﻿1
00:00:01,145 --> 00:00:16,000
FilmYar

2
00:00:16,030 --> 00:00:20,000
تــرجــمـــه از نیــمـا
Kamikaze

3
00:00:57,895 --> 00:00:59,395
‫پسر، چقدر زشته.

4
00:01:00,854 --> 00:01:02,603
‫قیافه‌اش رو دیدی؟

5
00:01:02,770 --> 00:01:04,395
‫زشت.

6
00:01:04,478 --> 00:01:08,062
‫دختره‌ی زشت! دختره‌ی زشت!

7
00:01:16,728 --> 00:01:18,270
‫بس کنید! می‌رم می‌گم!

8
00:01:21,103 --> 00:01:23,228
‫تو بس کن!

9
00:01:31,562 --> 00:01:32,728
‫دوقلوها.

10
00:01:34,395 --> 00:01:36,270
‫اون دوقلوها تو آتیش سوختن.

11
00:01:37,270 --> 00:01:38,645
‫همیشه در حالِ سوختن بودن.

12
00:01:39,728 --> 00:01:41,436
‫هیچ تقصیری هم توش نداشتن.

13
00:01:42,687 --> 00:01:44,228
‫فقط می‌سوزن...

14
00:01:44,311 --> 00:01:45,603
‫و می‌سوزن.

15
00:01:54,770 --> 00:01:56,270
‫راه و روش خودشون رو دارن.

16
00:01:58,478 --> 00:02:00,562
‫می‌خورن... می‌خوابن...

17
00:02:00,645 --> 00:02:04,103
‫رویا می‌بینن، همه‌جا فقط خودشون دوتان.

18
00:02:04,186 --> 00:02:06,687
‫و تمام این مدت هم دارن می‌سوزن.

19
00:02:26,395 --> 00:02:28,270
‫اون دوقلوها...

20
00:02:28,353 --> 00:02:30,520
‫اون دوقلوهای سوخته...

21
00:02:30,603 --> 00:02:33,520
‫همیشه طرد شدن و از دور نگاه می‌کنن.

22
00:02:40,770 --> 00:02:42,061
‫اینو انداختی.

23
00:02:48,687 --> 00:02:50,478
‫اگه یکیشون بیفته تو دردسر...

24
00:02:50,645 --> 00:02:55,353
‫اون یکی حسش می‌کنه و با سر می‌دوئه میاد.

25
00:02:55,436 --> 00:02:57,812
‫- ممنون. مرسی.
‫- اوهوم.

26
00:02:57,895 --> 00:02:59,436
‫«راسین» اونیه که خشن‌تره؛

27
00:02:59,603 --> 00:03:01,103
‫که هنوز یه ته‌چهره‌ی خوشگلی داره.

28
00:03:01,186 --> 00:03:02,436
‫راسین.

29
00:03:05,520 --> 00:03:07,186
‫با اون قیافه‌ای که اون داشت،

30
00:03:07,353 --> 00:03:09,061
‫«آنایا» حق نداشت بدجنس باشه.

31
00:03:11,478 --> 00:03:12,854
‫ولی راسین این حق رو داره.

32
00:03:13,019 --> 00:03:14,520
‫به چی نگاه می‌کنی خوشگله؟

33
00:03:15,145 --> 00:03:16,270
‫ها؟

34
00:03:17,937 --> 00:03:19,311
‫ها؟

35
00:03:19,478 --> 00:03:21,019
‫اخلاق گندِ جفتشون به این رسیده.

36
00:03:29,061 --> 00:03:30,854
‫آره، ولی اون که بالاخره می‌خواست ما رو اخراج کنه.

37
00:03:33,145 --> 00:03:34,395
‫یه لاشیِ عوضیه.

38
00:03:38,520 --> 00:03:39,936
‫یه لاشیِ گنده‌ست.

39
00:03:40,103 --> 00:03:42,728
‫یه لاشیِ کیر‌کوچولوی عقده‌ایه.

40
00:03:42,895 --> 00:03:44,103
‫یه حروم‌زاده‌ست که دهنش بوی گُه می‌ده...

41
00:03:44,270 --> 00:03:46,145
‫انگار که تو دهنش ریده باشن!

42
00:04:07,603 --> 00:04:09,353
‫اون از طرف کیه؟

43
00:04:09,436 --> 00:04:10,770
‫نمی‌دونم.

44
00:04:14,436 --> 00:04:17,270
‫و ناگهان، انگار

45
00:04:17,353 --> 00:04:19,854
‫هر چیزی که تا الان گمش کرده بودیم...

46
00:04:19,936 --> 00:04:21,770
‫داره راهش رو پیدا می‌کنه و برمی‌گرده.

47
00:04:23,061 --> 00:04:24,687
‫سلام، دخترکوچولوهای من.

48
00:04:24,770 --> 00:04:25,894
‫مامان.

49
00:04:25,978 --> 00:04:27,436
‫ببینیدتون آخه.

50
00:04:29,520 --> 00:04:31,770
‫یا ابوالفضل.

51
00:04:32,936 --> 00:04:34,270
‫ما مامان داریم؟

52
00:04:34,353 --> 00:04:36,019
‫آره. همین‌جا نوشته.

53
00:04:36,103 --> 00:04:38,019
‫فکر می‌کردم می‌گفتن تو آتیش‌سوزی مرده.

54
00:04:38,103 --> 00:04:39,562
‫خب، نمرده.

55
00:04:39,645 --> 00:04:40,854
‫جنوب زندگی می‌کنه؟

56
00:04:40,936 --> 00:04:42,145
‫آره.

57
00:04:43,645 --> 00:04:44,812
‫تو اعماق جنوب؟

58
00:04:44,894 --> 00:04:45,978
‫آره.

59
00:04:46,936 --> 00:04:48,103
‫آبجی؟

60
00:04:48,186 --> 00:04:49,478
‫نوچ.

61
00:04:49,562 --> 00:04:51,936
‫- «نوچ» یعنی چی؟
‫- می‌دونم می‌خوای چی بگی.

62
00:04:52,936 --> 00:04:54,936
‫انگار باید پاشیم بریم پیشش.

63
00:04:55,103 --> 00:04:57,103
‫بفرما، می‌دونستم می‌خوای یه چرت‌وپرت بگی.

64
00:04:57,270 --> 00:04:58,936
‫کجاش چرت‌وپرت بود؟

65
00:04:59,019 --> 00:05:01,061
‫چون نه اون ما رو می‌شناسه، نه ما اونو.

66
00:05:01,228 --> 00:05:02,436
‫اون اسمامون رو می‌دونه.

67
00:05:03,395 --> 00:05:05,894
‫می‌دونسته چطور پیدامون کنه. باید بریم ببینیمش.

68
00:05:05,978 --> 00:05:08,520
‫کار هم که نداریم. هیچ گُه دیگه‌ای هم واسه خوردن نیست.

69
00:05:08,687 --> 00:05:10,728
‫چرا تو این همه سال نیومد بهمون سر بزنه؟

70
00:05:10,812 --> 00:05:12,061
‫فقط یه راه برای فهمیدنش هست.

71
00:05:12,936 --> 00:05:14,395
‫- بریم.
‫- الان؟

72
00:05:14,478 --> 00:05:16,478
‫همین الان، چون رفتنیه.

73
00:05:16,645 --> 00:05:17,520
‫کجا می‌خواد بره؟

74
00:05:17,687 --> 00:05:18,812
‫بمیره.

75
00:05:20,812 --> 00:05:21,812
‫بمیره؟

76
00:05:23,812 --> 00:05:25,562
‫- داره می‌میره؟
‫- آره.

77
00:06:00,811 --> 00:06:02,478
‫- نکن.
‫- می‌کنم.

78
00:06:02,562 --> 00:06:03,562
‫نکن.

79
00:06:03,645 --> 00:06:05,019
‫می‌کنم.

80
00:06:05,103 --> 00:06:06,520
‫سرِ اون بچه‌گربه گریه کردی،

81
00:06:06,603 --> 00:06:08,520
‫که اون دفعه نتونستیم از تو موتور درش بیاریم.

82
00:06:08,687 --> 00:06:10,853
‫اوهوم. همونی که مرد.

83
00:06:10,936 --> 00:06:13,395
‫گریه کردی، یادت میاد؟

84
00:06:14,103 --> 00:06:17,270
‫- خیلی احساساتی شدی.
‫- آره!

85
00:06:17,436 --> 00:06:19,270
‫من بعضی وقتا واقعاً خیلی احساساتی می‌شم.

86
00:06:19,353 --> 00:06:20,853
‫مثل یه بچه‌سوسول.

87
00:06:20,936 --> 00:06:22,353
‫آره بابا، آره. هه هه.

88
00:06:22,436 --> 00:06:23,894
‫مثل یه بچه‌ننه.

89
00:06:24,061 --> 00:06:26,145
‫دیگه داری شورش رو درمیاریا.

90
00:06:26,228 --> 00:06:28,103
‫بده من.

91
00:06:28,186 --> 00:06:31,145
‫ولی خارج از شوخی آبجی، باید بریم.

92
00:06:31,228 --> 00:06:32,728
‫من کلی کار دارم.

93
00:06:32,894 --> 00:06:35,061
‫- باید برم پیش الیس.
‫- کدوم الیس؟

94
00:06:36,145 --> 00:06:37,687
‫آها، اون.

95
00:06:38,353 --> 00:06:39,687
‫قراره همو ببینیم.

96
00:06:39,769 --> 00:06:42,894
‫باز شروع کرد درباره اون پسره که تو نت پیدا کرده.

97
00:06:42,978 --> 00:06:44,520
‫واسه چی باید بری ببینیش؟

98
00:06:44,687 --> 00:06:46,228
‫باید در مورد آینده‌مون حرف بزنیم.

99
00:06:46,311 --> 00:06:48,145
‫مگه خودت بهم نگفتی...

100
00:06:48,228 --> 00:06:50,145
‫دوست نداره وقتی دارین برنامه می‌رین تو چشماش نگاه کنی.

101
00:06:50,228 --> 00:06:51,978
‫می‌ذارم از پشت بکنه.

102
00:06:52,061 --> 00:06:54,353
‫اگه بهش نگاه کنم، ممکنه یهو فاز احساسی بردارم.

103
00:06:54,436 --> 00:06:56,145
‫منم اصلاً دنبال احساسات و این چرت‌وپرت‌ها نیستم.

104
00:06:56,311 --> 00:06:57,978
‫آبجی...

105
00:06:58,061 --> 00:06:59,687
‫من مثل تو نیستم که مردا برام سر و دست بشکونن، راسین.

106
00:07:02,311 --> 00:07:03,936
‫بعضی‌هامون باید با همین چیزا سر کنیم.

107
00:07:04,978 --> 00:07:07,228
‫اگه الان نریم...

108
00:07:07,311 --> 00:07:10,103
‫شاید دیگه همچین فرصتی گیرمون نیاد.

109
00:07:10,186 --> 00:07:14,019
‫هر جا راسین بره، آنایا هم همیشه دنبالش میره.

110
00:07:14,103 --> 00:07:15,478
‫چاره دیگه‌ای نیست جز اینکه...

111
00:07:15,603 --> 00:07:19,603
‫بره تا با سرنوشتِ تخمیش روبرو بشه.

112
00:07:44,978 --> 00:07:47,311
‫هی! هی!

113
00:07:47,395 --> 00:07:50,562
‫راسین داره فکر می‌کنه که آیا شبیه مامانشه یا نه.

114
00:07:50,645 --> 00:07:52,978
‫اینکه شاید جفتشون یه جور می‌خندن،

115
00:07:53,145 --> 00:07:55,686
‫یا لبخندشون شبیه همه، یا یه همچین چیزی.

116
00:08:23,686 --> 00:08:25,520
‫- خوشگل شدی.
‫- مرسی.

117
00:08:28,353 --> 00:08:29,270
‫- فکر می‌کنی خوشش میاد؟
‫- خوشش میاد؟

118
00:08:32,562 --> 00:08:34,061
‫آماده‌ای؟

119
00:08:34,936 --> 00:08:36,562
‫که خدا رو ببینی؟

120
00:08:38,686 --> 00:08:39,853
‫خدا؟

121
00:08:41,686 --> 00:08:43,353
‫اون ما رو خلق کرده، مگه نه؟

122
00:08:45,103 --> 00:08:46,727
‫الان خدا با صاعقه می‌زنه نصفت می‌کنه.

123
00:08:50,978 --> 00:08:52,644
‫صبر کن، اسم منو درست ننوشتن.

124
00:09:31,894 --> 00:09:33,019
‫صبح بخیر.

125
00:09:36,853 --> 00:09:38,311
‫اینا با منن.

126
00:09:39,644 --> 00:09:41,061
‫اینا دخترای منن.

127
00:09:59,686 --> 00:10:00,853
‫به این دود اهمیتی ندین.

128
00:10:01,019 --> 00:10:02,228
‫واسه درده.

129
00:10:05,644 --> 00:10:07,686
‫خوشحالم که تونستین بیاین.

130
00:10:08,644 --> 00:10:10,894
‫به پرستاره گفتم اون تابلو رو بزنه رو در.

131
00:10:11,061 --> 00:10:13,311
‫ما خیلی از اون تابلوهه خوشمون اومد.

132
00:10:16,061 --> 00:10:17,811
‫من زشتم، ولی گاز نمی‌گیرم.

133
00:10:19,270 --> 00:10:21,853
‫بیاین جلوتر تا بتونم حس‌تون کنم.

134
00:10:40,395 --> 00:10:41,602
‫دخترای من.

135
00:10:44,436 --> 00:10:46,186
‫حالت چطوره، مامان؟

136
00:10:46,270 --> 00:10:48,478
‫اوه، خودت که می‌دونی...

137
00:10:49,686 --> 00:10:50,769
‫دارم می‌میرم.

138
00:10:56,644 --> 00:10:59,644
‫آره بابا، آره. دارم می‌بینم.

139
00:11:00,727 --> 00:11:03,311
‫ما تو یه دفتر کار می‌کنیم.

140
00:11:05,811 --> 00:11:07,519
‫آنایا هم یه دوست‌پسر داره.

141
00:11:10,936 --> 00:11:13,019
‫یه چیز دیگه هم داره.

142
00:11:13,103 --> 00:11:15,103
‫- بله خانم؟
‫- هیچی.

143
00:11:16,811 --> 00:11:17,894
‫چقدر ساکته.

144
00:11:22,811 --> 00:11:23,894
‫سلام، مامان.

145
00:11:25,145 --> 00:11:27,353
‫من به تو نامه ننوشتم، آنایا،

146
00:11:27,436 --> 00:11:29,395
‫چون خیلی زود احساساتی می‌شی.

147
00:11:29,477 --> 00:11:31,686
‫از همون بچگیت همین‌جوری بودی.

148
00:11:31,853 --> 00:11:33,436
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

149
00:11:36,686 --> 00:11:38,644
‫می‌خواستم جفتتون فکر کنید من مُردم.

150
00:11:41,270 --> 00:11:42,894
‫آخه کی دلش یه مامان می‌خواد...

151
00:11:42,978 --> 00:11:47,270
‫که انقدر سوخته باشه که شبیه تمساح بشه؟ ها؟

152
00:11:54,519 --> 00:11:56,395
‫چی شد؟

153
00:11:56,561 --> 00:11:59,602
‫وای دختر.

