﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:06,000
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

2
00:00:06,030 --> 00:00:16,000
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

3
00:00:16,030 --> 00:00:20,000
مترجم: اشکان هیدی

4
00:02:54,447 --> 00:02:59,511
‫شنا کردن ممنوع

5
00:05:35,168 --> 00:05:40,104
‫وال‌بونا محله‌ای در
‫حومه‌ی بارسلونا است.

6
00:05:40,128 --> 00:05:45,943
‫اراضی آن که از قرون وسطی به
‫عنوان زمین کشاورزی ثبت شدند،

7
00:05:45,967 --> 00:05:51,784
‫به واسطه رودخانه‌ی بِسوس و یک
‫کانال هزارساله به نام رِک آبیاری می‌شوند.

8
00:05:51,808 --> 00:05:56,144
‫آخرین مالک این
‫قلمرو فئودالی قدیمی

9
00:05:56,168 --> 00:05:58,623
‫در اوایل قرن بیستم دستور داد،

10
00:05:58,647 --> 00:06:03,983
‫نقشه‌هایی برای یک باغ‌شهر
‫جهت خرده‌مالک‌ها ترسیم شود.

11
00:06:04,007 --> 00:06:06,784
‫جنگ داخلی باعث شد
‫پروژه نیمه‌تمام بماند،

12
00:06:06,808 --> 00:06:10,904
‫و دره بدون هیچ نقشه‌ی
‫شهرسازی، رها شد.

13
00:06:10,928 --> 00:06:14,557
‫سپس مردمی از
‫جنوب، از راه رسیدند...

14
00:07:18,967 --> 00:07:26,047
‫«قصه‌های خوب دره»

15
00:09:00,727 --> 00:09:03,343
‫ فراخوان بازیگری

16
00:09:03,367 --> 00:09:07,847
‫فراخوانِ استودیو اورفئو فیلمز برای
‫ساخت فیلمی درباره‌ی منطقه‌ی وال‌بونا.

17
00:09:24,168 --> 00:09:26,496
‫- شروع کنیم.
‫- آره.

18
00:09:26,808 --> 00:09:30,884
‫وقتی جنگ تموم شد،

19
00:09:30,967 --> 00:09:36,255
‫زنی که بعداً زنم شد،
‫اومد اینجا زندگی کنه.

20
00:09:36,808 --> 00:09:40,794
‫اون شیش سالش بود و من هشت سالم.

21
00:09:41,487 --> 00:09:45,296
‫من و این مرد از بچگی
‫همدیگه رو می‌شناسیم.

22
00:09:46,808 --> 00:09:50,346
‫یه خاطره ازش برات تعریف می‌کنم.

23
00:09:50,607 --> 00:09:54,463
‫اون توی صومعه‌ای بود
‫که اینجا برای کشیش‌ها بوده.

24
00:09:54,487 --> 00:10:00,893
‫و چون با اون ازدواج کرد،
‫کشیشی رو کنار گذاشت.

25
00:10:01,288 --> 00:10:04,984
‫آدم خیلی خوبیه.
‫همیشه همین‌طور بوده.

26
00:10:05,008 --> 00:10:08,744
‫و قدیمی‌های محله، مثل من،

27
00:10:08,768 --> 00:10:11,784
‫اون رو به اسم آنتونیوی
‫زغال‌فروش می‌شناسن،

28
00:10:11,808 --> 00:10:13,904
‫چون یه زغال‌فروشی داشت.

29
00:10:13,928 --> 00:10:17,600
‫خودِ وال‌بونا یه جزیره‌ست

30
00:10:17,967 --> 00:10:23,255
‫که با ریل قطار و
‫یه رودخونه جدا شده،

31
00:10:23,408 --> 00:10:26,303
‫بعدش هم با یه جاده و چندتا پل.

32
00:10:26,327 --> 00:10:28,433
‫زیاد از روی پل رد می‌شی؟

33
00:10:28,568 --> 00:10:31,463
‫مثلاً مدرسه‌مون توی توره باروئه،

34
00:10:31,487 --> 00:10:33,818
‫و مجبوریم هر روز
‫صبح از روش رد بشیم.

35
00:10:34,487 --> 00:10:35,943
‫- تو هم؟
‫- آره.

36
00:10:35,967 --> 00:10:40,985
‫برای تشخیص دادن... هیچی
‫رو نمی‌تونی تشخیص بدی.

37
00:10:42,087 --> 00:10:44,223
‫یه نقشه دارم

38
00:10:44,247 --> 00:10:47,943
‫که توش می‌تونم بهت نشون
‫بدم چی‌ها رو ازمون گرفتن،

39
00:10:47,967 --> 00:10:51,264
‫بزرگراه‌ها،
‫جاده‌ها و همه‌ی اینا.

40
00:10:51,288 --> 00:10:55,664
‫تا دهه‌ی ۸۰، ساخت‌وسازها
‫قایمکی انجام می‌شد.

41
00:10:55,688 --> 00:10:57,984
‫و اونجا به همدیگه کمک می‌کردن.

42
00:10:58,008 --> 00:11:00,864
‫چون هر کی می‌اومد بنایی بلد بود.

43
00:11:00,888 --> 00:11:04,504
‫سال‌های اول، کولی‌های
‫زیادی اونجا بودن.

44
00:11:04,528 --> 00:11:08,463
‫مردم یه جورایی روی
‫کولی‌ها حساسیت داشتن.

45
00:11:08,487 --> 00:11:14,784
‫ولی من عاشق نژاد کولی‌هام،
‫عاشق قوم کولی‌ا‌م، دوسش دارم.

46
00:11:14,808 --> 00:11:16,183
‫آره؟ من نه.

47
00:11:16,207 --> 00:11:19,703
‫به‌خاطر طرز
‫زندگی‌شون، اون شادی...

48
00:11:19,727 --> 00:11:21,475
‫من نژادپرست نیستم.

49
00:11:22,087 --> 00:11:25,544
‫آندرس، یه فیلم درباره‌ی محله‌ی
‫وال‌بونا چی رو باید نشون بده؟

50
00:11:25,568 --> 00:11:27,046
‫یه فیلم؟

51
00:11:30,367 --> 00:11:35,207
‫خب، تمام اون
‫کمبودهایی که تحمل کردیم،

52
00:11:35,568 --> 00:11:39,734
‫چیزایی که ما قدیمی‌ها
‫زجرش رو کشیدیم.

53
00:11:39,967 --> 00:11:43,984
‫پیرمردها، که همیشه
‫اونجا بودن، پای کار.

54
00:11:44,008 --> 00:11:47,183
‫من مبارز نبودم، ولی
‫طرفدار حزب کارگر بودم.

55
00:11:47,207 --> 00:11:51,664
‫حزب PSUC بود،
‫حزب کارگران بود...

56
00:11:51,688 --> 00:11:55,904
‫و سر فاضلاب و آب مبارزه بود.

57
00:11:55,928 --> 00:11:59,024
‫من بچه بودم، ولی اونا
‫ما رو با چوب می‌زدن...

58
00:11:59,048 --> 00:12:02,264
‫می‌خواستیم جاده رو ببندیم تا
‫بیان لوله‌کشی آب رو انجام بدن

59
00:12:02,288 --> 00:12:06,144
‫چون آبی نبود و مجبور
‫بودیم بریم لب رودخونه.

60
00:12:06,168 --> 00:12:09,183
‫مادرم رخت می‌شست و ما هم
‫توی رودخونه حموم می‌کردیم.

61
00:12:09,207 --> 00:12:10,744
‫خیلی خوش می‌گذشت.

62
00:12:10,768 --> 00:12:13,423
‫همه می‌اومدن دم
‫خونه تا آب بردارن.

63
00:12:13,447 --> 00:12:18,063
‫یه چاه داشتیم با آب
‫خیلی خنک و خیلی خوب.

64
00:12:18,087 --> 00:12:21,384
‫توی چاه یه مارماهی بود،

65
00:12:21,408 --> 00:12:23,823
‫که یه جورایی شبیه این می‌شد.

66
00:12:23,847 --> 00:12:25,784
.اولین ماشین‌هارو بابام آورد

67
00:12:25,808 --> 00:12:30,264
‫بابام کلی زن حامله رو برد
‫تا بچه‌شون رو به دنیا بیارن.

68
00:12:30,288 --> 00:12:32,063
‫آره، بابام.

69
00:12:32,087 --> 00:12:34,864
.اولین تلوزیون‌ها هم کار بابام بود

70
00:12:34,888 --> 00:12:36,904
‫بچه‌ها می‌اومدن توی بار
‫ما تلویزیون تماشا کنن.

71
00:12:36,928 --> 00:12:39,183
.همینطور اولین‌ دستگاه‌های ویدیو

72
00:12:39,207 --> 00:12:44,303
‫  بابام می‌نوشت: «ساعت
‫۷:۱۵ عصر، کونگ‌فو.»

73
00:12:44,327 --> 00:12:46,423
‫و بچه‌ها می‌اومدن کونگ‌فو ببینن.

74
00:12:46,447 --> 00:12:48,784
‫«این منطقه، چون خیلی ساده‌ست...»

75
00:12:48,808 --> 00:12:51,784
‫مردم داشتن می‌رفتن چون به
‫نظر می‌رسید پیشرفتی نمی‌کنه،

76
00:12:51,808 --> 00:12:53,463
‫راکد مونده بود.

77
00:12:53,487 --> 00:12:56,463
‫اینجا، مثلاً، می‌تونه
‫یه تئاتر باشه.

78
00:12:56,487 --> 00:12:59,823
‫خودِ تو، فیلم می‌سازی،

79
00:12:59,847 --> 00:13:05,264
‫می‌تونی یه فیلم کامل رو
‫همین‌جا توی وال‌بونا بسازی.

80
00:13:05,288 --> 00:13:11,245
‫فکر کنم خیلی خوب بشه،
‫یه فیلم اینجا توی وال‌بونا.

81
00:13:11,367 --> 00:13:15,223
‫یه فیلم درباره‌ی وال‌بونا
‫باید چی رو نشون بده؟

82
00:13:15,247 --> 00:13:19,996
‫خب، می‌تونی یه فیلم وسترن بسازی.

83
00:13:20,528 --> 00:13:22,664
‫ایده‌ی بدی نیست.

84
00:13:22,688 --> 00:13:25,544
‫چون دشت و بیابون برای
‫اسب‌سواری که هست.

85
00:13:25,568 --> 00:13:28,463
‫یه پیرزن خیلی مسن سرش
‫رو گذاشت روی ریل قطار.

86
00:13:28,487 --> 00:13:32,183
‫بهش گفتن از اونجا بیاد بیرون...

87
00:13:32,207 --> 00:13:35,063
‫اما میل به مرگ اون‌قدر زیاد بود

88
00:13:35,087 --> 00:13:41,047
‫که زورِ یه مرد، با اینکه اون یه
‫پیرزنِ لاغر بود (اثر نداشت)...

89
00:13:41,207 --> 00:13:44,664
‫دو تا نیرو توی وجود انسان هست:

90
00:13:44,688 --> 00:13:49,034
‫میل به بقا و میل به مرگ.

91
00:13:49,168 --> 00:13:54,544
‫من عاشق پزشکی‌ام،
‫رفتم و یه تیکه از...

92
00:13:54,568 --> 00:13:58,544
‫- از چی؟
‫- از مغز.

93
00:13:58,568 --> 00:14:00,583
‫برداشتمش، معاینه‌ش کردم.

94
00:14:00,607 --> 00:14:04,024
‫و یه بخش تاریکی داشت
‫که نشونه‌ی افسردگی بود.

95
00:14:04,048 --> 00:14:06,703
‫همیشه اونجا توقف می‌کردیم
‫یا پیاده‌روی می‌کردیم...

96
00:14:06,727 --> 00:14:10,384
‫بعدش که یه کم بزرگتر
‫شدم می‌رفتیم بیرون،

97
00:14:10,408 --> 00:14:12,423
‫چون اینجا چیز زیادی نداره.

98
00:14:12,607 --> 00:14:17,144
‫همه چی داریم، آب، درخت و کوه.

99
00:14:17,168 --> 00:14:18,703
‫خوش‌شانسیم.

100
00:14:18,727 --> 00:14:24,103
‫صبح‌ها که از خواب پا می‌شم،
‫عاشق شنیدن صدای پرنده‌هام.

101
00:14:24,127 --> 00:14:27,063
‫یه محله‌ی بوم‌شناختیه،
‫با هوای تمیز.

102
00:14:27,087 --> 00:14:28,163
‫درسته.

103
00:14:28,207 --> 00:14:31,658
‫- و...
‫- بقیه‌اش همه‌اش دروغه.

104
00:14:31,888 --> 00:14:33,784
‫و جاییه که به بهترین
‫شکل توش زندگی می‌کنی.

105
00:14:33,808 --> 00:14:35,943
‫این منطقه رو با
‫هیچی عوض نمی‌کنم.

106
00:14:35,967 --> 00:14:38,463
‫زنم می‌گه: «بیا بریم بارسلونا.»

107
00:14:38,487 --> 00:14:43,327
‫من می‌گم: «من بارسلونا نمی‌رم،
‫حتی اگه کل پول‌های دنیا رو بهم بدن.»

108
00:14:43,447 --> 00:14:48,375
‫عاشق محله بودیم، مال خودمون بود.

109
00:14:50,168 --> 00:14:53,751
‫پشت سر وال‌بونا پیش من بد نگو،

110
00:14:55,048 --> 00:14:58,946
‫چون اجازه نمی‌دم.

111
00:14:59,768 --> 00:15:03,864
‫از همه مهم‌تر، بافتش، روابط،
‫حسِ روستا بودن و شناخت از هم.

112
00:15:03,888 --> 00:15:06,943
‫و اینجا توی وال‌بونا، هنوزم،
‫با اینکه خیلی کوچیکه...

113
00:15:06,967 --> 00:15:11,144
‫حالا با آدم‌های بیشتری که
‫به آپارتمان‌های جدید میان،

114
00:15:11,168 --> 00:15:14,840
‫آدم‌های بیشتری از بیرون
‫اومدن که اون روابط رو ندارن.

115
00:15:15,288 --> 00:15:18,384
‫قیمتش خوب بود، چون توی
‫یه جای دیگه از بارسلونا،

116
00:15:18,408 --> 00:15:21,103
‫با درآمدی که داشتیم،
‫نمی‌تونستیم اونجا زندگی کنیم.

117
00:15:21,127 --> 00:15:23,463
‫واسه همین اومدیم اینجا

118
00:15:23,487 --> 00:15:26,544
‫چون منطقه رو می‌شناختم،
‫به پدر و مادرم هم نزدیکم،

119
00:15:26,568 --> 00:15:30,183
‫و واقعاً فکر می‌کنم
‫اوضاعمون خیلی خوبه.

120
00:15:30,207 --> 00:15:34,624
‫به خاطر دلالی‌های مسکن،
‫مجبور شدم خونه‌م رو ترک کنم.

121
00:15:34,648 --> 00:15:38,544
‫اولین حسم وقتی رسیدم این
‫بود که اینجا بارسلونا نیست.

122
00:15:38,808 --> 00:15:41,451
‫«من رو کجا فرستادن؟»
‫قضیه جدی بود.

123
00:15:41,568 --> 00:15:43,544
‫اما وقتی میای اینجا،

124
00:15:43,568 --> 00:15:48,024
‫باید با واقعیت جدید
‫کنار بیای و بسازی.

125
00:15:48,048 --> 00:15:51,624
‫اما تغییر اصلی این بود که

126
00:15:51,648 --> 00:15:56,823
‫متوجه بشی زندگی توی یه
‫شهرک خوابگاهی چطوریه.

127
00:15:56,847 --> 00:16:01,144
‫و اینطوری نیست که مشارکت
‫کنیم... اینجا زیاد زندگی نمی‌کنیم.

128
00:16:01,168 --> 00:16:05,024
‫توی خونه زندگی می‌کنیم، بعدش
‫می‌ریم سر کار یا هر جای دیگه.

129
00:16:05,048 --> 00:16:07,645
‫۱۳ ساله که توی این محله‌ام.

130
00:16:08,008 --> 00:16:13,562
‫به عنوان معلم اومدم
‫اینجا، معلم حق‌التدریس.

131
00:16:17,408 --> 00:16:21,754
‫مدرسه‌ی خیلی سختی بود.

132
00:16:22,048 --> 00:16:25,900
‫خانواده‌ها عالی‌ان.

133
00:16:27,168 --> 00:16:30,080
‫رودخونه‌ها، پل، اردک‌ها...

134
00:16:30,568 --> 00:16:33,972
‫کتابخونه‌هایی برای مطالعه هست...

135
00:16:34,648 --> 00:16:37,424
‫- و خیلی چیزای دیگه.
‫- دو تا کتابخونه هست.

136
00:16:38,087 --> 00:16:39,746
‫مطالعه کردن رو دوست داری؟

137
00:16:41,367 --> 00:16:44,727
‫توی خونه هم داستان می‌خونیم.

138
00:16:45,367 --> 00:16:48,303
‫مطالعه رو ترجیح میدی
‫یا تلویزیون دیدن رو؟

139
00:16:48,327 --> 00:16:49,717
‫مطالعه.

140
00:16:50,847 --> 00:16:53,303
‫آره، خیلی باحاله.

141
00:16:53,327 --> 00:16:56,183
‫اینجا فوتبال هم بازی می‌کنم.

142
00:16:56,207 --> 00:16:58,044
‫من دروازه‌بانم.

143
00:16:58,447 --> 00:17:01,744
‫- این مدرسه هم واقعاً باحاله.
‫- آره؟

144
00:17:01,768 --> 00:17:03,463
‫خیلی چیزا یاد گرفتم.

145
00:17:03,487 --> 00:17:05,145
‫یه باغچه‌ی سبزیجات دارم.

146
00:17:05,487 --> 00:17:07,103
‫چی می‌کاری؟

147
00:17:07,127 --> 00:17:09,384
‫نمی‌دونم به اسپانیایی
‫چطوری بگم، اما...

148
00:17:09,408 --> 00:17:10,943
‫به پرتغالی بگو.

149
00:17:10,967 --> 00:17:12,535
‫کلم.

150
00:17:13,127 --> 00:17:17,205
‫برای درست کردن سوپه.

151
00:17:19,847 --> 00:17:22,087
‫می‌تونم یه چیزی
‫درباره‌ی برادرم بگم؟

152
00:17:23,687 --> 00:17:27,583
‫این خاطره‌ی بدیه که
‫از وال‌بونا و برادرم دارم.

153
00:17:27,607 --> 00:17:31,823
‫در واقع، توی دبیرستانمون ما...

154
00:17:31,847 --> 00:17:32,847
‫یه درس انتخابی جدید ایجاد کردیم.

155
00:17:32,887 --> 00:17:36,103
‫- آره، یه واحد اختیاری جدید برای میانجی‌گری.
‫- ما میانجی هستیم.

156
00:17:36,127 --> 00:17:41,103
‫- نه پرونده‌های واقعی.
‫- بازیش می‌کنیم.

157
00:17:41,127 --> 00:17:42,784
‫- البته.
‫- برای تمرین.

158
00:17:42,808 --> 00:17:45,784
‫و وقتی بخوای انجامش بدی،

159
00:17:45,808 --> 00:17:48,405
‫میریم و درست انجامش میدیم.

160
00:17:53,568 --> 00:17:56,383
‫چون دون کیشوت، از
‫اونجایی که گیج شده بود،

161
00:17:56,407 --> 00:18:00,623
‫- فکر می‌کرد اونا هیولا هستن.
‫- غول.

162
00:18:00,647 --> 00:18:03,623
‫- غول. همون‌طور که قبلاً گفتی...
‫- و اون افتاد.

163
00:18:03,647 --> 00:18:06,264
‫بعد از اینکه با نیزه به
‫آسیاب بادی زد، افتاد.

164
00:18:06,288 --> 00:18:07,288
‫اما اینجا،

165
00:18:07,327 --> 00:18:10,623
‫آسیاب‌های قرون وسطی متفاوت بودن،

166
00:18:10,647 --> 00:18:12,583
‫هیدرولیکی بودن.

167
00:18:12,607 --> 00:18:15,103
‫واسه همین کنار کانال بودن.

