﻿1
00:00:14,310 --> 00:00:22,480
استودیو شوچیکو

2
00:00:22,504 --> 00:00:32,504
Filmyar

3
00:00:58,990 --> 00:01:02,950
رئیس اداره‌ی چوب
توی بخش فروش برای کار اومده.

4
00:01:06,250 --> 00:01:08,080
میتونم با این کاغذها بهتون کمک کنم؟

5
00:01:08,250 --> 00:01:11,040
اشکالی نداره...
اینها اسناد خیلی مهمی هستن.

6
00:01:20,590 --> 00:01:21,550
سلام!

7
00:01:22,470 --> 00:01:26,060
از آخرین باری که پسرتو دیدم مدتی میگذره.
اون در تحصیلاتش چطوره؟

8
00:01:26,230 --> 00:01:27,760
میگه داره مدیریت میکنه...

9
00:01:27,770 --> 00:01:30,890
نمیخواست دو سال متوالی مردود بشه،
بنابراین به مدرسه دیگه‌ای رفت.

10
00:01:31,100 --> 00:01:34,220
که به مدرسه‌ی دیگه‌ای رفت...
اونوقت وارد کدوم دانشگاه شد؟

11
00:01:34,520 --> 00:01:36,440
دانشگاه خودمون

12
00:01:38,950 --> 00:01:40,980
پس... چیز دیگه‌ای هم هست؟

13
00:01:41,160 --> 00:01:44,900
گردهمایی مجدد فارغ التحصیلان دانشگاه ما
در راهه، و این بار، من مسئولش هستم.

14
00:01:45,450 --> 00:01:48,160
ولی به این فکر کردم که چطوری مدیریتش کنم.
من گزینه‌های زیادی رو در نظر گرفتم.

15
00:01:48,290 --> 00:01:49,740
بیا با هم در موردش بحث کنیم.

16
00:01:49,910 --> 00:01:51,910
- اشکالی نداره
-امشب خوبه؟

17
00:01:53,000 --> 00:01:54,410
امشب...

18
00:01:55,130 --> 00:01:56,630
- هارا خانم.
- بله؟

19
00:01:56,750 --> 00:01:59,370
آیا امشب طبق برنامه
با مدیر اجرایی کوبوتا شام میخورید؟

20
00:01:59,510 --> 00:02:01,040
فردا شبه

21
00:02:01,300 --> 00:02:02,300
فردا...

22
00:02:02,930 --> 00:02:04,430
خوب پس، اجازه بده همونجوری باقی بمونه.

23
00:02:04,550 --> 00:02:05,380
باشه.

24
00:02:06,430 --> 00:02:08,890
هارا خانم چرا نمیای؟
خوبه گاهی بیرون بیای و تفریح کنی

25
00:02:09,060 --> 00:02:10,300
اشکالی نداره من میگذرم...

26
00:02:10,560 --> 00:02:13,720
شایعاتی شنیدم از اینکه میتونی
بدون مست شدن، مشروب بنوشی

27
00:02:14,060 --> 00:02:15,270
اوه نه، به هیچ عنوان.

28
00:02:17,230 --> 00:02:20,020
پس... ساعت 7:00 در مکان همیشگی میبینمت.

29
00:02:20,280 --> 00:02:21,190
بسيار خوب.

30
00:02:40,170 --> 00:02:42,000
-بیا بیا...
- خوب خوب.

31
00:02:42,090 --> 00:02:43,300
خودم میتونم بریزم

32
00:02:43,420 --> 00:02:46,130
اوه، بیا، تو رئیس پرسنل هستی
اینو نگو

33
00:02:46,300 --> 00:02:49,040
قبلاً گفتم، با من کمتر رسمی باش.

34
00:02:49,760 --> 00:02:52,970
و علاوه بر این، نگفتی که میخوای
در مورد گردهمایی مجدد کلاس با من صحبت کنی؟

35
00:02:53,140 --> 00:02:56,760
آره... در مورد این گردهمایی مجدد فارغ التحصیلان،
من یه نظری دارم.

36
00:02:57,600 --> 00:03:00,390
همه ما به پنجاه سالگی نزدیک میشیم.

37
00:03:00,570 --> 00:03:05,310
موقع انتخاب یک مکان، نمیتونیم سراغ جایی
خیلی کهنه یا خیلی معمولی بریم ما نمیتونیم همه رو مجبور کنیم که مشروب ارزان بنوشن.

38
00:03:05,860 --> 00:03:08,850
دارم فکر میکنم... باید یک یاکاتابونه
در رودخانه سومیدا اجاره بدیم!

39
00:03:10,030 --> 00:03:11,650
وای خیلی عالیه

40
00:03:12,080 --> 00:03:14,660
همگی کنار رودخانه خواهیم بود،
نسیم ملایمی که می‌وزه و مقداری آبجو مینوشیم...

41
00:03:14,790 --> 00:03:18,200
و بعد... تماشای سقوط شکوفه‌های گیلاس
در فنجان‌مون، چقدر رمانتیک میشه؟

42
00:03:18,920 --> 00:03:20,000
این در واقع ایده خوبیه.

43
00:03:20,580 --> 00:03:24,750
تو در اطراف رودخانه سومیدا بزرگ شدی،
آیا صاحب یاکاتابونه رو میشناسی؟

44
00:03:25,260 --> 00:03:27,000
من واقعا نمیشناسمش.

45
00:03:27,170 --> 00:03:29,840
اما مادرم ممکنه اونو بشناسه.

46
00:03:30,010 --> 00:03:31,340
مامانت...

47
00:03:32,100 --> 00:03:34,550
اون کاملاً ... سرزنده‌ست، نه؟

48
00:03:34,560 --> 00:03:36,840
اون واقعا زیباست!

49
00:03:37,020 --> 00:03:38,220
خیلی زیبا؟

50
00:03:38,350 --> 00:03:40,090
خیلی زیبا!

51
00:03:40,480 --> 00:03:43,890
وقتی جوان بود،
به "رودخانم سومیدا" معروف بود!

52
00:03:44,020 --> 00:03:45,060
وای…

53
00:03:45,190 --> 00:03:47,310
میدونی تو اصلا شبیه اون نیستی

54
00:03:47,610 --> 00:03:49,070
شاید بخاطر اینه که یک نسل گذشته.

55
00:03:49,610 --> 00:03:51,190
حتما جهش ژنتیکی داشتم

56
00:03:52,110 --> 00:03:56,110
دخترت هم خیلی خوشگله...
مای اخیرا چطور بوده؟

57
00:03:56,950 --> 00:04:00,120
راستش... مثل همیشه جوان و بی‌پرواست.

58
00:04:00,370 --> 00:04:02,860
خب این چیزی نیست
جوانی به معنای بی‌پروائیه.

59
00:04:05,290 --> 00:04:09,960
در مورد روز گردهمایی فارغ التحصیلان... بیا روزی رو تعیین کنیم که یاکاتابونه در دسترس باشه

60
00:04:10,090 --> 00:04:13,880
میدونم. در حال حاضر یک دوره حیاتی برای پرسنله
تغییرات و تجدید ساختار سازمانی ...

61
00:04:13,890 --> 00:04:16,470
اما تو باید حتما شرکت کنی، مدیر!

62
00:04:24,940 --> 00:04:26,970
- چرا در نزدی!
- متاسفم!

63
00:04:30,110 --> 00:04:32,690
- من یک بطری دیگه میخوام
- حتما، یک بطری دیگه!

64
00:04:34,910 --> 00:04:38,110
خب... میتونم مرخص بشم؟

65
00:04:38,240 --> 00:04:41,780
آه... البته راحت باش.
متاسفم که به اینجا کشوندمت.

66
00:04:41,910 --> 00:04:43,070
مشکلی نیست...

67
00:04:49,630 --> 00:04:53,710
در واقع... جمعه گذشته در زمان استراحت ناهار،

68
00:04:54,090 --> 00:04:57,550
رئیس بخش کیبه حتی دعوتم کرد تا چای بخورم.

69
00:04:57,840 --> 00:04:59,080
جدی دعوتت کرد؟

70
00:04:59,890 --> 00:05:03,000
همینطور گفت ... ظاهراً شرکت ما
در حال تهیه لیستی از کارکنان برای کاهش نیرو هست.

71
00:05:03,020 --> 00:05:05,300
از من پرسید که آیا حقیقت داره؟

72
00:05:05,560 --> 00:05:07,770
درحالیکه شایعاتی شنیده بودم بهش گفتم

73
00:05:08,270 --> 00:05:13,440
من چیزی رسمی درباره این موضوع نشنیدم
در بخش منابع انسانی

74
00:05:15,240 --> 00:05:16,770
این تمام چیزیه که باید بگی.

75
00:05:17,280 --> 00:05:18,190
بسيار خوب.

76
00:05:18,490 --> 00:05:19,700
بابت زحمات شما سپاسگزاریم.

77
00:05:19,820 --> 00:05:20,690
تو هم همینطور.

78
00:05:21,620 --> 00:05:22,610
بعداً می‌بینمتون!

79
00:05:36,410 --> 00:05:44,370
"مامان، خودتی؟!"
(سلام مامان)

80
00:05:45,658 --> 00:05:54,743
فیلمی از
یوجی یامادا

81
00:06:06,410 --> 00:06:08,400
جای نگرانی نیست...

82
00:06:08,750 --> 00:06:09,910
آره

83
00:06:13,250 --> 00:06:16,240
- در مورد چیزی که قبلا ازت خواستم...
- آره، ما سفارش رو گرفتیم.

84
00:06:17,210 --> 00:06:19,290
این یکی 22.5 سانتی متره.

85
00:06:19,760 --> 00:06:21,870
حتی با سایز بندی قدیمی هنوز 9 و نیمه.

86
00:06:24,510 --> 00:06:26,420
الان شروع به یادگیری چای کردی؟

87
00:06:26,550 --> 00:06:30,390
خب، حدس میزنم میتونی بگی که هرگز
برای یادگیریت دیر نیست. دانش هیچ حد و مرزی نمیشناسه.

88
00:06:30,520 --> 00:06:31,850
من واقعا بهت حسادت میکنم.

89
00:06:32,230 --> 00:06:33,720
متشکرم.

90
00:06:35,650 --> 00:06:39,730
شوهرت خیلی خوش تیپه

91
00:06:53,250 --> 00:06:54,950
خیلی خوش تیپه واقعا...

92
00:06:59,540 --> 00:07:01,580
چی افتاد...

93
00:07:08,300 --> 00:07:09,420
صبح بخیر.

94
00:07:09,550 --> 00:07:11,420
خوش اومدین.

95
00:07:14,100 --> 00:07:15,340
مامان!

96
00:07:19,020 --> 00:07:21,060
آکیو...چی شده؟

97
00:07:21,400 --> 00:07:22,810
چی شده...

98
00:07:23,070 --> 00:07:26,150
از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم خیلی گذشته...
میخواستم خوشحالت کنم

99
00:07:26,820 --> 00:07:31,230
اوه ... واقعاً انتظار اینو نداشتم ... متاسفم.

100
00:07:31,740 --> 00:07:34,110
- اول تو برو بالا.
- باشه.

101
00:07:37,410 --> 00:07:38,990
برو بالا...

102
00:07:45,460 --> 00:07:47,040
مامان موهاتو رنگ کردی؟

103
00:07:47,170 --> 00:07:48,380
این بده؟

104
00:07:48,630 --> 00:07:53,050
نه...خوب به نظر میرسه. خیلی خوبه که تو
به ظاهر خودت اهمیت میدی

105
00:07:53,180 --> 00:07:56,010
برخلاف برخی از افراد که با افزایش سن،
فقط بلدن روی ترشی سبزیجات مشغول باشن،

106
00:07:56,010 --> 00:07:58,550
فقط تنها زندگی کنن
لطفا تو اینطور نباش

107
00:07:58,810 --> 00:08:00,170
وضعیت سلامتیت خوبه؟

108
00:08:00,350 --> 00:08:02,060
حالم خوبه

109
00:08:02,440 --> 00:08:04,470
خانواده‌ات چطورن؟

110
00:08:04,650 --> 00:08:06,890
خب... همه چیز خوبه.

111
00:08:07,940 --> 00:08:10,690
مای الان در دانشگاهه، درسته؟

112
00:08:10,860 --> 00:08:12,900
مدام کلاس‌ها رو حذف میکنه...

113
00:08:13,200 --> 00:08:14,610
و تومومی چطور؟

114
00:08:14,820 --> 00:08:18,740
اون توی شرکت دوستش
الان مشغول به کاره

115
00:08:18,870 --> 00:08:21,330
من در تلویزیون دیدم

116
00:08:21,460 --> 00:08:24,370
افرادی هستن که
در حال حاضر توی نظافت خانه‌ها تخصص داشته باشن.

117
00:08:24,630 --> 00:08:26,620
اونها خیلی کارآمد تمیز میکنن.

118
00:08:26,750 --> 00:08:29,740
من فکر کردم کسی رو استخدام کنم
تا خونه‌ی ما رو مرتب کنه

119
00:08:29,880 --> 00:08:35,590
کشوها پر شده هستن
از کاغذ و پارچه برای بسته بندی،

120
00:08:36,430 --> 00:08:39,840
اما مردم نسل ما
تمایلی به دور انداختن اونها ندارن.

121
00:08:40,640 --> 00:08:43,050
تومومی اتفاقاً در خلاص شدن از شر چیزها،
مهارت خاصی داره

122
00:08:43,230 --> 00:08:44,140
اوه؟

123
00:08:44,390 --> 00:08:47,310
احساس میکنم روزی حتی منم از خونه بیرون بندازه.

124
00:08:47,310 --> 00:08:48,690
به این میگن "رها کردن"

125
00:08:48,860 --> 00:08:50,520
چه بیمعنی...

126
00:08:51,530 --> 00:08:54,520
مامان امشب ببرمت آساکوسا مارماهی بخوری؟

127
00:08:54,650 --> 00:08:55,890
چیزی دارم که بهت بگم.

128
00:09:01,830 --> 00:09:04,200
متاسفم، امشب امکان پذیر نیست.

129
00:09:05,370 --> 00:09:06,410
مشکل چیه؟

130
00:09:07,500 --> 00:09:08,620
کار برای انجام دادن وجود داره.

131
00:09:09,380 --> 00:09:10,460
چه نوع کاری؟

132
00:09:10,590 --> 00:09:13,000
صبح بخیر فوکو

133
00:09:13,130 --> 00:09:14,340
لطفا بفرمایید داخل.

134
00:09:14,800 --> 00:09:16,960
اینها اعضای ما هستن
"انجمن پامچال عصرگاهی."

135
00:09:17,260 --> 00:09:19,970
ما فعالیت‌های داوطلبانه انجام میدیم
برای حمایت از بی‌خانمان‌ها

136
00:09:20,100 --> 00:09:23,300
خانه ما مقر سازمانه،
و من رئیس دفتر اداری هستم.

137
00:09:23,310 --> 00:09:24,920
من باید بعداً برای همه جلسه بذارم.

138
00:09:25,390 --> 00:09:27,430
یک جلسه... اینجا؟

139
00:09:27,850 --> 00:09:30,390
ما باید در مورد وظیفه شبانه بحث کنیم.

140
00:09:31,020 --> 00:09:31,810
بیا تو.

141
00:09:31,940 --> 00:09:33,600
آخه ما مهمون داریم

142
00:09:34,780 --> 00:09:37,390
اوه... این آکیو نیست!

143
00:09:37,950 --> 00:09:40,530
آه ... خیلی وقته که ندیده بودم!

144
00:09:41,160 --> 00:09:43,770
اینم خاله موموی توست،
از مغازه پنکیک فروشی

145
00:09:43,950 --> 00:09:47,240
اوه واقعا... متاسفم.

146
00:09:47,450 --> 00:09:49,830
قبلا خیلی نزدیک بودیم

147
00:09:49,960 --> 00:09:52,320
دست در دست هم راه میرفتیم
حتی به مدرسه میبردمش.

148
00:09:52,460 --> 00:09:53,160
آره.

149
00:09:53,290 --> 00:09:57,460
آکیو، این خواهرته، کینوکو.
شوهرش سوئدیه.

150
00:09:57,630 --> 00:10:00,460
شوهرش خیلی خوش تیپه
با پل بینی بلند

151
00:10:00,720 --> 00:10:02,250
به هر حال اون اهل موسیقیه،
اما واقعا توش پیشرفت نکرده.

152
00:10:02,430 --> 00:10:04,920
این اولین دیدار ماست،
اما خاله فوکو اغلب از شما میگه.

153
00:10:05,060 --> 00:10:07,550
ایشون میگه شما رئیس بخش هستید
در یک شرکت بزرگ!

154
00:10:07,640 --> 00:10:09,680
از بین همه افرادی که با اونها به مدرسه رفتیم،
تو بیشترین دستاورد رو داشتی!

155
00:10:10,480 --> 00:10:13,090
از اونجایی که پسرش این همه راه رو اومده،

156
00:10:13,230 --> 00:10:14,840
بیا عجله کنیم و جلسه رو تمام کنیم.

157
00:10:14,980 --> 00:10:17,810
مزاحم نباش آکیو، برو بالا و استراحت کن

158
00:10:17,940 --> 00:10:19,810
درست نیست.
چطور میشه گفت که اون مزاحمه؟

159
00:10:19,820 --> 00:10:21,480
اون یک فرد خارق العاده‌ست.

160
00:10:21,610 --> 00:10:25,360
خب... مامان من یه کم میرم بیرون
و جایی برای خوردن قهوه پیدا میکنم.

161
00:10:25,490 --> 00:10:26,400
بله بفرما.

162
00:10:26,530 --> 00:10:28,490
- اینجا، چند کلوچه بخور.
- ممنون.

163
00:10:28,830 --> 00:10:30,610
شما ادامه بدین، من مشغول میشم.

164
00:10:30,790 --> 00:10:33,370
- ببخشید آکیو.
- مشکلی نیست...

165
00:10:37,250 --> 00:10:38,830
صبح بخیر.

166
00:10:39,170 --> 00:10:42,080
استاد... این همه راه اومدی
خیلی ممنونم.

167
00:10:43,300 --> 00:10:45,590
این پسر من، آکیو هست.

168
00:10:46,140 --> 00:10:49,000
اون امروز بدون اطلاع قبلی برگشت.

169
00:10:49,180 --> 00:10:51,590
پس این پسری هست که همیشه ازش تعریف میکنی.

170
00:10:51,890 --> 00:10:57,350
آکیو، این عمو اوگیسو هست،
کشیش کلیسای اوشیما

171
00:10:57,480 --> 00:11:00,310
سازمان ما کمک زیادی
از ایشون دریافت کرده

172
00:11:00,440 --> 00:11:02,270
چیزی نیست...واقعا.

173
00:11:02,490 --> 00:11:06,650
من فقط سهم خودمو برای کمک به فوکو و دیگران انجام میدم.

174
00:11:07,990 --> 00:11:10,530
ممنون که همیشه مراقب مامانم هستید

175
00:11:10,700 --> 00:11:12,280
نام خانوادگی من اوگیسو هست ...

176
00:11:13,250 --> 00:11:15,830
آه ... این یک شرکت بسیار شناخته شده‌ست.

177
00:11:16,460 --> 00:11:20,170
رئیس پرسنل بودن
باید واقعاً سخت باشه.

178
00:11:20,290 --> 00:11:24,580
اما ... کار من احتمالاً کاملاً
متفاوت از کشیش کلیساست.

179
00:11:24,710 --> 00:11:29,050
نه لزوما... بالاخره،
درهای کلیسا به روی همه بازه.

180
00:11:29,470 --> 00:11:30,930
باشه بیا داخل

181
00:11:31,050 --> 00:11:32,210
لطفا بفرمایید داخل.

182
00:11:37,770 --> 00:11:39,470
شما اینجا هستین!

183
00:11:40,230 --> 00:11:42,270
ممنون که با وجود مشغله زیاد اومدین
من بابتش احساس بدی دارم.

184
00:11:42,400 --> 00:11:47,020
نه، در واقع، افراد زیادی وجود ندارن
کلیسا اخیرا خیلی شلوغ نیست که حیفه.

185
00:11:47,240 --> 00:11:49,070
این اواخر حال همه چطور بود؟

186
00:11:49,360 --> 00:11:50,940
همه ما از برکت بهشت ​​برخوردار شدیم.

