﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:16,000
Filmyar

2
00:00:16,030 --> 00:00:20,000
مترجم: اشکان هیدی

3
00:04:39,947 --> 00:04:41,420
‫بزن دیگه!

4
00:04:45,507 --> 00:04:46,500
‫عجب پاسی.

5
00:04:47,993 --> 00:04:48,840
‫یالا!

6
00:04:49,527 --> 00:04:50,640
‫- یالا.
‫- الان.

7
00:04:50,641 --> 00:04:51,659
‫- برو، برو، برو.
‫- بیا تو!

8
00:04:51,660 --> 00:04:52,719
‫یالا.

9
00:04:52,720 --> 00:04:54,260
‫ای بابا، دختر.

10
00:04:56,833 --> 00:04:58,020
‫پاسِ خوبی بود.

11
00:05:02,573 --> 00:05:04,900
‫چیزی نمونده بود، آنجلیکا.

12
00:05:24,940 --> 00:05:28,440
‫«پلیس»

13
00:05:55,933 --> 00:06:00,759
‫ما در دادگاهی جمع
‫شدیم که استان توکومان

14
00:06:00,760 --> 00:06:03,412
‫علیه لوئیس اومبرتو گومز،

15
00:06:03,413 --> 00:06:06,879
‫ادواردو خوزه دل
‫میلاگرو والدیویسو ساسی،

16
00:06:06,880 --> 00:06:09,112
‫و داریو لوئیس آمین،

17
00:06:09,113 --> 00:06:14,159
‫به خاطر سوءقصد به قتل عمد
‫مشدد با تعدد واقعیِ جرم

18
00:06:14,160 --> 00:06:18,040
‫و حمل غیرقانونی
‫اسلحه، برگزار می‌کنه.

19
00:06:19,340 --> 00:06:22,719
‫آقای لوئیس اومبرتو
‫گومز، لطفاً بیاین جلو.

20
00:06:22,720 --> 00:06:24,460
‫دارن براتون یه صندلی میارن.

21
00:06:28,080 --> 00:06:30,759
‫- بچه دارین؟
‫- بله، سه تا.

22
00:06:30,760 --> 00:06:32,032
‫چند سالشونه؟

23
00:06:32,033 --> 00:06:33,760
‫به سن قانونی رسیدن.

24
00:06:35,040 --> 00:06:37,599
‫اعتیاد دارین؟

25
00:06:37,600 --> 00:06:38,844
‫اصلاً.

26
00:06:38,845 --> 00:06:41,913
‫- مشروب میخورین؟
‫- نه سیگار، نه الکل، نه مواد.

27
00:06:41,914 --> 00:06:44,193
‫- پرونده‌ی باز دیگه‌ای دارین؟
‫- نه.

28
00:06:44,194 --> 00:06:45,773
‫- محکومیتی دارین؟
‫- نه.

29
00:06:45,774 --> 00:06:47,799
‫- پرونده‌ی بازی ندارین؟
‫- نه.

30
00:06:47,800 --> 00:06:49,240
‫بسیار خب.

31
00:06:49,820 --> 00:06:51,759
‫داریو لوئیس آمین.

32
00:06:51,760 --> 00:06:53,032
‫چند سالتونه آقا؟

33
00:06:53,033 --> 00:06:54,500
‫چهل و پنج سالمه.

34
00:06:55,680 --> 00:06:57,225
‫شغلتون چیه؟

35
00:06:57,226 --> 00:06:59,680
‫توی مجلس کار می‌کنم.

36
00:06:59,681 --> 00:07:00,860
‫کجا؟

37
00:07:01,360 --> 00:07:03,100
‫اداره میراث تاریخی
‫مجلس قانونگذاری

38
00:07:03,960 --> 00:07:06,780
‫ادواردو خوزه دل
‫میلاگرو والدیویسو ساسی.

39
00:07:07,507 --> 00:07:08,800
‫شغلت چیه؟

40
00:07:10,040 --> 00:07:12,545
‫من پلیس بازنشسته و کشاورزم.

41
00:07:12,546 --> 00:07:15,746
‫- پرونده کیفریِ در جریان داری؟
‫- نه، پرونده‌ای ندارم.

42
00:07:15,747 --> 00:07:17,552
‫سابقه محکومیت داری؟

43
00:07:17,553 --> 00:07:18,480
‫هیچی.

44
00:07:22,440 --> 00:07:24,013
‫شاید بد نباشه

45
00:07:24,014 --> 00:07:27,239
‫که الان توضیح بدم
‫رابطه قدیمی‌مون چیه

46
00:07:27,240 --> 00:07:32,160
‫رابطه‌ای که با دو تا
‫متهم دیگه این پرونده دارم.

47
00:07:34,000 --> 00:07:38,260
‫من و والدیویسو توی نیروی
‫پلیس با هم کار می‌کردیم.

48
00:07:39,200 --> 00:07:41,560
‫خب، اینجا خیلیا یه دوستی
‫دارن که همیشه همراهشونه.

49
00:07:41,561 --> 00:07:43,785
‫برای من، اون یه همچین آدمیه.

50
00:07:43,786 --> 00:07:46,753
‫هر جا می‌رفتم، اونم می‌اومد.

51
00:07:46,754 --> 00:07:48,100
‫واسه همین دعوتش کردم.

52
00:07:49,887 --> 00:07:52,900
‫حدود ۲۰ سال پیش با
‫داریو آمین آشنا شدم.

53
00:07:53,420 --> 00:07:59,220
‫بعدش رابطه‌مون از یه
‫رابطه شخصی فراتر رفت.

54
00:07:59,773 --> 00:08:04,239
‫موضوع سرِ یه سرمایه‌گذاری بود،

55
00:08:04,240 --> 00:08:07,700
‫برای انجام یه پروژه معدنی
‫که داشتیم روش کار می‌کردیم.

56
00:08:08,840 --> 00:08:10,839
‫اون روز یه دوربین همراهمون بود

57
00:08:10,840 --> 00:08:14,260
‫چون باید از کارایی که لازم
‫بود انجام بدیم عکس می‌گرفتیم...

58
00:08:16,126 --> 00:08:20,959
‫برای شروع یه مسیر معدنی،
‫و اینکه چه موادی اونجاست...

59
00:08:20,960 --> 00:08:23,919
‫تا ببینیم به بولدوزر یا
‫چیز دیگه‌ای نیاز داریم یا نه

60
00:08:23,920 --> 00:08:27,000
‫واسه اینکه مسیر رو دوباره راه بندازیم،
‫چون سال‌های زیادی ازش گذشته بود.

61
00:08:27,626 --> 00:08:29,080
‫اونا شروع کردن به عکس گرفتن.

62
00:08:29,081 --> 00:08:32,799
‫پرسیدم اینا کی‌ان. بهم
‫گفتن که از اهالیِ اونجان.

63
00:08:32,800 --> 00:08:34,639
‫اونا ازمون عکس گرفتن.

64
00:08:34,640 --> 00:08:38,140
‫پرسیدم چرا دارین از پلاک و
‫این‌جور چیزا عکس می‌گیرین.

65
00:08:38,640 --> 00:08:40,159
‫اونا هم گفتن

66
00:08:40,160 --> 00:08:44,239
‫که انگار بومی هستن و می‌خوان

67
00:08:44,240 --> 00:08:46,920
‫ملکی رو که ظاهراً متعلق
‫به آمین بوده، تصاحب کنن.

68
00:08:46,921 --> 00:08:50,672
‫من عقب کشیدم، از
‫درگیری دوری کردم،

69
00:08:50,673 --> 00:08:53,892
‫با داریو رفتم پایین، و همون
‫موقع بود که محاصره‌مون کردن،

70
00:08:53,893 --> 00:08:56,012
‫بهمون حمله کردن، کاملاً
‫مشخص بود که بهم حمله شده.

71
00:08:56,013 --> 00:08:58,400
‫حس کردم مرگ از
‫رگ گردن بهم نزدیک‌تره.

72
00:08:59,700 --> 00:09:03,959
‫اصلاً به این فکر نمی‌کردن
‫که من مادر و دو تا بچه دارم.

73
00:09:03,960 --> 00:09:06,279
‫اونا علناً بهم گفتن «قاتل».

74
00:09:06,280 --> 00:09:08,239
‫و بهم برچسب «قاتل» زدن.

75
00:09:08,240 --> 00:09:10,292
‫بهم برچسب «قاتل» زدن.

76
00:09:10,293 --> 00:09:12,592
‫در حالی که هنوز
‫محاکمه نشده بودم.

77
00:09:12,593 --> 00:09:14,272
‫منم که اصلاً قاتل نیستم!

78
00:09:14,273 --> 00:09:15,980
‫من خونه بودم.

79
00:09:16,800 --> 00:09:19,098
‫من مجرم نیستم. یه
‫آدم زن و بچه دارم.

80
00:09:19,099 --> 00:09:22,020
‫من کشاورزم، بچه‌هام
‫مدرسه مذهبی می‌رن.

81
00:09:22,680 --> 00:09:24,479
‫اون‌جوری که دادستان گفت نیست.

82
00:09:24,480 --> 00:09:27,279
‫من نه کلاهبردارم، نه
‫عضو گروه‌های شبه‌نظامی.

83
00:09:27,280 --> 00:09:28,939
‫من هیچ ربطی به این قضایا ندارم.

84
00:09:28,940 --> 00:09:30,046
‫من دوستای محترمی دارم،

85
00:09:30,047 --> 00:09:32,700
‫نمی‌شه این‌طوری بهم اتهام زد.

86
00:09:33,840 --> 00:09:36,400
‫دادستان می‌پرسه چرا مسلح بودیم.

87
00:09:36,401 --> 00:09:39,740
‫من در عوض می‌پرسم: «کی حمل
‫اسلحه رو برای من ممنوع کرده؟»

88
00:09:40,640 --> 00:09:44,279
‫ما افسرای پلیس، مقام و
‫مرتبه‌مون رو از دست نمی‌دیم.

89
00:09:44,280 --> 00:09:48,279
‫من افتخار می‌کنم که یه
‫افسر پلیس بازنشسته‌ام.

90
00:09:48,280 --> 00:09:52,580
‫خداروشکر که اسلحه داشتم،
‫وگرنه الان اینجا نبودم که توضیح بدم.

91
00:10:22,326 --> 00:10:23,700
‫الان داره ضبط می‌کنه.

92
00:10:25,200 --> 00:10:26,300
‫برام نگهش دار.

93
00:10:36,560 --> 00:10:37,780
‫کی اینجا همه‌کاره‌ست؟

94
00:10:38,800 --> 00:10:39,840
‫هیچ‌کس اینجا همه‌کاره نیست.

95
00:10:39,841 --> 00:10:41,959
‫- هیچ‌کس؟
‫- هیچ‌کس.

96
00:10:41,960 --> 00:10:44,620
‫باشه پس. بعداً
‫می‌بینمت. مراقب باش.

97
00:10:55,760 --> 00:10:56,860
‫بذار...

98
00:11:08,240 --> 00:11:10,079
‫باید از تپه بری پایین.

99
00:11:10,080 --> 00:11:11,439
‫- نه.
‫- چی؟

100
00:11:11,440 --> 00:11:13,239
‫- منظورم اینه که باید...
‫- نه.

101
00:11:13,240 --> 00:11:14,980
‫- داری میری بالا؟
‫- آره.

102
00:11:23,120 --> 00:11:24,300
‫مراقب...

103
00:11:25,200 --> 00:11:26,639
‫دره باش.

104
00:11:26,640 --> 00:11:27,840
‫داری ضبط می‌کنی؟

105
00:11:27,841 --> 00:11:29,400
‫- منظورم صورت‌هاشونه.
‫- آره داداش.

106
00:11:29,401 --> 00:11:32,500
‫- بگیر سمتشون، خونسرد باش.
‫- می‌بینمشون.

107
00:11:35,120 --> 00:11:36,660
‫بزن رو دیفرانسسیل
‫چهارچرخ (فور ویل).

108
00:11:39,080 --> 00:11:42,152
‫- دارن عکس می‌گیرن.
‫- آره، بذار بگیرن.

109
00:11:42,153 --> 00:11:45,340
‫واسه چی؟ دیگه تو دادگاه
‫هیچ‌کس به حرفشون گوش نمیده.

110
00:12:04,167 --> 00:12:07,160
‫«پلیس»

111
00:13:03,520 --> 00:13:06,399
‫امروز، اینجا تو این مکان،

112
00:13:06,400 --> 00:13:10,820
‫جایی که رئیس خاویر
‫چوکوبار نه سال پیش کشته شد

113
00:13:10,821 --> 00:13:13,885
‫قراره بازسازی صحنه رسمی
‫توسط هیئت منصفه انجام بشه.

114
00:13:13,886 --> 00:13:17,639
‫تیم تحقیقات پزشکی
‫قانونی از دفتر دادستانی

115
00:13:17,640 --> 00:13:20,159
‫داره تمام جنبه‌های
‫فنی رو مدیریت می‌کنه

116
00:13:20,160 --> 00:13:24,320
‫به جز امنیت که توسط
‫نیروهای پلیس برقرار میشه...

117
00:13:30,940 --> 00:13:34,559
‫ما ساعت ۶ عصر با لندرورمون
‫داشتیم از اینجا رد می‌شدیم.

118
00:13:34,560 --> 00:13:38,079
‫داریو آمین رانندگی می‌کرد،
‫من سمت راستش بودم

119
00:13:38,080 --> 00:13:39,879
‫و والدیویسو هم عقب بود.

120
00:13:39,880 --> 00:13:42,719
‫اینجا، اولین تماس
‫چشمی رو برقرار کردیم

121
00:13:42,720 --> 00:13:44,360
‫با این آدم‌ها، که اونجا بودن.

122
00:13:45,139 --> 00:13:49,880
‫من از سر جام دست تکون دادم، اونا جواب
‫ندادن، واسه همین به راهمون ادامه دادیم.

123
00:13:51,847 --> 00:13:57,367
‫وقتی رسیدیم اینجا، کنار اون تیر یه
‫دروازه و یه تابلو بود که روش نوشته بود:

124
00:13:57,368 --> 00:14:00,025
‫"ورود ممنوع. جمعیت چوچاگاستا. "

125
00:14:00,026 --> 00:14:01,000
‫یه چیزی تو این مایه‌ها.

126
00:14:01,001 --> 00:14:04,632
‫تو آینه وسط دیدم که آدم‌ها
‫دارن از پشت نزدیک میشن.

127
00:14:04,633 --> 00:14:08,252
‫واسه همین وقتی همه‌مون
‫متوجه شدیم، به هر دوشون گفتم:

128
00:14:08,253 --> 00:14:11,559
‫از ماشین پیاده نشو
‫چون ممکنه فکر کنن

129
00:14:11,560 --> 00:14:15,719
‫که اگه سه نفر
‫باشیم، دنبال دردسریم.

130
00:14:15,720 --> 00:14:18,300
‫واسه همین، خودم تنهایی پیاده شدم

131
00:14:18,301 --> 00:14:20,200
‫و رفتم سراغشون.

132
00:14:20,780 --> 00:14:24,399
‫گفتم: «عصر بخیر.
‫کی اینجا همه‌کاره‌ست؟»

133
00:14:24,400 --> 00:14:27,399
‫با این حرکات دست.
‫«اینجا کی همه‌کاره‌ست؟»

134
00:14:27,400 --> 00:14:30,453
‫بعد اونا... بفرمایین، تا جایی
‫که می‌تونین از کنارم رد بشین.

135
00:14:30,454 --> 00:14:31,931
‫همین‌طوره.

136
00:14:31,932 --> 00:14:35,326
‫بعد اونا جواب دادن: «هیچ‌کس اینجا
‫همه‌کاره نیست، اینجا مال همۀ جمعیته. »

137
00:14:35,327 --> 00:14:38,025
‫من در جواب چیکار کردم؟

138
00:14:38,026 --> 00:14:39,860
‫«خیلی خب، پس. عصر بخیر!»

139
00:14:40,360 --> 00:14:44,919
‫و بدون هیچ کار
‫دیگه‌ای، دور زدیم و رفتیم.

140
00:14:44,920 --> 00:14:46,400
‫و اون صحنه همون‌جا تموم شد.

141
00:14:47,800 --> 00:14:50,540
‫والدیویسو گفت: «من
‫یه چُرتی می‌زنم. »

142
00:14:51,533 --> 00:14:54,040
‫قصدمون این بود که
‫برسیم به مسیر معدن.

143
00:14:55,160 --> 00:14:58,500
‫پیشنهاد می‌دم اونجا وایسین، من به
‫اون طرف و پشت سرم اشاره می‌کنم.

144
00:15:00,199 --> 00:15:01,040
‫باشه.

145
00:15:01,041 --> 00:15:04,319
‫وقتی دیدیم مردم دارن میان پایین،

146
00:15:04,320 --> 00:15:08,039
‫به داریو گفتم شروع کنه به
‫فیلم گرفتن و بذاره من حرف بزنم.

147
00:15:08,040 --> 00:15:10,680
‫و اونا این‌جوری اشاره
‫کردن. تو اونجا وایسا.

148
00:15:10,681 --> 00:15:12,780
‫توی ویدیو کاملاً مشخصه.

149
00:15:16,000 --> 00:15:18,319
‫خلاصه، مجبورم کردن که دور بزنم.

150
00:15:18,320 --> 00:15:20,800
‫شما سه نفر، با همین
‫حرکات دست برین اونجا.

151
00:15:20,801 --> 00:15:22,519
‫- این‌وری؟
‫- همون‌طور که توی ویدیوئه.

152
00:15:22,520 --> 00:15:25,279
‫- این‌جوری؟
‫- آره، دقیقاً.

153
00:15:25,280 --> 00:15:27,913
‫بهشون گفتم: «من
‫دنبال دردسر نیستم. »

154
00:15:27,914 --> 00:15:29,839
‫«همه‌تون رو به
‫مقامات گزارش می‌دم. »

155
00:15:29,840 --> 00:15:32,920
‫بعد اومد سمتم و گفت:
‫«می‌خوای چیکار کنی؟»

156
00:15:32,921 --> 00:15:35,881
‫- انجامش بدین، لطفاً.
‫- دست‌ها رو به بیرون.

157
00:15:35,882 --> 00:15:37,105
‫- خوبه.
‫- همینه.

158
00:15:37,106 --> 00:15:40,345
‫اون موقع دیدم که یه سنگ دستشه،

159
00:15:40,346 --> 00:15:41,839
‫و در مورد اون یکی مطمئن نبودم.

160
00:15:41,840 --> 00:15:44,300
‫ولی نمی‌تونستم بذارم
‫کسی این‌طوری منو بگیره.

161
00:15:46,000 --> 00:15:49,580
‫واسه همین وقتی اون کار
‫رو کرد، غریزی عمل کردم.

162
00:15:50,560 --> 00:15:52,980
‫- اون کار رو کردم.
‫- بیا، بگیرش. اسلحه رو.

163
00:15:54,000 --> 00:15:55,460
‫دیگه نمی‌زنمت.

164
00:15:57,520 --> 00:15:59,686
‫کاری که کردم بخشی
‫از آموزش‌هام بود. طبیعیه.

165
00:15:59,687 --> 00:16:02,479
‫دولت آرژانتین منو برای
‫این کار آموزش داده.

166
00:16:02,480 --> 00:16:04,719
‫دولت آرژانتین.

167
00:16:04,720 --> 00:16:07,480
‫اسلحه‌م رو کشیدم
‫و پایین نگهش داشتم.

168
00:16:07,481 --> 00:16:10,352
‫وگرنه منو می‌کشتن.
‫منم همین فکرو می‌کردم.

169
00:16:10,353 --> 00:16:11,960
‫داشتم باهاشون حرف می‌زدم.

170
00:16:11,961 --> 00:16:14,199
‫به حرف زدنم ادامه دادم.

171
00:16:14,200 --> 00:16:15,540
‫به خدا اعتقاد داری؟

172
00:16:18,680 --> 00:16:21,599
‫اعتقاد مذهبی یا هر
‫اعتقاد دیگه‌ای داری

173
00:16:21,600 --> 00:16:23,100
‫که بتونی بهش قسم بخوری؟

174
00:16:24,380 --> 00:16:26,740
‫به شرافتت قسم می‌خوری
‫که حقیقت رو بگی؟

175
00:16:27,960 --> 00:16:29,279
‫تونستی بری مدرسه؟

176
00:16:29,280 --> 00:16:31,005
‫«دفتر دادستان عمومی»

177
00:16:31,006 --> 00:16:32,479
‫آقای کاتا.

178
00:16:32,480 --> 00:16:35,479
‫رابطه‌ت با آقای چوکوبار چی بود؟

179
00:16:35,480 --> 00:16:38,900
‫اون برادر ناتنی مادریمه.

180
00:16:39,440 --> 00:16:40,640
‫کجا زندگی می‌کنی؟

181
00:16:40,641 --> 00:16:45,940
‫در ال چورو، واقع در قلمرو
‫جمعیت بومی چوچاگاستا

182
00:16:47,599 --> 00:16:50,580
‫معدن سنگ وسط منطقه‌ست.

183
00:16:53,760 --> 00:16:56,199
‫شما کی هستین و چرا میاین اینجا؟

184
00:16:56,200 --> 00:16:58,566
‫ما خانواده‌ی آمین
‫هستیم، نمی‌دونی؟

185
00:16:58,567 --> 00:17:00,279
‫ما خانواده‌ی آمین هستیم.

186
00:17:00,280 --> 00:17:02,420
‫شما اینجا کاری ندارین.

187
00:17:03,240 --> 00:17:06,239
‫جنابعالی که اینو میگی،
‫بهم بگو خودت کی هستی.

188
00:17:06,240 --> 00:17:08,559
‫- ما اهالی جمعیت هستیم.
‫- یه جمعیت بومی.

189
00:17:08,560 --> 00:17:10,240
‫و داریم از حق‌مون
‫دفاع می‌کنیم، پس...

190
00:17:10,241 --> 00:17:12,400
‫باشه. آروم باش،
‫خونسردیت رو حفظ کن.

191
00:17:12,401 --> 00:17:14,880
‫اگه حرف بزنیم، شاید همدیگه
‫رو درک کنیم. یا شاید هم نه.

192
00:17:14,881 --> 00:17:17,639
‫پس میگم بیاین حرف بزنیم،
‫شاید همدیگه رو درک کردیم.

193
00:17:17,640 --> 00:17:19,719
‫اگه حرف نزنیم، شاید نشه.

194
00:17:19,720 --> 00:17:21,706
‫می‌دونی که حکم دادگاه وجود داره.

195
00:17:21,707 --> 00:17:25,479
‫نمی‌خوام بهتون صدمه بزنم، اما اگه
‫کاری که دارین می‌کنین رو گزارش بدم،

196
00:17:25,480 --> 00:17:26,900
‫همه‌مون به دردسر می‌افتیم.

