‫- آره.

1035
01:05:35,166 --> 01:05:37,458
‫حالا برو. نابودشون کن.

1036
01:05:41,583 --> 01:05:44,083
‫- توکسبری!
‫- این چیه؟

1037
01:05:44,166 --> 01:05:45,500
‫دزدی کردن.

1038
01:05:45,583 --> 01:05:48,375
‫دزدی کردن. تو «خوست» غارت و دزدی کردن.

1039
01:05:48,458 --> 01:05:51,208
‫- چی میگی؟
‫- میدونم کی هستی و چی هستی...

1040
01:05:51,291 --> 01:05:54,916
‫آدمای بی‌گناه رو کشتن و طلاها رو
‫از یه معبد تو افغانستان دزدیدن.

1041
01:05:55,000 --> 01:05:57,416
‫و این کارو به دستور دولت بریتانیا انجام دادن.

1042
01:05:58,000 --> 01:06:00,333
‫و طلاها رو آوردن اینجا، تو «مالت»
‫و قایمش کردن.

1043
01:06:01,625 --> 01:06:02,750
‫این راسته؟

1044
01:06:03,541 --> 01:06:04,583
‫آره.

1045
01:06:09,083 --> 01:06:11,875
‫گوش کنین قربان. بابام مرد خوبی بود.
‫شما اینو میدونین.

1046
01:06:12,375 --> 01:06:13,375
‫حالا بهم بگین...

1047
01:06:15,750 --> 01:06:17,041
‫بگین که اون مرد خوبی بود.

1048
01:06:17,125 --> 01:06:20,500
‫تو جنگ یه مسائل عملی‌ای هست
‫که فراتر از اخلاقیات و خوب بودنه.

1049
01:06:20,583 --> 01:06:21,958
‫چی میگین؟

1050
01:06:23,291 --> 01:06:26,541
‫دولت بریتانیا و نیروهای مسلح
‫با هم اختلاف داشتن.

1051
01:06:26,625 --> 01:06:28,500
‫به ما فشار میاوردن که هزینه‌ها رو کم کنیم.

1052
01:06:28,583 --> 01:06:30,666
‫ولی کم کردن هزینه‌ها ممکن نبود.

1053
01:06:30,750 --> 01:06:31,750
‫ما تو جنگ بودیم.

1054
01:06:32,750 --> 01:06:37,541
‫برای همین تصمیم گرفته شد که اوضاع رو با...
‫جبران کنیم.

1055
01:06:37,625 --> 01:06:38,750
‫دزدی؟

1056
01:06:39,458 --> 01:06:41,958
‫- آدم‌کشی؟
‫- نه، ما اینو به عنوان غرامت پیشاپیش در نظر گرفتیم.

1057
01:06:42,708 --> 01:06:44,958
‫این یه اقدام تایید شده بعد از جنگه،

1058
01:06:46,041 --> 01:06:48,250
‫برای هزینه‌ها و خسارت‌ها.

1059
01:06:48,333 --> 01:06:50,375
‫خسارت‌های اونا چی میشه؟

1060
01:06:52,125 --> 01:06:55,291
‫شما دوتا باید بفهمین که ما داشتیم
‫برای یه امپراتوری میجنگیدیم.

1061
01:06:55,375 --> 01:06:56,666
‫و یه...

1062
01:06:57,958 --> 01:06:59,291
‫اشتباه محاسباتی پیش اومد.

1063
01:06:59,375 --> 01:07:01,041
‫اشتباه محاسباتی؟

1064
01:07:02,000 --> 01:07:05,166
‫اشتباه محاسباتی؟ پس شرفتون کجاست؟

1065
01:07:08,208 --> 01:07:12,125
‫متاسفم قربان. نقش بابام تو این ماجرا چی بود؟

1066
01:07:12,625 --> 01:07:14,541
‫بهش دستور داده بودن این کارو بکنه؟

1067
01:07:18,500 --> 01:07:20,125
‫پدرت دوستت داشت.

1068
01:07:20,666 --> 01:07:21,541
‫خیلی زیاد.

1069
01:07:26,500 --> 01:07:27,875
‫اون عملیات...

1070
01:07:30,666 --> 01:07:31,833
‫تحت فرماندهی اون بود.

1071
01:07:35,958 --> 01:07:37,416
‫- ببخشید.
‫- توکسبری.

1072
01:07:37,500 --> 01:07:38,333
‫متاسفم.

1073
01:07:39,000 --> 01:07:39,958
‫اجازه بدین.

1074
01:08:02,333 --> 01:08:04,500
‫پدر منم یه سرباز بود.

1075
01:08:08,125 --> 01:08:10,958
‫یه خدمتکار وفادار به حکومت بریتانیا.

1076
01:08:13,083 --> 01:08:14,708
‫عاشق نظام سلطنتی بود.

1077
01:08:15,875 --> 01:08:18,291
‫به حق خودش برای حکومت بر «هند» باور داشت.

1078
01:08:19,791 --> 01:08:22,750
‫و منم فکر میکردم حق با اونه. بچه بودم.

1079
01:08:22,833 --> 01:08:24,083
‫اون قهرمان من بود.

1080
01:08:24,166 --> 01:08:26,625
‫چه اتفاقی برای طلاها افتاد؟

1081
01:08:28,875 --> 01:08:33,083
‫میدونین اگه چیزی نگین چه بلایی سر لیدی «توکسبری» و «شرلوک» میاد؟

1082
01:08:33,166 --> 01:08:36,000
‫طلا رو به اینجا منتقل کردن.

