﻿WEBVTT

00:01:00.000 --> 00:01:10.000
FilmYar

00:01:10.011 --> 00:01:12.271
دلتنــگ تو، عاشــق تو

00:01:12.295 --> 00:01:16.295
زيرنويس از مهدي
shine021

00:02:24.311 --> 00:02:27.271
به تایلر پیام بده.

00:02:27.272 --> 00:02:28.939
چی میخوای بگی؟

00:02:28.940 --> 00:02:30.274
سلام، علامت تعجب.

00:02:30.275 --> 00:02:32.234
همین الان رسیدم، علامت تعجب.

00:02:32.235 --> 00:02:34.820
پیامت به تایلر اینه:

00:02:34.821 --> 00:02:36.280
'سلام! همین الان رسیدم!'

00:02:36.281 --> 00:02:37.782
- بفرست.
- باشه.

00:02:37.783 --> 00:02:39.200
پیام ارسال شد.

00:02:41.662 --> 00:02:44.330
تایلر میگه،
'خوشحالم که سالم رسیدی.'

00:02:44.331 --> 00:02:47.500
میخوای جواب بدی؟

00:02:47.501 --> 00:02:50.294
تایلر میگه،
'بازم ممنون که هستی.'

00:02:52.798 --> 00:02:55.299
تایلر میگه،
'واقعاً ازت ممنونم.

00:02:55.300 --> 00:02:57.343
- میخوای جواب بدی؟
- نه.

00:02:57.344 --> 00:02:58.845
باشه.

00:04:08.373 --> 00:04:10.125
اوه! سلام.

00:04:11.960 --> 00:04:14.712
- سلام، خانم پترسون، من--
- این گیاه نباید در حال مرگ باشه.

00:04:14.713 --> 00:04:17.047
دو هفته پیش خریدمش.
باورنکردنیه.

00:04:17.048 --> 00:04:19.550
همه برگ‌هاش هی میریزن.

00:04:19.551 --> 00:04:20.634
بیام تو؟

00:04:20.635 --> 00:04:22.553
خب، من که در رو روت نبستم.

00:04:22.554 --> 00:04:23.971
لعنتی، این یه کاکتوسه.

00:04:23.972 --> 00:04:25.306
نباید در حال مرگ باشه.

00:04:25.307 --> 00:04:26.892
من هیچ کار اشتباهی نکردم،
این رو مطمئنم.

00:04:28.435 --> 00:04:30.394
ما تو این خونه کفشمون رو در میاریم.

00:04:30.395 --> 00:04:32.646
- ببخشید.
- همه چی اون بیرون کثیفه.

00:04:32.647 --> 00:04:35.065
آره، و سرده.

00:04:35.066 --> 00:04:37.568
اون 'گرمای خشک' که انقدر ازش تعریف می‌کنن کو؟

00:04:37.569 --> 00:04:40.404
- اسمتون چی بود دوباره؟
- جیمی.

00:04:40.405 --> 00:04:42.406
اینجا، ما اسم و فامیلمون رو میگیم.

00:04:42.407 --> 00:04:43.991
ببخشید. جیمی سیمز.

00:04:43.992 --> 00:04:46.410
خب، احتمالاً مجبور میشم
دوباره اسمت رو بپرسم.

00:04:46.411 --> 00:04:48.329
فقط این رو بدون.
نمی‌تونم براش عذرخواهی کنم.

00:04:48.330 --> 00:04:50.581
مشغله‌م زیاده.
و حالا، با وجود تو اینجا.

00:04:50.582 --> 00:04:53.417
من کاملاً متوجهم...م.

00:05:00.091 --> 00:05:03.093
ببخشید، مطمئن نبودم
می‌خواستین دنبالتون بیام یا نه.

00:05:03.094 --> 00:05:05.513
- نمیدونم چی شده.
- من میدونم.

00:05:05.514 --> 00:05:08.642
- شرایط خیلی غیرمعمولیه.
- داره همش میگنده.

00:05:12.771 --> 00:05:14.481
ممکنه زیاد آب داده شده باشه.

00:05:19.611 --> 00:05:21.779
- ممکنه هم کم آب داده شده باشه، پس این--
- یه چیز رو بهت میگم

00:05:21.780 --> 00:05:23.864
که اشتباه کردم.
من به دوریس کاتو اعتماد کردم.

00:05:23.865 --> 00:05:26.617
دوستم از نیویورک.
خیلی از این گلخانه تعریف کرد،

00:05:26.618 --> 00:05:28.828
که البته تعریف کرد.
پسرعموش بازش کرده بود.

00:05:28.829 --> 00:05:31.705
یه پسرعمو، راستی،
که هیچ کس تا حالا حتی
اسمشم نشنیده بود.

00:05:31.706 --> 00:05:34.333
یه سو یا ورونیکا یا پتی.
من که اصلاً نمیدونم.

00:05:34.334 --> 00:05:36.794
گوش نمی‌دادم.
هی حرف زد و زد و زد.

00:05:36.795 --> 00:05:39.797
'خیلی به پسرعموم افتخار می‌کنم.
داره از نو شروع می‌کنه.

00:05:39.798 --> 00:05:42.049
باید واقعاً حمایتش کنیم.'

00:05:42.050 --> 00:05:45.052
خب، متأسفم، اما واضحاً،
سو-ورونیکا-پتی

00:05:45.053 --> 00:05:46.971
باید دوباره از نو شروع کنه.

00:05:46.972 --> 00:05:48.472
خب، اگه دوست داشتید، میتونم ببرمش پس بدم.

00:05:48.473 --> 00:05:49.474
چرا؟

00:05:51.726 --> 00:05:53.477
- اگه تو خوشحال نیستی.
- یعنی الان هم ساعت کارته؟

00:05:53.478 --> 00:05:55.646
- همین‌جوری کار می‌کنین؟
- نه، من فقط...

00:05:55.647 --> 00:05:58.148
من می‌خوام نجاتش بدم.
داره می‌میره، نه اینکه مرده.

00:05:58.149 --> 00:05:59.401
می‌شه نجاتش داد.

00:06:00.819 --> 00:06:03.028
یه کوکتل درست می‌کنم. لازم دارم.

00:06:03.029 --> 00:06:04.321
براتون بریزم؟

00:06:04.322 --> 00:06:06.782
- امم...
- آره، زوده.

00:06:06.783 --> 00:06:08.492
اوه، نه، منظورم این نبود.
من فقط...

00:06:08.493 --> 00:06:10.911
من اصلاً اهل مشروب نیستم.

00:06:10.912 --> 00:06:12.663
ولی ممنون. من یه...

00:06:12.664 --> 00:06:14.707
یه اتفاقی تو کالج برام افتاد.

00:06:20.380 --> 00:06:22.673
آره، فکم شکست.

00:06:22.674 --> 00:06:24.341
فقط کاملاً افتادم

00:06:24.342 --> 00:06:26.927
روی چای یخی لانگ آیلند.

00:06:26.928 --> 00:06:29.013
درست افتادم روی پیاده‌رو.

00:06:29.014 --> 00:06:32.182
بیش از یک ماه فکم بسته بود.

00:06:32.183 --> 00:06:34.768
بنابراین، هر بوی الکل‌های زیادی

00:06:34.769 --> 00:06:37.104
تو لانگ آیلند برای من یکم آزاردهنده‌ست.

00:06:37.105 --> 00:06:38.689
بوی آب آزارت می‌ده؟

00:06:38.690 --> 00:06:40.066
آخه همینا رو دارم.

00:06:41.693 --> 00:06:43.028
یا پدیالایت.

00:06:43.778 --> 00:06:46.238
خب، من هیچ‌وقت کسی نبودم که به پدیالایت نه بگه.

00:06:46.239 --> 00:06:47.949
بلوبری یا بی‌طعم؟

00:06:50.785 --> 00:06:52.369
آب عالیه.

00:06:52.370 --> 00:06:54.413
خب، چقدر اینجا می‌مونین؟

00:06:54.414 --> 00:06:56.875
بستگی داره. ااا، چند روز، شاید یک هفته.

00:06:57.542 --> 00:06:59.376
این یعنی «چند روز، شاید یک هفته»؟

00:06:59.377 --> 00:07:01.129
خب، برای یک مرد همجنس‌گرا، بله.

00:07:02.255 --> 00:07:04.215
من انتظار نداشتم که... که بیام اینجا.

00:07:05.050 --> 00:07:07.551
هیچ‌کدوم از اینا انتظار نمی‌رفت.

00:07:07.552 --> 00:07:09.596
اوه، نه. متاسفم، من که...

00:07:10.931 --> 00:07:13.307
امم، من برای یه سفر دیگه وسایلمو جمع کرده بودم،

00:07:13.308 --> 00:07:15.643
برای... برای یه سفر طولانی‌تر وقتی پسرتون زنگ زد.

00:07:15.644 --> 00:07:19.271
پس این سفر به... به اون سفر اضافه شد.

00:07:19.272 --> 00:07:22.107
و برای اون سفر و این سفر رانندگی می‌کنین؟

00:07:22.108 --> 00:07:23.567
آره، ترجیح میدم.

00:07:23.568 --> 00:07:25.235
می‌دونین، تنهایی، وقت فکر کردن.

00:07:25.236 --> 00:07:26.821
من سفر جاده‌ای رو دوست دارم.

00:07:28.114 --> 00:07:29.741
اوه خدای من.

00:07:32.786 --> 00:07:35.080
- جوراب بیشتر دارم.
- فکر می‌کنی اندازه‌ان؟

00:07:44.756 --> 00:07:46.507
آره، من، اه...

00:07:46.508 --> 00:07:48.509
عاشق سفر جاده‌ایم.

00:07:48.510 --> 00:07:52.262
راه خوبیه برای... برای دیدن نیومکزیکو.

00:07:52.263 --> 00:07:56.350
واقعاً اولین بارمه. خیلی قشنگه.

00:07:56.351 --> 00:07:58.602
ولی خنده‌داره، می‌دونین؟
منظره بیابونی رو می‌بینین،

00:07:58.603 --> 00:08:01.105
و فرض می‌کنین، خب، گرم خواهد بود...

00:08:01.106 --> 00:08:02.983
خب، این چجوری کار می‌کنه؟
شما، اینجا؟

00:08:03.942 --> 00:08:05.442
امم، هر طور شما بخواین.

00:08:05.443 --> 00:08:06.777
نه، من هیچ‌کدوم از اینا رو نخواستم.

00:08:06.778 --> 00:08:08.779
پس، 'با این حال' نیست.
خودت بهم بگو.

00:08:08.780 --> 00:08:10.781
آه، من... من فقط برای کمک اینجام.

00:08:10.782 --> 00:08:12.324
من عزاداری کنم؟

00:08:12.325 --> 00:08:14.284
نه، نه، عمراً نتونم.

00:08:14.285 --> 00:08:16.871
نه، نمی‌تونی. من خودم از پسش برمیام.

00:08:17.622 --> 00:08:19.623
فقط می‌خواستم بگم می‌تونم کمک کنم، آم...

00:08:19.624 --> 00:08:22.292
با کارها، امم... کارهای مربوط به ختم.

00:08:22.293 --> 00:08:25.045
- فکر کنم تایلر داشت فکر می‌کرد که...
- آره، پسرم چی فکر می‌کرد که...

00:08:25.046 --> 00:08:26.714
تو رو جای خودش فرستاد؟

00:08:26.715 --> 00:08:28.466
فکر کنم تایلر نگرانته.

00:08:34.139 --> 00:08:35.849
فکر می‌کردم تو تو این کار بهتر باشی.

00:08:37.308 --> 00:08:39.143
دروغ گفتن.

00:08:39.144 --> 00:08:41.229
مگه دستیارا تو این کار بهترین نیستن؟

00:08:42.397 --> 00:08:44.982
- نگرانته.
- باشه. نگرانمه.

00:08:44.983 --> 00:08:46.400
و می‌دونی اگه گرفتار خارج از کشور نبود،
با کله اینجا بود.

00:08:46.401 --> 00:08:47.651
برای چی؟ برای...

00:08:47.652 --> 00:08:49.319
تحقیق برای کتاب جدیدش توی خارج از کشور.

00:08:49.320 --> 00:08:51.321
آره، همین قدر رو از پیامای اون یاد گرفتم.

00:08:51.322 --> 00:08:53.657
همراه با تسلیت گفتنش برای شوهرم،

00:08:53.658 --> 00:08:55.993
و ابراز تاسف از اینکه شاید نتونه
برای مراسم خاکسپاری برگرده.

00:08:55.994 --> 00:08:59.413
و بعد، دو روز پیش، متوجه شدم
که دستیارش...

00:08:59.414 --> 00:09:02.332
تو نبود اون، اینجا خواهد بود.
توی یه پیام از طرف تو.

00:09:02.333 --> 00:09:03.834
بله، اون تقصیر من بود.

00:09:03.835 --> 00:09:05.669
من به تایلر گفتم
که باهات تماس می‌گیرم و من...

00:09:05.670 --> 00:09:07.588
باید می‌ذاشتم اون اول این کارو انجام می‌داد.

00:09:07.589 --> 00:09:09.506
و چرا ممکنه نتونه برگرده؟

00:09:09.507 --> 00:09:12.843
یه اسیر جنگی هست که
اون امیدوار مصاحبه کنه...

00:09:12.844 --> 00:09:14.344
آه، در خارطوم.

00:09:14.345 --> 00:09:16.555
اون یه رابط داره،
یه مطلع درونی.

00:09:16.556 --> 00:09:18.932
در نیروهای مسلح سودان که...

00:09:18.933 --> 00:09:21.769
اصولاً زمان‌بندیه. همش مربوط به زمان‌بندیه.

00:09:21.770 --> 00:09:23.729
اون فقط باید آماده باشه
برای وقتی که ایمن خواهد شد.

00:09:23.730 --> 00:09:26.273
و آیا قبل از شنبه
امن خواهد بود که اینجا باشیم؟

00:09:26.274 --> 00:09:27.900
امیدواره، بله. امیدش به همینه.

00:09:27.901 --> 00:09:29.943
- همم، هفت روز دیگه است.
- آره.

00:09:29.944 --> 00:09:31.196
پس، ما امیدواریم که...

00:09:32.363 --> 00:09:33.739
قبل از شنبه امن بشه.

00:09:33.740 --> 00:09:35.532
و اگه امن نشد،

00:09:35.533 --> 00:09:37.535
کنار من تو مراسم خاکسپاری میشینی؟

00:09:39.746 --> 00:09:41.538
- خب، نه. من... یعنی، من نمی‌تونم...
- چرا؟

00:09:41.539 --> 00:09:42.873
تو داری بقیه کارها رو برای تایلر انجام میدی.

00:09:42.874 --> 00:09:45.042
چرا اون روز نمی‌تونی پسر من باشی؟

00:09:45.043 --> 00:09:46.585
خب، چون من جایگزینی برای اون نیستم...

00:09:46.586 --> 00:09:49.047
متعجب میشی که اون معیار چقدر پایینه.

00:09:55.428 --> 00:09:57.055
خواستی من آب رو بیارم؟

00:09:59.474 --> 00:10:01.392
اشکال نداره، نگران نباشید.

00:10:02.560 --> 00:10:04.561
- پس آب نمی‌خواستی؟
- نه.

00:10:04.562 --> 00:10:06.105
نه... یعنی آره، آب می‌خوام.

00:10:06.106 --> 00:10:07.606
فقط منظورم این بود که نگران نباشید از این بابت که...

00:10:07.607 --> 00:10:09.817
- اوه، خدای من.
- ...اینکه یادتون رفت اشکالی نداره.

00:10:11.653 --> 00:10:14.071
ببخشید، قصدم این بود گوشیم رو
روی ویبره بذارم.

00:10:17.242 --> 00:10:20.619
- اون تایلره؟
- احتمال زیاد آره.

00:10:20.620 --> 00:10:23.580
پسرت از طریق کامپیوترش پیام میده،

00:10:23.581 --> 00:10:26.083
برای همین مدام دکمه ریترن رو می‌زنه

00:10:26.084 --> 00:10:27.835
و یه جمله یه جمله می‌فرسته.

00:10:27.836 --> 00:10:28.837
آره، خودشه.

00:10:33.091 --> 00:10:35.760
داره مطمئن میشه
من سالم رسیدم.

00:10:37.262 --> 00:10:40.305
اینا جمله‌های زیادی هستن
برای یه پیام اینقدر ساده.

00:10:40.306 --> 00:10:41.307
آه...

00:10:42.308 --> 00:10:44.184
خب، بذار ببینم چی میگه.

00:10:44.185 --> 00:10:45.811
- خب...
- بیخیال.

00:10:45.812 --> 00:10:48.147
لازم نیست همه‌اش
به من مربوط باشه.

00:10:48.148 --> 00:10:49.774
ولی اون قسمتی که مربوطه...

00:10:50.817 --> 00:10:53.653
می‌تونی بگی که
سالم رسیدم و اینکه...

00:10:54.946 --> 00:10:56.947
من حالم خوبه.

00:10:56.948 --> 00:10:58.949
در صورتی که پیام بعدی‌ش باشه.

00:10:58.950 --> 00:11:00.868
آها، و من دمای اتاق رو میخوام.
لازم نیست یخ بندازی

00:11:00.869 --> 00:11:02.369
اگه قرار نیست کویر گرم باشه.

00:11:02.370 --> 00:11:04.163
آره، زمستونه.
به خاطر خدا،

00:11:04.164 --> 00:11:06.165
لطفاً انقدر از این تعجب نکن.

00:11:10.003 --> 00:11:11.753
یه ایموجی قلب فرستاد.

00:11:11.754 --> 00:11:14.007
اون برای سالم رسیدن توئه
یا حال خوب من؟

00:11:14.966 --> 00:11:17.384
- هر دوش رو تصور کن.
- چقدر باصرفه‌س!

00:11:20.847 --> 00:11:23.140
ترجیح میدم
زنگ هشدارش روشن باشه.

00:11:23.141 --> 00:11:25.393
اینطوری منم می‌فهمم
کِی ازش خبری میاد.

00:11:27.520 --> 00:11:28.521
البته.

00:11:29.981 --> 00:11:31.357
- چی؟
- هیچی.

00:11:32.483 --> 00:11:34.193
- من زیادی پر سر و صدام؟
- نه.

00:11:34.194 --> 00:11:36.528
حیفه،
چون من دارم سعی می‌کنم که باشم.

00:11:38.823 --> 00:11:40.324
جیمی، من رو میبخشی،
ولی درک حضور تو برام سخته.

00:11:40.325 --> 00:11:42.826
می‌دونم، من فقط دارم—
فقط دارم کارمو می‌کنم.

00:11:42.827 --> 00:11:45.537
حالت من رو درک می‌کنی، درسته؟
که چرا انقدر بهم ریخته‌م

00:11:45.538 --> 00:11:47.372
که می‌فهمم من کار توام؟

00:11:47.373 --> 00:11:50.083
نه، نه، ببخشید.
بودن اینجا کار منه برای تایلر.

00:11:50.084 --> 00:11:52.211
قصد نداشتم به این معنی باشه
که شما مسئولیت من هستید.

00:11:52.212 --> 00:11:54.004
خب، به نظر میرسه تایلر
متفاوت فکر میکنه.

00:11:54.005 --> 00:11:56.340
به نظر میرسه فکر می‌کنه می‌تونه
مسئولیتش رو از خودش دور کنه

00:11:56.341 --> 00:11:58.467
برای بودن اینجا تا با پدرخوانده‌ش
خداحافظی کنه.

00:11:58.468 --> 00:12:00.719
البته هیچوقت هنری رو
جز اسم خودش صدا نکرد،

00:12:00.720 --> 00:12:02.012
چه برسه به اینکه تلاشی کنه

00:12:02.013 --> 00:12:04.181
که هیچ نوع رابطه‌ای
باهاش داشته باشه.

00:12:04.182 --> 00:12:05.849
خب، شاید همین باشه.

00:12:05.850 --> 00:12:07.851
شاید برای همینه
که فکر نمی‌کنه
مسئولیتی داره

00:12:07.852 --> 00:12:09.561
برای بودن اینجا؟

00:12:09.562 --> 00:12:11.730
ولی پسر من با من رابطه داره،

00:12:11.731 --> 00:12:14.441
یا یه زمانی داشته —
یه رابطه خوب،

00:12:14.442 --> 00:12:16.068
که به نظرم مهمه.

00:12:16.069 --> 00:12:18.696
پس، در قبال من
یه مسئولیتی هست.

