﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:05,000
FilmYar

2
00:01:37,476 --> 00:01:41,652
‫<font color=#FFFF00><b>سال ۱۲۴۷ میلادی</b></font>

3
00:01:41,676 --> 00:01:47,476
<font color="#ff8c00">‫" t.me/mysrt_hub ○ جدیدترینهای در "</font>

4
00:02:48,633 --> 00:02:50,000
‫چیزی داری بخورم؟

5
00:02:52,500 --> 00:02:53,966
‫خیلی گشنمه.

6
00:03:16,433 --> 00:03:17,366
‫کلاهت رو بردار.

7
00:03:20,433 --> 00:03:22,366
‫شبیه پسرا نیستی.

8
00:03:25,766 --> 00:03:26,866
‫کلاهت رو بردار.

9
00:03:38,666 --> 00:03:40,133
‫نمی‌ترسم.

10
00:03:41,633 --> 00:03:45,066
‫مسافرا توی این کوهستان
‫از قهرمانی به اسم «رابین هود» حرف می‌زدن.

11
00:03:46,066 --> 00:03:47,700
‫اون از ضعیف‌ها محافظت می‌کرد.

12
00:03:55,633 --> 00:03:57,100
‫هیچ‌کس از ضعیف‌ها
‫محافظت نمی‌کنه.

13
00:03:59,300 --> 00:04:00,666
‫اون اصلاً قهرمان نبود.

14
00:04:01,000 --> 00:04:03,900
‫روزی سه بار دعا می‌کرد
‫و به فقرا پول می‌داد.

15
00:04:04,433 --> 00:04:06,400
‫و عشق «لیدی ماریون» رو هم داشت.

16
00:04:06,600 --> 00:04:08,666
‫«لیدی ماریون»
‫قهرمان نبود.

17
00:04:08,866 --> 00:04:10,600
‫همه‌ی اینا از یه افسانه‌ی قدیمیِ
‫چوپانی میاد.

18
00:04:10,800 --> 00:04:13,300
‫یه قصه‌گو که از منم مست‌تر بود
‫اینو تعریف کرد.

19
00:04:14,400 --> 00:04:17,200
‫اون طرفدارِ پر و پا قرصِ رابین هود بود.

20
00:04:20,666 --> 00:04:23,400
‫واسه کسی مثل اون، عشقِ بزرگی وجود نداره.

21
00:04:26,800 --> 00:04:28,266
‫آدمایی رو دیدم که می‌شناختنش.

22
00:04:28,466 --> 00:04:29,600
‫می‌خوای یه رازی رو بدونی؟

23
00:04:30,966 --> 00:04:31,966
‫آره.

24
00:04:33,633 --> 00:04:35,800
‫اون حتی یه بار هم تو عمرش دعا نکرد.

25
00:04:37,400 --> 00:04:41,966
‫همه‌ی این داستان‌هایی که تو کشور پخش شده
‫دروغ پشتِ دروغه.

26
00:04:43,500 --> 00:04:45,366
‫اون یه قاتل و راهزن بود.

27
00:04:46,033 --> 00:04:48,100
‫شاید گلوی یه کلانتر رو بریده باشه...

28
00:04:48,300 --> 00:04:49,700
‫...در کنارِ کلی آدمِ دیگه.

29
00:04:50,366 --> 00:04:52,466
‫مردم جایی دنبالِ معنا می‌گشتن که اصلاً وجود نداشت.

30
00:04:54,433 --> 00:04:58,033
‫اون قهرمان نبود.
‫فقط واسه لذتِ محض دزدی می‌کرد و آدم می‌کشت.

31
00:04:58,233 --> 00:04:58,966
‫همین و بس.

32
00:05:04,800 --> 00:05:05,933
‫اونایی که باهاشون ملاقات کردی،

33
00:05:08,100 --> 00:05:10,566
‫گفتن که بابت جنایت‌هاش
‫پشیمون شده

34
00:05:14,766 --> 00:05:16,800
‫فکر کنم
‫فقط خسته شده بود.

35
00:05:20,233 --> 00:05:22,266
‫بهت می‌گم اگه با اون آدم پست،

36
00:05:22,466 --> 00:05:24,966
‫یعنی «رابین هود» روبرو شدی،
‫بهتره همون لحظه بزنی به چاک.

37
00:05:25,166 --> 00:05:27,066
‫و هر چی از جونت باقی مونده رو
‫نجات بدی.

38
00:07:13,600 --> 00:07:15,092
‫فامیلت کیه؟

39
00:07:17,900 --> 00:07:19,000
‫«ویلیام وین‌رایت»، از اهل «پیکرینگ».

40
00:07:22,833 --> 00:07:23,633
‫از «پیکرینگ»؟

41
00:07:26,066 --> 00:07:26,933
‫پدر.

42
00:07:29,166 --> 00:07:30,133
‫پدربزرگ.

43
00:07:35,433 --> 00:07:39,733
‫یا باید یه حمومی می‌رفتی
‫یا صبر می‌کردی جهت باد عوض شه.

44
00:07:42,466 --> 00:07:44,200
‫یا اینکه سنگینی‌ت رو
‫روی اون یکی پات می‌انداختی.

45
00:07:46,900 --> 00:07:49,766
‫این تنها کاری بود
‫که درست انجام دادی.

46
00:09:11,066 --> 00:09:12,466
‫دارن دروغ می‌خونن.

47
00:09:13,833 --> 00:09:15,733
‫این روستایی‌های نادون.

48
00:09:17,300 --> 00:09:19,933
‫دروغ‌هایی درباره‌ی شجاعت
‫و مهربونی‌ش.

49
00:09:21,866 --> 00:09:23,600
‫اما تقاصِ خون رو
‫باید پس داد.

50
00:09:25,066 --> 00:09:28,100
‫و نسل‌های قربانی‌هاش
‫هنوز دارن تعقیبش می‌کنن.

51
00:09:29,833 --> 00:09:31,200
‫چون در حقیقت،

52
00:09:32,833 --> 00:09:35,200
‫هیچ‌کس پست‌تر
‫و وحشی‌تر نبود...

53
00:09:35,566 --> 00:09:37,966
‫...از اون راهزنِ قاتل،
‫رابین هود.

54
00:09:39,766 --> 00:09:41,566
‫و جان کوچولو.

55
00:09:46,000 --> 00:09:47,000
‫با توماس حرف بزن.

56
00:09:48,500 --> 00:09:52,266
‫اون رو کنار چاه جنوبی
‫دار زدن.

57
00:09:53,666 --> 00:09:55,000
‫شکمش رو سفره کردن.

58
00:09:56,833 --> 00:09:58,666
‫کس دیگه‌ای رو ندارم
‫که ازش بپرسم.

59
00:10:00,666 --> 00:10:01,800
‫چی شد؟

60
00:10:04,400 --> 00:10:05,933
‫اسم من ادوارده.

61
00:10:06,800 --> 00:10:07,966
‫این ادوارد کی بود؟

62
00:10:10,033 --> 00:10:12,800
‫تو جاده دیدمش،
‫ده سال پیش بود.

63
00:10:13,233 --> 00:10:16,233
‫برادرش مرده بود و اون
‫می‌خواست چاودار بکاره...

64
00:10:16,433 --> 00:10:17,900
‫...و تو زمین برادرش
‫نخودفرنگی عمل بیاره.

65
00:10:19,800 --> 00:10:21,566
‫هیچ‌کس قیافه‌ی «ادوارد» رو نمی‌شناخت.

66
00:10:23,100 --> 00:10:24,566
‫واسه همین کشتمش.

67
00:10:25,600 --> 00:10:26,966
‫حالا دیگه من «ادوارد» هستم.

68
00:10:28,300 --> 00:10:30,266
‫«مارگارت» هم زنِ خوبیه.

69
00:10:30,900 --> 00:10:32,200
‫مزرعه‌ی خوبیه.

70
00:10:33,366 --> 00:10:34,333
‫چی شد؟

71
00:10:35,833 --> 00:10:37,933
‫یه خونواده‌ی محلی
‫منو شناختن.

72
00:10:38,600 --> 00:10:41,366
‫مزرعه‌مو ازم گرفتن،
‫«مارگارت» رو هم ازم گرفتن.

73
00:10:42,000 --> 00:10:43,466
‫داشتن جونمم
‫می‌گرفتن.

74
00:10:46,800 --> 00:10:48,816
‫تنهایی نمی‌تونم چیزایی که
‫مال منه رو پس بگیرم.

75
00:10:49,390 --> 00:10:49,988
‫اونا مال تو نیستن.

76
00:10:52,266 --> 00:10:53,500
‫اونا خونواده‌ی منن.

77
00:10:58,566 --> 00:10:59,900
‫خسته‌م، جان.

78
00:11:01,666 --> 00:11:02,500
‫ادوارد.

79
00:11:05,266 --> 00:11:06,666
‫خسته‌م، ادوارد.

80
00:11:12,666 --> 00:11:14,466
‫یه نبرد جانانه می‌شه.

81
00:11:15,233 --> 00:11:16,766
‫از اونایی که تبدیل به افسانه می‌شن.

82
00:11:23,100 --> 00:11:24,166
‫تو قوی‌ای.

83
00:11:26,466 --> 00:11:28,333
‫من از یه نسل قدیمی‌ام.

84
00:11:28,833 --> 00:11:30,400
‫می‌گن تو رگ‌هام
‫خونِ وایکینگ‌هاست.

85
00:11:32,433 --> 00:11:33,500
‫می‌گن که...

86
00:11:33,700 --> 00:11:35,533
‫...یه زمانی پدرِ پیرش
‫با یه خرس جنگیده.

87
00:11:37,300 --> 00:11:39,766
‫یه نبرد جانانه می‌شه،
‫رابین.

88
00:11:42,800 --> 00:11:44,200
‫چند نفرن؟

89
00:11:45,400 --> 00:11:47,400
‫چهار... پنج نفر.

90
00:11:47,966 --> 00:11:49,533
‫با هم می‌تونیم
‫شکست‌شون بدیم.

91
00:11:53,100 --> 00:11:54,400
‫احتمالاً می‌میریم.

92
00:13:28,866 --> 00:13:29,666
‫رابین.

93
00:13:31,833 --> 00:13:32,633
‫رابین.

94
00:13:34,800 --> 00:13:35,600
‫فرد.

95
00:13:38,833 --> 00:13:40,466
‫عجب ماجراجویی‌ای بود.

96
00:13:42,433 --> 00:13:43,466
‫ماجراجوییِ باحالی بود.

