﻿1
00:00:03,000 --> 00:00:33,000
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

2
00:00:35,000 --> 00:00:57,000

3
00:01:08,000 --> 00:01:33,000

4
00:02:02,080 --> 00:02:04,875
آخرین قطار به مقصد فورچون ساعت ۱۲:۰۵ از اینجا حرکت کرد،

5
00:02:05,042 --> 00:02:06,710
نه، تو تا ساعت ۱۲:۱۵ اینجا نبودی،

6
00:02:07,085 --> 00:02:09,921
من این را می‌دانم، چون آن موقع است که شروع به خلوت کردن اینجا می‌کنم،

7
00:02:10,088 --> 00:02:12,507
قطار بعدی به مقصد فورچون تا یک هفته‌ی دیگر به اینجا نمی‌آید،

8
00:02:12,674 --> 00:02:16,011
حالا، اینکه چطور اون زمان رو بگذرونی به خودت مربوطه،

9
00:02:16,386 --> 00:02:19,348
فقط دارم میگم اون آقایی که به اندازه کافی مهربون بود

10
00:02:19,514 --> 00:02:22,851
تا من را به این ایستگاه راه آهن منتقل کند،

11
00:02:23,018 --> 00:02:28,148
او به من اطمینان داد که قطار به مقصد فورچون ساعت ۱:۰۵ بعد از ظهر حرکت می‌کند،

12
00:02:28,440 --> 00:02:31,318
- و او به تو اشتباه گفت، - من چه کار باید بکنم؟

13
00:02:31,485 --> 00:02:36,448
من فقط باید حداکثر تا دوشنبه صبح در فورچون باشم،

14
00:02:36,615 --> 00:02:39,701
پرستون سیتی فقط حدود یک مایل از آن طرف‌تر است،

15
00:02:39,993 --> 00:02:42,412
اونجا یه محل نگهداری اسب هست، و می‌تونی یه اسب بگیری،

16
00:02:42,579 --> 00:02:44,956
از پرستون تا فورچون دو روز راهه،

17
00:02:45,123 --> 00:02:46,583
تو کارت‌هاتو درست بازی می‌کنی،

18
00:02:46,750 --> 00:02:49,086
تقریباً همین یکشنبه، می‌توانید آنجا بدوید،

19
00:02:49,711 --> 00:02:52,798
اما نمیذاشتم هیچ علفی زیر پات سبز بشه، یه حرکتی به جلو میزدم

20
00:03:24,037 --> 00:03:25,539
غرب وحشی،

21
00:03:28,166 --> 00:03:35,090
خب، آقایان، خانم‌ها، بهتر است چند لحظه استراحت کنیم،

22
00:03:35,507 --> 00:03:38,885
ما یک پیاده‌روی طولانی و گرم در پیش داریم،

23
00:03:46,643 --> 00:03:52,149
شاید چند صفحه از آثار هومر به ما نیرو و الهام ببخشد.

24
00:03:53,024 --> 00:03:56,194
برای سفر پر فراز و نشیب پیش رویمان،

25
00:03:59,364 --> 00:04:00,991
چی شیطان؟

26
00:04:02,701 --> 00:04:07,289
اوه، اگر نمی‌دانستم، قسم می‌خوردم که جای گلوله بوده،

27
00:04:07,456 --> 00:04:09,583
- برنگرد، - این یه جای گلوله‌ست!

28
00:04:09,750 --> 00:04:12,461
- خدای من، دارند از من دزدی می‌کنند، - گفتم رو برنگردان!

29
00:04:12,627 --> 00:04:17,048
فقط یه واکنش غیرارادی بود، آقا، نه، قصد بدی داشتم،

30
00:04:17,215 --> 00:04:19,259
- جیب‌هاتو خالی کن، - اوه، خب، من که چیزی ندارم،

31
00:04:19,426 --> 00:04:22,679
پس بله، خواهش می‌کنم، آقا، من خیلی قلقلکی هستم،

32
00:04:22,846 --> 00:04:26,767
اوه، نه آقا خواهش می‌کنم، این تمام پولیه که دارم، این همه چیزه، خدایا!

33
00:04:27,267 --> 00:04:32,063
- اشیاء قیمتی‌ات را به من بده، - من فقط انگشتر مدرسه‌ام را اینجا دارم، اینجا،

34
00:04:34,357 --> 00:04:35,776
و ساعت،

35
00:04:36,109 --> 00:04:38,820
شما که مطمئناً این ساعت قدیمی را نمی‌خواهید آقا،

36
00:04:38,987 --> 00:04:42,032
بی‌ارزش است و قلابش شکسته،

37
00:04:42,199 --> 00:04:46,203
فقط به دلایل احساسی نگهش می‌دارم، مال پدرم بوده،

38
00:04:46,369 --> 00:04:48,955
نسل به نسل منتقل شد،

39
00:04:49,122 --> 00:04:50,665
پدر عزیزم که از دنیا رفت،

40
00:04:50,832 --> 00:04:53,460
او مهمترین فرد دنیا برای من بود

41
00:04:53,627 --> 00:04:55,962
- و مهربان و دانشمند... - خفه شو!

42
00:04:56,129 --> 00:04:58,298
پدرم آن ساعت را برای من حکاکی کرده بود

43
00:04:58,465 --> 00:05:00,509
با نقل قول الهام بخش مورد علاقه اش،

44
00:05:00,675 --> 00:05:02,052
توی کیسه‌ها چی هست؟

45
00:05:02,677 --> 00:05:06,306
اوه، آقا، التماس می‌کنم آقا، شما چیزی که توی اون کیفه رو نمی‌خواید،

46
00:05:06,681 --> 00:05:10,352
این، این بی‌ارزشه، فقط، اوه، نه...

47
00:05:10,519 --> 00:05:11,603
- اوه، کتاب‌ها؟! - آره،

48
00:05:12,187 --> 00:05:14,481
اینجا هیچی نیست جز کتاب‌های احمقانه،

49
00:05:14,648 --> 00:05:17,359
بله، آنها فقط کتاب‌های احمقانه‌ای هستند، کاملاً حق با شماست،

50
00:05:17,526 --> 00:05:19,986
- شما فروشنده‌اید؟ - نه آقا، من معلم هستم.

51
00:05:20,987 --> 00:05:22,280
یه پدا... چی؟

52
00:05:23,365 --> 00:05:26,284
- یه مربی، - ها؟

53
00:05:26,910 --> 00:05:32,833
- آقا؟ من مدیر مدرسه هستم، - مدرسه، مدرسه‌ی لعنتی، حالا، حرکت کن،

54
00:05:35,043 --> 00:05:38,338
- خواهش می‌کنم، آقا، ساعت دست شماست... - گفتم خفه شو،

55
00:05:42,509 --> 00:05:47,973
اوه، چکمه، نه لیوایز، فقط یه مشت آشغال بنفشه، معمولی،

56
00:05:48,139 --> 00:05:51,059
بله، این فقط لباس زیر منه، آقا، شما مطمئناً...

57
00:05:52,185 --> 00:05:54,062
حالا، اگر می‌دانید چه چیزی برای شما خوب است،

58
00:05:54,229 --> 00:05:56,565
تو همینجوری همونجا میشینی تا وقتی که من از اینجا برم بیرون،

59
00:05:56,731 --> 00:05:57,983
فهمیدی پیرمرد؟

60
00:05:58,149 --> 00:06:00,694
من همیشه ساکت و بی‌حرکت خواهم ماند، قول می‌دهم،

61
00:06:18,086 --> 00:06:20,046
معذرت می‌خوام، آقا، آقا، آقا!

62
00:06:20,964 --> 00:06:25,010
اگر اجازه دهید فقط یک لحظه دیگر وقتتان را قرض بگیرم،

63
00:06:26,553 --> 00:06:27,596
وای!

64
00:06:30,891 --> 00:06:34,978
- عالی اسکات، هدف‌گیری فوق‌العاده‌ای داشتی، آقا! - سعی نکن منو بزرگ جلوه بدی،

65
00:06:35,145 --> 00:06:37,898
حالا یا عقلت درست نیست یا آرزوی مرگ داری،

66
00:06:38,273 --> 00:06:41,109
اوه، خب، باور کن، در شرایط عادی

67
00:06:41,568 --> 00:06:47,157
من هرگز از چنین فرمان قاطعی سرپیچی نمی‌کنم، اما افسوس که ناامیدم،

68
00:06:47,532 --> 00:06:49,409
و همه ما می‌دانیم که بقراط چه گفته است،

69
00:06:51,536 --> 00:06:54,748
- کی؟ - تو که هیپ رو می‌شناسی... به هر حال...

70
00:06:55,290 --> 00:06:59,669
او گفت دوران سخت، اقدامات سخت را می‌طلبد،

71
00:07:00,962 --> 00:07:03,340
نه؟ خب، مهم نیست،

72
00:07:03,506 --> 00:07:06,968
فقط دارم میگم که هیچوقت انقدر گستاخ نمیشم که سرنوشت رو اینجوری وسوسه کنم

73
00:07:07,135 --> 00:07:09,763
اگر من چنین مرد ناامید و درمانده ای نبودم،

74
00:07:10,347 --> 00:07:11,598
داری تبدیل به یه آدم مرده میشی،

75
00:07:11,973 --> 00:07:15,810
باید مشخص کنم، فکر می‌کردم قرار است به فورچون بروم.

76
00:07:15,977 --> 00:07:18,939
و متاسفانه آخرین قطار را از دست دادم،

77
00:07:19,105 --> 00:07:21,483
و من باید تا دوشنبه در فورچون باشم،

78
00:07:21,650 --> 00:07:25,111
بنابراین، یک معلم نمی‌تواند برای اولین روز مدرسه دیر بیاید،

79
00:07:25,987 --> 00:07:31,117
چطوره یه پیشنهاد تجاری بهت بدم؟

80
00:07:33,495 --> 00:07:37,374
- چی؟ - منظورم اینه که، لطفا جسارت منو ببخش،

81
00:07:37,540 --> 00:07:40,794
اما کاملاً واضح به نظر می‌رسد که شما مردی هستید که به پول نیاز دارید،

82
00:07:41,670 --> 00:07:44,381
منظورم اینه که، تو همین الانش هم هرچی داشتم ازم گرفتی،

83
00:07:44,756 --> 00:07:49,552
اما وقتی به فورچون رسیدیم، می‌تونم بهت غرامت بیشتری پیشنهاد بدم،

84
00:07:49,719 --> 00:07:53,682
- کی به فورچون میرسیم؟ - دقیقاً، بله،

85
00:07:54,140 --> 00:07:57,852
می‌بینی، من استاد بخت و اقبال مدرسه جدید هستم،

86
00:07:58,019 --> 00:08:00,814
به محض ورودم، مقرری در انتظارم است،

87
00:08:00,981 --> 00:08:03,733
حقوق ماه اولم را به طور کامل،

88
00:08:04,484 --> 00:08:08,989
اگر بتوانید من را به موقع برای زنگ صبح دوشنبه به فورچون برسانید،

89
00:08:09,531 --> 00:08:12,951
من همیشه با کمال میل آن را به شما منتقل خواهم کرد،

90
00:08:17,122 --> 00:08:19,416
- چقدر؟ - حقوق یک ماه،

91
00:08:19,582 --> 00:08:21,751
برای یک سفر دو روزه به فورچون،

92
00:08:30,010 --> 00:08:31,469
آقا، ما به توافق رسیدیم؟

93
00:08:37,642 --> 00:08:40,353
اوه، خدای من، من الان اونجام، آقا،

94
00:08:45,400 --> 00:08:47,152
سلام؟ سلام، آقا،

95
00:08:47,902 --> 00:08:51,239
هی، شما توافق کردید که من ذره‌ای دردسرساز نخواهم بود،

96
00:08:51,781 --> 00:08:53,575
من یک همراه مسافرتی عالی هستم،

97
00:08:53,867 --> 00:08:56,536
من چند کتاب فوق‌العاده برای سفر دارم،

98
00:08:56,911 --> 00:09:00,415
من هیچ علاقه‌ای به خوندن ندارم، چی؟

99
00:09:00,957 --> 00:09:04,085
خب، شاید شما فقط کتاب‌های درست را نمی‌خوانید،

100
00:09:04,252 --> 00:09:09,674
منظورم اینه که، می‌دونی، خوندنش یه هدیه‌ست، تخیل رو به چالش می‌کشه

101
00:09:09,841 --> 00:09:14,429
و فرد را قادر می‌سازد زندگی‌های بسیار و ماجراجویی‌های بی‌شماری را تجربه کند،

102
00:09:14,596 --> 00:09:17,932
من ماجراجویی‌های واقعی را تجربه می‌کنم، نیازی ندارم درباره ماجراجویی‌های کس دیگری بخوانم،

103
00:09:21,978 --> 00:09:23,563
اسب داری؟

104
00:09:23,730 --> 00:09:27,484
خب، خب، امم، این بخشی از مشکله، می‌فهمی؟

105
00:09:28,109 --> 00:09:29,778
آه، قرار بود سوار قطار شوم،

106
00:09:30,570 --> 00:09:33,073
اما من خیلی خوشحال میشم که فقط کنار مال تو قدم بزنم،

107
00:09:33,448 --> 00:09:34,741
تو خوش شانسی،

108
00:09:35,200 --> 00:09:37,285
خب، من اتفاقاً دارم از فورچون رد می‌شم،

109
00:09:37,452 --> 00:09:38,369
بله،

110
00:09:39,287 --> 00:09:42,207
و اگر، و تو بخواهی تمام آن راه را کنار اسب من راه بروی،

111
00:09:44,084 --> 00:09:45,585
فکر کنم کار خودته،

112
00:09:47,837 --> 00:09:49,881
اما اگر یک کلمه در مورد اینکه من تو را سرپا نگه داشته‌ام، صحبت کنی،

113
00:09:50,048 --> 00:09:52,383
سرت را از روی شانه‌های دراز و باریکت جدا می‌کنم،

114
00:09:53,384 --> 00:09:55,970
نترس، لب‌هایم بسته شده‌اند،

115
00:09:56,137 --> 00:09:58,973
من تا ابد مدیون تو هستم، خیلی خیلی ممنونم،

116
00:10:01,643 --> 00:10:08,525
من درست پشت سرت میام، اوه، ببین، صبر کن آقا، خدایا،

117
00:10:20,411 --> 00:10:21,621
صبر کن!

