﻿1
00:00:00,200 --> 00:00:05,800
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

2
00:00:06,030 --> 00:00:07,320
<i>...ازم پرسیدن که</i>

3
00:00:07,760 --> 00:00:10,660
<i>...می‌شه در سال‌های آتی</i>

4
00:00:10,880 --> 00:00:13,280
<i>...یه شب‌ـه با بمب‌های ‌اتمی</i>

5
00:00:13,770 --> 00:00:17,190
40میلیون آمریکایی رو کُشت؟

6
00:00:20,030 --> 00:00:22,830
متأسفانه جواب دادم
.بله

7
00:00:25,200 --> 00:00:28,090
<i>.رابرت اوپنهایمر ، پدر بمب اتمی بود</i>

8
00:00:29,200 --> 00:00:33,050
<i>.ذهن‌ش پُر از تناقض‌ بود</i>

9
00:00:34,210 --> 00:00:36,340
<i>...بمب‌های اتمی ، عامل جنگ</i>

10
00:00:36,380 --> 00:00:38,180
<i>.غافلگیری و هراس‌افکنی هستن</i>

11
00:00:39,480 --> 00:00:42,070
<i>.اوپنهایمر می‌خواست بمب به‌کار گرفته بشه</i>

12
00:00:42,860 --> 00:00:45,160
<i>.تا مردم دنیا ببینن</i>

13
00:00:45,600 --> 00:00:47,190
<i>...دکتر اوپنهایمر</i>

14
00:00:47,330 --> 00:00:52,490
آیا قرار بر این است چیزی بسازیم که
قادر به کنترل آن نباشیم؟

15
00:00:54,320 --> 00:00:58,810
<i>،در دنیای اتمی
.خبری از جنگ نخواهد بود</i>

16
00:01:00,610 --> 00:01:02,620
<i>...یک‌ روز مانده به آزمایش</i>

17
00:01:02,660 --> 00:01:04,540
<i>.اولین سلاح اتمی جهان</i>

18
00:01:05,910 --> 00:01:08,920
<i>...این انسان فرهیخته و صلح‌طلب</i>

19
00:01:08,960 --> 00:01:11,040
<i>...مسئول اختراع</i>

20
00:01:11,080 --> 00:01:13,540
<i>.نامتعارف‌ترین سلاح تاریخ بشر بود</i>

21
00:01:14,480 --> 00:01:16,960
<i>بقیه عمرش رو هم
...صرف تلاش برای رام‌کردن</i>

22
00:01:17,010 --> 00:01:19,430
<i>.هیولایی کرد که خودش آزاد کرده بود</i>

23
00:01:20,760 --> 00:01:22,970
<i>...اگه پای جنگ جهانی دیگه‌ای وسط باشه</i>

24
00:01:26,470 --> 00:01:29,720
.مردم دنیان که آسیب می‌بینن

25
00:01:32,610 --> 00:01:34,430
<i>.منفور سیاسی شد</i>

26
00:01:35,270 --> 00:01:36,900
<i>...درسته که انسان</i>

27
00:01:36,940 --> 00:01:39,310
شیوه‌ای برای نابودی بشریت پیدا کرده؟

28
00:01:43,620 --> 00:01:46,080
.در نهایت ، این کار باعث شد به زمین بخوره

29
00:01:47,650 --> 00:01:49,120
<i>.حالا خدای مرگ شدم</i>

30
00:01:50,860 --> 00:01:52,790
.نابودگر دنیا شدم

31
00:01:57,540 --> 00:01:59,620
<i>چیزی رو اختراع کردیم که
...به لحاظ معیارهایِ</i>

32
00:01:59,670 --> 00:02:03,370
{\an8}<i>،دنیای خودمون
.مصیبت‌ـه</i>

33
00:02:01,390 --> 00:02:06,090
[خاتمه‌دادن به جنگ: اوپنهایمر و بمب اتمی]

34
00:02:08,310 --> 00:02:10,710
:ترجمه و تنظیم
Alireza_SHZ

35
00:02:11,130 --> 00:02:12,640
{\an3}[خانه‌ی اوپنهایمر]
[نیومکزیکو ، لس آلاموس]