197
00:17:28,440 --> 00:17:29,719
‫- مشکلی نیست.
‫- داریم چیکار می‌کنیم؟

198
00:17:29,720 --> 00:17:31,959
‫اون چیه که داریم انجام میدیم؟

199
00:17:31,960 --> 00:17:33,959
‫- چیه؟
‫- مرد.

200
00:17:33,960 --> 00:17:35,799
‫آروم باش داداش.

201
00:17:35,800 --> 00:17:39,159
‫منو تهدید نکن. دارم
‫با ادب حرف می‌زنم.

202
00:17:39,160 --> 00:17:40,940
‫فکر کردی کی هستی؟

203
00:18:05,280 --> 00:18:06,300
‫چه خبره؟

204
00:18:07,920 --> 00:18:09,660
‫دهنتو سرویس می‌کنم!

205
00:18:22,680 --> 00:18:23,521
‫نه!

206
00:18:25,820 --> 00:18:27,700
‫تمومش کن مرد. وایسا!

207
00:18:29,607 --> 00:18:30,780
‫تمومش کن مرد!

208
00:18:58,120 --> 00:18:59,620
‫اون خاویره، می‌بینی؟

209
00:19:05,080 --> 00:19:06,512
‫اون برادرمه.

210
00:19:06,513 --> 00:19:08,660
‫و اینم برادر خاویره.

211
00:19:09,400 --> 00:19:12,567
‫عکس مال توی شهره،
‫وقتی داشتن درو می‌کردن.

212
00:19:12,568 --> 00:19:14,220
‫نیشکر می‌بریدن.

213
00:19:16,486 --> 00:19:20,060
‫اون چیزی که اونجا
‫می‌بینی یه خودکاره.

214
00:19:23,960 --> 00:19:27,700
‫این یکی مال وقتیه که
‫خاویر اعزام شده بود.

215
00:19:29,059 --> 00:19:30,833
‫سه ماه خدمت کرد.

216
00:19:31,386 --> 00:19:32,940
‫به خاطر رفتار خوبش.

217
00:19:36,847 --> 00:19:39,100
‫اون موقع مد این‌طوری بود.

218
00:19:39,633 --> 00:19:40,880
‫کت و...

219
00:19:42,773 --> 00:19:44,100
‫عینک آفتابی.

220
00:19:45,600 --> 00:19:49,100
‫اونم یه نشان
‫کوچیکه، مثل یه دکمه.

221
00:19:49,867 --> 00:19:51,373
‫نشان آرژانتین

222
00:19:51,374 --> 00:19:55,020
‫مثل همونایی که بچه‌ها روی
‫روپوش مدرسه‌شون می‌زنن.

223
00:19:56,640 --> 00:19:59,140
‫خودکار رو با خودش این‌ور
‫اون‌ور می‌برد، نمی‌دونم چرا.

224
00:20:03,120 --> 00:20:07,380
‫کت، کت‌وشلوار می‌پوشیدن.

225
00:20:10,560 --> 00:20:12,060
‫با اسب می‌رفتن.

226
00:20:12,926 --> 00:20:14,020
‫می‌رفتن رقص.

227
00:20:14,920 --> 00:20:19,340
‫چاکاررا، زامبا، گاتو،
‫اسکوندیدو، بایل‌سیتو.

228
00:20:19,880 --> 00:20:22,885
‫این رقص‌ها اینجا
‫زیاد اجرا می‌شد.

229
00:20:22,886 --> 00:20:26,180
‫هنوزم هست. چامامه، پاسودوبله.

230
00:20:27,680 --> 00:20:31,119
‫اون دختری که داره
‫می‌رقصه از فامیل‌هاش بود.

231
00:20:31,120 --> 00:20:34,340
‫مجرد بود. هنوز با
‫هم دوست نشده بودیم.

232
00:20:37,120 --> 00:20:38,900
‫دستمالش رو خودش اتو می‌کرد.

233
00:20:38,901 --> 00:20:42,420
‫لبه‌هاش بیرون بود. خیلی مرتب.

234
00:20:43,400 --> 00:20:45,380
‫اون زمان خیلی به
‫تیپشون می‌رسیدن.

235
00:20:48,120 --> 00:20:49,940
‫همه‌ی اینا با دوربین
‫خودش گرفته شده.

236
00:20:52,293 --> 00:20:54,060
‫از همه‌چی عکس می‌گرفت.

237
00:20:58,040 --> 00:21:01,460
‫یه دوربین سفید بود،
‫درست یادم نیست.

238
00:21:02,206 --> 00:21:04,300
‫وقتی ازدواج کردیم داشتش.

239
00:21:11,360 --> 00:21:13,220
‫اونجا یه درخته.

240
00:21:16,840 --> 00:21:18,680
‫برام پیغام می‌فرستاد
‫و صدام می‌زد.

241
00:21:18,681 --> 00:21:20,293
‫بابام خبر نداشت،

242
00:21:20,294 --> 00:21:24,258
‫اونم تو برداشت نیشکر کار می‌کرد.

243
00:21:24,259 --> 00:21:27,439
‫با مامانم می‌رفتن
‫برای بریدن نیشکر.

244
00:21:27,440 --> 00:21:30,300
‫من و برادرم خونه می‌موندیم.

245
00:21:32,720 --> 00:21:35,500
‫از طریق خواهرش
‫برام نامه می‌فرستاد،

246
00:21:36,280 --> 00:21:39,140
‫می‌گفت که می‌خواد منو ببینه

247
00:21:39,693 --> 00:21:41,260
‫و منم فوراً می‌رفتم.

248
00:21:42,733 --> 00:21:46,653
‫حرفی نمی‌زدیم، فقط
‫یه مدت بهم زل می‌زد،

249
00:21:46,654 --> 00:21:49,280
‫بعدش می‌رفتیم،
‫زیاد حرف نمی‌زدیم.

250
00:21:52,240 --> 00:21:54,740
‫این مال فردای روزیه
‫که ازدواج کردم.

251
00:21:56,126 --> 00:21:57,580
‫۲۱ سالم بود.

252
00:21:58,173 --> 00:21:59,240
‫یه کت‌ودامن پوشیده بودم.

253
00:22:00,040 --> 00:22:03,559
‫اسم اون پارچه رو
‫نمی‌دونم، آبی روشن بود.

254
00:22:03,560 --> 00:22:06,100
‫نازک نبود، تقریباً ضخیم بود.

255
00:22:07,560 --> 00:22:09,820
‫و این یکی چیه؟

256
00:22:10,326 --> 00:22:12,460
‫این شکلی بود وقتی
‫با هم آشنا شدیم.

257
00:22:13,480 --> 00:22:15,713
‫بابات و من.

258
00:22:21,086 --> 00:22:24,340
‫خاویر هر روز صبح
‫بلند می‌شد بره نیشکر ببُره،

259
00:22:25,000 --> 00:22:27,279
‫تا ساعت ۸ صبح، بعدش برمی‌گشت،

260
00:22:27,280 --> 00:22:29,879
‫صبحونه می‌خورد و دوباره
‫می‌رفت تا ساعت ۱۲ ظهر.

261
00:22:29,880 --> 00:22:33,632
‫و حدود ساعت ۹ شب
‫دیگه تو رختخواب بود.

262
00:22:33,633 --> 00:22:36,340
‫و دوباره ساعت ۲ صبح بیدار می‌شد.

263
00:22:36,840 --> 00:22:41,479
‫وقتی آسمون مهتابی بود، می‌رفت.

264
00:22:41,480 --> 00:22:44,519
‫اما اگه آسمون
‫مهتابی نبود، نمی‌رفت.

265
00:22:44,520 --> 00:22:46,180
‫فقط فرداش می‌رفت.

266
00:22:49,126 --> 00:22:51,578
‫این گابریله وقتی بچه بود.

267
00:22:51,579 --> 00:22:52,959
‫عصبانی بود.

268
00:22:52,960 --> 00:22:55,199
‫واسه همین خوابوندمش

269
00:22:55,200 --> 00:22:57,300
‫و خاویر عکس رو گرفت.

270
00:23:02,000 --> 00:23:04,020
‫از همه‌ی بچه‌ها عکس می‌گرفت.

271
00:23:07,480 --> 00:23:10,079
‫زن‌ها زیاد اهل عکس گرفتن نبودن.

272
00:23:10,080 --> 00:23:11,380
‫مردها بودن.

273
00:23:14,219 --> 00:23:18,679
‫می‌گفت: «بهترینش رو
‫واسه خودت نگه داشتی».

274
00:23:18,680 --> 00:23:20,180
‫آدم شوخی بود.

275
00:23:22,400 --> 00:23:25,140
‫زین می‌ساخت، می‌دونی؟

276
00:23:25,646 --> 00:23:28,700
‫کله‌گی، افسار، همه‌ی
‫اینجور چیزا رو می‌ساخت

277
00:23:29,260 --> 00:23:30,734
‫خوب فروش می‌رفتن.

278
00:23:31,433 --> 00:23:32,859
‫جشنواره‌ی...

279
00:23:32,860 --> 00:23:34,719
‫اسمش چی بود؟

280
00:23:34,720 --> 00:23:36,679
‫جشنواره، جشنواره‌ی...

281
00:23:36,680 --> 00:23:38,439
‫سنت!

282
00:23:38,440 --> 00:23:39,780
‫ما...

283
00:23:40,440 --> 00:23:42,860
‫امیدِ چامامه!

284
00:23:43,726 --> 00:23:48,220
‫ما از اون بالا میایم،
‫جایی که هواش پاکه.

285
00:23:49,093 --> 00:23:52,580
‫واسه همه‌تون، ریتمِ...

286
00:23:53,306 --> 00:23:55,339
‫چامامه رو میاریم!

287
00:23:55,340 --> 00:23:57,700
‫و این‌جوری پیش میره!

288
00:24:01,986 --> 00:24:04,540
‫بذارین اون ساپوکای
‫رو بشنویم، گائوچوها!

289
00:24:09,960 --> 00:24:12,140
‫شما دِلفین کاتا هستین، درسته آقا؟

290
00:24:14,172 --> 00:24:15,340
‫خودمم.

291
00:24:15,866 --> 00:24:18,820
‫داشتین عکس می‌گرفتین.
‫اون چه دوربینیه؟

292
00:24:20,400 --> 00:24:23,660
‫اون دوربین مال یکی
‫از اعضای جمعیت بود.

293
00:24:24,160 --> 00:24:25,900
‫از این دوربینا که با فیلم کار می‌کنه.

294
00:24:26,400 --> 00:24:28,860
‫بعداً می‌بینمت. مراقب باش.

295
00:24:29,600 --> 00:24:31,220
‫دارن عکس می‌گیرن.

296
00:24:33,760 --> 00:24:34,879
‫داری ضبط می‌کنی، نه؟

297
00:24:34,880 --> 00:24:36,326
‫- منظورم صورت‌هاشونه.
‫- آره داداش.

298
00:24:36,327 --> 00:24:39,159
‫- بگیر سمتشون، خونسرد باش.
‫- می‌بینمشون.

299
00:24:39,160 --> 00:24:41,540
‫داریو آمین اون روز
‫داشت ضبط می‌کرد.

300
00:24:42,320 --> 00:24:45,220
‫یه دوربین فیلم‌برداری
‫و یه هفت‌تیر داشت.

301
00:24:47,520 --> 00:24:49,600
‫این عمو خاویره.

302
00:24:51,920 --> 00:24:52,980
‫این آندرس‌ه.

303
00:24:54,620 --> 00:24:57,280
‫امیلیو، این منم،

304
00:24:58,040 --> 00:24:59,833
‫و اونی که داره از
‫اینجا میاد پایین، بتوئه.

305
00:25:00,600 --> 00:25:01,520
‫بتو کاتا.

306
00:25:03,260 --> 00:25:05,480
‫این نیکوئه، پسر آدریانا.

307
00:25:05,481 --> 00:25:08,560
‫این لوکرسیاست، دختر دلفین کاتا.

308
00:25:09,140 --> 00:25:10,880
‫این فرانسیسکاست.

309
00:25:11,600 --> 00:25:15,380
‫و اونم عمو خاویره
‫که اونجا ایستاده.

310
00:25:16,700 --> 00:25:20,399
‫واسه چی؟ دیگه تو دادگاه
‫هیچ‌کس به حرفشون گوش نمیده.

311
00:25:20,400 --> 00:25:22,919
‫اگه حرف بزنیم، شاید همدیگه
‫رو درک کنیم. یا شاید هم نه.

312
00:25:22,920 --> 00:25:25,679
‫پس میگم بیاین حرف بزنیم،
‫شاید همدیگه رو درک کردیم.

313
00:25:25,680 --> 00:25:27,699
‫یا شاید هم نه. می‌دونی که
‫یه حکم دادگاه وجود داره...

314
00:25:27,700 --> 00:25:29,326
‫عمو خاویر داره از پشت میاد.

315
00:25:31,020 --> 00:25:32,500
‫داره از اون‌جا میاد پایین.

316
00:25:44,880 --> 00:25:46,780
‫فکر کردی کی هستی؟

317
00:26:01,640 --> 00:26:04,906
‫داشتیم با گومز کلنجار
‫می‌رفتیم و من این‌طوری کردم...

318
00:26:04,907 --> 00:26:06,100
‫ببخشید.

319
00:26:06,901 --> 00:26:08,178
‫این‌طوری.

320
00:26:08,179 --> 00:26:09,659
‫بعدش تفنگ رو برداشتم

321
00:26:09,660 --> 00:26:11,012
‫و پرتش کردم اون‌طرف.

322
00:26:11,013 --> 00:26:12,440
‫خاویر کجا بود؟

323
00:26:13,240 --> 00:26:14,379
‫خاویر اون‌جا دراز کشیده بود.

324
00:26:14,380 --> 00:26:16,039
‫اون‌جا بود که گفت:

325
00:26:16,040 --> 00:26:18,187
‫ترک، بی‌شرف. بهم شلیک کردی.

326
00:26:19,966 --> 00:26:21,500
‫این بنای یادبود این‌جا نبود.

327
00:26:23,539 --> 00:26:25,539
‫بعدش یه صدای شلیک دیگه شنیدم.

328
00:26:25,540 --> 00:26:27,220
‫گومز دیگه تفنگ نداشت.

329
00:26:27,746 --> 00:26:30,506
‫بعدش، گومز سعی کرد فرار کنه

330
00:26:30,507 --> 00:26:32,447
‫و این‌جا افتاد.

331
00:26:32,953 --> 00:26:34,799
‫یه کم جلوتر.

332
00:26:34,800 --> 00:26:36,452
‫اون‌جا.

333
00:26:36,453 --> 00:26:39,353
‫اون‌جا بود که گومز دستش
‫رو برد سمت مچ پاش.

334
00:26:39,953 --> 00:26:43,686
‫منم پاش رو این‌طوری کشیدم

335
00:26:43,687 --> 00:26:45,380
‫و اون یکی تفنگش رو گرفتم.

336
00:26:45,880 --> 00:26:47,480
‫گومز خلع سلاح شده بود.

337
00:26:48,159 --> 00:26:49,552
‫پرتش کردم اون دوردورها.

338
00:26:49,553 --> 00:26:50,980
‫اون‌طرف.

339
00:26:55,320 --> 00:26:57,439
‫لطفاً نام کاملتون رو بگین، لطفاً.

340
00:26:57,440 --> 00:26:59,180
‫آلبرتو اورلاندو کاتا.

341
00:27:00,120 --> 00:27:01,426
‫چند سالته؟

342
00:27:01,427 --> 00:27:02,620
‫بیست و دو.

343
00:27:03,560 --> 00:27:05,352
‫چه‌کاره‌ای؟

344
00:27:05,353 --> 00:27:06,420
‫ورزشکارم.

345
00:27:06,421 --> 00:27:08,461
‫- صدات رو نمی‌شنوم.
‫- ورزشکارم.

346
00:27:08,462 --> 00:27:10,260
‫- ورزشکار؟
‫- بله.

347
00:27:12,840 --> 00:27:14,693
‫- تونستی مدرسه بری؟
‫- بله.

348
00:27:14,694 --> 00:27:17,538
‫- تا چه مقطعی خوندی؟
‫- دبیرستان.

349
00:27:17,539 --> 00:27:19,400
‫- فارغ‌التحصیل شدی؟
‫- بله.

350
00:27:19,401 --> 00:27:22,700
‫من این‌جا ایستاده بودم و
‫عموم از این‌طرف اومد.

351
00:27:23,280 --> 00:27:25,520
‫بعد دیدم آمین داره
‫از اون‌جا شلیک می‌کنه.

352
00:27:28,273 --> 00:27:29,839
‫این دور و برها.

353
00:27:29,840 --> 00:27:32,359
‫- آمین اون‌جا بود.
‫- درسته.

354
00:27:32,360 --> 00:27:34,260
‫- ادامه بده. راه رو نشون بده.
‫- اوهوم.

355
00:27:35,566 --> 00:27:37,026
‫اون از پشت اومد.

356
00:27:40,053 --> 00:27:42,800
‫برگشتم و دیدم
‫والدیویسو داره میاد.

357
00:27:46,360 --> 00:27:51,065
‫من مطلعم که سلاح‌ها ضبط شدن...

358
00:27:51,066 --> 00:27:54,159
‫میشه لطفاً اونا رو
‫به شاکی نشون بدین؟

359
00:27:54,160 --> 00:27:56,138
‫ما هیچ‌وقت اونا رو ندیدیم.

360
00:27:56,139 --> 00:27:59,240
‫- البته.
‫- اگه اجازه بدین.

361
00:27:59,241 --> 00:28:01,446
‫خالی هستن، آقای منشی؟

362
00:28:01,447 --> 00:28:04,945
‫- لطفاً رو به پایین نگهشون دارین.
‫- بسیار خب.

363
00:28:04,946 --> 00:28:07,592
‫یه کلت تائوروس کالیبر ۴۰،

364
00:28:07,593 --> 00:28:10,425
‫یه برتا، کالیبر ۹ میلی‌متری

365
00:28:10,426 --> 00:28:12,360
‫و یه رولور کالیبر ۳۲.

366
00:28:16,600 --> 00:28:19,812
‫اسلحه رو میندازم و تنها
‫کاری که از دستم برمیاد

367
00:28:19,813 --> 00:28:21,160
‫اینه که بدوئم بیام اینجا.

368
00:28:22,073 --> 00:28:24,040
‫میرم دنبال والدیویسو بگردم.

369
00:28:27,120 --> 00:28:28,340
‫و بعدش بیهوش میشم.

370
00:28:29,400 --> 00:28:31,020
‫دیگه هیچی یادم نمیاد.

371
00:28:33,840 --> 00:28:35,580
‫چهار نفر، میشه بیاین، لطفاً.

372
00:28:38,280 --> 00:28:39,500
‫اینجا بایستین.

373
00:28:41,160 --> 00:28:42,580
‫یکی، اینجا بایسته.

374
00:28:43,880 --> 00:28:45,160
‫یکی پشت سرم، لطفاً.

375
00:28:46,960 --> 00:28:49,239
‫از پهلوها، لگد می‌زدن به شکمم.

376
00:28:49,240 --> 00:28:52,279
‫اون یارو که پشتم بود
‫با چوب زد تو سرم.

377
00:28:52,280 --> 00:28:55,479
‫بلند شدم و بهشون هشدار
‫دادم که دارن منو می‌کشن.

378
00:28:55,480 --> 00:28:58,200
‫شلیک می‌کنم و داد
‫می‌زنم: «ایست! پلیس!»

379
00:28:58,201 --> 00:29:00,720
‫«دارین می‌کشینش! بسه دیگه!»

380
00:29:00,721 --> 00:29:03,520
‫«من افسر پلیسم.
‫دارین چیکار می‌کنین؟»

381
00:29:04,100 --> 00:29:06,860
‫برمی‌گردم. یه یارو چاقه
‫شروع می‌کنه به خفه کردنم.

382
00:29:07,780 --> 00:29:11,105
‫از طرز مشت زدنشون
‫فکر کردم بهم شلیک میشه.

383
00:29:11,106 --> 00:29:14,080
‫واسه همین همون پایین
‫می‌مونم و وقتی بلند میشم،

384
00:29:14,660 --> 00:29:17,620
‫سکوت برقرار بود و خون
‫داشت می‌ریخت رو چشمام.

385
00:29:21,320 --> 00:29:25,800
‫درسته که ضربه خوردن،
‫اما گلوله‌ای شلیک نشد.

386
00:29:26,480 --> 00:29:29,765
‫ما هم می‌تونستیم
‫مثل اونا رفتار کنیم،

387
00:29:29,766 --> 00:29:31,180
‫با همون اسلحه‌ها.

388
00:29:32,040 --> 00:29:34,039
‫اما این کار رو نکردیم...

389
00:29:34,040 --> 00:29:38,680
‫خاویر تیر خورد و
‫جونش رو از دست داد.

390
00:29:39,800 --> 00:29:43,820
‫امیلیو به ساق پاش تیر
‫خورد که باعث شد پاش بشکنه.

391
00:29:44,772 --> 00:29:48,220
‫و به شکم آندرس تیر خورد.

392
00:29:55,446 --> 00:29:59,759
‫درست وقتی دادگاه
‫شروع شد، حالش بد شد

393
00:29:59,760 --> 00:30:03,519
‫و توی سرش یه تومور پیدا کردن.

394
00:30:03,520 --> 00:30:06,972
‫می‌خواد حرف بزنه، بعضی
‫کلمه‌ها رو درست میگه،

395
00:30:06,973 --> 00:30:12,220
‫اما نمی‌تونه چیزی که حس
‫می‌کنه یا می‌خواد بگه رو بیان کنه.

396
00:30:17,440 --> 00:30:21,119
‫این وسط، ما منتظر دادگاه...

397
00:30:21,120 --> 00:30:23,579
‫علیه این کلاهبردارها، موندیم.

398
00:30:23,580 --> 00:30:24,672
‫نُه سال.

399
00:30:24,673 --> 00:30:26,119
‫آره، نُه سال

400
00:30:26,120 --> 00:30:28,460
‫تا اینکه بالاخره
‫دادگاه برگزار شد.

401
00:30:28,461 --> 00:30:33,880
‫«جمعیت چوچاگاستا»

402
00:30:34,600 --> 00:30:36,420
‫خاویر چوکوبار!

403
00:30:37,440 --> 00:30:39,780
‫حالا و همیشه!

404
00:30:39,781 --> 00:30:41,839
‫«ما خواستار استعفای
‫دادستان دمیتری هستیم»

405
00:30:41,840 --> 00:30:44,460
‫می‌بینی؟ اونجا
‫هم یه خودکار داره.

406
00:30:47,939 --> 00:30:49,340
‫توی جیب پیرهنش.

407
00:30:51,906 --> 00:30:53,400
‫تولد مانولو بود.