1083
01:08:36,583 --> 01:08:37,666
‫چرا؟

1084
01:08:37,750 --> 01:08:40,791
‫باید جوری صحنه‌سازی میکردیم
‫که انگار طلا تو «مالت» پیدا شده،

1085
01:08:40,875 --> 01:08:42,166
‫یا اینکه به «مالت» منتقل شده.

1086
01:08:42,833 --> 01:08:45,208
‫ولی به «بریتانیا» برنگشت. درسته؟

1087
01:08:47,041 --> 01:08:49,125
‫«پیتر» دچار عذاب وجدان شد.

1088
01:08:50,166 --> 01:08:54,625
‫منو با خودش به «آشانتی» برد
‫تا خسارتی که حاکمان ما به بار آورده بودن رو بفهمم.

1089
01:08:55,125 --> 01:08:59,041
‫رفتار خشونت‌آمیز ما با مردم.

1090
01:08:59,541 --> 01:09:01,666
‫یهو همه چیزو واضح دیدم.

1091
01:09:03,083 --> 01:09:05,208
‫فکر کنم خودشو واضح دیدم.

1092
01:09:05,291 --> 01:09:07,583
‫و وقتی به «مالت» برگشتیم،

1093
01:09:07,666 --> 01:09:09,583
‫منتظر موند تا افرادش به خشکی برسن،

1094
01:09:09,666 --> 01:09:11,666
‫بعد کشتی رو غرق کرد

1095
01:09:11,750 --> 01:09:13,750
‫و ادعا کرد که طلاها هم باهاش غرق شدن.

1096
01:09:13,833 --> 01:09:16,333
‫- باید طلاها رو برمیگردوند.
‫- نه.

1097
01:09:16,833 --> 01:09:20,458
‫نه عزیزم،
‫دولت بریتانیا هیچوقت به گناهش اعتراف نمیکنه.

1098
01:09:20,541 --> 01:09:21,541
‫و این بی‌آبرویی...

1099
01:09:21,625 --> 01:09:24,333
‫خشم بین افسرای ارشد اونقدر زیاد شد که...

1100
01:09:24,416 --> 01:09:26,916
‫نگران آینده شغلیمون شدیم و...

1101
01:09:27,416 --> 01:09:31,458
‫سربازای مالتی تو یگانمون رو مقصر کردیم
‫و گفتیم که این اتفاق یه شورش بوده.

1102
01:09:31,958 --> 01:09:35,208
‫گذاشتیم اونا تقصیر از دست رفتن طلاها رو به گردن بگیرن.

1103
01:09:36,250 --> 01:09:37,708
‫همه‌ی ما نتیجه اتفاقات زیادی هستیم که ما رو شکل میدن،

1104
01:09:38,208 --> 01:09:41,916
‫ولی حقیقت هم به نوبه خودش ما رو شکل میده.

1105
01:09:45,791 --> 01:09:47,416
‫بیشتر از قهرمانامون.

1106
01:09:49,625 --> 01:09:51,250
‫بیشتر از پدرامون.

1107
01:09:57,083 --> 01:09:59,833
‫من همیشه بابامو یه مرد بزرگ میدیدم.

1108
01:09:59,916 --> 01:10:02,375
‫خیلی‌ها درگیر معنی بزرگی میشن،

1109
01:10:02,458 --> 01:10:04,166
‫و تو این راه خودشونو گم میکنن.

1110
01:10:04,250 --> 01:10:06,250
‫ولی اینکه یه نفر بتونه چنین جنایاتی مرتکب بشه…

1111
01:10:06,333 --> 01:10:09,708
‫نمیتونم این قضیه رو برات ماستمالی کنم لرد «توکسبری».

1112
01:10:13,583 --> 01:10:15,458
‫ولی میتونم اینو بهت بگم.

1113
01:10:15,541 --> 01:10:18,333
‫مجبور نیستی همون راهو بری.

1114
01:10:19,833 --> 01:10:21,375
‫طلاها الان کجان؟

1115
01:10:21,458 --> 01:10:23,041
‫نمیدونم.

1116
01:10:24,125 --> 01:10:27,041
‫نمیخواست من مسئولیتشو به عهده بگیرم.

1117
01:10:27,916 --> 01:10:29,666
‫«پیتر» گفت اینا طلای دزدای دریاییه

1118
01:10:29,750 --> 01:10:32,833
‫و نمیخواست من خودمو باهاش آلوده کنم، و من…

1119
01:10:33,708 --> 01:10:35,166
‫طلای دزدای دریایی؟

1120
01:10:38,500 --> 01:10:39,541
‫اون غار رو میبینی؟

1121
01:10:40,041 --> 01:10:43,000
‫وقتی بچه بودم بهم گفت
‫که یه گنج تو اون غار قایم شده.

1122
01:10:43,833 --> 01:10:44,916
‫معلومه.

1123
01:10:46,750 --> 01:10:47,750
‫معلومه.

1124
01:10:48,458 --> 01:10:50,750
‫با «موریارتی» هیچوقت هیچی ساده نیست.

1125
01:10:50,833 --> 01:10:54,666
‫چرا یه سهمی از ثروت نامشروع شما نداشته باشم

1126
01:10:54,750 --> 01:10:56,916
‫و همزمان شما رو مجازات کنم؟

1127
01:10:57,000 --> 01:11:01,416
‫میخواد ما رو مقصر بدونه،
‫ولی ثروت دزدیده شده رو هم میخواد.