36
00:02:12,650 --> 00:02:14,770
<i>...وقتی 15ساله‌م بود</i>

37
00:02:14,810 --> 00:02:17,540
<i>.تونستم تنها با اوپنهایمر صحبت کنم</i>

38
00:02:19,400 --> 00:02:20,730
<i>.تو مهمونی مشروب‌خوری بود</i>

39
00:02:22,230 --> 00:02:24,660
<i>.منم داشتم نوشیدنی سرو می‌کردم</i>

40
00:02:27,160 --> 00:02:29,390
<i>.که دیدم اوپنهایمر تنها وایساده</i>

41
00:02:30,330 --> 00:02:33,580
{\an8}گفتم
«.به‌نظرم ، یه‌جور فرشته هستی»

42
00:02:32,100 --> 00:02:36,520
{\an3}[اِلن بِرادبِری]
[دختر دانشمند لس آلاموس]

43
00:02:34,620 --> 00:02:37,070
{\an8}.یه‌دفعه ، جا خورد

44
00:02:38,860 --> 00:02:41,970
گفت
«چ...چرا بهم این رو میگی؟»

45
00:02:43,110 --> 00:02:46,440
گفتم
«.چون مردد بودین»

46
00:02:47,180 --> 00:02:49,620
روش رو برگردوند و
.کلاهش رو برداشت

47
00:02:49,660 --> 00:02:51,040
.و از در بیرون رفت

48
00:02:52,680 --> 00:02:55,980
...مشخص بود یه جوری جا خورده بود

49
00:02:56,020 --> 00:02:58,660
.که فکرش هم نمی‌کردم

50
00:02:59,690 --> 00:03:01,740
<i>.اوپنهایمر در کنار کِرونکِیت
.ضبط اول</i>

51
00:03:03,110 --> 00:03:04,820
...دکتر اوپنهایمر

52
00:03:04,860 --> 00:03:07,530
...علی‌رغم ضرورت این تصمیمِ

53
00:03:07,580 --> 00:03:10,660
...پیش‌روی تاریخ‌

54
00:03:10,700 --> 00:03:13,330
.ظاهراً نگران هستین
...یا بهتره بگم

55
00:03:13,370 --> 00:03:16,290
.عذاب‌وجدان دارین

56
00:03:16,330 --> 00:03:17,460
درسته جناب؟

57
00:03:17,500 --> 00:03:19,840
...به‌نظرم وقتی

58
00:03:19,880 --> 00:03:24,240
...نقش مهمی در رقم‌زدن مرگِ

59
00:03:24,780 --> 00:03:26,680
...صدها هزار نفر داشته باشی

60
00:03:28,260 --> 00:03:31,280
...طبیعتاً

61
00:03:33,730 --> 00:03:36,560
.نمیشه بهش فکر نکرد

62
00:03:38,520 --> 00:03:41,560
<i>...وقتی به زندگی اوپنهایمر نگاه می‌کنین</i>

63
00:03:42,600 --> 00:03:45,860
{\an8}...خیلی سخت میشه کسی رو پیدا کرد

64
00:03:43,450 --> 00:03:47,900
{\an3}[کریستوفر نولان]
[نویسنده و کارگردان فیلم اوپنهایمر]

65
00:03:45,910 --> 00:03:49,430
{\an8}...که تو چنین شرایط سختی قرار گرفته باشه

66
00:03:50,080 --> 00:03:53,460
...و به سوال‌های سخت

67
00:03:53,710 --> 00:03:55,680
.جواب مختصری بده

68
00:03:58,840 --> 00:04:00,590
...هر کس ، تعریف‌ش

69
00:04:00,630 --> 00:04:02,830
.از رابرت اوپنهایمر فرق داره

70
00:04:03,550 --> 00:04:05,770
خب حقیقت امر اینه که
...سلاحی رو اختراع کرده

71
00:04:05,810 --> 00:04:07,940
.که می‌تونه دنیا رو با خاک یکسان کنه

72
00:04:09,440 --> 00:04:11,220
.حرفم اینه
...سلاحی که

73
00:04:11,660 --> 00:04:14,560
...می‌تونه دنیا رو با خاک یکسان کنه

74
00:04:14,600 --> 00:04:18,730
{\an8}.تبدیل به ابزاری برای توسعه دنیای‌غرب شد

75
00:04:15,180 --> 00:04:18,780
{\an3}[جان الس]
[کارگردان مستند فردای تثلیث]

76
00:04:22,950 --> 00:04:27,530
[به سینما می‌رویم تا به تماشای اخبار جهان بنیشنیم]

77
00:04:36,980 --> 00:04:39,280
<i>...در دهه‌ی 30 میلادی ، میلیون‌ها آمریکایی</i>