154
00:11:59,686 --> 00:12:01,519
‫نوچ نوچ نوچ نوچ.

155
00:12:01,686 --> 00:12:03,353
‫ای وای.

156
00:12:05,311 --> 00:12:06,395
‫خب...

157
00:12:07,936 --> 00:12:09,103
‫فقط یه...

158
00:12:09,186 --> 00:12:10,145
‫روز معمولی بود.

159
00:12:31,561 --> 00:12:33,394
‫داشتم تو آشپزخونه غذاتون رو حاضر می‌کردم که...

160
00:12:43,644 --> 00:12:44,602
‫و دوباره.

161
00:12:48,228 --> 00:12:49,435
‫همم...

162
00:13:22,936 --> 00:13:25,352
‫حالا دارم دعا می‌کنم.

163
00:13:25,435 --> 00:13:28,727
‫دعا می‌کنم، می‌گم خواهش می‌کنم،
‫خواهش می‌کنم یه شاخه باشه که داره می‌خوره به پنجره.

164
00:13:30,435 --> 00:13:31,811
‫با اینکه می‌دونستم

165
00:13:31,936 --> 00:13:33,352
‫هیچ درختی نزدیک پنجره‌هامون نیست.

166
00:13:36,019 --> 00:13:37,311
‫همم.

167
00:13:55,435 --> 00:13:57,310
‫شایدم سگ همسایه‌ست.

168
00:14:20,853 --> 00:14:23,727
‫هیچ‌کس اونجا نبود جز یه زنِ تا خرخره خسته.

169
00:14:27,727 --> 00:14:29,686
‫همون‌جا وایساده بود.

170
00:14:29,769 --> 00:14:33,727
‫قیافه‌اش عین یه تیکه نونِ خشک، بی‌روح بود و می‌گفت...

171
00:14:33,811 --> 00:14:35,310
‫«سلام.»

172
00:14:35,519 --> 00:14:38,228
‫انگار نه انگار که همین الان به‌زور اومده تو حمومم.

173
00:14:38,310 --> 00:14:40,477
‫انگار نه انگار که حکمِ نزدیک نشدن داشت.

174
00:14:54,103 --> 00:14:55,394
‫حرفِ زیادی واسه گفتن نبود.

175
00:14:57,310 --> 00:14:58,435
‫می‌تونستم بهش یادآوری کنم که...

176
00:14:58,519 --> 00:14:59,727
‫قرار نبود...

177
00:14:59,894 --> 00:15:02,019
‫تا صد متریِ این خونه پیداش بشه...

178
00:15:03,435 --> 00:15:05,145
‫یا اینکه داشتم فقط شام درست می‌کردم.

179
00:15:06,310 --> 00:15:07,435
‫یا...

180
00:15:10,853 --> 00:15:12,310
‫می‌تونستم بذارم بهم دست بزنه.

181
00:15:16,644 --> 00:15:18,310
‫اون یه رویِ مهربون هم داشت.

182
00:15:19,811 --> 00:15:21,103
‫باید اینو بفهمید.

183
00:15:22,519 --> 00:15:25,310
‫مردهایی مثل بابای شما همیشه یه روی مهربون هم دارن.

184
00:16:07,477 --> 00:16:09,310
‫بهتون گفت که این یه بازیه.

185
00:16:17,727 --> 00:16:19,811
‫بیاین مامانی رو بیدار کنیم.

186
00:17:28,602 --> 00:17:29,936
‫اون جایِ زخم‌هایی که دارید...

187
00:17:31,477 --> 00:17:33,602
‫واسه وقتیه که سعی کردین آتیش رو از روم خاموش کنید.

188
00:17:36,769 --> 00:17:38,936
‫آنایا، تو بدتر سوختی...

189
00:17:39,019 --> 00:17:40,936
‫چون بیشتر از همه زور زدی تا منو نجات بدی.

190
00:17:41,019 --> 00:17:43,310
‫حالم داره به هم می‌خوره.

191
00:17:44,227 --> 00:17:45,310
‫حالش خوب می‌شه.

192
00:17:46,019 --> 00:17:47,061
‫فقط...

193
00:17:47,853 --> 00:17:48,936
‫خودت که می‌دونی...

194
00:17:51,227 --> 00:17:54,310
‫تو همیشه دخترِ بزرگه‌ی من بودی، راسین.

195
00:17:58,477 --> 00:18:00,227
‫تو اول به دنیا اومدی...

196
00:18:00,394 --> 00:18:03,644
‫و عینِ جن‌داده‌ها جیغ می‌کشیدی.

197
00:18:03,811 --> 00:18:05,102
‫همون‌جوری به دنیا اومدی.

198
00:18:14,811 --> 00:18:17,185
‫باید ازتون بخوام که یه کاری برام بکنید...

199
00:18:18,352 --> 00:18:19,811
‫ولی نمی‌دونم از پسش برمیاید یا نه.

200
00:18:19,894 --> 00:18:21,435
‫از پسش برمیایم.

201
00:18:22,269 --> 00:18:25,269
‫هر کاری از دستمون برمیاد.

202
00:18:26,269 --> 00:18:27,477
‫ما قوی هستیم.

203
00:18:27,644 --> 00:18:29,227
‫مگه نه آنایا؟

204
00:18:29,310 --> 00:18:30,394
‫آره.

205
00:18:31,394 --> 00:18:33,477
‫خیلی رک و راست بهتون می‌گم.

206
00:18:34,727 --> 00:18:36,310
‫کاری کنید...

207
00:18:36,477 --> 00:18:38,519
‫باباتون...

208
00:18:38,686 --> 00:18:39,727
‫بمیره.

209
00:18:41,352 --> 00:18:42,561
‫بمیره.

210
00:18:44,394 --> 00:18:46,144
‫بمیره.

211
00:18:46,310 --> 00:18:48,394
‫و هر چیزی هم که دور و برش هست...

212
00:18:48,477 --> 00:18:50,811
‫می‌تونید اونم نابود کنید.

213
00:18:53,227 --> 00:18:55,644
‫فکر کنم با یه جنده‌ای ریخته رو هم.

214
00:18:57,269 --> 00:18:58,644
‫اول روحش رو بکشید...

215
00:18:59,144 --> 00:19:00,227
‫بعد جسمش رو...

216
00:19:01,018 --> 00:19:02,310
‫کاری که با من کرد.

217
00:19:05,352 --> 00:19:06,435
‫بکشیدش.

218
00:19:09,477 --> 00:19:10,644
‫قشنگ کارشو بسازید.

219
00:19:15,477 --> 00:19:16,561
‫آره.

220
00:19:25,853 --> 00:19:28,102
‫- اِ...
‫- اِ... اِ.

221
00:19:28,185 --> 00:19:29,811
‫ببین...

222
00:19:29,894 --> 00:19:31,018
‫- اِم...
‫- اِ...

223
00:19:31,102 --> 00:19:32,769
‫مَم...

224
00:19:32,853 --> 00:19:35,561
‫- خب، ببین، راستش ما...
‫- اِم، ما خیلی تو فازِ...

225
00:19:35,644 --> 00:19:39,435
‫- یه جورایی... مامان...
‫- این اون چیزی نیست که...

226
00:19:40,561 --> 00:19:42,435
‫ما احترام می‌ذاریم...

227
00:19:42,519 --> 00:19:44,269
‫به اینکه داری می‌میری و اینا...

228
00:19:46,352 --> 00:19:47,394
‫ولی...

229
00:19:49,977 --> 00:19:51,936
‫این کار یه نمه دیوانه‌واره.

230
00:19:52,102 --> 00:19:53,269
‫دیوانه‌وارتر از اینکه زنت رو...

231
00:19:53,352 --> 00:19:54,602
‫جلوی چشم بچه‌هاش آتیش بزنی...

232
00:19:54,769 --> 00:19:55,936
‫بعد ولشون کنی به امون خدا؟

233
00:19:56,102 --> 00:19:57,811
‫اسمت رو عوض کنی...

234
00:19:57,894 --> 00:20:01,144
‫و طوری یه زندگی جدید راه بندازی انگار نه انگار که اتفاقی افتاده؟

235
00:20:02,477 --> 00:20:04,811
‫- باشه، حرفت متینه.
‫- اوهوم. آره.

236
00:20:05,561 --> 00:20:06,686
‫ولی، اِ...

237
00:20:08,310 --> 00:20:09,977
‫مطمئنی نمی‌خوای فقط...

238
00:20:11,435 --> 00:20:14,519
‫ببخشی و فراموش کنی؟

239
00:20:17,894 --> 00:20:19,727
‫این پتو رو از روم بکش کنار.

240
00:20:38,435 --> 00:20:39,769
‫آرامشی در کار نیست...

241
00:20:42,102 --> 00:20:43,519
‫تا وقتی که بدونم کارش تموم شده.

242
00:20:51,394 --> 00:20:53,310
‫می‌تونید این کار رو واسه مادرتون بکنید؟

243
00:20:56,394 --> 00:20:58,602
‫فقط همین یه کارِ آخر، قبل از اینکه بمیرم.

244
00:21:02,394 --> 00:21:04,227
‫فقط بگو از کجا پیداش کنیم.

245
00:21:26,853 --> 00:21:29,269
‫راسین داره کم‌کم به این نتیجه می‌رسه که آنایا...

246
00:21:29,352 --> 00:21:32,227
‫می‌خواد این قهر کردنِ مسخره...

247
00:21:32,310 --> 00:21:35,060
‫و سکوتِ تخمیش رو تا آخر عمر ادامه بده!

248
00:21:36,394 --> 00:21:40,310
‫داره به این فکر می‌کنه که شاید آنایا خوشش میاد بقیه...

249
00:21:40,477 --> 00:21:43,185
‫اونو به چشم یه عوضیِ بی‌خایه ببینن.

250
00:21:46,102 --> 00:21:47,561
‫هیچ توجیه دیگه‌ای واسه این رفتارها وجود نداره...

251
00:21:47,727 --> 00:21:50,018
‫اونم وقتی کلی کار ریخته رو سرمون.

252
00:21:53,602 --> 00:21:54,811
‫در همین حین، آنایا هم داره با خودش فکر می‌کنه...

253
00:21:54,977 --> 00:21:56,519
‫که چرا راسین انقدر شعور نداره که بفهمه...

254
00:21:56,602 --> 00:21:59,018
‫دارن ازش سوءاستفاده می‌کنن.

255
00:21:59,102 --> 00:22:00,269
‫داره فکر می‌کنه که راسین یه وقتایی می‌تونه...

256
00:22:00,435 --> 00:22:01,935
‫یه احمقِ تمام‌عیار باشه...

257
00:22:02,018 --> 00:22:03,644
‫یه سلیطه‌ی جوگیر که هیچ منطقی تو کلش نیست!

258
00:22:03,727 --> 00:22:05,018
‫اگه من احمقم، پس تو هم احمقی.

259
00:22:05,185 --> 00:22:06,394
‫اگه من ضعیفم، تو هم ضعیفی!

260
00:22:06,561 --> 00:22:08,227
‫چون جفتمون از یه سلول به وجود اومدیم، جنده!

261
00:22:10,352 --> 00:22:13,977
‫اوه، اوه، باز شروع کرد، فاز احساسی برداشت!

262
00:22:14,144 --> 00:22:16,310
‫اون نیومد بهمون سر بزنه، راسین!

263
00:22:16,893 --> 00:22:18,018
‫تو تمام این سال‌ها یه بارم نیومد دیدنمون...

264
00:22:18,269 --> 00:22:19,810
‫حالا هم که اومده، این‌جوری!

265
00:22:19,893 --> 00:22:21,686
‫خودت خیلی خوب می‌دونی که اگه تو بچگی...

266
00:22:21,769 --> 00:22:23,435
‫میومد دیدنمون، خودتو خیس می‌کردی...

267
00:22:23,519 --> 00:22:25,102
‫اونم با اون قیافه که بیاد بگه...

268
00:22:25,269 --> 00:22:26,852
‫«من مامانِ گمشده‌تونم.»

269
00:22:26,935 --> 00:22:28,519
‫اون ازمون دور موند...

270
00:22:28,686 --> 00:22:30,018
‫چون می‌دونست این‌جوری برامون بهتره.

271
00:22:30,102 --> 00:22:31,602
‫نمی‌دونم، راسین.

272
00:22:33,269 --> 00:22:34,810
‫نمی‌دونم!

273
00:22:34,893 --> 00:22:36,893
‫ما وقتِ این چرت‌وپرت‌ها رو نداریم، آنایا!

274
00:22:36,977 --> 00:22:38,018
‫ما که قاتل نیستیم!

275
00:22:38,102 --> 00:22:39,935
‫من هستم.

276
00:22:40,102 --> 00:22:41,644
‫- تا حالا کیو کشتی؟
‫- تو نگرانِ این چیزاش نباش.

277
00:22:41,810 --> 00:22:43,018
‫این‌طوری به قضیه نگاه کن، آنایا.

278
00:22:43,185 --> 00:22:44,561
‫اون تنها مقصرِ...

279
00:22:44,727 --> 00:22:46,144
‫تمام اتفاقات گندیه که برامون افتاده.

280
00:22:46,227 --> 00:22:48,060
‫تمام اون پرورشگاه‌ها.

281
00:22:48,227 --> 00:22:51,060
‫هر باری که یکی بهمون می‌گفت زشت...

282
00:22:51,144 --> 00:22:54,477
‫اون نگاه‌های خیره، اون دعواها.

283
00:22:54,561 --> 00:22:56,435
‫تصور کن زندگیمون چطوری می‌شد...

284
00:23:00,018 --> 00:23:02,768
‫قیافه‌هامون چطوری می‌شد، اگه اون کارو نکرده بود.

285
00:23:08,519 --> 00:23:11,227
‫خیلی جذابی.

286
00:23:11,310 --> 00:23:12,561
‫اوه عزیزم، تو واقعاً...

287
00:23:12,644 --> 00:23:14,519
‫خیلی خوشگلی.

288
00:23:14,686 --> 00:23:16,935
‫اگه این کارو بکنیم، چطوری می‌خوایم با عذاب وجدانش زندگی کنیم؟

289
00:23:17,018 --> 00:23:18,102
‫خیلی بهتر.

290
00:23:18,269 --> 00:23:20,144
‫لعنتی. هدفِ ما همینه.

291
00:23:20,310 --> 00:23:22,352
‫این از اون کاراییه که تو سرنوشتمون نوشته شده.

292
00:23:22,519 --> 00:23:25,018
‫این رسالتِ ماست آنایا. می‌تونم حسش کنم.

293
00:23:27,477 --> 00:23:29,227
‫من اصلاً اهلِ آدم‌کشی نیستم.

294
00:23:29,310 --> 00:23:30,810
‫مجبور هم نیستی باشی.

295
00:23:30,977 --> 00:23:32,727
‫خودم کارش رو تموم می‌کنم. ولی نیاز دارم...

296
00:23:32,810 --> 00:23:34,727
‫حداقل تا وقتی می‌رسیم اونجا، پیشم بمونی.

297
00:23:41,602 --> 00:23:42,644
‫راستش، آره.