187
00:11:52,620 --> 00:11:53,820
آکیو!

188
00:11:55,450 --> 00:11:56,490
مشکل چیه؟

189
00:11:57,830 --> 00:11:59,620
به نظر میرسه کمی وزن کم کردی.

190
00:12:00,540 --> 00:12:01,700
آره

191
00:12:01,880 --> 00:12:04,120
کار در شرکتت چطوری پیش میره؟

192
00:12:04,250 --> 00:12:07,490
خب، خوبه... در مدیریت،
همیشه مشغول هستم

193
00:12:07,510 --> 00:12:09,670
گاهی اوقات ممکنه خیلی آزاردهنده باشه ...

194
00:12:10,300 --> 00:12:12,420
گاهی اوقات ممکنه خیلی آزاردهنده باشه ...

195
00:12:13,050 --> 00:12:16,390
آه... حتی اگه این چیزها رو بهت بگم،
احتمالا متوجه نمیشی

196
00:12:16,720 --> 00:12:19,100
- من میرم بیرون.
- باشه.

197
00:12:22,810 --> 00:12:24,430
این همه به چی میخندین؟

198
00:12:24,690 --> 00:12:25,850
ها؟ چه خبره؟

199
00:12:26,070 --> 00:12:27,270
به من گوش کن...

200
00:12:34,530 --> 00:12:40,780
مناظر بهاری رودخانه سومیدا
زیباست با گردشگران شاد...

201
00:12:40,910 --> 00:12:42,410
لا لا لا لا لا لا...

202
00:12:42,580 --> 00:12:49,540
امواج شفاف موج میزند، دریاچه جذاب است،
قایق به آرامی از اطراف عبور میکند ...

203
00:12:50,460 --> 00:12:56,880
پاروها بالا و پایین میروند،
آب زیاد میپاشند...

204
00:13:08,360 --> 00:13:11,310
چاره‌ای نداشتم جز اینکه بروم تنهایی مارماهی بخورم.

205
00:13:11,440 --> 00:13:13,600
بعد از شام یک فیلم تماشا کردم
و بعدش به خانه رفتم.

206
00:13:15,740 --> 00:13:17,570
من دوباره شروع به احساس گرسنگی کردم.

207
00:13:29,880 --> 00:13:33,370
چگونه دوباره گلها ریختند...

208
00:13:34,340 --> 00:13:37,380
تو یک ربات هستی، فقط کار خودتو انجام بده
و به درستی تمیز کن ...

209
00:13:37,380 --> 00:13:40,090
تو واقعا بی مصرفی

210
00:13:49,730 --> 00:13:50,760
اینجا.

211
00:13:50,940 --> 00:13:54,060
من در حال تحویل دادن غذای شما هستم!
لطفا بفرمایید داخل.

212
00:13:54,610 --> 00:13:55,770
متاسفم برای نگه داشتن شما در انتظار.

213
00:14:00,570 --> 00:14:02,150
اینم آش رشته داغ و ترش.

214
00:14:04,620 --> 00:14:06,320
اینم آش رشته داغ و ترش.

215
00:14:07,000 --> 00:14:08,860
هنوز دانشجو هستی؟

216
00:14:09,000 --> 00:14:10,360
بله من سال چهارم دانشگاه هستم.

217
00:14:10,500 --> 00:14:13,790
اوه... آیا در نمایشگاه‌های کار
برای فارغ‌التحصیلان شرکت کردی؟

218
00:14:13,920 --> 00:14:15,450
میخواستم برم...

219
00:14:15,460 --> 00:14:17,500
اما من هنوز مشغول پایان نامه‌ام هستم
بنابراین در حال حاضر، من فقط میتونم به صورت پاره وقت کار کنم.

220
00:14:17,630 --> 00:14:19,960
خب... سخت به نظر میرسه.

221
00:14:20,470 --> 00:14:21,380
ادامه بده

222
00:14:21,510 --> 00:14:22,590
خیلی ازت ممنونم.

223
00:14:22,930 --> 00:14:23,880
خداحافظ.

224
00:14:41,820 --> 00:14:42,780
سلام؟

225
00:14:42,950 --> 00:14:44,980
سلام بچه اومده خونه‌ات؟

226
00:14:46,240 --> 00:14:48,400
بچه... یعنی مای؟

227
00:14:48,740 --> 00:14:53,200
البته... دختر عزیزمون.
اون به خونه‌ات نیومد؟

228
00:14:53,620 --> 00:14:54,830
نیومد

229
00:14:55,250 --> 00:14:58,660
کجا میتونه رفته باشه؟!
سه روزه که به خونه نیومده!

230
00:15:00,130 --> 00:15:01,240
تلفنشو جواب نمیده؟

231
00:15:02,010 --> 00:15:05,500
مهم نیست چند بار زنگ میزنم،
جواب نمیده، این هرگز اتفاق نیفتاده بود!

232
00:15:05,630 --> 00:15:08,170
مهم نیست که الان بهش چی میگم،
اون فقط گوش نمیده ...

233
00:15:08,300 --> 00:15:10,040
هر بار سعی میکنم یک گفتگوی جدی داشته باشم
باهاش، هرگز به خوبی تموم نمیشه.

234
00:15:11,350 --> 00:15:13,510
پس چرا نمیذاری بیاد خونه من؟

235
00:15:13,980 --> 00:15:16,640
اگر خودش بیاد اونجا،
من مجبور نیستم باهاش بحث کنم.

236
00:15:17,310 --> 00:15:22,230
این بچه مای... واقعا داره باعث دردسرمه.

237
00:15:23,150 --> 00:15:26,140
میتونی در چنین زمانی دست از طعنه زدن برداری؟

238
00:15:26,990 --> 00:15:29,020
چه طعنه‌ای؟ دیوونه‌ای؟!

239
00:15:29,160 --> 00:15:31,400
خب اگه اون خونه‌ی تو نیومده...

240
00:15:31,410 --> 00:15:33,870
دوستی به نام ایتو داره،
ممکنه خونه دوستش باشه.

241
00:15:34,040 --> 00:15:37,370
یا شاید... به اوشیما رفت،
به خونه مادربزرگش...

242
00:15:37,500 --> 00:15:39,580
اغلب بی‌دلیل به اونجا زنگ میزنه...

243
00:15:41,090 --> 00:15:44,330
الان چیکار میکنی؟
چرا این همه هیاهو؟

244
00:15:45,260 --> 00:15:47,170
دارم آش رشته داغ و ترش میخورم...

245
00:15:54,180 --> 00:15:56,720
چرا دیگه نمیتونم صادقانه بگم؟

246
00:15:57,140 --> 00:16:00,810
دروغ میگم به همکلاسی‌های قدیمی...
دروغ به همسرم...دروغ به دخترم...

247
00:16:01,310 --> 00:16:03,350
و حالا به مامانم دروغ میگم

248
00:16:06,980 --> 00:16:10,850
تنها کسی که میتونم باهاش ​​صادق باشم...
این ربات جاروبرقیه.

249
00:16:34,590 --> 00:16:38,260
خب... رئیس بخش چوب
مدتیه که منتظر شماست

250
00:16:44,440 --> 00:16:46,970
متاسفم که منتظر موندی، چه خبر؟

251
00:16:54,110 --> 00:16:57,980
موقع ناهار... رئیس نومورا به دیدن من اومد.

252
00:16:57,990 --> 00:17:00,530
اون میخواست متقاعدم کنه که استعفا بدم.

253
00:17:02,200 --> 00:17:06,570
بهش گفتم... در مورد حضور در لیست
تعدیل نیرو، آیا از قبل در موردش اطلاع داشتی؟

254
00:17:06,710 --> 00:17:08,490
صبر کن ... در مورد این موضوع ...

255
00:17:08,630 --> 00:17:11,460
تو رئیس پرسنل هستی،
در مورد چیزی به این بزرگی نمیدونی؟

256
00:17:12,090 --> 00:17:13,590
کی فهمیدی؟

257
00:17:13,720 --> 00:17:16,380
گفتم... چرا زودتر چیزی نگفتی؟

258
00:17:16,720 --> 00:17:18,550
ما رفیقیم، نه؟!

259
00:17:19,970 --> 00:17:22,180
این محرمانه شرکته ...

260
00:17:22,770 --> 00:17:24,430
با اینکه دوستای خوبی هستیم...

261
00:17:24,560 --> 00:17:27,350
من نمیتونم اطلاعات رو به تو درز کنم،
برای تو استثنا قائل بشم

262
00:17:27,560 --> 00:17:29,890
تو باید چیزی شبیه به اینو درک کنی.

263
00:17:30,690 --> 00:17:32,850
این چه طرز فکریه؟

264
00:17:33,610 --> 00:17:34,560
هِی!

265
00:17:35,740 --> 00:17:40,200
ما قبل اینکه بیایم این شرکت،
با هم دوست بودیم!

266
00:17:40,620 --> 00:17:42,360
بحث کردن اینجا، در دفتر بسه!

267
00:17:42,490 --> 00:17:44,280
بیا امشب یه نوشیدنی بخوریم و درست صحبت کنیم.

268
00:17:44,410 --> 00:17:47,280
با کسی که نمیتونه صادقانه صحبت کنه،
کی میخواد باهات مشروب بخوره؟!

269
00:17:52,130 --> 00:17:55,960
من... هرگز داوطلبانه استعفا نمیدم!

270
00:17:59,970 --> 00:18:00,960
ببخشید!

271
00:18:25,740 --> 00:18:27,240
مای!

272
00:18:28,870 --> 00:18:30,950
این مال توئه، درسته؟

273
00:18:31,120 --> 00:18:32,080
هوم...

274
00:18:32,750 --> 00:18:34,790
این حمام خیلی خوبه

275
00:18:42,930 --> 00:18:47,920
اوه...چرا چراغ ها هنوز روشنه؟
یادمه خاموششون کردم

276
00:18:54,190 --> 00:18:55,390
یک دزد؟

277
00:18:55,650 --> 00:18:58,350
دزد چراغ‌ها رو روشن نمیکنه...

278
00:19:01,650 --> 00:19:04,190
توی کی هستی؟
چرا بدون حرف وارد شدی...

279
00:19:04,320 --> 00:19:05,480
چه خبره...

280
00:19:06,370 --> 00:19:08,860
مادر بزرگ! این پدر منه!

281
00:19:10,330 --> 00:19:11,820
مشکل چیه؟

282
00:19:12,700 --> 00:19:15,240
چرا اینقدر دیر اومدی؟

283
00:19:16,250 --> 00:19:20,120
داری دردسر درست میکنی، نه؟
خیلی دیر بدون هیچ حرفی وارد اینجا شدی...

284
00:19:20,250 --> 00:19:21,710
مستی؟

285
00:19:22,050 --> 00:19:24,660
اگه میای،
حداقل قبلش زنگ بزن

286
00:19:25,720 --> 00:19:28,000
چرا زنگ نزدی و به من خبر ندادی؟

287
00:19:28,470 --> 00:19:30,760
اگه مامانت بهم نمیگفت
که میای پیش مادربزرگ...

288
00:19:30,760 --> 00:19:33,000
میدونی چقدر نگران بودم؟

289
00:19:33,930 --> 00:19:35,920
اگه دیگه نمیخوای با مامانت زندگی کنی

290
00:19:36,060 --> 00:19:38,100
نمیتونی بیای پیش بابات؟

291
00:19:39,440 --> 00:19:40,850
چرا نیومدی؟

292
00:19:40,860 --> 00:19:42,850
تخت تو، اتاق تو،
من به هیچ کدومشون دست نزدم

293
00:19:43,070 --> 00:19:46,060
بیشتر کفش‌های جاکفشی مال توئه...

294
00:19:48,820 --> 00:19:51,060
اگه اونها رو آزاردهنده میدونی،
فقط دورشون بریز!

295
00:19:52,620 --> 00:19:54,570
از کی شروع کردی فقط سرمون فریاد بزنی؟

296
00:19:54,700 --> 00:19:55,910
بسيار خوب...

297
00:19:56,870 --> 00:19:58,780
از چی ناراضی هستی؟

298
00:19:59,830 --> 00:20:01,290
به من بگو!

299
00:20:07,720 --> 00:20:08,960
مامانم اون...

300
00:20:09,970 --> 00:20:13,510
بهش گفتم که کلاس‌های دانشگاه چقدر خسته کننده‌ست...
ولی اون فقط به من میگه

301
00:20:14,970 --> 00:20:18,390
تنها کاری که الان میتونی انجام بدی اینه که سخت مطالعه کنی،
نمرات خوب بگیری،

302
00:20:19,060 --> 00:20:22,020
بزرگ بشی و به یک شرکت بزرگ بپیوندی،
درست مثل پدرت و برای خودت اسم و رسمی بسازی.

303
00:20:22,150 --> 00:20:23,680
اگه نمیخوای ...

304
00:20:24,360 --> 00:20:28,220
پس باید هدفت ازدواج با یک فرد موفق باشه
"مردی که در یک شرکت بزرگ کار میکنه."

305
00:20:29,990 --> 00:20:32,070
بابا تو هم همینطور فکر میکنی، نه؟

306
00:20:32,780 --> 00:20:35,940
هر دوی شما فکر میکنید زندگی من فقط میتونه به این سطح برسه!

307
00:20:37,040 --> 00:20:40,950
این درست نیست! من اصلا اینطور فکر نمیکنم!

308
00:20:41,080 --> 00:20:43,820
تو دروغ میگی! تو همیشه دروغ میگی!

309
00:20:56,550 --> 00:20:59,040
بحث رو کنار بذاریم، باشه؟

310
00:20:59,180 --> 00:21:01,920
مای، اول برو بالا.

311
00:21:12,690 --> 00:21:16,060
چیزی که مای بهم گفت ... منو شوکه کرد!

312
00:21:16,240 --> 00:21:20,530
تو و تومومی...
نیم ساله که از هم جدا شدین؟

313
00:21:20,700 --> 00:21:22,740
چرا به من نگفتی؟

314
00:21:23,580 --> 00:21:26,870
مامان... حتی اگه بهت بگم چیکار میتونی بکنی؟

315
00:21:27,500 --> 00:21:30,040
این مشکل بین من و تومومی هست.

316
00:21:30,170 --> 00:21:32,790
مامان میدونه ... تو ازدواج

317
00:21:32,800 --> 00:21:34,790
هر دو طرف باید دلایل خاص خودشونو داشته باشن،

318
00:21:35,090 --> 00:21:37,380
اما مای چطور؟

319
00:21:37,630 --> 00:21:42,800
برای بچه جدایی والدین
چیز بسیار تاسف باریه...

320
00:21:42,810 --> 00:21:44,840
این خیلی باعث ناراحتیش میشه ...

321
00:21:44,980 --> 00:21:46,510
پس به نظر تو باید چه کار کنیم؟

322
00:21:46,600 --> 00:21:48,560
نمیدونم...فقط میخوام بگم...

323
00:21:48,690 --> 00:21:50,850
میتونیم الان تمومش کنیم؟

324
00:21:52,940 --> 00:21:55,180
وقتی دفعه قبل اومدی
احساس کردم چیزی اشتباهه

325
00:21:56,280 --> 00:21:59,820
خیلی بی‌حال به نظر میرسیدی

326
00:22:00,450 --> 00:22:02,480
با اینکه قبلا خیلی پرحرف بودی

327
00:22:05,080 --> 00:22:06,320
بسيار خوب...

328
00:22:07,330 --> 00:22:09,320
یه تاکسی برام بگیر، الان برمیگردم!

329
00:22:10,830 --> 00:22:14,370
فردا کار نمیکنی،
حداقل شب رو اینجا بمون!

330
00:22:31,440 --> 00:22:33,300
بیست و نه سانتی متر

331
00:22:34,360 --> 00:22:36,690
سایز قدیمی معادل 12 و نیمه.

332
00:22:36,820 --> 00:22:38,180
- بفرمایید.
- متشکرم.

333
00:22:38,320 --> 00:22:40,400
لطفاً سلام منو به استادتون برسونید!

334
00:22:40,530 --> 00:22:43,650
اون همیشه به کار ما رسیدگی میکنه.
من واقعاً ازش ممنونم!

335
00:22:43,780 --> 00:22:45,820
فهمیدم. خب پس من دیگه برم

336
00:22:45,950 --> 00:22:47,410
متشکرم.

337
00:22:47,540 --> 00:22:49,200
آه... اون آکیو هست؟

338
00:22:49,450 --> 00:22:51,490
شما بچه‌ها واقعاً خوب کار میکنید!

339
00:22:51,620 --> 00:22:53,860
- بیا دیگه!
- ممنون!

340
00:22:55,790 --> 00:22:59,750
واقعا عالیه... تماشای سومو
واقعاً تحریکت میکنه،

341
00:22:59,880 --> 00:23:02,250
اما اینجا هیچ هیجانی نداریم...

342
00:23:03,880 --> 00:23:05,750
- صبح بخیر!
- صبح بخیر!

343
00:23:05,890 --> 00:23:06,720
اون چیه؟

344
00:23:06,850 --> 00:23:08,550
اینها همه تکه‌های شکسته پنکیک هستن
و خرده پنکیک.

345
00:23:08,560 --> 00:23:10,010
اونها رو نمیشه در مغازه فروخت.

346
00:23:10,010 --> 00:23:12,350
من به این فکر میکنم که اونها رو در کیسه‌های کوچک بسته‌بندی کنم

347
00:23:12,480 --> 00:23:15,340
و امشب به پیرمردهای بی‌خانمان بدم
احتمالاً از دریافتش خوشحال بشن.

348
00:23:15,480 --> 00:23:18,060
در واقع، اونها ممکنه طعم بهتری مثل این داشته باشن

349
00:23:18,190 --> 00:23:20,020
آیا میتونم اینکارو توی خونه‌ی تو انجام بدم؟

350
00:23:20,150 --> 00:23:23,190
مطمئناً، ادامه بده و اینکارو اینجا انجام بده.
آکیو هم اینجاست.

351
00:23:23,280 --> 00:23:25,520
وای، پدر مای اینجاست!

352
00:23:41,210 --> 00:23:42,870
صبح بخیر!

353
00:23:43,300 --> 00:23:45,410
صبح شما هم بخیر.

354
00:23:45,720 --> 00:23:48,580
اوضاع چطوره، مای؟
از دیدن بابا خوشحالی؟

355
00:23:48,760 --> 00:23:50,090
نادیده میگیره منو...

356
00:23:50,260 --> 00:23:53,250
عالی، بیا با هم چای و میان وعده بخوریم.

357
00:23:53,470 --> 00:23:55,050
- چه تنقلاتی؟
- خرده پنکیک.

358
00:23:55,390 --> 00:23:59,300
ما در حال برنامه‌ریزی هستیم تا امشب
این چای رو به افراد بی‌خانمان بدیم

359
00:23:59,440 --> 00:24:00,600
اوه…

360
00:24:01,610 --> 00:24:02,440
بفرمایید.

361
00:24:02,570 --> 00:24:04,770
اوه اونا خوشمزه به نظر میرسن...

362
00:24:04,940 --> 00:24:07,900
اینا ساخت شوهرم هستن
که خیلی سخت کار میکنه

363
00:24:08,030 --> 00:24:11,770
روی اون چهارپایه چوبی کوچیک میشینه،
صبح تا شب جلوی اجاق گاز.

364
00:24:11,910 --> 00:24:14,150
دستانش هرگز بیکار نمی‌مونن،
مدام آتیش رو شعله‌ور میکنن.

365
00:24:14,330 --> 00:24:17,360
در مقایسه با اون،
شغل آکیو توی این شرکت واقعاً چشمگیره.

366
00:24:17,500 --> 00:24:19,410
راحت روی یک صندلی بزرگ نشسته،

367
00:24:19,410 --> 00:24:21,870
میتونه به راحتی به خیلی از زیردستان فرمان بده.

368
00:24:22,000 --> 00:24:23,370
این فقط...

369
00:24:33,050 --> 00:24:36,140
همش تقصیر توست...
نمیبینی چه خبره؟

370
00:24:45,060 --> 00:24:46,180
سلام.