78
00:04:39,320 --> 00:04:41,550
<i>...اخبار سراسر اروپا رو</i>

79
00:04:41,590 --> 00:04:44,720
<i>در سینماهای کشور ، دنبال و
.مستند خبری رو تماشا می‌کردن</i>

80
00:04:45,760 --> 00:04:47,760
<i>...اون زمان ، اوپنهایمر</i>

81
00:04:47,800 --> 00:04:49,790
.از روی کار آمدن هیتلر ، هراس داشت

82
00:04:51,220 --> 00:04:55,100
<i>.احساس یهودی‌ش ، زود شصت‌ش رو خبردار کرد</i>

83
00:04:55,140 --> 00:04:58,310
.به‌شدت هم خطر فاشیسم رو حس می‌کرد

84
00:04:59,940 --> 00:05:02,390
...وقتی در سال 39 میلادی ، جنگ شروع شد

85
00:05:02,730 --> 00:05:04,780
.استاد دانشگاه برکلی بود

86
00:05:04,820 --> 00:05:06,970
...همون سال

87
00:05:07,210 --> 00:05:10,530
{\an8}،یکی از دانشجوهاش
...با دو به سمت اتاق‌ش اومد

88
00:05:07,640 --> 00:05:10,740
{\an3}[کای بِرد]
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]

89
00:05:10,570 --> 00:05:14,130
{\an8}.تا بگه هسته‌ی اتم شکافته شده

90
00:05:14,350 --> 00:05:16,630
<i>...از آلمان خبر رسیده</i>

91
00:05:14,950 --> 00:05:17,510
{\an8}[نشست فیزیک نظری]

92
00:05:17,610 --> 00:05:20,620
،که به‌خاطر بمباران نوترونی
...اتم اورانیوم

93
00:05:20,960 --> 00:05:23,100
.به دو نیم قسمت شده

94
00:05:26,010 --> 00:05:28,130
<i>.اوپنهایمر ، همون اول باورش نشد</i>

95
00:05:29,020 --> 00:05:31,980
<i>سمت تخته‌سیاه رفت و
.محاسبه کرد</i>

96
00:05:32,520 --> 00:05:34,520
<i>...به این نتیجه رسید</i>

97
00:05:35,860 --> 00:05:39,340
<i>که می‌شه از شکافت هسته‌ای
.انرژی تولید کرد</i>

98
00:05:40,180 --> 00:05:42,080
...انیشتین به وضوح ثابت کرد

99
00:05:42,360 --> 00:05:46,590
که اگه بتونین ماده رو
...به انرژی خالص تبدیل کنین

100
00:05:47,030 --> 00:05:49,450
.انرژی چشمگیری تولید می‌شه

101
00:05:49,800 --> 00:05:52,870
{\an8}.ناسلامتی ، مجذور سرعت نور می‌شه

102
00:05:49,820 --> 00:05:52,920
{\an3}[بیل نای]
[استاد شیمی]

103
00:05:54,930 --> 00:05:57,970
به این نتیجه رسیدن که
...با کوچکترین ذره‌ی اتم

104
00:05:58,080 --> 00:06:01,420
{\an8}...می‌شه سوخت کشتی و هواپیما

105
00:05:59,140 --> 00:06:02,460
{\an3}[ریچارد رودز]
[نویسنده‌ی مستند ساخت بمب اتمی]

106
00:06:01,660 --> 00:06:04,860
{\an8}و قطار و هر وسیله‌ی برقی دیگه‌ای رو
.تأمین کنه

107
00:06:05,980 --> 00:06:07,870
...در ضمن ، خیلی زود به این نتیجه رسیدن

108
00:06:08,210 --> 00:06:09,880
...که شاید بشه

109
00:06:09,920 --> 00:06:12,550
.سلاحی برای به بار آوردن ویرانی ساخت

110
00:06:12,580 --> 00:06:14,180
[حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان]

111
00:06:14,200 --> 00:06:14,870
[آلمان]

112
00:06:16,370 --> 00:06:18,280
.دل تو دل‌مون نبود

113
00:06:18,530 --> 00:06:22,150
،هر چی نباشه
.اتم توسط نازی‌های آلمان شکافته شد

114
00:06:24,360 --> 00:06:27,830
<i>،آلمان نازی
...قادر به ساختِ</i>

115
00:06:27,970 --> 00:06:28,960
<i>.بمب هسته‌ای بود</i>

116
00:06:30,500 --> 00:06:33,120
{\an8}.نگرانی همه ، همین بود
.کاملاً مشخص بود

117
00:06:30,820 --> 00:06:34,050
{\an3}[دکتر مارینا رابینسون اسنودِن]
[کارشناس امنیت هسته‌ای]