00:12:19.739 --> 00:12:21.490
- تایلر داره تمام تلاشش رو میکنه.
- آه، لطفاً.

00:12:21.491 --> 00:12:23.492
- فکر کنم با توجه به شرایط...
- آره، مجبوری ازش دفاع کنی.

00:12:23.493 --> 00:12:25.702
می‌فهمم، شغل توئه ولی من نمی‌کنم و نخواهم کرد.

00:12:25.703 --> 00:12:27.579
'خارج از کشور بودم' مسخره‌س.

00:12:27.580 --> 00:12:29.289
شوهرم یهو نمرد.

00:12:29.290 --> 00:12:30.374
پارکینسون داشت.

00:12:30.375 --> 00:12:31.541
ما می‌دونستیم اوضاع چطور پیش می‌ره،

00:12:31.542 --> 00:12:32.960
تایلر هم می‌دونست.

00:12:32.961 --> 00:12:35.755
راستش دو هفته پیش بهش زنگ زدم که بگم...

00:12:37.882 --> 00:12:40.092
لااقل به پیغام‌گیرش بگم.

00:12:40.093 --> 00:12:41.885
بهش گفتم حال هنری بد شده،

00:12:41.886 --> 00:12:44.721
اوضاع پیچیده شده و وقت زیادی نداریم.

00:12:44.722 --> 00:12:47.933
پس، بازم ببخشید اگه قصد دارم به خودم اجازه بدم

00:12:47.934 --> 00:12:50.228
کمی آشفتگی و ناامیدی داشته باشم.

00:12:57.402 --> 00:12:59.737
می‌فهمم. واقعا می‌فهمم.

00:13:01.281 --> 00:13:03.157
ولی اگه نمی‌خوای اینجا باشم، خب منم اینجا نیستم.

00:13:05.118 --> 00:13:07.744
که اینو می‌تونستی
دو روز پیش بهم بگی

00:13:07.745 --> 00:13:09.746
وقتی بهت پیام دادم.

00:13:09.747 --> 00:13:12.249
اما با این حال، من اینجا هستم چون تایلر
فکر کرد شاید بتونم کمکی بکنم.

00:13:12.250 --> 00:13:14.251
چون فکر کرد شاید بتونم کمکی باشم.

00:13:14.252 --> 00:13:15.670
اما اگه نمی‌خوای...

00:13:16.504 --> 00:13:19.507
اگه می‌خوای برم، اینم می‌فهمم.

00:13:25.763 --> 00:13:27.265
هنوز تصمیم نگرفتم.

00:13:30.351 --> 00:13:31.352
باشه.

00:13:32.937 --> 00:13:33.938
پس...

00:13:35.481 --> 00:13:37.483
چند وقته دستیارش هستی؟

00:13:38.443 --> 00:13:40.986
حدوداً چهار ساله.

00:13:40.987 --> 00:13:43.113
وای. خب، معلومه که من می‌دونم

00:13:43.114 --> 00:13:45.198
من و تایلر مدتیه که از هم دوریم،

00:13:45.199 --> 00:13:47.160
ولی اینکه حتی از وجود تو خبر نداشته باشم؟

00:13:48.286 --> 00:13:51.997
گرچه مطمئن نیستم که این بیشتر به من برمی‌گرده یا به تو.

00:13:53.958 --> 00:13:55.459
خب، این منو اذیت نمی‌کنه.

00:13:55.460 --> 00:13:56.627
چند سالته؟

00:13:58.046 --> 00:13:59.047
چهل و دو.

00:14:00.965 --> 00:14:03.675
چهل و شش. جواب نهایی.

00:14:03.676 --> 00:14:06.053
- پس از تایلر بزرگتری؟
- آ-آره، فقط هشت سال.

00:14:06.054 --> 00:14:07.721
- یعنی این دیوونه‌کننده نیست.
- البته که نه.

00:14:07.722 --> 00:14:09.806
- مشکلی داری با این؟
- نه.

00:14:09.807 --> 00:14:12.809
واقعاً؟ چون اولش خودت رو جوون‌تر نشون دادی.

00:14:12.810 --> 00:14:14.728
- آه...
- فقط باید تصور کنم

00:14:14.729 --> 00:14:18.315
این یک پویایی جالبه برای تو به عنوان دستیار تایلر،

00:14:18.316 --> 00:14:21.735
با توجه به جایی که اون تو زندگیشه، تو همین سن و سال.

00:14:21.736 --> 00:14:23.987
- اون خیلی موفقه.
- من- منم موفقم.

00:14:23.988 --> 00:14:26.907
متأسفم، این... این حس مصاحبه رو می‌ده.

00:14:26.908 --> 00:14:29.159
خب، از من خواسته شده چند روزی،

00:14:29.160 --> 00:14:31.536
شاید یه هفته، رو با یه غریبه کامل بگذرونم.

00:14:31.537 --> 00:14:33.580
فکر می‌کنم حق دارم بیشتر بدونم.

00:14:33.581 --> 00:14:35.916
آره، این واسه من یه جور فصل دومه.

00:14:35.917 --> 00:14:40.045
وقتی از دانشگاه NYU اومدم بیرون، شغل کپی‌رایتر رو انتخاب کردم،

00:14:40.046 --> 00:14:42.506
ولی از هیچی راضی نبودم.

00:14:42.507 --> 00:14:46.426
واسه همین تصمیم گرفتم استعفا بدم و از اول تو لس‌آنجلس شروع کنم.

00:14:46.427 --> 00:14:48.095
همونجایی که پیش تایلر کار کردی.

00:14:48.096 --> 00:14:49.763
آره، بالاخره آره.

00:14:49.764 --> 00:14:52.766
- چون طرفدارش بودی؟
- آ... آره، ولی وقتی رسیدم لس‌آنجلس،

00:14:52.767 --> 00:14:55.268
من عمداً دنبالش نگشتم.

00:14:55.269 --> 00:14:58.772
تصادفی با هم برخورد کردیم

00:14:58.773 --> 00:15:01.192
تو وست هالیوود، تو یه بار.

00:15:02.527 --> 00:15:03.611
بار گی؟

00:15:04.362 --> 00:15:07.614
منظورم اینه که... همه بارهای وست هالیوود که بار گی نیستن.

00:15:07.615 --> 00:15:08.699
پس بار گی نبود؟

00:15:10.243 --> 00:15:12.536
- نه، بود...
- اوم.

00:15:12.537 --> 00:15:14.371
می‌دونی، گفتم چی منو به لس‌آنجلس کشوند،

00:15:14.372 --> 00:15:17.707
و اونم، می‌دونی، گفت که خیلی سرش شلوغه

00:15:17.708 --> 00:15:19.627
و غرق کاره، و...

00:15:20.753 --> 00:15:22.046
نمی‌دونم، من فقط...

00:15:23.381 --> 00:15:25.382
یادم میاد فکر کردم انگار قرار بود ما همدیگه رو ببینیم

00:15:25.383 --> 00:15:26.551
به یه دلیلی.

00:15:27.593 --> 00:15:30.054
پس خودم رو پیشنهاد دادم. به عنوان دستیارش.

00:15:31.431 --> 00:15:32.889
خب، کنجکاوم.

00:15:32.890 --> 00:15:34.767
اوم، تایلر در مورد من چی گفته؟

00:15:38.563 --> 00:15:41.065
تایلر در مورد شما چی گفته؟

00:15:42.733 --> 00:15:45.153
بله، فکر می‌کنم حتماً یه جایی اسم منو برده.

00:15:46.737 --> 00:15:48.238
آره، نه، دارم فکر می‌کنم.

00:15:48.239 --> 00:15:49.406
در مورد من چی گفته؟

00:15:49.407 --> 00:15:50.949
صادقانه بگم، اون زیاد در مورد...

00:15:50.950 --> 00:15:52.909
- من؟
- دوران بچگی.

00:15:52.910 --> 00:15:54.286
که من هم شاملش بودم.

00:15:54.287 --> 00:15:55.662
خانم پترسون...

00:15:55.663 --> 00:15:56.997
شما «۴۶. جواب آخر.» هستید.

00:15:56.998 --> 00:15:58.499
می‌تونیم دایان باشیم.

00:15:59.292 --> 00:16:00.917
دایان، با تمام احترامی که قائلم...

00:16:00.918 --> 00:16:02.961
اون شما رو اینجا فرستاده، پس باید فرض کنم

00:16:02.962 --> 00:16:04.754
- چیزی گفته شده.
- باشه، اون گفت شما،

00:16:04.755 --> 00:16:06.423
اه، یه آشپز عالی هستین،

00:16:06.424 --> 00:16:09.634
یه جهانگرد، و فیلم دوست دارین.

00:16:09.635 --> 00:16:12.512
اوه، وای! چه تصویر زنده‌ای.

00:16:12.513 --> 00:16:14.974
پس هیچ صفتی. هان.

00:16:16.601 --> 00:16:19.561
آه، دایان، متاسفم، نمی‌تونم.

00:16:19.562 --> 00:16:21.521
بخشی از اینجا بودنم،

00:16:21.522 --> 00:16:23.940
بخشی از کار برای تایلر... در واقع کار برای هر کسی،

00:16:23.941 --> 00:16:27.861
به عنوان یه دستیار، اینه که باید نوعی ظاهر وجود داشته باشه

00:16:27.862 --> 00:16:29.946
از یه فضای سکوت، وقتی صحبت از چیزهاییه که

00:16:29.947 --> 00:16:32.407
در مورد هر چیزی بحث میشه،

00:16:32.408 --> 00:16:34.159
از جمله خانواده.

00:16:34.160 --> 00:16:35.952
این مال من نیست که به اشتراک بذارم.

00:16:35.953 --> 00:16:38.956
من باید یه مکان امن برای تایلر باشم، و بوده‌ام.

00:16:39.874 --> 00:16:42.209
و اگه شما انتخاب کنین من اینجا باشم،

00:16:42.210 --> 00:16:43.543
من این رو برای شما هم انجام می‌دم.

00:16:43.544 --> 00:16:46.047
من... من یه فضای سکوت می‌شم.

00:16:47.048 --> 00:16:48.549
که فکر می‌کنم شما هم همینو می‌خواین.

00:16:53.179 --> 00:16:54.888
بعضی چیزا باید ناگفته بمونن.

00:16:54.889 --> 00:16:57.474
من تجربهٔ این کار رو دارم.

00:16:57.475 --> 00:16:59.684
ضمناً، بعید می‌دونم تو بتونی

00:16:59.685 --> 00:17:01.562
چیزی رو بهم بگی که از قبل نمی‌دونستم.

00:17:02.813 --> 00:17:04.482
لابد اون تو خبر خاصی نیست.

00:17:07.068 --> 00:17:10.696
- خب، این که درست نیست.
- اونم همین‌طور.

00:17:14.659 --> 00:17:16.201
اشکالی نداره از حمامتون استفاده کنم؟

00:17:16.202 --> 00:17:18.578
بله. اگه بگم نه، خیلی ظالمانه به نظر میاد،

00:17:18.579 --> 00:17:20.997
چون شما به اندازهٔ یه دریاچه آب نوشیدید.

00:17:26.170 --> 00:17:28.171
- اِم...
- ما در رو برداشتم

00:17:28.172 --> 00:17:30.508
- تا کار هنری راحت بشه.
- آها، باشه.

00:17:32.927 --> 00:17:35.720
- راستش، فکر کنم حالم خوبه--
- کارتو بکن.

00:17:35.721 --> 00:17:37.515
من دریاچهٔ آب شما رو دوباره پر می‌کنم.

00:17:46.107 --> 00:17:47.817
عجیبه. یادم نمیاد...

00:17:48.526 --> 00:17:50.860
- اون رو خاموش کرده باشم، عجیبه.
- بله.

00:17:52.238 --> 00:17:54.239
نمیدونم چرا زنگش روشن نیست.

00:17:54.240 --> 00:17:55.949
- میخواید بیارمش پیشتون؟
- نه، نه!

00:17:55.950 --> 00:17:57.284
نه، تقریباً تموم شد.

00:17:57.285 --> 00:17:59.077
آره، فقط...

00:17:59.078 --> 00:18:00.370
...جمعش کردم.

00:18:04.542 --> 00:18:07.043
بابت اون ببخشید. یادم نیست

00:18:07.044 --> 00:18:08.129
اون رو روی...

00:18:09.130 --> 00:18:10.922
ام...

00:18:10.923 --> 00:18:12.674
متأسفانه، اون می‌دونه
که دوباره باید یه روز دیگه

00:18:12.675 --> 00:18:15.760
صبر کنیم. هنوز امن نیست.

00:18:15.761 --> 00:18:17.554
فکر کنم پسرتون تحت فشاره.

00:18:17.555 --> 00:18:20.473
بیشتر اینها ازم می‌خواد تا ذهنشو آروم کنم.

00:18:20.474 --> 00:18:23.059
اون داره فکر می‌کنه که آیا با بودنش اینجا کار درستی میکنه یا نه.

00:18:23.060 --> 00:18:24.812
به نظرتون داره کار درستی میکنه؟

00:18:27.481 --> 00:18:29.441
- این به من مربوط نیست--
- میشه بهش اطمینان بدید

00:18:29.442 --> 00:18:30.735
که داره کار درستی میکنه؟

00:18:32.570 --> 00:18:34.780
پسر شما داره با این اوضاع دست و پنجه نرم میکنه، قطعاً.

00:18:42.413 --> 00:18:43.622
- من همهٔ هنرها رو دوست دارم.
-  حتماً.

00:18:43.623 --> 00:18:45.582
میتونیم موضوع رو عوض کنیم.

00:18:45.583 --> 00:18:47.208
نه، نه، منظورم این بود که در موردش حرف بزنیم.

00:18:47.209 --> 00:18:49.628
نه، خوشم میاد. تمام کارها مال هنریه.

00:18:49.629 --> 00:18:51.588
اون نقاشی می‌کشید.

00:18:51.589 --> 00:18:53.591
اون نقاش بود. نه یه سرگرمی.

00:18:54.634 --> 00:18:57.927
بعد از اینکه کمی بیش از سه سال پیش تشخیص بیماریش داده شد،

00:18:57.928 --> 00:18:59.929
هنری می‌خواست به اینجا نقل مکان کنیم

00:18:59.930 --> 00:19:02.098
تا بتونه این قسمت از دنیا رو نقاشی کنه

00:19:02.099 --> 00:19:03.351
قبل از اینکه دیگه نتونه.

00:19:05.603 --> 00:19:07.646
پیشنهاد کردم براش کتاب‌های رومیزی بخرم

00:19:07.647 --> 00:19:09.814
و همین دنیا رو به نیویورک بیارم.

00:19:09.815 --> 00:19:13.443
اما اون اصرار داشت که چشماش خودشون ببینن.

00:19:13.444 --> 00:19:15.570
اون میدونست که درخواست بزرگیه.

00:19:15.571 --> 00:19:19.199
زندگی من توی منهتن بود. من شغلم رو رها می‌کردم، و...

00:19:19.200 --> 00:19:21.160
ولی البته، گفتم که عاشق این ایده هستم.

00:19:22.787 --> 00:19:24.955
این تنها دروغی بود که به شوهرم گفتم.

00:19:26.290 --> 00:19:27.875
البته اون شوهرم.

00:19:28.959 --> 00:19:30.836
اون امیدوار بود قبل از اینکه...

00:19:36.175 --> 00:19:37.967
تایلر در مورد هنری چی گفت؟

00:19:37.968 --> 00:19:39.511
- دایان...
- نه.

00:19:39.512 --> 00:19:41.304
نه، این سکوت فایده نداره،
با هنری نه.

00:19:41.305 --> 00:19:42.472
با من خوبه.

00:19:42.473 --> 00:19:44.140
آره، اون گفت شما، اِ...

00:19:44.141 --> 00:19:46.476
فکر کنم ۲۷ سال با هم بودید.

00:19:46.477 --> 00:19:48.144
بیست و نُه سال. دیگه چی؟

00:19:48.145 --> 00:19:49.979
و اِ، اینکه شما دو نفر

00:19:49.980 --> 00:19:52.065
لایق همدیگه بودید،
که به نظرم شیرین اومد.

00:19:54.151 --> 00:19:56.237
اینجوری هم میشه شنید.
فقط همین؟

00:19:58.823 --> 00:20:00.073
آره.

00:20:00.074 --> 00:20:01.701
شاید با این موضوع کنار بیا.

00:20:02.868 --> 00:20:04.577
اوه، خدای من.

00:20:04.578 --> 00:20:07.080
حالا، خورشید داره اَه شده.

00:20:07.081 --> 00:20:08.498
اوه، اون خورشید.
متاسفم.

00:20:08.499 --> 00:20:10.166
- چی؟
- متاسفم، هی فکر می‌کنم

00:20:10.167 --> 00:20:11.918
- که داری در مورد...
- تمومی نداره!

00:20:11.919 --> 00:20:13.920
همه چی اینجا در معرض دید هست.

00:20:13.921 --> 00:20:15.839
خب، فکر می‌کنم یه مدت زیر
نور مستقیم خورشید شاید...

00:20:15.840 --> 00:20:18.174
- شاید کمک کنه.
- خب، پس تو به من بگو
باهاش چی کار کنم.

00:20:18.175 --> 00:20:19.801
- چی؟
- تو برای کمک فرستاده شدی.

00:20:19.802 --> 00:20:21.886
پس، کمک کن. آفتاب یا سایه؟

00:20:21.887 --> 00:20:23.847
آفتاب یا سایه؟

00:20:23.848 --> 00:20:25.223
- اِ، هر کدوم.
- «هر کدوم» نه.

00:20:25.224 --> 00:20:26.683
نظر داری، بیانش کن.

00:20:26.684 --> 00:20:27.726
باشه، فکر کنم شاید یه مدت

00:20:27.727 --> 00:20:28.893
جایی که... تو...

00:20:28.894 --> 00:20:30.520
و به خاطر خدا، جواب بده!

00:20:30.521 --> 00:20:32.605
ذهنش رو آروم کن یا هر کاری
که اون نیاز داره انجام بدی.

00:20:32.606 --> 00:20:34.357
- من دارم بهش میگم تحمل کنه.
- «اون تحت فشاره».

00:20:34.358 --> 00:20:36.151
اون فکر می‌کنه من چی حس می‌کنم؟

00:20:36.152 --> 00:20:38.236
اون اصلا متوجه هست
که اینجا چی داره می‌گذره؟

00:20:38.237 --> 00:20:39.362
اینایی که من دارم تحمل می‌کنم؟

00:20:39.363 --> 00:20:41.573
اون حتی سعی می‌کنه
یه پیام بده؟

00:20:41.574 --> 00:20:44.200
نه، اصلا نگو.
اون شماره من رو داره.

00:20:44.201 --> 00:20:46.119
می‌تونه ازش استفاده کنه.
بعد از کاری که من کردم.

00:20:46.120 --> 00:20:48.288
تو حتی نمی‌دونی
من چه چیزایی رو کنار گذاشتم.

00:20:48.289 --> 00:20:51.541
چون این کاریه که باید انجام بدی.
همه رو کنار میذاری.

00:20:51.542 --> 00:20:55.044
همه رو کنار میذاری،
با وجود حس و حالت.

00:20:55.045 --> 00:20:58.715
وقتی کسی درده،
کسی که باید دوستش داشته باشی،

00:20:58.716 --> 00:21:01.593
کنارش میذاری،
توی قدرنشناسِ...

00:21:01.594 --> 00:21:03.053
خودخواهِ نفهم!

00:21:08.559 --> 00:21:10.436
متاسفم. اون، اِ...

00:21:11.896 --> 00:21:12.897
و...

00:21:15.566 --> 00:21:17.234
متاسفم برای اِ...

00:21:18.736 --> 00:21:21.404
هنری به گل و گیاه‌ها رسیدگی می‌کرد.

00:21:21.405 --> 00:21:23.448
اون... اون عاشقشون بود.

00:21:23.449 --> 00:21:26.660
اون... اون دوستشون داشت،
و من، اِ...

00:21:34.919 --> 00:21:39.088
دایان، اِ، میدونم اینا همش
خیلی سرسام‌آوره،

00:21:39.089 --> 00:21:40.925
و من قطعا نمی‌خوام
بهش اضافه کنم.

00:21:41.967 --> 00:21:43.511
ولی خوشحالم که اینجام.

00:21:44.762 --> 00:21:48.473
حداقل برای اینکه تمرکزم رو
بذارم روی کمک کردن

00:21:48.474 --> 00:21:51.018
به اون گل کاکتوسه‌.

00:21:53.979 --> 00:21:55.356
- هوم.
- خدای من.

