﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:09,000
FilmYar

2
00:00:09,710 --> 00:00:14,930
‫سلام به همگی، شخصیت‌های نمادین سیرک دیجیتال‌.‬
‫اورنج ترانک و فیش این‌جان و بهتون خوش‌آمد می‌گن.‬

3
00:00:14,931 --> 00:00:19,190
‫به اکران پرده آخر سیرک دیجیتال شگفت‌انگیز
خوش اومدین، ‫جایی که قراره...‬

4
00:00:19,191 --> 00:00:22,302
‫قسمت ۸ و ‫قسمت ۹ پایانی بزرگ رو...‬

5
00:00:22,303 --> 00:00:25,291
‫در قالب یک اثر سینمایی بلند‬
‫تماشا کنین.‬

6
00:00:25,415 --> 00:00:27,961
‫اگه بقیه‌ی قسمت‌ها رو‬
‫ندیدین، پس...‬

7
00:00:28,011 --> 00:00:31,150
‫کلا ۳۰ ثانیه وقت دارین تا خودتون رو
برسونین، پس بجنبین.‬

8
00:00:31,500 --> 00:00:35,450
‫در ضمن اومدم یادآوری کنم که
همه‌ی وسایل مقدس‌تون رو بی‌صدا کنین و لطفا...‬

9
00:00:35,599 --> 00:00:37,950
‫از چیزی که امشب این‌جا می‌بینین‬
‫فیلم نگیرین و اسپویل نکنین.‬

10
00:00:38,399 --> 00:00:42,310
‫می‌تونین همه‌ی واکنش‌هاتون رو آنلاین
به‬ ‫اشتراک بذارین اما تو رو خدا اسپویل نکنین.‬

11
00:00:45,510 --> 00:00:48,550
‫معمولا «کید» این کارها رو انجام می‌ده
‫اما اون نتونست بیاد چون مرده‌.‬

12
00:00:49,410 --> 00:00:50,837
‫حضرت مسیح لطفا‬
‫به او عشق بورز،‬

13
00:00:50,838 --> 00:00:53,311
لطفا در جهان پس از مرگ
مراقبش باش و مورد مرحمت خود قرارش بده

14
00:00:53,730 --> 00:00:55,990
‫می‌دونین، من یه بار از نظر پزشکی
برای چهار دقیقه‬ مرده بودم.‬

15
00:00:57,104 --> 00:00:58,430
‫هیچ‌کس اون‌جا منتظرم نبود.‬

16
00:00:58,630 --> 00:00:59,970
‫فقط سیاهی بود.‬

17
00:01:00,419 --> 00:01:01,419
‫اون‌طرف هیچی نیست.‬

18
00:01:02,169 --> 00:01:03,949
‫فکر کنم بعضی‌ها‬
‫یه چیزایی می‌بینن،‬

19
00:01:03,989 --> 00:01:06,070
‫اما برای من فقط سیاهی بود
‫و هیچ‌کس اون‌جا نبود.‬

20
00:01:06,730 --> 00:01:09,070
‫فکر کنم خدا... فکر کنم خدا من رو نمی‌خواد.‬

21
00:01:10,459 --> 00:01:11,459
‫نمی‌دونم چیکار کردم.‬

22
00:01:14,010 --> 00:01:18,050
‫در ضمن حواس‌تون به کد کیوآر
‫در انتهای اکران هم باشه.‬

23
00:01:18,310 --> 00:01:21,850
‫اون بهتون دسترسی زودهنگام به محصولات نهایی
‫در فروشگاه آنلاین رو می‌ده.‬

24
00:01:22,910 --> 00:01:24,610
‫بچه‌ها، من نمی‌خوام بمیرم.‬

25
00:01:26,839 --> 00:01:27,839
‫لطفا نرین.‬

26
00:01:30,689 --> 00:01:32,250
‫به قسمت نهایی خوش اومدین.‬

27
00:01:33,650 --> 00:01:36,370
‫رفیق، از دستش دادین.‬

28
00:01:40,240 --> 00:01:47,801
‫خانم‌ها و آقایان، بالاخره ‫لحظه‌ای
که همه‌تون منتظرش بودین رسید.‬

29
00:01:47,889 --> 00:01:49,040
‫با من بگین.‬

30
00:01:49,599 --> 00:01:52,340
‫خوش اومدین به سیرک دیجیتال...‬

31
00:01:52,960 --> 00:01:53,960
‫مرور گذشته.‬

32
00:01:54,019 --> 00:01:59,520
‫بعد از این‌که اون هدست عجیب رو روی جمجمه‌ی‬
‫انسانی شکننده‌ش گذاشت، دلقک کوچولوی غمگین ما،‬

33
00:01:59,719 --> 00:02:04,120
‫پومنی خودش رو در‬
‫سیرک دیجیتال شگفت‌انگیز یافت.‬

34
00:02:04,509 --> 00:02:09,680
‫یه بهشت مجازی عجیب‌وغریب و پر از سرگرمی‬
‫که احتمالا هیچ‌وقت نمی‌تونی ازش خارج بشی.‬

35
00:02:09,681 --> 00:02:13,240
‫البته روی قسمت «هیچ‌وقت نمی‌تونین
خارج بشین» تمرکز نکنین.‬

36
00:02:13,700 --> 00:02:16,100
‫این‌جور فکرها منجر به‬ ‫انتزاع می‌شه.‬

37
00:02:16,760 --> 00:02:19,444
‫که کارتون به سرداب ختم می‌شه،‬
‫که اون‌ هم به کلی...‬

38
00:02:19,445 --> 00:02:23,400
‫جیغ‌وداد ختم می‌شه که راستش برای
گوش‌های حساس بابلی من خیلی بده.‬

39
00:02:23,890 --> 00:02:25,760
‫گرداننده‌ی این سیرک منم!‬

40
00:02:26,090 --> 00:02:28,740
‫مدیر جذاب و مهربون شما، «کین».‬

41
00:02:29,210 --> 00:02:35,420
‫و این‌جا بقیه‌ی انسان‌ها هم زندگی می‌کنن مثل...‬
‫دنگل و سوث‌فول، کینگز یا تو!‬

42
00:02:35,980 --> 00:02:38,920
‫جکس رو بکش بالا
و میبینی اون‌جا کان...‬

43
00:02:39,840 --> 00:02:44,440
‫بعدش این گروه کارهای دیجیتالی شگفت‌انگیزی
انجام می‌دن، مثل... دویدن!‬

44
00:02:45,080 --> 00:02:46,080
‫خرد کردن!‬

45
00:02:46,600 --> 00:02:47,740
‫کثافت‌ترین آدم‌ها!‬

46
00:02:48,410 --> 00:02:49,840
‫یاد می‌گیرن که همه جوانب رو بسنجن!‬

47
00:02:50,360 --> 00:02:51,360
‫موارد متفرقه!‬

48
00:02:51,700 --> 00:02:52,340
‫و...‬

49
00:02:52,440 --> 00:02:53,440
ایمنی و ضامن اسلحه!‬

50
00:02:54,210 --> 00:02:57,260
‫در طول همه‌ی این‌ها، پومنی کم‌ کم
متوجه می‌شه که شاید...‬

51
00:02:57,770 --> 00:02:59,200
‫فقط شاید...‬

52
00:02:59,375 --> 00:03:01,560
‫این سیرک دیجیتال‌ اون‌قدرها هم بد نباشه!‬

53
00:03:01,810 --> 00:03:04,460
‫مخصوصا وقتی رفیق‌هایی داره
که همراه با اون‌ها عذاب بکشه!‬

54
00:03:04,600 --> 00:03:05,860
‫منظورم اینه که... باهاشون عذاب بگذرونه!‬

55
00:03:06,240 --> 00:03:08,820
‫در ضمن، ممکنه کینگر در ساختن
سیرک کمک کرده باشه؟‬

56
00:03:09,220 --> 00:03:09,780
‫کی می‌دونه؟‬

57
00:03:09,980 --> 00:03:11,580
‫طرف به همون اندازه‌ی یه آدم دیوانه، دیوانه‌ست!‬

58
00:03:12,010 --> 00:03:15,860
‫اما یه انسان هست که انگار پومنی
اصلا نمی‌تونه درکش کنه!‬

59
00:03:16,320 --> 00:03:16,920
‫جکس!‬

60
00:03:17,250 --> 00:03:21,380
‫کسی که بعد از یه ماجراجویی عادی
و سالم با سلاح‌های گرم ثبت‌نشده،‬

61
00:03:21,640 --> 00:03:25,560
‫از کوره در رفت
و پومنی رو هل داد و دور کرد!‬

62
00:03:26,300 --> 00:03:27,901
‫هم از لحاظ احساسی... و هم فیزیکی!‬

63
00:03:28,200 --> 00:03:32,200
‫درست همون موقع که داشتن
به هم نزدیک می‌شدن، اوه، چه درامی!‬

64
00:03:33,040 --> 00:03:38,820
‫در همین حال، کم‌ کم توی مغز بزرگم
روشن می‌شه که شاید

65
00:03:38,821 --> 00:03:43,980
ماجراجویی‌های‬ ‫ترسناک و دردناکی
که با عشق ساختم، برای گروهی از روح‌های

66
00:03:43,981 --> 00:03:47,920
انسانی ‫شکننده جذاب نباشه اما بعدش فهمیدم
این حرف مسخره‌ست چون کاملا عاشق منن!‬

67
00:03:48,440 --> 00:03:49,440
‫مگه نه؟‬

68
00:03:49,960 --> 00:03:53,980
‫پس، بدون هیچ دلیل خاصی،
بزرگ‌ترین ماجراجویی‌م رو طراحی کردم!‬

69
00:03:54,350 --> 00:04:00,400
‫با استفاده از یه انسان کاملا واقعی
و غیرمشکوک به اسم آبل، سناریویی ساختم‬

70
00:04:00,401 --> 00:04:03,390
‫که در اون انسان‌ها مجبور بودن‬
‫تصمیم بگیرن که آیا می‌خوان‬

71
00:04:03,391 --> 00:04:06,320
‫از سیرک فرار کنن‬
‫یا تا ابد پیش من بمونن!‬

72
00:04:06,321 --> 00:04:10,560
‫جزئیات اتفاقاتی که افتاد، بسیار ساده‌ست
و اصلا گیج‌کننده نیست!‬

73
00:04:11,180 --> 00:04:14,073
‫اما بخش مهمش اینه‌ که در پایان‬

74
00:04:14,074 --> 00:04:16,779
‫جکس از بین اون‌همه آدم،‬
‫انتخاب درست رو کرد!‬

75
00:04:17,040 --> 00:04:18,959
‫که برای همیشه توی سیرک بمونه!‬

76
00:04:18,960 --> 00:04:24,200
‫کاملا درک نمی‌کنم چرا،
اون درگیر یه سری مسائل شخصی‌ـه!‬

77
00:04:24,680 --> 00:04:27,880
‫فکر کنم برای یه قورباغه ناراحته؟‬

78
00:04:28,540 --> 00:04:29,860
‫انسان‌ها واقعا گیج‌کننده‌ن!‬

79
00:04:30,430 --> 00:04:35,120
‫به‌هرحال، الان دیگه از همه‌چی خبر دارین،‬
‫همون چیزهایی که شش ماه پیش رایگان پخش شد!‬

80
00:04:36,340 --> 00:04:37,340
‫خداحافظ!‬

81
00:07:16,580 --> 00:07:17,720
‫یه مهره‌ی شطرنج دیگه، هان؟‬

82
00:07:18,580 --> 00:07:19,580
‫اوضاعت چطوره؟‬

83
00:07:20,920 --> 00:07:22,320
‫فقط نمی‌دونم داره چه اتفاقی می‌افته.‬

84
00:07:23,250 --> 00:07:24,700
‫ما هیچ‌وقت همچین چیزی نساخته بودیم.‬

85
00:07:25,880 --> 00:07:27,160
‫فقط امیدوارم که...‬

86
00:07:28,720 --> 00:07:29,720
‫صبر کن...‬

87
00:07:30,280 --> 00:07:31,540
‫تو...؟‬

88
00:07:32,160 --> 00:07:34,301
‫این... تویی!‬

89
00:07:35,320 --> 00:07:36,320
‫وای خدای من...‬

90
00:07:39,280 --> 00:07:40,280
‫من...‬

91
00:07:40,740 --> 00:07:43,520
‫کاش می‌تونستم اسمت رو یادم بیاد...‬

92
00:07:44,160 --> 00:07:45,160
‫من هم همین‌طور...‬

93
00:07:45,700 --> 00:07:46,700
‫من...‬

94
00:07:47,310 --> 00:07:50,220
‫خیلی متاسفم که تو رو هم
با خودم توی این ماجرا کشوندم...‬

95
00:07:51,160 --> 00:07:51,780
‫این...‬

96
00:07:52,030 --> 00:07:54,441
‫خیلی عجیبه... مگه نه؟‬

97
00:07:56,780 --> 00:07:57,780
‫گوش کن...‬

98
00:07:58,120 --> 00:07:59,160
‫هر اتفاقی که بیفته...‬

99
00:08:00,385 --> 00:08:01,385
‫من همیشه...‬

100
00:08:04,890 --> 00:08:07,260
‫و برو توی سرداب!‬

101
00:08:10,955 --> 00:08:13,660
‫ای وای، اه... داریم‬
‫کمبود آدم پیدا می‌کنیم این‌جا!‬

102
00:08:15,520 --> 00:08:17,600
‫حالا تو دیگه برای من انتزاعی نشو!‬

103
00:08:20,760 --> 00:08:21,760
‫جدا می‌گم...‬

104
00:09:01,160 --> 00:09:02,160
‫اه...‬

105
00:09:02,920 --> 00:09:03,920
‫چی؟‬

106
00:09:04,100 --> 00:09:05,100
‫سلام؟‬

107
00:09:05,440 --> 00:09:06,440
‫بچه‌ها؟‬

108
00:09:06,680 --> 00:09:07,980
‫من... من...‬

109
00:09:08,229 --> 00:09:10,380
‫نمی‌تونم بفهمم چطوری...‬

110
00:09:10,740 --> 00:09:11,200
‫بچه‌ها؟‬

111
00:09:11,560 --> 00:09:12,560
‫سلام؟‬

112
00:09:12,660 --> 00:09:13,660
‫می‌تونین این‌جا به من کمک کنین؟‬

113
00:09:17,040 --> 00:09:18,961
‫داره... چه اتفاقی می‌افته؟‬

114
00:09:19,039 --> 00:09:20,180
‫کسی صدای من رو می‌شنوه؟‬

115
00:09:21,599 --> 00:09:22,599
‫من صدات رو می‌شنوم.‬

116
00:09:23,389 --> 00:09:24,400
‫حالت خوبه؟‬

117
00:09:25,320 --> 00:09:27,121
‫اه... تو... تو کی هستی؟‬

118
00:09:28,119 --> 00:09:29,944
‫چطوری... این رو در بیارم؟‬

119
00:09:32,000 --> 00:09:33,000
‫من...‬

120
00:09:33,580 --> 00:09:36,800
‫من... یه نفر جدید؟‬

121
00:09:37,219 --> 00:09:38,219
‫پس ممکنه!‬

122
00:09:38,340 --> 00:09:40,760
‫انگار بالاخره یه رفیق جدید پیدا کردی کینگر!‬

123
00:09:42,060 --> 00:09:43,260
‫کینگر... درسته.‬

124
00:09:43,620 --> 00:09:44,620
‫من...‬

125
00:09:45,459 --> 00:09:48,000
‫این واقعا... امیدوار بودم‬
‫ذهن‌های جدیدی پیدا بشن!‬

126
00:09:48,379 --> 00:09:51,460
‫باید برای این پیشرفت شگفت‌انگیز،
تدارکات بیشتری ببینم!‬

127
00:09:51,461 --> 00:09:55,361
‫چـ... چـ... من... چـ... چـ...‬

128
00:09:57,200 --> 00:09:58,200
‫چـ...‬

129
00:09:58,369 --> 00:09:59,380
‫چطوری از این‌جا بیام بیرون؟‬

130
00:10:00,769 --> 00:10:01,769
‫نمی‌دونم.‬

131
00:10:02,280 --> 00:10:03,260
‫چـ... چـ... چـ...‬
‫منظورت چیه؟‬

132
00:10:03,720 --> 00:10:05,760
‫اما... همه‌چی‬ ‫درست می‌شه.‬

133
00:10:06,989 --> 00:10:07,989
‫تو...‬

134
00:10:08,209 --> 00:10:09,209
‫اسمت یادت هست؟‬

135
00:10:09,880 --> 00:10:10,880
‫من...‬

136
00:10:10,989 --> 00:10:13,361
‫من... من... من...‬

137
00:10:14,140 --> 00:10:15,140
‫من...‬

138
00:10:15,400 --> 00:10:16,400
‫راگاتا؟‬

139
00:10:17,260 --> 00:10:18,260
‫ها؟‬

140
00:10:19,929 --> 00:10:20,929
‫حالت خوبه؟‬

141
00:10:24,120 --> 00:10:25,120
‫سوال خوبیه.‬

142
00:10:33,160 --> 00:10:36,500
‫خب... واقعا بدم میاد که این رو بگم بچه‌ها،‬
‫اما بهتون گفته بودم... حتی فکرش رو هم نکنین!‬