1128
01:11:01,500 --> 01:11:04,291
‫من میدونم طلاها کجان ولی اون نمیدونه.

1129
01:11:04,375 --> 01:11:05,333
‫کی؟

1130
01:11:05,416 --> 01:11:08,916
‫- معما به اندازه طراحش گمراه‌کننده‌ست.
‫- معما به اندازه طراحش گمراه‌کننده‌ست.

1131
01:11:09,000 --> 01:11:10,625
‫چطور اینو نفهمیدم؟

1132
01:11:10,708 --> 01:11:13,708
‫باید از همون لحظه‌ای که سعی کرد منو بکشه
‫میفهمیدم.

1133
01:11:16,375 --> 01:11:18,208
‫باید منو میکشت.

1134
01:11:19,833 --> 01:11:22,291
‫با کشتن من هویتشو بهم گره زد.

1135
01:11:22,375 --> 01:11:24,083
‫موافقم که این میتونست مفید باشه.

1136
01:11:25,541 --> 01:11:26,916
‫یه ردگم‌کنی الکی بود.

1137
01:11:27,000 --> 01:11:29,041
‫یه ردگم‌کنی حساب‌شده.

1138
01:11:29,125 --> 01:11:32,083
‫تله‌ها رو کار گذاشت و ما توشون افتادیم.

1139
01:11:32,166 --> 01:11:33,125
‫«راث».

1140
01:11:33,208 --> 01:11:34,916
‫کشف و شهودها.

1141
01:11:35,916 --> 01:11:38,291
‫دزدیدن «شرلوک» و لیدی «توکسبری».

1142
01:11:40,291 --> 01:11:42,000
‫آتیش‌سوزی تو هتل.

1143
01:11:42,500 --> 01:11:45,208
‫دیگه نمیفهمم چی به چیه.

1144
01:11:45,291 --> 01:11:48,083
‫تعجب نمیکنم اگه اون مسئول

1145
01:11:48,166 --> 01:11:50,916
‫علامت‌های کد مورس روی آینه‌ش هم بوده باشه.

1146
01:11:56,250 --> 01:11:59,250
‫تنها قطعه‌ای که کم داشتیم
‫پدر «توکسبری» بود.

1147
01:11:59,333 --> 01:12:03,750
‫و... اون در مورد «خوست» میدونست و در مورد اونم میدونست.

1148
01:12:03,833 --> 01:12:06,125
‫و میدونه که «توکسبری» منو دوست داره.

1149
01:12:06,208 --> 01:12:08,208
‫و فقط «توکسبری» منو پیش اون میبره.

1150
01:12:08,291 --> 01:12:09,166
‫- من؟
‫- آره، تو.

1151
01:12:09,250 --> 01:12:13,000
‫و تو منو به طلاها میرسونی.

1152
01:12:19,416 --> 01:12:21,875
‫اون تو هر قدم ما رو راهنمایی کرده.

1153
01:12:22,875 --> 01:12:23,875
‫توکسبری.

1154
01:12:33,333 --> 01:12:35,000
‫توکسبری، من...

1155
01:12:35,083 --> 01:12:37,583
‫- من پرونده رو حل کردم.
‫- واقعا؟

1156
01:12:39,125 --> 01:12:40,541
‫و یه نقشه دارم.

1157
01:12:46,333 --> 01:12:48,500
‫«موریارتی» تورشو پهن کرده،

1158
01:12:48,583 --> 01:12:50,583
‫و حالا من باید توش گیر بیفتم.

1159
01:12:50,666 --> 01:12:52,083
‫«گنج اینجاست»

1160
01:12:59,333 --> 01:13:01,291
‫به چیزی که من فکر میکنم فکر میکنی؟

1161
01:13:03,708 --> 01:13:04,833
‫آره.

1162
01:13:05,416 --> 01:13:09,583
‫اون از یه جایی داره ما رو میپاد،
‫ولی هنوز نمیدونه طلاها کجان.

1163
01:13:09,666 --> 01:13:10,666
‫من میکشونمش اونجا.

1164
01:13:10,750 --> 01:13:11,791
‫میدونی باید چیکار کنی.

1165
01:13:11,875 --> 01:13:12,958
‫همینجا بمون.

1166
01:13:13,041 --> 01:13:14,708
‫اگه تو عمق غار قایم شده باشه چی؟

1167
01:13:18,666 --> 01:13:19,708
‫دکتر «واتسون»،

1168
01:13:21,166 --> 01:13:22,708
‫این یه نقشه‌ی محکمه.

1169
01:13:23,583 --> 01:13:26,000
‫اگه اونجا باشه، حسابشو میرسم.

1170
01:13:29,041 --> 01:13:30,208
‫موفق باشی.

1171
01:14:35,000 --> 01:14:36,541
‫برو کنار!

1172
01:16:57,625 --> 01:16:58,958
‫دکتر «واتسون»؟

1173
01:17:07,250 --> 01:17:08,083
‫دکتر «واتسون»؟

1174
01:17:13,583 --> 01:17:14,500
‫متاسفم.

1175
01:17:33,541 --> 01:17:34,708
‫برادرم کجاست؟

1176
01:17:34,791 --> 01:17:37,500
‫به محض اینکه به چیزی که میخوام برسم آزاد میشه.