97
00:13:46,800 --> 00:13:49,466
‫یادته وقتی
‫پاتر رو دیدیم؟

98
00:13:50,033 --> 00:13:51,966
‫لخت ولش کنیم
‫یا بکشیمش؟

99
00:13:52,166 --> 00:13:52,933
‫بکشیمش.

100
00:13:53,600 --> 00:13:54,900
‫بگذریم، وقتی داشتم تعریفش می‌کردم...

101
00:13:55,100 --> 00:13:56,566
‫...یکی گفت
‫که لخت ولش کردیم.

102
00:13:57,300 --> 00:13:58,766
‫...و منم یادم نمی‌اومد.

103
00:13:59,866 --> 00:14:01,766
‫همیشه بلد بودی داستان رو قشنگ تعریف کنی، رابین.

104
00:14:03,633 --> 00:14:05,266
‫آخه چرا باید لخت ولش می‌کردیم؟

105
00:14:06,700 --> 00:14:08,000
‫نمی‌دونم.

106
00:14:10,000 --> 00:14:11,000
‫فقط...

107
00:14:12,500 --> 00:14:16,266
‫ما هیچ‌وقت «پاتر» رو ندیدیم.
‫منظورت چیه که ندیدیمش؟

108
00:14:16,666 --> 00:14:18,066
‫منظورم اینه که همچین اتفاقی هیچ‌وقت نیفتاده.

109
00:14:18,266 --> 00:14:20,466
‫این فقط یه داستانیه
‫که یه جایی شنیدی.

110
00:14:22,466 --> 00:14:24,166
‫اما حتی اگه یه «پاتر» رو
‫می‌دیدیم...

111
00:14:24,966 --> 00:14:28,400
‫...می‌کشتیمش.
‫اگه اتفاق افتاده بود یادم می‌موند.

112
00:14:29,233 --> 00:14:30,033
‫آره.

113
00:14:31,033 --> 00:14:32,366
‫از زنت برام بگو.

114
00:14:35,266 --> 00:14:36,100
‫«مارگارت».

115
00:14:38,400 --> 00:14:39,733
‫زنِ خوبیه.

116
00:14:40,366 --> 00:14:43,200
‫خیلی خوبه.
‫زنِ باخداییه.

117
00:14:44,166 --> 00:14:45,872
‫بهم یاد میده چطوری دعا کنم
‫و نقاشی بکشم.

118
00:14:46,481 --> 00:14:47,099
‫توصیفش کن.

119
00:14:49,166 --> 00:14:50,266
‫توصیفش کنم؟

120
00:14:53,233 --> 00:14:54,300
‫توصیفش کنم؟

121
00:14:58,900 --> 00:15:03,333
‫موهاش قرمزه.

122
00:15:04,100 --> 00:15:06,033
‫قرمز...

123
00:15:06,233 --> 00:15:08,700
‫مثلِ خونِ تازه.

124
00:15:08,900 --> 00:15:09,833
‫نه، نه خون نه.

125
00:15:10,033 --> 00:15:10,633
‫نه.

126
00:15:10,666 --> 00:15:12,066
‫یه چیزِ قرمز،
‫اما قشنگ.

127
00:15:12,266 --> 00:15:15,100
‫قرمز مثلِ...

128
00:15:19,633 --> 00:15:21,900
‫...مثلِ غروبِ آفتاب.

129
00:15:22,833 --> 00:15:24,933
‫مثلِ یه غروبِ تابستونی.

130
00:15:26,366 --> 00:15:28,100
‫«مارگارت»
‫زنِ خوبیه.

131
00:15:28,866 --> 00:15:31,933
‫با موهایی به قرمزیِ
‫خورشیدِ در حالِ غروبِ تابستون.

132
00:15:33,700 --> 00:15:37,766
‫اون هوای منو داره
‫منم هوای اونو دارم.

133
00:15:46,400 --> 00:15:47,200
‫«رابین».

134
00:15:47,766 --> 00:15:49,766
‫دشت‌های پهناورِ
‫اون‌ورِ کوه‌ها...

135
00:15:52,200 --> 00:15:54,133
‫...جاهای زیادی واسه
‫یه شروعِ دوباره دارن.

136
00:15:59,233 --> 00:16:01,200
‫قصد ندارم
‫دوباره از صفر شروع کنم.

137
00:16:06,266 --> 00:16:08,166
‫یه مرگ با عزت رو ترجیح می‌دم.

138
00:17:49,633 --> 00:17:51,000
‫هنری! هنری!

139
00:17:51,300 --> 00:17:52,300
‫بیا، هنری!

140
00:17:53,866 --> 00:17:54,566
‫نه، هنری!

141
00:17:54,766 --> 00:17:56,100
‫فرار کن! نه...

142
00:17:56,466 --> 00:17:57,666
‫هنری، برگرد عقب!

143
00:17:58,400 --> 00:18:00,333
‫هنری، بقیه رو بیار!

144
00:18:01,166 --> 00:18:01,966
‫هنری!

145
00:18:03,466 --> 00:18:04,266
‫ادوارد، عشقم...

146
00:18:07,100 --> 00:18:08,666
‫مواظب
‫مارگارتِ کوچولو باش.

147
00:20:03,800 --> 00:20:06,000
‫اون دیگه کوچیک نیست.

148
00:20:10,800 --> 00:20:11,600
‫جات امنه.

149
00:20:12,166 --> 00:20:13,400
‫دخترت جاش امنه.

150
00:20:17,366 --> 00:20:19,700
‫بیا دعا کنیم.

151
00:20:21,666 --> 00:20:22,800
‫<font color=#FFFF00><i><b>خداوندا،</b></i></font>

152
00:20:23,166 --> 00:20:24,166
‫<font color=#FFFF00><i><b>خدایا،</b></i></font>

153
00:20:25,066 --> 00:20:28,733
‫<font color=#FFFF00><i><b>به ما این توفیق رو عطا کن
‫که با تمام قلبمون مشتاق تو باشیم.</b></i></font>

154
00:20:29,266 --> 00:20:30,733
‫بیا، دعا کن.

155
00:20:31,200 --> 00:20:34,166
‫<font color=#FFFF00><i><b>تا وقتی که پیدات کردیم،
‫عاشقت باشیم.</b></i></font>

156
00:20:34,433 --> 00:20:35,866
‫<font color=#FFFF00><i><b>و با عشق ورزیدن به تو،</b></i></font>

157
00:20:35,900 --> 00:20:39,800
‫<font color=#FFFF00><i><b>از گناهانی که ما رو ازشون رها کردی
‫بیزار باشیم.</b></i></font>

158
00:20:40,066 --> 00:20:43,100
‫<font color=#FFFF00><i><b>به خاطر عشقِ
‫عیسی مسیح. آمین.</b></i></font>

159
00:20:45,066 --> 00:20:45,866
‫<font color=#FFFF00><i><b>آمین.</b></i></font>

160
00:20:47,066 --> 00:20:47,866
‫بسیار خب.

161
00:22:04,033 --> 00:22:05,366
‫متاسفم.

162
00:22:07,385 --> 00:22:08,615
‫درست همون موقع بیدار شدم.

163
00:22:11,706 --> 00:22:13,200
‫درست همون موقع بیدار شدم.

164
00:22:14,566 --> 00:22:15,366
‫دخترعمو.

165
00:22:16,366 --> 00:22:17,783
‫درست همون موقع بیدار شدم.

166
00:22:19,914 --> 00:22:20,825
‫ببخشید!

167
00:22:22,825 --> 00:22:27,397
‫<font color=#00FF00><i><b>بادی که از شمال و شرق می‌وزید</b></i></font>

168
00:22:28,387 --> 00:22:31,198
‫<font color=#00FF00><i><b>تمومِ خنکا و سرما رو با خودش می‌آورد.</b></i></font>

169
00:22:33,189 --> 00:22:36,939
‫<font color=#00FF00><i><b>فقط به من می‌وزید، نه به بقیه،</b></i></font>

170
00:22:38,100 --> 00:22:40,914
‫<font color=#00FF00><i><b>لباس‌های نازک و کهنه‌م
‫بی‌تقصیر بودن.</b></i></font>

171
00:22:42,440 --> 00:22:45,981
‫<font color=#00FF00><i><b>چمن‌ها از شبنم خیس شده بودن،</b></i></font>

172
00:22:47,098 --> 00:22:49,889
‫<font color=#00FF00><i><b>جوانه‌های کوچیکشون رو خم کرده بودن</b></i></font>

173
00:22:51,216 --> 00:22:54,973
‫<font color=#00FF00><i><b>و گلِ مرواریدِ متواضع
‫سرش رو خم نکرد،</b></i></font>

174
00:22:56,260 --> 00:23:00,878
‫<font color=#00FF00><i><b>وقتی گونه‌های پر از اشکم رو دید.</b></i></font>

175
00:23:03,359 --> 00:23:08,389
‫<font color=#00FF00><i><b>ای جوونِ تیره‌بخت،
‫که برای رنج کشیدن به دنیا اومدی،</b></i></font>

176
00:23:09,063 --> 00:23:11,205
‫<font color=#00FF00><i><b>ای پسرِ بیچاره و درمونده،</b></i></font>

177
00:23:13,364 --> 00:23:17,853
‫<font color=#00FF00><i><b>دنیایی که با شجاعت توش قدم گذاشتی،
‫با شور و حالِ جوونی و بی‌خیالی،</b></i></font>

178
00:23:18,791 --> 00:23:20,915
‫<font color=#00FF00><i><b>انگار داره بهم لبخندِ عریضی می‌زنه.</b></i></font>

179
00:23:22,581 --> 00:23:26,099
‫<font color=#00FF00><i><b>با اینکه دردم به نظر
‫تحمل‌ناپذیر میاد،</b></i></font>

180
00:23:26,869 --> 00:23:28,740
‫<font color=#00FF00><i><b>ولی واقعاً بزرگه.</b></i></font>

181
00:23:30,150 --> 00:23:33,568
‫<font color=#00FF00><i><b>اینم از دردِ من،
‫مثل یه جویبارِ روون،</b></i></font>

182
00:23:35,055 --> 00:23:39,013
‫<font color=#00FF00><i><b>انگار داره باهاشون یکی می‌شه.</b></i></font>

183
00:23:40,954 --> 00:23:44,849
‫<font color=#00FF00><i><b>زمین و ادینبرو
‫دیگه وجود ندارن،</b></i></font>

184
00:23:45,650 --> 00:23:48,221
‫<font color=#00FF00><i><b>و چراگاه‌ها از بین رفتن.</b></i></font>