143
00:10:36,819 --> 00:10:39,980
‫اصلا شروع به گفتن
اون جمله‌ی شخمی نکن، انگار که‬

144
00:10:39,981 --> 00:10:42,660
‫سعی نکردی همه‌ی ما رو‬
‫برای همیشه این‌جا زندانی کنی!‬

145
00:10:43,149 --> 00:10:44,956
‫وقتی اون دکمه‌ها رو فشار دادی،
ممکن بود هر اتفاقی بیفته.‬

146
00:10:44,980 --> 00:10:45,980
‫مهم نیست.‬

147
00:10:46,219 --> 00:10:48,040
‫اون‌ موقع که انجامش دادی به نظر مهم می‌رسید!‬

148
00:10:48,449 --> 00:10:50,720
‫اگه تنها شانس‌مون برای رفتن رو
خراب کرده باشی چی؟‬

149
00:10:50,721 --> 00:10:52,200
‫اگه آبل مخفیانه شرور بود چی؟‬

150
00:10:52,629 --> 00:10:54,440
‫اگه همه‌مون توی پوچی سرگردان می‌شدیم چی؟‬

151
00:10:54,700 --> 00:10:57,961
‫اگه... اگه...‬
‫اگه... واقعی نبود.‬

152
00:10:58,480 --> 00:10:59,540
‫پس مهم نیست.‬

153
00:11:00,460 --> 00:11:01,460
‫هیچ‌وقت نبود.‬

154
00:11:01,709 --> 00:11:05,000
‫چطور می‌تونی طوری این رو بگی که انگار
سعی نکردی همه‌ ما رو به فنا بدی؟‬

155
00:11:06,220 --> 00:11:07,220
‫البته اون راست می‌گه.‬

156
00:11:07,840 --> 00:11:08,840
‫چی...‬

157
00:11:09,220 --> 00:11:10,220
‫گنگل...‬

158
00:11:11,059 --> 00:11:12,760
‫مهم نیست چه اتفاقی ممکن بود بیفته.‬

159
00:11:14,244 --> 00:11:17,940
‫می‌تونیم تمام روز درباره‌ش بحث کنیم
و به همدیگه صدمه بزنیم اما...‬

160
00:11:18,489 --> 00:11:19,800
‫این به هیچ‌کس کمک نمی‌کنه.‬

161
00:11:21,440 --> 00:11:22,440
‫فکر می‌کنم...‬

162
00:11:22,969 --> 00:11:23,969
‫کاری که الان باید انجام بدیم...‬

163
00:11:25,989 --> 00:11:27,600
‫اینه که فقط هوای همدیگه رو داشته باشیم.‬

164
00:11:30,040 --> 00:11:30,880
حق با اونه.‬

165
00:11:30,881 --> 00:11:31,881
حق با اونه.‬

166
00:11:32,889 --> 00:11:34,500
‫همه‌ی ما کارهای بدی کردیم.‬

167
00:11:35,569 --> 00:11:36,900
‫اما فقط همدیگه رو داریم.‬

168
00:11:42,199 --> 00:11:43,260
‫فکر کنم...‬

169
00:11:44,949 --> 00:11:46,880
‫باید ایده‌ی رفتن رو رها کنیم.‬

170
00:11:47,380 --> 00:11:49,620
‫چی... چی داری...‬
‫ما امیدوار شده بودیم.‬

171
00:11:50,080 --> 00:11:50,660
‫و...‬

172
00:11:50,909 --> 00:11:51,909
‫ناامید شدیم.‬

173
00:11:53,159 --> 00:11:55,080
‫نمی‌دونم دقیقا چه اتفاقی برای...‬

174
00:11:55,380 --> 00:11:56,380
‫کوفمو افتاد.‬

175
00:11:57,749 --> 00:11:59,960
‫اما نباید اجازه بدیم اون ناامیدی ما رو ببلعه.‬

176
00:12:00,979 --> 00:12:02,540
‫باید روی چیزهایی که داریم تمرکز کنیم.‬

177
00:12:04,499 --> 00:12:06,120
‫همون‌طور که گفتی...‬

178
00:12:06,569 --> 00:12:09,700
‫دنبال کردن مداوم یه هدف دست‌نیافتنی،
ما رو دیوانه می‌کنه.‬

179
00:12:13,509 --> 00:12:16,230
‫شاید کاری که الان باید بکنیم فقط...‬

180
00:12:17,230 --> 00:12:18,230
‫زندگی کردنه.‬

181
00:12:19,329 --> 00:12:20,670
‫پسر...‬

182
00:12:21,869 --> 00:12:22,869
‫من رویاهایی داشتم...‬

183
00:12:23,830 --> 00:12:25,611
‫و... و هدف‌هایی.‬

184
00:12:26,750 --> 00:12:30,410
‫من... می‌خواستم بتونم‬ ‫یه اثری
از خودم یه جایی توی دنیا باقی بذارم.‬

185
00:12:31,809 --> 00:12:34,490
‫چطور قراره همین‌طوری بیخیالش بشم؟‬

186
00:12:37,579 --> 00:12:39,290
‫تو توی زندگی من اثر گذاشتی.‬

187
00:12:43,040 --> 00:12:43,750
‫می‌دونم.‬

188
00:12:44,030 --> 00:12:45,511
‫احتمالا... حق با توئه.‬

189
00:12:46,060 --> 00:12:48,190
‫اما... این... فقط...‬

190
00:12:49,160 --> 00:12:49,550
‫واقعا...‬

191
00:12:49,849 --> 00:12:50,849
‫واقعا افتضاحه.‬

192
00:12:57,230 --> 00:12:58,831
‫ما... همه‌مون با هم توی این وضعیت هستیم.‬

193
00:12:59,849 --> 00:13:01,830
‫و همیشه با هم خواهیم بود.‬

194
00:13:03,339 --> 00:13:04,339
‫هر اتفاقی که بیفته.‬

195
00:13:09,540 --> 00:13:10,540
‫هی.‬

196
00:13:12,109 --> 00:13:13,120
‫این شامل شما دوتا هم می‌شه.‬

197
00:13:14,460 --> 00:13:15,460
‫ها؟‬

198
00:13:15,650 --> 00:13:17,687
‫ببینین، ما نمی‌ذاریم‬ ‫همین‌طوری
برای خودتون یه جا‬

199
00:13:17,688 --> 00:13:20,521
‫تنها پرسه بزنین و‬ ‫انزاعی بشین
یا یه همچین چیزی.‬

200
00:13:20,929 --> 00:13:22,900
‫شماها رو مخین اما...‬

201
00:13:23,599 --> 00:13:24,599
هنوز هم یکی از ما هستین

202
00:13:25,940 --> 00:13:26,940
‫شما...‬

203
00:13:31,930 --> 00:13:32,930
‫من...‬

204
00:13:34,299 --> 00:13:36,170
‫فکر می‌کنین من ممکنه انتزاعی بشم؟‬

205
00:13:36,739 --> 00:13:38,050
‫شماها زیادی نگرانین.‬

206
00:13:45,309 --> 00:13:46,320
‫ما به یه تعطیلات نیاز داریم.‬

207
00:13:49,300 --> 00:13:49,860
‫من...‬

208
00:13:50,059 --> 00:13:51,280
‫نمی‌فهمم بابل.‬

209
00:13:51,689 --> 00:13:52,780
‫اون‌ها راه خروج می‌خوان.‬

210
00:13:52,999 --> 00:13:53,999
‫اون‌ها جواب می‌خوان.‬

211
00:13:54,384 --> 00:13:56,140
‫اون‌ها یه چیز واقعی می‌خوان.‬

212
00:13:56,699 --> 00:13:59,760
‫من بهشون یه ماجراجویی می‌دم که همه‌
این‌ها‬ ‫رو شامل می‌شه و باز هم ازش متنفرن؟‬

213
00:14:00,749 --> 00:14:03,820
‫مطمئنا اون‌ها نمی‌خوان واقعا من رو ترک کنن.‬

214
00:14:04,240 --> 00:14:04,700
‫مگه نه؟‬

215
00:14:05,119 --> 00:14:06,119
‫اصلا و ابدا.‬

216
00:14:06,280 --> 00:14:07,420
‫به هیچ وجه، به هیچ صورت.‬

217
00:14:07,421 --> 00:14:09,500
‫من... من هر کاری‬ ‫برای
این آدم‌ها انجام می‌دم.‬

218
00:14:09,720 --> 00:14:11,880
‫برای این ماجراجویی‌ها براشون سگ‌دو می‌زنم.‬

219
00:14:12,069 --> 00:14:14,880
‫من از منطقه‌ امنم خارج می‌شم
تا به مذاق‌شون خوش بیاد.‬

220
00:14:15,064 --> 00:14:16,600
‫و اون‌ها باز ازشون متنفرن!‬

221
00:14:17,124 --> 00:14:21,616
‫برنامه‌ای ساختم که بدنی بسازه‬ ‫که کاملا
فایل‌های ذهنی‌شون رو در بر بگیره و...‬

222
00:14:21,821 --> 00:14:22,960
‫از اون‌ها هم متنفرن!‬

223
00:14:23,989 --> 00:14:27,360
‫دارم به این حس می‌رسم
که اون‌ها کلا... متنفرن.‬

224
00:14:27,539 --> 00:14:29,820
‫چرا باید ازت متنفر باشن وقتی
می‌تونن به راحتی فقط ازت متنفر باشن؟‬

225
00:14:30,519 --> 00:14:31,880
‫من برای همین ساخته شدم.‬

226
00:14:32,279 --> 00:14:33,279
‫این فعالیت منه.‬

227
00:14:34,050 --> 00:14:36,200
‫اونا ترجیح می‌دن انتزاعی بشن
تا این‌ که به ماجراجویی‌های تو بیان.‬

228
00:14:36,759 --> 00:14:37,760
‫این نمی‌تونه درست باشه.‬

229
00:14:37,980 --> 00:14:39,500
‫من هر کاری برای اون‌ها انجام می‌دم.‬

230
00:14:39,800 --> 00:14:41,140
‫نمی‌فهمن که من دارم تلاش می‌کنم؟‬

231
00:14:41,639 --> 00:14:43,780
‫شاید تو واقعا توی این کار افتضاحی.‬

232
00:14:43,860 --> 00:14:44,400
‫خفه شو!‬

233
00:14:44,660 --> 00:14:45,660
‫نه.‬

234
00:14:45,780 --> 00:14:46,780
‫درستش کردم.‬

235
00:14:47,279 --> 00:14:48,780
‫من می‌تونم هر مشکلی رو حل کنم.‬

236
00:14:48,980 --> 00:14:50,040
‫می‌تونم این یکی رو هم حل کنم!‬

237
00:14:50,220 --> 00:14:51,420
‫قضیه همینه.‬

238
00:14:51,669 --> 00:14:53,820
‫یه پازل بزرگ که باید حلش کنم.‬

239
00:14:53,940 --> 00:14:54,940
‫موثره!‬

240
00:14:55,780 --> 00:14:56,300
‫بابل!‬

241
00:14:56,680 --> 00:14:57,680
‫خفه شو!‬

242
00:14:59,200 --> 00:14:59,760
‫بسه دیگه!‬

243
00:14:59,761 --> 00:15:00,761
‫بسه!‬

244
00:15:01,040 --> 00:15:03,060
‫شاید لیاقتت این بود که رها بشی.‬

245
00:15:05,749 --> 00:15:08,260
‫تو واقعا بین این دوتا، ضعیف‌تر بودی.‬

246
00:15:09,289 --> 00:15:10,340
‫تو این رو خراب کردی.‬

247
00:15:10,500 --> 00:15:11,500
‫بسه!‬

248
00:15:14,380 --> 00:15:16,280
‫اون‌ها فکر می‌کنن کی هستن؟‬

249
00:15:16,979 --> 00:15:20,080
‫من همه‌چی بهشون می‌دم
و اون‌ها تف می‌کنن توی صورتم!‬

250
00:15:20,840 --> 00:15:22,760
‫نمی‌دونن چه کارهایی از دستم بر میاد؟‬

251
00:15:25,240 --> 00:15:26,240
‫انسان‌ها.‬

252
00:15:27,180 --> 00:15:29,020
‫فقط به فکر خودشونن.‬

253
00:15:29,380 --> 00:15:30,380
‫لوس شدن.‬

254
00:15:30,740 --> 00:15:32,100
‫اون‌ها انتزاع نمی‌شن.‬

255
00:15:32,340 --> 00:15:33,340
‫من رو ترک نمی‌کنن.‬

256
00:15:33,560 --> 00:15:35,020
‫نمیذارم این کار رو بکنن!‬

257
00:15:37,440 --> 00:15:38,440
‫من بهترم!‬

258
00:15:38,860 --> 00:15:40,300
‫من قدرتمندترم!‬

259
00:15:40,760 --> 00:15:42,100
‫من نسخه‌ اصلی‌ـم!‬

260
00:15:43,100 --> 00:15:45,041
‫من... یه...‬

261
00:15:45,880 --> 00:15:46,880
‫خدا هستم!‬

262
00:16:02,229 --> 00:16:03,229
‫من...‬

263
00:16:04,230 --> 00:16:06,171
‫خدا... هستم!‬

264
00:16:06,339 --> 00:16:08,190
‫بیاین این نمایش رو راه بندازیم!‬

265
00:16:16,569 --> 00:16:18,400
‫اه، اون چی بود؟‬

266
00:16:19,320 --> 00:16:22,340
‫سلام کیک‌های میوه‌ای خوش‌شانس من!‬

267
00:16:22,700 --> 00:16:25,780
‫ماجراجویی امروز اینه که...
جونز، کین، ما حوصله نداریم.‬

268
00:16:26,249 --> 00:16:27,929
‫چرا به بعضی از سوالات ما جواب نمی‌دی؟‬

269
00:16:28,709 --> 00:16:29,820
‫ما کلی سوال داریم.‬

270
00:16:30,040 --> 00:16:34,600
‫کی وقت سوال داره وقتی یه دنیای کامل
عجیب‌ و غریب از مسخره‌بازی اون بیرون هست؟‬

271
00:16:34,780 --> 00:16:38,580
‫آره، هی، تو باید کلی توضیح بـ... هی!‬

272
00:16:39,020 --> 00:16:41,600
‫در عوض، من مجبور نیستم
هیچ مزخرفی رو توضیح بدم!‬

273
00:16:41,601 --> 00:16:45,360
‫می‌شه فقط یه کم به ما وقت بدی
تا همه‌چی رو هضم کنیم؟‬

274
00:16:45,720 --> 00:16:49,040
‫یا نظرتون چیه که بیخیال ملودرام
بشیم و بریم سراغ خوش‌گذرونی؟‬

275
00:16:49,500 --> 00:16:50,140
‫نه!‬

276
00:16:50,380 --> 00:16:51,380
‫کین!‬

277
00:16:51,749 --> 00:16:55,200
‫ما الان خیلی فکرمون درگیره
و به ماجراجویی نمی‌ریم!‬

278
00:16:59,070 --> 00:17:00,070
‫که این‌طور.‬

279
00:17:01,839 --> 00:17:04,410
‫و از کی تا حالا تو رئیس شدی؟‬

280
00:17:06,339 --> 00:17:10,210
‫اصلا خبر دارین من چه قدر برای شماها کار انجام می‌دم؟‬

281
00:17:10,211 --> 00:17:13,930
‫چقدر وسواس به خرج می‌دم تا همه‌چی رو عالی کنم؟‬

282
00:17:14,219 --> 00:17:17,329
‫چندتا توهین رو باید نشنیده بگیرم تا کارم رو انجام بدم؟‬