168
00:18:15,127 --> 00:18:17,343
‫یادت باشه چی گفتیم.

169
00:18:17,367 --> 00:18:20,464
‫تصور می‌کنیم که اینجا
‫دشت و دمن بوده، درسته؟

170
00:18:20,488 --> 00:18:22,784
‫دیگه چی، بعد از این
‫همه حرفی که زدیم؟

171
00:18:22,808 --> 00:18:25,264
‫- بگو.
‫- کوه‌ها.

172
00:18:25,288 --> 00:18:27,303
‫کوه‌ها. دیگه چی؟

173
00:18:27,327 --> 00:18:29,623
‫کلی گاوداری بوده.

174
00:18:29,647 --> 00:18:33,383
‫گاوداری. خب، چه حیوونایی
‫این دور و بر می‌چریدن؟

175
00:18:33,407 --> 00:18:35,063
‫همونایی که نوح آورده بود.

176
00:18:35,087 --> 00:18:39,063
‫کوه بوده، قلعه...

177
00:18:39,087 --> 00:18:41,148
‫کی توی قلعه‌ها زندگی می‌کرد؟

178
00:18:41,968 --> 00:18:43,944
‫کی توی قلعه‌ها زندگی
‫می‌کرد؟ بهم بگو.

179
00:18:43,968 --> 00:18:45,088
‫پادشاه؟

180
00:18:45,127 --> 00:18:48,863
‫پادشاه‌ها. خب، فکر می‌کنی
‫اینجا قلعه‌های زیادی بوده؟

181
00:18:48,887 --> 00:18:49,919
‫- نه.
‫- نه.

182
00:18:49,968 --> 00:18:54,343
‫بارسلونا توی قرون
‫وسطی خیلی کوچیک‌تر بود

183
00:18:54,367 --> 00:18:56,504
‫و اینجا بیرونِ بارسلونا بود.

184
00:18:56,528 --> 00:19:02,823
‫و این‌طوری کانال همه
‫آب رو می‌برد به شهر.

185
00:19:02,847 --> 00:19:07,283
‫و وظیفه‌ش این بود که
‫آسیاب‌ها رو به حرکت دربیاره.

186
00:19:07,448 --> 00:19:10,539
‫یکی دیگه از چیزایی
‫که از قرون وسطی داریم

187
00:19:10,728 --> 00:19:14,424
‫یه پُله که وقتی از مدرسه
‫میای بیرون، همین نزدیکی‌هاست،

188
00:19:14,448 --> 00:19:16,184
‫که همون پلِ احشامه.

189
00:19:16,208 --> 00:19:18,063
‫توی قرن نهم ساخته شده.

190
00:19:18,087 --> 00:19:21,986
‫ولی مجبور شدن
‫بازسازیش کنن، مرمت شده.

191
00:19:30,968 --> 00:19:35,623
‫پدر و مادرم از آندلس اومدن
‫و اونجا آب و برق داشتن.

192
00:19:35,647 --> 00:19:40,303
‫همیشه به مادرم می‌گفتم نمی‌دونم
‫چطوری به اینجا عادت کرد.

193
00:19:40,327 --> 00:19:43,663
‫چون فقط یه
‫ترانسفورماتور وجود داشت.

194
00:19:43,687 --> 00:19:47,944
‫چون همه این خونه‌ها بدون
‫مجوز ساخته شده بودن،

195
00:19:47,968 --> 00:19:49,744
‫ثبت نشده بودن.

196
00:19:49,768 --> 00:19:52,544
‫بعدش بزرگراه اومد.

197
00:19:52,568 --> 00:19:55,464
‫بزرگراه همه چیز رو نابود کرد.

198
00:19:55,488 --> 00:20:02,264
‫- آره، ما رو دور کرد.
‫- دقیقاً.

199
00:20:02,288 --> 00:20:05,154
‫اون موقع خیلی راحت بودیم.

200
00:20:05,568 --> 00:20:08,583
‫زندگی اینجا خوب بود،
‫زندگی اینجا فوق‌العاده بود.

201
00:20:08,607 --> 00:20:13,583
‫فوق‌العاده بود چون همه‌مون سال‌های
‫زیادی بود که همدیگه رو می‌شناختیم.

202
00:20:13,607 --> 00:20:17,192
‫همه‌ش تاکستان بود،
‫درخت‌های بادام...

203
00:20:26,847 --> 00:20:29,024
‫خب، آنتونیو، از
‫دیدنت خیلی خوشحالم.

204
00:20:29,048 --> 00:20:31,984
‫ممنون، منم همین‌طور.
‫امیدوارم زانوت بهتر بشه.

205
00:20:32,008 --> 00:20:32,985
‫ممنون.

206
00:20:33,009 --> 00:20:36,995
‫و اگه چیزی ازم خواستی،
‫می‌دونی کجا پیدام کنی.

207
00:20:59,288 --> 00:21:03,784
‫وقتی پدرم توی معدن فوت
‫کرد، تصادف کرده بود،

208
00:21:03,808 --> 00:21:07,784
‫پسرعموش بهمون زنگ
‫زد که بیایم بارسلونا.

209
00:21:07,808 --> 00:21:13,024
‫و به‌خاطر دکل‌های فشار قوی،
‫نمی‌شد توی این زمین چیزی ساخت،

210
00:21:13,048 --> 00:21:14,823
‫واسه همین داشتیم
‫مالیات‌ها رو می‌دادیم،

211
00:21:14,847 --> 00:21:19,024
‫خواهرم، شوهرخواهرم،
‫اون یکی... همه.

212
00:21:19,048 --> 00:21:22,704
‫یکی آب می‌آورد، اون یکی
‫سیمان و همین‌طوری الی آخر.

213
00:21:22,728 --> 00:21:26,704
‫خونه‌ها رو تقریباً شبونه می‌ساختیم
‫وگرنه می‌اومدن و خرابشون می‌کردن.

214
00:21:26,728 --> 00:21:29,774
‫کم‌کم ساخته شدن.

215
00:21:30,768 --> 00:21:33,944
‫کم پیش می‌اومد هفته‌ای اینجا
‫بزن و بکوب نداشته باشیم.

216
00:21:33,968 --> 00:21:36,944
‫کباب، خرگوش، مرغ، خلاصه همه‌چی.

217
00:21:36,968 --> 00:21:38,544
‫اینجا هم اتاق پذیرایی.

218
00:21:38,568 --> 00:21:40,663
‫- اتاق پذیرایی؟
‫- آره، اینجا اتاق پذیراییه.

219
00:21:40,687 --> 00:21:43,863
‫اتاق‌ها کوچیک بودن،
‫پذیرایی نسبتاً بزرگ بود.

220
00:21:43,887 --> 00:21:49,464
‫خب اینجا هم آشپزخونه‌م
‫بود، با شیر آب و همه‌چی.

221
00:21:49,488 --> 00:21:52,623
‫اینجا یه پنجره
‫دیگه بود و یه چاه.

222
00:21:52,647 --> 00:21:53,722
‫آبش خوب بود؟

223
00:21:53,768 --> 00:21:57,504
‫نه، یه آب‌انبار بود برای جمع‌آوری
‫آب، چون سیستم فاضلاب نبود.

224
00:21:57,528 --> 00:22:01,264
‫مجبور بودی کل این
‫تپه رو با سطل بیای بالا.

225
00:22:01,288 --> 00:22:03,823
‫اینجا یه اتاق دیگه بود که
‫دو تا دخترم اونجا می‌خوابیدن.

226
00:22:03,847 --> 00:22:06,445
‫- اینجا؟
‫- دقیقاً، همین‌جا.

227
00:22:07,407 --> 00:22:10,744
‫مسئله اینه که برای یه دختر
‫جوون، این‌ورا خطرناک بود.

228
00:22:10,768 --> 00:22:14,184
‫چون خیلی خلوت بود،
‫حتی یه چراغ هم نداشت.

229
00:22:14,208 --> 00:22:18,343
‫تنها نوری که بود تو خونه من
‫بود، یکی اینجا، یکی هم اونجا.

230
00:22:18,367 --> 00:22:23,544
‫ولی باید قبل از ساعت
‫ده شب خونه می‌بودن.

231
00:22:23,568 --> 00:22:26,944
‫به نظرم نظم و احترام وجود داشت.

232
00:22:26,968 --> 00:22:29,924
‫- برای دوست‌پسراشون هم همین‌طور بود.
‫- درسته.

233
00:22:30,008 --> 00:22:33,863
‫دوست‌پسر دخترم، مرچه،
‫یکشنبه بعدازظهرا می‌اومد

234
00:22:33,887 --> 00:22:36,024
‫و با هم می‌رفتن سینما یا هر
‫جایی که دلشون می‌خواست.

235
00:22:36,048 --> 00:22:37,704
‫می‌گفتم: «غذا خوردی؟»
‫می‌گفت: «آره.»

236
00:22:37,728 --> 00:22:42,253
‫«پس بیا، یه لیوان
‫شراب، یه لیوان شامپاین.»

237
00:22:42,367 --> 00:22:45,704
‫می‌رفتن سینما یا
‫رقص، یا هر جای دیگه.

238
00:22:45,728 --> 00:22:48,684
‫ولی ساعت ده شب، اینجا بودن.

239
00:22:48,808 --> 00:22:50,823
‫من دو تا بچه داشتم

240
00:22:50,847 --> 00:22:53,984
‫و همیشه بهشون می‌گفتم:

241
00:22:54,008 --> 00:22:58,352
‫«ببینین، اگه طبق
‫حرف من عمل کنین،

242
00:22:58,568 --> 00:23:01,464
‫من مسئول زندگی‌تون هستم،

243
00:23:01,488 --> 00:23:04,303
‫ولی اگه هر کاری
‫دلتون خواست بکنین،

244
00:23:04,327 --> 00:23:07,508
‫اونی که مسئول
‫زندگی‌تونه خودتونین.»

245
00:23:07,887 --> 00:23:11,984
‫منظورم اینه که،
‫می‌دونی چی می‌گم.

246
00:23:12,008 --> 00:23:14,157
‫«ساعت نه، اینجا...»

247
00:23:14,208 --> 00:23:16,312
‫تو خونه من ساعت نه بود.

248
00:23:25,367 --> 00:23:26,784
‫به دلایل سلامتی،

249
00:23:26,808 --> 00:23:31,243
‫به پدرم مسئولیت این گذرگاه
‫قطار رو که اینجاست دادن.

250
00:23:31,808 --> 00:23:35,944
‫تو اون کلبه کوچیک،
‫روی یه نیمکت می‌خوابید.

251
00:23:35,968 --> 00:23:40,269
‫چون نمی‌تونست بره
‫خونه، مبادا قطار بیاد.

252
00:23:42,327 --> 00:23:44,784
‫کلبه کنار محل سکونت بود.

253
00:23:44,808 --> 00:23:46,823
‫یه خونه دو طبقه بود.

254
00:23:57,647 --> 00:24:01,187
‫اینجا مرغ و اردک داشتیم...

255
00:24:01,808 --> 00:24:03,623
‫بیست و پنج تا اردک!

256
00:24:03,647 --> 00:24:07,623
‫مادرم می‌گفت: «اردک‌ها
‫رو ببر لب رودخونه.»

257
00:24:07,647 --> 00:24:12,082
‫تا حلزون بخورن، چون
‫اردک‌ها دوست داشتن.

258
00:24:12,568 --> 00:24:17,405
‫بعداً، تو ۱۴ سالگی، منم به
‫عنوان کارآموز وارد رنفه شدم.

259
00:24:21,448 --> 00:24:23,704
‫همه می‌اومدن خونه من تا آب ببرن،

260
00:24:23,728 --> 00:24:26,544
‫یه آب خیلی خنک و عالی.

261
00:24:26,568 --> 00:24:31,464
‫توی چاه یه مارماهی
‫بود. مثل برف سفید.

262
00:24:31,488 --> 00:24:36,303
‫می‌گن چاه‌هایی که مارماهی
‫دارن آبشون خیلی خوبه،

263
00:24:36,327 --> 00:24:38,103
‫و آبش واقعاً خیلی خوب بود.

264
00:24:38,127 --> 00:24:41,667
‫خب، همه کارگرای مزرعه
‫می‌اومدن اینجا آب بردارن.

265
00:25:20,887 --> 00:25:26,944
‫تو وال‌بونا، کنار رودخونه،
‫می‌تونیم چندتا نمای خوب بگیریم.

266
00:25:26,968 --> 00:25:31,626
‫می‌تونیم تا فردا حرف بزنیم
‫و چندتا ایده جدید پیدا کنیم.

267
00:25:32,448 --> 00:25:36,744
‫آره، ولی یه چیز مشخص
‫داریم. یه یاغی داریم، یه رودخونه،

268
00:25:36,768 --> 00:25:41,623
‫یه آتیش، تو شب، چادر.
‫و صداهای تهدیدآمیز.

269
00:25:41,647 --> 00:25:44,649
‫- و ترس.
‫- ترس.

270
00:25:46,808 --> 00:25:51,198
‫ترس، که از اون صداها میاد.

271
00:25:55,968 --> 00:26:00,184
‫نمی‌دونی ترس از کجا
‫میاد، چون باد هم هست.

272
00:26:00,208 --> 00:26:04,903
‫باد خودش یه عامل بزرگ ترسه،

273
00:26:04,927 --> 00:26:08,744
‫چون وقتی باد شدید باشه
‫همه چی تکون می‌خوره،

274
00:26:08,768 --> 00:26:11,024
‫درختا، گیاها و همه چی،

275
00:26:11,048 --> 00:26:14,224
‫و وقتی تو یه جای پرت باشی،

276
00:26:14,248 --> 00:26:18,728
‫اون‌قدر می‌ترسی که
‫نمی‌دونی کجا فرار کنی.

277
00:26:18,968 --> 00:26:22,775
‫و همون‌جا می‌مونی،
‫خشک و بی‌حرکت.

278
00:26:23,127 --> 00:26:24,944
‫تا وقتی که عکس‌العمل نشون بدی،

279
00:26:24,968 --> 00:26:29,448
‫ولی تا اون موقع دیگه
‫گرگه اومده و خوردتت.

280
00:26:30,367 --> 00:26:35,944
‫با وجود باد، سایه‌هایی هم
‫هست که شاخه‌ها ممکنه بندازن.

281
00:26:35,968 --> 00:26:37,760
‫هر چیزی رو تصور می‌کنی.

282
00:26:37,847 --> 00:26:40,944
‫تصور می‌کنی که از این
‫طرف میان، از اون طرف میان.

283
00:26:40,968 --> 00:26:42,704
‫کی میاد؟ نمی‌دونم.

284
00:26:42,728 --> 00:26:46,623
‫ولی حس می‌کنم که میان دنبال من.

285
00:26:46,647 --> 00:26:51,620
‫کی؟ یه حیوون
‫وحشی. یا آدم‌بدا میان،

286
00:26:52,288 --> 00:26:54,392
‫دنبالم می‌کنن.

287
00:26:58,808 --> 00:27:01,317
‫- دارم بهت سرنخ میدم؟
‫- آره.

288
00:27:02,768 --> 00:27:04,157
‫ممنون، فرانچسک.

289
00:27:04,488 --> 00:27:05,877
‫به سلامتی.

290
00:27:06,167 --> 00:27:08,103
‫"انامورادو" یعنی "عاشق".

291
00:27:08,127 --> 00:27:10,367
‫- من دوست دارم.
‫- نه.

292
00:27:11,367 --> 00:27:13,744
‫- نمی‌دونم، من انگلیسی بلد نیستم.
‫- خب، من بلدم.

293
00:27:13,768 --> 00:27:16,224
‫و وقتی انگلیسی‌ها میان
‫به مغازه‌م، میگم: "وات؟"

294
00:27:16,248 --> 00:27:18,488
‫راست میگه، "وات، وات؟"

295
00:27:18,768 --> 00:27:22,623
‫باید به حرف پسرعموت گوش
‫بدی که امتحان کمبریج داده.

296
00:27:22,647 --> 00:27:23,858
‫یعنی "عاشق".

297
00:27:54,568 --> 00:27:56,226
‫می‌خوام اون یکی
‫رو بخونم که درباره...

298
00:28:33,327 --> 00:28:36,464
‫اگه به متنش گوش
‫بدی، هیچ اساسی نداره.

299
00:28:36,488 --> 00:28:41,504
‫می‌فهمی چی میگم؟ طبق
‫تجربه من تو آواز فلامنکو،

300
00:28:41,528 --> 00:28:45,143
‫نه اینکه خوشم نیاد،
‫ولی سبک من نیست.

301
00:28:45,167 --> 00:28:46,915
‫این آقا باید بخونه.

302
00:28:49,488 --> 00:28:51,143
‫یه آهنگ قشنگ.

303
00:28:51,167 --> 00:28:54,143
‫آواز فلامنکو شعره.

304
00:28:54,167 --> 00:28:56,407
‫اگه متنش رو نفهمی...

305
00:29:48,728 --> 00:29:52,264
‫یا حتی بیشتر! یه شنبه،
‫۴۰۰۰ نفر اومدن تو مغازه.

306
00:29:52,288 --> 00:29:54,885
‫چون ما همیشه رفت
‫و آمد مشتری داریم.

307
00:29:55,127 --> 00:29:59,063
‫- تو استادیوم بارسا کار می‌کنی؟
‫- نه، تو یه کفش‌فروشی.

308
00:29:59,087 --> 00:30:01,063
‫و ۴۰۰۰ نفر کفش می‌خرن؟

309
00:30:01,087 --> 00:30:03,685
‫خب، همه‌ی اون ۴۰۰۰ نفر خرید
‫نمی‌کنن، ولی ۳۰۰۰ نفر می‌خرن.

310
00:30:05,167 --> 00:30:08,304
‫حتماً، آره، سنسور هم هست.

311
00:30:08,847 --> 00:30:12,303
‫وقتی پای یکی بو میده، یا
‫خدا! میگه: "از اینا خوشم میاد."

312
00:30:12,327 --> 00:30:13,784
‫میگم: "پس بیارشون دم صندوق،

313
00:30:13,808 --> 00:30:16,343
‫چون من خم نمی‌شم،
‫واقعاً بوی گند میدی."

314
00:30:16,367 --> 00:30:19,818
‫جایی که من کار می‌کنم، کسی
‫شکایت نمی‌کنه. تو مرده‌شورخونه.

315
00:30:20,808 --> 00:30:23,583
‫همیشه دلم می‌خواست اونجا
‫کار کنم، آرایش کردنِ مرده‌ها.

316
00:30:23,607 --> 00:30:25,184
‫- اوه، من نه.
‫- چندش!

317
00:30:25,208 --> 00:30:27,903
‫خواهرم بهم گفت اونجا
‫کار کنم، من گفتم «عمراً!»

318
00:30:27,927 --> 00:30:30,984
‫- اون بیشتر از این یکی شبیه لات‌هاست.
‫- آره.

319
00:30:31,008 --> 00:30:33,583
‫- واسه همینه بهش می‌گن «بدی».
‫- واسه همینه. «دخترِ بد».

320
00:30:33,607 --> 00:30:36,383
‫- اون «بدترینه»!
‫- به خاطر تتوهاشه.

321
00:30:36,407 --> 00:30:38,424
‫بدترین دخترِ کل اسپانیا!

322
00:30:38,448 --> 00:30:40,264
‫به خاطر تتوهاشه.

323
00:30:40,288 --> 00:30:43,736
‫- تو اونجا تو پالما به دنیا اومدی؟
‫- من همین‌جا به دنیا اومدم.

324
00:30:44,647 --> 00:30:47,264
‫وقتی مادرم زندان بود،
‫من همین‌جا به دنیا اومدم.

325
00:30:47,288 --> 00:30:50,944
‫- و از اینجا رفتی اونجا؟
‫- آره، وقتی نه سالم بود رفتم اونجا.

326
00:30:50,968 --> 00:30:53,663
‫تا نه سالگی تو همین محله بودی؟

327
00:30:53,687 --> 00:30:55,504
‫مادرم آزاد شد،

328
00:30:55,528 --> 00:30:59,245
‫عاشق یه نفر اهل جزایر قناری
‫شد و رفت اونجا و منم با خودش برد.

329
00:31:00,288 --> 00:31:02,392
‫شاهزاده‌اش تبدیل به قورباغه شد.