298
00:23:44,893 --> 00:23:46,144
‫اون ما رو خلق کرده، پس...

299
00:23:48,561 --> 00:23:50,060
‫یه جورایی همون خداست.

300
00:23:51,893 --> 00:23:53,269
‫همون‌طور که تو گفتی.

301
00:23:53,352 --> 00:23:54,852
‫آره.

302
00:23:54,935 --> 00:23:58,561
‫آره. و ما هم که قرار نیست دستِ خدا رو تو حنا بذاریم، مگه نه؟

303
00:24:07,935 --> 00:24:09,060
‫آماده‌ای؟

304
00:24:13,185 --> 00:24:14,310
‫آره.

305
00:24:14,394 --> 00:24:15,561
‫خوبه.

306
00:24:17,602 --> 00:24:19,060
‫ما از پسش برمیایم.

307
00:24:20,810 --> 00:24:22,144
‫به بهترین شکل هم انجامش می‌دیم.

308
00:24:23,935 --> 00:24:25,477
‫و شروع می‌کنیم با...

309
00:24:25,561 --> 00:24:29,102
‫همون زنی که بعدِ آتیش زدن ما باهاش ریخت رو هم.

310
00:24:30,060 --> 00:24:33,352
‫زنی به اسمِ «دیواین».

311
00:24:48,435 --> 00:24:50,435
‫تو خیابونِ پری زندگی می‌کنه.

312
00:24:50,602 --> 00:24:53,269
‫تو یه خونه‌ی زشت و تخمی با پله‌های بنفش.

313
00:24:53,352 --> 00:24:55,060
‫راحت پیداش می‌کنیم.

314
00:24:55,144 --> 00:24:57,977
‫یه جای کار می‌لنگه. نگفته بود اینجا کلیساست.

315
00:24:59,561 --> 00:25:01,519
‫هللویا! هللویا!

316
00:25:01,602 --> 00:25:04,602
‫اوه، خدایا، تو این راه کمکم کن.

317
00:25:07,435 --> 00:25:08,768
‫اوه.

318
00:25:08,935 --> 00:25:11,310
‫روحِ خباثت داره از بدن این پسر خارج می‌شه...

319
00:25:11,394 --> 00:25:15,893
‫- همین‌طور که دارم این کلمات رو به زبون میارم!
‫- بله، خداوندا.

320
00:25:16,060 --> 00:25:19,102
‫شیطان می‌دونه که آب‌های مقدسِ...

321
00:25:19,185 --> 00:25:20,602
‫خداوند در راهن...

322
00:25:20,685 --> 00:25:23,102
‫و واسه همین ترسیده!

323
00:25:23,185 --> 00:25:26,394
‫می‌تونید ریتمِ این ترس رو حس کنید...

324
00:25:26,477 --> 00:25:29,102
‫که داره تو این اتاق می‌تپه، ای مقدسین؟

325
00:25:31,352 --> 00:25:34,269
‫آیا شیطان، هی، هی...

326
00:25:34,352 --> 00:25:36,561
‫- تو این اتاقه؟ هی!
‫- هی!

327
00:25:36,643 --> 00:25:38,477
‫بفرما، اینم از این. منو گرفت.

328
00:25:38,561 --> 00:25:39,935
‫حسش می‌کنم!

329
00:25:40,018 --> 00:25:43,185
‫اوه، اون حروم‌زاده منو گرفت!

330
00:25:45,144 --> 00:25:46,977
‫تو هیچ گُهی نیستی، شیطان!

331
00:25:49,018 --> 00:25:50,519
‫- آره.
‫- عمراً.

332
00:25:56,102 --> 00:25:57,227
‫انگار ما...

333
00:25:58,144 --> 00:25:59,561
‫چندتا...

334
00:25:59,643 --> 00:26:01,269
‫مهمون داریم.

335
00:26:01,352 --> 00:26:03,352
‫سلام.

336
00:26:07,227 --> 00:26:08,643
‫همه بهشون خوش‌آمد بگید.

337
00:26:09,519 --> 00:26:10,643
‫خدا رو شکر.

338
00:26:10,726 --> 00:26:11,893
‫هللویا.

339
00:26:23,601 --> 00:26:26,269
‫باید بذارید «مادر دیواین» غسل تعمیدتون بده.

340
00:26:26,435 --> 00:26:28,643
‫اونم می‌زنه همه‌ی اون کثافتا رو از وجودتون پاک می‌کنه.

341
00:26:28,810 --> 00:26:31,477
‫پاکشون می‌کنه...

342
00:26:31,643 --> 00:26:34,477
‫همون‌طوری که آپنه‌ی خوابِ «جورج» رو پاک کرد.

343
00:26:34,560 --> 00:26:36,519
‫حالا دیگه مجبور نیست تو ایوون بخوابه.

344
00:26:36,601 --> 00:26:38,185
‫اوهوم.

345
00:26:46,394 --> 00:26:47,560
‫خب، خب...

346
00:27:00,435 --> 00:27:03,560
‫شما دخترای اونید؟

347
00:27:04,810 --> 00:27:07,060
‫- بله خانم.
‫- البته فقط از لحاظ ژنتیکی.

348
00:27:08,144 --> 00:27:09,810
‫ما اصلاً نمی‌شناسیمش.

349
00:27:11,601 --> 00:27:13,185
‫ازیکیل...

350
00:27:13,269 --> 00:27:15,227
‫اینا خواهرهای ناتنیت هستن.

351
00:27:21,726 --> 00:27:24,102
‫قیافه‌شون می‌خوره خیلی غرق گناه باشن.

352
00:27:24,269 --> 00:27:26,601
‫اوه، زود قضاوت نکن پسرم.

353
00:27:26,685 --> 00:27:28,893
‫دخترای اون تو خونه‌ی منن.

354
00:27:31,144 --> 00:27:32,352
‫مامانتون بهتون گفت...

355
00:27:32,518 --> 00:27:34,352
‫که تو طول دادگاه من باهاش بودم؟

356
00:27:34,435 --> 00:27:35,726
‫بله، خانم.

357
00:27:37,726 --> 00:27:39,601
‫حتماً براتون عجیبه که با مردی ریختم رو هم...

358
00:27:39,685 --> 00:27:42,185
‫که به همچین چیزایی متهم شده.

359
00:27:42,269 --> 00:27:43,601
‫خب، راستش...

360
00:27:43,685 --> 00:27:45,269
‫اون دیگه به خودتون ربط داره.

361
00:27:45,352 --> 00:27:46,352
‫ما فقط می‌خوایم بدونیم...

362
00:27:46,601 --> 00:27:47,852
‫می‌تونید بهمون بگید کجاست یا نه.

363
00:27:47,935 --> 00:27:49,269
‫بذارید بهتون بگم دخترا.

364
00:27:49,352 --> 00:27:50,977
‫اون خیلی داغون بود.

365
00:27:51,144 --> 00:27:53,810
‫صبح‌ها به‌زور می‌تونست از جاش بلند شه.

366
00:27:53,977 --> 00:27:57,185
‫مثل یه گوساله‌ی نق‌نقو اومد پیشم.

367
00:27:57,269 --> 00:27:58,935
‫ولی واسه خودش گاو نری شد...

368
00:27:59,018 --> 00:28:01,269
‫بعد از اینکه حسابی بهش شیر دادم و بهش رسیدم.

369
00:28:01,352 --> 00:28:02,518
‫هوم. شیر دادی.

370
00:28:05,768 --> 00:28:07,352
‫و بعدش گفت که باید بره.

371
00:28:07,435 --> 00:28:08,893
‫ولی قبل از اینکه بره...

372
00:28:08,977 --> 00:28:10,977
‫کف دستم رو بوسید...

373
00:28:12,560 --> 00:28:14,185
‫و قول داد که برمی‌گرده پیشمون...

374
00:28:14,269 --> 00:28:15,560
‫و با هم ازدواج می‌کنیم.

375
00:28:15,643 --> 00:28:16,935
‫اوهوم.

376
00:28:17,018 --> 00:28:20,394
‫خب، می‌دونید کجا رفت؟

377
00:28:20,476 --> 00:28:21,643
‫اوه، نمی‌دونم.

378
00:28:22,935 --> 00:28:25,269
‫مردای خوب کجا می‌رن؟

379
00:28:26,310 --> 00:28:28,269
‫ما نمی‌دونیم خانم.

380
00:28:30,352 --> 00:28:32,018
‫وسایلش رو براش نگه داشتم.

381
00:28:32,601 --> 00:28:33,893
‫برید ببینید.

382
00:28:57,935 --> 00:28:59,144
‫اگه پیداش کردید...

383
00:29:02,643 --> 00:29:03,768
‫بهش بگید...

384
00:29:04,852 --> 00:29:06,227
‫که دیواین سر قولش موند...

385
00:29:06,310 --> 00:29:07,685
‫درسته مامان.

386
00:29:07,935 --> 00:29:10,310
‫...که هنوزم لباس سفید تنشه،

387
00:29:10,394 --> 00:29:12,185
‫و داره با شیطان می‌جنگه.

388
00:29:12,269 --> 00:29:14,560
‫همیشه وفادار به مردش.

389
00:29:14,643 --> 00:29:16,393
‫همیشه وفادار! بله، خداوندا!

390
00:29:16,476 --> 00:29:18,018
‫در مورد کلیسا بهش بگید.

391
00:29:18,102 --> 00:29:21,768
‫بهش بگید دیواین می‌گه وقتی برگرده، اینجا مال اونه.

392
00:29:21,852 --> 00:29:24,393
‫درسته. اون بابای منه.

393
00:29:26,685 --> 00:29:29,768
‫چند وقت پیش ولت کرد و رفت؟

394
00:29:29,852 --> 00:29:32,227
‫سر ازیکیل حامله بودم.

395
00:29:32,310 --> 00:29:33,518
‫چی؟

396
00:29:34,601 --> 00:29:35,852
‫اوه، اِ...

397
00:29:36,018 --> 00:29:37,227
‫یعنی تو تمام این مدت نشستی،

398
00:29:37,352 --> 00:29:38,685
‫منتظر مردی موندی که حامله ولت کرده؟

399
00:29:39,310 --> 00:29:41,018
‫مردی که تازه از یه جا اومده بود...

400
00:29:41,102 --> 00:29:43,893
‫که زن و بچه‌هاش رو تو آتیش سوزونده بود؟

401
00:29:43,977 --> 00:29:47,643
‫مردی که حتی بهت نگفته کجا داره می‌ره؟

402
00:29:47,810 --> 00:29:50,018
‫این همون مردیه که منتظرشی؟

403
00:29:50,102 --> 00:29:51,269
‫انجیل می‌گه...

404
00:29:51,352 --> 00:29:52,977
‫می‌تونم ببینم...

405
00:29:53,144 --> 00:29:57,144
‫که وجودت پر از کینه و روح شیطانیه.

406
00:29:57,227 --> 00:29:59,310
‫منم می‌تونم ببینم که اون...

407
00:29:59,393 --> 00:30:01,476
‫قشنگ... ها!

408
00:30:01,643 --> 00:30:03,768
‫...کیرش رو بهت داده...

409
00:30:03,852 --> 00:30:06,810
‫چون این تنها دلیلیه که باعث می‌شه من بشینم و...

410
00:30:06,893 --> 00:30:08,434
‫منتظر یه مرد بمونم.

411
00:30:11,601 --> 00:30:12,852
‫آنایا داره با خودش فکر می‌کنه چرا راسین...

412
00:30:13,018 --> 00:30:14,393
‫بعضی وقتا نمی‌تونه دهن‌گشادش رو ببنده.

413
00:30:14,476 --> 00:30:15,852
‫فقط بعضی وقتا، اونم وقتی خیلی چیزا وسطه!

414
00:30:15,935 --> 00:30:17,810
‫نگاشون کن. یه فرقه‌ی لعنتی‌ان.

415
00:30:17,893 --> 00:30:19,269
‫حالا چطوری بفهمیم اون کجاست؟

416
00:30:19,434 --> 00:30:22,018
‫نوچ. نوچ.

417
00:30:22,601 --> 00:30:23,726
‫ها!

418
00:30:24,560 --> 00:30:25,852
‫اون چیه؟

419
00:30:25,935 --> 00:30:28,476
‫به نظرم که یه دفترچه آدرسه.

420
00:30:30,935 --> 00:30:33,269
‫آبجی.

421
00:30:33,351 --> 00:30:34,601
‫آره. برش داشتم...

422
00:30:34,810 --> 00:30:35,560
‫همون موقعی که اون پیرزنِ داشت وراجی می‌کرد.

423
00:30:45,560 --> 00:30:47,185
‫این دیگه چه گوهیه؟

424
00:30:47,269 --> 00:30:48,726
‫فکر کنم وکیلشه.

425
00:30:48,810 --> 00:30:51,227
‫دفترچه‌م رو بردن... اون دوتا، اون دوتا...

426
00:30:51,393 --> 00:30:53,810
‫اوه، شما خیلی شرورید!

427
00:30:53,893 --> 00:30:55,476
‫اوه، اونا... اون دفترچه رو بردن... یه آدرسه...

428
00:30:55,560 --> 00:30:56,893
‫دفترچه‌م رو برد... اونا...

429
00:30:58,810 --> 00:31:00,393
‫شماها یه مشت شیطونید!

430
00:31:00,476 --> 00:31:02,476
‫اون دفترچه رو برگردونید! اون مالِ بابامه!

431
00:31:02,643 --> 00:31:05,351
‫تو هیچ گوهی نیستی، شیطان!

432
00:31:07,977 --> 00:31:10,309
‫آبجی، چطوری می‌خوایم بکشیمش؟

433
00:31:11,977 --> 00:31:13,269
‫ما قرار نیست این کارو بکنیم.

434
00:31:13,434 --> 00:31:14,768
‫یادت نره، تو قراره این کارو بکنی.

435
00:31:14,852 --> 00:31:16,810
‫خودت می‌دونی منظورم چیه.

436
00:31:18,060 --> 00:31:19,476
‫بنظرت چطوری باید انجامش بدیم؟

437
00:31:22,726 --> 00:31:24,060
‫با تفنگ؟

438
00:31:24,144 --> 00:31:26,643
‫تفنگ؟

439
00:31:27,977 --> 00:31:29,685
‫از کجا می‌خوای تفنگ بیاری؟

440
00:31:29,768 --> 00:31:31,434
‫یکی می‌دزدیم یا یه همچین چیزی.

441
00:31:32,560 --> 00:31:33,935
‫نقشه‌ی خوبی نیست.

442
00:31:34,601 --> 00:31:35,935
‫باید بی‌سروصدا کارشو تموم کنی.

443
00:31:37,060 --> 00:31:38,768
‫با سم یا یه چیزی تو همین مایه‌ها.

444
00:31:38,935 --> 00:31:40,476
‫سم دادن یه روشِ...

445
00:31:40,560 --> 00:31:42,018
‫بزدلانه و سوسول‌بازی واسه آدم‌کشیه.

446
00:31:42,185 --> 00:31:43,518
‫حداقل این‌جوری می‌میره دیگه.

447
00:31:44,351 --> 00:31:45,726
‫خون و خون‌ریزی هم راه نمیفته.

448
00:31:45,810 --> 00:31:46,977
‫من از خون بدم میاد.