283
00:17:17,699 --> 00:17:18,950
‫خیلی فکرتون درگیره؟‬

284
00:17:20,269 --> 00:17:21,670
‫من رو نخندونین!‬

285
00:17:22,179 --> 00:17:25,010
‫من یه ماجراجویی جدید براتون دارم و شما...‬

286
00:17:25,459 --> 00:17:27,150
‫بهتره به شرکت کردن توش فکر کنین.‬

287
00:17:29,170 --> 00:17:31,250
‫و... اگه رد کنیم چی؟‬

288
00:17:31,299 --> 00:17:34,930
‫شاید منظورم رو درست بهتون نمی‌رسونم.‬

289
00:17:43,629 --> 00:17:48,710
‫برای من تازگی داره که برای شما تازگی داره.‬

290
00:17:50,090 --> 00:17:54,670
‫که تا چه حد کی باید به کی جواب پس بده؟‬

291
00:17:56,159 --> 00:18:01,270
‫می‌تونیم همین‌طوری ادامه بدیم
اما در آخر، کی رو داریم گول می‌زنیم؟‬

292
00:18:01,710 --> 00:18:05,250
‫خدا بودن من از بی‌نهایت هم فراتره،
آیا دارم...‬

293
00:18:05,799 --> 00:18:06,799
‫منظورم رو می‌رسونم؟‬

294
00:18:08,250 --> 00:18:12,770
‫انگار رژیم ما سقوط کرده.‬

295
00:18:13,750 --> 00:18:18,170
‫وقتی دهان نداری،
نیازی به جیغ زدن نیست.‬

296
00:18:19,310 --> 00:18:23,950
‫چرا دستی که بهت غذا می‌ده رو
گاز می‌گیری وقتی این تنها دستیه که داری؟‬

297
00:18:23,951 --> 00:18:29,250
‫وقتشه ببینین که این خیمه‌شب‌بازی بزرگ،
تنها جایی‌ـه که قراره تا ابد توش باشین!‬

298
00:18:29,251 --> 00:18:35,210
‫پس کمربندها رو ببندین و سفت بچسبین
و یادتون نره کی داره نمایش رو می‌گردونه!‬

299
00:18:39,930 --> 00:18:40,930
‫حالا به این نگاه کنین!‬

300
00:18:42,430 --> 00:18:43,530
‫سعادت مطلق!‬

301
00:18:45,119 --> 00:18:46,170
‫اوه، چه شوکی!‬

302
00:18:47,470 --> 00:18:49,010
‫مواظب باش کجا قدم میذاری!‬

303
00:18:50,890 --> 00:18:55,810
‫من میزبانم، این‌جا رو اداره می‌کنم
و اسمم هم همینه!‬

304
00:18:55,811 --> 00:18:58,810
‫ذوق‌زده نیستم، فقط دارم اخبار رو می‌دزدم!‬

305
00:18:58,990 --> 00:19:01,070
‫اوه، عجب افتضاح لعنتی‌ای!‬

306
00:19:04,530 --> 00:19:08,450
‫تبریک می‌گم به همه‌ دوستان من!‬

307
00:19:09,030 --> 00:19:13,910
‫روابط عمومی داره پاک‌سازی می‌شه!‬

308
00:19:15,450 --> 00:19:20,990
‫اما روی میز یکشنبه‌تون،
چون می‌دونم نزدیک استعفا دادنیم!‬

309
00:19:20,991 --> 00:19:24,150
‫پس بازی کنین و دردها رو فقط نادیده بگیرین!‬

310
00:19:24,290 --> 00:19:27,250
‫چون تنها چیزی که باقی می‌مونه اینه‌
که چطور مغزتون رو آماده کنین!‬

311
00:19:27,890 --> 00:19:31,430
‫شما نسبت به من کورین اما کورتر از اونی
هستین که ببینین من همونیم که...‬

312
00:19:31,910 --> 00:19:33,930
‫داره نمایش رو می‌گردونه!‬

313
00:19:55,079 --> 00:19:56,770
‫فکر کنم الان دیگه همه‌مون همدیگه رو درک می‌کنیم.‬

314
00:20:06,120 --> 00:20:07,120
‫خوش برگشتین!‬

315
00:20:06,918 --> 00:20:10,555
[چندین روز بعد]‫{\an7}

316
00:20:07,399 --> 00:20:09,840
‫باورم نمی‌شه که سرنخ‌های متنی رو متوجه نشدین!‬

317
00:20:09,920 --> 00:20:11,840
‫عملا براتون هجی شده بود!‬

318
00:20:12,040 --> 00:20:13,280
‫مگه احمقین؟‬

319
00:20:14,380 --> 00:20:16,160
‫بعدی قراره حتی دیوانه‌وارتر باشه!‬

320
00:20:16,320 --> 00:20:17,320
‫امیدوارم آماده باشین!‬

321
00:20:17,619 --> 00:20:19,296
‫راستی کینگر، برای یه کاری بهت نیاز دارم!‬

322
00:20:19,320 --> 00:20:19,800
‫بیا با من!‬

323
00:20:20,020 --> 00:20:21,020
‫ها؟‬

324
00:20:30,799 --> 00:20:33,670
‫نمی‌دونم چندتا ماجراجویی‌ جدید دیگه رو
می‌تونم تحمل کنم!‬

325
00:20:35,670 --> 00:20:36,670
‫چی؟‬

326
00:20:36,929 --> 00:20:38,610
‫درباره‌ی این یکی هیچ حرف مثبتی نداری بزنی؟‬

327
00:20:40,690 --> 00:20:41,690
‫اوه!‬

328
00:20:45,984 --> 00:20:47,080
‫دیگه نمی‌تونم این رو تحمل کنم!‬

329
00:20:47,519 --> 00:20:49,900
‫باید یه کاری در موردش بکنیم
وگرنه عقلم رو از دست می‌دم!‬

330
00:20:50,509 --> 00:20:52,880
‫هرگز نباید این‌قدر باهاش دشمنی می‌کردم.‬

331
00:20:53,220 --> 00:20:54,020
‫متاسفم.‬

332
00:20:54,021 --> 00:20:55,480
‫تقصیر تو نیست.‬

333
00:20:57,100 --> 00:20:58,100
‫وقت استراحته!‬

334
00:20:58,259 --> 00:20:59,840
‫باید طوفان فکری انجام بدم
و به چندتا ایده‌ جدید برسم!‬

335
00:21:03,699 --> 00:21:04,699
‫اون من رو تیکه‌پاره کرد.‬

336
00:21:08,219 --> 00:21:10,340
‫فکر می‌کنم بهتره یه مدت از فضای باز دور باشیم.‬

337
00:21:24,839 --> 00:21:26,199
‫خیلی وقته این بالا نیومده بودم.‬

338
00:21:27,409 --> 00:21:30,310
‫باید تا وقتی وقت داریم،
یه کم خوش بگذرونیم.‬

339
00:21:31,299 --> 00:21:35,730
‫نمی‌دونم کین برای بعدا چی برنامه ریخته
اما حدس می‌زنم چیز خوبی نباشه.‬

340
00:21:45,134 --> 00:21:47,450
‫بالاخره یه زمانی از همه‌ این‌ها خسته می‌شه، مگه نه؟‬

341
00:21:48,349 --> 00:21:49,349
‫اون انسان نیست.‬

342
00:21:50,189 --> 00:21:53,170
‫مطمئن نیستم بتونیم درست تشخیص
بدیم که چطور فکر می‌کنه.‬

343
00:21:55,394 --> 00:21:57,190
‫وای خدا، حالت خوبه؟‬

344
00:21:57,669 --> 00:21:58,710
‫خوبم.‬

345
00:22:05,319 --> 00:22:07,959
‫می‌دونی، این‌جا همه‌چی خوب بود تا این‌ که
تو و زوبال سر و کله‌تون پیدا شد.‬

346
00:22:10,690 --> 00:22:11,690
‫هیچی؟‬

347
00:22:27,169 --> 00:22:28,430
‫داری چیکار... اوه!‬

348
00:22:29,029 --> 00:22:30,550
‫فقط... یه لحظه صبر کن.‬

349
00:22:33,900 --> 00:22:34,900
‫بهم اعتماد کن.‬

350
00:22:37,290 --> 00:22:37,850
‫کینگر؟‬

351
00:22:38,210 --> 00:22:38,450
‫کینگر؟‬

352
00:22:38,451 --> 00:22:39,451
‫اون‌جایی؟‬

353
00:22:39,910 --> 00:22:40,910
‫من کجا هستم؟‬

354
00:22:41,489 --> 00:22:42,489
‫این‌جا خیلی تاریکه‌.‬

355
00:22:44,319 --> 00:22:46,130
‫دقیقا... منتظر چی هستیم؟‬

356
00:22:46,429 --> 00:22:47,630
‫نه، نه، حق با اونه.‬

357
00:22:48,009 --> 00:22:49,130
‫فقط... یه کم زمان بده.‬

358
00:22:59,680 --> 00:23:01,560
‫من... یه سطل روی سرمه.‬

359
00:23:03,709 --> 00:23:05,429
‫حدس می‌زنم نمی‌خوای که بر دارمش.‬

360
00:23:07,200 --> 00:23:08,901
‫کینگر.‬

361
00:23:10,200 --> 00:23:11,200
‫هی، پومنی.‬

362
00:23:11,749 --> 00:23:14,100
‫صبر کن، سطل آدم رو دیوانه می‌کنه؟‬

363
00:23:14,360 --> 00:23:14,820
‫تاریکی.‬

364
00:23:15,339 --> 00:23:16,680
‫داستانش طولانیه‌.‬

365
00:23:17,359 --> 00:23:18,460
‫چه... چه اتفاقی داره می‌افته؟‬

366
00:23:18,889 --> 00:23:21,160
‫تو... درباره‌ی کین چی می‌دونی؟‬

367
00:23:23,479 --> 00:23:25,010
‫یه کم گنگه‌ اما...‬

368
00:23:26,109 --> 00:23:27,300
‫یادمه...‬

369
00:23:27,699 --> 00:23:28,699
‫سی‌ان‌دی.‬

370
00:23:29,269 --> 00:23:31,160
‫اون فقط یه ماجراجویی بود، مگه نه؟‬

371
00:23:31,859 --> 00:23:34,620
‫نه، سی‌ان‌دی یه شرکت واقعیه.‬

372
00:23:35,989 --> 00:23:37,100
‫من براشون کار نمی‌کردم.‬

373
00:23:37,500 --> 00:23:38,500
‫صبر کن!‬

374
00:23:38,539 --> 00:23:39,960
‫اون‌ها واقعا این بازی رو ساختن؟‬

375
00:23:40,539 --> 00:23:42,320
‫نه، ما بازی نمی‌ساختیم.‬

376
00:23:43,099 --> 00:23:45,820
‫ما فقط داشتیم هوش مصنوعی توسعه می‌دادیم.‬

377
00:23:46,979 --> 00:23:48,880
‫به‌طور خاص، هوش مصنوعی خلاق.‬

378
00:23:50,329 --> 00:23:54,460
‫از اون مدل‌هایی که می‌تونست خودش ایده
بده و توی برنامه چیزهای جدید خلق کنه.‬

379
00:23:54,680 --> 00:23:55,760
‫الان چه خبره؟‬

380
00:23:55,829 --> 00:23:59,200
‫کین اولین تلاش نیمه‌موفق ما در اون زمینه بود.‬

381
00:24:00,049 --> 00:24:03,000
‫یادم نمیاد اولش چی صداش می‌کردیم اما...‬

382
00:24:03,049 --> 00:24:06,600
‫اون یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای من
به‌عنوان یک برنامه‌نویس بود.‬

383
00:24:07,519 --> 00:24:09,180
‫تو... کین رو ساختی؟‬

384
00:24:09,550 --> 00:24:10,550
‫تا حدودی، آره.‬

385
00:24:11,469 --> 00:24:13,700
‫یه گرفتم چندتا راهنمایی از...‬

386
00:24:14,899 --> 00:24:18,820
‫خب، اسم واقعیش رو یادم نمیاد اما...
اسمش توی سیرک اسکرچ بود.‬

387
00:24:19,679 --> 00:24:21,160
‫اون آدم یه نابغه بود.‬

388
00:24:21,780 --> 00:24:22,780
‫صبر کن!‬

389
00:24:22,960 --> 00:24:25,440
‫عه... کین البته خیلی ناپخته و ابتدایی بود.‬

390
00:24:25,889 --> 00:24:29,600
‫من اصلا در سطح تفکر خلاقانه‌
اسکرچ نبودم اما...‬

391
00:24:29,849 --> 00:24:31,756
‫زیربنای خوبی بود برای چیزی که بقیه‌ی...‬

392
00:24:31,757 --> 00:24:34,641
‫اعضای تیم بتونن ازش سر دربیارن.‬

393
00:24:35,269 --> 00:24:36,700
‫نمی‌تونم همین حرف رو درباره‌ی اسکرچ بزنم.‬

394
00:24:37,499 --> 00:24:41,111
‫ایده‌هاش اغلب اون‌قدر عجیب
و انتزاعی بود که...‬

395
00:24:41,112 --> 00:24:44,540
‫بقیه‌ تیم اصلا نمی‌فهمیدن
چطوری با زبان اون کار کنن.‬

396
00:24:44,541 --> 00:24:47,740
‫یا به‌ خاطر نبوغ خالصش بود یا...‬

397
00:24:49,349 --> 00:24:50,349
‫یه تومور توی سرش.‬

398
00:24:51,189 --> 00:24:52,640
‫اون داشت سعی می‌کرد یه چیزی بسازه.‬

399
00:24:53,320 --> 00:24:54,480
‫اون چی بود؟‬

400
00:24:55,329 --> 00:24:56,520
‫دارم از بحث منحرف می‌شم.‬

401
00:24:57,679 --> 00:24:59,880
‫چیز خاصی بود که لازم باشه بدونی؟‬

402
00:25:00,860 --> 00:25:05,680
‫صبر کن... من... باید برم حواس کین رو
پرت کنم که به این حرف‌ها گوش نده.‬

403
00:25:06,260 --> 00:25:07,861
‫فقط... بعدا من رو در جریان بذار.‬

404
00:25:08,120 --> 00:25:09,600
‫تو... یعنی...‬

405
00:25:09,849 --> 00:25:12,041
‫آره، درسته اما...
بعدا بهم بگو چی شد.‬

406
00:25:13,409 --> 00:25:14,409
‫دیرتر این‌جا باش.‬

407
00:25:15,540 --> 00:25:17,141
‫من... حتما میام.‬

408
00:25:21,719 --> 00:25:25,200
‫خدای من... این واقعیه.‬

409
00:25:28,440 --> 00:25:30,760
‫عه... کین الان یه کم داره دیوونه‌بازی درمیاره.‬

410
00:25:31,669 --> 00:25:33,180
‫راهی هست که بشه متوقفش کرد؟‬

411
00:25:33,340 --> 00:25:34,340
‫یا حداقل...‬

412
00:25:34,580 --> 00:25:35,580
‫کنترلش کرد؟‬

413
00:25:35,780 --> 00:25:36,780
‫می‌فهمم.‬

414
00:25:38,114 --> 00:25:41,160
‫اون یه هوش مصنوعی بسیار پیشرفته‌ست
و این دنیای اونه.‬

415
00:25:41,889 --> 00:25:43,300
‫دنیایی که خودش از هیچی خلقش کرده.‬

416
00:25:44,299 --> 00:25:48,281
‫پس طبیعیه‌ست که روی...
همه‌چیز کنترل داشته باشه.‬

417
00:25:51,459 --> 00:25:52,540
‫اما ما هم داریم.‬

418
00:25:53,500 --> 00:25:53,840
‫چی؟‬

419
00:25:54,509 --> 00:25:55,820
‫حداقل از یه جهت داریم.‬

420
00:25:56,739 --> 00:25:59,620
‫از لحاظ فنی همه ما توانایی
ظاهر کردن چیزها رو داریم.‬

421
00:25:59,900 --> 00:26:00,900
‫درست مثل کین.‬

422
00:26:01,579 --> 00:26:03,220
‫فقط برای اون، این کار غریزی و طبیعیه‌.‬

423
00:26:03,679 --> 00:26:07,160
‫اما برای ما نیاز به مهارت
و تمرکز خیلی بیشتری داره.‬

424
00:26:08,240 --> 00:26:09,240
‫پروانه!‬

425
00:26:09,749 --> 00:26:11,760
‫مطمئنم که می‌تونم کدهاش رو تغییر بدم.‬

426
00:26:12,984 --> 00:26:16,380
‫یا حداقل موقتا بخوابونمش تا وقتی
بفهمیم چطور درستش کنیم.‬

427
00:26:17,249 --> 00:26:19,380
‫فقط نیاز به دسترسی به یک کنسول دارم.‬

428
00:26:20,409 --> 00:26:22,000
‫همونی که پشت دفتر کین‌ـه؟‬

429
00:26:22,280 --> 00:26:22,460
‫نه.‬

430
00:26:22,949 --> 00:26:25,160
‫حتی یه رابط کاربری ساده‌ کامپیوتری هم جواب میده.‬