330
00:31:27,327 --> 00:31:28,986
‫چه خوب!

331
00:31:30,687 --> 00:31:34,024
‫- بیارش بیرون!
‫- بیارش بیرون!

332
00:31:34,048 --> 00:31:36,645
‫ما با هم دخترعموییم،
‫پس جفتمون...

333
00:31:37,208 --> 00:31:39,383
‫اسم مادرم رودریگز مولیناست.

334
00:31:39,407 --> 00:31:42,343
‫تو بیشتر از اون
‫شبیه آنخلا مولینایی.

335
00:31:42,367 --> 00:31:45,325
‫- آنخلا مولینا کیه؟
‫- یکی از فامیل‌هامونه.

336
00:31:47,367 --> 00:31:48,623
‫آنتونیو مولینا؟

337
00:31:48,647 --> 00:31:51,224
‫آره. مادربزرگم دولفینا.

338
00:31:51,248 --> 00:31:52,863
‫اون چشماش درشته
‫و من چشمام بادومیه.

339
00:31:52,887 --> 00:31:55,583
‫- آنتونیو مولینا چشماش مثل تو بود.
‫- مثل من؟

340
00:31:55,607 --> 00:31:59,623
‫آنتونیو مولینا که روی
‫صحنه شال سفید می‌انداخت،

341
00:31:59,647 --> 00:32:01,573
‫- خودش به اندازه کافی داشت.
‫- خودش بود.

342
00:32:02,808 --> 00:32:05,899
‫واقعاً خوب می‌خوند، معرکه بود.

343
00:32:06,087 --> 00:32:08,903
‫- تو هم می‌تونستی اون استعداد رو به ارث ببری، نه؟
‫- من؟

344
00:32:08,927 --> 00:32:12,287
‫تنها چیزی که بهم
‫رسیده اخلاق تندِ مادرمه.

345
00:32:12,528 --> 00:32:13,736
‫نه!

346
00:35:22,167 --> 00:35:26,379
‫اینجا ۱۶ تا درخت گیلاس داشتیم.

347
00:35:26,488 --> 00:35:29,063
‫اینجا، یه رختشورخونه،

348
00:35:29,087 --> 00:35:34,016
‫جایی که مادرم توش رخت
‫می‌شست، خدا بیامرزتش.

349
00:35:36,207 --> 00:35:39,143
‫از این طرف می‌رفتیم بالا.

350
00:35:39,167 --> 00:35:42,079
‫درِ اصلی اونجا بود.

351
00:35:43,328 --> 00:35:46,984
‫یه سری در اونجا

352
00:35:47,008 --> 00:35:51,846
‫واسه اینکه خوک‌هایی
‫که اونجا بودن برن تو.

353
00:35:53,848 --> 00:35:57,655
‫بعدش، شنبه‌ها،

354
00:35:57,767 --> 00:35:59,344
‫یا یکشنبه‌ها،

355
00:35:59,368 --> 00:36:03,712
‫جوون‌ها واسه رقص
‫ازش استفاده می‌کردن.

356
00:36:04,368 --> 00:36:09,024
‫نوازنده‌ها می‌اومدن تا
‫اینجا، نزدیک درخت‌ها،

357
00:36:09,048 --> 00:36:10,973
‫یه کم جلوتر.

358
00:36:11,568 --> 00:36:13,143
‫اینجا می‌نشستن،

359
00:36:13,167 --> 00:36:17,024
‫و ما دورشون می‌رقصیدیم.

360
00:36:17,048 --> 00:36:20,183
‫ولی اون موقع این
‫درخت‌ها اینجا نبودن.

361
00:36:20,207 --> 00:36:23,623
‫این درخت‌ها، با ریشه‌هاشون،

362
00:36:23,647 --> 00:36:29,740
‫کاری که کردن اینه که
‫کل کفپوش رو داغون کردن.

363
00:36:29,928 --> 00:36:31,783
‫«فلانی،

364
00:36:31,807 --> 00:36:34,047
‫یالا، بیا برقصیم.

365
00:36:34,488 --> 00:36:37,893
‫بعدش هم می‌رقصیدیم.

366
00:36:38,368 --> 00:36:40,304
‫نه، این یکی نه. ازش خوشم نمیاد.

367
00:36:40,328 --> 00:36:43,984
‫خب پس چی دوست داری؟ تانگو؟

368
00:36:44,008 --> 00:36:46,336
‫خب، یه تانگو برات کنار می‌ذارم.

369
00:36:46,607 --> 00:36:50,703
‫یا یه پاسودوبله، هر چی.

370
00:36:50,727 --> 00:36:55,834
‫من کلی مسابقه‌ی تانگو برنده شدم.

371
00:36:56,528 --> 00:37:01,456
‫نه فقط اینجا، توی
‫همه‌ی شهرک‌های اطراف.

372
00:37:01,767 --> 00:37:06,063
‫ما همه‌ی رقص‌ها رو می‌رفتیم.

373
00:37:06,087 --> 00:37:11,509
‫زنم توی رقص تانگو آرتیستی بود.

374
00:37:14,048 --> 00:37:17,984
‫جفتمون دوست داشتیم
‫و با شادی می‌رقصیدیم،

375
00:37:18,008 --> 00:37:20,560
‫اونم همین‌طور.

376
00:37:21,528 --> 00:37:23,274
‫اون...

377
00:37:24,928 --> 00:37:26,943
‫نه، هیچ...

378
00:37:27,968 --> 00:37:30,386
‫چیز دیگه‌ای نیست...

379
00:37:31,488 --> 00:37:33,594
‫حداقل برای من.

380
00:37:34,807 --> 00:37:40,587
‫توی رقص، زندگی، هر چی.

381
00:37:41,048 --> 00:37:43,154
‫خداحافظ، رفقا.

382
00:37:45,247 --> 00:37:47,344
‫اگه بشناسیش،

383
00:37:47,368 --> 00:37:49,428
‫می‌دونی چیه.

384
00:37:50,008 --> 00:37:52,023
‫می‌دونی چیه؟

385
00:37:53,848 --> 00:37:56,944
‫با زنِ خدابیامرزم جلوی روم،

386
00:37:56,968 --> 00:37:58,581
‫نواختن...

387
00:38:01,328 --> 00:38:03,388
‫خداحافظ رفقا.

388
00:38:04,607 --> 00:38:10,163
‫این تانگو رقص
‫قشنگیه. خیلی زیباست.

389
00:38:10,247 --> 00:38:13,787
‫خوب‌های دیگه هم
‫هستن، ولی برای من این...

390
00:38:14,528 --> 00:38:19,141
‫روزی که اینجا خطبه‌ی
‫تدفین رو می‌خوندن...

391
00:38:20,448 --> 00:38:22,554
‫ما اونو زدیم...

392
00:41:46,647 --> 00:41:48,439
‫این تیکه تمومه.

393
00:41:49,607 --> 00:41:53,775
‫می‌تونی به جمع کردنشون
‫ادامه بدی و بذاریشون اینجا.

394
00:41:54,287 --> 00:41:59,753
‫وقتی خشکسالی می‌شه، ما
‫توی هند بادوم‌زمینی می‌کاریم.

395
00:42:01,328 --> 00:42:04,663
‫- فلفل‌ها چه بوی خوبی می‌دن.
‫- این موقعِ روز بوی تازگی می‌ده.

396
00:42:04,687 --> 00:42:08,407
‫عصرها بوی بیشتری
‫از خودشون می‌دن.

397
00:42:08,488 --> 00:42:13,143
‫شنبلیله خیلی سالمه،
‫حکم دارو رو داره.

398
00:42:13,167 --> 00:42:16,034
‫نخودفرنگی‌ها چقدر قشنگن!

399
00:42:17,968 --> 00:42:23,344
‫بابا، تو با گیاه‌ها حرف می‌زنی؟

400
00:42:23,368 --> 00:42:26,548
‫تا حالا باهاشون حرف زدی؟

401
00:42:30,127 --> 00:42:33,442
‫آره؟ باهاشون حرف می‌زنی؟

402
00:42:33,767 --> 00:42:36,815
‫بعضی وقت‌ها، وقتی خوشحالم،

403
00:42:36,848 --> 00:42:39,024
‫وقتی گیاه‌ها رو می‌بینم
‫باهاشون حرف می‌زنم.

404
00:42:39,048 --> 00:42:40,944
‫درباره‌ی چی باهاشون حرف می‌زنی؟

405
00:42:40,968 --> 00:42:44,623
‫نسیم خنک چقدر خوبه...

406
00:42:44,647 --> 00:42:48,007
‫من با درخت گیلاسم حرف می‌زنم.

407
00:42:48,207 --> 00:42:50,357
‫درخت گیلاس محبوبته، نه؟

408
00:42:52,207 --> 00:42:56,553
‫هر کسی محبوبِ خودشو داره.

409
00:43:01,127 --> 00:43:04,309
‫- بادمجون‌ها رو کجا بذارم؟
‫- بذارشون همون‌جا.

410
00:43:16,048 --> 00:43:20,124
‫من با نیشکری هم که
‫پدرم بهم داده حرف می‌زنم.

411
00:43:22,448 --> 00:43:26,031
‫نمی‌دونم می‌ذارن بمونن یا
‫همه‌ رو با خاک یکسان می‌کنن.

412
00:43:28,687 --> 00:43:30,183
‫خدا می‌دونه.

413
00:43:30,207 --> 00:43:32,492
‫می‌ذارن بمونن یا از
‫ریشه درشون میارن؟

414
00:43:33,888 --> 00:43:36,933
‫فقط مهندس یا خدا می‌دونه.

415
00:43:37,568 --> 00:43:39,904
‫ممکنه گیاه‌ها رو ول کنن.

416
00:43:39,928 --> 00:43:44,063
‫می‌خوان ریل قطار بسازن.

417
00:43:44,087 --> 00:43:46,013
‫توی نقشه‌ها دیدمش.

418
00:44:32,207 --> 00:44:35,103
‫اگه گوجه‌فرنگی بزرگ
‫نباشه، مردم نمی‌خوانش.

419
00:44:35,127 --> 00:44:36,517
‫تصویر.

420
00:44:38,087 --> 00:44:39,746
‫درسته، نه؟

421
00:44:41,568 --> 00:44:42,776
‫هی...

422
00:44:43,368 --> 00:44:47,063
‫همیشه می‌گفتن دهاتی‌ها
‫از سنگ نون درمیارن،

423
00:44:47,087 --> 00:44:50,941
‫ولی الان حتی واسه نون ساندویچی
‫هم مواد نداریم. مگه نه، گی‌یم؟

424
00:44:51,207 --> 00:44:53,183
‫من کابینت‌سازم.

425
00:44:53,207 --> 00:44:57,783
‫و همیشه گفتم که آدما، همه‌شون،
‫از کشاورزی زنده می‌مونن.

426
00:44:57,807 --> 00:44:59,103
‫و همینه، همینه!

427
00:44:59,127 --> 00:45:02,063
‫اگه مشکلی داشته باشم،
‫زنگ می‌زنم خونت و تموم.

428
00:45:02,087 --> 00:45:05,623
‫- و مشکل حل می‌شه.
‫- به بقیه کمک کن، به خودت کمک کن.

429
00:45:05,647 --> 00:45:08,783
‫ولی همیشه می‌گن: «اه، تو
‫یه دهاتی هستی.» با تحقیر.

430
00:45:08,807 --> 00:45:10,663
‫باز شروع شد.

431
00:45:10,687 --> 00:45:12,544
‫دنیا چطوری تکامل پیدا کرد؟

432
00:45:12,568 --> 00:45:17,024
‫وقتی آدما گفتن: «من
‫روی این زمین می‌مونم،

433
00:45:17,048 --> 00:45:20,024
‫گیاه می‌کارم، حیوون
‫پرورش می‌دم...»

434
00:45:20,048 --> 00:45:23,544
‫و چون دیگه مجبور نبودن دنبال غذا
‫بگردن، وقت واسه فکر کردن داشتن.

435
00:45:23,568 --> 00:45:26,743
‫و این مهمه، چون
‫زندگی تکامل پیدا می‌کنه.

436
00:45:26,767 --> 00:45:29,455
‫این دوروییِ آدمیزاده.

437
00:45:29,807 --> 00:45:34,344
‫توی دورویی... یه
‫مثال برات می‌زنم.

438
00:45:34,368 --> 00:45:37,384
‫حالا واسه تولدم
‫می‌خوان بهم موبایل بدن.

439
00:45:37,408 --> 00:45:40,063
‫می‌گم: «من کادو
‫نمی‌خوام، علاقه‌ای ندارم.

440
00:45:40,087 --> 00:45:43,183
‫تولدمه، یه مهمونی
‫می‌گیریم... نه.

441
00:45:43,207 --> 00:45:46,344
‫دعوتتون می‌کنم غذا بخوریم
‫ولی مهمونی نمی‌خوام.

442
00:45:46,368 --> 00:45:48,783
‫زنم فوت کرده، مهمونی نمی‌خوام.»

443
00:45:48,807 --> 00:45:52,063
‫کادو یعنی داری اون
‫آدم رو تا حدی می‌خری.

444
00:45:52,087 --> 00:45:53,944
‫من یه برداشتی از زندگی دارم،

445
00:45:53,968 --> 00:45:56,544
‫از اخلاق، از انسان،
‫که خیلی متفاوته.

446
00:45:56,568 --> 00:45:58,504
‫واسه همینه که تو دوست منی.

447
00:45:58,528 --> 00:46:01,663
‫تو دوست منی چون بهت گفتم:
‫«من هیچی از باغچه نمی‌خوام،

448
00:46:01,687 --> 00:46:03,663
‫می‌رم ایستگاه اتوبوس و می‌خرمش.»

449
00:46:03,687 --> 00:46:06,663
‫تو قبولش کردی و
‫من تحسینش می‌کنم.

450
00:46:06,687 --> 00:46:09,375
‫چی می‌خوای بگم؟
‫نمی‌تونم باهات مخالفت کنم.

451
00:46:11,048 --> 00:46:15,213
‫مخصوصاً جاهایی که
‫برگ خشک داره رو بکن.

452
00:46:15,568 --> 00:46:19,464
‫دقیقاً. می‌بینی وقتی جوونه
‫بزنه چقدر ممنونت می‌شه.

453
00:46:19,488 --> 00:46:21,638
‫یادِ کارلس می‌افته.

454
00:46:22,488 --> 00:46:23,944
‫آره، شوخی نیست.

455
00:46:23,968 --> 00:46:26,341
‫معلومه! گیاه‌ها
‫خیلی چیزا می‌فهمن!

456
00:46:26,767 --> 00:46:28,864
‫- ببین چه گلبرگ قشنگیه.
‫- آره.

457
00:46:28,888 --> 00:46:31,944
‫این رزِ مخملیه،

458
00:46:31,968 --> 00:46:35,783
‫محبوب‌ترینِ همه‌ی رزها.

459
00:46:35,807 --> 00:46:41,498
‫رزها ظریف و قشنگن،
‫به قشنگیِ یه دخترِ خوب.

460
00:46:41,848 --> 00:46:44,312
‫اگه رز می‌تونست
‫حرف بزنه چی می‌گفت؟

461
00:46:44,568 --> 00:46:47,024
‫می‌گفت: «اجازه می‌دم ازم بدزدی،

462
00:46:47,048 --> 00:46:49,984
‫ولی چون قدر زیباییِ
‫من رو نمی‌دونی،

463
00:46:50,008 --> 00:46:53,456
‫این خارها رو تنم
‫می‌کنم تا زجرت بدم.»

464
00:46:55,008 --> 00:46:56,306
‫باشه.

465
00:46:56,968 --> 00:46:58,893
‫که با درد دزدی کنی.

466
00:47:02,287 --> 00:47:05,183
‫فکر کن آدما طوری رفتار
‫می‌کنن انگار یه غذای خوبه.

467
00:47:05,207 --> 00:47:08,344
‫بوش می‌کنی، خودتو با
‫اون بوی مطبوع پر می‌کنی،

468
00:47:08,368 --> 00:47:11,637
‫و اون بو حریصت می‌کنه.

469
00:47:12,928 --> 00:47:16,263
‫- بریم سراغ آویشن‌ها، گی‌یم؟
‫- آره، بریم ببینیمشون.

470
00:47:16,287 --> 00:47:18,263
‫بوش می‌کنی و همین‌طور
‫که سال‌ها می‌گذره یادت می‌آد،

471
00:47:18,287 --> 00:47:21,738
‫«اون روز بوی اون گیاه
‫یا اون غذا رو حس کردم.»

472
00:47:26,368 --> 00:47:28,984
‫دخترم می‌گه: «بابا، دارم
‫یه زن رو می‌فرستم پیشت،

473
00:47:29,008 --> 00:47:30,984
‫چون تو و خونه و همه‌چی...»

474
00:47:31,008 --> 00:47:34,904
‫می‌گم: «تا وقتی که سالمم
‫هیچ زنی پاشو اینجا نمی‌ذاره.»

475
00:47:34,928 --> 00:47:37,706
‫چون من هر روز یادِ زنم می‌افتم.

476
00:47:39,048 --> 00:47:41,914
‫و از اونجایی که هر
‫روز یادش می‌افتم...

477
00:47:42,607 --> 00:47:45,296
‫هر کسی دنیای خودشو می‌سازه.

478
00:47:45,928 --> 00:47:47,544
‫هر کسی مال خودشو می‌سازه.

479
00:47:47,568 --> 00:47:51,824
‫و هر کسی که با
‫خودخواهی بسازتش، باخته.

480
00:47:54,087 --> 00:47:56,866
‫خوش اومدین. بفرمایین تو!

481
00:47:57,687 --> 00:48:02,167
‫یه آدم توی باغ شهری، یه
‫احمقیه که هیچی حالیش نیست.

482
00:48:03,408 --> 00:48:04,662
‫این یه جنگه.

483
00:48:04,687 --> 00:48:07,263
‫می‌دونی درباره این
‫آدما چی فکر می‌کنم؟

484
00:48:07,287 --> 00:48:12,753
‫اونا زمین‌های کشور خودشون رو
‫ول کردن که بیان اینجا زندگی کنن.

485
00:48:13,008 --> 00:48:15,623
‫اینجا زندگی کنن که چی
‫بشه؟ با پولی که ما می‌دیم؟

486
00:48:15,647 --> 00:48:17,424
‫اونا آدمای پست‌فطرتی‌ان

487
00:48:17,448 --> 00:48:20,783
‫چون شهرداری برای
‫ساختن این باغ‌ها پول داده،

488
00:48:20,807 --> 00:48:23,047
‫که بهشون کمک کنه،
‫که آلونک بسازن...

489
00:48:23,568 --> 00:48:25,703
‫نه، باهات موافقم.

490
00:48:25,727 --> 00:48:29,263
‫فکر می‌کنم تو بعضی موارد
‫می‌تونه نتیجه عکس بده،

491
00:48:29,287 --> 00:48:34,504
‫ولی هدف اینه که برای آدمایی که دارن
‫بازنشسته می‌شن یه سرگرمی پیدا کنن.

492
00:48:34,528 --> 00:48:38,103
‫آره، ولی یه لحظه صبر کن. اونا به
‫چشم یه سرگرمی بهش نگاه می‌کنن،

493
00:48:38,127 --> 00:48:41,944
‫اما این به ضرر کساییه که
‫می‌خوان درست‌وحسابی کار کنن،

494
00:48:41,968 --> 00:48:43,783
‫چون اونا کارشون درسته،

495
00:48:43,807 --> 00:48:47,623
‫نگران بیماری‌های گیاهان هستن و
‫حواسشون هست همه‌چی درست پیش بره،

496
00:48:47,647 --> 00:48:51,183
‫و این آدما فقط می‌خوان
‫اونجا باشن و وقت بگذرونن.

497
00:48:51,207 --> 00:48:53,984
‫و هر چیزی که آلوده می‌کنن و
‫هر کار اشتباهی که انجام می‌دن

498
00:48:54,008 --> 00:48:55,824
‫به زمین کارلس صدمه می‌زنه،

499
00:48:55,848 --> 00:48:57,384
‫و عین خیالشون هم نیست.

500
00:48:57,408 --> 00:49:00,183
‫«چون باید خودمونو سرگرم کنیم.»