185
00:23:50,430 --> 00:23:54,164
‫<font color=#00FF00><i><b>دشت‌های سبز، چراگاه‌ها
‫و مرداب‌هایی که یه زمانی اونجا بودن</b></i></font>

186
00:23:55,101 --> 00:23:57,611
‫<font color=#00FF00><i><b>دیگه غیب و نابود شدن.</b></i></font>

187
00:23:57,811 --> 00:23:59,666
‫<font color=#FFFF00><i><b>به درگاه خداوند فریاد می‌زنیم. </b></i></font>

188
00:24:01,400 --> 00:24:06,966
‫<font color=#FFFF00><i><b>به ما رحم کن
‫و ما رو ببخش. </b></i></font>

189
00:24:07,566 --> 00:24:11,133
‫<font color=#FFFF00><i><b>ای پادشاه آسمان‌ها
‫و ای پروردگار ابدی، </b></i></font>

190
00:24:11,833 --> 00:24:15,500
‫<font color=#FFFF00><i><b>دعاهایی رو که بهت تقدیم می‌کنیم
‫بپذیر. </b></i></font>

191
00:24:16,700 --> 00:24:20,200
‫<font color=#FFFF00><i><b>بیماران رو عیادت کن
‫و اون‌ها رو ببخش. </b></i></font>

192
00:24:20,966 --> 00:24:22,933
‫<font color=#FFFF00><i><b>اسیران رو آزاد کن. </b></i></font>

193
00:24:23,266 --> 00:24:30,166
‫<font color=#FFFF00><i><b>به بیوه‌ها و یتیم‌ها کمک کن
‫و اون‌ها رو ببخش. </b></i></font>

194
00:24:30,866 --> 00:24:34,966
‫<font color=#FFFF00><i><b>ما گناه کردیم
‫و از تو رو برگردوندیم. </b></i></font>

195
00:24:36,000 --> 00:24:36,866
‫<font color=#FFFF00><i><b>تو، ای منجیِ همگان، ما رو نجات خواهی داد</b></i></font>

196
00:24:37,500 --> 00:24:39,500
‫<font color=#FFFF00><i><b>ای منجیِ همگان، </b></i></font>

197
00:24:40,066 --> 00:24:44,166
‫<font color=#FFFF00><i><b>ما رو نجات بده
‫و گناهانمون رو ببخش. </b></i></font>

198
00:24:44,233 --> 00:24:46,500
‫<font color=#FFFF00><i><b>به توبه‌کنندگان رحم کن. </b></i></font>

199
00:24:47,000 --> 00:24:51,333
‫<font color=#FFFF00><i><b>و آلودگی‌های
‫گناه رو پاک کن. </b></i></font>

200
00:24:52,800 --> 00:24:54,900
‫<font color=#FFFF00><i><b>و ما رو مورد بخشش قرار بده. </b></i></font>

201
00:24:56,700 --> 00:24:58,000
‫<font color=#FFFF00><i><b>آمین.</b></i></font>

202
00:25:52,600 --> 00:25:53,891
‫گادوین!

203
00:28:01,033 --> 00:28:01,833
‫خواهش می‌کنم...

204
00:28:34,166 --> 00:28:35,300
‫راجر، نه!

205
00:28:35,500 --> 00:28:38,100
‫راجر! نه!

206
00:28:42,766 --> 00:28:43,566
‫نه!

207
00:28:48,900 --> 00:28:50,566
‫جانِ کوچولو!

208
00:28:58,200 --> 00:29:00,133
‫بیست زمستون پیش...

209
00:29:00,766 --> 00:29:04,300
‫...پسرعموی من،
‫والترِ هَویشام رو به قتل رسوندی.

210
00:29:08,866 --> 00:29:10,366
‫برخلافِ
‫نوه‎‌اش.

211
00:29:13,200 --> 00:29:19,266
‫به خاطر دخترت،
‫از جونت می‌گذرم.

212
00:33:11,666 --> 00:33:15,166
‫یه داستان‌هایی درباره‌ی یه صومعه‌ی مخفی شنیدم.

213
00:33:16,666 --> 00:33:18,200
‫یه راهبه‌ی اعظم اونجا زندگی می‌کنه...

214
00:33:18,400 --> 00:33:20,333
‫...که هیچ‌کس یادش نمیاد
‫چند سالشه.

215
00:33:21,566 --> 00:33:23,400
‫می‌گن قدرت شفابخشی داره.

216
00:33:24,566 --> 00:33:25,933
‫می‌برمت پیش اون.

217
00:33:26,433 --> 00:33:27,900
‫اون دوباره خوبت می‌کنه.

218
00:33:29,233 --> 00:33:31,200
‫داستان‌های باورنکردنی‌ای شنیدم.

219
00:34:32,266 --> 00:34:33,066
‫رابین.

220
00:34:33,766 --> 00:34:35,333
‫باید تنهات بذاریم.

221
00:34:36,466 --> 00:34:37,866
‫می‌افتن دنبالمون.

222
00:35:14,600 --> 00:35:15,800
‫برف رو ببین.

223
00:35:19,100 --> 00:35:21,133
‫عجیبه که این‌قدر دیر
‫داره می‌باره.

224
00:35:25,233 --> 00:35:26,733
‫ولی رو زمین نمی‌شینه.

225
00:35:30,200 --> 00:35:31,533
‫خداوند منجی ماست.

226
00:36:24,800 --> 00:36:26,400
‫یه مردی تو رو آورد اینجا.

227
00:36:27,633 --> 00:36:29,300
‫زخم‌هات رو با آتیش بست.

228
00:36:29,500 --> 00:36:30,933
‫و کارش رو هم
‫خیلی خوب انجام داد.

229
00:36:32,700 --> 00:36:34,500
‫شش روزه که اینجایی.

230
00:36:35,833 --> 00:36:37,700
‫توی شکمت
‫جراحت داری.

231
00:36:38,633 --> 00:36:41,166
‫دنده‌های شکسته
‫و یه شکستگی جدی توی پا.

232
00:36:43,233 --> 00:36:45,266
‫می‌فهمی
‫چی دارم بهت می‌گم؟

233
00:36:49,433 --> 00:36:50,266
‫بله.

234
00:36:51,366 --> 00:36:53,300
‫توی
‫صومعه‌ی «سنت کلمنت» هستی.

235
00:36:53,466 --> 00:36:54,933
‫اینجا جایی
‫برای دوره‌ی نقاهته.

236
00:36:56,466 --> 00:36:57,566
‫توی کدوم شهر؟

237
00:36:58,300 --> 00:36:59,700
‫شهری در کار نیست.

238
00:37:01,500 --> 00:37:03,466
‫داستان «سائول» رو
‫می‌دونی؟

239
00:37:05,400 --> 00:37:09,733
‫یه زمانی مردی بود
‫که اسمش «سائول» بود.

240
00:37:10,266 --> 00:37:13,466
‫اون
‫پیروان خداوند رو تهدید می‌کرد.

241
00:37:14,266 --> 00:37:16,000
‫رفت پیش کاهن اعظم...

242
00:37:16,200 --> 00:37:18,066
‫...و ازش نامه‌هایی
‫برای دمشق خواست،

243
00:37:18,500 --> 00:37:19,766
‫خطاب به کنیسه‌ها،

244
00:37:19,833 --> 00:37:22,766
‫تا اگه مرد یا زنی
‫از اهل «طریقت» رو پیدا کرد...

245
00:37:22,966 --> 00:37:24,166
‫...اون‌ها رو دست‌بسته
‫بیاره.

246
00:37:26,200 --> 00:37:28,100
‫همش همین بود.

247
00:37:29,100 --> 00:37:30,500
‫فقط چند قطره.

248
00:37:33,066 --> 00:37:34,866
‫زیاد درد نداشت.

249
00:37:36,833 --> 00:37:38,100
‫نه.

250
00:37:42,566 --> 00:37:44,066
‫من خواهر بریجت هستم.

251
00:37:45,100 --> 00:37:46,366
‫اسمت چیه؟

252
00:37:48,666 --> 00:37:49,533
‫راندولف.

253
00:37:54,366 --> 00:37:56,300
‫پس یه عذرخواهی
‫بهت بدهکارم، راندولف.

254
00:37:57,433 --> 00:37:58,766
‫واسه چی؟

255
00:38:01,066 --> 00:38:03,200
‫بهم التماس می‌کردی
‫بذارم بمیری.

256
00:38:04,833 --> 00:38:06,333
‫ولی من این کار رو نکردم.

257
00:38:08,600 --> 00:38:11,100
‫گفتی داشتم از تب
‫هذیون می‌گفتم.

258
00:38:13,166 --> 00:38:14,733
‫ولی الان دیگه
‫تبم قطع شده.

259
00:38:16,400 --> 00:38:17,700
‫الان استراحت کن،
‫راندولف.

260
00:38:41,200 --> 00:38:44,100
‫بدنت
‫پر از جای زخمه.

261
00:39:01,266 --> 00:39:03,900
‫می‌خوای بگی کسی اینجا
‫از طرف تو در خطره؟

262
00:39:07,500 --> 00:39:08,733
‫نه.

263
00:39:19,266 --> 00:39:22,066
‫ویل آنیهام
‫تا اینجا دنبالت میاد؟

264
00:39:23,800 --> 00:39:25,166
‫این کار رو نمی‌کنه.

265
00:39:34,400 --> 00:39:37,300
‫قرار نیست
‫بهشون آسیبی بزنی.

266
00:40:09,500 --> 00:40:10,966
‫حالا برگرد به تخت.

267
00:40:26,633 --> 00:40:28,000
‫حالا برگرد سمت در.

268
00:40:56,200 --> 00:40:57,733
‫حالا در رو باز کن.

269
00:41:16,666 --> 00:41:18,400
‫هر چقدر
‫دلت می‌خواد دور شو.

270
00:43:16,366 --> 00:43:17,700
‫الان می‌تونی پارو بزنی.

271
00:43:20,100 --> 00:43:22,133
‫یه قایق
‫توی ساحل غربی هست.

272
00:43:24,700 --> 00:43:25,933
‫باشه.

273
00:43:27,433 --> 00:43:29,766
‫اگه توی باغچه کمک کنی،
‫می‌تونی همین‌جا بمونی.

274
00:43:30,366 --> 00:43:31,900
‫من کشاورز نیستم.

275
00:43:32,666 --> 00:43:36,333
‫پس شکار بلدی؟
‫آره، بلدم.

276
00:43:37,833 --> 00:43:39,566
‫توی این جزیره یه سری شکار پیدا می‌شه.

277
00:43:40,633 --> 00:43:42,033
‫ولی نه،
‫تو شکار نمی‌کنی.