118
00:10:39,764 --> 00:10:40,682
بیا بریم،

119
00:10:43,518 --> 00:10:45,812
این قطعاً یه اسبه، قربان،

120
00:10:52,360 --> 00:10:56,531
اشکالی نداره، من اینو دارم، دارم پیگیری می‌کنم،

121
00:10:58,867 --> 00:11:01,536
سعی نکن مهارت ناوبری خودت را زیر سوال ببری،

122
00:11:01,703 --> 00:11:06,249
اما دنبال کردن خطوط راه آهن خیلی آسان تر نخواهد بود،

123
00:11:06,416 --> 00:11:08,960
ما داریم یه میانبر می‌زنیم، اونا رو پشت سر بذار،

124
00:11:09,502 --> 00:11:12,255
- منظورت چیه که ولشون کنی؟ - گفتم ولشون کنی،

125
00:11:12,380 --> 00:11:14,549
- دارن سرعتمون رو کم می‌کنن، - باشه،

126
00:11:16,551 --> 00:11:19,012
من می‌توانم در فورچون لباس زیر جدید بخرم،

127
00:11:19,179 --> 00:11:23,641
بله، اما کتاب‌های من، نه، کتاب‌های من جایگزین‌ناپذیرند، آقا،

128
00:11:24,058 --> 00:11:25,393
من هرگز این کتاب‌ها را رها نخواهم کرد،

129
00:11:25,560 --> 00:11:27,437
منظورم این است که معلم بدون کتاب به چه دردی می‌خورد؟

130
00:11:28,104 --> 00:11:31,524
خب، تو داری میری، هیچکس یه ریال هم بابت اون کتابای لعنتی نمیده،

131
00:11:31,691 --> 00:11:34,944
با احترام باید موافقت کنم که مخالفم،

132
00:11:35,320 --> 00:11:39,616
تنها هدف من از سفر از انگلستان به دنیای جدید

133
00:11:39,991 --> 00:11:42,535
قرار بود به بچه‌های بی‌سرپرستِ بخت و اقبال بیاموزد،

134
00:11:43,536 --> 00:11:48,208
هی، الان داری چیکار می‌کنی؟ نمی‌تونم بذارم کتاب‌هامو برداری،

135
00:11:48,583 --> 00:11:51,211
شما، شما نمی‌توانید این کار را بکنید، آقا، شما، شما نباید این کار را بکنید،

136
00:11:51,711 --> 00:11:54,756
خواهش می‌کنم! منظورم این است که هر چه هستم در این کتاب‌ها هست، آقا!

137
00:11:54,923 --> 00:11:57,508
من باید آنها را برای تدریس داشته باشم، لطفا،

138
00:11:58,676 --> 00:12:01,971
اوه، اوه، ایده فوق‌العاده‌ایه،

139
00:12:02,847 --> 00:12:06,726
اوه، متشکرم، اوه، بله، اسب‌های زین‌دار،

140
00:12:06,893 --> 00:12:09,771
دارم فکر می‌کنم که اونا برای چی بودن، فوق‌العاده!

141
00:12:10,605 --> 00:12:13,900
شما مرد بسیار منطقی هستید، آقای ...

142
00:12:15,401 --> 00:12:18,613
فکر نمی‌کنم اسمتون رو درست متوجه شده باشم، آقا...

143
00:12:19,572 --> 00:12:21,991
باشه، من اول میرم،

144
00:12:22,700 --> 00:12:26,663
اسم من سیسیل کالدکوت پیچ تری سوم از لندن، انگلستان است.

145
00:12:26,829 --> 00:12:33,461
- در خدمت شما، آقا، و شما ... - دولی، جدیدیا دولی،

146
00:12:33,628 --> 00:12:35,296
اما هرگز اسم مرا به کسی نگو،

147
00:12:35,421 --> 00:12:39,634
بله، مامان حرف حسابه، مامان حرف حسابه،

148
00:12:40,176 --> 00:12:44,764
آقای دولی، واضح است که ما انگلیسی‌ها تصور غلطی را در ذهن خود پرورش داده‌ایم.

149
00:12:44,931 --> 00:12:46,057
از آمریکایی‌های شما،

150
00:12:46,224 --> 00:12:49,102
منظورم این است که داستان‌هایی که درباره غرب بی‌قانون آمریکا می‌شنویم،

151
00:12:49,477 --> 00:12:51,896
منظورم واضحاً مزخرف، اشتباه،

152
00:12:52,063 --> 00:12:55,275
در واقع شما آدم‌های مهربان و دلسوزی هستید،

153
00:12:55,441 --> 00:12:57,568
اوه، ما خیلی صمیمی نیستیم، بهتره سریع سوار شیم،

154
00:12:57,735 --> 00:13:00,029
- ببخشید؟ - زود سوار شو،

155
00:13:02,448 --> 00:13:04,993
- اون دو تا آقا رو می‌شناسی؟ - آقایون، اونا که نیستن،

156
00:13:05,159 --> 00:13:07,078
حالا تکون بخور، عجله کن پیرمرد،

157
00:13:07,245 --> 00:13:08,538
- درست، درست، درست، - بفرمایید!

158
00:13:08,705 --> 00:13:11,291
- پاتو بذار رو زین، - من تا حالا سوار اسب نر نشده‌ام،

159
00:13:11,457 --> 00:13:13,918
- یه دقیقه صبر کن، - یه دقیقه هم وقت نداریم، بلند شو!

160
00:13:16,754 --> 00:13:19,841
- یه لحظه صبر کن، این نمی‌تونه درست باشه، - یالا!

161
00:13:39,110 --> 00:13:43,698
آخ! داری منو شلاق میزنی؟ آقای دولی، دارن میان دنبالم،

162
00:13:48,161 --> 00:13:51,497
- حالا دارن بهمون شلیک می‌کنن، - خب، پس گورتو گم کن، لعنت بهش!

163
00:14:04,635 --> 00:14:06,763
- بیا، به سمت چپت خم شو، - حالم بد است،

164
00:14:06,929 --> 00:14:08,973
دیگرت سمت چپ، بیا!

165
00:14:11,976 --> 00:14:17,857
- منظورم اینه که، ما از دستشون دادیم، - آفرین، قلدر! خدای من!

166
00:14:18,024 --> 00:14:20,193
حواست باشه کجا داری شلیک می‌کنی، احمق!

167
00:14:40,797 --> 00:14:45,301
- حالت خوبه؟ - اوه، خب، خیلی هیجان‌انگیز بود،

168
00:14:45,843 --> 00:14:47,637
آه، بله، آنها بودند، بله،

169
00:14:47,804 --> 00:14:51,724
چرا انقدر به اون سمت نگاه می‌کنی؟ برگرد سر جات،

170
00:14:51,891 --> 00:14:53,601
- لعنت بهت، - وای!

171
00:14:56,020 --> 00:14:58,231
دلم گرفته، دلم گرفته، بفرمایید،

172
00:14:59,107 --> 00:15:02,443
بیا، دوباره بلند شو، این دفعه درست انجامش بده،

173
00:15:02,610 --> 00:15:09,325
خدایا، بگو آن اراذل و اوباش که بودند؟ چه می‌خواستند؟

174
00:15:10,660 --> 00:15:12,203
یعنی به نظر من اینطور میاد

175
00:15:12,370 --> 00:15:15,164
که شاید روش متمدنانه‌تری پیدا کرده باشند

176
00:15:15,331 --> 00:15:18,793
از رسیدگی به اوضاع،

177
00:15:20,378 --> 00:15:26,217
منظورم این است که، شاید اگر با آنها گفتگوی مودبانه‌ای داشتیم،

178
00:15:26,759 --> 00:15:29,137
شاید آنها به دلایل گوش می‌دادند،

179
00:15:29,846 --> 00:15:32,974
تو معلمی؟ کلی چیز هست که باید یاد بگیری پیرمرد،

180
00:15:36,144 --> 00:15:39,564
خب، این قطعاً بیشتر از چیزیه که ما انتظار داشتیم،

181
00:15:39,897 --> 00:15:42,900
ما قبلاً در ایستگاه راه آهن رها شده ایم،

182
00:15:43,317 --> 00:15:47,363
توسط راهزنان مورد تهدید اسلحه قرار گرفته و تعقیب و تیراندازی شده است،

183
00:15:47,738 --> 00:15:50,533
آه، کاش پدر می‌توانست الان ما را ببیند،

184
00:15:50,700 --> 00:15:55,788
به جرات میتونم بگم یه حس نشاط خاصی به آدم میده،

185
00:15:56,873 --> 00:15:58,833
ما، ما کی هستیم؟

186
00:15:59,000 --> 00:16:02,837
اوه، چرا ویلیام شکسپیر، آلفرد لرد تنیسون،

187
00:16:03,171 --> 00:16:07,258
چارلز دیکنز، هنری دیوید ثورو، جین آستن،

188
00:16:07,425 --> 00:16:10,511
- چه کسی؟ - نویسندگان کتاب‌های من،

189
00:16:11,137 --> 00:16:14,140
اونا مثل خانواده من هستن، منظورم اینه که مطمئناً اسم بعضی‌هاشون رو شنیدی،

190
00:16:14,307 --> 00:16:17,101
نه، من تا حالا اسم هیچ کدوم از این‌ها رو نشنیدم،

191
00:16:17,268 --> 00:16:21,481
خدای من، سه‌گانه منفی، فکر کنم منظورت این بود که،

192
00:16:21,856 --> 00:16:24,984
من تا حالا اسم هیچکدومشون رو نشنیدم،

193
00:16:26,235 --> 00:16:29,071
هی، اگه، و می‌خوای این سفر خوب و بی‌دردسر پیش بره،

194
00:16:29,238 --> 00:16:31,991
دیگه هیچوقت منظورم رو بهم نگو، فهمیدی؟!

195
00:16:32,158 --> 00:16:35,953
بله، ببخشید، ببخشید، بله، البته، اجبار عادت حرفه‌ای،

196
00:16:36,621 --> 00:16:39,999
منظورم اینه که، سعی می‌کنم، آره، تمام تلاشم رو می‌کنم،

197
00:16:40,166 --> 00:16:43,461
- خیلی تلاش کن، ها؟ - ببخشید، ببخشید،

198
00:16:49,759 --> 00:16:52,929
البته، می‌دونی، چون تک فرزندی،

199
00:16:53,095 --> 00:16:56,641
من همراهی یک خواهر یا برادر را نداشتم،

200
00:16:57,308 --> 00:17:04,357
پس به کتاب‌ها پناه بردم، شخصیت‌ها برایم بسیار زنده بودند،

201
00:17:04,857 --> 00:17:08,444
منظورم این است که، نمی‌گویم که من بچه‌ی تنهایی بودم،

202
00:17:08,611 --> 00:17:13,324
کاملاً برعکس، مادرم خیلی اجتماعی بود،

203
00:17:13,783 --> 00:17:16,619
شگفت‌انگیزترین شام‌هایی که او داد،

204
00:17:16,786 --> 00:17:21,707
من با خارق‌العاده‌ترین افراد از تمام اقشار جامعه آشنا شدم،

205
00:17:21,874 --> 00:17:24,752
مهمانی شام فوق‌العاده‌ای که او ترتیب داد را به یاد دارم

206
00:17:25,378 --> 00:17:28,339
و یک رهبر ارکستر بسیار مشهور را، در واقع برای شام، دعوت کرد،

207
00:17:29,298 --> 00:17:32,176
او باد معده‌اش را بیرون داد، و ما داشتیم می‌خندیدیم، مجبور شدیم اتاق را ترک کنیم،

208
00:17:32,343 --> 00:17:35,096
- هی، هی، هی، - چی؟

209
00:17:35,263 --> 00:17:38,933
ساکت باش، خیلی آروم بلند شو، انگار...

210
00:17:40,017 --> 00:17:42,019
- برای چی؟ - بلند شو،

211
00:17:50,570 --> 00:17:51,696
حرکت ناگهانی ممنوع، باشه؟

212
00:17:51,862 --> 00:17:54,407
نمی‌خوام این مرد رو بترسونم، هوودی!

213
00:17:55,449 --> 00:17:56,951
پروردگارا! او دارد به ما نزدیک می‌شود،

214
00:17:57,118 --> 00:17:58,828
فقط به او لبخند بزن، بگذار من حرف بزنم،

215
00:18:18,764 --> 00:18:22,351
اوه بله، پارچه پشمی تویید از لندن،

216
00:18:24,353 --> 00:18:25,521
پشم خوب،

217
00:18:36,532 --> 00:18:38,367
حرکتی نکن،

218
00:18:39,744 --> 00:18:42,705
- باشه، بی‌حرکت بمون، - خدای من، چی می‌خواد؟

219
00:18:43,080 --> 00:18:45,458
او به ما اطلاع خواهد داد، سپس خواهد رفت، امیدوارم،

220
00:18:45,833 --> 00:18:48,377
اوه، این کتاب‌های من است، او نمی‌تواند کتاب‌های من را داشته باشد،

221
00:18:48,544 --> 00:18:49,587
من این را به او نمی‌گفتم،

222
00:18:50,546 --> 00:18:54,592
کتاب‌هایی که دوست دارید، قشنگند، انتخاب خودتان را بکنید،

223
00:18:54,759 --> 00:18:56,927
اوه، تشویقش نکن، آقای دولی،

224
00:18:57,094 --> 00:19:00,181
- دامت رو ببند، - اما اون نمی‌تونه اونا رو داشته باشه، من ممنوعش می‌کنم!

225
00:19:00,348 --> 00:19:03,476
به حرفش گوش نده، رئیس، هرچی می‌خوای بردار،

226
00:19:05,019 --> 00:19:05,936
عالی،

227
00:19:07,563 --> 00:19:08,814
اگر حتماً باید کتاب داشته باشید،

228
00:19:13,944 --> 00:19:15,488
من این یکی رو پیشنهاد می‌کنم،

229
00:19:15,988 --> 00:19:17,323
این یک اثر بنیادین است،

230
00:19:22,453 --> 00:19:23,454
چی؟

231
00:19:23,621 --> 00:19:26,165
هنوز هم می‌توانی آن را بخوانی، فقط اطراف سوراخ را می‌خوانی،

232
00:19:27,541 --> 00:19:28,542
نه،

233
00:19:33,297 --> 00:19:36,884
این را دوست خواهی داشت، والدن، هنری دیوید ثورو،

234
00:19:37,051 --> 00:19:39,887
بله، این درباره یک طبیعت‌گرای شبیه به شماست،

235
00:19:40,054 --> 00:19:41,347
حالا کتاب یک بازتاب است

236
00:19:41,514 --> 00:19:44,141
از زندگی ساده در محیط طبیعی، پرهپس،

237
00:19:44,308 --> 00:19:46,060
او نمی‌تواند تو را درک کند،

238
00:19:47,687 --> 00:19:49,647
ثورو؟

239
00:19:50,189 --> 00:19:51,774
من آن را خوانده‌ام،

240
00:19:53,567 --> 00:19:56,445
می‌بینید، آقای دولی با مطالعه فرهنگ‌های اطراف را متحد می‌کند...