408
00:30:57,120 --> 00:30:59,220
‫پینیاتا رو ترکوندن.

409
00:31:00,720 --> 00:31:03,840
‫این چانیتوعه، چقدر کوچیک بود!

410
00:31:03,841 --> 00:31:05,660
‫چانیتو.

411
00:31:06,252 --> 00:31:09,159
‫اسم این پیرمرده چی بود؟

412
00:31:09,160 --> 00:31:10,425
‫همیشه این دور و برا بود.

413
00:31:10,426 --> 00:31:14,500
‫وقتی گاوها رو داغ
‫می‌زدن، اون آهنگ می‌زد.

414
00:31:15,360 --> 00:31:16,860
‫با خاویر رفیق بود.

415
00:31:19,360 --> 00:31:22,300
‫ماریلا، زنِ گابریل، کیک رو پخت.

416
00:31:22,833 --> 00:31:24,260
‫اون شیرینی می‌پزه.

417
00:31:26,600 --> 00:31:30,540
‫کل خانواده تو اون عکس هستن،
‫همه می‌خواستن تو عکس باشن.

418
00:31:31,713 --> 00:31:35,420
‫خاویر داره آکاردئونِ
‫پیرمرد رو می‌نوازه.

419
00:31:40,040 --> 00:31:42,860
‫وقتی اومدن من اینجا بودم.

420
00:31:44,040 --> 00:31:48,700
‫خاویر بهم گفت با بقیه میره
‫پایین سمت زمین و برمی‌گرده.

421
00:31:52,720 --> 00:31:54,820
‫و همون موقع بود
‫که صدای تیر شنیدم.

422
00:31:58,280 --> 00:32:01,580
‫افتادم زمین، بلند شدم،
‫افتادم و بلند شدم...

423
00:32:02,120 --> 00:32:05,039
‫می‌گفتن داشتم غلت
‫می‌خوردم و جیغ می‌کشیدم.

424
00:32:05,040 --> 00:32:06,580
‫هیچی یادم نیست.

425
00:32:09,527 --> 00:32:13,353
‫می‌گفتن: «مامان بیا بریم
‫خونه، بابا دیگه تموم کرده. »

426
00:32:13,354 --> 00:32:15,380
‫مدام تکرار می‌کردم:
‫«نه، اون نمرده. »

427
00:32:21,600 --> 00:32:25,500
‫نمی‌تونستن منو ببرن. اونجا
‫بودم، چسبیده بودم بهش.

428
00:32:33,440 --> 00:32:35,919
‫خبر رو آغاز می‌کنیم...

429
00:32:35,920 --> 00:32:39,639
‫با یه درگیری مسلحانه
‫وحشیانه بین دو تا گروه

430
00:32:39,640 --> 00:32:43,519
‫در شهر چوچا، در بخش ترانکاس.

431
00:32:43,520 --> 00:32:45,879
‫که در نتیجه، یه مرد کشته شد

432
00:32:45,880 --> 00:32:48,020
‫و سه نفر زخمی شدن.

433
00:32:48,021 --> 00:32:50,260
‫بعدازظهر...

434
00:32:57,340 --> 00:32:58,820
‫چرا اونجا بودین؟

435
00:33:03,240 --> 00:33:05,940
‫داشتیم از زمین‌مون
‫مراقبت می‌کردیم.

436
00:33:07,480 --> 00:33:12,220
‫برای اینکه نذاریم
‫غریبه‌ها تصاحبش کنن.

437
00:33:14,046 --> 00:33:17,260
‫از کی داشتین از زمین
‫مراقبت می‌کردین؟

438
00:33:19,786 --> 00:33:22,900
‫ما اونجا زندگی می‌کردیم.

439
00:33:23,400 --> 00:33:27,199
‫اجدادمون، پدربزرگم، جدّم.

440
00:33:27,200 --> 00:33:29,178
‫چند سالتونه آقا؟

441
00:33:29,179 --> 00:33:30,172
‫چهل و شش.

442
00:33:30,173 --> 00:33:32,980
‫چهل و شش ساله که دارین
‫از زمین مراقبت می‌کنین؟

443
00:33:33,520 --> 00:33:34,805
‫حتی قبل از اون.

444
00:33:34,806 --> 00:33:37,779
‫- وکیل مدافع، حق با دادستانه.
‫- خیلی قبل‌تر از اون.

445
00:33:37,780 --> 00:33:39,719
‫- ربطی نداره.
‫- نه، نداره.

446
00:33:39,720 --> 00:33:43,966
‫گفت همیشه اونجا زندگی کرده،
‫پدربزرگ و مادربزرگش هم همین‌طور.

447
00:33:43,967 --> 00:33:47,340
‫می‌خوام بدونم چند وقته که
‫دارن از زمین محافظت می‌کنن.

448
00:33:48,019 --> 00:33:50,399
‫پس دقیقاً همین رو ازش بپرسین.

449
00:33:50,400 --> 00:33:53,279
‫از کی شروع کردین به جمع شدن

450
00:33:53,280 --> 00:33:56,500
‫تو اون منطقه یا جلوی دروازه
‫برای محافظت از زمین؟

451
00:33:58,826 --> 00:34:00,439
‫«ما اسلحه نداشتیم،

452
00:34:00,440 --> 00:34:03,039
‫از همون اول صلح‌آمیز رفتار کردیم

453
00:34:03,040 --> 00:34:05,359
‫تا نذاریم کنترل رو
‫به دست بگیرن. »

454
00:34:05,360 --> 00:34:08,320
‫«اما مشکلاتی پیش اومد و اونا
‫شروع کردن به تیراندازی. »

455
00:34:08,321 --> 00:34:12,180
‫«مجبور شدیم با چوب و
‫سنگ از خودمون دفاع کنیم. »

456
00:34:20,533 --> 00:34:21,820
‫راستش...

457
00:34:22,560 --> 00:34:25,999
‫آره، با سنگ، چون
‫حقیقت اینه که ما...

458
00:34:26,000 --> 00:34:28,140
‫ما اصلاً اسلحه‌ای نداشتیم.

459
00:34:30,520 --> 00:34:32,180
‫منو می‌شناسین آقا؟

460
00:34:33,560 --> 00:34:34,540
‫نه.

461
00:34:35,480 --> 00:34:36,660
‫می‌خوام بهم نگاه کنین.

462
00:34:37,160 --> 00:34:40,440
‫متهم‌ها رو می‌شناسین؟ همونایی
‫که به اسم آمین ازشون یاد کردین،

463
00:34:40,441 --> 00:34:43,280
‫اونی که کلاه سفید سرشه،
‫و اون مو خاکستریه.

464
00:34:44,986 --> 00:34:45,846
‫می‌شناسمش.

465
00:34:45,847 --> 00:34:47,880
‫- اون کیه؟
‫- داریو آمین.

466
00:34:47,881 --> 00:34:49,999
‫و از سمت راستت،

467
00:34:50,000 --> 00:34:51,700
‫کسی رو می‌شناسی؟

468
00:34:54,779 --> 00:34:59,239
‫- سوال تیم دفاع...
‫- اون دیگه به دفاع ما مربوطه.

469
00:34:59,240 --> 00:35:01,413
‫من استراتژیم رو با
‫شما در میون نمی‌ذارم.

470
00:35:01,414 --> 00:35:03,640
‫- ولی سوال...
‫- ضرری نمی‌رسونه.

471
00:35:03,641 --> 00:35:07,380
‫برای اینکه تکراری نشه،
‫چشمات خوب می‌بینه؟

472
00:35:08,967 --> 00:35:11,500
‫- ببخشید؟
‫- اینکه چشمات خوب می‌بینه یا نه.

473
00:35:12,280 --> 00:35:15,260
‫- عینک می‌زنی؟
‫- نه، نمی‌زنم. چشمام خوب می‌بینه.

474
00:35:16,520 --> 00:35:21,239
‫وقتی آقای آمین رو دیدی، ایستاده
‫بود، نشسته بود یا زانو زده بود؟

475
00:35:21,240 --> 00:35:23,018
‫ایستاده بود.

476
00:35:23,019 --> 00:35:24,879
‫و وقتی عموم رد شد،

477
00:35:24,880 --> 00:35:28,679
‫اسلحه رو گرفت سمتش
‫و شلیک کرد، دیدمش...

478
00:35:28,680 --> 00:35:31,460
‫کی تشخیص داد که
‫آقای چوکوبار فوت کرده؟

479
00:35:35,626 --> 00:35:39,497
‫گفتی دیدی که آقای والدیویسو
‫داره با اسلحه‌اش شلیک می‌کنه.

480
00:35:39,498 --> 00:35:40,422
‫دیدم.

481
00:35:40,423 --> 00:35:43,180
‫- کی بود؟
‫- اون...

482
00:35:43,181 --> 00:35:46,460
‫کجای داستانت؟

483
00:35:48,440 --> 00:35:49,759
‫می‌گم، وقتی مردم داشتن...

484
00:35:49,760 --> 00:35:51,313
‫نزدیک‌تر به میکروفون.

485
00:35:51,314 --> 00:35:54,392
‫مردم داشتن عقب‌نشینی
‫می‌کردن، و اون نشونه گرفت

486
00:35:54,393 --> 00:35:58,000
‫به سمت مردمی که
‫داشتن بالا می‌رفتن،

487
00:35:58,001 --> 00:36:00,207
‫تا به یه مسیر دیگه
‫اون بالاتر برسن.

488
00:36:00,208 --> 00:36:02,658
‫- به سمت مردم نشونه گرفت.
‫- بله.

489
00:36:02,659 --> 00:36:06,546
‫اظهاراتی که بعد از اون اتفاق با
‫پلیس بیان کردی رو یادت هست؟

490
00:36:06,547 --> 00:36:07,920
‫ببخشید، به نظر من

491
00:36:07,921 --> 00:36:11,539
‫اظهارات تیم دفاع،
‫اذیت و آزار شاهده.

492
00:36:11,540 --> 00:36:13,700
‫این یه بحث شفاهیه!

493
00:36:14,200 --> 00:36:17,040
‫و دادرسی‌های شفاهی برای همینه.

494
00:36:17,041 --> 00:36:21,001
‫برای اینکه شهود بتونن
‫با جزئیات توضیح بدن،

495
00:36:21,002 --> 00:36:24,359
‫نه اینکه عیناً چیزی رو که به
‫یه کامپیوتر گفتن تکرار کنن...

496
00:36:24,360 --> 00:36:25,785
‫اجازه می‌خوام صحبت کنم.

497
00:36:25,786 --> 00:36:30,360
‫جناب قاضی، قصد
‫ندارم شاهد رو بترسونم.

498
00:36:31,159 --> 00:36:34,885
‫اظهارات قبلیش متفاوت بود.

499
00:36:34,886 --> 00:36:37,480
‫۱۳ سالش بود، زیر سن قانونی بود.

500
00:36:37,481 --> 00:36:42,960
‫بر اساس چیزی که الان می‌گه، من
‫درخواست مواجهه حضوری دارم.

501
00:36:44,826 --> 00:36:46,852
‫فهمیدی؟ و هیچ
‫اسلحه‌ای تو دستم نبود

502
00:36:46,853 --> 00:36:50,792
‫چون تو ازم دزدیدیش و بردیش.

503
00:36:50,793 --> 00:36:52,892
‫می‌شنوی؟ اسلحه یه پیستوله.

504
00:36:52,893 --> 00:36:54,940
‫- چه شکلیه؟
‫- اسلحه...

505
00:36:54,941 --> 00:36:56,954
‫- تو که می‌گی خیلی خوب می‌شناسیش.
‫- ... یه اسلحه کوچیک...

506
00:36:56,955 --> 00:36:59,046
‫اشتباه می‌کنی، اسلحه من بزرگه!

507
00:36:59,047 --> 00:37:00,647
‫کاملاً در اشتباهی، اون بزرگه!

508
00:37:00,648 --> 00:37:02,180
‫یه پیستول بزرگه!

509
00:37:03,173 --> 00:37:06,032
‫- محترمانه صحبت کنین، آقای والدیویسو.
‫- صدات رو بالا نبر.

510
00:37:06,033 --> 00:37:08,433
‫- خیلی خب.
‫- من به شما اجازه صحبت ندادم.

511
00:37:08,434 --> 00:37:10,680
‫- عذر می‌خوام جناب قاضی.
‫- محترمانه رفتار کنین.

512
00:37:10,681 --> 00:37:12,299
‫اسلحه...

513
00:37:12,300 --> 00:37:14,180
‫بزرگ نبود، اون...

514
00:37:14,181 --> 00:37:16,633
‫اگه اسلحه رو بشناسی...

515
00:37:16,634 --> 00:37:19,585
‫از دادگاه می‌خوام اسلحه‌ها رو
‫نشون بده و ببینه که اون می‌شناسه...

516
00:37:19,586 --> 00:37:22,159
‫نه، با اون حرف
‫بزن، نه با دادگاه.

517
00:37:22,160 --> 00:37:23,899
‫و وقتی داشتی می‌رفتی...

518
00:37:23,900 --> 00:37:27,340
‫- وسط حرف نپر.
‫- ... برگشتی، واسه همین پیداش کردم.

519
00:37:27,341 --> 00:37:28,672
‫اسلحه من؟

520
00:37:28,673 --> 00:37:30,580
‫- خب...
‫- اسلحه من؟

521
00:37:31,193 --> 00:37:32,300
‫اسلحه من بود؟

522
00:37:33,000 --> 00:37:35,279
‫چرا یه اسلحه دیگه برنداشتی؟

523
00:37:35,280 --> 00:37:36,440
‫- چون...
‫- چرا؟

524
00:37:36,441 --> 00:37:40,698
‫- چرا باید این کار رو می‌کردم؟
‫- پس چرا اسلحه من رو برداشتی؟

525
00:37:40,699 --> 00:37:43,660
‫- ببخشید؟
‫- پس چرا اون یکی اسلحه من رو برداشتی؟

526
00:37:44,160 --> 00:37:46,745
‫که دوباره گند نزنی مثل...

527
00:37:46,746 --> 00:37:49,099
‫داری می‌گی من یه اسلحه برداشتم

528
00:37:49,100 --> 00:37:50,519
‫و اینکه گند زدم...

529
00:37:50,520 --> 00:37:53,305
‫می‌گی من احتمالاً
‫یه اسلحه برداشتم.

530
00:37:53,306 --> 00:37:54,721
‫چه اسلحه‌ای برداشتم؟

531
00:37:54,722 --> 00:37:57,485
‫فکر می‌کنی اگه یه
‫تفنگ دیگه پیدا کرده بودم،

532
00:37:57,486 --> 00:38:01,120
‫بدون تفنگ خودم که
‫ازم دزدیدی می‌رفتم؟

533
00:38:13,240 --> 00:38:14,620
‫چرا اونجا بودی؟

534
00:38:15,813 --> 00:38:18,180
‫ازش پرسیدم چرا اونجا بود.

535
00:38:19,120 --> 00:38:20,940
‫ضرری نداره، جواب بده.

536
00:38:21,913 --> 00:38:25,060
‫چرا تو اون مکان بودی؟

537
00:38:29,200 --> 00:38:30,500
‫به خدا اعتقاد داری؟

538
00:38:33,486 --> 00:38:36,220
‫قسم می‌خوری که حقیقت
‫رو بگی، خدا هم کمکت کنه؟

539
00:38:38,499 --> 00:38:40,500
‫گفتی که دور هم جمع شدین

540
00:38:41,227 --> 00:38:43,580
‫تا از زمین محافظت کنین.

541
00:38:44,767 --> 00:38:49,980
‫چرا فکر کردی یکی می‌خواد
‫زمینت رو تصاحب کنه؟

542
00:38:53,820 --> 00:38:56,519
‫چند تا خونواده
‫اونجا زندگی می‌کنن؟

543
00:38:56,520 --> 00:38:59,200
‫هیچ‌وقت به فکر دفاع
‫از خودتون افتادین؟

544
00:38:59,201 --> 00:39:01,540
‫جناب وکیل، به
‫واقعیت‌ها تکیه کنین.

545
00:39:05,160 --> 00:39:08,020
‫می‌دونستی که زمین مال آمین بود؟

546
00:39:11,680 --> 00:39:13,159
‫رک و پوست‌کنده می‌گم.

547
00:39:13,160 --> 00:39:15,820
‫چرا اون روز اونجا بودی

548
00:39:16,440 --> 00:39:20,380
‫به جای اینکه تو خونه باشی و چای
‫ماته بخوری یا زمین رو شخم بزنی؟

549
00:39:25,440 --> 00:39:28,839
‫یه ورزشکار از شهر
‫ترانکاس، لا ایگرا!

550
00:39:28,840 --> 00:39:33,639
‫وارد می‌شه، ورزشکار
‫شماره ۲۰ از لا ایگرا!

551
00:39:33,640 --> 00:39:36,880
‫به نمایندگی از ترانکاس!

552
00:39:54,027 --> 00:39:55,092
‫یالا.

553
00:39:55,093 --> 00:39:56,018
‫بیا.

554
00:40:06,600 --> 00:40:08,919
‫خیلی دوست داشتم

555
00:40:08,920 --> 00:40:12,340
‫این کار رو، عکس گرفتن رو.

556
00:40:15,080 --> 00:40:17,380
‫پرواز کن برو، کوچولو.

557
00:40:18,920 --> 00:40:22,439
‫وقتی سربازی بودم،

558
00:40:22,440 --> 00:40:23,960
‫چند تا عکس انداختم.

559
00:40:35,200 --> 00:40:38,820
‫می‌خواستم یه یادگاری
‫نگه دارم که از بین نره.

560
00:40:42,853 --> 00:40:45,680
‫از اون دوربین‌های مقوایی داشتم.

561
00:40:52,920 --> 00:40:55,006
‫این روزا گوشی کمک حاله.

562
00:40:55,007 --> 00:40:58,080
‫ولی تو جمعیت، همه ما
‫گوشی‌های خوبی نداریم.

563
00:41:15,760 --> 00:41:20,900
‫من این عکسا رو گرفتم
‫تا یه سوابقی داشته باشم

564
00:41:21,560 --> 00:41:23,920
‫از اون دوران سختی

565
00:41:23,921 --> 00:41:27,440
‫که جمعیت داشت از سر می‌گذروند.

566
00:41:29,640 --> 00:41:33,920
‫مثل وقتی که داریو آمین
‫اون آلونک رو ساخت.

567
00:41:35,160 --> 00:41:39,839
‫رئیس بالدراما داره
‫حکم رو نشون میده

568
00:41:39,840 --> 00:41:42,479
‫که ازشون می‌خواد
‫جمعیت رو ترک کنن

569
00:41:42,480 --> 00:41:43,980
‫چون اجازه نداشتن اونجا باشن.

570
00:41:55,586 --> 00:41:58,460
‫مردم از شکایت و
‫دادگاه خسته شده بودن.

571
00:41:58,960 --> 00:42:03,405
‫باید یه جوری از خودمون دفاع
‫می‌کردیم، چطوری این کار رو کردیم؟

572
00:42:03,406 --> 00:42:05,400
‫با گزارش دادن.

573
00:42:06,920 --> 00:42:11,319
‫چه کاری براش می‌کردن چه نمی‌کردن،

574
00:42:11,320 --> 00:42:13,420
‫بدون گزارش، هیچ
‫مدرکی وجود نداره.

575
00:42:16,140 --> 00:42:19,620
‫فهمیدنِ اینکه تو...

576
00:42:20,793 --> 00:42:22,940
‫اوم...

577
00:42:23,800 --> 00:42:26,700
‫از نسل اجداد مایی

578
00:42:27,780 --> 00:42:31,260
‫برام راحت نبوده.

579
00:42:34,360 --> 00:42:36,839
‫ولی بالاخره فهمیدم.

580
00:42:36,840 --> 00:42:39,080
‫ما از جای دوری نیومدیم.

581
00:42:39,081 --> 00:42:41,093
‫ما اهل آلمان نیستیم،

582
00:42:41,094 --> 00:42:44,780
‫از آمریکا نیومدیم،
‫از ایتالیا نیومدیم.

583
00:42:45,600 --> 00:42:50,380
‫اینجا، پدربزرگ و مادربزرگامون،
‫جدهامون، والدینمون...

584
00:42:50,920 --> 00:42:54,300
‫و خودمون، همه‌مون اینجا به دنیا اومدیم
‫و بچه‌هامونم دارن همین‌جا به دنیا میان.

585
00:42:57,707 --> 00:43:01,580
‫اینا مراحلیه که باید برای
‫تشکیل پرونده طی بشه.

586
00:43:02,280 --> 00:43:06,179
‫باید مشکل رو تحلیل کنی

587
00:43:06,180 --> 00:43:09,919
‫و ببینی کجا باید مطرحش کنی.

588
00:43:09,920 --> 00:43:13,405
‫چه مجلس محلی باشه، چه دادسرا

589
00:43:13,406 --> 00:43:17,800
‫یا یه سازمان دیگه،
‫مثل اداره ثبت اسناد.

590
00:43:17,801 --> 00:43:21,380
‫یعنی هر جایی که باید
‫به شکایت رسیدگی بشه.

591
00:43:22,220 --> 00:43:26,559
‫و همیشه بهتره که کل
‫جمعیت امضاش کنن،

592
00:43:26,560 --> 00:43:29,119
‫اما به همین‌جا ختم نمیشه.

593
00:43:29,120 --> 00:43:32,879
‫چون اگه پیگیری
‫نکنی، میذارنش کنار،

594
00:43:32,880 --> 00:43:36,639
‫پرونده‌های جدید میان و
‫این یکی زیر اونا دفن میشه

595
00:43:36,640 --> 00:43:38,980
‫و بعدش دیگه هیچ‌کس
‫نمی‌تونه پیداش کنه.

596
00:43:42,440 --> 00:43:46,279
‫روز از نو روزی از نو،
‫رفت و آمدهای بی‌پایان.

597
00:43:46,280 --> 00:43:49,359
‫بهمون می‌گفتن هفته بعد، ماه
‫بعد، ۱۵ روز دیگه برگردین...

598
00:43:49,360 --> 00:43:55,479
‫من... مدام اون پرونده رو پیگیری
‫می‌کردم، به صورت دوره‌ای،

599
00:43:55,480 --> 00:43:58,420
‫تا کار پیش بره.

600
00:43:59,320 --> 00:44:01,300
‫بعضی وقتا هم،

601
00:44:01,846 --> 00:44:05,119
‫باید براشون یه چیزی مثل
‫مرغی، کادویی، چیزی بفرستی،

602
00:44:05,120 --> 00:44:09,180
‫برای اونایی که پشت میز پذیرشن

603
00:44:09,181 --> 00:44:14,319
‫چون اونا هستن که واقعاً
‫پرونده‌ها رو کنترل می‌کنن.

604
00:44:14,320 --> 00:44:15,719
‫درسته.