00:21:58.025 --> 00:21:59.485
خب، ما...

00:22:00.820 --> 00:22:02.779
اتاق اضافی رو تبدیل کردیم به
آتلیه نقاشی،

00:22:02.780 --> 00:22:04.322
واسه همین باید
همین‌جا بخوابی.

00:22:04.323 --> 00:22:05.782
باشه.

00:22:05.783 --> 00:22:06.784
خیلی خب.

00:22:09.036 --> 00:22:10.537
اوه.

00:22:10.538 --> 00:22:12.956
- این یه تخته.
- اوه آره، نه، اون...

00:22:12.957 --> 00:22:14.707
- یا اون مبل هم هست.
- آره. اوه، شاید همون مبل بهتر باشه.

00:22:14.708 --> 00:22:16.125
البته اونجا فوت کرده، پس...

00:22:16.126 --> 00:22:17.460
- اوه، باشه.
- ...هر طور راحتی.

00:22:17.461 --> 00:22:18.545
- نه، این که...
- میرم ملافه بیارم.

00:22:18.546 --> 00:22:19.671
ممنون.

00:22:23.133 --> 00:22:26.302
دلیلی برای نگرانی بابت امنیتش که وجود نداره، داره؟

00:22:26.303 --> 00:22:28.596
نه، اون خودش رو تو خطر نمیندازه.

00:22:28.597 --> 00:22:30.975
احتمالاً باید همون اول این رو می‌پرسیدم.

00:23:00.004 --> 00:23:01.337
ممنون بابت شام.

00:23:01.338 --> 00:23:02.922
اوه، من نپختم.
فقط گرمش کردم.

00:23:02.923 --> 00:23:04.382
عجیبه که چه غذاهایی

00:23:04.383 --> 00:23:05.884
مردم عادت دارن برامون میارن.

00:23:05.885 --> 00:23:08.386
اگه یخچال منو ببینی،
فکر می‌کنی فقط

00:23:08.387 --> 00:23:11.264
خوراک و انچیلادا می‌خورم.

00:23:12.933 --> 00:23:15.393
خب، مردم دوست دارن
غذاهایی بیارن که به آدم آرامش میده.

00:23:15.394 --> 00:23:17.770
آره، خب منم با یه سالاد کلی آروم شدم.

00:23:20.107 --> 00:23:22.191
جدی گفتی؟

00:23:22.192 --> 00:23:24.861
آره. فکر کردم بامزه بود.

00:23:24.862 --> 00:23:27.114
اوه، فقط می‌خواستم مطمئن شم.
زیاد می‌خندی.

00:23:28.198 --> 00:23:30.450
ولی شاید لازم باشه زیر سوال ببرم

00:23:30.451 --> 00:23:32.452
که واقعاً سالاد آرامش‌بخشه یا نه.

00:23:32.453 --> 00:23:35.122
اوه، یادم رفت این رو بهت بدم، از طرف تایلره.

00:23:37.708 --> 00:23:41.295
آره، خط منه،
ولی حرف‌های خودشه، دیکته کرده.

00:23:42.421 --> 00:23:44.631
تو فرستادن کارت خیلی پیگیره.

00:23:44.632 --> 00:23:47.593
جالبه که الان حدود چهار ساله که اینطوریه.

00:23:53.974 --> 00:23:56.142
با تایلر چطور پیش رفت؟

00:23:56.143 --> 00:23:59.145
تونستی خیالش رو راحت کنی؟

00:23:59.146 --> 00:24:01.064
آره، خب.
ولی باز دوباره بهم خبر میده،

00:24:01.065 --> 00:24:03.566
و منم دوباره باید
بهش اطمینان بدم.

00:24:03.567 --> 00:24:06.403
این چرخه‌شه.
به دنیای من خوش اومدی.

00:24:08.113 --> 00:24:10.406
هوم. تایلر همیشه آدم مضطربی بود.

00:24:10.407 --> 00:24:12.659
اون دنیا هیچ تغییری نکرده.

00:24:12.660 --> 00:24:14.702
یادمه یه بار رفتم دنبالش مهدکودک.

00:24:14.703 --> 00:24:18.414
اون... داشت گریه می‌کرد، هیچ‌جوری آروم نمی‌شد.

00:24:18.415 --> 00:24:20.166
ذهنم رفت سمت بدترین اتفاقات، می‌دونی،

00:24:20.167 --> 00:24:22.919
که نکنه زدنش یا کسی اذیتش کرده.

00:24:22.920 --> 00:24:25.213
اما معلوم شد فقط... فقط ناراحت بوده

00:24:25.214 --> 00:24:27.632
چون نمی‌تونست با قیچی درست کار کنه.

00:24:31.637 --> 00:24:34.139
معلومه که اون روز، خنده‌ام رو به زور نگه داشتم.

00:24:35.432 --> 00:24:39.103
به احساساتش اهمیت دادم.
پسرم حس کرد که دیده و شنیده می‌شه.

00:24:40.270 --> 00:24:42.438
تازه، بعداً هم فهمیدم که

00:24:42.439 --> 00:24:44.232
معلماش واقعاً نگران بودن

00:24:44.233 --> 00:24:45.775
که چرا نمی‌تونه با قیچی کار کنه.

00:24:45.776 --> 00:24:48.611
حالا انگار تقصیر منه. لعنت به من که نمی‌دونستم

00:24:48.612 --> 00:24:50.488
یه مسئله‌ی مربوط به رشدشه.

00:24:50.489 --> 00:24:52.490
اینکه دستا بتونن همزمان
کارهای مختلفی انجام بدن

00:24:52.491 --> 00:24:54.117
یا همچین چیزی، نمی‌دونم والا.

00:24:54.118 --> 00:24:56.119
به هر حال، تایلر خیلی کلافه بود

00:24:56.120 --> 00:24:58.162
چون بقیه بچه‌ها می‌تونستن ولی اون نه.

00:24:58.163 --> 00:25:00.331
واسه همین، اون آخر هفته رو باهاش گذروندم،

00:25:00.332 --> 00:25:01.874
فقط می‌نشستیم روی زمین،

00:25:01.875 --> 00:25:03.876
و مجله‌های خوبم رو تیکه پاره می‌کردیم.

00:25:07.339 --> 00:25:09.007
حالا کار با قیچیش خوب شده؟

00:25:09.008 --> 00:25:11.301
راستش، نمی‌تونم بگم تا حالا دیدمش که انجامش بده.

00:25:11.969 --> 00:25:14.470
شاید یه وقتی بهش پیام دادی، پرسیدی.

00:25:14.471 --> 00:25:16.014
خوب می‌شه بدونی که منم سهمی داشتم،

00:25:16.015 --> 00:25:18.976
و اینکه اون مجله‌ها بیخود تیکه پاره نشدن.

00:25:20.227 --> 00:25:23.647
می‌دونی دایان، خودت می‌تونی بهش پیام بدی.

00:25:29.820 --> 00:25:31.362
و اگه دلت رو آروم می‌کنه،

00:25:31.363 --> 00:25:33.197
من خبر دارم که تو واقعاً سهم داشتی،

00:25:33.198 --> 00:25:35.491
چون تایلر بهم گفت که موقعی که

00:25:35.492 --> 00:25:38.578
خواست حقیقت رو بهت بگه، چه حسی داشت و گفت تو معرکه بودی.

00:25:38.579 --> 00:25:40.121
اجازه‌شو داری اینو بهم بگی؟

00:25:40.122 --> 00:25:43.584
فکر کنم این بار می‌تونم این قانون رو دور بزنم.

00:25:45.169 --> 00:25:49.297
گفت وقتی بالاخره جرئت پیدا کرد بیاد بهت بگه،

00:25:49.298 --> 00:25:51.800
انگار حس کرده تو از قبل آماده بودی و منتظرش بودی.

00:25:52.885 --> 00:25:56.597
«منتظر بودی که بهش عشق بدی.» این عین جمله‌ای بود که گفت.

00:25:57.389 --> 00:25:59.390
خب، من بودم.

00:25:59.391 --> 00:26:02.018
و تمام اون دفعاتی که داشت لو بده هم، اونجا بودم.

00:26:02.019 --> 00:26:04.228
همیشه می‌دونستم که اون گیه

00:26:04.229 --> 00:26:05.605
از همون بچگی.

00:26:05.606 --> 00:26:07.231
و کلی سال بود که لحظاتی پیش می‌اومد

00:26:07.232 --> 00:26:09.400
که وارد اتاقی می‌شد که من بودم،

00:26:09.401 --> 00:26:13.404
نه که حتی اتاق، فقط همون دم در می‌اومد.

00:26:13.405 --> 00:26:15.282
و من قشنگ می‌دیدمش که چطور تو چهره‌ش موج می‌زنه.

00:26:16.283 --> 00:26:18.868
و هر بار تو دلم می‌گفتم:

00:26:18.869 --> 00:26:21.287
«همینه دایان، الان می‌خواد بگه، خرابش نکنی.»

00:26:23.415 --> 00:26:25.083
و باور کن، تمام زورم رو می‌زدم

00:26:25.084 --> 00:26:26.919
که یهو نپرم از دهنش در بیارم.

00:26:28.545 --> 00:26:29.546
من فقط...

00:26:30.923 --> 00:26:32.924
فقط می‌خواستم از این مرحله رد بشه.

00:26:32.925 --> 00:26:34.927
می‌دونستم اون طرف ماجرا خیلی بهتره.

00:26:36.053 --> 00:26:38.387
معلومه که می‌دونستم دست خودشه.

00:26:38.388 --> 00:26:40.932
برای همین فقط ساکت و آروم می‌موندم،

00:26:40.933 --> 00:26:46.270
و بهم زل می‌زدیم؛ انگار یه ابدیتی طول می‌کشید...

00:26:46.271 --> 00:26:49.817
منتظر یه چیز واحد بودیم، منتظر اینکه بالاخره حرفش رو بزنه.

00:26:50.943 --> 00:26:52.985
و نهایتاً، تمام اون دفعاتی که...

00:26:52.986 --> 00:26:57.116
مجبور بودم تماشا کنم که چطور همه‌چی رو سرکوب می‌کنه و می‌ره.

00:26:58.283 --> 00:27:02.578
واسه همین، وقتی اون روز رسید، خودِ «اون» روز...

00:27:02.579 --> 00:27:05.123
تایلر ۲۳ سالش بود،
برای کریسمس اومده بود خونه،

00:27:05.124 --> 00:27:06.916
و منم تو آشپزخونه داشتم غذا می‌پختم.

00:27:06.917 --> 00:27:09.794
مثل همیشه اومد تو،

00:27:09.795 --> 00:27:12.172
درست دم در وایساد، جلوتر نیومد.

00:27:15.300 --> 00:27:17.760
و همون نگاه رو داشت.

00:27:17.761 --> 00:27:21.264
ترس، درد، همه‌چی درست مثل قبل بود.

00:27:21.265 --> 00:27:22.808
ولی اون لحظه، یهو...

00:27:23.851 --> 00:27:25.435
فهمیدم نمی‌تونم بی‌کار بشینم.

00:27:26.478 --> 00:27:28.272
می‌دونستم نباید هولش بدم، ولی...

00:27:29.523 --> 00:27:32.358
باید اون لحظه رو واسه پسرم درستش می‌کردم.

00:27:32.359 --> 00:27:36.321
واسه همین، نگاش کردم و گفتم...

00:27:38.031 --> 00:27:39.116
'دوستت دارم.'

00:27:40.325 --> 00:27:41.951
یعنی قبلاً هم خیلی بهش گفته بودم،

00:27:41.952 --> 00:27:43.787
ولی فکر کنم هیچ‌وقت اون‌جوری نگفته بودم، انگار...

00:27:44.830 --> 00:27:47.291
انگار داشتم بهش اطمینان می‌دادم.

00:27:48.375 --> 00:27:49.960
انگار می‌ترسیدم فراموش کرده باشه.

00:27:51.879 --> 00:27:55.174
با همین حرف، تایلر نفسش رو حبس کرده بود داد بیرون.

00:27:56.216 --> 00:27:58.676
و دیدم که چطور همه اون اضطراب‌ها ازش دور شد.

00:27:58.677 --> 00:28:02.389
و دیدم که چطور پسرم قدم گذاشت توی اتاق.

00:28:06.310 --> 00:28:07.810
- چه عالی.
- آره.

00:28:07.811 --> 00:28:10.355
- هوم.
- و بعدش، با هم شام درست کردیم.

00:28:11.315 --> 00:28:12.316
حتی...

00:28:13.317 --> 00:28:14.650
یه سالاد خوشمزه درست کردیم.

00:28:17.196 --> 00:28:18.738
خب، بی‌احترامی به قیچی نباشه،

00:28:18.739 --> 00:28:22.534
ولی فکر کنم این تفاوت خیلی بزرگ‌تری باشه.

00:28:25.370 --> 00:28:28.497
تایلر خیلی خوش‌شانسه که مادری مثل تو داره.

00:28:28.498 --> 00:28:29.541
هوم.

00:28:30.500 --> 00:28:31.668
تو چی؟

00:28:32.669 --> 00:28:34.379
تو با والدینت خوش‌شانس بودی؟

00:28:35.380 --> 00:28:37.006
اوه...

00:28:37.007 --> 00:28:38.549
- مجبور نیستی بگی.
- نه، نه، اصلاً.

00:28:38.550 --> 00:28:40.843
دوست دارم فکر کنم که آره، بودم.

00:28:40.844 --> 00:28:44.223
ولی خب، من پدر و مادرم رو قبل از اینکه...

00:28:46.016 --> 00:28:48.184
دیرتر از اون چیزی که باید در مورد هویتم حرف بزنم، حرف زدم... یعنی نمی‌گم باید اون کار رو می‌کردم.

00:28:48.185 --> 00:28:49.894
وقتی آماده بودم در موردش حرف زدم و اون موقع...

00:28:49.895 --> 00:28:52.772
تا ۳۵ سالگی آماده نبودم، و...

00:28:52.773 --> 00:28:55.358
هر دو اونا تو فاصله یه سال از هم فوت کردن.

00:28:55.359 --> 00:28:58.527
راستش، سرطان گرفتن.

00:28:58.528 --> 00:29:00.697
- متاسفم.
- ممنون. لطف داری.

00:29:01.615 --> 00:29:03.407
- خواهر برادر داری؟
- نه.

00:29:03.408 --> 00:29:05.952
تک‌فرزندم، مثل پدرم.

00:29:05.953 --> 00:29:08.454
مادرم هم با خواهرش حرف نمی‌زد،

00:29:08.455 --> 00:29:11.124
شنیدم اون هم فوت کرده، پس نه، فقط خودمم.

00:29:12.626 --> 00:29:14.460
باید خیلی سخت بوده باشه.

00:29:14.461 --> 00:29:16.255
تنهایی مراقبت از جفتشون؟

00:29:20.259 --> 00:29:21.425
آره.

00:29:21.426 --> 00:29:23.053
آره، بود. ولی خب...

00:29:24.263 --> 00:29:25.555
می‌دونی...

00:29:26.723 --> 00:29:28.975
انتخابی هم نداشتیم که بخوایم کاری کنیم.

00:29:28.976 --> 00:29:31.270
فقط مجبور شدیم خیلی سریع یاد بگیریم چطور از پسش بربیایم، نه؟

00:29:33.563 --> 00:29:34.898
- آره، همین کارو کردیم.
- اوهوم.

00:29:38.402 --> 00:29:41.404
اگه برات مهم نیست... که بپرسم،

00:29:41.405 --> 00:29:43.406
می‌دونی چرا صبر کردی؟

00:29:43.407 --> 00:29:46.076
چرا تا اون لحظه آماده نبودی؟

00:29:49.746 --> 00:29:50.998
فکر کنم بدونم.

00:29:52.249 --> 00:29:53.250
آره.

00:29:54.960 --> 00:29:56.336
خب...

00:30:01.758 --> 00:30:03.676
نه که نتونم تنهایی بنوشم،

00:30:03.677 --> 00:30:06.305
اما می‌تونم برات یه لیوان بیارم؟

00:30:09.599 --> 00:30:10.600
آره.

00:30:12.019 --> 00:30:13.644
ممنون.

00:31:00.025 --> 00:31:02.486
اوه، این چی‌کار کرده اینجا؟

00:31:03.487 --> 00:31:05.488
- صبح بخیر.
- اوه، صبح بخیر.

00:31:05.489 --> 00:31:08.074
خب، متأسفانه انگار زیاد بهش آب دادن.

00:31:08.075 --> 00:31:09.742
واسه همین می‌خوام بذارم برگ‌هاش

00:31:09.743 --> 00:31:11.869
و ریشه‌هاش یکم خشک بشن.

00:31:11.870 --> 00:31:13.412
ارزش امتحان کردن داره.

00:31:13.413 --> 00:31:15.581
آه و اینکه، ظرف‌شویی رو خالی کردم،

00:31:15.582 --> 00:31:18.250
ولی مطمئن نبودم اون دیس‌ها کجا میرن.

00:31:18.251 --> 00:31:20.336
و یه مقدار قهوه هم دم کردم.

00:31:20.337 --> 00:31:22.546
پس تمرکزت روی اون کاکتوسه چی شد؟

00:31:22.547 --> 00:31:23.881
ببخشید، نتونستم جلوی خودمو بگیرم.

00:31:23.882 --> 00:31:25.549
از انجام دادن این کارا یه جورایی حال می‌کنم،

00:31:25.550 --> 00:31:27.719
و همون لحظه از گفتن «حال می‌کنم» پشیمون شدم.

00:31:29.262 --> 00:31:32.056
اون‌وقت از غذا دادن به گربه هم «حال می‌کنی»؟

00:31:32.057 --> 00:31:34.558
آره. بازم ببخشید، فقط...

00:31:34.559 --> 00:31:36.394
دیدم ظرفش خالیه.

00:31:36.395 --> 00:31:37.770
خب، دیگه اون کارا بیهوده‌ست.

00:31:37.771 --> 00:31:39.856
یه جغد گربه رو با خودش برد، پس...

00:31:42.192 --> 00:31:44.777
- صبر کن، چی گفتی؟
- آره، داشت توی حیاط آفتاب می‌گرفت.

00:31:44.778 --> 00:31:48.155
یه جغد شیرجه زد و بردش.

00:31:48.156 --> 00:31:50.283
فقط یه تیکه از دمش موند.

00:31:51.284 --> 00:31:53.036
- همچین چیزی ممکنه؟
- خیلی پیش میاد.

00:31:53.745 --> 00:31:57.540
هنری اصرار داشت که ظرفو همون‌جا بذاریم چون،

00:31:57.541 --> 00:31:59.375
نمی‌دونم، شاید فکر می‌کرد جغده

00:31:59.376 --> 00:32:01.710
برمی‌گرده و گربه رو میاره پس میده؟

00:32:04.047 --> 00:32:05.798
متاسفم، این خیلی وحشتناکه.

00:32:05.799 --> 00:32:07.592
خودِ ماجرا آره، ولی...

00:32:09.177 --> 00:32:11.263
بارنابی فقط هنری رو دوست داشت، پس...

00:32:13.223 --> 00:32:14.974
به نظرم این اتفاق خوبیه.

00:32:14.975 --> 00:32:16.393
اونا دوباره پیش همن.

00:32:25.444 --> 00:32:27.487
اون باید اون پایین بره، اون یکی هم گوشه.

00:32:28.613 --> 00:32:29.614
باشه.

00:32:35.579 --> 00:32:36.955
از تایلر خبری نشد؟

00:32:38.582 --> 00:32:40.624
آره، خب، متاسفم.

00:32:40.625 --> 00:32:44.087
متأسفانه شرایط... اصلاً امن نیست.

00:32:45.088 --> 00:32:47.257
ببخشید، باید بهت می‌گفتم.

00:32:54.931 --> 00:32:56.682
دایان!

00:32:56.683 --> 00:32:58.434
- لعنتی.
- دایان!

00:32:58.435 --> 00:32:59.936
اوه.

00:33:00.937 --> 00:33:03.481
- دایان.
- اوه، سلام جودیت.

00:33:03.482 --> 00:33:04.982
- سلام.
- چه رنگ فیروزه‌ای قشنگی.

00:33:04.983 --> 00:33:06.692
ممنون، اصلاً ازش سیر نمی‌شم.

00:33:06.693 --> 00:33:08.903
- همین‌طور به نظر می‌رسه.
- آره.

00:33:08.904 --> 00:33:10.279
ایشون جودیت هستن، همسایه بغلی‌م.

00:33:10.280 --> 00:33:12.114
و این هم جیمی‌ئه.

