﻿1
00:00:00,200 --> 00:00:06,000
FilmYar

2
00:00:06,030 --> 00:00:14,000
FilmYar

3
00:00:18,708 --> 00:00:23,541
‏‫تابستان ۲۰۲۳. اوکراین. استان خارکیف.‬

4
00:00:24,166 --> 00:00:28,790
‏‫خط مقدم از زمان ضدحمله سال ۲۰۲۲‬
‏‫ثبات پیدا کرده بود.‬

5
00:00:28,791 --> 00:00:31,415
‏‫اما درگیری‌های شدید‬
‏‫در خطوط ادامه داشت.‬

6
00:00:31,416 --> 00:00:33,665
‏‫یکی از این نقاط داغ، یک پست دیده‌بانی بود‬

7
00:00:33,666 --> 00:00:38,332
‏‫در مزرعه‌ای دورافتاده که تحت کنترل‬
‏‫یک یگان روسی به نام مامبای سیاه بود.‬

8
00:00:38,333 --> 00:00:41,083
‏‫به فرماندهی یکی از فرماندهان سابق واگنر.‬

9
00:00:42,708 --> 00:00:45,374
‏‫یک روز نیروهای اوکراینی دیدند‬

10
00:00:45,375 --> 00:00:48,665
‏‫یک خودروی غیرنظامی در حال حرکت‬
‏‫در منطقه خاکستری است.‬

11
00:00:48,666 --> 00:00:50,290
‏‫همین که ماشین متوقف شد.‬

12
00:00:50,291 --> 00:00:54,249
‏‫اشغالگران با سلاح‌های کالیبر بالا‬
‏‫به سمت آن آتش گشودند.‬

13
00:00:54,250 --> 00:00:56,333
‏‫یک زوج داخل ماشین بودند.‬

14
00:00:56,958 --> 00:01:01,583
‏‫مرد دچار جراحات شدید ترکش شد‬
‏‫که باعث خونریزی شدیدی شده بود.‬

15
00:01:02,125 --> 00:01:04,874
‏‫زن با دیدن پهپاد،‬
‏‫از آن درخواست کمک کرد‬

16
00:01:04,875 --> 00:01:07,540
‏‫بدون اینکه بداند متعلق به کدام طرف است.‬

17
00:01:07,541 --> 00:01:11,124
‏‫فرماندهان یگان اوکراینی،‬
‏‫با نام‌های مستعار «سید» و «سووا».‬

18
00:01:11,125 --> 00:01:16,000
‏‫تصمیم گرفتند عملیات نجات‬
‏‫را با کمک پهپادها آغاز کنند.‬

19
00:01:17,000 --> 00:01:19,749
‏‫در حین تلاش برای هدایت‬
‏‫زن به یک مکان امن.‬

20
00:01:19,750 --> 00:01:22,457
‏‫یک تیم آتش دشمن به ماشین نزدیک شد‬

21
00:01:22,458 --> 00:01:25,291
‏‫و به سمت هر دو غیرنظامی‬
‏‫اوکراینی آتش گشود.‬

22
00:01:27,166 --> 00:01:30,165
‏‫با وجود شرایطی حتی‬
‏‫پیچیده‌تر از این.‬

23
00:01:30,166 --> 00:01:35,000
‏‫سربازان اوکراینی به انجام هر کاری‬
‏‫که ممکن بود برای نجات این زوج ادامه دادند.‬

24
00:01:35,625 --> 00:01:40,250
‏‫به مرور، این عملیات به یکی‬
‏‫از منحصربه‌فردترین‌ها در تاریخ تبدیل می‌شود.‬

25
00:01:40,958 --> 00:01:42,999
‏‫سربازان در این فیلم توسط‬

26
00:01:43,000 --> 00:01:46,625
‏‫نیروهای ویژه فعال اوکراینی‬
‏‫و کهنه‌سربازان بازی شده‌اند.‬

27
00:01:48,000 --> 00:01:49,958
‏‫بر اساس وقایع واقعی.‬

28
00:01:55,041 --> 00:01:57,165
‏‫منطقه خاکستری. برستووه.‬
‏‫استان خارکیف. اوکراین‬

29
00:01:57,166 --> 00:01:59,250
‏‫حرکت در منطقه خاکستری.‬

30
00:02:01,000 --> 00:02:02,125
‏‫یک سدان خاکستری.‬

31
00:02:02,708 --> 00:02:04,166
‏‫غیرنظامی است یا نظامی؟‬

32
00:02:04,750 --> 00:02:05,958
‏‫هنوز نمی‌شود گفت.‬

33
00:02:06,875 --> 00:02:07,833
‏‫بفهمش.‬

34
00:02:13,500 --> 00:02:16,458
‏‫سووا. غیرنظامی‌ها! چک کن!‬
‏‫باید یه نگاهی بندازی.‬

35
00:02:18,833 --> 00:02:21,874
‏‫بوران. اینجا ودا است.‬
‏‫سدان خاکستری. مال خودتونه؟‬

36
00:02:21,875 --> 00:02:24,332
‏‫- نگاه کن.‬
‏‫- دارم می‌فهمم کیه.‬

37
00:02:24,333 --> 00:02:25,708
‏‫چه غلطی می‌کنن؟‬

38
00:02:31,833 --> 00:02:33,291
‏‫سووا به سید. صدامو می‌شنوی؟‬

39
00:02:34,208 --> 00:02:35,208
‏‫سید به سووا. شنیدم.‬

40
00:02:37,125 --> 00:02:39,915
‏‫ما یه ماشین غیرنظامی می‌بینیم‬
‏‫که داره میره سمت مزرعه.‬

41
00:02:39,916 --> 00:02:42,374
‏‫چطوری از بین تمام‬
‏‫میدان‌های مین ما رد شدن؟‬

42
00:02:42,375 --> 00:02:44,957
‏‫یه پرنده بفرست بالا. ببین کی توشه.‬

43
00:02:44,958 --> 00:02:45,915
‏‫پرنده تو آسمونه.‬

44
00:02:45,916 --> 00:02:46,958
‏‫دارم میام.‬

45
00:02:50,125 --> 00:02:52,291
‏‫بقیه یگان‌ها از ماشین خبر ندارن.‬

46
00:02:53,583 --> 00:02:55,083
‏‫با یه شارک دارم زیر نظرشون میگیرم.‬

47
00:02:55,666 --> 00:02:57,500
‏‫ماشین پلاک اوکراین داره.‬

48
00:02:58,416 --> 00:03:01,416
‏‫شاید چند تا غیرنظامی گم‌شده باشن،‬
‏‫شاید هم خرابکار باشن.‬

49
00:03:04,458 --> 00:03:07,083
‏‫خیلی با اعتماد به نفس دارن‬
‏‫از جاده مین‌گذاری شده میرن.‬

50
00:03:08,166 --> 00:03:09,791
‏‫به نظر غیرنظامی‌های گم‌شده‌ان.‬

51
00:03:16,333 --> 00:03:20,374
‏‫یک خودروی غیرنظامی می‌بینم.‬
‏‫یک زوج. یک مرد و یک زن.‬

52
00:03:20,375 --> 00:03:22,000
‏‫از ظاهرشون که غیرنظامی به نظر میان.‬

53
00:03:25,000 --> 00:03:26,165
‏‫شاید پوششی برای عملیات باشن.‬

54
00:03:26,166 --> 00:03:28,250
‏‫باید بفهمیم چه خبره.‬

55
00:03:40,583 --> 00:03:43,040
‏‫دارن میرن سمت مزرعه.‬
‏‫دارم زیر نظرشون می‌گیرم.‬

56
00:03:43,041 --> 00:03:45,333
‏‫اون مزرعه دستِ «بلک مامبا»ی حروم‌زاده‌ست.‬

57
00:03:46,083 --> 00:03:50,041
‏‫اگه خودی‌ان، باید جلوشون رو بگیریم‬
‏‫وگرنه روس‌ها کارشون رو تموم می‌کنن.‬

58
00:03:52,833 --> 00:03:54,082
‏‫متوقف شدن.‬

59
00:03:54,083 --> 00:03:56,125
‏‫دیدمشون. سید، به دیده‌بانی ادامه بده.‬

60
00:04:05,750 --> 00:04:07,707
‏‫سید به سووا، اونا خودی‌ان.‬

61
00:04:07,708 --> 00:04:10,583
‏‫انگار گم شدن و گیج زدن.‬

62
00:04:15,625 --> 00:04:18,000
‏‫خمپاره! دارن از سمت مزرعه‬
‏‫شلیک می‌کنن. سریع، بجنبید!‬

63
00:04:19,000 --> 00:04:21,124
‏‫اگه نکشیمشون بیرون، حتماً کشته میشن!‬

64
00:04:21,125 --> 00:04:22,707
‏‫می‌کشیمشون بیرون! پهپاد (FPV)، باتری‌ها!‬

65
00:04:22,708 --> 00:04:26,250
‏‫سید، الان نمی‌تونیم کسی رو بفرستیم.‬

66
00:04:27,041 --> 00:04:29,374
‏‫باید کمی وقت بخریم.‬
‏‫سعی می‌کنیم یه کاری کنیم.‬

67
00:04:29,375 --> 00:04:30,291
‏‫دریافت شد!‬

68
00:04:33,000 --> 00:04:35,207
‏‫...اما بعداً بیشتر در موردش حرف می‌زنیم‬

69
00:04:35,208 --> 00:04:38,707
‏‫چون خبرهای مهمی داریم.‬
‏‫در مورد بچه‌ها. بله، بچه‌ها.‬

70
00:04:38,708 --> 00:04:41,582
‏‫امروز به لطف مذاکرات در قطر،‬

71
00:04:41,583 --> 00:04:44,499
‏‫گروه دیگری از بچه‌هایی که‬
‏‫توسط روس‌ها ربوده شده بودن،‬

72
00:04:44,500 --> 00:04:46,665
‏‫به مناطق تحت اشغال رسیدن.‬

73
00:04:46,666 --> 00:04:50,790
‏‫حالا سازمان‌های بین‌المللی‬
‏‫می‌تونن اون‌ها رو به خونه برگردونن.‬

74
00:04:50,791 --> 00:04:52,832
‏‫-چه خبر فوق‌العاده‌ای.‬
‏‫- یورا!‬

75
00:04:52,833 --> 00:04:54,624
‏‫اطلاعات بیشتر در وب‌سایت کانال ۲۴.‬

76
00:04:54,625 --> 00:04:57,624
‏‫پیداش کردن. یولیا رو.‬

77
00:04:57,625 --> 00:05:00,791
‏‫یولیا برگشته. این دفعه دیگه قطعیه.‬

78
00:05:03,083 --> 00:05:04,125
‏‫کی زنگ زد؟‬

79
00:05:05,375 --> 00:05:06,749
‏‫مدیر یتیم‌خونه‬

80
00:05:06,750 --> 00:05:12,082
‏‫گفت نمایندگان قطری اون رو‬
‏‫به مناطق اشغالی برگردوندن.‬

81
00:05:12,083 --> 00:05:13,540
‏‫اگه دروغ باشه چی؟‬

82
00:05:13,541 --> 00:05:14,541
‏‫بیا.‬

83
00:05:17,250 --> 00:05:19,915
‏‫گوش کن! اگه این اطلاعات‬
‏‫درست باشه، بررسی‌اش می‌کنیم.‬

84
00:05:19,916 --> 00:05:22,499
‏‫اگه نه، از طریق سازمان‌های جهانی اقدام می‌کنیم.‬

85
00:05:22,500 --> 00:05:23,416
‏‫باشه؟‬

86
00:05:31,000 --> 00:05:32,040
‏‫همه چیز مرتبه.‬

87
00:05:32,041 --> 00:05:33,124
‏‫یوری و آنا هستید؟‬

88
00:05:33,125 --> 00:05:34,040
‏‫- بله.‬
‏‫- سلام.‬

89
00:05:34,041 --> 00:05:36,083
‏‫- سلام.‬
‏‫- لطفاً دنبالم بیاید.‬

90
00:05:43,208 --> 00:05:44,957
‏‫- روزتون بخیر.‬
‏‫- سلام.‬

91
00:05:44,958 --> 00:05:46,375
‏‫- سلام.‬
‏‫- بفرمایید.‬

92
00:05:47,458 --> 00:05:50,957
‏‫قبل از هر چیز، ممنون که‬
‏‫برای کمک با ما تماس گرفتید.‬

93
00:05:50,958 --> 00:05:53,832
‏‫ما همیشه خوشحال می‌شیم که...‬
‏‫به بچه‌ها کمک و حمایت کنیم.‬

94
00:05:53,833 --> 00:05:56,375
‏‫میشه لطفاً بگید‬
‏‫چقدر طول می‌کشه؟‬

95
00:05:56,958 --> 00:05:58,999
‏‫معمولاً خیلی سریع انجام میشه.‬

96
00:05:59,000 --> 00:06:01,124
‏‫اما کلی بوروکراسی و‬

97
00:06:01,125 --> 00:06:02,958
‏‫مقررات دست‌وپاگیر هست که نمی‌تونیم دور بزنیم.‬

98
00:06:03,666 --> 00:06:05,707
‏‫برای همین ممکنه پیچیده به نظر برسه.‬

99
00:06:05,708 --> 00:06:09,499
‏‫ببینید، من شماره تلفنِ‬
‏‫کسایی که دخترمون رو نگه داشتن دارم.‬

100
00:06:09,500 --> 00:06:12,041
‏‫ما نمی‌تونیم خارج از پروتکل عمل کنیم.‬

101
00:06:13,416 --> 00:06:15,582
‏‫ببین، من شماره رو دارم!‬

102
00:06:15,583 --> 00:06:17,083
‏‫منم که گوشی دارم!‬

103
00:06:18,500 --> 00:06:20,790
‏‫می‌تونیم همین الان بهشون زنگ بزنیم!‬

104
00:06:20,791 --> 00:06:24,290
‏‫شما یه سازمان جهانی هستید!‬
‏‫باید دخترمون رو نجات بدیم.‬

105
00:06:24,291 --> 00:06:25,333
‏‫نمی‌فهمید چی می‌گم؟‬

106
00:06:26,000 --> 00:06:28,208
‏‫بفرما، این بروشور رو بگیر.‬

107
00:06:28,833 --> 00:06:32,540
‏‫یه راهنماست که‬
‏‫تمام کارهای آیندمون توشه.‬

108
00:06:32,541 --> 00:06:36,500
‏‫شاید بتونیم قانونی بریم اونجا،‬
‏‫به عنوان پدر و مادرش و پسش بگیریم؟‬

109
00:06:37,375 --> 00:06:39,083
‏‫ما همه چیز رو درک می‌کنیم.‬

110
00:06:40,125 --> 00:06:43,083
‏‫و به اندازه شما پیگیر این قضیه هستیم،‬
‏‫باور کنید.‬

111
00:06:43,750 --> 00:06:45,083
‏‫ولی یه پروتکلی وجود داره.‬

112
00:06:54,666 --> 00:06:56,541
‏‫برو تو خونه. منم زود میام.‬

113
00:06:59,166 --> 00:07:00,041
‏‫برو، برو.‬

114
00:07:09,041 --> 00:07:10,250
‏‫شماره ناشناس‬

115
00:07:13,916 --> 00:07:16,791
‏‫من یوری هستم، پدر یولیا.‬

116
00:07:20,208 --> 00:07:22,041
‏‫می‌خوایم دخترمون رو پس بگیریم.‬

117
00:07:23,333 --> 00:07:26,250
‏‫چطور باید این کار رو انجام بدم و‬
‏‫چه چیزهایی لازم دارم؟‬

118
00:07:27,250 --> 00:07:28,583
‏‫سلام یوری.‬

119
00:07:29,625 --> 00:07:31,665
‏‫خوب به حرفم گوش کن.‬

120
00:07:31,666 --> 00:07:33,750
‏‫خیلی، خیلی سادست.‬

121
00:07:34,958 --> 00:07:38,166
‏‫بیست هزار دلار نقد جور کن‬
‏‫و یه مکان توی منطقه خاکستری پیدا کن‬

122
00:07:38,708 --> 00:07:40,915
‏‫که بتونی بچه‌ت رو تحویل بگیری.‬

123
00:07:40,916 --> 00:07:42,625
‏‫بعد از اون دیگه مشکل خودته.‬

124
00:07:43,291 --> 00:07:45,957
‏‫باشه، مدارک دخترم هم درسته؟‬

125
00:07:45,958 --> 00:07:49,749
‏‫می‌خوام مطمئن شم دخترم سالمه.‬

126
00:07:49,750 --> 00:07:51,916
‏‫بذار باهاش حرف بزنم.‬
‏‫می‌خوام صداش رو بشنوم.‬

127
00:08:10,166 --> 00:08:11,375
‏‫یولیا، یولیا!‬

128
00:08:12,333 --> 00:08:14,958
‏‫بابا؟ بابایی!‬

129
00:08:16,000 --> 00:08:17,833
‏‫توروخدا منو از اینجا ببر.‬

130
00:08:18,458 --> 00:08:20,041
‏‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.‬

131
00:08:20,666 --> 00:08:22,290
‏‫توروخدا منو از اینجا ببر.‬

132
00:08:22,291 --> 00:08:25,082
‏‫عزیزم، همه‌چی درسته. صدامو می‌شنوی؟‬

133
00:08:25,083 --> 00:08:27,500
‏‫ببین، مامان و من خیلی دوستت داریم.‬

134
00:08:28,416 --> 00:08:30,665
‏‫ما تو رو از اونجا میاریم بیرون. می‌شنوی؟‬

135
00:08:30,666 --> 00:08:31,749
‏‫حرفم رو باور داری؟‬

136
00:08:31,750 --> 00:08:32,958
‏‫آره.‬

137
00:08:38,458 --> 00:08:40,458
‏‫هیچ‌جا خونه‌ی آدم نمی‌شه‬

138
00:09:02,750 --> 00:09:03,583
‏‫آره.‬

139
00:09:08,416 --> 00:09:09,500
‏‫منم باهات میام!‬

140
00:09:10,208 --> 00:09:13,707
‏‫آنیا، جای بحث نداره.‬
‏‫تو هیچ‌جا نمیای.‬

141
00:09:13,708 --> 00:09:16,291
‏‫نه یورا، جای بحث داره.‬
‏‫و منم میام.‬

142
00:09:16,875 --> 00:09:19,708
‏‫بدون تو برام خیلی راحت‌تره.‬
‏‫خطرش کمتره.‬

143
00:09:20,916 --> 00:09:21,875
‏‫پس من چی؟‬

144
00:09:22,916 --> 00:09:24,207
‏‫به من فکر کردی؟‬

145
00:09:24,208 --> 00:09:26,332
‏‫نقشه عالیه، ولی قهرمان‌بازی رو بذار کنار.‬

146
00:09:26,333 --> 00:09:28,250
‏‫ما با هم انجامش می‌دیم.‬

147
00:09:34,750 --> 00:09:37,041
‏‫چطور وارد منطقه خاکستری شویم؟‬

148
00:09:38,875 --> 00:09:41,208
‏‫ورود غیرنظامیان به منطقه‬
‏‫خاکستری ممنوع است!‬

149
00:09:43,208 --> 00:09:46,041
‏‫چه کسی موفق شد از منطقه خاکستری خارج شود؟‬

150
00:09:48,666 --> 00:09:50,958
‏‫کتاب اسخید: خاطرات خودنوشت‬

151
00:09:54,708 --> 00:09:58,125
‏‫کی‌یف. پودی‌ل. انجمن M ۱۳‬

152
00:10:00,291 --> 00:10:01,500
‏‫کسی اونجاست؟‬

153
00:10:12,250 --> 00:10:13,374
‏‫روز بخیر.‬

154
00:10:13,375 --> 00:10:14,708
‏‫- سلام.‬
‏‫- با کی کار داری؟‬

155
00:10:15,250 --> 00:10:16,375
‏‫من «اسخید» رو می‌خوام.‬

156
00:10:17,833 --> 00:10:19,375
‏‫یه لحظه.‬

157
00:10:28,958 --> 00:10:31,833
‏‫سلام. اسم من یوریه.‬

158
00:10:32,791 --> 00:10:34,500
‏‫- اسخید هستم.‬
‏‫- از آشنایی‌تون خوشبختم.‬

159
00:10:35,083 --> 00:10:37,375
‏‫به من گفتن که می‌تونی کمکم کنی.‬

160
00:10:38,041 --> 00:10:39,083
‏‫چطور منو پیدا کردی؟‬

161
00:10:41,958 --> 00:10:43,458
‏‫رفتی به اون مراسم امضای کتاب؟‬

162
00:10:44,416 --> 00:10:46,124
‏‫ما دوستای مشترک داریم.‬

163
00:10:46,125 --> 00:10:47,125
‏‫چطور می‌تونم کمکت کنم؟‬

164
00:10:47,791 --> 00:10:48,666
‏‫ببین، این...‬

165
00:10:49,708 --> 00:10:51,041
‏‫یه علامت تو منطقه خاکستریه.‬

166
00:10:51,791 --> 00:10:53,666
‏‫باید دخترم رو از اونجا بیارم.‬

167
00:10:54,375 --> 00:10:57,958
‏‫ولی برای رسیدن به اون نقطه، باید‬
‏‫از ایست‌های بازرسی خودمون رد بشم.‬

168
00:10:58,625 --> 00:11:00,291
‏‫اونا اجازه ورود به غیرنظامی‌ها نمیدن.‬

169
00:11:02,041 --> 00:11:03,625
‏‫واقعاً می‌خوای این کار رو بکنی؟‬

170
00:11:07,208 --> 00:11:08,916
‏‫اگه جای من بودی چیکار می‌کردی؟‬

171
00:11:12,458 --> 00:11:13,707
‏‫فقط یه قانون وجود داره.‬

172
00:11:13,708 --> 00:11:16,207
‏‫اگه داری با ماشین می‌ری اونجا.‬

173
00:11:16,208 --> 00:11:18,415
‏‫و اگه شروع کردن به تیراندازی بهت.‬

174
00:11:18,416 --> 00:11:20,166
‏‫با تمام سرعت برو!‬

175
00:11:20,958 --> 00:11:22,166
‏‫اگه متوقف شدی.‬

176
00:11:23,208 --> 00:11:24,790
‏‫هر چقدر می‌تونی از ماشین دور شو.‬

177
00:11:24,791 --> 00:11:26,458
‏‫چون ماشین یه هدفه.‬

178
00:11:27,375 --> 00:11:29,499
‏‫ممنونم. مراقب خواهیم بود.‬

179
00:11:29,500 --> 00:11:30,458
‏‫«ما؟»‬

180
00:11:34,750 --> 00:11:35,625
‏‫دیوونه شدی؟‬

181
00:11:37,083 --> 00:11:39,375
‏‫تنهایی شاید بتونی انجامش بدی.‬
‏‫ولی با اون...‬

182
00:11:44,500 --> 00:11:45,375
‏‫می‌فهمم.‬

183
00:11:46,875 --> 00:11:48,000
‏‫ممنونم!‬

184
00:11:49,333 --> 00:11:51,791
‏‫بشین. کمکت می‌کنم.‬

185
00:11:54,375 --> 00:11:56,832
‏‫یه مسیری رو بهت نشون میدم که مین‌گذاری نشده.‬

186
00:11:56,833 --> 00:11:59,499
‏‫اونا ازش برای رسوندن مهمات استفاده می‌کنن.‬

187
00:11:59,500 --> 00:12:04,040
‏‫اینجا از جاده خارج شو‬
‏‫و تو دوراهی، سمت چپ رو نگه دار.‬

188
00:12:04,041 --> 00:12:06,040
‏‫- متوجه شدی؟‬
‏‫- آره. سمت چپ.‬

189
00:12:06,041 --> 00:12:07,374
‏‫سمت چپ رو ادامه بده.‬

190
00:12:07,375 --> 00:12:10,874
‏‫اگه بری سمت راست.‬
‏‫می‌خوری به دشمن.‬

191
00:12:10,875 --> 00:12:13,791
‏‫از مسیرها اسکرین‌شات می‌گیرم.‬
‏‫اونا رو بردار.‬

192
00:12:14,583 --> 00:12:17,458
‏‫اگه شناسایی شدی، تسلیم شو. قهرمان‌بازی درنیار.‬

193
00:12:20,125 --> 00:12:22,416
‏‫این تمام توصیه‌ایه که می‌تونم بهت بکنم.‬

194
00:12:23,125 --> 00:12:25,041
‏‫خانواده‌ت رو نجات بده، رفیق.‬

195
00:12:28,000 --> 00:12:29,583
‏‫- ممنونم.‬
‏‫- موفق باشی.‬

196
00:12:45,750 --> 00:12:48,874
‏‫گوشی‌هاتون رو پاکسازی کنید.‬
‏‫یا بهتر از اون، عوضشون کنید.‬

197
00:12:48,875 --> 00:12:50,665
‏‫و سیم‌کارت‌های نو بخرید.‬

198
00:12:50,666 --> 00:12:52,415
‏‫اگه اسیرتون کردن.‬

199
00:12:52,416 --> 00:12:55,125
‏‫نتونن به عزیزانتون‬
‏‫آسیبی برسونن.‬

200
00:12:56,250 --> 00:13:00,666
‏‫یه کیف کمک‌های اولیه بگیرید. بهتره چند تا باشه.‬
‏‫که همیشه دم دستتون باشه.‬

201
00:13:01,750 --> 00:13:04,415
‏‫تا دخترت رو ندیدی‬
‏‫پول رو بهشون نده.‬

202
00:13:04,416 --> 00:13:05,708
‏‫خانواده‬

203
00:13:08,083 --> 00:13:11,375
‏‫جوری مسیرت رو برنامه‌ریزی کن‬
‏‫که سپیده دم اونجا باشی.‬

204
00:13:16,791 --> 00:13:21,415
‏‫وقتی به تابلوی هشدار ایست‌وبازرسی‬
‏‫رسیدی، بپیچ سمت چپ.‬

205
00:13:21,416 --> 00:13:23,874
‏‫منطقه ممنوعه.‬
‏‫ایست‌وبازرسی نظامی در پیش است.‬

206
00:13:23,875 --> 00:13:27,500
‏‫یه تابلوی بزرگ می‌بینی‬
‏‫که روش نوشته «مین».‬

207
00:13:30,708 --> 00:13:34,374
‏‫اینجاست، همون جاده‌ای که اسخید گفت.‬

208
00:13:34,375 --> 00:13:37,374
‏‫سمت راستش، توی زمین،‬
‏‫یه جاده فرعی می‌بینی.‬

209
00:13:37,375 --> 00:13:38,416
‏‫بجنب، بزن بریم.‬

210
00:13:39,708 --> 00:13:41,540
‏‫مین. منطقه ممنوعه.‬

211
00:13:41,541 --> 00:13:44,416
‏‫از اونجا برو تا از توی زمین،‬
‏‫از ایست‌وبازرسی رد بشی.‬

212
00:13:46,291 --> 00:13:48,332
‏‫فقط اون دوراهی رو توی زمین گم نکن‬

213
00:13:48,333 --> 00:13:51,165
‏‫بعد از یه تابلوی کوچیک درباره مین‌ها.‬

214
00:13:51,166 --> 00:13:53,625
‏‫اگه ردش کنی،‬
‏‫می‌افتی توی مسیر روس‌ها.‬

215
00:13:55,291 --> 00:13:58,166
‏‫بیشتر از ده کیلومتر اومدیم.‬

216
00:13:59,208 --> 00:14:00,875
‏‫تابلویی می‌بینی که نوشته «مین»؟‬

217
00:14:05,875 --> 00:14:06,791
‏‫نه.‬

218
00:14:35,458 --> 00:14:37,999
‏‫ولی اسخید اصلاً‬
‏‫حرفی از مزرعه نزد.‬

219
00:14:38,000 --> 00:14:41,416
‏‫یورا، اینجا نگه دار.‬

220
00:14:51,208 --> 00:14:52,416
‏‫این توی نقشه نیست.‬

221
00:15:01,250 --> 00:15:02,791
‏‫ما جای اشتباهی اومدیم.‬

222
00:15:04,458 --> 00:15:05,750
‏‫باید برگردیم.‬

223
00:15:07,208 --> 00:15:09,332
‏‫- یورا، انفجار!‬
‏‫- دارن می‌کوبن!‬

224
00:15:09,333 --> 00:15:10,625
‏‫یورا! یورا! پهپاده!‬

225
00:15:11,583 --> 00:15:13,332
‏‫باید بهشون نشون بدیم غیرنظامی هستیم!‬

226
00:15:13,333 --> 00:15:15,125
‏‫آنیا، توی ماشین بمون!‬

227
00:15:18,958 --> 00:15:20,624
‏‫- یورا!‬
‏‫- از ماشین پیاده شو!‬

228
00:15:20,625 --> 00:15:22,790
‏‫سووا، ماشین غیرنظامی‬
‏‫زیر آتیش سنگینه.‬

229
00:15:22,791 --> 00:15:25,041
‏‫داریم تصمیم می‌گیریم، سید.‬

230
00:15:31,208 --> 00:15:33,458
‏‫- داریم می‌دویم سمت مواضع‌مون.‬
‏‫- خوبه.‬

231
00:15:39,875 --> 00:15:40,832
‏‫بهشون شلیک شد.‬

232
00:15:40,833 --> 00:15:42,583
‏‫باید یه کاری کنیم.‬

233
00:15:53,958 --> 00:15:55,625
‏‫آروم، آروم، آروم، آروم!‬

234
00:15:56,916 --> 00:16:00,250
‏‫یه پناهگاه موقت پیدا کردن.‬
‏‫فعلاً بهترین کاره.‬

235
00:16:00,791 --> 00:16:02,333
‏‫یه فکری می‌کنیم.‬

236
00:16:03,666 --> 00:16:05,458
‏‫باید پناه بگیریم، می‌شنوی؟‬

237
00:16:06,958 --> 00:16:09,875
‏‫نه یورا، من جایی نمی‌رم.‬

238
00:16:11,375 --> 00:16:13,333
‏‫- پس چی؟‬
‏‫- بیا فقط...‬

239
00:16:15,250 --> 00:16:18,915
‏‫بیا همین‌جا صبر کنیم تا تموم شه.‬
‏‫بعدش با ماشین می‌ریم.‬

240
00:16:18,916 --> 00:16:20,749
‏‫با ماشین؟ لاستیکش ترکیده.‬

241
00:16:20,750 --> 00:16:22,000
‏‫راه نمی‌ره.‬

242
00:16:23,666 --> 00:16:25,499
‏‫سووا، هنوز پهپاد شارک بالا هست؟‬

243
00:16:25,500 --> 00:16:27,375
‏‫سید، بله، شارک بالاست.‬

244
00:16:28,625 --> 00:16:30,124
‏‫باید باتری‌ش رو عوض کنم.‬

245
00:16:30,125 --> 00:16:31,582
‏‫نزدیک‌تر شو، مراقبشون باش.‬

246
00:16:31,583 --> 00:16:33,000
‏‫می‌ترسن تکون بخورن.‬

247
00:16:33,583 --> 00:16:34,416
‏‫دریافت شد.‬

248
00:16:36,166 --> 00:16:40,791
‏‫فکرش رو بکن.‬
‏‫پیاده هیچ شانسی نداریم.‬

249
00:16:41,333 --> 00:16:45,665
‏‫نمی‌رسیم. واقع‌بین باش.‬

250
00:16:45,666 --> 00:16:47,208
‏‫بیا همین‌جا صبر کنیم.‬

251
00:16:47,875 --> 00:16:49,000
‏‫خیلی خب. باشه. باشه.‬

252
00:17:03,708 --> 00:17:05,499
‏‫سووا. پهپاد رو برمی‌گردونم.‬

253
00:17:05,500 --> 00:17:08,332
‏‫سووا به سید. دریافت شد. ما‬
‏‫از شارک تصویر داریم.‬