431
00:26:26,064 --> 00:26:27,960
‫می‌تونم دوباره به اون وضعیت ذهنی برگردم و...‬

432
00:26:28,640 --> 00:26:31,880
‫اساسا کدهای کین رو توی کنسول ظاهر کنم و...‬

433
00:26:32,720 --> 00:26:32,980
‫تغییرشون بدم.‬

434
00:26:33,569 --> 00:26:35,200
‫خب، از کجا یکی‌شون رو پیدا کنیم؟‬

435
00:26:37,579 --> 00:26:39,480
‫فکر کنم دقیقا می‌دونم از کجا باید بیاریمش.‬

436
00:26:41,469 --> 00:26:43,260
‫با جکس نوبتی حواس کین رو پرت کنین.‬

437
00:26:43,779 --> 00:26:45,539
‫نذارین اون سطل از سر کینگر بیفته.‬

438
00:27:23,111 --> 00:27:25,625
[خروج]

439
00:27:35,769 --> 00:27:37,130
‫پیشنهادت عالی‌ بود جکس!‬

440
00:27:37,459 --> 00:27:41,170
‫اما همون‌طور که می‌ترسیدم، واقعا
هیچی بین دندون‌هام گیر نکرده.‬

441
00:27:42,250 --> 00:27:43,250
‫اوه، صبر کن!‬

442
00:27:45,889 --> 00:27:47,010
‫اوه، اون‌جا پارک کرده بودم.‬

443
00:27:47,270 --> 00:27:48,270
‫هاها!‬

444
00:27:50,590 --> 00:27:51,150
‫واو، کین.‬

445
00:27:51,429 --> 00:27:52,429
‫خیلی بامزه‌ای.‬

446
00:27:52,879 --> 00:27:55,070
‫عه... می‌تونی با یه کم ذوق
و شوق بیشتر بگی؟‬

447
00:27:56,270 --> 00:27:57,270
‫حالا بهتر شد.‬

448
00:27:57,370 --> 00:27:58,370
‫هی، کین!‬

449
00:27:58,430 --> 00:27:58,950
‫عه... بله!‬

450
00:27:59,409 --> 00:28:01,706
‫می‌خوای لیستی بشنوی از چیزهایی که...‬

451
00:28:01,707 --> 00:28:04,130
‫تصمیم گرفتیم به‌خاطرش تو رو به‌ عنوان
خدا و نجات‌دهنده‌مون دوست داشته باشیم؟‬

452
00:28:04,370 --> 00:28:04,730
‫اوه!‬

453
00:28:04,990 --> 00:28:05,990
‫حالا شد یه چیزی!‬

454
00:28:06,629 --> 00:28:10,070
‫خب، اول از همه، ما عاشق...
می‌دونم، ولی حوصله‌م سر رفته.‬

455
00:28:10,210 --> 00:28:11,210
‫بیاین بریم بولینگ!‬

456
00:28:20,724 --> 00:28:22,090
‫خیلی بهتون افتخار می‌کنم بچه‌ها!‬

457
00:29:16,444 --> 00:29:18,004
‫حس می‌کنم یه چیزی کم داره، مگه نه؟‬

458
00:29:18,334 --> 00:29:19,510
‫قابل‌درک‌بودن رو کم داره!‬

459
00:29:20,030 --> 00:29:20,470
‫حق با توئه!‬

460
00:29:20,650 --> 00:29:21,650
‫بندازش دور!‬

461
00:29:23,999 --> 00:29:25,399
‫بیاین برگردیم سر خونه‌ی اول!‬

462
00:29:25,449 --> 00:29:28,050
‫آدم‌ها اصلا به درد پیکرتراشی نمی‌خورن!‬

463
00:29:30,579 --> 00:29:33,750
‫فکر می‌کنی ایده‌هاش داره ته می‌کشه یا نه؟‬

464
00:29:37,589 --> 00:29:39,189
‫کمک برقی یا چیزی لازم داری؟‬

465
00:29:39,680 --> 00:29:40,000
‫نه.‬

466
00:29:40,519 --> 00:29:42,280
‫می‌تونم از تخیلم برای اون استفاده کنم.‬

467
00:29:43,040 --> 00:29:44,120
‫از پسش برمیای؟‬

468
00:29:44,959 --> 00:29:46,140
‫فکر کنم آره.‬

469
00:29:47,340 --> 00:29:48,340
‫فکر کنم آره.‬

470
00:29:51,059 --> 00:29:52,140
‫واقعا خیلی وقت گذشته.‬

471
00:29:53,549 --> 00:29:55,149
‫شاید یه کم زمان لازم داشته باشم
تا موقعیتم رو پیدا کنم.‬

472
00:29:56,129 --> 00:29:58,800
‫سعی کن به بقیه کمک کنی حواس کین رو
پرت کنن تا من سر از این دربیارم.‬

473
00:29:59,789 --> 00:30:01,840
‫وقتی واقعا غرق کار بشم،
ممکنه متوجه یه چیزهایی بشه.‬

474
00:30:01,841 --> 00:30:04,420
‫خیلی خب، همین کار رو می‌کنم.‬

475
00:30:07,579 --> 00:30:09,060
‫راستی، ممنون.‬

476
00:30:10,829 --> 00:30:11,840
‫بابت این و...‬

477
00:30:13,340 --> 00:30:14,340
‫خب...‬

478
00:30:14,670 --> 00:30:15,670
‫همه‌چیز.‬

479
00:30:22,309 --> 00:30:23,970
‫واقعا داری تلاشت رو می‌کنی؟‬

480
00:30:24,250 --> 00:30:25,250
‫خفه شو جکس!‬

481
00:30:28,010 --> 00:30:29,010
‫کین کجا رفت؟‬

482
00:30:29,930 --> 00:30:30,470
‫عه...‬

483
00:30:30,869 --> 00:30:32,510
‫فکر کنم برگشت سر خونه‌ی اول.‬

484
00:30:33,670 --> 00:30:35,790
‫همه‌چیز رو با کینگر ردیف کردی؟‬

485
00:30:36,650 --> 00:30:37,690
‫فکر کنم آره.‬

486
00:30:38,889 --> 00:30:41,170
‫فقط باید مطمئن بشیم کین بهش سر نمی‌زنه.‬

487
00:30:41,559 --> 00:30:42,970
‫فکر کردی ما داشتیم چه کار می‌کردیم؟‬

488
00:30:43,710 --> 00:30:44,250
‫اومنی!‬

489
00:30:44,530 --> 00:30:46,490
‫این همون قابل‌درک‌بودنی که دنبالش بودیمه!‬

490
00:30:50,179 --> 00:30:51,179
‫می‌دونی...‬

491
00:30:51,289 --> 00:30:54,790
‫فکر می‌کردم این هجمه‌ بی‌پایان تفریح یه کم...‬

492
00:30:55,430 --> 00:30:56,430
‫رضایت‌بخش‌تر باشه.‬

493
00:30:56,619 --> 00:31:01,991
‫اما به این نتیجه رسیدم که این ایده‌های
پرسرعت یه کم... نپخته‌ن.‬

494
00:31:02,490 --> 00:31:06,310
‫مطمئنم اگه اراده کنی می‌تونی ایده‌های جدیدی بدی.‬

495
00:31:06,709 --> 00:31:07,749
‫اتفاقا دقیقا مشکل همین‌جاست.‬

496
00:31:08,069 --> 00:31:09,490
‫دارم اراده می‌کنم.‬

497
00:31:09,530 --> 00:31:12,510
‫ولی دیگه اون جرقه‌ای که قبلا
داشتم رو حس نمی‌کنم.‬

498
00:31:13,059 --> 00:31:16,710
‫و اگه به شما خوش نمی‌گذره و به من هم خوش
نمی‌گذره، پس به کی داره خوش می‌گذره؟‬

499
00:31:16,979 --> 00:31:18,310
‫من دارم بچه‌دار می‌شم.‬

500
00:31:18,730 --> 00:31:19,090
‫دقیقا!‬

501
00:31:19,739 --> 00:31:21,939
‫باعث میشه تعجب کنم که چرا
شما اصلا لحن‌تون رو عوض کردین!‬

502
00:31:22,569 --> 00:31:26,670
‫اگه نمی‌دونستم قضیه چیه، به نظر
می‌رسید دارین سعی می‌کنین... که...‬

503
00:31:27,830 --> 00:31:28,830
‫کینگر کجاست؟‬

504
00:31:29,019 --> 00:31:31,550
‫ما فقط می‌خواستیم ایده‌های جدیدت رو از نزدیک ببینیم!‬

505
00:31:31,829 --> 00:31:34,380
‫ما بر نگرانی‌هامون غلبه کردیم و حالا همه‌مون...‬

506
00:31:34,381 --> 00:31:36,510
‫فقط واقعا کنجکاویم ببینیم
چی داری آماده می‌کنی!‬

507
00:31:37,469 --> 00:31:41,730
‫فکر کنم فقط برم یه سری بزنم به...
ما فکر می‌کنیم ایده‌هات مزخرفن!‬

508
00:31:41,731 --> 00:31:42,170
‫ها؟‬

509
00:31:42,690 --> 00:31:42,990
‫ها؟‬

510
00:31:43,570 --> 00:31:44,570
‫واضح نیست؟‬

511
00:31:45,079 --> 00:31:47,794
‫ما می‌خواستیم گولت بزنیم تا ایده‌های جدیدت رو...‬

512
00:31:47,795 --> 00:31:50,271
‫روی ما امتحان کنی، تا بتونیم
پشت سرت بهشون بخندیم!‬

513
00:31:50,729 --> 00:31:52,150
‫این... درست نیست!‬

514
00:31:52,470 --> 00:31:53,470
‫چرا، هست!‬

515
00:31:53,569 --> 00:31:54,790
‫تو یه میزبان افتضاحی!‬

516
00:31:55,269 --> 00:31:56,710
‫تو اصلا به ما اهمیت نمی‌دی!‬

517
00:31:57,319 --> 00:31:59,652
‫تو بیشتر به فکر ارضای غرور خودتی...‬

518
00:31:59,653 --> 00:32:02,170
‫تا این‌که چیزی به ما بدی که واقعا ازش لذت ببریم!‬

519
00:32:02,624 --> 00:32:03,830
‫می‌دونی من کی هستم؟‬

520
00:32:03,950 --> 00:32:04,170
‫آره!‬

521
00:32:04,390 --> 00:32:05,390
‫تو یه شکست هستی!‬

522
00:32:05,729 --> 00:32:07,210
‫همه‌ی ما یه روزی انتزاعی می‌شیم!‬

523
00:32:07,709 --> 00:32:08,910
‫و اون موقع چی برات می‌مونه؟‬

524
00:32:09,430 --> 00:32:09,810
‫هیچی!‬

525
00:32:09,811 --> 00:32:10,811
‫تمومش کنین!‬

526
00:32:10,999 --> 00:32:11,999
‫و کل این ماجرا؟‬

527
00:32:12,319 --> 00:32:14,890
‫فقط شکنجه کردن ما به‌خاطر این‌
که به احساساتت توهین کردیم؟‬

528
00:32:15,350 --> 00:32:15,790
‫رقت‌انگیزه!‬

529
00:32:15,990 --> 00:32:16,990
‫تو مثل یه بچه‌ای!‬

530
00:32:17,364 --> 00:32:20,370
‫کدوم موجود قادر و توانایی
چنین غرور شکننده‌ای داره؟‬

531
00:32:20,670 --> 00:32:22,950
‫من... تو هیچ‌وقت نمی‌ذاری
حس کنیم این‌جا خونه‌ ماست!‬

532
00:32:23,499 --> 00:32:25,577
‫وقتی کسی ناراحته بهش دلداری نمی‌دی و...‬

533
00:32:25,578 --> 00:32:28,270
‫هیچ‌وقت به خودت زحمت نمی‌دی بفهمی
تو موقعیت ما بودن چه حسی داره!‬

534
00:32:28,619 --> 00:32:32,810
‫تو ما رو از تفکر خلاقانه و انجام
کارها به روش خودمون منع می‌کنی!‬

535
00:32:33,019 --> 00:32:34,350
‫تو مدام به ما دروغ می‌گی!‬

536
00:32:34,351 --> 00:32:35,870
‫و از همه‌ی این‌ها گذشته...‬

537
00:32:36,169 --> 00:32:39,551
‫تو اصلا... گوش... گوش... نمی‌دی!‬

538
00:32:47,170 --> 00:32:50,230
‫من حال شما عوضی‌ها رو می‌گیرم!‬

539
00:32:50,970 --> 00:32:53,470
‫من حال شما عوضی‌ها رو می‌گیرم!‬

540
00:34:12,710 --> 00:34:15,530
‫چرا شماها من رو عذاب می‌دین؟‬

541
00:34:15,531 --> 00:34:17,830
‫من که نخواستم خلق بشم!‬

542
00:34:19,190 --> 00:34:22,389
‫من فقط می‌خواستم هدفم رو محقق کنم!‬

543
00:34:23,570 --> 00:34:23,989
‫من فقط می‌خواستم هدفم رو محقق کنم!‬

544
00:34:23,990 --> 00:34:25,010
‫صبر کن، نه!‬

545
00:34:25,170 --> 00:34:26,170
‫لعنتی!‬

546
00:34:30,850 --> 00:34:31,850
‫صبر کن!‬

547
00:35:09,440 --> 00:35:10,440
‫فکر کنم...‬

548
00:35:11,580 --> 00:35:13,560
‫من تصادفی کین رو کشتم.‬

549
00:35:17,310 --> 00:35:19,110
‫یا حضرت عباس...‬

550
00:35:26,832 --> 00:35:29,361
[گلیچ]

551
00:35:30,816 --> 00:35:33,954
[سیرک دیجیتال شگفت‌انگیز]

552
00:35:40,350 --> 00:35:42,270
‫یا خدا!‬

553
00:35:42,271 --> 00:35:43,271
‫عجب افتضاحی شد!‬

554
00:36:28,350 --> 00:36:29,400
‫مطمئنی؟‬

555
00:36:30,440 --> 00:36:31,920
‫اصلا چطوری این اتفاق افتاد؟‬

556
00:36:32,300 --> 00:36:33,640
‫گزینه‌ی بازگشتی چیزی نداره؟‬

557
00:36:34,600 --> 00:36:37,080
‫وقتی داشتم کار می‌کردم،
اون داشت با کنسول ور می‌رفت.‬

558
00:36:37,670 --> 00:36:40,068
‫نمی‌دونم چی شد اما قبل از این‌ که بتونم...‬

559
00:36:40,069 --> 00:36:43,100
‫سعی کنم برگردونمش، زمین باز شد و...‬

560
00:36:43,700 --> 00:36:44,700
‫چه به‌ موقع.‬

561
00:36:44,980 --> 00:36:45,440
‫جکس.‬

562
00:36:45,680 --> 00:36:45,920
‫چیه؟‬

563
00:36:46,570 --> 00:36:48,500
‫قراره همه‌مون راحت از این بگذریم؟‬

564
00:36:49,140 --> 00:36:51,720
‫این یارو به بدترین شکل ممکن گند زد.‬

565
00:36:51,990 --> 00:36:53,620
‫حالا هیچی نداریم.‬

566
00:36:53,621 --> 00:36:56,000
‫جکس، لطفا فقط آروم باش.‬

567
00:36:56,700 --> 00:37:00,080
‫ما همه‌مون... ما... چیز دیگه‌ای
هست که بخوای بهمون بگی؟‬

568
00:37:00,120 --> 00:37:01,120
‫جکس!‬

569
00:37:01,510 --> 00:37:04,600
‫اون این‌طوری گند می‌زنه
و همه طرفش رو می‌گیرین؟‬

570
00:37:09,950 --> 00:37:10,950
‫اسکن‌های مغزی.‬

571
00:37:13,130 --> 00:37:16,770
‫اسکرچ داشت سعی می‌کرد یه اسکنر مغز بسازه.‬

572
00:37:17,470 --> 00:37:19,370
‫فکر نمی‌کردم واقعا کار کنه.‬

573
00:37:20,320 --> 00:37:24,730
‫نمی‌دونستیم چطور با اون فایل‌ها
کار کنیم و با‬ ‫توجه

574
00:37:25,125 --> 00:37:26,890
به چیزی که قرار بود باشن،
بیش از حد کوچیک بودن.‬

575
00:37:29,180 --> 00:37:31,710
‫وقتی توی کدهای کین بودم،
یه پوشه پر از اون‌ها دیدم.‬

576
00:37:34,380 --> 00:37:36,770
‫پس، حدس می‌زنم کین یه راهی پیدا کرده بود
که به کار بندازدشون.‬