1177
01:17:37,583 --> 01:17:40,458
‫چطور بهت اعتماد کنم؟ دیدم که دو نفر رو کشتی.

1178
01:17:41,625 --> 01:17:44,166
‫چقدر همیشه از بالا نگاه میکنی!

1179
01:17:44,250 --> 01:17:47,291
‫مجبوری از طلای آغشته به خون محافظت کنی؟

1180
01:17:49,583 --> 01:17:51,291
‫این تو رو آلوده کرده،

1181
01:17:51,375 --> 01:17:56,208
‫همونطور که اون پسر ضعیف رو آلوده کرد
‫که نزدیک بود فامیلیشو بگیری.

1182
01:17:56,291 --> 01:17:59,333
‫ولی اون موقع، چه بلایی سر شهرت «هولمز» میومد؟

1183
01:18:00,375 --> 01:18:03,333
‫معلوم نیست این شهرت بر پایه چه امتیازی ساخته شده؟

1184
01:18:05,333 --> 01:18:08,458
‫شکر؟ شاید از «جامائیکا»؟

1185
01:18:08,958 --> 01:18:11,208
‫ابریشم یا پنبه از «هند»؟

1186
01:18:13,458 --> 01:18:17,875
‫کمتر فامیلی بریتانیایی‌ای پیدا میشه
‫که به درد و رنجی که امپراتوری

1187
01:18:17,958 --> 01:18:19,625
‫صادر میکنه، آلوده نباشه.

1188
01:18:40,291 --> 01:18:42,583
‫20 تا صندوق دیگه هم اون تو هست.

1189
01:18:43,666 --> 01:18:46,041
‫بفرما. طلاها رو گرفتی.

1190
01:18:46,125 --> 01:18:47,708
‫حالا برادرم کجاست؟

1191
01:18:48,708 --> 01:18:51,166
‫تو و اون قلب مهربونت.

1192
01:18:51,666 --> 01:18:56,333
‫واقعا فکر کردی به همین راحتی تحویلش میدم؟

1193
01:18:57,333 --> 01:18:59,083
‫نمیذارم تو

1194
01:18:59,166 --> 01:19:02,916
‫و برادرت دیگه نقشه‌هامو خراب کنین.

1195
01:19:04,208 --> 01:19:08,458
‫دوباره از نقشه عقبی،
‫خانم «هولمز».

1196
01:19:10,958 --> 01:19:12,666
‫از این بابت مطمئنی؟

1197
01:19:14,750 --> 01:19:16,083
‫شماها محاصره شدین!

1198
01:19:19,791 --> 01:19:23,250
‫فقط تو نیستی که تو «مالت» رفیق داری،
‫پروفسور.

1199
01:19:28,125 --> 01:19:30,083
‫سلاح‌هاتونو بندازین!

1200
01:20:12,333 --> 01:20:14,166
‫- حالا!
‫- انولا!

1201
01:20:24,000 --> 01:20:25,208
‫نه!

1202
01:20:25,750 --> 01:20:26,583
‫نه!

1203
01:20:27,083 --> 01:20:27,916
‫- نه!
‫- وایسا!

1204
01:20:28,000 --> 01:20:29,291
‫انولا!

1205
01:20:39,416 --> 01:20:40,375
‫جون‌بکن!

1206
01:20:50,833 --> 01:20:51,833
‫برو!

1207
01:21:32,000 --> 01:21:32,916
‫کمک!

1208
01:21:33,416 --> 01:21:34,541
‫کمک!

1209
01:21:35,541 --> 01:21:36,625
‫ما اینجاییم!

1210
01:21:39,625 --> 01:21:40,666
‫دوستت دارم.

1211
01:21:41,208 --> 01:21:43,125
‫اون خیلی سرسخته.

1212
01:22:42,208 --> 01:22:43,291
‫شرلوک!

1213
01:22:43,875 --> 01:22:46,041
‫شرلوک!

1214
01:22:48,000 --> 01:22:50,375
‫آزادش کن! آزادش کن انولا!

1215
01:22:50,458 --> 01:22:51,333
‫باشه.

1216
01:22:55,166 --> 01:22:56,625
‫باشه. اشکالی نداره.

1217
01:23:02,041 --> 01:23:03,333
‫ببخشید اگه این دردت میاره.

1218
01:23:04,250 --> 01:23:06,125
‫- نه.
‫- الان برمیگردم. نفس بکش.

1219
01:23:12,250 --> 01:23:13,250
‫اونجاست!

1220
01:23:13,333 --> 01:23:14,625
‫اونجاست!

1221
01:23:14,708 --> 01:23:16,041
‫نه.

1222
01:23:16,125 --> 01:23:18,458
‫نه!

1223
01:23:18,958 --> 01:23:23,083
‫اگه بکشمت پایان خسته‌کننده‌ای میشه.

1224
01:23:26,875 --> 01:23:28,458
‫تو منو به دام انداختی.

1225
01:23:30,291 --> 01:23:31,791
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

1226
01:23:32,291 --> 01:23:34,250
‫کارو برام راحت کردی.

1227
01:23:34,958 --> 01:23:38,166
‫تو کاملا با برادرت فرق داری.

1228
01:23:40,416 --> 01:23:42,375
‫اون هیچی بهم نشون نمیده.

1229
01:23:43,916 --> 01:23:45,416
‫ولی تو چی؟

1230
01:23:51,166 --> 01:23:53,000
‫تو واقعا...