254
00:17:08,333 --> 00:17:10,041
‏‫دریافت شد. دارم دورِ منطقه می‌چرخم.‬

255
00:17:12,875 --> 00:17:13,750
‏‫چه خبر شده؟‬

256
00:17:15,208 --> 00:17:17,250
‏‫پهپاد رفت. انگار تموم شد.‬

257
00:17:19,291 --> 00:17:20,166
‏‫عالیه.‬

258
00:17:21,208 --> 00:17:22,374
‏‫باید بزنیم به چاک.‬

259
00:17:22,375 --> 00:17:24,040
‏‫خوبه.‬

260
00:17:24,041 --> 00:17:25,457
‏‫بریم به سمت موقعیت.‬

261
00:17:25,458 --> 00:17:26,708
‏‫یورا. نه.‬

262
00:17:27,541 --> 00:17:29,082
‏‫- نه.‬
‏‫- تا وقتی آرومه.‬

263
00:17:29,083 --> 00:17:32,040
‏‫پیاده شانسی نداریم.‬

264
00:17:32,041 --> 00:17:34,290
‏‫آنیا. ممکنه ماشین روشن نشه.‬

265
00:17:34,291 --> 00:17:35,832
‏‫خب که چی؟‬

266
00:17:35,833 --> 00:17:37,041
‏‫یولیا چی؟‬

267
00:17:37,875 --> 00:17:39,874
‏‫اون لعنتی منتظر ماست! خب که چی؟‬

268
00:17:39,875 --> 00:17:42,666
‏‫اگه قرار باشه جونم رو به خطر بندازم،‬
‏‫آماده‌ام!‬

269
00:17:43,375 --> 00:17:44,749
‏‫چون بدون ماشین.‬

270
00:17:44,750 --> 00:17:47,791
‏‫در بهترین حالت،‬
‏‫فقط اسیر می‌شیم!‬

271
00:18:00,708 --> 00:18:02,333
‏‫سید به سووا. پرنده برگشت.‬

272
00:18:03,208 --> 00:18:04,791
‏‫صبر کن. دارن چیکار می‌کنن؟‬

273
00:18:06,375 --> 00:18:08,500
‏‫دارن چیکار می‌کنن؟ کسی می‌فهمه؟‬

274
00:18:13,750 --> 00:18:15,374
‏‫سووا! اینو ببین!‬

275
00:18:15,375 --> 00:18:16,999
‏‫دارن برمی‌گردن سمت ماشین.‬

276
00:18:17,000 --> 00:18:18,625
‏‫دارن برمی‌گردن سمت ماشین.‬

277
00:18:21,083 --> 00:18:22,833
‏‫از بیرون بهم تصویر بده.‬

278
00:18:29,083 --> 00:18:30,500
‏‫آروم. آروم. آروم. آروم.‬

279
00:18:44,708 --> 00:18:46,208
‏‫خیلی خب. سوار شید.‬

280
00:18:53,250 --> 00:18:54,374
‏‫زود باش.‬

281
00:18:54,375 --> 00:18:56,291
‏‫داره سعی می‌کنه ماشین رو روشن کنه.‬

282
00:18:56,875 --> 00:19:00,333
‏‫نمی‌دونم کجا می‌رن،‬
‏‫ولی خیلی مصمم هستن که برسن.‬

283
00:19:23,666 --> 00:19:24,833
‏‫دارن بهشون شلیک می‌کنن.‬

284
00:19:26,041 --> 00:19:28,250
‏‫اف‌پی‌وی. دارن با اف‌پی‌وی حمله می‌کنن.‬

285
00:19:36,208 --> 00:19:38,666
‏‫سید. نزدیک‌تر پرواز کن. انگار زنده‌ان.‬

286
00:19:40,916 --> 00:19:43,208
‏‫مرد زخمی شده. تکرار می‌کنم. مرد زخمیه.‬

287
00:19:44,208 --> 00:19:45,041
‏‫یورا!‬

288
00:19:46,333 --> 00:19:47,375
‏‫یورا!‬

289
00:19:48,666 --> 00:19:50,500
‏‫یه خمپاره‌انداز می‌بینم. اف‌پی‌وی لازمه.‬

290
00:19:57,750 --> 00:20:01,833
‏‫سووا. غیرنظامی‌ها زیر آتیش سنگینن.‬
‏‫درخواست مجوز ماموریت اف‌پی‌وی دارم.‬

291
00:20:04,375 --> 00:20:06,915
‏‫کسی صدامو می‌شنوه؟ پاسخ بدید!‬

292
00:20:06,916 --> 00:20:08,750
‏‫چند تا استریژ لازم داریم.‬

293
00:20:09,916 --> 00:20:13,083
‏‫- باید با هم همکاری کنن.‬
‏‫- نه. استریژها مقدور نیست.‬

294
00:20:19,291 --> 00:20:23,374
‏‫تابستان ۲۰۲۲. منطقه دونتسک‬

295
00:20:23,375 --> 00:20:24,749
‏‫حرکت کن! ساعت سه!‬

296
00:20:24,750 --> 00:20:26,916
‏‫- پوشش می‌دم!‬
‏‫- برو. برو. برو!‬

297
00:20:33,125 --> 00:20:34,958
‏‫- تیرم تموم شد!‬
‏‫- پوشش می‌دم!‬

298
00:20:37,500 --> 00:20:38,333
‏‫صبر کن!‬

299
00:20:44,250 --> 00:20:46,082
‏‫سووا. از سید بپرس چه خبره.‬

300
00:20:46,083 --> 00:20:49,416
‏‫سید به سووا: گیر افتادیم.‬
‏‫ببین چند نفرن.‬

301
00:20:53,208 --> 00:20:55,416
‏‫سید به سووا. دریافت شد. در حال شناسایی هوایی.‬

302
00:21:04,041 --> 00:21:06,125
‏‫پرواز استریژها. حالت کیل‌هاوس.‬

303
00:21:16,458 --> 00:21:17,749
‏‫حمله هوایی!‬

304
00:21:17,750 --> 00:21:18,916
‏‫پهپادها!‬

305
00:21:20,708 --> 00:21:22,833
‏‫- پهپادها!‬
‏‫- بجنبید پسرها!‬

306
00:21:24,541 --> 00:21:25,458
‏‫من رفتم!‬

307
00:21:27,333 --> 00:21:29,207
‏‫دارم میرم برای کشتن.‬

308
00:21:29,208 --> 00:21:30,666
‏‫- وایسا!‬
‏‫- دریافت شد. وایسادم!‬

309
00:21:33,708 --> 00:21:34,958
‏‫یه کشته دادیم.‬

310
00:21:52,541 --> 00:21:54,166
‏‫چهار کشته توی سنگر. ساعت ۹.‬

311
00:21:56,333 --> 00:21:57,957
‏‫یکیشون افسره.‬

312
00:21:57,958 --> 00:21:59,458
‏‫تبریک می‌گم. منطقه پاکه.‬

313
00:22:01,208 --> 00:22:02,083
‏‫دریافت شد.‬

314
00:22:03,791 --> 00:22:05,708
‏‫به بچه بگو دوباره چک کنه.‬

315
00:22:06,833 --> 00:22:09,082
‏‫سید. سید. به سووا: دوباره چک کن.‬

316
00:22:09,083 --> 00:22:10,500
‏‫مطمئنی منطقه پاکه؟‬

317
00:22:18,833 --> 00:22:21,332
‏‫مطمئنم. قول می‌دم.‬

318
00:22:21,333 --> 00:22:22,250
‏‫دریافت شد!‬

319
00:22:24,666 --> 00:22:27,290
‏‫برو. برو. برو.‬

320
00:22:27,291 --> 00:22:28,416
‏‫برو. برو.‬

321
00:22:53,916 --> 00:22:55,083
‏‫نارنجک!‬

322
00:23:03,416 --> 00:23:04,874
‏‫سالومون. وضعیتت چطوره؟‬

323
00:23:04,875 --> 00:23:06,083
‏‫زخمی شدم!‬

324
00:23:06,625 --> 00:23:09,458
‏‫وضعیت! ددی. وضعیت!‬

325
00:23:10,083 --> 00:23:13,582
‏‫- برادرت رو نجات بده. باشه؟‬
‏‫- تو می‌تونی. نجاتش می‌دی.‬

326
00:23:13,583 --> 00:23:14,583
‏‫امدادگر!‬

327
00:23:15,333 --> 00:23:16,916
‏‫امدادگر لعنتی!‬

328
00:23:17,625 --> 00:23:18,499
‏‫لعنتی!‬

329
00:23:18,500 --> 00:23:19,583
‏‫لعنتی!‬

330
00:23:21,000 --> 00:23:22,083
‏‫امدادگر!‬

331
00:23:23,166 --> 00:23:25,250
‏‫سید! سید! ددی!‬

332
00:23:26,333 --> 00:23:27,708
‏‫ددی. سید!‬

333
00:23:38,500 --> 00:23:41,041
‏‫دو سال بعد‬

334
00:23:42,750 --> 00:23:44,333
‏‫برادر‬

335
00:23:49,916 --> 00:23:52,290
‏‫اینجا فیلم‌برداری عروسی یا کلک‌بازی نیست.‬

336
00:23:52,291 --> 00:23:55,290
‏‫اف‌پی‌وی یه سلاحه. اسباب‌بازی نیست.‬

337
00:23:55,291 --> 00:24:00,165
‏‫سه چیز رو یادت باشه: بقا،‬
‏‫دقت و برتری نسبت به دشمن.‬

338
00:24:00,166 --> 00:24:03,374
‏‫سریع یاد می‌گیری،‬
‏‫اما اولش باید آروم پرواز کنی.‬

339
00:24:03,375 --> 00:24:05,666
‏‫تنها راه یادگیری کنترله.‬

340
00:24:08,583 --> 00:24:10,916
‏‫هر ثانیه تردید‬
‏‫توی خط مقدم...‬

341
00:24:11,791 --> 00:24:13,583
‏‫یعنی از دست رفتن یه زندگی.‬

342
00:24:14,375 --> 00:24:16,583
‏‫یه لحظه. ممنونم.‬

343
00:24:19,458 --> 00:24:21,375
‏‫- داریم اصول اولیه رو مرور می‌کنیم...‬
‏‫- هی.‬

344
00:24:23,166 --> 00:24:24,708
‏‫برادر. انجامش دادم.‬

345
00:24:25,500 --> 00:24:26,500
‏‫چی رو انجام دادی؟‬

346
00:24:27,875 --> 00:24:30,916
‏‫برای سخنرانی در‬
‏‫همایش آی‌تی دعوت شدی.‬

347
00:24:32,166 --> 00:24:33,041
‏‫واسه چی؟‬

348
00:24:33,875 --> 00:24:35,625
‏‫می‌دونی که انجامش نمی‌دم.‬

349
00:24:37,208 --> 00:24:38,707
‏‫پس داری چیکار می‌کنی؟‬

350
00:24:38,708 --> 00:24:41,208
‏‫پرواز با شبیه‌ساز‬
‏‫و پیتزا خوردن؟‬

351
00:24:43,625 --> 00:24:46,832
‏‫داداش، تو با استعدادی.‬
‏‫هم تو می‌دونی، هم من.‬

352
00:24:46,833 --> 00:24:48,958
‏‫و آدمای بااستعداد به کمک نیاز دارن.‬

353
00:24:50,041 --> 00:24:52,332
‏‫از طریق دخترم، برات یه فرصت جور کردم‬

354
00:24:52,333 --> 00:24:54,791
‏‫که ایده‌ت رو به سرمایه‌گذارها ارائه بدی.‬

355
00:24:55,458 --> 00:24:57,000
‏‫تحت تأثیر قرار گرفتن.‬

356
00:24:57,666 --> 00:25:00,833
‏‫حالا قراره بری پیششون‬
‏‫و بترکونی.‬

357
00:25:01,458 --> 00:25:03,040
‏‫همه رو بترکون.‬

358
00:25:03,041 --> 00:25:04,750
‏‫صبر کن، صبر کن. یه لحظه وایسا.‬

359
00:25:05,458 --> 00:25:06,624
‏‫یه لحظه صبر کن.‬

360
00:25:06,625 --> 00:25:09,082
‏‫هیچ قولی نده.‬

361
00:25:09,083 --> 00:25:11,999
‏‫من قرار نیست حرف بزنم.‬

362
00:25:12,000 --> 00:25:14,083
‏‫پروژه‌ی استریژ برای همیشه تعطیله.‬

363
00:25:15,083 --> 00:25:16,166
‏‫تو صبر کن.‬

364
00:25:17,416 --> 00:25:18,666
‏‫منظورت چیه؟‬

365
00:25:19,375 --> 00:25:21,499
‏‫سید، می‌دونی چقدر سخت بود که‬

366
00:25:21,500 --> 00:25:23,708
‏‫اون آقازاده‌های رانت‌خوار رو از لیست حذف کنم؟‬

367
00:25:24,708 --> 00:25:25,832
‏‫یکی بهت لطف کرده.‬

368
00:25:25,833 --> 00:25:27,083
‏‫باید حرف بزنی.‬

369
00:25:28,666 --> 00:25:30,541
‏‫مثل بچگیامون تو جنگل.‬

370
00:25:31,291 --> 00:25:33,375
‏‫من دنبالشون می‌کنم، تو بزنشون.‬

371
00:25:35,333 --> 00:25:37,125
‏‫این یه دستوره سید. شوخی نیست.‬

372
00:25:38,291 --> 00:25:39,125
‏‫خیلی خب.‬

373
00:25:52,250 --> 00:25:53,083
‏‫بفرما!‬

374
00:25:55,791 --> 00:25:58,125
‏‫بابا، دنبالش کردم، اونجا افتاده.‬

375
00:25:59,833 --> 00:26:01,041
‏‫اوناش داره می‌ره.‬

376
00:26:02,833 --> 00:26:04,375
‏‫- داره فرار می‌کنه.‬
‏‫- میاد بیرون.‬

377
00:26:05,583 --> 00:26:06,416
‏‫بابا؟‬

378
00:26:07,125 --> 00:26:08,000
‏‫اگه نزنم چی؟‬

379
00:26:09,666 --> 00:26:11,333
‏‫اون‌وقت اون گراز بهمون حمله می‌کنه.‬

380
00:26:12,666 --> 00:26:13,833
‏‫حالا که دیگه اصلاً نمی‌تونم.‬

381
00:26:15,625 --> 00:26:18,583
‏‫- بابا، بده به من، می‌زنمش.‬
‏‫- هیس. آروم باش.‬

382
00:26:20,375 --> 00:26:22,583
‏‫نفس عمیق بکش، بده بیرون...‬

383
00:26:23,166 --> 00:26:24,500
‏‫و ماشه رو بکش.‬

384
00:26:33,125 --> 00:26:35,541
‏‫- شلیک کن.‬
‏‫- زود باش، بزنش!‬

385
00:26:43,958 --> 00:26:45,833
‏‫زدمش. زدمش، بابا!‬

386
00:26:46,416 --> 00:26:48,666
‏‫- آفرین پسر. زدی تو هدف.‬
‏‫- تونستم.‬

387
00:26:50,750 --> 00:26:51,833
‏‫زدمش!‬

388
00:26:52,583 --> 00:26:54,583
‏‫- تونستم!‬
‏‫- آره.‬

389
00:26:55,291 --> 00:26:56,208
‏‫می‌دونی چرا؟‬

390
00:26:57,583 --> 00:27:00,041
‏‫چون تونستی بر ترس‌ت غلبه کنی.‬

391
00:27:02,875 --> 00:27:03,708
‏‫ببین.‬

392
00:27:04,291 --> 00:27:07,916
‏‫آدما خیلی شجاع‌تر و قوی‌تر از اونن‬
‏‫که فکر می‌کنن.‬

393
00:27:08,458 --> 00:27:10,208
‏‫فقط یادشون می‌ره.‬

394
00:27:12,791 --> 00:27:13,833
‏‫کارت عالی بود، پسرم.‬

395
00:27:15,583 --> 00:27:16,500
‏‫کارت تو هم عالی بود!‬

396
00:27:20,916 --> 00:27:23,999
‏‫سخنران بعدی ما یه مهندس جوونه.‬

397
00:27:24,000 --> 00:27:25,499
‏‫یه سرباز.‬

398
00:27:25,500 --> 00:27:27,082
‏‫با اسم رمز سید.‬

399
00:27:27,083 --> 00:27:29,125
‏‫- ممنونم.‬
‏‫- متشکرم.‬

400
00:27:31,541 --> 00:27:32,749
‏‫ممنونم.‬

401
00:27:32,750 --> 00:27:36,458
‏‫یه بار، بچه‌ که بودم،‬
‏‫پشت خونه‌مون یه پرنده پیدا کردم.‬

402
00:27:37,166 --> 00:27:39,082
‏‫نمی‌تونست پرواز کنه.‬

403
00:27:39,083 --> 00:27:41,833
‏‫فکر کردم شاید زخمی شده.‬

404
00:27:43,000 --> 00:27:46,707
‏‫یه نوع پرنده خاص بود‬
‏‫که نمی‌تونست پرواز کنه.‬

405
00:27:46,708 --> 00:27:49,625
‏‫و نکته خاص این پرستوها اینه که‬

406
00:27:50,541 --> 00:27:53,957
‏‫می‌تونن یه سال‬
‏‫توی آسمون بمونن.‬

407
00:27:53,958 --> 00:27:55,415
‏‫اصلاً زمین نمی‌شینن.‬

408
00:27:55,416 --> 00:27:58,125
‏‫با الهام از این، من سیستم خودم رو‬

409
00:27:58,833 --> 00:28:01,290
‏‫برای پهپاد شناسایی رزمی‬
‏‫طراحی کردم: استریژ.‬

410
00:28:01,291 --> 00:28:03,832
‏‫استریژها پهپادهایی هستن‬
‏‫که می‌تونن تو هوا بمونن‬

411
00:28:03,833 --> 00:28:06,124
‏‫و دو هفته کامل زمین ننشینن.‬

412
00:28:06,125 --> 00:28:09,333
‏‫پهپاد موقع نزدیک شدن به هدف، می‌کوبه بهش.‬

413
00:28:09,958 --> 00:28:10,916
‏‫اما یه چیز دیگه هم هست!‬

414
00:28:11,541 --> 00:28:14,040
‏‫با کمک سیستم تشخیص چهره.‬

415
00:28:14,041 --> 00:28:17,249
‏‫این پهپاد می‌تونه‬
‏‫افسر دشمن رو شناسایی کنه.‬

416
00:28:17,250 --> 00:28:18,165
‏‫به این ترتیب،‬

417
00:28:18,166 --> 00:28:22,708
‏‫اطلاعات باارزشی به دست میاریم‬
‏‫و دشمن هم از بین میره.‬

418
00:28:26,208 --> 00:28:28,541
‏‫۱۵ دقیقه وقت استراحت و قهوه اعلام می‌کنم.‬

419
00:28:33,750 --> 00:28:34,833
‏‫هی، آقا!‬

420
00:28:36,666 --> 00:28:37,666
‏‫یه لحظه وقت داری؟‬

421
00:28:39,708 --> 00:28:41,958
‏‫می‌دونی که جات رو دادن به ما؟‬

422
00:28:44,250 --> 00:28:45,915
‏‫رفیق، من که نخواسته بودم.‬

423
00:28:45,916 --> 00:28:49,375
‏‫نگران نباش، شخصاً باهات حساب می‌کنم.‬

424
00:28:50,375 --> 00:28:51,708
‏‫من اهل این حرفا نیستم.‬

425
00:28:54,875 --> 00:28:58,041
‏‫می‌دونی با این حرفا‬
‏‫ممکنه بدجوری کتک بخوری؟‬

426
00:28:58,833 --> 00:29:01,000
‏‫چرا اینقدر عصبی‌ای؟ آروم باش.‬

427
00:29:01,583 --> 00:29:03,499
‏‫ارائه باحالی بود، نه بچه‌ها؟‬

428
00:29:03,500 --> 00:29:05,415
‏‫بابا باید افتخار کنه.‬

429
00:29:05,416 --> 00:29:07,875
‏‫اوه، راستی، یادم رفت.‬

430
00:29:08,666 --> 00:29:10,500
‏‫پهپادهات کارش رو ساختن؟‬

431
00:29:14,416 --> 00:29:15,625
‏‫مراقب باش، دخترا.‬

432
00:29:16,166 --> 00:29:17,082
‏‫اسلحه!‬

433
00:29:17,083 --> 00:29:18,125
‏‫اسلحه داره!‬

434
00:29:20,541 --> 00:29:21,750
‏‫بگیریدش!‬

435
00:29:22,833 --> 00:29:23,708
‏‫اوه، بجنبید!‬

436
00:29:27,833 --> 00:29:30,749
‏‫طبق ماده ۱۲۹‬
‏‫قانون کیفری اوکراین،‬

437
00:29:30,750 --> 00:29:34,041
‏‫این کار حداقل‬
‏‫یک سال زندان داره.‬

438
00:29:35,875 --> 00:29:37,957
‏‫اما با دیدن قهرمانی‌های پدرت،‬

439
00:29:37,958 --> 00:29:41,916
‏‫شایستگی‌های خودت و توصیه‌نامه‬
‏‫شخصیِ فرمانده‌ت،‬

440
00:29:42,833 --> 00:29:44,125
‏‫یه استثنا قائل میشم.‬

441
00:29:44,791 --> 00:29:47,332
‏‫دادگاه حکم به پرداخت خسارت میده‬

442
00:29:47,333 --> 00:29:49,249
‏‫و تو رو از مجازات کیفری،‬

443
00:29:49,250 --> 00:29:52,875
‏‫بر اساس ماده ۴۷‬
‏‫قانون کیفری اوکراین، تبرئه می‌کنه.‬

444
00:29:55,416 --> 00:29:58,291
‏‫و یه چیز دیگه. اگه اینقدر‬
‏‫خشم کنترل‌نشده داری،‬

445
00:29:59,000 --> 00:30:00,957
‏‫باید برگردی به منطقه جنگی‬

446
00:30:00,958 --> 00:30:02,915
‏‫و سر دشمن خالی‌اش کنی.‬

447
00:30:02,916 --> 00:30:04,208
‏‫این نصیحت رو گوش کن.‬

448
00:30:15,000 --> 00:30:17,666
‏‫آندری یوگنوویچ! آندری یوگنوویچ!‬

449
00:30:18,416 --> 00:30:19,583
‏‫ببخشید.‬

450
00:30:20,875 --> 00:30:23,833
‏‫آندری یوگنوویچ،‬
‏‫می‌خواستم ازتون تشکر کنم.‬

451
00:30:24,458 --> 00:30:26,374
‏‫رفیق، اون فقط یه بار اتفاق افتاد.‬

452
00:30:26,375 --> 00:30:28,082
‏‫و اون هم به خاطر پدرت بود.‬

453
00:30:28,083 --> 00:30:29,416
‏‫می‌فهمم.‬

454
00:30:31,291 --> 00:30:32,874
‏‫این نشان رزمیشه.‬

455
00:30:32,875 --> 00:30:35,374
‏‫من حقی ندارم که نگهش دارم.‬

456
00:30:35,375 --> 00:30:39,457
‏‫تو همیشه برای اون‬
‏‫یه الگو بودی.‬

457
00:30:39,458 --> 00:30:43,290
‏‫کسی که بهش یادآوری می‌کرد چرا می‌جنگیم.‬

458
00:30:43,291 --> 00:30:45,291
‏‫خودش هم می‌خواست که تو داشته باشیش.‬

459
00:30:48,458 --> 00:30:51,874
‏‫اشکالی نداره.‬
‏‫این جنگه، و اون یه قهرمان بود.‬

460
00:30:51,875 --> 00:30:52,916
‏‫باید برگردم.‬

461
00:30:53,666 --> 00:30:54,625
‏‫منم همین‌طور.‬

462
00:30:56,000 --> 00:30:57,291
‏‫از انتخابت ممنونم.‬

463
00:31:06,791 --> 00:31:07,958
‏‫مرکز مثبت‬

464
00:31:12,291 --> 00:31:14,707
‏‫تمرکز حداکثری روی اهداف.‬

465
00:31:14,708 --> 00:31:18,332
‏‫بعد از هر شلیک،‬
‏‫وضعیت تیراندازیت رو تحلیل کن.‬

466
00:31:18,333 --> 00:31:20,165
‏‫باید یه خط مستقیم وجود داشته باشه.‬

467
00:31:20,166 --> 00:31:22,415
‏‫چشمت، لوله اسلحه، هدفت.‬

468
00:31:22,416 --> 00:31:23,333
‏‫بپر!‬

469
00:31:24,041 --> 00:31:26,041
‏‫بپر! بپر!‬

470
00:31:29,916 --> 00:31:30,750
‏‫بپر!‬

471
00:31:36,166 --> 00:31:37,250
‏‫بپر!‬

472
00:31:40,375 --> 00:31:41,458
‏‫حرکت کن‬

473
00:31:44,333 --> 00:31:45,375
‏‫آروم‌تر.‬

474
00:31:47,291 --> 00:31:48,207
‏‫برو سمت چپ.‬

475
00:31:48,208 --> 00:31:49,415
‏‫- تموم شد؟‬
‏‫- یه جورایی.‬

476
00:31:49,416 --> 00:31:51,999
‏‫خوب کار کردی. چند تا اشتباه اینجا بود.‬

477
00:31:52,000 --> 00:31:54,332
‏‫با دست کمکی‌ات خیلی محکم می‌گیری.‬

478
00:31:54,333 --> 00:31:56,166
‏‫اگه تیرها اینجا خورده، یعنی‬

479
00:31:56,958 --> 00:31:59,583
‏‫تیرهایی که هدف گرفتی رفتن این سمت.‬

480
00:32:00,250 --> 00:32:03,125
‏‫- پس خیلی محکم می‌گیرم و... ‬
‏‫- خیلی محکم.‬

481
00:32:04,833 --> 00:32:06,665
‏‫چرا داری برمی‌گردی؟‬

482
00:32:06,666 --> 00:32:07,957
‏‫چرا؟‬

483
00:32:07,958 --> 00:32:10,165
‏‫واضحه. برای انتقام خون پدرم.‬

484
00:32:10,166 --> 00:32:11,915
‏‫انتقام کار شرافتمندانه‌ایه، سید.‬

485
00:32:11,916 --> 00:32:15,540
‏‫اما چیزهای مهم‌تری هم هست.‬
‏‫ببین، تو خوب کار می‌کنی،‬

486
00:32:15,541 --> 00:32:17,207
‏‫ولی خشم داره هدایتت می‌کنه.‬

487
00:32:17,208 --> 00:32:19,207
‏‫عاقبت خوبی نداره.‬

488
00:32:19,208 --> 00:32:22,041
‏‫نه فقط برای خودت،‬
‏‫بلکه برای بقیه هم.‬

489
00:32:22,625 --> 00:32:23,707
‏‫پس چطور باید رفتار کنم؟‬

490
00:32:23,708 --> 00:32:27,458
‏‫یه راهی هست.‬
‏‫وقتی داری ماشه رو می‌چکونی،‬

491
00:32:28,125 --> 00:32:29,999
‏‫به هدف فکر نکن.‬

492
00:32:30,000 --> 00:32:32,166
‏‫به کسی فکر کن که داری براش می‌جنگی.‬

493
00:32:33,708 --> 00:32:36,250
‏‫چون جنگ هنوز جهنم نیست.‬

494
00:32:37,625 --> 00:32:39,750
‏‫جهنم وقتیه که برمی‌گردی.‬

495
00:32:40,541 --> 00:32:43,040
‏‫و درونت، هیچ نوری نباشه.‬

496
00:32:43,041 --> 00:32:45,583
‏‫نه احترامی، نه خودت.‬

497
00:32:46,250 --> 00:32:48,833
‏‫و چیزی که از همه مهم‌تره‬
‏‫این مسیر اینه که،‬

498
00:32:49,833 --> 00:32:54,166
‏‫ایمانت رو از دست ندی‬
‏‫و به اون چیزی که واقعاً برات مهمه.‬

499
00:32:58,208 --> 00:32:59,583
‏‫استارک، چه خبر؟‬

500
00:33:00,291 --> 00:33:03,458
‏‫سلام. خب، تِرمیت آماده‌ست.‬

501
00:33:04,250 --> 00:33:05,541
‏‫برجک رو وصل کردیم.‬

502
00:33:06,125 --> 00:33:10,375
‏‫امروز بچه‌ها MK19 رو نصب می‌کنن‬
‏‫و آماده‌ی عملیاته.‬

503
00:33:11,083 --> 00:33:12,707
‏‫پس فقط تا امشب...‬

504
00:33:12,708 --> 00:33:15,374
‏‫- ای بابا، تازه درستش کرده بودم.‬
‏‫- ببخشید.‬

505
00:33:15,375 --> 00:33:16,749
‏‫هالیچینا، چی می‌خوای؟‬

506
00:33:16,750 --> 00:33:18,540
‏‫چرا هی دنبال من راه افتادی؟‬

507
00:33:18,541 --> 00:33:20,208
‏‫یه سوال درباره مرخصی.‬

508
00:33:21,500 --> 00:33:22,625
‏‫فردا بپرس.‬

509
00:33:23,291 --> 00:33:28,624
‏‫باشه. پس شناسایی رو تموم می‌کنیم.‬
‏‫می‌بینیم اوضاع چطوره، بعد شروع می‌کنیم.‬

510
00:33:28,625 --> 00:33:30,541
‏‫- باشه.‬
‏‫- چون این یکی...‬

511
00:33:32,583 --> 00:33:35,165
‏‫هالیچینا، اون پهپاد رو‬
‏‫بنشون زمین دیگه!‬

512
00:33:35,166 --> 00:33:37,790
‏‫چرا نرفتی دنبال کارهات؟‬
‏‫کار نداری مگه؟‬

513
00:33:37,791 --> 00:33:39,665
‏‫نمی‌فهمم. فردا؟ الان نه؟‬

514
00:33:39,666 --> 00:33:41,540
‏‫باید فردا ازت بپرسم؟‬

515
00:33:41,541 --> 00:33:43,791
‏‫فردا بیا و بپرس. همین.‬

516
00:33:44,625 --> 00:33:46,582
‏‫پس فردا صبح میام، درسته؟‬

517
00:33:46,583 --> 00:33:49,916
‏‫- آره، فردا صبح. فردا می‌بینمت!‬
‏‫- دمت گرم.‬

518
00:34:08,791 --> 00:34:09,666
‏‫هیچ‌وقت...‬

519
00:34:11,166 --> 00:34:14,583
‏‫هیچ‌وقت، هیچ‌وقت اول مشت نزن.‬

520
00:34:15,166 --> 00:34:16,457
‏‫این بده.‬

521
00:34:16,458 --> 00:34:18,000
‏‫ولی اونا گفتن...‬

522
00:34:18,750 --> 00:34:22,208
‏‫اگه واقعاً مجبوری، تحریکشون کن.‬

523
00:34:23,125 --> 00:34:26,375
‏‫بذار بزنن، بعد برو سراغ کار.‬

524
00:34:28,208 --> 00:34:29,583
‏‫گرفتی؟ برادر.‬

525
00:34:32,291 --> 00:34:34,124
‏‫خوش برگشتی به خانواده، سید.‬

526
00:34:34,125 --> 00:34:36,625
‏‫از اینکه خونه‌ام خوشحالم.‬
‏‫همه چطورین؟‬

527
00:34:38,291 --> 00:34:40,999
‏‫چیه، می‌خوای همه‌ش رو بدونی؟‬

528
00:34:41,000 --> 00:34:41,916
‏‫لطفاً.‬

529
00:34:48,375 --> 00:34:50,791
‏‫خلاصه بگم، یه اطلاعاتی‬
‏‫از شنود به دست آوردیم.‬