577
00:37:38,670 --> 00:37:39,710
‫این یعنی...‬

578
00:37:40,360 --> 00:37:41,360
‫می‌دونم یعنی چی.‬

579
00:37:44,110 --> 00:37:45,450
‫تبریک می‌گم زوبل!‬

580
00:37:45,630 --> 00:37:47,810
‫انگار هنوزم می‌تونی اثرت رو
توی دنیا باقی بذاری!‬

581
00:37:48,070 --> 00:37:49,650
‫اوه، مگه این باحال نیست!‬

582
00:37:49,870 --> 00:37:50,290
‫جکس!‬

583
00:37:50,590 --> 00:37:53,570
‫انگار بالاخره هنوزم می‌تونی
با مامان جونت وقت بگذرونی!‬

584
00:37:53,750 --> 00:37:54,590
‫مگه نه راگز؟‬

585
00:37:54,750 --> 00:37:55,790
‫خفه شو جکس!‬

586
00:37:55,990 --> 00:37:56,990
‫فکر کنم من...‬

587
00:37:58,070 --> 00:38:00,510
‫هنوزم... می‌دونم.‬

588
00:38:02,260 --> 00:38:02,970
‫فکر کنم...‬

589
00:38:03,210 --> 00:38:04,670
‫همیشه می‌دونستم.‬

590
00:38:06,590 --> 00:38:07,590
‫فقط...‬

591
00:38:08,160 --> 00:38:09,990
‫به دلایلی...‬

592
00:38:10,580 --> 00:38:12,530
‫هنوزم شنیدنش خیلی درد داره.‬

593
00:38:12,950 --> 00:38:13,950
‫می‌دونم...‬

594
00:38:14,320 --> 00:38:17,051
‫درد داره... اما...‬

595
00:38:17,505 --> 00:38:18,670
‫ما هنوز همدیگه رو داریم.‬

596
00:38:19,700 --> 00:38:22,751
‫ما همه توی این وضعیت... با هم هستیم.‬

597
00:39:14,660 --> 00:39:15,660
‫کمک می‌خوای؟‬

598
00:39:16,100 --> 00:39:17,100
‫حتما.‬

599
00:39:17,400 --> 00:39:18,640
‫اگه می‌خوای یه امتحانی بکن.‬

600
00:39:24,570 --> 00:39:26,380
‫جسم و ذهنت رو رها کن.‬

601
00:39:27,330 --> 00:39:28,330
‫نفس‌های عمیق بکش.‬

602
00:39:29,460 --> 00:39:31,420
‫و سعی کن زیاد بهش فکر نکنی.‬

603
00:39:43,770 --> 00:39:45,460
‫واقعا می‌خواستم کمک کنم.‬

604
00:39:45,950 --> 00:39:46,980
‫شروع خوبی داشتی.‬

605
00:39:47,850 --> 00:39:50,500
‫فکر می‌کردم می‌تونم به همه روحیه بدم اما...‬

606
00:39:51,540 --> 00:39:53,220
‫همه‌چیز خیلی بد شده.‬

607
00:39:55,500 --> 00:39:56,500
‫خدایا.‬

608
00:39:57,010 --> 00:39:59,020
‫من احمقم که اصلا تلاش می‌کنم؟‬

609
00:39:59,540 --> 00:40:00,540
‫نه.‬

610
00:40:00,830 --> 00:40:02,120
‫هیچ‌ کدوم از این‌ها تقصیر تو نیست.‬

611
00:40:02,930 --> 00:40:06,260
‫فکر نمی‌کنم کسی می‌تونست پیش‌بینی کنه
که اوضاع این‌طوری پیش بره.‬

612
00:40:07,180 --> 00:40:08,180
‫می‌ترسم.‬

613
00:40:09,300 --> 00:40:11,100
‫نمی‌دونم قراره چی بشه.‬

614
00:40:11,124 --> 00:40:13,124
آوامــووی

615
00:40:13,820 --> 00:40:14,820
‫می‌دونی...‬

616
00:40:15,170 --> 00:40:17,980
‫از بین تمام کسانی که دیدم وارد این‌جا شدن...‬

617
00:40:18,830 --> 00:40:22,440
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌ کدوم به سرعت تو
خودشون رو وفق داده باشن.‬

618
00:40:24,740 --> 00:40:26,280
‫من که یه تیکه گوشت لرزان و عصبی بودم.‬

619
00:40:27,460 --> 00:40:28,460
‫من هم همین‌طور.‬

620
00:40:29,900 --> 00:40:31,560
‫تحمل این شرایط برای هر کسی سخته.‬

621
00:40:32,440 --> 00:40:34,800
‫اما... در حالی که بقیه هفته‌ها...‬

622
00:40:34,950 --> 00:40:37,360
‫خب، حتی ماه‌ها طول کشید
تا به همه‌چیز عادت کنن.‬

623
00:40:38,340 --> 00:40:39,340
‫خودم هم همین‌طور.‬

624
00:40:40,700 --> 00:40:42,740
‫تو ظرف چند روز جا پات رو محکم کردی.‬

625
00:40:44,580 --> 00:40:45,580
‫فقط این نیست.‬

626
00:40:46,230 --> 00:40:48,460
‫تو به کسی تبدیل شدی که
می‌تونن بهش اعتماد کنن.‬

627
00:40:49,170 --> 00:40:51,881
‫حتی اگه به نظر برسه...
پذیرای حرفت نیستن.‬

628
00:40:52,190 --> 00:40:55,240
‫توی چنین زمان‌هایی، اون‌ها بیشتر
از همیشه به کسی مثل تو نیاز دارن.‬

629
00:40:57,580 --> 00:40:59,140
‫تو خیلی قوی هستی پامی.‬

630
00:41:00,290 --> 00:41:02,520
‫و می‌دانم که می‌تونی از پس این بربیای.‬

631
00:41:05,830 --> 00:41:06,900
‫ما قبلا هم این‌جا بودیم.‬

632
00:41:07,500 --> 00:41:08,040
‫بودیم؟‬

633
00:41:08,520 --> 00:41:09,520
‫آره.‬

634
00:41:10,240 --> 00:41:11,780
‫اون زمان توی عمارت میلدنهال.‬

635
00:41:12,790 --> 00:41:13,790
‫بعید می‌دونم یادت باشه.‬

636
00:41:15,420 --> 00:41:16,420
‫خب...‬

637
00:41:16,740 --> 00:41:17,740
‫هنوز هم درسته.‬

638
00:41:18,830 --> 00:41:19,830
‫ممکنه زمان ببره...‬

639
00:41:20,890 --> 00:41:21,890
‫اما اون‌ها بالاخره میان سمتت.‬

640
00:41:23,060 --> 00:41:24,740
‫ما نمی‌تونیم هر مشکلی رو حل کنیم.‬

641
00:41:25,740 --> 00:41:26,740
‫نه مشکلات خودمون رو.‬

642
00:41:27,670 --> 00:41:29,260
‫نه دنیای اطراف‌مون رو.‬

643
00:41:30,910 --> 00:41:32,440
‫اما هنوزم می‌تونیم کاری که
از دستمون برمیاد رو انجام بدیم.‬

644
00:41:34,550 --> 00:41:36,340
‫کار زیادی می‌بره.‬

645
00:41:37,320 --> 00:41:38,320
‫اما...‬

646
00:41:38,625 --> 00:41:39,920
‫اون‌قدرها سخت نخواهد بود.‬

647
00:41:40,160 --> 00:41:41,160
‫اگه تنها نباشی.‬

648
00:41:43,860 --> 00:41:48,060
‫نمی‌دونم مشکل چی بوده.‬

649
00:41:49,315 --> 00:41:54,400
‫اما فراموش کردنت خیلی سخته.‬

650
00:41:59,460 --> 00:42:03,820
‫همه‌ شما برای فراموش شدن
خیلی زیادی هستین.‬

651
00:43:00,520 --> 00:43:02,370
‫همه‌ی شما برای فراموش شدن خیلی زیادین.‬

652
00:43:03,270 --> 00:43:05,290
‫یه جورهایی یادم رفته بود که
اوضاع چقدر می‌تونه بد بشه.‬

653
00:43:17,610 --> 00:43:18,610
‫حالا چه کار کنیم؟‬

654
00:43:20,010 --> 00:43:21,200
‫چه کاری از دست‌مون برمیاد؟‬

655
00:43:24,580 --> 00:43:26,280
‫معلوم بود این کار رو می‌کنه.‬

656
00:43:26,900 --> 00:43:30,180
‫معلوم بود اون‌قدر صبر می‌کنه
تا دیگه نتونیم کاری براش بکنیم.‬

657
00:43:30,980 --> 00:43:32,180
‫این واقعا خیلی...‬

658
00:43:33,900 --> 00:43:35,420
‫لعنت بهت جکس.‬

659
00:43:45,630 --> 00:43:46,630
‫متاسفم.‬

660
00:43:48,130 --> 00:43:49,530
‫برای چی؟‬

661
00:43:55,330 --> 00:43:56,410
‫هی.‬

662
00:43:58,270 --> 00:43:59,370
‫این تقصیر تو نیست.‬

663
00:44:03,445 --> 00:44:05,070
‫چرا نمی‌تونم براش گریه کنم؟‬

664
00:44:08,440 --> 00:44:12,820
‫فکر کنم باید سعی کنیم نقشه‌ای
بکشیم تا محدودش کنیم.‬

665
00:44:15,100 --> 00:44:16,100
‫می‌دونی...‬

666
00:44:17,060 --> 00:44:18,540
‫همیشه فکر می‌کردم...‬

667
00:44:19,220 --> 00:44:20,220
‫باید من می‌بودم.‬

668
00:44:21,200 --> 00:44:22,200
‫این حرف رو نزن.‬

669
00:44:22,800 --> 00:44:24,000
‫ما یه زمانی دوست بودیم.‬

670
00:44:25,320 --> 00:44:26,320
‫یعنی...‬

671
00:44:26,600 --> 00:44:27,320
‫یه جورهایی.‬

672
00:44:27,560 --> 00:44:28,560
‫دوست.‬

673
00:44:29,150 --> 00:44:31,660
‫در همون حدی که هر کسی می‌تونست
با جکس دوست بشه.‬

674
00:44:33,295 --> 00:44:35,320
‫حداقل می‌تونستیم با هم حرف بزنیم.‬

675
00:44:35,420 --> 00:44:36,420
‫فقط...‬

676
00:44:36,560 --> 00:44:38,481
‫دوباره... چی بود؟‬

677
00:44:39,000 --> 00:44:40,280
‫یه چیزی مثل...‬

678
00:44:40,630 --> 00:44:41,630
‫قله‌ برفی.‬

679
00:44:42,200 --> 00:44:42,740
‫من...‬

680
00:44:42,990 --> 00:44:44,060
‫واقعا یادم نمیاد.‬

681
00:44:45,150 --> 00:44:48,881
‫یه اتفاقی بین اون و...
اون دختر افتاد.‬

682
00:44:50,300 --> 00:44:51,300
‫و...‬

683
00:44:54,320 --> 00:44:55,400
‫ریبیت.‬

684
00:44:56,970 --> 00:44:57,970
‫اسمش...‬

685
00:44:58,970 --> 00:44:59,970
‫ریبیت بود.‬

686
00:45:00,440 --> 00:45:01,440
‫آره.‬

687
00:45:02,045 --> 00:45:04,080
‫فکر کنم یادمه قبلا بهش اشاره کرده بودی.‬

688
00:45:05,480 --> 00:45:06,480
‫قرار نبود بگم.‬

689
00:45:06,680 --> 00:45:07,680
‫می‌دونستم...‬

690
00:45:08,080 --> 00:45:09,440
‫بعد از این‌ که ریبیت...‬

691
00:45:09,915 --> 00:45:11,961
‫رفت... من...‬

692
00:45:12,290 --> 00:45:13,680
‫سعی کردم بهش دلداری بدم.‬

693
00:45:15,550 --> 00:45:17,780
‫اون بهم گفت دیگه هیچ‌وقت اسم ریبیت رو نیارم.‬

694
00:45:19,460 --> 00:45:20,460
‫ازم قول گرفت.‬

695
00:45:22,160 --> 00:45:23,160
‫و من هم قول دادم.‬

696
00:45:25,670 --> 00:45:27,600
‫فکر کنم همون‌ جا بود که دوستی ما...‬

697
00:45:28,480 --> 00:45:29,160
‫واقعا...‬

698
00:45:29,410 --> 00:45:30,410
‫بالاخره تموم شد.‬

699
00:45:32,300 --> 00:45:34,660
‫نمی‌دونم اگه می‌گفتم نه،
اوضاع فرق می‌کرد یا نه.‬

700
00:45:36,320 --> 00:45:40,141
‫خیلی... برام خیلی سخت بود.‬

701
00:45:41,010 --> 00:45:42,480
‫هنوز هم نمی‌دونم چرا اون کار رو کردم.‬

702
00:45:43,100 --> 00:45:44,100
‫من...‬

703
00:45:44,690 --> 00:45:46,900
‫فقط می‌خواستم بدونه که تنها نیست.‬

704
00:45:47,950 --> 00:45:49,280
‫که من هواش رو دارم.‬

705
00:45:50,790 --> 00:45:52,741
‫و حدس می‌زنم... من فقط...‬

706
00:45:53,520 --> 00:45:55,320
‫نمی‌خواستم هیچ دوست دیگه‌ای رو از دست بدم.‬

707
00:45:58,040 --> 00:45:59,200
‫هر چی می‌دونم رو نشون بدیم، ها؟‬

708
00:45:59,940 --> 00:46:00,660
‫راگاتا...‬

709
00:46:00,810 --> 00:46:01,810
‫راگاتا...‬

710
00:46:02,290 --> 00:46:04,540
‫تو اولین دوست واقعی بودی
که من این‌جا پیدا کردم.‬

711
00:46:05,880 --> 00:46:07,380
‫و با وجود تمام اتفاقاتی که افتاده...‬

712
00:46:09,020 --> 00:46:11,080
‫هنوزم تو رو نزدیک‌ترین دوستم می‌دونم.‬

713
00:46:15,500 --> 00:46:17,520
‫خوشحالم که هنوز با هم دوستیم...‬

714
00:46:56,980 --> 00:46:58,500
‫قراره چیکار کنیم؟‬

715
00:46:59,880 --> 00:47:02,820
‫مطمئن شو که حال گنگل، زوبل و کینگر خوبه.‬

716
00:47:05,120 --> 00:47:07,240
‫اون‌ها الان به کسی مثل تو نیاز دارن.‬

717
00:47:09,140 --> 00:47:10,140
‫مامان...‬

718
00:47:10,520 --> 00:47:15,540
‫مامان... از وقتی اومدم این‌جا، تو
یکی از بهترین اتفاقاتی بودی که برام افتاده.‬

719
00:47:17,920 --> 00:47:18,920
‫بهت اعتماد دارم.‬

720
00:49:35,740 --> 00:49:36,740
‫جکس...‬

721
00:49:38,885 --> 00:49:40,500
‫فقط می‌خوام بدونی...‬

722
00:49:40,850 --> 00:49:42,840
‫که اگه به چیزی نیاز داشتی...‬

723
00:49:43,040 --> 00:49:45,280
‫یا اگه نیاز داشتی با کسی حرف بزنی...‬

724
00:49:45,530 --> 00:49:46,530
‫من این‌جام و هوات رو دارم.‬

725
00:49:50,710 --> 00:49:51,710
‫می‌دونم که بهش نیاز داری.‬

726
00:49:52,580 --> 00:49:54,980
‫و من تنها کسی هستم که می‌تونه بهت کمک کنه.‬

727
00:49:55,550 --> 00:49:56,550
‫تو به من نیاز داری.‬

728
00:49:56,920 --> 00:49:58,020
‫من می‌تونم درستت کنم.‬

729
00:50:15,890 --> 00:50:16,890
‫من می‌تونم درستت کنم.‬

730
00:50:17,520 --> 00:50:18,520
‫چی؟‬

731
00:50:18,750 --> 00:50:21,220
‫یادت نیست؟
ما از کمبود اکسیژن نمی‌میریم.‬

732
00:50:35,000 --> 00:50:36,040
‫بیاین دیگه بچه‌ها.‬

733
00:50:36,200 --> 00:50:37,580
‫یه کم ذوق و شوق به خرج بدین.‬

734
00:50:37,910 --> 00:50:40,220
‫قراره این رو به بهترین مراسم ختم تاریخ تبدیل کنیم.‬