00:33:12.115 --> 00:33:13.782
هدیه‌ای از طرف پسرم.

00:33:13.783 --> 00:33:15.451
اوه!

00:33:15.452 --> 00:33:17.536
خیلی لطف کرده. از آشنایی‌تون خوشبختم.

00:33:17.537 --> 00:33:18.788
من هم همین‌طور.

00:33:20.123 --> 00:33:21.499
شما چطورید؟

00:33:21.500 --> 00:33:23.709
خوبم، ممنون.

00:33:23.710 --> 00:33:26.296
خب، واقعاً دلم نمی‌خواد با خبرهای ناراحت‌کننده بیشتر خسته‌تون کنم.

00:33:27.380 --> 00:33:29.006
آره، چیپر گم شده.

00:33:29.007 --> 00:33:30.883
وای نه، این که خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

00:33:30.884 --> 00:33:32.968
آره، سگ شی‌هوآهوآم.

00:33:32.969 --> 00:33:34.136
- اوه.
- میکس.

00:33:34.137 --> 00:33:36.555
یعنی، نژاد خالص... امم، خب میکس.

00:33:36.556 --> 00:33:37.973
عجب.

00:33:37.974 --> 00:33:40.142
سعی می‌کنم مثبت فکر کنم.

00:33:40.143 --> 00:33:43.020
می‌دونید، آدم باید امیدش رو حفظ کنه.

00:33:43.021 --> 00:33:44.314
خودتون می‌دونید.

00:33:46.149 --> 00:33:48.984
- آره می‌دونم.
- خب، اگر هرکدومتون دیدیدش،

00:33:48.985 --> 00:33:50.653
حتماً بهم زنگ بزنید.

00:33:50.654 --> 00:33:52.363
- حتماً. اوه.
- و اگر جواب ندادم،

00:33:52.364 --> 00:33:54.865
مطمئن باشید که سریع زنگ می‌زنم، ولی احتمالا جواب میدم.

00:33:54.866 --> 00:33:56.659
- اوه.
- و هر دعایی هم کنید، ممنون می‌شم.

00:33:56.660 --> 00:33:58.160
- حتماً.
- خیلی ممنونم.

00:33:58.161 --> 00:34:00.329
- خداحافظ شما.
- فعلاً.

00:34:00.330 --> 00:34:03.332
اوه، مارسی! سلام عزیزم!

00:34:03.333 --> 00:34:04.833
صبر کن.

00:34:04.834 --> 00:34:07.211
دایان، فکر کنم سگ اون...

00:34:07.212 --> 00:34:09.714
آره، یه شاهین بردش. خودم از پشت پنجره دیدم.

00:34:11.967 --> 00:34:14.176
- نباید بهش بگیم؟
- مگه نشنیدی چی گفت؟

00:34:14.177 --> 00:34:15.679
اون باید امیدش رو حفظ کنه.

00:34:16.680 --> 00:34:18.681
- اوه، ممنونم.
- خواهش می‌کنم.

00:34:18.682 --> 00:34:23.018
کم‌کم دارم این همه وسواس روی فلفل سبز رو می‌فهمم.

00:34:23.019 --> 00:34:24.688
تقریباً مثل یه فرقه‌ست.

00:34:26.731 --> 00:34:28.358
هنری هم همیشه عاشقش بود.

00:34:30.527 --> 00:34:34.530
اوه، می‌خوای یه لیست از کارهایی که باید انجام بدیم درست کنیم؟

00:34:34.531 --> 00:34:37.408
دارمش. هنری درستش کرده بود.

00:34:37.409 --> 00:34:39.285
- اوه.
- اون فکر می‌کرد یکی از مزیت‌های

00:34:39.286 --> 00:34:40.704
دونستنِ «تاریخ پایان»شه.

00:34:41.705 --> 00:34:42.871
اینا حرف خودش بود.

00:34:42.872 --> 00:34:44.040
هنوز بازش نکردم.

00:34:45.542 --> 00:34:48.335
مطمئنی می‌خوای بازش کنم؟ آخه ممکنه یه نامه باشه.

00:34:48.336 --> 00:34:51.423
لحظات آخر پیشش بودم، همه حرفامون رو زده بودیم.

00:34:52.716 --> 00:34:53.717
باشه.

00:34:56.636 --> 00:34:57.637
بسیار خب.

00:35:00.473 --> 00:35:02.225
آره، دیدی؟ فقط یه لیسته.

00:35:04.728 --> 00:35:07.730
'نقشه هنری برای رفتن.'

00:35:07.731 --> 00:35:09.773
'اول اینکه، یه بار کامل و مجهز توی پذیرایی می‌خوام'

00:35:09.774 --> 00:35:11.609
'ولی شامپاین نباشه.'

00:35:11.610 --> 00:35:13.987
'ازش متنفرم، پس هیچ‌کس نباید با اون به سلامتی من بنوشه.'

00:35:15.238 --> 00:35:17.323
'دوم، موزیک توی مراسم ترحیم.'

00:35:17.324 --> 00:35:19.408
'دیان، منو که می‌شناسی. اهل کارای معمولی نیستم.'

00:35:19.409 --> 00:35:21.285
'پس وقتی مهمونا می‌رسن، آهنگ "خدا فقط می‌دونه" از بیچ بویز پخش بشه.'

00:35:21.286 --> 00:35:23.454
'و موقع رفتنشون،'

00:35:23.455 --> 00:35:26.666
'آهنگ "تو اولین، آخرین و همه دنیای منی" از بری وایت.'

00:35:27.751 --> 00:35:31.253
'خب، کلیساش اینو قبول نمی‌کنه.'

00:35:31.254 --> 00:35:33.339
'خب، کلیساش هنوز منو ندیده.'

00:35:33.340 --> 00:35:34.758
'و تو هم کلیساش رو ندیدی.'

00:35:35.925 --> 00:35:37.926
- خب، اون موقع به خاطر تو قبول می‌کنن.
- نه.

00:35:37.927 --> 00:35:40.846
'اونا منو نمی‌شناسن، فقط اسمم رو شنیدن.'

00:35:40.847 --> 00:35:43.307
'فقط هنری رو می‌رسوندم و برمی‌داشتم.'

00:35:43.308 --> 00:35:45.602
'هنری اینجا دوست پیدا کرد، من فقط یه آشنایی مختصر داشتم.'

00:35:46.478 --> 00:35:48.812
'خب پس به خاطر هنری انجامش میدن.'

00:35:48.813 --> 00:35:49.814
'دیگه چی؟'

00:35:51.524 --> 00:35:54.818
'سوم، گل‌ها. دیان، اینو می‌سپرم به خودت.'

00:35:54.819 --> 00:35:57.697
'کلیسا رو با هر چی که حس نیویورک بهت میده پر کن.'

00:35:59.282 --> 00:36:00.367
'فقط یه شرط دارم.'

00:36:02.410 --> 00:36:05.204
'باید گل‌ها رو از دخترخاله دوریس کاتو بخری.'

00:36:05.205 --> 00:36:06.664
'داری با من شوخی می‌کنی؟'

00:36:06.665 --> 00:36:08.123
'راستی، اسمش کَتی‌ه.'

00:36:08.124 --> 00:36:09.500
'می‌دونم که اصلاً گوش نمی‌دادی.'

00:36:09.501 --> 00:36:10.710
'خدایا.'

00:36:11.795 --> 00:36:13.045
- 'چهارم.'
- چی؟

00:36:13.046 --> 00:36:15.173
'کتی رو به مراسم دعوت کنم؟'

00:36:17.509 --> 00:36:18.968
'نقاشیم رو تموم کن.'

00:36:24.015 --> 00:36:26.517
'خب، این یکی نمیشه. من که نقاشی بلد نیستم.'

00:36:26.518 --> 00:36:29.061
'مهم نیست که بلد نیستی دیان.'

00:36:29.062 --> 00:36:30.689
'نقاشی بود که ما رو به هم نزدیک کرد.'

00:36:31.648 --> 00:36:33.692
'می‌خوام تو کاری رو که من نتونستم تموم کنم، به پایان برسونی.'

00:36:34.734 --> 00:36:36.568
'خب...'

00:36:36.569 --> 00:36:38.488
'این کار تموم شده‌ست. من همین‌جوری می‌خوامش.'

00:36:40.699 --> 00:36:42.324
'شاید بد نباشه که کمی...'

00:36:42.325 --> 00:36:44.160
'مورد دیگه‌ای هم هست یا همین بود؟'

00:36:52.210 --> 00:36:54.878
'میشه تمومش کنی؟ کار زیاد داریم.'

00:36:54.879 --> 00:36:57.381
'آره، آره، تموم شد.'

00:36:57.382 --> 00:36:58.383
'الو؟'

00:37:00.051 --> 00:37:03.178
'فقط می‌خواستم دوباره بگم که چقدر مفتخرم'

00:37:03.179 --> 00:37:04.847
'که مسئولیت این هماهنگی‌ها رو به من سپردید.'

00:37:04.848 --> 00:37:06.515
'امیدوارم همین‌طور باشه، ولی باید بهت هشدار بدم،'

00:37:06.516 --> 00:37:08.267
'شوهرم خیلی دقیق بود.'

00:37:08.268 --> 00:37:10.436
'می‌خواست حس نیویورک رو بده، مطمئن نیستم که اصلاً بتونی...'

00:37:10.437 --> 00:37:12.271
'البته. بهار؟ تابستون؟'

00:37:12.272 --> 00:37:15.190
- فصل مورد علاقه‌اش چی بود؟
- بهار. ولی مشخصاً،

00:37:15.191 --> 00:37:17.192
- باید لاله باشه.
- باید با لاله‌های من شروع کنیم.

00:37:17.193 --> 00:37:18.694
'و من رنگ‌های خیلی متنوعی می‌خوام...'

00:37:18.695 --> 00:37:19.778
'باورت نمیشه چه رنگ‌هایی داریم.'

00:37:19.779 --> 00:37:21.280
خب، گفتنش که راحته.

00:37:21.281 --> 00:37:23.532
اما باید ببینیشون.
حتماً.

00:37:28.413 --> 00:37:29.788
لطفاً امضا کنید.

00:37:29.789 --> 00:37:31.875
فقط باید بیعانه رو امروز بدید.

00:37:32.709 --> 00:37:34.585
کتی، اون گل گوشتیه،

00:37:34.586 --> 00:37:36.879
همونی که هنری و دایان از اینجا خریدن،

00:37:36.880 --> 00:37:38.422
اوضاعش زیاد خوب نیست.

00:37:38.423 --> 00:37:40.299
- اوه، نه.
- می‌دونم.

00:37:40.300 --> 00:37:42.469
می‌دونم، دارم فکر می‌کنم نکنه اون موقع که خریدنش،

00:37:43.595 --> 00:37:46.263
حال و روزش زیاد خوب نبوده؟

00:37:46.264 --> 00:37:49.141
چون به نظر نمیاد اشتباهی کرده باشن.

00:37:49.142 --> 00:37:51.477
احتمالاً دایان بتونه نجاتش بده،

00:37:51.478 --> 00:37:54.396
- ولی خب، یه کم دلسرد‌کننده است.
- حتماً.

00:37:54.397 --> 00:37:56.273
- خیلی معذرت می‌خوام.
- نه، اصلاً.

00:37:56.274 --> 00:37:58.776
فقط به خاطر هنری گفتم.

00:37:58.777 --> 00:38:00.652
چون اون خیلی گل و گیاه دوست داشت،

00:38:00.653 --> 00:38:03.406
واقعاً عاشقشون بود.

00:38:04.449 --> 00:38:06.617
دخترخاله‌ت تو رو معرفی کرد.

00:38:06.618 --> 00:38:08.160
نه، دیگه هیچی نگو.

00:38:08.161 --> 00:38:09.912
لطفاً بذار جبرانش کنم.

00:38:09.913 --> 00:38:11.079
۳۰ درصد تخفیف.

00:38:11.080 --> 00:38:13.415
چی؟ نه، کتی.

00:38:13.416 --> 00:38:15.001
- نه، اصرار دارم.
- خیلی ممنون، مرسی.

00:38:17.629 --> 00:38:19.588
بزن قدش و زود برگرد.

00:38:19.589 --> 00:38:21.423
باورت میشه چقدر هوا سرده؟

00:38:21.424 --> 00:38:24.092
من یه مدتی اینجا بودم ولی وقتی کلمه "بیابون" رو می‌شنوی،

00:38:24.093 --> 00:38:25.511
- آدم فکر می‌کنه...
- حتماً باید داغ باشه!

00:38:25.512 --> 00:38:26.596
- نه.
- می‌دونم.

00:38:29.849 --> 00:38:31.809
شاید یه روز دیگه بهش

00:38:31.810 --> 00:38:33.436
کمی آب اسپری کنیم.

00:38:35.313 --> 00:38:37.356
داری عکس انتخاب می‌کنی برای نمایش؟

00:38:37.357 --> 00:38:39.942
آره، چند تا ایده دارم برای مراسم خاکسپاری شوهرم.

00:38:41.945 --> 00:38:43.487
اوه، خیلی خوبه.

00:38:43.488 --> 00:38:44.489
تایلر.

00:38:46.115 --> 00:38:47.366
آره.

00:38:47.367 --> 00:38:48.785
همیشه تودل‌برو بوده.

00:38:57.627 --> 00:38:59.002
ای جان.

00:38:59.003 --> 00:39:01.839
تایلر اینو قاب کرده گذاشته خونه‌ش.

00:39:01.840 --> 00:39:03.841
امم.

00:39:03.842 --> 00:39:05.342
زیاد درباره باباش برات تعریف کرده؟

00:39:05.343 --> 00:39:06.636
آره، خب.

00:39:08.471 --> 00:39:09.972
یعنی فقط در حد اشاره کردن بوده.

00:39:09.973 --> 00:39:11.307
یعنی تیکه تیکه تعریف کرده، نه کامل...

00:39:12.475 --> 00:39:15.394
باید عکس‌های بیشتری از اونا بهت بدم

00:39:15.395 --> 00:39:16.729
که ببری لس‌آنجلس.

00:39:18.314 --> 00:39:19.691
حتماً.

00:39:21.234 --> 00:39:22.818
این بچه کیه؟

00:39:22.819 --> 00:39:25.237
عکس‌های زیادی از اونا کنار هم هست.

00:39:25.238 --> 00:39:27.406
پسرعمه‌ش یا پسر‌دایی‌شه؟

00:39:27.407 --> 00:39:29.491
نه، اون بابی‌ئه، اولین دوست‌پسرش.

00:39:34.747 --> 00:39:36.164
چی؟

00:39:36.165 --> 00:39:37.166
نه!

00:39:38.167 --> 00:39:39.419
چند سالشون بود، ۱۱ سال؟

00:39:40.336 --> 00:39:41.837
ده سال.

00:39:41.838 --> 00:39:43.213
اونا نگفتن که با هم دوست‌‌پسرن،

00:39:43.214 --> 00:39:44.673
ولی من می‌دونستم.

00:39:44.674 --> 00:39:46.842
یه بار اتفاقی مچشون رو گرفتم. منو ندیدن،

00:39:46.843 --> 00:39:48.760
ولی آره، دیدم داشتن با هم ور می‌رفتن.

00:39:48.761 --> 00:39:50.263
چیز بدی نبود.

00:39:52.015 --> 00:39:54.016
- باید خیلی سخت بوده باشه.
- چرا؟

00:39:54.017 --> 00:39:55.851
گفتم که، همیشه می‌دونستم اون همجنس‌گراست.

00:39:55.852 --> 00:39:57.895
خب، دونستن یه چیزه، دیدن اونا یه چیز دیگه...

00:39:57.896 --> 00:39:59.521
اصلاً چی بهشون گفتی؟

00:39:59.522 --> 00:40:02.232
هیچی نگفتم، تا همین الانم هیچی نگفتم.

00:40:02.233 --> 00:40:04.526
نمی‌خواستم هیچ‌وقت حس کنه که کارش

00:40:04.527 --> 00:40:06.863
یا اون حس‌هایی که داشت، اشتباه بوده.

00:40:10.283 --> 00:40:11.784
واو، این... خب...

00:40:13.953 --> 00:40:15.038
باشه.

00:40:15.788 --> 00:40:18.707
خب، تایلر و بابی هنوز با هم در ارتباطن؟

00:40:18.708 --> 00:40:20.709
- فکر کنم آره. چرا؟
- نمی‌دونم.

00:40:20.710 --> 00:40:23.046
می‌دونی، اون بامزه بود. حداقل اون موقع‌ها.

00:40:23.755 --> 00:40:27.299
الان دیگه خیلی جذابه. یه طراح دکوراسیون حسابی هم شده.

00:40:27.300 --> 00:40:29.301
سلیقه‌اش عالیه.

00:40:29.302 --> 00:40:31.386
تازه اونم همین لس‌آنجلس زندگی می‌کنه.

00:40:31.387 --> 00:40:33.764
عجیبه که تاحالا ندیدیش.

00:40:33.765 --> 00:40:36.224
خب می‌دونی، تایلر همه‌جا

00:40:36.225 --> 00:40:37.267
من رو بین دوستاش راه نمی‌ده

00:40:37.268 --> 00:40:39.645
و از لحاظ دوست هم هیچ کم و کسری نداره.

00:40:39.646 --> 00:40:42.940
تصور می‌کنم از لحاظ چیزهای فراتر از دوست هم کم و کسری نداره.

00:40:42.941 --> 00:40:44.942
حداقل اگه هنوز همون‌طوری باشه که موقع «علنی‌کردن گرایشش» بود.

00:40:44.943 --> 00:40:46.735
شاید حتی قبل از اون هم همین‌طور بود.

00:40:46.736 --> 00:40:48.570
نمی‌دونم، فقط می‌دونم که همیشه یه سری آدم

00:40:48.571 --> 00:40:50.072
پشت سر هم بودن که عاشق تایلر می‌شدن.

00:40:52.450 --> 00:40:55.745
خب، شاید یه روزی تایلر تو رو به بابی معرفی کنه.

00:40:57.455 --> 00:40:58.997
آره. اگه معرفی کرد، کرد دیگه.

00:40:58.998 --> 00:40:59.999
هوم.

00:41:02.710 --> 00:41:05.088
خب، تو هم هیچ‌وقت جزو اون لیست طولانی بودی؟

00:41:06.255 --> 00:41:07.589
چی؟

00:41:07.590 --> 00:41:09.425
همون لیست آدم‌های دور و بر تایلر.

00:41:10.510 --> 00:41:13.804
- نه، ما فقط دوستیم.
- حتی واسه یه شب هم نشده؟

00:41:13.805 --> 00:41:17.099
همون شبی که آشنا شدید، وقتی خودت رو بهش عرضه کردی؟

00:41:17.100 --> 00:41:19.769
اون‌طوری نیست... من تنها برگشتم خونه.

00:41:20.812 --> 00:41:22.854
نه، تایلر و من از همون اول توافق کردیم

00:41:22.855 --> 00:41:26.650
که رابطه‌مون فرق می‌کنه، خب به‌خاطر کارمون.

00:41:26.651 --> 00:41:28.987
اوه، پس یعنی در موردش حرف زده بودین؟

00:41:30.029 --> 00:41:32.239
- خب، اجتناب‌ناپذیر بود دیگه.
- اجتناب‌ناپذیر؟

00:41:32.240 --> 00:41:34.282
آره. می‌دونی، وقت زیادی رو با یه نفر می‌گذرونی،

00:41:34.283 --> 00:41:36.326
شناخت کافی پیدا می‌کنی و یه‌جورایی بهش وابسته می‌شی.

00:41:36.327 --> 00:41:38.829
آره، خب ناخودآگاه فکر آدم می‌ره سمت چیزهای دیگه.

00:41:38.830 --> 00:41:41.164
- و تو هم این فکر رو کردی؟
- خب، هر دومون همین فکر رو کردیم.

00:41:41.165 --> 00:41:43.625
هر دومون تو فکرش بودیم،
اما به توافق رسیدیم،

00:41:43.626 --> 00:41:45.460
تصمیم گرفتیم فقط دوست بمونیم.

00:41:45.461 --> 00:41:46.921
- کی تصمیم گرفت؟
- هر دومون.

00:41:47.964 --> 00:41:49.965
- سعی نکن اون رو از این ماجرا حذف کنی.
- نه، من... من...

00:41:49.966 --> 00:41:51.466
فقط... من تایلر رو می‌شناسم

00:41:51.467 --> 00:41:53.136
که تو روابط چطور آدمیه.
تو رو نمی‌شناسم.