278
00:43:42,233 --> 00:43:44,133
‫تو حتی نمی‌تونی
‫یه کمون رو بکشی.

279
00:43:44,233 --> 00:43:46,666
‫می‌تونم کمونم رو بکشم.
‫بیشتر خرگوش شکار می‌کنم.

280
00:43:46,700 --> 00:43:49,500
‫تله گذاشتن بلدی؟
‫آره، بلدم.

281
00:43:50,866 --> 00:43:53,166
‫خوبه، ولی نباید
‫بیشتر از شش تا تله بذاری.

282
00:43:53,366 --> 00:43:55,000
‫وگرنه جمعیتشون دووم نمیاره.

283
00:43:55,666 --> 00:43:57,300
‫می‌تونی به همون شش تا تله
‫رضایت بدی؟

284
00:44:01,666 --> 00:44:03,333
‫می‌تونم.

285
00:44:05,266 --> 00:44:06,100
‫خوبه.

286
00:44:07,866 --> 00:44:10,566
‫بقیه وقتت رو هم
‫توی باغچه کمک می‌کنی.

287
00:44:46,800 --> 00:44:48,666
‫داری سعی می‌کنی فرار کنی.

288
00:44:52,566 --> 00:44:53,900
‫ساکتی.

289
00:44:55,500 --> 00:44:57,800
‫آرومم
‫و کند.

290
00:44:59,166 --> 00:45:02,833
‫آرومی،
‫اما باید آروم‌تر حرکت کنی.

291
00:45:03,033 --> 00:45:05,466
‫تو معلولی.
‫- اما جذامی نیستم.

292
00:45:06,833 --> 00:45:10,466
‫اشکالی نداره اگه کند پیش بری.
‫اینجا جاش امنه.

293
00:45:10,666 --> 00:45:12,166
‫این خیلی حرفا توشه.

294
00:45:12,366 --> 00:45:13,833
‫تو می‌دونی،
‫منم می‌دونم.

295
00:45:14,033 --> 00:45:15,266
‫اون
‫ما رو در امان نگه داشت.

296
00:45:15,466 --> 00:45:16,333
‫خیلی قبل‌تر از ما.

297
00:45:18,900 --> 00:45:20,166
‫اونم مثل ما بود.

298
00:45:21,233 --> 00:45:25,066
‫غم بزرگی کشید،
‫درد بزرگی.

299
00:45:26,033 --> 00:45:27,133
‫تو جوونی بیوه شد.

300
00:45:29,166 --> 00:45:30,933
‫اما از دل همون
‫درد...

301
00:45:31,066 --> 00:45:33,000
‫...قدرتی پیدا کرد
‫که ما رو شفا بده.

302
00:45:33,466 --> 00:45:35,366
‫به هر حال به نظر نمیاد
‫خوب شده باشی.

303
00:45:39,433 --> 00:45:43,266
‫یه زمانی یه راهب داستان یه
‫فیلسوف بزرگ رو برام تعریف کرد.

304
00:45:44,200 --> 00:45:46,933
‫بزرگترین فیلسوف
‫زمان خودش.

305
00:45:47,800 --> 00:45:51,433
‫اما یه روز پادشاهش
‫برعلیه‌ش شد.

306
00:45:51,633 --> 00:45:54,533
‫انداختنش توی یه سیاه‌چال تا
‫شکنجه و اعدامش کنن.

307
00:45:55,500 --> 00:45:57,100
‫اما وسط
‫اون بدبختیش...

308
00:45:57,833 --> 00:45:59,333
‫...وقتی که دیگه
‫چیزی براش باقی نمونده بود...

309
00:45:59,900 --> 00:46:02,933
‫...یه فرشته ظاهر شد
‫و باهاش حرف زد.

310
00:46:04,166 --> 00:46:08,600
‫و بهش یاد داد
‫که مهم نیست...

311
00:46:08,766 --> 00:46:11,733
‫...اگه کل دنیا
‫پر از بدبختی باشه...

312
00:46:13,100 --> 00:46:14,933
‫...اگه تنها چیزی که
‫انتظارش رو می‌کشید مرگ بود...

313
00:46:16,800 --> 00:46:20,300
‫...چون چیزی داشت که هیچ‌کس
‫نمی‌تونست بهش دست بزنه...

314
00:46:20,500 --> 00:46:21,133
‫...یا ازش بگیره.

315
00:46:23,766 --> 00:46:25,100
‫اون ذهنش رو داشت.

316
00:46:26,800 --> 00:46:28,333
‫و توی ذهنش...

317
00:46:29,900 --> 00:46:31,133
‫...خدا رو داشت.

318
00:46:33,900 --> 00:46:36,733
‫هیچ‌وقت برای رسیدن به آرامش
‫دیر نیست.

319
00:46:38,566 --> 00:46:39,666
‫داری چیکار می‌کنی؟

320
00:46:40,366 --> 00:46:42,166
‫هر روز پارو می‌زنم.

321
00:46:42,600 --> 00:46:44,600
‫دوستت اون‌قدر قوی بود
‫که بتونه جابه‌جات کنه.

322
00:46:44,800 --> 00:46:46,400
‫اما همه این‌طوری نیستن،
‫واسه همین من اونا رو می‌برم اون‌طرف.

323
00:46:46,600 --> 00:46:48,666
‫منو می‌بری اون‌طرف؟
‫نه.

324
00:46:49,200 --> 00:46:51,466
‫وقتی جون گرفتی،
‫خودت پارو می‌زنی.

325
00:46:52,433 --> 00:46:54,233
‫فعلاً،
‫حواست به کارهای خودت باشه.

326
00:46:54,433 --> 00:46:56,300
‫یه نفر داره تله می‌ذاره.
‫من می‌رم شکار.

327
00:46:56,400 --> 00:46:57,533
‫نه، نمی‌تونی بری شکار.

328
00:47:03,100 --> 00:47:03,900
‫خب...

329
00:47:04,633 --> 00:47:06,700
‫آخرش چی شد اون
‫فیلسوف بزرگ؟

330
00:47:07,900 --> 00:47:10,500
‫معلومه دیگه، شکنجه شد
‫و بعدشم اعدام.

331
00:47:12,266 --> 00:47:13,066
‫معلومه.

332
00:47:19,500 --> 00:47:22,866
‫با تمومِ دنیا
‫و هر کاری که می‌کنی...

333
00:47:23,200 --> 00:47:26,600
‫هر چی که به این دنیا می‌بخشی رو
‫به‌مون نشون بده.

334
00:47:26,633 --> 00:47:27,433
‫خودِ تو.

335
00:47:27,600 --> 00:47:31,600
‫با ریتم بخون.
‫تو تنها کسی می‌شی که می‌تونه.

336
00:49:14,166 --> 00:49:15,566
‫هی! هی!

337
00:49:16,400 --> 00:49:20,366
‫اون جذامیه یه سری چیزها
‫از اون طرف ساحل آورد.

338
00:50:00,500 --> 00:50:01,666
‫پدر مُرد.

339
00:51:17,200 --> 00:51:18,300
‫اوضاع چطوره؟

340
00:51:32,066 --> 00:51:33,900
‫بیا تا درخت‌هام رو
‫بهت نشون بدم.

341
00:51:44,633 --> 00:51:47,133
‫این‌ها درخت‌های آقطی هستن.

342
00:51:47,466 --> 00:51:49,500
‫برداشت محصول
‫آخرِ تابستون انجام می‌شه.

343
00:51:50,266 --> 00:51:52,300
‫اونا می‌دونن قبلاً کی بودی.

344
00:51:52,633 --> 00:51:55,533
‫باید توی جلسه دادرسی
‫طرف اون رو بگیری.

345
00:51:58,400 --> 00:52:00,933
‫بعدش هم نوبتِ
‫برداشت گلابی‌هاست.

346
00:52:03,900 --> 00:52:05,933
‫و قبل از اون چی بودی؟

347
00:52:06,400 --> 00:52:07,233
‫شمشیر می‌فروختم.

348
00:52:07,433 --> 00:52:08,300
‫در بهترین حالت.

349
00:52:09,066 --> 00:52:10,500
‫در بهترین حالت، حتماً.

350
00:52:11,100 --> 00:52:12,733
‫این‌طوری یاد گرفتیم زندگی کنیم.

351
00:52:13,900 --> 00:52:17,866
‫- درخت‌ها رو یادت هست؟
‫- درخت‌های گلابی و یاس کبود، عالی بودن.

352
00:52:20,966 --> 00:52:22,066
‫بعضی‌ها می‌دونن.

353
00:52:23,400 --> 00:52:26,766
‫اما مادر روحانی هیچ‌وقت براش مهم نبود ما کی بودیم.

354
00:52:28,800 --> 00:52:31,333
‫و پاییز که می‌شه، وقت برداشت سیب‌هاست.

355
00:52:32,566 --> 00:52:33,533
‫اون...

356
00:52:34,366 --> 00:52:35,766
‫در مورد اتفاق‌هایی که براش افتاده باهات حرف زد؟

357
00:52:37,600 --> 00:52:39,466
‫مادر روحانی هوای دختره رو داره.

358
00:52:39,666 --> 00:52:42,066
‫اگه نگرانی، باهاش حرف بزن.

359
00:52:45,600 --> 00:52:46,766
‫اون درخت‌ها چی بودن؟

360
00:52:48,766 --> 00:52:51,266
‫درخت‌های گلابی، سیب و یاس کبود.

361
00:52:52,966 --> 00:52:54,066
‫فوق‌العاده‌ست.

362
00:53:06,100 --> 00:53:07,700
‫این آخرین جلسه‌ی درمانیته.

363
00:53:09,366 --> 00:53:11,466
‫هرچند بدنت هنوز
‫به کلی بهبودی نیاز داره.

364
00:53:15,066 --> 00:53:16,166
‫خسته‌ای.

365
00:53:17,300 --> 00:53:18,300
‫آره.

366
00:53:19,866 --> 00:53:21,533
‫ولی قبلاً هم
‫خسته شده بودم.

367
00:53:23,466 --> 00:53:25,000
‫بچه نمی‌خوابه.

368
00:53:28,366 --> 00:53:29,666
‫چه اتفاقی براش افتاده؟

369
00:53:31,400 --> 00:53:32,733
‫اتفاقات وحشتناکی.

370
00:53:35,966 --> 00:53:37,400
‫داستانش رو برات تعریف کرد؟

371
00:53:37,600 --> 00:53:38,466
‫حرف نمی‌زنه.

372
00:53:39,166 --> 00:53:41,100
‫نه چیزی می‌خوره
‫و نه می‌خوابه.