605
00:44:15,720 --> 00:44:17,172
‫بعضی وقتا درک می‌کنن

606
00:44:17,173 --> 00:44:20,225
‫چون اونا هم کارگرن و
‫آدمایی هم‌جنس خودمونن.

607
00:44:20,226 --> 00:44:21,340
‫درسته.

608
00:44:22,340 --> 00:44:25,140
‫یه چیز مهم دیگه هم هست.

609
00:44:26,760 --> 00:44:28,700
‫وقتی طرف مقابل

610
00:44:29,300 --> 00:44:32,313
‫درخواست مذاکره می‌کنه،

611
00:44:32,314 --> 00:44:35,300
‫این برای جمعیت خوب نیست.

612
00:44:35,960 --> 00:44:39,559
‫بله، ارتباط مهمه،

613
00:44:39,560 --> 00:44:43,065
‫ولی به نفعمون نیست

614
00:44:43,066 --> 00:44:47,740
‫چون اگه قبول کنیم حرف
‫بزنیم، می‌دونیم که تهش می‌بازیم،

615
00:44:48,300 --> 00:44:51,119
‫چون مجبور می‌شیم
‫از یه چیزی کوتاه بیایم.

616
00:44:51,120 --> 00:44:55,165
‫گفتگو یعنی گذشتن از یه چیزی.

617
00:44:55,166 --> 00:44:57,760
‫یعنی گذشتن از یه بخشی از زمین.

618
00:46:05,832 --> 00:46:10,345
‫بیاین به زائرامون به
‫گرمی خوش‌آمد بگیم،

619
00:46:10,346 --> 00:46:13,520
‫به گروه گائوچوها
‫از چوچا و لا ایگرا.

620
00:46:13,521 --> 00:46:16,159
‫اونا مجسمه‌هاشون رو آوردن.

621
00:46:16,160 --> 00:46:19,245
‫امروز روز
‫خانواده‌ست، روز ایمانه.

622
00:46:19,246 --> 00:46:21,567
‫بابام اهل چاسکیویل بود.

623
00:46:22,080 --> 00:46:24,500
‫مامانم اهل رودئو گرانده بود.

624
00:46:25,453 --> 00:46:28,360
‫نمی‌دونم اون موقع‌ها
‫دسته‌های مذهبی چطوری بودن،

625
00:46:28,361 --> 00:46:30,380
‫خداوندگار سلامت، و همه‌ی
‫اون نمادهای مذهبی دیگه...

626
00:46:31,560 --> 00:46:33,727
‫مامان و بابام اونجا
‫با هم آشنا شدن

627
00:46:35,000 --> 00:46:36,279
‫و ازدواج کردن.

628
00:46:36,280 --> 00:46:38,280
‫روز مریم مقدس بر همگی مبارک.

629
00:46:40,306 --> 00:46:42,999
‫این دسته توی آنکا هولی بود.

630
00:46:43,000 --> 00:46:45,479
‫دقیقاً نمی‌دونم کدوم قسمتش،

631
00:46:45,480 --> 00:46:47,460
‫یا کدوم قدیس رو
‫داشتن حمل می‌کردن.

632
00:46:49,840 --> 00:46:51,300
‫این بابامه

633
00:46:51,812 --> 00:46:54,460
‫که داره طبل می‌زنه و
‫لابد آواز هم می‌خونه.

634
00:46:55,273 --> 00:46:57,200
‫حتماً دارن کوپلا می‌خونن.

635
00:46:58,880 --> 00:47:01,206
‫پدربزرگ و مادربزرگش
‫اهل آمایچا بودن.

636
00:47:01,740 --> 00:47:06,020
‫پدربزرگم می‌گفت که
‫فرزند اهالی بومی بوده.

637
00:47:07,553 --> 00:47:10,934
‫ولی مادربزرگم، پیستان،
‫می‌گفت که دورگه بوده.

638
00:47:12,760 --> 00:47:15,580
‫فکر کنم ما از نژاد خالص نیستیم.

639
00:47:19,600 --> 00:47:21,020
‫این یکی قدیمی‌ترینه.

640
00:47:23,200 --> 00:47:26,300
‫این اولین خونه‌ایه که
‫توی آنکا هولی داشتن.

641
00:47:29,293 --> 00:47:32,940
‫بیشتر شبیه یه آلونک کوچیک بود،
‫که با نی و چوب ساخته شده بود.

642
00:47:35,373 --> 00:47:37,380
‫مامانم دستمو گرفته.

643
00:47:39,840 --> 00:47:41,480
‫زن‌ها می‌اومدن و ازش می‌خواستن

644
00:47:41,481 --> 00:47:45,280
‫براشون پیراهن،
‫دامن یا بلوز بدوزه.

645
00:47:46,506 --> 00:47:49,220
‫مامانم همیشه می‌گفت:
‫«این‌طوری خیاطی یاد گرفتم. »

646
00:47:49,746 --> 00:47:51,799
‫پارچه رو می‌شست
‫و بعد اندازه می‌گرفت

647
00:47:51,800 --> 00:47:55,912
‫شونه‌ها و قد شلوار رو.

648
00:47:55,913 --> 00:47:57,340
‫همه‌ی اینا رو اندازه میزد.

649
00:48:00,040 --> 00:48:02,800
‫مامانم توی زایمان‌ها کمک می‌کرد.

650
00:48:02,801 --> 00:48:07,180
‫توی موارد اضطراری، من وارد
‫عمل شدم و به سه نفر کمک کردم.

651
00:48:09,133 --> 00:48:11,959
‫ولی فقط کمک کردم
‫که بچه بیاد بیرون.

652
00:48:11,960 --> 00:48:16,279
‫بند ناف رو بریدم،
‫برای جفت کمک کردم،

653
00:48:16,280 --> 00:48:17,380
‫نه بیشتر از این.

654
00:48:20,553 --> 00:48:22,139
‫این سیلویاست.

655
00:48:22,140 --> 00:48:24,940
‫اون بچه‌ی واقعی‌شون نبود.

656
00:48:25,720 --> 00:48:27,946
‫مادرش وقتی نوزاد بود
‫اونو توی خونه گذاشت و رفت

657
00:48:27,947 --> 00:48:32,220
‫واسه همین قاضی به پدر و مادرم
‫گفت که اونو به اسم خودشون ثبت کنن.

658
00:48:34,920 --> 00:48:36,140
‫این منم.

659
00:48:40,160 --> 00:48:42,340
‫«چوچا» یعنی موی ضخیم.

660
00:48:43,326 --> 00:48:45,692
‫این یه کلمه‌ست...

661
00:48:45,693 --> 00:48:47,580
‫بهم گفتن که یه کلمه‌ی بومیه.

662
00:48:52,240 --> 00:48:54,580
‫خونواده‌ی من همیشه
‫پذیرای مهمون‌ها بودن.

663
00:48:55,081 --> 00:48:59,679
‫شکارچیا می‌اومدن، یکی به اون یکی
‫می‌گفت و همین‌طوری ادامه داشت.

664
00:48:59,680 --> 00:49:02,600
‫اونا از پدر و مادرم خوب می‌گفتن.

665
00:49:03,433 --> 00:49:09,140
‫دوربین‌های عکاسی‌شون رو
‫می‌آوردن، از اون کوچیک‌های مربعی.

666
00:49:09,640 --> 00:49:11,900
‫اونا رو به مامانم هدیه می‌دادن.

667
00:49:13,219 --> 00:49:14,860
‫و این‌طوری شد که با هم دوست شدن.

668
00:49:18,533 --> 00:49:20,180
‫ما شش نفریم.

669
00:49:20,800 --> 00:49:25,380
‫بزرگ‌ترین‌مون آنتونیا بود، بعد برائولیو،
‫لوئیزا، فرانسیسکو، دلفینا و خودم.

670
00:49:26,767 --> 00:49:30,380
‫مامان و بابا بهمون یاد دادن
‫که خوش‌سرو‌زبون باشیم.

671
00:49:31,120 --> 00:49:32,580
‫نه اینکه فقط یه
‫گوشه ساکت وایسیم.

672
00:49:34,040 --> 00:49:37,460
‫اونا همیشه بهمون می‌گفتن
‫که ما اصالت بومی داریم.

673
00:49:40,040 --> 00:49:41,580
‫«بچه‌های سرخ‌پوست‌ها. »

674
00:49:44,080 --> 00:49:46,240
‫مردم بومی رو دوست نداشتن.

675
00:49:49,120 --> 00:49:54,140
‫خجالت‌آور بود چون تحقیرآمیز بود

676
00:49:56,040 --> 00:49:57,220
‫که به کسی بگن «سرخ‌پوست».

677
00:50:02,973 --> 00:50:05,740
‫مشکلاتی وجود داشت. بابام
‫همیشه این رو بهم می‌گفت.

678
00:50:07,000 --> 00:50:09,719
‫یادمه که کارش به دادگاه کشید.

679
00:50:09,720 --> 00:50:12,880
‫ازش می‌خواستن برای
‫کار روی زمین پول بده.

680
00:50:14,320 --> 00:50:16,820
‫مجبور بود با کار
‫کردنش هزینه رو بده.

681
00:50:17,680 --> 00:50:20,260
‫برای اونا کار می‌کرد،

682
00:50:20,800 --> 00:50:22,220
‫ولی بدون هیچ دستمزدی.

683
00:50:23,420 --> 00:50:26,740
‫اگه قبول نمی‌کرد،
‫تهدیدش می‌کردن،

684
00:50:26,741 --> 00:50:28,259
‫اوم،

685
00:50:28,260 --> 00:50:30,780
‫که یه حیوون یک‌ساله رو ازش بگیرن

686
00:50:31,546 --> 00:50:34,620
‫و به جاش دو تا نوزاد بهش بدن.

687
00:50:36,960 --> 00:50:39,560
‫خب، از نظر من این
‫شبیه کلاهبرداری بود

688
00:50:39,561 --> 00:50:42,999
‫چون نمی‌دونست اون نوزادها

689
00:50:43,000 --> 00:50:45,873
‫سالم بزرگ می‌شن یا
‫نه، در حالی که به رئیسش

690
00:50:45,874 --> 00:50:48,220
‫یه حیوون می‌داد که
‫از قبل یک‌سالش بود.

691
00:50:51,480 --> 00:50:55,460
‫مامانم دوست نداشت با
‫کسی مشکلی داشته باشه.

692
00:50:56,240 --> 00:51:00,780
‫واسه همین از بابام خواست بیاد و
‫یه جایی رو برای نقل‌مکان پیدا کنه.

693
00:51:03,560 --> 00:51:08,466
‫از اینکه جایی که توش به دنیا اومده
‫بودم رو ترک کنم خیلی غمگین بودم،

694
00:51:08,467 --> 00:51:10,632
‫جایی که توش بزرگ شده بودم،

695
00:51:10,633 --> 00:51:11,980
‫جایی که همه چیز داشتم.

696
00:51:13,193 --> 00:51:14,940
‫همه چیز رو توی
‫کارتن بسته‌بندی کردیم.

697
00:51:15,819 --> 00:51:18,780
‫هیچ جاده یا مسیری وجود نداشت.

698
00:51:19,433 --> 00:51:21,220
‫همه چیز رو با قاطر بردیم.

699
00:51:22,240 --> 00:51:25,200
‫حدود سه چهار ماه طول کشید.

700
00:51:26,680 --> 00:51:29,780
‫بزها، گوسفندها، گاوها، اسب‌ها.

701
00:51:30,280 --> 00:51:33,360
‫مجبور بودیم همه‌شون
‫رو ببریم. حتی مرغ‌ها رو.

702
00:51:35,520 --> 00:51:37,920
‫این وسط، خونه رو اینجا ساختیم

703
00:51:38,780 --> 00:51:43,079
‫با بریدن خشت و کاه
‫برای درست کردن سقف.

704
00:51:43,080 --> 00:51:44,999
‫اول یه اتاق خواب،

705
00:51:45,000 --> 00:51:47,880
‫بعدش یه آشپزخونه که
‫شبیه یه کلبه کوچیک بود.

706
00:51:50,060 --> 00:51:51,860
‫با هم انجامش دادیم، خانوادگی.

707
00:51:52,760 --> 00:51:54,260
‫این‌طوری بود که همه چیز ردیف شد.

708
00:51:59,667 --> 00:52:01,740
‫می‌دونی، اینا رو که
‫این‌طوری می‌بینی،

709
00:52:02,479 --> 00:52:03,780
‫حسابی فرسوده شدن،

710
00:52:05,080 --> 00:52:06,472
‫ولی هنوز اینجا هستن.

711
00:52:06,473 --> 00:52:07,780
‫من نگهشون داشتم.

712
00:52:11,360 --> 00:52:14,100
‫نمی‌دونم چی پیش میاد

713
00:52:14,873 --> 00:52:17,460
‫وقتی بمیرم، چه
‫بلایی سر اینا میاد؟

714
00:52:19,440 --> 00:52:20,860
‫باهاشون چیکار می‌کنن.

715
00:52:41,913 --> 00:52:43,919
‫این همون چیزیه که اتفاق افتاد.

716
00:52:43,920 --> 00:52:48,780
‫یه مورخ هست که به وضوح
‫می‌گه اونا سال ۱۸۰۷ ناپدید شدن.

717
00:52:49,540 --> 00:52:51,126
‫بیاین در این مورد
‫خیلی شفاف باشیم.

718
00:52:51,127 --> 00:52:52,133
‫عالیه.

719
00:52:53,280 --> 00:52:56,420
‫من ایمان کورکورانه‌ای
‫به عدالت دارم

720
00:52:57,773 --> 00:53:00,079
‫و همین‌طور به عدالت خدا.

721
00:53:00,080 --> 00:53:01,319
‫معتقدم که پسرم،

722
00:53:01,320 --> 00:53:06,159
‫بعد از هفت سال پیش
‫روان‌پزشک رفتن...

723
00:53:06,160 --> 00:53:10,220
‫در واقع هر دوتاشون،
‫نوه‌ام هم همین‌طور...

724
00:53:11,086 --> 00:53:16,839
‫واسه یه مادر خیلی سخته که ببینه پسرش
‫داره زجر می‌کشه و حالش انقدر بده...

725
00:53:16,840 --> 00:53:22,705
‫زمین‌ها قطعاً... سند و مدرک دارن.

726
00:53:22,706 --> 00:53:25,426
‫اونا توی یه مزایده قضایی
‫از بانک ملی خریده شدن.

727
00:53:25,427 --> 00:53:27,785
‫مدارک قانونی‌شون کاملاً درسته.

728
00:53:27,786 --> 00:53:31,900
‫واسه همین تونستم به عنوان
‫یه کارآفرین معدن ثبت‌نام کنم.

729
00:53:32,953 --> 00:53:37,359
‫سال ۲۰۰۶، به هر کدومشون
‫یه جریب پیشنهاد دادم،

730
00:53:37,360 --> 00:53:40,879
‫مالکیت کامل، اما نه به
‫عنوان یه جمعیت بومی،

731
00:53:40,880 --> 00:53:42,713
‫و اونا گفتن نه.

732
00:53:42,714 --> 00:53:46,359
‫توی معدن سنگ بهشون کار پیشنهاد دادم، گفتن
‫دارن از کمک‌هزینه دولتی استفاده می‌کنن.

733
00:53:46,360 --> 00:53:48,866
‫اونا ماهی ۲۰۰ پزو می‌گرفتن

734
00:53:48,867 --> 00:53:51,500
‫و ما توی معدن هفته‌ای
‫۶۰۰ تا پیشنهاد دادیم.

735
00:53:52,000 --> 00:53:53,600
‫اما هیچ‌کس نمی‌خواست کار کنه.

736
00:53:55,120 --> 00:53:58,753
‫چطور کسی می‌تونه حتی تصور
‫کنه که اگه می‌خواستم کسی رو بکشم،

737
00:53:58,754 --> 00:54:01,340
‫به پاش شلیک می‌کردم؟

738
00:54:02,880 --> 00:54:07,399
‫خیلی راحت‌تره که اسلحه رو
‫شیش اینچ بیاری بالا و بزنی به شکم.

739
00:54:07,400 --> 00:54:11,260
‫یا نه اینچ دیگه و بزنی به قفسه
‫سینه. دوازده اینچ دیگه و بزنی به سر.

740
00:54:12,080 --> 00:54:14,625
‫ولی خب معلومه: «کی این کار رو
‫کرده؟» «لوئیس گومز. » «چرا؟»

741
00:54:14,626 --> 00:54:17,640
‫«هر چی، اون شبه‌نظامیه و
‫فلان و بیساره، » و از این حرفا.

742
00:54:20,560 --> 00:54:22,559
‫حقیقت فاش می‌شه.

743
00:54:22,560 --> 00:54:24,479
‫ما واقعاً تمایل داشتیم که بریم

744
00:54:24,480 --> 00:54:28,360
‫و من به هیچ وجه، اون‌طوری
‫که وکیلا می‌گن، آدم‌کش نبودم.

745
00:54:28,361 --> 00:54:29,579
‫من واقعاً تمایل دارم.

746
00:54:29,580 --> 00:54:33,880
‫من و داریو آمین قبل از اینکه حتی اون اتفاق
‫بیفته، یه شرکت مسئولیت محدود ثبت کردیم.

747
00:54:35,240 --> 00:54:39,040
‫پس نمی‌تونن بگن که ما با
‫اسلحه رفتیم تا بیرونشون کنیم.

748
00:54:39,041 --> 00:54:41,819
‫اونا اونجا با ما زندگی می‌کردن.

749
00:54:41,820 --> 00:54:44,719
‫بعضیاشون همون‌جا به
‫دنیا اومدن و بزرگ شدن،

750
00:54:44,720 --> 00:54:47,319
‫هنوزم همون‌جان!

751
00:54:47,320 --> 00:54:49,020
‫هیچ‌کس دنبال بیرون کردنشون نبود.

752
00:54:50,899 --> 00:54:53,539
‫اینجا، همه ما در
‫برابر قانون برابریم.

753
00:54:53,540 --> 00:54:56,660
‫پس، کل این قضیه
‫بومی بودن و نبودن...

754
00:54:57,540 --> 00:54:59,159
‫وایکینگ‌ها هم بومی بودن

755
00:54:59,160 --> 00:55:02,726
‫و امروز ما به کشورشون
‫سفر می‌کنیم و اونجا جهان اوله.

756
00:55:02,727 --> 00:55:04,120
‫ممنونم، جناب قاضی.

757
00:55:29,066 --> 00:55:31,200
‫«شرکت کامپو آمیگو»
‫به چه معنی بود؟

758
00:55:31,840 --> 00:55:34,200
‫اون ترکیبی از دو
‫تا نام خانوادگی بود.

759
00:55:34,201 --> 00:55:37,599
‫«آمی» از آمین، و «گو» از گومز.

760
00:55:37,600 --> 00:55:42,340
‫هدف، بهره‌برداری
‫از اون معدن بود.

761
00:55:43,460 --> 00:55:47,559
‫ویدیو کل اتفاق رو ضبط کرده.

762
00:55:47,560 --> 00:55:53,440
‫نه تنها تصاویر ضبطش
‫کردن، بلکه صدا هم ضبط شده.

763
00:55:55,160 --> 00:55:56,672
‫تهدید گومز چی بود؟

764
00:55:56,673 --> 00:55:58,306
‫«می‌کشونمت پای میز محاکمه.»

765
00:55:58,307 --> 00:56:02,300
‫نه اینکه «اسلحه برمی‌دارم
‫و بهت شلیک می‌کنم.»

766
00:56:03,480 --> 00:56:09,660
‫گومز از سال ۱۹۷۹
‫اسلحه حمل می‌کرده.

767
00:56:10,640 --> 00:56:14,079
‫اون مؤسس «گروه سرو» تو توکومانه.

768
00:56:14,080 --> 00:56:19,080
‫یه گروه ضربت که خارج
‫از کشور آموزش دیده.

769
00:56:19,720 --> 00:56:22,519
‫در نتیجه، اگه گومز
‫قصد کشتن داشت،

770
00:56:22,520 --> 00:56:24,020
‫این کار رو می‌کرد.

771
00:56:28,466 --> 00:56:29,312
‫چه خبره؟

772
00:56:29,313 --> 00:56:31,133
‫دهنتو سرویس می‌کنم!

773
00:56:34,960 --> 00:56:38,159
‫ما طوری آموزش دیدیم که نیمکره‌های
‫مختلف مغزمون رو تقویت کنیم.

774
00:56:38,160 --> 00:56:39,212
‫این یعنی چی؟

775
00:56:39,213 --> 00:56:43,279
‫می‌تونم همزمان حرف
‫بزنم، فکر کنم، نگاه کنم،

776
00:56:43,280 --> 00:56:44,920
‫و تحلیل کنم.

777
00:56:44,921 --> 00:56:49,152
‫حرف زدن توسط یه بخش کنترل
‫می‌شه، فکر کردن توسط یه بخش دیگه،

778
00:56:49,153 --> 00:56:51,193
‫و حرکاتم توسط یه بخش دیگه.

779
00:56:51,194 --> 00:56:55,625
‫اگه یاد نگیرم دو یا سه تا
‫کار رو همزمان انجام بدم،

780
00:56:55,626 --> 00:56:57,380
‫اون چیزی رو که برای بودن...

781
00:56:58,700 --> 00:57:00,799
‫تو یه گروه ضربت
‫ویژه لازمه، ندارم.

782
00:57:00,800 --> 00:57:04,959
‫از هر ۱۰۰ نفری که تو دوره
‫نیروهای ویژه ثبت‌نام می‌کنن،

783
00:57:04,960 --> 00:57:07,286
‫فقط سه تا پنج نفر فارغ‌التحصیل
‫می‌شن، نهایتاً هشت نفر.

784
00:57:07,287 --> 00:57:11,519
‫با این حساب، این رو ازتون می‌پرسم:
‫گومز نمی‌تونست عقب‌عقب بره،

785
00:57:11,520 --> 00:57:14,639
‫بدون اینکه چشم از آدمایی
‫که به طرفش می‌اومدن برداره؟

786
00:57:14,640 --> 00:57:17,420
‫نمی‌تونست دور بشه... ؟

787
00:57:17,421 --> 00:57:21,900
‫عقب‌عقب راه رفتن روی
‫سطحی که من می‌بینم غیرممکنه.

788
00:57:22,400 --> 00:57:25,759
‫ما یه تکنیک برای عقب رفتن داریم

789
00:57:25,760 --> 00:57:27,560
‫که توش یه پا رو
‫روی زمین می‌کشیم.

790
00:57:28,247 --> 00:57:32,900
‫اگه اجازه بدین، تکنیکمون رو برای اینکه
‫موقع عقب رفتن پامون گیر نکنه نشونتون می‌دم.

791
00:57:45,920 --> 00:57:48,220
‫آمین تصمیم می‌گیره
‫بره سراغ گومز.