1231
01:23:53,833 --> 01:23:55,458
‫احساست بهت غلبه میکنه!

1232
01:23:56,583 --> 01:23:58,125
‫احساست بهت غلبه میکنه.

1233
01:23:59,083 --> 01:24:00,000
‫قابل درکه،

1234
01:24:00,958 --> 01:24:02,291
‫ولی غیرضروریه.

1235
01:24:08,416 --> 01:24:11,208
‫به نظرم این کاملا قابل درکه…

1236
01:24:14,666 --> 01:24:17,833
‫و خیلی هم ضروریه.

1237
01:24:26,958 --> 01:24:27,916
‫روزها.

1238
01:24:33,208 --> 01:24:34,375
‫روزها.

1239
01:24:36,458 --> 01:24:37,958
‫نه «شرلوک».

1240
01:24:38,041 --> 01:24:39,208
‫بهم بگو…

1241
01:24:41,708 --> 01:24:42,875
‫چرا نباید بکشمت؟

1242
01:24:42,958 --> 01:24:44,166
‫این مرام ما نیست.

1243
01:24:44,250 --> 01:24:46,083
‫این چیزی نیست که ما بهش باور داریم.

1244
01:24:46,833 --> 01:24:50,041
‫اگه تحویلش بدیم به پلیس، دوباره فرار میکنه.

1245
01:24:51,750 --> 01:24:54,333
‫و دوباره میفته دنبالمون.

1246
01:24:54,958 --> 01:24:56,458
‫و تمام این...

1247
01:24:58,291 --> 01:25:01,875
‫ماجرای لعنتی خونین تکرار میشه.

1248
01:25:03,125 --> 01:25:04,708
‫و تکرار میشه.

1249
01:25:06,291 --> 01:25:07,583
‫و تکرار میشه.

1250
01:25:07,666 --> 01:25:08,750
‫خفه شو!

1251
01:25:08,833 --> 01:25:10,291
‫خفه شو!

1252
01:25:11,083 --> 01:25:13,166
‫«شرلوک»، منو نگاه کن، خواهش میکنم!

1253
01:25:13,250 --> 01:25:14,541
‫این کارو نکن.

1254
01:25:25,583 --> 01:25:26,708
‫فکر کن.

1255
01:25:28,458 --> 01:25:30,583
‫احساست بهت غلبه میکنه.

1256
01:26:07,291 --> 01:26:10,875
‫بهم خبر رسیده که «موریارتی» به «بلایتی» منتقل میشه

1257
01:26:10,958 --> 01:26:12,833
‫و هیچ راه فراری نداره.

1258
01:26:12,916 --> 01:26:17,375
‫در عین حال، طلاها با من و دکتر «واتسون»
‫به «افغانستان» برمیگرده،

1259
01:26:17,458 --> 01:26:19,541
‫جایی که به کسایی که ازشون دزدیده شده برمیگردونمش.

1260
01:26:19,625 --> 01:26:21,083
‫به لطف لرد «توکسبری»،

1261
01:26:21,166 --> 01:26:23,666
‫مسئولیت تحقیقات به من سپرده شده.

1262
01:26:23,750 --> 01:26:26,583
‫قصد داریم تمام کسایی که تو خاک «مالت»
‫مرتکب جرم شدن رو محاکمه کنیم.

1263
01:26:26,666 --> 01:26:29,916
‫کارای «موریارتی» یه بی عدالتی بزرگ رو فاش کرد.

1264
01:26:30,000 --> 01:26:33,750
‫شاید وقتشه که «مالت» از دست بریتانیایی‌ها آزاد بشه.

1265
01:26:33,833 --> 01:26:35,208
‫آره.

1266
01:26:35,291 --> 01:26:37,375
‫آره، شاید حق با تو باشه.

1267
01:26:42,416 --> 01:26:45,041
‫امیدوارم بفهمی چرا باید این کارو میکردم.

1268
01:26:45,541 --> 01:26:47,250
‫پدرت خیلی بهت افتخار میکرد.

1269
01:26:51,208 --> 01:26:52,208
‫وقتشه؟

1270
01:27:01,208 --> 01:27:03,791
‫برای ملکه و میهن

1271
01:27:04,958 --> 01:27:06,708
‫و هر چیزی که معنی میده.

1272
01:27:07,750 --> 01:27:09,083
‫«زندانی شدن مقامات بریتانیایی»

1273
01:27:11,791 --> 01:27:13,166
‫«افشای لاپوشانی نظامی»

1274
01:27:13,250 --> 01:27:15,166
‫«تبرئه سربازان (مالت) - آینده‌ای روشن»

1275
01:27:24,875 --> 01:27:25,708
‫شجاع بود.

1276
01:27:27,666 --> 01:27:30,875
‫اون وقتی من ضعیف شدم، پایداری کرد.

1277
01:27:30,958 --> 01:27:33,958
‫«موریارتی» اینو دید و سعی کرد سرکوبش کنه.

1278
01:27:34,041 --> 01:27:34,875
‫ممنونم.

1279
01:27:34,958 --> 01:27:37,958
‫با این حال، فکر کنم موفق نشد.

1280
01:27:38,041 --> 01:27:38,875
‫شریک شو.

1281
01:27:38,958 --> 01:27:40,041
‫شریک شو.

1282
01:27:40,541 --> 01:27:42,250
‫دفترچه‌های یادداشتت.

1283
01:27:42,333 --> 01:27:44,833
‫رمزگشاییشون آسون نبود.