449
00:32:06,434 --> 00:32:07,810
‫فهمیدم.

450
00:32:07,893 --> 00:32:10,102
‫از بالای یه ساختمون هولش می‌دیم پایین.

451
00:32:10,185 --> 00:32:11,977
‫اگه موقع افتادن، یقه‌ی یکی از ماها رو بگیره چی؟

452
00:32:13,185 --> 00:32:14,560
‫نظرت چیه اول بیهوشش کنیم،

453
00:32:14,643 --> 00:32:16,185
‫بعدش از رو ساختمون هولش بدیم؟

454
00:32:16,268 --> 00:32:18,434
‫مگه چقدر باید محکم بزنی که طرف بیهوش بشه؟

455
00:32:19,601 --> 00:32:20,977
‫از اینم خوشم نمیاد.

456
00:32:21,144 --> 00:32:23,268
‫- تو کلاً از هیچ‌کدومشون خوشت نمیاد.
‫- راسین...

457
00:32:23,351 --> 00:32:24,852
‫ما قاتل نیستیم.

458
00:32:24,935 --> 00:32:27,018
‫ما از تخم و ترکه‌ی مردی هستیم که می‌خواست مامانمون رو بکشه...

459
00:32:27,102 --> 00:32:28,893
‫و مامانی که حالا می‌خواد اون مرد رو بکشه.

460
00:32:29,893 --> 00:32:31,393
‫تو خونمونه.

461
00:32:31,476 --> 00:32:33,768
‫حالا بیا بریم اون وکیله رو پیدا کنیم.

462
00:32:36,102 --> 00:32:38,560
‫«چاک هال» همه کار براتون می‌کنه، رفقا.

463
00:32:39,852 --> 00:32:41,852
‫زمین‌خوردگی. دعوای خونین.

464
00:32:43,060 --> 00:32:44,351
‫افتادید تو دردسر؟

465
00:32:44,434 --> 00:32:46,393
‫چاک هال هواتون رو داره.

466
00:32:46,560 --> 00:32:48,977
‫خرابیِ دیوار. حمله‌ی سگ.

467
00:32:49,060 --> 00:32:50,977
‫بهتون می‌گم که، اون همه کار می‌کنه.

468
00:32:54,102 --> 00:32:55,393
‫چاک هال.

469
00:33:03,810 --> 00:33:05,309
‫فکر می‌کنی دارن اون تو کتکش می‌زنن؟

470
00:33:13,643 --> 00:33:14,852
‫با اون می‌خوای چیکار کنی؟

471
00:33:15,018 --> 00:33:16,060
‫جورابت رو دربیار.

472
00:33:22,643 --> 00:33:24,102
‫آبجی...

473
00:33:24,184 --> 00:33:25,184
‫اون...

474
00:33:25,268 --> 00:33:26,643
‫نکنه می‌خوای...

475
00:33:26,935 --> 00:33:28,393
‫ما اصلاً نمی‌دونیم قراره با چی روبرو بشیم.

476
00:33:45,726 --> 00:33:46,893
‫یک...

477
00:33:49,268 --> 00:33:51,060
‫دو...

478
00:33:52,560 --> 00:33:54,768
‫سه!

479
00:33:54,852 --> 00:33:57,434
‫واسه امروزت کافیه، عزیزم؟

480
00:33:57,601 --> 00:34:00,060
‫می‌خوای با آرنج بزنمت یا چی؟

481
00:34:00,226 --> 00:34:01,268
‫همم.

482
00:34:07,060 --> 00:34:08,726
‫خیلی خب.

483
00:34:08,810 --> 00:34:09,852
‫پنج‌شنبه می‌بینمت.

484
00:34:12,476 --> 00:34:14,601
‫چاک وندل هال...

485
00:34:14,685 --> 00:34:16,852
‫مردیه که زبون تو دهنش نیست.

486
00:34:17,852 --> 00:34:20,351
‫تو این سال‌هایی که از اون حادثه‌ی وحشتناک...

487
00:34:20,434 --> 00:34:22,351
‫که زبونش رو ازش گرفت می‌گذره...

488
00:34:22,434 --> 00:34:24,893
‫اون یه برنامه‌ی سفت و سخت واسه خودش چیده...

489
00:34:25,060 --> 00:34:28,935
‫از جمله استخدامِ زنی...

490
00:34:29,018 --> 00:34:31,601
‫که تخصصش تو درد کشیدنه.

491
00:34:31,685 --> 00:34:34,143
‫چون می‌دونه که یه روزی...

492
00:34:34,226 --> 00:34:36,309
‫بالاخره یه نفر میاد...

493
00:34:39,018 --> 00:34:40,768
‫و وقتی اون یه نفر بیاد...

494
00:34:40,852 --> 00:34:43,434
‫اون می‌خواد که آماده باشه.

495
00:35:04,059 --> 00:35:05,226
‫- خواهیم دید.
‫- نه.

496
00:35:07,101 --> 00:35:08,184
‫ما فقط می‌خوایم بدونیم...

497
00:35:08,434 --> 00:35:09,393
‫می‌تونید بهمون بگید کجاست یا نه.

498
00:35:10,434 --> 00:35:12,560
‫می‌دونید کجا رفت؟

499
00:35:25,810 --> 00:35:27,393
‫تصمیمِ این چیزا با شما نیست.

500
00:35:29,643 --> 00:35:32,768
‫در حال حاضر، اون تنها کسیه...

501
00:35:32,935 --> 00:35:34,977
‫که وایساده بین ما...

502
00:35:35,059 --> 00:35:36,560
‫و ماموریتمون...

503
00:35:36,726 --> 00:35:38,601
‫و خدا هم داره می‌میره.

504
00:35:49,643 --> 00:35:50,935
‫«برید خونه.

505
00:35:51,101 --> 00:35:53,268
‫«برید تو یه هنرستان...

506
00:35:53,351 --> 00:35:55,560
‫«یا یه کالج محلی ثبت‌نام کنید.

507
00:35:55,643 --> 00:35:58,935
‫«شایدم با یه پسر جوون و ورزشکار دوست بشید...

508
00:35:59,101 --> 00:36:01,685
‫«اگه خوش‌تیپ نبود، لااقل جاه‌طلب باشه...

509
00:36:01,768 --> 00:36:03,476
‫«و زندگیتون رو بکنید...

510
00:36:03,643 --> 00:36:06,268
‫«و تا جایی که می‌تونید از بدبختی دور بمونید...

511
00:36:06,434 --> 00:36:07,810
‫«البته با توجه به شرایط اسفناکتون.»

512
00:36:09,810 --> 00:36:11,434
‫- همش همین؟
‫- همم.

513
00:36:28,101 --> 00:36:29,726
‫آبجی.

514
00:36:29,810 --> 00:36:31,726
‫این احمق بالاخره یه چیزی بهمون می‌گه...

515
00:36:31,810 --> 00:36:34,393
‫حتی اگه مجبور بشم با کتک از زیر زبونش بکشم بیرون.

516
00:36:34,476 --> 00:36:36,518
‫لحظه‌ی موعود فرا رسیده.

517
00:36:38,893 --> 00:36:40,309
‫اوه، پس نترسیدی، ها؟

518
00:36:40,393 --> 00:36:42,852
‫خودش رو تسلیم غریبه‌ها می‌کنه.

519
00:36:42,935 --> 00:36:44,059
‫از این وضعیت خوشم نمیاد آبجی.

520
00:36:44,143 --> 00:36:46,685
‫مثل گوسفندی که می‌برنش سلاخ‌خونه.

521
00:36:46,852 --> 00:36:48,226
‫می‌تونیم همین الان ول کنیم بریم.

522
00:36:48,393 --> 00:36:51,101
‫راسین آرزو می‌کنه که کاش آنایا خفه‌خون می‌گرفت.

523
00:36:57,976 --> 00:36:58,976
‫وای، لعنتی.

524
00:36:59,726 --> 00:37:01,643
‫واسه چی اون کارو کردی؟

525
00:37:01,726 --> 00:37:02,893
‫نمی‌دونم.

526
00:37:11,309 --> 00:37:13,393
‫انگار تنها راهِ خلاص شدن از دستشون...

527
00:37:13,560 --> 00:37:15,726
‫اینه که ماجرای اون حادثه‌ی شوم رو براشون تعریف کنم...

528
00:37:15,810 --> 00:37:17,184
‫که باعث شد زبونش رو از دست بده...

529
00:37:17,268 --> 00:37:20,143
‫و کلاً قیدِ وکالتِ جنایی رو بزنه.

530
00:37:22,351 --> 00:37:24,434
‫باید بهشون می‌گفت که بعد از شنیدن حکم تبرئه...

531
00:37:24,518 --> 00:37:26,226
‫اون مرد رو برده بود خونه‌اش.

532
00:37:27,518 --> 00:37:29,934
‫که چطور اون مرد یک‌ریز لبخند می‌زد.

533
00:37:30,893 --> 00:37:32,934
‫با اون دندون‌های سفید و براقش.

534
00:37:34,184 --> 00:37:35,892
‫که چطور بهش پیشنهاد داده بود تا مجوز بگیره...

535
00:37:35,976 --> 00:37:37,934
‫که بتونه دخترای دوقلوش رو برای آخرین بار ببینه.

536
00:37:39,518 --> 00:37:41,309
‫اینکه چطور اون مرد یکم بهش فکر کرده بود.

537
00:37:41,934 --> 00:37:43,560
‫و گفته بود: «نه.»

538
00:37:43,643 --> 00:37:45,934
‫«احتمالاً فکر خوبی نیست.

539
00:37:46,017 --> 00:37:48,852
‫ممکنه وسوسه بشم و کارشون رو یه سره کنم.»

540
00:37:48,934 --> 00:37:52,685
‫با اون دندون‌های سفید و براقش.

541
00:37:54,601 --> 00:37:56,892
‫اینکه چطور سعی کرده بود جواب لبخندش رو بده...

542
00:37:56,976 --> 00:37:58,892
‫ولی یه همچین مردی...

543
00:38:00,351 --> 00:38:02,768
‫یه همچین مردی قشنگ می‌فهمه.

544
00:38:23,518 --> 00:38:25,351
‫«از ترس اینکه مبادا زبونم دراز بشه،

545
00:38:25,518 --> 00:38:27,017
‫زبونم رو برید.»

546
00:38:28,226 --> 00:38:29,268
‫پشمام.

547
00:38:29,351 --> 00:38:31,393
‫همین‌جوری از تو دهنت کشیدش بیرون؟

548
00:38:36,726 --> 00:38:38,810
‫«برمی‌گرده تا جونم رو هم بگیره.»

549
00:38:38,892 --> 00:38:41,560
‫«واسه همین دارم خودم رو برای یه مرگ راحت آماده می‌کنم.»

550
00:38:41,643 --> 00:38:43,017
‫مجبور نیستی این کارو بکنی.

551
00:38:43,184 --> 00:38:44,560
‫راسین قراره بکشتش.

552
00:38:44,726 --> 00:38:46,560
‫البته اگه بهمون بگی کجاست.

553
00:39:12,560 --> 00:39:13,934
‫هال نمی‌تونه تشخیص بده...

554
00:39:14,017 --> 00:39:17,809
‫که این شریف‌ترین کارشه یا بزدلانه‌ترینش.

555
00:39:56,809 --> 00:39:58,518
‫داره میاد، داره میاد، داره میاد

556
00:39:58,601 --> 00:40:00,059
‫داره میاد، داره میاد، داره میاد

557
00:40:00,143 --> 00:40:03,434
‫گیوتین

558
00:40:03,518 --> 00:40:06,351
‫- آره
‫- آره

559
00:40:06,434 --> 00:40:09,059
‫تو تاریکی می‌شینم و فکر می‌کنم
‫که چطوری قراره همه‌چی رو...

560
00:40:09,143 --> 00:40:11,101
‫نابود کنم و اونا همگی...

561
00:40:11,268 --> 00:40:13,518
‫سقوط می‌کنن، آره

562
00:40:13,601 --> 00:40:15,101
‫داره میاد، داره میاد، داره میاد

563
00:40:15,184 --> 00:40:16,809
‫داره میاد، داره میاد، آره

564
00:40:19,101 --> 00:40:21,017
‫از تو سایه‌ها بیرون میاد
‫یه رگبار از کلماتِ جادویی...

565
00:40:25,560 --> 00:40:26,976
‫چه گوهی داری می‌خوری؟

566
00:40:31,226 --> 00:40:32,518
‫چت شده تو؟

567
00:40:32,767 --> 00:40:34,101
‫از این رفتارهات اصلاً خوشم نمیاد.

568
00:40:34,725 --> 00:40:36,143
‫اوه، نه نه، بزن کنار.

569
00:40:36,685 --> 00:40:37,851
‫چی؟

570
00:40:37,934 --> 00:40:39,892
‫- گفتم این لگن رو بزن کنار!
‫- وایسا!

571
00:40:42,518 --> 00:40:46,268
‫یه جوری نگاهم می‌کنی انگار من هیولام...

572
00:40:46,351 --> 00:40:47,685
‫و دیگه حالم از این وضعیت به هم می‌خوره.

573
00:40:47,767 --> 00:40:49,184
‫حرفی تو گلوت گیر کرده که می‌خوای بگی؟

574
00:40:49,268 --> 00:40:51,434
‫تو داری از این کارا بیش‌ازحد لذت می‌بری!

575
00:40:51,518 --> 00:40:54,184
‫آبجی، تو قراره بری یکی رو بکشی.

576
00:40:56,476 --> 00:40:58,601
‫مگه خودمون رو نکشتن، آنایا؟

577
00:41:06,976 --> 00:41:10,892
‫هی دوباره و دوباره له شدیم و اون مقصرِ همه‌ش بود.

578
00:41:12,393 --> 00:41:14,476
‫و من قرار نیست واسه...

579
00:41:14,560 --> 00:41:17,643
‫اینکه حقش رو کفِ دستش می‌ذارم، غصه بخورم!

580
00:41:41,226 --> 00:41:43,684
‫راسین همیشه دلش می‌خواد تا لبه‌ی پرتگاه بره.

581
00:41:47,184 --> 00:41:48,560
‫انگار وظیفه‌ی آنایاست...

582
00:41:48,725 --> 00:41:50,560
‫که قبل از افتادنش، دستش رو بگیره.

583
00:42:04,934 --> 00:42:06,268
‫خیلی عصبانی هستی، آبجی.

584
00:42:08,184 --> 00:42:09,309
‫تو نیستی؟

585
00:42:21,017 --> 00:42:22,934
‫دلم می‌خواد به یکی بگم زشته.

586
00:42:25,143 --> 00:42:27,143
‫دلم می‌خواد برای یه بارم که شده یه چیزی رو لگد کنم...

587
00:42:29,767 --> 00:42:31,351
‫ببینم چه حسی داره.

588
00:42:34,184 --> 00:42:35,393
‫باید حسِ خوبی داشته باشه...

589
00:42:35,518 --> 00:42:36,851
‫که بقیه همه‌ش دارن این کارو می‌کنن.

590
00:42:42,767 --> 00:42:44,476
‫یادت میاد دومین باباخونده‌مون چطوری...