792
00:57:51,200 --> 00:57:54,839
‫می‌بینه که روش‌های
‫قانونی به جایی نمی‌رسه،

793
00:57:54,840 --> 00:57:59,700
‫پس یه جایی تصمیم می‌گیره
‫از راه‌های دیگه وارد بشه.

794
00:58:03,680 --> 00:58:07,159
‫اون به یه مهندس یا
‫زمین‌شناس زنگ نمی‌زنه.

795
00:58:07,160 --> 00:58:10,039
‫نه، به یه افسر پلیس
‫بازنشسته زنگ می‌زنه

796
00:58:10,040 --> 00:58:15,540
‫که در ۳۱ سالگی، هشت بار رسماً
‫به اجبار غیرقانونی متهم شده بود،

797
00:58:15,541 --> 00:58:19,501
‫تهدید، سرقت، کلاهبرداری،
‫دو مورد سرقت مسلحانه

798
00:58:19,502 --> 00:58:20,980
‫و وارد کردن جراحات خیلی شدید.

799
00:58:23,800 --> 00:58:25,900
‫گومز، والدیویسو
‫رو با خودش می‌آره.

800
00:58:29,520 --> 00:58:31,719
‫«عملیات امروز ساعت ۴ بعدازظهره.

801
00:58:31,720 --> 00:58:34,605
‫«به مامان نگو. تمام
‫بدنم داره می‌لرزه،

802
00:58:34,606 --> 00:58:36,700
‫ولی به لوئیس اعتماد دارم. »

803
00:58:39,546 --> 00:58:41,380
‫«به لوئیس اعتماد دارم، چهار
‫تا پلیس دیگه هم دارن می‌آن. »

804
00:58:41,381 --> 00:58:42,932
‫«یه کلمه هم حرف نزن،

805
00:58:42,933 --> 00:58:44,580
‫فقط من و تو می‌دونیم. »

806
00:58:45,520 --> 00:58:50,400
‫این یه پیامکیه که آمین
‫به برادرش فرستاده.

807
00:58:55,400 --> 00:58:58,079
‫با طرفین این پرونده
‫دوستی یا دشمنی دارین؟

808
00:58:58,080 --> 00:59:02,479
‫من ۳۵ ساله که با مادرشون دوستم.

809
00:59:02,480 --> 00:59:04,119
‫مادرِ آقای آمین؟

810
00:59:04,120 --> 00:59:07,039
‫و بچه‌ها رو از وقتی
‫کوچیک بودن می‌شناسم.

811
00:59:07,040 --> 00:59:10,340
‫نفعی تو نتیجه‌ی دادگاه دارین؟

812
00:59:11,220 --> 00:59:14,420
‫فقط اینکه عدالت اجرا بشه،
‫هیچ نفع شخصی‌ای ندارم.

813
00:59:17,786 --> 00:59:23,239
‫سنگ‌قبرها تو ملک
‫ادعایی آمین بودن؟

814
00:59:23,240 --> 00:59:24,300
‫بودن.

815
00:59:25,360 --> 00:59:28,959
‫من به عنوان یه نقشه‌بردار
‫زمین، همراه با توپوگرافم،

816
00:59:28,960 --> 00:59:34,580
‫اندازه‌گیری کردیم و مشخص
‫کردیم که اونجا تو ملک بود.

817
00:59:36,440 --> 00:59:39,220
‫- اون مدارک رو دیدین؟
‫- آره، دیدم.

818
00:59:40,080 --> 00:59:43,439
‫سندهای قانونی واضحی
‫برای اون ملک وجود داشت.

819
00:59:43,440 --> 00:59:45,620
‫میتونم شهادت بدم
‫که اونا صاحب‌ملکن.

820
00:59:48,426 --> 00:59:50,020
‫اونجا خونه‌ای دیدین؟

821
00:59:50,840 --> 00:59:53,520
‫میدونم که مردم بالاتر
‫زندگی میکردن، آره.

822
00:59:54,960 --> 00:59:57,519
‫وقتی میگین بالاتر،
‫دقیقاً چقدر بالاتر؟

823
00:59:57,520 --> 00:59:59,220
‫نمیتونم بگم.

824
01:00:02,720 --> 01:00:04,180
‫نمیتونم بگم.

825
01:00:04,680 --> 01:00:05,820
‫یه تخمین.

826
01:00:07,020 --> 01:00:08,779
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

827
01:00:08,780 --> 01:00:10,519
‫اونو بررسی نکردم.

828
01:00:10,520 --> 01:00:12,100
‫شما چیکاره‌این؟

829
01:00:14,200 --> 01:00:16,439
‫- من کارمند دولتم.
‫- کجا؟

830
01:00:16,440 --> 01:00:18,519
‫تو جمعیت روستایی چورومورو.

831
01:00:18,520 --> 01:00:24,460
‫لطفاً بگین که مطمئن هستین
‫صاحب‌های ملک چه کسانی هستن.

832
01:00:25,560 --> 01:00:26,900
‫خانواده آمین.

833
01:00:27,920 --> 01:00:31,780
‫از کجا میدونین که
‫مال خانواده آمینه؟

834
01:00:32,960 --> 01:00:36,039
‫من ۴۷ سالمه، از وقتی یادم میاد،

835
01:00:36,040 --> 01:00:38,300
‫میدونستم که ملک مال اوناست.

836
01:00:39,100 --> 01:00:40,820
‫درسته، ولی چطور؟

837
01:00:43,240 --> 01:00:46,340
‫به خاطر حرف مردم...

838
01:00:47,360 --> 01:00:49,640
‫مردم میگن مال اوناست.

839
01:00:50,646 --> 01:00:52,440
‫شاهد قبلی برادر شما بود؟

840
01:00:52,441 --> 01:00:54,736
‫- فامیلتون؟
‫- اون برادر منه.

841
01:00:54,737 --> 01:00:57,639
‫برادرتون. کار شما چیه؟

842
01:00:57,640 --> 01:00:58,740
‫کجا؟

843
01:00:59,240 --> 01:01:02,380
‫جمعیت روستایی آنکا هولی.

844
01:01:03,080 --> 01:01:05,959
‫اجازه بدین بپرسم، اگه
‫اونجا زندگی میکنین...

845
01:01:05,960 --> 01:01:08,373
‫گفتین که اونجا به دنیا
‫اومدین و بزرگ شدین.

846
01:01:08,374 --> 01:01:11,780
‫انتخابیه که عضو
‫جمعیت باشین یا نه؟

847
01:01:13,406 --> 01:01:16,079
‫من هیچ‌وقت نبودم...

848
01:01:16,080 --> 01:01:18,860
‫هیچ‌وقت موافق نبودم
‫که عضو جمعیت باشم.

849
01:01:20,680 --> 01:01:24,279
‫پس صرفاً زندگی کردن
‫و به دنیا اومدن اونجا

850
01:01:24,280 --> 01:01:26,439
‫شما رو عضو نمیکنه.

851
01:01:26,440 --> 01:01:28,199
‫- من عضو نیستم.
‫- شما نیستین.

852
01:01:28,200 --> 01:01:30,220
‫- نیستم.
‫- بقیه مردم چی؟

853
01:01:32,000 --> 01:01:33,919
‫سؤال رو متوجه میشین؟

854
01:01:33,920 --> 01:01:37,159
‫مثلاً اگه بچه‌ی شما به دنیا بیاد،

855
01:01:37,160 --> 01:01:41,380
‫اونا عضون یا باید
‫کاری کنن که عضو بشن؟

856
01:01:42,920 --> 01:01:45,605
‫- جمعیت چوچا که من زندگی میکنم؟
‫- بله.

857
01:01:45,606 --> 01:01:48,467
‫من عضو جمعیت‌ام
‫چون اونجا زندگی میکنم.

858
01:01:48,468 --> 01:01:52,039
‫ولی من عضو جمعیت
‫چوچاگاستا نیستم.

859
01:01:52,040 --> 01:01:54,799
‫باید ثبت‌نام کنین یا... ؟

860
01:01:54,800 --> 01:01:57,479
‫باید تو فعالیت‌ها شرکت کنین؟

861
01:01:57,480 --> 01:02:00,660
‫باید چیکار کنین تا
‫عضو جمعیت باشین؟

862
01:02:01,200 --> 01:02:03,633
‫باید تو کار و محصول شریک باشین؟

863
01:02:03,634 --> 01:02:04,980
‫نمی‌فهمم.

864
01:02:05,520 --> 01:02:07,239
‫شما اهل اونجا هستین.

865
01:02:07,240 --> 01:02:10,879
‫من هیچ‌وقت عضو جمعیت
‫بومی چوچاگاستا نبودم

866
01:02:10,880 --> 01:02:13,159
‫که ظاهراً خودشون رو
‫اینجوری صدا می‌کنن.

867
01:02:13,160 --> 01:02:16,639
‫راستش، نمی‌دونم که
‫واقعاً یه جمعیت هستن یا نه.

868
01:02:16,640 --> 01:02:18,400
‫من هیچ‌وقت عضوش نبودم.

869
01:02:19,213 --> 01:02:21,700
‫این انتخابی‌ه یا موروثی؟

870
01:02:22,387 --> 01:02:24,220
‫متوجه منظورم هستین؟

871
01:02:26,040 --> 01:02:27,340
‫نه، نه، این...

872
01:02:27,886 --> 01:02:30,079
‫انتخابی‌ه.

873
01:02:30,080 --> 01:02:31,180
‫اختیاری‌ه.

874
01:02:33,806 --> 01:02:36,212
‫خانم چیارلو.

875
01:02:36,213 --> 01:02:39,340
‫سیلویا چیارلو.

876
01:02:40,480 --> 01:02:42,372
‫شما شغل‌تون چیه؟

877
01:02:42,373 --> 01:02:46,039
‫من بازنشسته‌ام ولی هنوز کار
‫می‌کنم تو جمعیت روستایی آنکا هولی.

878
01:02:46,040 --> 01:02:48,639
‫- همچنان همکاری می‌کنم...
‫- از کدوم نهاد بازنشسته شدین؟

879
01:02:48,640 --> 01:02:50,620
‫وزارت کشور.

880
01:02:51,480 --> 01:02:54,380
‫طرفین دعوا رو می‌شناسین؟

881
01:02:54,960 --> 01:02:57,599
‫فقط آقای آمین.

882
01:02:57,600 --> 01:02:59,719
‫دوستی، دشمنی،

883
01:02:59,720 --> 01:03:03,092
‫یا نفعی تو نتیجه پرونده دارین؟

884
01:03:03,093 --> 01:03:05,900
‫هیچ‌کدوم. مطلقاً هیچ‌کدوم.

885
01:03:06,440 --> 01:03:08,159
‫- خانم رئیس؟
‫- بله؟

886
01:03:08,160 --> 01:03:10,399
‫- در مورد شاهد...
‫- بله.

887
01:03:10,400 --> 01:03:15,680
‫شکایت‌هایی که علیه ایشون
‫ثبت شده همچنان فعاله.

888
01:03:17,280 --> 01:03:18,919
‫بذارید سوال رو تکرار کنم.

889
01:03:18,920 --> 01:03:21,119
‫- ارتباط دوستانه یا دشمنی... ؟
‫- نه

890
01:03:21,120 --> 01:03:24,319
‫- نفعی از طرفین نصیب شما میشه؟
‫- هیچی.

891
01:03:24,320 --> 01:03:25,719
‫ولی باید بگم که...

892
01:03:25,720 --> 01:03:28,119
‫- از شما توسط یکی از طرفین شکایت شده؟
‫- بله.

893
01:03:28,120 --> 01:03:29,653
‫- این قسمت درسته.
‫- خب.

894
01:03:29,654 --> 01:03:31,739
‫جمعیت چوچاگاستا

895
01:03:31,740 --> 01:03:37,999
‫از من و برادرم تو
‫دادگاه فدرال شکایت کرده.

896
01:03:38,000 --> 01:03:40,720
‫- اسم برادرت چیه؟
‫- دانته چیارلو.

897
01:03:41,680 --> 01:03:44,333
‫شما با این جمعیت سر
‫زمین‌ها ختلافی دارین؟

898
01:03:44,334 --> 01:03:49,325
‫- شاید یه مشکل مرزی...
‫- نه، اصلاً.

899
01:03:49,326 --> 01:03:52,799
‫ما همیشه تو صلح و
‫آرامش زندگی کردیم.

900
01:03:52,800 --> 01:03:57,439
‫همه می‌دونن حدود
‫کجاست، مرزها کجاست.

901
01:03:57,440 --> 01:04:01,239
‫اونا همیشه آدمای خوب
‫و زحمت‌کشی بودن،

902
01:04:01,240 --> 01:04:03,799
‫فقط آدمای عادی، برابر.

903
01:04:03,800 --> 01:04:05,079
‫ما همه برابریم.

904
01:04:05,080 --> 01:04:08,359
‫پس هر کی کار خودشو می‌کرد،
‫رو کار خودش تمرکز داشت.

905
01:04:08,360 --> 01:04:10,919
‫ولی در اصل، آدمای خوبی بودن.

906
01:04:10,920 --> 01:04:13,920
‫با این حال جمعیت
‫از شما شکایت کرده؟

907
01:04:14,840 --> 01:04:16,533
‫گفتن که ما صاحبان اصلی نیستیم

908
01:04:16,534 --> 01:04:20,206
‫و اینکه ما غاصبیم،
‫یه تعبیر ملایم بود.

909
01:04:20,207 --> 01:04:23,399
‫اونا به ما گفتن کلاهبردار،
‫سوءاستفاده‌گر، ستمگر.

910
01:04:23,400 --> 01:04:26,579
‫و برای من شخصاً، وقتی کمیسر بودم،

911
01:04:26,580 --> 01:04:29,100
‫کی به من رای داد که برنده بشم؟

912
01:04:29,720 --> 01:04:31,959
‫کی به من رای داد که برنده بشم؟

913
01:04:31,960 --> 01:04:37,479
‫و من بارها با رای
‫مردم برنده شدم،

914
01:04:37,480 --> 01:04:40,872
‫و انتخابات من کاملاً شفاف بود،

915
01:04:40,873 --> 01:04:42,960
‫درست مثل زندگی خودم، خانم قاضی.

916
01:04:48,840 --> 01:04:54,220
‫خانم چیارلو خیلی مورد
‫احترام آقای سالوادور بود.

917
01:04:56,066 --> 01:05:01,820
‫اون سواد نداشت، با
‫اثر انگشتش امضا می‌کرد.

918
01:05:03,293 --> 01:05:07,300
‫برای اونا، فریب دادن
‫یه همچین آدمی آسون بود.

919
01:05:11,440 --> 01:05:15,759
‫اونا با مردم دوست میشن، رابطه برقرار
‫می‌کنن، بعد شروع می‌کنن به پرس‌وجو

920
01:05:15,760 --> 01:05:18,965
‫در مورد وضعیت زمین، کی صاحبشه

921
01:05:18,966 --> 01:05:21,160
‫و قبل از اینکه بفهمی،
‫دیگه خیلی دیره.

922
01:05:33,200 --> 01:05:34,666
‫اگه دیگه حرفی نیست...

923
01:05:34,667 --> 01:05:36,240
‫بله، وکیل.

924
01:05:37,400 --> 01:05:40,759
‫به تیم دفاع در هیچ مقطع
‫زمانی اطلاع داده نشد

925
01:05:40,760 --> 01:05:43,639
‫که یه فیلم داره تهیه میشه.

926
01:05:43,640 --> 01:05:48,919
‫پس ما داریم تو یه جور سیرک
‫کار می‌کنیم تا یه فیلم ساخته بشه.

927
01:05:48,920 --> 01:05:53,599
‫فکر می‌کنم عاقلانه
‫بود که همه ما می‌دونستیم

928
01:05:53,600 --> 01:05:56,079
‫که یه فیلم در مورد
‫این پرونده ساخته میشد،

929
01:05:56,080 --> 01:05:58,039
‫که این به عنوان
‫یه سیرک تلقی نشه،

930
01:05:58,040 --> 01:06:02,160
‫بلکه با جدیت و اهمیتی که این جلسه
‫استماع شایسته‌شه، برخورد بشه.

931
01:06:02,161 --> 01:06:06,799
‫هیچ‌کس تو این دادگاه یا
‫تو این اتاق، این محاکمه رو،

932
01:06:06,800 --> 01:06:10,519
‫که در مقایسه با بقیه
‫پرونده‌ها اهمیت ویژه‌ای داره،

933
01:06:10,520 --> 01:06:13,646
‫با لحن یا برخورد یه
‫سیرک برگزار نمی‌کنه.

934
01:06:13,647 --> 01:06:16,120
‫اجازه بدین اینو با
‫تمام جدیت روشن کنم.

935
01:06:17,440 --> 01:06:21,980
‫اینکه فکر کنیم این دادگاه
‫اینجوری رفتار می‌کنه، نامناسبه.

936
01:06:22,573 --> 01:06:26,213
‫این دادگاه بازه،
‫همونطور که قانون میگه،

937
01:06:26,214 --> 01:06:28,559
‫تو یه محاکمه شفاهی و علنی.

938
01:06:28,560 --> 01:06:30,239
‫این وظیفه ما نیست
‫که تصمیم بگیریم

939
01:06:30,240 --> 01:06:34,079
‫چه رسانه‌ای رو دوست داریم
‫یا نه تا بهشون اجازه ورود بدیم.

940
01:06:34,080 --> 01:06:37,953
‫در واقع، من اسم
‫روزنامه‌نگارها رو نمی‌دونم،

941
01:06:37,954 --> 01:06:40,080
‫و نه حتی اینکه برای
‫چه رسانه‌ای کار می‌کنن.

942
01:07:02,880 --> 01:07:06,100
‫هیچ‌وقت به خود
‫زندگی فکر نکرده بودم.

943
01:07:09,200 --> 01:07:13,220
‫فقط به این فکر می‌کردم که
‫چی لازم دارم تا زندگیم بگذره.

944
01:07:14,880 --> 01:07:16,079
‫نه به خود زندگی.

945
01:07:16,080 --> 01:07:17,620
‫بعداً، آره، فکر کردم.

946
01:07:18,160 --> 01:07:19,546
‫همین‌طور که سال‌ها گذشت،

947
01:07:19,547 --> 01:07:25,060
‫فهمیدم چجوری زندگی کردم
‫و زندگی برام چطور بوده.

948
01:07:35,800 --> 01:07:38,445
‫جارو می‌فروختم.

949
01:07:38,446 --> 01:07:40,300
‫و کفش هم واکس می‌زدم.

950
01:07:41,113 --> 01:07:44,620
‫اگه بیشتر از سه پزو
‫درمی‌آوردم، پول خوبی بود.

951
01:07:45,120 --> 01:07:46,819
‫می‌دادمش به مادرم.

952
01:07:46,820 --> 01:07:48,479
‫و اگه آخر هفته میشد

953
01:07:48,480 --> 01:07:52,079
‫و می‌خواستم برم سینما یا سیرک،

954
01:07:52,080 --> 01:07:53,820
‫اون بهم بابتش پول میداد.

955
01:07:55,440 --> 01:07:59,580
‫اون فیلم بن‌هور قدیمیه
‫مورد علاقه‌م بود.

956
01:08:02,480 --> 01:08:03,860
‫چارلتون هستون.

957
01:08:10,600 --> 01:08:15,300
‫وقتی نه یا ده سالم بود،
‫مادرمو از دست دادم.

958
01:08:16,080 --> 01:08:19,080
‫مثل یه کشتی بدون
‫سکان مونده بودم.

959
01:08:21,509 --> 01:08:23,681
‫تو اتاقش،

960
01:08:23,682 --> 01:08:26,940
‫یه سوراخ کنده بودم و
‫یه قوطی قایم کرده بودم.

961
01:08:27,500 --> 01:08:28,839
‫هر بعدازظهر که برمی‌گشتم،

962
01:08:28,840 --> 01:08:32,020
‫دو یا سه پزویی که اضافه
‫می‌اومد رو توش می‌ذاشتم.

963
01:08:33,240 --> 01:08:34,740
‫شروع کردم به پس‌انداز کردن.

964
01:08:37,240 --> 01:08:41,719
‫چون قطارها میومدن تو
‫ایستگاه، پر از دستفروش بود.

965
01:08:41,720 --> 01:08:47,620
‫روزنامه، مجله یا
‫حتی سیب می‌فروختم.

966
01:08:49,400 --> 01:08:53,280
‫یادمه وقتی سیزده سالم شد،
‫شروع کردم به بریدن نیشکر.

967
01:08:58,360 --> 01:09:00,239
‫این تعطیلی به معنی از
‫دست دادن زمین خواهد بود

968
01:09:00,240 --> 01:09:03,519
‫و مهاجرت هزاران نفر از توکومان

969
01:09:03,520 --> 01:09:06,940
‫که نمیتونن کاری تو استان بکنن...

970
01:09:08,120 --> 01:09:13,540
‫رفتم بوئنوس آیرس، بعد از اینکه
‫کارخونه‌های قند سال ۱۹۶۶ تعطیل شدن.

971
01:09:14,200 --> 01:09:17,880
‫و اونجا سفرم برای
‫پیدا کردن کار شروع شد.

972
01:09:20,200 --> 01:09:22,720
‫رفتم یه پانسیون.

973
01:09:23,800 --> 01:09:27,732
‫پانسیون‌های قدیمی زیادی
‫بودن که ارزون بودن،

974
01:09:27,733 --> 01:09:30,260
‫ولی باید یه اتاق رو با
‫پنج نفر شریک میشدی

975
01:09:31,800 --> 01:09:35,900
‫که برای کار میومدن
‫و بعدش میموندن.

976
01:09:38,200 --> 01:09:41,800
‫اول با یه شیلیایی کار
‫کردم، بعد با یکی از توکومان.

977
01:09:41,801 --> 01:09:45,465
‫بچه یه کم گچ‌کاری
‫بلده، ببرش با خودت.

978
01:09:45,466 --> 01:09:47,192
‫دنبال کاره.

979
01:09:47,193 --> 01:09:49,540
‫باشه، فردا آماده باش.

980
01:09:52,720 --> 01:09:57,900
‫پول خوبی درآوردم با
‫ساختن کمد دیواری گچی.

981
01:09:58,800 --> 01:10:02,300
‫البته، پول درآوردن
‫رو دوست داشتم،

982
01:10:02,800 --> 01:10:05,060
‫ولی از اون کار هم خوشم اومد.

983
01:10:09,080 --> 01:10:10,720
‫برام سخت نبود.

984
01:10:13,640 --> 01:10:17,240
‫کارای سخت‌تر از
‫این رو هم کرده بودم.

985
01:10:24,200 --> 01:10:26,200
‫اون کار میتونست منو هر جا ببره.

986
01:10:28,026 --> 01:10:32,320
‫هر چی شهر بزرگ‌تر
‫بود، کارم بیشتر بود،

987
01:10:33,633 --> 01:10:35,460
‫چون ساخت و ساز بیشتر بود.