371
00:24:46,320 --> 00:24:47,810
آه خوش اومدی

372
00:24:48,150 --> 00:24:51,360
خاله، از آخرین باری که همدیگه رو ملاقات کردیم، مدت زیادی میگذره.

373
00:24:51,360 --> 00:24:54,230
من کیبه هستم، دوست آکیو.

374
00:24:55,320 --> 00:24:59,190
آه... کیبه، هر دوی شما با هم
به شرکت ملحق شدین، درسته؟

375
00:24:59,700 --> 00:25:01,910
پس هنوز یادت هست!

376
00:25:02,330 --> 00:25:05,570
موقع دانشگاه، حتی یک بار اینجا موندم.

377
00:25:05,880 --> 00:25:08,790
اون موقع خاله، خیلی خوشگل بودی...

378
00:25:09,000 --> 00:25:12,340
آه ... البته الان هنوزم خوشگلی!

379
00:25:12,920 --> 00:25:15,460
نیازی نیست اینقدر رسمی باشی.

380
00:25:15,800 --> 00:25:17,670
آکیو امروز توی خونه‌ست؟

381
00:25:17,800 --> 00:25:21,170
اون توی خونه‌ست ... میتونی بیای داخل و پیداش کنی.

382
00:25:23,140 --> 00:25:24,220
لطفا بفرما داخل.

383
00:25:25,640 --> 00:25:27,020
ببخشید بابت ناراحتی.

384
00:25:33,240 --> 00:25:36,940
سلام به همه من کیبه هستم!

385
00:25:37,910 --> 00:25:41,990
از کجا فهمیدی من اینجا هستم؟

386
00:25:42,370 --> 00:25:44,410
من به خونه‌ات رفتم، اما اونجا نبودی.

387
00:25:44,540 --> 00:25:46,790
پس به تومومی زنگ زدم،

388
00:25:47,040 --> 00:25:48,950
و اون بهم گفت شما دو نفر از هم جدا شدید!

389
00:25:49,080 --> 00:25:52,080
کیبه لطفا بشین من برم چایی بریزم

390
00:25:52,250 --> 00:25:53,750
متشکرم.

391
00:25:54,170 --> 00:25:59,090
امروز... من یک موضوع بزرگ برای بحث با کیبه دارم!

392
00:25:59,220 --> 00:26:02,300
کیبه، بیا بریم بالا تا صحبت کنیم.

393
00:26:03,260 --> 00:26:07,630
با عرض پوزش بابت وقفه،
واقعا متاسفم.

394
00:26:07,980 --> 00:26:08,970
سریع بریم!

395
00:26:09,400 --> 00:26:10,430
بابت مزاحمت شرمنده!

396
00:26:13,940 --> 00:26:16,100
آه... مای هم اینجاست.

397
00:26:16,570 --> 00:26:20,810
الان واقعا زیباست
این واقعاً یک میراث نسلیه.

398
00:26:22,370 --> 00:26:23,650
اون شخص کیه؟

399
00:26:23,740 --> 00:26:25,230
دوست آکیو.

400
00:26:25,240 --> 00:26:27,730
اونها دوستانی هستن که با هم سرِ کار رفتن،
اونها رابطه خوبی دارن

401
00:26:27,870 --> 00:26:31,200
آیا رابطه‌شون واقعا خوبه ...
خیلی هم ترسناک به نظر میرسه!

402
00:26:31,460 --> 00:26:34,620
مای... میدونی چه خبره؟

403
00:26:35,130 --> 00:26:36,960
نمیدونم و نمیخوام بدونم

404
00:26:37,090 --> 00:26:38,830
آه... این بچه واقعا...

405
00:26:38,970 --> 00:26:41,130
از کجا یاد گرفته که اینجوری رفتار کنه؟

406
00:26:41,260 --> 00:26:45,130
ولی آکیو در بخش منابع انسانیه...
ممکنه به اخراج ربط داشته باشه؟

407
00:26:45,680 --> 00:26:48,640
شرکت‌های بزرگ امروزه در حال مبارزه هستن.

408
00:26:48,810 --> 00:26:51,770
مای، مادر کوتوکو قبلاً
دختر رئیس بود

409
00:26:51,890 --> 00:26:53,850
پدرش رئیس یک شرکت بزرگ بود!

410
00:26:53,980 --> 00:26:57,350
حتی یک کادیلاک و یک راننده هم
برای رفت و آمدش به مدرسه میفرستادن.

411
00:26:57,480 --> 00:26:59,970
من واقعاً ازش متنفر بودم ... بنابراین عصیان کردم.

412
00:27:00,110 --> 00:27:03,100
بعدش با یک مرد مدل هیپی آشنا شد.

413
00:27:03,110 --> 00:27:04,570
کمی فقیر بود ولی خوش تیپ بود!

414
00:27:04,700 --> 00:27:07,150
بنابراین من با اون مرد بیچاره ازدواج کردم.

415
00:27:07,280 --> 00:27:09,110
و آخرش، ازدواج یک شکست بزرگ بود.

416
00:27:09,540 --> 00:27:11,150
اون پسر سوئدی بود؟

417
00:27:11,290 --> 00:27:14,830
نه، بعد جدایی از اون مرد هیپی.
اون موقع طلاق گرفته بود.

418
00:27:14,960 --> 00:27:17,490
اما این بار بر اساس ظاهر انتخاب کردم.

419
00:27:17,630 --> 00:27:20,840
حتی اگه دماغش سربالا باشه... باز هم بیچاره‌ست!

420
00:27:25,430 --> 00:27:26,760
به مردم از بالا نگاه نکن!

421
00:27:26,930 --> 00:27:29,260
اصلا میفهمی چه حسی دارم؟

422
00:27:33,520 --> 00:27:36,760
چرا باید اخراج بشم؟

423
00:27:37,730 --> 00:27:39,810
بس کن عمو نزن!

424
00:27:39,940 --> 00:27:41,520
اینجا خونه مادربزرگ منه!

425
00:27:43,780 --> 00:27:46,230
میخوای چیکار کنی؟
حرفم تموم نشده!

426
00:27:51,620 --> 00:27:55,330
خاله، آکیو خیلی بیرحمه.

427
00:27:55,330 --> 00:27:57,320
اون سالها دوستی ما رو نادیده میگیره!

428
00:27:57,460 --> 00:27:59,290
چی میگی تو...
خیلی جلو رفتی!

429
00:27:59,420 --> 00:28:01,870
آروم باش...بیا بشین.

430
00:28:03,840 --> 00:28:06,540
این مرد توی شرکت میچرخه ​​...

431
00:28:06,550 --> 00:28:08,500
به تنهایی همه رو متقاعد به ترک میکنه!

432
00:28:08,630 --> 00:28:10,090
خواه همکارانش باشن یا زیردستانش.

433
00:28:10,090 --> 00:28:11,420
اون حتی میخواد پیشکسوتان حامیشم
از کار برکنار کنه!

434
00:28:11,550 --> 00:28:12,790
اما این چیزی نیست که بتونم به تنهایی تصمیم بگیرم!

435
00:28:12,930 --> 00:28:15,470
بازم دروغ میگی! خودت لیست اخراج رو انتخاب کردی!

436
00:28:15,560 --> 00:28:19,020
به خاطر تو، من هر روشی رو امتحان کردم.

437
00:28:19,140 --> 00:28:20,350
حتی قرار گذاشتم که به واحد جدید بری...

438
00:28:20,350 --> 00:28:21,810
دارم سعی میکنم راهی پیدا کنم
برای گرفتن حقوق بیشتر برای تو ...

439
00:28:21,900 --> 00:28:24,600
خاله، شرکت میخواد منو اخراج کنه.

440
00:28:24,730 --> 00:28:27,110
نه نه! این من هستم که میخوام شرکت رو اخراج کنم!

441
00:28:27,240 --> 00:28:29,400
اخراج کنی؟ منظورت از اخراج چیه؟
هیچکس نگفت میخوان اخراجت کنن.

442
00:28:29,530 --> 00:28:30,810
من نمیفهمم چی میگی...

443
00:28:30,820 --> 00:28:32,440
ولی الان دیگه شانسی نیست
برای نجات وضعیت؟

444
00:28:32,570 --> 00:28:34,030
چرا نمیری دوباره با همه حرف بزنی؟

445
00:28:34,160 --> 00:28:36,270
این مکان یک شرکته،
مثل خونه‌ی خاله نیست که هر کاری دلت بخواد بکنی!

446
00:28:36,410 --> 00:28:38,530
فکر میکنید افرادی مثل شما مجانی کار میکنن؟ لطفا شفاف سازی کنید!

447
00:28:38,660 --> 00:28:41,830
اینجوری نباش...
نمیتونی تظاهر کنی کار ما بی‌اهمیته!

448
00:28:41,960 --> 00:28:44,870
و چیزی که میگی باعث میشه فعالیت‌های ما
مخصوصاً کودکانه به نظر برسه.

449
00:28:45,000 --> 00:28:45,960
لطفا، فقط تمومش کنید.

450
00:28:46,090 --> 00:28:47,620
لطفا خفه شو

451
00:28:47,750 --> 00:28:48,790
آکیو کانزاکی!

452
00:28:49,260 --> 00:28:53,040
اگه میخوای منو متقاعد کنی که برم،
پس من مطلقاً بهت گوش نمیدم!

453
00:28:54,430 --> 00:28:57,670
اگه قبولش نداری،
عواقبش چی میشه؟

454
00:28:58,470 --> 00:29:02,390
حتی اگه توی شرکت بمونی،

455
00:29:03,140 --> 00:29:04,550
اونها هیچ وظیفه‌ای بهت محول نمیکنن.

456
00:29:04,560 --> 00:29:06,470
اونها تو رو در یک بخش مبهم قرار میدن،
جایی که منزوی بشی

457
00:29:06,980 --> 00:29:08,310
هیچ مدرکی بهت نمیدن،

458
00:29:08,320 --> 00:29:11,730
و از هیچ جلسه ای مطلع نمیشی
بزرگ یا کوچیک

459
00:29:11,940 --> 00:29:16,280
تمام روز رو کنار پنجره میشینی و هیچ کاری نمیکنی!

460
00:29:17,370 --> 00:29:18,980
واقعاً اشکالی نداره؟

461
00:29:20,330 --> 00:29:22,280
فکر میکنی میتونی منو بترسونی؟

462
00:29:23,870 --> 00:29:27,990
تا آخر میجنگم! به یاد بیار!

463
00:29:28,710 --> 00:29:31,580
من ترک میکنم!

464
00:29:34,670 --> 00:29:36,590
کیبه... بس کن... کیبه!

465
00:29:36,890 --> 00:29:39,750
تو خائنی!

466
00:29:41,100 --> 00:29:41,880
سلام!

467
00:29:42,020 --> 00:29:44,180
هی...کیبه!

468
00:29:49,110 --> 00:29:52,770
این شخص... کفش اشتباهی پوشیده
و مال منو برداشته.

469
00:29:52,900 --> 00:29:53,890
اوه؟

470
00:29:54,320 --> 00:29:56,430
مای! سریع برو کفش‌ها رو ازش پس بگیر!

471
00:29:56,570 --> 00:29:58,980
- نیازی نیست...
- سریع کفششو در بیار!

472
00:30:05,450 --> 00:30:06,610
درسته، درسته

473
00:30:17,920 --> 00:30:19,710
کفش‌های بابات خیلی خوبه

474
00:30:20,340 --> 00:30:21,880
فقط با نگاه کردن به کفش‌هامون،

475
00:30:21,890 --> 00:30:25,220
میتونی ببینی که این شکاف چقدر بزرگه
بین من و پدرت

476
00:30:27,140 --> 00:30:30,350
در واقع به خاطر اینه که پددم
از کفش‌هاش به خوبی مراقبت میکنه

477
00:30:31,480 --> 00:30:34,220
بالاخره پدربزرگ من یک تابی بود
(فروشنده جوراب ژاپنی).

478
00:30:34,480 --> 00:30:38,070
آره، اونها یک فروشگاه طبی راه اندازی کردن.

479
00:30:38,690 --> 00:30:39,680
آره

480
00:30:40,530 --> 00:30:42,320
من واقعاً یک بار با پدرش ملاقات کردم.

481
00:30:42,870 --> 00:30:47,330
اون همیشه جدی به نظر میرسید، هیچ کلمه‌ای نمیگفت،
فقط به ساختن تابی ادامه میداد.

482
00:30:49,750 --> 00:30:53,080
پدر اودتون چیکار میکرد عمو؟

483
00:30:54,250 --> 00:30:56,990
اون معلم ریاضی راهنمایی بود.

484
00:30:58,510 --> 00:31:01,500
هر کاری رو جدی می‌گرفت.

485
00:31:03,090 --> 00:31:06,550
حتی وقتی باهام بحث میکرد
توی خونه شخص دیگه‌ای،

486
00:31:06,550 --> 00:31:08,510
بیرحم سرم داد میزد...

487
00:31:09,640 --> 00:31:11,970
و همیشه باعث خجالت من میشد.

488
00:31:16,520 --> 00:31:19,100
به خاطر من از مادربزرگت عذرخواهی کن

489
00:31:19,400 --> 00:31:20,940
بهش بگو متاسفم

490
00:31:22,950 --> 00:31:24,360
پس خداحافظ.

491
00:31:35,670 --> 00:31:38,500
البته اینو میدونم...

492
00:31:38,500 --> 00:31:40,580
اون در لیست اخراجه.

493
00:31:41,380 --> 00:31:43,120
اما در کار منابع انسانی ...

494
00:31:43,130 --> 00:31:45,210
احساسات شخصی نباید یک عامل باشه.

495
00:31:48,930 --> 00:31:52,760
این برای شرکت خوب نیست.

496
00:31:56,810 --> 00:32:01,020
آکیو الان احساس ناراحتی میکنه، میفهمم.

497
00:32:01,900 --> 00:32:03,980
اگرچه مغازه ما بزرگ نیست،

498
00:32:04,110 --> 00:32:06,600
هر زمان که مجبور شدیم
کارگران رو تعلیق موقت کنیم...

499
00:32:06,820 --> 00:32:09,110
احساس بی‌رحمی زیادی میکنم.

500
00:32:09,870 --> 00:32:13,320
شب‌ها نمیتونم بخوابم... واقعاً ناراحت کننده‌ست.

501
00:32:17,290 --> 00:32:19,540
ممنون که به من آرامش دادی

502
00:32:23,670 --> 00:32:25,540
این پنکیک‌ها واقعا خوشمزه هستن.

503
00:32:28,090 --> 00:32:30,920
پس بیشتر بخور، هر چقدر که میخوای بخور.

504
00:32:36,020 --> 00:32:37,430
پنکیک...

505
00:32:37,430 --> 00:32:40,520
اونها برای آرامش قلب وجود دارن.

506
00:32:41,440 --> 00:32:44,020
به جای پر کردن معده،
روح رو غنی میکنن.

507
00:32:44,820 --> 00:32:49,310
بنابراین پنکیک ... برای آرامش قلب ساخته شده.

508
00:32:50,950 --> 00:32:53,650
حتی در بدترین لحظات زندگی،

509
00:32:53,660 --> 00:32:56,650
یک لقمه پنکیک میتونه
لحظه ای آرامش فراهم کنه.

510
00:32:57,240 --> 00:32:58,700
شوهرت...

511
00:32:58,830 --> 00:33:01,700
موقع درست کردن پنکیک ...

512
00:33:01,710 --> 00:33:03,620
هر پنکیک رو از احساسات واقعی پر میکنه.

513
00:33:03,960 --> 00:33:05,660
تو خیلی مهربونی...

514
00:33:05,880 --> 00:33:09,170
شوهرم حتما میخواد
این کلمات رو شخصاً بشنوه.

515
00:33:12,010 --> 00:33:15,340
راستی... کاش میتونستم پنکیک درست کنم.

516
00:33:18,010 --> 00:33:19,670
حداقل پنکیک درست میکردم...

517
00:33:20,640 --> 00:33:22,760
به دوستانم خیانت نمیکردم

518
00:33:39,910 --> 00:33:42,620
کارکنان یقه سفید هم سختی دارن...

519
00:33:42,830 --> 00:33:45,910
بالاخره آکیو مردم رو اخراج میکنه...

520
00:33:49,750 --> 00:33:51,580
در مقایسه با کسانی که بیکار شدن...

521
00:33:51,880 --> 00:33:53,840
شاید بیشتر احساس آرامش کنم

522
00:34:05,270 --> 00:34:09,600
شب بخیر! ما از انجمن یوگائو هستیم!

523
00:34:09,940 --> 00:34:11,550
آقای فوجی!

524
00:34:13,440 --> 00:34:17,180
شب سردتر میشه، حالت خوبه؟

525
00:34:17,780 --> 00:34:19,610
بفرما، این یک گلوله برنجی بنتو برای توست.

526
00:34:21,700 --> 00:34:23,610
و پنکیک خانگی ما.

527
00:34:24,040 --> 00:34:26,700
بفرمائید، لذت ببرید. اونها خوشمزه هستن.

528
00:34:27,200 --> 00:34:29,460
بفرما، بگیرش. شب بخیر.

529
00:34:30,790 --> 00:34:32,170
شب بخیر!

530
00:34:33,340 --> 00:34:34,620
کسی اینجا هست؟

531
00:34:35,960 --> 00:34:39,460
شب بخیر! ما از انجمن یوگائو هستیم!

532
00:34:39,800 --> 00:34:41,710
یوکو اینجاست؟ اگه باشه عالی میشه.

533
00:34:41,970 --> 00:34:43,800
بفرمائید! یک گلوله برنجی بنتو براتون آوردیم.

534
00:34:45,970 --> 00:34:48,130
براتون چای داغ هم داریم.

535
00:34:48,270 --> 00:34:51,300
- اشکالی نداره بعدا میایم.
- سرما نخور.

536
00:35:02,820 --> 00:35:05,530
باشه... بابا الان باید برگرده.

537
00:35:06,160 --> 00:35:08,860
با اینکه مادربزرگ گفت خوبه
فردا از اینجا برم سر کار...

538
00:35:09,040 --> 00:35:10,820
ولی من باید برم خونه و پیراهنمو عوض کنم.

539
00:35:12,040 --> 00:35:15,620
راستش... تا کی قراره اینجا بمونی؟

540
00:35:20,340 --> 00:35:23,550
حتی اگه به خونه برگردم،

541
00:35:23,550 --> 00:35:25,420
همچنان باید هر مرحله رو طی کنم
از باز کردن قفل در بگیر...

542
00:35:25,800 --> 00:35:28,840
تا سوار آسانسور شدن...
واقعا آزاردهنده‌ست.

543
00:35:29,890 --> 00:35:32,380
اما اینجا، ما بندرت درو قفل میکنیم.

544
00:35:33,390 --> 00:35:36,430
کافیه یکی سلام کنه،
براحتی میتونه بیاد داخل.

545
00:35:36,900 --> 00:35:39,480
کنار هم برای چای میشینیم،
با هم پنکیک میخوریم...

546
00:35:40,690 --> 00:35:43,150
از موندن اینجا احساس راحتی بیشتری میکنم.

547
00:35:43,530 --> 00:35:47,360
ولی مادربزرگ برای زندگی خودش به حقوق بازنشستگی متکیه.

548
00:35:47,490 --> 00:35:49,480
در مورد هزینه‌های غذات چطور؟

549
00:35:49,620 --> 00:35:51,900
من این موضوع رو درک میکنم.

550
00:35:52,490 --> 00:35:54,530
قبلاً در موردش با مادربزرگ صحبت کردم.
من قرار شد کار کنم و درآمد کسب کنم.

551
00:35:54,660 --> 00:35:58,950
ولی مادربزرگ گفت،
کمک توی کارِ خونه کافیه

552
00:36:18,940 --> 00:36:21,310
پس حداقل باید در دانشگاه خوب عمل کنی.

553
00:36:35,620 --> 00:36:38,990
برادر اینو... گلوله برنج آوردیم.

554
00:36:40,120 --> 00:36:42,280
برادر اینو، شب بخیر!

555
00:36:47,960 --> 00:36:50,670
نادیده میگیری منو، ها؟

556
00:36:51,380 --> 00:36:53,630
بفرما، یک گلوله برنجی بنتو برات آوردیم.