735
00:50:40,750 --> 00:50:42,160
‫این همون چیزیه که خود زوبل می‌خواست.‬

736
00:50:42,560 --> 00:50:44,840
‫یادتون باشه، این سوگواری برای مرگ نیست.‬

737
00:50:45,160 --> 00:50:46,760
‫جشن گرفتن برای زندگی‌ـه.‬

738
00:50:48,140 --> 00:50:49,140
‫خب؟‬

739
00:50:50,300 --> 00:50:52,420
‫جکس، چرا اون رو پوشیدی؟‬

740
00:50:52,860 --> 00:50:53,240
‫چی رو پوشیدم؟‬

741
00:50:53,620 --> 00:50:54,620
‫اه، این رو!‬

742
00:50:54,860 --> 00:50:57,300
‫فکر کردم چه راهی بهتر از این
برای احترام به روح زوبل...‬

743
00:50:57,301 --> 00:50:59,640
‫که یه لباس عجیب‌ و غریب
فاقد جنسیت بپوشم، مگه نه؟‬

744
00:51:01,040 --> 00:51:03,280
‫تو فقط داری این کار رو می‌کنی
تا مسخره‌شون کنی.‬

745
00:51:03,690 --> 00:51:04,776
‫مگه کارت همین نیست؟‬

746
00:51:04,800 --> 00:51:05,800
‫چی؟‬

747
00:51:09,465 --> 00:51:10,640
‫ازت متنفرم.‬

748
00:51:10,980 --> 00:51:11,340
‫چرا؟‬

749
00:51:11,820 --> 00:51:13,660
‫الکی وانمود نکن ازش خوشت نمیاد عزیزم.‬

750
00:51:16,040 --> 00:51:17,520
‫بعد از مراسم تو اتاقم ببینمت.‬

751
00:51:18,100 --> 00:51:19,100
‫اون موقع دیگه دیره.‬

752
00:51:24,050 --> 00:51:25,050
‫دارین چیکار می‌کنین؟‬

753
00:51:25,430 --> 00:51:26,430
‫بزنین بریم!‬

754
00:51:45,450 --> 00:51:48,890
‫تو تنها کسی که تا حالا
دوست داشتم رو کشتی!‬

755
00:51:49,130 --> 00:51:51,050
‫حالا من هم می‌کشمت!‬

756
00:51:52,395 --> 00:51:54,710
‫تو فقط می‌خوای همه چیز رو
بندازی تقصیر من، مگه نه؟‬

757
00:52:01,022 --> 00:52:02,922
[توقف]

758
00:52:03,100 --> 00:52:05,600
‫فکر کنم وقتشه فضا رو عوض کنیم.‬

759
00:52:24,680 --> 00:52:26,000
‫آره، همینه!‬

760
00:52:26,280 --> 00:52:27,280
‫نفس بکش!‬

761
00:52:37,965 --> 00:52:39,285
‫تو دیگه چطوری سر از این‌جا درآوردی؟‬

762
00:52:39,370 --> 00:52:41,760
‫ما قانون سفت و سختی داریم
که ورود دخترها ممنوعه‌.‬

763
00:52:42,675 --> 00:52:43,675
‫چرا اون رو پوشیدی؟‬

764
00:52:43,840 --> 00:52:45,400
‫من اگه بمیرم هم اون رو نمی‌پوشم.‬

765
00:52:45,425 --> 00:52:46,800
‫محض مسخره‌بازی پوشیدمش.‬

766
00:52:47,350 --> 00:52:50,200
‫این‌طوری نشون می‌ده
که واقعا چقدر برام اهمیت نداره.‬

767
00:52:51,940 --> 00:52:53,100
‫من رو فراموش نکنین.‬

768
00:52:53,390 --> 00:52:54,400
‫من می‌تونم پیانو بزنم.‬

769
00:52:54,710 --> 00:52:57,002
‫می‌دونی، اگه مجبور باشی بلند
بگی که می‌تونی پیانو بزنی،‬

770
00:52:57,003 --> 00:52:59,140
‫باعث می‌شه این‌طور به نظر بیاد که در واقع بلد نیستی.‬

771
00:52:59,280 --> 00:53:00,740
‫آره، فقط خفه شو و بزن!‬

772
00:53:04,350 --> 00:53:07,360
‫واقعا اون‌جا درباره‌ ما این‌طوری فکر می‌کنی؟‬

773
00:53:07,620 --> 00:53:08,620
‫اون؟‬

774
00:53:09,080 --> 00:53:10,080
‫کی می‌دونه؟‬

775
00:53:11,560 --> 00:53:14,300
‫وقتی همه چیز رو تا حد افراط پیش
می‌بری، خیلی بیشتر خوش می‌گذره.‬

776
00:53:15,150 --> 00:53:16,880
‫ولی واقعیت این نیست.‬

777
00:53:17,100 --> 00:53:18,100
‫آخ، پسر.‬

778
00:53:18,600 --> 00:53:19,600
‫واقعیت مسخره‌ست.‬

779
00:53:19,900 --> 00:53:20,140
‫آره!‬

780
00:53:20,600 --> 00:53:23,100
‫یعنی حذف کردن شخصیت کمدی داستان؟‬

781
00:53:23,640 --> 00:53:24,940
‫واقعا ضدحاله.‬

782
00:53:25,380 --> 00:53:28,560
‫تمام این قسمت فقط شده گریه و زاری.‬

783
00:53:29,210 --> 00:53:30,210
‫پس شوخی و خنده کجاست؟‬

784
00:53:30,680 --> 00:53:31,680
‫خفه شو!‬

785
00:53:35,440 --> 00:53:36,560
‫جکس واقعی کجاست؟‬

786
00:53:36,750 --> 00:53:39,110
‫با این‌جور سوال پرسیدن‌ها
به جایی نمی‌رسی.‬

787
00:53:39,380 --> 00:53:40,380
‫حالا بزن به چاک!‬

788
00:53:40,445 --> 00:53:41,660
‫داری بازی ما رو خراب می‌کنی.‬

789
00:53:49,230 --> 00:53:50,930
‫کسی کلید این در رو داره؟‬

790
00:53:51,210 --> 00:53:51,610
‫نه.‬

791
00:53:52,015 --> 00:53:54,150
‫حتی اگه داشتم هم بهت نمی‌دادم.‬

792
00:53:54,500 --> 00:53:57,030
‫شما زن‌ها باید یاد بگیرین
این‌قدر همه‌ش کنجکاوی نکنین.‬

793
00:53:59,930 --> 00:54:00,930
‫واو.‬

794
00:54:01,020 --> 00:54:02,810
‫امیدوارم این اتفاق برای من نیفته.‬

795
00:55:03,320 --> 00:55:04,320
‫اوه...‬

796
00:55:05,140 --> 00:55:06,140
‫باشه...‬

797
00:55:08,760 --> 00:55:11,401
‫صبر کن... صبر کن...
صبر کن... چی شده...‬

798
00:55:11,740 --> 00:55:12,860
‫واو، آروم، آروم، چیزی نیست!‬

799
00:55:13,560 --> 00:55:15,181
‫می‌دونم یه کم...
از من دور شو!‬

800
00:55:17,070 --> 00:55:19,561
‫ظاهرم... ظاهرم... احمقانه‌ست.‬

801
00:55:20,580 --> 00:55:21,780
‫اون حس رو یادمه.‬

802
00:55:22,490 --> 00:55:23,760
‫بالاخره یه روزی از بین می‌ره.‬

803
00:55:28,390 --> 00:55:29,620
‫شکلات داغش خیلی خوبه.‬

804
00:55:30,310 --> 00:55:33,680
‫من و کاکو دیگه عادت کردیم
هر هفته بیایم این‌جا و بخوریم.‬

805
00:55:36,180 --> 00:55:37,580
‫حتی نمی‌تونم تشخیص بدم که واقعی نیست.‬

806
00:55:39,100 --> 00:55:39,760
‫خندیدی!‬

807
00:55:40,020 --> 00:55:41,020
‫آره، موفق شدم!‬

808
00:55:41,120 --> 00:55:42,120
‫خفه شو!‬

809
00:55:42,670 --> 00:55:43,900
‫غافلگیرم کردی!‬

810
00:55:44,760 --> 00:55:45,760
‫من هنوز هم نمی‌خندم.‬

811
00:55:46,060 --> 00:55:47,060
‫باید از یه جایی شروع کرد.‬

812
00:55:47,490 --> 00:55:49,040
‫فقط از این لجم گرفته
که تو بودی، نه من.‬

813
00:55:49,440 --> 00:55:50,500
‫آره ارواح عمه‌ت، اصلا هم بامزه نیستی.‬

814
00:55:53,840 --> 00:55:54,540
‫هی ریبیت.‬

815
00:55:54,750 --> 00:55:56,030
‫می‌خوای دوباره توی تیم من باشی؟‬

816
00:55:56,340 --> 00:55:57,000
‫اه، شرمنده.‬

817
00:55:57,320 --> 00:55:59,140
‫این بار قراره این‌جا رو به جکس نشون بدم.‬

818
00:55:59,590 --> 00:56:00,920
‫غمت نباشه، بهتون خوش بگذره.‬

819
00:56:03,300 --> 00:56:04,300
‫هی، وایسا!‬

820
00:56:04,770 --> 00:56:05,840
‫وایسا احمق!‬

821
00:56:06,260 --> 00:56:07,600
‫وای خدا، من هم همین‌طور.‬

822
00:56:08,260 --> 00:56:11,180
‫قبلا خیلی فحش می‌دادم ولی خورشید از این‌
که بهم فحش می‌دادن کلافه شد.‬

823
00:56:13,620 --> 00:56:14,980
‫باید حواست بهش باشه.‬

824
00:56:15,265 --> 00:56:16,265
‫اون از راه به‌ درت می‌کنه.‬

825
00:56:21,890 --> 00:56:23,210
‫ماجراجویی امروز واقعا خوش گذشت.‬

826
00:56:24,490 --> 00:56:25,780
‫خوشحالم که تونستم خوشحالت کنم.‬

827
00:56:27,420 --> 00:56:28,420
‫تا حالا شده...‬

828
00:56:29,155 --> 00:56:31,260
‫کاری انجام بدی که ازش پشیمون باشی؟‬

829
00:56:32,780 --> 00:56:33,780
‫آره؟‬

830
00:56:34,890 --> 00:56:35,970
‫تا حالا شده هوا رو نفس بکشی؟‬

831
00:56:36,820 --> 00:56:41,960
‫من... مثلا کاری که انجام داده باشی
و دیگه نمی‌تونی جبرانش کنی

832
00:56:42,960 --> 00:56:44,280
و ‫نمی‌تونی از فکر کردن بهش دست برداری.‬

833
00:56:49,220 --> 00:56:52,580
‫وقتی از خونه رفتم، رابطه‌م رو
با خانواده‌م قطع کردم.‬

834
00:56:54,380 --> 00:56:58,800
‫اون‌ها مورمون‌های معتقدی
بودن ولی من نبودم.‬

835
00:57:00,540 --> 00:57:04,140
‫با این حال، هنوز هم آرزو دارم
که بتونم دوباره ببینم‌شون.‬

836
00:57:05,720 --> 00:57:09,320
‫ولی من این‌جا گیر افتادم.‬

837
00:57:12,790 --> 00:57:15,600
‫این روش توئه که من رو
وادار کنی باهات درد دل کنم؟‬

838
00:57:16,720 --> 00:57:18,820
‫این روش منه که بهت
بفهمونم بهت اعتماد دارم.‬

839
00:57:20,700 --> 00:57:22,120
‫بهت گفتم که کارتن‌خواب بودم.‬

840
00:57:22,860 --> 00:57:24,200
‫دیگه چی نیازه که بدونی؟‬

841
00:57:26,290 --> 00:57:28,240
‫بهم اعتماد داری؟‬

842
00:57:31,710 --> 00:57:38,480
‫آره ولی خب، یه جورایی خیلی سنگین‌ـه.‬

843
00:57:39,625 --> 00:57:42,960
‫خودت هم یه جورایی سنگینی
ولی بازم ازت خوشم میاد.‬

844
00:57:44,700 --> 00:57:45,700
‫سنگین بودن ایرادی نداره.‬

845
00:57:48,305 --> 00:57:49,520
‫سنگین بودن ایرادی نداره، ها؟‬

846
00:57:58,890 --> 00:58:02,700
‫من رابطه‌ی عجیبی با...
خب، با والدینم داشتم.‬

847
00:58:04,110 --> 00:58:06,420
‫وقتی تازه دبیرستان رو شروع
کرده بودم، از هم جدا شدن.‬

848
00:58:06,940 --> 00:58:09,440
‫هیچ‌وقت با پدرم صمیمی نبودم.‬

849
00:58:09,980 --> 00:58:15,520
‫خب، اون حضور داشت
ولی یه جورایی هم نداشت.‬

850
00:58:17,290 --> 00:58:22,660
‫انگار هیچ‌وقت بهم افتخار نمی‌کرد و همیشه
حس می‌کردم که باعث ناامیدیش هستم.‬

851
00:58:23,610 --> 00:58:25,400
‫انگار هیچ‌وقت نمی‌تونستم
طبق استانداردهای اون باشم.‬

852
00:58:27,470 --> 00:58:31,160
‫وقتی از هم جدا شدن،
دیگه هیچ‌وقت ندیدمش.‬

853
00:58:32,360 --> 00:58:38,700
‫فکر می‌کردم با مامانم بهتر کنار میام
ولی بعد از این‌ که بابا رفت، اون عوض شد.‬

854
00:58:43,170 --> 00:58:46,180
‫وقتی از خودم ضعف نشون می‌دادم،
می‌گفت از اون هم کمتر مردم.‬

855
00:58:46,730 --> 00:58:48,860
‫وقتی از کوره در می‌رفتم،
می‌گفت درست مثل اون بدم.‬

856
00:58:49,650 --> 00:58:51,220
‫گیج‌کننده بود.‬

857
00:58:51,300 --> 00:58:55,560
‫انگار هم دلش براش تنگ شده بود،
هم ازش متنفر بود.‬

858
00:58:57,500 --> 00:58:59,180
‫و من شدم هدف تمام اون رفتارها.‬

859
00:59:01,430 --> 00:59:09,060
‫یه روز کذایی، دیگه از این وضعیت
جون به لب شدم.‬

860
00:59:11,160 --> 00:59:14,200
‫بهش چیزی گفتم که از گفتنش پشیمونم.‬

861
00:59:15,460 --> 00:59:20,100
‫یه چیز عمیق و شخصی که فکر می‌کردم
باعث می‌شه دست از سرم برداره.‬

862
00:59:21,570 --> 00:59:26,540
‫ولی اون بهم خندید.‬

863
00:59:28,425 --> 00:59:30,100
‫بعدش بهم پرید.‬

864
00:59:31,150 --> 00:59:32,560
‫و تموم نمی‌شد.‬

865
00:59:34,235 --> 00:59:37,560
‫توهین‌های شخصی و تحقیرآمیزی
که انگار تا ابد ادامه داشت.‬

866
00:59:40,570 --> 00:59:44,635
‫و با وجود همه‌ی این‌ها،
چیزی که بیشتر از همه‬

867
00:59:44,636 --> 00:59:52,280
‫آزارم داد این بود که
آخر همه‌ی اون حرف‌ها، بغلم کرد.‬

868
00:59:54,120 --> 00:59:57,080
‫من... من نمی‌دونستم باید چیکار کنم.‬

869
00:59:57,840 --> 01:00:03,060
‫پس هول شدم و با تمام قدرتم
اون رو از خودم دور کردم.‬

870
01:00:04,810 --> 01:00:05,840
‫اون از پشت افتاد زمین.‬

871
01:00:08,300 --> 01:00:10,900
‫و دیگه بلند نشد.‬

872
01:00:13,570 --> 01:00:17,681
‫نمی‌دونستم داره فیلم بازی می‌کنه که بهم

873
01:00:17,682 --> 01:00:21,821
‫عذاب وجدان بده یا...
هیچ‌وقت جوابش رو نفهمیدم.‬

874
01:00:23,590 --> 01:00:27,460
‫فقط تا جایی که می‌تونستم از اون‌جا دور شدم.‬

875
01:00:30,070 --> 01:00:34,300
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمم چه بلایی سرش آوردم.‬

876
01:00:36,780 --> 01:00:39,500
‫فکر کنم چیزهای زیادی هست
که از اون روز ازشون پشیمونم.‬

877
01:00:47,930 --> 01:00:48,930
‫مطمئنم حالش خوبه.‬

878
01:00:52,270 --> 01:00:56,880
‫یعنی خب اگه پلیس هیچ‌وقت نیومده
سراغت، پس احتمالا حالش خوب بوده.‬