00:41:54.303 --> 00:41:56.388
خب، خیالت راحت باشه،
ما هر دو با هم این راه رو رفتیم،

00:41:56.389 --> 00:41:58.015
و با هم هم از اون راه برگشتیم.

00:41:58.016 --> 00:41:59.641
- اوهوم.
- یه جایی،

00:41:59.642 --> 00:42:01.184
من به تایلر ابراز علاقه کردم،

00:42:01.185 --> 00:42:03.562
و اون هم در جواب بهم ابراز علاقه کرد،

00:42:03.563 --> 00:42:06.023
اما همون موقع هم گفت که هنوز

00:42:06.024 --> 00:42:08.233
آمادگی وارد شدن به یه رابطه رو نداره.

00:42:08.234 --> 00:42:10.610
اوه، پس تو بیشتر از اون توی این رابطه پیش رفتی؟

00:42:10.611 --> 00:42:12.696
- وای خدا.
- فقط سعی دارم قضیه روشن شه.

00:42:12.697 --> 00:42:14.156
نه، داری بازجویی می‌کنی،

00:42:14.157 --> 00:42:16.324
در حالی که هیچی برای بازجویی وجود نداره.

00:42:16.325 --> 00:42:17.492
من زندگیم رو می‌شناسم، دایان.

00:42:17.493 --> 00:42:19.411
من زندگیم با تایلر رو می‌شناسم. بهم اعتماد کن.

00:42:19.412 --> 00:42:20.495
- فهمیدم.
- ممنون.

00:42:20.496 --> 00:42:22.039
پس همین‌جا تمومش می‌کنیم.

00:42:22.040 --> 00:42:24.291
- عالیه.
- تو احساست رو گفتی.

00:42:24.292 --> 00:42:27.002
تایلر هم حس مشابهی داشت، اما هنوز آمادگی نداشت.

00:42:27.003 --> 00:42:30.673
و در نهایت هم تصمیم گرفتید فقط دوست بمونید.

00:42:33.009 --> 00:42:34.634
قضیه کمی بیشتر از این حرفاست.

00:42:34.635 --> 00:42:37.220
خب، من همین رو می‌دونم. شاید بریم یه چیزی بخوریم.

00:42:37.221 --> 00:42:39.014
یه جایی، تایلر گفت

00:42:39.015 --> 00:42:40.724
که بدش نمیاد یه «ما» داشته باشیم.

00:42:40.725 --> 00:42:42.184
لازم نیست همه‌چیز رو بدونم.

00:42:42.185 --> 00:42:43.643
خب، این فقط برای اینه که جریان رو بفهمی.

00:42:43.644 --> 00:42:45.187
این مال بعد از اون زمانی بود که تصمیم به دوستی گرفتیم.

00:42:45.188 --> 00:42:47.064
در واقع خیلی بعدش بود.

00:42:47.065 --> 00:42:48.398
باشه.

00:42:48.399 --> 00:42:50.609
راستش، روز تولدم بود.

00:42:50.610 --> 00:42:53.779
تایلر دعوتم کرد شام، همون‌جا بود که اون حرف رو زد.

00:42:53.780 --> 00:42:56.198
یهو گفت که بدش نمیاد با هم باشیم،

00:42:56.199 --> 00:42:58.533
و من کاملاً شوکه شدم.

00:42:58.534 --> 00:43:00.869
منظورم اینه که شوکه خوشحال‌کننده. لبخند زدم

00:43:00.870 --> 00:43:03.830
و یه چیزی مثل «من عاشق اینم» بهش گفتم.

00:43:03.831 --> 00:43:07.209
بعدش هم شام خیلی خوبی داشتیم.

00:43:07.210 --> 00:43:09.419
و بعد رفتم خونه خودم،

00:43:09.420 --> 00:43:14.050
و روز بعد که بیدار شدم دیدم تایلر برام پیام صوتی گذاشته...

00:43:16.302 --> 00:43:17.804
و کلاً زده زیر حرفش.

00:43:20.932 --> 00:43:23.266
آره، تایلر گفت وقتی رسیده خونه هول کرده،

00:43:23.267 --> 00:43:25.936
و بابت اینکه این اتفاق‌ها دقیقاً

00:43:25.937 --> 00:43:27.896
روز تولدم افتاد عذرخواهی کرد.

00:43:27.897 --> 00:43:30.398
خب آره، اون هنوز توی دوراهی بود.

00:43:30.399 --> 00:43:33.653
- در مورد چی؟
- در مورد فکر اینکه من با اون باشم.

00:43:34.612 --> 00:43:36.780
همه ما سلیقه‌های خاص خودمون رو داریم.

00:43:36.781 --> 00:43:38.657
قضیه همینه که هست.

00:43:38.658 --> 00:43:40.951
و تایلر نگران بود
که آخرش قراره چه بلایی سرمون بیاد

00:43:40.952 --> 00:43:43.162
اینکه فقط دلمو بشکنه
و رابطه‌ی دوستانه‌مون رو خراب کنه.

00:43:44.080 --> 00:43:46.081
دیگه نیازی به گفتن نیست،
خیلی شاکی بودم و بهش گفتم

00:43:46.082 --> 00:43:48.292
که نیاز دارم یه مدت تنها باشم...

00:43:49.502 --> 00:43:50.919
و اینکه نمی‌خوام هیچ خبری ازش داشته باشم

00:43:50.920 --> 00:43:52.671
و حق نداره باهام تماس بگیره.

00:43:52.672 --> 00:43:54.131
اونم گفت که می‌فهمه.

00:43:54.132 --> 00:43:55.924
یعنی، چاره‌ای جز فهمیدن نداشت.

00:43:55.925 --> 00:43:57.425
و باید این رو هم می‌فهمید

00:43:57.426 --> 00:43:59.094
که اگه قراره برگردم،

00:43:59.095 --> 00:44:00.971
همه چیز باید طبق شرایط من باشه.

00:44:00.972 --> 00:44:03.181
- و برگشتی؟
- آره.

00:44:03.182 --> 00:44:06.309
ولی اون‌جوری که خودم می‌خواستم، یا بهتر بگم، نیاز داشتم.

00:44:06.310 --> 00:44:08.979
و با این قضیه مشکلی نداری؟
با اینکه رابطه‌تون

00:44:08.980 --> 00:44:10.522
اون‌جوری نیست که دلت می‌خواد؟

00:44:10.523 --> 00:44:11.941
آره، معلومه. دارم اینجا می‌گذرونمش.

00:44:13.192 --> 00:44:15.443
باشه، فقط می‌خواستم مطمئن شم.

00:44:15.444 --> 00:44:17.446
می‌دونم کنار اومدن با جای خالی پسرم راحت نیست.

00:44:36.549 --> 00:44:38.049
- حواست هست؟
- آره.

00:44:38.050 --> 00:44:39.051
خیلی خب.

00:44:47.393 --> 00:44:49.060
- تابلو رو تو جابه‌جا کردی؟
- آره.

00:44:49.061 --> 00:44:50.562
فکر کردم شاید دلت نخواد جلو دست باشه.

00:44:50.563 --> 00:44:52.147
نه، باید همون‌جایی باشه که بود. بذارش سر جاش.

00:44:52.148 --> 00:44:53.149
لطفاً.

00:44:54.483 --> 00:44:56.694
- حتماً، ببخشید.
- اشکالی نداره.

00:45:03.826 --> 00:45:07.371
نظرت چیه بعضی از این‌ها رو جمع کنم تو کارتن؟

00:45:08.915 --> 00:45:12.083
می‌تونم بپرسم کجا می‌شه تحویلشون داد.

00:45:12.084 --> 00:45:13.960
من با داروهای والدینم همین کار رو کردم.

00:45:13.961 --> 00:45:16.379
جایی هست که داروها رو اصولی معدوم می‌کنن.

00:45:16.380 --> 00:45:17.381
باشه.

00:45:19.383 --> 00:45:21.384
واو، چه عکس قشنگیه از هنری.

00:45:21.385 --> 00:45:23.720
این... خونه‌تون توی نیویورکه؟

00:45:23.721 --> 00:45:25.680
یه آپارتمان تو چلسی.

00:45:25.681 --> 00:45:27.724
- پس اینا انتخاب‌های تو هستن؟
- اوهوم.

00:45:27.725 --> 00:45:29.392
باشه.

00:45:29.393 --> 00:45:31.603
- چی شد؟
- هیچی.

00:45:31.604 --> 00:45:35.190
نه بگو. هر چی تو دلته بگو.

00:45:35.191 --> 00:45:36.942
فقط به نظر میاد خیلی روی هنری

00:45:36.943 --> 00:45:38.610
و دورانی که اون طرف بودید تأکید کردی.

00:45:38.611 --> 00:45:42.614
- اونجا ۲۶ سال زندگی کردیم.
- خب، اینجا هم سه سال زندگی کردید،

00:45:42.615 --> 00:45:44.407
و خیلی از کسایی که قراره تو مراسم شرکت کنن...

00:45:44.408 --> 00:45:47.494
موضوع اون‌ها نیستن. موضوع هنریه.

00:45:47.495 --> 00:45:50.122
نیویورک دوران خوشِ ما بود، نه فقط من.

00:45:54.252 --> 00:45:56.087
- دایان، اشکالی نداره اگه بخوای...
- اینجا جای هنریه!

00:46:02.885 --> 00:46:03.886
بله.

00:46:11.727 --> 00:46:13.395
برای پدر و مادرم،

00:46:13.396 --> 00:46:17.357
یادمه که... خیلی برام سخت بود

00:46:17.358 --> 00:46:19.609
که عکس‌های خوبی ازشون برای نمایش انتخاب کنم.

00:46:19.610 --> 00:46:22.780
و این فقط تجربه شخصی منه.

00:46:24.907 --> 00:46:27.659
می‌دونی، می‌خواستم اون‌ها رو توی بهترین حالتشون ببینم.

00:46:27.660 --> 00:46:30.495
بعدش، وقتی بعداً اون عکسایی رو که گرفته بودم نگاه می‌کردم

00:46:30.496 --> 00:46:32.580
وقتی بدنشون...

00:46:32.581 --> 00:46:35.500
وقتی می‌دونستم اون تو چه اتفاقی داره می‌افته.

00:46:35.501 --> 00:46:37.085
و این... این عکسا فقط...

00:46:37.086 --> 00:46:39.004
چیزای کوچیکی بودن، لحظاتِ یهویی.

00:46:39.005 --> 00:46:41.966
داشتن می‌خندیدن، یا کتاب می‌خوندن، یا...

00:46:42.967 --> 00:46:44.843
رو ایوون یا رو مبل نشسته بودن

00:46:44.844 --> 00:46:46.429
دست همو گرفته بودن و...

00:46:48.764 --> 00:46:51.558
نمی‌دونم، انگار تازه فهمیدم اون لحظات

00:46:51.559 --> 00:46:53.853
تنها زمانی بود که واقعاً تو بهترین حالتشون می‌دیدمشون.

00:46:55.771 --> 00:46:57.940
که با وجود همه چی، فقط...

00:46:59.442 --> 00:47:00.443
زندگی می‌کردن.

00:47:04.697 --> 00:47:06.281
- باشه.
- چی؟

00:47:06.282 --> 00:47:08.158
نه، متوجه منظورت هستم.

00:47:08.159 --> 00:47:09.659
فقط یه فکر بود.

00:47:09.660 --> 00:47:11.620
نه، نکته خیلی خوبی رو گفتی.

00:47:23.966 --> 00:47:25.343
- اوه، ممنونم.
- خواهش می‌کنم.

00:47:26.427 --> 00:47:28.345
اگه پتوی اضافه خواستی، حتماً بهم بگو.

00:47:28.346 --> 00:47:30.513
اوه نه، مطمئنم... همین خوبه.

00:47:30.514 --> 00:47:33.808
- خیلی ممنونم.
- ممنون که انقدر راحت

00:47:33.809 --> 00:47:35.226
راجع به پدر و مادرت حرف زدی.

00:47:35.227 --> 00:47:36.395
خواهش می‌کنم.

00:47:42.985 --> 00:47:45.237
برای من، اواخرِ زندگیِ هنری...

00:47:46.238 --> 00:47:48.490
ما... نمی‌دونستیم که اون اواخرشه.

00:47:48.491 --> 00:47:50.993
اگه می‌دونستم، هیچ‌وقت نمی‌گذاشتم...

00:47:52.536 --> 00:47:55.330
یه شب، هنری زمین خورد.

00:47:55.331 --> 00:47:58.166
یه مدتی بود که اینجا می‌خوابید.

00:47:58.167 --> 00:48:00.335
راه رفتن و جابه‌جا شدن براش سخت شده بود.

00:48:00.336 --> 00:48:02.837
موقع رفتن به دستشویی افتاد.

00:48:02.838 --> 00:48:05.132
من توی... اتاق خوابمون خواب بودم.

00:48:06.175 --> 00:48:10.179
صداش دیگه ضعیف و خش‌دار شده بود، واسه همین...

00:48:13.849 --> 00:48:15.726
نمی‌دونم چقدر...

00:48:29.031 --> 00:48:32.034
خلاصه، نمی‌دونم چند وقت بود که داشت کمک می‌خواست.

00:48:34.036 --> 00:48:36.621
خودش رو کثیف کرده بود و من سعی کردم بلندش کنم.

00:48:36.622 --> 00:48:38.706
نتونستم، برای همین دویدم پیش همسایه‌ها،

00:48:38.707 --> 00:48:41.251
همسایه‌های جدیدمون که چند تا خونه بالاتر بودن.

00:48:41.252 --> 00:48:42.752
هنری می‌شناختشون.

00:48:42.753 --> 00:48:45.548
البته، من حتی به خودم زحمت ندادم که...

00:48:48.717 --> 00:48:51.928
چند بار کوبیدم به در،

00:48:51.929 --> 00:48:53.638
و اون پسره در رو باز کرد.

00:48:56.058 --> 00:48:57.893
کریس، باید اسمش رو بگم. کریس.

00:48:58.936 --> 00:49:00.104
فکر نکنم...

00:49:02.148 --> 00:49:03.940
توضیح زیادی دادم، شاید فقط سه کلمه:

00:49:03.941 --> 00:49:05.483
'هنری افتاده'،

00:49:05.484 --> 00:49:07.068
و کریس همون‌موقع راه افتاد.

00:49:07.069 --> 00:49:08.653
اومد تو، و هنری رو خیلی راحت بلند کرد

00:49:08.654 --> 00:49:10.655
انگار نه انگار، مثل پَر کاه.

00:49:10.656 --> 00:49:11.907
و هنری گفت...

00:49:12.950 --> 00:49:15.577
'پرنس چارمینگ من، اومدی.'

00:49:18.080 --> 00:49:20.123
کریس خندید و هنری هم خندید،

00:49:20.124 --> 00:49:23.252
و من گفتم: «خب، چه شوخی احمقانه و مزخرفی.»

00:49:24.503 --> 00:49:26.088
در واقع داد زدم.

00:49:27.256 --> 00:49:28.756
اون‌قدر عصبانی بودم...

00:49:28.757 --> 00:49:31.509
از اینکه مجبور بودم همه چیز رو قابل‌تحمل کنم، اون‌قدر عصبانی بودم.

00:49:31.510 --> 00:49:33.761
و... و این رو فقط برای این می‌گم که متوجه بشی

00:49:33.762 --> 00:49:35.431
چرا نیاز دارم اون نقاشی اونجا باشه.

00:49:37.141 --> 00:49:38.516
چون ازش متنفرم.

00:49:38.517 --> 00:49:40.768
مثل همون شوخی‌ای که ازش متنفر بودم،

00:49:40.769 --> 00:49:43.271
چون بهم یادآوری می‌کنه اون موقع چطور بودم.

00:49:43.272 --> 00:49:45.106
من زیباییِ نقاشی کشیدنش رو نمی‌بینم.

00:49:45.107 --> 00:49:48.651
من تراژدیِ تموم نکردنش رو می‌بینم.

00:49:48.652 --> 00:49:52.071
خودم رو می‌بینم که از بدنش متنفر بودم چون ازش فرمان نمی‌برد،

00:49:52.072 --> 00:49:54.657
از اینکه چقدر طول می‌کشید کمربندش رو ببنده متنفر بودم،

00:49:54.658 --> 00:49:56.701
یا اینکه نفسش بند می‌اومد تا یه داستانی رو تعریف کنه

00:49:56.702 --> 00:49:58.786
که قبلاً کلی تعریف کرده بود.

00:49:58.787 --> 00:50:00.538
من خودم رو می‌بینم...

00:50:00.539 --> 00:50:02.624
خشمگین، مستاصل و زودرنج،

00:50:02.625 --> 00:50:04.043
و هنری رو می‌بینم...

00:50:05.794 --> 00:50:08.297
صبور، شاد و مهربان...

00:50:09.340 --> 00:50:11.799
که همه رو به خاطر من می‌کرد تا «من» حس بهتری داشته باشم.

00:50:11.800 --> 00:50:13.302
کسی که داشت نمی‌مرد.

00:50:14.970 --> 00:50:17.972
وقتی به اون نگاه می‌کنم، خودم رو می‌بینم که هنوز اینجا موندم

00:50:17.973 --> 00:50:20.141
بدون تنها مردی که واقعاً من رو می‌شناخت،

00:50:20.142 --> 00:50:22.560
همه چیزِ من رو،

00:50:22.561 --> 00:50:25.022
و با وجود همه‌اش، پیشم موند.

00:50:26.482 --> 00:50:28.192
نیاز دارم اونجا باشه تا خودم رو ببینم.

00:50:32.154 --> 00:50:33.613
شب بخیر.

00:50:33.637 --> 00:50:35.637
آوامــووی

00:51:16.198 --> 00:51:18.032
چندتا بخش از متون مذهبی انتخاب کردم

00:51:18.033 --> 00:51:21.869
برای مراسم، اونایی که می‌دونم هنری بهشون علاقه داشت

00:51:21.870 --> 00:51:24.455
- از کلاس مطالعات انجیل‌مون.
- باشه.

00:51:24.456 --> 00:51:27.041
یوحنا ۱۵:۱۱ هست.

00:51:27.042 --> 00:51:29.877
«تا شادی من در شما بماند»

00:51:29.878 --> 00:51:31.714
«و شادی شما کامل شود.»

00:51:32.715 --> 00:51:35.300
- خب...
- یوحنا ۱۴، آیه یک تا سه هم هست...

00:51:35.301 --> 00:51:37.719
باشه، در مورد چیزهای مذهبی به تو اعتماد می‌کنم.

00:51:37.720 --> 00:51:39.637
خب، یه موردی هست که خیلی مهمه...

00:51:39.638 --> 00:51:42.223
ببخشید دیر رسیدم.

00:51:42.224 --> 00:51:44.142
دایان، جودیت رو می‌شناسی؟

00:51:44.143 --> 00:51:45.393
معلومه.

00:51:45.394 --> 00:51:47.312
جودیت مدیر گروه کر ماست.

00:51:47.313 --> 00:51:48.563
خب، بیاید شروع کنیم.

00:51:48.564 --> 00:51:49.897
باشه. سلام همسایه.

00:51:49.898 --> 00:51:51.608
و با توجه به اینکه هنری عضو محبوبِ

00:51:51.609 --> 00:51:53.234
گروه کر ما بود،

00:51:53.235 --> 00:51:55.987
می‌دونم که انتخاب موسیقی باید خیلی خاص باشه.

00:51:55.988 --> 00:51:58.573
آره، راستش، دقیقاً داشتم همین رو...

00:51:58.574 --> 00:52:00.908
- هنری خیلی حساس بود.
- چه بهتر.

00:52:00.909 --> 00:52:03.620
آره، اون آهنگ «خدا می‌دونه» از گروه بیچ بویز رو می‌خواست

00:52:03.621 --> 00:52:05.580
وقتی مهمان‌ها می‌رسن،

00:52:05.581 --> 00:52:07.957
و آهنگ «تو اولی، آخری، همه چیزِ منی»

00:52:07.958 --> 00:52:09.500
وقت رفتنشون.

00:52:09.501 --> 00:52:11.794
- اون، بری وایته. آره.
- آره.

00:52:11.795 --> 00:52:13.921
بری وایت.
استعداد فوق‌العاده‌ایه.

00:52:13.922 --> 00:52:16.424
- خب...
- این رو گفتم چون

00:52:16.425 --> 00:52:17.592
به خاطر هنری.

00:52:17.593 --> 00:52:19.510
موسیقی عشقش بود.

00:52:19.511 --> 00:52:21.846
خوندن کلی بهش حس خوب می‌داد.