241
00:20:01,242 --> 00:20:02,326
نه، خواهش می‌کنم،

242
00:20:02,702 --> 00:20:05,121
دیکنز من را می‌خواهی؟

243
00:20:05,454 --> 00:20:07,915
فهمیدی رئیس، مال خودت رفیق،

244
00:20:08,082 --> 00:20:09,750
می‌ترسم از آن یکی خوشت نیاید،

245
00:20:09,917 --> 00:20:13,129
خیلی خیلی فشرده‌ست، اوه، شخصیت‌های زیادی داره،

246
00:20:13,295 --> 00:20:18,092
خیلی سخته فهمیدنش، نه، اوه، برای من؟

247
00:20:18,259 --> 00:20:22,596
بگیرش، - رئیس، لطفا،

248
00:20:26,392 --> 00:20:27,727
این چیست؟

249
00:20:43,826 --> 00:20:47,329
این برای کام من خیلی ترش است، خب، بهت میگم که توجه کنی

250
00:20:47,496 --> 00:20:51,751
آن آقا همین الان با آثار منتخب دیکنز رفت،

251
00:20:51,917 --> 00:20:55,212
و برای چی؟ یه کیسه کوچیک توت ترش،

252
00:20:55,671 --> 00:20:58,758
خب، به نظر من، این به سختی مبادله‌ی ارزشمندی است،

253
00:20:59,216 --> 00:21:01,010
من کاملاً غمگینم،

254
00:21:02,386 --> 00:21:06,348
اوه، داری قلبمو میشکنی، حالا تکون بخور،

255
00:21:14,982 --> 00:21:20,362
- این قسمت من رو یاد وال‌ها میندازه، - ماهی بزرگ؟

256
00:21:22,448 --> 00:21:24,742
نه، کشور نهنگ‌ها،

257
00:21:42,384 --> 00:21:46,388
می‌دونی، با این حال، ما در سوگ از دست دادن چارلز دیکنز عزیزمان هستیم،

258
00:21:46,764 --> 00:21:52,394
حداقل ما ویلیام شکسپیر را داریم که به روحمان نشاط ببخشد،

259
00:21:52,686 --> 00:21:57,024
وقتی با شاعر پیر سفر می‌کنی، یه جور ادب و نزاکت خاصی حس میشه،

260
00:21:57,566 --> 00:21:59,235
- مگه قبول نمی‌کنی؟ - ها؟

261
00:22:00,569 --> 00:22:04,073
دوست داری بخونیش؟ منظورم اینه که خیلی خوشمزه‌ست،

262
00:22:04,240 --> 00:22:07,117
تنها چیز خوشمزه‌ای که الان دلم می‌خواد یه خرگوش فریکاسیِ،

263
00:22:08,077 --> 00:22:10,120
ببینیم اگه نمی‌تونیم قبل از اینکه هوا خیلی تاریک بشه یکی‌شون رو بکشیم،

264
00:22:10,538 --> 00:22:14,667
چی؟ منظورت چیه بکشم؟ منظورت مرده‌ست؟

265
00:22:21,382 --> 00:22:26,011
خدای من، شما که نظافتچی من، خانم ویلبرفورس، را می‌شناسید،

266
00:22:26,178 --> 00:22:29,849
او تمام غذاهای من را آماده می‌کرد، اوه، او یک قدیس بود،

267
00:22:30,266 --> 00:22:33,894
مخصوصاً برای مردی که از نعمت همسر خودش بی‌بهره است،

268
00:22:35,729 --> 00:22:39,149
- اون خیلی چاقه، - خدای من، اون خیلی بامزه‌ست،

269
00:22:39,316 --> 00:22:42,862
ببین، من به توت‌های رئیس قبیله راضی‌ام، می‌دونی، ترشه، خیلی خوشمزه‌ان،

270
00:22:43,237 --> 00:22:46,198
-مواظب باش! -خدایا، ببین چه کار کردی!

271
00:22:46,365 --> 00:22:48,951
- اوه، کوچولوی بیچاره، - گورتو گم کن برگرد به کمپ،

272
00:22:49,118 --> 00:22:51,537
بذار بدون اینکه تو تمام وجودم رو تسخیر کنی، از پسش بربیام،

273
00:22:51,704 --> 00:22:54,415
لوبیا نداری؟ منظورم اینه که، کابوی‌های پیر لوبیا دارن،

274
00:22:55,124 --> 00:22:57,001
- چی؟ - پوستشو بکن!

275
00:22:57,751 --> 00:23:00,296
چی؟ من، من چنین کاری نخواهم کرد!

276
00:23:01,088 --> 00:23:03,299
خب، شاید در انگلستان شاد و قدیمی، خرگوش را طور دیگری می‌خورند،

277
00:23:03,465 --> 00:23:06,051
اما اینجا، ما قبل از پختن، پوستشان را می‌کنیم و دل و روده‌شان را درمی‌آوریم،

278
00:23:06,218 --> 00:23:09,263
- من می‌رم یه کم هیزم بیارم، - راستش رو بخوای، آقای دولی،

279
00:23:09,638 --> 00:23:10,890
فکر می‌کنم خیلی برتر خواهم بود

280
00:23:11,056 --> 00:23:14,184
در جمع‌آوری هیزم، نه در پوست کندن شکار،

281
00:23:14,351 --> 00:23:17,104
آیا اصلاً امکان معامله وجود دارد؟

282
00:23:17,605 --> 00:23:20,149
من کشتمش، حالا تو پوستشو بکن،

283
00:23:21,442 --> 00:23:24,028
خدایا، ای عزیز،

284
00:23:24,528 --> 00:23:27,573
عمیق‌ترین عذرخواهی من بابت بی‌احترامی‌ها

285
00:23:27,740 --> 00:23:29,366
که قرار است رنج بکشی،

286
00:23:37,625 --> 00:23:39,126
لیسیدن انگشت خوب است،

287
00:23:40,085 --> 00:23:41,795
چکاوک‌های بالدار،

288
00:23:42,421 --> 00:23:46,759
حلزون‌ها روی خار، خدا در آسمان است،

289
00:23:47,384 --> 00:23:50,763
- همه چیز برای دنیا خوبه، - اون خوندن انجیل رو ول کن،

290
00:23:50,930 --> 00:23:53,015
اگر بخواهم صدای خدا را بشنوم، به کلیسا می‌روم،

291
00:23:53,182 --> 00:23:56,518
نمی‌تونم تصور کنم که تو بخوای اینقدر زیاد بری کلیسا،

292
00:23:56,685 --> 00:24:00,522
نشون میده چی میدونی، خدا مامانمو بیامرزه،

293
00:24:00,856 --> 00:24:02,566
او هر یکشنبه مرا به کلیسا می‌کشاند

294
00:24:03,025 --> 00:24:04,860
تا پروردگار خوب را به درون تخم جهنمی‌اش براند،

295
00:24:06,987 --> 00:24:09,406
آره، ازش متنفر بودم، اما حالا که به گذشته نگاه می‌کنم،

296
00:24:09,573 --> 00:24:12,117
این در مورد تنها خاطرات خوبی است که قبل از بیمار شدنش با او داشتم،

297
00:24:14,703 --> 00:24:16,330
هرچند فکر کنم حق با توئه،

298
00:24:17,039 --> 00:24:18,582
من تو سن و سال یه راکون به کلیسا نرفتم،

299
00:24:19,875 --> 00:24:21,377
اما این به این معنی نیست که من با خدا روراست نیستم،

300
00:24:22,336 --> 00:24:25,756
من و او، ما، ما تفاهم داریم، او مرا درک می‌کند،

301
00:24:26,382 --> 00:24:29,510
مطمئنم که همینطوره، و ضمناً، جهت اطلاع شما،

302
00:24:29,677 --> 00:24:33,263
این کتاب مقدس نیست، این رابرت براونینگ است،

303
00:24:33,639 --> 00:24:39,895
نمی‌خوام خیلی گستاخانه بگم، اما، امم، برداشت من اینه که تحصیلاتت محدود بوده،

304
00:24:40,938 --> 00:24:44,566
تنها چیزی که اینجا باید یاد بگیرید این است که چطور مستقیم شلیک کنید

305
00:24:45,025 --> 00:24:46,110
و چگونه پول خود را بشمارید،

306
00:24:47,361 --> 00:24:50,239
ببين، اينجاست که من خواهش ميکنم باهات مخالف باشم، آقاي دولي

307
00:24:50,781 --> 00:24:54,493
البته دانش عملی در مورد حرفه‌ی خود قطعاً مهم است،

308
00:24:54,660 --> 00:24:59,289
اما آموزش گسترده‌تر ابزاری است که همه موانع را از بین می‌برد،

309
00:25:02,334 --> 00:25:04,294
صحبت از آموزش شد، داشتم فکر می‌کردم،

310
00:25:05,254 --> 00:25:07,798
چطور یه آدم تحصیل‌کرده مثل تو می‌ره فورچون؟

311
00:25:08,507 --> 00:25:10,384
منظورم اینه که، این فقط یه گوزن نر سرگردانه،

312
00:25:11,260 --> 00:25:16,682
خب، قربان، اگر حقیقت را بخواهید، من از آخرین پستم اخراج شدم.

313
00:25:17,391 --> 00:25:20,519
برای نمایش وحشتناکی نسبت به مافوقم،

314
00:25:20,686 --> 00:25:25,691
- صبر کن، از تدریس اخراج شدی؟ - با کمال تاسف و شرمساری، بله،

315
00:25:26,358 --> 00:25:30,612
- چیکار کردی؟ کتابدار وحشتناک؟ - من مدیر مدرسه رو زدم،

316
00:25:31,655 --> 00:25:33,991
تو، تو به رئیس زدی؟

317
00:25:34,533 --> 00:25:37,411
منظورم اینه که، حس می‌کنم، اگه اصلاً من نبودم، بلکه یه بت‌پرست بودم،

318
00:25:37,578 --> 00:25:41,331
موجودی نفرت‌انگیز که حواسم را پرت کرد،

319
00:25:42,624 --> 00:25:47,921
- اما افسوس، تقصیر من بود، - پس، چی رو به اون پیرمرد زدی؟

320
00:25:48,297 --> 00:25:51,216
خب، من یک دانش‌آموز خیلی باهوش داشتم،

321
00:25:51,592 --> 00:25:54,595
و او داشت مقاله‌ای را که در مورد این امکان نوشته بود، می‌خواند

322
00:25:54,762 --> 00:26:00,434
که ما انسان‌ها از موجودات میکروسکوپی ریز تبار یافته‌ایم

323
00:26:00,601 --> 00:26:03,353
- با الهام از داروین، می‌دونی، - صبر کن، کی؟

324
00:26:04,480 --> 00:26:06,732
یک زیست‌شناس نسبتاً سنت‌شکن،

325
00:26:07,107 --> 00:26:10,778
با این وجود، او گفت، داروین به طرز نسبتاً مناسبی اشاره می‌کند

326
00:26:11,153 --> 00:26:17,201
که شاید انسان از موجودات ریز تک سلولی تکامل یافته باشد

327
00:26:17,367 --> 00:26:18,744
به وضعیت فعلی‌اش،

328
00:26:18,911 --> 00:26:23,082
خب، در کمال تعجب ما، مدیر مدرسه داشت دم در گوش می‌داد،

329
00:26:23,707 --> 00:26:26,502
و قبل از اینکه حتی فرصتی برای بحث در مورد موضوع داشته باشیم،

330
00:26:26,668 --> 00:26:30,380
او فقط وارد اتاق شد و فریاد زد،

331
00:26:30,547 --> 00:26:34,676
«ای کافران، چطور جرأت می‌کنید زیر این سقف کفر بگویید؟»

332
00:26:34,843 --> 00:26:37,221
خداوند تنها خالق انسان است،

333
00:26:37,596 --> 00:26:42,017
و سپس چوب را برداشت و شروع به زدن بارناباس بیچاره کرد،

334
00:26:42,184 --> 00:26:45,145
آن زمان بود که آن هیولا از درون من برخاست،

335
00:26:45,312 --> 00:26:49,983
با خشمی غیرقابل کنترل، میله را از او قاپیدم.

336
00:26:50,150 --> 00:26:52,861
من به سر آن مرد بیچاره زدم،

337
00:26:53,028 --> 00:26:54,738
و با لحنی لرزان به او گفتم:

338
00:26:54,905 --> 00:26:59,993
«آقا، دیگه هیچ‌وقت هیچ‌کدوم از شاگردای منو نزنین.»

339
00:27:01,036 --> 00:27:04,081
خدای من! آفرین پسر، آفرین

340
00:27:04,957 --> 00:27:07,584
امم، متاسفم، این یک پیروزی زودگذر بود،

341
00:27:08,418 --> 00:27:13,340
بعد از اینکه اخراج شدم، نتوانستم در هیچ کجای انگلستان پستی پیدا کنم،

342
00:27:13,966 --> 00:27:19,221
بنابراین تصمیم گرفتم که وقت آن رسیده که به دنیای جدید نقل مکان کنم،

343
00:27:20,681 --> 00:27:25,060
اما افسوس، آبروی لکه‌دار شده‌ام پیش از من رفته بود

344
00:27:25,227 --> 00:27:28,063
در تمام دانشگاه‌های برتر آمریکایی،

345
00:27:28,647 --> 00:27:31,150
و معلوم شد که من اینجا هم غیرقابل استخدام بودم،

346
00:27:31,316 --> 00:27:35,529
همان موقع بود که یک آگهی در روزنامه بوستون گازت دیدم،

347
00:27:35,696 --> 00:27:40,200
«شهر فورچون به دنبال یک معلم است»، بنابراین نوشتم،

348
00:27:41,118 --> 00:27:44,204
و آنها با نامه پذیرش پاسخ دادند،

349
00:27:45,455 --> 00:27:48,709
پایان یک فصل، آغاز فصل دیگر،

350
00:27:49,710 --> 00:27:52,546
چرا تدریس رو ول نمیکنی و یه کار دیگه پیدا نمیکنی؟

351
00:27:53,964 --> 00:27:56,425
تدریس را رها کنم؟ هرگز،

352
00:27:56,800 --> 00:28:00,554
ببینید، آقای دولی، تنها چیزی که همیشه می‌خواستم انجام دهم تدریس بود،

353
00:28:01,138 --> 00:28:07,186
جایی که من به آن خدمت می‌کنم و اکنون می‌دانم که در دستان قدرتی برتر است،

354
00:28:08,645 --> 00:28:15,736
چون معلمی، منظورم اینه که، فقط یه شغل نیست، رسالت منه،

355
00:28:17,529 --> 00:28:21,909
و سرنوشت اکنون مرا به پاسخ به آن ندا هدایت کرده است

356
00:28:22,576 --> 00:28:25,621
در شهر مرزی کوچک فورچون،

357
00:28:29,333 --> 00:28:31,043
شما هدف تدریس را می‌بینید،

358
00:28:31,210 --> 00:28:35,672
این فقط برای مجبور کردن دانش‌آموزان به حفظ کردن حقایق و تاریخ‌ها نیست،

359
00:28:35,839 --> 00:28:38,425
برای الهام بخشیدن به آنهاست،

360
00:28:40,010 --> 00:28:43,513
برای باز کردن آن درِ کوچکِ پنهان در اعماق وجود همه ما،

361
00:28:43,680 --> 00:28:47,768
که به ما اجازه رویاپردازی می‌دهد،،،

362
00:28:52,314 --> 00:28:55,484
خودمان رویای زندگی بهتری را در سر بپرورانیم،

363
00:28:55,651 --> 00:28:57,736
و آینده‌ای بهتر برای همه،

364
00:29:03,742 --> 00:29:07,412
به همه آن معلم‌های فوق‌العاده فکر می‌کنم

365
00:29:07,579 --> 00:29:10,499
که چنین تأثیری بر زندگی من داشت،

366
00:29:11,708 --> 00:29:13,502
من تا ابد از آنها سپاسگزارم،

367
00:29:17,506 --> 00:29:19,800
کاش یه چیزی بهشون گفته بودم

368
00:29:20,634 --> 00:29:24,846
چون حالا می‌دونم که این چقدر براشون ارزش داشت،

369
00:29:28,892 --> 00:29:32,271
بزرگترین پاداشی که یک معلم می‌تواند دریافت کند

370
00:29:32,437 --> 00:29:36,775
آگاهی از این است که او تغییری ایجاد کرده است،

371
00:29:38,318 --> 00:29:41,154
حتی اگر فقط جان یک کودک باشد،

372
00:29:50,330 --> 00:29:52,082
شب بخیر، شاهزاده شیرین،

373
00:30:45,761 --> 00:30:50,974
بلند شو پرنسس، وقت سواریه، یه کم قهوه مونده،

374
00:30:51,767 --> 00:30:53,435
اوه، خب، ممنون،

375
00:30:56,355 --> 00:30:58,565
اون نگاه رو به من نکن، من فقط اون پتو رو بهت دادم

376
00:30:58,732 --> 00:31:00,484
چون دندان‌هایت با صدای بلند به هم می‌خوردند

377
00:31:00,650 --> 00:31:02,527
صدایی شبیه به تق‌تق سکه‌ها در یک فنجان حلبی داشتی،

378
00:31:03,737 --> 00:31:05,364
دیگه چه جوری باید بهم خواب می داد؟

379
00:31:06,531 --> 00:31:09,493
خب، به هر حال از شما ممنونم،

380
00:31:13,205 --> 00:31:17,417
- اتفاقاً چایی خوردی؟ - دوست ندارم، باشه! بیشتر برای من،

381
00:31:17,793 --> 00:31:19,669
باشه، وای، اوه، آه،

382
00:31:20,128 --> 00:31:22,506
حالا حسابی تکون بخور، امروز کلی کار داریم که باید انجام بدیم،

383
00:31:29,679 --> 00:31:31,973
بیل داری؟

384
00:32:17,561 --> 00:32:20,939
خدای من، تو ما را یک روز کامل زودتر به فورچون رساندی،

385
00:32:21,106 --> 00:32:23,400
شما فوق‌العاده‌اید، آقای دولی، فوق‌العاده!