591
00:42:44,560 --> 00:42:47,560
‫کمربندش رو برامون شلاق می‌کرد؟

592
00:42:47,642 --> 00:42:49,892
‫مایی در کار نبود. فقط تو رو می‌زد.

593
00:42:50,560 --> 00:42:51,809
‫چون تو هر دفعه که اون از پله‌ها می‌اومد پایین...

594
00:42:51,976 --> 00:42:54,351
‫می‌خندیدی و واسه همین همیشه کتک می‌خوردی.

595
00:42:57,725 --> 00:42:59,476
‫اون اولین کسی بود که من کشتم.

596
00:42:59,560 --> 00:43:02,143
‫تو نکشتیش. اون سکته‌ی قلبی کرد.

597
00:43:02,309 --> 00:43:03,393
‫سکته کرد چون اون‌قدر منو کتک زد تا قلبش وایساد.

598
00:43:03,476 --> 00:43:05,059
‫همه‌ش منو کتک می‌زد...

599
00:43:05,226 --> 00:43:06,725
‫چون منم همه‌ش یه کارایی می‌کردم که مجبور بشه بزندم...

600
00:43:06,809 --> 00:43:08,017
‫چون می‌دونستم بالاخره کار می‌ده دستِ...

601
00:43:08,101 --> 00:43:09,017
‫اون هیکلِ خیکیِ گرازِ ساندویچ‌خورش که هر روز صبح می‌چپوند تو خندق‌بلاش.

602
00:43:23,017 --> 00:43:24,892
‫- جیش دارم.
‫- هوم.

603
00:44:24,059 --> 00:44:26,851
‫وای، لعنتی. بدو بریم.
‫بدو، بدو، بدو.

604
00:44:35,268 --> 00:44:36,600
‫اون جورابه رو آوردی؟

605
00:44:36,767 --> 00:44:39,017
‫تو ماشینه. لعنتی.

606
00:46:59,767 --> 00:47:02,017
‫چه گوهی داری می‌خوری؟

607
00:47:02,184 --> 00:47:03,934
‫مرتیکه، چت شده تو؟

608
00:47:04,017 --> 00:47:06,017
‫پس شماها واقعاً فکر کردید می‌تونید همین‌طوری بکشیدش؟

609
00:47:06,101 --> 00:47:08,392
‫- چی؟
‫- همین‌جوری تیکه‌تیکه‌اش کنید!

610
00:47:08,559 --> 00:47:10,226
‫واقعاً این‌طوری فکر می‌کنید؟

611
00:47:10,309 --> 00:47:12,851
‫بابای منو. بابای منو!

612
00:47:13,017 --> 00:47:15,475
‫مردی که منو به وجود آورده.

613
00:47:15,642 --> 00:47:18,433
‫مردی که ازیکیل رو به وجود آورده؟

614
00:47:18,517 --> 00:47:20,475
‫فکر کردید می‌تونید اون مرد رو بکشید؟

615
00:47:21,143 --> 00:47:23,892
‫اونو؟ اونو؟

616
00:47:23,976 --> 00:47:25,350
‫اونو؟

617
00:47:25,433 --> 00:47:26,684
‫اونو؟

618
00:47:26,767 --> 00:47:28,184
‫اونو؟

619
00:47:36,433 --> 00:47:39,517
‫تا حالا دلت خواسته جای زخمهات رو بِکَنی...

620
00:47:39,684 --> 00:47:41,226
‫تا ببینی زیرش چه خبره؟

621
00:47:43,517 --> 00:47:45,767
‫که چی بشه؟

622
00:47:45,851 --> 00:47:47,725
‫نمی‌دونم.

623
00:47:47,809 --> 00:47:50,308
‫بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم که چه شکلی‌ام.

624
00:47:50,392 --> 00:47:52,559
‫فکر کردن بهش دردی رو ازم دوا نمی‌کنه.

625
00:47:58,767 --> 00:48:02,475
‫با اون یکی دوقلوها می‌خوایم چیکار کنیم، آبجی؟

626
00:48:02,559 --> 00:48:07,725
‫خدا گفت هر چیزی که دور و برشه رو نابود کنیم.

627
00:48:07,809 --> 00:48:09,517
‫نه، گفت می‌تونیم این کارو بکنیم.

628
00:48:09,684 --> 00:48:12,267
‫گفت می‌تونیم هر چیزی که دور و برشه رو نابود کنیم.

629
00:48:12,433 --> 00:48:15,475
‫خب، اگه اونا هم ذره‌ای به اون یارو رفته باشن...

630
00:48:16,642 --> 00:48:17,934
‫هیچ چاره‌ی دیگه‌ای برامون نمی‌ذارن.

631
00:48:18,101 --> 00:48:20,308
‫اونا بی‌گناهن، آبجی.

632
00:48:20,392 --> 00:48:21,892
‫دستِ خودشون که نبوده بچه‌ی اون بشن.

633
00:48:22,059 --> 00:48:24,475
‫هیچ‌کس بی‌گناه نیست.

634
00:48:27,059 --> 00:48:30,059
‫احتمالاً موقع شام دور هم می‌شینن و به ما و خدا می‌خندن.

635
00:48:30,143 --> 00:48:31,308
‫تمومش کن.

636
00:48:31,392 --> 00:48:32,725
‫اونا کاری به کارِ ما نداشتن.

637
00:48:35,725 --> 00:48:36,934
‫باشه.

638
00:48:42,267 --> 00:48:43,433
‫نگاه کن.

639
00:48:57,433 --> 00:48:59,559
‫صبر کن. آبجی؟

640
00:48:59,642 --> 00:49:00,809
‫آره.

641
00:49:02,725 --> 00:49:04,559
‫این قضیه اون‌قدر خوب پیش رفت که یکم مشکوکه، مگه نه؟

642
00:49:08,392 --> 00:49:09,600
‫لعنتی.

643
00:49:16,934 --> 00:49:18,059
‫رسیدیم.

644
00:50:07,475 --> 00:50:09,101
‫دوقلوها.

645
00:50:09,183 --> 00:50:11,392
‫اون پسرهای دوقلو تو اون خونه‌ی زیبا...

646
00:50:11,559 --> 00:50:14,725
‫هم روزهای راحتی رو دیدن، هم پر از کشمکش.

647
00:50:14,809 --> 00:50:18,308
‫هر کدومشون با سردرگمی‌های زندگی، به روش خودشون کنار میان.

648
00:50:22,517 --> 00:50:25,017
‫«اسکاچ» ضعف‌ها و آسیب‌پذیری‌هاش رو...

649
00:50:25,101 --> 00:50:26,308
‫زیرِ یه ظاهرِ وحشی پنهان می‌کنه.

650
00:50:28,475 --> 00:50:29,892
‫درحالی‌که «رایلی» یاد گرفته...

651
00:50:29,976 --> 00:50:32,517
‫که چطور آروم و بی‌صدا بمونه.

652
00:50:35,517 --> 00:50:37,017
‫مادرشون، «آنجی»...

653
00:50:37,101 --> 00:50:39,267
‫دقیقاً همون کاری رو می‌کنه که همیشه می‌کرده.

654
00:50:39,350 --> 00:50:40,976
‫گردگیری و تمیزکاری و برق انداختن...

655
00:50:41,142 --> 00:50:43,684
‫و سابیدنِ وجب‌به‌وجبِ این خونه‌ی خیلی قشنگ...

656
00:50:43,767 --> 00:50:45,475
‫دقیقاً همون‌طوری که اون مرد دوست داره.

657
00:50:46,892 --> 00:50:49,433
‫کلاه‌هاش رو بر اساس مدلشون مرتب می‌کنه، از اسپرت تا رسمی.

658
00:50:49,517 --> 00:50:51,059
‫پوتین‌هاش رو بر اساس جنسشون...

659
00:50:51,183 --> 00:50:53,059
‫چرمی‌ها سمت چپ، پوست‌سوسماری‌ها سمت راست.

660
00:50:53,142 --> 00:50:55,017
‫کراوات‌هاش بر اساس رنگ چیده شدن.

661
00:50:55,100 --> 00:50:57,350
‫شلوارهای پارچه‌ایش بر اساس برند و پیراهن‌هاش بر اساس نوع پارچه.

662
00:50:57,517 --> 00:50:58,725
‫اون مرد خیلی واضح بهش فهمونده...

663
00:50:58,892 --> 00:51:00,059
‫که چقدر مهمه...

664
00:51:00,308 --> 00:51:02,767
‫هر چیزی رو دقیقاً سر جای خودش بذاره.

665
00:51:03,433 --> 00:51:06,017
‫یه مرد، سر جای خودش.

666
00:51:06,100 --> 00:51:08,684
‫یه زن، سر جای خودش.

667
00:51:12,976 --> 00:51:14,559
‫بسه!

668
00:51:14,725 --> 00:51:16,559
‫نه، خواهش می‌کنم، نکن!

669
00:51:17,976 --> 00:51:19,892
‫نه، نه، نه.

670
00:51:19,976 --> 00:51:21,392
‫امروز نه، آنجی.

671
00:51:22,684 --> 00:51:24,725
‫امروز نه.

672
00:51:24,809 --> 00:51:26,183
‫امروز آنجی...

673
00:51:26,267 --> 00:51:27,475
‫یه مسیرِ جدید رو انتخاب می‌کنه.

674
00:51:54,976 --> 00:51:56,433
‫یعنی، عجب تکستِ خفنی بود، حاجی.

675
00:51:56,642 --> 00:51:58,058
‫- نمی‌شنویش؟
‫- دارم سعی می‌کنم کتاب بخونم.

676
00:51:58,142 --> 00:51:59,892
‫- می‌خوای یه کام بگیری؟
‫- نه، داداش.

677
00:52:00,058 --> 00:52:01,934
‫- پسر، تو فازت معلوم نیست چیه.
‫- اونو از جلوی صورتم ببر کنار.

678
00:52:03,225 --> 00:52:04,433
‫اینو بکش تو ریه‌ت.

679
00:52:12,225 --> 00:52:13,350
‫خوشگله.

680
00:52:17,433 --> 00:52:18,559
‫فقط گفتم که بدونی.

681
00:52:32,475 --> 00:52:33,892
‫اون همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

682
00:52:35,767 --> 00:52:37,642
‫انگار خدا قراره به خونش برسه.

683
00:52:45,016 --> 00:52:46,517
‫هر روز دیگه‌ای که بود،

684
00:52:46,600 --> 00:52:49,517
‫آنجی خودش چمدون‌هاش رو می‌ذاشت تو صندوق عقب.

685
00:52:53,475 --> 00:52:54,684
‫نه.

686
00:52:56,684 --> 00:52:59,934
‫امروز نه، آنجی. امروز نه.

687
00:53:04,267 --> 00:53:07,975
‫بیا بیرون...

688
00:53:08,142 --> 00:53:10,016
‫همین الان!

689
00:53:10,600 --> 00:53:11,767
‫مامان، چی شده؟

690
00:53:11,975 --> 00:53:13,433
‫بابا برگشته؟ حالت خوبه؟

691
00:53:13,517 --> 00:53:16,183
‫نه، فقط بهت نیاز دارم...

692
00:53:16,267 --> 00:53:18,183
‫که کمکم کنی چمدون‌هام رو ببرم تو ماشین...

693
00:53:18,267 --> 00:53:20,100
‫- خواهش می‌کنم.
‫- باشه.

694
00:53:20,183 --> 00:53:21,392
‫چرا این‌قدر هول کردی؟

695
00:53:21,559 --> 00:53:23,225
‫صبر کن، این همه چمدون رو واسه چی می‌خوای؟

696
00:53:23,308 --> 00:53:25,100
‫یه سفر برای تستِ شرابه، عزیزم. بهت که گفتم.

697
00:53:25,267 --> 00:53:26,517
‫واسه همین آخر هفته‌ست.

698
00:53:26,725 --> 00:53:28,267
‫پس ما واسه شام باید چیکار کنیم؟

699
00:53:35,684 --> 00:53:37,100
‫برنامه‌ی آنجی اینه که خودش رو...

700
00:53:37,183 --> 00:53:38,933
‫تا قبل از تاریکی هوا برسونه به دره‌ی یوکا.

701
00:53:39,016 --> 00:53:40,517
‫از اونجا هم با یه قطار بره وگاس...

702
00:53:40,600 --> 00:53:42,267
‫جایی که قراره حداقل سیصد دلار رو قمار کنه...

703
00:53:42,350 --> 00:53:44,100
‫از اون یازده هزار دلاری که تونسته...

704
00:53:44,267 --> 00:53:46,016
‫دور از چشمِ اون مردک، با هزار بدبختی پس‌انداز کنه.

705
00:53:46,100 --> 00:53:47,767
‫بعد از یه مدت قایم شدن،

706
00:53:47,851 --> 00:53:48,975
‫راهش رو می‌کشه سمتِ کانتیکت...

707
00:53:49,058 --> 00:53:50,684
‫- جایی که یه اسم و شغلِ جدید...
‫- مامان، مامان.

708
00:53:50,851 --> 00:53:52,183
‫...منتظرشن.

709
00:53:53,851 --> 00:53:55,475
‫دوستت دارم.

710
00:53:58,016 --> 00:53:59,559
‫منم دوستت دارم.

711
00:54:03,433 --> 00:54:05,559
‫حالا برو تو. برو داخل.

712
00:54:23,475 --> 00:54:24,891
‫مثل بارونی که...

713
00:54:24,975 --> 00:54:27,642
‫می‌خوره به شیشه‌ی پنجره

714
00:54:27,809 --> 00:54:31,767
‫وقتی اسمش رو پرسیدم، اشکام سرازیر شد

715
00:54:31,933 --> 00:54:33,308
‫باعث شد فریاد بزنم

716
00:54:33,392 --> 00:54:35,475
‫وقتی بالاخره از راه رسید

717
00:54:35,642 --> 00:54:36,933
‫گفت: «فقط بچه‌هایی که...

718
00:54:37,100 --> 00:54:39,267
‫از من به دنیا اومدن، باقی می‌مونن»

719
00:54:39,350 --> 00:54:43,684
‫تمام شب مثل صدای رعد و برق بود

720
00:54:43,767 --> 00:54:45,475
‫و قولی برای دیدن عیسی

721
00:54:45,559 --> 00:54:48,058
‫توی نورِ صبحگاهی، نورِ صبحگاهی

722
00:54:49,891 --> 00:54:51,767
‫دستم رو بگیر، همه‌چی درست می‌شه

723
00:54:51,933 --> 00:54:53,975
‫این دیگه چه بساطیه؟

724
00:54:56,600 --> 00:54:57,891
‫الو؟

725
00:55:01,809 --> 00:55:03,392
‫ببخشید؟

726
00:55:09,559 --> 00:55:12,725
‫این جنده فکر کرده داره کیو کیش می‌کنه؟

727
00:55:15,559 --> 00:55:16,642
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

728
00:55:16,809 --> 00:55:18,308
‫اون باید بیاد سمت ما.

729
00:55:18,392 --> 00:55:21,600
‫میشه لطفاً برید کنار؟

730
00:55:33,891 --> 00:55:37,684
‫ببخشید. من یکم دیرم شده.

731
00:55:39,142 --> 00:55:40,975
‫همه‌چی مرتبه؟

732
00:55:44,975 --> 00:55:46,058
‫ما خوبیم.