373
00:53:48,833 --> 00:53:50,066
‫اسمش چیه؟

374
00:53:57,966 --> 00:53:58,766
‫مارگارت.

375
00:54:02,000 --> 00:54:03,166
‫اون کیه؟

376
00:54:05,600 --> 00:54:06,800
‫پدرش رو دیده بودم.

377
00:54:07,900 --> 00:54:08,700
‫کشاورز بود.

378
00:54:09,766 --> 00:54:10,866
‫الان دیگه مرده.

379
00:54:11,766 --> 00:54:14,066
‫و احتمالاً مادرش هم همین‌طور.

380
00:54:14,500 --> 00:54:17,000
‫فکر کنم مرده.

381
00:54:17,200 --> 00:54:18,466
‫نمی‌دونم.
‫مرده دیگه.

382
00:54:18,666 --> 00:54:19,266
‫یه داستان قدیمیه.

383
00:54:20,233 --> 00:54:21,033
‫کشته شد.

384
00:54:22,366 --> 00:54:23,166
‫شاید.

385
00:54:28,833 --> 00:54:30,400
‫خیلی باورپذیر دروغ می‌گی.

386
00:54:39,766 --> 00:54:41,133
‫بچه رو دید.

387
00:54:43,666 --> 00:54:44,566
‫شاید.

388
00:54:47,766 --> 00:54:49,766
‫واسه یه بچه
‫خیلی سنگینه.

389
00:54:59,700 --> 00:55:00,966
‫واسه دوستت متأسفم.

390
00:55:05,566 --> 00:55:06,533
‫ممنون.

391
00:55:08,166 --> 00:55:09,733
‫می‌خوای براش دعا کنم؟

392
00:55:14,433 --> 00:55:15,533
‫هر جور راحتی.

393
00:55:19,266 --> 00:55:20,700
‫اسم‌ش چی بود؟

394
00:55:25,166 --> 00:55:25,966
‫ادوارد.

395
00:55:28,666 --> 00:55:29,466
‫ادوارد.

396
00:55:33,033 --> 00:55:34,600
‫نترس عزیزم.

397
00:55:34,800 --> 00:55:37,333
‫<font color=#FFFF00><i><b>به خدا ایمان داشته باش
‫و به من هم ایمان داشته باش.</b></i></font>

398
00:55:39,066 --> 00:55:41,733
‫<font color=#FFFF00><i><b>در خانه‌ی پدر من
‫عمارت‌های زیادی هست.</b></i></font>

399
00:55:43,300 --> 00:55:45,600
‫<font color=#FFFF00><i><b>و وقتی مکانی رو برات آماده کردم،</b></i></font>

400
00:55:46,266 --> 00:55:48,400
‫<font color=#FFFF00><i><b>برمی‌گردم
‫و تو رو پیش خودم می‌برم،</b></i></font>

401
00:55:49,966 --> 00:55:53,266
‫<font color=#FFFF00><i><b>تا تو هم همون‌جایی باشی
‫که من هستم.</b></i></font>

402
00:55:55,366 --> 00:55:57,700
‫<font color=#FFFF00><i><b>و تو راه رو بلدی.</b></i></font>

403
00:56:19,900 --> 00:56:20,733
‫مارگارت.

404
00:56:22,566 --> 00:56:23,366
‫مارگارت.

405
00:56:26,566 --> 00:56:27,600
‫باشه.

406
00:56:29,066 --> 00:56:29,966
‫مارگارت...

407
00:56:30,600 --> 00:56:32,566
‫باشه، مارگارت.
‫باشه.

408
00:56:36,666 --> 00:56:39,700
‫اگه جزیره رو بلد نباشی،
‫گم می‌شی.

409
00:56:42,466 --> 00:56:43,266
‫مارگارت! مارگارت!

410
00:56:45,200 --> 00:56:46,000
‫مارگارت! مارگارت!

411
00:56:48,130 --> 00:56:50,733
‫مارگارت! مارگارت!

412
00:58:36,066 --> 00:58:36,866
‫هی!

413
00:58:39,633 --> 00:58:40,433
‫هی!

414
00:58:49,200 --> 00:58:50,000
‫بده بهش.

415
00:59:22,400 --> 00:59:24,166
‫اون مردایی که
‫بهت صدمه زدن...

416
00:59:27,433 --> 00:59:28,666
‫می‌دونن اینجایی؟
‫آره.

417
00:59:42,000 --> 00:59:43,266
‫اسمم چیه؟

418
00:59:49,466 --> 00:59:50,666
‫اسمم رو بگو.

419
00:59:52,766 --> 00:59:53,666
‫راندولف.

420
01:00:06,300 --> 01:00:07,500
‫«جان کوچولو» کیه؟

421
01:00:10,166 --> 01:00:12,800
‫این اسم مزخرفه
‫و نباید هیچ‌وقت به زبون بیاریش.

422
01:00:13,633 --> 01:00:14,800
‫اگه بگی،

423
01:00:15,000 --> 01:00:17,133
‫یه گربه شب میاد
‫و زبونت رو از حلقوم می‌کشه بیرون.

424
01:00:31,600 --> 01:00:32,600
‫بخواب.

425
01:00:40,266 --> 01:00:41,533
‫من حواسم به طوفان هست.

426
01:00:46,233 --> 01:00:48,066
‫باشه، اونا می‌دونن.

427
01:00:51,866 --> 01:00:52,966
‫چشمات رو ببند.

428
01:00:58,713 --> 01:00:59,775
‫می‌تونی بخوابی.

429
01:01:04,766 --> 01:01:05,566
‫بخواب.

430
01:01:44,300 --> 01:01:46,333
‫ممنون که منو برگردوندی.

431
01:01:48,800 --> 01:01:49,766
‫قابلی نداشت.

432
01:01:55,500 --> 01:01:57,800
‫داستان این صومعه رو می‌دونی؟

433
01:01:58,433 --> 01:01:59,300
‫نه.

434
01:02:02,466 --> 01:02:04,233
‫حتی قبل از اینکه تاریخ ثبت بشه،

435
01:02:04,433 --> 01:02:07,266
‫اینجا یه مکان مقدس
‫برای «دروئید»های باستان بود.

436
01:02:09,300 --> 01:02:11,200
‫اونا خدایان ناشناخته‌ای رو می‌پرستیدن،

437
01:02:12,900 --> 01:02:14,533
‫که توی این جنگل‌ها
‫ستایششون می‌کردن.

438
01:02:15,833 --> 01:02:17,666
‫بعدش رومی‌ها اومدن.

439
01:02:17,866 --> 01:02:19,800
‫اونا هم قدرت
‫این مکان رو حس کردن.

440
01:02:20,000 --> 01:02:21,500
‫واسه همینم
‫معابدشون رو بنا کردن.

441
01:02:23,300 --> 01:02:25,200
‫و خیلی از مردم دیگه هم
‫همین حس رو داشتن.

442
01:02:25,400 --> 01:02:26,966
‫و واسه عبادت
‫به اینجا اومدن.

443
01:02:28,666 --> 01:02:30,633
‫خدایانِ بی‌شمار،
‫یکی پس از دیگری،

444
01:02:30,833 --> 01:02:33,333
‫که حتی خودشون هم
‫زبون همدیگه رو نمی‌فهمیدن.

445
01:02:34,500 --> 01:02:36,866
‫با این حال،
‫همه جذب این مکان می‌شدن.

446
01:02:38,833 --> 01:02:41,300
‫فکر می‌کنی توی این جزیره
‫جادویی وجود داره؟

447
01:02:43,666 --> 01:02:45,800
‫فکر می‌کنم
‫یه قدرتی وجود داره.

448
01:02:48,433 --> 01:02:50,700
‫من قدرتِ
‫داستان‌ها رو دیدم.

449
01:02:53,266 --> 01:02:56,766
‫اونا می‌تونن آدما رو وادار کنن
‫که کارهای وحشتناکی انجام بدن.

450
01:02:57,600 --> 01:03:01,700
‫و بعد اون کارهای وحشتناک
‫تبدیل به داستان می‌شن.

451
01:03:02,633 --> 01:03:03,800
‫داستان‌ها...

452
01:03:10,000 --> 01:03:11,766
‫هیچ‌کدومشون
‫قابل اعتماد نیستن.

453
01:03:12,433 --> 01:03:14,533
‫نمی‌تونیم
‫بهشون اعتماد کنیم.

454
01:03:16,800 --> 01:03:19,700
‫چاقو هم نون رو می‌بره
‫هم گوشت رو.

455
01:03:21,200 --> 01:03:22,766
‫همه چی به تعادل بستگی داره.

456
01:03:23,800 --> 01:03:25,366
‫و تعادل
‫یعنی چی؟

457
01:03:28,033 --> 01:03:30,800
‫فکر کنم اگه
‫تعادل نبود،

458
01:03:31,433 --> 01:03:33,066
‫ما الان اینجا نبودیم.

459
01:03:35,233 --> 01:03:39,066
‫این دنیا هم
‫وجود نداشت.

460
01:03:40,600 --> 01:03:42,666
‫نه این کلمات رو
‫با هم رد و بدل می‌کردیم.

461
01:03:43,500 --> 01:03:45,333
‫تا حالا بهش فکر کردی؟

462
01:03:47,266 --> 01:03:49,100
‫به دقتِ باورنکردنیِ تعادل،

463
01:03:49,300 --> 01:03:51,733
‫اونم بعد از
‫این همه مدت طولانی؟

464
01:03:53,033 --> 01:03:55,200
‫به تعادلی که لازمه

465
01:03:55,400 --> 01:03:59,900
‫تا یه کلمه متولد بشه،
‫هر کلمه‌ای،

466
01:04:02,033 --> 01:04:03,933
‫و برای دو نفر
‫قابل فهم باشه.

467
01:04:11,766 --> 01:04:12,566
‫راندولف.

468
01:04:16,866 --> 01:04:17,933
‫ممنونم.

469
01:05:37,066 --> 01:05:38,066
‫گشنه‌م نیست.

470
01:06:14,000 --> 01:06:15,933
‫به‌زودی می‌میرم.

471
01:06:17,166 --> 01:06:18,466
‫از کجا می‌دونی؟

472
01:06:20,700 --> 01:06:23,066
‫توی وجودم حسش می‌کنم.

473
01:06:25,266 --> 01:06:26,900
‫چه حسی داره؟

474
01:06:29,000 --> 01:06:30,500
‫قشنگه.

475
01:06:42,600 --> 01:06:43,933
‫یکی اونجاست.

476
01:06:46,900 --> 01:06:48,666
‫آب خیلی متلاطمه.