988
01:10:41,440 --> 01:10:44,380
‫یه سری اروگوئه‌ای بودن

989
01:10:45,320 --> 01:10:47,079
‫که باهاشون فوتبال بازی میکردم.

990
01:10:47,080 --> 01:10:51,580
‫بهشون گفتم اهل توکومانم،
‫واسه همین بهم میگفتن دیاگیتا.

991
01:10:56,267 --> 01:11:00,612
‫اون اولین باری بود که فکر کردم

992
01:11:00,613 --> 01:11:02,740
‫که ممکنه بومی باشم.

993
01:11:07,920 --> 01:11:11,279
‫مشکل از سال ۱۹۷۵ شروع شد

994
01:11:11,280 --> 01:11:13,879
‫با تورم و گرونی.

995
01:11:13,880 --> 01:11:18,500
‫برای اینکه ازش دور شم، تصمیم
‫گرفتم یه ماه برم تو توکومان.

996
01:11:20,178 --> 01:11:24,260
‫تنهایی اومدم، مثل همیشه.

997
01:11:28,120 --> 01:11:29,580
‫سیریلو بالدراما.

998
01:11:31,520 --> 01:11:32,620
‫پدرم.

999
01:11:33,240 --> 01:11:36,313
‫نمیدونستم کجا
‫زندگی میکنه، یا کیه.

1000
01:11:37,120 --> 01:11:39,067
‫اون برام نصف یه
‫قالب پنیر فرستاد.

1001
01:11:39,627 --> 01:11:40,914
‫و من گرفتمش.

1002
01:11:42,320 --> 01:11:45,180
‫گفتن: "برو ببینش،
‫اون خانواده‌ته. "

1003
01:11:49,146 --> 01:11:53,540
‫من تو زاراته نورته به دنیا
‫اومدم، درست دم خروجی سن پدرو.

1004
01:11:56,120 --> 01:11:58,700
‫واسه همین با اون
‫منطقه آشنا بودم.

1005
01:12:00,686 --> 01:12:06,186
‫به لطف آدرسایی که
‫داشتم، رسیدم خونه سیریلو.

1006
01:12:09,080 --> 01:12:11,546
‫مراسم باشکوهی نبود، به اصطلاح.

1007
01:12:11,547 --> 01:12:14,940
‫دست دادیم و همین.

1008
01:12:18,253 --> 01:12:21,300
‫من فقط اومده بودم
‫ببینمش و بعد برم.

1009
01:12:22,840 --> 01:12:27,999
‫ولی اونا اشاره کردن به
‫یه سری مشکلات با آمین

1010
01:12:28,000 --> 01:12:31,700
‫که داشت پولِ چرا میگرفت
‫و حیووناشونو میبرد.

1011
01:12:38,000 --> 01:12:42,140
‫این باقیمونده از
‫املاک لا ایگراست

1012
01:12:42,973 --> 01:12:47,380
‫که ظاهراً مال
‫فرانسیسکو کلمبرس بود.

1013
01:12:49,000 --> 01:12:55,020
‫اون میگفت: "برو یه
‫نشونه بذار رو اون درخت،

1014
01:12:55,920 --> 01:12:58,612
‫و رو اون یکی، و الی آخر. "

1015
01:12:58,613 --> 01:13:00,153
‫اینجوری بود که تصرفش کردن.

1016
01:13:03,253 --> 01:13:07,540
‫اونا مثل مالکا رفتار
‫میکردن، ولی سند نداشتن.

1017
01:13:13,093 --> 01:13:16,253
‫یه قسمتی از این املاک
‫بارها و بارها فروخته شد

1018
01:13:16,254 --> 01:13:18,540
‫تا اینکه افتاد دست خانواده آمین.

1019
01:13:21,960 --> 01:13:24,319
‫ما بیشتر از ۴۰ سال

1020
01:13:24,320 --> 01:13:28,860
‫درخواست میدادیم
‫و نامه مینوشتیم...

1021
01:13:29,640 --> 01:13:35,380
‫به نهادهای مختلف که
‫مشکلات زمین رو حل کنن.

1022
01:13:36,040 --> 01:13:42,500
‫همه داشتن شکایت و تهدید و تلاش
‫برای بیرون کردن رو تجربه میکردن.

1023
01:13:43,133 --> 01:13:45,399
‫هرچی میتونستن بردن.

1024
01:13:45,400 --> 01:13:48,840
‫اونا بز، گاو و اسب رو گرفتن.

1025
01:13:49,620 --> 01:13:51,859
‫بعداً، اومدن سراغ محصولات.

1026
01:13:51,860 --> 01:13:54,759
‫ما شروع کردیم
‫محصول رو تقسیم کنیم.

1027
01:13:54,760 --> 01:13:58,319
‫اونا بهمون مواد اولیه
‫برای کاشت میدادن، درسته،

1028
01:13:58,320 --> 01:14:02,740
‫ولی از مردم سوءاستفاده میکردن و
‫محصول و سود رو برای خودشون نگه میداشتن.

1029
01:14:08,760 --> 01:14:10,679
‫سیریلو، پدرم، بهم گفت،

1030
01:14:10,680 --> 01:14:15,940
‫اونها بارها با فرماندار، جوری
‫"ترک"، صحبت کرده بودن،

1031
01:14:16,446 --> 01:14:20,667
‫که گفته بود املاک رو به
‫نفع مردم اینجا مصادره میکنه.

1032
01:14:22,960 --> 01:14:26,573
‫اونا زمین رو مجانی
‫نمیدادن. پرداخت لازم بود.

1033
01:14:28,400 --> 01:14:30,420
‫زمین واقعاً مصادره شد،

1034
01:14:31,640 --> 01:14:34,220
‫ولی با این حال،
‫هیچوقت تحویلش ندادن.

1035
01:14:37,600 --> 01:14:42,393
‫من شروع کردم به تحقیق
‫کردن تا اینکه نقشه ها رو

1036
01:14:42,394 --> 01:14:44,780
‫از اداره املاک
‫دولتی به دست آوردم.

1037
01:14:45,439 --> 01:14:49,145
‫اونجا دیدم که همه خانواده‌ها

1038
01:14:49,146 --> 01:14:53,060
‫داخل زمین های دولتی قرار داشتن.

1039
01:14:53,566 --> 01:14:54,860
‫املاک دولتی.

1040
01:14:59,280 --> 01:15:02,060
‫من از قبل بلیط داشتم
‫که برگردم بوئنوس آیرس.

1041
01:15:02,640 --> 01:15:06,740
‫میتونستم اونا رو به حال خودشون
‫بذارم، بگم مشکل خودشونه.

1042
01:15:07,560 --> 01:15:10,180
‫ولی حس کردم که
‫من هم جزئی از اینم.

1043
01:15:11,120 --> 01:15:12,900
‫واسه همین تصمیم گرفتم بمونم.

1044
01:15:16,920 --> 01:15:19,660
‫یه چیز ناملموسه.

1045
01:15:21,160 --> 01:15:22,879
‫یه حسیه

1046
01:15:22,880 --> 01:15:25,340
‫که داره تو وجودم فوران
‫میکنه، نمیدونم از کی.

1047
01:17:03,600 --> 01:17:04,660
‫بالا رو نگاه کن.

1048
01:17:05,253 --> 01:17:08,639
‫اون نقاشی

1049
01:17:08,640 --> 01:17:12,260
‫زمانی که بومی ها سعی کردن
‫وارد شهر بشن رو نشون میده.

1050
01:17:12,773 --> 01:17:15,239
‫ببین چطور این فرشته ها

1051
01:17:15,240 --> 01:17:18,639
‫جنگیدن تا بومی ها
‫رو بیرون نگه دارن،

1052
01:17:18,640 --> 01:17:22,680
‫و این پرتوها رو فرستادن تا
‫اونا رو بترسونن و دور کنن.

1053
01:17:23,600 --> 01:17:26,639
‫مردم مختلفی در
‫توکومان ساکن بودن.

1054
01:17:26,640 --> 01:17:30,839
‫اونا کشاورزی میکردن،
‫ولی جنگ علاقه شون بود.

1055
01:17:30,840 --> 01:17:32,359
‫اونا عاشق جنگیدن بودن.

1056
01:17:32,360 --> 01:17:34,600
‫همچنین گفته میشه اونا
‫ورزشکارای خوبی بودن.

1057
01:17:35,120 --> 01:17:38,959
‫اون موقع، شمال آرژانتین
‫یه استان بزرگ بود

1058
01:17:38,960 --> 01:17:41,079
‫به اسم سالتا د توکومان.

1059
01:17:41,080 --> 01:17:44,780
‫از خوخوی، سالتا،
‫توکومان تشکیل شده بود...

1060
01:17:44,781 --> 01:17:51,279
‫به حرفاش که گوش میدی،
‫میفهمی چقدر متقاعد شده

1061
01:17:51,280 --> 01:17:55,980
‫که حتی خدا هم میخواد ما
‫رو برای همیشه محو کنه.

1062
01:17:56,720 --> 01:17:58,920
‫همون خدایی که ما
‫الان بهش اعتقاد داریم.

1063
01:17:59,600 --> 01:18:04,060
‫علیه ما بود، همون‌طور
‫که نقاشی نشون میده.

1064
01:18:05,800 --> 01:18:09,619
‫سخته به این مردم بفهمونی.

1065
01:18:09,620 --> 01:18:14,060
‫غم‌انگیزه چون دولت
‫آرژانتین اینجوری ساخته شد.

1066
01:18:14,720 --> 01:18:18,260
‫که ثابت کنن ما بدیم.

1067
01:18:20,560 --> 01:18:25,420
‫اعضا از بقیه جوامع

1068
01:18:26,120 --> 01:18:27,019
‫به خدا باور ندارن.

1069
01:18:27,020 --> 01:18:30,399
‫- اونا...
‫- دقیقاً.

1070
01:18:30,400 --> 01:18:33,020
‫یعنی، عقاید دیگه‌ای دارن.

1071
01:18:34,080 --> 01:18:36,540
‫خوزه اونجا غسل تعمید داده شد.

1072
01:19:17,140 --> 01:19:19,640
‫- تا کجا درس خوندی؟
‫- دوم ابتدایی.

1073
01:19:19,641 --> 01:19:22,101
‫- دوم ابتدایی؟
‫- خاویر تا سوم ابتدایی خوند.

1074
01:19:22,813 --> 01:19:24,300
‫دیگه مقطع بالاتر نداشتیم.

1075
01:19:25,720 --> 01:19:29,380
‫یک ساعت، یک ساعت
‫و نیم پیاده راه بود.

1076
01:19:29,920 --> 01:19:31,140
‫پیاده میرفتیم.

1077
01:19:44,640 --> 01:19:47,873
‫"چی میتونی بکشی که با
‫حرف 'س' شروع بشه؟"

1078
01:19:48,440 --> 01:19:49,500
‫"یه سرخپوست. "

1079
01:19:50,760 --> 01:19:53,820
‫"پس یه آدم بکش. یه سرخپوست. "

1080
01:19:55,200 --> 01:19:59,540
‫بعضیامون ایستاده
‫میکشیدیمش با تیر و کمون.

1081
01:20:00,059 --> 01:20:02,372
‫بقیه با بولای آرژانتینی.

1082
01:20:02,373 --> 01:20:06,860
‫اونایی که ماهرتر بودن
‫سوار اسب میکشیدنش.

1083
01:20:10,433 --> 01:20:11,772
‫اون موقع‌ها،

1084
01:20:11,773 --> 01:20:16,220
‫مامانم، برادرای بزرگترم و بزرگترا
‫به دعواهای حقوقی رسیدگی میکردن.

1085
01:20:16,720 --> 01:20:19,239
‫مردم سعی میکردن ما رو بیرون کنن،

1086
01:20:19,240 --> 01:20:23,879
‫در حالی که تو مدرسه به ما یاد
‫میدادن کی آمریکا رو کشف کرده.

1087
01:20:23,880 --> 01:20:26,687
‫درباره‌ی سانتا ماریا،
‫لا نینیا و لا پینتا.

1088
01:20:26,688 --> 01:20:28,980
‫قهرمانای ملت.

1089
01:20:32,720 --> 01:20:36,980
‫هیچ‌وقت به ما یاد ندادن
‫که ما در واقع بومی هستیم.

1090
01:20:38,360 --> 01:20:40,660
‫هیچ‌وقت به ما درباره‌ی
‫حقوقمون چیزی یاد ندادن.

1091
01:20:52,720 --> 01:20:55,180
‫چیزی که تو کتابا بود
‫به ما یاد داده میشد.

1092
01:20:56,920 --> 01:21:01,620
‫که این کشور توسط
‫مردم بومی سکونت داشته.

1093
01:21:04,306 --> 01:21:07,660
‫خیلی کم گفته میشد درباره‌ی این واقعیت
‫که مردم بومی هنوزم توش زندگی میکنن.

1094
01:21:09,160 --> 01:21:10,980
‫اینکه ما هنوزم اینجاییم.

1095
01:21:16,320 --> 01:21:19,700
‫رودخونه سه روزه طغیان کرده.

1096
01:21:20,880 --> 01:21:24,760
‫بچه‌ها تو مدرسه‌ی
‫نیورکو پناه گرفتن.

1097
01:21:25,520 --> 01:21:28,380
‫نتونستن از رودخونه رد شن.

1098
01:21:33,313 --> 01:21:37,639
‫ما از جماعتی هستیم که
‫سال‌هاست به کلی محو شدن.

1099
01:21:37,640 --> 01:21:40,546
‫تاریخمون تحریف
‫شده، زیر و رو شده.

1100
01:21:40,547 --> 01:21:44,159
‫حتی زبانمونم ازمون گرفتن،

1101
01:21:44,160 --> 01:21:45,879
‫ولی ما وجود داریم.

1102
01:21:45,880 --> 01:21:52,759
‫اون معلم فداکاری کرده تا بتونه
‫فارغ‌التحصیل شه و کار کنه.

1103
01:21:52,760 --> 01:21:57,240
‫متأسفانه، اون باید اینا رو درس
‫بده چون شغلش اینو ایجاب میکنه.

1104
01:21:59,160 --> 01:22:03,472
‫احتمالاً ما زیاد درباره‌ی
‫مردم بومی درس نمیدیم

1105
01:22:03,473 --> 01:22:07,160
‫چون اولویت با تاریخ جهانه.

1106
01:22:07,960 --> 01:22:11,959
‫ما باید برنامه‌ی درسی رو
‫که دولت ارائه کرده درس بدیم.

1107
01:22:11,960 --> 01:22:16,540
‫پس چیزی که اونا میگن اولویت
‫داره، همونو باید درس بدیم.

1108
01:22:17,720 --> 01:22:21,660
‫امروزه میبینیم که بچه‌ها
‫دبیرستان رو تموم میکنن.

1109
01:22:22,600 --> 01:22:25,752
‫ولی بعدش با یه کاهش
‫جمعیت محسوس مواجهی.

1110
01:22:25,753 --> 01:22:31,119
‫و من یه ناسازگاری میبینم،
‫یه جور تناقض، درسته؟

1111
01:22:31,120 --> 01:22:32,999
‫مبارزه برای زمین

1112
01:22:33,000 --> 01:22:35,458
‫و در عین حال، کاهش جمعیت.

1113
01:22:35,459 --> 01:22:38,820
‫چرا باید واسه زمینی بجنگی که
‫قرار نیست ازش استفاده کنی؟

1114
01:22:47,246 --> 01:22:51,540
‫ما بومی‌ها وجود داریم و حق داریم
‫تو سرزمین خودمون زندگی کنیم.

1115
01:22:54,120 --> 01:22:56,100
‫و اینجوری بود که جمعیت شروع شد.

1116
01:23:00,520 --> 01:23:03,460
‫اول از همه، با گرفتن
‫شخصیت حقوقی.

1117
01:23:04,353 --> 01:23:06,340
‫داشتن مدارک واقعی،

1118
01:23:07,840 --> 01:23:09,180
‫و تسلیم نشدن.

1119
01:23:12,280 --> 01:23:14,380
‫ترک نکردن زمینمون.

1120
01:23:15,906 --> 01:23:17,573
‫صحبت کردن.

1121
01:23:19,480 --> 01:23:21,460
‫گوش دادن به نظر یکی.

1122
01:23:22,040 --> 01:23:23,940
‫و بعد نظر یکی دیگه.

1123
01:23:25,800 --> 01:23:27,500
‫دونستن اینکه همه کجا وایسادیم.

1124
01:23:29,133 --> 01:23:31,300
‫چون تاریخ از اینجا شروع میشه.

1125
01:23:34,873 --> 01:23:37,340
‫میگن: "این زمین مال ماست. "

1126
01:23:39,060 --> 01:23:41,980
‫ولی همونطور که میگم،
‫کاغذ از قلم سوال نمیکنه.

1127
01:23:44,493 --> 01:23:48,060
‫به نظر من، از کار
‫بقیه سوءاستفاده کردن.

1128
01:23:50,000 --> 01:23:52,740
‫اینه که کافروونه تو آهنگش میگه.

1129
01:23:55,840 --> 01:23:57,659
‫کار چیز خوبیه

1130
01:23:57,660 --> 01:23:59,900
‫بهترین چیز زندگیه

1131
01:24:00,419 --> 01:24:04,919
‫ولی زندگی تو کار کردن در
‫مزرعه یکی دیگه از دست میره

1132
01:24:04,920 --> 01:24:10,060
‫بعضی‌ها مثل رعد و برق کار میکنن
‫در حالی که بقیه از بارون لذت میبرن

1133
01:24:10,639 --> 01:24:14,766
‫صاحب مزرعه به خودش میباله
‫بابت روش‌های گائوچوها و غرورش

1134
01:24:14,767 --> 01:24:18,919
‫اون فکر میکنه که اسرافه اگه کارگر
‫مزرعه‌ش یه زندگی بهتر داشته باشه

1135
01:24:18,920 --> 01:24:20,838
‫ولی آقا نمیدونه

1136
01:24:20,839 --> 01:24:24,020
‫که کارگر مزرعه‌ش دلیل اینه که
‫مزرعه‌ش فصل‌ها رو از سر می‌گذرونه.

1137
01:24:25,360 --> 01:24:28,580
‫این رسم زمینه. اون وام‌دار
‫کساییه که روش کار میکنن.

1138
01:24:29,840 --> 01:24:32,540
‫شاید بگن: "اونا
‫تنبلن، کار نمیکنن. "

1139
01:24:34,139 --> 01:24:37,639
‫فکر میکنم اونایی که
‫با ما زندگی میکنن،

1140
01:24:37,640 --> 01:24:42,860
‫میدونن ما چجوری زندگی میکنیم،
‫چیکار میکنیم و چرا این کارو میکنیم.

1141
01:24:44,073 --> 01:24:47,380
‫و اونایی که اینجا
‫زندگی نمیکنن، نمیدونن.

1142
01:24:50,073 --> 01:24:50,973
‫نمیدونن.

1143
01:25:03,120 --> 01:25:04,540
‫بیا اینجا، کوچولو.

1144
01:25:30,840 --> 01:25:34,100
‫اینا خواهرامن، لوئیسا و آنتونیا.

1145
01:25:37,080 --> 01:25:40,293
‫بزرگتره ازدواج کرد
‫و رفت بوئنوس آیرس.

1146
01:25:40,294 --> 01:25:42,840
‫سال ۱۹۵۴ رفت.

1147
01:25:44,020 --> 01:25:47,620
‫شوهرش تو یه کارخونه
‫ریخته‌گری کار میکرد.

1148
01:25:48,500 --> 01:25:49,880
‫فلزکار بود.

1149
01:25:51,760 --> 01:25:54,340
‫تو یه کارگاه خیاطی کار میکرد.

1150
01:25:55,680 --> 01:25:58,860
‫لباس میفرستادن به توکومان.

1151
01:26:00,080 --> 01:26:02,180
‫فروشگاه‌هایی مثل کاسا
‫ارِدیا یا گات و چاوز...

1152
01:26:02,680 --> 01:26:04,180
‫دیگه وجود ندارن.

1153
01:26:05,600 --> 01:26:06,700
‫لباس‌های خوبی بودن.

1154
01:26:09,800 --> 01:26:12,399
‫خواهرم لوئیسا پرونیست بود.

1155
01:26:12,400 --> 01:26:13,900
‫آنتونیا هم همینطور.

1156
01:26:14,800 --> 01:26:19,879
‫شکایت میکرد، میگفت از زمان پرون

1157
01:26:19,880 --> 01:26:21,420
‫یه شنیتسل نخورده.

1158
01:26:25,120 --> 01:26:28,740
‫میگفت "آخرین شنیتسلی
‫که خوردم با پرون بود،"

1159
01:26:31,887 --> 01:26:35,500
‫۱۲ یا ۱۳ سالم بود
‫وقتی رفتم، یادم نمیاد.

1160
01:26:36,026 --> 01:26:38,060
‫اون موقع بود که منو
‫فرستادن بوئنوس آیرس.

1161
01:26:38,960 --> 01:26:42,860
‫چون خواهرم حامله بود، باید
‫از بچه دیگه مراقبت میکردم.

1162
01:26:45,640 --> 01:26:50,020
‫باید پوشک‌هاش رو میشستم، لباس‌های
‫بچه‌گونش رو، و حمومش میکردم.

1163
01:26:52,200 --> 01:26:54,919
‫ولی باهاش نمی‌گشتم
‫و بازی نمی‌کردم.

1164
01:26:54,920 --> 01:26:56,060
‫از این خوشم نمی‌اومد.

1165
01:27:00,560 --> 01:27:05,160
‫بعدش، دنبال یه کار
‫دیگه گشتم، خونه‌داری.

1166
01:27:06,019 --> 01:27:09,200
‫محله‌ش ویلا اورکیزا
‫بود، تو شهر بوئنوس آیرس.

1167
01:27:11,440 --> 01:27:17,180
‫باید تو خونه‌های مختلف کار می‌کردم،
‫سه ساعت، چهار ساعت، دو ساعت و اینا.

1168
01:27:18,400 --> 01:27:23,060
‫همیشه می‌دویدم که به
‫اتوبوس یا قطار برسم.

1169
01:27:24,520 --> 01:27:26,020
‫ولی حقوقش خوب بود.

1170
01:27:28,360 --> 01:27:30,900
‫اونا کلاریسا و فرمینا هستن.

1171
01:27:31,700 --> 01:27:33,420
‫اونا اهل چاسکیویل بودن.

1172
01:27:34,320 --> 01:27:37,120
‫درست بعد از مدرسه،
‫اومدن شهر که کار کنن.

1173
01:27:38,960 --> 01:27:42,500
‫بازی آهنگ نمی‌زدن، ولی یه عکس
‫گرفتن که انگار دارن آهنگ می‌زنن.