501
00:49:00,207 --> 00:49:02,024
‫پر از موشه. چرا؟

502
00:49:02,048 --> 00:49:04,984
‫چون ناهار می‌خورن و
‫گندکاری‌هاشون رو همون‌جا ول می‌کنن.

503
00:49:05,008 --> 00:49:08,304
‫کشیک می‌کشن. «اون گوجه
‫داره. وقتی رفت برشون می‌دارم.»

504
00:49:08,328 --> 00:49:11,384
‫همه‌شون حروم‌زاده‌ان...!

505
00:49:11,408 --> 00:49:16,623
‫ثابت شده که باغ‌های شهری
‫بعد از شش ماه شکست می‌خورن.

506
00:49:16,647 --> 00:49:19,063
‫- امیلیو، باز می‌خوای؟
‫- دیگه نمی‌خوام.

507
00:49:19,087 --> 00:49:20,544
‫گی‌یم، یه سوسیس دیگه می‌خوای؟

508
00:49:20,568 --> 00:49:24,703
‫کسایی که اصلاً اهل باغبونی
‫شهری نیستن، اومدن اینجا دزدی کنن.

509
00:49:24,727 --> 00:49:28,895
‫به این محله اصلاً
‫توجه نشده، مگه نه؟

510
00:49:29,087 --> 00:49:33,464
‫قشنگ‌ترین چیز درباره
‫وال‌بونا اسمشه، «دره خوب».

511
00:49:33,488 --> 00:49:37,834
‫وال‌بونا چی بود؟ چند تا خونه پراکنده
‫اینجا که هیچ‌کس بهشون اهمیت نمی‌داد.

512
00:49:38,167 --> 00:49:42,065
‫حرفمو می‌فهمی؟ چرا؟
‫چون ریل قطار اونجاست.

513
00:49:42,488 --> 00:49:48,103
‫یه محله حاشیه‌نشینه،
‫مثل سانتا کلوما تو دهه ۷۰.

514
00:49:48,127 --> 00:49:49,424
‫این محله

515
00:49:49,448 --> 00:49:53,143
‫از خونه‌های کوچیک
‫تک‌واحدی درست شده بود

516
00:49:53,167 --> 00:49:56,583
‫از آدمایی که به
‫اینجا مهاجرت کردن

517
00:49:56,607 --> 00:49:58,304
‫و یه خونه ساختن

518
00:49:58,328 --> 00:50:00,263
‫بدون هیچ مجوزی یا چیزی،

519
00:50:00,287 --> 00:50:02,527
‫و این خونه‌ها یه محله
‫رو به وجود آوردن.

520
00:50:03,488 --> 00:50:06,938
‫- درسته.
‫- عجیبه که همه‌ی اینا سالم موندن.

521
00:50:07,207 --> 00:50:08,687
‫این فضا.

522
00:50:09,807 --> 00:50:11,183
‫این فضا مشکلات زیادی داشت.

523
00:50:11,207 --> 00:50:13,045
‫از هر طرف تحت فشار شهریه.

524
00:50:14,408 --> 00:50:17,103
‫سال ۱۹۲۶، خونواده‌م
‫اینجا زمین داشتن.

525
00:50:17,127 --> 00:50:18,743
‫خونواده‌ی خانومم هم همین‌طور.

526
00:50:18,767 --> 00:50:20,864
‫خوش‌شانسین که کانال رِک رو دارین.

527
00:50:20,888 --> 00:50:23,183
‫آبی که به دستمون
‫می‌رسه فوق‌العاده‌ست.

528
00:50:23,207 --> 00:50:24,783
‫من شنا کردن رو توی رِک یاد گرفتم.

529
00:50:24,807 --> 00:50:26,223
‫- آره؟
‫- آره.

530
00:50:26,247 --> 00:50:28,264
‫پدرم هم اونجا شنا می‌کرد.

531
00:50:28,328 --> 00:50:31,464
‫ما کلی آب داریم و آبیاری
‫زمین حالشو جا میاره.

532
00:50:31,488 --> 00:50:34,384
‫مشکل تغییرات اقلیمی
‫اینه که بادی که می‌وزه

533
00:50:34,408 --> 00:50:36,984
‫خیلی داغه و برگ‌های
‫گیاها رو می‌سوزونه.

534
00:50:37,008 --> 00:50:41,024
‫بذری که قدیما شش روزه جوونه
‫می‌زد، الان سه روزه می‌زنه،

535
00:50:41,048 --> 00:50:44,143
‫ولی جوونه‌ها ضعیفن،

536
00:50:44,167 --> 00:50:46,583
‫بدون مواد مغذی‌ای که
‫برای قوی شدن لازم دارن.

537
00:50:46,607 --> 00:50:49,183
‫اگه کل این بحث طبیعت
‫رو در نظر بگیریم،

538
00:50:49,207 --> 00:50:52,384
‫طبیعت به طرز
‫وحشتناکی به هم ریخته.

539
00:50:52,408 --> 00:50:54,738
‫چون الان، مثلاً زنبورا...

540
00:50:55,008 --> 00:50:59,623
‫فکر می‌کنم شرکت‌های بزرگ
‫شیمیایی آفت‌ها رو به وجود میارن

541
00:50:59,647 --> 00:51:01,394
‫تا محصولاتشون رو بفروشن.

542
00:51:01,968 --> 00:51:03,743
‫من، فکر می‌کنم...

543
00:51:03,767 --> 00:51:06,743
‫دوم نوامبر ۹۱ سالم می‌شه.

544
00:51:06,767 --> 00:51:09,623
‫نود و یک! قصه تحویلم نده.

545
00:51:09,647 --> 00:51:11,424
‫داریم درباره چیزایی
‫بحث می‌کنیم که...

546
00:51:11,448 --> 00:51:13,024
‫صبح بخیر. چطوری؟

547
00:51:13,048 --> 00:51:15,743
‫ماهی هست. اگه
‫بخواین ساردین هم هست.

548
00:51:15,767 --> 00:51:18,143
‫- سیب‌زمینی داریم.
‫- باشه.

549
00:51:18,207 --> 00:51:21,944
‫تن ماهی، ساردین و آنچوی دارین.

550
00:51:21,968 --> 00:51:24,344
‫- دیگه چی هست؟
‫- بادوم.

551
00:51:24,368 --> 00:51:27,103
‫دیروز یه سبد بادوم جمع کردم.

552
00:51:27,127 --> 00:51:28,743
‫تو هم کشاورزی می‌کنی، گی‌یم؟

553
00:51:28,767 --> 00:51:31,583
‫هر سال، دو سه تا
‫شیشه زیتون جمع می‌کنم.

554
00:51:31,607 --> 00:51:33,504
‫گی‌یم!

555
00:51:33,528 --> 00:51:35,723
‫با گیاها حرف می‌زنی؟

556
00:51:35,968 --> 00:51:37,824
‫آره، با درختا هم همین‌طور.

557
00:51:37,848 --> 00:51:41,253
‫- با درختا هم؟
‫- آره، باهاشون حرف می‌زنم.

558
00:51:41,687 --> 00:51:45,663
‫فکر می‌کنی نمی‌شه به درختی که داری
‫ازش مراقبت می‌کنی یا بهش آب می‌دی بگی،

559
00:51:45,687 --> 00:51:49,783
‫«ببخشید دیروز بهت آب
‫ندادم. داری اذیت می‌شی؟»

560
00:51:49,807 --> 00:51:51,384
‫آره، می‌شه. من بهشون می‌گم.

561
00:51:51,408 --> 00:51:54,344
‫خانومم می‌گفت: «چرا این
‫حرفا رو به گیاها می‌گی؟»

562
00:51:54,368 --> 00:51:56,103
‫یه رازی رو بهت می‌گم.

563
00:51:56,127 --> 00:51:57,783
‫- فقط بین خودمون بمونه.
‫- آره.

564
00:51:57,807 --> 00:51:59,018
‫بین خودمون بمونه.

565
00:51:59,048 --> 00:52:01,063
‫می‌دونم به یکی میگی. می‌دونم.

566
00:52:01,087 --> 00:52:03,866
‫- ولی گیاها مثل زن‌ها می‌مونن.
‫- درسته.

567
00:52:04,167 --> 00:52:07,124
‫- می‌دونی چرا؟
‫- حواست باشه، کارلس!

568
00:52:07,807 --> 00:52:10,263
‫من قرار نیست استعفا بدم!

569
00:52:10,287 --> 00:52:12,904
‫می‌دونم چرا گفت
‫بین خودمون بمونه!

570
00:52:12,928 --> 00:52:16,466
‫می‌فهمم چرا اون حرف رو زد.

571
00:52:17,568 --> 00:52:19,544
‫نمی‌دونم چرا تحملت می‌کنم.

572
00:52:19,568 --> 00:52:22,743
‫از گی‌یم کلی چیز یاد می‌گیری.
‫این مرد کتاب‌ها خونده...

573
00:52:22,767 --> 00:52:24,023
‫و این یکی...

574
00:52:24,048 --> 00:52:25,743
‫و اون یکی دیگه. نه من.

575
00:52:25,767 --> 00:52:28,344
‫- خب، تو یه دهاتی هستی.
‫- من یه دهاتی‌ام.

576
00:52:28,368 --> 00:52:30,783
‫گی‌یم، چشم‌های یه گیاه کجاست؟

577
00:52:30,807 --> 00:52:33,263
‫- چشم‌های گیاه؟
‫- واسه اینکه تو چشم‌هاشون نگاه کنی.

578
00:52:33,287 --> 00:52:34,810
‫اونا چشم ندارن.

579
00:52:35,048 --> 00:52:37,824
‫گل‌هاشون زندگی‌شونه.

580
00:52:37,848 --> 00:52:40,088
‫می‌دونی چشم‌های گیاه چیه؟

581
00:52:40,807 --> 00:52:42,464
‫برگ‌هاشون.

582
00:52:42,488 --> 00:52:44,944
‫ببین، من می‌تونم درباره
‫همه‌چی حرف بزنم.

583
00:52:44,968 --> 00:52:47,663
‫من خاکستر زنم رو
‫توی باغم نگه می‌دارم،

584
00:52:47,687 --> 00:52:51,424
‫یه گوشه، با چندتا گیاه واسه اون.

585
00:52:51,448 --> 00:52:54,783
‫حواسم هست همه‌چی داشته
‫باشه. یا دخترم این کار رو می‌کنه.

586
00:52:54,807 --> 00:52:56,344
‫بعضی وقتا به دخترم میگم،

587
00:52:56,368 --> 00:53:01,424
‫"این گیاه رو از ریشه نکش.
‫داره جوونه می‌زنه. جون داره."

588
00:53:01,448 --> 00:53:03,263
‫اون باور نمی‌کنه. خب...

589
00:53:03,287 --> 00:53:04,407
‫"یه کم بهش زمان بده."

590
00:53:04,448 --> 00:53:07,944
‫شاید مشکل اینه که ما
‫زبون گیاها رو نمی‌فهمیم.

591
00:53:07,968 --> 00:53:10,583
‫- دقیقاً.
‫- درسته.

592
00:53:10,607 --> 00:53:13,623
‫تکبر ما به عنوان یه گونه

593
00:53:13,647 --> 00:53:16,183
‫باعث میشه فکر کنیم
‫از اونا باهوش‌تریم،

594
00:53:16,207 --> 00:53:18,544
‫ولی نمی‌تونیم زبونشون رو بفهمیم.

595
00:53:18,568 --> 00:53:19,545
‫نه برعکسش رو.

596
00:53:19,569 --> 00:53:22,063
‫این قدرتیه که انسان‌ها
‫روی قدرت دارن.

597
00:53:22,087 --> 00:53:24,464
‫مشکل زندگی همینه.

598
00:53:24,488 --> 00:53:26,544
‫نه، این زندگی نیست، مگه نه؟

599
00:53:26,568 --> 00:53:29,344
‫قدرت روی قدرت.

600
00:53:29,368 --> 00:53:33,544
‫کل این قضیه "من بیشتر از
‫تو می‌دونم". این یه اشتباهه.

601
00:53:33,568 --> 00:53:35,941
‫چون حق با همه‌ست.

602
00:53:36,568 --> 00:53:40,544
‫- هر کسی نسخه خودش رو از حقیقت داره.
‫- درسته.

603
00:53:40,568 --> 00:53:42,384
‫نه "حقیقت"، "حقیقتِ خودشون".

604
00:53:42,408 --> 00:53:45,864
‫- ببخشید. حق با منه.
‫- البته که همین‌طوره.

605
00:53:45,888 --> 00:53:51,783
‫- تو یه رمانتیکِ ناامیدی.
‫- آره، می‌دونم.

606
00:53:51,807 --> 00:53:55,143
‫- من طبیعت‌گرا هستم، می‌دونم.
‫- ناامید.

607
00:53:55,167 --> 00:53:56,783
‫یه طبیعت‌گرای رمانتیک.

608
00:53:56,807 --> 00:53:59,424
‫- قشنگ‌ترین گیاه رُزه؟
‫- فکر کنم آره.

609
00:53:59,448 --> 00:54:01,824
‫وقتی می‌برم...

610
00:54:01,848 --> 00:54:05,263
‫امسال، به زنم خیلی
‫کم گل رز دادم...

611
00:54:05,287 --> 00:54:08,544
‫نگران این نیستم که
‫با گیاها حرف می‌زنی.

612
00:54:08,568 --> 00:54:11,346
‫اگه اونا جواب بدن نگران میشم.

613
00:54:11,767 --> 00:54:14,743
‫اگه جواب می‌دادن، می‌ترسیدم.

614
00:54:14,767 --> 00:54:17,864
‫مثل اون آدماییه که با
‫سگاشون حرف می‌زنن.

615
00:54:17,888 --> 00:54:20,223
‫نگران می‌شم اگه یه
‫روز سگه جوابشونو بده.

616
00:54:20,247 --> 00:54:22,442
‫ها! حالا داری دنبال
‫دردسر می‌گردی.

617
00:54:25,087 --> 00:54:28,583
‫ولی فرآیند گیاه یه چرخه
‫حیات داره. خودت که می‌دونی.

618
00:54:28,607 --> 00:54:30,864
‫اون که به کنار، تو هم
‫باهاشون حرف می‌زنی.

619
00:54:30,888 --> 00:54:33,103
‫- نه. ازشون مراقبت می‌کنی.
‫- البته.

620
00:54:33,127 --> 00:54:35,424
‫بهشون آب و غذا می‌دی...

621
00:54:35,448 --> 00:54:38,223
‫نه، اونا که «صبح بخیر»
‫یا «عصر بخیر» نمی‌گن.

622
00:54:38,247 --> 00:54:40,847
‫منظورم همینه. ولی تو
‫می‌ری باهاشون حرف می‌زنی.

623
00:55:12,888 --> 00:55:16,786
‫- می‌دونستی آنتونیو مریضه؟
‫- آنتونیوی زغال‌فروش؟

624
00:55:16,968 --> 00:55:19,208
‫تو بیمارستانه.

625
00:55:19,488 --> 00:55:21,413
‫پیره، نه؟

626
00:55:21,727 --> 00:55:26,477
‫آره، حدوداً ۹۳ سالشه. بیشتر
‫از یه ماهه که بستری شده.

627
00:55:26,727 --> 00:55:31,029
‫خیلی دلم براش می‌سوزه.

628
00:55:31,408 --> 00:55:36,183
‫از وقتی زنش فوت کرده،

629
00:55:36,207 --> 00:55:39,657
‫حال و روز آنتونیو خوب نبوده.

630
00:55:41,008 --> 00:55:44,344
‫اون از اولین کسایی
‫بود که اومد به وال‌بونا.

631
00:55:44,368 --> 00:55:48,544
‫اونا برای محله خیلی کارا کردن.

632
00:55:48,568 --> 00:55:52,466
‫وقتی ما اومدیم، همه
‫کارا انجام شده بود.

633
00:55:53,968 --> 00:55:58,063
‫آره. اونا زحمت کشیدن تا ما
‫بتونیم زندگی خوبی داشته باشیم.

634
00:55:58,087 --> 00:56:02,479
‫- آب آشامیدنی، برق...
‫- اتوبوس.

635
00:56:02,528 --> 00:56:06,783
‫اونا از اینجا محافظت کردن تا
‫ما امروز بتونیم ازش لذت ببریم.

636
00:56:06,807 --> 00:56:11,287
‫- جای خیلی خوبیه.
‫- قشنگه.

637
00:56:12,888 --> 00:56:15,666
‫جایی که قبلاً توش آب‌تنی
‫می‌کردیم همین‌طوری بود.

638
00:56:16,448 --> 00:56:18,544
‫با یه قسمت عمیق‌تر.

639
00:56:18,568 --> 00:56:22,196
‫حتماً جای خیلی قشنگی بوده.

640
00:56:23,287 --> 00:56:26,109
‫معرکه بود.

641
00:56:27,368 --> 00:56:31,803
‫اونجا جایی بود که
‫طبل آبی می‌زدیم.

642
00:56:31,888 --> 00:56:36,053
‫زن‌های مسن‌تر بهمون یاد
‫می‌دادن چطوری توی آب بنوازیم.

643
00:56:39,328 --> 00:56:42,642
‫- و صدای تپ‌تپ آب رو درمی‌آوردین.
‫- آره.

644
00:56:43,727 --> 00:56:48,783
‫وقتی بهمون یاد می‌دادن چطوری
‫بنوازیم، صدای آب لذت‌بخش بود.

645
00:56:48,807 --> 00:56:55,904
‫زن‌های مسن‌تر اون عقب،
‫توی قسمت عمیق می‌نواختن،

646
00:56:55,928 --> 00:56:59,424
‫و ما هم لب ساحل ادای
‫اونا رو درمی‌آوردیم.

647
00:56:59,448 --> 00:57:03,748
‫منم عاشق صدای قل‌قل آبم.

648
00:57:05,568 --> 00:57:08,103
‫اون صدا واقعاً قشنگه.

649
00:57:08,127 --> 00:57:13,549
‫بیا یه کم ساکت باشیم و
‫به صدای آب گوش بدیم.

650
00:58:00,048 --> 00:58:03,944
‫اونا ساختمون وسطی رو خراب
‫کردن تا رامبلا دل راوال رو بسازن.

651
00:58:03,968 --> 00:58:06,431
‫و اون آدما، کجان؟

652
00:58:06,647 --> 00:58:08,171
‫معلومه، توی...

653
00:58:08,287 --> 00:58:13,440
‫بعضیاشون رو فرستادن اینجا، بقیه
‫هم اونجا توی مسکن‌های اجتماعی‌ان...

654
00:58:13,528 --> 00:58:16,183
‫آخر سر هم همه رو انداختن بیرون.

655
00:58:16,207 --> 00:58:17,417
‫خوشم نمی‌آد...

656
00:58:17,448 --> 00:58:21,165
‫و حالا باریو چینو
‫محله‌ی خارجی‌هاست.

657
00:58:21,328 --> 00:58:24,143
‫می‌دونستی اینجا
‫نمی‌شه آب‌تنی کرد؟

658
00:58:24,167 --> 00:58:25,287
‫چرا نه؟

659
00:58:25,328 --> 00:58:29,544
‫اگه پلیس ما رو ببینه،
‫حتی ممکنه بازداشتمون کنه.

660
00:58:29,568 --> 00:58:32,838
‫- پس اینجا چیکار می‌کنیم؟
‫- بیا بریم.

661
00:58:32,928 --> 00:58:38,573
‫این آب کثیفه. واسه آب‌تنی نیست.

662
00:58:44,568 --> 00:58:47,704
‫چیزی که موقع
‫غواصی می‌تونی ببینی...

663
00:58:47,888 --> 00:58:49,504
‫کلی ماهیه.

664
00:58:49,528 --> 00:58:52,384
‫- توی جمهوری دومینیکن هم هست.
‫- آره.

665
00:58:52,408 --> 00:58:54,693
‫کلی ماهی، اره‌ماهی...

666
00:58:54,807 --> 00:58:58,864
‫میتونی یه صدف برداری و
‫صدای اقیانوس رو بشنوی.

667
00:58:58,888 --> 00:59:02,504
‫چیزی که هیچ‌وقت نمی‌شنوی
‫صدای رودخونه‌ست.

668
00:59:02,528 --> 00:59:04,703
‫من می‌تونم این‌طوری بهش گوش بدم.