1284
01:27:46,333 --> 01:27:49,541
‫فکر میکنی امیدی به رمزگشایی دفترچه‌های تو دارم؟

1285
01:27:50,541 --> 01:27:51,958
‫ما برادریم،

1286
01:27:52,541 --> 01:27:56,041
‫ولی دفترچه‌های یادداشتمون، مثل مغزمون
‫مال خودمونه.

1287
01:27:56,833 --> 01:27:58,541
‫آره، درسته.

1288
01:27:58,625 --> 01:28:00,583
‫و مغز تو انولا،

1289
01:28:02,041 --> 01:28:04,041
‫من خیلی تحسینش میکنم.

1290
01:28:06,000 --> 01:28:07,000
‫ممنونم.

1291
01:28:11,083 --> 01:28:12,708
‫ممنون برای همه چیز.

1292
01:28:15,125 --> 01:28:16,333
‫چون من…

1293
01:28:22,958 --> 01:28:24,208
‫خودمو فراموش کرده بودم.

1294
01:28:28,250 --> 01:28:30,125
‫ولی به موقع یادت اومد.

1295
01:28:30,625 --> 01:28:32,541
‫آدم فکر میکنه معنی ترس رو میدونه،

1296
01:28:33,291 --> 01:28:34,416
‫و یهو،

1297
01:28:35,458 --> 01:28:37,250
‫خودشو تو یه جای تاریک پیدا میکنه،

1298
01:28:39,250 --> 01:28:40,958
‫با کسی که نمیتونه ازش محافظت کنه.

1299
01:28:45,500 --> 01:28:46,500
‫«واتسون» اونجا بود،

1300
01:28:47,333 --> 01:28:49,208
‫- و داشت برای تو هم میجنگید.
‫- خوبه.

1301
01:28:53,833 --> 01:28:55,041
‫اون مرد خوبیه.

1302
01:28:55,125 --> 01:28:57,791
‫و «توکسبری» شجاع‌تر از چیزی بود که فکر میکردم.

1303
01:28:57,875 --> 01:28:59,750
‫آره. ارزششو داره.

1304
01:29:00,666 --> 01:29:01,791
‫و البته مامانم.

1305
01:29:02,541 --> 01:29:04,333
‫در مورد اون، مطمئن نیستم.

1306
01:29:07,291 --> 01:29:08,500
‫چیزی که گفتم…

1307
01:29:09,708 --> 01:29:10,750
‫موقع…

1308
01:29:11,750 --> 01:29:12,583
‫دعوامون.

1309
01:29:12,666 --> 01:29:15,333
‫اشکالی نداره. فراموشش کن.

1310
01:29:15,416 --> 01:29:17,208
‫منم چیزایی گفتم که منظورم نبود.

1311
01:29:17,291 --> 01:29:18,458
‫انولا.

1312
01:29:20,708 --> 01:29:22,458
‫تو یه «هولمز» هستی.

1313
01:29:23,375 --> 01:29:25,458
‫ولی چیزی که نگفتم…

1314
01:29:28,541 --> 01:29:29,458
‫اینه که واقعا...

1315
01:29:33,291 --> 01:29:34,583
‫تو خیلی بیشتر از این حرفایی.

1316
01:29:38,125 --> 01:29:39,458
‫حتی شاید...

1317
01:29:40,291 --> 01:29:41,458
‫استثنایی باشی.

1318
01:29:53,833 --> 01:29:56,666
‫هرچند نمیدونم کی اینقدر بزرگ شدی.

1319
01:29:57,708 --> 01:29:59,708
‫مثل اینکه من هر روز دارم بزرگ میشم.

1320
01:30:00,666 --> 01:30:01,666
‫آره.

1321
01:30:03,291 --> 01:30:04,125
‫درسته.

1322
01:30:27,750 --> 01:30:31,958
‫نمیخواستم با لیدی «توکسبری»
‫آینده ازدواج کنم. من…

1323
01:30:32,041 --> 01:30:34,125
‫ولی میخوام شوهر تو باشم.

1324
01:30:38,416 --> 01:30:39,958
‫نمیخوام از شهرت تو استفاده کنم.

1325
01:30:40,041 --> 01:30:41,416
‫منم نمیخوام تو این کارو بکنی.

1326
01:30:41,500 --> 01:30:43,916
‫فامیلی من تا خرخره آلوده‌ست.

1327
01:30:44,000 --> 01:30:47,375
‫نه، منظورم... عنوانته.

1328
01:30:47,875 --> 01:30:49,666
‫از عنوانم صرف نظر میکنم.

1329
01:30:50,791 --> 01:30:53,166
‫مراحل انصراف از عنوانم رو شروع کردم.

1330
01:30:53,916 --> 01:30:55,458
‫دیگه لرد نمیمونم.

1331
01:30:55,541 --> 01:30:56,500
‫مطمئنی؟

1332
01:30:56,583 --> 01:30:59,083
‫از فامیلی اصلیمون استفاده میکنم. «تیپتی-گور».

1333
01:31:02,291 --> 01:31:03,458
‫تیپتی…

1334
01:31:03,541 --> 01:31:05,500
‫- «تیپتی-گور»؟
‫- «توکسبری» یه لقب اکتسابیه.

1335
01:31:05,583 --> 01:31:08,625
‫وایکنت «توکسبری»، مارکی «بازیلویدر».