557
00:36:55,890 --> 00:36:57,300
سردته؟

558
00:36:58,100 --> 00:37:00,590
به پتو نیاز داری؟
یکی هم آوردیم

559
00:37:02,230 --> 00:37:04,340
اول یک فنجان چای داغ بنوش.

560
00:37:05,820 --> 00:37:08,850
برادر اینو قبلاً در این مورد صحبت کرده بودیم.

561
00:37:08,980 --> 00:37:11,150
تو هم پیر میشی

562
00:37:11,280 --> 00:37:14,270
بهتره جایی پیدا کنی
برای خواب شب

563
00:37:14,450 --> 00:37:18,490
بنابراین هنوز باید مزایای تامین اجتماعی رو بپذیری.

564
00:37:19,950 --> 00:37:20,990
من نمیخوام.

565
00:37:21,120 --> 00:37:22,240
چرا که نه؟

566
00:37:22,500 --> 00:37:24,330
حداقل اینجوری قدر و منزلت دارم.

567
00:37:25,630 --> 00:37:28,000
من نیازی ندارم که دولت ازم مراقبت کنه.

568
00:37:28,250 --> 00:37:30,710
اونوقت نمیخوای جایی
برای زندگی پیدا کنی؟

569
00:37:30,880 --> 00:37:32,340
من نمیخوام.

570
00:37:39,430 --> 00:37:41,050
واقعا خسته کننده‌ست...

571
00:37:44,140 --> 00:37:46,130
باشه پس

572
00:37:48,650 --> 00:37:50,600
شب بخیر، اینو سان.

573
00:37:55,490 --> 00:37:58,400
- بذار برات حملش کنم.
- متاسفم.

574
00:38:02,790 --> 00:38:04,320
شب بخیر…

575
00:38:06,040 --> 00:38:07,750
کی به شما نیاز داره؟

576
00:38:15,720 --> 00:38:17,750
چرا مادربزرگت تا دیروقت بیدار می‌مونه؟

577
00:38:18,340 --> 00:38:20,830
داره پیر میشه
تو باید بهش توصیه کنی زیادی به خودش فشار نیاره.

578
00:38:20,970 --> 00:38:22,930
اون زیادی به خودش فشار نمیاره.

579
00:38:23,060 --> 00:38:26,140
برای مادربزرگ، این ممکنه یک قرار ملاقات باشه.

580
00:38:28,730 --> 00:38:30,590
- قرار ملاقات؟
- آره

581
00:38:30,770 --> 00:38:31,760
با چه کسی؟

582
00:38:32,190 --> 00:38:34,980
این پدربزرگ اوسیگو هست،
کشیش از کلیسا

583
00:38:34,980 --> 00:38:37,940
خوش تیپه و صدای خوبی داره.

584
00:38:38,240 --> 00:38:39,850
من هم دیدمش

585
00:38:40,160 --> 00:38:43,770
فکر میکنم هر دو همدیگه رو دوست دارن!

586
00:38:44,450 --> 00:38:47,610
منظورت از "همدیگه رو دوست دارن" چیه؟

587
00:38:47,830 --> 00:38:49,620
ما در مورد مادربزرگت صحبت میکنیم.

588
00:38:50,000 --> 00:38:53,710
پس چی؟ خوب نیست که
مادربزرگ کسی رو داشته باشه دوستش داره؟

589
00:38:56,090 --> 00:38:57,170
این خوب نیست!

590
00:38:57,340 --> 00:38:58,540
چرا که نه؟

591
00:38:58,670 --> 00:39:00,130
چرا فکر میکنی...

592
00:39:01,090 --> 00:39:03,250
به هر حال خوب نیست!

593
00:39:11,850 --> 00:39:15,060
بذار بهت بگم... وقتی مادربزرگ برمیگرده

594
00:39:15,230 --> 00:39:17,060
بهش در مورد من میگی...

595
00:39:17,070 --> 00:39:18,930
دخترم از خونه فرار کرده
زنم طلاق میخواد،

596
00:39:19,110 --> 00:39:21,850
و در مورد مسائل پرسنلی شرکت
هم استرس دارم!

597
00:39:22,030 --> 00:39:23,860
با تمام این اتفاقات،
بیشتر از این به من فشار نیار!

598
00:39:25,160 --> 00:39:28,820
چه چیزی برای استرس وجود داره؟
این چیز خوبی نیست؟

599
00:39:29,830 --> 00:39:30,820
این...

600
00:39:32,540 --> 00:39:34,620
این چه جور چیز خوبیه؟
شوخی میکنی؟

601
00:39:38,920 --> 00:39:40,660
شوخی نمیکنم...

602
00:39:44,630 --> 00:39:49,880
کیبه اخطار شرکت رو نادیده میگیره
و هنوزم هر روز سرِ کار میاد.

603
00:39:50,180 --> 00:39:55,970
بنابراین شرکت دیگه،
کاری براش تعیین تکلیف نمیکنه.

604
00:39:57,190 --> 00:39:59,430
منم دیگه نمیخوام ببینمش...

605
00:39:59,440 --> 00:40:02,270
و سعی میکنم از برخورد باهاش جلوگیری کنم.

606
00:40:17,120 --> 00:40:18,660
اتفاق بزرگی برای شرکت افتاد!

607
00:40:18,790 --> 00:40:22,410
کیبه، رئیس فروش،
با یه نفر توی شرکت دعواش شد!

608
00:40:22,550 --> 00:40:24,330
طرف مقابل رو هم مجروح کرد.

609
00:40:24,670 --> 00:40:25,660
چه کسی کتک خورد؟

610
00:40:25,920 --> 00:40:29,760
هنوز کاملا مطمئن نیستم... اما به نظر میرسه
اونودرا معاون رئیس بوده باشه.

611
00:40:32,550 --> 00:40:33,380
اون کجاست؟

612
00:40:33,510 --> 00:40:35,470
در اتاق کنفرانس سوم
بخش فروش

613
00:40:53,410 --> 00:40:54,650
لطفا،

614
00:40:55,490 --> 00:40:56,700
مراقب خودت باش!

615
00:40:59,000 --> 00:41:00,990
هی کیبه کجاست؟ اون کجاست؟

616
00:41:01,120 --> 00:41:02,410
در اتاق جلسه سوم.

617
00:41:15,600 --> 00:41:16,800
چی شد؟

618
00:41:17,510 --> 00:41:19,130
امروز جلسه فروش داشتیم

619
00:41:19,270 --> 00:41:21,930
تمرکز کردن بر پروژه‌ای که خودم رهبری میکردم.

620
00:41:22,060 --> 00:41:24,640
کاملاً منو نادیده گرفتن،

621
00:41:24,900 --> 00:41:27,510
حتی تصدیقم نکرد
و بدون من جلسه رو شروع کردن.

622
00:41:27,690 --> 00:41:29,150
به امید شرکت اومده بودم

623
00:41:29,280 --> 00:41:32,390
اما بعداً اونودرا معاون رئیس اومد

624
00:41:32,400 --> 00:41:34,360
و سعی کرد منو بیرون کنه!

625
00:41:34,530 --> 00:41:36,910
پس درو بستم،

626
00:41:37,030 --> 00:41:40,030
ولی متوجه نشدم که دستش لای اون گیر کرده!

627
00:41:42,620 --> 00:41:46,610
ولی اون بود که سعی کرد منو بیرون کنه!

628
00:41:47,250 --> 00:41:50,370
برای این کار حتی آمبولانس هم صدا کردن!

629
00:41:50,500 --> 00:41:51,620
این مسخره‌ست!

630
00:41:51,800 --> 00:41:54,080
میبینم... فکر کنم الان فهمیدم.

631
00:41:55,090 --> 00:41:56,960
بذار بعداً در موردش بیشتر صحبت کنیم.

632
00:42:02,640 --> 00:42:04,260
به چی نگاه میکنی؟

633
00:42:05,310 --> 00:42:06,390
هِی!

634
00:42:20,620 --> 00:42:21,730
اومد.

635
00:42:24,160 --> 00:42:25,150
بفرما داخل.

636
00:42:25,330 --> 00:42:26,690
متاسفم منتظرتون گذاشتم.

637
00:42:29,580 --> 00:42:31,740
اینجا دو کاسه رشته سوپ داغ و ترشه.
لطفا بگیریدشون.

638
00:42:31,880 --> 00:42:35,170
دوباره تو هستی کار پیدا کردی؟

639
00:42:37,380 --> 00:42:40,920
بله، به لطف کمک یه نفر،
من به صورت داخلی توسط یک شرکت استخدام شدم.

640
00:42:41,220 --> 00:42:42,210
وای!

641
00:42:42,350 --> 00:42:44,510
اما این فقط یک شرکت فناوری اطلاعات کوچکه.

642
00:42:44,640 --> 00:42:46,130
تبریک بهت!

643
00:42:46,270 --> 00:42:47,470
متشکرم!

644
00:42:47,640 --> 00:42:49,350
- بیا دیگه!
- متشکرم.

645
00:42:55,940 --> 00:42:58,560
اگرچه شرکت این بار
جریمه‌ات کرده...

646
00:42:58,940 --> 00:43:02,360
خوشبختانه مصدومیت کیبه جدی نیست.

647
00:43:03,030 --> 00:43:04,990
حداقل راهی برای خروج از هر موقعیتی وجود داره.

648
00:43:05,660 --> 00:43:09,370
وقتی به خونه رسیدی،
فعلا این موضوع رو به همسر و فرزندانت نگو.

649
00:43:14,040 --> 00:43:18,080
دست از گریه بردار و نودلت رو بخور!

650
00:43:18,880 --> 00:43:21,590
من نمیتونم توی خونه گریه کنم.
ولی میتونم اینجا پیش تو گریه کنم.

651
00:43:22,090 --> 00:43:26,960
چطوری میتونم اجازه بودم همسرم و بچه‌ها
منو اینطوری ببینن؟

652
00:43:34,020 --> 00:43:37,390
چرا اینقدر شلخته میخوری؟
صورتت رفته داخل سوپ.

653
00:43:37,570 --> 00:43:40,900
نگران نباش، به هر حال این مال خودمه.

654
00:43:45,030 --> 00:43:48,110
هِی، سرکه سیاه توی خونه داری؟

655
00:43:48,740 --> 00:43:50,200
سرکه سیاه توی خونه نیست

656
00:43:50,990 --> 00:43:53,200
اگه سرکه سیاه اضافه کنی،
باعث افزایش طعم میشه

657
00:43:56,330 --> 00:43:59,040
اما... این آش داغ و ترش
و نودل واقعاً خوشمزه‌ست

658
00:44:00,920 --> 00:44:01,880
میدونی،

659
00:44:02,550 --> 00:44:06,010
میدونی، "ادویه" در "تند و ترش"
از کدوم کلمه میاد؟

660
00:44:06,760 --> 00:44:08,590
از "فلفل" هست...

661
00:44:08,720 --> 00:44:10,180
ساکت شو و نودلت رو بخور!

662
00:44:17,390 --> 00:44:20,060
"مهمان‌نوازی از غریبه ها را فراموش نکنید،

663
00:44:20,560 --> 00:44:24,560
"زیرا با این کار برخی از مردم بدون اینکه بدانند از فرشتگان مهمان‌نوازی کرده‌اند."

664
00:44:25,150 --> 00:44:29,240
این از عبرانیان 13:2 هست.

665
00:44:31,120 --> 00:44:34,530
در طول زندگیمون،
با انواع مختلف مردم روبرو میشیم

666
00:44:34,870 --> 00:44:37,610
در بین اونها، ممکنه افرادی وجود داشته باشن که ازشون متنفریم.

667
00:44:38,080 --> 00:44:40,910
اما این افراد میتونن کسانی باشن که خدا فرستاده.

668
00:44:40,920 --> 00:44:42,530
ممکنه فرشته باشن

669
00:44:43,290 --> 00:44:45,710
معنای این قطعه همینه.

670
00:44:46,710 --> 00:44:51,330
در میان حاضران، ممکنه فرشتگان هم باشن.

671
00:44:51,590 --> 00:44:52,550
با این حال...

672
00:44:52,680 --> 00:44:54,790
اگه کسی فکر میکنه که باید یک فرشته باشه،

673
00:44:54,810 --> 00:44:56,470
پس احتمالاً نیست.

674
00:45:00,890 --> 00:45:03,270
پس، بیاین سرود 301 رو بخونیم

675
00:45:03,270 --> 00:45:05,100
با هم خدا رو ستایش کنیم.

676
00:45:15,700 --> 00:45:28,040
"در تاریکی، به دنبال چراغ راهنمایی‌ هستم
که به جلو هدایتم کند"

677
00:45:29,050 --> 00:45:40,920
"در ژرفای شب، که از خانه دور هستم
مرا جلو ببرد"

678
00:45:41,980 --> 00:45:49,270
"من به دنبال این نیستم که بدانم چه چیزی پیش رویم است."

679
00:45:49,780 --> 00:45:58,270
"فقط دعا میکنم که خداوند قدم به قدم مرا راهنمایی کند..."

680
00:46:12,300 --> 00:46:15,330
آه، معلم، توی نجاری هم مهارت داری.

681
00:46:16,220 --> 00:46:18,750
اگرچه میتونم کمک بگیرم
یک فروشگاه مبلمان،

682
00:46:18,890 --> 00:46:21,090
اما بازم هزینه زیادی داره.

683
00:46:21,720 --> 00:46:23,300
آه ببخشید،

684
00:46:23,430 --> 00:46:24,970
میتونی به من کمک کنی این قسمت رو فشار بدم؟

685
00:46:25,100 --> 00:46:26,310
حتما...

686
00:46:34,780 --> 00:46:38,820
اولین باری که در زندگیم به کلیسا رفتم،
کف با تشک‌های تاتامی پوشیده شده بود.

687
00:46:38,950 --> 00:46:39,980
آه؟

688
00:46:40,530 --> 00:46:42,400
کلیسایی با تشک تاتامی؟

689
00:46:43,660 --> 00:46:45,900
اون زمان هنوز مدرسه‌ای بودم.

690
00:46:46,160 --> 00:46:49,620
من مجذوب کونیو یاناگیتا بودم
"قصه های تونو"

691
00:46:49,620 --> 00:46:52,790
پس به تونو رفتم و راه افتادم
از طریق روستا ...

692
00:46:53,710 --> 00:46:56,670
به یک مزرعه رفت و
یک کلیسای کوچک وسطش پیدا کردم

693
00:46:56,800 --> 00:46:58,300
میشنیدم که همگی داخلش سرود میخوندن...

694
00:46:58,300 --> 00:47:00,130
من به داخل کلیسا کشیده شدم.

695
00:47:01,220 --> 00:47:02,670
بعدش…

696
00:47:03,430 --> 00:47:07,300
بعدش آقایان و خانم‌های مؤمن دیدم
همگی روی تشک‌های تاتامی نشسته بودن.

697
00:47:07,600 --> 00:47:11,930
کشیش روی تشک تاتامی نشسته بود
مثل یک راهب که سرود میخوند.

698
00:47:13,560 --> 00:47:15,140
با خودم فکر کردم...

699
00:47:16,480 --> 00:47:19,570
وای، حتی در چنین روستایی دورافتاده،

700
00:47:19,570 --> 00:47:22,530
خیلی‌ها در خلوت
منتظر پاسخ خدا هستن

701
00:47:23,030 --> 00:47:26,440
با این فکر کردن، عمیقا متاثر شدم.

702
00:47:28,870 --> 00:47:30,660
حالا به گذشته نگاه میکنم،

703
00:47:31,210 --> 00:47:34,910
شاید اون تجربه
آغاز سفر ایمانی من بود

704
00:47:42,510 --> 00:47:44,120
خیلی ممنونم.

705
00:47:44,510 --> 00:47:47,590
واقعا کار سختیه.
تو همه کارها رو خودت انجام میدی.

706
00:47:47,970 --> 00:47:49,510
بهش عادت کردم.

707
00:47:49,720 --> 00:47:52,260
من باید برم مواد غذایی بخرم
و شام رو آماده کنم.

708
00:47:52,480 --> 00:47:54,470
اگرچه مواد غذایی رو میخرم،
مجبور نیستم خودم آشپزی کنم.

709
00:47:54,600 --> 00:47:55,730
من یک ابزار براش دارم.

710
00:47:55,850 --> 00:47:58,190
تمام مواد رو در یک کاسه کوچک میریزم

711
00:47:58,190 --> 00:48:00,350
و میتونه بقایای توفو، کیک کولا و موارد دیگه درست کنه.

712
00:48:00,940 --> 00:48:03,560
بیا با هم بریم خرید مواد غذایی

713
00:48:04,780 --> 00:48:07,110
- خوبه؟
- به هر حال توی راه خونه‌ست.

714
00:48:07,490 --> 00:48:09,150
به نظر عالی میاد!

715
00:48:09,830 --> 00:48:12,440
پس بذار اول لباس عوض کنم!

716
00:48:23,260 --> 00:48:25,090
متاسفم منتظرت نگه داشتم.

717
00:48:27,220 --> 00:48:29,080
اوه ... اینو سانه؟

718
00:48:29,850 --> 00:48:31,710
بار سنگینی رو با خودش حمل میکنه...

719
00:48:33,810 --> 00:48:37,140
اون واقعاً به حرفم توجه نمیکنه.

720
00:48:37,690 --> 00:48:40,640
شاید اون کسی باشه که خدا برای ما فرستاده.

721
00:48:41,060 --> 00:48:43,270
گاهی این حس رو دارم...

722
00:48:44,650 --> 00:48:48,690
شاید... اینو سان واقعاً یک فرشته‌ست.

723
00:48:50,740 --> 00:48:53,610
اوه... حالش خوب نیست؟

724
00:49:00,830 --> 00:49:03,620
مشکل چیه؟ حالت خوبه؟

725
00:49:05,210 --> 00:49:07,330
احساس ناخوشی میکنی؟
باید برات آمبولانس صدا کنم؟

726
00:49:07,460 --> 00:49:09,330
من خوبم. بذارید تو حال خودم باشم.

727
00:49:09,590 --> 00:49:12,420
اجازه بدین سوار آمبولانس بشم
برای من بهتره فقط بمیرم.

728
00:49:12,550 --> 00:49:13,460
ولی…

729
00:49:13,800 --> 00:49:15,260
یک لیوان آب به من بدین

730
00:49:15,560 --> 00:49:16,800
مشکلی نیست.

731
00:49:17,310 --> 00:49:19,800
خانم لطفا برای من یک لیوان آب بیار.

732
00:49:19,930 --> 00:49:21,470
فورا میگیرمش!

733
00:49:24,230 --> 00:49:25,600
تو خیلی احساس ناراحتی میکنی، اینطور نیست؟

734
00:49:27,570 --> 00:49:31,280
لازم نیست اینجوری باشی
ولم کن. دستت باید کثیف باشه

735
00:49:31,450 --> 00:49:34,440
چی میگی؟
دست از گفتن این حرف‌های نامناسب بردار.

736
00:49:39,580 --> 00:49:41,860
خانم لطفا منو تنها بذار.

737
00:49:43,330 --> 00:49:47,120
اگه شوهرت اینو ببینه حسودی میکنه...

738
00:49:47,250 --> 00:49:49,960
اینو سان خیلی بد فهمیدی

739
00:49:50,090 --> 00:49:52,750
اون شوهر من نیست

740
00:49:53,090 --> 00:49:55,210
پس ... شریک زندگیته؟

741
00:49:55,340 --> 00:49:59,090
نه، نیست... اون کشیش کلیساست.

742
00:49:59,680 --> 00:50:01,640
یک کشیش...

743
00:50:03,100 --> 00:50:07,090
اما یک کشیش... بالاخره یک مرده.

744
00:50:07,400 --> 00:50:10,600
چی میگی تو؟
از گفتن حرف‌های احمقانه دست بردار

745
00:50:10,730 --> 00:50:15,480
برادر اینو یه کم آب آوردم زود بنوش.

746
00:50:24,080 --> 00:50:25,490
الان چه احساسی داری؟

747
00:50:25,710 --> 00:50:27,320
من در حال حاضر خوبم...

748
00:50:34,130 --> 00:50:35,920
الان واقعا خوبم

749
00:50:42,760 --> 00:50:44,170
کمکم نکن!