386
00:32:23,567 --> 00:32:25,318
اوه نه، این شانس نیست،

387
00:32:25,485 --> 00:32:29,531
بخت و اقبال این لوبو به این خوبی نیست، حالا پیاده شو،

388
00:32:30,240 --> 00:32:33,743
- ببخشید؟ - ما که سوار ماشین نمی‌شیم و وارد شهر نمی‌شیم،

389
00:32:34,411 --> 00:32:35,537
اوه، همینجا پیاده شو،

390
00:32:45,297 --> 00:32:50,802
-هی، کجا پیدات کنم؟ -سالن خانم لیلی،

391
00:32:50,969 --> 00:32:54,055
و کتاب‌های من چی؟ هی!

392
00:33:41,686 --> 00:33:42,604
یه روز عالی برای قدم زدن!

393
00:33:42,771 --> 00:33:45,065
نمی‌دانم چه چیزِ این ماجرا اینقدر لذت‌بخش است،

394
00:33:45,440 --> 00:33:48,151
چی؟ سلام!

395
00:34:37,784 --> 00:34:41,705
هی بچه‌ها، سنگتون خورد به پسِ سرم،

396
00:34:41,871 --> 00:34:43,623
- یه تصادف بود، - بله،

397
00:34:43,790 --> 00:34:50,088
من تا حد زیادی حدس زدم که در نتیجه، بر شما واجب است که از من عذرخواهی کنید،

398
00:34:50,255 --> 00:34:52,132
- یه چیزی تو سرمه، - چی؟

399
00:34:52,549 --> 00:34:54,593
اوه، اه، این، این بر عهده‌ی توست،

400
00:34:54,759 --> 00:34:59,180
یعنی، عذرخواهی کردن برای شما یک وظیفه ضروری است،

401
00:34:59,347 --> 00:35:02,267
- بیا، بیا از اینجا بریم، - اوه، وای، یه لحظه صبر کن،

402
00:35:02,434 --> 00:35:04,144
یه لحظه صبر کن، مگه پسرا مدرسه هم میرن؟

403
00:35:04,769 --> 00:35:05,687
نه، دیگر نه،

404
00:35:05,854 --> 00:35:09,649
چی؟ تو سن و سال خودت درس و تحصیل رو ول کردی؟

405
00:35:09,816 --> 00:35:11,568
معلم ما مرده است،

406
00:35:11,735 --> 00:35:13,903
آقای بنکس به خاطر اینکه پسرش را احمق خطاب کرده بود، به او شلیک کرد.

407
00:35:14,654 --> 00:35:15,780
سلام،

408
00:35:18,742 --> 00:35:22,245
این یه یادداشته، به بچه‌ی کسی نگو احمق،

409
00:36:22,430 --> 00:36:24,474
آس‌های پر از شاه، چیپ،

410
00:36:30,271 --> 00:36:33,024
چهار تا از یک نوع، دو تا،

411
00:36:35,819 --> 00:36:37,779
لعنت بهش! کنری صحرایی،

412
00:36:41,116 --> 00:36:44,452
چه عجله‌ای داری بچه؟ باید شانست رو یه دست دیگه امتحان کنی،

413
00:36:47,622 --> 00:36:50,917
لعنت بهت، سیسیل، کی یواشکی همچین آدمی رو گیر انداخته؟

414
00:36:51,251 --> 00:36:52,711
ممکن است تیر بخوری،

415
00:36:53,253 --> 00:36:56,881
تو همین الان ساعت زیبای پدرم رو توی یه بازی ورق گم کردی،

416
00:36:57,048 --> 00:36:59,759
نه، ساعت من، پیرمرد، ساعت من،

417
00:36:59,926 --> 00:37:03,096
و ضمناً، من سیسیل هستم، ما الان باید بریم،

418
00:37:03,263 --> 00:37:04,889
اوه، ببخشید آقا، ما باید ... باشیم.

419
00:37:06,725 --> 00:37:10,520
ببین با پیراهنم چیکار کردی، باید بگی، ببخشید،

420
00:37:11,521 --> 00:37:15,483
- فکر کنم گفتم، عالیه آقا، - آره، شنیدم که گفت،

421
00:37:15,650 --> 00:37:18,653
حالا بذار بره قبل از اینکه بعدش یه سوراخ تو اون پیراهن درست کنم،

422
00:37:20,447 --> 00:37:24,743
می‌دونی وقتی یه جوون عوضیِ بی‌عرضه سعی می‌کنه منو تهدید کنه چی می‌گم؟

423
00:37:24,909 --> 00:37:26,202
ها؟

424
00:37:29,539 --> 00:37:33,209
هارلی، لطفا این آقا را از محل اسکورت کنید!

425
00:37:35,044 --> 00:37:36,963
حالا چی براتون دوتا بیارم؟

426
00:37:38,965 --> 00:37:42,343
خب، ببین شغال‌ها چی رو با خودشون آوردن،

427
00:37:42,510 --> 00:37:45,889
- حالت چطوره دولی؟ - لیل، هیچ‌وقت بهتر از این نمی‌شه،

428
00:37:46,055 --> 00:37:51,686
- ویسکی چطوره؟ - آماندا! پسر عاشق اینجاست،

429
00:37:52,353 --> 00:37:55,148
و چه لذتی داری، چیزهای شیرین؟

430
00:37:56,107 --> 00:37:58,109
نه، چیزی برای من نیست، متشکرم، خانم،

431
00:38:05,200 --> 00:38:06,493
دولی!

432
00:38:09,579 --> 00:38:11,289
این دفعه خیلی طولانی شده،

433
00:38:11,456 --> 00:38:12,791
فکر می‌کردم دیگر هرگز برنمی‌گردی،

434
00:38:13,500 --> 00:38:17,420
بابت اون بچه متاسفم، داشتم کار می‌کردم، حالا برگشتم،

435
00:38:23,176 --> 00:38:25,678
اوه، این پیرزن دوست‌داشتنی کیه؟ پدربزرگت؟

436
00:38:25,845 --> 00:38:30,475
- اون؟ نه، اون پدربزرگ من نیست، - دوستت؟

437
00:38:31,226 --> 00:38:33,895
و او قطعاً دوست من نیست،

438
00:38:34,062 --> 00:38:36,856
در واقع، ما همسفر هستیم،

439
00:38:37,023 --> 00:38:41,444
همراهان سفر، اون یه جورایی بامزه‌ست، مگه نه، لیل؟

440
00:38:42,070 --> 00:38:46,783
آره، مطمئناً همینطوره، فقط به اون بلوزهای بچه‌گانه نگاه کن،

441
00:38:47,951 --> 00:38:51,579
خانم، مسحور و مسحور،

442
00:38:52,997 --> 00:38:56,000
بالاخره یه جنتلمن تو این آشغالدونی گیرمون اومد،

443
00:38:56,167 --> 00:38:58,962
دولی، جایی که یه آدم پست و ناامید مثل تو

444
00:38:59,128 --> 00:39:01,506
برای پیدا کردن یک روباه نقره‌ای مثل او؟

445
00:39:01,881 --> 00:39:03,842
اجازه دهید خودم را معرفی کنم،

446
00:39:04,217 --> 00:39:08,763
سیسیل کالدکوت پیچتری، سومین نفری که در خدمت شماست، خانم،

447
00:39:09,389 --> 00:39:10,473
خیلی لقمه، فکر نمی‌کنی؟

448
00:39:10,849 --> 00:39:15,770
«اسمی که بر زبان آورده می‌شود، به رسمیت شناختن فردی است که آن اسم به او تعلق دارد،

449
00:39:15,937 --> 00:39:19,732
کسی که بتواند اسم مرا درست تلفظ کند، می‌تواند مرا صدا کند،

450
00:39:19,899 --> 00:39:25,530
و سزاوار عشق و خدمت من است،" هنری دیوید ثورو،

451
00:39:25,697 --> 00:39:27,282
سیسیل، یه کتابخونِ عوضی، بیا دیگه،

452
00:39:27,448 --> 00:39:31,661
سیک، یه بار خودتو شل کن، لیل، ویسکی برای کتاب، رفیق، دارم میخرم،

453
00:39:31,828 --> 00:39:34,539
آقای دولی، من هیچ‌وقت مشروب الکلی نمی‌خورم،

454
00:39:34,706 --> 00:39:38,668
من برای پانچ رم گهگاهی در مهمانی‌های کریسمس پول پس‌انداز می‌کنم،

455
00:39:38,835 --> 00:39:40,461
صبر کنید، آقای دولی،

456
00:39:40,920 --> 00:39:43,882
وقتی وارد سالن شدم، اسبمان را بیرون ندیدم،

457
00:39:44,048 --> 00:39:49,137
- منظورم اینه که، امیدوارم ندزدیده شده باشه؟ - اسبمون... مگه چیزیش نشده؟

458
00:39:49,304 --> 00:39:52,557
کتاب‌هایم آنجا هستند، فقط نمی‌توانم تحمل کنم که از جلوی چشمم دور باشند،

459
00:39:52,724 --> 00:39:55,059
- ما حتماً داریم میریم، - آروم باش،

460
00:39:55,226 --> 00:39:57,812
اسب ما در حال تعویض کفش در محل نگهداری اسب است،

461
00:39:57,979 --> 00:40:00,857
تو به همراهان عزیزم در سفر اعتماد کردی،

462
00:40:01,024 --> 00:40:04,569
نسخه‌های کمیاب من به یک آهنگر اهل مرز مشترک،

463
00:40:04,736 --> 00:40:05,862
خب، چه عجله‌ای داری؟

464
00:40:06,029 --> 00:40:10,617
چرا یه مدت نمیمونی و با من یه نوشیدنی نمیخوری؟

465
00:40:10,783 --> 00:40:11,993
خصوصی مثل ...

466
00:40:12,535 --> 00:40:13,912
خانم، خیلی خیلی ممنونم،

467
00:40:14,078 --> 00:40:16,873
اما وقتی کتاب‌هایم جلوی چشمم نیستند، بیشتر ناراحت می‌شوم،

468
00:40:17,040 --> 00:40:18,583
بهت که گفتم دیوونه‌ست،

469
00:40:18,750 --> 00:40:24,047
خب، اگه این چیزیه که تحریکت می‌کنه، عزیزم، من یه کتاب بالا دارم.

470
00:40:24,213 --> 00:40:28,593
بهش میگن کام-ما-سو-را، تا حالا اسمشو شنیدی؟

471
00:40:29,177 --> 00:40:34,974
کاماسوتری؟ آه کاماسوترا، هی،،،

472
00:40:35,266 --> 00:40:38,519
اوه، خب، با اطمینان می‌توانم بگویم که این کتابی است که من هرگز نخوانده‌ام،

473
00:40:38,686 --> 00:40:42,315
- نه، من فقط به عکس‌ها نگاه می‌کنم، - عکس داره؟

474
00:40:44,567 --> 00:40:46,027
من نمی‌توانم این دکمه‌ها را اینجا باز کنم،

475
00:40:49,614 --> 00:40:53,952
تف‌دان برای تف کردن است، نه برای ادرار کردن، ای حیوان کثیف!

476
00:40:54,118 --> 00:40:55,453
ببرش بیرون،

477
00:40:55,620 --> 00:40:59,123
-لعنتی، لیل، -دفعه دیگه میکوبمش به دیوار،

478
00:40:59,499 --> 00:41:03,586
تو و اون دیوار لعنتی، خدایا،

479
00:41:03,753 --> 00:41:05,546
متاسفم عزیزم،

480
00:41:05,713 --> 00:41:09,300
خب، چی داشتیم می‌گفتیم؟ اوه، بله، می‌خواستم برات یه نوشیدنی بخرم،

481
00:41:09,676 --> 00:41:12,762
باشه، اما این به جای شرابخواری،

482
00:41:12,929 --> 00:41:15,139
اتفاقاً یک فنجان چای هم نمی‌خوری،

483
00:41:15,306 --> 00:41:17,100
نه، دوباره نه با چای،

484
00:41:17,558 --> 00:41:22,522
بیا اینجا، بیا اینجا، به من گوش کن، ویسکی بنوش،

485
00:41:22,689 --> 00:41:26,859
من در تمام عمرم هرگز ویسکی ننوشیده‌ام، منظورم این است که ویسکی خالص ننوشیده‌ام،

486
00:41:27,026 --> 00:41:28,361
وقتشه، داری تلاش می‌کنی؟

487
00:41:28,528 --> 00:41:31,823
حالا، اگه می‌خوای فورچون رو ببینی، بنوش، محکم بایست!

488
00:41:36,828 --> 00:41:40,039
اوه، خب، وقتی تو رم هستی...

489
00:41:42,709 --> 00:41:43,876
چانه،

490
00:41:46,129 --> 00:41:49,632
تو مثل یه پیرزنِ نازپرورده تو مهمونی‌های نخی جرعه جرعه ازش نمی‌نوشی،

491
00:41:50,008 --> 00:41:52,010
مثل یه مرد از پسش برمیای، نگاه کن،

492
00:42:11,779 --> 00:42:15,283
بارکیپ، یکی دیگه می‌خورم!

493
00:42:20,872 --> 00:42:23,291
هی، گوش کن، من الان برمی‌گردم،

494
00:42:23,458 --> 00:42:25,334
از اون کتاب‌های لعنتی نترس، ما اونا رو گیر میاریم،

495
00:42:25,710 --> 00:42:27,420
جایی که تو...