530
00:34:51,916 --> 00:34:54,790
‏‫توی این مزرعه تو منطقه خاکستری.‬

531
00:34:54,791 --> 00:34:57,500
‏‫احتمالاً یه عده اسیر و‬
‏‫آدم محلی اونجا جمع شدن.‬

532
00:34:58,875 --> 00:35:01,915
‏‫مزرعه دست گروهی به اسم‬
‏‫بلک مامباست.‬

533
00:35:01,916 --> 00:35:04,541
‏‫اونا اکثراً از اعضای سابق واگنرن.‬

534
00:35:05,583 --> 00:35:09,999
‏‫خب، باید عمیق‌تر پرواز کنیم‬
‏‫ببینیم اسیرها اونجان یا نه.‬

535
00:35:10,000 --> 00:35:13,624
‏‫چون عملاً برای همین‬
‏‫نمی‌تونیم یهو توپ‌بارون کنیم.‬

536
00:35:13,625 --> 00:35:15,499
‏‫دیگه چه واحدهایی اونجان؟‬

537
00:35:15,500 --> 00:35:19,374
‏‫مرکز عملیات ویژه نزدیکه.‬
‏‫واحد اطلاعات، لژیون بین‌المللی.‬

538
00:35:19,375 --> 00:35:21,000
‏‫آلفاها، اطلاعات. گرفتم.‬

539
00:35:23,333 --> 00:35:24,291
‏‫بذار من امتحان کنم.‬

540
00:35:27,041 --> 00:35:29,957
‏‫منطقه خاکستری. برستوو. «مزرعه».‬
‏‫پایگاه موقت «بلک مامبا»‬

541
00:35:29,958 --> 00:35:31,208
‏‫گروهی از ارتش روسیه‬

542
00:35:33,250 --> 00:35:35,625
‏‫رئیس، حرکت داریم.‬
‏‫یه سواری داره تو جاده میره.‬

543
00:35:36,416 --> 00:35:37,958
‏‫- خودی‌ان؟‬
‏‫- چه می‌دونم.‬

544
00:35:38,708 --> 00:35:39,708
‏‫بجنب، سریع‌تر.‬

545
00:35:46,250 --> 00:35:47,875
‏‫یه زن و مردن.‬

546
00:35:48,625 --> 00:35:50,958
‏‫ظاهرشون غیرنظامیه، ولی محلی نیستن.‬

547
00:35:53,125 --> 00:35:54,958
‏‫هیچ آدم محلی‌ای نباید تو اون جاده باشه.‬

548
00:35:56,958 --> 00:36:00,000
‏‫یا دیده‌بان توپخونه‌ان‬
‏‫یا تدارکات‌چیِ اوکراینی‌ها.‬

549
00:36:00,833 --> 00:36:01,833
‏‫رد میشن؟‬

550
00:36:03,041 --> 00:36:04,166
‏‫معلومه که رد میشن.‬

551
00:36:05,458 --> 00:36:06,666
‏‫با یه گلوله تو سرش.‬

552
00:36:09,375 --> 00:36:12,833
‏‫خیلی خب، پسرا. برین سر پست‌هاتون‬
‏‫و سریع کار رو تموم کنین.‬

553
00:36:13,916 --> 00:36:16,500
‏‫هیچ ردی از خودتون نذارین.‬

554
00:36:17,250 --> 00:36:18,083
‏‫مرخصید.‬

555
00:36:21,083 --> 00:36:22,166
‏‫حرکت! حرکت!‬

556
00:36:29,208 --> 00:36:30,041
‏‫آماده‌ام.‬

557
00:36:33,833 --> 00:36:37,458
‏‫زمان واقعی‬

558
00:36:39,333 --> 00:36:42,083
‏‫مرد مجروح شده.‬
‏‫تکرار می‌کنم، مرد مجروح شده.‬

559
00:36:42,666 --> 00:36:43,999
‏‫می‌بینم ساید، می‌بینم.‬

560
00:36:44,000 --> 00:36:47,000
‏‫یه گودال خون اونجاست.‬
‏‫به نظر زخم عمیقیه.‬

561
00:36:47,625 --> 00:36:48,458
‏‫یورا!‬

562
00:36:50,500 --> 00:36:51,916
‏‫یورا!‬

563
00:36:57,958 --> 00:37:00,875
‏‫تیر خوردم آنیا. فکر کنم عمیقه.‬

564
00:37:02,666 --> 00:37:03,958
‏‫طاقت بیار.‬

565
00:37:08,291 --> 00:37:10,415
‏‫التماست می‌کنم، دخترمون رو نجات بده.‬

566
00:37:10,416 --> 00:37:11,915
‏‫شرام، وضعیت تخلیه چطوره؟‬

567
00:37:11,916 --> 00:37:14,708
‏‫مادرید-۳۰ از همه نزدیک‌تره،‬
‏‫ولی هنوز توی هاگ هستن.‬

568
00:37:19,750 --> 00:37:22,833
‏‫ساید، زنه داره سعی می‌کنه‬
‏‫خونریزی رو بند بیاره.‬

569
00:37:23,375 --> 00:37:25,790
‏‫خیلی هم موفق نیست،‬
‏‫ولی دمش گرم.‬

570
00:37:25,791 --> 00:37:27,790
‏‫فرمانده، یه تیم ضربت به من بده.‬

571
00:37:27,791 --> 00:37:29,083
‏‫می‌تونم بیارمشون بیرون.‬

572
00:37:29,916 --> 00:37:33,958
‏‫بی‌خیال، چه تیمی؟ ما دستورِ‬
‏‫فرمانده ارشد رو داریم.‬

573
00:37:35,041 --> 00:37:37,707
‏‫منفیه ساید. منفیه.‬
‏‫همه تیم‌ها درگیرن.‬

574
00:37:37,708 --> 00:37:39,833
‏‫لعنتی. من می‌تونم بیارمشون بیرون. سووا!‬

575
00:37:41,416 --> 00:37:42,500
‏‫ساید، منفیه.‬

576
00:37:43,250 --> 00:37:44,625
‏‫به من نگاه کن، شنیدی؟‬

577
00:37:54,125 --> 00:37:56,416
‏‫بهش علامت می‌دم و راهنماییش می‌کنم.‬

578
00:37:57,166 --> 00:37:58,000
‏‫فهمیدم.‬

579
00:38:02,958 --> 00:38:04,374
‏‫وای خدای من. نه، نه، نه.‬

580
00:38:04,375 --> 00:38:08,290
‏‫تقصیر منه، باید‬
‏‫می‌رفتیم تو سنگر.‬

581
00:38:08,291 --> 00:38:09,458
‏‫حق با تو بود.‬

582
00:38:12,375 --> 00:38:13,333
‏‫خیلی خب، گوش کن.‬

583
00:38:14,458 --> 00:38:16,749
‏‫ما از اینجا می‌ریم بیرون، فقط طاقت بیار.‬

584
00:38:16,750 --> 00:38:17,666
‏‫باشه؟‬

585
00:38:23,750 --> 00:38:25,000
‏‫آنیا، پهپاد.‬

586
00:38:29,750 --> 00:38:31,458
‏‫فرار کن. فرار کن.‬

587
00:38:38,291 --> 00:38:41,458
‏‫شلیک نکنید! شلیک نکنید!‬

588
00:38:43,416 --> 00:38:46,416
‏‫شوهرمه! شلیک نکنید!‬

589
00:38:48,000 --> 00:38:49,083
‏‫صدام رو می‌شنوی؟‬

590
00:38:51,083 --> 00:38:52,791
‏‫فایده نداره! اصلاً متوجه نمیشه.‬

591
00:38:55,208 --> 00:38:57,041
‏‫سعی کن یه علامت دیگه بهش بدی.‬

592
00:38:59,125 --> 00:39:00,208
‏‫زود باش، زود باش...‬

593
00:39:03,416 --> 00:39:05,583
‏‫نمی‌فهمم.‬

594
00:39:07,125 --> 00:39:07,999
‏‫یه فکری دارم.‬

595
00:39:08,000 --> 00:39:09,708
‏‫سووا به ساید: خیلی خب، شروع کن!‬

596
00:39:11,291 --> 00:39:12,375
‏‫مراقبشون باش.‬

597
00:39:57,500 --> 00:39:59,458
‏‫یورا، یورا... اینا خودی هستن.‬

598
00:40:18,583 --> 00:40:21,875
‏‫لعنتی، فکر نکنم‬
‏‫بدونه چطوری ازشون استفاده کنه.‬

599
00:40:22,833 --> 00:40:23,666
‏‫لعنتی.‬

600
00:40:35,041 --> 00:40:36,625
‏‫وقت نداریم. داره خونریزی می‌کنه.‬

601
00:40:38,916 --> 00:40:40,333
‏‫بیاید یه پهپاد زمینی بفرستیم.‬

602
00:40:41,500 --> 00:40:43,833
‏‫لعنتی. خیلی دورن. خیلی طول می‌کشه.‬

603
00:40:49,208 --> 00:40:50,833
‏‫بچه‌ها، باید اون‌ها رو بیاریم بیرون.‬

604
00:40:54,500 --> 00:40:57,125
‏‫زود باش. زود باش. بفهم چی می‌گم. بفهم.‬

605
00:41:00,083 --> 00:41:02,165
‏‫ماتوری، راگنار، پهپاد رو بنشون. سریع‌تر.‬

606
00:41:02,166 --> 00:41:04,166
‏‫- دریافت شد. - سووا، دو دقیقه بهم وقت بده.‬

607
00:41:06,916 --> 00:41:09,375
‏‫سید، ولی بجنب. طرف داره بیهوش می‌شه.‬

608
00:41:23,125 --> 00:41:26,915
‏‫سووا، یه فکری دارم. می‌دونم چی می‌خوای بگی، ولی باید امتحانش کنم.‬

609
00:41:26,916 --> 00:41:27,916
‏‫دنبالم بیا‬

610
00:41:29,291 --> 00:41:30,250
‏‫دنبالم بیا‬

611
00:41:45,416 --> 00:41:47,541
‏‫گرفتمش. راننده رو بزن.‬

612
00:41:48,666 --> 00:41:50,582
‏‫زنه زنده‌ست. داره یه چیزی داد می‌زنه.‬

613
00:41:50,583 --> 00:41:51,583
‏‫بذار داد بزنه.‬

614
00:41:55,000 --> 00:41:56,458
‏‫رئیس، اون پهپاد ما نیست.‬

615
00:41:57,500 --> 00:41:58,375
‏‫اوکراینی‌ها هستن.‬

616
00:41:59,625 --> 00:42:01,083
‏‫می‌خوان هدایتش کنن؟‬

617
00:42:02,416 --> 00:42:03,583
‏‫خیلی خب، سریع‌تر کار کن.‬

618
00:42:04,166 --> 00:42:06,458
‏‫دختره رو خلاص کن. پهپاد رو بزن.‬

619
00:42:07,250 --> 00:42:11,290
‏‫صدامو می‌شنوی؟ بهم نگاه کن، باشه؟‬

620
00:42:11,291 --> 00:42:12,250
‏‫یورا...‬

621
00:42:13,125 --> 00:42:17,500
‏‫باشه، اون پهپاد ماست. نجاتمون می‌دن، می‌شنوی؟‬

622
00:42:38,541 --> 00:42:39,915
‏‫دنبالم بیا‬

623
00:42:39,916 --> 00:42:41,125
‏‫من تنها نمی‌رم!‬

624
00:42:43,375 --> 00:42:45,790
‏‫سید، فایده نداره. اون ترکش نمی‌کنه.‬

625
00:42:45,791 --> 00:42:48,291
‏‫نمی‌ذارم جلوی چشمام بکشنش.‬

626
00:42:50,041 --> 00:42:52,165
‏‫- نه. نه. نه. نه. - تو باید بری.‬

627
00:42:52,166 --> 00:42:54,750
‏‫- دنبال پهپاد برو، راهنمایی‌ت می‌کنه. - نه، یورا.‬

628
00:42:55,416 --> 00:42:56,375
‏‫تو نمی‌تونی منو کول کنی.‬

629
00:42:56,916 --> 00:43:01,249
‏‫- گوش کن، التماست می‌کنم، برو. - بدون تو نمی‌رم، می‌فهمی؟‬

630
00:43:01,250 --> 00:43:04,000
‏‫آنیا، خواهش می‌کنم، دخترمون رو نجات بده.‬

631
00:43:08,250 --> 00:43:10,291
‏‫صبر کن. صبر کن. صبر کن. چی؟‬

632
00:43:13,500 --> 00:43:14,875
‏‫سووا به سید، صدامو داری؟‬

633
00:43:15,708 --> 00:43:17,000
‏‫سید به سووا، کاملاً واضح می‌شنوم.‬

634
00:43:17,583 --> 00:43:19,540
‏‫تیم آتش دشمن، چهار نفر.‬

635
00:43:19,541 --> 00:43:22,499
‏‫از سمت چپ کاور گرفتن و دارن به سمت غیرنظامی‌ها می‌رن.‬

636
00:43:22,500 --> 00:43:25,208
‏‫زخمی شدی. نیاز به کمک داری. من نمی‌رم.‬

637
00:43:26,291 --> 00:43:29,041
‏‫نه. نه. آنیا، برو. برو.‬

638
00:43:31,500 --> 00:43:32,375
‏‫لعنتی.‬

639
00:43:33,625 --> 00:43:34,541
‏‫زیر آتیشن.‬

640
00:43:35,958 --> 00:43:37,875
‏‫برو، دنبالش کن.‬

641
00:43:38,500 --> 00:43:41,166
‏‫فرمانده، درخواست اجازه برای استفاده از اف‌پی‌وی دارم.‬

642
00:43:42,250 --> 00:43:44,291
‏‫- سووا به سید، انجامش بده. - دارم بلند می‌شم.‬

643
00:43:45,541 --> 00:43:46,375
‏‫همه پرنده‌ها بلند شدن!‬

644
00:43:48,458 --> 00:43:50,666
‏‫آفرین، دختر خوب.‬

645
00:43:57,000 --> 00:43:58,124
‏‫یورا!‬

646
00:43:58,125 --> 00:44:00,041
‏‫بدو! سریع‌تر!‬

647
00:44:00,791 --> 00:44:01,958
‏‫یورا، دارن می‌آن!‬

648
00:44:05,041 --> 00:44:06,875
‏‫گرفتش، داره هدایتش می‌کنه سمت ما.‬

649
00:44:23,333 --> 00:44:26,040
‏‫اون عوضی رو نکش، بعداً باهاش کار داریم.‬

650
00:44:26,041 --> 00:44:27,250
‏‫ایست!‬

651
00:44:29,875 --> 00:44:30,875
‏‫لعنتی!‬

652
00:44:31,583 --> 00:44:32,500
‏‫بیا اینجا!‬

653
00:44:34,750 --> 00:44:36,291
‏‫بجنب، دنبالش کن!‬

654
00:44:39,166 --> 00:44:40,500
‏‫ایست!‬

655
00:44:43,125 --> 00:44:44,708
‏‫واستا وگرنه شلیک می‌کنم!‬

656
00:44:48,708 --> 00:44:50,041
‏‫واستا!‬

657
00:44:57,083 --> 00:44:58,083
‏‫شروع نزدیک شدن.‬

658
00:44:59,291 --> 00:45:00,208
‏‫اف‌پی‌وی!‬

659
00:45:01,541 --> 00:45:02,875
‏‫اف‌پی‌وی رو بزنید!‬

660
00:45:08,458 --> 00:45:10,291
‏‫ساقطش کنید! نابودش کنید!‬

661
00:45:13,083 --> 00:45:15,290
‏‫ایول. ماتیوری! ایول!‬

662
00:45:15,291 --> 00:45:16,375
‏‫زدمش!‬

663
00:45:19,958 --> 00:45:22,832
‏‫عالیه. سید. اصابت تایید شد.‬

664
00:45:22,833 --> 00:45:26,125
‏‫تو محشری برادر. تازه برگشتی و مدال گرفتی.‬

665
00:45:27,666 --> 00:45:30,166
‏‫دو ساله هنوز یه تفنگ تشویقی نگرفتم.‬

666
00:45:35,583 --> 00:45:37,791
‏‫احمد کشته شد. دختره فرار کرد.‬

667
00:45:38,833 --> 00:45:40,624
‏‫بی‌خیالش. نگران نباش.‬

668
00:45:40,625 --> 00:45:41,833
‏‫می‌گیریمش.‬

669
00:45:42,750 --> 00:45:44,166
‏‫بریم ببینیم چی گیرمون اومده.‬

670
00:45:47,375 --> 00:45:48,750
‏‫این واقعاً یه غنیمته.‬

671
00:45:49,875 --> 00:45:51,665
‏‫به فرمانده چیزی نگی.‬

672
00:45:51,666 --> 00:45:53,291
‏‫بیارش. بعداً تقسیمش می‌کنیم.‬

673
00:46:02,333 --> 00:46:03,625
‏‫دختره کلی دور شد.‬

674
00:46:04,958 --> 00:46:06,250
‏‫دی‌بی رو ببر گودال.‬

675
00:46:27,958 --> 00:46:30,207
‏‫برمی‌گردیم دنبالش، برمی‌گردیم.‬

676
00:46:30,208 --> 00:46:33,375
‏‫حالا بزن بیرون، برو بیرون.‬

677
00:46:41,833 --> 00:46:42,915
‏‫- تورتیک. - بله قربان.‬

678
00:46:42,916 --> 00:46:45,082
‏‫با جی‌یو‌آر تماس بگیر، گرفتی؟‬

679
00:46:45,083 --> 00:46:46,040
‏‫خوبه.‬

680
00:46:46,041 --> 00:46:49,500
‏‫منم با واحد اس‌بی‌یو تماس می‌گیرم. همین نزدیکی‌ها هستن.‬

681
00:46:50,666 --> 00:46:51,916
‏‫فکر کنم به کمک نیاز داریم.‬

682
00:46:52,875 --> 00:46:54,540
‏‫خیلی خب. آماده‌ای؟‬

683
00:46:54,541 --> 00:46:55,874
‏‫آره، دوربین روشنه.‬

684
00:46:55,875 --> 00:46:57,999
‏‫۸ کیلومتری پایگاه تیپ ۳ تهاجمی‬

685
00:46:58,000 --> 00:46:59,875
‏‫ممنون که وقت گذاشتید.‬

686
00:47:00,666 --> 00:47:04,624
‏‫برای بیننده‌های آمریکایی‌مون، فکر کنم لازمه توضیح بدیم شما کی هستید‬

687
00:47:04,625 --> 00:47:06,999
‏‫و لژیون بین‌المللی چیه.‬

688
00:47:07,000 --> 00:47:10,083
‏‫اسم من ولادیمیره، نام مستعارم ولاده.‬

689
00:47:10,625 --> 00:47:14,791
‏‫من نماینده لژیون دفاع اطلاعاتی اوکراین هستم.‬

690
00:47:16,916 --> 00:47:20,041
‏‫کسایی که تجربه ندارن، چرا باید بخوان بیان اینجا؟‬

691
00:47:20,666 --> 00:47:22,540
‏‫منظورم اینه که، دلایلشون ایدئولوژیکه؟‬

692
00:47:22,541 --> 00:47:26,124
‏‫یا واقعاً دلیلی برای بودن اینجا دارن؟‬

693
00:47:26,125 --> 00:47:28,290
‏‫شاید خانواده‌ای اینجا دارن؟ توضیح بدید.‬

694
00:47:28,291 --> 00:47:30,915
‏‫خیلی‌ها از اوکراین حمایت می‌کنن، این یه واقعیته.‬

695
00:47:30,916 --> 00:47:35,791
‏‫اما همه‌شون سوار هواپیما نمی‌شن که بیان اینجا و جونشون رو به خطر بندازن.‬

696
00:47:37,125 --> 00:47:40,166
‏‫بیشترشون فقط می‌خوان در سمت درست تاریخ باشن.‬

697
00:47:41,625 --> 00:47:42,958
‏‫یه لحظه.‬

698
00:47:46,125 --> 00:47:49,374
‏‫این تورتیکه. بهت نیاز داریم. یه گروه جمع کن و نزدیک‌تر بیا.‬

699
00:47:49,375 --> 00:47:50,958
‏‫جزئیات هنگام رسیدن. تمام.‬

700
00:47:53,041 --> 00:47:53,874
‏‫- برابوس. - بله قربان.‬

701
00:47:53,875 --> 00:47:56,000
‏‫- پنج دقیقه دیگه حرکت می‌کنیم.‬
‏‫- دریافت شد.‬

702
00:47:56,833 --> 00:47:59,790
‏‫ببخشید، ولی مجبورم این مصاحبه رو‬
‏‫همین‌جا قطع کنم.‬

703
00:47:59,791 --> 00:48:02,582
‏‫برمی‌گردیم و ادامه می‌دیم، باشه؟‬

704
00:48:02,583 --> 00:48:04,416
‏‫- موافقی؟‬
‏‫- باشه. چی شده؟‬

705
00:48:05,125 --> 00:48:06,999
‏‫باید بریم یه ماموریت.‬

706
00:48:07,000 --> 00:48:09,290
‏‫- می‌تونیم باهاتون بیایم؟‬
‏‫- کجا؟‬

707
00:48:09,291 --> 00:48:14,374
‏‫این ماموریت سوژه عالی برای مصاحبه‌ست.‬
‏‫ما آماده‌ایم.‬

708
00:48:14,375 --> 00:48:18,416
‏‫فرصت خیلی خوبیه که شما رو‬
‏‫در حین عملیات به دنیا نشون بدیم.‬

709
00:48:21,791 --> 00:48:23,666
‏‫شما که ما رو تو خطر نمی‌ندازید.‬

710
00:48:39,166 --> 00:48:40,708
‏‫دنبال من بیاید‬

711
00:48:45,875 --> 00:48:46,708
‏‫لعنتی، مینِ منه.‬

712
00:48:47,583 --> 00:48:48,666
‏‫ایست، دور بزن!‬

713
00:48:51,250 --> 00:48:52,708
‏‫دور بزن! راست، بپیچ راست!‬

714
00:48:56,666 --> 00:48:58,125
‏‫زود باش، دور بزن!‬

715
00:49:00,291 --> 00:49:01,125
‏‫بجنب!‬

716
00:49:01,916 --> 00:49:03,625
‏‫دور بزن، من حواسم هست.‬

717
00:49:19,250 --> 00:49:20,250
‏‫بلند شو!‬

718
00:49:21,500 --> 00:49:23,291
‏‫- کجا؟‬
‏‫- بجنب، راه بیفت.‬

719
00:49:24,000 --> 00:49:25,790
‏‫- پیش پدر و مادرم؟‬
‏‫- آره، پیش اونا.‬

720
00:49:25,791 --> 00:49:28,458
‏‫بجنب، راه بیفت. وسایلت رو هم بردار.‬

721
00:49:29,500 --> 00:49:30,333
‏‫عجله کن.‬

722
00:49:30,916 --> 00:49:31,916
‏‫بجنب، زود باش.‬

723
00:49:35,708 --> 00:49:36,708
‏‫بزن بریم.‬

724
00:49:37,583 --> 00:49:39,166
‏‫بیرون لباس‌هات رو می‌پوشی.‬

725
00:49:45,708 --> 00:49:47,666
‏‫- اوه، سلام.‬
‏‫- عصر بخیر.‬

726
00:49:48,458 --> 00:49:50,082
‏‫- عصر بخیر.‬
‏‫- عصر بخیر.‬

727
00:49:50,083 --> 00:49:51,375
‏‫اوضاع چطوره؟‬

728
00:49:52,125 --> 00:49:54,416
‏‫- فرمانده توضیح میده.‬
‏‫- اینا کین؟‬

729
00:49:55,000 --> 00:49:56,582
‏‫خبرنگارای یونایتد۲۴ هستن.‬

730
00:49:56,583 --> 00:49:58,415
‏‫رسمی با ما همکاری می‌کنن.‬

731
00:49:58,416 --> 00:50:01,040
‏‫می‌تونن بمونن؟ من که جایی براشون ندارم.‬

732
00:50:01,041 --> 00:50:03,207
‏‫آدری هستم، از آشنایی‌تون خوشبختم.‬

733
00:50:03,208 --> 00:50:06,082
‏‫- سووا.‬
‏‫- اینم پل، فیلم‌بردارمه.‬

734
00:50:06,083 --> 00:50:08,166
‏‫- از آشنایی‌تون خوشبختم.‬
‏‫- همچنین.‬

735
00:50:08,750 --> 00:50:10,708
‏‫به جنگ خوش اومدید.‬

736
00:50:12,208 --> 00:50:14,915
‏‫بچه‌ها، لطفاً اونجا منتظر بمونید.‬
‏‫باید با هم حرف بزنیم.‬

737
00:50:14,916 --> 00:50:15,916
‏‫- باشه.‬
‏‫- حتماً.‬

738
00:50:19,416 --> 00:50:21,083
‏‫خیلی خب، یه مشکلی پیش اومده.‬

739
00:50:26,375 --> 00:50:29,290
‏‫اینجا! اینجا! من اینجام!‬

740
00:50:29,291 --> 00:50:30,208
‏‫من سید هستم.‬

741
00:50:30,916 --> 00:50:31,874
‏‫من سید هستم.‬

742
00:50:31,875 --> 00:50:33,915
‏‫ماتوری، بیارش پایین. همه‌چی مرتبه؟‬

743
00:50:33,916 --> 00:50:34,958
‏‫برو اون طرف.‬

744
00:50:37,750 --> 00:50:38,916
‏‫این پایین مراقب باش.‬

745
00:50:40,250 --> 00:50:43,540
‏‫دوخ، یه چیز گرم بهش بده!‬
‏‫باشه، بشین، بشین.‬

746
00:50:43,541 --> 00:50:45,541
‏‫- معاینه‌اش کن!‬
‏‫- چشم.‬

747
00:50:47,833 --> 00:50:48,666
‏‫به من نگاه کن.‬

748
00:50:52,500 --> 00:50:54,332
‏‫زخمی شدی؟‬

749
00:50:54,333 --> 00:50:55,750
‏‫سووا به سید، صدامو داری؟‬

750
00:50:56,500 --> 00:50:57,957
‏‫سید، سید، من سووام.‬

751
00:50:57,958 --> 00:50:59,207
‏‫بسته دست ماست.‬

752
00:50:59,208 --> 00:51:00,375
‏‫اون مرد چی؟‬

753
00:51:01,791 --> 00:51:03,291
‏‫انداختنش توی گودال.‬

754
00:51:04,583 --> 00:51:06,041
‏‫فهمیدم. یه تیم بفرستید.‬

755
00:51:08,375 --> 00:51:09,916
‏‫داریم روش کار می‌کنیم، سید.‬

756
00:51:12,916 --> 00:51:13,958
‏‫هیچ زخمی نداره.‬

757
00:51:14,541 --> 00:51:15,458
‏‫خوش‌شانسه.‬

758
00:51:16,000 --> 00:51:16,916
‏‫که زخمی نیست.‬

759
00:51:20,125 --> 00:51:21,375
‏‫تو دیگه کی هستی.‬

760
00:51:22,750 --> 00:51:23,958
‏‫فکر کنم همه‌مون آماده‌ایم.‬

761
00:51:26,958 --> 00:51:30,749
‏‫ولاد، گوش کن. می‌خوای اون زن رو بگیری؟ ماموریتت همینه؟‬

762
00:51:30,750 --> 00:51:31,665
‏‫آره.‬

763
00:51:31,666 --> 00:51:32,957
‏‫ما هم می‌تونیم بیایم؟‬

764
00:51:32,958 --> 00:51:34,040
‏‫نه.‬

765
00:51:34,041 --> 00:51:38,458
‏‫ببین، ما حرفه‌ای هستیم و جاهای خطرناک زیادی بودیم.‬

766
00:51:39,166 --> 00:51:40,540
‏‫ما کارمون رو بلدیم.‬

767
00:51:40,541 --> 00:51:44,832
‏‫قول می‌دم مزاحم نشیم. باید فیلم‌برداری کنیم. داستان معرکه‌ایه.‬

768
00:51:44,833 --> 00:51:46,624
‏‫من ماموریت دارم. نمی‌تونم مراقب شما باشم.‬

769
00:51:46,625 --> 00:51:49,040
‏‫می‌دونم و درک می‌کنم.‬

770
00:51:49,041 --> 00:51:51,958
‏‫اگه اتفاقی بیفته، مسئولیتش با ماست!‬

771
00:51:52,916 --> 00:51:55,790
‏‫دنیا باید این رو ببینه. یه داستان منحصربه‌فرده.‬

772
00:51:55,791 --> 00:51:59,582
‏‫خیلی خب. نزدیک بمونید و از کنارم تکون نخورید.‬

773
00:51:59,583 --> 00:52:00,499
‏‫بسیار خب.‬

774
00:52:00,500 --> 00:52:02,790
‏‫- باشه، قبوله. قول می‌دم. - هر چی من می‌گم باید گوش کنی.‬

775
00:52:02,791 --> 00:52:04,875
‏‫و لطفاً... اون چیز رو از من دور کن.‬

776
00:52:08,041 --> 00:52:09,666
‏‫آدری، تندتر. یالا، بجنب.‬

777
00:52:34,791 --> 00:52:37,250
‏‫هی رد، شاید بهتر باشه بهش زنگ بزنی؟‬

778
00:52:55,708 --> 00:52:56,750
‏‫گوشی رو بردار!‬

779
00:53:00,166 --> 00:53:01,750
‏‫گوشی رو بردار، عوضی!‬

780
00:54:05,083 --> 00:54:07,000
‏‫خوب بود پسرا، برید استراحت کنید.‬

781
00:54:08,291 --> 00:54:09,332
‏‫صدامو می‌شنوی؟‬

782
00:54:09,333 --> 00:54:10,624
‏‫دوخ، دوخ، جواب بده!‬

783
00:54:10,625 --> 00:54:13,125
‏‫تصویر وصل شد. زولو-۸، تمام.‬

784
00:54:14,666 --> 00:54:15,541
‏‫سید.‬

785
00:54:20,458 --> 00:54:21,625
‏‫اون هیچ شانسی نداره.‬

786
00:54:22,250 --> 00:54:27,500
‏‫ما تلاشمون رو می‌کنیم. اون آدم ماست، کار ماست. نجاتش می‌دیم.‬

787
00:54:42,166 --> 00:54:43,750
‏‫ببین، خیلی متاسفم.‬

788
00:54:52,083 --> 00:54:53,250
‏‫هواپیما رو برگردون.‬

789
00:54:53,958 --> 00:54:55,582
‏‫نه، نه، صبر کن.‬

790
00:54:55,583 --> 00:54:58,291
‏‫اون زنده‌ست، یورا.‬

791
00:54:59,166 --> 00:55:01,083
‏‫- یورا. - سید، صدامو داری؟‬

792
00:55:09,625 --> 00:55:11,333
‏‫سید، هواپیما رو برگردون.‬

793
00:55:13,625 --> 00:55:14,458
‏‫بجنب دیگه.‬

794
00:55:15,541 --> 00:55:16,416
‏‫نه.‬

795
00:55:17,625 --> 00:55:18,750
‏‫صبر کن، اون زنده‌ست.‬

796
00:55:19,416 --> 00:55:21,500
‏‫مطمئنم، یورا.‬

797
00:55:28,250 --> 00:55:29,166
‏‫یه لحظه.‬

798
00:55:29,916 --> 00:55:32,541
‏‫یه نگاه بنداز، نگاه کن. دستش، به دستش نگاه کن.‬