00:52:21.847 --> 00:52:25.308
معمولاً فقط سرودهای مذهبی سنتی

00:52:25.309 --> 00:52:27.602
- چون... نه، گوش کن...
- با توجه به اینکه هنری

00:52:27.603 --> 00:52:29.187
چقدر بخشی از این کلیسا بود،

00:52:29.188 --> 00:52:31.105
و کلیسا چقدر براش مهم بود،

00:52:31.106 --> 00:52:32.649
پخش نشدن این آهنگ‌ها

00:52:32.650 --> 00:52:34.985
واقعاً ناامیدکننده است.

00:52:35.944 --> 00:52:37.196
خب، ام...

00:52:38.322 --> 00:52:41.824
انتخاب‌های قشنگ و زنده‌ای هستن، دایان.

00:52:41.825 --> 00:52:43.952
تازه تو عنوان یکیشون هم «خدا» اومده.

00:52:44.787 --> 00:52:46.663
آره، ولی، ام...

00:52:46.664 --> 00:52:49.667
اجازه می‌دی یه چیز مناسب‌تر پیشنهاد بدم؟

00:52:50.584 --> 00:52:54.296
یعنی چیزی که می‌دونم هنری عاشق این بود همه با هم بخونیم.

00:52:55.464 --> 00:52:58.633
فکر کنم مثلاً، «هدایتم کن، ای فدیه‌دهنده بزرگ» خوب باشه.

00:52:58.634 --> 00:53:00.301
- اوه. عالیه.
- وای، خیلی خوبه.

00:53:00.302 --> 00:53:03.971
و «چقدر شیرینه ایمان به عیسی».

00:53:03.972 --> 00:53:05.890
- م‌هم.
- خیلی پرطرفداره.

00:53:05.891 --> 00:53:07.518
- خیلی زیاد.
- آره.

00:53:08.394 --> 00:53:10.521
و شما از کجا می‌دونین هنری این سرودها رو دوست داره؟

00:53:11.522 --> 00:53:13.648
چون موقعی که می‌خوندشون، شادی‌ای که تو صورتش می‌دیدم رو یادمه.

00:53:13.649 --> 00:53:15.566
- وقتی می‌خوندشون.
- اوه.

00:53:15.567 --> 00:53:17.151
ممنون جودیت.

00:53:17.152 --> 00:53:18.653
خواهش می‌کنم، آره.

00:53:18.654 --> 00:53:22.324
مرسی بابت اون همه چرت‌وپرت‌ تحویل دادن.

00:53:23.867 --> 00:53:26.244
فقط سرودهای کوفتی سنتی!

00:53:26.245 --> 00:53:27.412
چی؟

00:53:27.413 --> 00:53:29.163
این آدما واقعاً باورنکردنی‌ان!

00:53:29.164 --> 00:53:30.456
- کی؟
- کلیسا دیگه!

00:53:30.457 --> 00:53:33.000
زدن آهنگای منو رد کردن، دقیقاً همون‌طور که می‌دونستم می‌کنن!

00:53:33.001 --> 00:53:34.252
باشه، فقط یه لحظه بهم فرصت بده.

00:53:34.253 --> 00:53:36.839
آره. آره.

00:53:37.923 --> 00:53:39.382
چرا بیدارم نکردی؟

00:53:39.383 --> 00:53:40.675
می‌تونستم باهات بیام.

00:53:40.676 --> 00:53:43.261
چون من از پسش برمیام! می‌خواستم ثابت کنم که می‌تونم!

00:53:43.262 --> 00:53:45.138
خب، شاید من بتونم باهاشون حرف بزنم.

00:53:45.139 --> 00:53:46.848
و چیکار کنی که من نتونستم؟

00:53:46.849 --> 00:53:48.683
نه، من... لیست رو بهشون نشون دادی؟

00:53:48.684 --> 00:53:50.685
معلومه که در مورد لیست بهشون گفتم!

00:53:50.686 --> 00:53:53.020
ب-باشه، ببین، الان یه کم احساساتی شدی.

00:53:53.021 --> 00:53:55.356
چطوره من برگردم اونجا و...

00:53:55.357 --> 00:53:56.858
و سعی کنم منطقی باهاشون حرف بزنم؟

00:53:56.859 --> 00:53:58.359
موفق باشی با جودیت بیبز.

00:53:58.360 --> 00:53:59.527
کی؟

00:53:59.528 --> 00:54:01.029
اینا به نظرت شبیه چی‌واوا هستن؟

00:53:59.528 --> 00:54:01.029
به نظرت اینا شیهوا می‌ان؟

00:54:01.864 --> 00:54:04.532
چی؟ صبر کن.

00:54:09.246 --> 00:54:10.247
دایان!

00:54:15.711 --> 00:54:16.712
دایان!

00:54:18.630 --> 00:54:19.882
دایان!

00:54:22.968 --> 00:54:24.218
چیکار می‌کنی؟

00:54:24.219 --> 00:54:25.636
به نظرت دارم چیکار می‌کنم؟

00:54:25.637 --> 00:54:26.971
دارم امید رو تمام می‌کنم.

00:54:26.972 --> 00:54:29.265
دیوونه شدی؟
چرا؟ دارم بهش آرامش می‌دم.

00:54:29.266 --> 00:54:30.850
خب داری بهش سکته می‌دی.

00:54:30.851 --> 00:54:33.061
خب، اون طوری رفتار می‌کرد که انگار هنری رو بهتر از من می‌شناسه.

00:54:38.233 --> 00:54:40.818
برات خنده داره؟
آره! کاملاً.

00:54:40.819 --> 00:54:43.738
دارم یه زن رو می‌بینم که توی حیاط استخون مرغ می‌پاشه،

00:54:43.739 --> 00:54:47.074
به این امید که اون یکی زن فکر کنه تکه‌های شیهواشه.
(شیهوا:کوچک‌ترین نژاد سگ‌)

00:54:47.075 --> 00:54:50.162
همون شیهوایی که یه شاهین بلندش کرده بود.

00:54:51.079 --> 00:54:52.455
پس آره.

00:54:52.456 --> 00:54:53.998
آره، آره، به این می‌خندم.

00:54:53.999 --> 00:54:58.252
خب، این شوخ‌طبعی منه.

00:55:02.758 --> 00:55:05.969
فقط می‌خواستم اون کاری بشه که هنری می‌خواست.

00:55:08.972 --> 00:55:10.098
می‌دونم.

00:55:12.768 --> 00:55:14.353
باید این استخونا رو جمع کنیم.

00:55:15.771 --> 00:55:17.480
خب، بذار ببینم.

00:55:17.481 --> 00:55:19.023
اینجا سه تاست.

00:55:19.024 --> 00:55:20.233
چند تای دیگه هم هست.
آه.

00:55:20.234 --> 00:55:21.609
فکر کنم اون یکی هست.

00:55:21.610 --> 00:55:22.860
اَه، لعنتی.
لعنتی.

00:55:22.861 --> 00:55:23.904
هی!

00:55:24.655 --> 00:55:26.364
چه خبره؟

00:55:26.365 --> 00:55:27.782
هیچی، همه چی خوبه.

00:55:27.783 --> 00:55:29.784
اوم، ما داشتیم—

00:55:29.785 --> 00:55:31.869
داشتیم، اوم... من یه...

00:55:31.870 --> 00:55:34.205
کجا داری می‌ری؟

00:55:34.206 --> 00:55:36.290
اوم...
صداش رو نشنیدم.

00:55:36.291 --> 00:55:39.044
من— نه— فکر کردم لباسم رو اینجا جا گذاشتم.

00:55:39.878 --> 00:55:42.630
اما نه.

00:55:42.631 --> 00:55:44.174
بعداً می‌بینمت، جودی.

00:55:45.133 --> 00:55:46.467
جودیت.

00:55:49.012 --> 00:55:51.138
جودیت فکر می‌کنه ما باهم می‌خوابیم.

00:55:52.808 --> 00:55:54.308
اگه خدا بخواد.

00:56:00.524 --> 00:56:02.484
این همه ستاره اینجا دیده می‌شه.

00:56:03.485 --> 00:56:04.486
آره.

00:56:05.737 --> 00:56:07.239
این قسمتش رو دوست دارم.

00:56:12.661 --> 00:56:13.829
به نظرت می‌مونی؟

00:56:15.163 --> 00:56:16.999
نه. اینجا هیچی نداره.

00:56:24.423 --> 00:56:27.341
خب، هرچقدر عاشق شام مایع باشم...

00:56:27.342 --> 00:56:29.677
آه، حتماً.
آتش رو تو رسیدگی می‌کنی؟

00:56:29.678 --> 00:56:30.679
بله.

00:56:34.433 --> 00:56:35.851
هوم.

00:57:13.889 --> 00:57:17.975
دیوانگی‌ست اگه یه بطری دیگه شراب باز کنیم؟

00:57:17.976 --> 00:57:20.896
یا اون—
پسرم می‌خواد بدونه چطور این خبر رو گرفتم.

00:57:21.939 --> 00:57:23.732
«مادرم چطور این خبر رو گرفت؟»

00:57:25.275 --> 00:57:27.069
احتمال می‌دم نیاد.

00:57:29.404 --> 00:57:30.405
می‌خواستم بهت بگم.

00:57:31.490 --> 00:57:33.158
چون هنوز امن نیست؟

00:57:33.992 --> 00:57:35.243
بله، متأسفانه.

00:57:38.080 --> 00:57:40.164
راستش، چیز دیگه‌ای هم هست.
باشه، خب—

00:57:40.165 --> 00:57:41.624
آه.

00:57:41.625 --> 00:57:44.335
«مادرم چطور این خبر رو گرفت؟ فکرمی‌کنم عصبانی شده.

00:57:44.336 --> 00:57:45.504
«ولی به حرفت فکر کردم...

00:57:46.755 --> 00:57:49.465
«...و حق با توئه.

00:57:49.466 --> 00:57:51.842
این وظیفه من نیست.»

00:57:54.596 --> 00:57:56.597
می‌تونم توضیح بدم.
گوشیت رو باز کن.

00:57:56.598 --> 00:57:59.100
من— دایان، نمی‌تونم.
به حصار سکوتت لعنت.

00:57:59.101 --> 00:58:02.019
«وظیفه من نیست»؟ خیلی آشنا میاد.

00:58:02.020 --> 00:58:03.145
این دقیقاً چیزی نبود که گفتم.

00:58:03.146 --> 00:58:04.480
خب بذار ببینیم چی گفتی.

00:58:04.481 --> 00:58:05.815
دایان، می‌تونم توضیح بدم.

00:58:05.816 --> 00:58:07.608
هیچ توضیح تو قابل اعتماد نیست.

00:58:07.609 --> 00:58:10.027
به این اعتماد می‌کنم. گوشیت رو باز کن.

00:58:10.028 --> 00:58:12.113
اونقدرها هم راحت نیست، دایان، من...

00:58:12.114 --> 00:58:14.156
عالیه. خیلی هم راحته.

00:58:14.157 --> 00:58:15.158
آه!

00:58:19.371 --> 00:58:20.997
هوم.

00:58:20.998 --> 00:58:22.332
چه گفت‌وگوهایی.

00:58:23.500 --> 00:58:24.501
اوهوم.

00:58:25.293 --> 00:58:26.794
هوم!

00:58:26.795 --> 00:58:27.962
وای.

00:58:27.963 --> 00:58:30.006
ظاهراً مصاحبه رو گرفتن.

00:58:30.007 --> 00:58:32.299
«یه کم طاقت‌فرسا بود،

00:58:32.300 --> 00:58:34.885
«اما سالم رفتیم و برگشتیم.

00:58:34.886 --> 00:58:36.304
برگشتیم هتل.»

00:58:37.389 --> 00:58:39.141
گمونم اشتباه حرف زدی.

00:58:40.475 --> 00:58:41.976
امن شد.
اوهوم؟

00:58:41.977 --> 00:58:43.894
اما بعد—
نه، نه، نه، نه. اسپویل نکن.

00:58:49.901 --> 00:58:52.571
آیا تایلر واقعاً به فکر اومدن بود؟

00:58:55.741 --> 00:58:58.200
از من پرسید نظر من چیه.

00:58:58.201 --> 00:58:59.327
«نظر من چیه.»

00:59:00.245 --> 00:59:03.999
«وظیفه تو به خودته، تایلر، نه به کس دیگه.»

00:59:05.333 --> 00:59:07.836
ظاهراً دقیقاً همین رو گفتی. اوهوم.

00:59:09.254 --> 00:59:12.424
«بهش می‌گم—» آه. «بهش می‌گم امن نبود.

00:59:13.341 --> 00:59:16.343
«خودش می‌دونه این احتمال خیلی زیاده.

00:59:16.344 --> 00:59:19.680
«من اینجا همه چی رو درست می‌کنم. همه چی خوب میشه.»

00:59:19.681 --> 00:59:22.850
تو فقط ذهنش رو آروم نکردی، تصمیمش رو براش نهایی کردی!

00:59:22.851 --> 00:59:24.894
من نهایی نکردم—
«برات شاکرم،

00:59:24.895 --> 00:59:27.063
«اما ناراحتم که نمی‌تونم ببینمت.»

00:59:27.064 --> 00:59:28.564
آه!

00:59:28.565 --> 00:59:30.441
«دلم برات تنگ شده، دوستت دارم، جیمی.»

00:59:30.442 --> 00:59:32.610
«دلم برات تنگ شده، دوستت دارم، تایلر.»

00:59:32.611 --> 00:59:34.279
چه متن فوق‌العاده‌ای!

00:59:42.454 --> 00:59:43.914
متأسفم، دایان—
نه!

00:59:47.167 --> 00:59:48.709
من... وسایلم رو جمع می‌کنم.

00:59:48.710 --> 00:59:49.710
چرا؟

00:59:50.879 --> 00:59:52.880
فکر می‌کنی کارت تموم شده؟

00:59:52.881 --> 00:59:56.217
خب، فکر می‌کنم با توجه به شرایط...

00:59:56.218 --> 00:59:58.135
شرایط؟

00:59:58.136 --> 00:59:59.637
شرایط!

00:59:59.638 --> 01:00:01.931
شرایط که عوض نشده!

01:00:01.932 --> 01:00:04.475
فقط یه ناامیدی دیگه.

01:00:04.476 --> 01:00:07.311
اون رو... اون رو می‌تونم تحمل کنم!

01:00:07.312 --> 01:00:09.063
علاوه بر این، مثل خودت گفتی،

01:00:09.064 --> 01:00:11.565
«همیشه می‌دونستیم این احتمال خیلی زیاده.

01:00:11.566 --> 01:00:13.734
«من اینجا همه چی رو درست می‌کنم. همه چی خوب میشه.»

01:00:13.735 --> 01:00:15.236
حرفای خودت! پس آره،

01:00:15.237 --> 01:00:17.155
تو می‌تونی به درست کردن کارها ادامه بدی!

01:01:08.790 --> 01:01:11.041
همه اینا تو اون یخچال جا نمی‌شه.

01:01:11.042 --> 01:01:13.043
باید همه چیز رو از اون یکی به یخچال گاراژ منتقل کنی.

01:01:13.044 --> 01:01:14.546
همون تو گاراژ.

01:01:26.057 --> 01:01:27.474
فکر می‌کردم شاید خوب باشه

01:01:27.475 --> 01:01:29.727
که آثار هنری هنری رو بیشتر تو مهمونی نشون بدیم.

01:01:29.728 --> 01:01:32.021
ایده‌ی خوبیه.
یه انباری کرایه کردیم.

01:01:32.022 --> 01:01:33.647
آدرسش رو نوشتم.

01:01:33.648 --> 01:01:35.901
باشه، میشه لطفاً بذاری روی...

01:01:42.741 --> 01:01:44.158
گرفتم.

01:03:26.428 --> 01:03:28.429
دایان؟

01:03:28.430 --> 01:03:29.514
غذا درست کردم.

01:04:01.671 --> 01:04:03.048
ساقی‌ها تأیید کردن.

01:04:04.299 --> 01:04:07.676
و می‌تونن تو جمع‌وجور کردن هم کمک کنن.

01:04:07.677 --> 01:04:08.678
خوبه.

01:04:12.640 --> 01:04:14.391
خب، چه ساعتی می‌خوای بری برای—

01:04:14.392 --> 01:04:16.977
چند وقته از تایلر پیام گرفتم.

01:04:16.978 --> 01:04:17.979
هوم.

01:04:19.481 --> 01:04:21.732
باشه.
گفت به من فکر می‌کرده

01:04:21.733 --> 01:04:24.360
و عذرخواهی کرده که نمی‌تونه اینجا باشه.

01:04:24.361 --> 01:04:27.154
اما براش فردا برکت و دعا می‌فرسته.

01:04:27.155 --> 01:04:29.699
همچنین گفت وقتی برگردد حالم رو می‌پرسه.

01:04:30.742 --> 01:04:32.785
عالیه.
آره عالیه

01:04:32.786 --> 01:04:35.497
اگه نادیده بگیری که همه ش دروغه.

01:04:36.373 --> 01:04:38.665
آه، و یه جمله آخر هم فرستاد.

01:04:38.666 --> 01:04:41.503
همون حرفای همیشگی: «دلم برات تنگ شده، دوستت دارم مامان.»

01:04:43.505 --> 01:04:46.673
تو هم اون رو می‌گیری. یادم میاد خوندمش.

01:04:46.674 --> 01:04:49.718
اولش فکر کردم برای کارفرما و کارمند عجیبه—

01:04:49.719 --> 01:04:52.388
که دوست شدن.
خب، تصمیم گرفتن دوست باشن، آره،

01:04:52.389 --> 01:04:54.598
به خاطر همین گفتم اولش برام عجیب بود.

01:04:54.599 --> 01:04:56.350
و بعدش فکر کردم، خب،

01:04:56.351 --> 01:04:57.894
شما دوتا یه پیشینه باهم دارید.

01:04:58.895 --> 01:05:01.939
و این سفر «تو دوستش داری، او مردد» رو.

01:05:01.940 --> 01:05:04.608
پس آره، عجیب نیست که در این مسیر

01:05:04.609 --> 01:05:06.735
شما به هم اینو بگید.

01:05:06.736 --> 01:05:09.071
اینطور پیامهامون تموم می‌شه. به نظرم قشنگه.

01:05:09.072 --> 01:05:11.366
البته که نازه. و جواب میده.

01:05:13.034 --> 01:05:15.244
می‌دونم تایلر وقتی برگردد حالم رو نمی‌پرسه.

01:05:15.245 --> 01:05:18.038
نه، نهایتاً آره، ولی فکر می‌کنم یه ماه طول بکشه

01:05:18.039 --> 01:05:19.873
تا خبری ازش بگیرم.

01:05:19.874 --> 01:05:21.917
رابطه‌مون به این جا رسیده.

01:05:21.918 --> 01:05:25.546
فقط بازه‌های طولانی بدون هیچ تماسی می‌گذره،

01:05:25.547 --> 01:05:28.383
و بعد یهو یه پیام می‌ده «حالت چطوره؟»

01:05:29.384 --> 01:05:31.218
دقیقاً همینطور شروع می‌شه.

01:05:31.219 --> 01:05:33.053
«حالت چطوره؟»

01:05:33.054 --> 01:05:34.430
و من بی‌اختیار جواب می‌دم،

01:05:34.431 --> 01:05:35.722
جوری که یه مادر باید جواب بده،

01:05:35.723 --> 01:05:37.724
و احوال همدیگه رو می‌پرسیم.

01:05:37.725 --> 01:05:40.270
و آخرش: «دلم برات تنگ شده، دوستت دارم مامان.»

01:05:41.229 --> 01:05:43.272
و مثل این که گفتم، جواب میده.

01:05:43.273 --> 01:05:45.190
اینطور من رو نگه می‌داره.

01:05:45.191 --> 01:05:48.402
فقط به اندازه‌ایه که بهم حس بده

01:05:48.403 --> 01:05:50.904
هنوز به من نیاز داره.

01:05:50.905 --> 01:05:52.906
فقط به اندازه‌ایه که ولش نکنم

01:05:52.907 --> 01:05:54.324
و رهاش نکنم برای همیشه.

01:05:54.325 --> 01:05:56.743
و فکرمی‌کنم برای تایلر هم

01:05:56.744 --> 01:05:58.997
به اندازه‌ایه که عذاب وجدانش کم بشه،

01:06:01.749 --> 01:06:03.001
اون عذابی که از آزار من داره.

01:06:04.169 --> 01:06:05.462
می‌دونم که از روی صدقه.