118
00:06:33,160 --> 00:06:34,050
{\an8}.کاملاً مبرهن بود

119
00:06:41,520 --> 00:06:44,600
<i>...هفتم دسامبر سال 41 میلادی</i>

120
00:06:45,540 --> 00:06:48,710
<i>.روزی‌ست که مایه ننگ خواهد بود</i>

121
00:06:49,050 --> 00:06:50,610
.توی بندرگاه «پرل هاربور» رخ می‌ده

122
00:06:51,520 --> 00:06:52,560
...اعلام می‌کنم

123
00:06:53,380 --> 00:06:55,890
...که این گونه خیانت را

124
00:06:55,930 --> 00:06:58,620
.به هیچ‌وجه دوباره بر نمی‌تابیم

125
00:07:01,140 --> 00:07:06,150
[حمله‌ی ژاپن به اقیانوس آرام]

126
00:07:02,300 --> 00:07:03,390
{\an8}...حالا دیگه آمریکا

127
00:07:03,430 --> 00:07:05,510
{\an8}.یک رزمنده‌ی آماده به خدمت‌ـه

128
00:07:09,750 --> 00:07:11,350
...نکته اینجاست که

129
00:07:11,490 --> 00:07:13,910
،باید در کمترین زمان ممکن
.وارد عمل می‌شدیم

130
00:07:13,950 --> 00:07:15,510
...چون ممکن بود فردا از خواب بیدار بشیم

131
00:07:15,580 --> 00:07:18,100
{\an8}و هیتلر امتیاز هسته‌ای رو
.به انحصار خودش در بیاره

132
00:07:16,130 --> 00:07:19,050
{\an3}[اَلِن کارّ]
[مورخ باسابقه‌ی آزمایشگاه لس آلاموس]

133
00:07:18,110 --> 00:07:19,360
{\an8}.مسئله‌ای که کسی دوست نداشت اتفاق بیفته

134
00:07:21,200 --> 00:07:25,280
بنابراین ، جایی می‌خواستیم که
...نقشه‌ی بمب رو بکشیم و بسازیم‌ش و آزمایشش کنیم

135
00:07:25,560 --> 00:07:27,640
.و تسلیحات هسته‌ای رو بفرستیم

136
00:07:29,520 --> 00:07:31,590
...ولی قبل از اینکه جایی رو انتخاب کنیم

137
00:07:31,630 --> 00:07:34,960
باید کسی رو پیدا می‌کردیم که
.بتونه مدیریت این سازه رو به عهده بگیره

138
00:07:36,100 --> 00:07:39,710
و راستش ، کسی توقع نداشت
...اوپنهایمر

139
00:07:39,730 --> 00:07:41,950
.سرپرست آزمایشگاه طراحی تسلیحات هسته‌ای بشه

140
00:07:43,890 --> 00:07:46,410
.اون فرا زمینی بود

141
00:07:47,090 --> 00:07:50,230
.هیچ دستاورد بزرگی نداشت

142
00:07:50,670 --> 00:07:53,070
یکی از دانشمندهایی که
:اوپنهایمر رو می‌شناخت ، گفت

143
00:07:53,300 --> 00:07:55,720
{\an8}«.این آدم ، بلد نیست هات‌داگ بساط کنه»

144
00:07:53,680 --> 00:07:56,000
{\an3}[گِرِگ هِرکِن]
[نویسنده‌ی کتاب انجمن بمب‌سازان]

145
00:07:56,970 --> 00:07:58,920
<i>...دوستان اوپنهایمر فکر می‌کردن</i>

146
00:07:58,960 --> 00:08:03,940
<i>.که تاحدودی ، شخصیت دوگانه داره</i>

147
00:08:04,580 --> 00:08:08,250
<i>یه‌بار گفت
...از بچگی»</i>

148
00:08:08,390 --> 00:08:10,340
<i>...نقش مهمی نداشتم»</i>

149
00:08:10,380 --> 00:08:13,190
.به کار مهمی فکر نمی‌کردم
.به آشنا‌ شدن با شخص مهمی فکر نمی‌کردم

150
00:08:13,910 --> 00:08:17,740
واسه همین
.از خودم ، زیاد متنفر نبودم

151
00:08:21,170 --> 00:08:26,470
[سال1904]