799
00:55:33,458 --> 00:55:34,666
‏‫دستش داره تکون می‌خوره.‬

800
00:55:37,583 --> 00:55:38,541
‏‫اون زنده‌ست.‬

801
00:55:41,291 --> 00:55:42,166
‏‫خب، مرحله بعد چیه؟‬

802
00:55:44,708 --> 00:55:46,791
‏‫بعدش چی؟ چطور بیاریمش بیرون؟‬

803
00:55:57,291 --> 00:55:58,957
‏‫آدری، مطمئنی این کار درسته؟‬

804
00:55:58,958 --> 00:56:03,249
‏‫پخش زنده جنایات روسیه‬
‏‫بازخورد زیادی خواهد داشت.‬

805
00:56:03,250 --> 00:56:05,915
‏‫- چطور شدم؟ خوبه؟‬
‏‫- عالیه. آماده‌ایم.‬

806
00:56:05,916 --> 00:56:06,875
‏‫- ایول.‬
‏‫- آماده.‬

807
00:56:09,500 --> 00:56:11,999
‏‫شما با آدری مک‌آلپاین هستید.‬
‏‫رسانه یونایتد ۲۴.‬

808
00:56:12,000 --> 00:56:13,290
‏‫امروز می‌بینید‬

809
00:56:13,291 --> 00:56:15,749
‏‫تصاویر اختصاصی از‬
‏‫نیروهای مسلح اوکراین‬

810
00:56:15,750 --> 00:56:17,332
‏‫در حال نجات یک خانواده اوکراینی‬

811
00:56:17,333 --> 00:56:19,332
‏‫با کمک پهپادها.‬

812
00:56:19,333 --> 00:56:21,249
‏‫تیم ما این رو زنده پخش می‌کنه‬

813
00:56:21,250 --> 00:56:23,500
‏‫تا بتونید لحظه به لحظه دنبالش کنید.‬

814
00:56:24,041 --> 00:56:26,499
‏‫پهپادها در این جنگ تعیین‌کننده‌ان.‬

815
00:56:26,500 --> 00:56:30,832
‏‫نحوه مبارزه رو تغییر میدن.‬

816
00:56:30,833 --> 00:56:34,582
‏‫و امروز شاهد این‬
‏‫عملیات ویژه خواهید بود.‬

817
00:56:34,583 --> 00:56:38,124
‏‫و اینکه سربازها چطور از این پهپادها‬
‏‫برای نجات خانواده استفاده می‌کنن.‬

818
00:56:38,125 --> 00:56:41,207
‏‫این تصاویر اختصاصی‬
‏‫از صحنه نبرده‬

819
00:56:41,208 --> 00:56:43,332
‏‫که روسیه و جنایاتش علیه غیرنظامیان‬

820
00:56:43,333 --> 00:56:45,832
‏‫در سراسر اوکراین رو فاش می‌کنه‬

821
00:56:45,833 --> 00:56:48,040
‏‫که نتیجه تهاجم‬
‏‫تمام‌عیار اون‌هاست.‬

822
00:56:48,041 --> 00:56:52,708
‏‫لطفاً درباره تخلیه بیشتر بگید،‬
‏‫اینکه چطور داره انجام میشه.‬

823
00:56:54,375 --> 00:56:58,375
‏‫سرهنگ، یه ویدیوی دیگه‬
‏‫از اون خبرنگار آمریکایی هست.‬

824
00:57:00,416 --> 00:57:04,207
‏‫امروز شاهد این عملیات ویژه خواهید بود.‬

825
00:57:04,208 --> 00:57:06,624
‏‫و اینکه چطور از پهپادها برای‬
‏‫نجات خانواده استفاده میشه.‬

826
00:57:06,625 --> 00:57:08,125
‏‫لعنتی.‬

827
00:57:09,291 --> 00:57:10,291
‏‫عجب داستانی شد.‬

828
00:57:12,916 --> 00:57:17,000
‏‫میشناسمش. آدری... چی بود... مک‌آلپاین. فکر کنم. نگهش دار.‬

829
00:57:17,875 --> 00:57:20,916
‏‫حدود پنج سال پیش تو آفریقا‬
‏‫با هم برخورد داشتیم.‬

830
00:57:21,750 --> 00:57:26,957
‏‫اون موقع زن یه مامور سیا بود.‬
‏‫به عنوان دیپلمات آمریکایی نفوذ کرده بود.‬

831
00:57:26,958 --> 00:57:29,333
‏‫بعدش فرستادنش به‬
‏‫سفارت آمریکا در مسکو.‬

832
00:57:30,375 --> 00:57:34,207
‏‫و تو کمتر از یه سال،‬
‏‫سه تا مقام رده‌میانی رو جذب کرد‬

833
00:57:34,208 --> 00:57:36,291
‏‫و یه نفر از مقامات ارشد اف‌اس‌بی.‬

834
00:57:37,125 --> 00:57:38,874
‏‫نمیتونیم اون جاسوس کارکشته رو پیدا کنیم‬

835
00:57:38,875 --> 00:57:42,333
‏‫که سال‌هاست تو رده بالاست.‬

836
00:57:42,958 --> 00:57:47,541
‏‫اگه این زن آمریکایی رو بگیریم،‬
‏‫میتونیم اون شوهر سابقش رو تحت فشار بذاریم.‬

837
00:57:48,291 --> 00:57:49,999
‏‫و اون اسم جاسوس رو لو میده.‬

838
00:57:50,000 --> 00:57:52,290
‏‫و بعد با یکی از خبرنگارامون‬

839
00:57:52,291 --> 00:57:55,416
‏‫که دست یانکی‌ها اسیره،‬
‏‫مبادله‌ش می‌کنیم.‬

840
00:57:56,666 --> 00:57:59,290
‏‫اگه با هم نباشن،‬
‏‫شاید نقشه جواب نده.‬

841
00:57:59,291 --> 00:58:00,833
‏‫نه، عکساشو دوست داره.‬

842
00:58:01,625 --> 00:58:02,625
‏‫عشق لعنتیه.‬

843
00:58:05,000 --> 00:58:08,875
‏‫اگه اسم جاسوس رو نگه،‬
‏‫آدری رو تیکه تیکه تحویلش میدیم.‬

844
00:58:09,500 --> 00:58:12,540
‏‫یه گروه به اسم بلک مامبا‬
‏‫تو اون منطقه کار می‌کنه.‬

845
00:58:12,541 --> 00:58:14,415
‏‫فرمانده‌شون عضو سابق واگنره، زمی.‬

846
00:58:14,416 --> 00:58:15,583
‏‫اون مزرعه رو گرفتن.‬

847
00:58:17,000 --> 00:58:18,208
‏‫اقدام بعدی چیه؟‬

848
00:58:20,208 --> 00:58:21,915
‏‫- میتونم بیام تو؟‬
‏‫- بیا تو.‬

849
00:58:21,916 --> 00:58:25,083
‏‫خواسته بودید بفهمیم‬
‏‫اون غیرنظامی‌های توی ماشین کی بودن.‬

850
00:58:25,875 --> 00:58:28,250
‏‫زن و شوهرن. اوکراینی‌ان.‬

851
00:58:29,083 --> 00:58:31,000
‏‫سابقاً اهل استان دونتسک.‬

852
00:58:31,583 --> 00:58:34,165
‏‫اونا داشتن میرفتن اونجا‬
‏‫تا دخترشون رو پس بگیرن.‬

853
00:58:34,166 --> 00:58:37,666
‏‫که طبق اطلاعات ما...‬

854
00:58:38,416 --> 00:58:42,916
‏‫مدیر مرکز توزیع‬
‏‫و مسئول امنیت سعی داشتن بهشون بفروشن.‬

855
00:58:43,791 --> 00:58:45,832
‏‫حالا اون دختر کجاست؟‬

856
00:58:45,833 --> 00:58:48,082
‏‫همین الان دارن میبرنش اونجا.‬

857
00:58:48,083 --> 00:58:50,500
‏‫جایی دور از موقعیت زمی.‬

858
00:58:51,041 --> 00:58:53,666
‏‫قبلاً یه جور‬
‏‫پایگاه تدارکاتی اونجا بوده.‬

859
00:58:54,833 --> 00:58:58,249
‏‫وصلش کن به زمی.‬
‏‫باید اون دختر رو بگیریم.‬

860
00:58:58,250 --> 00:59:00,250
‏‫- چشم قربان.‬
‏‫- انجامش میدم.‬

861
00:59:01,500 --> 00:59:05,708
‏‫نقطه انتقال، منطقه خارکیف‬

862
00:59:16,750 --> 00:59:19,125
‏‫خب، رسیدیم.‬

863
00:59:19,708 --> 00:59:21,416
‏‫به نظر میاد اوضاع خرابه.‬

864
00:59:22,125 --> 00:59:23,207
‏‫چه اتفاقی افتاده؟‬

865
00:59:23,208 --> 00:59:24,833
‏‫ماشین پدر و مادرش آتیش گرفته.‬

866
00:59:26,458 --> 00:59:27,665
‏‫خب چی، کشته شدن؟‬

867
00:59:27,666 --> 00:59:30,458
‏‫پدره زخمیه،‬
‏‫مادرش رو با پهپاد آوردن بیرون.‬

868
00:59:31,083 --> 00:59:33,083
‏‫لعنتی، تیپ ۳ تهاجمی دستشونه.‬

869
00:59:36,458 --> 00:59:37,833
‏‫باید یه نقشه بکشیم.‬

870
00:59:39,708 --> 00:59:40,583
‏‫بیا بریم بیرون.‬

871
00:59:47,166 --> 00:59:48,708
‏‫بله قربان، سرهنگ؟‬

872
00:59:50,333 --> 00:59:52,250
‏‫آره، انجامش میدیم.‬

873
00:59:53,291 --> 00:59:55,665
‏‫اطلاعات کامل اون دختر رو میخوام.‬

874
00:59:55,666 --> 00:59:56,999
‏‫کی دستشه و کجا نگهش داشتن؟‬

875
00:59:57,000 --> 00:59:59,540
‏‫تا پنج دقیقه دیگه همه اطلاعات رو داری.‬

876
00:59:59,541 --> 01:00:01,040
‏‫شامل مختصات.‬

877
01:00:01,041 --> 01:00:03,624
‏‫دختر رو بگیر و بهم گزارش بده. فهمیدی؟‬

878
01:00:03,625 --> 01:00:05,375
‏‫- بعدش دستورات رو میگیری.‬
‏‫- چشم قربان.‬

879
01:00:12,625 --> 01:00:14,000
‏‫باید اون رو نجات بدیم.‬

880
01:00:16,666 --> 01:00:17,958
‏‫این خودکشیه، سید.‬

881
01:00:19,333 --> 01:00:20,416
‏‫اینجا رو ببین، می‌بینی؟‬

882
01:00:21,000 --> 01:00:22,166
‏‫نیروی کمکی آوردن.‬

883
01:00:23,833 --> 01:00:25,833
‏‫نمیتونم اجازه بدم چنین ریسکی بشه.‬

884
01:00:27,708 --> 01:00:29,166
‏‫بازنشسته شو! اون موقع ریسکش کمتره؟‬

885
01:00:31,250 --> 01:00:32,124
‏‫چی گفتی؟‬

886
01:00:32,125 --> 01:00:33,625
‏‫زیادی توی ستاد موندی.‬

887
01:00:35,666 --> 01:00:37,165
‏‫- به حرفم گوش کن.‬
‏‫- نه، تو گوش کن!‬

888
01:00:37,166 --> 01:00:38,374
‏‫برای یه بار هم که شده، گوش کن!‬

889
01:00:38,375 --> 01:00:40,415
‏‫دهنت رو ببند! این یه دستوره!‬

890
01:00:40,416 --> 01:00:45,540
‏‫برخلاف تو، برادر،‬
‏‫من فقط مسئول جون خودم نیستم.‬

891
01:00:45,541 --> 01:00:47,290
‏‫جون خیلی‌ها به من بستگی داره.‬

892
01:00:47,291 --> 01:00:49,957
‏‫و نمیتونم خرجِ‬
‏‫خودنماییِ احمقانه کنم.‬

893
01:00:49,958 --> 01:00:52,040
‏‫میدونم چطور همه‌چیز رو ردیف کنم. واقعاً.‬

894
01:00:52,041 --> 01:00:52,958
‏‫- جدی؟‬
‏‫- آره!‬

895
01:00:53,541 --> 01:00:55,207
‏‫- فکر کردی انقدر آسونه؟‬
‏‫- نه.‬

896
01:00:55,208 --> 01:00:59,124
‏‫فکر کردی هر چی میدونی رو میگی،‬
‏‫اونا هم گوش میدن و دنبالت میان؟‬

897
01:00:59,125 --> 01:01:00,082
‏‫نه، این فکر رو نمیکنم.‬

898
01:01:00,083 --> 01:01:02,374
‏‫- فکر کردی کارش اینطوریه؟‬
‏‫- نه، داوطلب میشم.‬

899
01:01:02,375 --> 01:01:06,333
‏‫تنها نمیمونم.‬
‏‫برادر، حداقل بذار با بچه‌ها حرف بزنم.‬

900
01:01:09,000 --> 01:01:10,207
‏‫محلش همین دور و براست.‬

901
01:01:10,208 --> 01:01:12,874
‏‫خیلی خب آقایان.‬
‏‫لطفاً توجه کنید.‬

902
01:01:12,875 --> 01:01:16,666
‏‫یکی از سربازهای ما‬
‏‫حرفی داره. می‌خوام گوش بدید.‬

903
01:01:18,208 --> 01:01:20,250
‏‫- وضعیت اینه.‬
‏‫- اینجا رو نگاه کن، می‌بینی؟‬

904
01:01:22,041 --> 01:01:24,541
‏‫یه غیرنظامی اون بیرونه،‬
‏‫به شدت زخمی شده.‬

905
01:01:25,833 --> 01:01:27,375
‏‫کنار جاده رهاش کردن.‬

906
01:01:28,375 --> 01:01:29,832
‏‫۹۰ دقیقه وقت داره.‬

907
01:01:29,833 --> 01:01:32,874
‏‫فکر کنم باید نجاتش بدیم،‬
‏‫یا حداقل سعی‌مون رو بکنیم.‬

908
01:01:32,875 --> 01:01:34,915
‏‫فرمانده، پوشش رو شما تأمین می‌کنید؟‬

909
01:01:34,916 --> 01:01:36,832
‏‫هیچ پشتیبانی توپخانه‌ای نداریم.‬

910
01:01:36,833 --> 01:01:39,708
‏‫شناسایی اضافه نداشتیم.‬
‏‫نمی‌دونیم گروگان هست یا نه.‬

911
01:01:40,333 --> 01:01:42,625
‏‫غیرنظامی خیلی به هدف نزدیکه.‬

912
01:01:43,208 --> 01:01:44,915
‏‫قطعاً سعی می‌کنن ما رو بزنن.‬

913
01:01:44,916 --> 01:01:46,041
‏‫پهپادها، موشک‌های ضدتانک.‬

914
01:01:46,791 --> 01:01:50,291
‏‫پس عملیات،‬
‏‫خیلی ریسکیه، دست‌کم.‬

915
01:01:50,833 --> 01:01:53,832
‏‫و همون‌طور که می‌دونید، داوطلب نیاز داریم.‬

916
01:01:53,833 --> 01:01:56,916
‏‫چیز جدیدی نیست، فقط‬
‏‫یه «عملیات افتضاح» دیگه.‬

917
01:01:58,583 --> 01:02:01,499
‏‫هنوز به پوشش نیاز داریم.‬
‏‫نظری دارید چطور تأمینش کنیم؟‬

918
01:02:01,500 --> 01:02:03,708
‏‫یه چیتک و یه کالیبر ۵۰ داریم.‬

919
01:02:04,666 --> 01:02:05,500
‏‫من انجامش میدم.‬

920
01:02:07,000 --> 01:02:07,833
‏‫ممنون بچه‌ها.‬

921
01:02:09,166 --> 01:02:12,040
‏‫دو تک‌تیرانداز با فاصله ۱.۵ کیلومتر داریم.‬

922
01:02:12,041 --> 01:02:14,833
‏‫ولی سید، تک‌تیراندازها کافی نیستن.‬

923
01:02:15,458 --> 01:02:16,915
‏‫ما سیستم تو رو می‌خوایم.‬

924
01:02:16,916 --> 01:02:18,624
‏‫من دیگه از اون سیستم استفاده نمی‌کنم.‬

925
01:02:18,625 --> 01:02:21,207
‏‫اوه، استفاده نمی‌کنی؟! خب خاموشش کن!‬

926
01:02:21,208 --> 01:02:23,500
‏‫وقتی وقتش برسه، خاموشش می‌کنم.‬

927
01:02:24,125 --> 01:02:25,749
‏‫گفتی یگان‌های دیگه‌ای هم نزدیکن.‬

928
01:02:25,750 --> 01:02:27,041
‏‫- آلفا؟‬
‏‫- آره.‬

929
01:02:28,916 --> 01:02:30,833
‏‫کوپر، کوپر به سووا، صدامو داری؟‬

930
01:02:31,625 --> 01:02:33,875
‏‫سووا، سووا، اینجا کوپره، دریافت شد.‬

931
01:02:34,583 --> 01:02:37,250
‏‫به عملیات ملحق شو، یه ماموریت UTN.‬

932
01:02:38,500 --> 01:02:39,333
‏‫دریافت شد.‬

933
01:02:40,250 --> 01:02:42,416
‏‫یه لونه سمت راست، قبلاً استفاده کردیم.‬

934
01:02:43,208 --> 01:02:44,208
‏‫بریم یه نگاهی بندازیم.‬

935
01:02:50,083 --> 01:02:51,083
‏‫پیاده شید.‬

936
01:02:55,708 --> 01:02:56,541
‏‫برید، برید، برید.‬

937
01:03:01,500 --> 01:03:03,083
‏‫فرمانده به کوپر، آسمون پاکه.‬

938
01:03:03,625 --> 01:03:04,624
‏‫پاکه.‬

939
01:03:04,625 --> 01:03:06,458
‏‫- پاکه.‬
‏‫- ادامه بدید، ادامه بدید، برید.‬

940
01:03:07,208 --> 01:03:08,208
‏‫نفر اول، با من.‬

941
01:03:11,291 --> 01:03:13,041
‏‫در سمت راست. پوشش میدم.‬

942
01:03:14,583 --> 01:03:15,416
‏‫پاکه.‬

943
01:03:16,208 --> 01:03:18,957
‏‫راهرو رو نگه می‌دارم. یکی دیگه سمت راست.‬

944
01:03:18,958 --> 01:03:21,750
‏‫چک کردن سمت راست. پاکه.‬

945
01:03:22,458 --> 01:03:24,665
‏‫کوپر، یه اورلان تو مسیرته.‬

946
01:03:24,666 --> 01:03:26,000
‏‫بیست نفر دارن نزدیک میشن.‬

947
01:03:27,166 --> 01:03:29,874
‏‫درگاه سمت چپ، پاکه. راست، اونم پاکه.‬

948
01:03:29,875 --> 01:03:31,333
‏‫- پیشروی کنید.‬
‏‫- دریافت شد.‬

949
01:03:47,416 --> 01:03:48,250
‏‫کنترلر آماده‌ست.‬

950
01:03:49,375 --> 01:03:50,208
‏‫اینجا.‬

951
01:03:52,791 --> 01:03:53,833
‏‫پرواز می‌کنیم.‬

952
01:03:54,416 --> 01:03:57,500
‏‫اینم بخشی که بهمون دادن.‬
‏‫مختصات رو کار کنید.‬

953
01:03:59,708 --> 01:04:00,791
‏‫آماده‌سازی محموله.‬

954
01:04:10,750 --> 01:04:12,208
‏‫هدیه آماده‌ست.‬

955
01:04:14,375 --> 01:04:15,750
‏‫کوپر. کوپر به سووا:‬

956
01:04:16,541 --> 01:04:18,624
‏‫آماده برای کار روی مختصات.‬

957
01:04:18,625 --> 01:04:20,999
‏‫صبر کنید. صبر کنید. نه. کجا دارید میرید؟‬

958
01:04:21,000 --> 01:04:22,665
‏‫- چی؟‬
‏‫- ما هم باهات میایم.‬

959
01:04:22,666 --> 01:04:24,833
‏‫شما کار خودتون رو بکنید، ما هم کار خودمون رو.‬

960
01:04:25,375 --> 01:04:28,749
‏‫آدری. متوجه نیستی.‬
‏‫ممکنه بمیری. نمی‌خوام این ریسک رو بکنم.‬

961
01:04:28,750 --> 01:04:32,582
‏‫اما خودمون توافق کردیم‬
‏‫چون باید این رو به دنیا نشون بدیم.‬

962
01:04:32,583 --> 01:04:35,665
‏‫مردم باید بدونن.‬
‏‫این فرصت رو از دست نمی‌دیم.‬

963
01:04:35,666 --> 01:04:39,125
‏‫خیلی خب. ولی فقط یه جا داریم.‬
‏‫خودتون تصمیم بگیرید کی میاد.‬

964
01:04:39,750 --> 01:04:43,000
‏‫- منظورت چیه، یه جا؟‬
‏‫- خودروها رو بیارید بیرون. آماده شید.‬

965
01:05:30,708 --> 01:05:34,208
‏‫موقعیت تک‌تیرانداز. ۱.۵ کیلومتری شرق «مزرعه»‬

966
01:05:39,958 --> 01:05:41,625
‏‫برابوس. اینجا اسمارت: در موقعیت.‬

967
01:05:42,958 --> 01:05:44,416
‏‫دو تا هاموی می‌بینم.‬

968
01:05:45,666 --> 01:05:47,541
‏‫دارن به سمت ما میان.‬

969
01:05:48,583 --> 01:05:49,791
‏‫خودکشی کردن؟‬

970
01:05:58,750 --> 01:06:00,207
‏‫مهمان‌ها. برن سر پستشون.‬

971
01:06:00,208 --> 01:06:02,750
‏‫فقط سریع‌تر. التماستون می‌کنم، سریع‌تر!‬

972
01:06:08,958 --> 01:06:11,125
‏‫انگار دارن‬
‏‫غیرنظامی رو میارن بیرون.‬

973
01:06:13,958 --> 01:06:16,375
‏‫تو دیگه کدوم خری هستی‬
‏‫که این همه ارزش ریسک کردن داری؟‬

974
01:06:18,291 --> 01:06:20,916
‏‫آلفا. آماده‌باش! براوو. آماده‌باش!‬

975
01:06:21,625 --> 01:06:22,500
‏‫یه جای کار می‌لنگه.‬

976
01:06:23,208 --> 01:06:24,874
‏‫سیبریا به زمی. جواب بده.‬

977
01:06:24,875 --> 01:06:26,916
‏‫- در موقعیتیم.‬
‏‫- دریافت شد.‬

978
01:06:28,750 --> 01:06:29,583
‏‫وقتشه.‬

979
01:06:30,583 --> 01:06:31,500
‏‫برید سر کار، پسرا.‬

980
01:06:34,500 --> 01:06:35,832
‏‫توجه کنید، آقایان.‬

981
01:06:35,833 --> 01:06:38,041
‏‫صد متر. آماده باشید!‬

982
01:06:46,750 --> 01:06:47,708
‏‫سطح شیب‌دار.‬

983
01:06:48,791 --> 01:06:50,874
‏‫کالسکه‌تون رسید، آقایان.‬

984
01:06:50,875 --> 01:06:53,041
‏‫پیاده شید. پیاده شید. پیاده شید.‬

985
01:06:54,791 --> 01:06:56,582
‏‫تماس از سمت راست. تماس از سمت راست.‬

986
01:06:56,583 --> 01:06:58,708
‏‫تیربار. ساعت یک. پوشش بدید. پوشش!‬

987
01:07:02,458 --> 01:07:03,291
‏‫برید. برید. برید.‬

988
01:07:05,125 --> 01:07:06,875
‏‫رویت غیرنظامی در خندق.‬

989
01:07:07,791 --> 01:07:09,290
‏‫یورا. ما خودی هستیم.‬

990
01:07:09,291 --> 01:07:11,665
‏‫داریم میاریمت بیرون. می‌شنوی؟‬

991
01:07:11,666 --> 01:07:12,833
‏‫براوو. حرکت کنید.‬

992
01:07:14,625 --> 01:07:16,833
‏‫آدری. برگرد عقب! آدری!‬

993
01:07:18,000 --> 01:07:19,208
‏‫حرکت کنید! بخوابید رو زمین!‬

994
01:07:22,541 --> 01:07:25,415
‏‫سوار ماشینش کنید! سوار ماشینش کنید!‬

995
01:07:25,416 --> 01:07:26,416
‏‫آدری. برو!‬

996
01:07:26,958 --> 01:07:29,082
‏‫- ولاد. پوشش بده. پوشش بده!‬
‏‫- دارم پوشش میدم!‬

997
01:07:29,083 --> 01:07:31,791
‏‫- سید. وضعیت چیه؟‬
‏‫- خون‌ریزی شدیده.‬

998
01:07:33,000 --> 01:07:35,582
‏‫- لعنت بهش!‬
‏‫- سید. دارم میام سمتت.‬

999
01:07:35,583 --> 01:07:40,124
‏‫- همین الان از اینجا می‌برمتون!‬
‏‫- من نمیام...‬

1000
01:07:40,125 --> 01:07:42,790
‏‫داری خون‌ریزی می‌کنی!‬
‏‫می‌شنوی؟ داری خون‌ریزی می‌کنی!‬

1001
01:07:42,791 --> 01:07:44,499
‏‫باید دخترم رو نجات بدم.‬

1002
01:07:44,500 --> 01:07:45,416
‏‫لعنتی!‬

1003
01:07:47,000 --> 01:07:48,540
‏‫من جایی نمی‌رم.‬

1004
01:07:48,541 --> 01:07:52,291
‏‫نگاهم کن! می‌تونی بهم نگاه کنی؟‬

1005
01:07:53,083 --> 01:07:58,083
‏‫دخترت رو نجات می‌دم. قول می‌دم!‬

1006
01:08:00,666 --> 01:08:02,207
‏‫لعنتی، چرا اینقدر طول می‌کشه؟‬

1007
01:08:02,208 --> 01:08:03,958
‏‫بچه‌ها، چه غلطی می‌کنید! وقتشه!‬

1008
01:08:04,625 --> 01:08:06,249
‏‫ادامه بدید. یکم دیگه. پوشش بدید!‬

1009
01:08:06,250 --> 01:08:08,208
‏‫- دریافت شد. - بهترین شغل لعنتی دنیاست.‬

1010
01:08:09,541 --> 01:08:11,665
‏‫الان مهم اینه که تو رو بکشیم بیرون.‬

1011
01:08:11,666 --> 01:08:14,124
‏‫باید زنده بمونی. برانکارد رو بیارید. سریع!‬

1012
01:08:14,125 --> 01:08:16,750
‏‫این قراره درد داشته باشه. آماده باش.‬

1013
01:08:17,833 --> 01:08:19,832
‏‫- عالیه. حالا اون طرف. - بجنب.‬

1014
01:08:19,833 --> 01:08:21,916
‏‫بگیریدش. یک، دو، ببندیدش.‬

1015
01:08:24,541 --> 01:08:26,500
‏‫با پهپادها بزنیدشون.‬

1016
01:08:29,500 --> 01:08:32,750
‏‫بولدوزر، یه پهپاد داره میاد سمتت. بزنش.‬

1017
01:08:36,291 --> 01:08:39,290
‏‫اس‌بی‌یو در حال کاره، بچه‌ها. گروه فیوری آماده‌ست.‬

1018
01:08:39,291 --> 01:08:40,791
‏‫دو تا کوچیک برای بعدی.‬

1019
01:08:43,250 --> 01:08:44,457
‏‫دارم می‌بندمش.‬

1020
01:08:44,458 --> 01:08:45,832
‏‫- آماده‌ای؟ - آماده‌ام.‬

1021
01:08:45,833 --> 01:08:47,041
‏‫یک. دو. سه. بپر.‬

1022
01:08:53,750 --> 01:08:55,499
‏‫آلفا، پوشش بده!‬

1023
01:08:55,500 --> 01:08:57,333
‏‫لعنتی، اون تیربار رو خفه کن!‬

1024
01:08:58,375 --> 01:08:59,416
‏‫بجنب. بجنب!‬

1025
01:09:00,750 --> 01:09:01,999
‏‫بچه‌ها، راه بیفتید!‬

1026
01:09:02,000 --> 01:09:03,166
‏‫برو. برو. برو. بجنب!‬

1027
01:09:11,833 --> 01:09:14,333
‏‫هدف تایید شد. دو-صفر به نفع ما.‬

1028
01:09:14,875 --> 01:09:15,832
‏‫از اونجا بزنید بیرون.‬

1029
01:09:15,833 --> 01:09:18,165
‏‫- آماده‌ست، دارم می‌ذارمش تو. - بیاریدش تو.‬

1030
01:09:18,166 --> 01:09:19,375
‏‫- بجنب. - برو. برو. برو.‬

1031
01:09:21,000 --> 01:09:22,791
‏‫اون تیربار رو خفه کن دیگه!‬

1032
01:09:23,541 --> 01:09:24,833
‏‫تیربار خاموش شد.‬

1033
01:09:25,416 --> 01:09:27,790
‏‫- زودتر نمی‌تونستی؟ - حوصله‌اش رو نداشتم.‬

1034
01:09:27,791 --> 01:09:30,041
‏‫چرپاکا، بولدوزر، حرکت کنید!‬

1035
01:09:44,208 --> 01:09:45,666
‏‫دخترت کجاست؟‬

1036
01:09:46,833 --> 01:09:48,749
‏‫دارن می‌برنش به اون نقطه.‬

1037
01:09:48,750 --> 01:09:49,707
‏‫کجا؟‬

1038
01:09:49,708 --> 01:09:53,790
‏‫- داری درباره دخترش ازش می‌پرسی؟ - آره، دارم می‌فهمم چی شده.‬

1039
01:09:53,791 --> 01:09:56,583
‏‫مختصات. توی گوشیمه.‬

1040
01:09:57,583 --> 01:09:58,916
‏‫ولی گوشیم رو اونجا جا گذاشتم.‬

1041
01:10:06,666 --> 01:10:09,332
‏‫هالیچینا، برگرد! بجنب!‬

1042
01:10:09,333 --> 01:10:11,582
‏‫نه. نه! چی داری می‌گی؟‬

1043
01:10:11,583 --> 01:10:13,874
‏‫باید اون گوشی لعنتی رو بگیریم!‬

1044
01:10:13,875 --> 01:10:15,708
‏‫بیا! گوشی می‌خوای؟ مال منو بگیر!‬

1045
01:10:17,625 --> 01:10:19,915
‏‫اینترنت نامحدود! شارژ هم داره!‬

1046
01:10:19,916 --> 01:10:22,332
‏‫هالیچینا، مرخصی‌ت رو می‌خوای یا نه!‬

1047
01:10:22,333 --> 01:10:23,750
‏‫پسرِ عوضی!‬

1048
01:10:27,083 --> 01:10:29,957
‏‫داریم برمی‌گردیم! داریم برمی‌گردیم!‬

1049
01:10:29,958 --> 01:10:31,749
‏‫چرا داریم برمی‌گردیم؟‬

1050
01:10:31,750 --> 01:10:33,458
‏‫منم خوشم نمیاد.‬

1051
01:10:34,250 --> 01:10:36,291
‏‫خب که چی. واقعاً داریم برمی‌گردیم؟‬

1052
01:10:37,208 --> 01:10:38,874
‏‫به اوکراین خوش اومدی.‬

1053
01:10:38,875 --> 01:10:40,165
‏‫چه غلطی داری می‌کنی؟‬

1054
01:10:40,166 --> 01:10:43,082
‏‫نمی‌تونیم از همین راه برگردیم.‬
‏‫شانس باهامون یار نیست.‬