477
01:06:52,300 --> 01:06:54,766
‫از پاها شروع کن،
‫با برش‌های کوچیک.

478
01:06:55,433 --> 01:06:56,600
‫خوبه، یکی دیگه.

479
01:07:00,066 --> 01:07:00,866
‫نه.

480
01:07:04,766 --> 01:07:05,666
‫خوبه.

481
01:07:06,400 --> 01:07:08,066
‫آره، حالا ادامه بده.

482
01:07:08,100 --> 01:07:10,000
‫سمت شکم نبر.
‫خوبه.

483
01:07:13,233 --> 01:07:14,800
‫اینجا رو ببین.

484
01:07:15,000 --> 01:07:17,000
‫همین‌جوری... آفرین.

485
01:07:17,500 --> 01:07:19,566
‫باریکلا. حالا اون یکی رو انجام بده.

486
01:07:20,700 --> 01:07:22,800
‫تموم شد.
‫خیلی خوب بود.

487
01:07:59,666 --> 01:08:01,666
‫جوون شجاعی هستی.

488
01:08:03,066 --> 01:08:04,333
‫ممنون، خواهر.

489
01:08:06,100 --> 01:08:07,400
‫الان گرسنته؟

490
01:08:11,066 --> 01:08:12,566
‫بله، خواهر.

491
01:08:13,166 --> 01:08:15,533
‫«سارا» امشب یه شام عالی
‫برات درست می‌کنه.

492
01:08:15,666 --> 01:08:17,733
‫خوراک ماهی هرینگ.

493
01:08:20,000 --> 01:08:21,133
‫دوست داری؟

494
01:08:22,300 --> 01:08:24,046
‫آره. اهل کجایی؟

495
01:08:28,100 --> 01:08:30,015
‫مزرعه‌ی خونوادگی‌مون
‫نزدیک «کزیک»ـه.

496
01:08:30,391 --> 01:08:31,775
‫نزدیک «کزیک».
‫بله قربان.

497
01:08:32,514 --> 01:08:33,655
‫راندولف.
‫راندولف!

498
01:08:34,390 --> 01:08:34,481
‫نزدیکی‌های کِزیک.

499
01:08:35,457 --> 01:08:37,281
‫اون زنِ جذامی گفت که دنبال برادرزاده‌ت می‌گردی.

500
01:08:38,203 --> 01:08:39,503
‫آره.
‫بهت حمله کردن.

501
01:08:41,600 --> 01:08:43,333
‫آره
‫توی جاده.

502
01:08:44,900 --> 01:08:48,066
‫اینجا جاش امنه.
‫کدوم جاده؟

503
01:08:49,866 --> 01:08:51,766
‫توی جاده‌ی کِزیک.

504
01:08:53,066 --> 01:08:54,666
‫خدا رو شکر که زنده موندی.

505
01:08:54,866 --> 01:08:56,133
‫شکرِ پروردگار.

506
01:08:56,300 --> 01:08:59,533
‫نظرت چیه بعد شام یه کم عسل بخوری؟ چون خیلی شجاع بودی.

507
01:09:02,500 --> 01:09:03,766
‫ممنونم، خواهر.

508
01:09:18,233 --> 01:09:19,300
‫مارگارتِ کوچولو...

509
01:09:21,000 --> 01:09:22,266
‫یه مَرد...

510
01:09:22,600 --> 01:09:25,100
‫قبل اینکه بیای به صومعه، اون رو دیده بودی؟

511
01:09:28,900 --> 01:09:29,700
‫مارگارت.

512
01:09:37,033 --> 01:09:38,000
‫اون مردا...

513
01:09:39,166 --> 01:09:40,733
‫اون مردایی که بابات رو
‫اذیت کردن...

514
01:09:43,233 --> 01:09:44,766
‫صورتشون رو دیدی؟

515
01:09:46,200 --> 01:09:47,600
‫بابا گفت:
‫«فرار کن».

516
01:09:52,466 --> 01:09:55,900
‫اصلاً ندیدیشون.

517
01:09:58,666 --> 01:10:00,133
‫بابا دیگه دعا نکرد.

518
01:10:01,800 --> 01:10:03,100
‫عصبانی بودم.

519
01:10:04,566 --> 01:10:05,933
‫داشت توی دلش دعا می‌کرد.

520
01:10:09,100 --> 01:10:10,600
‫اسم بابات چی بود؟

521
01:10:14,800 --> 01:10:16,100
‫بابای تو، بابای توئه.

522
01:10:28,800 --> 01:10:29,800
‫بیارش اینجا.

523
01:10:39,633 --> 01:10:41,700
‫خوب کار کردی.

524
01:10:45,866 --> 01:10:46,666
‫خوبه.

525
01:10:47,400 --> 01:10:49,666
‫می‌بینی؟ اینجا بیشتر خم می‌شه.

526
01:10:51,400 --> 01:10:54,800
‫حالا باید متعادلش کنی
‫تا یه دست خم بشه.

527
01:10:55,800 --> 01:10:58,133
‫پس این قسمت
‫یه کم ظریف‌کاری می‌خواد.

528
01:10:58,966 --> 01:10:59,766
‫خوبه.

529
01:11:04,866 --> 01:11:06,533
‫می‌تونی این کار رو واسم انجام بدی؟

530
01:11:09,100 --> 01:11:10,500
‫برات یه کاسه درست می‌کنم.

531
01:11:15,433 --> 01:11:16,233
‫باشه.

532
01:11:24,500 --> 01:11:27,966
‫امروز یاد داستان
‫«لوکرتیوس» شاعر افتادم.

533
01:11:30,233 --> 01:11:32,333
‫اون یه اثر درباره‌ی اتم‌ها نوشته بود.

534
01:11:34,033 --> 01:11:38,100
‫اگه درخت‌ها، آدم‌ها و سنگ‌ها رو تجزیه کنی،

535
01:11:38,300 --> 01:11:40,500
‫به کوچک‌ترین ذرات می‌رسی،

536
01:11:40,700 --> 01:11:44,700
‫ذرات نامرئی‌ای که
‫تمام جهان رو ساختن.

537
01:11:46,700 --> 01:11:51,533
‫و این اتم‌ها توی خلأ حرکت می‌کنن.

538
01:11:54,300 --> 01:11:55,866
‫و بعضی وقت‌ها،

539
01:11:56,066 --> 01:11:57,133
‫بدون هیچ دلیلی،
‫مسیرشون رو عوض می‌کنن.

540
01:12:00,300 --> 01:12:02,600
‫حتی اگه خیلی ناچیز باشه.

541
01:12:07,166 --> 01:12:10,733
‫و اگه وجود نداشت...

542
01:12:11,900 --> 01:12:16,000
‫این انحرافِ کوچیک و
‫غیرقابل‌پیش‌بینی،

543
01:12:16,200 --> 01:12:17,566
‫که باعث می‌شه با هم برخورد کنن
‫و یکی بشن،

544
01:12:21,166 --> 01:12:23,666
‫اگه نبود، مطلقاً هیچ‌چیزی
‫زیرِ این آسمون وجود نداشت.

545
01:15:08,900 --> 01:15:09,700
‫خوبه.

546
01:15:11,700 --> 01:15:13,666
‫خیلی هم عالی.

547
01:15:22,433 --> 01:15:23,233
‫بگیرش.

548
01:15:24,833 --> 01:15:27,066
‫خب، بریم.

549
01:15:27,966 --> 01:15:28,766
‫خوبه.

550
01:15:31,800 --> 01:15:33,500
‫به نظرت کدوم
‫به کمونت می‌خوره؟

551
01:15:34,300 --> 01:15:35,533
‫بذار ببینیم.

552
01:15:36,566 --> 01:15:37,366
‫خوبه.

553
01:15:38,466 --> 01:15:40,333
‫جفتشون خوبن.

554
01:15:51,966 --> 01:15:52,766
‫مارگارت.

555
01:15:53,433 --> 01:15:54,933
‫مارگارت، بیا بازی کنیم.

556
01:16:35,566 --> 01:16:36,366
‫آرتور.

557
01:16:37,666 --> 01:16:40,466
‫بلدی ماهی بگیری؟
‫- آره.

558
01:16:40,700 --> 01:16:42,866
‫به یه دستِ قوی نیاز دارم.
‫بیا.

559
01:16:56,400 --> 01:16:57,866
‫خانواده‌ت زمین دارن؟

560
01:16:59,466 --> 01:17:00,500
‫آره.

561
01:17:02,566 --> 01:17:04,100
‫چند نفرین؟

562
01:17:06,000 --> 01:17:07,466
‫نمی‌دونم.

563
01:17:14,300 --> 01:17:15,366
‫خوبی؟

564
01:17:17,000 --> 01:17:21,066
‫دیگه مثل قدیما جوون نیستم.

565
01:17:23,633 --> 01:17:25,066
‫می‌تونی با یه دست
‫بلندم کنی؟

566
01:17:30,000 --> 01:17:30,966
‫ممنون.

567
01:17:33,100 --> 01:17:34,766
‫ضربه بدی خوردی.

568
01:17:36,800 --> 01:17:38,200
‫کی این کارو باهات کرد؟

569
01:17:40,600 --> 01:17:41,566
‫یه مَرد.

570
01:17:42,400 --> 01:17:43,366
‫چند تا مَرد.

571
01:17:44,666 --> 01:17:46,733
‫دزدها.

572
01:17:47,633 --> 01:17:49,600
‫بذار ببینم.

573
01:17:55,400 --> 01:17:56,666
‫زخمش عمیقه.

574
01:17:58,500 --> 01:18:00,066
‫خیلی شانس آوردی که زنده موندی.

575
01:18:00,266 --> 01:18:02,033
‫پسر خیلی خوش‌شانسی هستی.

576
01:18:02,233 --> 01:18:03,700
‫خدا رو شکر کن که زنده‌ای.

577
01:18:04,266 --> 01:18:06,866
‫آره...

578
01:18:14,500 --> 01:18:16,133
‫خدا رو شکر که سرت رو
‫از جا نکند.

579
01:18:21,033 --> 01:18:22,333
‫راندولف.

580
01:18:25,200 --> 01:18:26,366
‫راندولف.

581
01:18:29,666 --> 01:18:30,466
‫قربان.

582
01:18:34,233 --> 01:18:36,866
‫مادر روحانی می‌خواد که بیای.

583
01:22:51,366 --> 01:22:54,966
‫و آدم‌های این صومعه،
‫چه در گذشته و چه در آینده،

584
01:22:59,666 --> 01:23:03,600
‫اما حتی برای یک لحظه هم
‫در تمام این مدت،

585
01:23:06,166 --> 01:23:10,666
‫در تمام اون سال‌های
‫خوب و آروم،

586
01:23:13,433 --> 01:23:17,133
‫به مادر روحانی نمی‌گی که
‫واقعاً کی هستی.