1174
01:27:47,720 --> 01:27:49,420
‫گیلرمینا اولیوار.

1175
01:27:50,720 --> 01:27:52,180
‫چه لباسی، نه؟

1176
01:27:53,080 --> 01:27:56,478
‫اونم با ما تو خونه بزرگ شده بود.

1177
01:27:56,479 --> 01:27:59,820
‫خدمتکار شد، نمی‌دونم چی شد.

1178
01:28:02,120 --> 01:28:03,500
‫اون منم.

1179
01:28:04,320 --> 01:28:08,420
‫تو این عکس شاید ۱۷ یا
‫۱۸ سالم باشه، مطمئن نیستم.

1180
01:28:09,240 --> 01:28:11,020
‫من خونه‌دار بودم.

1181
01:28:14,880 --> 01:28:19,298
‫اونایی‌مون که تو خونه زندگی می‌کردیم،
‫بعدازظهرهای پنجشنبه تعطیل بودیم

1182
01:28:19,299 --> 01:28:21,860
‫که خرید کنیم یا بریم بیرون.

1183
01:28:24,396 --> 01:28:27,900
‫و شب دوباره سر کار.

1184
01:28:30,760 --> 01:28:34,420
‫کار تو کوهستان
‫خیلی با شهر فرق داره.

1185
01:28:34,920 --> 01:28:37,920
‫خجالت می‌کشیدم چون بلد نبودم
‫اونطوری که باید تر تمیز کار کنم.

1186
01:28:40,000 --> 01:28:43,300
‫تو خونه‌های روستایی
‫کفپوش نبود. الان هست!

1187
01:28:44,240 --> 01:28:45,380
‫ولی اون موقع نبود.

1188
01:28:47,140 --> 01:28:51,079
‫یه روز رئیس اومد پیشم و گفت:

1189
01:28:51,080 --> 01:28:52,839
‫«دیگه نمی‌تونی اینجا کار کنی.»

1190
01:28:52,840 --> 01:28:54,260
‫ازش پرسیدم چرا.

1191
01:28:57,040 --> 01:29:00,380
‫در ورودی سفید بود.

1192
01:29:01,540 --> 01:29:04,140
‫و من نمی‌دونستم که
‫باید هر روز تمیز بشه.

1193
01:29:05,480 --> 01:29:08,860
‫«بهم بگید چطوری انجامش بدم منم
‫همونطوری که گفتید انجامش میدم»

1194
01:29:09,760 --> 01:29:11,392
‫«اگه میخواید که ادامه بدم.»

1195
01:29:11,393 --> 01:29:12,860
‫و من به کارم ادامه دادم.

1196
01:29:13,440 --> 01:29:15,680
‫از اون به بعد، هر چی
‫اون گفت انجام دادم.

1197
01:29:19,360 --> 01:29:20,700
‫فرانسیسکو، برادرم.

1198
01:29:21,440 --> 01:29:23,779
‫اونم رفت بوئنوس آیرس که کار کنه.

1199
01:29:23,780 --> 01:29:26,500
‫تو سودامتکس، یه کارخونه نساجی.

1200
01:29:27,560 --> 01:29:30,180
‫اونجا حدود ۱۵ سال کار کرد.

1201
01:29:31,600 --> 01:29:34,660
‫الان تو چوچا با
‫خانواده‌ش زندگی می‌کنه.

1202
01:29:37,080 --> 01:29:38,560
‫اون شمایی، بابا.

1203
01:29:38,561 --> 01:29:39,845
‫منم؟

1204
01:29:39,846 --> 01:29:41,020
‫معلومه!

1205
01:29:42,080 --> 01:29:43,192
‫آره.

1206
01:29:43,193 --> 01:29:44,400
‫اون منم.

1207
01:29:46,040 --> 01:29:47,340
‫اونم منم.

1208
01:29:49,920 --> 01:29:52,060
‫پیدا کردن کار سخت نبود.

1209
01:29:54,160 --> 01:29:56,172
‫خیلی‌ها می‌رفتن.

1210
01:29:56,173 --> 01:29:57,560
‫خیلی از جوونا.

1211
01:29:58,926 --> 01:30:02,120
‫نه فقط از توکومان، بلکه
‫از استان‌های دیگه هم.

1212
01:30:07,280 --> 01:30:12,380
‫این مرد با پیراهن سفید بالا
‫تو کوهستان زندگی می‌کرد.

1213
01:30:13,600 --> 01:30:16,060
‫اون تو بوئنوس آیرس پلیس بود.

1214
01:30:17,686 --> 01:30:20,380
‫خیلی وقت پیش مرده.

1215
01:30:23,859 --> 01:30:26,620
‫اون دوستمه، اهل کورینتسه.

1216
01:30:27,880 --> 01:30:29,620
‫با هم دوست شدیم.

1217
01:30:36,066 --> 01:30:39,220
‫با هم جشن گرفتیم، به هم سر زدیم.

1218
01:30:41,560 --> 01:30:43,060
‫دلتنگ بودیم.

1219
01:30:54,920 --> 01:30:57,100
‫- اون خاله ماریاست.
‫- خاله.

1220
01:30:58,173 --> 01:31:01,519
‫چون یاد گرفتیم
‫که تنهایی سخت‌تره.

1221
01:31:01,520 --> 01:31:02,700
‫چقدر خوشگل شده.

1222
01:31:02,701 --> 01:31:07,919
‫ما به همدیگه نیاز داریم تا شروع
‫کنیم به ساختن وحدت ملی...

1223
01:31:07,920 --> 01:31:09,700
‫من بوئنوس آیرس رو دوست ندارم.

1224
01:31:10,280 --> 01:31:11,820
‫آب و هواش رو دوست ندارم.

1225
01:31:16,400 --> 01:31:18,599
‫اون خواهرم دلفیناست.

1226
01:31:18,600 --> 01:31:20,260
‫مادر نانسی.

1227
01:31:20,800 --> 01:31:23,679
‫داداشم اون پارچه رو بهش داد.

1228
01:31:23,680 --> 01:31:27,566
‫فکر کنم ته مونده‌های
‫کارخونه رو بهش فروخته بودن.

1229
01:31:27,567 --> 01:31:30,000
‫صورتی بود.

1230
01:31:32,360 --> 01:31:33,540
‫اون مُرد.

1231
01:31:34,720 --> 01:31:39,300
‫واسه همین من پسرم و
‫نانسی رو با هم بزرگ کردم.

1232
01:31:41,560 --> 01:31:46,660
‫لباس‌های بافتنی رو با
‫شهریه مدرسه مبادله می‌کردم.

1233
01:31:49,720 --> 01:31:52,340
‫دخترای جوون الان اینجوری نیستن.

1234
01:31:52,880 --> 01:31:54,793
‫به کارای دستی علاقه ندارن.

1235
01:31:54,794 --> 01:31:56,212
‫تو می‌تونی ببافی؟

1236
01:31:56,213 --> 01:31:58,792
‫- نه.
‫- بافتنی چی؟

1237
01:31:58,793 --> 01:32:00,980
‫- تو چی؟
‫- من نمی‌تونم.

1238
01:32:01,653 --> 01:32:04,320
‫- شما دو تا خدمتکارین، درسته؟
‫- آره.

1239
01:32:04,321 --> 01:32:06,112
‫ولی همیشه باهام خوب رفتار شده.

1240
01:32:06,113 --> 01:32:08,319
‫- هیچ وقت مشکلی نداشتم.
‫- آره.

1241
01:32:08,320 --> 01:32:09,519
‫آره.

1242
01:32:09,520 --> 01:32:12,359
‫الان تو چوچا کار می‌کنم.

1243
01:32:12,360 --> 01:32:15,020
‫و آخر هفته‌ها میام خونه.

1244
01:32:15,880 --> 01:32:18,280
‫- دبیرستان رو تموم کردی؟
‫- آره.

1245
01:32:22,320 --> 01:32:23,340
‫مادربزرگ.

1246
01:32:26,106 --> 01:32:27,700
‫زندگی همینه.

1247
01:32:29,020 --> 01:32:32,898
‫یاد می‌گیری تو شهر
‫بچرخی، اونجا کار کنی.

1248
01:32:32,899 --> 01:32:35,925
‫خونه قاضی‌ها، وکیل‌ها،

1249
01:32:35,926 --> 01:32:40,506
‫خونه معلم‌ها، دکترها.

1250
01:32:41,160 --> 01:32:45,119
‫وقتی ۱۸ سالم شد، می‌خواستم
‫اون رو پشت سر بذارم

1251
01:32:45,120 --> 01:32:47,680
‫و واسه خودم کار کنم.

1252
01:32:51,240 --> 01:32:56,380
‫ساعت ۵ صبح می‌رفتم
‫قبرستون گل می‌فروختم.

1253
01:32:57,520 --> 01:33:00,540
‫روز پدر و روز مادر،

1254
01:33:01,040 --> 01:33:02,740
‫کلی میخک می‌فروختم.

1255
01:33:04,286 --> 01:33:08,460
‫بعدش، بستنی می‌فروختم.

1256
01:33:18,879 --> 01:33:21,699
‫- خونت کجاست؟
‫- اونجاست.

1257
01:33:21,700 --> 01:33:24,140
‫- ها؟
‫- اونجاست.

1258
01:33:24,960 --> 01:33:26,600
‫اینجا پیچشه، ببین.

1259
01:33:26,601 --> 01:33:29,272
‫- اوه، حق با توئه.
‫- اون طرف.

1260
01:33:29,273 --> 01:33:31,919
‫تا تهش، من تا تهش می‌رفتم.

1261
01:33:31,920 --> 01:33:34,039
‫و از اونجا، پایین.

1262
01:33:34,040 --> 01:33:36,100
‫راهی که می‌رفتم ببینمت.

1263
01:33:38,047 --> 01:33:39,480
‫همه‌ی اینا.

1264
01:33:57,160 --> 01:34:00,439
‫امیدوارم بچه‌هامون
‫و اونایی که میان

1265
01:34:00,440 --> 01:34:03,980
‫مجبور نشن چیزی که ما باهاش
‫روبرو شدیم رو تجربه کنن.

1266
01:34:05,027 --> 01:34:06,132
‫و اونطوری...

1267
01:34:06,133 --> 01:34:07,580
‫همه‌مون با همیم.

1268
01:34:16,200 --> 01:34:17,520
‫خسته‌م.

1269
01:34:18,873 --> 01:34:20,700
‫بیا یه کم استراحت
‫کنیم. هوا گرمه.

1270
01:34:21,966 --> 01:34:25,179
‫- خونمون رو کجا بسازیم؟
‫- اونجا فکر کنم.

1271
01:34:25,180 --> 01:34:27,580
‫نزدیک اون یکی ولی بالاتر.

1272
01:34:29,280 --> 01:34:32,259
‫می‌بینی چطور علف
‫درمیاد؟ نگاه کن.

1273
01:34:32,260 --> 01:34:34,360
‫- کجا؟
‫- اونجا، همینه.

1274
01:34:34,361 --> 01:34:36,680
‫- آها. خشکه.
‫- آره.

1275
01:34:36,681 --> 01:34:39,279
‫باید اون لبه‌ی کوچیک رو بکنی.

1276
01:34:39,280 --> 01:34:42,319
‫ولی من به یه گودبرداری
‫کوچیک اول فکر می‌کردم.

1277
01:34:42,320 --> 01:34:45,060
‫و از اونجا، بعد...
‫همه‌ی اون رو پر کنیم.

1278
01:34:45,560 --> 01:34:46,820
‫بعد می‌تونیم بسازیم.

1279
01:34:47,480 --> 01:34:51,019
‫باید مثل بچه‌های مدرسه
‫راه رو بریم بالا، نگاه کن.

1280
01:34:51,020 --> 01:34:52,540
‫از اونجا، از اون فلات،

1281
01:34:53,640 --> 01:34:56,159
‫همه‌چی رو می‌بینی،

1282
01:34:56,160 --> 01:34:58,840
‫وقتی میرن مدرسه
‫و وقتی میان بیرون.

1283
01:34:58,841 --> 01:35:02,300
‫می‌تونیم دو تا اتاق بسازیم...

1284
01:35:12,940 --> 01:35:15,199
‫آنتن داشت؟ تا کجا می‌گرفت؟

1285
01:35:15,200 --> 01:35:17,860
‫- تا کجا می‌گرفت؟
‫- تا درخت چورکی.

1286
01:35:18,946 --> 01:35:20,725
‫- تا چورکی.
‫- تا اونجا؟

1287
01:35:20,726 --> 01:35:22,559
‫- اینجا هم.
‫- اینجا هم؟

1288
01:35:22,560 --> 01:35:24,799
‫- کل منطقه.
‫- ولی خوبه؟

1289
01:35:24,800 --> 01:35:26,059
‫آره، 4G.

1290
01:35:26,060 --> 01:35:28,510
‫- واقعا؟
‫- ولی خیلی خوب کار نمی‌کنه.

1291
01:35:28,511 --> 01:35:30,131
‫اعتبار نداری.

1292
01:35:30,132 --> 01:35:33,380
‫- اعتبار ندارم؟
‫- دیروز شارژ کردم.

1293
01:35:34,180 --> 01:35:36,719
‫یادت میاد اون بزهایی
‫که اونجا دیدی؟

1294
01:35:36,720 --> 01:35:39,333
‫- مال کی بودن؟
‫- مال اوواندو، رفتن.

1295
01:35:39,334 --> 01:35:42,840
‫- فکر کنم دو تا هنوز اینجا هستن.
‫- اونجا، نگاه کن.

1296
01:35:53,333 --> 01:35:55,060
‫عصر همگی بخیر.

1297
01:35:56,960 --> 01:35:58,586
‫صدای منو می‌شنوین؟

1298
01:35:58,587 --> 01:35:59,512
‫بله.

1299
01:36:00,120 --> 01:36:01,300
‫داره ضبط می‌کنه؟

1300
01:36:03,353 --> 01:36:04,886
‫- بله؟
‫- بفرمایید، خانم وکیل مدافع.

1301
01:36:04,887 --> 01:36:06,340
‫خیلی ممنون.

1302
01:36:06,920 --> 01:36:11,399
‫سعی می‌کنم برم سر اصل
‫مطلب، روز طولانی‌ای بود

1303
01:36:11,400 --> 01:36:14,879
‫و ما چندین بار
‫وقایع رو مرور کردیم.

1304
01:36:14,880 --> 01:36:19,160
‫تو این دادگاه همه‌مون
‫می‌دونیم چی شده

1305
01:36:19,161 --> 01:36:23,940
‫و دیدیم که چطور تو
‫این دادگاه اتفاق افتاد.

1306
01:36:25,000 --> 01:36:28,039
‫ما این فرصت رو داشتیم
‫که آدم‌ها رو ببینیم که اومدن

1307
01:36:28,040 --> 01:36:31,360
‫و سعی کردن حقوق
‫بومی‌ها رو برجسته کنن.

1308
01:36:31,361 --> 01:36:34,758
‫من به حقوقی که ممکنه داشته
‫باشن، خیلی احترام می‌ذارم،

1309
01:36:34,759 --> 01:36:37,199
‫ولی تو این پرونده، موضوع بحث

1310
01:36:37,200 --> 01:36:39,759
‫حق اونا به این زمین‌ها نیست.

1311
01:36:39,760 --> 01:36:42,980
‫در واقع، ثابت نشده
‫که اونا مالک زمین باشن.

1312
01:36:44,486 --> 01:36:46,800
‫این آدم‌ها مسالمت‌آمیز اومدن،

1313
01:36:47,920 --> 01:36:52,119
‫و خودشونو گیر افتاده، حبس
‫شده و محاصره شده دیدن،

1314
01:36:52,120 --> 01:36:56,060
‫توسط کسایی که الان
‫خودشونو یه جمعیت می‌دونن.

1315
01:36:57,280 --> 01:36:58,920
‫کی اسلحه‌هاشونو ازشون گرفت؟

1316
01:36:58,921 --> 01:37:03,860
‫فقط سوپرمن کاتا بود
‫که همه‌شونو گرفت؟

1317
01:37:05,480 --> 01:37:07,999
‫در طول بازسازی،

1318
01:37:08,000 --> 01:37:11,220
‫ایشون واضح میگه که اسلحه رو گرفته.

1319
01:37:12,360 --> 01:37:15,904
‫دلفین کاتا می‌تونست
‫خیلی راحت ماشه رو بکشه

1320
01:37:15,905 --> 01:37:18,740
‫که باعث مرگ آقای چوکوبار شد.

1321
01:37:23,266 --> 01:37:28,060
‫به نقل از مورخ کارلوس
‫پائز د لا توره جونیور،

1322
01:37:29,760 --> 01:37:32,719
‫تو یه مقاله از روزنامه لا گاسِتا

1323
01:37:32,720 --> 01:37:37,236
‫این مورخ میگه که تو سال ۱۸۰۷

1324
01:37:37,237 --> 01:37:39,479
‫رسماً اعلام شد

1325
01:37:39,480 --> 01:37:42,460
‫که جمعیت چوچاگاستا منقرض شده.

1326
01:37:43,593 --> 01:37:44,940
‫من اینو نوشتم؟

1327
01:37:46,920 --> 01:37:50,079
‫این اولین باره که
‫می‌شنوم این مقاله

1328
01:37:50,080 --> 01:37:54,312
‫تأثیری غیر از اینکه
‫یکی بخونتش، داشته.

1329
01:37:54,313 --> 01:37:55,240
‫چه جالب!

1330
01:37:57,320 --> 01:37:59,199
‫من اینو فقط واسه اینکه یه
‫کم چاشنی بهش بدم نوشتم،

1331
01:37:59,200 --> 01:38:01,540
‫تا یه حراجی رو تو اون
‫روزا به تصویر بکشم.

1332
01:38:01,541 --> 01:38:04,085
‫ولی یادم نمیاد کی نوشتمش.

1333
01:38:04,086 --> 01:38:06,480
‫من هر روز می‌نویسم،
‫تصورش رو بکن.

1334
01:38:08,320 --> 01:38:12,360
‫اگه مجبور بودم هر روز تحقیق
‫کنم تا این چیزا رو بنویسم، می‌مردم.

1335
01:38:17,193 --> 01:38:21,486
‫زمین‌ها خالی بودن،
‫کاملاً بدون سکنه.

1336
01:38:21,487 --> 01:38:22,799
‫و...

1337
01:38:22,800 --> 01:38:24,640
‫داریم در مورد
‫چوچاها حرف می‌زنیم،

1338
01:38:25,560 --> 01:38:29,319
‫چون بهشون می‌گفتن
‫چوچا، نه چوچاگاستا.

1339
01:38:29,320 --> 01:38:31,912
‫اونجا جایی بود که
‫هیچی وجود نداشت.

1340
01:38:31,913 --> 01:38:34,999
‫این توسط ثبت عنوان سوم

1341
01:38:35,000 --> 01:38:37,372
‫تو آرشیو تاریخی استان تأیید شده.

1342
01:38:37,373 --> 01:38:42,119
‫تأیید شده و تو کتابی که پریلی
‫د کلمبرس نوشته، گنجونده شده،

1343
01:38:42,120 --> 01:38:45,146
‫کسی که این تیم دفاع سعی
‫کرد بیارتش اینجا تا توضیح بده.

1344
01:38:45,147 --> 01:38:47,606
‫چیز زیادی در مورد اینکه

1345
01:38:47,607 --> 01:38:50,460
‫اسم چوچاگاستا از کجا میاد،
‫واسه توضیح دادن نیست.

1346
01:38:52,980 --> 01:38:54,639
‫از "چوچاها" میاد،

1347
01:38:54,640 --> 01:38:58,719
‫ما میگیم "چوچار" وقتی
‫می‌خوایم موهای یکی رو بکشیم.

1348
01:38:58,720 --> 01:39:01,540
‫و واسه مردم بومی،

1349
01:39:02,120 --> 01:39:04,812
‫موهاشون نمادِ...

1350
01:39:04,813 --> 01:39:06,719
‫غرور بود.

1351
01:39:06,720 --> 01:39:09,300
‫واسه همین بهشون
‫می‌گفتن چوچاگاستا،

1352
01:39:09,301 --> 01:39:13,440
‫که یعنی "مردم مو دار".

1353
01:39:16,000 --> 01:39:20,959
‫ما سعی می‌کنیم سیر
‫تکامل زمین‌ها رو دنبال کنیم

1354
01:39:20,960 --> 01:39:23,839
‫از اولین مالک‌ها.

1355
01:39:23,840 --> 01:39:26,599
‫داریم در مورد زمانی
‫حرف می‌زنیم که...

1356
01:39:26,600 --> 01:39:28,506
‫اول شهرک‌های بومی بودن،

1357
01:39:28,507 --> 01:39:33,319
‫ولی بعدش مالکین اسپانیایی
‫و نوادگانشون بودن.

1358
01:39:33,320 --> 01:39:36,300
‫و سعی می‌کنیم تا به
‫امروز ردیابیش کنیم

1359
01:39:37,840 --> 01:39:42,080
‫چون خیلی از خانواده‌ها
‫هنوزم اون زمین‌ها رو دارن.

1360
01:39:50,347 --> 01:39:56,940
‫منطقه ترانکاس توسط گروه‌های
‫بومی زیادی پر شده بود.

1361
01:39:59,440 --> 01:40:02,160
‫طبق قانون استعماری اسپانیا،

1362
01:40:03,240 --> 01:40:07,620
‫همه مردم بومی باید زمین داشتن.

1363
01:40:11,600 --> 01:40:14,199
‫خاسینتو چوکوبار پرچمداره!

1364
01:40:14,200 --> 01:40:17,840
‫پرچم دستِ دانیل مامانی‌ه!

1365
01:40:17,841 --> 01:40:19,639
‫پریکو بالدراما!

1366
01:40:19,640 --> 01:40:21,460
‫خولیان بالدراما!

1367
01:40:29,280 --> 01:40:32,119
‫ترانکاس و بورویوکو

1368
01:40:32,120 --> 01:40:36,480
‫مناطق دفاعی بودن
‫در برابر بومی‌ها.

1369
01:40:39,006 --> 01:40:41,625
‫به املاک حمله می‌کردن،
‫دام‌ها رو می‌بردن،

1370
01:40:41,626 --> 01:40:44,140
‫زن‌ها و بچه‌ها رو می‌دزدیدن.

1371
01:40:44,880 --> 01:40:46,319
‫وحشی بودن.

1372
01:40:46,320 --> 01:40:49,159
‫گائوچوهای سرزمین‌مون!

1373
01:40:49,160 --> 01:40:50,800
‫آرژانتین‌مون!

1374
01:40:55,573 --> 01:41:00,580
‫بومی‌ها تو مبارزات
‫استقلال شرکت کردن،

1375
01:41:01,120 --> 01:41:03,639
‫ولی یه جورایی ساکت شدن.

1376
01:41:03,640 --> 01:41:06,260
‫صدای اونا دیگه ظاهر نمیشه.