750
00:50:46,100 --> 00:50:49,180
اگه نتونم تنهایی از پس چنین موضوع کوچیکی بربیام،

751
00:50:49,190 --> 00:50:51,140
پس کارم تمومه.

752
00:51:08,160 --> 00:51:11,080
اینو سان بهت چی گفت؟

753
00:51:12,080 --> 00:51:16,750
به نظر میرسه اون تو رو اشتباه گرفته...
به عنوان شوهرم

754
00:51:17,590 --> 00:51:18,870
این واقعا بی‌ادبیه.

755
00:51:21,550 --> 00:51:23,010
این ظالمانه‌ست!

756
00:51:23,680 --> 00:51:26,040
اگه در مورد من صحبت کنه،
دیگه برام مهم نیست

757
00:51:26,180 --> 00:51:28,090
اما با تو، زیادی بی‌ادب بود.

758
00:51:28,560 --> 00:51:31,340
دفعه بعد که ببینمش حتما سرزنشش میکنم!

759
00:51:31,770 --> 00:51:34,100
حتی فرشته‌ها هم اینطور رفتار نمیکنن!

760
00:51:57,540 --> 00:52:00,290
آه، تو اینجایی، منو ترسوندی.

761
00:52:01,010 --> 00:52:02,420
من یه چرت زدم.

762
00:52:03,380 --> 00:52:06,370
این هنوز دکمه‌ای هست، واقعا قدیمیه.

763
00:52:06,510 --> 00:52:07,300
آره

764
00:52:07,430 --> 00:52:09,890
باتری گذاشتم، به نظر میرسه هنوز هم میتونه پخش کنه.

765
00:52:14,520 --> 00:52:16,100
مامان این آهنگ رو یادت هست؟

766
00:52:16,230 --> 00:52:19,310
هوم... این آهنگی نیست
که همیشه گوش میدادی؟

767
00:52:23,110 --> 00:52:27,520
"یک بار دیگر عمیقاً میبوسیم
با اشک در چشمانمان"

768
00:52:27,740 --> 00:52:32,150
"من تو را بیشتر از هر کس دیگری دوست دارم."

769
00:52:32,330 --> 00:52:37,410
"حتی اگر این آخرین بار باشد که تو را میبوسم..."

770
00:52:39,670 --> 00:52:41,120
دلم برات خیلی تنگ شده!

771
00:52:41,880 --> 00:52:43,790
یادمه یه شب این آهنگو زدم

772
00:52:43,800 --> 00:52:46,290
و بابا یورش برد تو اتاقم

773
00:52:46,420 --> 00:52:50,010
رادیو رو به شدت از پنجره به بیرون پرت کرد.

774
00:52:50,720 --> 00:52:53,680
نگاه کن... هنوز میتونی نشانه‌های سقوط رو ببینی

775
00:52:54,600 --> 00:52:56,180
اون شب فکر کردم

776
00:52:56,180 --> 00:52:59,220
وقتی به دانشگاه برم،
هرگز به این خونه برنمیگردم.

777
00:52:59,440 --> 00:53:01,390
اون موقع مصمم بودم

778
00:53:03,150 --> 00:53:05,140
اما حالا که فکر میکنم...

779
00:53:05,360 --> 00:53:10,650
شب خیلی سرد بود و بابا بیدار تا دیروقت،
جوراب تابی میدوخت. زمان شلوغی براش بود.

780
00:53:10,910 --> 00:53:13,820
اما بعدش این آهنگ بلند شد
از طبقه دوم، خیلی بلند.

781
00:53:14,410 --> 00:53:16,530
خیلی هم آزاردهنده بود

782
00:53:16,700 --> 00:53:17,490
آره

783
00:53:17,620 --> 00:53:19,610
تا اینکه بچه خودمو به دنیا آوردم...

784
00:53:19,750 --> 00:53:22,740
که اون موقع احساسش رو درک کردم.

785
00:53:22,764 --> 00:53:24,356
آوامــووی

786
00:53:24,380 --> 00:53:28,210
میدونی،
زمانیکه برای اولین بار به این شرکت ملحق شدی ...

787
00:53:28,510 --> 00:53:30,880
بابات چی گفت؟

788
00:53:31,220 --> 00:53:32,210
چی گفت؟

789
00:53:33,010 --> 00:53:35,250
گفت: حالا میتونم بهش اعتماد کنم.

790
00:53:35,970 --> 00:53:39,510
درحالیکه با خوشحالی مشروب میخورد گفت.

791
00:53:40,770 --> 00:53:41,970
اوه؟

792
00:53:42,850 --> 00:53:45,970
پس بابام همچین چیزی گفته؟

793
00:53:46,980 --> 00:53:50,470
اما در حال حاضر، کار توی شرکت ...
باید سخت باشه، درسته؟

794
00:53:50,690 --> 00:53:52,680
کیبه چطوره؟ اون چیکار میکنه؟

795
00:53:54,240 --> 00:53:59,700
خوب، بعد از اینکه بهش توصیه کردم که بره،
او دوباره به دردسر افتاد.

796
00:54:00,200 --> 00:54:03,690
ممکنه... این بار ممکنه اخراج بشه.

797
00:54:04,120 --> 00:54:07,540
اخراج بشه؟ یعنی برکنارش میکنن؟

798
00:54:08,090 --> 00:54:10,080
ولی اون آدم بدی نیست.

799
00:54:10,210 --> 00:54:14,130
باقی موندن توی شرکت،
ربطی به خوبی یا بد بودن نداره

800
00:54:14,720 --> 00:54:16,460
باید راه حلی پیدا کنی...

801
00:54:16,590 --> 00:54:19,880
آکیو، تو باید بتونی کمک کنی
اون در موقعیت توئه، درسته؟

802
00:54:20,010 --> 00:54:22,500
من تمام تلاشمو برای کمک بهش انجام دادم.

803
00:54:22,520 --> 00:54:24,720
شب‌ها به خاطرش نمیتونم بخوابم.

804
00:54:25,230 --> 00:54:28,060
اما ... کار منابع انسانی شرکت ...

805
00:54:28,190 --> 00:54:31,900
با نان دادن یا پتو دادن
به افراد بی‌خانمان، یکسان نیست

806
00:54:32,030 --> 00:54:35,310
به اون سادگی نیست. اونقدرها هم پاک نیست.

807
00:54:36,030 --> 00:54:39,400
آکیو، فکر نکن مواجه شدن با افراد بی‌خانمان،
به همین راحتی‌هاست!

808
00:54:39,740 --> 00:54:43,200
تو فکر میکنی منابع انسانی در شرکت‌های بزرگ،
سخت و پیچیده‌ست

809
00:54:43,370 --> 00:54:46,830
اما مشکلات کسانی که جایی ندارن بمونن
و حتی نمیتونن یک غذای گرم بخورن...

810
00:54:46,830 --> 00:54:49,120
فقط ساده و سطح پایین هستن، نه؟

811
00:54:50,750 --> 00:54:52,410
من اینطور فکر نکردم.

812
00:54:53,130 --> 00:54:54,630
حتی اگه اینطور فکر نمیکنی ...

813
00:54:56,380 --> 00:54:59,090
به هر حال...چی بگم؟

814
00:55:00,390 --> 00:55:02,220
مامان، اون افرادی که بهشون کمک کردی

815
00:55:02,390 --> 00:55:05,090
در واقع کسانی هستن که عقب نشینی کردن
از رقابت شدید توی جامعه

816
00:55:05,350 --> 00:55:07,930
یا کسانی بودن که
توسط این جامعه طرد شدن

817
00:55:08,520 --> 00:55:11,350
این یک دنیای کاملاً متفاوته
نسبت به جایی که ازش میایم...

818
00:55:13,560 --> 00:55:15,650
خیلی آزار دهنده‌ست!

819
00:55:19,610 --> 00:55:22,730
آکیو، تو امشب اینجا بمون.

820
00:55:23,070 --> 00:55:26,070
مای هم اینجاست.
بیا با هم شام بخوریم

821
00:55:26,990 --> 00:55:28,780
بیا سوکیاکی بخوریم

822
00:55:30,330 --> 00:55:32,370
آکیو...بیا.

823
00:55:32,670 --> 00:55:34,950
باشه، مای، بیشتر بخور.

824
00:55:35,130 --> 00:55:36,710
کمی سخته.

825
00:55:37,460 --> 00:55:39,950
سبزیجات بیشتری اضافه کنید...

826
00:55:41,970 --> 00:55:43,550
خوب بخوریم

827
00:56:09,120 --> 00:56:10,360
بابام برام پیامک فرستاد

828
00:56:10,580 --> 00:56:13,360
گفت بعد اینکه از حموم بیرون اومد،
میره مشروب بخوره

829
00:56:13,830 --> 00:56:15,740
چرا توی خونه مشروب نمیخوره؟

830
00:56:16,370 --> 00:56:18,790
اونها هرگز توی خونه مشروب نمیخورن.

831
00:56:18,790 --> 00:56:22,130
نمیدونم چرا همیشه مردها
باید برای نوشیدنی بیرون برن

832
00:56:22,800 --> 00:56:23,960
ها؟

833
00:56:24,920 --> 00:56:27,670
چی میدوزی؟ دمپایی درست میکنی؟

834
00:56:28,720 --> 00:56:30,880
من قصد دارم به پدربزرگ کشیش یک جفت از اینا بدم.

835
00:56:31,180 --> 00:56:33,170
اونایی که الان پوشیده
کاملاً فرسوده هستن.

836
00:56:33,180 --> 00:56:36,050
انگشتان پاهاش بیرون زدن.

837
00:56:37,900 --> 00:56:40,230
مادربزرگ، تو واقعاً ماهری.

838
00:56:40,980 --> 00:56:43,720
بالاخره من با استاد جوراب تابی ازدواج کردم.

839
00:56:43,980 --> 00:56:46,020
آه... بله.

840
00:56:47,950 --> 00:56:51,440
پدربزرگ اینجا پای مهمان‌ها رو اندازه میگرفت،

841
00:56:51,700 --> 00:56:53,740
ساخت و فروش جوراب تابی.

842
00:56:54,040 --> 00:56:56,400
پدربزرگت رو یادت هست؟

843
00:56:57,620 --> 00:57:01,960
من کاملاً ازش میترسیدم.
اون همیشه ساکت بود، هیچ کلمه‌ای نمیگفت.

844
00:57:03,670 --> 00:57:08,380
اون واقعاً زیاد صحبت نمیکرد.
پدرت با اون خیلی فرق داره.

845
00:57:10,340 --> 00:57:13,260
شما دوتا ازدواج عاشقانه داشتید؟

846
00:57:15,930 --> 00:57:17,510
یا ازدواج سنتی بود؟

847
00:57:18,640 --> 00:57:21,130
خانواده من کاملا مخالف بودن.

848
00:57:21,650 --> 00:57:23,020
چرا؟

849
00:57:24,480 --> 00:57:27,720
چون پدربزرگت واقعا یتیم بود.

850
00:57:28,780 --> 00:57:33,360
در جریان بمباران توکیو،
تمام خانواده‌شو از دست داد.

851
00:57:33,910 --> 00:57:38,370
اون در یک پرورشگاه بزرگ شد
و فقط دوره راهنمایی رو به پایان رسوند.

852
00:57:39,250 --> 00:57:44,410
خانواده من سرسخت بودن و میگفتن هرگز نمیذارن
دخترشون با کسی مثل اون ازدواج کنه.

853
00:57:46,250 --> 00:57:50,000
خب پس چطوری ازدواج کردی؟

854
00:57:52,130 --> 00:57:55,420
خب... از من خواستگاری کرد!

855
00:57:56,510 --> 00:58:00,220
پدربزرگ چی گفت؟
اون به سختی صحبت میکنه.

856
00:58:02,730 --> 00:58:07,690
خانواده من یک رستوران داشتن
و چند کارگر استخدام کرده بودن.

857
00:58:07,860 --> 00:58:10,390
پدربزرگت اون زمان جوان بود،

858
00:58:10,400 --> 00:58:13,360
فقط یک جوراب‌ساز تابی
که اغلب در رستوران ما شام میخورد.

859
00:58:14,570 --> 00:58:16,400
در جشن بلوغ من،

860
00:58:16,410 --> 00:58:19,610
وقتی بالاخره تونستم یک لباس زیبا بپوشم،
به وجد اومده بودم.

861
00:58:20,290 --> 00:58:22,650
اون زمان توی رستوران بود
و از من پرسید

862
00:58:23,200 --> 00:58:26,870
"دوست دارید جوراب‌های تابی شما چطوری ساخته بشن؟"

863
00:58:27,830 --> 00:58:31,080
اونجا بود که متوجه شدم
جوراب‌های تابی رو فراموش کردم.

864
00:58:31,800 --> 00:58:35,330
بنابراین، گفتم: "برای ساختن اونها شما رو به زحمت میندازم."

865
00:58:36,090 --> 00:58:42,090
بعدش ازم خواست جوراب‌هامو دربیارم
و پاهامو دراز کنم

866
00:58:43,220 --> 00:58:44,680
و گفت...

867
00:58:46,140 --> 00:58:50,600
مای برو اونجا
جوراب خودتو دربیار و پاهای خودتو دراز کن.

868
00:58:51,060 --> 00:58:52,650
- جوراب‌هامو دربیارم؟
- آره

869
00:58:58,780 --> 00:59:00,360
اون زمان ...

870
00:59:00,870 --> 00:59:05,400
یک مداد و یک خط کش از جیبش بیرون آورد
و شروع کرد به اندازه گیری پاهام.

871
00:59:05,750 --> 00:59:08,110
اینطوری پاهامو لمس کرد

872
00:59:10,000 --> 00:59:14,210
طول پاها و انگشتانمو اندازه گرفت،

873
00:59:14,210 --> 00:59:16,460
و بعد قرار بود پای دیگه‌ام رو اندازه بگیره.

874
00:59:18,840 --> 00:59:21,210
مثل این... اندازه گیری دقیق.

875
00:59:21,390 --> 00:59:25,850
همین... با دقت اندازه گیری کرد

876
00:59:28,480 --> 00:59:32,060
مای، چه حسی داشتی؟

877
00:59:33,480 --> 00:59:37,640
کمی احساس غریبی کردم... و خجالت کشیدم.

878
00:59:39,190 --> 00:59:41,480
مادربزرگ... اشکالی نداره.

879
00:59:43,950 --> 00:59:45,480
در اون لحظه...

880
00:59:46,120 --> 00:59:48,280
احساس میکردم توی این عمر،
فقط میتونم با اون باشم.

881
00:59:48,740 --> 00:59:53,240
نمیدونم چرا ولی من فقط همین حس رو داشتم.

882
00:59:54,380 --> 00:59:56,740
واقعا یادم نیست
بعدش چه اتفاقی افتاد،

883
00:59:57,880 --> 01:00:02,290
ولی وقتی به خودم اومدم،
دیدم صاحب مغازه جوراب فروشی تابی هستم.

884
01:00:06,050 --> 01:00:07,290
خیلی شدید بود...

885
01:00:07,800 --> 01:00:09,800
پیشنهاد پدربزرگ خیلی شدید بود.

886
01:00:10,850 --> 01:00:12,590
قلبم تند تند میزد!

887
01:00:17,270 --> 01:00:20,140
الان دارم از چرخ خیاطی استفاده میکنم
که پدربزرگت اون زمان استفاده میکرد.

888
01:00:20,480 --> 01:00:24,400
با جدیت برای پدربزرگ کشیش دمپایی درست میکنم.

889
01:00:25,150 --> 01:00:27,240
پدربزرگت اگه میدونست عصبانی میشد، درسته؟

890
01:00:29,950 --> 01:00:31,410
اون عصبانی نمیشد!

891
01:00:31,540 --> 01:00:34,490
پدربزرگ من قطعاً آدم مهربانیه،

892
01:00:34,750 --> 01:00:37,990
بنابراین ... قطعا اینو می‌پذیره.

893
01:00:39,210 --> 01:00:40,420
آره، این درسته.

894
01:00:41,750 --> 01:00:43,090
بنابراین…

895
01:00:45,340 --> 01:00:48,630
مادربزرگ، اون پدربزرگ کشیش رو دوست داری؟

896
01:00:57,640 --> 01:01:01,930
در واقع من تا به حال مردی مثل اونو ندیده بودم.

897
01:01:02,770 --> 01:01:05,860
در مورد خیلی چیزها بطور جدی با من صحبت میکنه،

898
01:01:06,360 --> 01:01:08,570
حتی چیزی که درباره‌اش نمیدونم،

899
01:01:09,990 --> 01:01:13,650
یا امور دیگران، مسائل اجتماعی...

900
01:01:15,830 --> 01:01:19,660
از بودن باهاش احساس خوشبختی میکنم.

901
01:01:23,170 --> 01:01:24,540
عالیه!

902
01:01:25,210 --> 01:01:28,630
آیا بهش گفتی که ... اعتراف کردی؟

903
01:01:31,720 --> 01:01:33,300
چه زمانی قصد داری؟

904
01:01:34,430 --> 01:01:35,640
قصد ندارم بگم

905
01:01:36,310 --> 01:01:37,720
چرا که نه؟

906
01:01:38,930 --> 01:01:41,550
منتظرم اون اول حرف بزنه!

907
01:01:42,190 --> 01:01:44,390
آه ... فوق العاده‌ست!

908
01:01:48,780 --> 01:01:49,770
من برگشتم

909
01:01:53,160 --> 01:01:56,320
همونطور که انتظار میره، بعد حموم،
هیچ چیز بهتر از یک آبجوی سرد نیست!

910
01:01:56,450 --> 01:01:57,490
خوش برگشتی.

911
01:01:58,240 --> 01:02:01,990
مامان، من اون کشیش رو توی حموم ملاقات کردم.

912
01:02:02,120 --> 01:02:03,280
واقعا...

913
01:02:03,420 --> 01:02:06,030
ما یک گفتگوی صریح داشتیم، رُک و راست.

914
01:02:06,340 --> 01:02:07,580
باهاش ​​حرف زدم

915
01:02:07,790 --> 01:02:09,080
درمورد چه چیزی صحبت کردی؟

916
01:02:09,340 --> 01:02:13,830
بهش گفتم چطور وقتی جوان بودم،
مادرم منو به این حموم میاورد

917
01:02:14,380 --> 01:02:18,250
در اون زمان مادرم جوان، سرزنده و بامزه بود.

918
01:02:18,390 --> 01:02:22,300
ناگهان صورتش قرمز شد.
من انتظار نداشتم که کاملاً پاک باشه!

919
01:02:22,430 --> 01:02:23,760
بچه‌ی بد!

920
01:02:23,940 --> 01:02:25,970
به اندازه کافی مشروب خوردی
برو بالا و بخواب.

921
01:02:26,100 --> 01:02:27,680
من اونقدر ننوشیدم

922
01:02:27,810 --> 01:02:29,900
مای برو یه تخت برای بابات آماده کن

923
01:02:31,070 --> 01:02:32,770
باشه سریع برو بالا

924
01:02:34,950 --> 01:02:38,690
چرا در مورد برهنه بودن حرف میزنیم...
ذره‌ای نجابت نداره

925
01:02:44,500 --> 01:02:46,160
آیا تو به مدرسه رفتی؟

926
01:02:47,960 --> 01:02:50,200
به هر حال، کلاس هنوز جالبه، درسته؟

927
01:02:51,750 --> 01:02:53,290
اصلا جالب نیست

928
01:02:58,180 --> 01:03:00,960
هِی... لطفا آهسته‌تر حرکت کن.

929
01:03:01,050 --> 01:03:02,590
اینقدر گرد و غبار درست کردی

930
01:03:11,230 --> 01:03:12,440
اجازه بده بهت بگم...

931
01:03:13,070 --> 01:03:16,900
هرگز از اون پدربزرگ کشیش بد صحبت نکن
جلوی مادربزرگ، باشه؟

932
01:03:18,200 --> 01:03:19,400
مشکل چیه؟

933
01:03:20,070 --> 01:03:22,480
هنوز باید بپرسی... میدونی درسته؟

934
01:03:24,450 --> 01:03:26,360
چی میخوای بگی؟

935
01:03:30,170 --> 01:03:35,210
مادربزرگ... اون کشیش رو دوست داره.

936
01:03:37,130 --> 01:03:38,670
که چی؟

937
01:03:38,840 --> 01:03:42,250
همه دوستش دارن چون آدم خوبیه.