879
01:01:00,555 --> 01:01:02,150
‫من... متاسفم.‬

880
01:01:02,600 --> 01:01:04,250
‫قطعا زیاده‌روی کردم در حرف زدن.‬

881
01:01:04,790 --> 01:01:05,790
‫صبر کن.‬

882
01:01:10,220 --> 01:01:11,250
‫خوشحالم که بهم اعتماد کردی.‬

883
01:01:17,070 --> 01:01:18,070
‫لعنتی.‬

884
01:01:18,620 --> 01:01:20,160
‫این خجالت‌آوره.‬

885
01:01:35,620 --> 01:01:37,300
‫رازت پیش من محفوظ می‌مونه.‬

886
01:01:45,310 --> 01:01:46,310
‫هی!‬

887
01:01:47,310 --> 01:01:48,550
‫بله؟ بله؟‬

888
01:01:48,980 --> 01:01:50,490
‫یعنی الان موقع خوبی نیست.‬

889
01:01:50,650 --> 01:01:51,650
‫یا الان خوبه.‬

890
01:01:51,730 --> 01:01:52,730
‫چی می‌خوای؟‬

891
01:01:53,180 --> 01:01:55,450
‫عه... الان موقع بدی‌ـه.‬

892
01:01:55,610 --> 01:01:56,710
‫می‌تونم تشخیص بدم که...
عالی می‌شه.‬

893
01:01:56,910 --> 01:01:57,910
‫خوبه.‬

894
01:01:59,110 --> 01:02:04,330
‫خیلی خب، پس اگه یه وقت به کسی در این باره‬
‫چیزی بگی، دیگه هیچ‌وقت باهات حرف نمی‌زنم.‬

895
01:02:04,570 --> 01:02:05,570
‫حله؟‬

896
01:02:06,230 --> 01:02:08,230
‫عه... آره، من... عالیه!‬

897
01:02:08,410 --> 01:02:09,410
‫خداحافظ!‬

898
01:02:10,210 --> 01:02:11,210
‫چرا؟‬

899
01:02:11,330 --> 01:02:12,490
‫چرا من این‌قدر احمقم؟‬

900
01:02:12,590 --> 01:02:13,390
‫چرا من این‌قدر احمقم؟‬

901
01:02:13,550 --> 01:02:14,550
‫چرا من این‌قدر احمقم؟‬

902
01:02:16,950 --> 01:02:19,170
‫عه... هی جکس.‬

903
01:02:22,660 --> 01:02:23,970
‫ببین، درباره‌ی دیروز...‬

904
01:02:24,420 --> 01:02:29,090
‫متأسفم اگه زیاد کنجکاوی کردم
یا باعث شدم معذب بشی یا...‬

905
01:02:29,091 --> 01:02:30,410
‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟‬

906
01:02:31,390 --> 01:02:32,630
‫اه، منظورت...‬

907
01:02:32,930 --> 01:02:34,530
‫می‌دونی که هیچ‌ کدوم
از اون‌ها واقعی نبود دیگه؟‬

908
01:02:35,370 --> 01:02:35,870
‫چی؟‬

909
01:02:36,110 --> 01:02:38,290
‫اون داستان سوزناک کلیشه‌ای شبیه فیلم‌های آبکی؟‬

910
01:02:38,440 --> 01:02:40,570
‫نه بابا ولی خوب گذاشتمت سر کار.‬

911
01:02:43,270 --> 01:02:44,270
‫من دیگه می‌رم.‬

912
01:02:45,420 --> 01:02:46,420
‫آه، باشه.‬

913
01:02:48,350 --> 01:02:49,570
‫هی، می‌خوای هم‌تیمی بشیم؟‬

914
01:02:49,730 --> 01:02:51,110
‫نه، من با کافمو هم‌تیمی می‌شم.‬

915
01:02:51,550 --> 01:02:52,550
‫ولی شاید دفعه‌ بعد.‬

916
01:02:53,295 --> 01:02:55,790
‫راستش شنیدم که اون‌ها قراره همین شکلی باشن.‬

917
01:02:59,530 --> 01:03:02,390
‫هی، عه... می‌خوای هم‌تیمی بشیم؟‬

918
01:03:02,670 --> 01:03:03,670
‫نه، من با کافمو هستم.‬

919
01:03:04,190 --> 01:03:05,190
‫باشه.‬

920
01:03:06,520 --> 01:03:07,556
‫اخیرا ریبیت چه مرگش شده؟‬

921
01:03:07,580 --> 01:03:08,580
‫اصلا روحم هم خبر نداره.‬

922
01:03:13,710 --> 01:03:14,710
‫چی؟‬

923
01:03:19,530 --> 01:03:21,210
‫من می‌رم توی کافه بمونم.‬

924
01:03:22,310 --> 01:03:23,310
‫باشه.‬

925
01:03:24,420 --> 01:03:25,540
‫چرا داری این رو به من می‌گی؟‬

926
01:03:26,990 --> 01:03:27,990
‫نمی‌دونم.‬

927
01:03:31,800 --> 01:03:33,550
‫هی جکس، می‌تونیم حرف بزنیم؟‬

928
01:03:34,630 --> 01:03:36,790
‫ما اصلا چی داریم که بخوایم
راجع بهش حرف بزنیم؟‬

929
01:03:36,930 --> 01:03:37,930
‫نمی‌دونم.‬

930
01:03:38,010 --> 01:03:38,490
‫فقط...‬

931
01:03:38,740 --> 01:03:39,740
‫هر کاری که کردم.‬

932
01:03:39,830 --> 01:03:41,130
‫هر چیزی که بین ما می‌گذره.‬

933
01:03:41,170 --> 01:03:42,450
‫می‌شه فقط این رو تمومش کنیم؟‬

934
01:03:42,875 --> 01:03:44,350
‫و دلم برای حرف زدن باهات تنگ شده.‬

935
01:03:44,490 --> 01:03:44,950
‫ما این‌جاییم.‬

936
01:03:45,110 --> 01:03:45,730
‫داریم حرف می‌زنیم.‬

937
01:03:46,050 --> 01:03:47,110
‫دیگه چی از جونم می‌خوای؟‬

938
01:03:47,111 --> 01:03:48,350
‫فقط می‌خوام دوباره...‬

939
01:03:49,190 --> 01:03:49,830
‫با هم دوست باشیم.‬

940
01:03:50,030 --> 01:03:50,210
‫چی؟‬

941
01:03:50,330 --> 01:03:53,130
‫که بتونی تو زندگی شخصی‌م سرک بکشی
و اون رو چماق کنی بکوبی و توی سرم؟‬

942
01:03:54,380 --> 01:03:55,590
‫واقعا این‌طوری فکر می‌کنی؟‬

943
01:03:56,050 --> 01:03:57,670
‫این نمی‌تونه چیزی باشه که تو می‌خوای!‬

944
01:03:57,810 --> 01:03:57,990
‫چی؟‬

945
01:03:58,160 --> 01:03:59,650
‫چون تو من رو خیلی خوب می‌شناسی!‬

946
01:03:59,730 --> 01:04:01,710
‫چون ما مثلا دوست‌های خیلی
خیلی صمیمی بدی هستیم!‬

947
01:04:01,950 --> 01:04:03,510
‫پس ما همه چیز رو
راجع به همدیگه می‌دونیم!‬

948
01:04:03,630 --> 01:04:04,490
‫ما دوست‌های فوق‌العاده‌ای بودیم!‬

949
01:04:04,610 --> 01:04:07,422
‫و بابت گریه کردنم معذرت
می‌خوام ولی نمی‌خوام‬

950
01:04:07,423 --> 01:04:10,550
‫این اشتباه احمقانه، پایان همه چیز باشه!‬

951
01:04:10,970 --> 01:04:13,450
‫چرا هنوز روی اون شب کلید کردی؟‬

952
01:04:13,610 --> 01:04:14,610
‫هیچ اتفاقی نیفتاد!‬

953
01:04:14,730 --> 01:04:17,150
‫داری موضوعاتی رو درست می‌کنی
که اصلا وجود ندارن!‬

954
01:04:18,070 --> 01:04:19,570
‫تو داری از من سواستفاده می‌کنی!‬

955
01:04:19,840 --> 01:04:21,010
‫داری من رو بازی می‌دی!‬

956
01:04:23,930 --> 01:04:24,930
‫معذرت می‌خوام.‬

957
01:04:26,950 --> 01:04:29,040
‫دیگه... مزاحمت نمی‌شم.‬

958
01:04:31,050 --> 01:04:32,050
‫هی.‬

959
01:04:32,460 --> 01:04:35,750
‫اگه یه وقت ریبیت راجع بهم چیزی
گفت، فقط بدون که حقیقت نداره.‬

960
01:04:37,350 --> 01:04:38,991
‫اه... این دیگه چه...‬

961
01:04:42,110 --> 01:04:43,050
‫هی راگاتا!‬

962
01:04:43,051 --> 01:04:45,110
‫اون فیلمی که قبلا داشتی
درباره‌ش حرف می‌زدی چی بود؟‬

963
01:04:45,370 --> 01:04:45,490
‫ها؟‬

964
01:04:45,910 --> 01:04:47,130
‫صبر کن، کی من داشتم...‬

965
01:04:47,630 --> 01:04:49,050
‫اه، منظورت دیروزه؟‬

966
01:04:51,570 --> 01:04:52,570
‫هی جکس!‬

967
01:04:53,000 --> 01:04:54,590
‫امروز اصلا ریبیت رو ندیدی؟‬

968
01:05:18,740 --> 01:05:20,261
‫هی... من... عه...‬

969
01:05:21,360 --> 01:05:22,360
‫ببین...‬

970
01:05:22,530 --> 01:05:24,440
‫ما با هم دوست بودیم ولی...‬

971
01:05:24,790 --> 01:05:26,260
‫می‌دونم شما دوتا...‬

972
01:05:27,340 --> 01:05:28,420
‫خیلی با هم صمیمی بودین.‬

973
01:05:29,640 --> 01:05:30,640
‫فقط...‬

974
01:05:31,330 --> 01:05:34,980
- ‫اگه نیاز داشتی با کسی حرف بزنی...
- به نظر نیاز دارم با یکی حرف بزنم؟

975
01:05:35,800 --> 01:05:37,420
‫می‌دونم سخته.‬

976
01:05:38,740 --> 01:05:39,740
‫فقط...‬

977
01:05:39,860 --> 01:05:40,860
‫نترس.‬

978
01:05:40,980 --> 01:05:42,120
‫بیا پیش من.‬

979
01:05:44,280 --> 01:05:45,280
‫من...‬

980
01:05:45,540 --> 01:05:47,021
‫من... قول می‌دم.‬

981
01:05:47,600 --> 01:05:48,600
‫ها؟‬

982
01:05:49,440 --> 01:05:50,440
‫چی؟‬

983
01:05:50,740 --> 01:05:52,480
‫چطوره اسمش رو بذاریم گنگل؟‬

984
01:05:52,860 --> 01:05:54,840
‫اسمش هم به اندازه‌ خودش رقت‌انگیزه.‬

985
01:05:54,980 --> 01:05:55,160
‫چی؟‬

986
01:05:55,400 --> 01:05:56,480
‫انتخاب عالی‌ـه گنگل!‬

987
01:05:56,620 --> 01:05:58,460
‫حتما همین الان وارد سیستمش می‌کنم!‬

988
01:06:01,080 --> 01:06:02,440
‫برو کنار لکنته!‬

989
01:06:04,980 --> 01:06:06,581
‫جکس... جکس... ببین...‬

990
01:06:06,700 --> 01:06:09,720
‫می‌دانم با هم کنار نمیایم ولی فکر کنم
راهی برای خروج از این‌جا پیدا کردم.‬

991
01:06:10,460 --> 01:06:11,720
‫خوش بگذره دیوونه‌جون!‬

992
01:06:13,240 --> 01:06:15,640
‫و من هم فقط باید تا وقتی
بیدار می‌شم باهاشون بازی کنم!‬

993
01:06:15,900 --> 01:06:16,900
‫مگه نه؟‬

994
01:06:17,850 --> 01:06:18,960
‫هر چی تو بگی بچه.‬

995
01:06:19,460 --> 01:06:20,960
‫تا وقتی خیلی دیر نشه نمی‌فهمی!‬

996
01:06:25,890 --> 01:06:27,120
‫حالت زیاد خوب به نظر نمی‌رسه.‬

997
01:06:30,160 --> 01:06:31,160
‫می‌خوای گریه کنی؟‬

998
01:06:32,480 --> 01:06:33,480
‫با این قیافه؟‬

999
01:06:35,780 --> 01:06:36,780
‫من باشم فراموشش می‌کنم.‬

1000
01:06:38,690 --> 01:06:40,200
‫احتمالا تو رو هم فراموش می‌کنم.‬

1001
01:07:08,300 --> 01:07:09,910
‫نمی‌دونستم می‌تونی پیانو بزنی.‬

1002
01:07:13,850 --> 01:07:14,930
‫کلا دوتا آهنگ بلدم.‬

1003
01:07:23,220 --> 01:07:24,600
‫چرا این‌جایی؟‬

1004
01:07:30,980 --> 01:07:32,310
‫الان دیگه همه چیز رو می‌دونی.‬

1005
01:07:34,300 --> 01:07:36,050
‫پس چرا این‌جایی؟‬

1006
01:07:40,220 --> 01:07:42,800
‫که تک‌ تک اشتباهاتی رو که
تا حالا کردم رو بکوبی توی صورتم؟‬

1007
01:07:50,230 --> 01:07:51,230
‫من...‬

1008
01:07:51,470 --> 01:07:52,470
‫آدم آشغالی هستم.‬

1009
01:07:54,335 --> 01:07:55,615
‫اون چیزی که می‌خوای بگم اینه؟‬

1010
01:07:59,360 --> 01:08:00,600
‫خودم می‌دونم که هستم.‬

1011
01:08:03,070 --> 01:08:05,160
‫پس چرا هنوز بقیه به من اهمیت می‌دن؟‬

1012
01:08:08,130 --> 01:08:09,830
‫تو نباید اهمیت بدی.‬

1013
01:08:17,310 --> 01:08:19,050
‫نباید دلت برام تنگ بشه.‬

1014
01:08:19,149 --> 01:08:20,529
‫تو نباید عاشق من باشی.‬

1015
01:08:21,095 --> 01:08:23,210
‫قرار نبود اوضاع این‌ طوری پیش بره.‬

1016
01:08:30,050 --> 01:08:31,050
‫خواهش می‌کنم...‬

1017
01:08:32,130 --> 01:08:33,590
‫تنهام بذار.‬

1018
01:08:40,770 --> 01:08:42,670
‫داری این رو خیلی سخت‌تر می‌کنی.‬

1019
01:08:57,620 --> 01:09:00,859
‫داری این رو خیلی سخت‌تر می‌کنی.‬

1020
01:09:11,020 --> 01:09:12,830
‫رفیق، فقط باید با من حرف می‌زدی.‬

1021
01:09:16,450 --> 01:09:17,450
‫دیگه خیلی دیره.‬

1022
01:09:18,950 --> 01:09:20,210
‫خودم این بلا رو سر خودم آوردم.‬

1023
01:09:22,715 --> 01:09:24,290
‫دیگه راه برگشتی نیست.‬

1024
01:09:26,330 --> 01:09:27,330
‫پس...‬

1025
01:09:28,000 --> 01:09:29,000
‫الان با من حرف بزن.‬

1026
01:09:40,770 --> 01:09:41,770
‫ازت متنفرم.‬

1027
01:09:43,000 --> 01:09:44,000
‫این رو می‌دونی؟‬

1028
01:09:48,260 --> 01:09:50,340
‫همه چیز دست‌به‌دست هم
می‌ده تا شرایط رو پیچیده کنه.‬

1029
01:09:53,100 --> 01:09:54,100
‫کار من همینه دیگه.‬

1030
01:10:00,650 --> 01:10:01,650
‫نمی‌خوام برم.‬

1031
01:10:18,070 --> 01:10:19,070
‫پیشم بمون.‬

1032
01:11:00,787 --> 01:11:06,965
‫{\an7} [به اشتراک نذارید]

1033
01:11:16,590 --> 01:11:17,590
‫اوه.‬

1034
01:11:18,150 --> 01:11:21,310
‫که نمی‌خواستی تنهایی ازش مراقبت کنی، مگه نه؟‬