1055
01:10:43,083 --> 01:10:44,000
‏‫من انجامش میدم.‬

1056
01:11:01,958 --> 01:11:04,250
‏‫اف‌پی‌وی! سید! سید! اف‌پی‌وی!‬

1057
01:11:42,125 --> 01:11:43,915
‏‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟‬

1058
01:11:43,916 --> 01:11:45,583
‏‫چرا داری نجاتم میدی؟‬

1059
01:11:47,125 --> 01:11:48,250
‏‫خانوادم چی؟‬

1060
01:11:49,666 --> 01:11:52,708
‏‫سه تا چیز هست که‬
‏‫نمیشه پس گرفت.‬

1061
01:11:53,416 --> 01:11:57,333
‏‫زمان. فرصت. و حرفی که زدی.‬

1062
01:11:57,958 --> 01:11:59,291
‏‫پدرم همیشه این رو می‌گفت.‬

1063
01:12:01,541 --> 01:12:02,958
‏‫و من بهت قول دادم.‬

1064
01:12:04,625 --> 01:12:06,541
‏‫تو و دخترت رو میاریم بیرون.‬

1065
01:12:07,416 --> 01:12:08,416
‏‫پس طاقت بیار.‬

1066
01:12:09,708 --> 01:12:10,625
‏‫نمیر.‬

1067
01:12:16,750 --> 01:12:17,957
‏‫ساعت دو صبحه.‬

1068
01:12:17,958 --> 01:12:19,290
‏‫اتاق وضعیت کاخ سفید‬

1069
01:12:19,291 --> 01:12:21,041
‏‫امیدوارم سیا شوخی نکرده باشه.‬

1070
01:12:22,291 --> 01:12:23,458
‏‫جناب معاون رئیس‌جمهور.‬

1071
01:12:28,583 --> 01:12:31,624
‏‫خیلی خب. کی می‌خواد توضیح بده‬
‏‫چه اتفاقی افتاده؟‬

1072
01:12:31,625 --> 01:12:34,041
‏‫قربان، این یک موقعیت اضطراریه.‬

1073
01:12:34,625 --> 01:12:38,207
‏‫آدری مک‌آلپاین.‬
‏‫خبرنگاری که الان در اوکراینه.‬

1074
01:12:38,208 --> 01:12:40,500
‏‫داره توی یه عملیات نجات شرکت می‌کنه.‬

1075
01:12:42,000 --> 01:12:43,083
‏‫آدری کی؟‬

1076
01:12:44,916 --> 01:12:46,291
‏‫چرا باید این رو بدونم؟‬

1077
01:12:47,208 --> 01:12:49,832
‏‫اون قبلاً همسر‬
‏‫یکی از دیپلمات‌های ما بوده.‬

1078
01:12:49,833 --> 01:12:52,540
‏‫اونا طی یه مأموریت در آفریقا آشنا شدن.‬

1079
01:12:52,541 --> 01:12:54,165
‏‫بعد اون به مسکو فرستاده شد.‬

1080
01:12:54,166 --> 01:12:57,707
‏‫و اونجا موفق شد‬
‏‫چندین مقام مهم رو جذب کنه‬

1081
01:12:57,708 --> 01:12:59,499
‏‫و همین‌طور چند مأمور اف‌اس‌بی رو.‬

1082
01:12:59,500 --> 01:13:02,415
‏‫یکی از اونا هنوز‬
‏‫در رأس اف‌اس‌بی قرار داره.‬

1083
01:13:02,416 --> 01:13:05,166
‏‫و مرتب اطلاعات میفرسته.‬

1084
01:13:05,833 --> 01:13:08,665
‏‫ما دسترسی مستقیم داریم‬
‏‫به اطلاعات استراتژیک‬

1085
01:13:08,666 --> 01:13:12,457
‏‫درباره اوکراین، ناتو‬
‏‫و شبکه انرژی اروپا.‬

1086
01:13:12,458 --> 01:13:14,499
‏‫اگه لو بره.‬

1087
01:13:14,500 --> 01:13:17,916
‏‫ما تنها منبع‌مون رو‬
‏‫در رأس اف‌اس‌بی از دست میدیم.‬

1088
01:13:19,333 --> 01:13:20,625
‏‫بسیار خب. این تا اینجا واضح بود.‬

1089
01:13:21,458 --> 01:13:24,916
‏‫حالا توضیح بدید این رابط‬

1090
01:13:25,500 --> 01:13:27,624
‏‫چه ربطی به اون خبرنگار داره.‬

1091
01:13:27,625 --> 01:13:32,124
‏‫روس‌ها سعی می‌کنن اون رو بدزدن‬
‏‫تا دیپلمات رو تحت فشار بذارن.‬

1092
01:13:32,125 --> 01:13:36,165
‏‫بله، و بعد اونا اسم‬
‏‫منبع ما رو از دیپلمات می‌گیرن‬

1093
01:13:36,166 --> 01:13:38,332
‏‫و اون لو میره.‬

1094
01:13:38,333 --> 01:13:41,666
‏‫و از این اطلاعات توی‬
‏‫تبلیغاتشون استفاده می‌کنن.‬

1095
01:13:42,291 --> 01:13:46,582
‏‫به دنیا میگن جاسوس‌های آمریکایی‬
‏‫به مسکو اعزام شدن.‬

1096
01:13:46,583 --> 01:13:48,999
‏‫طبیعتاً، این باعث تنش میشه‬

1097
01:13:49,000 --> 01:13:52,750
‏‫و حمایت‌ها از اوکراین رو کم می‌کنه.‬

1098
01:13:53,666 --> 01:13:58,249
‏‫اونا همین الان هم برنامه‌ریزی کردن که آدری رو‬
‏‫با خبرنگارشون مبادله کنن‬

1099
01:13:58,250 --> 01:14:00,790
‏‫که ما به جرم جاسوسی دستگیرش کردیم.‬

1100
01:14:00,791 --> 01:14:06,290
‏‫با توجه به شرایطی که‬
‏‫در بحران فعلی پیش اومده.‬

1101
01:14:06,291 --> 01:14:08,957
‏‫یعنی درگیری مستقیم آمریکا و روسیه.‬

1102
01:14:08,958 --> 01:14:10,041
‏‫لعنتی.‬

1103
01:14:12,041 --> 01:14:13,833
‏‫مسئول این عملیات کیه؟‬

1104
01:14:14,625 --> 01:14:18,457
‏‫تیپ سوم تهاجمی.‬
‏‫و نیروهای ویژه اس‌بی‌یو و جی‌یو‌آر.‬

1105
01:14:18,458 --> 01:14:19,666
‏‫فهمیدم.‬

1106
01:14:21,000 --> 01:14:22,291
‏‫مجوزش رو داری.‬

1107
01:14:24,333 --> 01:14:27,166
‏‫هرچه سریع‌تر اون خبرنگار رو از اونجا بیار بیرون.‬

1108
01:14:29,166 --> 01:14:33,250
‏‫محل استقرار دائمی‬
‏‫تیپ سوم تهاجمی‬

1109
01:14:49,541 --> 01:14:50,583
‏‫- یورا!‬
‏‫- بگیرش!‬

1110
01:14:51,250 --> 01:14:52,165
‏‫مراقب باش.‬

1111
01:14:52,166 --> 01:14:53,249
‏‫- برگرد.‬
‏‫- آنا.‬

1112
01:14:53,250 --> 01:14:54,958
‏‫آنا. هی. هی. عقب‌نشینی کن.‬

1113
01:14:56,000 --> 01:14:57,790
‏‫به من نگاه کن. باید معاینه‌اش کنیم.‬

1114
01:14:57,791 --> 01:15:01,333
‏‫- بازش کن!‬
‏‫- کمکش می‌کنن! همه‌چیز تحت کنترله!‬

1115
01:15:02,833 --> 01:15:07,207
‏‫ولی صبر کن. دخترمون چی؟‬
‏‫چطور نجاتش بدیم؟‬

1116
01:15:07,208 --> 01:15:09,874
‏‫داریم روش کار می‌کنیم.‬
‏‫قراره باهاشون تماس بگیریم.‬

1117
01:15:09,875 --> 01:15:12,583
‏‫گوشی شوهرت دست منه.‬
‏‫لعنتی. خاموشه.‬

1118
01:15:13,291 --> 01:15:15,290
‏‫یکی اینو شارژ کنه! ممنون رفیق.‬

1119
01:15:15,291 --> 01:15:17,374
‏‫- همه‌چیز درست می‌شه، شنیدی؟‬
‏‫- باشه. آره.‬

1120
01:15:17,375 --> 01:15:19,749
‏‫چطور با هم در تماس باشیم؟‬

1121
01:15:19,750 --> 01:15:21,624
‏‫- گوشیت همرات هست؟‬
‏‫- آره.‬

1122
01:15:21,625 --> 01:15:24,333
‏‫- بده به من. شماره‌ام رو توش ذخیره کنم.‬
‏‫- ممنونم.‬

1123
01:15:25,500 --> 01:15:28,499
‏‫بفرما. خب. برو اونجا.‬
‏‫پانزده دقیقه دیگه بهت زنگ می‌زنیم.‬

1124
01:15:28,500 --> 01:15:31,208
‏‫همه‌چیز درست می‌شه.‬
‏‫تیم پزشکی ۱۵ دقیقه دیگه تماس می‌گیره.‬

1125
01:15:33,458 --> 01:15:34,375
‏‫ماشین رو قایم کن.‬

1126
01:15:49,666 --> 01:15:50,750
‏‫می‌تونم اینجا بشینم؟‬

1127
01:15:52,125 --> 01:15:53,000
‏‫حتماً.‬

1128
01:15:55,791 --> 01:15:56,666
‏‫این چیه؟‬

1129
01:15:59,041 --> 01:16:00,625
‏‫نقاشی دخترمه.‬

1130
01:16:03,458 --> 01:16:05,000
‏‫خانواده‌مونه‬

1131
01:16:06,625 --> 01:16:09,041
‏‫تو مراحل مختلف زندگی.‬

1132
01:16:15,041 --> 01:16:17,083
‏‫هیچ‌وقت تمومش نکرد.‬

1133
01:16:20,375 --> 01:16:24,166
‏‫چون اون روز... ازمون گرفتنش.‬

1134
01:16:36,958 --> 01:16:40,916
‏‫سعی می‌کنم یه جوری کمکت کنم.‬

1135
01:16:45,083 --> 01:16:47,125
‏‫خانواده‬

1136
01:16:54,208 --> 01:16:56,250
‏‫گاهی از اینترنت متنفرم.‬

1137
01:16:57,833 --> 01:16:59,707
‏‫هی، تبلتم رو ندیدی؟‬

1138
01:16:59,708 --> 01:17:01,041
‏‫هی، آدری!‬

1139
01:17:01,875 --> 01:17:03,166
‏‫فکر کردی کی هستی؟‬

1140
01:17:03,791 --> 01:17:07,165
‏‫می‌دونی با دوربینت‬
‏‫چه غلطی کردی؟‬

1141
01:17:07,166 --> 01:17:11,832
‏‫ببین، من خبرنگارم و اگه‬
‏‫نمی‌دونی، کارم فیلم‌برداریه.‬

1142
01:17:11,833 --> 01:17:12,832
‏‫یه لحظه صبر کن.‬

1143
01:17:12,833 --> 01:17:15,291
‏‫سووا، حالت خوبه؟‬

1144
01:17:15,875 --> 01:17:18,125
‏‫بالا یه افتضاحی‬
‏‫به پا شده که نگو.‬

1145
01:17:18,875 --> 01:17:21,125
‏‫- نمی‌فهمم.‬
‏‫- چی رو نمی‌فهمی؟‬

1146
01:17:22,291 --> 01:17:26,624
‏‫این خبرنگار، آدری، یه استریم کرد‬
‏‫که به دست همه رسانه‌های جهانی رسید.‬

1147
01:17:26,625 --> 01:17:30,332
‏‫و حالا ما و اون دختر‬
‏‫حسابی زیر ذره‌بین دنیا هستیم.‬

1148
01:17:30,333 --> 01:17:32,749
‏‫پس تبریک می‌گم برادر.‬
‏‫حالا دیگه یه ستاره شدی.‬

1149
01:17:32,750 --> 01:17:35,832
‏‫و همه روس‌ها قیافه‌ت رو می‌شناسن.‬
‏‫دقیقاً همون‌طوری که دوست داشتی.‬

1150
01:17:35,833 --> 01:17:37,165
‏‫فقط یه جزئیات کوچیک هست.‬

1151
01:17:37,166 --> 01:17:40,957
‏‫حالا یا دختره رو پس می‌فرستن،‬
‏‫یا می‌کشنش.‬

1152
01:17:40,958 --> 01:17:43,624
‏‫از طرفی،‬
‏‫اگه رسانه‌های بین‌المللی اینو پخش کنن...‬

1153
01:17:43,625 --> 01:17:46,290
‏‫- شانس زنده موندنش بیشتر می‌شه؟‬
‏‫- نمی‌دونم.‬

1154
01:17:46,291 --> 01:17:48,083
‏‫کار روس‌هاست، هیچ‌چیزی معلوم نیست.‬

1155
01:17:49,000 --> 01:17:52,290
‏‫سووا، باید برگردونیمش.‬
‏‫باید عملیات بچینیم، اطلاعات بیشتری لازمه.‬

1156
01:17:52,291 --> 01:17:54,540
‏‫کی گرفته‌تش، چند نفرن،‬
‏‫چه سلاح‌هایی دارن.‬

1157
01:17:54,541 --> 01:17:56,375
‏‫فکر کردی الان دارم چیکار می‌کنم؟‬

1158
01:17:57,041 --> 01:17:59,083
‏‫سووا، فرماندهی پشت خطه.‬

1159
01:17:59,833 --> 01:18:00,666
‏‫اومدم!‬

1160
01:18:01,208 --> 01:18:03,707
‏‫- داری شوخی می‌کنی؟‬
‏‫- نه، بذار فعلاً متوقفش کنیم.‬

1161
01:18:03,708 --> 01:18:06,208
‏‫هی، آدری. اینو بگیر.‬

1162
01:18:06,791 --> 01:18:10,624
‏‫یه نشونه‌ست درباره... ‬
‏‫اینکه دوربین هم یه جور سلاحه.‬

1163
01:18:10,625 --> 01:18:11,999
‏‫- ممنون.‬
‏‫- خیلی شجاعی.‬

1164
01:18:12,000 --> 01:18:13,500
‏‫- تو هم همین‌طور.‬
‏‫- دمت گرم رفیق، ممنون.‬

1165
01:18:14,125 --> 01:18:16,040
‏‫بچه‌ها، فعلاً تجهیزات رو جمع نکنید.‬

1166
01:18:16,041 --> 01:18:17,250
‏‫لعنتی.‬

1167
01:18:26,750 --> 01:18:29,457
‏‫- سلام قربان.‬
‏‫- گزارش بده.‬

1168
01:18:29,458 --> 01:18:31,665
‏‫دختره تحت کنترله.‬

1169
01:18:31,666 --> 01:18:33,708
‏‫آماده‌ایم فاز دوم عملیات رو شروع کنیم.‬

1170
01:18:35,208 --> 01:18:36,083
‏‫باشه.‬

1171
01:18:36,666 --> 01:18:39,124
‏‫ولی منتظرم بمون، صبح اونجام.‬

1172
01:18:39,125 --> 01:18:42,374
‏‫پیشنهاد می‌کنم عجله کنیم.‬
‏‫باید صبح دست به کار بشیم.‬

1173
01:18:42,375 --> 01:18:46,665
‏‫توجه‌ها از همه طرف روی این خبرنگار‬
‏‫و این عملیات زیاده.‬

1174
01:18:46,666 --> 01:18:51,458
‏‫می‌ترسم سیا قبل از اینکه بهش برسیم،‬
‏‫اونو از کشور خارج کنه.‬

1175
01:18:52,291 --> 01:18:54,125
‏‫جاسوس‌های عوضی.‬

1176
01:18:55,125 --> 01:18:56,582
‏‫حق با توئه.‬

1177
01:18:56,583 --> 01:18:58,000
‏‫چه پیشنهادی داری؟‬

1178
01:18:59,958 --> 01:19:02,374
‏‫فکر کنم باید یه سروصدایی‬
‏‫توی مرکز کی‌یف راه بندازیم.‬

1179
01:19:02,375 --> 01:19:05,415
‏‫تا حواس مردم و رسانه‌ها رو پرت کنیم.‬

1180
01:19:05,416 --> 01:19:08,208
‏‫باشه، یه فکری می‌کنم.‬

1181
01:19:10,041 --> 01:19:11,666
‏‫یه نفر رو اونجا دارم.‬

1182
01:19:16,333 --> 01:19:18,665
‏‫به پدرش قول دادم که‬
‏‫اونو بیرون میاریم.‬

1183
01:19:18,666 --> 01:19:20,625
‏‫مسئولیت ماست، کار ماست!‬

1184
01:19:22,583 --> 01:19:25,375
‏‫پدرمون به خاطر من کشته شد.‬
‏‫می‌دونم، تو هم می‌دونی.‬

1185
01:19:26,083 --> 01:19:27,999
‏‫اما امروز انگار یه فرصت داریم.‬

1186
01:19:28,000 --> 01:19:31,082
‏‫نه برای انتقامِ مرده‌ها،‬
‏‫بلکه برای نجاتِ زنده‌ها.‬

1187
01:19:31,083 --> 01:19:33,833
‏‫سووا، لعنتی، ما با اونا فرق داریم،‬
‏‫مگه نه؟‬

1188
01:19:34,833 --> 01:19:36,708
‏‫می‌فهمی که اونا برتری دارن؟‬

1189
01:19:37,541 --> 01:19:41,166
‏‫از نظر نیروی انسانی برتری دارن،‬
‏‫حداقل باید دوباره سازماندهی کنیم.‬

1190
01:19:43,875 --> 01:19:46,833
‏‫منم پدرم رو از دست دادم، یادت رفته؟‬

1191
01:19:48,000 --> 01:19:50,082
‏‫و به جای اینکه خودم رو سرزنش کنم...‬

1192
01:19:50,083 --> 01:19:53,333
‏‫فهمیدم اون به خاطر شناساییِ‬
‏‫ناکافی کشته شد.‬

1193
01:19:54,041 --> 01:19:55,999
‏‫- اون موقع خیلی عجله کردیم.‬
‏‫- اون به خاطر...‬

1194
01:19:56,000 --> 01:19:57,875
‏‫تو همیشه خیلی عجله می‌کنی، درست مثل الان.‬

1195
01:20:05,291 --> 01:20:06,666
‏‫این دیگه چیه.‬

1196
01:20:08,666 --> 01:20:09,625
‏‫الو.‬

1197
01:20:10,666 --> 01:20:11,958
‏‫افسر سووا پشت خطه؟‬

1198
01:20:14,750 --> 01:20:17,416
‏‫بله، سووا هستم. کیه؟‬

1199
01:20:18,208 --> 01:20:21,708
‏‫مامبای سیاه پشت خطه،‬
‏‫افسر زمی. اسمم رو شنیدی؟‬

1200
01:20:25,125 --> 01:20:26,833
‏‫- چی شده؟‬
‏‫- هیچی.‬

1201
01:20:27,541 --> 01:20:28,416
‏‫کارت خوب بود.‬

1202
01:20:29,916 --> 01:20:32,791
‏‫زن رو نجات دادی.‬
‏‫تازه اون مرده رو هم نجات دادی.‬

1203
01:20:33,583 --> 01:20:36,665
‏‫البته که راضی نیستم.‬
‏‫ولی شاید حتی یه مدال هم بگیری.‬

1204
01:20:36,666 --> 01:20:37,582
‏‫به چه دردت می‌خوره؟‬

1205
01:20:37,583 --> 01:20:40,332
‏‫یه داستان قشنگ برای اخبار.‬
‏‫ولی ببین، قضیه اینه.‬

1206
01:20:40,333 --> 01:20:41,791
‏‫ما هنوز اون دختره رو داریم.‬

1207
01:20:43,750 --> 01:20:45,375
‏‫و می‌تونم خلاصش کنم.‬

1208
01:20:46,000 --> 01:20:48,208
‏‫می‌تونی عکس‌ها رو توی گوشی ببینی.‬

1209
01:20:49,250 --> 01:20:51,957
‏‫یه سری دلال داشتن می‌بردنش‬
‏‫که بفروشنش به پدر و مادرش.‬

1210
01:20:51,958 --> 01:20:54,374
‏‫اما به محض اینکه فهمیدن‬
‏‫پولی در کار نیست.‬

1211
01:20:54,375 --> 01:20:56,040
‏‫ترسیدن که لو بده.‬

1212
01:20:56,041 --> 01:20:57,333
‏‫تصمیم گرفتن کارش رو تموم کنن.‬

1213
01:20:58,000 --> 01:20:59,165
‏‫اما موفق نشدن.‬

1214
01:20:59,166 --> 01:21:01,916
‏‫آدم‌های من جلوشون رو گرفتن.‬
‏‫و حالا اون پیش ماست.‬

1215
01:21:02,500 --> 01:21:05,957
‏‫و خیلی دلم می‌خواد قیافه تو‬
‏‫و داداش کوچولوت رو ببینم‬

1216
01:21:05,958 --> 01:21:07,624
‏‫وقتی زنده توی تلویزیون می‌کشمتش.‬

1217
01:21:07,625 --> 01:21:08,624
‏‫قبوله.‬

1218
01:21:08,625 --> 01:21:10,290
‏‫اون موقع دیگه داستان قشنگ نیست.‬

1219
01:21:10,291 --> 01:21:12,832
‏‫- ولی یه پیشنهاد دارم.‬
‏‫- بگو.‬

1220
01:21:12,833 --> 01:21:14,125
‏‫یه معامله.‬

1221
01:21:15,666 --> 01:21:17,582
‏‫دختره در ازای خبرنگاره.‬

1222
01:21:17,583 --> 01:21:19,457
‏‫قول می‌دم زنده بمونه.‬

1223
01:21:19,458 --> 01:21:22,041
‏‫خیلی خب. یک ساعت وقت داری فکر کنی.‬

1224
01:21:22,583 --> 01:21:23,583
‏‫دوباره بهت زنگ می‌زنم.‬

1225
01:21:28,166 --> 01:21:29,916
‏‫از خبرنگاره چی می‌خوان؟‬

1226
01:21:36,083 --> 01:21:40,291
‏‫کاروان سفیر آمریکا‬
‏‫در کی‌یف‬

1227
01:21:41,458 --> 01:21:42,708
‏‫دیدمش. داره پیاده می‌شه.‬

1228
01:21:54,666 --> 01:21:55,833
‏‫حرکت کرد.‬

1229
01:22:00,916 --> 01:22:01,916
‏‫این رو دیدی؟‬

1230
01:22:06,000 --> 01:22:07,833
‏‫آره، الان همه جا پر شده.‬

1231
01:22:08,916 --> 01:22:12,540
‏‫این وضعیت داره به تهدیدی جدی‬
‏‫برای امنیت ملی آمریکا تبدیل می‌شه.‬

1232
01:22:12,541 --> 01:22:14,291
‏‫و ما به کمک شما نیاز داریم.‬

1233
01:22:15,916 --> 01:22:18,208
‏‫پس نیاز به خروج اضطراری دارید.‬

1234
01:22:19,166 --> 01:22:21,915
‏‫بله. ما اینجا یه تیم داریم.‬

1235
01:22:21,916 --> 01:22:24,249
‏‫ولی به پشتیبانی عملیاتی نیاز داریم.‬

1236
01:22:24,250 --> 01:22:26,875
‏‫و حتماً اطلاعات محلی.‬

1237
01:22:30,875 --> 01:22:31,708
‏‫جور می‌کنم.‬

1238
01:22:33,041 --> 01:22:34,457
‏‫خیلی ممنونم.‬

1239
01:22:34,458 --> 01:22:36,125
‏‫خوشحالم که کمک می‌کنم، خانم سفیر.‬

1240
01:22:49,916 --> 01:22:53,833
‏‫سورودونتسک، اوکراین (تحت اشغال)‬

1241
01:23:05,791 --> 01:23:09,332
‏‫ژنرال داره میاد اینجا. سعی می‌کنم‬
‏‫جزئیات عملیات رو بفهمم.‬

1242
01:23:09,333 --> 01:23:13,790
‏‫می‌دونم دارن سعی می‌کنن یه خبرنگار‬
‏‫آمریکایی رو بدزدن و بیارن اینجا.‬

1243
01:23:13,791 --> 01:23:16,875
‏‫اگه خودش شخصاً میاد اینجا،‬
‏‫یعنی دارن یه کار بزرگ می‌کنن.‬

1244
01:23:17,875 --> 01:23:20,250
‏‫امروز با مرکز عملیات تماس می‌گیرم.‬

1245
01:23:20,916 --> 01:23:22,999
‏‫شب می‌بینمت. محض احتیاط.‬

1246
01:23:23,000 --> 01:23:24,666
‏‫آدرس رو بلدی.‬

1247
01:23:27,333 --> 01:23:31,250
‏‫مرکز عملیات مشترک‬
‏‫«ولیکایا زملا»، کی‌یف‬

1248
01:23:31,833 --> 01:23:35,165
‏‫ما یه سیگنال از اتاق عملیات‬
‏‫FSB در سورودونتسک گرفتیم.‬

1249
01:23:35,166 --> 01:23:39,249
‏‫دارن یه عملیات برای دزدیدن‬
‏‫یه خبرنگار آمریکایی آماده می‌کنن.‬

1250
01:23:39,250 --> 01:23:41,249
‏‫ولی سازمان سیا عجیب نگرانشه.‬

1251
01:23:41,250 --> 01:23:43,790
‏‫پس دارن درخواست می‌کنن‬
‏‫که امنیتش اولویت باشه.‬

1252
01:23:43,791 --> 01:23:46,375
‏‫خودم خبر دارم.‬
‏‫با سفیر جلسه داشتم.‬

1253
01:23:46,958 --> 01:23:49,124
‏‫- همکارامون از SBU اینجا هستن.‬
‏‫- می‌دونم.‬

1254
01:23:49,125 --> 01:23:51,290
‏‫خب. همه هستن؟ وقت بخیر.‬

1255
01:23:51,291 --> 01:23:53,208
‏‫وقت بخیر. لطفاً بفرمایید بشینید.‬

1256
01:23:55,750 --> 01:23:57,290
‏‫خب. ما باید بفهمیم‬

1257
01:23:57,291 --> 01:24:00,290
‏‫که آیا ورود‬
‏‫ژنرال روس به سورودونتسک‬

1258
01:24:00,291 --> 01:24:02,207
‏‫به اون خبرنگار آمریکایی ربط داره.‬

1259
01:24:02,208 --> 01:24:03,874
‏‫داریم روش کار می‌کنیم.‬

1260
01:24:03,875 --> 01:24:06,415
‏‫حتی اگه مأمورا‬
‏‫هدف رو بصری تأیید کنن.‬

1261
01:24:06,416 --> 01:24:09,833
‏‫وقت نمی‌کنیم‬
‏‫همه اطلاعات لازم رو جمع کنیم.‬

1262
01:24:10,541 --> 01:24:13,457
‏‫پس پیشنهاد می‌کنم فوراً دست به کار شیم.‬

1263
01:24:13,458 --> 01:24:18,040
‏‫اتاق عملیات FSB رو می‌زنیم.‬
‏‫خبرنگار رو ازشون جدا می‌کنیم.‬

1264
01:24:18,041 --> 01:24:22,165
‏‫سیا خوشحال می‌شه و ما هم‬
‏‫یه هدف بزرگ رو حذف می‌کنیم: ژنرال اوشاکوف.‬

1265
01:24:22,166 --> 01:24:24,332
‏‫ما همه اطلاعاتمون رو به شما دادیم.‬

1266
01:24:24,333 --> 01:24:27,958
‏‫و آماده‌ایم که‬
‏‫کار IAD رو بر عهده بگیریم.‬

1267
01:24:40,333 --> 01:24:42,000
‏‫توجه کنید، آقایون.‬

1268
01:24:43,958 --> 01:24:46,458
‏‫بچه‌های COS A رو بشناسید.‬

1269
01:24:47,000 --> 01:24:49,333
‏‫توی این عملیات با ما همکاری می‌کنن.‬

1270
01:24:49,958 --> 01:24:51,458
‏‫- سلام.‬
‏‫- وقت بخیر.‬

1271
01:24:52,375 --> 01:24:55,999
‏‫خلاصه اینکه، روس‌ها‬
‏‫پیشنهاد معاوضه دادن.‬

1272
01:24:56,000 --> 01:24:58,625
‏‫معاوضه اون دختر‬
‏‫با آدریِ عزیز ما.‬

1273
01:24:59,333 --> 01:25:01,750
‏‫اگه قبول نکنیم، دختره رو می‌کشن.‬

1274
01:25:17,625 --> 01:25:18,874
‏‫مهمان‌ها در محل.‬

1275
01:25:18,875 --> 01:25:22,082
‏‫صبر کنید. بگید چرا منو می‌خوان؟‬

1276
01:25:22,083 --> 01:25:23,915
‏‫کاش می‌دونستم.‬

1277
01:25:23,916 --> 01:25:26,124
‏‫آره. منم دوست دارم بدونم.‬

1278
01:25:26,125 --> 01:25:27,125
‏‫بچه‌ها.‬

1279
01:25:29,916 --> 01:25:30,790
‏‫وقت بخیر.‬

1280
01:25:30,791 --> 01:25:32,415
‏‫- سلام.‬
‏‫- سلام بچه‌ها.‬

1281
01:25:32,416 --> 01:25:36,041
‏‫آدری. اومدیم که از اینجا ببریمت.‬
‏‫وسایلت رو بردار، می‌ریم کی‌یف.‬

1282
01:25:37,291 --> 01:25:40,915
‏‫من جایی نمی‌آم.‬
‏‫باید بفهمم چه خبره.‬

1283
01:25:40,916 --> 01:25:44,082
‏‫- می‌دونی چرا می‌خوانت؟‬
‏‫- اصلاً نمی‌دونم.‬

1284
01:25:44,083 --> 01:25:45,790
‏‫احتمالاً می‌خوان منو معاوضه کنن‬

1285
01:25:45,791 --> 01:25:48,541
‏‫با یه خبرنگار روس‬
‏‫که به جرم جاسوسی زندانیه.‬

1286
01:25:49,375 --> 01:25:50,832
‏‫شاید بعداً معاوضه‌ت کنن.‬

1287
01:25:50,833 --> 01:25:52,791
‏‫ولی اول، شکنجه‌ت می‌کنن.‬

1288
01:25:54,000 --> 01:25:55,541
‏‫مگه من چی می‌تونم بهشون بگم؟‬

1289
01:26:00,583 --> 01:26:02,083
‏‫این مرد رو می‌شناسی؟‬

1290
01:26:04,500 --> 01:26:05,625
‏‫اونا هم می‌شناسنش.‬

1291
01:26:06,250 --> 01:26:07,958
‏‫و می‌دونن تو چه نسبتی باهاش داری.‬

1292
01:26:08,750 --> 01:26:10,333
‏‫پس باید با ما بیای.‬

1293
01:26:19,416 --> 01:26:23,125
‏‫اوورواچ، اینجا شدو-۶.‬
‏‫بسته در دست ماست.‬

1294
01:26:25,166 --> 01:26:28,624
‏‫نیروهای ویژه روسیه تهدید کردن‬
‏‫که اگه-- دختر اوکراینی رو می‌کشن‬

1295
01:26:28,625 --> 01:26:31,874
‏‫مرکز شهر کی‌یف، هتل اسکای‌لاین‬

1296
01:26:31,875 --> 01:26:33,874
‏‫سلام. گوش می‌دم.‬

1297
01:26:33,875 --> 01:26:35,916
‏‫مجوز رو داری. دست به کار شو.‬

1298
01:26:37,000 --> 01:26:40,832
‏‫نیاز نیست بگم اگه گند بزنی‬
‏‫چه اتفاقی می‌افته، نه؟‬