938
01:03:43,220 --> 01:03:44,380
نه!

939
01:03:45,220 --> 01:03:46,260
مادربزرگ من دوستش داره!

940
01:03:47,890 --> 01:03:49,300
عالیه!

941
01:03:49,770 --> 01:03:52,550
و چه کسی میدونه ... اونها ممکنه ازدواج کنن!

942
01:03:52,690 --> 01:03:54,520
بابا چی فکر میکنه

943
01:03:55,150 --> 01:03:57,890
میتونی دست از این حرفا برداری؟

944
01:03:58,570 --> 01:04:00,100
تو اجازه نداری باهاش مخالفت کنی.

945
01:04:00,610 --> 01:04:03,770
حق خود مادربزرگه که تصمیم بگیره
با کی ازدواج کنه!

946
01:04:04,280 --> 01:04:05,270
فهمیدم؟

947
01:04:06,280 --> 01:04:08,020
عالیه...

948
01:04:13,620 --> 01:04:16,710
این دو ... کاملاً جفت هستن!

949
01:04:18,040 --> 01:04:19,200
آخ!

950
01:04:20,840 --> 01:04:22,210
تقریباً همینه!

951
01:04:53,830 --> 01:04:58,570
بعد از نوشیدن میتونی بطری رو به من بدی؟
میخوام بطری‌های خالی رو جمع کنم.

952
01:04:59,380 --> 01:05:00,330
مطمئنا.

953
01:05:09,300 --> 01:05:13,800
نوشیدن آبجو در روز روشن...
تو خیلی زیاده خواه هستی

954
01:05:16,560 --> 01:05:19,430
چه اشکالی داره؟
فقط نوشیدن یک آبجو در یک روز تعطیل.

955
01:05:19,730 --> 01:05:22,470
و من چیزهای زیادی برای نگرانی دارم.

956
01:05:22,610 --> 01:05:23,890
مرتبط با کار؟

957
01:05:25,650 --> 01:05:26,560
کم و بیش، تقریبا.

958
01:05:26,780 --> 01:05:28,980
یا ... در مورد زنانه؟

959
01:05:32,700 --> 01:05:34,740
خب... تا حدودی.

960
01:05:35,450 --> 01:05:38,440
برخورد با زنان ... آسان نیست.

961
01:05:42,710 --> 01:05:43,570
بفرمایید.

962
01:05:45,170 --> 01:05:46,910
خیلی گرمه مراقب باشید.

963
01:05:47,840 --> 01:05:51,750
- اونی که الان دو تا کاسه دیگه میخواد.
- بیاین، خوشمزه‌ست.

964
01:05:53,090 --> 01:05:54,080
لطفا، ادامه بده.

965
01:05:55,680 --> 01:05:59,010
آقا حتما شما هم مشکلات خودت رو داشتی...
در مورد زنان

966
01:06:00,480 --> 01:06:05,090
در گذشته فکر میکردم ...
مشکل داشتن زن باشه

967
01:06:05,610 --> 01:06:07,190
اما حالا...

968
01:06:08,320 --> 01:06:09,820
حالا چی؟

969
01:06:10,030 --> 01:06:13,520
حالا که نمیتونم زنی پیدا کنم...
دردسر واقعیه

970
01:06:18,490 --> 01:06:21,740
چه زن باشه چه نباشه،
زندگی به اندازه کافی دردسرسازه

971
01:06:22,540 --> 01:06:23,900
زندگی خودش دردسرسازه.

972
01:06:25,420 --> 01:06:27,250
کاملا حق با شماست.

973
01:06:29,090 --> 01:06:32,330
به نظر میاد همگی دارن
جعبه‌های ناهارشونو اینجا جمع میکنن...

974
01:06:33,590 --> 01:06:34,920
اونها رو بگیرید.

975
01:06:35,930 --> 01:06:38,130
آقا این لباس بهت میاد

976
01:06:39,260 --> 01:06:41,170
مال من یه ذره پر زرق و برقه...

977
01:06:41,310 --> 01:06:44,640
مزخرف. مردم نمیتونن بهت حسادت نکنن.

978
01:06:46,310 --> 01:06:48,600
همه بیاین اینجا لباس جمع کنین.

979
01:06:48,770 --> 01:06:52,730
اگه لباس زیر و جوراب میخواین اینجا صف بکشید!

980
01:06:53,070 --> 01:06:55,930
کسانی که لباس جمع میکنن،
لطفا بیاین اینجا و صف بکشید!

981
01:07:03,490 --> 01:07:06,700
وای ... اینها کاملاً جا میشن!

982
01:07:06,910 --> 01:07:07,990
وای!

983
01:07:08,370 --> 01:07:11,710
بالاخره من پاهاتو اندازه گرفتم.

984
01:07:13,710 --> 01:07:16,880
این به دست خودت برای من ساخته شده
گره به گره.

985
01:07:17,010 --> 01:07:19,710
استاد به شرطی که راضی باشی

986
01:07:21,220 --> 01:07:22,720
ممنون!

987
01:07:24,260 --> 01:07:26,550
من برای همیشه اینو گرامی میدارم!

988
01:07:26,980 --> 01:07:30,840
نیازی بهش نیست.
وقتی فرسوده شد، برات یکی جدید درست میکنم.

989
01:07:34,860 --> 01:07:35,970
من برگشتم

990
01:07:36,190 --> 01:07:37,180
اون برگشت.

991
01:07:38,440 --> 01:07:40,060
برگشتی.

992
01:07:43,370 --> 01:07:46,320
کشیش کلیسا هم اینجاست.

993
01:07:51,540 --> 01:07:55,370
این واقعا یک مزاحمته.
دیشب در حمام با هم آشنا شدیم.

994
01:07:58,670 --> 01:07:59,660
سلام.

995
01:08:00,380 --> 01:08:02,870
امروز رفتیم برای سرو غذا
با خاله مومو و دیگران.

996
01:08:02,880 --> 01:08:05,170
همین الان اینجا
یک گردهمایی کوچک برای تشویق همدیگه داشتیم.

997
01:08:05,350 --> 01:08:08,380
امروز افراد زیادی بودن، کمی خسته کننده بود.

998
01:08:08,930 --> 01:08:12,100
نمیدونم این چیز خوبیه یا بد.

999
01:08:12,520 --> 01:08:14,430
من برم قهوه بریزم

1000
01:08:15,100 --> 01:08:16,810
آیا مای برای سرو غذا با شما رفت؟

1001
01:08:17,320 --> 01:08:18,560
آره.

1002
01:08:19,730 --> 01:08:24,020
کیمورا گفت که این داوطلب کوچک واقعاً توانمنده.

1003
01:08:25,320 --> 01:08:30,610
پس از اتمام کارشون،
اونها برای دیدن اسکای تری رفتن.

1004
01:08:32,410 --> 01:08:35,200
به نظر میرسه کیمورا یک دانشجو
از دانشگاه قبلیم بوده باشه

1005
01:08:35,620 --> 01:08:37,160
واقعا...

1006
01:08:38,880 --> 01:08:40,240
آکیو

1007
01:08:40,920 --> 01:08:44,130
ایشون قبلاً استاد دانشگاه بوده.

1008
01:08:45,090 --> 01:08:45,960
واقعا؟

1009
01:08:52,260 --> 01:08:55,720
خب، چه چیزی در دانشگاه تدریس می‌کردید؟

1010
01:08:56,060 --> 01:08:57,930
من ادبیات فرانسه تدریس میکردم.

1011
01:08:59,060 --> 01:09:01,400
پس آیا مدرسه رو رها کردید تا کشیش بشید...

1012
01:09:01,520 --> 01:09:02,930
و تدریس رو متوقف کردید؟

1013
01:09:04,740 --> 01:09:06,240
در واقع من از اونجا متنفر بودم.

1014
01:09:08,280 --> 01:09:09,900
محیط دانشگاه ...

1015
01:09:10,030 --> 01:09:13,820
مدام از من میخواست
واکنش همه اطرافیانم رو بسنجم

1016
01:09:13,950 --> 01:09:16,200
به جای مطالعه ادبیات...

1017
01:09:16,330 --> 01:09:20,370
بیشتر شبیه مطالعه روحیات اساتید بود.

1018
01:09:20,580 --> 01:09:23,750
تحقیق در مورد چگونگی پیشرفت به کرسی استادی

1019
01:09:24,000 --> 01:09:26,620
هم دردناک بود و هم خسته کننده.

1020
01:09:26,630 --> 01:09:28,920
با گذشت زمان، من حتی احترام خودمو از دست دادم.

1021
01:09:30,510 --> 01:09:32,920
مشاغل یقه سفید هم همینطور.

1022
01:09:33,390 --> 01:09:37,760
به عنوان یک کارمند معمولی شروع میکنی، بعدش سعی میکنی
صعود کنی به رهبر تیم، دستیار مدیر، مدیر...

1023
01:09:37,770 --> 01:09:40,470
تو باید مدام،
روحیات مافوق یاد بگیری

1024
01:09:41,350 --> 01:09:43,970
درک این افراد سخت‌ترینه.

1025
01:09:44,110 --> 01:09:47,940
و الان، این شرکت تعداد بیشتری رو استخدام میکنه
و کارگران موقت و اعزام بیشتر.

1026
01:09:48,150 --> 01:09:51,360
این افراد ممکنه هر لحظه اخراج بشن.

1027
01:09:52,990 --> 01:09:54,900
حتی من دارم از این محیط خسته میشم.

1028
01:09:55,330 --> 01:09:58,530
نه، من واقعاً خسته شدم!

1029
01:09:59,790 --> 01:10:03,530
من حتی میخوام کارمو ترک کنم و
یک کشیش در آینده بشم

1030
01:10:04,290 --> 01:10:07,710
من اینو توصیه نمیکنم ...

1031
01:10:07,800 --> 01:10:09,050
چرا که نه؟

1032
01:10:09,170 --> 01:10:10,910
البته که نه!

1033
01:10:11,050 --> 01:10:15,920
این چیزی نیست که بتونی از عهده‌اش بربیای ...
خیلی بی‌احترامیه

1034
01:10:17,560 --> 01:10:19,970
پس من دیگه برم

1035
01:10:20,640 --> 01:10:22,850
آکیو، بیا بعدا صحبت کنیم.

1036
01:10:32,610 --> 01:10:34,190
استاد...

1037
01:10:35,110 --> 01:10:37,730
واقعا متاسفم.

1038
01:10:39,620 --> 01:10:43,610
آکیو... حتما از درون احساس ناراحتی میکنه.

1039
01:10:44,580 --> 01:10:47,410
چیزهای نامناسبی گفت.
واقعا متاسفم.

1040
01:10:48,170 --> 01:10:51,630
ولی هنوز جوانه. میتونه از نو شروع کنه

1041
01:10:52,050 --> 01:10:53,580
واقعا...

1042
01:10:54,590 --> 01:10:59,080
اون هنوز کاملاً جوانه.
زندگی میتونه از نو شروع بشه.

1043
01:11:00,050 --> 01:11:06,220
راستش من واقعاً بهش حسادت میکنم.

1044
01:11:07,270 --> 01:11:11,180
مردم نباید تموم فشارها رو روی شونه‌هاشون حمل کنن
اونها باید هر روز شاد زندگی کنن.

1045
01:11:11,270 --> 01:11:13,510
درست مثل خودت، خیلی خوشبین.

1046
01:11:14,440 --> 01:11:17,280
خیلی ممنون بابت این دمپایی‌ها

1047
01:11:29,250 --> 01:11:31,460
مردم میگن تو هنوز جوان هستی.

1048
01:11:31,790 --> 01:11:33,700
"تو میتونی از نو شروع کنی."

1049
01:11:34,210 --> 01:11:36,540
"تو باید هر روز شاد زندگی کنی."

1050
01:11:36,670 --> 01:11:39,380
"درست مثل خودت، خیلی خوشبین."

1051
01:11:40,220 --> 01:11:41,750
من همه اینها رو شنیدم.

1052
01:11:45,100 --> 01:11:46,710
باشه الان برمیگردم

1053
01:11:47,720 --> 01:11:50,180
برمیگردم؟ فقط خودم موندم!

1054
01:11:57,150 --> 01:11:59,810
آیا با تومومی تماس گرفتی؟

1055
01:12:00,530 --> 01:12:01,610
نه

1056
01:12:08,370 --> 01:12:10,080
اون به خونه‌ی ما میاد.

1057
01:12:11,910 --> 01:12:12,740
آه؟

1058
01:12:14,420 --> 01:12:17,200
من در اصل نمیخواستم بهت بگم.

1059
01:12:17,420 --> 01:12:19,960
شنبه گذشته اومد.

1060
01:12:21,510 --> 01:12:23,500
تومومی... اومده؟

1061
01:12:24,680 --> 01:12:25,670
برای چی؟

1062
01:12:28,970 --> 01:12:31,960
منو مبهوت کرد؛ حتی قبلش زنگ نزد

1063
01:12:32,430 --> 01:12:36,770
اون در ورودی مغازه ایستاده بود و لبخند میزد،
گفت که میخواد بطور خاص برای دیدن من بیاد.

1064
01:12:36,980 --> 01:12:38,640
بنابراین، بهش اجازه ورود دادم.

1065
01:12:38,770 --> 01:12:41,390
مدتی در مورد چیزهای روزمره گپ زدیم.

1066
01:12:41,530 --> 01:12:44,810
بعدش گفت که میخواد عکس‌های تو رو ببینه.

1067
01:12:45,150 --> 01:12:46,310
بهش نشون دادی؟

1068
01:12:46,950 --> 01:12:49,860
تومومی عکس‌های تو رو دید،
نتونست جلوی لبخندشو بگیره

1069
01:12:50,540 --> 01:12:55,200
یک عکس ازت هست که شلوارک پوشیدی
رنگش بنفشه، همزمان داری گریه میکنی.

1070
01:12:55,670 --> 01:12:58,910
اونو دید و نیشخندی زد و گفت:
"پس وقتی گریه میکنه اینطور به نظر میرسه"

1071
01:12:59,130 --> 01:13:02,080
اولین بار بود که گریه تو رو دید.

1072
01:13:04,380 --> 01:13:06,840
تومومی اون عکس رو هم دید...

1073
01:13:07,180 --> 01:13:08,790
به اون یکی هم خندید.

1074
01:13:09,680 --> 01:13:11,630
از سال اولت بود.

1075
01:13:12,100 --> 01:13:15,890
اون موقع موهات بلند بود
مثل یک زن میانسال موی فر داشتی

1076
01:13:17,060 --> 01:13:19,720
دوتایی که بهش نگاه میکردیم خندیدیم...

1077
01:13:22,150 --> 01:13:24,140
بعد...چیزی نگفتین؟

1078
01:13:25,230 --> 01:13:28,600
اون باید چیز مهمی در مورد من داشته باشه
تا بهت بگه.

1079
01:13:31,320 --> 01:13:32,860
چیزی نگفت؟

1080
01:13:35,120 --> 01:13:38,780
فقط برای دیدن عکس‌ها اومده بود،
کمی صحبت کرد و بعد رفت؟

1081
01:13:38,960 --> 01:13:39,950
آره

1082
01:13:41,330 --> 01:13:42,830
همینطور؟

1083
01:13:45,420 --> 01:13:48,410
بعد از پوشیدن کفش پاشنه بلند،
نگاهی به من انداخت

1084
01:13:48,550 --> 01:13:51,130
و گفت: مامان خداحافظ.

1085
01:13:51,340 --> 01:13:53,460
اون لحظه نتونستم خودمو نگه دارم...

1086
01:13:54,220 --> 01:13:58,930
ازش پرسیدم: "تومومی،
آیا میتونی با آکیو از نو شروع کنی؟"

1087
01:14:14,070 --> 01:14:15,190
و بعدش؟

1088
01:14:16,240 --> 01:14:18,030
تومومی چی گفت؟

1089
01:14:19,120 --> 01:14:20,980
یه لحظه ساکت شد...

1090
01:14:21,410 --> 01:14:22,620
و بعد...

1091
01:14:22,960 --> 01:14:27,200
به من گفت: "مامان، متاسفم" و بعد ...

1092
01:14:27,500 --> 01:14:31,620
دیدم اشک در چشمانش حلقه زده

1093
01:14:31,760 --> 01:14:34,720
انگار میخواست فرار کنه

1094
01:14:38,220 --> 01:14:40,090
فقط درو بست و رفت...

1095
01:14:40,770 --> 01:14:46,640
توی اون لحظه با خودم فکر کردم ...
آه... ممکنه تومومی یکی دیگه رو تو قلبش داشته باشه؟

1096
01:14:56,780 --> 01:14:58,070
می‌بینم...

1097
01:14:59,780 --> 01:15:01,440
پس قبلاً چنین اتفاقی افتاده ...

1098
01:15:03,500 --> 01:15:06,450
من بیش از حد فضول بودم؟
نباید اینو میگفتم...

1099
01:15:09,080 --> 01:15:11,080
حتی اگه مامان واقعی من باشی...

1100
01:15:11,880 --> 01:15:13,910
اینجوری تو کار ما دخالت نکن!

1101
01:15:14,420 --> 01:15:16,330
- متاسفم!
- این مشکل...

1102
01:15:16,970 --> 01:15:19,800
این یک مشکل بین ما بعنوان یک زوجه!

1103
01:15:47,040 --> 01:15:48,320
ممنون که امروز صبح با من بودی

1104
01:15:48,410 --> 01:15:51,660
روز ۱۰ مارس ۱۹۴۵ بود!

1105
01:15:52,170 --> 01:15:53,200
ها؟

1106
01:15:53,540 --> 01:15:56,500
بمب افکن بی-۲۹ در ارتفاع بسیار پایین داشت پرواز میکرد...

1107
01:15:56,630 --> 01:16:00,840
یکی پس از دیگری، ۱۷۰۰ تن بمب
روی زمین مینداخت

1108
01:16:00,970 --> 01:16:03,670
آه... منطقه مرکز شهر واقعا بمباران شد...

1109
01:16:03,890 --> 01:16:05,750
شهر در آتش میسوخت...

1110
01:16:06,220 --> 01:16:10,310
شهروندان بیرحمانه سوزانده میشدن
مثل خوراک توپ!

1111
01:16:13,520 --> 01:16:15,730
به کجا میتونستیم فرار کنیم؟

1112
01:16:16,190 --> 01:16:19,680
همه روی پل بودن...
می‌دویدن از موکوجیما به آساکوسا...

1113
01:16:19,990 --> 01:16:22,020
و بعدش می‌دویدن به عقب
از آساکوسا تا موکوجیما!

1114
01:16:22,280 --> 01:16:27,240
همه با هم،
هل میدادن و هل میدادن، هل میدادن و هل میدادن...

1115
01:16:27,910 --> 01:16:29,520
جهنم بود روی زمین!

1116
01:16:30,160 --> 01:16:31,200
خیلی گرم!

1117
01:16:31,830 --> 01:16:33,660
- من خیلی گرممه!
- حالت خوبه؟

1118
01:16:33,830 --> 01:16:35,870
- گرممه!
- حالت خوبه؟

1119
01:16:36,130 --> 01:16:38,540
پدرم منو به پشت خودش حمل میکرد،
تلاش میکرد برای فرار از همه جهات

1120
01:16:41,710 --> 01:16:43,300
اما گلوله‌های آتشین همه جا پرواز میکردن!

1121
01:16:44,380 --> 01:16:46,290
موهای بابام آتیش گرفت...

1122
01:16:50,850 --> 01:16:51,630
همه‌ش آتش گرفت.

1123
01:16:51,810 --> 01:16:52,760
هی، آقا، آقا!

1124
01:16:52,770 --> 01:16:54,720
راه رو نبند، برو اون طرف.

1125
01:16:55,560 --> 01:16:57,220
خطر خطر خطر…

1126
01:16:57,810 --> 01:17:00,430
در جریان بمباران بزرگ مرکز شهر...

1127
01:17:00,650 --> 01:17:04,560
اون از این پل به داخل رودخانه پرید
و به سختی جان سالم به در برد.

1128
01:17:04,740 --> 01:17:05,400
بیا دیگه.