496
00:42:29,088 --> 00:42:31,507
بفرمایید، برای من؟

497
00:42:32,425 --> 00:42:36,512
من میگم که طعمش بیشتر به آدم می‌چسبه، مگه نه؟

498
00:42:36,679 --> 00:42:38,056
اوه بله، من می‌گویم،

499
00:42:55,782 --> 00:42:59,911
- الو! - شماره‌ی جذابی نیست؟

500
00:43:00,078 --> 00:43:03,664
از فرانسه اومده، شش ماه طول کشیده تا به اینجا برسه، خوشت اومد؟

501
00:43:04,248 --> 00:43:06,334
خوشت میاد؟ من عاشقشم،

502
00:43:09,212 --> 00:43:13,216
خیلی خوشحالم که این دفعه اینجا میمونی، دولی، میدونی چی آرزو میکنم؟

503
00:43:13,966 --> 00:43:17,929
کاش یه روزی میتونستم برم فرانسه و پاریس رو ببینم،

504
00:43:19,222 --> 00:43:20,640
فقط میدونم که خیلی دوستش خواهم داشت،

505
00:43:23,059 --> 00:43:25,728
خب، آرزوی تو دستور منه،

506
00:43:26,604 --> 00:43:31,234
عزیزم می‌خواد بره پاریس، عزیزم می‌تونه بره پاریس،

507
00:43:31,400 --> 00:43:32,777
آره، درسته،

508
00:43:36,364 --> 00:43:37,907
صبر کن، داری جدی میگی؟

509
00:43:38,199 --> 00:43:42,954
- به شدت تب تیفوئید، عزیزم، - دولی، دولی،

510
00:43:44,163 --> 00:43:46,207
این فوق‌العاده‌ترین چیزی خواهد بود که کسی تا به حال تجربه کرده است...

511
00:43:47,166 --> 00:43:50,253
یه لحظه صبر کن، چطور می‌تونی از پس هزینه‌های رفتن به پاریس بربیای؟

512
00:43:50,419 --> 00:43:52,130
به سختی می‌توانی یک قوطی لوبیا بخری،

513
00:43:52,296 --> 00:43:54,006
اوه، تو فقط اون رو به من بسپار،

514
00:43:54,173 --> 00:43:55,508
من چند ایده بزرگ دارم که دارم روشون کار می‌کنم،

515
00:43:56,551 --> 00:43:59,470
اینجا چیزی برات آوردم که نیتم رو ثابت کنه،

516
00:44:00,429 --> 00:44:01,764
چشمانت را ببند و دستانت را دراز کن،

517
00:44:02,390 --> 00:44:03,558
باشه، باشه،

518
00:44:05,184 --> 00:44:07,645
و آنها را باز کنید،

519
00:44:13,276 --> 00:44:14,402
نظر شما چیست؟

520
00:44:14,569 --> 00:44:19,282
خدای من، دولی، خیلی زیباست!

521
00:44:26,455 --> 00:44:31,043
آن یکی طعم کامل‌تری داشت،

522
00:44:32,211 --> 00:44:36,424
آیا من، آه، گل ختمی پیدا می‌کنم؟

523
00:44:36,591 --> 00:44:40,136
عزیزم، همه چی از یه بطری آب میخوره،

524
00:44:40,303 --> 00:44:43,639
حالت، اممم، حالت خوبه؟ شاید دیگه کافی بود،

525
00:44:43,806 --> 00:44:46,267
به نظر می‌رسد که ممکن است نیاز به دراز کشیدن داشته باشی،

526
00:44:47,768 --> 00:44:49,353
آبمیوه راکوس،

527
00:44:50,062 --> 00:44:56,611
آیا در این کشورِ پیش از بلوغ، کسی نمی‌گوید لطفاً؟

528
00:44:59,864 --> 00:45:01,949
خب من تو را می‌شناسم،

529
00:45:02,491 --> 00:45:08,497
این آن بی‌فرهنگی است که ساعت پدرم را دزدید،

530
00:45:09,123 --> 00:45:13,085
پیرمرد، داری در مورد چی حرف میزنی؟ و فیلیس کیه؟

531
00:45:13,252 --> 00:45:18,507
آقا، الان به شما دستور می‌دهم که آن را فوراً تحویل دهید،

532
00:45:20,968 --> 00:45:22,637
اینجا داری در مورد همین حرف میزنی؟

533
00:45:25,389 --> 00:45:26,432
این مال تو بود؟

534
00:45:27,266 --> 00:45:30,102
قشنگه، نه؟ من به این وابسته شدم،

535
00:45:30,728 --> 00:45:32,230
اگه بهت پسش ندم چی؟

536
00:45:33,105 --> 00:45:34,607
قراره در موردش چیکار کنی؟

537
00:45:38,194 --> 00:45:39,403
حالا دقت کن،

538
00:45:42,365 --> 00:45:43,824
باشه،

539
00:46:07,515 --> 00:46:09,725
دولی، دولی، برو پایین

540
00:46:09,892 --> 00:46:12,645
دوست کوچولوت حسابی تو دردسر افتاده، عجله کن،

541
00:46:12,812 --> 00:46:15,481
ای وای، حالا چه جهنمی شده؟

542
00:46:15,648 --> 00:46:19,819
- متاسفم عزیزم، - اشکالی نداره، ای وای، لعنت،

543
00:46:32,832 --> 00:46:34,083
دولی، عجله کن،

544
00:46:39,088 --> 00:46:41,841
چه مرگته؟ نمی‌بینی چقدر حساسه،

545
00:46:56,814 --> 00:46:58,607
حرومزاده!

546
00:47:31,557 --> 00:47:34,894
قبلاً من را خوشحال کردی، اما حالا حالم را بهم ریخته‌ای،

547
00:47:37,813 --> 00:47:39,690
از کتک زدن یه پیرمرد حس خوبی بهت دست میده؟

548
00:47:39,857 --> 00:47:44,779
آقاي دولي، اجازه بديد من فقط صورتحساب نظافت اين آقا رو پوشش بدم.

549
00:47:44,945 --> 00:47:49,450
- خشونت هرگز راه حل نیست، - شاید حق با دوست قدیمی‌ات باشد،

550
00:47:49,617 --> 00:47:53,329
شاید حق با او باشد، رفقا، بیایید گذشته‌ها را فراموش کنیم،

551
00:48:23,609 --> 00:48:25,861
این یه راهه که بتونی پولتو پس بگیری،

552
00:48:26,654 --> 00:48:33,077
گاهی اوقات، به من یاد بده، خشونت تنها راه حل است، همه اینها را دیدی؟

553
00:48:34,787 --> 00:48:36,163
من قطعاً این کار را کردم،

554
00:48:39,792 --> 00:48:40,876
سلام کلانتر؟

555
00:48:45,381 --> 00:48:46,590
برات نوشیدنی بخرم؟

556
00:48:58,769 --> 00:49:00,563
بلند شو، دولی، تو یه همراه داری،

557
00:49:02,982 --> 00:49:04,275
فقط یه دقیقه میتونی بمونی،

558
00:49:12,366 --> 00:49:15,786
تو مطمئناً میدونی چطور یه نفر رو تو دردسر بندازی پیرمرد،

559
00:49:16,537 --> 00:49:19,748
اوه، گوش کن، من وحشتناک‌ترین میگرن رو دارم،

560
00:49:19,915 --> 00:49:22,209
و ضمناً، اگر حافظه‌ام یاری کند،

561
00:49:22,376 --> 00:49:27,047
این تو بودی که اصرار کردی من آن سم کثیف را ببلعم،

562
00:49:27,214 --> 00:49:29,383
خب، من از کجا باید می‌دونستم که دکمه‌ی سکوت داری؟

563
00:49:29,550 --> 00:49:31,302
مثل یک دستگاه اسلات پنیِ دستکاری‌شده،

564
00:49:32,052 --> 00:49:33,179
یک اصطلاح رنگارنگ دیگر،

565
00:49:34,597 --> 00:49:38,142
- منو چی صدا زدی؟ - این کلمه یه اصطلاحه،

566
00:49:38,309 --> 00:49:40,603
یک عبارت مجازی و غیر تحت‌اللفظی،

567
00:49:40,895 --> 00:49:42,605
آقای دولی، با اجازه شما،

568
00:49:42,980 --> 00:49:45,774
قصد دارم اموالم را از خورجین‌هایت بیرون بیاورم

569
00:49:45,941 --> 00:49:49,028
و یک اسکورت جایگزین برای فورچون پیدا کنید،

570
00:49:49,195 --> 00:49:50,905
ممنونم که تا اینجا منو رسوندی،

571
00:49:51,071 --> 00:49:55,784
صبر کن، صبر کن، تو نمی‌تونی به هیچ‌کس از اینجا اعتماد کنی که تو رو به فورچون ببره،

572
00:49:56,160 --> 00:49:58,287
این تکه خاک همه دزد و یاغی هستند،

573
00:49:58,454 --> 00:50:01,916
اگه فقط بتونم از اینجا برم بیرون، شاید به راهمون ادامه بدیم،

574
00:50:03,334 --> 00:50:08,005
- منو بنداز بیرون، - خدای من! به هیچ وجه،

575
00:50:08,172 --> 00:50:10,799
می‌خوای کلانتر بشنوه؟ حالا گوش کن، تو می‌تونی این کار رو بکنی،

576
00:50:12,051 --> 00:50:14,220
هرگز، من یک مرد پایبند به اصول هستم،

577
00:50:14,386 --> 00:50:16,347
خب، اون بچه‌ای که داشتی در موردش بهم می‌گفتی چی؟

578
00:50:16,514 --> 00:50:18,933
از، از یکی از آن کتاب‌ها، دوباره اسمش چی بود؟

579
00:50:19,808 --> 00:50:21,101
الیور توئیکسیت

580
00:50:25,147 --> 00:50:29,276
آقای دولی، من معتقدم که شما به حرف‌های من گوش می‌دادید،

581
00:50:29,443 --> 00:50:35,407
و تو واقعاً من را شگفت‌زده می‌کنی، البته که داری به الیور تویست اشاره می‌کنی،

582
00:50:35,574 --> 00:50:38,452
آره، دقیقاً، مگه نه، مگه نگفتی یه جایی فرار کرده؟

583
00:50:38,619 --> 00:50:43,874
آه، بله، ارباب جوان توئیست از کارگاه طاقت‌فرسا رهایی می‌یابد،

584
00:50:44,041 --> 00:50:46,627
یک فرار دلخراش، همین،

585
00:50:46,794 --> 00:50:50,965
یک مثال مناسب‌تر می‌تواند کنت مونت کریستو باشد،

586
00:50:51,131 --> 00:50:53,884
حالا این اوج رمان زندان است،

587
00:50:54,051 --> 00:50:56,262
- ببین... - این کاملاً متفاوته،

588
00:50:56,428 --> 00:50:58,097
منظورم اینه که، داستان محض،

589
00:50:58,264 --> 00:51:02,351
ببین، من فقط به خاطر اینکه بخاطر تو از خودم دفاع کردم، تو این قفسم.

590
00:51:02,518 --> 00:51:06,480
حالا چطوره یه کم ازم قدردانی کنی و کمکم کنی؟

591
00:51:06,647 --> 00:51:08,607
مطلقاً نه،

592
00:51:20,578 --> 00:51:21,912
خفه شو!

593
00:51:24,915 --> 00:51:30,004
- ای خدا، - لعنت بهت دولی، خفه شو!

594
00:51:34,008 --> 00:51:37,344
- بس کن این همه سر و صدا رو، - کمکم نمی‌کنی؟ دکتر خبر کن،

595
00:51:37,511 --> 00:51:39,722
دل دردت رو بذار کنار و بخواب تا آروم شی

596
00:51:42,349 --> 00:51:44,018
عیسی مسیح!

597
00:51:44,184 --> 00:51:47,271
این خونِ! من می‌رم دکتر رو بیارم، تو صبر کن!

598
00:52:01,118 --> 00:52:02,286
آقای دولی،

599
00:52:03,203 --> 00:52:04,496
- رفته؟ - بله،

600
00:52:09,043 --> 00:52:12,379
دادمش بهت، یاد بده، استفاده از اون توت‌ها ایده خیلی خوبی بود،

601
00:52:12,713 --> 00:52:14,006
او کاملاً آن را خرید،

602
00:52:14,381 --> 00:52:16,842
خب، باید از رئیس بابت این موضوع تشکر کنیم،

603
00:52:17,009 --> 00:52:19,386
درسته، ممنون رئیس، باشه، حالا سریع کار کن،

604
00:52:19,887 --> 00:52:21,430
- کلیدها، - بله، کلیدها، بیا، برو بیارشون،

605
00:52:21,597 --> 00:52:22,931
برو بیارشون، از اون طرف،

606
00:52:26,644 --> 00:52:30,939
- اینجا، - باشه، کاری که گفتم رو انجام دادی؟

607
00:52:31,398 --> 00:52:32,858
واقعاً انجامش دادم، آقا،

608
00:52:35,527 --> 00:52:37,196
خوب، بیایید حرکت کنیم،

609
00:52:38,572 --> 00:52:41,450
خدای من، این منو یاد هشتمین تابستونم میندازه

610
00:52:41,784 --> 00:52:46,121
وقتی تمام مربای دامسون مادرم را خوردم و توماس ویک بیچاره را سرزنش کردم،

611
00:52:46,288 --> 00:52:50,459
آه، من اعتراف نکردم، و او به خاطرش تنبیه شد، خدای من،

612
00:52:50,626 --> 00:52:52,461
ببخشید مامان، ببخشید تامی،

613
00:52:54,713 --> 00:52:57,675
بیا، سوار اون اسب شو، ای لعنت،

614
00:52:57,841 --> 00:52:59,051
داری چیکار میکنی پسر؟

615
00:53:01,303 --> 00:53:03,138
برگرد اینجا، حرومزاده!

616
00:53:03,514 --> 00:53:04,973
مجبورم نکن بهت شلیک کنم، پسر...

617
00:53:05,349 --> 00:53:07,685
- دولی! - برمی‌گردم دنبالت، عزیزم،

618
00:53:07,851 --> 00:53:09,687
وقتی که بتونم از پسِ بردنت به پاریس بربیام،

619
00:53:09,853 --> 00:53:10,896
منتظر خواهم ماند، عزیزم،

620
00:53:11,063 --> 00:53:14,483
- خداحافظ، خانم! - خداحافظ، غم و اندوه کودکی،

621
00:53:15,567 --> 00:53:18,862
صبر کن! ها؟

622
00:53:20,948 --> 00:53:23,992
چی؟ دولی!

623
00:53:28,872 --> 00:53:30,374
اگر هنگام طلوع آفتاب بیرون برویم،

624
00:53:30,791 --> 00:53:33,460
ما درست به موقع برای شام یکشنبه به فورچون خواهیم رفت،

625
00:53:33,752 --> 00:53:34,962
این برای سرویس چطوره؟

626
00:53:35,838 --> 00:53:40,008
معجزه آسا، این به من یک شب کامل فرصت می‌دهد تا سر و سامان بگیرم و منظم شوم.