733
00:55:47,433 --> 00:55:48,933
‫ما رو می‌شناسی؟

734
00:55:49,600 --> 00:55:52,850
‫بشناسمتون؟ مگه باید بشناسم؟

735
00:55:53,016 --> 00:55:55,183
‫ما اولی‌هاشیم.

736
00:55:55,350 --> 00:55:56,308
‫کیا؟

737
00:55:56,475 --> 00:55:58,058
‫بچه‌های اولش.

738
00:56:03,183 --> 00:56:04,308
‫شما زنده‌اید؟

739
00:56:04,392 --> 00:56:06,183
‫مگه قیافه‌مون شبیه مرده‌هاست؟

740
00:56:07,016 --> 00:56:08,308
‫نه.

741
00:56:08,475 --> 00:56:12,808
‫گفت تو یه تصادفی سوختید و مردید...

742
00:56:12,891 --> 00:56:14,933
‫و دیگه لازم نبود پولی برای نفقه‌تون بده.

743
00:56:15,100 --> 00:56:17,475
‫اوه، خدای من. برای گرفتن نفقه اومدید اینجا؟

744
00:56:29,975 --> 00:56:33,433
‫این مرواریدِ اصلِ آکویای ژاپنه.

745
00:56:34,350 --> 00:56:36,475
‫هیچ‌کس اون مرواریداتو نمی‌خواد.

746
00:56:40,642 --> 00:56:42,100
‫خب، این تنها چیزیه که می‌تونم بهتون بدم.

747
00:56:42,183 --> 00:56:44,600
‫می‌دونی مامانمون تو این مدت چیکار می‌کرده...

748
00:56:44,684 --> 00:56:46,142
‫در حالی که تو لم داده بودی...

749
00:56:46,267 --> 00:56:47,808
‫تو اون خونه‌ی درندشت که عینِ قلعه می‌مونه؟

750
00:56:47,891 --> 00:56:50,642
‫مامانمون تو جا افتاده بود و داشت آب می‌شد.

751
00:56:50,725 --> 00:56:53,016
‫بیشترِ بدنش رو سوزوند!

752
00:56:54,766 --> 00:56:57,016
‫من واقعاً متأسفم.

753
00:56:57,100 --> 00:56:58,724
‫این خیلی غم‌انگیزه.

754
00:56:58,891 --> 00:57:02,142
‫ولی امیدوارم منو درک کنی وقتی می‌گم که به من دروغ گفت.

755
00:57:02,225 --> 00:57:03,933
‫تو می‌دونستی داره دروغ می‌گه.

756
00:57:04,100 --> 00:57:05,517
‫اوه، نه، نه، نه. نمی‌دونستم.

757
00:57:05,724 --> 00:57:09,684
‫آنایا، این ضعیفه فکر کرده داره کیو خر می‌کنه؟

758
00:57:09,766 --> 00:57:11,225
‫حتی بلد نیست درست‌وحسابی دروغ بگه.

759
00:57:11,308 --> 00:57:12,350
‫نمی‌دونم، راسین.

760
00:57:12,600 --> 00:57:14,183
‫شاید داره راست می‌گه.

761
00:57:14,267 --> 00:57:17,225
‫تو داشتی تو اون خونه‌ی خوشگلِ...

762
00:57:17,308 --> 00:57:20,766
‫استخردارت صفا می‌کردی، در حالی که سومین باباخونده‌مون...

763
00:57:20,933 --> 00:57:22,517
‫لب‌ورچه‌اش رو خیس می‌کرد...

764
00:57:22,684 --> 00:57:24,891
‫هر دفعه که با شونه‌های لخت می‌اومدم تو اتاق.

765
00:57:27,559 --> 00:57:28,724
‫من باید از اینجا برم.

766
00:57:28,891 --> 00:57:30,933
‫ماشینِ قشنگیه، مگه نه آبجی؟

767
00:57:31,100 --> 00:57:32,308
‫دست به ماشینم نزن! نه!

768
00:57:32,475 --> 00:57:33,766
‫- من ماشینو لازم دارم.
‫- اون سوییچ رو بده به من!

769
00:57:33,850 --> 00:57:35,517
‫- نه!
‫- اون سوییچ رو بده من، جنده!

770
00:57:35,684 --> 00:57:37,016
‫بدش به من!

771
00:57:37,100 --> 00:57:38,392
‫گرفتمش!

772
00:57:38,559 --> 00:57:39,559
‫اومدی ماشینم رو بدزدی...

773
00:57:39,642 --> 00:57:40,850
‫فقط به‌خاطرِ کاری که اون کرده؟

774
00:57:40,933 --> 00:57:42,267
‫شماها یه مشت حیوونید!

775
00:57:42,350 --> 00:57:43,392
‫ما حیوون نیستیم.

776
00:57:43,475 --> 00:57:44,891
‫ما تو یه مأموریتیم...

777
00:57:46,016 --> 00:57:47,225
‫از طرف خدا.

778
00:57:47,683 --> 00:57:49,058
‫خدا؟

779
00:57:49,683 --> 00:57:50,933
‫خدا...

780
00:57:51,016 --> 00:57:52,891
‫همون مامانمونه.

781
00:57:53,058 --> 00:57:55,433
‫دقیقاً. «مامانتون.»

782
00:57:56,559 --> 00:57:59,808
‫ببین، من نمی‌ذارم برنامه‌هام رو خراب کنی.

783
00:58:01,808 --> 00:58:04,308
‫من براش نقشه کشیدم! این حق منه! باشه؟

784
00:58:04,392 --> 00:58:06,350
‫گوش کن، گوش کن، گوش کن.

785
00:58:06,433 --> 00:58:08,392
‫اگه بیاد خونه...

786
00:58:08,475 --> 00:58:09,766
‫و بهش بگم که یکی ماشینو برده...

787
00:58:09,933 --> 00:58:11,475
‫اصلاً می‌دونی چه بلایی سرم میاره؟

788
00:58:12,683 --> 00:58:14,225
‫مامانِ ما...

789
00:58:14,308 --> 00:58:17,433
‫هیچ‌وقت فرصتی مثل فرصت تو رو نداشت.

790
00:58:17,517 --> 00:58:19,308
‫تقصیر من نیست...

791
00:58:19,475 --> 00:58:22,308
‫که اون ضعیفه‌ی آشغالِ حاشیه‌نشین سوخت!

792
00:58:22,392 --> 00:58:23,433
‫خودش باید می‌ذاشت می‌رفت!

793
00:58:23,683 --> 00:58:25,559
‫- خودش باید می‌رفت!
‫- چی زری زدی؟

794
00:58:42,016 --> 00:58:43,891
‫خدای من.

795
00:58:45,392 --> 00:58:48,641
‫دختر...

796
00:58:48,808 --> 00:58:51,600
‫ببخشید.

797
00:58:51,683 --> 00:58:53,058
‫جنده.

798
00:58:53,142 --> 00:58:54,559
‫آره، من فقط...

799
00:58:54,766 --> 00:58:56,142
‫- داری تف می‌کنی؟
‫- من فقط...

800
00:58:56,225 --> 00:58:57,724
‫- یه دقیقه صبر کن.
‫- داری تف می‌کنی؟

801
00:58:57,891 --> 00:58:59,392
‫- داری تف می‌کنی، جنده؟
‫- داری تف می‌کنی؟

802
00:58:59,517 --> 00:59:01,016
‫- داری تف می‌کنی؟
‫- داره تف می‌کنه، آبجی؟

803
00:59:01,100 --> 00:59:02,724
‫- آره. اون همین الان...
‫- داره تف می‌کنه.

804
00:59:02,808 --> 00:59:04,933
‫رو من؟ جنده‌ی عوضی.

805
00:59:05,016 --> 00:59:08,599
‫این جنده داره تف می‌کنه!

806
00:59:08,683 --> 00:59:09,933
‫می‌دونی چیه؟

807
00:59:10,100 --> 00:59:12,142
‫زنی که ارزش خودش رو بدونه، ول می‌کنه می‌ره!

808
00:59:12,225 --> 00:59:14,058
‫و اگه شماها به اندازه‌ی کافی باهوش بودید...

809
00:59:16,267 --> 00:59:17,225
‫ما باهوشیم، جنده.

810
00:59:17,308 --> 00:59:18,724
‫بگو که ما باهوشیم.

811
00:59:18,891 --> 00:59:20,599
‫بگو باهوشیم.

812
00:59:21,641 --> 00:59:23,142
‫- آبجی، نکن!
‫- برو عقب!

813
00:59:23,225 --> 00:59:24,933
‫حیوون!

814
00:59:42,933 --> 00:59:43,975
‫آبجی، تمومش کن!

815
00:59:46,808 --> 00:59:49,433
‫شانس آوردی خواهرم اینجاست...

816
00:59:50,308 --> 00:59:52,058
‫جنده‌ی تازه‌به‌دوران‌رسیده!

817
01:00:00,724 --> 01:00:02,475
‫می‌خوای بالا بیاری؟

818
01:00:03,766 --> 01:00:05,058
‫فکر نکنم.

819
01:00:05,308 --> 01:00:07,558
‫تو که کاری نکردی، پس خیالت راحت باشه.

820
01:00:07,641 --> 01:00:09,350
‫همه‌ش گردنِ منه.

821
01:00:12,308 --> 01:00:13,933
‫اون مرواریدها رو می‌خوای؟

822
01:00:16,308 --> 01:00:17,558
‫شاید خدا بخواد.

823
01:00:18,683 --> 01:00:22,392
‫خدا هیچ‌چیزی غیر از خون نمی‌خواد.

824
01:00:33,475 --> 01:00:35,225
‫من شما رو می‌شناسم؟

825
01:00:35,308 --> 01:00:37,350
‫- نه.
‫- یه جورایی.

826
01:00:38,350 --> 01:00:40,267
‫- اسمتون چیه؟
‫- من راسینم.

827
01:00:40,350 --> 01:00:41,433
‫آنایا.

828
01:00:41,516 --> 01:00:43,433
‫- دوقلویید.
‫- دوقلو.

829
01:00:45,016 --> 01:00:46,267
‫پشمام.

830
01:00:46,516 --> 01:00:47,766
‫پشمام. پشمام.
‫فکر کنم کار باباست.

831
01:00:47,850 --> 01:00:50,142
‫صددرصد کار خودشه.

832
01:00:50,891 --> 01:00:52,475
‫بیاین تو، دخترا.

833
01:01:00,183 --> 01:01:01,891
‫اوه، خدای من.

834
01:01:02,975 --> 01:01:05,016
‫اسکاچ، داری چیکار می‌کنی؟ داری چه غلطی می‌کنی؟

835
01:01:05,100 --> 01:01:06,392
‫نمی‌تونی همین‌جوری هرکی از راه رسید رو راه بدی تو خونه.

836
01:01:06,475 --> 01:01:07,558
‫قیافه‌هاشونو دیدی؟

837
01:01:07,724 --> 01:01:11,267
‫دوقلو! استریپرهای دوقلو.

838
01:01:11,433 --> 01:01:12,683
‫بابا بهمون قولِ استریپر داده بود، مگه نه؟

839
01:01:14,683 --> 01:01:16,016
‫واسه تولدمونه دیگه.

840
01:01:16,183 --> 01:01:17,558
‫همیشه واسه تولدمون سورپرایزمون می‌کنه.

841
01:01:17,724 --> 01:01:18,933
‫تا تولدمون دو هفته مونده.

842
01:01:19,016 --> 01:01:20,599
‫خب، یکم زودتر فرستاده دیگه.

843
01:01:20,683 --> 01:01:22,558
‫تابلوئه کار خودشه.

844
01:01:33,975 --> 01:01:36,308
‫یه جای کار می‌لنگه.

845
01:01:38,558 --> 01:01:40,392
‫اصلاً قیافه‌شون شبیه...

846
01:01:41,016 --> 01:01:42,975
‫- یعنی می‌خوام بگم...
‫- پسر، خفه شو!

847
01:01:45,850 --> 01:01:48,183
‫برید داخل، دخترا.
‫درِ سوم سمت چپ.

848
01:01:58,558 --> 01:01:59,599
‫آره، دارم زنگ می‌زنم مایکل و دی‌شان هم بیان.

849
01:01:59,683 --> 01:02:01,225
‫قشنگ یه پارتی راه می‌ندازیم.

850
01:02:01,308 --> 01:02:02,766
‫نه. حس نمی‌کنم این کارا از بابا بربیاد.

851
01:02:02,933 --> 01:02:04,683
‫- بذار یه زنگ بهش بزنم.
‫- «بذار یه زنگ بهش بزنم»؟

852
01:02:04,766 --> 01:02:06,516
‫وای خدای من. تو صبح‌ها که از خواب پا می‌شی...

853
01:02:06,683 --> 01:02:07,808
‫می‌شینی نقشه می‌کشی...

854
01:02:07,975 --> 01:02:09,100
‫که چطوری سوسول‌ترین و ضدحال‌ترین آدمِ روی زمین باشی؟

855
01:02:09,350 --> 01:02:11,350
‫- لعنتی.
‫- داری چیکار می‌کنی؟

856
01:02:11,432 --> 01:02:13,225
‫بذار حالش رو ببرم.

857
01:02:13,308 --> 01:02:14,683
‫به درک. هر غلطی می‌خوای بکن.

858
01:02:14,766 --> 01:02:16,308
‫اگه قاچاقچی باشن چی...

859
01:02:16,392 --> 01:02:18,016
‫آخرین باری که تو این خونه بهمون خوش گذشت کِی بود، رایلی؟

860
01:02:19,933 --> 01:02:21,183
‫چه بوی گندی میاد اینجا.

861
01:02:22,683 --> 01:02:24,225
‫به ما ربطی نداره.

862
01:02:30,641 --> 01:02:32,558
‫اوه، واسه اون زنه اعصابت خرده؟

863
01:02:32,641 --> 01:02:35,267
‫همون زنه که تف کرد تو صورتم؟

864
01:02:35,432 --> 01:02:37,225
‫قرار نیست این کارو تا تهش بریم فقط به‌خاطر اینکه...

865
01:02:37,391 --> 01:02:40,142
‫اگه ما این کارو نکنیم، پس کی می‌خواد بکنه، آنایا؟

866
01:02:40,308 --> 01:02:42,432
‫کی قراره حقش رو کفِ دستش بذاره؟

867
01:02:42,516 --> 01:02:47,016
‫ما هیچی نیستیم...
‫جز دستِ انتقامِ خدا...

868
01:02:47,100 --> 01:02:50,308
‫که قراره خواسته‌ش رو اجرا کنه.

869
01:02:50,391 --> 01:02:52,891
‫خودت که می‌دونی بابا وقتی می‌ره ماهیگیری چطوریه.

870
01:02:53,058 --> 01:02:55,183
‫احتمالاً تا خودِ صبح هم پیداش نشه.

871
01:02:58,766 --> 01:02:59,850
‫زود باش.

872
01:03:02,641 --> 01:03:03,766
‫یالا دیگه.

873
01:03:05,142 --> 01:03:06,599
‫- اوهوم؟
‫- هوم.

874
01:03:06,683 --> 01:03:08,183
‫باشه.

875
01:03:08,267 --> 01:03:10,350
‫تازه، همه می‌دونن که اگه پشت‌سرِ خدا...