1299
01:26:40,833 --> 01:26:41,874
‏‫حلش می‌کنم.‬

1300
01:26:41,875 --> 01:26:45,165
‏‫آمریکا با معاوضه مخالفت کرد‬
‏‫و داره خبرنگار رو تخلیه می‌کنه.‬

1301
01:26:45,166 --> 01:26:47,915
‏‫واشنگتن هرگونه دخالتی رو تکذیب کرد.‬

1302
01:26:47,916 --> 01:26:52,333
‏‫سفیر آمریکا به‌زودی بیانیه رسمی‬
‏‫میده...‬

1303
01:26:56,333 --> 01:26:57,915
‏‫این عملیات روانی حسابی سروصدا کرده.‬

1304
01:26:57,916 --> 01:26:59,915
‏‫حالا آمریکا هم درگیر این مناقشه شد.‬

1305
01:26:59,916 --> 01:27:04,207
‏‫آره، شرایطی رو ایجاد کردن که‬
‏‫آمریکا مجبور بشه واکنش نشون بده.‬

1306
01:27:04,208 --> 01:27:06,125
‏‫تاکتیک‌های عجیبی برای روس‌هاست.‬

1307
01:27:06,708 --> 01:27:08,166
‏‫معمولاً خیلی رک و مستقیم عمل می‌کنن.‬

1308
01:27:08,833 --> 01:27:12,333
‏‫ولی این حرکتشون یه جورایی قربانیه.‬

1309
01:27:13,708 --> 01:27:17,875
‏‫۱۵ کیلومتری محل استقرار دائم‬
‏‫تیپ ۳ تهاجمی‬

1310
01:27:38,458 --> 01:27:41,040
‏‫قربان، میشه توقف کنیم؟ حالم خوب نیست.‬

1311
01:27:41,041 --> 01:27:43,999
‏‫آدری، نه. نمیشه. نمی‌تونیم توقف کنیم.‬

1312
01:27:44,000 --> 01:27:46,124
‏‫دو ثانیه. واقعاً حالم خوب نیست.‬

1313
01:27:46,125 --> 01:27:47,915
‏‫آدری، نه. ما توقف نمی‌کنیم.‬

1314
01:27:47,916 --> 01:27:52,124
‏‫خواهش می‌کنم قربان، فقط دو ثانیه.‬
‏‫التماس می‌کنم، واقعاً لازم دارم.‬

1315
01:27:52,125 --> 01:27:53,958
‏‫هی، بزن کنار. بذار هوا بخوره.‬

1316
01:27:59,541 --> 01:28:02,290
‏‫آدری، هی! آدری!‬

1317
01:28:02,291 --> 01:28:03,875
‏‫وایسا! اینجا میدون مینه.‬

1318
01:28:04,833 --> 01:28:05,832
‏‫چه خبر شده؟‬

1319
01:28:05,833 --> 01:28:07,749
‏‫ببین، می‌دونم کارت اینه.‬

1320
01:28:07,750 --> 01:28:09,874
‏‫که منو از اینجا ببری بیرون.‬

1321
01:28:09,875 --> 01:28:11,625
‏‫ولی ما آمریکایی هستیم.‬

1322
01:28:12,833 --> 01:28:15,249
‏‫و این فرصت ماست که به دنیا نشون بدیم‬
‏‫کی هستیم.‬

1323
01:28:15,250 --> 01:28:17,665
‏‫و اینکه ما برای چیزی که مهمه می‌جنگیم.‬

1324
01:28:17,666 --> 01:28:20,082
‏‫اون دختر، ما می‌تونیم نجاتش بدیم.‬

1325
01:28:20,083 --> 01:28:21,999
‏‫باید تصمیم بگیریم.‬

1326
01:28:22,000 --> 01:28:23,832
‏‫برگردیم و یه بچه رو نجات بدیم،‬

1327
01:28:23,833 --> 01:28:25,915
‏‫یا فرار کنیم و به فکر نجات خودمون باشیم؟‬

1328
01:28:25,916 --> 01:28:28,082
‏‫من همه جای دنیا کار کردم‬

1329
01:28:28,083 --> 01:28:33,332
‏‫و تا حالا سربازهایی به این شجاعت‬
‏‫و حرفه‌ای ندیده بودم.‬

1330
01:28:33,333 --> 01:28:34,708
‏‫و خودت هم اینو می‌دونی.‬

1331
01:28:35,625 --> 01:28:37,500
‏‫من می‌تونم نجاتش بدم.‬

1332
01:28:39,166 --> 01:28:40,416
‏‫بذار انجامش بدم.‬

1333
01:28:47,125 --> 01:28:51,000
‏‫آپارتمان مخفی مامور اطلاعات ارتش‬

1334
01:29:26,416 --> 01:29:30,583
‏‫چرا مرکز فقط یه موشک‬
‏‫نمی‌زنه بهشون؟‬

1335
01:29:36,583 --> 01:29:39,582
‏‫اونجا یه مدرسه هست‬

1336
01:29:39,583 --> 01:29:40,791
‏‫و یه مهدکودک.‬

1337
01:29:42,375 --> 01:29:45,040
‏‫پس کار می‌افته گردن مامورهای میدانی.‬

1338
01:29:45,041 --> 01:29:47,332
‏‫در حالت ایده‌آل، باید زودتر‬
‏‫کار گذاشته بودیمش.‬

1339
01:29:47,333 --> 01:29:50,665
‏‫ولی چون فوریه...‬

1340
01:29:50,666 --> 01:29:54,416
‏‫باید سریع و خیلی با احتیاط عمل کنیم.‬

1341
01:30:02,875 --> 01:30:04,958
‏‫می‌خوام ازت یه خواهش بکنم.‬

1342
01:30:11,541 --> 01:30:14,249
‏‫اگه برام اتفاقی افتاد،‬
‏‫این رو برسون به مرکز.‬

1343
01:30:14,250 --> 01:30:16,791
‏‫هیچ اتفاقی نمی‌افته.‬

1344
01:30:17,833 --> 01:30:20,750
‏‫اگه برام اتفاقی افتاد،‬

1345
01:30:21,625 --> 01:30:22,791
‏‫این رو برسون به مرکز.‬

1346
01:30:25,083 --> 01:30:25,916
‏‫نه.‬

1347
01:30:26,833 --> 01:30:29,083
‏‫من هیچ چیزی رو به هیچ‌کس نمی‌رسونم.‬

1348
01:30:29,666 --> 01:30:31,833
‏‫حالت خوب میشه.‬

1349
01:30:34,416 --> 01:30:35,791
‏‫ما برای این کار آموزش دیدیم.‬

1350
01:30:37,833 --> 01:30:39,458
‏‫خب، چی تصمیم گرفتی؟‬

1351
01:30:40,583 --> 01:30:42,583
‏‫بیایید تبادل کنیم. ما آماده‌ایم.‬

1352
01:30:43,791 --> 01:30:45,082
‏‫پس عالیه.‬

1353
01:30:45,083 --> 01:30:46,958
‏‫چه بلایی سر اون خبرنگار میاد؟‬

1354
01:30:47,750 --> 01:30:48,666
‏‫خودت چی فکر می‌کنی؟‬

1355
01:30:49,250 --> 01:30:51,957
‏‫میره مسکو؛‬
‏‫یکی هست که بی‌صبرانه منتظر دیدنشه.‬

1356
01:30:51,958 --> 01:30:54,208
‏‫ما تضمین می‌خوایم‬
‏‫که نمی‌کشیدش.‬

1357
01:30:55,041 --> 01:30:55,874
‏‫به شرافت افسری‌ام.‬

1358
01:30:55,875 --> 01:30:58,290
‏‫گور بابای خودت و شرافتت.‬
‏‫هیچ‌کس اینو باور نداره.‬

1359
01:30:58,291 --> 01:31:00,915
‏‫ببین، اگه می‌خواستیم بکشیمش...‬

1360
01:31:00,916 --> 01:31:02,791
‏‫تا حالا با توپخونه کارش رو تموم کرده بودیم.‬

1361
01:31:03,875 --> 01:31:05,540
‏‫تبادل کجا انجام میشه؟‬

1362
01:31:05,541 --> 01:31:07,083
‏‫مختصات رو برات می‌فرستم.‬

1363
01:31:07,791 --> 01:31:09,500
‏‫بیشتر از ۸ سرباز نباشه. گرفتی؟‬

1364
01:31:11,208 --> 01:31:12,208
‏‫شنیدم.‬

1365
01:31:21,333 --> 01:31:22,250
‏‫ما یه نقشه داریم.‬

1366
01:31:26,458 --> 01:31:28,374
‏‫این اولین ماموریت‬
‏‫دارینا و دیترویته.‬

1367
01:31:28,375 --> 01:31:31,000
‏‫ولی مطمئنم آماده‌ان‬
‏‫و از پسش برمیان.‬

1368
01:31:31,833 --> 01:31:32,666
‏‫ممنونم.‬

1369
01:31:35,750 --> 01:31:37,125
‏‫لطفاً توجه کنید.‬

1370
01:31:37,833 --> 01:31:41,375
‏‫ما تازه اطلاعات اولیه‌ای گرفتیم‬

1371
01:31:41,958 --> 01:31:45,291
‏‫در مورد احتمال یه حمله تروریستی‬
‏‫در مرکز کی‌یف.‬

1372
01:31:46,208 --> 01:31:48,541
‏‫این بیشتر شبیه روش‌های همیشگیشونه.‬

1373
01:31:51,541 --> 01:31:54,166
‏‫این چیزیه که من بهش میگم‬
‏‫زیباییِ پنهانِ جنگ.‬

1374
01:32:07,000 --> 01:32:08,582
‏‫ببین برادر، متاسفم‬

1375
01:32:08,583 --> 01:32:12,125
‏‫اگه گاهی باهات تند میشم، ولی...‬

1376
01:32:15,125 --> 01:32:16,416
‏‫خیلی برام عزیزی.‬

1377
01:32:21,375 --> 01:32:22,208
‏‫ممنون.‬

1378
01:32:24,166 --> 01:32:25,375
‏‫تو هم همین‌طور، برادر.‬

1379
01:32:32,000 --> 01:32:34,666
‏‫خلاصه اینکه، فردا خودم همه‌چیز رو انجام میدم.‬

1380
01:32:39,416 --> 01:32:40,916
‏‫دوباره خودت برام تصمیم گرفتی؟‬

1381
01:32:43,916 --> 01:32:45,500
‏‫چرا نمی‌فهمی، هان؟‬

1382
01:32:47,208 --> 01:32:50,082
‏‫نه، نه، گوش کن. به من گوش کن.‬
‏‫من کسی بودم که قول دادم.‬

1383
01:32:50,083 --> 01:32:52,582
‏‫آنا رو نجات دادم، یوری رو نجات دادم.‬
‏‫باید این کار رو بکنم.‬

1384
01:32:52,583 --> 01:32:54,541
‏‫من شروعش کردم و خودم هم تمومش می‌کنم.‬

1385
01:32:56,375 --> 01:32:58,749
‏‫تو قرار نیست توی عملیات‬
‏‫فردا شرکت کنی.‬

1386
01:32:58,750 --> 01:33:00,166
‏‫این دیگه جای بحث نداره.‬

1387
01:33:00,791 --> 01:33:01,708
‏‫چرا، شرکت می‌کنم!‬

1388
01:33:02,708 --> 01:33:05,416
‏‫انقدر با من مثل یه بچه احمق رفتار نکن.‬

1389
01:33:08,000 --> 01:33:10,666
‏‫اصلاً میشه یه بار منو برابر خودت ببینی؟‬

1390
01:33:11,333 --> 01:33:13,665
‏‫همش داری گیر میدی و نگران منی.‬

1391
01:33:13,666 --> 01:33:16,666
‏‫ولی نمیدونم چرا،‬
‏‫مدال‌ها رو من می‌گیرم، نه تو.‬

1392
01:33:17,541 --> 01:33:19,083
‏‫آره، تا حالا فکر کردی چرا؟‬

1393
01:33:19,833 --> 01:33:21,707
‏‫چون مثل اسب چشم‌بسته زندگی می‌کنی.‬

1394
01:33:21,708 --> 01:33:24,958
‏‫این نمیشه، اون خلاف مقرراته،‬
‏‫اون باعث تنبیه ما میشه.‬

1395
01:33:26,041 --> 01:33:27,291
‏‫فقط بزن به بیخیالی!‬

1396
01:33:28,083 --> 01:33:30,625
‏‫داری به سیستمی خدمت می‌کنی‬
‏‫که داره تو رو می‌بلعه.‬

1397
01:33:31,541 --> 01:33:33,374
‏‫تنها چیزی که نگرانشم امنیت توئه.‬

1398
01:33:33,375 --> 01:33:36,207
‏‫پدر نیست و من تنها کسی‌ام‬
‏‫که داری!‬

1399
01:33:36,208 --> 01:33:39,207
‏‫ممنون، ممنون برادر.‬
‏‫ولی این دیگه کنترل‌گری بیش از حده.‬

1400
01:33:39,208 --> 01:33:42,582
‏‫این همه کنترل و نظارت‬
‏‫فقط به من آسیب میزنه.‬

1401
01:33:42,583 --> 01:33:44,457
‏‫خودم حلش می‌کنم. فهمیدی؟‬

1402
01:33:44,458 --> 01:33:47,208
‏‫درست مثل اون موقع توی جنگل‬
‏‫با اون گراز. خودم حلش می‌کنم!‬

1403
01:33:48,500 --> 01:33:50,000
‏‫اون شلیک کار تو نبود.‬

1404
01:33:54,000 --> 01:33:55,332
‏‫چی گفتی؟‬

1405
01:33:55,333 --> 01:33:57,374
‏‫بابا اون شلیک رو کرد.‬

1406
01:33:57,375 --> 01:33:59,958
‏‫تو چشماتو بستی‬
‏‫و یه جای پرت شلیک کردی.‬

1407
01:34:01,125 --> 01:34:03,082
‏‫بابا ازم خواست بهت نگم‬

1408
01:34:03,083 --> 01:34:05,874
‏‫که اعتماد به نفست آسیب نبینه.‬
‏‫منم سکوت کردم.‬

1409
01:34:05,875 --> 01:34:07,625
‏‫خیلی وقته که لعنتی سکوت کردم.‬

1410
01:34:08,625 --> 01:34:10,832
‏‫ولی دیر یا زود باید‬
‏‫می‌فهمیدی قضیه چیه.‬

1411
01:34:10,833 --> 01:34:12,583
‏‫و به نظرم الان بهترین وقته.‬

1412
01:34:19,916 --> 01:34:23,124
‏‫نگرانت هستم چون دوستت دارم.‬

1413
01:34:23,125 --> 01:34:24,582
‏‫و می‌ترسم که فردا...‬

1414
01:34:24,583 --> 01:34:27,540
‏‫حالتِ بی‌پروات رو فعال کنی‬
‏‫و من از دستت بدم.‬

1415
01:34:27,541 --> 01:34:28,458
‏‫فهمیدی؟‬

1416
01:34:32,500 --> 01:34:33,333
‏‫فهمیدم.‬

1417
01:34:36,666 --> 01:34:37,500
‏‫لعنتی!‬

1418
01:34:39,875 --> 01:34:40,708
‏‫لعنت بهش!‬

1419
01:34:42,083 --> 01:34:46,500
‏‫لعنت! لعنت! لعنت!‬

1420
01:34:54,041 --> 01:34:55,125
‏‫لعنت!‬

1421
01:35:27,666 --> 01:35:28,999
‏‫خلاصه‌ی وضعیت:‬

1422
01:35:29,000 --> 01:35:31,540
‏‫فرمانده‌شون مختصات رو برامون فرستاد.‬

1423
01:35:31,541 --> 01:35:32,625
‏‫اینم مختصات.‬

1424
01:35:33,291 --> 01:35:35,332
‏‫اونا اینجا از نظر جغرافیایی‬
‏‫برتری دارن.‬

1425
01:35:35,333 --> 01:35:37,125
‏‫و قطعاً آماده‌ان.‬

1426
01:35:37,666 --> 01:35:40,124
‏‫بچه‌های سی‌اس‌او‬
‏‫اوضاع رو کنترل می‌کنن.‬

1427
01:35:40,125 --> 01:35:42,415
‏‫جوخه‌ی دهم شاپووالوف‬
‏‫جنگل رو پاکسازی می‌کنن.‬

1428
01:35:42,416 --> 01:35:46,040
‏‫فقط نفربر زرهی ما‬
‏‫می‌تونه پشتیبانی کنه.‬

1429
01:35:46,041 --> 01:35:47,874
‏‫حالا، هدف عملیات.‬

1430
01:35:47,875 --> 01:35:51,791
‏‫هدف ساده‌ست: دختره رو بگیرین.‬
‏‫نذارین خبرنگار دستشون بیفته.‬

1431
01:36:02,291 --> 01:36:07,833
‏‫اگه اوضاع داغ شد،‬
‏‫رمز «آئودی، آئودی، آئودی»ئه. بعدی.‬

1432
01:36:08,708 --> 01:36:12,499
‏‫دو تیمِ آلفا و براوو‬
‏‫به سمت محل تبادل حرکت می‌کنن.‬

1433
01:36:12,500 --> 01:36:15,290
‏‫شاید تیم‌های تک‌تیراندازمون کافی نباشن.‬

1434
01:36:15,291 --> 01:36:18,207
‏‫چرا از سیستم سید استفاده نمی‌کنیم؟‬

1435
01:36:18,208 --> 01:36:21,207
‏‫این تنها راهیه که‬
‏‫همه‌شون رو یکجا از پا دربیاریم.‬

1436
01:36:21,208 --> 01:36:24,124
‏‫نمی‌تونیم از سیستم سید استفاده کنیم.‬

1437
01:36:24,125 --> 01:36:26,500
‏‫نپرس چرا، فقط نمی‌تونیم.‬

1438
01:36:27,666 --> 01:36:29,166
‏‫به نظر من می‌تونیم.‬

1439
01:36:31,708 --> 01:36:33,333
‏‫الان دوازده تا پهپاد داریم.‬

1440
01:36:35,083 --> 01:36:36,582
‏‫خب، این خوبه.‬

1441
01:36:36,583 --> 01:36:40,790
‏‫حتی می‌تونم بگم عالیه.‬
‏‫خیلی خب، پس نقشه اینه.‬

1442
01:36:40,791 --> 01:36:44,708
‏‫مذاکرات و خودِ تبادل‬
‏‫توسط من و سید انجام می‌شه.‬

1443
01:36:45,875 --> 01:36:47,415
‏‫آدری، آدری کجاست؟‬

1444
01:36:47,416 --> 01:36:51,333
‏‫آدری، تو دقیقاً همون کاری رو می‌کنی‬
‏‫که ما می‌گیم. نه بیشتر. فهمیدی؟‬

1445
01:36:52,083 --> 01:36:54,832
‏‫سید بهت درباره سیستم استریژ می‌گه،‬
‏‫که چطور کار می‌کنه‬

1446
01:36:54,833 --> 01:36:56,665
‏‫و چطور قراره ازش استفاده کنیم.‬

1447
01:36:56,666 --> 01:36:59,624
‏‫آدری به خطِ نجات نزدیک می‌شه‬
‏‫و من استریژها رو پرتاب می‌کنم.‬

1448
01:36:59,625 --> 01:37:01,540
‏‫زمان تا برخورد: ۳۰ تا ۴۰ ثانیه.‬

1449
01:37:01,541 --> 01:37:05,124
‏‫هر کسی که کنار خبرنگار و‬
‏‫دختره باشه، بلافاصله حذف می‌شه.‬

1450
01:37:05,125 --> 01:37:07,040
‏‫بعدش روی اهداف مشخص‌شده پوشش داریم.‬

1451
01:37:07,041 --> 01:37:09,124
‏‫جنگ الکترونیک چی؟ از اون استفاده می‌کنن.‬

1452
01:37:09,125 --> 01:37:11,957
‏‫قطعاً ازش استفاده می‌کنن. حالا بریم سراغ بخش جذابش.‬

1453
01:37:11,958 --> 01:37:14,249
‏‫پهپادهای من تا لحظه حمله نامرئی‌ان.‬

1454
01:37:14,250 --> 01:37:15,665
‏‫با ماهواره کار می‌کنن‬

1455
01:37:15,666 --> 01:37:18,749
‏‫و هدف‌هاشون رو از خارج از محدوده‬
‏‫مؤثرِ جنگ الکترونیک قفل می‌کنن.‬

1456
01:37:18,750 --> 01:37:20,374
‏‫پس منتظر سیگنال می‌مونم.‬

1457
01:37:20,375 --> 01:37:23,249
‏‫پرتابشون می‌کنم. ۳۰ تا ۴۰ ثانیه.‬
‏‫نزدیک می‌شن و...‬

1458
01:37:23,250 --> 01:37:24,791
‏‫بوم! بوم! بوم!‬

1459
01:37:26,500 --> 01:37:28,666
‏‫می‌دونم حمله قراره کجا اتفاق بیفته.‬

1460
01:37:29,750 --> 01:37:32,415
‏‫درست وسط کنفرانس خبری سفیر.‬

1461
01:37:32,416 --> 01:37:34,665
‏‫اونجا پر از خبرنگار و دوربینه.‬

1462
01:37:34,666 --> 01:37:37,332
‏‫و این تصویر چیزیه که اخبار پخش می‌کنه.‬

1463
01:37:37,333 --> 01:37:39,582
‏‫ولی سفیر نمی‌تونه هدف اصلی باشه.‬

1464
01:37:39,583 --> 01:37:41,624
‏‫سفیر هدف نیست.‬

1465
01:37:41,625 --> 01:37:43,874
‏‫اونا فقط به یه انفجار توی جمعیت نیاز دارن.‬

1466
01:37:43,875 --> 01:37:45,707
‏‫و بعدش یه سری مزخرفات رو‬

1467
01:37:45,708 --> 01:37:47,832
‏‫درباره ملی‌گراها توی کانال‌های تلگرامی پخش می‌کنن.‬

1468
01:37:47,833 --> 01:37:49,957
‏‫و تا وقتی همه سرگرم فهمیدن ماجرا باشن...‬

1469
01:37:49,958 --> 01:37:51,999
‏‫توجه‌ها رو از روی اون خبرنگار برمی‌دارن.‬

1470
01:37:52,000 --> 01:37:54,875
‏‫همونی که به هر قیمتی شده می‌خوانش.‬

1471
01:37:56,041 --> 01:37:57,874
‏‫ثبت گروه رزمی در ایست بازرسی.‬

1472
01:37:57,875 --> 01:37:59,624
‏‫مرکز ۱۰، به نام ام. شاپووال، اطلاعات نظامی‬

1473
01:37:59,625 --> 01:38:01,624
‏‫- سلاح‌ها؟‬
‏‫- آماده.‬

1474
01:38:01,625 --> 01:38:03,624
‏‫- دوربین‌های حرارتی؟‬
‏‫- آماده.‬

1475
01:38:03,625 --> 01:38:05,125
‏‫متصل کنید.‬

1476
01:38:09,583 --> 01:38:12,249
‏‫- جیره غذایی؟‬
‏‫- آماده.‬

1477
01:38:12,250 --> 01:38:14,125
‏‫- لاپا؟‬
‏‫- در حال بسته‌بندی.‬

1478
01:38:17,458 --> 01:38:19,833
‏‫ساعت‌ها رو تنظیم کنید. صفر کنید.‬

1479
01:38:49,958 --> 01:38:53,040
‏‫سووا، سووا، اینجا اسپارتان ۱.‬

1480
01:38:53,041 --> 01:38:55,583
‏‫ما در موقعیتیم. صدام رو دارید؟‬

1481
01:38:56,791 --> 01:38:57,999
‏‫۸ کیلومتر تا نقطه تبادل‬

1482
01:38:58,000 --> 01:39:01,332
‏‫آقایان، به هواپیمای ما خوش آمدید.‬

1483
01:39:01,333 --> 01:39:03,582
‏‫قراره کمی تکان‌های شدید رو تجربه کنیم.‬

1484
01:39:03,583 --> 01:39:07,790
‏‫یادآوری می‌کنم قبل از پیاده شدن،‬
‏‫کمربندها رو باز کنید‬

1485
01:39:07,791 --> 01:39:09,791
‏‫چون یه ماجراجویی بزرگ در پیش داریم.‬

1486
01:39:10,833 --> 01:39:13,165
‏‫سووا، دستمزد ما چی شد؟‬

1487
01:39:13,166 --> 01:39:17,458
‏‫دستمزد بعد از عملیات، دوستان.‬

1488
01:39:21,375 --> 01:39:22,290
‏‫سلام.‬

1489
01:39:22,291 --> 01:39:24,290
‏‫به نظر میاد دارید اشتباه می‌رید.‬

1490
01:39:24,291 --> 01:39:27,665
‏‫یعنی چی اشتباه می‌ریم؟‬
‏‫ما داریم می‌ریم سرِ قراری که گذاشتیم.‬

1491
01:39:27,666 --> 01:39:29,040
‏‫چیه؟ فکر کردید...‬

1492
01:39:29,041 --> 01:39:30,916
‏‫بهتون فرصت دادم که کمین کنید؟‬

1493
01:39:31,500 --> 01:39:32,999
‏‫تبادل جای دیگه‌ای انجام می‌شه.‬

1494
01:39:33,000 --> 01:39:35,458
‏‫همه توقف کنید! ایستِ تاکتیکی!‬

1495
01:39:41,208 --> 01:39:42,540
‏‫مختصات رو برام بفرست.‬

1496
01:39:42,541 --> 01:39:44,625
‏‫برادرت مختصات رو داره.‬

1497
01:39:45,500 --> 01:39:47,332
‏‫گوش کن زمی، اینطوری نمی‌شه.‬

1498
01:39:47,333 --> 01:39:49,332
‏‫ما به جایی که تحت کنترل توئه نمیایم.‬

1499
01:39:49,333 --> 01:39:52,166
‏‫اینجا منطقه خاکستریه. می‌دونی‬
‏‫تا حالا چند بار اینجا تبادل انجام شده.‬

1500
01:39:53,041 --> 01:39:54,750
‏‫یه ساعت وقت داری خودت رو برسونی.‬

1501
01:39:55,875 --> 01:39:57,458
‏‫تا یک ساعت دیگه. بچه رو می‌کشم.‬

1502
01:39:59,041 --> 01:40:01,207
‏‫من کارم حرفه‌ایه و کار رو تموم می‌کنم.‬

1503
01:40:01,208 --> 01:40:03,707
‏‫- عملیات لغو شد.‬
‏‫- یعنی چی؟!‬

1504
01:40:03,708 --> 01:40:05,666
‏‫مبادله لعنتی لغو شده.‬

1505
01:40:06,791 --> 01:40:08,333
‏‫داداش، داری چه کار می‌کنی؟‬

1506
01:40:08,958 --> 01:40:10,708
‏‫می‌خوان مبادله رو توی مزرعه انجام بدن.‬

1507
01:40:13,916 --> 01:40:14,791
‏‫خب که چی؟‬

1508
01:40:16,125 --> 01:40:17,332
‏‫ما هم انجامش می‌دیم، می‌شنوی؟‬

1509
01:40:17,333 --> 01:40:19,875
‏‫توی مزرعه، توی دشت، هر جا که باشه.‬

1510
01:40:22,833 --> 01:40:25,915
‏‫دقیقاً برای همینه که نمی‌خوام‬
‏‫مبادله رو اونجا انجام بدیم.‬

1511
01:40:25,916 --> 01:40:28,250
‏‫چون خیلی خطرناکه، خودت هم می‌دونی.‬

1512
01:40:29,125 --> 01:40:30,291
‏‫حس خوبی ندارم.‬

1513
01:40:33,083 --> 01:40:34,457
‏‫واشینگتن دی.سی. - آمریکا‬

1514
01:40:34,458 --> 01:40:36,874
‏‫چه غلطی دارن می‌کنن؟‬
‏‫چرا زودتر از اونجا خارجش نکردن!‬

1515
01:40:36,875 --> 01:40:38,749
‏‫ما با هم درس خوندیم و می‌شناسمش.‬

1516
01:40:38,750 --> 01:40:41,457
‏‫اون خیلی کله‌شقه و‬
‏‫اگه چیزی رو بخواد...‬

1517
01:40:41,458 --> 01:40:42,499
‏‫دیگه نمی‌تونی جلوش رو بگیری.‬

1518
01:40:42,500 --> 01:40:46,666
‏‫اگه این مبادله گند بخوره بهش،‬
‏‫که ظاهراً هم همین‌طوره.‬

1519
01:40:48,083 --> 01:40:50,624
‏‫آدری می‌افته دست روس‌ها.‬

1520
01:40:50,625 --> 01:40:53,582
‏‫و پس گرفتنش تقریباً غیرممکنه.‬

1521
01:40:53,583 --> 01:40:54,499
‏‫موافقم.‬

1522
01:40:54,500 --> 01:40:58,790
‏‫تازه همه‌ش نیست، چون اف‌اس‌بی‬
‏‫یه ژنرال بلندپایه رو درگیر کرده‬

1523
01:40:58,791 --> 01:41:01,832
‏‫که شخصاً بر این عملیات نظارت کنه.‬

1524
01:41:01,833 --> 01:41:02,999
‏‫اوضاع جدی‌تر شده.‬

1525
01:41:03,000 --> 01:41:04,457
‏‫اونا دارن شطرنج بازی می‌کنن.‬

1526
01:41:04,458 --> 01:41:06,915
‏‫وزیرشون رو حرکت می‌دن. ما داریم چه کار می‌کنیم؟‬

1527
01:41:06,916 --> 01:41:11,624
‏‫تو یه ریسک امنیتی می‌بینی،‬
‏‫من یه فرصت سیاسی می‌بینم.‬

1528
01:41:11,625 --> 01:41:14,082
‏‫تصور کن، یه خبرنگار آمریکایی‬

1529
01:41:14,083 --> 01:41:18,082
‏‫به نجات یه دختر اوکراینی کمک کنه‬
‏‫که توسط روسیه ربوده شده.‬

1530
01:41:18,083 --> 01:41:21,332
‏‫این چیزیه که تیترِ تمام‬
‏‫رسانه‌های دنیا می‌شه.‬

1531
01:41:21,333 --> 01:41:24,790
‏‫این شراکت بین اوکراین و آمریکا رو‬
‏‫محکم‌تر می‌کنه.‬

1532
01:41:24,791 --> 01:41:26,790
‏‫و نشون می‌ده که کشور ما‬

1533
01:41:26,791 --> 01:41:29,790
‏‫دوشادوش اوکراین می‌جنگه.‬

1534
01:41:29,791 --> 01:41:32,374
‏‫و وقتی این فرصت سیاسی تو‬

1535
01:41:32,375 --> 01:41:35,124
‏‫به یه زیرزمین توی مسکو ختم بشه، چی؟‬

1536
01:41:35,125 --> 01:41:37,374
‏‫وقتی توی تلویزیون دولتی روسیه‬
‏‫اون رو به نمایش بذارن‬

1537
01:41:37,375 --> 01:41:41,540
‏‫به عنوان مدرکِ عملیات‌های سیاه و ناشیانه آمریکا در روسیه؟‬

1538
01:41:41,541 --> 01:41:43,915
‏‫فکر می‌کنی اون موقع برامون دست می‌زنن؟‬

1539
01:41:43,916 --> 01:41:46,291
‏‫ببین، من شرایط رو درک می‌کنم.‬

1540
01:41:46,833 --> 01:41:50,832
‏‫ولی باید به نیروهای حرفه‌ای‌مون‬
‏‫در میدان اعتماد کنی.‬