1129
01:17:05,530 --> 01:17:07,140
تو اونوقت چیکار میکردی؟

1130
01:17:07,570 --> 01:17:09,980
تو پلیسی،
چرا کاری نکردی

1131
01:17:10,120 --> 01:17:12,320
من اون موقع نبودم

1132
01:17:12,450 --> 01:17:13,910
باشه لطفا ادامه بده

1133
01:17:14,040 --> 01:17:17,660
آقا، متاسفم که بدون شنیدن حرفت رفتم.
من اول میرم

1134
01:17:17,870 --> 01:17:22,830
عجله کن، پیرمرد، زن و بچه‌ات گرسنه،
منتظر اومدنت به خونه هستن!

1135
01:17:22,960 --> 01:17:24,330
باشه، باشه... عجله کن.

1136
01:17:25,090 --> 01:17:27,170
به هر حال کسی منتظر من نیست!

1137
01:17:28,180 --> 01:17:29,710
منم مثل تو هستم...

1138
01:17:29,890 --> 01:17:31,670
آه... نه، نه، خیلی خطرناکه.

1139
01:17:31,890 --> 01:17:33,750
حالت خوبه؟

1140
01:17:33,930 --> 01:17:34,890
میتونی بایستی؟

1141
01:17:49,530 --> 01:17:50,860
سلام.

1142
01:17:50,990 --> 01:17:51,980
سلام

1143
01:17:52,120 --> 01:17:54,070
آه، امروز تمیز کردن بهاریه.

1144
01:17:54,200 --> 01:17:56,360
تو با اون پارچه خیلی جذاب به نظر میرسی!

1145
01:17:56,490 --> 01:17:58,450
برای مادربزرگت چیزهایی آوردیم.

1146
01:17:58,540 --> 01:17:59,490
لطفا بفرمایید داخل.

1147
01:18:02,130 --> 01:18:06,370
اینها لوازمی هستن که توسط داروخانه ارائه میشه.

1148
01:18:06,500 --> 01:18:09,790
صابون، ضد عفونی کننده، حوله و مسواک
داخلش وجود داره ...

1149
01:18:09,920 --> 01:18:13,130
بیا فعلا اینجا بذاریمشون.

1150
01:18:13,340 --> 01:18:15,880
اوه من خیلی تشنه‌ام
چای جو میخورم.

1151
01:18:16,010 --> 01:18:17,250
اوه

1152
01:18:19,180 --> 01:18:20,640
مادربزرگت کجاست؟

1153
01:18:21,100 --> 01:18:22,760
- سرِ قراره.
- چی؟

1154
01:18:22,980 --> 01:18:23,970
با چه کسی؟

1155
01:18:24,440 --> 01:18:27,480
معلوم نیست؟ با پدربزرگ کشیش

1156
01:18:27,820 --> 01:18:29,270
وای کجا رفتن

1157
01:18:29,570 --> 01:18:32,810
به تالار موسیقی سومیدا رفتن
برای گوش دادن به کنسرت پیانو

1158
01:18:32,950 --> 01:18:34,110
پیانو!

1159
01:18:34,240 --> 01:18:35,980
این قابل توجهه!

1160
01:18:36,120 --> 01:18:38,230
مردم این اطراف معمولاً برای قرار،
میرن سراغ پنکیک مدل اوزاکایی

1161
01:18:38,240 --> 01:18:39,950
حداکثر کارائوکه

1162
01:18:40,040 --> 01:18:42,120
اما این یک کنسرت پیانوست!

1163
01:18:42,290 --> 01:18:45,500
هی... کی از کی خواست؟

1164
01:18:47,130 --> 01:18:48,910
پدربزرگ کشیش خواست.

1165
01:18:49,170 --> 01:18:52,130
میگن یه مرد مؤمن دو بلیط بهش داد.

1166
01:18:52,260 --> 01:18:54,250
مادربزرگم خیلی خوشحال بود.

1167
01:18:54,380 --> 01:18:56,540
اون مثل یک دختر دبیرستانی هیجان‌زده بود
خیلی دوست داشتنی!

1168
01:18:58,930 --> 01:19:01,050
اما... اشکالی نداره؟

1169
01:19:01,220 --> 01:19:02,340
چی؟

1170
01:19:02,680 --> 01:19:05,640
توی سن اونها ... اگه همه چیز جدی بشه چی؟

1171
01:19:05,770 --> 01:19:07,980
هر دو فرزند و نوه دارن!

1172
01:19:08,150 --> 01:19:10,890
به خودت نگاه کن چی میگی...

1173
01:19:12,280 --> 01:19:15,140
سن چه ربطی به این داره؟

1174
01:19:15,320 --> 01:19:20,160
طبیعیه که زن عاشق مرد بشه.

1175
01:19:20,450 --> 01:19:22,360
مثل عشق بین افراد مسن...

1176
01:19:22,490 --> 01:19:25,740
در سوئد هم خیلی رایجه.

1177
01:19:25,960 --> 01:19:28,370
وای واقعا؟

1178
01:19:29,290 --> 01:19:32,000
آیا مادربزرگت...خوش پوشیده؟

1179
01:19:32,960 --> 01:19:35,120
آره کیمونو پوشید

1180
01:19:35,210 --> 01:19:35,920
وای!

1181
01:19:36,050 --> 01:19:37,630
و به خصوص جوراب تابی سفید پوشید!

1182
01:19:37,760 --> 01:19:39,250
وای! ! !

1183
01:19:40,010 --> 01:19:42,920
مادربزرگت باید فوق‌العاده زیبا به نظر برسه!

1184
01:19:43,140 --> 01:19:44,590
کاملا زرق و برق دار!

1185
01:19:44,720 --> 01:19:46,300
واو واو واو!

1186
01:19:46,430 --> 01:19:48,640
بیا به سلامتی قرارشون بنوشیم!

1187
01:19:50,020 --> 01:19:51,310
- به سلامتی!
- به سلامتی!

1188
01:20:24,930 --> 01:20:26,630
راستش وقتی کوچیک بودم...

1189
01:20:26,930 --> 01:20:30,720
من قبلاً رویای بازی توی اون کشتی رو داشتم.

1190
01:20:30,980 --> 01:20:32,260
وای…

1191
01:20:32,480 --> 01:20:36,520
کاملاً غیر معموله، اینطور نیست؟
به خصوص که من در کنار رودخانه زندگی میکنم.

1192
01:20:39,150 --> 01:20:41,440
آه، بیا سوار بشیم.

1193
01:21:23,780 --> 01:21:25,640
وای واقعا عالیه!

1194
01:21:26,570 --> 01:21:29,860
رویای سالها پیش من بالاخره محقق شد!

1195
01:21:30,370 --> 01:21:32,230
ده‌ها سال گذشته، اینطور نیست؟

1196
01:21:32,490 --> 01:21:33,730
فکر کنم پنجاه سال

1197
01:21:35,450 --> 01:21:37,120
در واقع...

1198
01:21:43,920 --> 01:21:47,910
لطفا اول بیا داخل
برات چای میریزم

1199
01:22:04,190 --> 01:22:06,100
این بچه واقعا
اهمیتی نمیده به تمیز کردن

1200
01:22:27,630 --> 01:22:32,460
چرا اونجا ایستادی؟
بیا داخل، گرچه کمی آشفته‌ست.

1201
01:22:38,390 --> 01:22:40,550
فوکو، در واقع ...

1202
01:22:41,730 --> 01:22:42,640
چیه؟

1203
01:22:42,770 --> 01:22:45,150
یه چیز خیلی مهم دارم بهت بگم

1204
01:22:48,650 --> 01:22:49,890
چیه؟

1205
01:22:52,860 --> 01:22:57,730
من باید به زودی این کلیسا رو ​​ترک کنم.

1206
01:22:57,950 --> 01:22:59,560
ترک کنی؟

1207
01:23:05,540 --> 01:23:10,280
شاید قبلا ذکر کرده باشم،
زادگاه من در هوکایدو هست.

1208
01:23:11,340 --> 01:23:16,080
نزدیک شیرتوکو، در مکانی به نام بتسوکای.
شهر من کنار دریاست.

1209
01:23:17,050 --> 01:23:22,800
کشیش کلیسای اونجا اخیراً بیمار شده و
دیگه نمیتونه به کارش ادامه بده.

1210
01:23:23,390 --> 01:23:28,430
بنابراین، فرقه‌ی ما
منو به اون کلیسا منصوب کرده.

1211
01:23:29,770 --> 01:23:33,310
به عبارت کارمند اداری، این یک "انتقال" هست.

1212
01:23:34,860 --> 01:23:36,850
اینقدر ناگهانی؟

1213
01:23:37,450 --> 01:23:42,110
نه واقعا... فرقه مورد بحث
خیلی وقت پیش با من بود

1214
01:23:42,620 --> 01:23:47,660
اما تو در چنین سن پیری هستی و
چطور میتونن به هوکایدوی سرد منتقلت کنن؟

1215
01:23:50,290 --> 01:23:51,750
وقتی جوان بودم...

1216
01:23:51,880 --> 01:23:56,250
دوست داشتم زادگاهمو ترک کنم،
بدون اینکه به عقب نگاه کنم

1217
01:23:57,090 --> 01:23:59,710
در سالهای آخر زندگی، باید برگردم.

1218
01:24:00,760 --> 01:24:04,550
من واقعاً میخوام به شهر خودم برگردم
جایی که به دنیا اومدم، به کلیسای اونجا کمک کنم

1219
01:24:06,020 --> 01:24:10,680
تعالیم خداوند رو
به مؤمنان زادگاهم آموزش بدم.

1220
01:24:10,980 --> 01:24:16,850
احساس میکنم این کاریه که باید انجام بدم،
و من از قبل تصمیم گرفتم

1221
01:24:18,650 --> 01:24:23,440
اول میخواستم در موردش بهت بگم.

1222
01:24:25,830 --> 01:24:30,950
من نمیخواستم آخرش
از شخص دیگه‌ای بفهمی

1223
01:24:33,170 --> 01:24:36,000
خودم میخواستم بهت بگم

1224
01:24:39,130 --> 01:24:44,420
امروز گفتی بیام بیرون... تا در این مورد صحبت کنی، درسته؟

1225
01:24:47,930 --> 01:24:49,760
وقتی به من نگفته بودی...

1226
01:24:50,680 --> 01:24:54,520
هنوز احساس میکردم امروز،
روز بسیار مبارکیه برای من ...

1227
01:25:02,780 --> 01:25:03,610
آه

1228
01:25:15,750 --> 01:25:17,450
پس من میرم

1229
01:26:00,620 --> 01:26:02,080
من برگشتم!

1230
01:26:09,760 --> 01:26:11,340
مادر بزرگ!

1231
01:26:11,840 --> 01:26:15,550
چرا لباساتو عوض نکردی؟
احساس ناخوشی میکنی؟

1232
01:26:15,850 --> 01:26:20,390
من خوبم... امروز کمی بیشتر راه رفتم
احساس خستگی میکنم

1233
01:26:23,520 --> 01:26:25,100
کنسرت چطور بود؟

1234
01:26:25,270 --> 01:26:28,440
فوق العاده بود
اونها "شب" شوپن رو اجرا کردن.

1235
01:26:28,860 --> 01:26:29,850
می‌بینم.

1236
01:26:31,400 --> 01:26:35,020
امشب برای بیرون رفتن شام
با کیمورا برنامه ریزی کردم

1237
01:26:35,160 --> 01:26:37,990
آه... عالیه خوش بگذره

1238
01:26:38,330 --> 01:26:41,320
لازم نیست نگران من باشی

1239
01:26:43,420 --> 01:26:44,750
متاسفم.

1240
01:26:49,550 --> 01:26:52,410
چراغ‌ها رو روشن نکن
بذار اینجوری باشه

1241
01:27:02,180 --> 01:27:03,510
حالت خوبه؟

1242
01:27:04,890 --> 01:27:06,270
من خوبم.

1243
01:27:14,490 --> 01:27:18,860
اون شب دخترم مای با من تماس گرفت.

1244
01:27:19,660 --> 01:27:23,200
گریه میکرد و به من می‌گفت که
مادربزرگ خیلی ناراحت و غمگین شده

1245
01:27:23,200 --> 01:27:25,820
وقتی شنیدم که در این مورد بهم گفت ...

1246
01:27:26,370 --> 01:27:30,790
با اینکه دلم برای مامانم میسوخت
احساس آرامش کردم.

1247
01:27:31,210 --> 01:27:34,500
من همچنین متوجه شدم که مای،
دخترم خیلی به مادربزرگش اهمیت میده.

1248
01:27:34,510 --> 01:27:38,370
انگار واقعاً بزرگ شده. من خیلی خوشحالم.

1249
01:27:49,230 --> 01:27:51,440
اوم... لطفا بشینید و بیاید صحبت کنیم.

1250
01:27:56,440 --> 01:28:00,730
این در مورد ماجرای کیبه هست.
اداره کل با من تماس گرفت.

1251
01:28:00,910 --> 01:28:04,870
اونها پرسیدن که در این مورد،
چرا حقوق بازنشستگی زودهنگام اینقدر زیاد در نظر گرفته شده

1252
01:28:05,040 --> 01:28:06,650
مردم گمان میکنن که مشکلی وجود داره.

1253
01:28:08,660 --> 01:28:10,150
حق دارن...

1254
01:28:10,580 --> 01:28:14,920
اون از قبل مجازات انضباطی هم داشته.
چرا باید حقوق بیشتری دریافت کنه؟

1255
01:28:16,090 --> 01:28:17,870
برنامه‌ات چیه؟

1256
01:28:23,220 --> 01:28:27,090
من این بار در مورد کیبه احساس میکنم،

1257
01:28:27,850 --> 01:28:31,140
مستحق یک اقدام انضباطی نیست
درسته؟

1258
01:28:32,400 --> 01:28:35,980
این فقط یک تصادف بود.
از عمد اینکارو نکرد.

1259
01:28:36,690 --> 01:28:39,230
کیبه توی شرکت ما،
به مدت 26 سال کار کرده

1260
01:28:39,240 --> 01:28:42,570
کمک زیادی به توسعه استراتژی فروش داشته.

1261
01:28:42,740 --> 01:28:45,400
و فقط به خاطر این تصادف کوچک،
داره اخراج میشه...

1262
01:28:45,530 --> 01:28:49,450
رُک بگم... به نظر من این اقدام پرسنلی ناعادلانه‌ست!

1263
01:28:51,290 --> 01:28:53,450
پس چی میخوای؟

1264
01:28:54,370 --> 01:28:58,490
به قضاوت من... از اقدام انضباطیش لغو میکنم،

1265
01:28:58,920 --> 01:29:03,710
و بعدش بهش توصیه میکنم زود بازنشست بشه،
و به مراحلش رسیدگی میکنم

1266
01:29:03,970 --> 01:29:06,330
به چی فکر میکنی؟

1267
01:29:06,890 --> 01:29:09,420
آه... بذار فعلاً از این کار اجتناب کنم.

1268
01:29:09,560 --> 01:29:10,540
حتما.

1269
01:29:13,680 --> 01:29:17,800
اما مجازات کیبه
تصمیم هیئت مدیره بود!

1270
01:29:18,310 --> 01:29:24,230
فکر می‌کنی میتونی لغوش کنی؟
به نظرت امکان پذیره؟

1271
01:29:26,320 --> 01:29:32,070
من بعنوان رئیس بخش منابع انسانی، مسئولت‌هامو انجام میدم
و به مراحلش رسیدگی میکنم.

1272
01:29:34,660 --> 01:29:37,580
چه... تو حاضری چه مسئولیتی رو به عهده بگیری؟

1273
01:29:39,790 --> 01:29:42,790
مهم نیست چه مجازاتی بهم میدن ...
من اینو میپذیرم.

1274
01:29:46,970 --> 01:29:51,080
مطمئنا ... شما نمیتونی
به عنوان رئیس بخش ادامه بدی.

1275
01:29:53,760 --> 01:29:54,670
بسيار خوب.

1276
01:29:59,350 --> 01:30:00,640
آقای کوبوتا...

1277
01:30:02,560 --> 01:30:04,350
من هم واقعا خسته‌ام

1278
01:30:06,110 --> 01:30:10,150
شاید موقعیت فعلیم ...
برام من مناسب نیست

1279
01:30:12,450 --> 01:30:13,660
من دیگه میرم

1280
01:30:25,380 --> 01:30:29,960
هرگز فکر نمیکردم...
یک روز منم این کلمات رو بگم.

1281
01:30:32,680 --> 01:30:34,760
بعد ناهار از ساختمان خارج شدم.

1282
01:30:34,890 --> 01:30:38,850
بعد از فصل بارندگی،
حالا بیرون آسمان صاف و آفتاب بی‌پایانه.

1283
01:31:06,130 --> 01:31:11,040
یه لطف دیگه بهت مدیونم... واقعا متاسفم.

1284
01:31:11,340 --> 01:31:14,080
چرا "دیگه"؟ قبلا اتفاقی افتاده بود؟

1285
01:31:14,800 --> 01:31:19,260
زمانیکه ما در مدرسه بودیم،
حتی به من کمک کرد تا نامه‌های عاشقانه بنویسم.

1286
01:31:19,930 --> 01:31:21,840
چون دست خطم خیلی زشت بود.

1287
01:31:22,390 --> 01:31:25,800
شخصی که اون زمان نامه‌های عاشقانه رو دریافت کرد،
الان همسر منه.

1288
01:31:26,900 --> 01:31:31,140
ساکی کانزاکی همیشه به من میگه که مراقب تو باشم.

1289
01:31:31,730 --> 01:31:34,020
اون میگه، بالاخره،
من در جایگاهی بالاتر از تو هستم

1290
01:31:34,190 --> 01:31:36,940
چند بار باید اینو تکرار کنی؟

1291
01:31:38,700 --> 01:31:42,820
قرار بود من اخراج بشم...
اما الان میتونم دوباره در یک شرکت تابعه کار کنم.

1292
01:31:43,290 --> 01:31:46,950
ولی تو که هیچ اشتباهی نکرده بودی...
الان استعفا دادی و شغلتو ازدست دادی.

1293
01:31:47,290 --> 01:31:49,660
تو مدرسه هم اینطوری بود...

1294
01:31:50,960 --> 01:31:53,250
توی مدرسه چی گذشت؟

1295
01:31:54,260 --> 01:31:58,500
نامه عاشقانه‌ای که نوشتم رو گرفت
و ازش برای خواستگاری با شخص دیگه‌ای استفاده کرد.

1296
01:31:58,930 --> 01:32:02,710
اما در واقع، من اون زمان ساکی رو دوست داشتم.

1297
01:32:03,180 --> 01:32:09,050
بنابراین، درحالیکه براش نامه‌های عاشقانه مینوشتم،
از قبل دلشکسته بودم...

1298
01:32:09,190 --> 01:32:11,220
آه، این خیلی غم انگیزه.

1299
01:32:11,650 --> 01:32:16,640
هر چند همیشه میگفتم اون
خیلی بی‌رحمه برای موفقیت...

1300
01:32:17,650 --> 01:32:20,770
اما واقعا
همیشه آدم خوبی بوده...

1301
01:32:23,740 --> 01:32:25,450
من به دستشویی میرم.

1302
01:32:27,200 --> 01:32:28,530
ببخشید که پنهانی گریه کردم

1303
01:32:33,290 --> 01:32:36,500
من هم برای شما دردسرهای زیادی ایجاد کردم...

1304
01:32:37,380 --> 01:32:39,840
بقیه‌اش رو به خودتون میسپارم.

1305
01:32:40,510 --> 01:32:41,500
باشه.

1306
01:32:44,300 --> 01:32:46,710
اما... من هم احساس آرامش میکنم.

1307
01:32:47,220 --> 01:32:48,380
مشکل چیه؟

1308
01:32:49,850 --> 01:32:54,220
متوجه شدم که رئیس بخش به خصوص
توی شش ماه گذشته، تحت فشار و افسردگی بوده.

1309
01:32:55,520 --> 01:32:58,690
اما حالا به نظر میرسه که خیلی چیزها رو رها کرده.

1310
01:32:58,690 --> 01:33:00,600
قیافه‌اش خیلی آرامتر شده.