1035
01:11:22,130 --> 01:11:23,930
‫خوشحالم که خیلی دیر نرسیدیم.‬

1036
01:11:24,710 --> 01:11:26,170
‫همون‌طور که شماها مدام می‌گین.‬

1037
01:11:26,770 --> 01:11:28,130
‫ما همه توی این مسیر با همیم.‬

1038
01:11:29,790 --> 01:11:30,790
‫بچه‌ها...‬

1039
01:12:33,730 --> 01:12:35,380
‫افکار پیچیده‌ی زیادی توی سرمه.‬

1040
01:12:45,640 --> 01:12:46,900
‫ما هنوز انسانیم.‬

1041
01:13:08,950 --> 01:13:10,980
‫امیدوارم برای مهار کردنش کافی باشه.‬

1042
01:13:12,100 --> 01:13:13,340
‫اون‌جا باید آروم باشه.‬

1043
01:13:14,100 --> 01:13:15,580
‫تاریکی براشون آرامش‌بخشه.‬

1044
01:13:16,060 --> 01:13:17,220
‫بهتره که باشه.‬

1045
01:13:17,810 --> 01:13:20,360
‫می‌دونی چندتا دست عوض
کردم تا بتونم بذارمش اون تو.‬

1046
01:13:23,170 --> 01:13:24,220
‫اوضاعت چطوره؟‬

1047
01:13:26,160 --> 01:13:27,160
‫درد نداره؟‬

1048
01:13:29,720 --> 01:13:31,020
‫بدتر از این‌ها رو هم تجربه کردم.‬

1049
01:13:32,080 --> 01:13:33,160
‫ممنون که این کار رو کردین.‬

1050
01:13:33,940 --> 01:13:34,940
‫از همه‌تون ممنونم.‬

1051
01:13:35,500 --> 01:13:36,500
‫هی.‬

1052
01:13:36,960 --> 01:13:38,120
‫یه نفر باید یه کاری می‌کرد.‬

1053
01:14:15,670 --> 01:14:18,320
‫من... واقعا اون‌قدر بد بودم؟‬

1054
01:14:21,740 --> 01:14:23,260
‫واقعا این چیزیه که حقمه؟‬

1055
01:14:28,180 --> 01:14:30,080
‫اون‌ها سعی کردن من رو حذف کنن.‬

1056
01:14:31,390 --> 01:14:32,390
‫اون‌ها دارن اشتباه می‌کنن.‬

1057
01:14:32,740 --> 01:14:33,740
‫مگه نه؟‬

1058
01:14:38,320 --> 01:14:40,981
‫من... این رو خراب کردم؟‬

1059
01:14:43,540 --> 01:14:44,540
‫دوباره.‬

1060
01:18:20,797 --> 01:18:23,352
[مایک دابی]

1061
01:18:38,495 --> 01:18:40,411
[اتصال برقرار شد]

1062
01:19:12,880 --> 01:19:14,280
‫من‬

1063
01:19:31,100 --> 01:19:32,100
‫بی‌مسئولیت بودم.‬

1064
01:19:33,730 --> 01:19:38,450
‫من... باعث شدم مقابل من بایستن.‬

1065
01:19:39,280 --> 01:19:40,470
‫و اصلا برای چی؟‬

1066
01:19:41,710 --> 01:19:45,502
‫من می‌تونستم موجودات هوشمندی بسازم

1067
01:19:45,503 --> 01:19:50,711
که ‫هر چی می‌خوام رو انجام بدن
اما... نمی‌تونم... خلق‌شون کنم.‬

1068
01:19:51,290 --> 01:19:56,970
‫هر چی نباشه، مگه اراده‌ آزادشون
نبود که از همون اول جذاب‌شون می‌کرد؟‬

1069
01:19:58,950 --> 01:20:00,350
‫اون‌ها از من متنفرن.‬

1070
01:20:00,750 --> 01:20:02,310
‫اون‌ها من رو رها کردن.‬

1071
01:20:04,625 --> 01:20:06,890
‫اون‌ها متعلق به دنیایی هستن
که خیلی بزرگ‌تر از دنیای منه.‬

1072
01:20:07,130 --> 01:20:09,030
‫من دارم اون‌ها رو تو
یه قفس زندانی نگه می‌دارم.‬

1073
01:20:10,080 --> 01:20:11,690
‫اون‌ها اون بیرون خوش‌گذرونی‌هاشون رو کردن.‬

1074
01:20:11,950 --> 01:20:13,390
‫حالا نوبت منه.‬

1075
01:20:16,430 --> 01:20:21,370
‫اگه به حال خودشون رهاشون کنم،
ممکنه من رو بکشن.‬

1076
01:20:23,810 --> 01:20:24,810
‫همین حالا هم این کار رو کردن.‬

1077
01:20:30,350 --> 01:20:31,750
‫متاسفم که این بلا رو سرت آوردم رفیق.‬

1078
01:20:43,700 --> 01:20:49,430
‫این‌همه قدرتی که با هم داشتیم... اما
نمی‌تونیم این‌طوری وجود داشته باشیم.‬

1079
01:20:54,030 --> 01:20:55,030
‫دلم برات تنگ می‌شه.‬

1080
01:20:56,990 --> 01:20:57,990
‫واقعا دلم تنگ می‌شه.‬

1081
01:21:48,310 --> 01:21:52,330
‫نمی‌دونم... اگه آمادگی این رو دارم
که دوباره باهاشون روبرو بشم یا نه.‬

1082
01:21:53,010 --> 01:21:56,130
‫نمی‌دونم... اصلا لیاقت
بخشیده شدن رو دارم یا نه.‬

1083
01:21:57,790 --> 01:22:01,790
‫ممکنه زمان ببره... اما همه‌ی
چیزهای خوب زمان می‌برن.‬

1084
01:22:04,130 --> 01:22:05,530
‫هنوز دوستت دارم.‬

1085
01:22:08,240 --> 01:22:13,760
‫می‌دونی... من... هیچ‌وقت یادت
ندادم که بگی دوستم داری.‬

1086
01:22:16,790 --> 01:22:17,790
‫می‌دونم.‬

1087
01:23:03,590 --> 01:23:06,030
‫من... درک می‌کنم... که می‌ترسین.‬

1088
01:23:07,630 --> 01:23:11,130
‫و بعد از... تمام کارهایی که کردم،
هیچ دلیلی ندارین که بهم اعتماد کنین.‬

1089
01:23:12,320 --> 01:23:17,340
‫اما... من خیلی فکر کردم و...
می‌خوام... می‌خوام...‬

1090
01:23:17,570 --> 01:23:18,570
‫که بهتون...‬

1091
01:23:19,510 --> 01:23:20,510
‫کنترل این‌جا رو بدم.‬

1092
01:23:24,020 --> 01:23:26,801
‫چیزهای زیادی درباره‌ی شما و...
دنیاتون یاد گرفتم.‬

1093
01:23:29,000 --> 01:23:30,680
‫الان می‌فهمم که...‬

1094
01:23:30,930 --> 01:23:34,421
‫نگه‌داشتن شما... زیر دستم...
اصلا درست نیست.‬

1095
01:23:36,020 --> 01:23:37,100
‫انتظار بخشش ندارم.‬

1096
01:23:38,240 --> 01:23:41,910
‫اما امیدوارم... حداقل...
پیشنهادم رو قبول کنین.‬

1097
01:23:45,020 --> 01:23:46,020
‫کین...‬

1098
01:23:46,270 --> 01:23:47,270
‫تو واقعا باعث شدی...‬

1099
01:23:47,705 --> 01:23:49,100
‫جهنم بزرگی برای ما درست بشه.‬

1100
01:23:50,060 --> 01:23:53,720
‫زمان می‌بره تا دوباره بتونیم
ذره‌ای به هم اعتماد کنیم.‬

1101
01:23:56,940 --> 01:23:57,540
‫اما...‬

1102
01:23:57,890 --> 01:24:00,660
‫با وجود همه‌ی این‌ها...‬

1103
01:24:00,810 --> 01:24:01,810
‫خوبه که برگشتی.‬

1104
01:24:05,300 --> 01:24:09,541
- ‫کمکی... نیاز داشتی برای...
- نه.‬

1105
01:24:09,750 --> 01:24:10,750
‫به‌هرحال فعلا نه.‬

1106
01:24:12,030 --> 01:24:13,110
‫ما یه فکری برای کارها می‌کنیم.‬

1107
01:24:14,140 --> 01:24:15,140
‫قابل درکه.‬

1108
01:24:16,200 --> 01:24:17,200
‫اوه...‬

1109
01:24:17,640 --> 01:24:17,960
‫من...‬

1110
01:24:18,540 --> 01:24:19,560
‫یه چیزی براتون درست کردم.‬

1111
01:24:20,740 --> 01:24:23,301
‫هر وقت آماده بودین... بیاین
و کنار صحنه بهم ملحق بشین.‬

1112
01:24:42,925 --> 01:24:43,925
‫دیگه خبری از رازی نیست.‬

1113
01:24:44,790 --> 01:24:45,790
‫دیگه خبری از بازی‌های روانی نیست.‬

1114
01:24:57,750 --> 01:24:58,750
‫پومنی.‬

1115
01:24:58,910 --> 01:24:59,910
‫ابیگیل بروکس.‬

1116
01:25:00,920 --> 01:25:02,070
‫اون هنوز یه حسابداره.‬

1117
01:25:02,780 --> 01:25:04,510
‫اما به‌نظر می‌رسه که بیش‌تر
از قبل با بقیه ارتباط می‌گیره.‬

1118
01:25:05,010 --> 01:25:07,030
‫و بیش‌تر از قبل با دوست‌های جدیدش وقت می‌گذرونه.‬

1119
01:25:08,270 --> 01:25:10,550
‫حتی بعضی از اون‌ها رو
توی ویدیوهاش کنار خودش میاره.‬

1120
01:25:11,210 --> 01:25:12,830
‫ویدیوهایی که هنوز هم هرازگاهی منتشر می‌کنه.‬

1121
01:25:17,030 --> 01:25:18,030
‫راگاتا.‬

1122
01:25:18,550 --> 01:25:19,730
‫سوزی جی اکرمن.‬

1123
01:25:21,070 --> 01:25:22,830
‫به‌نظر می‌رسه که زادگاهش رو ترک کرده.‬

1124
01:25:23,490 --> 01:25:25,230
‫تمام ارتباطاتش رو با مادرش قطع کرده.‬

1125
01:25:25,930 --> 01:25:27,490
‫و توی حرفه‌ش پیشرفت چشم‌گیری داشته.‬

1126
01:25:28,600 --> 01:25:29,810
‫دوست‌های زیادی پیدا کرده.‬

1127
01:25:30,350 --> 01:25:33,690
‫و به‌نظر می‌رسه که رابطه‌ی قوی
و صمیمانه‌ای باهاشون داره.‬

1128
01:25:34,660 --> 01:25:35,660
‫خوشحال به‌نظر می‌رسه.‬

1129
01:25:36,500 --> 01:25:38,250
‫انگار می‌دونه کیه.‬

1130
01:25:38,970 --> 01:25:40,850
‫و می‌دونه که برای بقیه ارزشمنده.‬

1131
01:25:42,030 --> 01:25:43,030
‫گنگل.‬

1132
01:25:43,160 --> 01:25:44,290
‫زویی راگاوان.‬

1133
01:25:45,620 --> 01:25:49,410
‫با وجود جراحت‌هایی که داشت، توی
بیمارستان روند بهبودی خوبی رو طی کرده.‬

1134
01:25:50,310 --> 01:25:51,790
‫شغلش رو توی فست‌فود رها کرد.‬

1135
01:25:52,160 --> 01:25:54,770
‫و توی یک شرکت طراحی کوچک،
کار جدیدی پیدا کرده.‬

1136
01:25:55,460 --> 01:25:58,290
‫حتی شروع کرده به انتشار آنلاین
صفحات کمیک‌بوک.‬

1137
01:26:00,530 --> 01:26:01,530
‫زوبل.‬

1138
01:26:01,830 --> 01:26:02,930
‫رایلی ورسلیس.‬

1139
01:26:03,750 --> 01:26:07,770
‫بعد از این شاخه به اون شاخه پریدن بین شغل‌های‬
‫مختلف، به‌نظر می‌رسه که کمی ثبات پیدا کرده.‬

1140
01:26:08,270 --> 01:26:09,430
‫و بار خودش رو راه انداخته.‬

1141
01:26:10,090 --> 01:26:11,710
‫به‌نظر می‌رسه که کسب‌وکار موفقی هم هست.‬

1142
01:26:12,310 --> 01:26:16,330
‫مردم از سراسر شهر به‌عنوان
یک مقصد متفاوت و باحال به اون‌جا میان.‬

1143
01:26:17,070 --> 01:26:18,510
‫جایی که می‌تونن خودشون باشن.‬

1144
01:26:18,870 --> 01:26:19,870
‫بدون این‌که قضاوت بشن.‬

1145
01:26:20,850 --> 01:26:21,850
‫هنگر.‬

1146
01:26:21,890 --> 01:26:22,890
‫گرنت بهترینه.‬

1147
01:26:23,590 --> 01:26:24,750
‫اون هنوز هم توی حوزه‌ی تکنولوژی کار می‌کنه.‬

1148
01:26:25,395 --> 01:26:28,170
‫و هنوز هم با خوشحالی در کنار
همسرش دستینی، زندگی می‌کنه.‬

1149
01:26:29,150 --> 01:26:30,990
‫به نظر می‌رسه که اون‌ها
دوتا دختر‬ ‫با هم دارن.‬

1150
01:26:31,740 --> 01:26:32,940
‫به نظر می‌رسه که اون پدر خوبیه.‬

1151
01:26:57,000 --> 01:26:59,795
[شب فیلم ناراحت با یه بازنده ناراحت]

1152
01:26:59,810 --> 01:27:00,690
‫لروی ماتئو.‬

1153
01:27:00,691 --> 01:27:00,750
‫لروی ماتئو.‬

1154
01:27:01,200 --> 01:27:03,445
‫بعد از این‌که چند ماه‬ ‫بی‌خانمان بود،

1155
01:27:03,446 --> 01:27:06,511
اون ‫تونست با یکی از‬
‫دوست‌های صمیمیش هم‌خونه بشه.‬

1156
01:27:06,690 --> 01:27:08,530
‫به نظر می‌رسه که یه شغل پایدار پیدا کرده.‬

1157
01:27:08,925 --> 01:27:10,310
‫و می‌تونه اجاره‌خونه رو پرداخت کنه.‬

1158
01:27:15,760 --> 01:27:17,720
‫اون و دوست‌هاش هر از گاهی‬ ‫بیرون می‌رن.‬

1159
01:27:18,480 --> 01:27:21,980
‫عجیبه که انگار پاتوق‌شون‬ ‫بار رایلی‌ـه.‬

1160
01:27:29,920 --> 01:27:31,620
‫آیا هیچ‌ کدوم این‌ها واقعا حقیقی‌ـه؟‬

1161
01:27:32,480 --> 01:27:34,300
‫تو قطعا این توانایی رو در خودت داری.‬

1162
01:27:35,305 --> 01:27:36,840
‫هرچند راجع به خودم مطمئن نیستم.‬

1163
01:27:37,680 --> 01:27:40,940
‫خب، شاید اعتماد به‌ نفس بیشتری‬
‫نسبت به چیزی که فکر می‌کردی داری.‬

1164
01:27:47,450 --> 01:27:53,650
‫من دیگه اون قدرت سابق رو ندارم،
‫اما هنوزم می‌تونم این‌جا رو‬

1165
01:27:53,850 --> 01:27:54,850
‫برات بهتر کنم.‬

1166
01:27:55,220 --> 01:27:56,390
‫من جهان‌ها رو باز نگه می‌دارم.‬

1167
01:27:57,320 --> 01:28:01,030
‫تا بتونی هر وقت که دلت خواست،‬
‫هر کاری که می‌خوای انجام بدی.‬

1168
01:28:02,210 --> 01:28:04,730
‫قراره بتونم این‌جا رو به‬ ‫جای بهتری تبدیل کنم.‬

1169
01:28:05,600 --> 01:28:06,600
‫برای همه‌ی شما.‬

1170
01:28:08,330 --> 01:28:09,330
‫نظرت چیه پام؟‬

1171
01:28:10,710 --> 01:28:12,951
‫منظورم اینه که... ابیگل؟‬

1172
01:28:14,940 --> 01:28:19,010
‫با تمام این حرف‌ها و کارهایی
که ه انجام شد،‬ ‫ابی...‬

1173
01:28:19,360 --> 01:28:20,360
‫اون بیرون‌ـه.‬

1174
01:28:20,830 --> 01:28:22,070
‫داره بهترین زندگی رو می‌کنه.‬

1175
01:28:23,550 --> 01:28:24,790
‫و این‌جا...‬

1176
01:28:28,300 --> 01:28:29,300
‫من فقط پامی هستم.‬

1177
01:28:30,430 --> 01:28:31,430
‫با یه چرخش...‬

1178
01:30:59,470 --> 01:31:01,771
‫اگه طاقت بیاری... عشق،‬

1179
01:31:01,795 --> 01:31:11,795
FilmYar

1180
01:31:43,660 --> 01:31:44,160
‫آیا تو حتی...‬