876
01:03:10,432 --> 01:03:11,641
‫چرت‌وپرت بگی، آخرش کشته می‌شی.

877
01:03:11,724 --> 01:03:13,100
‫ببین، ولی باید بهم قول بدی که...

878
01:03:13,183 --> 01:03:14,933
‫هیچ خونِ دیگه‌ای جز خونِ اون ریخته نشه.

879
01:03:16,225 --> 01:03:18,100
‫باید به خدا قسم بخوری.

880
01:03:19,142 --> 01:03:22,267
‫باشه. قول می‌دم.

881
01:03:22,349 --> 01:03:23,975
‫به خدا قسم...

882
01:03:24,058 --> 01:03:26,225
‫واسه خدا قسم می‌خورم...

883
01:03:26,308 --> 01:03:28,016
‫و به همه مقدسات قسم.

884
01:03:28,183 --> 01:03:30,850
‫اگه بزنی زیرش، من می‌ذارم می‌رم، آبجی.

885
01:03:32,933 --> 01:03:34,058
‫اون‌وقت خودت می‌مونی و خودت.

886
01:03:41,308 --> 01:03:42,641
‫بیا فقط آماده بشیم.

887
01:04:04,599 --> 01:04:07,307
‫هی. پس این استریپرها کجان؟

888
01:04:20,142 --> 01:04:22,183
‫چرا ممه‌هات این‌قدر گنده به نظر میان، آبجی؟

889
01:04:31,808 --> 01:04:33,183
‫جنده.

890
01:04:39,891 --> 01:04:41,558
‫پیرمرده؟

891
01:04:41,641 --> 01:04:44,599
‫آره. الیسه.

892
01:04:47,766 --> 01:04:49,850
‫پشمام!

893
01:04:49,933 --> 01:04:52,516
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم.

894
01:05:00,142 --> 01:05:02,307
‫- یه بچه.
‫- اوهوم.

895
01:05:10,516 --> 01:05:12,100
‫- آبجی؟
‫- هان؟

896
01:05:13,933 --> 01:05:15,432
‫یادته اون دفعه از خونه‌ی...

897
01:05:15,516 --> 01:05:17,183
‫چهارمین مامان و باباخونده‌مون انداختنمون بیرون؟

898
01:05:17,266 --> 01:05:18,516
‫اوهوم.

899
01:05:18,599 --> 01:05:21,391
‫به‌خاطر اینکه زدم دماغِ اون پسره رو تو مدرسه شکوندم.

900
01:05:21,474 --> 01:05:23,975
‫آره.

901
01:05:26,142 --> 01:05:28,349
‫فکر نکنم تا حالا بابتِ اون کار ازت تشکر کرده باشم.

902
01:05:30,766 --> 01:05:32,349
‫خودت که می‌دونی تا تهش هواتو دارم.

903
01:06:29,182 --> 01:06:30,724
‫هی، وایسا، وایسا، وایسا.

904
01:06:30,808 --> 01:06:32,100
‫بیاین یه جور دیگه امتحانش کنیم.

905
01:06:33,182 --> 01:06:34,891
‫تو، خوشگله.

906
01:06:34,975 --> 01:06:37,599
‫تو برگرد سمت ما، همین‌طوری به کارت ادامه بده.

907
01:06:37,683 --> 01:06:38,933
‫و تو...

908
01:06:39,058 --> 01:06:41,474
‫باید برگردی اون‌ور.

909
01:06:45,850 --> 01:06:47,141
‫اوه، ناراحت نشو حالا.

910
01:06:47,224 --> 01:06:48,683
‫هی، بیا برگرد، دختر.

911
01:06:48,850 --> 01:06:50,307
‫بالاخره باید پولی که دادیم رو حلال کنیم.

912
01:06:58,307 --> 01:06:59,933
‫خیلی خب پس، خوشگله.

913
01:07:00,891 --> 01:07:02,975
‫انگار تو باید جور جفتتون رو بکشی.

914
01:07:04,683 --> 01:07:08,558
‫خواهر من زشت نیست.

915
01:07:08,641 --> 01:07:11,683
‫آره، آره. همه بنده‌های خدا قشنگن و از این چرت‌وپرت‌ها.

916
01:08:43,891 --> 01:08:45,391
‫تو چرا اونجا پیش اونا نیستی؟

917
01:08:46,891 --> 01:08:48,057
‫من تو این فازا نیستم.

918
01:08:52,766 --> 01:08:54,558
‫می‌تونم بپرسم چه بلایی سر صورتت اومده؟

919
01:08:58,516 --> 01:09:00,099
‫ببخشید.

920
01:09:00,266 --> 01:09:02,766
‫قصد توهین نداشتم. معذرت می‌خوام.

921
01:09:03,891 --> 01:09:06,266
‫تنهات می‌ذارم.

922
01:09:10,850 --> 01:09:12,015
‫به نظر میاد برادرت...

923
01:09:15,683 --> 01:09:17,766
‫خیلی قشنگ تو اون جمع جا افتاده.

924
01:09:19,015 --> 01:09:20,141
‫آره...

925
01:09:20,891 --> 01:09:22,516
‫همیشه همین‌طوری بوده.

926
01:09:22,599 --> 01:09:25,349
‫می‌دونی، اون الان اونجاست...

927
01:09:26,516 --> 01:09:28,182
‫و منم، خب...

928
01:09:28,266 --> 01:09:31,307
‫من از اون آدم‌هام که قایم می‌شن تو آشپزخونه.

929
01:09:31,474 --> 01:09:33,432
‫تا حالا این حس بهت دست داده که...

930
01:09:36,599 --> 01:09:37,724
‫اینکه...

931
01:09:39,266 --> 01:09:40,974
‫اینکه اون خوشحاله تو آدم عجیبیه هستی؟

932
01:09:42,808 --> 01:09:46,182
‫چون این به این معنیه که اون آدمِ نرماله‌ست.

933
01:09:46,808 --> 01:09:49,015
‫و این بهش اجازه می‌ده...

934
01:09:51,974 --> 01:09:53,683
‫که هر کسی که دلش می‌خواد باشه.

935
01:09:55,349 --> 01:09:57,850
‫تو هم باهاش راه میای...

936
01:09:58,015 --> 01:09:59,307
‫چون ترجیح می‌دی...

937
01:09:59,474 --> 01:10:00,766
‫تو کارایی که خودتم باهاشون مخالفی بهش کمک کنی...

938
01:10:02,015 --> 01:10:03,641
‫تا اینکه تنها بمونی.

939
01:10:04,724 --> 01:10:07,141
‫راستش، تا حالا بهش فکر نکرده بودم.

940
01:10:09,266 --> 01:10:11,099
‫ولی، فکر کنم حق با توئه.

941
01:10:13,724 --> 01:10:17,766
‫یه نفر یه جایی رو آتیش زد...

942
01:10:17,850 --> 01:10:20,391
‫و آتیش رسید به صورتم و منو به این روز انداخت.

943
01:10:24,808 --> 01:10:26,266
‫لعنتی.

944
01:10:27,432 --> 01:10:30,683
‫همه‌ش از خودم می‌پرسم چطور تونست این کارو بکنه.

945
01:10:30,766 --> 01:10:32,683
‫می‌دونی کار کی بوده؟

946
01:11:09,349 --> 01:11:10,808
‫هی!

947
01:11:10,974 --> 01:11:12,391
‫این دیگه چه کوفتیه؟

948
01:11:12,474 --> 01:11:14,391
‫پسر!

949
01:11:14,474 --> 01:11:15,558
‫لعنتی.

950
01:11:15,641 --> 01:11:16,641
‫اون چی بود؟

951
01:11:16,890 --> 01:11:18,599
‫- نه داداش، ما فلنگو می‌بندیم.
‫- وای، پشمام!

952
01:11:18,683 --> 01:11:20,932
‫عمراً بمونم!
‫نه، بدو بریم رفیق!

953
01:11:21,099 --> 01:11:22,558
‫اون سوییچ رو بده من کاکا‌سیاه، بزن بریم!

954
01:11:22,641 --> 01:11:24,141
‫باید از اینجا جیم شیم!

955
01:11:27,307 --> 01:11:28,474
‫اسکاچ.

956
01:11:31,850 --> 01:11:33,015
‫اسکاچ؟

957
01:11:34,391 --> 01:11:35,974
‫اوه، خدای من. اوه، خدای من.
‫اوه، خدای من.

958
01:11:37,724 --> 01:11:39,307
‫اوه، خدای من.

959
01:11:40,391 --> 01:11:44,224
‫نه. نه، نه، نه،
‫نه، نه، نه، نه، نه...

960
01:11:44,391 --> 01:11:46,432
‫نه. نه، نه، نه،
‫نه، نه، نه، نه، نه...

961
01:11:46,516 --> 01:11:48,474
‫نه. نه، نه، نه،
‫نه، نه، نه، نه، نه...

962
01:11:51,516 --> 01:11:53,057
‫قلِ من.

963
01:12:02,766 --> 01:12:04,516
‫اون مرده! اونِ لعنتی...

964
01:12:14,141 --> 01:12:15,599
‫بهم گفت زشت.

965
01:12:15,766 --> 01:12:17,057
‫اسکاچ.

966
01:12:17,224 --> 01:12:19,266
‫قصدم این نبود،
‫ولی بهم گفت زشت.

967
01:12:19,349 --> 01:12:20,599
‫اسکاچ.

968
01:12:23,391 --> 01:12:25,641
‫اگه کار اون یکی رو تموم نکنیم، لومون می‌ده.

969
01:12:25,724 --> 01:12:27,432
‫چی؟ نه!

970
01:12:27,516 --> 01:12:30,182
‫مجبور نیستی تماشا کنی، فقط برو تو آشپزخونه.

971
01:12:30,349 --> 01:12:32,683
‫- آبجی.
‫- اون دهنش رو باز می‌کنه.

972
01:12:32,766 --> 01:12:34,182
‫حتی ممکنه بندازه گردنِ تو...

973
01:12:34,349 --> 01:12:36,099
‫با اینکه تو اصلاً هیچ‌کاری نکردی.

974
01:12:36,182 --> 01:12:38,015
‫نه. تو بهم قول دادی.

975
01:12:38,890 --> 01:12:40,099
‫تو قول دادی!

976
01:12:43,266 --> 01:12:44,349
‫داری راهمو می‌بندی.

977
01:12:44,516 --> 01:12:46,432
‫داری همه‌ش کار خودتو می‌کنی!

978
01:12:46,516 --> 01:12:48,432
‫تو گفتی فقط کار اونو تموم می‌کنیم و با اینا کاری نداریم،

979
01:12:48,516 --> 01:12:50,890
‫- ولی تو همه‌ش داری کار خودتو می‌کنی!
‫- من دارم کاری رو می‌کنم که برامون بهتره.

980
01:12:52,683 --> 01:12:53,932
‫تو یه دروغگویی.

981
01:12:57,641 --> 01:13:02,890
‫برو گمشو کنار، آبجی!

982
01:13:11,224 --> 01:13:14,015
‫دختر.

983
01:13:21,391 --> 01:13:23,266
‫این همون چیزیه که می‌خوای؟

984
01:13:23,349 --> 01:13:24,890
‫پس بزن بریم.

985
01:13:27,807 --> 01:13:28,974
‫بیا دیگه!

986
01:13:30,141 --> 01:13:31,599
‫گارد بگیر، جنده!

987
01:13:37,391 --> 01:13:41,349
‫بگو، «من یه سلیطه‌ی بی‌خایه‌ی سوسولم!»

988
01:13:41,516 --> 01:13:43,307
‫بگو. بگو!

989
01:13:54,391 --> 01:13:56,474
‫راسین با خودش فکر می‌کنه که آنایا چطوری می‌تونه...

990
01:13:56,558 --> 01:13:58,015
‫اون پسربچه رو...

991
01:13:58,307 --> 01:13:59,683
‫به خواهرِ تنیِ خودش ترجیح بده!

992
01:13:59,890 --> 01:14:01,266
‫آنایا احساس گم‌گشتگی می‌کنه.

993
01:14:02,474 --> 01:14:05,099
‫احساس می‌کنه راهش رو پیدا کرده.

994
01:14:05,182 --> 01:14:07,641
‫دلش می‌خواد همه‌چیز رو به اون بگه.

995
01:14:08,391 --> 01:14:09,765
‫چیزهایی که حتی نتونسته بود به راسین بگه.

996
01:14:12,266 --> 01:14:14,266
‫ممنون.

997
01:14:22,682 --> 01:14:23,765
‫من بهت چی گفتم، ها؟

998
01:14:24,015 --> 01:14:25,558
‫می‌خوای این حروم‌زاده رو نجات بدی؟

999
01:14:25,641 --> 01:14:27,599
‫من که بهت گفته بودم!

1000
01:14:47,141 --> 01:14:49,099
‫جنده‌ی روانی!

1001
01:14:49,266 --> 01:14:51,474
‫پامی‌شی میای تو خونه‌ی من و برادرم رو می‌کشی؟

1002
01:14:51,558 --> 01:14:54,266
‫برام مهم نیست اون چیکار کرده بود!

1003
01:14:54,432 --> 01:14:57,432
‫بمیر لعنتی! بمیر!

1004
01:14:57,516 --> 01:14:58,682
‫بمیر!

1005
01:15:15,057 --> 01:15:16,723
‫راسین.

1006
01:15:16,807 --> 01:15:18,099
‫آبجی!

1007
01:15:18,849 --> 01:15:21,182
‫راسین. آبجی!

1008
01:17:50,557 --> 01:17:52,557
‫انگار ما...
‫خیلی حرفا واسه گفتن داریم.

1009
01:17:55,598 --> 01:17:57,640
‫چرا نمیای اینجا پیشم بشینی؟

1010
01:17:57,723 --> 01:18:01,099
‫شایدم می‌خوای همون زیر بمونی و به این فکر کنی که قراره چی بشه.

1011
01:18:26,640 --> 01:18:29,349
‫خب، می‌بینم که یه هیولای تمام‌عیار نیستی.

1012
01:18:29,515 --> 01:18:31,057
‫بازم جای شکرش باقیه.

1013
01:18:52,182 --> 01:18:55,682
‫نظرت چیه نوبتی از همدیگه سؤال بپرسیم؟

1014
01:18:55,849 --> 01:18:57,349
‫هر بار فقط یکی.

1015
01:18:59,890 --> 01:19:01,682
‫نمی‌دونم.

1016
01:19:01,849 --> 01:19:03,431
‫چرا، می‌دونی.

1017
01:19:06,765 --> 01:19:09,182
‫چرا آتیشش زدی؟

1018
01:19:12,640 --> 01:19:15,349
‫چون نمی‌ذاشت بغلش کنم.

1019
01:19:15,431 --> 01:19:18,515
‫صبر کن، این اصلاً با عقل جور درنمیاد.

1020
01:19:19,723 --> 01:19:21,807
‫اول کی رو کشتی؟

1021
01:19:23,473 --> 01:19:25,932
‫- من هیچ‌کس رو نکشتم.
‫- هوم.

1022
01:19:26,015 --> 01:19:29,224
‫نه واقعاً، مگه اینکه برای دفاع از خودم بوده باشه...

1023
01:19:29,390 --> 01:19:30,682
‫چون راسین بود که...