587
01:23:23,066 --> 01:23:24,133
‫چرا؟

588
01:23:26,866 --> 01:23:27,733
‫آخه...

589
01:23:29,866 --> 01:23:31,900
‫یکی از اون آدمای گمنام،

590
01:23:32,000 --> 01:23:35,100
‫مرده‌های ناشناسی که
‫توی سایه‌های ذهنت هستن...

591
01:23:38,066 --> 01:23:39,900
‫توی یه زندگی دیگه است.

592
01:23:43,066 --> 01:23:44,066
‫عزیزم.

593
01:23:52,500 --> 01:23:53,766
‫بهم قول بده.

594
01:23:58,866 --> 01:23:59,700
‫رابین.

595
01:24:01,766 --> 01:24:03,200
‫بهم قول بده.

596
01:25:34,866 --> 01:25:36,166
‫خداحافظ، بریجت.

597
01:25:49,966 --> 01:25:50,766
‫آرتور.

598
01:25:53,366 --> 01:25:54,166
‫بیا.

599
01:25:57,400 --> 01:25:59,453
‫توی یه ساحل دوردست
‫یه بچه هست.

600
01:26:01,066 --> 01:26:02,300
‫شاید برادرزاده‌ت باشه.

601
01:26:04,600 --> 01:26:06,700
‫توی نامه نوشته بود که دنبال
‫برادرزاده‌ی گم‌شده‌ت می‌گردی.

602
01:26:08,166 --> 01:26:09,100
‫آره.

603
01:26:10,166 --> 01:26:12,700
‫فکر می‌کنی خودش باشه؟
‫خواهیم دید.

604
01:26:51,866 --> 01:26:53,933
‫هیچ اثری ازشون نمی‌بینم.

605
01:26:55,166 --> 01:26:56,533
‫الان باید منتظر بمونیم.

606
01:26:57,400 --> 01:26:58,866
‫شاید برگردن.

607
01:27:21,033 --> 01:27:22,300
‫اسمت چیه؟

608
01:27:26,633 --> 01:27:27,433
‫آرتور.

609
01:27:28,966 --> 01:27:30,800
‫وقتت رو با دروغ گفتن به من
‫تلف نکن.

610
01:27:31,000 --> 01:27:32,333
‫اسم واقعیت چیه؟

611
01:27:37,100 --> 01:27:37,900
‫گادوین.

612
01:27:41,300 --> 01:27:43,300
‫تصمیم با خودته، گادوین،

613
01:27:44,000 --> 01:27:45,766
‫که این کار رو انجام بدی

614
01:27:47,200 --> 01:27:48,933
‫یا اینکه برگردی
‫پیش خونواده‌ت.

615
01:27:52,166 --> 01:27:52,794
‫چه کاری انجام بدم؟

616
01:27:52,994 --> 01:27:55,333
‫تا حالا چند نفر رو
‫کشتی، گادوین؟

617
01:27:56,900 --> 01:27:59,900
‫تا حالا چندتا بچه رو کشتی؟

618
01:28:05,166 --> 01:28:08,066
‫اون‌قدر آدم کشتم
‫که حسابش از دستم در رفته.

619
01:28:10,100 --> 01:28:11,766
‫خیلی بیشتر از اون زمانی
‫که تو زنده بودی،

620
01:28:12,000 --> 01:28:13,800
‫دارم فک و فامیل‌های
‫اونایی که کشتم رو می‌کشم.

621
01:28:14,000 --> 01:28:16,733
‫اولین نفر رو یه عمر پیش کشتم.
‫اصلاً یادم نمیاد کی بود.

622
01:28:16,966 --> 01:28:19,166
‫اون موقع برام هیچ اهمیتی نداشت.

623
01:28:20,500 --> 01:28:22,633
‫اما برادراش و بچه‌هاش...

624
01:28:22,833 --> 01:28:24,966
‫نوه‌هاش منو یادشونه.

625
01:28:25,966 --> 01:28:27,933
‫واسه همین مجبورم
‫اونا رو هم بکشم.

626
01:28:29,200 --> 01:28:30,300
‫دوباره...

627
01:28:31,633 --> 01:28:35,300
‫و دوباره، با چهره‌های متفاوت،
‫مثل سایه‌ها.

628
01:28:36,766 --> 01:28:38,800
‫هی تکرار و تکرار می‌شه.
‫هیچ‌وقتم تمومی نداره.

629
01:28:42,500 --> 01:28:44,200
‫این یه نفرینه، گادوین.

630
01:28:46,200 --> 01:28:47,900
‫و این نفرینیه که
‫خودت انتخابش می‌کنی،

631
01:28:47,966 --> 01:28:50,300
‫حتی اگه از روی وظیفه انجامش بدی.

632
01:28:51,433 --> 01:28:53,866
‫دنیا هیچ اهمیتی به وظیفه‌ت نمی‌ده.

633
01:28:54,433 --> 01:28:57,566
‫این دنیا فقط تشنه‌ی خونه.

634
01:28:59,066 --> 01:29:01,200
‫و خون هم تنها چیزیه که از من نصیبش می‌شه.

635
01:29:04,366 --> 01:29:06,733
‫می‌خوای یه بچه رو بکشی، «گادوین»؟

636
01:29:09,433 --> 01:29:11,966
‫می‌خوای مسئول قتلِ...

637
01:29:12,166 --> 01:29:13,300
‫...یه دختربچه باشی؟

638
01:29:29,666 --> 01:29:31,000
‫پدرت مرده.

639
01:29:32,633 --> 01:29:33,766
‫عموهات هم همین‌طور.

640
01:29:36,966 --> 01:29:38,800
‫من بزرگ‌ترین مردِ باقی‌مونده‌ام.

641
01:29:43,233 --> 01:29:44,933
‫دیگه کی توی اون خونه زندگی می‌کنه، «گادوین»؟

642
01:29:47,200 --> 01:29:48,266
‫مادرم.

643
01:29:50,066 --> 01:29:51,100
‫عمه‌هام.

644
01:29:52,700 --> 01:29:53,900
‫خواهرام.

645
01:29:54,466 --> 01:29:56,133
‫تو یه خونه و زندگی داری، «گادوین».

646
01:29:58,466 --> 01:30:00,700
‫- آره.
‫- برگرد خونه.

647
01:30:01,900 --> 01:30:04,566
‫به خونواده‌ت بگو
‫که تموم بدهی‌های خونی تسویه شده.

648
01:30:05,233 --> 01:30:06,866
‫و یه روزی هم
‫خودم باید جواب پس بدم.

649
01:30:09,400 --> 01:30:10,666
‫برو تو تخت خودت بخواب.

650
01:30:11,566 --> 01:30:15,733
‫قدر زندگی‌ای که بهت بخشیده شده رو بدون
‫و اونو با خونواده‌ت بگذرون.

651
01:30:17,400 --> 01:30:19,266
‫و اگه برگردی اینجا،

652
01:30:20,466 --> 01:30:22,766
‫این فرصت دوباره‌ای که برای زندگی داشتی رو
‫دور انداختی.

653
01:30:22,966 --> 01:30:24,100
‫و اون‌وقت می‌دونی چیکار می‌کنم.

654
01:30:25,466 --> 01:30:29,166
‫گلوتو می‌بُرم
‫و دیگه هیچ‌وقت بهت فکر نمی‌کنم.

655
01:30:36,000 --> 01:30:37,066
‫حالا برو.

656
01:30:39,866 --> 01:30:41,133
‫پشت سرت رو هم نگاه نکن.

657
01:31:35,433 --> 01:31:37,166
‫فکر کردم رفتی.

658
01:31:47,300 --> 01:31:49,066
‫من «رابین» هستم، همون یاغی.

659
01:31:52,700 --> 01:31:56,366
‫باید بدونی
‫که من یه هیولام.

660
01:31:58,700 --> 01:32:00,200
‫من «راندولف» نیستم.

661
01:32:02,900 --> 01:32:04,466
‫من اون یاغی‌ام...

662
01:32:05,000 --> 01:32:05,966
‫رابین هود.

663
01:32:21,700 --> 01:32:22,933
‫ببخشید.

664
01:34:23,200 --> 01:34:24,866
‫بهم بگو برم.

665
01:34:27,233 --> 01:34:28,700
‫همین الان میرم.

666
01:34:36,633 --> 01:34:37,666
‫برو بخواب.

667
01:34:57,866 --> 01:34:59,466
‫بریجت.
‫- دراز بکش.

668
01:38:25,100 --> 01:38:27,200
‫تو شوهرم رو زنده زنده سوزوندی.

669
01:38:32,700 --> 01:38:36,383
‫خواب دیدم که اون از قبل مرده بود.
‫پس چرا در رو قفل کردی؟

670
01:38:41,566 --> 01:38:45,600
‫انگار یه قرن طول کشید تا لای
‫خاکسترهای خونه‌مون دنبالش بگردم.

671
01:38:48,700 --> 01:38:50,700
‫و خیلی کوچیک به نظر می‌رسید.

672
01:38:52,766 --> 01:38:54,300
‫گوشه دیوار کز کرده بود،

673
01:38:54,500 --> 01:38:56,066
‫در حالی که بخش زیادی از بدنش
‫سوخته بود.

674
01:39:01,033 --> 01:39:03,700
‫اما هر چقدر هم که خوابش رو ببینم،
‫می‌دونم که اون زنده بود.

675
01:39:08,900 --> 01:39:10,666
‫چون تا آخرین لحظه،

676
01:39:10,866 --> 01:39:13,500
‫بدنش رو دور بچه‌هامون
‫حلقه کرده بود.

677
01:40:01,800 --> 01:40:02,700
‫راندولف.

678
01:40:05,400 --> 01:40:06,766
‫منم.

679
01:41:00,833 --> 01:41:02,933
‫مردم دارن درباره‌ی
‫رابین هود حرف می‌زنن.

680
01:41:08,100 --> 01:41:09,400
‫داستان‌ها سر هم می‌کنن.

681
01:41:16,066 --> 01:41:17,166
‫همه‌ش دروغه.

682
01:41:21,600 --> 01:41:24,266
‫دروغ‌هایی که سال‌ها پیش می‌گفتم،

683
01:41:25,800 --> 01:41:27,700
‫تا احمق‌ها باورشون بشه.

684
01:41:29,166 --> 01:41:31,000
‫تا توی تاریکی دنبالم بیان.