627
00:53:40,175 --> 00:53:43,053
قبل از زنگ ساعت ۷ صبح دوشنبه،

628
00:53:44,763 --> 00:53:49,143
شما واقعاً مردی هستید که به قول خود عمل می‌کنید، آقای دولی، متشکرم،

629
00:53:52,646 --> 00:53:55,482
تا حالا شده از خوندن دوباره و دوباره‌ی کتاب‌های تکراری خسته بشی؟

630
00:53:56,275 --> 00:53:57,609
نه، هرگز،

631
00:53:58,944 --> 00:54:00,237
میدونی، من هنوز نمیدونم

632
00:54:00,404 --> 00:54:02,489
چی قراره انقدر لذت بخش باشه خوندن،

633
00:54:03,031 --> 00:54:07,703
شما را با ایده‌های جدید آشنا می‌کند، دانش شما را گسترش می‌دهد،

634
00:54:08,328 --> 00:54:12,249
به علاوه، تحصیل کردن دنیای کاملاً جدیدی از امکانات را به روی شما می‌گشاید.

635
00:54:12,666 --> 00:54:15,794
در رابطه با آینده‌ی خود،

636
00:54:15,961 --> 00:54:19,798
شرط می‌بندم با تحصیلات مناسب می‌تونی یه شغل عالی پیدا کنی،

637
00:54:20,466 --> 00:54:26,221
- نه، اصلاحیه، مسیر شغلی! - داری فکر می‌کنی؟ چی باعث شده انقدر مطمئن باشی؟

638
00:54:26,930 --> 00:54:31,894
«مهم نیست به چه چیزی نگاه می‌کنی، مهم این است که چه چیزی می‌بینی.»

639
00:54:32,519 --> 00:54:35,397
شاید دارم به یک یاغی ترسناک نگاه می‌کنم،

640
00:54:35,564 --> 00:54:39,276
اما چیزی که من می‌بینم یک مرد جوان باهوش است

641
00:54:39,443 --> 00:54:42,863
با آینده‌ای درخشان در انتظارش، اگر بخواهد،

642
00:54:43,614 --> 00:54:50,204
حالا، ببین، من یک کتاب برایت انتخاب کرده‌ام، این سفرهای گالیور است،

643
00:54:50,496 --> 00:54:53,165
این درباره ماجراجویی مثل شماست،

644
00:54:53,665 --> 00:54:58,670
اما همچنین طنز گزنده‌ای بر سیاست و طبیعت انسان است

645
00:54:59,379 --> 00:55:00,464
باشه، برام بخون،

646
00:55:01,173 --> 00:55:05,260
خب، فکر می‌کنم اگه خودت بخونیش بیشتر ازش لذت می‌بری،

647
00:55:07,221 --> 00:55:10,015
نمی‌خوام خودم بخونمش، فقط می‌خوام بشنومش،

648
00:55:12,059 --> 00:55:16,230
- می‌دونی چیه؟ فقط فراموشش کن، - کاملاً درسته،

649
00:55:26,990 --> 00:55:31,203
آقای دولی... شما اغلب از اون چیز استفاده می‌کنید؟

650
00:55:31,703 --> 00:55:34,331
شش تیر من؟ اغلب به اندازه کافی،

651
00:55:35,207 --> 00:55:40,712
بگو ببینم، تا حالا واقعاً باهاش ​​به یه نفر شلیک کردی؟

652
00:55:42,714 --> 00:55:47,469
حتماً داری منو اذیت می‌کنی، اینجا همه به یکی شلیک می‌کنن،

653
00:55:47,636 --> 00:55:49,221
مثل قانون جنگل میمونه،

654
00:55:49,388 --> 00:55:53,225
حیوانات وحشی، حیوانات وحشی را می‌کشند، می‌دانی؟ راه دیگری نیست،

655
00:55:54,101 --> 00:56:00,816
اگه خیلی جسارت نکرده باشم... فقط، چند نفر رو کشتی؟

656
00:56:03,110 --> 00:56:07,489
- ۱۹، - ای خدا، ۱۹؟

657
00:56:07,948 --> 00:56:11,660
یه چیزی که می‌تونم بهت یاد بدم، یاد بده، تفنگ سریع‌تر یه روز دیگه زنده می‌مونه،

658
00:56:13,370 --> 00:56:15,664
- جذاب، - اما من هرگز زنی را نکشتم

659
00:56:15,831 --> 00:56:17,124
یا هیچ جوانی، می‌دانی؟

660
00:56:17,291 --> 00:56:18,834
و من هرگز از پشت به هیچ مردی شلیک نکرده‌ام،

661
00:56:19,209 --> 00:56:23,005
- خب، آفرین، - بفرمایید، می‌خوای امتحانش کنی؟

662
00:56:24,006 --> 00:56:25,549
- با تپانچه شلیک کردن؟ - آره،

663
00:56:26,049 --> 00:56:28,218
نه، من، من اینطور فکر نمی‌کنم،

664
00:56:34,099 --> 00:56:37,519
مرد، حسابی آرنج زدی، یه لگد هم خوردی، نه؟

665
00:56:43,734 --> 00:56:47,362
چیزی نمی‌بینم، یالا دیگه دختر گنده، دوباره امتحان کن،

666
00:56:47,696 --> 00:56:51,033
نه، نه، نه، دیگر نه، دیگر نه، نه، می‌دانم دیگر چه کاری از دستم بر نمی‌آید،

667
00:56:51,199 --> 00:56:54,786
اوه، بیخیال، میدونی چی هستی؟ یه گوز پیر،

668
00:56:57,664 --> 00:57:01,001
- ببخشید؟ - درسته، یه گوزِ پیرِ خاک گرفته،

669
00:57:01,168 --> 00:57:05,213
منو به باد گندی که از روده‌ها میاد تشبیه می‌کنی، چی؟

670
00:57:05,505 --> 00:57:09,426
چون من از شرکت در رسم و رسوم مسخره تیراندازی شما امتناع می‌کنم،

671
00:57:09,593 --> 00:57:11,845
خب، این ظالمانه‌ست، آقا، ظالمانه‌ست،

672
00:57:12,012 --> 00:57:14,932
گوش کن، آموزش بده، اینجا غرب وحشی است،

673
00:57:15,098 --> 00:57:16,767
برای زنده ماندن باید تیراندازی بلد باشی،

674
00:57:16,934 --> 00:57:18,977
منظورم اینه که، تو، تو کسی هستی که در مورد داروین به من یاد دادی

675
00:57:19,144 --> 00:57:20,979
و تمام بقای او از قوی‌ترین هو-ها،

676
00:57:21,271 --> 00:57:24,566
خب، هر کسی که بهتر تیراندازی کند، در این مناطق از همه آماده‌تر است،

677
00:57:25,233 --> 00:57:28,111
داروین... ببین، این بزدلانه‌ست،

678
00:57:32,032 --> 00:57:35,077
-داری به من میگی بزدل؟ -اگه مثل گرگ زوزه میکشه...

679
00:57:35,410 --> 00:57:38,997
یه گرگ؟ این گرگ لعنتی چه ربطی به این چیزا داره؟

680
00:57:39,164 --> 00:57:41,458
- چی، چی داری میگی؟ - این یه استعاره‌ست،

681
00:57:41,625 --> 00:57:43,710
خب، تو که به من نمیگی بزدل،

682
00:57:43,877 --> 00:57:45,545
اگر می‌دیدی که چطور مجبور بودم از این اسلحه استفاده کنم

683
00:57:45,712 --> 00:57:48,048
تا خودم را از مخمصه پس از مخمصه نجات دهم،

684
00:57:48,215 --> 00:57:50,676
منظورم اینه که، تو، تو نصف مزخرفاتی که دیدم رو باور نمی‌کنی،

685
00:57:51,218 --> 00:57:53,887
لعنت به من، اونا باید در مورد چیزهایی که از سر گذروندم کتاب بنویسن،

686
00:57:54,554 --> 00:57:56,807
و در واقع، شرط می‌بندم اگر داشتی ماجرای من را می‌خواندی

687
00:57:56,974 --> 00:57:59,434
تو یه کتاب لعنتی، یه آهنگ کاملاً متفاوت میخوندی

688
00:57:59,601 --> 00:58:00,769
درباره اینکه چه کسی ترسو است یا نه،

689
00:58:00,936 --> 00:58:03,063
شما، شما شخصیت دولی را می‌گفتید

690
00:58:03,230 --> 00:58:06,316
یک قهرمان رمانتیک غرب آمریکا است،

691
00:58:06,650 --> 00:58:09,653
ببین، من فقط داشتم می‌گفتم

692
00:58:09,820 --> 00:58:13,240
که راه‌های متمدنانه‌تری برای حل و فصل اختلافات وجود دارد

693
00:58:13,407 --> 00:58:15,075
تا اینکه پشت اسلحه پنهان شویم،

694
00:58:16,034 --> 00:58:19,454
مردی که هرگز از کوره در نرفته می‌گوید،

695
00:58:19,621 --> 00:58:22,874
اصلاح می‌کنم، من به لوله تفنگ تو خیره شده‌ام

696
00:58:23,041 --> 00:58:25,627
و آیا داشتن اسلحه خودم مرا از شر تو نجات داد؟

697
00:58:25,794 --> 00:58:29,673
نه، نه، نه، تنها چیزی که داشتم کلماتم بودند،

698
00:58:30,215 --> 00:58:32,300
خواهش می‌کنم، تو هیچ‌وقت تو هیچ خطر واقعی نبودی،

699
00:58:32,467 --> 00:58:36,054
من هیچ‌وقت به یه مرد غیرمسلح شلیک نمی‌کردم، حتی به آدم آزاردهنده‌ای مثل تو،

700
00:58:37,222 --> 00:58:40,517
اگرچه حالا دارم به آن فلسفه شک می‌کنم،

701
00:58:41,393 --> 00:58:46,064
آقای دولی، تمام چیزی که من می‌گویم این است که اسلحه راه حل نیست...

702
00:58:46,231 --> 00:58:50,819
اشتباهه! نه، اسلحه تنها جوابه، هیچ راه دیگه‌ای نیست،

703
00:58:51,611 --> 00:58:57,534
آیا تا به حال عبارت «قلم از شمشیر برنده‌تر است» را شنیده‌اید؟

704
00:58:58,535 --> 00:59:00,037
نه، نیستم!

705
00:59:00,203 --> 00:59:03,248
خب، از تفنگ هم قدرتمندتره،

706
00:59:03,415 --> 00:59:06,376
و امیدوارم قبل از اینکه خیلی دیر شود، آن درس را یاد گرفته باشی،

707
00:59:06,543 --> 00:59:10,839
واقعاً این کار را می‌کنم، و در ضمن، این است: «نه، نکرده‌ام»،

708
00:59:20,557 --> 00:59:24,686
بهت گفتم دیگه هیچوقت منو اصلاح نکن!

709
00:59:26,772 --> 00:59:30,358
و تو امتیاز پتوی خودت را از دست دادی، پتوی من،

710
00:59:35,655 --> 00:59:36,823
شب بخیر پس،

711
00:59:45,165 --> 00:59:46,958
ستاره‌های زیبا،

712
01:00:08,313 --> 01:00:13,735
- تکون نخور، - مار، چه سورپرایز خوبی،

713
01:00:13,902 --> 01:00:14,986
این مزخرفات رو تمومش کن،

714
01:00:18,448 --> 01:00:22,035
خب، چه اتفاقی داره میفته؟ وای، چه خبره، چه اتفاقی داره میفته؟

715
01:00:22,202 --> 01:00:23,870
- وای، وای، وای، - بمیر، پسر،

716
01:00:24,412 --> 01:00:27,541
- معنی این چیه؟ - یه بار تو عمرت درس بده، خفه شو،

717
01:00:27,916 --> 01:00:30,794
خب، دولی، انگار دوباره همدیگه رو دیدیم،

718
01:00:32,212 --> 01:00:37,008
- آقای دولی، شما این مردها را می‌شناسید؟ - آقای دولی، مگر ما فرهیخته نیستیم؟

719
01:00:38,135 --> 01:00:40,679
- میشه الان ولش کنم، اسنیک؟ - یه دقیقه دیگه،

720
01:00:40,971 --> 01:00:47,060
مار، اوه، خب چه لقب رنگارنگ، البته تا حدودی کلیشه‌ای،

721
01:00:47,227 --> 01:00:51,064
نه، منظورم اینه که، البته با فرض اینکه اسنیک اسم مسیحی شما نباشه،

722
01:00:51,231 --> 01:00:52,190
خدایا، دوباره شروع شد،

723
01:00:52,357 --> 01:00:56,736
- کریستین، تو واعظی؟ - نه، من در واقع معلمم.

724
01:00:56,903 --> 01:00:58,280
این فقط یک اصطلاح است،

725
01:00:58,446 --> 01:01:02,117
می‌دونی، اسم مسیحی هر کسی، اسم کوچیکشه،

726
01:01:02,284 --> 01:01:04,369
- اسم خانوادگی من پیچتریه... - بس کن!

727
01:01:04,536 --> 01:01:08,582
اما اسم مسیحی من سیسیل پیچتری است،

728
01:01:09,207 --> 01:01:15,505
- آقای دولی، جددیا است، می‌بینی؟ - پس اسم مسیحی‌اش چارلی است،

729
01:01:16,131 --> 01:01:17,966
اوه، چارلی، دقیقاً،

730
01:01:18,133 --> 01:01:22,262
آره، فهمیدم، هی چارلی، ها؟ این آشغال رو پرت کن اینجا پیش من،

731
01:01:22,679 --> 01:01:25,849
- با کمال میل، - نه، نه، نه، چارلی، هی،

732
01:01:26,016 --> 01:01:29,227
- آه، آه نه، هی، - مار، مار، بیا مار،

733
01:01:29,394 --> 01:01:31,938
- لازم نیست این کار را بکنی، چارلی، - همین الان جیب‌هایت را خالی کن!

734
01:01:32,105 --> 01:01:34,482
باشه، جیباتو خالی کن، هرچی میگه انجام بده،

735
01:01:35,442 --> 01:01:37,110
ببخشید، من فقط یه دستمال کاغذی دارم،

736
01:01:43,491 --> 01:01:47,787
یه پیرمرد گوز مثل تو چیکار داره که با آشغالایی مثل اون سواری می‌کنه؟

737
01:01:48,371 --> 01:01:50,582
علاقه‌ی این کشور به گوز برای چیه؟

738
01:01:51,249 --> 01:01:52,167
حرف بزن،

739
01:01:53,126 --> 01:01:56,963
اوه، خب، می‌بینی، امم، من داشتم می‌رفتم شهر فورچون،

740
01:01:58,673 --> 01:02:01,801
اوه، خواهش می‌کنم آقا، با گالیور بازی نکنید، خواهش می‌کنم، نه،

741
01:02:01,968 --> 01:02:03,678
به هر حال، کاملاً تصادفی،

742
01:02:04,054 --> 01:02:06,806
من آخرین قطار را از دست دادم و آن موقع بود که آقای دولی مهربان

743
01:02:06,973 --> 01:02:09,935
قبول کرد که من را تا شهر فورچون همراهی کند،

744
01:02:10,101 --> 01:02:15,857
حداقل، با گالیور درگیر نشو، نه! اوه، نه، گالیور! نه، خواهش می‌کنم!