01:06:06.337 --> 01:06:07.963
نگفتم از روی صدق نیست.

01:06:07.964 --> 01:06:10.257
فقط فکر می‌کنم پیچیده‌تر از ایناست.

01:06:10.258 --> 01:06:12.134
به نظرت برات پیچیده‌تر نیست

01:06:12.135 --> 01:06:14.094
وقتی می‌خونی «دلم برات تنگ شده، دوستت دارم» رو توی پیامش؟

01:06:14.095 --> 01:06:15.471
و وقتی باید جوابش رو بدی،

01:06:15.472 --> 01:06:17.264
برات گیج‌کننده نیست،

01:06:17.265 --> 01:06:19.433
بعد از همه اون چیزی که بینتون گذشته؟

01:06:19.434 --> 01:06:20.642
نه.

01:06:20.643 --> 01:06:22.311
حتی بعد از این که بهش احساساتتو گفتی

01:06:22.312 --> 01:06:23.812
و اون هنوز آماده نبود؟

01:06:23.813 --> 01:06:26.106
حتی بعد از این که ظاهراً آماده بود

01:06:26.107 --> 01:06:27.650
و بعدش همه چیز رو پس گرفت؟

01:06:29.152 --> 01:06:30.319
نه.

01:06:30.320 --> 01:06:31.778
خب، فکر می‌کنم—

01:06:31.779 --> 01:06:33.947
فکر می‌کنم فقط دارم از طرف خودم حرف می‌زنم.

01:06:33.948 --> 01:06:37.284
برام سخته بدونم چقدر می‌تونه واقعی باشه

01:06:37.285 --> 01:06:39.119
وقتی پسرم از اومدن امتناع می‌کنه،

01:06:39.120 --> 01:06:41.830
اما پیام می‌ده: «دلم برات تنگ شده، دوستت دارم مامان.»

01:06:41.831 --> 01:06:43.290
البته، اون فکر می‌کنه

01:06:43.291 --> 01:06:45.375
که دروغ لو نرفته.

01:06:45.376 --> 01:06:47.794
از نظر تایلر،

01:06:47.795 --> 01:06:50.506
فکر می‌کنه من باور دارم که به خاطر شرایط

01:06:50.507 --> 01:06:52.841
اجازه اومدن نداره.

01:06:52.842 --> 01:06:55.511
پس برای تایلر، خیالش راحته که

01:06:55.512 --> 01:06:57.804
مادرش شک نداره که دلتنگشه

01:06:57.805 --> 01:07:01.309
و دوستش داره، درست روز قبل از این که شوهر دومش رو دفن کنه.

01:07:01.976 --> 01:07:04.061
اما بعد، البته تو بودی که براش تصمیم گرفتی.

01:07:04.062 --> 01:07:06.522
پس آره، کسکی می‌دونه دیگه «دلم برات تنگ شده، دوستت دارم» یعنی چی؟

01:07:06.523 --> 01:07:08.899
من— من براش تصمیم نگرفتم.
نه، بهش راه فرار نشون دادی.

01:07:08.900 --> 01:07:11.360
نه، نظر منو پرسید. مجبور نبود گوش کنه.

01:07:11.361 --> 01:07:13.738
و چرا نظرت این بود که نیاد؟

01:07:14.572 --> 01:07:16.198
بهش نگفتم نیاد.

01:07:16.199 --> 01:07:18.659
چرا، گفتی وظیفه‌اش نیست—

01:07:18.660 --> 01:07:21.161
نه. نه، گفتم او به خودش وظیفه داره.

01:07:21.162 --> 01:07:23.038
نه، بهت گفتم—
آره، وظیفه داره...

01:07:23.039 --> 01:07:25.082
... به من.
بله، بله، باشه.

01:07:25.083 --> 01:07:26.875
...به من.
آره، آره، باشه.

01:07:26.876 --> 01:07:28.627
دایان، واقعاً می‌خوای این کار رو بکنیم؟

01:07:28.628 --> 01:07:31.547
واقعاً می‌خوای زیرمتن یه پیام رو واکاوی کنیم؟

01:07:31.548 --> 01:07:34.341
بله، چون حالا من آماده توضیح تواَم.

01:07:34.342 --> 01:07:36.510
خوشت نمیاد.
آره، تا حالا که خوشم نیومده.

01:07:36.511 --> 01:07:39.429
کاری کردم که فکر می‌کردم درسته، با توجه به چیزی که می‌دونستم.

01:07:39.430 --> 01:07:41.390
می‌دونستی چی؟
این که تایلر چه حسی داره

01:07:41.391 --> 01:07:43.517
نسبت به همه چیزی که بینتون گذشته.

01:07:43.518 --> 01:07:44.726
یعنی چی؟

01:07:46.396 --> 01:07:47.813
آه، اما البته.

01:07:47.814 --> 01:07:50.357
حالا برگشتیم به حصار سکوت ضدونفذت.

01:07:50.358 --> 01:07:52.192
باشه، از طرف خودم برش می‌دارم.

01:07:52.193 --> 01:07:54.861
من به پدر تایلر با هنری خیانت کردم.

01:07:54.862 --> 01:07:56.989
فرض می‌کنم که می‌دونی؟
بله.

01:07:56.990 --> 01:07:59.283
و آیا بهت هم گفت که من و پدرش

01:07:59.284 --> 01:08:01.410
خیلی قبل‌تر از عشق هم افتاده بودیم،

01:08:01.411 --> 01:08:03.370
و این که پدرش هم خیانت کرده بود؟

01:08:03.371 --> 01:08:05.706
ب-بله، ولی—
ولی رابطه اون زودگذر بود

01:08:05.707 --> 01:08:07.375
و من عاشق رابطه‌ام شدم، درسته؟

01:08:08.751 --> 01:08:10.127
بله.
بله.

01:08:10.128 --> 01:08:11.379
اون جنایت بزرگ منه.

01:08:12.130 --> 01:08:14.965
خب، فکر می‌کنم برای تایلر، با دونستن این که پدرش چقدر ناراحت شد،

01:08:14.966 --> 01:08:18.051
و بعد با مرگ پدر تایلر،

01:08:18.052 --> 01:08:19.886
فکر می‌کنم یه نوع وفاداری به پدرش هست

01:08:19.887 --> 01:08:21.763
که براش سخت می‌کنه که—

01:08:21.764 --> 01:08:24.766
ببین، دای— پسرت با نحوه—
پسر من مشکل داره.

01:08:24.767 --> 01:08:27.311
وای خدای من. اشتهایم رفت.

01:08:27.312 --> 01:08:29.980
دایان، بذار من—
نه، نه!

01:08:29.981 --> 01:08:32.274
نه، تایلر به پدرش وفادار بود،

01:08:32.275 --> 01:08:34.943
و هنوز هم تا امروز، ظاهراً.

01:08:38.239 --> 01:08:42.242
بعد از طلاق من و پدرش، با وجود خیانت هر دو طرف،

01:08:42.243 --> 01:08:44.244
با وجود عصبانیت و اختلافاتمون،

01:08:44.245 --> 01:08:46.079
تنها چیزی که باهاش موافق بودیم

01:08:46.080 --> 01:08:48.498
این بود که اولویتمون تایلره.

01:08:48.499 --> 01:08:50.459
او نباید از ما چیزی جز عشق ببینه،

01:08:50.460 --> 01:08:52.336
و این شامل خودمون هم می‌شد.

01:08:54.422 --> 01:08:55.589
از این که دارم اینا رو بهت می‌گم متنفرم!

01:08:55.590 --> 01:08:58.008
مجبور نیستی بگی.
چرا دارم!

01:09:04.182 --> 01:09:07.225
تقریباً وقتی من و هنری باهم نقل مکان کردیم،

01:09:07.226 --> 01:09:09.811
وقتی همه چی برامون جدی بود،

01:09:09.812 --> 01:09:12.357
پدر تایلر نتونست باهاش کنار بیاد.

01:09:13.316 --> 01:09:16.735
یه آخر هفته، وقتی تایلر پیش پدرش بود،

01:09:16.736 --> 01:09:18.946
می‌دونی چه چیزی توی ذهن پسرم فرو کرد؟

01:09:20.490 --> 01:09:24.117
«تو با منی. تو با پدرتی.»

01:09:24.118 --> 01:09:26.703
می‌دونی این خط کشیدن برای یه بچه نه ساله چه بلایی میاره؟

01:09:26.704 --> 01:09:28.372
این که عشق مشروط هست؟

01:09:28.373 --> 01:09:30.290
چون از تجربه بهت می‌گم،

01:09:30.291 --> 01:09:32.376
از اون به بعد دیگه هیچی مثل قبل نمی‌شه.

01:09:32.377 --> 01:09:34.294
آسیبش دیگه موندگاره.

01:09:34.295 --> 01:09:36.963
و من فقط چند سال بعد فهمیدم پدرش چی گفته،

01:09:36.964 --> 01:09:39.341
وقتی تایلر بدرفتاری کرد و فرستادمش اتاقش.

01:09:39.342 --> 01:09:41.385
همون حرف پدرش رو به روم کشید.

01:09:41.386 --> 01:09:42.929
«من با بابامم.»

01:09:43.930 --> 01:09:46.556
اما راستش، از همون لحظه‌ای که بچه نه ساله‌ام اومد خونه،

01:09:46.557 --> 01:09:49.351
گمان می‌کردم یه چیزی گفته شده،

01:09:49.352 --> 01:09:53.146
چون پسری که رفته بود، همون پسری نبود که برگشت.

01:09:53.147 --> 01:09:56.692
نه طرز نگاهش به من، نه طرز بغل کردنش.

01:09:56.693 --> 01:09:58.860
از دست زدن من به خودش می‌پیچید.

01:09:58.861 --> 01:10:02.364
و هنری، هنری از اون روز به بعد طرد شده بود.

01:10:04.492 --> 01:10:06.201
متاسفم، دایان. نمی‌دونستم.

01:10:06.202 --> 01:10:07.494
و هیچ وقت هم نمی‌دونستی، حداقل از من.

01:10:07.495 --> 01:10:10.372
تا حالا به هیچ کس نگفته بودم، تا همین الان.

01:10:10.373 --> 01:10:13.083
حتی به هنری نه. حتی بعد از این که فهمیدم

01:10:13.084 --> 01:10:15.001
پدرش چی گفته، هیچ وقت باهاش روبرو نشدم.

01:10:15.002 --> 01:10:19.381
هیچ وقت حتی یه حرف منفی براش نزدم.

01:10:19.382 --> 01:10:23.343
حتی وقتی تایلر اون حرفا رو به روم کشید، آروم ماندم.

01:10:23.344 --> 01:10:26.513
فقط گفتم، «خب، امیدوارم بدونی

01:10:26.514 --> 01:10:28.349
من و هنری هم دوستت داریم.»

01:10:30.351 --> 01:10:34.105
حتی بعد از این که تایلر نذاشت برم مراسم خاکسپاری پدرش.

01:10:35.356 --> 01:10:38.233
منظورم اینه، این مردی بود که دوستش داشتم،

01:10:38.234 --> 01:10:39.609
هنوز هم دوستش دارم!

01:10:39.610 --> 01:10:41.778
حتی اون موقع به احساسات پسرم احترام گذاشتم،

01:10:41.779 --> 01:10:46.200
و توی اون حیاط خلوت نشستم و تنهایی برای پدرش سوگواری کردم.

01:10:47.243 --> 01:10:49.536
از همون لحظه که بچه نه ساله‌ام از اون آخر هفته برگشت،

01:10:49.537 --> 01:10:51.538
جز عشق چیزی بهش نشون ندادم،

01:10:51.539 --> 01:10:53.248
چون می‌دونستم بهش نیاز داره.

01:10:53.249 --> 01:10:56.209
می‌دونستم می‌خوادش، و هنوز هم می‌خواد.

01:10:56.210 --> 01:10:59.045
فقط... فقط یه بهایی داره.

01:10:59.046 --> 01:11:01.631
اما من هیچ وقت، هیچ وقت از مادر بودن دست نکشیدم.

01:11:01.632 --> 01:11:03.925
من مادرش موندم.

01:11:03.926 --> 01:11:05.761
و علی‌رغم صلاحدید خودم،

01:11:05.762 --> 01:11:07.429
به کمک به تایلر ادامه دادم

01:11:07.430 --> 01:11:09.724
توی هر دری که باهاش دست و پنجه نرم می‌کرد.

01:11:11.225 --> 01:11:13.810
حالا در مورد تو،

01:11:13.811 --> 01:11:16.730
فقط برای این که تو زندگی‌ات بدونی،

01:11:16.731 --> 01:11:19.609
تا واقعاً بفهمی...

01:11:20.902 --> 01:11:23.780
آن حصار سکوت است.

01:11:26.991 --> 01:11:30.619
دایان، خیلی متأسفم برای اون چیزی که کشیدی،

01:11:30.620 --> 01:11:32.329
و متاسفم برای چیزی که الان می‌کشی.

01:11:32.330 --> 01:11:33.914
اما بازم می‌گم، نمی‌دونستم.

01:11:33.915 --> 01:11:37.083
چی درمورد چیزی که الان فهمیدیم، چیزی که اینجا به اشتراک گذاشتیم؟

01:11:37.084 --> 01:11:39.127
فقط با همین، چرا به تایلر نمی‌گی—
دایان، من—

01:11:39.128 --> 01:11:40.587
می‌تونستی خودت بهش پیام بدی،

01:11:40.588 --> 01:11:42.506
اما در عوض، ترجیح دادی عصبانی بمونی.

01:11:42.507 --> 01:11:44.674
آره، و تو طرف اون رو گرفتی.

01:11:44.675 --> 01:11:48.094
وای خدای من. عاشق اینم که گوش نمی‌دی

01:11:48.095 --> 01:11:50.806
به هیچ چیزی که اجازه نده قربونی بمونی.

01:11:50.807 --> 01:11:52.974
من فقط می‌خوام بفهمم.
کاری که باید بکنی

01:11:52.975 --> 01:11:55.602
اینکه بپذیری من شش روزه اینجام

01:11:55.603 --> 01:11:58.438
کمکت می‌کنم، تحملت می‌کنم، یکی یکی خنجر می‌خورم.

01:11:58.439 --> 01:11:59.689
اون خنجرهایی که من خوردم چطور؟

01:11:59.690 --> 01:12:00.941
خب، من انکارش نمی‌کنم،

01:12:00.942 --> 01:12:02.275
اما من اونایی نبودم که پرتابشون کردم.

01:12:02.276 --> 01:12:04.027
چرا، تو بودی!
نه، اونایی که بیشتر صدمت زدن.

01:12:04.028 --> 01:12:06.279
من پسر تو نیستم، دایان.

01:12:06.280 --> 01:12:07.697
نه. تو بدتری.

01:12:07.698 --> 01:12:09.616
تو عاشقشی.
وای خدای من.

01:12:09.617 --> 01:12:11.619
دایان، بهت گفتم—
نه. نه.

01:12:12.537 --> 01:12:14.621
به داستانت لعنت.
وای.

01:12:14.622 --> 01:12:16.289
وای، به داستان من لعنت.

01:12:16.290 --> 01:12:18.792
تو کاملاً واضحه که هنوز عاشق پسرمی.

01:12:18.793 --> 01:12:20.293
نیستم.
اگه می‌دونستم،

01:12:20.294 --> 01:12:22.379
از روز اول عذرت می‌خواستم.

01:12:22.380 --> 01:12:23.505
خب، پس همین الان عذرم بخواه.

01:12:23.506 --> 01:12:24.798
خواهش می‌کنم.
تا بهت لذت بدم

01:12:24.799 --> 01:12:26.508
که فقط بری؟ نه، هرگز!

01:12:26.509 --> 01:12:28.301
آره، این کار رو نمی‌کنی. و می‌دونی چیه، دایان؟

01:12:28.302 --> 01:12:30.804
نمی‌کردی چون از همه اینا لذت بردی.

01:12:30.805 --> 01:12:33.014
اذیت کردن من، عذاب دادن من.
مطمئناً که نه.

01:12:33.015 --> 01:12:35.183
خواهش می‌کنم، تو از قدرتی که داری لذت می‌بری.

01:12:35.184 --> 01:12:37.310
حق دارم لذت ببرم!

01:12:37.311 --> 01:12:40.021
و اگه می‌دونستم اینقدر بده...
لعنتی.

01:12:40.022 --> 01:12:42.316
...هیچوقت اصلاً پیشنهاد نمی‌دادم بیام اینجا!

01:12:44.694 --> 01:12:45.695
«پیشنهاد»؟

01:12:46.988 --> 01:12:48.989
منظورت از «پیشنهاد» چیه؟
باشه، صبر کن.

01:12:48.990 --> 01:12:51.658
تو مجبور بودی بیای، انتخابی نداشتی.

01:12:51.659 --> 01:12:54.160
بله، اما...
این کارته.

01:12:54.161 --> 01:12:57.163
مجبوری اینجا باشی. خودت چندین بار گفتی.

01:12:57.164 --> 01:13:00.166
فقط صبر کن!
محکم! آیا... آیا پسرم

01:13:00.167 --> 01:13:02.085
اصلاً از تو خواسته بیای؟
صبر کن.

01:13:02.086 --> 01:13:04.504
آیا تایلر اصلاً از تو خواسته

01:13:04.505 --> 01:13:06.006
بیای، هیچ وقت؟
پیچیده است!

01:13:06.007 --> 01:13:07.008
باورنکردنی.

01:13:07.842 --> 01:13:10.176
باشه، باشه. تایلر زنگ زد.

01:13:10.177 --> 01:13:12.512
گرفتار خارج از کشور بود، آشفته بود،

01:13:12.513 --> 01:13:14.014
نمی‌دونست به کی زنگ بزنه.

01:13:14.015 --> 01:13:16.725
عذرخواهی کرد که زنگ زده، قبول کرد که کار ناجوری بوده.

01:13:16.726 --> 01:13:19.019
چرا باید ناجور باشه؟
چون مدتی بود صحبت نکرده بودیم، ولی—

01:13:19.020 --> 01:13:20.687
صبر کن.
چند وقت پیش تایلر دلت رو شکست

01:13:20.688 --> 01:13:23.858
و تو رفتی؟

01:13:26.944 --> 01:13:29.154
حدود دو هفته، ولی—
دو هفته؟

01:13:29.155 --> 01:13:31.197
بله، زودتر از—
هیچ راهی نداره

01:13:31.198 --> 01:13:32.949
که تونسته باشی بگذری.
بله، گذشتم.

01:13:32.950 --> 01:13:35.452
در واقع، این سفر جاده‌ای، این سفر طولانی‌تر،

01:13:35.453 --> 01:13:38.622
این که دارم میرم نیویورک. حتی برنمی‌گردم لس‌آنجلس.

01:13:38.623 --> 01:13:41.416
صبر کن، صبر کن. پس روزی که رفتی

01:13:41.417 --> 01:13:43.710
تا به خودت زمان بدی، در واقع استعفا دادی؟

01:13:43.711 --> 01:13:45.545
بله.
پس چرا از همان لحظه‌ای که وارد خونه من شدی

01:13:45.546 --> 01:13:47.047
این رو نگفتی؟

01:13:47.048 --> 01:13:48.298
چرا به من دروغ گفتی؟
فقط ...

01:13:48.299 --> 01:13:50.258
«این کار منه. مجبورم اینجا باشم.»

01:13:50.259 --> 01:13:52.802
فقط راحت‌تر بود.
بله، حدس می‌زنم که بود،

01:13:52.803 --> 01:13:54.471
خیلی راحت‌تر که خودتو

01:13:54.472 --> 01:13:56.431
این قربانی خودحق‌به‌جانب نشون بدی

01:13:56.432 --> 01:13:57.891
که مجبوره تحمل کنه—
نه، من تصمیم گرفتم

01:13:57.892 --> 01:13:59.559
همه چی رو بذارم کنار

01:13:59.560 --> 01:14:01.603
و راه درست رو برم، دایان.

01:14:01.604 --> 01:14:03.146
آه.
برای این که تایلر ببینه،

01:14:03.147 --> 01:14:05.231
با وجود تمام دردی که کشیدم،

01:14:05.232 --> 01:14:07.275
هنوز براش هستم.

01:14:07.276 --> 01:14:09.069
و اینکه می‌تونم با زندگیم برم جلو

01:14:09.070 --> 01:14:11.614
و بدانم که تایلر این چیز رو در مورد من دیده.

01:14:16.327 --> 01:14:18.578
بله. بله.