152
00:08:29,720 --> 00:08:32,530
<i>.اوپنهایمر ، سال1904 به دنیا اومد</i>

153
00:08:32,730 --> 00:08:35,550
<i>و پا به عصری با
.امکانات زیاد علمی گذاشت</i>

154
00:08:36,900 --> 00:08:39,660
<i>...دو دهه‌ی اول قرن بیستم</i>

155
00:08:40,200 --> 00:08:43,790
{\an8}.عصر روشن‌فکری‌ـه بی‌پروا و حیرت‌انگیز بود

156
00:08:40,750 --> 00:08:43,790
{\an3}[جِنِت کُنانت]
[نویسنده‌ی کتاب 109 خانه در شرق]

157
00:08:44,470 --> 00:08:47,700
...برق ، ماشین ، هواپیما

158
00:08:47,950 --> 00:08:49,920
.همه‌ی این‌ها ، زندگی‌مون رو متحول کردن

159
00:08:50,790 --> 00:08:53,600
{\an8}بعد از اون هم
.در علم ، پیشرفت چشمگیری داشتیم

160
00:08:52,880 --> 00:08:54,100
[اولین کسی که به ماه سفر کرد]
[به نویسندگی ه.ج. وِلز]

161
00:08:54,590 --> 00:08:56,080
...و ظاهراً

162
00:08:56,120 --> 00:08:58,020
.تا حدودی می‌شه توی هر کاری موفق شد

163
00:09:01,480 --> 00:09:02,810
<i>...داستان رابرت اوپنهایمر</i>

164
00:09:02,830 --> 00:09:04,920
<i>.داستان حقیقی‌ـه مهاجران آمریکاست</i>

165
00:09:05,260 --> 00:09:07,840
{\an8}...پدرش ، از اون سر آمریکا میاد

166
00:09:05,510 --> 00:09:07,840
{\an3}[دیوید آیزِنباخ]
[استاد دانشگاه درس تاریخ در دانشگاه کلمبیا]

167
00:09:08,790 --> 00:09:10,630
.تو صنعت پوشاک مشغول به کار می‌شه

168
00:09:11,130 --> 00:09:13,230
.و کلی درآمد کسب می‌کنه

169
00:09:14,360 --> 00:09:18,360
سر از محله‌ی بالانشین غربِ
.خیابان ریورساید درایو در میاره

170
00:09:21,130 --> 00:09:25,620
.یه نقاشی از پیکاسو داشت
.سه‌تا نقاشی از ون‌گوک داشت

171
00:09:27,900 --> 00:09:29,790
<i>.مادرش ، هنرمند چیره‌دست پاریس بود</i>

172
00:09:29,830 --> 00:09:32,860
<i>آثارش رو تو موزه‌های مختلف منهتن
.به نمایش گذاشته بود</i>

173
00:09:34,490 --> 00:09:36,540
<i>.زن نگرانی بود</i>

174
00:09:37,230 --> 00:09:41,210
<i>اصلاً نمی‌ذاشت پسر کوچولوش
.بیرون بره</i>

175
00:09:44,770 --> 00:09:46,420
<i>.واسه‌همین ، رابرت لای پر قو بود</i>

176
00:09:46,770 --> 00:09:48,780
.و تو جامعه ، خیلی معذب بود

177
00:09:50,230 --> 00:09:53,210
<i>،در نهایت ؛ وقتی یه تابستون به اردو رفت
...نسبت به</i>

178
00:09:53,220 --> 00:09:57,820
،نسبت بچه‌های دیگه‌ای که اذیت‌ش می‌کردن
.خیلی پرخاشگر بود

179
00:09:59,480 --> 00:10:03,840
،گفت که بعد از رفتارش
.کل شب رو بدون لباس توی سردخونه انداختن‌ش

180
00:10:05,400 --> 00:10:06,850
.و بدنش رو رنگ سبز زدن

181
00:10:08,100 --> 00:10:09,660
.حتی آلت‌ش

182
00:10:10,390 --> 00:10:13,280
عجیبه که
.اوپنهایمر خُرده نگرفت

183
00:10:13,670 --> 00:10:16,510
.بی چون و چرا ، زیر بارِ تنبیه‌ش رفت

184
00:10:19,470 --> 00:10:21,380
...واسه یه پسر جوون تو اون سن

185
00:10:21,590 --> 00:10:23,930
.واکنش خیلی عجیبی بود

186
00:10:25,250 --> 00:10:28,650
<i>یه پسر نازک‌نارنجی و
...بسیار باهوش رو تجسم کنین</i>