1336
01:31:09,375 --> 01:31:12,333
‫ولی آره، فامیلی واقعیم «تیپتی-گور»ـه.

1337
01:31:14,958 --> 01:31:16,458
‫از اسمش خوشت نیومد، نه؟

1338
01:31:18,875 --> 01:31:20,916
‫«توکسبری» رو بیشتر دوست دارم.

1339
01:31:22,416 --> 01:31:23,750
‫ولی برام مهم نیست.

1340
01:31:24,541 --> 01:31:26,541
‫تنها چیزی که میخواستم این بود که خودت باشی،

1341
01:31:27,333 --> 01:31:28,791
‫و منم خودم باشم.

1342
01:31:28,875 --> 01:31:30,750
‫انولا هولمز.

1343
01:31:32,958 --> 01:31:35,291
‫ارنست تیپتی...

1344
01:31:35,375 --> 01:31:37,500
‫- تلفظش هم عذاب‌آوره.
‫- خیلی بده، نه؟

1345
01:31:37,583 --> 01:31:39,333
‫خوشت میاد؟

1346
01:31:47,416 --> 01:31:50,875
‫در مورد چیزی که اول این داستان گفتم اشتباه میکردم.

1347
01:31:51,958 --> 01:31:54,583
‫مثل اینکه سوء تفاهم شده بود.

1348
01:31:56,166 --> 01:31:58,958
‫داستان‌های خوب با عروسی شروع نمیشن.

1349
01:32:00,375 --> 01:32:01,333
‫نه.

1350
01:32:01,958 --> 01:32:03,583
‫با عروسی تموم میشن.

1351
01:32:09,750 --> 01:32:11,791
‫- زیبا شدی.
‫- ممنون.

1352
01:32:13,583 --> 01:32:14,875
‫از اینکه ازدواج کرده بودی خوشت اومد؟

1353
01:32:15,666 --> 01:32:17,041
‫با مرد اشتباهی ازدواج کردم.

1354
01:32:18,916 --> 01:32:21,500
‫فکر کنم تو داری با مرد درستی ازدواج میکنی.

1355
01:32:24,166 --> 01:32:25,166
‫و حالا،

1356
01:32:26,375 --> 01:32:28,333
‫به روح شراکت بزرگ،

1357
01:32:28,833 --> 01:32:30,791
‫هدیه عروسیت.

1358
01:32:30,875 --> 01:32:31,708
‫وای خدای من!

1359
01:32:31,791 --> 01:32:34,458
‫به جواهرات فکر کردم، به کتاب‌ها فکر کردم،

1360
01:32:34,541 --> 01:32:37,375
‫به نقاشی‌ها و گل‌ها فکر کردم،

1361
01:32:38,041 --> 01:32:40,583
‫و تصمیم گرفتم…

1362
01:32:40,666 --> 01:32:41,583
‫سلام.

1363
01:32:42,458 --> 01:32:43,291
‫این منم.

1364
01:32:46,583 --> 01:32:49,916
‫«ادیت». تو اینجا چیکار میکنی؟

1365
01:32:50,000 --> 01:32:54,291
‫مادرت بهم تلگراف زد.
‫گفت باید بیام اینجا.

1366
01:32:54,375 --> 01:32:56,583
‫با اینکه جثه‌ش کوچیکه، خیلی سرسخته.

1367
01:32:57,083 --> 01:32:58,166
‫اسمت…

1368
01:32:59,291 --> 01:33:00,500
‫انولا.

1369
01:33:01,083 --> 01:33:02,000
‫من…

1370
01:33:02,791 --> 01:33:03,750
‫خوشحالم

1371
01:33:04,250 --> 01:33:06,250
‫که جلوی بلندپروازیت رو نگرفته.

1372
01:33:06,333 --> 01:33:08,541
‫آره، برعکس شده‌ی کلمه «تنها» به انگلیسی.
‫(الون)

1373
01:33:08,625 --> 01:33:10,791
‫این یه نفرین وحشتناکه که برای تنها دخترت به ارث بذاری.

1374
01:33:13,458 --> 01:33:16,000
‫من اسممو دوست دارم مامان. همه اسممو دوست دارم.

1375
01:33:17,250 --> 01:33:19,416
‫«انولا یودوریا هولمز».

1376
01:33:21,041 --> 01:33:22,458
‫من همیشه یه «هولمز» میمونم.

1377
01:33:22,541 --> 01:33:26,875
‫متاسفانه عزیزم، این اسم هنوزم لکه ننگ ماست.

1378
01:33:28,291 --> 01:33:30,166
‫اونجا میبینمت.

1379
01:33:38,500 --> 01:33:41,666
‫من وایکنت «توکسبری»، مارکی «بازیلویدر»؟

1380
01:33:41,750 --> 01:33:42,833
‫تو یه احمقی.

1381
01:33:42,916 --> 01:33:44,708
‫ما باید با هم بمونیم؟

1382
01:33:45,500 --> 01:33:47,833
‫- به نظر نمیاد مردم ما رو بخوان، نه؟
‫- درسته.

1383
01:33:48,416 --> 01:33:50,166
‫حداقل ما با همیم.

1384
01:33:51,625 --> 01:33:54,833
‫تو چشمام نگاه کن. ریتم همیشه وجود داره.

1385
01:33:55,583 --> 01:33:56,708
‫احساسش میکنم.