685
01:41:40,633 --> 01:41:41,433
‫رابین.

686
01:41:48,000 --> 01:41:50,066
‫چه بلایی سرت آوردن؟

687
01:41:55,866 --> 01:41:57,466
‫نترس.

688
01:41:59,800 --> 01:42:02,400
‫از اینجا می‌برمت بیرون.

689
01:42:04,800 --> 01:42:06,766
‫مارگارت کوچولو رو هم نجات می‌دم.

690
01:42:08,766 --> 01:42:11,500
‫با هم یه زندگی جدید
‫رو شروع می‌کنیم.

691
01:42:12,400 --> 01:42:13,200
‫ادوارد.

692
01:42:17,700 --> 01:42:19,566
‫از زنت برام بگو.

693
01:42:29,433 --> 01:42:30,500
‫زنم...

694
01:42:33,700 --> 01:42:34,700
‫مارگارت.

695
01:42:39,066 --> 01:42:40,133
‫مارگارت.

696
01:42:42,400 --> 01:42:44,533
‫زنم، مارگارت.

697
01:42:46,900 --> 01:42:48,333
‫نقاشِ چهره بود.

698
01:42:51,166 --> 01:42:51,966
‫یه قایق لازم دارم.

699
01:42:56,766 --> 01:42:58,100
‫موهاش...

700
01:43:00,366 --> 01:43:01,500
‫قرمز بود مثلِ...

701
01:43:03,100 --> 01:43:05,000
‫غروبِ آفتاب.

702
01:43:08,100 --> 01:43:11,066
‫مثلِ خورشیدی که داره غروب می‌کنه.

703
01:43:18,466 --> 01:43:22,600
‫نورِ قرمز، نشونه‌ی
‫شروعِ تابستونه.

704
01:43:23,900 --> 01:43:24,700
‫ای خورشید...

705
01:43:50,300 --> 01:43:52,566
‫مرگِ هنریت رو
‫پیدا کردی

706
01:44:53,166 --> 01:44:55,166
‫آماده‌ام که تمومش کنم.

707
01:45:02,400 --> 01:45:04,400
‫این زندگی رو بهت مدیونم.

708
01:45:11,966 --> 01:45:13,366
‫این وحشتناکه.

709
01:45:18,033 --> 01:45:20,266
‫از این زندگی
‫چی بهم بدهکاری؟

710
01:45:21,000 --> 01:45:22,166
‫هیچ‌چیزی بهم بدهکار نیستی.

711
01:45:27,566 --> 01:45:30,000
‫تا اون موقع هیچ‌وقت
‫جونی رو نگرفته بودی.

712
01:45:34,200 --> 01:45:36,733
‫ممکنه شبیه به
‫هرس کردنِ یه گل باشه.

713
01:45:39,200 --> 01:45:40,766
‫اما نباید این‌طوری باشه.

714
01:45:41,500 --> 01:45:42,900
‫نباید.

715
01:45:44,266 --> 01:45:45,566
‫ولی با این حال، ممکنه.

716
01:45:51,433 --> 01:45:53,933
‫به کسایی که میان
‫به این جزیره کمک می‌کنم.

717
01:45:56,766 --> 01:45:58,133
‫درمانشون می‌کنم.

718
01:46:08,800 --> 01:46:10,200
‫منو درمان کن.

719
01:47:05,833 --> 01:47:07,166
‫مارگارتِ کوچولو...

720
01:47:13,066 --> 01:47:15,366
‫اسم پدرت جان بود.

721
01:47:24,666 --> 01:47:30,000
‫سال‌ها قبل از اینکه
‫پدرت بشه، می‌شناختمش.

722
01:47:36,166 --> 01:47:37,300
‫باهاش آشنا شدم...

723
01:47:39,066 --> 01:47:41,100
‫یه بار موقع رد شدن
‫از یه پل...

724
01:47:42,600 --> 01:47:44,533
‫روی یه رودخونه‌ی بزرگ.

725
01:47:47,433 --> 01:47:48,933
‫آدم لجبازی بود.

726
01:47:51,966 --> 01:47:55,200
‫اصلاً کوتاه نمی‌اومد...

727
01:47:56,166 --> 01:47:57,700
‫جلوی هیچ‌کسی.

728
01:47:58,833 --> 01:48:00,700
‫حتی جلوی من.

729
01:48:03,700 --> 01:48:07,600
‫واسه همین روی اون پل
‫با هم گلاویز شدیم.

730
01:48:10,000 --> 01:48:12,766
‫همدیگه رو چپ و راست می‌زدیم.

731
01:48:14,766 --> 01:48:17,500
‫زدم کنار سرش.

732
01:48:19,900 --> 01:48:22,100
‫اونم زد تو شکمم.

733
01:48:23,433 --> 01:48:25,933
‫روی پل پام لغزید...

734
01:48:27,766 --> 01:48:28,666
‫و شالاپ افتادم تو آب.

735
01:48:30,000 --> 01:48:31,800
‫با باسن فرود اومدم.

736
01:48:36,266 --> 01:48:38,400
‫همین که اومدم بیرون...

737
01:48:39,433 --> 01:48:40,700
‫تا مغز استخون خیسِ آب بودیم...

738
01:48:42,600 --> 01:48:43,966
‫همدیگه رو بغل کردیم.

739
01:48:47,566 --> 01:48:51,266
‫به بابات می‌گفتیم
‫«جان کوچولو».

740
01:48:53,033 --> 01:48:55,100
‫و سال‌های سال...

741
01:48:58,400 --> 01:49:01,566
‫توی «گرین‌وود» مثل یاغی‌ها زندگی کردیم.

742
01:49:05,166 --> 01:49:06,266
‫بساط عیش و نوشمون به راه بود.

743
01:49:09,400 --> 01:49:13,133
‫به فقرا پول می‌دادیم.

744
01:49:30,566 --> 01:49:32,466
‫اون پول‌ها رو کی می‌دزدید؟

745
01:49:38,600 --> 01:49:39,800
‫ما می‌دزدیدیم.

746
01:49:43,266 --> 01:49:44,666
‫از آدم‌های بد.

747
01:49:49,400 --> 01:49:50,666
‫متوجهی؟

748
01:49:53,366 --> 01:49:54,500
‫آدم‌های بد.

749
01:50:10,338 --> 01:50:11,578
‫پدرت...

750
01:50:13,109 --> 01:50:14,466
‫دلش می‌خواست من این‌ها رو برات تعریف کنم.

751
01:50:20,500 --> 01:50:22,700
‫چون خیلی خاطرش رو می‌خواستم.

752
01:50:26,766 --> 01:50:29,066
‫نباید هیچ‌وقت
‫اینو به کسی بگی.

753
01:50:30,800 --> 01:50:33,200
‫حتی به بچه‌هایی
‫که باهاشون بازی می‌کنی.

754
01:50:34,766 --> 01:50:38,666
‫نباید هیچ‌وقت اسم پدرت رو
‫بهشون بگی.

755
01:50:42,766 --> 01:50:44,933
‫آدم‌های بدی اون بیرون هستن.

756
01:50:47,633 --> 01:50:51,166
‫و اونا از دست پدرت
‫عصبانی‌ان.

757
01:50:55,400 --> 01:50:57,666
‫واسه همینم
‫از دست تو هم عصبانی‌ان.

758
01:51:03,000 --> 01:51:04,933
‫می‌تونیم
‫این رازو نگه داریم؟

759
01:51:07,433 --> 01:51:09,933
‫می‌تونم
‫این رازو نگه دارم، مارگارت کوچولو.

760
01:51:12,600 --> 01:51:13,700
‫می‌تونم.

761
01:51:18,851 --> 01:51:19,751
‫باشه.

762
01:51:22,033 --> 01:51:23,533
‫آفرین، همینطوره!

763
01:51:33,633 --> 01:51:34,700
‫بیا اینو بگیر.

764
01:51:36,600 --> 01:51:38,066
‫چون اون کوچیک بود...

765
01:51:39,100 --> 01:51:40,066
‫چی؟

766
01:51:41,266 --> 01:51:43,333
‫چرا به بابام می‌گفتن
‫«کوچولو»؟

767
01:51:49,433 --> 01:51:51,866
‫چون وقتی باهاش آشنا شدم
‫بچه بود.

768
01:51:53,566 --> 01:51:54,766
‫مثل تو.

769
01:52:03,166 --> 01:52:04,066
‫بکشش.

770
01:52:27,466 --> 01:52:30,566
‫پات رو خم کن،
‫همون‌طوری که دیدی من انجام دادم.

771
01:52:52,200 --> 01:52:53,000
‫سمت پنجره.

772
01:53:17,433 --> 01:53:18,533
‫یه تیر بذار توش.

773
01:53:27,433 --> 01:53:32,200
‫اون نقطه‌ای رو پیدا کن که
‫آب به آسمون می‌رسه.

774
01:53:37,366 --> 01:53:39,600
‫تیر رو کنار گونه‌ت نگه دار.

775
01:53:43,400 --> 01:53:44,666
‫و نگهش دار.

776
01:53:46,566 --> 01:53:48,733
‫بهت می‌گم کی رهاش کنی.

777
01:53:51,833 --> 01:53:53,266
‫و وقتی گفتم...

778
01:53:54,200 --> 01:53:55,933
‫ولش نمی‌کنی.

779
01:53:58,766 --> 01:54:01,266
‫فقط دیگه
‫نگهش نمی‌داری.

780
01:54:08,666 --> 01:54:10,100
‫چشم بدوز به هدف.

781
01:54:13,466 --> 01:54:15,800
‫بدنت همیشه
‫در حال حرکت خواهد بود.

782
01:54:19,166 --> 01:54:23,533
‫حس کن کی اون تیر
‫رها می‌شه.

783
01:54:26,766 --> 01:54:28,533
‫یه ریتمی پیدا می‌کنی.

784
01:54:31,266 --> 01:54:33,600
‫نگهش دار تا وقتی بهت بگم
‫رهاش کنی.

785
01:54:37,100 --> 01:54:38,600
‫تو قوی هستی.

786
01:54:40,066 --> 01:54:40,866
‫حسش کن.

787
01:54:43,200 --> 01:54:44,500
‫این ارتعاش رو.

788
01:54:48,033 --> 01:54:49,166
‫این ریتم رو.

789
01:54:56,666 --> 01:54:57,466
‫حالا رهاش کن.

790
01:54:57,490 --> 01:55:10,790
<font color="#ff8c00">‫" t.me/mysrt_hub ○ جدیدترینهای در "</font>

791
01:55:12,790 --> 01:55:16,790
<font color="#fffc00">‫" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "</font>