1377
01:41:18,300 --> 01:41:22,759
‫سال ۱۸۰۸، یه مردی
‫به اسم نیکولاس مولینا،

1378
01:41:22,760 --> 01:41:27,180
‫اومد جلو و درخواست کرد
‫که زمین‌ها رو بهش بفروشن.

1379
01:41:28,460 --> 01:41:33,340
‫ادعا کرد که دیگه بومی
‫چوچاگاستا وجود نداره.

1380
01:41:34,520 --> 01:41:39,780
‫اینکه زمین‌ها دستِ
‫ولگردها و راهزن‌هاست.

1381
01:41:41,640 --> 01:41:46,840
‫واسه همین دستور داد چوچاگاستا
‫رو صدا کنن تا ببینن کسی مونده یا نه.

1382
01:41:47,340 --> 01:41:49,780
‫ولی هیچ‌کس نیومد جلو.

1383
01:41:50,280 --> 01:41:55,960
‫طبق این پرونده، هیچ
‫نماینده‌ای این کارو نکرد.

1384
01:42:02,360 --> 01:42:04,280
‫ما یه جمهوری‌ایم.

1385
01:42:04,960 --> 01:42:08,233
‫و از وقتی که جمهوری شدیم

1386
01:42:08,234 --> 01:42:11,000
‫قلمروها مشخص و علامت‌گذاری شدن.

1387
01:42:11,001 --> 01:42:12,832
‫ما اداره ثبت اسناد داریم،

1388
01:42:12,833 --> 01:42:15,965
‫پس باید به نهادها احترام بذاریم

1389
01:42:15,966 --> 01:42:18,760
‫و به سوابق ایجاد
‫شده احترام بذاریم.

1390
01:42:21,560 --> 01:42:24,093
‫وقتی دوره استقلال شروع شد،

1391
01:42:24,094 --> 01:42:27,279
‫شهرهای بومی یه جورایی آواره شدن

1392
01:42:27,280 --> 01:42:29,520
‫چون مالکیت فردی
‫شروع به تثبیت شدن کرد.

1393
01:42:32,960 --> 01:42:35,959
‫اسناد مالکیت رو می‌بینی و...

1394
01:42:35,960 --> 01:42:40,900
‫خب، فکر می‌کنی اونا
‫مالک رو مشروع می‌کنن.

1395
01:42:43,040 --> 01:42:45,360
‫بومی‌ها اونا رو نداشتن.

1396
01:42:47,373 --> 01:42:53,020
‫به این معنی، جوامع با
‫اسناد محافظت نمیشدن.

1397
01:42:55,200 --> 01:42:57,719
‫این چیزیه که کنجکاوم می‌کنه.

1398
01:42:57,720 --> 01:43:00,180
‫وجود اسناد.

1399
01:43:00,960 --> 01:43:02,692
‫همه اون مطالعات در مورد بومی‌ها

1400
01:43:02,693 --> 01:43:04,799
‫به نظرم فانتزی میان.

1401
01:43:04,800 --> 01:43:06,333
‫و در مورد زبان بومی.

1402
01:43:06,334 --> 01:43:09,986
‫"معلوم میشه این کلمه کاکان‌ه،
‫یه فرهنگ لغت کاکان هست... "

1403
01:43:09,987 --> 01:43:12,280
‫این خیلی منو افسرده می‌کنه.

1404
01:43:15,173 --> 01:43:18,960
‫برای مدت طولانی، هیچ‌کس در
‫مورد جوامع بومی حرف نمی‌زد.

1405
01:43:21,240 --> 01:43:24,300
‫و ناگهان، اونا ظاهر شدن.

1406
01:43:25,280 --> 01:43:28,780
‫حالا همه دارن زمین می‌خوان،

1407
01:43:29,440 --> 01:43:32,333
‫تو بعضی موارد، خیلی خشونت‌آمیز.

1408
01:43:32,833 --> 01:43:35,020
‫الان یه سری مشکل
‫با چوچاگاستا هست،

1409
01:43:35,021 --> 01:43:36,980
‫رئیسی که کشته شد...

1410
01:43:42,160 --> 01:43:49,100
‫چطور می‌تونستن هویت
‫جمعیت بومی‌شون رو ثابت کنن؟

1411
01:43:50,660 --> 01:43:53,079
‫اونا دیگه به اون
‫زبان حرف نمی‌زنن،

1412
01:43:53,080 --> 01:43:57,660
‫ویژگی‌های متمایز ندارن.

1413
01:43:59,100 --> 01:44:01,159
‫ولی باید فکر کنیم

1414
01:44:01,160 --> 01:44:03,879
‫که حتی بومی‌ها هم نتونستن
‫اسمشون رو حفظ کنن.

1415
01:44:03,880 --> 01:44:06,000
‫این رو درک کنین.

1416
01:44:08,360 --> 01:44:09,740
‫آدم باید حقیقت رو بنویسه.

1417
01:44:11,886 --> 01:44:12,973
‫به اصطلاح.

1418
01:44:13,479 --> 01:44:14,980
‫حقیقت چیه؟

1419
01:44:17,146 --> 01:44:21,159
‫تو فیلم شاگرد شیطان،
‫با لارنس اولیویه،

1420
01:44:21,160 --> 01:44:24,812
‫آخرش میگن: «تاریخ
‫چی میگه، ژنرال؟»

1421
01:44:24,813 --> 01:44:29,260
‫بعد لارنس اولیویه برمیگرده و میگه:
‫«تاریخ دروغ میگه، آنچنان که همواره گفته.»

1422
01:44:36,720 --> 01:44:40,540
‫سیریلو، بابام، بهم گفت
‫اونجا یه درخت هلو بوده.

1423
01:44:41,213 --> 01:44:43,620
‫پدربزرگم اونجا
‫به دنیا اومده بود.

1424
01:44:44,733 --> 01:44:49,106
‫اونا کارگرای مزرعه بودن که
‫کارشون جمع کردن دام‌ها بود،

1425
01:44:49,107 --> 01:44:55,092
‫یا برای فروش، یا برای داغ زدن، برای
‫شیر دوشیدن، برای پنیر درست کردن.

1426
01:44:55,093 --> 01:44:57,553
‫اونجا، گروه کارگرها،
‫همونطور که بهشون میگفتن،

1427
01:44:57,554 --> 01:44:59,380
‫همه کارا رو انجام میدادن.

1428
01:45:00,986 --> 01:45:02,380
‫اونا بومی بودن،

1429
01:45:03,133 --> 01:45:06,686
‫ولی اسمشون عوض شد.

1430
01:45:06,687 --> 01:45:08,260
‫بهشون میگفتن «گروه کارگرها».

1431
01:45:09,040 --> 01:45:11,220
‫بعد بهشون میگفتن «گائوچوها».

1432
01:45:13,553 --> 01:45:15,446
‫هر کی یه تیکه از زمین رو میخواد

1433
01:45:15,447 --> 01:45:18,300
‫میگه که بومی‌ها همه ناپدید شدن.

1434
01:45:19,680 --> 01:45:22,900
‫همشون رفتن،
‫چوچاگاستاها هم همینطور.

1435
01:45:24,446 --> 01:45:27,326
‫اونا مانعی برای تصاحب زمین

1436
01:45:27,327 --> 01:45:30,100
‫توسط اونا بودن، مثل همیشه.

1437
01:45:56,040 --> 01:45:57,380
‫جناب قاضی،

1438
01:45:58,313 --> 01:45:59,380
‫صدای منو میشنوین؟

1439
01:46:02,520 --> 01:46:06,340
‫۳۵۰ ساله که چوچاها اینجا هستن.

1440
01:46:07,767 --> 01:46:09,879
‫بعد از جنگ‌های کالچاکی،

1441
01:46:09,880 --> 01:46:13,220
‫اونا توسط پادشاه مجبور
‫شدن که به این دره بیان

1442
01:46:14,293 --> 01:46:16,700
‫درست مثل تولومبون و کولالائو.

1443
01:46:18,560 --> 01:46:21,119
‫اونا به اسم
‫«چوچین‌گاستا» ثبت شدن،

1444
01:46:21,120 --> 01:46:22,679
‫«چاچاگاستا»،

1445
01:46:22,680 --> 01:46:24,159
‫«چوچاگاستی»،

1446
01:46:24,160 --> 01:46:25,679
‫«چوگاستا»،

1447
01:46:25,680 --> 01:46:27,079
‫«چوسکاس»،

1448
01:46:27,080 --> 01:46:28,260
‫«چوخچا».

1449
01:46:29,080 --> 01:46:30,660
‫یا بعضی وقتا فقط «سرخ‌پوست‌ها».

1450
01:46:33,480 --> 01:46:36,353
‫اونا گاوهای نر پرورش میدادن
‫تا جای حیوونای گاری رو بگیرن

1451
01:46:36,859 --> 01:46:39,740
‫و دام برای تغذیه کاروان‌دارها.

1452
01:46:41,560 --> 01:46:45,860
‫جایی که الان جاده ۹ رد میشه، یه
‫زمانی جاده سلطنتی از اونجا میگذشت.

1453
01:46:47,160 --> 01:46:50,420
‫در طول اون جاده، گاری‌ها به
‫سمت معادن نقره پوتوسی میرفتن.

1454
01:46:55,160 --> 01:46:59,500
‫گفته شده که چوچاها در
‫سال ۱۸۰۷ منقرض شدن،

1455
01:47:00,440 --> 01:47:04,940
‫ولی در سال ۱۸۰۷ چوچاها
‫داشتن به یه آلورالده اجاره میدادن.

1456
01:47:06,199 --> 01:47:08,660
‫اونا بدون اجازه
‫پادشاه شارژ میشدن.

1457
01:47:11,040 --> 01:47:13,700
‫کابیلدو خانواده آلورالده
‫رو از اونجا بیرون کرد.

1458
01:47:15,360 --> 01:47:17,879
‫نوادگان اونا، که
‫فامیلشون کلمبرس بود،

1459
01:47:17,880 --> 01:47:19,866
‫داشتن اسناد جمع میکردن:

1460
01:47:19,867 --> 01:47:23,860
‫وصیت‌نامه‌ها، نقشه‌برداری‌های
‫زمین، فروش زمین بین خانواده‌ها.

1461
01:47:24,920 --> 01:47:26,359
‫اونا یه حرکت هوشمندانه زدن.

1462
01:47:26,360 --> 01:47:30,300
‫اونا ادعا کردن که یه آلورالده
‫املاک رو بهشون وصیت کرده.

1463
01:47:31,320 --> 01:47:33,660
‫بهش میگفتن املاک لا ایگرا.

1464
01:47:34,713 --> 01:47:37,660
‫و همچنان از چوچاها پول میگرفتن.

1465
01:47:40,540 --> 01:47:43,720
‫اسناد نشون میده آشپزها، رخت‌شورها،
‫کارگرهای مزرعه اونجا کار میکردن

1466
01:47:43,721 --> 01:47:49,780
‫با فامیلی‌های بالدراما، مامانی،
‫کاتا، وارگاس، پیستان، چوکوبار.

1467
01:47:50,800 --> 01:47:52,780
‫دیگه به عنوان
‫"چوچاها" ثبت نشده بودن.

1468
01:47:57,160 --> 01:48:00,780
‫خانواده کلمبرس بخشی
‫از اون زمین رو فروختن.

1469
01:48:01,406 --> 01:48:05,100
‫این چیزی بود که خانواده آمین
‫تو سال ۱۹۵۹ به دست آوردن.

1470
01:48:07,446 --> 01:48:10,606
‫چوچاها به دولت
‫توکومان نامه نوشتن

1471
01:48:10,607 --> 01:48:13,267
‫تا وضعیت زمین‌هاشون بررسی بشه.

1472
01:48:16,200 --> 01:48:19,312
‫این به کلمبرس‌ها هشدار داد.

1473
01:48:19,313 --> 01:48:21,220
‫اونا به یه سند نیاز داشتن.

1474
01:48:23,272 --> 01:48:26,260
‫کلمبرس‌ها چی رو به عنوان
‫مدرک تو دادگاه نشون دادن؟

1475
01:48:28,120 --> 01:48:31,667
‫رسیدهای اجاره‌ای که از چوچاها
‫جمع کرده بودن، جناب قاضی.

1476
01:48:33,560 --> 01:48:36,500
‫ببینید، اینه تاریخچه
‫مالکیت تو این دره.

1477
01:48:39,760 --> 01:48:42,540
‫فرماندار جوری اموال
‫کلمبرس‌ها رو مصادره کرد.

1478
01:48:43,600 --> 01:48:46,420
‫به نظر خبر خوبی میاد
‫برای خانواده‌های چوچا.

1479
01:48:47,280 --> 01:48:48,460
‫اما خواهید دید.

1480
01:48:51,320 --> 01:48:55,700
‫کلمبرس‌ها یه مبلغ هنگفت
‫بابت مصادره دریافت کردن.

1481
01:48:56,840 --> 01:49:02,340
‫آمین و یه همسایه، کریتو، تو
‫زمین مصادره شده پیش میرن.

1482
01:49:04,900 --> 01:49:09,785
‫یه آرائوخو، کارمند دولتی
‫چیارلو و برادرش دانته

1483
01:49:09,786 --> 01:49:13,820
‫ادعا کردن که زمین‌های عضو
‫جمعیت، سالوادور کاتا، مال اوناست.

1484
01:49:17,840 --> 01:49:22,740
‫کدوم نهاد ملی به مشروعیت
‫مالکیت اهمیت میده؟

1485
01:49:27,380 --> 01:49:29,900
‫بعضی چیزا واقعاً
‫شرم‌آوره، جناب قاضی.

1486
01:49:30,793 --> 01:49:34,479
‫متهمان و شاهدان اصلیشون،

1487
01:49:34,480 --> 01:49:37,839
‫و همه مالکان ادعایی این قلمرو

1488
01:49:37,840 --> 01:49:41,900
‫تو دولت توکومان
‫سمت دارن یا داشتن.

1489
01:49:42,720 --> 01:49:44,340
‫به جز چوچاها.

1490
01:49:46,080 --> 01:49:49,159
‫چوچاها سال‌هاست که
‫دارن کارهای اداری میکنن،

1491
01:49:49,160 --> 01:49:53,626
‫نامه مینویسن، تو راهروها، پشت
‫میزهای پذیرش منتظر میمونن،

1492
01:49:53,627 --> 01:49:56,980
‫به نهادهای کشور
‫احترام میذارن نه مثل بقیه.

1493
01:50:00,000 --> 01:50:03,000
‫جمهوری احترام بیشتری به
‫اسناد استعماری نشون داده

1494
01:50:03,001 --> 01:50:04,900
‫تا به شهروندهای آرژانتینی.

1495
01:50:10,120 --> 01:50:12,020
‫به خدا اعتقاد دارین، جناب قاضی؟

1496
01:50:14,560 --> 01:50:16,660
‫خدا داره همه اینا رو میبینه؟

1497
01:50:24,360 --> 01:50:25,620
‫نترس.

1498
01:50:26,440 --> 01:50:29,180
‫ناراحت نباش، هیچی نمیشه.

1499
01:50:31,360 --> 01:50:32,660
‫نترس.

1500
01:50:33,160 --> 01:50:36,113
‫نترس. هیچی نمیشه.

1501
01:50:36,114 --> 01:50:37,454
‫تو پیش مامانی.

1502
01:50:41,120 --> 01:50:46,380
‫فیلم شخصیت‌های
‫مسیحی رو نشون میداد،

1503
01:50:47,280 --> 01:50:51,540
‫و اونا زیر سلطه
‫امپراتوری روم رنج میکشیدن.

1504
01:50:52,487 --> 01:50:55,700
‫- بن‌هور؟
‫- بن‌هور، آره.

1505
01:50:57,720 --> 01:51:00,278
‫اگه اینو به امروز بیاریم،

1506
01:51:00,279 --> 01:51:02,585
‫اعضای جوامع ما

1507
01:51:02,586 --> 01:51:05,340
‫سرنوشت مشابهی رو تحمل کردن.

1508
01:51:06,920 --> 01:51:11,240
‫زندگی یه قاطر بیشتر
‫از یه آدم ارزش داشت

1509
01:51:11,880 --> 01:51:14,180
‫چون باید پول قاطر رو میدادن.

1510
01:51:17,960 --> 01:51:21,860
‫فیلم چهره واقعی
‫امپراتوری رو نشون داد.

1511
01:51:23,480 --> 01:51:28,500
‫خیلی از امپراتوری‌ها سقوط کردن،
‫و امپراتوری‌های دیگه دارن بالا میان.

1512
01:51:32,526 --> 01:51:36,140
‫این معنی اصلی فیلمه.

1513
01:51:37,880 --> 01:51:42,340
‫یه حسی رو تو من
‫بیدار کرد در مورد ما.

1514
01:51:47,706 --> 01:51:50,860
‫من صاحب همه‌ی اون رنگام.

1515
01:51:52,800 --> 01:51:53,980
‫نترس.

1516
01:51:54,666 --> 01:51:57,420
‫همه‌شونو دوست دارم. همه‌شون.

1517
01:51:59,753 --> 01:52:01,013
‫نترس.

1518
01:52:01,660 --> 01:52:02,940
‫تو پیش مامانی.

1519
01:52:23,840 --> 01:52:25,580
‫حاضر!

1520
01:52:26,227 --> 01:52:28,480
‫- خاویر چوکوبار!
‫- حاضره!

1521
01:53:19,800 --> 01:53:23,560
‫«خروج اضطراری»

1522
01:53:27,227 --> 01:53:30,340
‫با رأی یکپارچه، دادگاه حکم میده

1523
01:53:30,920 --> 01:53:33,399
‫داریو لوئیس آمین رو محکوم کنه

1524
01:53:33,400 --> 01:53:35,919
‫چون اون رو عامل اصلی

1525
01:53:35,920 --> 01:53:39,759
‫جرم قتل عمد با تشدید مجازات
‫با استفاده از سلاح گرم میدونه،

1526
01:53:39,760 --> 01:53:43,719
‫و به ۲۲ سال زندان محکومش میکنه.

1527
01:53:43,720 --> 01:53:46,233
‫لوئیس اومبرتو گومز رو محکوم کنه،

1528
01:53:46,234 --> 01:53:49,640
‫شریک جرم ثانویه،
‫به ۱۸ سال زندان.

1529
01:53:50,726 --> 01:53:54,959
‫ادواردو خوزه دل میلاگرو
‫والدیویسو ساسی رو محکوم کنه

1530
01:53:54,960 --> 01:53:56,660
‫به ۱۰ سال زندان.

1531
01:53:57,260 --> 01:53:58,880
‫پیاده‌نظام

1532
01:54:09,480 --> 01:54:13,347
‫هرگز از مبارزه‌ی مردم دست نکشین!

1533
01:54:16,852 --> 01:54:18,559
‫خاویر چوکوبار!

1534
01:54:18,560 --> 01:54:22,559
‫- عدالت برای خاویر چوکوبار!
‫- عدالت!

1535
01:54:22,560 --> 01:54:30,720
‫- خاویر چوکوبار!
‫- حاضر!

1536
01:54:30,721 --> 01:54:33,500
‫- حالا!
‫- و همیشه!

1537
01:54:35,000 --> 01:54:39,000
مترجم: اشکان هیدی

1538
01:54:39,030 --> 01:54:44,000
Filmyar

1539
01:54:44,030 --> 01:54:54,000
Filmyar

1540
01:55:14,000 --> 01:55:17,420
‫سینما؟ فکر کنم هیچ‌وقت نرفتم.

1541
01:55:21,640 --> 01:55:28,340
‫رادیو گوش کردم، ولی فقط
‫از سال ۱۹۶۳ یا ۱۹۶۴.

1542
01:55:32,019 --> 01:55:34,439
‫و تازه اخیراً شروع
‫کردم تلویزیون ببینم.

1543
01:55:35,706 --> 01:55:37,540
‫چند سال پیش.

1544
01:55:53,640 --> 01:55:58,780
‫مطمئناً نسل‌های ما با این
‫امید به مبارزه ادامه میدن

1545
01:55:59,360 --> 01:56:05,020
‫که خیلی از آدما برای خیر
‫بشریت دارن کار میکنن.

1546
01:56:06,320 --> 01:56:10,259
‫این دنیا چقدر زیبا میشد

1547
01:56:10,260 --> 01:56:12,860
‫اگه همه‌ی ما میتونستیم

1548
01:56:13,406 --> 01:56:17,340
‫این شگفتی رو ببینیم
‫که ما انسان هستیم.

1549
01:56:18,680 --> 01:56:23,260
‫وقتی میخونیم، وقتی میخندیم،
‫وقتی موسیقی میسازیم،

1550
01:56:24,040 --> 01:56:30,700
‫وقتی تو چشمای هر آدم
‫فوق‌العاده‌ای نگاه میکنیم.

1551
01:56:32,800 --> 01:56:36,940
‫ولی چقدر غم‌انگیزه وقتی یکی
‫غارت میکنه، میکشه، نابود میکنه.

1552
01:56:37,793 --> 01:56:41,252
‫من باور دارم که اگه یه سیاره‌ی
‫دیگه تو کائنات پیدا میکردن

1553
01:56:41,253 --> 01:56:42,940
‫اون رو هم تیکه پاره میکردن.

1554
01:56:55,440 --> 01:56:58,399
‫محکومین به حکم اعتراض کردند.

1555
01:56:58,400 --> 01:57:02,960
‫دو سال بعد، در سال
‫۲۰۲۰، آنها آزاد شدند.

1556
01:57:04,360 --> 01:57:10,520
‫داریو آمین در سال ۲۰۲۱
‫به خاطر کووید-۱۹ فوت کرد.

1557
01:57:11,660 --> 01:57:14,799
‫در سال ۲۰۲۵، حکم تأیید شد.

1558
01:57:14,800 --> 01:57:20,280
‫لوئیس اومبرتو گومز و ادواردو
‫والدیویسو به زندان برگشتند.

1559
01:57:21,400 --> 01:57:24,359
‫جمعیت بومی چوچاگاستا

1560
01:57:24,360 --> 01:57:28,172
‫همچنان خواستار
‫بازگرداندن قلمروشان

1561
01:57:28,173 --> 01:57:29,793
‫از دولت آرژانتین هستند

1562
01:57:29,794 --> 01:57:34,720
‫و یاد خاویر چوکوبار
‫رو زنده نگه میدارند.

1563
01:57:36,440 --> 01:57:38,440
«سرزمین ما»

1564
01:59:18,000 --> 01:59:20,679
‫تقدیم به جمعیت بومی چوچاگاستا

1565
01:59:20,680 --> 01:59:23,206
‫و رهبر فعلی
‫منصوبشون، آزوسنا کاتا،

1566
01:59:23,207 --> 01:59:26,440
‫که بدون او، تولید
‫این فیلم ممکن نبود.