1386
01:34:02,333 --> 01:34:05,083
‫پیامی که تو اون مهمونی با بادبزن بهم دادی،
‫معنیش چی بود؟

1387
01:34:05,166 --> 01:34:06,458
‫معنیش «دوستت دارم» بود.

1388
01:34:11,166 --> 01:34:12,166
‫یه چیزی برات آوردم.

1389
01:34:16,083 --> 01:34:18,125
‫فهمیدی چی گفتم؟

1390
01:34:18,208 --> 01:34:21,333
‫تو منو دوست داری. و ظاهرا، منم تو رو دوست دارم.

1391
01:34:26,125 --> 01:34:27,791
‫هنوز نه.

1392
01:34:29,416 --> 01:34:30,500
‫شروع کنیم.

1393
01:34:31,791 --> 01:34:33,583
‫- سلام.
‫- سلام.

1394
01:34:34,083 --> 01:34:38,708
‫من «میکل میتزی» هستم
‫از حزب ضد اصلاحات.

1395
01:34:39,958 --> 01:34:42,625
‫ما به آزادی «مالت» باور داریم.

1396
01:34:42,708 --> 01:34:44,416
‫باشه.

1397
01:34:44,916 --> 01:34:45,958
‫میخوایم از شر...

1398
01:34:46,041 --> 01:34:48,125
‫- خب، به مراسم عروسی گوش کن.
‫- بله.

1399
01:34:54,250 --> 01:34:55,750
‫عزیزم.

1400
01:34:56,833 --> 01:34:59,416
‫میبینم چطور به «انولا» نگاه میکنی،

1401
01:35:00,250 --> 01:35:02,208
‫و میبینم چطور به تو نگاه میکنه.

1402
01:35:03,875 --> 01:35:06,791
‫براتون آرزوی خوشبختی کامل دارم.

1403
01:35:09,416 --> 01:35:10,833
‫- ممنون.
‫- دوستت دارم.

1404
01:35:14,666 --> 01:35:15,625
‫خب.

1405
01:35:16,125 --> 01:35:17,166
‫اشکالی نداره.

1406
01:35:19,083 --> 01:35:21,708
‫عزیزان،

1407
01:35:22,875 --> 01:35:23,875
‫خانواده جدید،

1408
01:35:25,166 --> 01:35:26,166
‫خوش آمدید.

1409
01:35:27,208 --> 01:35:29,166
‫امروز اینجا جمع شدیم

1410
01:35:29,250 --> 01:35:34,833
‫تا شاهد شراکت بین «ارنست» و «انولا» باشیم.

1411
01:35:35,333 --> 01:35:37,291
‫مراسم ساده‌ای خواهد بود

1412
01:35:37,375 --> 01:35:41,291
‫چون بخش زیادی از متن اصلی رو حفظ نکردم.

1413
01:35:42,458 --> 01:35:44,416
‫حلقه‌ها. حلقه‌ها دست کیه؟

1414
01:35:45,791 --> 01:35:46,875
‫بفرمایید.

1415
01:35:50,416 --> 01:35:51,458
‫ممنونم قربان.

1416
01:35:54,000 --> 01:35:55,583
‫خب. آماده‌اید؟

1417
01:35:56,666 --> 01:35:57,666
‫بله.

1418
01:35:58,375 --> 01:35:59,208
‫ارنست،

1419
01:36:00,958 --> 01:36:04,125
‫آیا از «انولا» مراقبت خواهی کرد؟

1420
01:36:04,791 --> 01:36:06,916
‫رفیقش خواهی بود؟

1421
01:36:07,625 --> 01:36:08,958
‫و آیا دوستش خواهی داشت

1422
01:36:09,916 --> 01:36:10,958
‫همانطور که باید دوست داشته شود؟

1423
01:36:11,041 --> 01:36:12,625
‫میشه اول از اون بپرسین؟

1424
01:36:12,708 --> 01:36:16,291
‫اون تو این مسئله از من پیچیده‌تره.

1425
01:36:16,375 --> 01:36:17,416
‫واقعا.

1426
01:36:20,333 --> 01:36:22,375
‫- انولا…
‫- میخوام مال اون باشم.

1427
01:36:24,333 --> 01:36:25,333
‫خوبه.

1428
01:36:26,250 --> 01:36:27,583
‫چون من میخوام مال اون باشم.

1429
01:36:33,083 --> 01:36:34,000
‫خب،

1430
01:36:34,708 --> 01:36:39,000
‫پس به موجب اختیاری که مطلقا از طرف هیچکس به من واگذار نشده،

1431
01:36:40,708 --> 01:36:44,416
‫شما را زن و شوهر اعلام میکنم.

1432
01:36:45,500 --> 01:36:48,833
‫حالا میتونی شوهر رو ببوسی.

1433
01:37:49,083 --> 01:37:50,666
‫«خشم (ادلین) - 1863»

1434
01:37:50,750 --> 01:37:52,958
‫«ادلین راث».

1435
01:37:53,041 --> 01:37:54,375
‫- «راث».
‫- «ادلین راث».

1436
01:37:54,458 --> 01:37:55,958
‫«ادلین راث».

1437
01:37:56,958 --> 01:38:03,958
‫«انولا هولمز 3»

1438
01:38:05,458 --> 01:38:08,500
‫«مالت»

1439
01:38:08,524 --> 01:38:14,524
‫امیدوارم از این ترجمه لذت برده باشید
‫t.me/cinemaeticket

1440
01:38:14,548 --> 01:38:29,548
FilmYar