669
00:59:04,727 --> 00:59:08,824
‫آره، ولی سوال من همینه.
‫چرا اجازه نداریم بریم...

670
00:59:08,848 --> 00:59:09,825
‫توی آب.

671
00:59:09,849 --> 00:59:11,864
‫حتی اگه تابلوها رو نبینیم،

672
00:59:11,888 --> 00:59:17,743
‫بازم ممکنه جریمه بشیم
‫یا بفرستنمون زندان.

673
00:59:17,767 --> 00:59:19,583
‫و من این رو نمی‌خوام.

674
00:59:19,607 --> 00:59:22,504
‫- می‌تونیم توی لوله قایم بشیم.
‫- توی لوله. فکر خوبیه.

675
00:59:22,528 --> 00:59:26,103
‫مشکل اینه که من گچ گرفتم
‫و نمی‌تونم، واسه همین...

676
00:59:26,127 --> 00:59:28,623
‫باید بیام بیرون و یه
‫جای دیگه قایم بشم.

677
00:59:28,647 --> 00:59:32,232
‫مثل قایم‌موشک، ولی با پلیس.

678
00:59:33,207 --> 00:59:35,807
‫درسته، چون توی لوله آب هست.

679
00:59:37,568 --> 00:59:39,783
‫- و تو چی، آروا؟
‫- من، توی لوله.

680
00:59:39,807 --> 00:59:43,384
‫شب‌ها خیلی کابوس می‌بینی.

681
00:59:43,408 --> 00:59:47,544
‫فقط این رو بهت بگم که یه کم
‫باسن آدم رو می‌خارونه. فقط یه کم.

682
00:59:47,568 --> 00:59:49,024
‫من هیچ‌وقت امتحانش نکردم،

683
00:59:49,048 --> 00:59:52,864
‫یا شایدم وقتی کوچیک
‫بودم کردم، نمی‌دونم.

684
00:59:52,888 --> 00:59:55,743
‫چون من چهار سال پیش اومدم اینجا.

685
00:59:55,767 --> 01:00:00,143
‫و مامانم می‌گفت باید
‫چیزهایی که ماه‌ها پیش،

686
01:00:00,167 --> 01:00:04,824
‫سال‌ها پیش، یا هر وقت دیگه‌ای
‫اتفاق افتاده رو حفظ باشی.

687
01:00:04,848 --> 01:00:08,504
‫اگه پلیس لوله رو چک کنه چی؟

688
01:00:08,528 --> 01:00:12,063
‫یه چیزی بچه‌ها. اگه نمی‌خواین
‫برین پایین، اگه می‌ترسین،

689
01:00:12,087 --> 01:00:14,597
‫من اول میرم پایین و
‫بهتون میگم چطور بود.

690
01:00:34,568 --> 01:00:37,623
‫من ازش جدا شدم و با
‫عمر تنها زندگی می‌کنم.

691
01:00:37,647 --> 01:00:40,384
‫همه قبض‌ها رو خودم میدم،
‫ولی در آرامش زندگی می‌کنم.

692
01:00:40,408 --> 01:00:44,223
‫دارم می‌بینم می‌تونم با دختر
‫کوچولوم جابه‌جا بشم یا نه.

693
01:00:44,247 --> 01:00:45,949
‫فقط من و دخترم.

694
01:00:48,448 --> 01:00:51,743
‫اگه شریک زندگی‌م بخواد
‫بیاد، قدمش روی چشم.

695
01:00:51,767 --> 01:00:55,063
‫ولی اصل کاری دخترم و من هستیم.

696
01:00:55,087 --> 01:00:58,103
‫دوست‌پسر نمی‌خوام.
‫الان پسرم برام کافیه.

697
01:00:58,127 --> 01:00:59,984
‫وقت ندارم به مردا فکر کنم.

698
01:01:00,008 --> 01:01:01,984
‫مال پارسال بود.

699
01:01:02,008 --> 01:01:05,591
‫- و تو چی، ماریا؟ زندگی عشقی؟
‫- من، نه... من...

700
01:01:06,928 --> 01:01:09,864
‫من خیلی سخت‌گیرم.

701
01:01:09,888 --> 01:01:11,824
‫ماریا از هر چیزی یه ذره داره.

702
01:01:11,848 --> 01:01:13,904
‫نمی‌دونه دوست‌پسر
‫داره یا دوست‌دختر.

703
01:01:13,928 --> 01:01:18,263
‫اگه یه روزی برم با شریک زندگی‌م
‫زندگی کنم، قبض‌ها رو نصف می‌کنیم.

704
01:01:18,287 --> 01:01:22,103
‫- از همین الان داری تعیین تکلیف می‌کنی.
‫- ولی فعلاً هر کدوم خونه خودمونیم.

705
01:01:22,127 --> 01:01:25,783
‫بی‌خیال، هیچی بهم نگفتی.
‫چرا نمی‌خوای بهم بگی؟

706
01:01:25,807 --> 01:01:29,783
‫- یه پسره به اسم سرجیو.
‫- اوه، سرجیو.

707
01:01:29,807 --> 01:01:33,437
‫ببینم! از این یکی خبر نداشتم.

708
01:01:35,368 --> 01:01:39,063
‫موهام، دولفینا! آخرش می‌بافیشون!

709
01:01:39,087 --> 01:01:42,384
‫- امیدوارم بریزه، سلیطه افاده‌ای.
‫- از اینکه کسی به موهاش دست بزنه متنفره.

710
01:01:42,408 --> 01:01:44,223
‫- تو هم موهای واژنت.
‫- من اصلاً ندارم.

711
01:01:44,247 --> 01:01:46,663
‫- سر به سرش نذار.
‫- دست از سرم بردار.

712
01:01:46,687 --> 01:01:48,864
‫- پری دریایی کلافه شده.
‫- طبیعیه.

713
01:01:48,888 --> 01:01:51,384
‫اگه به موهاش دست
‫بزنی، از کوره در میره.

714
01:01:51,408 --> 01:01:55,306
‫آره، واقعاً بدم میاد وقتی
‫بقیه به موهام دست می‌زنن.

715
01:01:56,207 --> 01:01:58,743
‫الان دیگه می‌خوام دوباره
‫درسم رو شروع کنم.

716
01:01:58,767 --> 01:02:00,824
‫آرایشگاه چی شد؟

717
01:02:00,848 --> 01:02:03,384
‫خیلی وقت پیش
‫بهشون گفتم برن گم شن.

718
01:02:03,408 --> 01:02:05,103
‫تو چی، ماریا؟

719
01:02:05,127 --> 01:02:06,426
‫من پیش‌خدمت بودم.

720
01:02:08,408 --> 01:02:11,703
‫- راسته.
‫- ماریا مثل یه جادوگره.

721
01:02:11,727 --> 01:02:14,663
‫من یه زن همه‌فن‌حریفم.
‫هر کاری از دستم برمیاد.

722
01:02:14,687 --> 01:02:18,623
‫- چندبعدی، درسته؟
‫- آره. همه‌فن‌حریف، رفیق.

723
01:02:18,647 --> 01:02:21,743
‫اتاق‌های هتل رو هم تمیز کردم،

724
01:02:21,767 --> 01:02:23,263
‫توی تلویزیون هم بودم،

725
01:02:23,287 --> 01:02:25,864
‫و باغبون هم بودم. عاشقشم.

726
01:02:25,888 --> 01:02:28,143
‫- اونجا گل داری.
‫- باغبون...

727
01:02:28,167 --> 01:02:29,783
‫عاشقشم.

728
01:02:29,807 --> 01:02:32,464
‫- عاشق باغبونی‌ام.
‫- این ماریا...

729
01:02:32,488 --> 01:02:37,325
‫بیرون، گیاه‌ها حرف
‫نمی‌زنن، بهشون آب می‌دی...

730
01:02:38,287 --> 01:02:41,944
‫- گیاه‌ها باهات حرف می‌زنن؟
‫- نه. من باهاشون حرف می‌زنم تا رشد کنن.

731
01:02:41,968 --> 01:02:44,344
‫اگه گیاه‌ها باهات حرف
‫بزنن، یه مشکلی داریم.

732
01:02:44,368 --> 01:02:46,583
‫باهاشون حرف می‌زنم
‫و بهشون آب می‌دم،

733
01:02:46,607 --> 01:02:48,743
‫علف‌های هرز رو درمیارم،

734
01:02:48,767 --> 01:02:53,024
‫با کود و کمپوست باغچه درست
‫می‌کنم، همه‌ی این کارها رو می‌کنم.

735
01:03:20,968 --> 01:03:23,663
‫کم‌کم یادشون می‌ره و آروم می‌شن،

736
01:03:23,687 --> 01:03:27,944
‫ولی آدریانای من، وقتی از مدرسه
‫برگشت، درباره‌ی آنا بهم گفت.

737
01:03:29,247 --> 01:03:31,504
‫اونم به دخترت دربارش گفت؟

738
01:03:31,528 --> 01:03:32,505
‫چی؟

739
01:03:32,529 --> 01:03:35,944
‫آنا داشت از بمباران فرار می‌کرد،

740
01:03:35,968 --> 01:03:39,063
‫و توی راه نشستن توی
‫یه جنگل استراحت کنن.

741
01:03:39,087 --> 01:03:41,663
‫این چیزیه که
‫آدریانای من بهم گفت.

742
01:03:41,687 --> 01:03:43,783
‫موشک‌ها از بالای
‫سرمون رد می‌شدن.

743
01:03:43,807 --> 01:03:46,703
‫تو فرار کردی و کتش رو جا
‫گذاشتی، و آنا اون‌قدر سردش بود

744
01:03:46,727 --> 01:03:49,544
‫که مجبور شدی عروسک پولیشی‌ش
‫رو پاره کنی تا باهاش بپوشونیش.

745
01:03:49,568 --> 01:03:53,304
‫آدریانای من موقع تعریف
‫کردن گریه می‌کرد. می‌گفت،

746
01:03:53,328 --> 01:03:57,672
‫«چیزی که آنا کشیده وحشتناکه.»

747
01:03:59,207 --> 01:04:01,544
‫و تایسیای تو چطوره؟

748
01:04:01,568 --> 01:04:07,616
‫واسه اونم باید سخت باشه.

749
01:04:07,968 --> 01:04:11,685
‫یادمه وقتی از مدرسه برگشت

750
01:04:12,207 --> 01:04:18,623
‫یه روز توی یه کلاسی شرکت کردن

751
01:04:18,647 --> 01:04:22,024
‫که درباره‌ی خبرهای
‫حملات روسیه به اوکراین بود،

752
01:04:22,048 --> 01:04:26,783
‫درباره‌ی اطلاعاتی که پخش می‌شد.

753
01:04:26,807 --> 01:04:29,263
‫و دختر من اخبار نگاه نمی‌کنه.

754
01:04:29,287 --> 01:04:33,743
‫سعی می‌کنم تمام اون اطلاعات
‫درباره‌ی جنگ رو فیلتر کنم.

755
01:04:33,767 --> 01:04:37,800
‫هر چی که می‌دونه
‫رو خودم بهش گفتم.

756
01:04:38,127 --> 01:04:40,544
‫و واسش شوکه‌کننده بود.

757
01:04:40,568 --> 01:04:46,904
‫من توی خونه این سیاست رو دارم که
‫اطلاعاتی که به دخترم می‌رسه رو محدود کنم.

758
01:04:46,928 --> 01:04:52,183
‫فکر نمی‌کردم مدرسه
‫بتونه همچین کاری بکنه.

759
01:04:52,207 --> 01:04:56,957
‫بعدازظهر با هم حرف زدیم. و
‫اون با اینکه داشت گریه می‌کرد گفت،

760
01:04:57,048 --> 01:04:59,103
‫«این نمی‌تونه واقعی باشه.

761
01:04:59,127 --> 01:05:05,669
‫چرا مردم فکر می‌کنن
‫همه‌ی روس‌ها بد هستن؟»

762
01:05:07,448 --> 01:05:11,076
‫فکر می‌کردیم اون وضعیت
‫رو پشت سر گذاشتیم،

763
01:05:12,528 --> 01:05:16,336
‫ولی آخرش کارم به
‫رفتن پیش معلمش کشید...

764
01:05:17,167 --> 01:05:19,407
‫که کمک بخوام.

765
01:05:22,167 --> 01:05:29,962
‫من کمک خواستم تا توی
‫اون کلاس، توضیح بدن...

766
01:05:30,767 --> 01:05:35,183
‫که بچه‌های روسی
‫نباید تقاص پس بدن

767
01:05:35,207 --> 01:05:40,359
‫واسه اتفاقایی که
‫الان داره می‌افته.

768
01:05:41,848 --> 01:05:44,088
‫الان واسه روس‌ها شرایط سخته.

769
01:05:46,368 --> 01:05:50,266
‫همه‌مون دردای خودمون
‫رو داریم. چی می‌شه گفت؟

770
01:05:50,568 --> 01:05:56,384
‫خداروشکر، بچه‌ها
‫اینجا زندگی می‌کنن

771
01:05:56,408 --> 01:06:02,464
‫و اسپانیایی، کاتالان، روسی
‫و اوکراینی حرف می‌زنن،

772
01:06:02,488 --> 01:06:07,944
‫چون این حقیقت نداره که زبون
‫روسی توی اوکراین ممنوعه.

773
01:06:07,968 --> 01:06:14,583
‫بچه‌هام توی اسپانیا زندگی می‌کنن و
‫بهش نیازی ندارن، ولی روسی بلدن.

774
01:06:14,607 --> 01:06:18,684
‫ولی مهم اینه که سالم
‫و خوشحال باشن.

775
01:06:19,328 --> 01:06:21,210
‫حموم کردن.

776
01:06:22,408 --> 01:06:28,142
‫آره، ولی یه شبِ آروم هم نداریم.

777
01:06:28,528 --> 01:06:30,813
‫کوچیکه به‌زور می‌خوابه،

778
01:06:31,087 --> 01:06:34,807
‫ولی طول روز آروم و
‫خوشحال به نظر میاد.

779
01:06:39,207 --> 01:06:42,583
‫پسرعموم انگار...

780
01:06:42,607 --> 01:06:45,024
‫به قولی، با من برنامه‌ای داشت.

781
01:06:45,048 --> 01:06:48,093
‫می‌خواست ازدواج کنه و این حرفا.

782
01:06:48,607 --> 01:06:51,464
‫می‌دونی مراکشی‌هایِ
‫خودِ مراکش چطوری‌ان.

783
01:06:51,488 --> 01:06:54,344
‫می‌بینن تو اسپانیا زندگی
‫می‌کنی و می‌خوان باهات بیان.

784
01:06:54,368 --> 01:06:56,783
‫یه چیزی مثل حسادت
‫بود، یه همچین چیزی.

785
01:06:56,807 --> 01:06:59,317
‫واقعاً چه اتفاقی
‫واسه برادرت افتاد؟

786
01:07:03,448 --> 01:07:07,346
‫همه‌شون باهاش لج بودن...

787
01:07:07,528 --> 01:07:10,394
‫- و حسود.
‫- چرا اذیتش می‌کردن؟

788
01:07:10,848 --> 01:07:14,344
‫خوش می‌گذروندن. از مدرسه
‫می‌اومدن بیرون و برادرم رو می‌زدن.

789
01:07:14,368 --> 01:07:17,344
‫برادرم با بدنِ کبود
‫می‌اومد خونه و می‌گفت...

790
01:07:17,368 --> 01:07:19,824
‫یه روز، مامانم دید
‫یه کبودیِ گنده داره.

791
01:07:19,848 --> 01:07:21,384
‫گفت: «چی شده؟»

792
01:07:21,408 --> 01:07:26,223
‫برادرم به مامانم گفت:
‫«از پله‌ها افتادم.»

793
01:07:26,247 --> 01:07:28,263
‫دروغ بود. کتکش زده بودن.

794
01:07:28,287 --> 01:07:31,783
‫وقتی از مدرسه می‌اومد بیرون،
‫کوله‌پشتی‌ش رو هم می‌گشتن

795
01:07:31,807 --> 01:07:34,183
‫و می‌انداختنش زمین
‫تا ببینن چی توشه.

796
01:07:34,207 --> 01:07:35,743
‫بابات چطوری فهمید؟

797
01:07:35,767 --> 01:07:38,703
‫یه روز مامانم مچشون
‫رو گرفت و بابام فهمید.

798
01:07:38,727 --> 01:07:40,944
‫مامانم گفت که اون گرفتتشون

799
01:07:40,968 --> 01:07:43,583
‫و بهشون گفت دیگه
‫به پسرش دست نزنن.

800
01:07:43,607 --> 01:07:48,583
‫بعدش، بچه‌ها گریه‌کنون
‫رفتن پیش پدر و مادرشون،

801
01:07:48,607 --> 01:07:54,063
‫و گفتن که بابام سرشون داد
‫زده و کی می‌دونه دیگه چی.

802
01:07:54,087 --> 01:07:56,384
‫و یه روز، اونا
‫بابام رو اونجا دیدن،

803
01:07:56,408 --> 01:08:00,743
‫و گفتن: «تو بچه‌های من رو
‫زدی. حالا با من دعوا کن.»

804
01:08:00,767 --> 01:08:03,322
‫دو سه تا پدر در مقابل بابام.

805
01:08:03,488 --> 01:08:06,703
‫- فرهنگشونه.
‫- فرهنگشون، کلماتشون، همه‌چیزشون.

806
01:08:06,727 --> 01:08:09,819
‫کارایی که می‌کنن، چطوری دعوا
‫می‌کنن، چطوری با هم رفتار می‌کنن...

807
01:08:10,008 --> 01:08:12,248
‫بعضیاشون با همدیگه.

808
01:08:13,807 --> 01:08:17,504
‫وقتی می‌بیننت می‌ترسی؟

809
01:08:17,528 --> 01:08:21,783
‫اون پسرایی که اذیتش
‫می‌کردن یا پدر و مادرِ بچه‌ها؟

810
01:08:21,807 --> 01:08:23,743
‫یه بار خواهرم
‫توی مدرسه تنها بود،

811
01:08:23,767 --> 01:08:26,504
‫و چون دوستای
‫برادرش اونجا بودن...

812
01:08:26,528 --> 01:08:28,064
‫- اذیتش کردن.
‫- آره.

813
01:08:28,088 --> 01:08:33,597
‫گفتن: «می‌خوای بذاری این دختره‌ی
‫مسلمونِ لعنتی بهت زور بگه؟»

814
01:09:09,647 --> 01:09:14,127
‫همونجا ساعت چهار بعدازظهر،
‫هیچ‌کس تو وال‌بونا نیست.

815
01:09:15,607 --> 01:09:18,384
‫فکر کنم کارشو از دست داده بود

816
01:09:18,408 --> 01:09:22,125
‫و یواشکی رفته بود تو ساختمون.

817
01:09:22,368 --> 01:09:28,703
‫و یه دوستم بهم زنگ زد و
‫گفت: «نورما، می‌بینی...؟

818
01:09:28,727 --> 01:09:33,023
‫دیدی مردی که از
‫ساختمونتون پرید بیرون؟»

819
01:09:33,047 --> 01:09:34,384
‫گفتم: «نه.»

820
01:09:34,408 --> 01:09:40,144
‫از پنجره نگاه کردم و پلیس
‫داشت می‌ذاشتش تو یه کیسه.

821
01:09:40,168 --> 01:09:43,124
‫پنجره؟ من پنجره ندارم.

822
01:09:44,288 --> 01:09:48,453
‫من هیچی ندارم،
‫حتی پنجره هم ندارم.

823
01:09:49,727 --> 01:09:52,236
‫باید یه پنجره بذاری، عزیزم.

824
01:09:53,927 --> 01:09:56,437
‫ما که پنجره داریم.

825
01:09:57,927 --> 01:10:00,623
‫آه، آره. یادم اومد.

826
01:10:00,647 --> 01:10:03,426
‫من می‌تونم کوه‌ها رو ببینم...

827
01:10:07,727 --> 01:10:10,224
‫من دریا یا رودخونه رو
‫دوست ندارم. می‌ترسم.

828
01:10:10,248 --> 01:10:13,966
‫من دریا رو دوست دارم، ولی
‫فقط ساحلشو، چون نمی‌تونم شنا کنم.