745
01:02:16,024 --> 01:02:18,026
پس ایشون آقای دولی مهربونن، درسته؟

746
01:02:22,489 --> 01:02:23,740
سفر کن، گالیور عزیز،

747
01:02:24,115 --> 01:02:28,286
خب، آقای دولیِ مهربون قبول کرد که شما رو تا فورچون همراهی کنه؟

748
01:02:28,453 --> 01:02:30,580
قبل یا بعدش که ازت دزدی کرد؟

749
01:02:30,747 --> 01:02:33,917
خب، این نه اینجا و نه آنجاست،

750
01:02:34,084 --> 01:02:39,339
اما آقا، من فقط باید اعتراض کنم، سوزاندن کتاب گناه است،

751
01:02:39,714 --> 01:02:45,303
دزدی هم همینطور، انگار ما و تو یه وجه مشترک داریم،

752
01:02:45,595 --> 01:02:50,392
همه ما اینجا توسط آقای دولیِ مهربان فریب خوردیم،

753
01:02:50,558 --> 01:02:54,312
انگار تمام پول و دارایی‌ات را دزدیده است

754
01:02:55,230 --> 01:03:00,944
- درست مثل اینکه اسب ما را دزدید، - اسب شما؟ آقای دولی!

755
01:03:03,488 --> 01:03:04,656
من به تو اعتماد کردم،

756
01:03:06,449 --> 01:03:09,369
من تو را به خانه می‌برم، تو هیچ چیز نداشتی،

757
01:03:09,703 --> 01:03:12,539
تو غذای من را خوردی، ویسکی من را نوشیدی،

758
01:03:12,706 --> 01:03:15,917
من تو را زیر بال و پر خود گرفتم و تربیتت کردم،

759
01:03:16,543 --> 01:03:20,839
من با تو مثل پسری که هرگز نداشتم رفتار کردم، در عوض چه چیزی دریافت خواهم کرد؟

760
01:03:21,131 --> 01:03:25,885
تشکر من چیه؟ خنجر از پشت، به من نگاه کن، بزدل!

761
01:03:30,890 --> 01:03:31,975
"و تو بروت"،

762
01:03:33,643 --> 01:03:34,602
چی؟

763
01:03:37,689 --> 01:03:42,235
«Et tu Brute»، یه عبارت لاتینه که بدنام شده...

764
01:03:42,402 --> 01:03:45,864
وقتی ژولیوس سزار دوست مورد اعتمادش بروتوس را شناخت

765
01:03:46,156 --> 01:03:50,535
به عنوان یکی از قاتلانش، این افسانه‌ای‌ترین خیانت است،

766
01:03:50,910 --> 01:03:53,747
شاید این عبارت را از نمایشنامه شکسپیر بشناسید،

767
01:03:53,913 --> 01:03:57,876
می‌دونی، امم، جولیوس سزار، وقتی اون حرف رو زدی یاد اون افتادم،

768
01:03:58,043 --> 01:03:59,044
- خفه شو... - خفه شو!

769
01:04:01,671 --> 01:04:02,797
باشه، خفه شو،

770
01:04:02,964 --> 01:04:05,508
اما فقط یک چیز، اگر اجازه بدهید، فقط یک چیز دیگر،

771
01:04:05,675 --> 01:04:09,220
ببین، من آقای دولی رو نسبتاً خوب می‌شناسم.

772
01:04:09,387 --> 01:04:10,513
در طول زمانی که با هم بودیم،

773
01:04:10,680 --> 01:04:13,892
و من او را مردی کاملاً درستکار می‌دانم،

774
01:04:14,059 --> 01:04:16,436
پس مطمئنم اگه اسبت رو دزدیده باشه،

775
01:04:16,811 --> 01:04:19,147
او دلیل بسیار خوبی برای این کار داشت،

776
01:04:19,314 --> 01:04:21,316
و، و همه شما می‌دانید که بقراط چه گفته است،

777
01:04:21,483 --> 01:04:23,818
اون الان نمیدونه، حالا، خفه میشی؟!

778
01:04:24,194 --> 01:04:26,571
معلومه که دارم، من شبیه چه احمقی هستم؟

779
01:04:26,738 --> 01:04:29,324
«اوقاتِ سخت، چیزهایِ سخت و ناامیدکننده می‌طلبد»

780
01:04:30,533 --> 01:04:34,788
وای، وای، اوه بله، آقای مار،

781
01:04:34,954 --> 01:04:37,916
عالی، خیلی خوب، تقریباً،

782
01:04:39,042 --> 01:04:43,129
و من مطمئنم که آقای دولی واقعاً در شرایط بسیار سختی قرار داشت،

783
01:04:43,296 --> 01:04:47,842
وقتی اون تصمیم نسنجیده رو گرفت که با اسب تو فرار کنه،

784
01:04:48,510 --> 01:04:52,389
اکنون، همانطور که یک مرد به مرد دیگر دانش آموخت،

785
01:04:53,348 --> 01:04:56,601
من راه حل کاملی برای معضل کوچکمان دارم،

786
01:04:57,102 --> 01:05:01,231
چرا اسب قشنگت رو پس نمی‌گیری؟

787
01:05:01,398 --> 01:05:05,985
و تمام پول را برای مشکلاتت بده و به راه شادت ادامه بده،

788
01:05:06,152 --> 01:05:09,739
- نه آسیبی، نه پلیدی، - همینجوری؟

789
01:05:10,365 --> 01:05:11,449
درست مثل همین،

790
01:05:12,492 --> 01:05:16,454
خب، یه جورایی خوب و متمدنانه به نظر میاد،

791
01:05:17,163 --> 01:05:21,209
می‌بینی آقای دولی، وقتی خونسردی غالب می‌شود...

792
01:05:21,751 --> 01:05:25,422
یه مشکلی هست، اگه اونجوری که تو میگی انجامش بدیم،

793
01:05:25,588 --> 01:05:30,760
من از دیدن مغز آقای دولی مهربان لذت نخواهم برد.

794
01:05:30,927 --> 01:05:33,138
پاشیده شده روی آن سنگ، درست همانجا،

795
01:05:33,471 --> 01:05:36,349
حالا نگاه کن و یاد بگیر معلم، چون نفر بعدی تویی،

796
01:05:37,350 --> 01:05:44,107
- به زودی می‌بینمت مامان، - نه، اوه، نه، نه، اوه، نه!

797
01:05:45,233 --> 01:05:48,027
- کتاب‌هاش رو ول کن، - اوه، نه، نه!!

798
01:06:07,380 --> 01:06:09,674
دولی، پشت سرت!

799
01:08:02,912 --> 01:08:05,873
آقای دولی، آقای دولی

800
01:08:07,333 --> 01:08:12,839
اوه، نه، آقای دو، آقای دولی، آقای دولی،

801
01:08:13,590 --> 01:08:15,675
خدای من! آقای دولی!

802
01:08:16,676 --> 01:08:23,433
نه، ای خدا، ای خدا، ای خدا، مرا ببخش، همه اش تقصیر من بود، ای خدا، من واقعاً عذرخواهی می کنم،

803
01:08:23,600 --> 01:08:24,809
ای پروردگار، مرا ببخش!

804
01:08:32,567 --> 01:08:34,652
خاموش، خاموش، شمع کوتاه،

805
01:08:37,280 --> 01:08:41,993
زندگی چیزی جز سایه‌ای متحرک نیست، بازیگری ضعیف،

806
01:08:42,744 --> 01:08:45,788
که بر صحنه می‌غرد و ساعتش را با اضطراب می‌گذراند،

807
01:08:46,539 --> 01:08:49,417
و سپس دیگر صدایی شنیده نمی‌شود...

808
01:08:52,211 --> 01:08:58,176
داستانی است که توسط یک احمق روایت می‌شود، پر از هیاهو و خشم،

809
01:08:59,594 --> 01:09:01,095
بی‌معنا،

810
01:09:03,890 --> 01:09:08,144
آقای دولی، خدا را شکر، شما زنده هستید، خدا را شکر!

811
01:09:08,519 --> 01:09:10,313
- حالت خوبه؟ - آره، آره، از رو من برو کنار،

812
01:09:10,480 --> 01:09:11,606
باشه،

813
01:09:13,024 --> 01:09:16,152
- خدای من، خدای من! - مراقب باش...

814
01:09:16,319 --> 01:09:19,322
زیاد بهش اهمیت نده، آقای دولی، قربان،

815
01:09:25,953 --> 01:09:27,455
آیا او...،، آیا او، او مرده است؟

816
01:09:28,414 --> 01:09:32,794
- آره، اینطور به نظر میرسه، - بررسی کن، مطمئن شو،

817
01:09:33,252 --> 01:09:38,508
آقاي دولي، فکر کنم همراهش چارلي فراري شده،

818
01:09:40,760 --> 01:09:44,555
او یک سوراخ روی پیشانی‌اش دارد، به اندازه یک سکه طلا،

819
01:09:45,264 --> 01:09:48,142
اوه، نه، نه،

820
01:09:50,561 --> 01:09:55,066
خب، فکر کنم این برای تو شماره ۲۰ میشه،

821
01:10:03,241 --> 01:10:06,828
حالا ببینید، ما باید دوباره تمرکزمان را به دست آوریم،

822
01:10:07,203 --> 01:10:09,622
من واقعاً باید به زخم‌های شما رسیدگی کنم، آقا،

823
01:10:11,791 --> 01:10:15,378
خدای من! کاملاً حل شد، ای وای، کمکی از دستم برنمیاد!

824
01:10:15,545 --> 01:10:18,297
لعنتی داری برای کی جیغ میزنی؟

825
01:10:19,257 --> 01:10:21,801
ما باید شما را پیش یک پزشک ببریم، آقای دولی،

826
01:10:22,301 --> 01:10:23,845
فقط کافیه یه تیغه رو داغ کنی،

827
01:10:24,011 --> 01:10:27,223
و سوراخ‌ها را بسوزانید و آن را خیلی محکم بپیچید،

828
01:10:30,268 --> 01:10:32,520
باورم نمیشه که اون واقعاً، اون...

829
01:10:33,521 --> 01:10:35,857
او واقعاً مرده است؟

830
01:10:50,246 --> 01:10:57,211
تو، تو... تو، ای پیرِ دیوانه‌ی احمق، همه‌اش تقصیر توئه،

831
01:10:57,587 --> 01:10:59,881
نمی‌تونستی ساکت بمونی، نه؟

832
01:11:00,256 --> 01:11:03,634
من میتونم مثل همیشه با این موقعیت کنار بیام...

833
01:11:05,094 --> 01:11:08,431
اما نه، تو و این حرف‌های لعنتی‌ات، و کتاب‌های لعنتی‌ات،

834
01:11:08,598 --> 01:11:10,349
باید می‌گذاشتم آن کتاب‌ها بسوزند،

835
01:11:10,516 --> 01:11:14,187
اما نه، تو منو متقاعد کردی که خیلی مهمه...

836
01:11:14,353 --> 01:11:17,440
اگه تو نبودی، الان هنوز زنده بود،

837
01:11:18,107 --> 01:11:20,276
تنها چیزی که می‌خواستند این بود که اسب لعنتی‌شان را پس بگیرند،

838
01:11:21,861 --> 01:11:23,821
با عرض پوزش از آقا،

839
01:11:24,113 --> 01:11:27,116
اما به نظر می‌رسد که آنها کمی بیشتر می‌خواستند

840
01:11:27,283 --> 01:11:29,452
منظورم این است که فقط پشت اسبشان نیست، منظورم این است که آقای مار،

841
01:11:29,619 --> 01:11:31,537
انگار از هیچ چیز راضی نبود

842
01:11:31,704 --> 01:11:34,707
غیر از مغزهایمان که روی این سنگ پاشیده شده،

843
01:11:34,874 --> 01:11:38,127
مزخرفه، تو هیچی نمی‌دونی پیرمرد،

844
01:11:38,294 --> 01:11:41,047
من قبلاً تو یه میلیون تا موقعیت اینجوری گیر افتادم،

845
01:11:41,214 --> 01:11:43,508
یک میلیون بار وقتی که انگار پرده بود،

846
01:11:44,091 --> 01:11:48,054
و هر بار بدون اینکه مجبور باشم کسی را بکشم، از آن خلاص شدم،

847
01:11:55,728 --> 01:12:01,067
اوه، خدای من، آقای دولی، شما تا حالا کسی رو نکشتین، نه؟

848
01:12:01,859 --> 01:12:02,860
خفه شو،

849
01:12:04,028 --> 01:12:06,614
مطمئناً چیزی برای شرمساری وجود ندارد، آقا،

850
01:12:07,782 --> 01:12:10,743
هر احساسی که دارید کاملاً طبیعی است،

851
01:12:11,536 --> 01:12:15,373
منظورم این است که گرفتن جان یک انسان خیلی عمیق است،

852
01:12:15,540 --> 01:12:20,211
و من خیلی متاسفم که تنها دغدغه‌ام کتاب‌هایم است

853
01:12:20,378 --> 01:12:25,383
این واکنش زنجیره‌ای را ایجاد کرد که منجر به از دست رفتن جان یک مرد شد،

854
01:12:26,634 --> 01:12:31,848
و از این بابت، واقعاً پشیمانم، اما حق با تو بود، می‌دانی؟

855
01:12:32,265 --> 01:12:37,562
شرایطی که آنها خود را نشان دادند، مستلزم اقدام قاطع بود،

856
01:12:37,728 --> 01:12:41,983
منظورم اینه که، یه میلیون سال هم از خودم انتظار نداشتم

857
01:12:42,149 --> 01:12:48,906
منظورم این است که به یک انسان دیگر شلیک کنیم، و با این حال ما اینجا هستیم،

858
01:12:49,907 --> 01:12:52,243
میتونستم با حرف زدن از اینجا بریم بیرون،

859
01:12:52,410 --> 01:12:56,289
غیرممکنه، نه، تو تنها کاری که میشد انجام دادی رو انجام دادی

860
01:12:56,455 --> 01:12:59,750
برای نجات جان ما، و شما شجاعانه جنگیدید، آقا،

861
01:12:59,917 --> 01:13:04,672
تو، تو زندگیت رو به خطر انداختی و روح ما رو نجات دادی،

862
01:13:05,631 --> 01:13:07,758
هیچ حسی ندارم، اون چیزی که فکر می‌کردم نیست...

863
01:13:11,095 --> 01:13:12,179
کشتن یک مرد،

864
01:13:14,098 --> 01:13:18,227
با اینکه، با اینکه او زندگی یک تبهکار را زیست،

865
01:13:20,980 --> 01:13:23,190
و با اینکه قطعاً قرار بود این اتفاق بیفتد،

866
01:13:24,734 --> 01:13:29,488
یه جورایی.... اون کسی بود که این کارو کرد...