1311
01:33:00,820 --> 01:33:02,100
واقعا؟

1312
01:33:05,160 --> 01:33:08,820
من دوست دارم رئیس بخش رو
خیلی آرام و خونسرد ببینم

1313
01:33:15,460 --> 01:33:17,320
یک بطری مشروب دیگه، لطفا.

1314
01:33:18,750 --> 01:33:21,490
باشه... امشب تا مستی بنوشیم!

1315
01:33:23,170 --> 01:33:26,340
عکس میگیرم یک، دو، پنیر

1316
01:33:27,140 --> 01:33:28,550
باشه ممنون از همه

1317
01:33:29,050 --> 01:33:31,640
بسیار خوب، بعدی مهمانیه.

1318
01:33:32,470 --> 01:33:34,840
استاد مثل همیشه بابت همه چیز ممنونم

1319
01:33:35,140 --> 01:33:36,220
باشه، باشه، باشه...

1320
01:33:36,640 --> 01:33:38,150
این کافیه؟

1321
01:33:38,810 --> 01:33:40,270
بیاین همه با هم فریاد بزنیم "خشخاش خشخاش".

1322
01:33:40,400 --> 01:33:41,850
خشخاش؟ فهمیدم.

1323
01:33:41,980 --> 01:33:43,060
فهمیدم عکس گرفتم

1324
01:33:43,190 --> 01:33:45,430
خشخاش!

1325
01:33:46,820 --> 01:33:47,810
عکس گرفته شده

1326
01:33:48,070 --> 01:33:50,860
استاد ممنون از توجهتون
به ما برای مدت طولانی.

1327
01:33:50,950 --> 01:33:52,360
نه، این من هستم که باید از شما تشکر کنم.

1328
01:33:52,950 --> 01:33:54,030
خوب، همگی، همین بود.

1329
01:33:54,160 --> 01:33:57,700
استاد باید به زودی پرواز کنه،
بنابراین ما باید فوراً ترکشون کنیم!

1330
01:33:59,670 --> 01:34:02,250
-خیلی ممنون استاد!
-استاد لطفا مواظب خودت باش!

1331
01:34:15,270 --> 01:34:16,600
تا اینکه دوباره همدیگه رو ببینیم...

1332
01:34:18,770 --> 01:34:20,720
این یک بنتو برای شماست.

1333
01:34:20,900 --> 01:34:24,600
خودم درست کردم... داخلش توفو هست
و کلوچه‌هایی با طعم کولا.

1334
01:34:25,440 --> 01:34:26,770
خیلی ازت ممنونم.

1335
01:34:30,110 --> 01:34:31,650
استاد…

1336
01:34:32,620 --> 01:34:33,650
چیه؟

1337
01:34:34,700 --> 01:34:37,490
میتونی منو به هوکایدو ببری؟

1338
01:34:38,160 --> 01:34:39,120
چی؟

1339
01:34:39,580 --> 01:34:41,070
ولی...

1340
01:34:44,540 --> 01:34:46,910
فقط شوخی بود ... فقط شوخی بود

1341
01:34:47,960 --> 01:34:49,370
خب پس ما میریم

1342
01:34:52,180 --> 01:34:54,790
خداحافظ استاد!

1343
01:35:09,530 --> 01:35:13,310
واقعا منو غافلگیر کرد...
چرا فوکو باید چنین شوخی بکنه؟

1344
01:35:13,700 --> 01:35:16,060
این شوخی نبود استاد!

1345
01:35:17,030 --> 01:35:21,370
فوکو... واقعاً دوستت داره!

1346
01:35:24,250 --> 01:35:25,830
اون خیلی احمقه ...

1347
01:35:26,250 --> 01:35:30,240
چرا اون باید گرفتارِ
یک کشیش بی‌احساس بشه...

1348
01:35:32,260 --> 01:35:33,500
اون واقعا احمقه.

1349
01:35:46,190 --> 01:35:48,020
خداحافظ اینو سان!

1350
01:35:48,310 --> 01:35:51,770
زندگی طولانی و سالم داشته باشی!
تو باید زندگی طولانی و سالم داشته باشی!

1351
01:36:08,620 --> 01:36:09,530
خداحافظ.

1352
01:36:09,670 --> 01:36:10,870
- هِی!
- چیه؟

1353
01:36:11,080 --> 01:36:12,700
این برای خاله‌ست

1354
01:36:14,500 --> 01:36:16,120
میشه به خاطر من بهش بدی؟

1355
01:36:16,210 --> 01:36:17,580
باشه.

1356
01:36:18,170 --> 01:36:19,880
بهش بگو کیبه ازش عذرخواهی کرده!

1357
01:36:35,690 --> 01:36:37,230
عصر بخیر...

1358
01:36:39,320 --> 01:36:41,060
کسی خونه هست؟

1359
01:36:41,490 --> 01:36:43,770
اگه کسی جوابت رو نمیده، پرسیدن بی‌معنیه.

1360
01:36:45,490 --> 01:36:47,110
حق با توئه...

1361
01:36:58,670 --> 01:37:02,210
این از طرف کیبه هست ...
یک عذرخواهی برای آنچه قبلا اتفاق افتاده در نظرش بگیر.

1362
01:37:06,720 --> 01:37:08,380
مشروب خوردی؟

1363
01:37:08,680 --> 01:37:10,220
خوردن مشروب چه اشکالی داره؟

1364
01:37:10,680 --> 01:37:12,340
بحث مشکل داشتن نیست ...

1365
01:37:12,680 --> 01:37:14,090
تو غذا خوردی؟

1366
01:37:15,730 --> 01:37:20,100
پس بیا با هم غذا بخوریم
برنج توی خونه هست؟

1367
01:37:20,320 --> 01:37:21,900
من آشپزی نکردم

1368
01:37:23,030 --> 01:37:27,150
پس خودم آشپزی میکنم. فقط به دو پیمانه برنج نیاز داریم، درسته؟

1369
01:37:33,200 --> 01:37:35,290
مای با من تماس گرفت.

1370
01:37:35,500 --> 01:37:36,660
چی شد؟

1371
01:37:37,920 --> 01:37:43,040
اون گفت که امروز مادربزرگ غمگینه،
پس ازم خواست که بیام و بهت دلداری بدم.

1372
01:37:45,630 --> 01:37:48,670
اون کشیش... رفت، نه؟

1373
01:37:49,050 --> 01:37:50,710
آره، رفت ...

1374
01:37:51,470 --> 01:37:54,640
کشیش جدید یک خارجیه.

1375
01:37:55,520 --> 01:37:58,380
اگه به انگلیسی موعظه کنه، چیکار کنیم؟
اونوقت هیچی نمی‌فهمیم.

1376
01:38:01,690 --> 01:38:05,310
واقعا دوستش داری... اون کشیش رو؟

1377
01:38:06,820 --> 01:38:08,730
بحث دوست داشتن نیست ...

1378
01:38:10,700 --> 01:38:12,230
حتی اگه فقط برای پنج سال ...

1379
01:38:13,410 --> 01:38:17,240
حتی اگه فقط برای سه سال باشه،
بذار سه سال رو با هم بگذرونیم

1380
01:38:18,960 --> 01:38:23,200
ولی اینجوری شد...
این واقعاً خواست خداست!

1381
01:38:23,340 --> 01:38:25,120
باشه باشه باشه... نوشیدنی رو بس کن، باشه؟

1382
01:38:25,250 --> 01:38:27,090
جلومو نگیر!

1383
01:38:29,300 --> 01:38:33,510
حتی اگه مادر زمین بخوره،
اون هنوزم باید بایسته!

1384
01:38:34,430 --> 01:38:38,890
اگه نمیخوای منو اینجوری ببینی
برو بیرون و خودت غذا بخور

1385
01:38:39,350 --> 01:38:41,810
مامان یه کم با خودش حرف میزنه...

1386
01:38:42,560 --> 01:38:46,100
تا زمانیکه برگردی،
ممکنه خوابم برده باشه.

1387
01:38:47,320 --> 01:38:49,560
کیبه چی آورده؟

1388
01:38:51,070 --> 01:38:52,360
ترشی هست؟

1389
01:38:52,780 --> 01:38:54,190
تو بازش کن

1390
01:38:55,370 --> 01:38:57,860
برو بشقاب‌ها و چاپستیک‌ها رو بیار

1391
01:39:03,000 --> 01:39:04,740
تو واقعاً توی دستور دادن به اطرافیانت خوب هستی.

1392
01:39:06,960 --> 01:39:08,540
حالت بهتره؟

1393
01:39:08,840 --> 01:39:12,250
مامان هیچ وقت بهت دستور نداده،
مگه نه؟

1394
01:39:13,010 --> 01:39:16,800
امروز خیلی ناراحت شدم...
فقط اجازه بده کمی بهت دستور بدم

1395
01:39:16,970 --> 01:39:18,090
باشه بسیارخوب...

1396
01:39:18,470 --> 01:39:19,460
بفرما.

1397
01:39:19,640 --> 01:39:23,300
چیزهای ناگوار زیادی توی این دنیا وجود داره
که نمیتونی بفهمی...

1398
01:39:23,520 --> 01:39:26,560
مثلاً... امروز صبح داشتم ترشی درست میکردم

1399
01:39:26,560 --> 01:39:29,150
و چاقو خیلی سنگین بود
حتی نمیتونستم بلندش کنم

1400
01:39:31,820 --> 01:39:35,190
مثل این در بطری،
من قطعا نمیتونم بازش کنم.

1401
01:39:37,450 --> 01:39:40,060
مثلاً، من حتی نمیتونم بگم که توی این ظرف ترشی چیه،

1402
01:39:40,080 --> 01:39:42,440
و من دیگه نمیتونم این کلمات رو واضح بخونم.

1403
01:39:43,290 --> 01:39:45,870
می‌بینی... نمیتونم درشو باز کنم.

1404
01:39:47,500 --> 01:39:51,710
چیزهایی که تو در موردشون صحبت میکنی ...
روزی منم تجربه‌شون میکنم.

1405
01:39:52,420 --> 01:39:54,380
منم حتما پیر میشم

1406
01:39:54,670 --> 01:39:58,090
باید در مورد بدبختی‌هایی صحبت کنی...
که فقط خودت تجربه میکنی

1407
01:39:58,220 --> 01:40:01,130
منظورت چیه، بدبختی‌هایی که فقط خودم تجربه میکنم...
نباید اینطوری صحبت کنی.

1408
01:40:01,260 --> 01:40:03,000
وقتی اینجوری میشی دوست داشتنی نیستی

1409
01:40:05,060 --> 01:40:09,520
پس ... چه بدبختی‌هایی وجود داره
که من نمیتونم درک کنم؟

1410
01:40:11,360 --> 01:40:16,150
مامان واقعا همیشه ترسیده...
نه از اینکه لزوما یک روز بمیره،

1411
01:40:17,360 --> 01:40:22,480
اما از اینکه نتونه راه بره...
یا اینکه یه روزی نتونه از تخت بلند شه.

1412
01:40:23,530 --> 01:40:26,650
اونوقت باید برای همه چیز به دیگران تکیه کنم،

1413
01:40:26,790 --> 01:40:29,780
و این واقعا شرم آوره...

1414
01:40:30,620 --> 01:40:34,660
میدونم... اون روز هم برای من خیلی دور نیست.

1415
01:40:35,130 --> 01:40:39,840
اما هنوز احساس میکنم میتونم مدیریت کنم...
من هنوز هر روز امید دارم.

1416
01:40:41,970 --> 01:40:47,010
اما این امید... ناگهان از بین رفت...

1417
01:40:49,020 --> 01:40:52,430
هِی گریه نکن خیلی خجالت آوره...

1418
01:40:53,520 --> 01:40:56,260
سریع، این ترشی رو امتحان کن.

1419
01:40:57,110 --> 01:40:58,560
به نظر خوشمزه میاد

1420
01:41:01,860 --> 01:41:05,030
خب... ترشی کیبه واقعا خوشمزه‌ست.

1421
01:41:09,410 --> 01:41:14,750
پس، ... به صحبت های من در مورد بدبختی‌هام گوش کن.

1422
01:41:16,210 --> 01:41:17,750
میدونم.

1423
01:41:18,500 --> 01:41:20,290
در مورد طلاق، درسته؟

1424
01:41:20,800 --> 01:41:21,830
آره

1425
01:41:23,010 --> 01:41:26,000
امروز مهر طلاق رو زدم.

1426
01:41:26,180 --> 01:41:27,290
آره...

1427
01:41:28,010 --> 01:41:29,840
و ما هنوز باید از مهر و موم استفاده کنیم.

1428
01:41:30,350 --> 01:41:34,890
مطمئنی جای اشتباهی مهر نزدی...
واقعاً بالاخره این مهر رو محکم زدی؟

1429
01:41:36,730 --> 01:41:40,310
با اینکه خیلی مایل نبودم
محکم مهر زدم

1430
01:41:40,860 --> 01:41:44,850
آره باید مهر بزنی
اسناد رو تمام روز در محل کار

1431
01:41:46,820 --> 01:41:49,310
من حتی توی شرکتم کار نمیکنم!

1432
01:41:49,870 --> 01:41:50,820
چی؟

1433
01:41:52,620 --> 01:41:56,660
همش به خاطر این یارو...
به خاطر این ترشی

1434
01:41:57,330 --> 01:42:01,080
به خاطر اون شغلمو از دست دادم و طلاق گرفتم

1435
01:42:01,090 --> 01:42:03,330
هر دو توی یک زمان اتفاق میفته

1436
01:42:03,880 --> 01:42:05,460
این به اندازه کافی مایه تاسف نیست؟

1437
01:42:05,760 --> 01:42:07,620
چرا اینقدر احمقی!

1438
01:42:07,800 --> 01:42:11,170
بعد از شنیدنش، احساس میکنم
چندین عمر بدشانس بودم.

1439
01:42:12,810 --> 01:42:15,010
از شرکتت اخراج شدی؟

1440
01:42:16,350 --> 01:42:20,060
کیبه دچار مشکل شد و اخراج شده بود.

1441
01:42:20,350 --> 01:42:23,220
من شغلمو باهاش عوض کردم و نجاتش دادم.

1442
01:42:25,940 --> 01:42:28,980
خوبه. این یک تسکینه.

1443
01:42:30,200 --> 01:42:34,570
به این ترتیب مجبور نیستم دیگران رو اخراج کنم ... این یک آرامشه

1444
01:42:37,250 --> 01:42:38,750
خودشه...

1445
01:42:39,500 --> 01:42:41,610
معلومه چنین چیزی وجود داره ...

1446
01:42:42,790 --> 01:42:45,880
سپس به کیبه کمک کردی.

1447
01:42:47,130 --> 01:42:49,920
جای تعجب نیست که اخیراً اینقدر افسرده شده بودی

1448
01:42:50,130 --> 01:42:53,090
اما امروز ناگهان شادی. من تعجب کردم.

1449
01:42:53,590 --> 01:42:56,180
در واقع چیز بدی نیست.

1450
01:42:58,220 --> 01:43:01,010
به هر حال گفتنش خوب نیست…

1451
01:43:01,230 --> 01:43:04,890
این بهترین اتفاق ممکن نیست،
اما حداقل بدتر هم نیست

1452
01:43:05,940 --> 01:43:09,930
در حال حاضر به کمک نیاز داری؟

1453
01:43:11,400 --> 01:43:13,820
در واقع، آره.

1454
01:43:13,950 --> 01:43:15,480
چیه؟

1455
01:43:15,870 --> 01:43:19,070
اگه پول باشه میتونم بیمه عمرمو نقد کنم.

1456
01:43:22,000 --> 01:43:23,660
بحث پول نیست

1457
01:43:27,000 --> 01:43:30,370
من هنوز یک وام مسکن برای پرداخت دارم، اما با طلاق، باید خونه رو بفروشم.

1458
01:43:30,840 --> 01:43:34,460
بنابراین، باید برای مدتی به تو تکیه کنم.

1459
01:43:35,090 --> 01:43:36,210
چی؟

1460
01:43:37,720 --> 01:43:39,510
قراره اینجا زندگی کنی؟

1461
01:43:43,560 --> 01:43:46,720
یادمه وقتی دانشگاهی بودی
دعوای بزرگی با پدرت داشتی

1462
01:43:46,850 --> 01:43:50,520
حتی گفتی که هرگز
به این خونه برنمیگردی

1463
01:43:51,860 --> 01:43:55,480
حتی اگه زنده بود،
منو بخاطر این موضوع نمی‌بخشید.

1464
01:43:55,700 --> 01:44:00,610
پسری که طلاق گرفته،
میاد به مامانش متکی میشه...

1465
01:44:04,040 --> 01:44:07,150
چه میتونم بکنم؟ مامان باید وارد بشه

1466
01:44:08,210 --> 01:44:10,950
مامان نمیتونه اینجوری غمگین باشه

1467
01:44:12,290 --> 01:44:15,830
آره، من روی تو حساب میکنم، مامان!

1468
01:44:28,730 --> 01:44:31,640
اوه ... آتش بازی؟

1469
01:44:33,480 --> 01:44:35,520
صبر کن، امروز چه تاریخیه؟

1470
01:44:36,070 --> 01:44:40,230
بیست و نهم جولای هست. تولدته!

1471
01:44:40,360 --> 01:44:42,150
اوه... واقعا همینطوره.

1472
01:44:42,280 --> 01:44:43,610
بیا بریم نگاه کنیم

1473
01:44:43,740 --> 01:44:46,480
به نظر میرسه روی
پشت بام ساختمان مقابل باشه

1474
01:44:46,490 --> 01:44:48,740
میتونی کمی آتش بازی ببینی!

1475
01:44:48,870 --> 01:44:50,950
بیا با هم بریم ببینیم

1476
01:44:56,460 --> 01:44:58,000
آه... من اونها رو می‌بینم!

1477
01:44:58,880 --> 01:45:01,170
وای! خیلی زیبا!

1478
01:45:27,990 --> 01:45:30,150
- آکیو، میدونی
- چی؟

1479
01:45:30,290 --> 01:45:32,990
همچین موقعی،
توی طبقه دوم متولد شدی

1480
01:45:34,330 --> 01:45:36,160
اون موقع واقعا هوا گرم بود

1481
01:45:36,710 --> 01:45:38,540
مدام ماما رو صدا میکردم...

1482
01:45:38,710 --> 01:45:42,170
تمام بدنم خیس عرق بود
به زمزمه کردن ادامه دادم...

1483
01:45:43,510 --> 01:45:48,550
و بعد... آتش بازی توی بیرون شروع شد

1484
01:45:49,220 --> 01:45:52,430
تو با آتش بازی به دنیا اومدی!

1485
01:45:54,060 --> 01:45:58,050
انگار همه دنیا بهت برکت میدادن.

1486
01:45:59,480 --> 01:46:02,890
این همون چیزی بود که مامان اون موقع فکر میکرد.

1487
01:46:07,530 --> 01:46:09,070
وای خیلی قشنگه

1488
01:46:16,080 --> 01:46:18,620
بابا هنوز خونه‌ای؟

1489
01:46:18,960 --> 01:46:21,620
عجله کن و مادربزرگ رو بیار
تا آتش بازی رو ببینه!

1490
01:46:21,630 --> 01:46:22,740
اونها شگفت انگیزن!

1491
01:46:23,130 --> 01:46:25,620
چرا مامان بزرگ رو با خودت نمیبری؟

1492
01:46:26,260 --> 01:46:28,340
نه؟ چرا که نه؟

1493
01:46:30,260 --> 01:46:32,470
یعنی با یکی دیگه‌ای؟

1494
01:46:33,810 --> 01:46:34,920
چه کسی همراه توئه؟

1495
01:46:37,890 --> 01:46:40,630
هر کی هست فقط فراموشش کن خداحافظ!

1496
01:46:43,190 --> 01:46:46,310
و بنابراین، بعد شکست
هم در حرفه و هم در ازدواجم

1497
01:46:46,480 --> 01:46:49,400
زندگی رو با مادر دلشکسته‌ام شروع کردم.

1498
01:46:51,530 --> 01:46:54,190
اما... در واقع خیلی خوبه.

1499
01:46:55,490 --> 01:46:58,200
من برای همه چیز روی تو حساب میکنم، مامان!

1500
01:46:58,224 --> 01:47:02,224
ترجمه و زیرنویس:
امیررضا باقری

1501
01:47:02,248 --> 01:47:12,248
Filmyar