829
01:10:16,727 --> 01:10:18,205
‫سلام.

830
01:10:20,007 --> 01:10:22,703
‫همسایه بغلیمونه.

831
01:10:22,727 --> 01:10:25,823
‫فکر نمی‌کنی مردم
‫اینجا یکم تو خودشونن؟

832
01:10:25,847 --> 01:10:29,823
‫آره، ما دوستای خیلی کمی داریم.

833
01:10:29,847 --> 01:10:31,953
‫من میگم هیچی نداریم.

834
01:10:32,328 --> 01:10:35,373
‫خب، خوانی هست،

835
01:10:36,047 --> 01:10:38,063
‫و ماریا خوزه هم هست،

836
01:10:38,288 --> 01:10:39,855
‫و دیگه هیچ‌کی.

837
01:10:39,887 --> 01:10:41,504
‫هیچ‌کس بهمون سر نمی‌زنه.

838
01:10:41,528 --> 01:10:46,304
‫ما منتظریم یه زنگی بهمون بزنن،
‫و هیچ‌کس بهمون زنگ نمی‌زنه.

839
01:10:46,328 --> 01:10:49,194
‫مردم همیشه میگن کار دارن.

840
01:10:49,408 --> 01:10:52,858
‫صبح میرن بیرون و شب برمی‌گردن.

841
01:10:53,488 --> 01:10:55,325
‫خب، یادم نمیاد.

842
01:10:55,448 --> 01:10:59,165
‫دوست دارم خیلی چیزا
‫رو یادم بیاد، ولی نمی‌تونم.

843
01:10:59,208 --> 01:11:01,582
‫اسمم چیه؟ همین.

844
01:11:01,807 --> 01:11:04,863
‫نورما کوراسین کوستا.

845
01:11:04,887 --> 01:11:07,306
‫«کوراسین» رو چطوری تلفظ می‌کنی؟

846
01:11:07,368 --> 01:11:08,935
‫«کوراچینی».

847
01:11:09,088 --> 01:11:13,464
‫من تو ایتالیا یا تو
‫برزیل به دنیا اومدم؟

848
01:11:13,488 --> 01:11:15,464
‫تو برزیل، مطمئناً.

849
01:11:15,488 --> 01:11:17,638
‫و چرا من ایتالیایی حرف می‌زنم؟

850
01:11:18,168 --> 01:11:21,304
‫خونوادت مال اونجاست، درسته؟

851
01:11:21,328 --> 01:11:23,504
‫رقاص خوبی بودم یا بد؟

852
01:11:23,528 --> 01:11:26,583
‫خیلی خوب، خیلی خوب.

853
01:11:26,607 --> 01:11:29,384
‫مردم بهت خیره
‫می‌شدن. خیره می‌شدن...

854
01:11:29,408 --> 01:11:31,603
‫یالا، بیشتر ازم سوال بپرس.

855
01:11:35,967 --> 01:11:37,983
‫بذار ببینم چیزی یادم میاد.

856
01:11:38,007 --> 01:11:41,104
‫فکر می‌کنی حافظه‌ات با
‫گذشت زمان بدتر میشه؟

857
01:11:41,128 --> 01:11:44,578
‫ممکنه. ببین، دو تا اردک.

858
01:11:47,248 --> 01:11:48,547
‫دو تا اردک.

859
01:11:48,887 --> 01:11:51,442
‫درسته. چرا نمی‌خوای جواب بدی؟

860
01:11:51,607 --> 01:11:55,264
‫جواب بدم؟ دوباره ازم
‫بپرس. من که یادم رفت.

861
01:11:55,288 --> 01:11:59,768
‫فکر می‌کنی حافظه‌ات داره
‫با گذشت زمان بدتر میشه؟

862
01:12:00,007 --> 01:12:01,344
‫فکر نمی‌کنم.

863
01:12:01,368 --> 01:12:02,667
‫نه.

864
01:12:05,328 --> 01:12:08,688
‫من نه.

865
01:12:09,128 --> 01:12:14,144
‫چرا باید اینجوری فکر کنم؟
‫من به هیچی اعتقاد ندارم.

866
01:12:14,168 --> 01:12:16,064
‫باید خیلی حواست باشه.

867
01:12:16,088 --> 01:12:18,192
‫خیلی حواسم باشه؟ چرا؟

868
01:12:18,568 --> 01:12:21,435
‫- که گم نشی.
‫- کجا؟

869
01:12:21,647 --> 01:12:23,863
‫- شبا.
‫- شبا؟

870
01:12:23,887 --> 01:12:28,743
‫- وقتی خوابم.
‫- خب، یه بار رفتم. این درسته.

871
01:12:28,767 --> 01:12:30,156
‫فرار کردم.

872
01:12:31,927 --> 01:12:34,122
‫نمیدونم چرا این کارو کردم.

873
01:12:34,168 --> 01:12:36,677
‫راستش، نمیدونم
‫چرا این کارو کردم.

874
01:12:38,528 --> 01:12:42,424
‫- تو مثل نون عسلی شیرینی.
‫- نون؟

875
01:12:43,568 --> 01:12:46,304
‫- آره، باید نون بخری.
‫- میدونم.

876
01:12:46,328 --> 01:12:47,823
‫و ماست. زیاد.

877
01:12:47,847 --> 01:12:53,064
‫ولی خرید ماه رو من انجام
‫میدم. دوشنبه میخرمشون.

878
01:12:53,088 --> 01:12:57,023
‫- مطمئنی انجامش میدی؟
‫- معلومه. هر ماه انجامش میدم.

879
01:12:57,047 --> 01:12:59,826
‫فردا حقوق میگیرم.

880
01:13:00,128 --> 01:13:01,663
‫تو با حقوقت وسواس داری.

881
01:13:01,687 --> 01:13:05,586
‫معلومه. چجوری
‫خرید کنم؟ با حقوقم.

882
01:13:46,007 --> 01:13:47,889
‫کوره-کوره!

883
01:13:51,088 --> 01:13:53,013
‫قایم شدی؟

884
01:13:53,208 --> 01:13:56,164
‫کجایی، کوره-کوره؟

885
01:13:56,448 --> 01:13:59,359
‫مامانتو تنها نذار، کوره-کوره!

886
01:14:00,208 --> 01:14:03,703
‫بعضی‌هاشون حشره دارن
‫و بعضی‌هاشون حلزون.

887
01:14:03,727 --> 01:14:06,057
‫فقط خوباشو بردار.

888
01:14:24,488 --> 01:14:26,594
‫سردته، لونی‌نیا؟

889
01:14:41,408 --> 01:14:44,274
‫خوزه پسر خوبی بود...

890
01:14:47,208 --> 01:14:50,344
‫کجا میری؟ کجا
‫میخوای بری، لونی‌نیا؟

891
01:14:50,368 --> 01:14:54,803
‫گرگ داره میاد. اونجا یه
‫گرگ و چند تا گراز هست.

892
01:14:59,967 --> 01:15:01,447
‫گرگه.

893
01:15:02,767 --> 01:15:06,487
‫میخورتت، لونا.

894
01:15:49,448 --> 01:15:52,983
‫اولین روزی که اومدن اینجا، از همون
‫اول می‌خواستن دیوارا رو رنگ کنن،

895
01:15:53,007 --> 01:15:54,743
‫درها رو عوض کنن...

896
01:15:54,767 --> 01:15:57,186
‫من اصلاً به این
‫چیزا فکر نکرده بودم.

897
01:15:57,288 --> 01:16:00,344
‫میگن: "باید یه فنگ‌شویی کنی."

898
01:16:00,368 --> 01:16:04,544
‫- ولی این مشکی دلگیره.
‫- بهم گفتن.

899
01:16:04,568 --> 01:16:07,344
‫ولی ما اینو می‌خواستیم

900
01:16:07,368 --> 01:16:09,943
‫چون گفتیم: "ما مبلمان
‫خطی دوست داریم."

901
01:16:09,967 --> 01:16:11,863
‫اون موقع مد نبود.

902
01:16:11,887 --> 01:16:16,184
‫ولی میگل، تو چیزی رو می‌خری
‫چون مده یا چون دوستش داری؟

903
01:16:16,208 --> 01:16:18,104
‫- چون مبلمان رو دوست داشتم.
‫- باشه.

904
01:16:18,128 --> 01:16:21,703
‫و من و پارتنرم مشکی دوست داشتیم.

905
01:16:21,727 --> 01:16:25,783
‫- خب، الان نه شریکی هست نه...
‫- ولی من هنوزم مشکی دوست دارم.

906
01:16:25,807 --> 01:16:28,783
‫ببین، این تابلوها از
‫روز اول اینجا بودن.

907
01:16:28,807 --> 01:16:31,304
‫- می‌خوای باهاشون چیکار کنی؟
‫- یه روزی آویزونشون می‌کنم.

908
01:16:31,328 --> 01:16:35,304
‫- بیست ساله آویزونشون نکردی.
‫- چون اینجا هیچ‌وقت مال من حس نمی‌شد.

909
01:16:35,328 --> 01:16:37,703
‫- این فضا؟
‫- آپارتمان.

910
01:16:37,727 --> 01:16:40,184
‫چیزی که من اینجا
‫می‌بینم یه تناقض بزرگه.

911
01:16:40,208 --> 01:16:43,023
‫مبل رو به کوه نیست.

912
01:16:43,047 --> 01:16:47,344
‫خب، حالا که اینقدر خوش‌شانسی که تو
‫یه آپارتمان با منظره کوه زندگی می‌کنی،

913
01:16:47,368 --> 01:16:49,783
‫مبل رو بذار اونجا...

914
01:16:49,807 --> 01:16:53,840
‫- و کمد؟
‫- اینجا.

915
01:16:53,967 --> 01:16:56,783
‫تو آپارتمان قبلیم، من رو
‫به بیرون زندگی می‌کردم.

916
01:16:56,807 --> 01:16:58,863
‫جوری چیده شده بود که
‫رو به بیرون زندگی کنم.

917
01:16:58,887 --> 01:17:00,007
‫چون...

918
01:17:00,887 --> 01:17:03,464
‫اونجا حس خونه منو داشت.

919
01:17:03,488 --> 01:17:07,544
‫محله من بود، مردم من، محیط من...

920
01:17:07,568 --> 01:17:09,983
‫وقتی اومدم اینجا،
‫اصلاً نمی‌دونستم کجام.

921
01:17:10,007 --> 01:17:13,544
‫ببخشید، ولی شما با
‫اداره مسکن تماس گرفتین.

922
01:17:13,568 --> 01:17:17,224
‫- خب! کی باهاشون تماس گرفتم؟
‫- وقتی که اخراج شدین.

923
01:17:17,248 --> 01:17:20,783
‫وقتی یه قاضی منو
‫از خونه‌م بیرون کرد.

924
01:17:20,807 --> 01:17:25,377
‫- ولی شما پیش‌قدم شدین.
‫- ولی من نیّتم این نبود.

925
01:17:26,088 --> 01:17:27,783
‫مجبور شد.

926
01:17:27,807 --> 01:17:31,384
‫ببین، واقعیت... نه، نه. مهمه.

927
01:17:31,408 --> 01:17:34,095
‫- نه.
‫- آره، البته.

928
01:17:34,727 --> 01:17:37,325
‫این محله تاریخ خودشو داره.

929
01:17:37,647 --> 01:17:41,591
‫خونه‌ها رو خراب کردن
‫که بسازن، میدونی چی رو؟

930
01:17:42,488 --> 01:17:44,683
‫این ساختمونا رو بسازن.

931
01:17:45,128 --> 01:17:48,823
‫اون یکی. دوست
‫دارم اونجا زندگی کنم.

932
01:17:48,847 --> 01:17:50,983
‫- اون خونه کوچیکه رو دوست داری؟
‫- خیلی.

933
01:17:51,007 --> 01:17:53,583
‫تا بوق سگ آهنگ میزدی.

934
01:17:53,607 --> 01:17:56,386
‫آهنگای مورد
‫علاقه‌م. و گل میکاشتم.

935
01:17:56,847 --> 01:18:01,703
‫من اینجا گل نمیذارم
‫چون همه‌شون میمیرن.

936
01:18:01,727 --> 01:18:03,663
‫و ترجیح میدم هیچی نداشته باشم

937
01:18:03,687 --> 01:18:07,104
‫چون اگه به گلا آب
‫بدم، النا میاد غر میزنه.

938
01:18:07,128 --> 01:18:08,105
‫درسته.

939
01:18:08,129 --> 01:18:12,504
‫اینجا نمیتونی پیانو بزنی،
‫نه گل داشته باشی، نه هیچی.

940
01:18:12,528 --> 01:18:15,583
‫ما تو این ساختمون
‫تحت دیکتاتوری هستیم.

941
01:18:15,607 --> 01:18:19,464
‫چند ساله پیانو نزدم؟
‫حدود چهار سال.

942
01:18:19,488 --> 01:18:23,783
‫چرا؟ چون همسایه اونور
‫اذیت میشه و بهت غر میزنه.

943
01:18:23,807 --> 01:18:25,943
‫به جهنم.

944
01:18:25,967 --> 01:18:28,983
‫شاید مجبور شم این کارو کنم

945
01:18:29,007 --> 01:18:32,224
‫و دوباره تمرین
‫کنم و دوباره بزنم.

946
01:18:32,248 --> 01:18:35,144
‫چون چهار سال پیانو
‫نزدن، چهار ساله.

947
01:18:35,168 --> 01:18:36,422
‫معلومه که چهار ساله.

948
01:18:36,448 --> 01:18:38,703
‫کلیدا از بس نزدم کثیف شدن.

949
01:18:38,727 --> 01:18:40,967
‫چهار به علاوه چهار میشه هشت.

950
01:18:41,088 --> 01:18:42,983
‫هشت به علاوه هشت، شونزده.

951
01:18:43,007 --> 01:18:46,098
‫شونزده و شونزده، سی و دو.

952
01:19:06,647 --> 01:19:09,863
‫اون آپارتمانا رو
‫ساختن و گذاشتن اونجا.

953
01:19:09,887 --> 01:19:15,936
‫مجبور شدن مردمی رو که
‫خونه‌هاشون رو خراب کردن، جابجا کنن.

954
01:19:16,248 --> 01:19:20,823
‫وقتی از گالیسیا اومدیم،
‫رفتیم اونجا زندگی کنیم، ببین.

955
01:19:20,847 --> 01:19:22,461
‫اونجا؟

956
01:19:23,368 --> 01:19:24,345
‫اونور.

957
01:19:24,369 --> 01:19:26,023
‫- دقیقاً کجا؟
‫- اونور.

958
01:19:26,047 --> 01:19:27,903
‫- جایی که سگ‌ها هستن؟
‫- آره.

959
01:19:27,927 --> 01:19:30,795
‫- ترسیدی؟
‫- آره، معلومه. خیلی.

960
01:19:31,607 --> 01:19:38,064
‫با بچه‌هاش بود.

961
01:19:38,088 --> 01:19:41,223
‫با بچه‌هاش؟ چند تا؟

962
01:19:41,807 --> 01:19:44,184
‫فکر کنم سه تا بودن.

963
01:19:44,208 --> 01:19:46,023
‫- سه تا گراز؟
‫- آره.

964
01:19:46,047 --> 01:19:47,344
‫مادر و بچه‌هاش؟

965
01:19:47,368 --> 01:19:51,943
‫دو تا بزرگ بودن و دو تا کوچیک.

966
01:19:51,967 --> 01:19:53,447
‫پس چهار تا بودن.

967
01:19:53,687 --> 01:19:55,615
‫فرار نکردی؟

968
01:19:55,767 --> 01:19:59,863
‫نه، نکردم. وحشت کرده بودم.

969
01:19:59,887 --> 01:20:04,457
‫نه، نمیتونم خیلی تند بدوم.

970
01:20:04,727 --> 01:20:09,162
‫ولی گرازها سنگینن
‫به زور میدوئن.

971
01:20:09,687 --> 01:20:14,167
‫حتی اگه خیلی تند ندوئی
‫یه گراز نمیتونه بگیرتت.

972
01:20:17,967 --> 01:20:20,264
‫ورزشکار نیستی؟

973
01:20:20,288 --> 01:20:21,408
‫ولی من ترسیده بودم.

974
01:20:21,448 --> 01:20:25,120
‫- از گراز ترسیدی؟
‫- وحشت کرده بودم.

975
01:20:26,647 --> 01:20:30,743
‫وقتی به گلا آب میدی،
‫باهاشون حرف میزنی؟

976
01:20:30,767 --> 01:20:33,863
‫گل‌ها، گل هستن.

977
01:20:33,887 --> 01:20:39,802
‫اگه باهاشون حرف بزنی،
‫قوی‌تر و سالم‌تر میشن.

978
01:20:44,288 --> 01:20:50,623
‫چیزی میدونی در مورد
‫بچه‌ای که خودشو لب پل کشت؟

979
01:20:50,647 --> 01:20:53,344
‫اون خیلی معروف بود تو توره بارو.

980
01:20:53,368 --> 01:20:57,399
‫اون پسر دست تنها بود.

981
01:20:58,007 --> 01:20:59,978
‫تنهای تنها.

982
01:21:00,687 --> 01:21:03,196
‫با برادرش زندگی میکرد.

983
01:21:04,847 --> 01:21:08,264
‫چیزی که بهم گفتن وقتی رفتم مسجد

984
01:21:08,288 --> 01:21:13,664
‫این بود که اون فقط میخواست یه
‫چیزی رو بشکنه تا یه پولی گیرش بیاد.

985
01:21:13,927 --> 01:21:19,264
‫ولی اون افتاد رو
‫نرده و خورد به شکمش.

986
01:21:19,288 --> 01:21:21,438
‫اون چرخید و کله‌پا شد و افتاد.

987
01:21:22,047 --> 01:21:26,384
‫اینجوری رفت و افتاد.

988
01:21:26,408 --> 01:21:30,264
‫و یه ماشین حتماً از روش رد شده.

989
01:21:30,288 --> 01:21:33,514
‫بچه بیچاره. مادرش داغونه.

990
01:21:35,368 --> 01:21:37,698
‫خدا رحمتش کنه.

991
01:21:50,047 --> 01:21:52,983
‫- سرده، نه؟
‫- بفرما.

992
01:21:53,007 --> 01:21:54,352
‫بذارش اینجا.

993
01:22:05,767 --> 01:22:08,623
‫- اینجا رو ببین.
‫- کجا؟

994
01:22:08,647 --> 01:22:11,426
‫میتونیم با این املت درست کنیم.

995
01:22:11,647 --> 01:22:13,306
‫سیره.

996
01:22:15,007 --> 01:22:17,023
‫من رازیانه پیدا میکنم.

997
01:22:24,607 --> 01:22:27,863
‫میدونی چی پشت اون کوهه؟

998
01:22:27,887 --> 01:22:29,097
‫چی؟

999
01:22:33,767 --> 01:22:38,696
‫اون تپه اونجا.

1000
01:22:39,368 --> 01:22:41,876
‫اونجاست که شهر تموم میشه.

1001
01:23:02,967 --> 01:23:04,357
‫صدامو دارید؟

1002
01:23:05,568 --> 01:23:06,688
‫نه؟

1003
01:23:08,887 --> 01:23:11,064
‫الان بهتر صدامو
‫میشنوید؟ آره، باشه.

1004
01:23:11,088 --> 01:23:14,823
‫من معاون مدیر راه‌آهن
‫پرسرعت آدیف هستم.

1005
01:23:14,847 --> 01:23:20,224
‫مهمتر از همه، سعی کردیم نشون
‫بدیم که کار ساخت و ساز چطور روی

1006
01:23:20,248 --> 01:23:22,757
‫زندگی روزمره محله تاثیر میذاره.

1007
01:23:24,288 --> 01:23:27,023
‫ما در خدمت شماییم.
‫همه ما در خدمت شماییم

1008
01:23:27,047 --> 01:23:30,783
‫از طریق منطقه، که همه
‫درخواست‌ها رو هدایت میکنه،

1009
01:23:30,807 --> 01:23:33,184
‫همه دخالت‌هایی که شما
‫ممکنه نیاز داشته باشین،

1010
01:23:33,208 --> 01:23:35,264
‫و میتونین روی ما
‫حساب کنین برای...