867
01:13:31,532 --> 01:13:33,701
فقط، فقط حس بدی داره،

868
01:13:35,411 --> 01:13:38,956
اشکالی نداره، چون تو یه مرد دلسوزی،

869
01:13:39,123 --> 01:13:44,211
بنابراین مردی درونگرا، که این یک ویژگی قابل تحسین است،

870
01:13:45,254 --> 01:13:48,883
اما لطفا به یاد داشته باشید که این دفاع از خود بود،

871
01:13:49,050 --> 01:13:51,510
- منظورم اینه که، تو گفتی، - من خیلی چیزا گفتم،

872
01:13:58,935 --> 01:14:00,144
فکر کنم حق با تو بود، آموزش بده...

873
01:14:03,397 --> 01:14:07,568
- کشتن کار بزدل‌هاست، - نه، به هیچ وجه، آقای دولی،

874
01:14:09,028 --> 01:14:12,990
کاری که کردی خیلی شجاعانه بود، تو همه ما رو نجات دادی،

875
01:14:13,866 --> 01:14:19,330
و این صداها و این کتاب‌ها اکنون شنیده خواهند شد،

876
01:14:19,622 --> 01:14:22,750
به آنها اجازه داده خواهد شد تا الهام‌بخش نسل‌های جدید باشند،

877
01:14:23,668 --> 01:14:27,797
ناگفته نماند که این سرزمین جدید از مزایای آن بهره‌مند خواهد شد،

878
01:14:28,297 --> 01:14:33,344
و این به خاطر شماست، و من از طرف همه اینجا صحبت می‌کنم:

879
01:14:33,511 --> 01:14:38,099
آقای شکسپیر، آقای کیتس، آقای ملویل، برونته‌ها،

880
01:14:39,392 --> 01:14:46,482
من از طرف همه آنها صحبت می‌کنم، و از صمیم قلب از شما تشکر می‌کنم!

881
01:15:12,883 --> 01:15:15,469
خداوند شبان من است، محتاج به هیچ چیز نخواهم بود،

882
01:15:15,636 --> 01:15:19,432
او مرا در کنار آب‌های آرام رهبری می‌کند، او روح مرا احیا می‌کند،

883
01:15:19,598 --> 01:15:22,309
آری، اگرچه از دره سایه مرگ می‌گذرم،

884
01:15:22,476 --> 01:15:25,438
از هیچ بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با من هستی.

885
01:15:26,063 --> 01:15:29,734
و من تا ابد در خانه خداوند ساکن خواهم بود، آمین،

886
01:15:31,193 --> 01:15:32,361
آمین،

887
01:15:36,991 --> 01:15:39,035
صبر کن، فکر می‌کنی کجا داری میری؟

888
01:15:42,038 --> 01:15:45,291
- فورچون، دیگه کجا؟ - تو شرایط تو؟

889
01:15:45,458 --> 01:15:48,502
نه، نه، نه، این غیرممکن است، تو باید اینجا استراحت کنی،

890
01:15:48,669 --> 01:15:51,338
من می‌روم و از جایی کمک می‌گیرم،

891
01:15:51,505 --> 01:15:54,675
مزخرفه، قول دادم که تو رو به فورچون می‌رسونم

892
01:15:54,842 --> 01:15:56,177
به موقع برای زنگ صبح فردا،

893
01:15:56,343 --> 01:15:57,720
و این دقیقاً همان کاری است که من قرار است انجام دهم،

894
01:15:58,596 --> 01:16:01,432
فکر نمی‌کنی بعد از این همه ماجرا، از زیر بار توافق شانه خالی کنم؟ نه؟

895
01:16:02,224 --> 01:16:04,894
- خب... - بدون پول من؟

896
01:16:05,269 --> 01:16:06,687
بله، البته،

897
01:16:07,354 --> 01:16:09,607
گوش کن، اگه قراره بدون اسب به موقع برسیم،

898
01:16:10,733 --> 01:16:12,777
ما مجبوریم تمام روز و تمام شب رو پیاده بریم،

899
01:16:12,943 --> 01:16:14,111
فکر می‌کنی می‌تونی با اون پیرمرد کنار بیای؟

900
01:16:15,279 --> 01:16:18,324
- من باور دارم که می‌توانم، - خوب،

901
01:16:20,659 --> 01:16:24,455
خب، از اینجا به بعد، بیایید یک چیز را رک و راست بگوییم،

902
01:16:25,873 --> 01:16:28,584
دیگه حرفی نیست، باشه؟

903
01:16:29,293 --> 01:16:31,754
فهمیدی؟ حالا که یه نفر رو کشتم،

904
01:16:32,880 --> 01:16:34,924
دو تاش کن، فرقی نکن،

905
01:16:35,925 --> 01:16:39,512
فهمیدم، اما حداقل بگذار کتاب‌ها را من حمل کنم،

906
01:16:39,970 --> 01:16:41,138
تو ما را کند خواهی کرد،

907
01:16:44,683 --> 01:16:46,727
تو کسی هستی که پایش تیر خورده،

908
01:16:48,729 --> 01:16:49,814
آقای دولی...

909
01:19:16,543 --> 01:19:22,216
درست سر وقت، آقای دولی، شما واقعاً مردی هستید که به قول خود عمل می‌کنید،

910
01:19:22,925 --> 01:19:28,847
نمی‌تونم به اندازه کافی ازت تشکر کنم، و حالا، اه، در مورد ترتیبات کاریمون،

911
01:19:29,515 --> 01:19:31,350
مطمئنم که تا امشب،

912
01:19:31,725 --> 01:19:34,311
تمام مدارک مربوطه امضا خواهد شد

913
01:19:34,687 --> 01:19:37,273
و من قادر خواهم بود بدهی خود را با شما تسویه کنم،

914
01:19:38,941 --> 01:19:40,609
و من تا امشب اینجا نمی‌مانم،

915
01:19:42,278 --> 01:19:43,821
فکر نمیکردی من اینجا تو این آشغالدونی ول بمونم

916
01:19:43,988 --> 01:19:45,864
بیشتر از چیزی که لازم بود طول کشید؟ تو چطور؟

917
01:19:47,574 --> 01:19:52,788
نه، گمان نمی‌کنم، نه، اما پول، آقا،

918
01:19:52,955 --> 01:19:54,832
مطمئناً منتشر نخواهد شد تا ...

919
01:19:54,999 --> 01:19:59,712
- آه، پول لعنتی‌ات رو برای خودت نگه دار، - چی؟ آقای دولی؟

920
01:19:59,878 --> 01:20:03,549
این، این از سخاوت شما خیلی زیاده، اما غیرقابل تصوره،

921
01:20:03,716 --> 01:20:09,680
- نه، معامله، معامله است، - این پول تو برای شغل جدیدت است،

922
01:20:10,723 --> 01:20:14,977
- من بدون اون هم خوبم، - اما حالا می‌خوای چیکار کنی؟

923
01:20:19,315 --> 01:20:20,524
مهم نیست،

924
01:20:21,191 --> 01:20:24,611
خب، متاسفم، اما برام مهمه،

925
01:20:26,488 --> 01:20:32,202
تِیِف، هرچی زودتر منو فراموش کنی بهتره، باشه؟

926
01:20:33,245 --> 01:20:36,957
منظورم اینه که، هنوز متوجه نشدی؟ من خبر بدی هستم،

927
01:20:37,458 --> 01:20:40,711
بعضی از مردم... فقط همینن، فقط، فقط اینجوری به دنیا اومدن،

928
01:20:41,045 --> 01:20:44,798
- آقای دولی، شما قلبی از طلا دارید، - شروع به استفاده از این کلمات پیچیده نکنید

929
01:20:44,965 --> 01:20:46,425
که سعی کنه منو متقاعد کنه که این حقیقت نداره،

930
01:20:46,592 --> 01:20:50,721
من می‌دانم چه هستم، اما نگران من نباش، من خوب خواهم شد،

931
01:20:51,847 --> 01:20:52,973
من همیشه هستم،

932
01:21:03,150 --> 01:21:10,199
حداقل اینو برای سفرت بردار، لطفا

933
01:21:10,741 --> 01:21:11,658
آموزش بده،،،

934
01:21:14,119 --> 01:21:15,621
من نمی‌توانم بخوانم،

935
01:21:18,624 --> 01:21:19,792
من این را می‌دانم،

936
01:21:20,292 --> 01:21:22,211
اما این برای زمانی است که بتوانید،

937
01:21:41,855 --> 01:21:42,981
خب،،،

938
01:21:44,233 --> 01:21:45,192
ممنون،

939
01:21:47,736 --> 01:21:51,949
حالا برو بهشون بچه یاد بده، بهشون آینده بده و از این حرفا

940
01:22:00,040 --> 01:22:02,126
متشکرم آقای دولی،

941
01:22:26,400 --> 01:22:31,780
خب، هفته‌ی پیش ما خرید لوئیزیانا رو پوشش دادیم،

942
01:22:31,947 --> 01:22:35,576
که زمانی بود که قلمرو لوئیزیانا

943
01:22:35,742 --> 01:22:39,538
توسط ایالات متحده از فرانسوی‌ها خریداری شد،

944
01:22:40,038 --> 01:22:41,248
و آن موقع بود؟

945
01:22:42,291 --> 01:22:43,292
هر کسی،

946
01:22:45,252 --> 01:22:46,545
کسی؟

947
01:22:48,338 --> 01:22:50,507
۱۸۰۳، باشه،

948
01:22:50,883 --> 01:22:54,636
اما امروز قراره در مورد دو آقای خیلی خاص صحبت کنیم

949
01:22:54,803 --> 01:22:57,806
برای کشف آن سرزمین جدید استخدام شدند،

950
01:22:57,973 --> 01:23:02,352
نام آنها مریودر لوئیس و ویلیام کلارک بود،

951
01:23:03,103 --> 01:23:08,233
و ماموریت آنها "گروه اکتشافی دیسکاوری" نام داشت،

952
01:23:15,699 --> 01:23:16,742
سلام، خانم!

953
01:23:22,164 --> 01:23:25,250
برو بیرون! گمشو! اینجا جای گدایی نیست،

954
01:23:25,626 --> 01:23:27,461
بچه‌ها سریع زیر میز شما پنهان می‌شوند،

955
01:23:29,838 --> 01:23:31,757
ببخشید خانم، اما می‌بینید که من...

956
01:23:31,924 --> 01:23:33,509
یه ولگرد و یه مست

957
01:23:33,675 --> 01:23:36,929
و نمی‌گذارم خانه مقدس علم او را فاسد کنی،

958
01:23:37,346 --> 01:23:41,016
ایتن، لطفا از اون پنجره بپر بیرون و بدو و کلانتر رو بیار، عجله کن!

959
01:23:41,183 --> 01:23:42,851
- بله، خانم، - نه، نه، نه،

960
01:23:43,227 --> 01:23:46,355
لازم نیست، می‌بینی خانم...

961
01:23:47,481 --> 01:23:52,861
- من مدیر جدید مدرسه هستم، - مسخره نکن،

962
01:23:53,654 --> 01:23:57,824
مدیر جدید مدرسه آقای سیسیل است - پیچتری

963
01:23:58,492 --> 01:24:03,664
سیسیل پیچتری، لندن، انگلستان، در خدمت شما خانم،

964
01:24:06,291 --> 01:24:09,753
اوه بله، می‌دانم، حتماً خیلی ترسیده به نظر می‌رسم،

965
01:24:09,920 --> 01:24:13,632
اما این طاقت‌فرساترین و غیرمعمول‌ترین سفر بوده است

966
01:24:13,799 --> 01:24:16,385
که به موقع برای زنگ صبح به اینجا برسم،

967
01:24:16,552 --> 01:24:20,514
اما من و خانم‌های دیگر از مرکز فرهنگی-اجتماعی،

968
01:24:20,681 --> 01:24:23,725
قرار بود جمعه آقای پیچتری را سوار کنیم،

969
01:24:23,892 --> 01:24:26,311
و ما روی سکوی قطار منتظرش ماندیم،

970
01:24:26,478 --> 01:24:33,318
بله، خب، در مورد اون، ببینید، من متاسفانه آخرین قطار رو از دست دادم،

971
01:24:33,986 --> 01:24:38,532
و در نهایت مسیر خوش‌منظره‌تر را انتخاب کردم،

972
01:24:39,074 --> 01:24:43,453
اما گوش کن، من بعضی از وسایلم را با خودم آورده‌ام،

973
01:24:45,664 --> 01:24:50,377
خب، لبه‌هاشون یه کم سوخته، آه، چه خوب،

974
01:24:51,378 --> 01:24:55,340
اما من فکر می‌کنم بله، آنها برای پوشیدن خیلی هم بد نیستند،

975
01:24:59,553 --> 01:25:03,473
این تویی، واقعاً تویی،

976
01:25:04,433 --> 01:25:08,228
آقای پیچتری، من خانم الوئیز میبل هستم.

977
01:25:08,395 --> 01:25:11,023
و از طرف کمیته مدارس بانوان،،،

978
01:25:11,898 --> 01:25:15,027
می‌خواهم به شما در شهر فورچون خوشامد بگویم،

979
01:25:15,402 --> 01:25:18,655
بچه‌ها، بچه‌ها، بیایید از آقای پیچتری به گرمی استقبال کنیم،

980
01:25:19,031 --> 01:25:24,328
- سلام آقای پیچتری، - اوه، سلام به همگی، صبح بخیر،

981
01:25:24,494 --> 01:25:31,168
نمی‌تونم بهتون بگم چقدر خوشحالم که بالاخره سالم و سلامت رسیدم،

982
01:25:31,793 --> 01:25:34,004
اوه، حتماً حسابی خسته‌ای،

983
01:25:34,171 --> 01:25:37,799
میشه یه جایی پیدات کنیم و فردا درساتو شروع کنی؟

984
01:25:37,966 --> 01:25:41,595
اوه، خدای من نه، نه، هر لحظه ممکن است در موقعیت بدی قرار بگیرم،

985
01:25:41,762 --> 01:25:46,642
اما با اجازه شما، فکر می‌کنم فقط دوست دارم شیرجه بزنم،

986
01:25:48,310 --> 01:25:50,604
- اوه، بله، باشه، - ممنون،

987
01:25:50,771 --> 01:25:55,609
من همین الان میرم سمت پانسیون خانم آنی.

988
01:25:55,776 --> 01:25:57,277
و من اتاقت را تازه و تمیز می‌کنم

989
01:25:57,444 --> 01:25:59,279
و آماده برای وقتی که کار روزانه‌ات تمام شده،

990
01:25:59,446 --> 01:26:06,370
- عالی، متشکرم، خانم میبل، - متشکرم، آقای پیچتری،

991
01:26:12,793 --> 01:26:14,670
خب، دوباره شروع می‌کنیم، موافقید؟

992
01:26:14,961 --> 01:26:21,677
حالا دوست دارم با گفتن از بزرگترین اشتیاقم شروع کنم،

993
01:26:23,303 --> 01:26:24,388
دارد می‌خواند،

994
01:26:25,639 --> 01:26:29,810
می‌دونی، کتاب‌ها، کتاب‌ها می‌تونن ما رو به هر جایی ببرن،

995
01:26:32,479 --> 01:26:33,772
در هر ماجراجویی

996
01:26:34,189 --> 01:26:41,363
در هر عصری،،، چه گذشته باشد، چه حال، یا خیلی خیلی دور،،،

997
01:27:50,807 --> 01:27:53,643
جدیدیا دولی... بفرمایید!

998
01:27:55,807 --> 01:29:53,643
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]