1541
01:41:50,833 --> 01:41:53,665
‏‫گردان سوم به همراه‬
‏‫شرکای اطلاعاتی‌شون‬

1542
01:41:53,666 --> 01:41:58,124
‏‫همه چیز رو برنامه‌ریزی کردن‬
‏‫و کاملاً حواسشون به اوضاع هست.‬

1543
01:41:58,125 --> 01:41:59,999
‏‫اما به این فکر کن که آدری‬

1544
01:42:00,000 --> 01:42:02,165
‏‫دیگه فقط یه خبرنگار‬
‏‫با یه دوربین نیست.‬

1545
01:42:02,166 --> 01:42:03,457
‏‫اون حالا یه نماده.‬

1546
01:42:03,458 --> 01:42:05,916
‏‫داری درباره تصورات حرف می‌زنی.‬

1547
01:42:07,625 --> 01:42:10,916
‏‫ولی تصورات بدون کنترل‬

1548
01:42:12,500 --> 01:42:15,249
‏‫مثل اینه که اسلحه پر رو‬
‏‫بگیری سمت سر خودت.‬

1549
01:42:15,250 --> 01:42:16,249
‏‫دقیقاً.‬

1550
01:42:16,250 --> 01:42:21,041
‏‫هیچ کاری نکردن یعنی بذاریم روسیه‬
‏‫به جای ما روایت رو شکل بده.‬

1551
01:42:24,916 --> 01:42:28,333
‏‫آپارتمان مخفی اف‌اس‌بی. سورودونتسک‬

1552
01:42:33,208 --> 01:42:34,707
‏‫پست ۳. وارد شو.‬

1553
01:42:34,708 --> 01:42:36,333
‏‫چرا چراغ‌هات این‌طوریه؟‬

1554
01:42:51,333 --> 01:42:54,125
‏‫خب. پس اینم از این. درسته؟‬
‏‫دختره رو نجات نمی‌دیم. درسته؟‬

1555
01:43:02,000 --> 01:43:04,583
‏‫خب. ما نقشه ب رو داریم. می‌ریم سراغ نقشه ب!‬

1556
01:43:05,375 --> 01:43:07,249
‏‫همه تیم‌ها. سووا صحبت می‌کنه.‬

1557
01:43:07,250 --> 01:43:10,833
‏‫بچه‌ها. ده. ماموریت رو متوقف کنید.‬

1558
01:43:12,041 --> 01:43:14,083
‏‫سووا. کجای کار رو اشتباه کردیم؟‬

1559
01:43:15,166 --> 01:43:16,374
‏‫می‌ریم سراغ نقشه ب.‬

1560
01:43:16,375 --> 01:43:18,208
‏‫دشمن مختصات رو عوض کرده.‬

1561
01:43:23,166 --> 01:43:24,625
‏‫کی فکرش رو می‌کرد؟‬

1562
01:43:28,541 --> 01:43:30,957
‏‫آدری. یه هندزفری بگیر.‬

1563
01:43:30,958 --> 01:43:34,875
‏‫- برای چیه؟‬
‏‫- برای اینکه هر چی می‌گم رو بشنوی.‬

1564
01:43:35,583 --> 01:43:37,915
‏‫آدری. دوباره می‌گم:‬
‏‫به محض اینکه صدای پهپادها رو شنیدی.‬

1565
01:43:37,916 --> 01:43:40,707
‏‫بزن زمین و همون‌جا بمون.‬

1566
01:43:40,708 --> 01:43:42,166
‏‫- گرفتی؟‬
‏‫- گرفتم!‬

1567
01:43:42,916 --> 01:43:44,666
‏‫همه چی درست می‌شه. داری عالی پیش می‌ری.‬

1568
01:43:49,208 --> 01:43:50,790
‏‫می‌ریم سراغ نقشه ب.‬

1569
01:43:50,791 --> 01:43:54,041
‏‫فقط من و خبرنگار‬
‏‫میایم بیرون. تیم زمینی نداریم.‬

1570
01:44:01,625 --> 01:44:03,166
‏‫ممنون که کمک می‌کنی.‬

1571
01:44:05,791 --> 01:44:09,750
‏‫۱ کیلومتری «مزرعه». نقطه تبادل‬

1572
01:44:15,500 --> 01:44:18,500
‏‫تبادل داره انجام می‌شه.‬
‏‫قبول کردن.‬

1573
01:44:19,250 --> 01:44:22,250
‏‫می‌تونی پخش زنده اورلان رو‬
‏‫روی صفحه ببینی.‬

1574
01:44:44,458 --> 01:44:45,875
‏‫صبر کن. داشا.‬

1575
01:44:46,750 --> 01:44:48,416
‏‫چند وقته اینجا کار می‌کنی؟‬

1576
01:44:50,541 --> 01:44:51,583
‏‫چهار ماه.‬

1577
01:44:52,250 --> 01:44:54,375
‏‫این اتیوپیاییه؟‬

1578
01:44:55,333 --> 01:44:57,124
‏‫آره. فکر کنم هست.‬

1579
01:44:57,125 --> 01:44:59,666
‏‫من بعد از چاد، فقط کنیایی می‌خورم.‬

1580
01:45:01,333 --> 01:45:03,041
‏‫ببخشید. عوضش می‌کنم.‬

1581
01:45:04,625 --> 01:45:06,541
‏‫این‌قدر عصبی نباش.‬

1582
01:45:07,166 --> 01:45:08,708
‏‫کی معرفیت کرد؟‬

1583
01:45:10,458 --> 01:45:11,833
‏‫خاله خودم.‬

1584
01:45:14,791 --> 01:45:16,083
‏‫گوشیت رو می‌دی؟‬

1585
01:45:17,541 --> 01:45:18,583
‏‫قفلش رو باز کن.‬

1586
01:45:29,166 --> 01:45:30,250
‏‫همه چی خوبه.‬

1587
01:45:32,333 --> 01:45:35,500
‏‫ببخشید، ولی خودت می‌دونی... این روزا.‬

1588
01:45:40,416 --> 01:45:42,457
‏‫سید. وضعیت استریژها چطوره؟‬

1589
01:45:42,458 --> 01:45:45,832
‏‫در حالت رزمی. تصویر دارم.‬
‏‫همه بیکن‌هاتون رو فعال کنید.‬

1590
01:45:45,833 --> 01:45:47,083
‏‫نقشه رو یادت نره.‬

1591
01:45:49,250 --> 01:45:51,250
‏‫- باشه.‬
‏‫- برو.‬

1592
01:46:01,750 --> 01:46:03,333
‏‫همه آماده باشید.‬

1593
01:46:51,875 --> 01:46:53,083
‏‫حالا. سید!‬

1594
01:47:00,625 --> 01:47:03,083
‏‫دختر، برو پایین! برو پایین!‬

1595
01:47:05,416 --> 01:47:06,958
‏‫به خبرنگار شلیک نکنید!‬

1596
01:47:10,083 --> 01:47:12,958
‏‫گفتم برو توی ماشین.‬
‏‫بجنب، سوار شو.‬

1597
01:47:24,125 --> 01:47:25,458
‏‫برو، برو، برو!‬

1598
01:47:34,416 --> 01:47:35,999
‏‫سووا. پوشش بده!‬

1599
01:47:36,000 --> 01:47:38,249
‏‫همین الانش هم دارم پوشش می‌دم.‬

1600
01:47:38,250 --> 01:47:39,874
‏‫پوشش بده!‬

1601
01:47:39,875 --> 01:47:41,958
‏‫من پوشش می‌دم. سید!‬

1602
01:47:49,125 --> 01:47:50,000
‏‫آروم. آروم.‬

1603
01:48:01,125 --> 01:48:02,790
‏‫بجنب. سوار شو. سوار شو. زود باش.‬

1604
01:48:02,791 --> 01:48:06,166
‏‫هاموی سمت چپ. گروگان.‬

1605
01:48:07,125 --> 01:48:08,083
‏‫برو. برو. برو.‬

1606
01:48:12,500 --> 01:48:14,583
‏‫لعنتی. لعنتی.‬

1607
01:48:51,416 --> 01:48:54,958
‏‫سید. برادر. چرا با پهپادهات رفتی تو هپروت؟‬

1608
01:48:56,375 --> 01:48:57,458
‏‫خودشه.‬

1609
01:48:59,166 --> 01:49:00,416
‏‫و زنده‌ست.‬

1610
01:49:01,750 --> 01:49:02,625
‏‫فهمیدم.‬

1611
01:49:03,708 --> 01:49:05,916
‏‫واسه همینه که حس بدی به این ماجرا داشتم.‬

1612
01:49:09,416 --> 01:49:13,416
‏‫نزدیک آپارتمان توطئه FSB‬
‏‫سورودونتسک‬

1613
01:49:17,291 --> 01:49:19,541
‏‫به محض اینکه دارینا هدف رو تایید کنه.‬

1614
01:49:20,333 --> 01:49:22,458
‏‫دیترویت دکمه رو می‌زنه.‬

1615
01:49:23,083 --> 01:49:25,124
‏‫این بمب تایمر داره‬

1616
01:49:25,125 --> 01:49:27,666
‏‫تا مامور فرصت فرار داشته باشه.‬

1617
01:49:37,875 --> 01:49:40,541
‏‫ژنرال، قربان. بریم پناهگاه.‬

1618
01:49:45,916 --> 01:49:47,666
‏‫- اونجا اینترنت هست؟‬
‏‫- بله قربان.‬

1619
01:49:48,833 --> 01:49:50,540
‏‫دارن میان بیرون.‬

1620
01:49:50,541 --> 01:49:52,291
‏‫ماموریت شکست خورد.‬

1621
01:50:02,666 --> 01:50:04,166
‏‫منتظر کی هستی؟‬

1622
01:50:09,125 --> 01:50:10,458
‏‫چه غلطی می‌کنی؟‬

1623
01:50:11,250 --> 01:50:12,500
‏‫داری چیکار می‌کنی؟‬

1624
01:50:13,208 --> 01:50:16,165
‏‫درو باز کن!‬
‏‫گفتم در لعنتی رو باز کن!‬

1625
01:50:16,166 --> 01:50:18,375
‏‫موتور رو خاموش کن. کارت شناسایی!‬

1626
01:50:21,791 --> 01:50:22,625
‏‫فشارش بده!‬

1627
01:50:56,125 --> 01:50:57,750
‏‫شلیک نکن.‬

1628
01:51:00,666 --> 01:51:02,375
‏‫هنوز تقاص کریمه رو پس می‌دی.‬

1629
01:51:07,708 --> 01:51:10,250
‏‫انفجار تایید شد.‬
‏‫دیترویت کارش عالی بود.‬

1630
01:51:15,166 --> 01:51:16,624
‏‫صبر کن. صبر کن. صبر کن.‬

1631
01:51:16,625 --> 01:51:20,083
‏‫متاسفانه، ممکنه یه مامور رو از دست داده باشیم.‬

1632
01:51:43,583 --> 01:51:45,832
‏‫مرکز نابود شد.‬
‏‫همه فرمانده‌ها کشته شدن.‬

1633
01:51:45,833 --> 01:51:49,207
‏‫ولی مامورها راه افتادن.‬
‏‫متوقفشون نکن. مدیریت‌شون کن.‬

1634
01:51:49,208 --> 01:51:50,541
‏‫ما کل شبکه رو می‌خوایم.‬

1635
01:51:53,666 --> 01:51:56,416
‏‫کی‌یف. مرکز تجاری شهر‬

1636
01:52:01,500 --> 01:52:03,333
‏‫بسته ارسال شد‬

1637
01:52:10,291 --> 01:52:11,749
‏‫ماشین تمیزه؟‬

1638
01:52:11,750 --> 01:52:12,666
‏‫آره.‬

1639
01:52:13,250 --> 01:52:17,000
‏‫اگه نقشه اصلی جواب نداد،‬
‏‫خودمون انجامش می‌دیم. فهمیدی؟‬

1640
01:52:21,208 --> 01:52:22,041
‏‫فهمیدم.‬

1641
01:52:24,791 --> 01:52:26,040
‏‫اوناش.‬

1642
01:52:26,041 --> 01:52:26,958
‏‫این رو بگیر.‬

1643
01:52:27,958 --> 01:52:28,833
‏‫سووا!‬

1644
01:52:30,041 --> 01:52:30,958
‏‫بیا اینجا.‬

1645
01:52:32,125 --> 01:52:34,249
‏‫- الان برمی‌گردم.‬
‏‫- چه غلطی می‌کنی؟‬

1646
01:52:34,250 --> 01:52:35,582
‏‫اون آمریکایی کجاست؟‬

1647
01:52:35,583 --> 01:52:37,290
‏‫چطور تونستی اون‌طوری گمش کنی؟‬

1648
01:52:37,291 --> 01:52:41,208
‏‫به خاطرش دارن پدرمو درمیارن.‬

1649
01:52:42,958 --> 01:52:47,249
‏‫آمریکایی‌ها به هر قیمتی اون رو می‌خوان،‬
‏‫ولی الان دیگه لعنتی غیرممکنه.‬

1650
01:52:47,250 --> 01:52:48,582
‏‫دکتر، تو براش توضیح بده.‬

1651
01:52:48,583 --> 01:52:50,374
‏‫نیمی از نیروهای ما آماده رزم نیستند.‬

1652
01:52:50,375 --> 01:52:52,707
‏‫هیچ توپخانه‌ای در این منطقه نیست‬
‏‫که از ما پشتیبانی کند.‬

1653
01:52:52,708 --> 01:52:54,165
‏‫هیچ‌کس شناسایی انجام نداده.‬

1654
01:52:54,166 --> 01:52:57,040
‏‫و گزارش‌های اطلاعاتی میگه‬
‏‫نیروهای کمکی دارن میان.‬

1655
01:52:57,041 --> 01:52:58,499
‏‫خب، پس نمی‌تونیم منتظر بمونیم.‬

1656
01:52:58,500 --> 01:53:00,500
‏‫تعدادمون کمه، ولی می‌تونیم انجامش بدیم.‬

1657
01:53:01,083 --> 01:53:05,749
‏‫ما انجامش نمی‌دیم.‬
‏‫منتظر نیروهای کمکی می‌مونیم.‬

1658
01:53:05,750 --> 01:53:08,041
‏‫این یعنی حداقل دو روز تأخیر.‬
‏‫باید همین الان اقدام کنیم.‬

1659
01:53:08,916 --> 01:53:10,250
‏‫باعث میشی بچه‌هامون کشته بشن.‬

1660
01:53:10,791 --> 01:53:12,374
‏‫ریسک بزرگیه.‬

1661
01:53:12,375 --> 01:53:13,915
‏‫سووا، من این کار رو ممنوع می‌کنم.‬

1662
01:53:13,916 --> 01:53:15,291
‏‫من حاضرم این ریسک رو بپذیرم.‬

1663
01:53:16,041 --> 01:53:18,165
‏‫ببین، چطور می‌خوایم ارتش‌مون رو‬
‏‫تغییر بدیم‬

1664
01:53:18,166 --> 01:53:20,540
‏‫اگه از مسئولیت‌پذیری می‌ترسیم؟‬

1665
01:53:20,541 --> 01:53:23,540
‏‫سووا، ما کسایی هستیم که تعیین می‌کنیم‬
‏‫چه کاری می‌تونی بکنی و چه کاری نه.‬

1666
01:53:23,541 --> 01:53:27,790
‏‫نمی‌خوام بفهمم؛‬
‏‫از عواقبش خوشت نمیاد.‬

1667
01:53:27,791 --> 01:53:32,375
‏‫این زن آمریکایی جونش رو‬
‏‫برای یه دختر اوکراینی به خطر انداخت.‬

1668
01:53:33,208 --> 01:53:34,957
‏‫ما بهش مدیونیم، به همین سادگی.‬

1669
01:53:34,958 --> 01:53:37,790
‏‫آروم، آروم. بذار این رو‬
‏‫برات توضیح بدم، سووا.‬

1670
01:53:37,791 --> 01:53:40,375
‏‫من اینجا مسئول همه چیزم.‬

1671
01:53:41,041 --> 01:53:44,999
‏‫همه ما رو به کشتن میدی.‬
‏‫می‌فهمی انضباط یعنی چی؟‬

1672
01:53:45,000 --> 01:53:47,749
‏‫کرت، من می‌فهمم انضباط یعنی چی.‬

1673
01:53:47,750 --> 01:53:50,083
‏‫من تمام عمرم‬
‏‫با این انضباط زندگی کردم.‬

1674
01:53:50,666 --> 01:53:53,791
‏‫و چی شدم؟‬
‏‫یه نظامی مادام‌العمر. ولی من اون نیستم.‬

1675
01:53:54,333 --> 01:53:56,540
‏‫هدف من الان فقط نجات اون دختره‬

1676
01:53:56,541 --> 01:53:58,666
‏‫و نابود کردن هر چقدر دشمن که می‌تونم.‬

1677
01:54:00,541 --> 01:54:02,458
‏‫- حرفت تموم شد؟‬
‏‫- بله قربان.‬

1678
01:54:03,583 --> 01:54:04,416
‏‫سووا...‬

1679
01:54:05,333 --> 01:54:06,250
‏‫موفق باشی.‬

1680
01:54:12,708 --> 01:54:13,958
‏‫عواقبش دامن‌گیرت میشه.‬

1681
01:54:14,541 --> 01:54:16,041
‏‫اون‌وقت به حسابش می‌رسیم.‬

1682
01:54:44,208 --> 01:54:46,082
‏‫توجه، یه پیام رهگیری کردیم.‬

1683
01:54:46,083 --> 01:54:49,499
‏‫بچه‌های سایبری‌مون مکان تحویل‬
‏‫محموله رو پیدا کردن.‬

1684
01:54:49,500 --> 01:54:52,041
‏‫خب آقایون،‬
‏‫روز طولانی‌ای در پیش داریم، بریم.‬

1685
01:55:05,750 --> 01:55:06,875
‏‫در حال نظارت بر هدف.‬

1686
01:55:10,500 --> 01:55:11,750
‏‫شورولت آبی، پلاک EB1534MO‬

1687
01:55:13,333 --> 01:55:14,999
‏‫تاکسی حامل پیک دیده شد.‬

1688
01:55:15,000 --> 01:55:17,082
‏‫در حال نظارت. تاکسی داره متوقف میشه.‬

1689
01:55:17,083 --> 01:55:18,416
‏‫دیدمش.‬

1690
01:55:19,000 --> 01:55:20,375
‏‫مشاهده مظنون.‬

1691
01:55:31,333 --> 01:55:33,625
‏‫هدف داره میره سمت گذرگاه.‬

1692
01:55:40,166 --> 01:55:41,082
‏‫تعقیبش می‌کنم.‬

1693
01:55:41,083 --> 01:55:42,166
‏‫دریافت شد.‬

1694
01:55:45,833 --> 01:55:47,208
‏‫۱۰۰۰. ۱۰۰۰. ۱۰۰۰!‬

1695
01:55:49,833 --> 01:55:50,708
‏‫دست‌ها بالا!‬

1696
01:55:51,666 --> 01:55:53,125
‏‫ما از سازمان امنیتیم، بخوابید رو زمین!‬

1697
01:55:56,166 --> 01:55:57,416
‏‫ازش جلو بزنید.‬

1698
01:56:06,333 --> 01:56:08,125
‏‫داره میره سمت ساختمان پاروس.‬

1699
01:56:08,916 --> 01:56:10,625
‏‫آروم برید. آروم برید بچه‌ها.‬

1700
01:56:12,166 --> 01:56:13,833
‏‫همدستش رو دیدم. بذارید بره.‬

1701
01:56:16,250 --> 01:56:17,625
‏‫محل تبادل رو دارم.‬

1702
01:56:18,541 --> 01:56:20,541
‏‫اطلاعات این دوربین‌ها رو بده به من.‬

1703
01:56:21,250 --> 01:56:22,625
‏‫تعقیبش کن. دنبالش کن.‬

1704
01:56:30,791 --> 01:56:32,374
‏‫دست به کار شید. دست به کار شید.‬

1705
01:56:32,375 --> 01:56:33,666
‏‫آلفا. ۱۰۰۰!‬

1706
01:56:35,208 --> 01:56:36,582
‏‫بخوابید رو زمین!‬

1707
01:56:36,583 --> 01:56:38,833
‏‫اس‌بی‌یو. دست‌ها رو نشون بده! دست‌ها پشت سر!‬

1708
01:56:54,791 --> 01:56:56,083
‏‫راهش رو سد کنید.‬

1709
01:57:02,166 --> 01:57:05,791
‏‫محل کنفرانس خبری‬
‏‫سفیر آمریکا. کی‌یف‬

1710
01:57:13,166 --> 01:57:14,833
‏‫داره به سمت خبرنگارها میره.‬

1711
01:57:19,250 --> 01:57:20,332
‏‫سفیر اینجاست.‬

1712
01:57:20,333 --> 01:57:22,541
‏‫ولی هنوز‬
‏‫پیش خبرنگارها نیومده.‬

1713
01:57:36,083 --> 01:57:37,499
‏‫باید بگیریمش.‬

1714
01:57:37,500 --> 01:57:40,916
‏‫۳۰ ثانیه صبر کنید. دنبال همدست‌هاشیم.‬
‏‫حتماً چند نفری هستن.‬

1715
01:57:48,291 --> 01:57:50,250
‏‫نمیتونیم صبر کنیم. آلفا-۱. بگیرش.‬

1716
01:57:52,041 --> 01:57:54,291
‏‫همه بخوابید رو زمین. اس‌بی‌یو!‬

1717
01:57:55,000 --> 01:57:57,000
‏‫تو. زانو بزن! دست‌ها پشت سر!‬

1718
01:57:58,291 --> 01:57:59,416
‏‫بخواب رو زمین!‬

1719
01:58:05,333 --> 01:58:07,415
‏‫- همه برن عقب!‬
‏‫- برگردید عقب. برگردید!‬

1720
01:58:07,416 --> 01:58:09,833
‏‫- بجنبید. برید عقب!‬
‏‫- برید عقب. همین الان!‬

1721
01:58:10,833 --> 01:58:13,999
‏‫به نظر میاد همین الان شاهد‬
‏‫یک عملیات ویژه اس‌بی‌یو بودیم.‬

1722
01:58:14,000 --> 01:58:15,707
‏‫سعی می‌کنیم جزئیات بیشتری بفهمیم...‬

1723
01:58:15,708 --> 01:58:18,415
‏‫لطفاً محل رو ترک کنید. بجنبید.‬

1724
01:58:18,416 --> 01:58:20,041
‏‫برید به فاصله امن.‬

1725
01:58:21,041 --> 01:58:23,457
‏‫آلفا-۱. ما خارج شدیم. آلفا-۲. تنها شدی.‬

1726
01:58:23,458 --> 01:58:24,416
‏‫موفق باشی.‬

1727
01:58:27,041 --> 01:58:27,999
‏‫برید عقب!‬

1728
01:58:28,000 --> 01:58:30,958
‏‫اینجا بمب‌گذاری شده. برید عقب. همین الان!‬

1729
01:58:40,291 --> 01:58:43,499
‏‫ساعت سه. مرد مو خاکستری با لباس مشکی‬
‏‫یه کوله‌پشتی کنار سطل آشغال گذاشت.‬

1730
01:58:43,500 --> 01:58:44,916
‏‫ممکنه بمب باشه.‬

1731
01:58:45,708 --> 01:58:47,125
‏‫آلفا-۲. ۱۰۰۰.‬

1732
01:58:57,541 --> 01:58:58,375
‏‫وایسا!‬

1733
01:58:59,166 --> 01:59:00,165
‏‫همه برید عقب!‬

1734
01:59:00,166 --> 01:59:01,541
‏‫برید عقب!‬

1735
01:59:02,375 --> 01:59:03,333
‏‫خواهش می‌کنم بذار برم!‬

1736
01:59:04,041 --> 01:59:06,083
‏‫مغزش رو متلاشی می‌کنم!‬

1737
01:59:09,375 --> 01:59:10,665
‏‫حواسشون رو پرت کن!‬

1738
01:59:10,666 --> 01:59:13,458
‏‫حواسشون رو از غیرنظامی‌ها پرت کن!‬

1739
01:59:18,791 --> 01:59:20,000
‏‫بزن بریم!‬

1740
01:59:23,541 --> 01:59:25,125
‏‫- شلیک نکن!‬
‏‫- برید عقب!‬

1741
01:59:26,125 --> 01:59:27,666
‏‫- شلیک نکن!‬
‏‫- برید عقب!‬

1742
01:59:28,500 --> 01:59:29,875
‏‫چه غلطی می‌کنه؟‬

1743
01:59:31,125 --> 01:59:32,291
‏‫همون پایین بمون!‬

1744
01:59:35,125 --> 01:59:36,791
‏‫مرکز! محیط رو تحت نظر بگیرید!‬

1745
01:59:38,375 --> 01:59:39,375
‏‫خوبی؟‬

1746
01:59:41,083 --> 01:59:42,583
‏‫ببین. یه اشکودای مشکوک.‬

1747
01:59:43,750 --> 01:59:45,749
‏‫اشکودای خاکستری. ۷۷۷۰. دو تا هدف دیگه.‬

1748
01:59:45,750 --> 01:59:47,208
‏‫باید جیم بشیم.‬

1749
01:59:47,875 --> 01:59:49,000
‏‫اشکودا داره حرکت می‌کنه.‬

1750
01:59:49,750 --> 01:59:51,874
‏‫تعقیب اشکودا رو ادامه میدیم. تیم‌ها رو تقسیم کنید.‬

1751
01:59:51,875 --> 01:59:53,583
‏‫راه رو ببندید!‬

1752
02:00:04,750 --> 02:00:06,500
‏‫مرکز، یه مسیر امن بهم بدید.‬

1753
02:00:13,666 --> 02:00:16,500
‏‫تعقیبشون کنید، تعقیبشون کنید. برونیدش سمت پودیل.‬

1754
02:00:17,333 --> 02:00:19,624
‏‫توجه! دستور اینه که زنده بگیریدشون.‬

1755
02:00:19,625 --> 02:00:20,666
‏‫زنده بگیریدشون!‬

1756
02:00:26,250 --> 02:00:28,041
‏‫لاستیک‌ها و موتور رو هدف گرفتم.‬

1757
02:00:35,500 --> 02:00:37,791
‏‫منفی، منفی! فقط موتور رو بزنید!‬

1758
02:00:46,541 --> 02:00:47,415
‏‫آتش‌بس!‬

1759
02:00:47,416 --> 02:00:49,958
‏‫سعی می‌کنم از سمت چپ ردش کنم. لاستیک‌هاشون رو بزنید.‬

1760
02:00:52,958 --> 02:00:55,041
‏‫وایستید! عملیات رو لغو کنید! غیرنظامی هست!‬

1761
02:00:57,958 --> 02:00:59,041
‏‫تعقیب ادامه داره.‬

1762
02:01:03,166 --> 02:01:05,208
‏‫کریمه مال ماست!‬

1763
02:01:16,750 --> 02:01:18,041
‏‫برونیدش، برونیدش!‬

1764
02:01:25,208 --> 02:01:26,040
‏‫کارت عالی بود!‬

1765
02:01:26,041 --> 02:01:29,125
‏‫دارن میرن سمت جاده حومه شهر. اونجا ترافیک نیست.‬

1766
02:01:30,083 --> 02:01:32,166
‏‫چپ! برونیدش، برونیدش!‬

1767
02:01:38,791 --> 02:01:40,374
‏‫توجه! تصادف در پیش رو!‬

1768
02:01:40,375 --> 02:01:41,582
‏‫احتمال بسته بودن راه!‬

1769
02:01:41,583 --> 02:01:42,625
‏‫بکشید سمت راست!‬

1770
02:01:52,875 --> 02:01:54,332
‏‫تصادف در پیش رو!‬

1771
02:01:54,333 --> 02:01:55,333
‏‫راست، بچه‌ها، راست!‬

1772
02:02:19,416 --> 02:02:20,957
‏‫هدف تحت کنترله.‬

1773
02:02:20,958 --> 02:02:22,708
‏‫در حال انجام کمک‌های اولیه.‬

1774
02:02:24,125 --> 02:02:26,040
‏‫خانم سفیر، اطلاعات رسید‬

1775
02:02:26,041 --> 02:02:29,958
‏‫که آرشیو و شبکه جاسوسی نابود شدن. کسی آسیب ندید.‬

1776
02:02:34,666 --> 02:02:38,750
‏‫تازه پیامی دریافت کردیم که شبکه منحل شده.‬

1777
02:02:42,000 --> 02:02:43,000
‏‫خوبه.‬

1778
02:02:44,541 --> 02:02:47,791
‏‫ژنرال، باید اون مزرعه رو بگیریم.‬

1779
02:02:48,666 --> 02:02:50,625
‏‫حتی به زور.‬

1780
02:02:51,500 --> 02:02:53,041
‏‫عملیات در جریانه.‬

1781
02:02:54,333 --> 02:02:57,041
‏‫اما سیا داره هماهنگش می‌کنه.‬

1782
02:02:59,291 --> 02:03:03,333
‏‫تمام مراحل رو با اطلاعات اوکراین هماهنگ کنید.‬

1783
02:03:04,875 --> 02:03:07,458
‏‫و مهم‌تر از همه، یادتون باشه:‬

1784
02:03:08,416 --> 02:03:13,166
‏‫آمریکایی‌ها هیچ ربطی به این موضوع ندارن.‬

1785
02:03:21,416 --> 02:03:24,916
‏‫ما نمی‌دونیم تاریخ کی سراغمون میاد...‬

1786
02:03:27,500 --> 02:03:31,375
‏‫ولی ما تعیین می‌کنیم چطور جواب بدیم.‬

1787
02:03:33,666 --> 02:03:36,874
‏‫آقایان، اسم رمز عملیات ما «نوک پیکان» هست.‬

1788
02:03:36,875 --> 02:03:39,166
‏‫سید جزئیات رو بهتون میگه.‬

1789
02:03:39,875 --> 02:03:43,249
‏‫هدف اصلی تیم سوم و لژیون HUR اینه که آتش دشمن رو بکشن‬

1790
02:03:43,250 --> 02:03:46,832
‏‫تا دو تیم دیگه بتونن از پهلو و پشت وارد بشن.‬

1791
02:03:46,833 --> 02:03:50,499
‏‫وقتی HUR 10 با بالگرد برسه، این‌ها باید‬

1792
02:03:50,500 --> 02:03:52,540
‏‫اهدافشون رو عوض کنن تا به خودی شلیک نشه.‬

1793
02:03:52,541 --> 02:03:55,290
‏‫در همین حین، تیم آلفا و ما از میدان مین رد میشیم‬

1794
02:03:55,291 --> 02:03:57,416
‏‫با دو تا باگی از سمت سبز.‬

1795
02:03:58,125 --> 02:04:00,791
‏‫و من هم با «استریژها» تمام پهپادهای دشمن رو نابود می‌کنم.‬

1796
02:04:01,375 --> 02:04:02,374
‏‫از وسط میدان مین؟‬

1797
02:04:02,375 --> 02:04:06,332
‏‫مین‌ها روز داغ میشن و شب با دوربین حرارتی دیده میشن.‬

1798
02:04:06,333 --> 02:04:09,957
‏‫شکاف‌های بین مین‌ها رو چک کردیم؛ فضای کافی برای عبور هست.‬

1799
02:04:09,958 --> 02:04:14,457
‏‫بله، خیلی مهمه که از سه طرف همزمان حمله کنیم.‬

1800
02:04:14,458 --> 02:04:16,290
‏‫گزارش‌های اطلاعاتی ما‬

1801
02:04:16,291 --> 02:04:20,583
‏‫تقریباً یک و نیم جوخه‬
‏‫توی مزرعه هستن.‬

1802
02:04:21,708 --> 02:04:25,165
‏‫گروگان توی یکی از‬
‏‫ساختمون‌های خودِ مزرعه‌ست.‬