01:14:18.579 --> 01:14:21.998
بله. به خاطر اینه.
چی؟

01:14:21.999 --> 01:14:23.833
تو ازش دلخوری.
اَه، خواهش می‌کنم— نه.

01:14:23.834 --> 01:14:25.752
تو فقط عاشق پسرم نیستی.

01:14:25.753 --> 01:14:27.212
تو ازش دلخوری.

01:14:27.213 --> 01:14:28.922
من دارم راه درست می‌رم.
راهی که می‌ری

01:14:28.923 --> 01:14:31.091
وقتی می‌خوای بقیه حس بدی داشته باشن.

01:14:31.092 --> 01:14:32.759
درمورد راه درست به من نگو.

01:14:32.760 --> 01:14:34.928
کتاب راه درست رو من نوشتم.

01:14:34.929 --> 01:14:36.680
تو می‌خوای تایلر احساس گناه کنه.

01:14:36.681 --> 01:14:38.640
خوبه. بله، می‌خوام.

01:14:38.641 --> 01:14:41.601
اما به خاطر این نیومدم.
دقیقاً به خاطر همین اومدی.

01:14:41.602 --> 01:14:43.520
تو می‌خوای تایلر دلتنگت بشه.

01:14:43.521 --> 01:14:45.105
می‌خوای تایلر دوستت داشته باشه.

01:14:45.106 --> 01:14:46.773
نمی‌فهمی—
دارم با زندگیم میروم جلو—

01:14:46.774 --> 01:14:48.818
دیگر دروغ نگو!

01:14:49.652 --> 01:14:52.612
مخصوصاً به کسی که دقیقاً می‌دونه

01:14:52.613 --> 01:14:55.115
دوست داشتن و دلخوری از پسرم یعنی چی.

01:14:55.116 --> 01:14:57.742
و وقتی ما یه نفر رو دوست داریم و ازش دلخوریم،

01:14:57.743 --> 01:14:59.829
اون موقع بیشتر از همه کنترل‌مون می‌کنه.

01:15:00.705 --> 01:15:03.999
جیمی، تو همیشه هر چی تایلر نیاز داره،

01:15:04.000 --> 01:15:06.459
همه چیزی که تو یه دوست پسر می‌خواد، براش خواهی بود.

01:15:06.460 --> 01:15:08.461
اما هیچ وقت نوعش نمی‌شی.

01:15:08.462 --> 01:15:11.132
هیچ وقت اون‌جوری که تو می‌خوای، تو رو نمی‌خواد.

01:15:15.511 --> 01:15:18.639
و هیچ وقت پسری نمی‌شه که تو می‌خوای.

01:15:20.850 --> 01:15:23.977
شاید به تایلر نگویی خودخواه، ناسپاس،

01:15:23.978 --> 01:15:25.687
اما حس می‌کنه.

01:15:25.688 --> 01:15:28.148
توی صورتت می‌بینه، تو صدات می‌شنوه.

01:15:28.149 --> 01:15:30.150
توی پیامهات می‌خونه.

01:15:30.151 --> 01:15:32.235
اما هنوز برات عجیبه

01:15:32.236 --> 01:15:34.487
که نمی‌خواد برگرده تو بغل تو.

01:15:34.488 --> 01:15:37.449
من مادرشم!
خب، پس مثل یه مادر بجنگ!

01:15:37.450 --> 01:15:38.992
براش بجنگ، به جای اینکه منو خراب کنی،

01:15:38.993 --> 01:15:40.201
که راحت‌تره، نه؟

01:15:40.202 --> 01:15:41.911
راحت‌تره که دردو به هر چیزی ربط بدی—

01:15:41.912 --> 01:15:42.996
هر کسی جز خودت.

01:15:42.997 --> 01:15:44.999
برو بیرون!
با خوشحالی، ممنون!

01:15:45.958 --> 01:15:49.961
اما می‌دونی چیه، دایان؟ هر جایی هستی به انتخاب خودته.

01:15:49.962 --> 01:15:53.006
و اون انتخاب رو از همون لحظه‌ای کردی

01:15:53.007 --> 01:15:55.175
که اون بچه نه ساله اومد خونه

01:15:55.176 --> 01:15:57.010
و تو تصمیم گرفتی نبجنگی.

01:15:57.011 --> 01:15:59.012
و تو کاملاً حق داشتی بجنگی.

01:15:59.013 --> 01:16:00.680
حق داشتی بری جلو پدرش

01:16:00.681 --> 01:16:03.391
و بگی «به چه فکری بودی؟»

01:16:03.392 --> 01:16:06.436
اما نه. در عوض، تو دلخوری رو انتخاب کردی.

01:16:06.437 --> 01:16:09.189
و تا جایی که می‌بینم، همیشه دلخوری رو انتخاب می‌کنی.

01:16:09.190 --> 01:16:11.357
دلخوری از نیومکزیکو،

01:16:11.358 --> 01:16:13.359
از اون کاکتوس بی‌کیفیت کتی،

01:16:13.360 --> 01:16:15.528
از سگ مرده جودیت،

01:16:15.529 --> 01:16:17.405
از اون جغد لعنتی، و از من!

01:16:17.406 --> 01:16:20.492
آه، بله. من قله دلخوری توی هستم.

01:16:20.493 --> 01:16:23.411
و چه جای راحتی برای ریختن همه عصبانیت و دلخوری‌ات،

01:16:23.412 --> 01:16:25.455
همین هفته‌ای که باید شوهر دومتو دفن کنی،

01:16:25.456 --> 01:16:27.123
به جای این که با حقیقت زشت روبرو شی

01:16:27.124 --> 01:16:28.875
اینکه از هنری عصبانی و دلخوری

01:16:28.876 --> 01:16:31.544
که باید دفنش کنی.
چطور جرات داری!

01:16:31.545 --> 01:16:33.339
به من دروغ نگو، دایان.

01:16:34.048 --> 01:16:36.216
مخصوصاً به کسی که می‌دونه چه حسی داره

01:16:36.217 --> 01:16:39.135
سال‌های سال از عمرش رو ببینه تنها آدمایی

01:16:39.136 --> 01:16:40.971
که براش موندن دارن می‌رن.

01:16:43.432 --> 01:16:46.977
و آره، ازشون دلخوریم چون بهشون نیاز داریم.

01:16:48.979 --> 01:16:51.398
چون بدون اونها نمی‌دونیم کیا هستیم.

01:16:52.650 --> 01:16:55.902
خودت گفتی، دایان.

01:16:55.903 --> 01:16:57.779
متنفری از نحوه برخوردت با هنری.

01:16:57.780 --> 01:16:59.405
ازش متنفر بودی که تو رو اونجا گذاشت.

01:16:59.406 --> 01:17:01.658
و در تمام این مدت، کسی بود که با عشق بهت نگاه می‌کرد،

01:17:01.659 --> 01:17:03.034
ازت التماس می‌کرد

01:17:03.035 --> 01:17:04.787
از جایی که نمی‌خوای بری بیرون بیای.

01:17:05.579 --> 01:17:08.081
جایی که خودت انتخاب می‌کنی بلعیده شی

01:17:08.082 --> 01:17:10.250
توی عشقی که از پسری که رفته نمی‌گیری

01:17:10.251 --> 01:17:12.335
به جای این که براش مردی سوگواری کنی

01:17:12.336 --> 01:17:14.672
که همه چی رو درمورد تو می‌دونست و موند.

01:17:51.333 --> 01:17:52.793
اینم خورشید.

01:17:59.800 --> 01:18:01.135
اونم آسمون لعنتی!

01:18:03.304 --> 01:18:06.307
و اونم جغد لعنتی.

01:18:09.518 --> 01:18:12.812
گربه لعنتی رو برگردوند!

01:18:20.404 --> 01:18:21.864
نمی‌خواستم—

01:18:22.740 --> 01:18:23.824
بیا تمومش کنیم.

01:19:13.749 --> 01:19:15.959
هی خانوم. تازه از کلیسا اومدم.

01:19:15.960 --> 01:19:18.044
چیکار می‌کنی؟

01:19:18.045 --> 01:19:20.588
می‌دونم که اذیتت می‌کنه

01:19:20.589 --> 01:19:22.758
وقتی تو پیغامگیرت سوال می‌پرسم.

01:19:23.968 --> 01:19:25.718
اوم، فقط خواستم بهت بگم

01:19:25.719 --> 01:19:27.595
با چند تا از دوستام ناهار می‌رم،

01:19:27.596 --> 01:19:29.222
و پیاده برمی‌گردم خونه.

01:19:29.223 --> 01:19:31.766
آه، اگه فراموش کردم،

01:19:31.767 --> 01:19:33.393
یکی از اعضای جدید جماعت

01:19:33.394 --> 01:19:35.311
امروز ازم پرسید چطور باهم آشنا شدیم.

01:19:35.312 --> 01:19:37.063
و گفتم، «خب، ما آشنا نشدیم.

01:19:37.064 --> 01:19:38.482
دایان منو کشف کرد.»

01:19:39.483 --> 01:19:41.068
چقدر هم من شیرینم؟

01:19:42.486 --> 01:19:44.238
خب، دوستت دارم. زود می‌بینمت.

01:19:46.240 --> 01:19:48.491
آه، یه چیز دیگه.

01:19:48.492 --> 01:19:50.911
چیکار می‌کنی؟

01:21:21.001 --> 01:21:27.048
"؟ فقط به حرفش اعتماد کنم ؟"

01:21:27.049 --> 01:21:33.554
"؟ فقط به قولش تکیه کنم ؟"

01:21:33.555 --> 01:21:40.229
"؟ فقط بدونم خدا چنین گفته ؟"

01:21:43.065 --> 01:21:47.861
"؟ عیسی، عیسی، چقدر بهش اعتماد دارم ؟"

01:21:49.196 --> 01:21:54.326
"؟ چقدر بارها و بارها ثابت شده ؟"

01:21:55.077 --> 01:22:00.790
"؟ عیسی، عیسی، عیسی عزیز ؟"

01:22:00.791 --> 01:22:05.628
"؟ نعمتی که بهش اعتماد کنم ؟"

01:22:05.629 --> 01:22:10.133
"؟ بیشتر ؟"

01:22:10.134 --> 01:22:11.718
خدای من.

01:22:30.320 --> 01:22:32.572
نمی‌خواستم بیام بالا.

01:22:32.573 --> 01:22:34.907
هنری انتظارش رو نداشت.

01:22:34.908 --> 01:22:37.076
در واقع، الانم ...

01:22:37.077 --> 01:22:39.079
احتمالاً داره چشم غره میره.

01:22:40.456 --> 01:22:42.583
ولی اون واضح گفته بود ...

01:22:44.126 --> 01:22:47.754
... چی از من می‌خواد.

01:22:52.342 --> 01:22:54.428
و باید تمومش کنم.

01:23:01.268 --> 01:23:03.187
«اولین، آخرین...

01:23:04.771 --> 01:23:05.939
«همه چیز من.

01:23:07.858 --> 01:23:09.943
«و جواب همه رویاهام.

01:23:12.821 --> 01:23:16.283
«تو خورشید منی، ماه من...

01:23:17.284 --> 01:23:18.702
«ستاره راهنمای من.»

01:23:22.956 --> 01:23:23.957
اوم...

01:23:24.958 --> 01:23:27.169
"؟ مال... مال... ؟"

01:23:30.672 --> 01:23:31.673
"؟ مال ؟"

01:23:32.633 --> 01:23:35.969
"؟ مال، مال اون فوق‌العاده خودم ؟"

01:23:37.304 --> 01:23:39.848
"؟ تو همونی ؟"

01:23:42.643 --> 01:23:46.480
"؟ می‌دونم فقط یکی هست ؟"

01:23:47.356 --> 01:23:48.982
"؟ مثل تو ؟"

01:23:52.486 --> 01:23:53.820
"؟ هیچ راهی نداره ؟"

01:23:54.988 --> 01:23:57.491
"؟ دو تاشو ساخته باشن ؟"

01:24:05.749 --> 01:24:09.545
«آره، تو همه چیزی که براش زندگی می‌کنمی.»

01:24:12.673 --> 01:24:16.593
"؟ عشق تو رو تا ابد نگه می‌دارم ؟"

01:24:18.428 --> 01:24:21.347
"؟ تو اولین، تو آخری، ؟"

01:24:21.348 --> 01:24:22.933
"؟ همه چیز من ؟"

01:24:24.351 --> 01:24:26.436
"؟ همه چیز من ؟"

01:24:28.855 --> 01:24:30.690
باید بیای گروه کر.
نمی‌تونم، واقعاً—

01:24:30.691 --> 01:24:32.233
آه.
فوق‌العاده بود.

01:24:32.234 --> 01:24:34.235
می‌بینمت خونه. آدرس رو داری؟
آره.

01:24:34.236 --> 01:24:35.903
باشه، عالی.

01:24:35.904 --> 01:24:37.030
جیمی.

01:24:38.782 --> 01:24:41.617
میشه هنری رو برام بگیری و گل‌آرایی‌ها رو؟

01:24:41.618 --> 01:24:43.953
گل‌آرایی رو. معمولاً باید اهداشون کنن

01:24:43.954 --> 01:24:47.040
برای مراسم یکشنبه، اما بهشون بگو خدا به من بدهکاره.

01:24:49.418 --> 01:24:51.419
به هر حال، من تخم‌مرغ معروفم رو میارم.

01:24:51.420 --> 01:24:52.795
آه، لطفاً نیار.

01:24:52.796 --> 01:24:54.088
اینجاس.

01:25:06.560 --> 01:25:08.894
تا حالا این همه شادی رو روی یه بوم دیدی؟

01:25:08.895 --> 01:25:11.898
چیزی هست.
هوم.

01:25:13.066 --> 01:25:16.068
آه، اینجا چیه؟
اون یه جغده

01:25:16.069 --> 01:25:18.279
که گربه مون، بارنابی رو برگردونده، پس...

01:25:18.280 --> 01:25:21.241
وای خدای من.
پس مثل این که گفتم، فقط شادی.

01:25:23.076 --> 01:25:25.411
قشنگه.
آه.

01:25:25.412 --> 01:25:28.331
دلم گرم شد که این رو گفتی.

01:25:28.332 --> 01:25:30.249
چون هنری می‌خواست که مال تو باشه.

01:25:30.250 --> 01:25:31.751
نه.
چرا.

01:25:31.752 --> 01:25:33.586
ن-نه.
دوران حضورش در گروه کر

01:25:33.587 --> 01:25:35.172
براش خیلی عزیز بود.

01:25:36.089 --> 01:25:38.090
پس شاید برای اتاق گروه کر.

01:25:38.091 --> 01:25:39.800
آه.

01:25:39.801 --> 01:25:41.177
آره؟
هوم.

01:25:41.178 --> 01:25:43.180
انگار هنوز اونجاست باهات می‌خونه.

01:25:49.019 --> 01:25:50.020
هوم.

01:25:51.813 --> 01:25:52.939
خدا نگهدار.

01:25:57.110 --> 01:25:58.611
سفر به خیر.
ممنون، دایان.

01:25:58.612 --> 01:26:00.280
آهوم، خداحافظ.
هر چیزی نیاز داشتی، اینجاییم.

01:26:11.291 --> 01:26:13.626
به دلایلی، مردم فکر می‌کردن باید

01:26:13.627 --> 01:26:15.044
کاسرول بیشتری بیارن.

01:26:15.045 --> 01:26:16.338
دیدم.

01:26:17.631 --> 01:26:20.675
من اینارو شستم و برچسب زدم مال کیه.

01:26:20.676 --> 01:26:23.552
و یه لیست از چیزی که هر کی آورده درست کردم،

01:26:23.553 --> 01:26:25.472
اگه خواستی تشکرنامه بفرستی.

01:26:26.723 --> 01:26:28.849
آره، لازم نیست حتماً.

01:26:31.895 --> 01:26:34.772
خب، بهتره برم سمت جاده،

01:26:34.773 --> 01:26:36.316
خونه رو به خودت برگردونم.

01:26:37.818 --> 01:26:39.319
چیزی تا غروب نمونده، پس...

01:26:40.320 --> 01:26:42.655
اوم، اگه خسته شدی، کنار بزن.

01:26:42.656 --> 01:26:43.657
باشه.

01:26:45.534 --> 01:26:46.702
اهوم.

01:26:48.328 --> 01:26:51.081
شاید دوباره همدیگه رو ببینیم نیویورک؟

01:26:52.833 --> 01:26:54.042
شاید.

01:26:59.256 --> 01:27:00.507
خداحافظ، جیمی.

01:27:03.552 --> 01:27:04.886
خداحافظ، دایان.

01:27:11.017 --> 01:27:12.018
هوم.

01:27:50.432 --> 01:27:52.100
می‌دونم اون طرف چی هست.

01:27:53.643 --> 01:27:55.895
برای خودم، می‌دونم اون طرف چی هست.

01:27:55.896 --> 01:27:58.607
و می‌دونم بهتره.

01:28:00.108 --> 01:28:01.276
یا بهتر می‌شه.

01:28:03.987 --> 01:28:05.572
اما من این طرف می‌مونم...

01:28:06.948 --> 01:28:08.408
چون می‌خوام درستش کنم.

01:28:10.744 --> 01:28:13.079
چون باید... باید همه چی رو درست کنم.

01:28:15.791 --> 01:28:19.336
اینجا، من... توی بیست سالگی م کردم.

01:28:21.004 --> 01:28:23.255
و درب دایره‌وار خودم رو داشتم،

01:28:23.256 --> 01:28:25.842
و عاشق شدم و از عشق افتادم...

01:28:26.843 --> 01:28:27.844
چندین بار.

01:28:30.096 --> 01:28:31.263
اینجا، پدر و مادرم می‌دونستن،

01:28:31.264 --> 01:28:33.975
و نه فقط می‌دونستن، بلکه...

01:28:35.352 --> 01:28:36.603
به خاطرم دوستم داشتن.

01:28:39.648 --> 01:28:40.941
و اینجا، تایلر...

01:28:43.860 --> 01:28:45.277
این نیست که فکر کنم حق با اونه.

01:28:45.278 --> 01:28:48.448
این نیست که فکر کنم اون «همون» است.

01:28:53.495 --> 01:28:55.788
فقط اینجایی که من این همه وقت رو تلف نکردم.

01:28:59.042 --> 01:29:00.502
من نه فقط عشق رو پیدا کردم...

01:29:02.045 --> 01:29:06.132
نه فقط فهمیدم عشق چیه، بلد بودم باهاش چیکار کنم.

01:29:10.345 --> 01:29:11.680
اما رفتن به اون طرف...

01:29:14.474 --> 01:29:15.851
که قدم بردارم...

01:29:20.522 --> 01:29:23.525
دایان، یعنی بدونم هیچ کدوم از اینا هرگز اتفاق نیفتاده.

01:29:25.694 --> 01:29:27.571
اون طرف فقط خودم هستم.

01:29:29.990 --> 01:29:31.490
این رو برای دلسوزی نمی‌گم...

01:29:31.491 --> 01:29:34.828
...و برای توجیه هم نمی‌گم.

01:29:35.996 --> 01:29:36.997
اه...

01:29:40.500 --> 01:29:42.544
فقط نمی‌دونم اینا رو کجا بذارم.

01:29:46.548 --> 01:29:49.009
جیمی، پدر و مادر تو می‌دونستن.

01:29:50.218 --> 01:29:51.678
ما همیشه می‌دونیم.

01:29:52.554 --> 01:29:54.514
و اونا می‌دونستن تو کی هستی.

01:29:55.515 --> 01:29:59.060
تو پسر اونا بودی که تا آخر دوستشون داشت.

01:30:29.049 --> 01:30:30.424
«حالت چطوره؟»

01:30:30.425 --> 01:30:33.719
زودتر از چیزی که فکر می‌کردم.

01:30:33.720 --> 01:30:35.971
خب، زمانبندی همیشه از بدترین چیزاش بوده.

01:30:35.972 --> 01:30:37.098
یا بهترین.

01:30:40.602 --> 01:30:41.728
بذار صبر کنه.

01:30:42.938 --> 01:30:44.230
تا من آماده باشم.

01:30:51.237 --> 01:30:52.781
باید بری جلو، جیمی.

01:30:53.782 --> 01:30:56.075
وقتشه.

01:30:56.076 --> 01:30:57.077
بله.

01:31:00.747 --> 01:31:01.748
بله.

01:31:06.920 --> 01:31:08.420
و اون کاکتوس رو هم ببر.

01:31:08.421 --> 01:31:10.339
حقشه نجات پیدا کنه.

01:31:10.363 --> 01:31:22.363
FilmYar