1024
01:19:30,765 --> 01:19:32,099
‫اول کی؟

1025
01:19:35,473 --> 01:19:36,807
‫زنت رو.

1026
01:19:38,015 --> 01:19:39,682
‫آنجی رو؟

1027
01:19:45,890 --> 01:19:46,849
‫عجب.

1028
01:19:47,015 --> 01:19:49,141
‫آره، حالا نوبت منه.

1029
01:19:49,224 --> 01:19:50,682
‫یعنی چی؟

1030
01:19:50,765 --> 01:19:52,224
‫تو عصبانی بودی...

1031
01:19:52,307 --> 01:19:55,141
‫چون نمی‌ذاشت بهش دست بزنی...

1032
01:19:55,224 --> 01:19:56,557
‫واسه همین آتیشش زدی؟

1033
01:19:56,640 --> 01:19:58,390
‫قضیه پیچیده‌تر از این حرفاست.

1034
01:19:58,473 --> 01:20:00,473
‫به نظرت این یه واکنشِ بیش‌ازحد تند نبود؟

1035
01:20:00,557 --> 01:20:02,015
‫نوبتِ منه.

1036
01:20:03,182 --> 01:20:04,640
‫با چی این کارو کردی؟

1037
01:20:05,515 --> 01:20:07,348
‫با آنجی و بقیه؟

1038
01:20:10,182 --> 01:20:12,431
‫فکر نمی‌کنی یه ذره بیش‌ازحد تند رفتی؟

1039
01:20:12,515 --> 01:20:14,390
‫برای یه جوونِ از کنترل خارج شده،

1040
01:20:14,473 --> 01:20:16,348
‫یه واکنشِ کاملاً منطقی بود.

1041
01:20:18,932 --> 01:20:20,682
‫تو واقعاً مریضی.

1042
01:20:35,224 --> 01:20:38,682
‫ببین، تا حالا شده یه جوش داشته باشی
‫که بخوای از شرش خلاص بشی؟

1043
01:20:38,765 --> 01:20:41,348
‫اون‌قدر فشارش می‌دی تا کنده بشه،

1044
01:20:41,515 --> 01:20:44,431
‫ولی هنوز زیرش چرک هست.

1045
01:20:44,515 --> 01:20:47,473
‫واسه همین با آب‌اکسیژنه...

1046
01:20:47,640 --> 01:20:49,598
‫یا هر چیز دیگه‌ای میفتی به جونِ اون چرک.

1047
01:20:49,682 --> 01:20:50,890
‫یه چیزی که یکم بسوزونه،

1048
01:20:51,057 --> 01:20:52,557
‫تا بفهمی داره اثر می‌کنه.

1049
01:20:54,182 --> 01:20:55,849
‫تا حالا شده بخوای یه چیزی رو خاموش کنی...

1050
01:20:56,015 --> 01:20:58,099
‫فقط به خاطر اینکه...

1051
01:20:58,266 --> 01:20:59,890
‫به ذات و وجودت آسیب زده بود؟

1052
01:20:59,974 --> 01:21:01,807
‫ما واسه‌ی تو فقط یه مشت چرک بودیم؟

1053
01:21:04,682 --> 01:21:06,932
‫فقط یه چیزی که باید از شرش خلاص می‌شدی؟

1054
01:21:07,015 --> 01:21:08,557
‫من جوون بودم و متأسفم.

1055
01:21:08,640 --> 01:21:10,682
‫کار بعدی‌ای که کردم این بود که رفتم روی پلِ نزدیک خونه‌مون...

1056
01:21:10,765 --> 01:21:13,015
‫آماده بودم بپرم تا تو مرگ بهتون ملحق بشم.

1057
01:21:13,099 --> 01:21:14,890
‫ولی نپریدی.

1058
01:21:15,306 --> 01:21:17,306
‫نه.

1059
01:21:17,390 --> 01:21:19,141
‫و خداروشکر که همه‌تون زنده موندید.

1060
01:21:19,224 --> 01:21:20,932
‫ولی تو رفتی دادگاه...

1061
01:21:21,015 --> 01:21:22,890
‫و تبرئه شدی.

1062
01:21:22,974 --> 01:21:24,431
‫و خدا جزغاله شده...

1063
01:21:24,515 --> 01:21:27,598
‫و منم اون‌قدر زشتم که هیچ‌کس تو چشمام نگاه نمی‌کنه.

1064
01:21:28,473 --> 01:21:30,640
‫خب، بابت اون متأسفم.

1065
01:21:32,515 --> 01:21:35,890
‫ولی تو باید همه‌ی تیکه‌های پازل رو در نظر بگیری.

1066
01:21:37,099 --> 01:21:38,723
‫چون می‌تونست بذاره بغلش کنم.

1067
01:21:40,723 --> 01:21:45,099
‫می‌تونست بذاره تو خونه‌ی خودم قد علم کنم.

1068
01:21:45,182 --> 01:21:49,306
‫من به عنوان یه مرد جوون به این نیاز داشتم.

1069
01:21:51,265 --> 01:21:53,473
‫خب، من دارم بچه‌دار می‌شم.

1070
01:21:55,598 --> 01:21:57,932
‫و تو هم پدربزرگشی.

1071
01:22:02,015 --> 01:22:03,431
‫یه بچه.

1072
01:22:09,557 --> 01:22:11,099
‫تو قاتل نیستی.

1073
01:22:13,348 --> 01:22:14,640
‫برو خونه.

1074
01:22:22,765 --> 01:22:24,515
‫وای.

1075
01:22:24,598 --> 01:22:27,141
‫قراره درباره‌ی همه‌ی اینا چی به بچه‌م بگم؟

1076
01:22:27,223 --> 01:22:30,015
‫بهش بگو تو جوونیت یه اشتباهاتی کردی،

1077
01:22:30,099 --> 01:22:31,765
‫همون‌طور که من کردم.

1078
01:22:31,849 --> 01:22:34,141
‫و چطوری بهش بگم که تو سعی کردی همه‌مون رو بکشی؟

1079
01:22:34,223 --> 01:22:36,099
‫همه‌تون رو بکشم؟

1080
01:22:36,265 --> 01:22:38,682
‫من سعی نکردم شما دو تا رو بکشم.

1081
01:22:38,765 --> 01:22:40,932
‫فقط اونو.

1082
01:22:41,015 --> 01:22:43,682
‫من هیچ‌وقت نخواستم همه‌تون رو بکشم.

1083
01:22:44,431 --> 01:22:47,765
‫فقط پای اون وسط بود.

1084
01:22:47,849 --> 01:22:50,598
‫فکر می‌کنی من بچه‌های خودم رو آتیش زدم؟

1085
01:22:52,557 --> 01:22:53,932
‫خودش این کارو کرد.

1086
01:22:55,682 --> 01:22:58,723
‫اون جیغ می‌کشید و شما دو تا رو محکم چسبیده بود.

1087
01:22:58,890 --> 01:23:00,557
‫نتونستم کاری کنم ولتون کنه...

1088
01:23:01,849 --> 01:23:03,932
‫همون موقع بود که دویدم بیرون.

1089
01:23:05,515 --> 01:23:08,015
‫فکر می‌کنی من می‌خواستم بچه‌های خودمو بکشم؟

1090
01:23:09,390 --> 01:23:10,890
‫اون اینو بهتون گفته؟

1091
01:23:10,974 --> 01:23:12,306
‫نه، نه، نه!

1092
01:23:12,390 --> 01:23:14,099
‫- اون گفت...
‫- دارم بهت می‌گم، اون دروغ گفته.

1093
01:23:14,181 --> 01:23:15,765
‫باید بی‌خیالِ این قضیه بشی.

1094
01:23:16,890 --> 01:23:18,640
‫وگرنه چی؟

1095
01:23:18,723 --> 01:23:20,099
‫تو سعی می‌کنی منو بکشی،

1096
01:23:20,181 --> 01:23:22,807
‫و منم چاره‌ای ندارم جز اینکه بکشمت.

1097
01:23:22,890 --> 01:23:25,390
‫و با این کار، اولین...

1098
01:23:25,473 --> 01:23:27,682
‫و شاید تنها نوه‌م رو هم می‌کشم.

1099
01:23:31,265 --> 01:23:33,390
‫و دلم نمی‌خواد این کارو بکنم.

1100
01:23:36,265 --> 01:23:38,932
‫بهش قول دادم که یه تیکه از تو رو براش می‌برم.

1101
01:23:43,223 --> 01:23:45,390
‫مجبور نیستی این کارو بکنی.

1102
01:23:47,099 --> 01:23:50,348
‫می‌تونی اونو بذاری زمین و راهت رو بکشی بری.

1103
01:23:50,515 --> 01:23:53,348
‫و وقتی آب‌ها از آسیاب افتاد...

1104
01:23:53,431 --> 01:23:54,723
‫اون بچه رو میاری اینجا...

1105
01:23:54,890 --> 01:23:56,473
‫و منم می‌شونمش رو زانوم و باهاش بازی می‌کنم...

1106
01:23:56,557 --> 01:23:58,640
‫و دیگه هیچ‌وقت در مورد این همه خونی که...

1107
01:23:58,723 --> 01:24:00,057
‫رو زمین ریخته حرف نمی‌زنیم.

1108
01:25:30,765 --> 01:25:33,098
‫چند وقتته؟

1109
01:25:33,598 --> 01:25:35,223
‫یازده هفته...

1110
01:25:37,098 --> 01:25:39,223
‫فکر کنم.

1111
01:25:51,431 --> 01:25:52,515
‫اون پسر بزرگه،

1112
01:25:52,598 --> 01:25:54,765
‫همون که باهوش بود.

1113
01:25:54,849 --> 01:25:57,140
‫قرار بود واسه خودش کسی بشه...

1114
01:25:58,765 --> 01:26:00,515
‫سگ‌پدرِ جنده.

1115
01:26:10,306 --> 01:26:11,932
‫اگه حامله نبودی...

1116
01:26:12,098 --> 01:26:13,765
‫چشماتو درمی‌آوردم و می‌دادم خودت بخوریشون.

1117
01:26:22,181 --> 01:26:25,807
‫برمی‌گردی پیش اون جنازه‌ی متحرک...

1118
01:26:25,890 --> 01:26:28,557
‫و بهش می‌گی اگه می‌تونستم بازم همون بلا رو سرش می‌آوردم.

1119
01:26:29,765 --> 01:26:31,098
‫هوم.

1120
01:26:34,223 --> 01:26:35,473
‫هوم.

1121
01:27:56,348 --> 01:27:58,265
‫تو تمام اون مدتی که اینجا بودی...

1122
01:27:59,557 --> 01:28:01,056
‫سوت می‌زدی...

1123
01:28:01,140 --> 01:28:03,473
‫و بچه‌های جدید پس می‌نداختی...

1124
01:28:03,557 --> 01:28:07,140
‫و سعی می‌کردی تمام گندایی که زدی رو فراموش کنی...

1125
01:28:07,223 --> 01:28:08,765
‫چهارمین مامان‌خونده‌م داشت...

1126
01:28:08,849 --> 01:28:11,265
‫با دوستاش به جای زخم‌هام می‌خندید.

1127
01:28:12,598 --> 01:28:13,765
‫بهت اخطار دادم.

1128
01:28:13,931 --> 01:28:15,973
‫امروز یه نفر باید بمیره.

1129
01:28:17,390 --> 01:28:19,889
‫این دنیا واسه جفتمون جا نداره.

1130
01:28:23,473 --> 01:28:24,807
‫هر غلطی می‌خوای بکن.

1131
01:28:26,723 --> 01:28:28,723
‫بکشش آنایا.

1132
01:29:46,098 --> 01:29:47,764
‫تو هیچ‌گوهی نیستی!

1133
01:29:47,848 --> 01:29:50,181
‫دیگه هیچ‌گوهی نیستی!

1134
01:29:56,682 --> 01:29:57,723
‫جنده.

1135
01:30:41,806 --> 01:30:43,764
‫چقدر زشته، مگه نه آبجی؟

1136
01:30:43,848 --> 01:30:44,931
‫آره.

1137
01:31:18,557 --> 01:31:20,223
‫آبجی؟

1138
01:31:20,806 --> 01:31:22,098
‫جونم؟

1139
01:31:24,098 --> 01:31:27,348
‫واسه حرفای قبلم شرمنده.

1140
01:31:27,848 --> 01:31:29,722
‫فدای سرت.

1141
01:31:41,014 --> 01:31:43,431
‫آنایا!

1142
01:31:58,681 --> 01:32:00,681
‫اون دوقلوها دارن می‌سوزن.

1143
01:32:00,764 --> 01:32:01,931
‫راسین!

1144
01:32:07,265 --> 01:32:10,014
‫اون دوقلوها دارن می‌سوزن. راسین!

1145
01:32:28,473 --> 01:32:31,348
‫با شماره‌ی سه، آنایا راه میفته.

1146
01:32:33,181 --> 01:32:34,265
‫یک.

1147
01:32:37,056 --> 01:32:38,098
‫دو.

1148
01:32:40,306 --> 01:32:41,390
‫سه.

1149
01:32:48,181 --> 01:32:51,557
‫آنایا. فقط آنایا.

1150
01:32:52,597 --> 01:32:55,348
‫برای اولین بار تو زندگیش کاملاً تنهاست.

1151
01:33:06,098 --> 01:33:07,223
‫همه‌جا ساکته.

1152
01:33:08,597 --> 01:33:09,973
‫زیادی ساکته.

1153
01:33:22,140 --> 01:33:23,848
‫ولی تو همین سکوته که...

1154
01:33:25,431 --> 01:33:27,223
‫همه‌چیز روشن می‌شه.

1155
01:33:31,390 --> 01:33:36,140
‫تمام چیزای خوبی که کنارِ اون تلخی‌ها جریان داره رو می‌بینه.

1156
01:33:36,223 --> 01:33:38,056
‫سنگ، کاغذ، قیچی.

1157
01:33:38,140 --> 01:33:39,848
‫سنگ، کاغذ، قیچی.

1158
01:33:39,931 --> 01:33:41,848
‫سنگ، کاغذ، قیچی.

1159
01:33:41,931 --> 01:33:45,306
‫می‌تونه یه نسخه‌ی دیگه از خودش رو تو فاصله‌ی دور ببینه...

1160
01:33:46,348 --> 01:33:50,556
‫یه نسخه‌ی شجاع که سرش رو بالا گرفته...

1161
01:33:51,181 --> 01:33:53,014
‫و کلی کار واسه انجام دادن داره.

1162
01:33:55,223 --> 01:33:58,056
‫اون یکی نسخه قراره وقتی بچه‌اش به دنیا اومد، رو پاش تکونش بده.

1163
01:33:58,140 --> 01:34:01,889
‫همه‌چیز رو درباره‌ی خاله راسین بهش بگه...

1164
01:34:01,973 --> 01:34:05,140
‫و درباره‌ی این مسیر و قشنگی‌هاش.

1165
01:34:06,181 --> 01:34:08,348
‫حتی واسه دخترایی مثل ما.

1166
01:34:08,372 --> 01:34:12,000
تــرجــمـــه از نیــمـا
Kamikaze

1167
01:34:12,030 --> 01:34:17,000
FilmYar