1803
02:04:25,166 --> 02:04:26,540
‏‫ساختمون زیاده.‬

1804
02:04:26,541 --> 02:04:29,499
‏‫وقتی مزرعه رو پاکسازی کردیم‬
‏‫و گروگان رو پیدا کردیم.‬

1805
02:04:29,500 --> 02:04:33,915
‏‫تیم پشتیبانی با نفربر‬
‏‫عملیات خروج رو انجام میده.‬

1806
02:04:33,916 --> 02:04:35,165
‏‫همه چی امنه؟‬

1807
02:04:35,166 --> 02:04:36,332
‏‫- بله قربان.‬
‏‫- بله قربان.‬

1808
02:04:36,333 --> 02:04:38,500
‏‫این قطعاً یه عملیاتِ شکست‌خورده‌ست.‬

1809
02:04:39,166 --> 02:04:41,458
‏‫همین الان از یکیش برگشتم.‬

1810
02:04:42,500 --> 02:04:43,624
‏‫پسرا.‬

1811
02:04:43,625 --> 02:04:48,166
‏‫اینجا کسی فکر نمیکنه قهرمانه.‬

1812
02:04:48,916 --> 02:04:51,166
‏‫ولی ما قطعاً حرفه‌ای هستیم.‬

1813
02:04:51,750 --> 02:04:54,207
‏‫فقط کارمونو انجام بدیم.‬

1814
02:04:54,208 --> 02:04:56,040
‏‫و همون‌طوری که بلدیم انجامش بدیم.‬

1815
02:04:56,041 --> 02:04:59,165
‏‫تمیز، بی‌سروصدا و عالی.‬

1816
02:04:59,166 --> 02:05:00,082
‏‫بدون خودنمایی.‬

1817
02:05:00,083 --> 02:05:05,207
‏‫و یادتون باشه،‬
‏‫هر کدومتون هوای بقیه رو داره.‬

1818
02:05:05,208 --> 02:05:08,290
‏‫الان دیگه «من» و «تو» نداریم.‬

1819
02:05:08,291 --> 02:05:09,500
‏‫فقط «ما» هستیم.‬

1820
02:05:10,083 --> 02:05:15,791
‏‫ما یه مجموعه‌ی لعنتی هستیم‬
‏‫و یه هدف داریم!‬

1821
02:05:17,458 --> 02:05:21,208
‏‫سمت شمالِ مزرعه‬

1822
02:05:23,875 --> 02:05:25,874
‏‫خب، سعی می‌کنیم از بین‬
‏‫مین‌ها رد بشیم.‬

1823
02:05:25,875 --> 02:05:27,915
‏‫به شرطی که ناقص‌العضو نشیم.‬

1824
02:05:27,916 --> 02:05:29,582
‏‫وایکینگ، اصلاً اونا رو واسه چی میخوای؟‬

1825
02:05:29,583 --> 02:05:31,500
‏‫زنت که همین الانم زایشگاهه.‬

1826
02:05:33,458 --> 02:05:35,041
‏‫نست، وضعیت گروه‌های زرهی چطوره؟‬

1827
02:05:35,750 --> 02:05:38,000
‏‫نست، به نظرت چی کار کنیم؟ میریم.‬

1828
02:05:39,000 --> 02:05:40,416
‏‫موفق باشید پسرا.‬

1829
02:05:46,916 --> 02:05:48,541
‏‫مهمات، چک. سلامتی، چک.‬

1830
02:05:52,291 --> 02:05:54,540
‏‫زرهی دیدم، کلی زرهی. آماده باشید.‬

1831
02:05:54,541 --> 02:05:56,457
‏‫تندتر، تندتر. آر‌پی‌جی رو آماده کن.‬

1832
02:05:56,458 --> 02:05:58,958
‏‫برید، برید، برید! برین سر پست‌هاتون!‬

1833
02:06:02,708 --> 02:06:04,625
‏‫- حرکت!‬
‏‫- برو، برو، برو!‬

1834
02:06:07,291 --> 02:06:09,874
‏‫«مزرعه»، بال شرقی.‬
‏‫گروه لژیون بین‌المللی GUR MO‬

1835
02:06:09,875 --> 02:06:10,791
‏‫حرکت، حرکت.‬

1836
02:06:12,333 --> 02:06:13,625
‏‫پاکسازی شد.‬

1837
02:06:18,333 --> 02:06:20,000
‏‫تیربار در جناح.‬

1838
02:06:21,125 --> 02:06:22,125
‏‫زرهی، این طرف!‬

1839
02:06:23,250 --> 02:06:24,457
‏‫عقب رو نگه دارید!‬

1840
02:06:24,458 --> 02:06:26,208
‏‫نذارید محاصره‌تون کنن!‬

1841
02:06:31,833 --> 02:06:33,000
‏‫درگیری شروع شد.‬

1842
02:06:38,666 --> 02:06:40,041
‏‫موقعتون رو حفظ کنید!‬

1843
02:06:43,416 --> 02:06:44,416
‏‫مهماتم تموم شد!‬

1844
02:06:52,333 --> 02:06:53,708
‏‫زخمی شدم!‬

1845
02:06:56,875 --> 02:06:58,165
‏‫نست، اینجا استیودنته.‬

1846
02:06:58,166 --> 02:07:00,250
‏‫مهمونی شروع شد، متوجه شدید؟ تمام.‬

1847
02:07:01,083 --> 02:07:02,999
‏‫ده تا HUR دارن میرسن.‬

1848
02:07:03,000 --> 02:07:05,541
‏‫مسلح و آماده‌ی مهمونی.‬

1849
02:07:06,458 --> 02:07:09,041
‏‫حداقل اینجا میتونی قایم بشی،‬
‏‫برخلاف زمیینی.‬

1850
02:07:10,541 --> 02:07:12,249
‏‫کارت عالیه، ادامه بده.‬

1851
02:07:12,250 --> 02:07:14,249
‏‫۲۰... ۱۰...‬

1852
02:07:14,250 --> 02:07:15,207
‏‫پنج.‬

1853
02:07:15,208 --> 02:07:16,791
‏‫راست. تند بپیچ به راست!‬

1854
02:07:18,208 --> 02:07:20,375
‏‫آفرین. خوبه. ردش کردی.‬

1855
02:07:22,916 --> 02:07:25,707
‏‫۳۰. ۲۰. ۱۰... ۵!‬

1856
02:07:25,708 --> 02:07:27,249
‏‫چپ. چپ!‬

1857
02:07:27,250 --> 02:07:28,708
‏‫مستقیم برو. مستقیم.‬

1858
02:07:29,291 --> 02:07:32,165
‏‫ده... پنج. چپ. چپ! چپ!‬

1859
02:07:32,166 --> 02:07:33,958
‏‫راست. تند بپیچ به راست!‬

1860
02:07:34,583 --> 02:07:35,832
‏‫مستقیم. مستقیم!‬

1861
02:07:35,833 --> 02:07:37,916
‏‫خوبه. عالی بود، بچه‌ها.‬

1862
02:07:39,916 --> 02:07:40,958
‏‫فاز سوم تموم شد.‬

1863
02:07:48,333 --> 02:07:50,500
‏‫مواظب سرتون باشید، پسرا. موفق باشید.‬

1864
02:07:55,833 --> 02:07:57,457
‏‫موشک‌انداز دشمن منهدم شد.‬

1865
02:07:57,458 --> 02:07:58,791
‏‫«مزرعه». جناح عقب‬

1866
02:08:05,916 --> 02:08:09,666
‏‫«مزرعه». دروازه شرقی‬

1867
02:08:15,708 --> 02:08:16,541
‏‫ساعت ده.‬

1868
02:08:18,458 --> 02:08:19,291
‏‫بخواب.‬

1869
02:08:32,458 --> 02:08:33,915
‏‫یه دشمن رو دارم می‌بینم که داره نزدیک میشه.‬

1870
02:08:33,916 --> 02:08:35,375
‏‫یه کمین سمت شرق بزنید.‬

1871
02:08:39,750 --> 02:08:43,333
‏‫«مزرعه». شمال. دروازه راست (RG)‬

1872
02:08:48,041 --> 02:08:50,458
‏‫زرهی. تقاطع رو در عقب نگه دارید.‬

1873
02:08:56,833 --> 02:08:57,708
‏‫هدف دیده شد.‬

1874
02:09:03,041 --> 02:09:04,125
‏‫چه...؟‬

1875
02:09:15,625 --> 02:09:17,250
‏‫ما از دروازه راست ۱ رد شدیم.‬

1876
02:09:22,375 --> 02:09:26,125
‏‫- «مزرعه».‬
‏‫- غرب. دروازه چپ (LG)‬

1877
02:09:30,375 --> 02:09:32,333
‏‫همه تیم‌ها درگیر شدن.‬
‏‫انتظار ما رو ندارن.‬

1878
02:09:32,916 --> 02:09:33,750
‏‫حواستون جمع باشه.‬

1879
02:09:36,708 --> 02:09:38,791
‏‫- از دروازه چپ ۱ رد شدیم.‬
‏‫- دریافت شد.‬

1880
02:09:43,041 --> 02:09:43,916
‏‫تماس.‬

1881
02:09:56,416 --> 02:09:57,541
‏‫تماس.‬

1882
02:10:03,083 --> 02:10:06,541
‏‫پشتیبانی ما کجاست؟‬
‏‫تقریباً همه‌ی بچه‌هام کشته شدن.‬

1883
02:10:08,375 --> 02:10:10,208
‏‫من پشتیبانی می‌خوام!‬

1884
02:10:10,875 --> 02:10:12,915
‏‫نیترو به زمی، ما نمی‌تونیم نزدیک بشیم.‬

1885
02:10:12,916 --> 02:10:15,375
‏‫از اونجا بکشید بیرون. توپخونه رو صدا می‌زنیم.‬

1886
02:10:16,583 --> 02:10:17,416
‏‫دریافت شد.‬

1887
02:10:24,875 --> 02:10:26,041
‏‫ورود.‬

1888
02:10:33,208 --> 02:10:34,500
‏‫من زخمی شدم.‬

1889
02:10:38,083 --> 02:10:39,916
‏‫زخمی سطحی داریم، دست چپ.‬

1890
02:10:54,166 --> 02:10:55,291
‏‫از دروازه چپ ۲ رد شدیم.‬

1891
02:11:07,375 --> 02:11:08,208
‏‫تماس.‬

1892
02:11:23,041 --> 02:11:24,125
‏‫راهرو رو نگه داشتیم.‬

1893
02:11:28,375 --> 02:11:29,250
‏‫خشابم خالیه.‬

1894
02:11:30,541 --> 02:11:32,208
‏‫دارم عوض می‌کنم.‬

1895
02:11:35,333 --> 02:11:36,500
‏‫آماده‌ام.‬

1896
02:11:41,250 --> 02:11:42,208
‏‫هدف از پا دراومد.‬

1897
02:12:05,583 --> 02:12:08,125
‏‫دروازه راست تحت کنترله.‬

1898
02:12:13,041 --> 02:12:14,125
‏‫هوا خوبه.‬

1899
02:12:15,166 --> 02:12:17,333
‏‫فکر می‌کنی چراغ سبز رو بهمون میدن؟‬

1900
02:12:20,166 --> 02:12:21,000
‏‫نه.‬

1901
02:12:22,916 --> 02:12:24,583
‏‫هلیکوپتر سوخت داره؟‬

1902
02:12:27,625 --> 02:12:28,541
‏‫لعنتی.‬

1903
02:12:37,458 --> 02:12:38,958
‏‫همین فکر رو می‌کردم.‬

1904
02:12:40,708 --> 02:12:41,833
‏‫مزخرفه.‬

1905
02:12:42,875 --> 02:12:43,708
‏‫برید جلو.‬

1906
02:12:52,750 --> 02:12:53,833
‏‫دارم خشاب عوض می‌کنم.‬

1907
02:13:01,375 --> 02:13:02,249
‏‫زخمی شدم.‬

1908
02:13:02,250 --> 02:13:04,207
‏‫نیروی محلی زخمی شده.‬

1909
02:13:04,208 --> 02:13:05,708
‏‫- پوشش لازم دارم.‬
‏‫- لعنتی.‬

1910
02:13:06,333 --> 02:13:07,458
‏‫دارم پوشش می‌دم.‬

1911
02:13:08,125 --> 02:13:08,958
‏‫دوام بیار.‬

1912
02:13:16,750 --> 02:13:18,458
‏‫گروگان توی اتاق سبز چهار هست.‬

1913
02:13:19,500 --> 02:13:20,791
‏‫فهمیدم. حمله کنید.‬

1914
02:13:57,083 --> 02:13:58,999
‏‫سووا. سووا. اتاق سبز یک پاکسازی شد.‬

1915
02:13:59,000 --> 02:14:00,250
‏‫اتاق سبز دو. دشمن.‬

1916
02:14:00,875 --> 02:14:01,875
‏‫برید جلو.‬

1917
02:14:07,125 --> 02:14:07,958
‏‫زدیمش.‬

1918
02:14:11,125 --> 02:14:12,250
‏‫تماس با دشمن.‬

1919
02:14:12,958 --> 02:14:14,041
‏‫تیربار! تیربار! تیربار!‬

1920
02:14:14,625 --> 02:14:15,458
‏‫«هریم» رو آماده کنید.‬

1921
02:14:19,958 --> 02:14:21,000
‏‫برید، برید.‬

1922
02:14:21,958 --> 02:14:23,041
‏‫هریم!‬

1923
02:14:26,041 --> 02:14:27,375
‏‫تیربار از کار افتاد.‬

1924
02:14:39,666 --> 02:14:41,166
‏‫آروم، آروم، آروم.‬

1925
02:14:41,958 --> 02:14:44,000
‏‫ساکت. ساکت.‬

1926
02:14:50,833 --> 02:14:51,833
‏‫در.‬

1927
02:14:58,083 --> 02:14:58,958
‏‫پاکسازی شد.‬

1928
02:15:09,333 --> 02:15:11,165
‏‫اتاق سبز چهار پاکسازی شد.‬

1929
02:15:11,166 --> 02:15:13,624
‏‫وایکینگ. وایکینگ. اینجا براوو-۱ هست.‬

1930
02:15:13,625 --> 02:15:15,541
‏‫بخش قرمز پاکسازی شد.‬

1931
02:15:39,791 --> 02:15:40,875
‏‫وایسا.‬

1932
02:15:43,958 --> 02:15:45,332
‏‫گروگان اینجاست.‬

1933
02:15:45,333 --> 02:15:46,541
‏‫تماس با دشمن.‬

1934
02:15:49,250 --> 02:15:51,207
‏‫آتش‌بس.‬

1935
02:15:51,208 --> 02:15:52,333
‏‫بچه‌ها، آتش‌بس.‬

1936
02:15:54,208 --> 02:15:57,915
‏‫خبرنگار رو ول کن. اسلحه رو بنداز زمین.‬
‏‫قول می‌دم زنده بمونی.‬

1937
02:15:57,916 --> 02:15:59,625
‏‫من بلد نیستم تسلیم بشم.‬

1938
02:16:00,750 --> 02:16:02,708
‏‫من یه حرفه‌ای‌ام‬
‏‫و تا آخرش کار می‌کنم.‬

1939
02:16:05,333 --> 02:16:06,500
‏‫سووا، نظرت درباره این چیه؟‬

1940
02:16:07,291 --> 02:16:10,291
‏‫من دختره رو ول می‌کنم، تو هم بذار من برم.‬

1941
02:16:11,458 --> 02:16:12,457
‏‫مسئله شخصی نیست.‬

1942
02:16:12,458 --> 02:16:13,875
‏‫احمقی، روس؟‬

1943
02:16:14,791 --> 02:16:16,832
‏‫تو اومدی به سرزمین من. پدرم رو کشتی.‬

1944
02:16:16,833 --> 02:16:18,583
‏‫برای من کاملاً شخصیه.‬

1945
02:16:23,583 --> 02:16:24,958
‏‫می‌خوای مثل یه جنگجو بمیری؟‬

1946
02:16:26,125 --> 02:16:27,457
‏‫خبرنگار رو ول کن‬

1947
02:16:27,458 --> 02:16:29,250
‏‫و بیا تن‌به‌تن حسابش رو برسیم.‬

1948
02:16:29,916 --> 02:16:31,541
‏‫شاید با هم بریم.‬

1949
02:16:32,833 --> 02:16:35,250
‏‫یه چیزی برای حرف زدن‬
‏‫توی اون راه لعنتی به جهنم.‬

1950
02:16:42,666 --> 02:16:47,083
‏‫هی، عالی بود.‬

1951
02:16:47,625 --> 02:16:48,708
‏‫تماس برقرار شد.‬

1952
02:16:51,500 --> 02:16:54,041
‏‫لعنتی. سووا.‬
‏‫چرا داری باهاش بازی می‌کنی؟‬

1953
02:16:59,750 --> 02:17:01,249
‏‫سووا. واقعاً زبونش رو باز کردی.‬

1954
02:17:01,250 --> 02:17:02,999
‏‫- ما حتی باورت کردیم.‬
‏‫- آره.‬

1955
02:17:03,000 --> 02:17:04,250
‏‫آدری. بزن بریم.‬

1956
02:17:06,541 --> 02:17:08,000
‏‫پاک‌سازی شد. خروجی.‬

1957
02:17:11,833 --> 02:17:12,708
‏‫این هم جواب میده.‬

1958
02:17:15,666 --> 02:17:18,874
‏‫سووا به نست: اسپیرهَد رو گرفتیم.‬
‏‫اسپیرهَد رو گرفتیم.‬

1959
02:17:18,875 --> 02:17:20,665
‏‫همه چی خوبه. در امانی.‬

1960
02:17:20,666 --> 02:17:23,665
‏‫استیودنت به سووا: محیط امنه.‬
‏‫داریم موضع دفاعی می‌گیریم.‬

1961
02:17:23,666 --> 02:17:26,540
‏‫- دریافت شد.‬
‏‫- برو داخل و منتظر ما بمون.‬

1962
02:17:26,541 --> 02:17:27,874
‏‫- گرفتی چی شد؟‬
‏‫- آره.‬

1963
02:17:27,875 --> 02:17:29,290
‏‫- خوبی؟‬
‏‫- ممنونم.‬

1964
02:17:29,291 --> 02:17:30,707
‏‫اوضاع چطوره، وایکینگ؟‬

1965
02:17:30,708 --> 02:17:32,540
‏‫تبریک بابت نیروهای کمکی؟‬

1966
02:17:32,541 --> 02:17:33,749
‏‫هیچی. اینترنت قطع شده.‬

1967
02:17:33,750 --> 02:17:35,749
‏‫- استارلینک وصل نمیشه.‬
‏‫- فهمیدم.‬

1968
02:17:35,750 --> 02:17:39,040
‏‫میدونی، وقتی داشتیم عملیات رو‬
‏‫طراحی می‌کردیم، وقتی تو درگیری بودیم.‬

1969
02:17:39,041 --> 02:17:41,082
‏‫اصلاً بهش فکر نمی‌کردم.‬

1970
02:17:41,083 --> 02:17:42,499
‏‫و حالا...‬

1971
02:17:42,500 --> 02:17:44,540
‏‫اگه... همه چی خراب میشد چی؟‬

1972
02:17:44,541 --> 02:17:49,499
‏‫اما نشد. چون‬
‏‫یکی تو کارش خیلی وارده.‬

1973
02:17:49,500 --> 02:17:51,666
‏‫- ممنونم برادر.‬
‏‫- منم ممنونم.‬

1974
02:17:52,500 --> 02:17:54,125
‏‫ببین، هنوزم نمی‌تونم درک کنم.‬

1975
02:17:55,208 --> 02:17:57,374
‏‫خیلی وقت بود منتظرش بودم.‬

1976
02:17:57,375 --> 02:18:01,040
‏‫هر روز بیدار می‌شدم‬
‏‫و فکر می‌کردم تنها چیزی که مهمه انتقامه.‬

1977
02:18:01,041 --> 02:18:03,291
‏‫اما کاری که این دو روز کردیم...‬

1978
02:18:04,166 --> 02:18:05,250
‏‫کاری که تو کردی.‬

1979
02:18:06,250 --> 02:18:08,125
‏‫خیلی مهم‌تر از انتقامه.‬

1980
02:18:09,875 --> 02:18:11,541
‏‫قبلاً فقط به خودم ایمان داشتم.‬

1981
02:18:12,625 --> 02:18:14,416
‏‫به خودم و تجهیزاتم.‬

1982
02:18:15,875 --> 02:18:18,458
‏‫- ولی حالا به آدما ایمان دارم.‬
‏‫- و من به آشوب ایمان دارم.‬

1983
02:18:19,291 --> 02:18:22,040
‏‫و اینکه ما همون کسایی هستیم‬
‏‫که این آشوب رو رام می‌کنیم.‬

1984
02:18:22,041 --> 02:18:23,958
‏‫این شغل ماست. خب، بزن بریم.‬

1985
02:18:51,500 --> 02:18:53,832
‏‫نیترو به زمی، ستون رو بزن.‬

1986
02:18:53,833 --> 02:18:55,166
‏‫زمان رسیدن ۴۰ ثانیه.‬

1987
02:19:35,166 --> 02:19:38,875
‏‫- لعنتی! زخمی شدم.‬
‏‫- پیاده شید. پیاده شید.‬

1988
02:19:40,833 --> 02:19:41,958
‏‫زود باشید.‬

1989
02:19:48,916 --> 02:19:49,749
‏‫زخمی داریم.‬

1990
02:19:49,750 --> 02:19:51,250
‏‫- بچه‌ها، وضعیت؟‬
‏‫- من زخمی شدم.‬

1991
02:19:55,291 --> 02:19:56,374
‏‫سووا؟‬

1992
02:19:56,375 --> 02:19:57,583
‏‫سید!‬

1993
02:19:59,041 --> 02:20:00,000
‏‫کجایی؟‬

1994
02:20:00,791 --> 02:20:01,625
‏‫سید!‬

1995
02:20:03,083 --> 02:20:03,958
‏‫برادر!‬

1996
02:20:04,583 --> 02:20:05,750
‏‫سید، وضعیت!‬

1997
02:20:08,166 --> 02:20:09,750
‏‫سووا؟‬

1998
02:20:10,375 --> 02:20:12,625
‏‫- سید!‬
‏‫- زخمی داریم.‬

1999
02:20:14,625 --> 02:20:16,750
‏‫- سووا، اونجایی؟‬
‏‫- همینجام!‬

2000
02:20:17,458 --> 02:20:19,082
‏‫- وضعیت؟‬
‏‫- خوبم.‬

2001
02:20:19,083 --> 02:20:21,082
‏‫- هیریا. جلوی خط رو نگه دار.‬
‏‫- وایسا. صبر کن.‬

2002
02:20:21,083 --> 02:20:23,833
‏‫- داریم می‌ریم. پوشش بدید. پوشش!‬
‏‫- بچه‌ها، بگیریدش.‬

2003
02:20:28,208 --> 02:20:29,707
‏‫و یادتون باشه.‬

2004
02:20:29,708 --> 02:20:33,250
‏‫تک‌تکتون باید هوای همو داشته باشید.‬

2005
02:20:33,958 --> 02:20:37,249
‏‫الان دیگه من و تو نداریم.‬

2006
02:20:37,250 --> 02:20:39,000
‏‫فقط ما هستیم.‬

2007
02:20:39,541 --> 02:20:42,375
‏‫ما یه واحد لعنتیِ یکپارچه‌ایم.‬

2008
02:20:43,000 --> 02:20:46,500
‏‫و یه هدف داریم.‬

2009
02:21:28,875 --> 02:21:32,500
‏‫بچه‌ها. یه دقیقه وقت داریم بزنیم بیرون‬
‏‫تا توپخونه دشمن درگیره.‬

2010
02:21:35,166 --> 02:21:39,000
‏‫- واشنگتن چراغ سبز نشون داد؟‬
‏‫- ما کوررنگی داریم.‬

2011
02:22:02,291 --> 02:22:03,915
‏‫نشان شجاعت.‬

2012
02:22:03,916 --> 02:22:06,540
‏‫درجه سه، تقدیم می‌شود‬
‏‫به همرزم «استودنت».‬

2013
02:22:06,541 --> 02:22:08,415
‏‫- حاضر.‬
‏‫- تقدیم به فرمانده.‬

2014
02:22:08,416 --> 02:22:09,333
‏‫بله قربان.‬

2015
02:22:11,458 --> 02:22:13,250
‏‫- درود بر اوکراین.‬
‏‫- درود بر قهرمانان.‬

2016
02:22:14,416 --> 02:22:15,416
‏‫افتخار نصیب منه.‬

2017
02:22:17,083 --> 02:22:18,541
‏‫افتخار نصیب منه.‬

2018
02:22:23,791 --> 02:22:24,958
‏‫درود بر اوکراین.‬

2019
02:22:25,625 --> 02:22:27,250
‏‫درود بر قهرمانان.‬

2020
02:22:29,833 --> 02:22:34,291
‏‫نشان افتخار تقدیم می‌شود‬
‏‫به ماکسیم یانوویچ خولودنی.‬

2021
02:22:36,708 --> 02:22:38,499
‏‫جناب مدیر، سرهنگ دوم خولودنی.‬

2022
02:22:38,500 --> 02:22:40,333
‏‫از خدمتت ممنونم.‬

2023
02:22:41,333 --> 02:22:42,750
‏‫من خادم ملت اوکراین هستم.‬

2024
02:22:46,375 --> 02:22:48,374
‏‫نشان عزم راسخ. درجه یک.‬

2025
02:22:48,375 --> 02:22:51,791
‏‫تقدیم می‌شود به گروهبان دوم‬
‏‫موری جورج سیبروک.‬

2026
02:22:56,500 --> 02:22:57,625
‏‫تبریک می‌گم.‬

2027
02:22:58,625 --> 02:22:59,541
‏‫ممنونم.‬

2028
02:23:09,166 --> 02:23:12,957
‏‫نشان شجاعت. درجه دو.‬
‏‫تقدیم به همرزم «سید».‬

2029
02:23:12,958 --> 02:23:14,874
‏‫- حاضر.‬
‏‫- تقدیم به فرمانده.‬

2030
02:23:14,875 --> 02:23:15,791
‏‫بله قربان.‬

2031
02:23:18,541 --> 02:23:20,332
‏‫- درود بر اوکراین.‬
‏‫- درود بر قهرمانان.‬

2032
02:23:20,333 --> 02:23:22,708
‏‫تبریک می‌گم همرزم سید.‬

2033
02:23:24,375 --> 02:23:25,458
‏‫افتخار نصیب منه.‬

2034
02:23:26,958 --> 02:23:28,708
‏‫من خادم ملت اوکراین هستم.‬

2035
02:23:37,875 --> 02:23:39,250
‏‫یه چیز دیگه.‬

2036
02:23:43,791 --> 02:23:47,040
‏‫یک سلاح تشویقی از طرف‬
‏‫وزارت دفاع اوکراین‬

2037
02:23:47,041 --> 02:23:50,083
‏‫تقدیم می‌شود به همرزم «سووا».‬

2038
02:23:51,166 --> 02:23:53,665
‏‫- حاضر.‬
‏‫- تقدیم به فرمانده.‬

2039
02:23:53,666 --> 02:23:54,583
‏‫بله قربان.‬

2040
02:23:57,583 --> 02:23:59,832
‏‫- درود بر اوکراین.‬
‏‫- درود بر قهرمانان.‬

2041
02:23:59,833 --> 02:24:01,666
‏‫همرزم سووا، تبریک می‌گم.‬

2042
02:24:02,458 --> 02:24:03,458
‏‫لیاقتش رو داری.‬

2043
02:24:05,916 --> 02:24:07,041
‏‫افتخار نصیب منه.‬

2044
02:24:10,375 --> 02:24:12,125
‏‫من خادم ملت اوکراین هستم.‬

2045
02:24:36,375 --> 02:24:39,540
‏‫خدا با ماست. حقیقت با ماست.‬

2046
02:24:39,541 --> 02:24:42,083
‏‫برادران رزمنده من، پیش به سوی پیروزی.‬

2047
02:24:52,125 --> 02:24:54,415
‏‫به داشتن برادری مثل تو افتخار می‌کنم.‬

2048
02:24:54,416 --> 02:24:56,375
‏‫به داشتن فرمانده‌ای مثل تو افتخار می‌کنم.‬

2049
02:25:04,333 --> 02:25:05,166
‏‫همرزم سید.‬

2050
02:25:06,041 --> 02:25:07,208
‏‫فکر کنم این مال توئه.‬

2051
02:25:09,958 --> 02:25:11,416
‏‫فکر کنم حقته.‬

2052
02:25:12,458 --> 02:25:13,291
‏‫ممنونم.‬

2053
02:25:32,458 --> 02:25:35,541
‏‫حتی یک سرباز هم‬
‏‫در این عملیات از دست نرفت.‬

2054
02:25:37,583 --> 02:25:40,124
‏‫سیا موفق شد مامور مخفی‌اش را‬

2055
02:25:40,125 --> 02:25:42,375
‏‫در راس دولت روسیه حفظ کند.‬

2056
02:25:47,250 --> 02:25:50,083
‏‫آدری شجاع‬
‏‫سالم به خانه بازگشت.‬

2057
02:25:51,041 --> 02:25:53,416
‏‫او هنوز در مناطق خطرناک کار می‌کند.‬

2058
02:25:58,250 --> 02:26:00,875
‏‫وایکینگ همان روز پدر شد.‬

2059
02:26:06,375 --> 02:26:10,083
‏‫سووا به خودش مسلط شد‬
‏‫و از دوست‌دخترش خواستگاری کرد.‬

2060
02:26:20,333 --> 02:26:23,458
‏‫یولیا بالاخره به آغوش خانواده‌اش برگشت.‬

2061
02:27:05,291 --> 02:27:08,040
‏‫و دارینا و دیترویت‬
‏‫به کارهای مخفیانه‌شان ادامه دادند‬

2062
02:27:08,041 --> 02:27:09,958
‏‫در مناطق اشغالی.‬

2063
02:27:26,625 --> 02:27:27,999
‏‫دنیا تغییر کرده.‬

2064
02:27:28,000 --> 02:27:29,291
‏‫و ما هم با آن تغییر کردیم.‬

2065
02:27:29,916 --> 02:27:32,666
‏‫تمام دردهایمان... جایی نرفت.‬

2066
02:27:33,541 --> 02:27:35,375
‏‫فقط تبدیل به نقطه قوتمان شد.‬

2067
02:27:36,250 --> 02:27:37,916
‏‫ما را به کسی که هستیم تبدیل کرد.‬

2068
02:27:38,833 --> 02:27:41,416
‏‫ملتی از مردم قوی و شجاع.‬

2069
02:27:42,458 --> 02:27:44,208
‏‫چون اتحاد، قدرت ماست.‬

2070
02:27:45,083 --> 02:27:47,832
‏‫و دیگر «من» و «تو»یی وجود ندارد.‬

2071
02:27:47,833 --> 02:27:49,333
‏‫فقط «ما» هستیم.‬

2072
02:28:08,333 --> 02:28:11,750
‏‫تقدیم به یاد‬
‏‫تمام مدافعان جان‌باخته‬

2073
02:28:14,083 --> 02:28:17,666
‏‫انتقام خواهیم گرفت‬

2074
02:28:53,041 --> 02:28:56,583
‏‫هی، صدای عقاب کارپاتی هم هست.‬

2075
02:28:57,833 --> 02:29:00,583
‏‫نه، صدای دریا رو یکم بیشتر نگه دار.‬

2076
02:29:01,791 --> 02:29:03,041
‏‫برو، برو، برو.‬

2077
02:29:04,458 --> 02:29:05,500
‏‫یالا، بزن بریم.‬

2078
02:29:09,000 --> 02:29:15,000
FilmYar