1011
01:23:35,288 --> 01:23:37,264
‫فقط یه دخالت کوچیک.

1012
01:23:37,288 --> 01:23:42,064
‫وقتی زمین فوتبال رو خراب میکنین،

1013
01:23:42,088 --> 01:23:45,823
‫- مردم کجا فوتبال بازی میکنن؟
‫- باشه.

1014
01:23:45,847 --> 01:23:47,384
‫سوال دیگه‌ای...

1015
01:23:47,408 --> 01:23:50,224
‫ما توافق کردیم که زمین
‫فوتبال رو ترک نمی‌کنیم

1016
01:23:50,248 --> 01:23:52,983
‫تا وقتی که زمین جدید
‫آماده شه. این اتفاق نیفتاد.

1017
01:23:53,007 --> 01:23:56,743
‫بعدش بهمون گفتین که ساخت‌وساز
‫رو تو جولای شروع می‌کنین،

1018
01:23:56,767 --> 01:23:59,823
‫ولی انگار تو جولای
‫شروع نمی‌کنین.

1019
01:23:59,847 --> 01:24:00,824
‫تو ژانویه.

1020
01:24:00,848 --> 01:24:05,943
‫بعدش، بهمون گفتین
‫که تو اکتبر میریم.

1021
01:24:05,967 --> 01:24:09,955
‫انگار ممکنه تأخیرای
‫بیشتری هم باشه، درسته؟

1022
01:24:10,727 --> 01:24:13,424
‫ما یا زمین فوتبال
‫رو منتقل می‌کنیم

1023
01:24:13,448 --> 01:24:15,384
‫یا برمی‌گرده به جای اصلیش

1024
01:24:15,408 --> 01:24:19,424
‫تو سال ۲۰۲۹، وقتی
‫تونل کاملاً بسته شه،

1025
01:24:19,448 --> 01:24:22,180
‫و محله کاملاً پاک بشه از...

1026
01:24:24,927 --> 01:24:29,504
‫ببخشید. آیا شهرداری به این فکر
‫کرده که زمین فوتبال رو برای همیشه

1027
01:24:29,528 --> 01:24:31,224
‫تو مزرعه ریتز بذاره؟

1028
01:24:31,248 --> 01:24:33,464
‫اونجا جای خیلی پر سر و صداییه،

1029
01:24:33,488 --> 01:24:36,544
‫جدای از زباله‌هایی
‫که تولید می‌کنن، چون...

1030
01:24:36,568 --> 01:24:38,264
‫آدمایی که میان بازی کنن

1031
01:24:38,288 --> 01:24:41,023
‫نوشیدنی‌هاشون رو
‫می‌خورن و همونجا ول می‌کنن.

1032
01:24:41,047 --> 01:24:43,647
‫اسمشو نمی‌دونم. اون
‫که لباس سبز پوشیده.

1033
01:24:45,368 --> 01:24:48,504
‫اون از سر و صدا،
‫از زمین... شکایت کرد.

1034
01:24:49,168 --> 01:24:51,583
‫من به عنوان رئیس
‫باشگاه حرف می‌زنم.

1035
01:24:51,607 --> 01:24:54,544
‫ما الان تو بهترین
‫دورانمون هستیم.

1036
01:24:54,568 --> 01:24:59,743
‫داریم برای صعود به دسته اول
‫منطقه‌ای کاتالان تلاش می‌کنیم.

1037
01:24:59,767 --> 01:25:03,487
‫ما ۱۲۰ تا بچه
‫داریم، ۱۳ تا تیم داریم.

1038
01:25:03,528 --> 01:25:08,023
‫یه باشگاه تو محله‌ای با
‫حدود ۱۳۰۰ نفر جمعیت.

1039
01:25:08,047 --> 01:25:11,863
‫همه همسایه‌ها باید به
‫کاری که می‌کنیم افتخار کنن.

1040
01:25:11,887 --> 01:25:12,887
‫همه‌مون.

1041
01:25:13,767 --> 01:25:17,863
‫بچه‌ها به جای اینکه تو
‫خیابونا باشن، تو زمین هستن.

1042
01:25:17,887 --> 01:25:22,064
‫زمین فوتبال همون جایی
‫که الان هست، می‌مونه.

1043
01:25:22,088 --> 01:25:25,863
‫مسئله اینه که جابه‌جایی
‫موقتش برای چند سال

1044
01:25:25,887 --> 01:25:29,663
‫برای ساخت خطوط
‫راه‌آهن اجتناب‌ناپذیره.

1045
01:25:29,687 --> 01:25:34,104
‫موضوع دیگه‌ای که بهش
‫اشاره کردیم، جای پارک‌هاست.

1046
01:25:34,128 --> 01:25:35,544
‫آره، مناطقی هست...

1047
01:25:35,568 --> 01:25:39,144
‫- اونا درست جلوی در ما پارک می‌کنن.
‫- آره.

1048
01:25:39,168 --> 01:25:42,943
‫نه، هیچ‌کس اونجا پارک نمی‌کنه.
‫اونا درست جلوی در ما پارک می‌کنن.

1049
01:25:42,967 --> 01:25:48,023
‫و همسایه‌ها مجبورن
‫رو پیاده‌رو پارک کنن.

1050
01:25:48,047 --> 01:25:50,264
‫چرا ما نقطه بازیافت
‫رو جابه‌جا نمی‌کنیم،

1051
01:25:50,288 --> 01:25:53,743
‫چون همین الانشم کامیونای زیادی
‫دارن بارگیری و تخلیه می‌کنن؟

1052
01:25:53,767 --> 01:25:57,544
‫جدای از این بار، آیا ما
‫باید این رو هم تحمل کنیم که

1053
01:25:57,568 --> 01:25:59,943
‫چند سال دیگه هم با کامیونای
‫بیشتری بارگذاری بشیم؟

1054
01:25:59,967 --> 01:26:03,544
‫ما همین الانشم به شدت تحت تأثیر
‫مسیرهای حمل و نقل اصلی هستیم

1055
01:26:03,568 --> 01:26:06,344
‫مثل بزرگراه‌ها و خطوط راه‌آهن،

1056
01:26:06,368 --> 01:26:09,743
‫و حالا باید چند سال
‫دیگه رو هم تحمل کنیم

1057
01:26:09,767 --> 01:26:15,023
‫که وسایل نقلیه سنگین
‫از وسط محله رد شن.

1058
01:26:15,047 --> 01:26:18,783
‫چه غرامتی به ما
‫می‌رسه؟ بهمون بگین.

1059
01:26:18,807 --> 01:26:22,863
‫تا حالا به این فکر کردین که
‫برامون یه ایستگاه قطار بسازین؟

1060
01:26:22,887 --> 01:26:25,384
‫چون شما دارین
‫خطوط راه‌آهن می‌ذارین،

1061
01:26:25,408 --> 01:26:28,464
‫ما به شدت تحت تأثیر هر
‫کاری که قراره بکنین هستیم،

1062
01:26:28,488 --> 01:26:31,823
‫پس نمی‌تونیم به ساخت
‫یه ایستگاه قطار فکر کنیم؟

1063
01:26:31,847 --> 01:26:35,464
‫چون اون یکی که تو
‫مونکادا می‌سازین، باشکوهه.

1064
01:26:35,488 --> 01:26:38,424
‫شاید مال ما بتونه

1065
01:26:38,448 --> 01:26:41,384
‫جلوه کمتری از اون یکی داشته باشه، و ما
‫بتونیم حداقل یه ایستگاه کوچیک داشته باشیم.

1066
01:26:41,408 --> 01:26:43,184
‫در مورد اون ایستگاه،

1067
01:26:43,208 --> 01:26:46,384
‫نمیدونم هیچ مطالعه یا
‫پروژه‌ای هست یا نه.

1068
01:26:46,408 --> 01:26:48,663
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

1069
01:26:48,687 --> 01:26:54,943
‫ولی خب، اون سوال رو
‫یادداشت میکنم و تحلیلش میکنم.

1070
01:26:54,967 --> 01:26:58,144
‫حالا نوبت رو میدم به روزندو.

1071
01:26:58,168 --> 01:27:00,104
‫چرا یه نظرسنجی نکردین

1072
01:27:00,128 --> 01:27:04,023
‫و از ما، همسایه‌ها، نپرسیدین
‫که آیا ما موافق این کاریم؟

1073
01:27:04,047 --> 01:27:07,264
‫ما آپارتمانمون رو اینجا خریدیم
‫چون هیچ سر و صدایی نبود،

1074
01:27:07,288 --> 01:27:08,943
‫چون اینجا دوستدار محیط زیست بود.

1075
01:27:08,967 --> 01:27:12,464
‫شما همه درختا رو قطع کردین.

1076
01:27:12,488 --> 01:27:14,863
‫و یه چیز دیگه. و سر و صدا چی؟

1077
01:27:14,887 --> 01:27:18,384
‫اگه میخواین مشکل محله رو حل
‫کنین، یه اتوبوس دیگه اضافه کنین.

1078
01:27:18,408 --> 01:27:22,304
‫یه اتوبوس شبانه اضافه کنین. من
‫دارم میرم واسه خودم یه الاغ بخرم

1079
01:27:22,328 --> 01:27:26,090
‫تا بتونم ساعت ۱۰
‫شب از اینجا برم بیرون.

1080
01:27:47,967 --> 01:27:50,880
‫- نیشکر رو امتحان کن!
‫- بده به من.

1081
01:28:04,047 --> 01:28:06,959
‫- شیرینه؟
‫- خیلی.

1082
01:28:07,807 --> 01:28:13,407
‫پدربزرگم به زور راه میرفت، ولی
‫همچنان از نیشکرها مراقبت میکرد.

1083
01:28:14,568 --> 01:28:18,144
‫خیلی ضعیف بود.

1084
01:28:18,168 --> 01:28:21,823
‫براش خسته‌کننده بود
‫حتی یه کم راه بره.

1085
01:28:21,847 --> 01:28:27,703
‫واسه همین بهم گفت اونا رو
‫بردارم، که بزرگ میشن. و شدن.

1086
01:28:27,727 --> 01:28:33,015
‫وقتی فهمید ما یه باغچه داریم که
‫توش بکاریمشون، اونا رو بهم داد.

1087
01:28:33,927 --> 01:28:37,242
‫ولی نمیدونستیم باغچه
‫رو ازمون میگیرن.

1088
01:28:37,528 --> 01:28:39,703
‫به اون فکر نکرده بودیم.

1089
01:28:39,727 --> 01:28:43,356
‫هیچوقت تصور نمیکردیم اونا
‫بتونن باغچه‌مون رو خراب کنن.

1090
01:28:45,568 --> 01:28:47,986
‫خب، ما تنها نیستیم.

1091
01:28:50,288 --> 01:28:54,634
‫همه هرچی تونستن بردن.

1092
01:28:55,007 --> 01:28:58,233
‫چیز زیادی نداریم که ببریم.

1093
01:28:58,328 --> 01:29:03,144
‫جایی نداریم که درختا رو بکاریم.

1094
01:29:03,168 --> 01:29:05,983
‫آره، حق با توئه.

1095
01:29:06,007 --> 01:29:10,663
‫میتونیم بقیه نیشکرها
‫رو بدیم به یکی.

1096
01:29:10,687 --> 01:29:12,023
‫بعضیا بردن.

1097
01:29:12,047 --> 01:29:14,557
‫- کی؟
‫- جاسبیر.

1098
01:29:15,328 --> 01:29:18,264
‫خب، باید بیشتر ببره.

1099
01:29:18,288 --> 01:29:20,783
‫اون زمین داره.

1100
01:29:20,807 --> 01:29:23,855
‫باید یه کم دیگه ببره.

1101
01:29:29,288 --> 01:29:33,229
‫اگه باغچه داره،
‫میتونه اونا رو بکاره.

1102
01:29:34,568 --> 01:29:37,928
‫میتونه اونا رو اینجا
‫قطع کنه و ببره.

1103
01:29:39,727 --> 01:29:42,416
‫اینجوری، حداقل یه یادگاری داریم.

1104
01:30:52,767 --> 01:30:54,943
‫دارن به واگن حمله میکنن!

1105
01:30:54,967 --> 01:30:57,432
‫مواظب باشین، دارن میان!

1106
01:30:58,568 --> 01:31:00,808
‫قطار!

1107
01:31:01,967 --> 01:31:03,536
‫به تیراندازی ادامه بدین!

1108
01:32:00,128 --> 01:32:03,397
‫یه گیاه خوشگل اینجا دیدی؟

1109
01:32:03,607 --> 01:32:05,535
‫بهترینش رو قبلاً بردن.

1110
01:32:06,687 --> 01:32:09,779
‫من همه درختا رو از اینجا بردم.

1111
01:32:10,408 --> 01:32:12,224
‫عصر بخیر!

1112
01:32:12,248 --> 01:32:15,703
‫چی؟ شما هم میخواین همه
‫گلکاری‌ها رو بندازین بیرون یا چی؟

1113
01:32:15,727 --> 01:32:17,386
‫- آره.
‫- آره؟

1114
01:32:18,647 --> 01:32:20,104
‫اهل کجایی؟

1115
01:32:20,128 --> 01:32:22,783
‫- مراکش.
‫- مراکش، باشه.

1116
01:32:22,807 --> 01:32:25,863
‫- تو چی؟
‫- من، پرتغال.

1117
01:32:25,887 --> 01:32:27,504
‫- پرتغال؟
‫- آره.

1118
01:32:27,528 --> 01:32:29,023
‫پرتغالی بلدی حرف بزنی؟

1119
01:32:29,047 --> 01:32:33,079
‫- نه. داداشم پرتغاله.
‫- اوه، داداشت.

1120
01:32:33,248 --> 01:32:35,488
‫باشه.

1121
01:33:22,967 --> 01:33:25,880
‫حیف. این درختای
‫کوچیک دارن میرن.

1122
01:36:52,568 --> 01:36:55,663
‫- تمومه، گی‌یم. گرفتیمش.
‫- شونزده...

1123
01:36:55,687 --> 01:36:57,704
‫- گرفتیمش، گی‌یم.
‫- نوزده.

1124
01:36:58,208 --> 01:37:01,837
‫- حالا بریم یه کالستادا بخوریم، گی‌یم.
‫- آره، آره!

1125
01:37:04,767 --> 01:37:07,384
‫اونا باغشون رو ول کردن؟

1126
01:37:07,408 --> 01:37:09,603
‫شاید خسته شده بودن.

1127
01:37:09,967 --> 01:37:12,567
‫آره، همه‌ش متروکه شده.

1128
01:37:17,408 --> 01:37:21,798
‫فرانسویا راست میگفتن که
‫گوجه‌های اسپانیایی بد بودن.

1129
01:37:21,927 --> 01:37:24,023
‫چون مراکشی بود! اسپانیایی نبود.

1130
01:37:24,047 --> 01:37:27,184
‫داشتم همینو میگفتم.
‫اسپانیایی نبود.

1131
01:37:27,208 --> 01:37:30,424
‫چون اتحادیه اروپا، همه
‫کشورا، مقررات دارن.

1132
01:37:30,448 --> 01:37:33,064
‫کیفیت محصولات خارجی یکی نیست.

1133
01:37:33,088 --> 01:37:36,023
‫میبینی، کارلس؟ چی میگفتم؟

1134
01:37:36,047 --> 01:37:38,464
‫داریم در مورد امتیازات حرف
‫میزنیم، ولی من خوش‌شانسم...

1135
01:37:38,488 --> 01:37:42,504
‫ولی هر امتیازی
‫فداکاری میخواد، گی‌یم.

1136
01:37:42,528 --> 01:37:47,903
‫ولی من خوشبختم
‫که دو تا امتیاز دارم.

1137
01:37:47,927 --> 01:37:50,144
‫دو تا امتیاز من چیه؟

1138
01:37:50,168 --> 01:37:53,903
‫- سنت و تجربه‌ت.
‫- نه، اون رو ولش کن.

1139
01:37:53,927 --> 01:37:57,287
‫- اون مهم نیست.
‫- اصلا!

1140
01:38:00,007 --> 01:38:01,344
‫همه اشتباه میکنن!

1141
01:38:01,368 --> 01:38:05,663
‫امتیاز اینه که از
‫این منطقه لذت ببری،

1142
01:38:05,687 --> 01:38:07,903
‫این تیکه کوچیک از منطقه.

1143
01:38:07,927 --> 01:38:10,424
‫و تو و همراهیت.

1144
01:38:10,448 --> 01:38:12,424
‫ما خیلی خوش‌شانسیم.

1145
01:38:12,448 --> 01:38:14,663
‫ما بارسلوناییم، و
‫اینجا فوق‌العاده‌ست.

1146
01:38:14,687 --> 01:38:16,743
‫هیچکی نمیدونه ما اینجا چی داریم.

1147
01:38:16,767 --> 01:38:19,304
‫- و لازم نیست بدونن.
‫- باشه.

1148
01:38:19,328 --> 01:38:21,304
‫- دارن ازمون میگیرنش.
‫- دقیقا.

1149
01:38:21,328 --> 01:38:23,703
‫الان مال ماست، بعدا دیگه نیست.

1150
01:38:23,727 --> 01:38:28,184
‫میخوان یه مسیر کنار کانال درست
‫کنن که مردم بتونن راه برن و...

1151
01:38:28,208 --> 01:38:30,144
‫یه مسیر توریستی درست میکنن.

1152
01:38:30,168 --> 01:38:32,663
‫- این گل سرسبده.
‫- البته.

1153
01:38:32,687 --> 01:38:34,384
‫عاشق اینجا شدن.

1154
01:38:34,408 --> 01:38:38,104
‫عموم همیشه میگفت،

1155
01:38:38,128 --> 01:38:40,943
‫امیلیو، هر چقدرم کم داشته باشی، مهمه
‫که هیچکی عاشق چیزی که داری نشه.

1156
01:38:40,967 --> 01:38:44,304
‫اگه کسی عاشق چیزی
‫که داری بشه، دیگه تمومه.

1157
01:38:44,328 --> 01:38:47,783
‫و اونا عاشق اینجا شدن.

1158
01:38:47,807 --> 01:38:50,104
‫به علاوه، چون آب کمه،

1159
01:38:50,128 --> 01:38:53,983
‫رِک هیچوقت خشک
‫نشده، همیشه آب داره،

1160
01:38:54,007 --> 01:38:57,743
‫رودخونه بِسوس پایین‌دستش
‫بیشتر از بالادستش آب داره،

1161
01:38:57,767 --> 01:39:01,783
‫و اینجا آخرین فضای سبز تو شهره،

1162
01:39:01,807 --> 01:39:03,017
‫واسه همین عاشق شدن.

1163
01:39:03,047 --> 01:39:05,144
‫اینجا الان مثل یه دوشیزه میمونه.

1164
01:39:05,168 --> 01:39:09,144
‫و چون مثل یه دوشیزه‌س، اونا
‫می‌خوانش چون مردای قدرتمندین،

1165
01:39:09,168 --> 01:39:13,224
‫و حق دارن همه چی رو
‫بدون هیچ احترامی بردارن.

1166
01:39:13,248 --> 01:39:16,823
‫ببین، من فرانسویا
‫رو تحسین می‌کنم.

1167
01:39:16,847 --> 01:39:19,544
‫تحسینشون می‌کنم چون
‫به باستیل حمله کردن.

1168
01:39:19,568 --> 01:39:23,224
‫من همه چی رو در مورد
‫انقلاب فرانسه خوندم.

1169
01:39:23,248 --> 01:39:25,544
‫مارا، روبسپیر، دانتون،

1170
01:39:25,568 --> 01:39:28,264
‫و افراد دیگه که یادم میاد.

1171
01:39:28,288 --> 01:39:31,264
‫من همه‌شو خوندم،
‫و وقتی ممنوع بود.

1172
01:39:31,288 --> 01:39:34,104
‫اون کتاب تو اسپانیا ممنوع بود.

1173
01:39:34,128 --> 01:39:36,863
‫و اونا کاملاً حق داشتن.

1174
01:39:36,887 --> 01:39:40,983
‫اگه یه اصل اجتماعی رو بنا
‫نکنی، همه چی دیگه بی‌ارزشه.

1175
01:39:41,007 --> 01:39:43,184
‫مفهوم زندگی تو...

1176
01:39:43,208 --> 01:39:45,863
‫هی، من هنوز مشروب نخوردم.

1177
01:39:45,887 --> 01:39:48,845
‫- بفرما. مفهوم زندگی تو...
‫- من مثل یه پیرمرد فکر می‌کنم.

1178
01:39:49,488 --> 01:39:50,698
‫نمی‌دونم چرا؟

1179
01:39:54,408 --> 01:39:57,823
‫چی می‌خوای بگم؟ که
‫پیرم؟ معلومه که پیرم.

1180
01:39:57,847 --> 01:40:00,623
‫تو پیر نیستی، تو بزرگتری.

1181
01:40:00,647 --> 01:40:04,064
‫ببین، نمی‌خوام پز بدم، ببین.

1182
01:40:04,088 --> 01:40:05,464
‫آروم.

1183
01:40:05,488 --> 01:40:08,384
‫ببین. می‌بینی؟ عجله
‫ندارم، عصبی نمیشم.

1184
01:40:08,408 --> 01:40:10,583
‫کاری نمی‌کنم، کاری نمی‌کنم،

1185
01:40:10,607 --> 01:40:13,475
‫کاری نمی‌کنم، کاری نمی‌کنم...

1186
01:40:14,288 --> 01:40:16,583
‫کف دستم می‌تونه لمس کنه.

1187
01:40:16,607 --> 01:40:18,743
‫کاری نمی‌کنم، عصبی نمیشم،

1188
01:40:18,767 --> 01:40:21,052
‫کف دستم می‌تونه لمس کنه...

1189
01:40:29,408 --> 01:40:30,796
‫هیچی اونجا نیست.

1190
01:40:33,168 --> 01:40:35,983
‫ببینیم می‌تونیم اینجا
‫چیزی پیدا کنیم.

1191
01:40:36,007 --> 01:40:38,023
‫اینجا هیچی نیست. علفه.

1192
01:40:41,288 --> 01:40:44,264
‫- ببین.
‫- مامان، اینا برگ شلغمن؟

1193
01:40:44,288 --> 01:40:47,199
‫- یه شلغم.
‫- اینجا رو ببین، ببین.

1194
01:40:49,288 --> 01:40:52,903
‫- این برای باغ من خوبه.
‫- اون هویجه.

1195
01:40:52,927 --> 01:40:54,344
‫مواظب گزنه‌ها باش.

1196
01:40:54,368 --> 01:40:55,980
‫درخت گلابی.

1197
01:40:56,328 --> 01:40:59,783
‫گزنه برای موهات خوبه.

1198
01:40:59,807 --> 01:41:01,544
‫برای ریزش مو.

1199
01:41:01,568 --> 01:41:03,344
‫شبیه پیازه.

1200
01:41:03,368 --> 01:41:04,443
‫اون سیره‌.

1201
01:41:04,488 --> 01:41:10,224
‫ببین، یه گوجه بزرگ
‫هست. یه بوته گوجه بزرگ.

1202
01:41:10,248 --> 01:41:12,583
‫اونا میذارن بوته گوجه رو برداری.

1203
01:41:12,607 --> 01:41:15,424
‫- این داره جوونه میزنه.
‫- چی؟

1204
01:41:15,448 --> 01:41:17,194
‫به زودی گوجه میده.

1205
01:41:19,528 --> 01:41:23,264
‫اینا شبیه نیشکرن. شیرینن.

1206
01:41:23,288 --> 01:41:26,464
‫داشتم فکر می‌کردم شبیه نیشکرن.

1207
01:41:26,488 --> 01:41:28,384
‫شبیه نیشکرن.

1208
01:41:28,408 --> 01:41:31,224
‫ببین چقدر قشنگه.

1209
01:41:31,248 --> 01:41:33,743
‫بیا یه کم امتحان کنیم ببینیم.

1210
01:41:33,767 --> 01:41:39,055
‫- من تا حالا نیشکر ندیدم.
‫- معمولاً اینجا کاشته نمیشن.

1211
01:41:45,967 --> 01:41:46,944
‫پرتقال؟

1212
01:41:46,968 --> 01:41:48,823
‫تلخن.

1213
01:41:48,847 --> 01:41:51,544
‫ولی خوب به نظر میان.

1214
01:41:51,568 --> 01:41:54,435
‫- بوی خوبی میدن.
‫- بوی خوبی میدن.

1215
01:42:14,328 --> 01:42:18,135
‫فردا همه این درختا رو می‌چینیم.

1216
01:42:31,368 --> 01:42:32,756
‫آب رو بریز.

1217
01:42:51,647 --> 01:42:54,743
‫این گیاه رو پیوند می‌زنیم،
‫درست مثل اینکه ما رو پیوند زدن.

1218
01:42:54,767 --> 01:42:56,917
‫این نیشکره.

1219
01:42:57,687 --> 01:43:01,092
‫می‌بریش و می‌خوریش.

1220
01:43:01,647 --> 01:43:03,754
.خوبه -
.من نمی‌خوام -

1221
01:43:04,007 --> 01:43:06,919
‫ولی من می‌خوام.

1222
01:43:07,168 --> 01:43:09,228
‫حلزونا!

1223
01:43:10,408 --> 01:43:12,514
‫ببین حلزونا چقدر خوشگلن.

1224
01:43:12,847 --> 01:43:15,536
‫همه چی رو می‌خورن.

1225
01:43:21,607 --> 01:43:26,384
‫ببین. دارن همه
‫کلم‌ها رو می‌خورن.

1226
01:43:26,408 --> 01:43:27,943
‫این تیغ‌تیغیه!

1227
01:43:27,967 --> 01:43:30,969
‫- اون رزماریه.
‫- می‌دونم.

1228
01:43:31,847 --> 01:43:35,144
‫یه روز دیگه، یه
‫عالمه گل می‌چینیم

1229
01:43:35,168 --> 01:43:37,408
‫و یه تاج درست می‌کنیم.

1230
01:43:38,767 --> 01:43:42,890
‫اینا که این بالا
‫هستن، شبیه برفن.

1231
01:43:43,967 --> 01:43:48,268
‫اگه بذاریشون تو گلدون،
‫چون اینجا ریشه دارن...

1232
01:43:51,927 --> 01:43:53,823
‫این یاس بنفشه. یاس بنفش هست...

1233
01:43:53,847 --> 01:43:58,597
‫سفید...

1234
01:43:59,568 --> 01:44:01,023
‫و این چیه؟

1235
01:44:01,047 --> 01:44:05,983
‫یه گل مرواریده. چی درست می‌کنه؟

1236
01:44:06,007 --> 01:44:08,607
‫وقتی خشک میشه، چیه؟

1237
01:44:09,887 --> 01:44:11,943
‫- دونه.
‫- این؟

1238
01:44:11,967 --> 01:44:15,642
‫معلومه. وقتی می‌میره،
‫دونه‌هاش رو جا می‌ذاره.

1239
01:44:15,767 --> 01:44:20,064
‫و من اونا رو
‫اینجا، اونجا می‌پاشم،

1240
01:44:20,088 --> 01:44:24,388
‫کنار راه، چون خوزه
‫قبلاً اینجا راه می‌رفت.

1241
01:44:34,967 --> 01:44:36,177
‫ولی چی شد؟

1242
01:44:36,208 --> 01:44:39,792
‫فقط تا نصف راه گل دادن.

1243
01:44:39,967 --> 01:44:45,104
‫فکر می‌کردم اونجا زندگی
‫می‌کرد، ولی راه انگار...

1244
01:44:45,128 --> 01:44:48,023
‫انگار اینجا گل نبود.

1245
01:44:48,047 --> 01:44:51,901
‫و خوزه الان، اون سفیدا، اون...

1246
01:44:52,568 --> 01:44:54,629
‫این سفیدا. اون...

1247
01:44:54,687 --> 01:44:59,583
‫گل‌های مروارید سفید، خوزه رو
‫نشون میدن که ما رو ترک کرده.

1248
01:44:59,607 --> 01:45:04,663
‫وقتی اومدیم اینجا، این
‫درخت سبز و کوچیک‌تر بود.

1249
01:45:04,687 --> 01:45:06,583
‫و مردم تاب می‌خوردن.

1250
01:45:06,607 --> 01:45:08,943
‫ولی وقتی خوزه فوت کرد،

1251
01:45:08,967 --> 01:45:15,224
‫همون سال، این درخت
‫هم پژمرده شد، مُرد.

1252
01:45:15,248 --> 01:45:18,743
‫وقتی دیدم درخت داره پژمرده میشه،

1253
01:45:18,767 --> 01:45:22,064
‫خیلی ناراحت شدم، چون من...

1254
01:45:22,088 --> 01:45:27,373
‫فکر می‌کردم درخت هم
‫برای پسرم خوزه ناراحته.

1255
01:45:28,448 --> 01:45:34,504
‫واسه همین آبش
‫می‌دادم، ولی دیگه...

1256
01:45:34,528 --> 01:45:38,264
‫دارم اینجا چیزایی می‌کارم.
‫ببین، این یه درخت زیتونه.

1257
01:45:38,288 --> 01:45:42,453
‫می‌خوام این پیچک‌ها رشد کنن.

1258
01:45:42,607 --> 01:45:46,663
‫لوبیا هم کاشتم. اونا
‫که زود رشد می‌کنن.

1259
01:45:46,687 --> 01:45:50,344
‫و این باعث میشه
‫درخت سبز به نظر بیاد.

1260
01:45:50,368 --> 01:45:56,684
‫وقتی مُردم، می‌خوام
‫یه گل مروارید باشم.

1261
01:45:56,847 --> 01:45:59,783
‫- آره؟
‫- یه گل مروارید سفید.

1262
01:45:59,807 --> 01:46:02,988
‫- یه گل مروارید سفید مثل خوزه؟
‫- آره.

1263
01:46:05,408 --> 01:46:06,573
‫معلومه.

1264
01:46:06,927 --> 01:46:11,093
‫- اینجا با...
‫- با بچه‌ش.

1265
01:46:11,647 --> 01:46:15,546
‫یادت میاد چقدر
‫خوشحال بود با بچه‌ش؟

1266
01:46:15,767 --> 01:46:19,023
‫دیدی با بچه‌ش
‫میرقصید؟ چیکار میکرد؟

1267
01:46:19,047 --> 01:46:21,903
‫دستاشو میگرفت و میرقصوندش.

1268
01:46:21,927 --> 01:46:26,583
‫وقتی باهاش میومدم اینجا،
‫من میومدم پایین، از اینور...

1269
01:46:26,607 --> 01:46:29,943
‫اون کالسکه رو هل
‫میداد، ماشینشم اونجا بود،

1270
01:46:29,967 --> 01:46:32,703
‫و بعد میرفت.

1271
01:46:32,727 --> 01:46:36,356
‫و هر وقت میام اینجا
‫همیشه یاد خوزه میفتم.

1272
01:46:36,647 --> 01:46:42,344
‫انگار میبینمش اون بیرون،
‫داره بچه‌شو تاب میده.

1273
01:46:42,368 --> 01:46:44,518
‫دلم براش تنگ شده.

1274
01:47:47,607 --> 01:47:49,104
‫اونجا یه باغ داشتیم،

1275
01:47:49,128 --> 01:47:54,279
‫ولی چون میخوان ریل قطار رو
‫دفن کنن، همه چی رو صاف کردن.

1276
01:47:54,607 --> 01:47:59,760
‫این درخت لیمو رو از باغم آوردم.

1277
01:48:01,927 --> 01:48:05,287
‫و این یکی هم گواواست.

1278
01:48:05,448 --> 01:48:08,359
‫قشنگه چون اینجا زیاد نمیبینیش.

1279
01:48:08,967 --> 01:48:12,464
‫اینا چیزایی که آوردیم؛
‫تا خدا چی بخواد.

1280
01:48:12,488 --> 01:48:16,340
‫میتونیم از میوه
‫هر دو گیاه بخوریم.

1281
01:48:18,887 --> 01:48:21,890
‫اینقدر محکم نکش!

1282
01:48:27,568 --> 01:48:29,104
‫برو کنار، عزیزم.

1283
01:48:29,128 --> 01:48:30,703
‫این خشک میشه.

1284
01:48:30,727 --> 01:48:32,743
‫نه اگه شاخه‌هاشو نَبُری.

1285
01:48:32,767 --> 01:48:35,321
‫تا تابستون بعدی نه.

1286
01:48:38,647 --> 01:48:40,664
‫وای خدا!

1287
01:48:41,488 --> 01:48:45,116
‫درخت بهِمو گرفتم!

1288
01:49:00,847 --> 01:49:03,447
‫این زمین سفته.

1289
01:49:06,208 --> 01:49:09,983
‫ببین، صندلیای خوب،
‫پلاستیکی. از اون سفت‌هاش.

1290
01:49:10,007 --> 01:49:12,247
‫این همه لوله رو ببین.

1291
01:49:14,647 --> 01:49:17,983
‫خوب بود وقتی همه
‫با هم میرفتیم بیرون،

1292
01:49:18,007 --> 01:49:21,264
‫دوچرخه سواری میکردیم،
‫میدویدیم و بازی میکردیم.

1293
01:49:21,288 --> 01:49:23,264
‫گرگم به هوا بازی میکردیم.

1294
01:49:23,288 --> 01:49:26,623
‫حالا نمیتونیم. فقط
‫باید بریم تو زمین‌ها.

1295
01:49:26,647 --> 01:49:29,384
‫نمیخوام محله اینقدر عوض شه.

1296
01:49:29,408 --> 01:49:32,364
‫همونجوری که بود دوست داشتم.

1297
01:49:32,607 --> 01:49:35,967
‫ولی خب، به خاطر قطار.

1298
01:49:45,288 --> 01:49:47,213
‫یادته؟

1299
01:49:56,047 --> 01:50:01,264
‫هر کی پیانو کلاسیک،
‫بل کانتو کار میکنه،

1300
01:50:01,288 --> 01:50:03,504
‫هیچ وقت نمیتونه ولش کنه.

1301
01:50:03,528 --> 01:50:05,064
‫من هیچ وقت نمیتونستم ولش کنم،

1302
01:50:05,088 --> 01:50:09,064
‫چون بعدش همون اتفاقی
‫که واسه من میفته، میفته،

1303
01:50:09,088 --> 01:50:11,909
‫و قلبم درد میگیره...

1304
01:50:13,927 --> 01:50:17,903
‫حالا زندگیم عوض
‫شده. زیر و رو شده.

1305
01:50:17,927 --> 01:50:18,904
‫آره، آره.

1306
01:50:18,928 --> 01:50:21,703
‫۱۹۰ درجه چرخیده. من...

1307
01:50:21,727 --> 01:50:26,207
‫اوضاع مثل قبل نیست، میدونی؟

1308
01:50:30,248 --> 01:50:33,024
‫- میفهمی؟
‫- آره، آره. میفهمم.

1309
01:50:51,927 --> 01:50:53,137
‫چی؟

1310
01:50:57,847 --> 01:50:59,595
‫یادته؟

1311
01:51:22,408 --> 01:51:25,454
‫- آره، یادمه. آره.
‫- اوه، واقعا؟

1312
01:51:25,568 --> 01:51:27,360
‫کار کیه؟

1313
01:51:28,528 --> 01:51:30,424
‫هر چی تو بخوای، عزیزم.

1314
01:51:30,448 --> 01:51:32,743
‫قبلاً دوسش داشتی.

1315
01:51:32,767 --> 01:51:33,842
‫شوپن؟

1316
01:51:33,887 --> 01:51:36,127
‫- نه.
‫- شوپن نه؟

1317
01:51:40,248 --> 01:51:43,742
‫- شعرشو بخون.
‫- باشه.

1318
01:51:48,448 --> 01:51:51,180
‫با انرژی، با انرژی. با شادی.

1319
01:52:00,807 --> 01:52:04,344
‫و این آقا شوهر منه.

1320
01:52:04,368 --> 01:52:11,535
‫خیلی خوشحاله چون دارم
‫"رویای عشق" رو میزنم.

1321
01:52:13,368 --> 01:52:16,324
‫وقتی ایتالیایی حرف
‫میزنم حشری میشی، ها؟

1322
01:52:17,408 --> 01:52:19,738
‫"حرف بزن، حرف بزن، بلا بلا بلا."

1323
01:52:22,927 --> 01:52:24,983
‫"حرف بزن، حرف بزن."

1324
01:52:25,007 --> 01:52:28,344
‫دوس داری وقتی ایتالیایی
‫حرف میزنم و حشری میشی.

1325
01:52:28,368 --> 01:52:30,384
‫"حرف بزن، حرف بزن."

1326
01:52:30,408 --> 01:52:32,504
‫"حرف بزن، حرف بزن،
‫حرف از عشق بزن."

1327
01:52:32,528 --> 01:52:35,304
‫خیلی دوسش دارم و حشری میشم.

1328
01:53:24,248 --> 01:53:27,159
‫یه بار رفتم اون کوه.

1329
01:53:28,408 --> 01:53:29,743
‫خیلی قشنگه.

1330
01:53:29,767 --> 01:53:32,743
‫فکر کنم برای زنا سخته.

1331
01:53:32,767 --> 01:53:35,456
‫سخت، خیلی سخت.

1332
01:53:38,647 --> 01:53:40,887
‫اون درختا رو نگاه کن.

1333
01:53:51,007 --> 01:53:54,637
‫- اوناهاش.
‫- آره.

1334
01:53:56,967 --> 01:54:00,776
‫حالا این منو یاد بابا میندازه.

1335
01:54:00,807 --> 01:54:03,226
‫یاد وقتی که رفت.

1336
01:54:04,607 --> 01:54:06,175
‫کجا رفت؟

1337
01:54:06,528 --> 01:54:08,991
‫داشت از دست دولت فرار میکرد.

1338
01:54:09,248 --> 01:54:11,578
‫دولت دنبالش بود.

1339
01:54:15,007 --> 01:54:17,472
‫دارن ناپدید میشن.

1340
01:54:20,168 --> 01:54:24,512
‫مثل ساحل خودمون
‫تو مبوندا، اون ساحل.

1341
01:56:11,007 --> 01:56:14,064
‫وقتی روزه، باز میشه،

1342
01:56:14,088 --> 01:56:17,178
‫و وقتی شبه، بسته میشه.

1343
01:56:17,568 --> 01:56:22,405
‫و مامان‌بزرگ فکر میکنه
‫اونا حرف میزنن، میبینی؟

1344
01:56:22,568 --> 01:56:27,003
‫این تو، وقتی میمیره،

1345
01:56:27,168 --> 01:56:29,743
‫میذاریش اینجا، تو چمن،

1346
01:56:29,767 --> 01:56:35,367
‫و شروع میکنن به
‫رشد کردن، رشد کردن.

1347
01:56:48,887 --> 01:56:50,546
‫افتاد.

1348
01:56:51,607 --> 01:56:53,983
‫نگاه نکن، دارن نگامون میکنن.

1349
01:56:54,007 --> 01:56:55,799
‫صبر کن، صبر کن.

1350
01:56:56,887 --> 01:56:59,104
‫دارن نگامون میکنن. زل نزن.

1351
01:56:59,128 --> 01:57:02,218
‫نگاه کن. انگار میخوان
‫همدیگه رو ببوسن.

1352
01:57:02,408 --> 01:57:03,840
‫چیکار دارن میکنن؟

1353
01:57:04,128 --> 01:57:06,783
‫خوزه دوست‌دختر داره. درسته.

1354
01:57:06,807 --> 01:57:08,735
‫- خوزه؟ واقعاً؟
‫- نگاه کن.

1355
01:58:12,568 --> 01:58:14,943
‫- پلیسا دارن میان.
‫- جریممون میکنن.

1356
01:58:14,967 --> 01:58:20,164
‫پلیسا دارن میان!
‫پلیسا دارن میان!

1357
01:58:23,880 --> 01:58:27,000
مترجم: اشکان هیدی

1358
01:58:27,030 --> 01:58:32,000
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

1359
01:58:32,030 --> 01:58:42,000
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

1360
02:00:11,000 --> 02:00:15,000
«به‌ یاد ماخی-پیِر دوآمِل»

1361
02:00:15,024 --> 02:00:19,024
«به ‌یاد لوئیس اوسپینا»

1362
02:00:21,800 --> 02:00:25,800
«تقدیم به یوناس مکاس»