187
00:10:28,730 --> 00:10:31,660
<i>.که نمی‌دونه چطور با بقیه رفتار کنه</i>

188
00:10:32,540 --> 00:10:34,670
.البته منظورم فقط هم‌سن و سال‌های خودش نیست

189
00:10:34,690 --> 00:10:36,380
.خام و بی‌تجربه‌ بود

190
00:10:38,740 --> 00:10:41,430
{\an8}<i>...ظاهراً مهم‌ترین دوره‌ی روانیِ</i>

191
00:10:39,310 --> 00:10:44,280
[سال1925]

192
00:10:41,450 --> 00:10:44,630
<i>.اوپنهایمر ، دوره‌ی دانشگاه بود</i>

193
00:10:46,250 --> 00:10:48,900
<i>،زمانی که برای یادگیری فیزیک
.به کمبریج می‌رفت</i>

194
00:10:49,550 --> 00:10:51,840
{\an8}.ولی زیاد پیگیر نبود

195
00:10:49,600 --> 00:10:51,840
{\an3}[اَلکس وِلِرِستین]
[مورخ هسته‌ای]

196
00:10:52,920 --> 00:10:54,540
.سر از آزمایشگاه در می‌آورد

197
00:10:54,570 --> 00:10:56,380
.اون‌جا ، همه‌چی مرتبط با فیزیک آزمایشگاهی بود

198
00:10:56,660 --> 00:10:58,570
.ولی از هیچی سر در نمی‌آورد

199
00:10:59,570 --> 00:11:02,810
اصلاً نمی‌دونست با دست‌هاش
.چه‌جوری آزمایش انجام بده

200
00:11:05,180 --> 00:11:07,600
.یه جور بحران اعتماد داشت

201
00:11:08,920 --> 00:11:11,670
<i>...این بحران وقتی به سراغش اومد که</i>

202
00:11:12,090 --> 00:11:13,810
...فقط می‌تونم اسمش رو

203
00:11:13,830 --> 00:11:14,990
.بحران روحی» بذارم»

204
00:11:16,280 --> 00:11:19,940
،یکی از دوست‌هاش
.اون رو تو یه کلاس خالی دید

205
00:11:19,960 --> 00:11:22,580
.اوپنهایمر ، رو به رو تخته وایساده بود

206
00:11:23,870 --> 00:11:26,530
<i>:مدام با خودش می‌گفت</i>

207
00:11:27,340 --> 00:11:30,130
.نکته اینجاست»
«.نکته اینجاست. نکته اینجاست

208
00:11:31,260 --> 00:11:33,690
<i>.و هیچوقت هم نتونست حرف‌ش رو بزنه</i>

209
00:11:35,260 --> 00:11:36,830
{\an8}<i>،بعد از اون
...یکی دیگه از دوست‌هاش</i>

210
00:11:36,430 --> 00:11:41,250
{\an3}[مارتین ج. شروین]
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]
«1937-2021»

211
00:11:36,880 --> 00:11:41,220
{\an8}<i>سمت خوابگاهش رفت و
.صدای ناله شنید</i>

212
00:11:41,250 --> 00:11:42,870
<i>...در رو که باز کرد</i>

213
00:11:42,920 --> 00:11:45,220
<i>.اوپنهایمر مثل یه جنین شده بود</i>

214
00:11:45,260 --> 00:11:47,900
<i>چپ و راست غلط می‌خورد و
.ناله می‌کرد</i>

215
00:11:48,940 --> 00:11:51,310
<i>...واقعاً نزدیک بود</i>

216
00:11:51,350 --> 00:11:53,510
<i>.تو اون لحظه ، یه کاری دست خودش بده</i>

217
00:11:55,490 --> 00:11:58,340
<i>.واسه همین ، پیش روانپزشک رفت</i>

218
00:11:58,980 --> 00:12:00,730
<i>...روانپزشک گفت</i>

219
00:12:00,750 --> 00:12:03,230
<i>که به نوعی ، توی عالَم خودش
.زندگی می‌کنه</i>

220
00:12:04,820 --> 00:12:06,790
<i>.دچار بحران هویت شده بود</i>

221
00:12:06,830 --> 00:12:09,870
مسئله‌ای که این روزها نسبت به قبل
.شایع‌تره

222
00:12:10,560 --> 00:12:12,210
<i>.پدر و مادرش ، اون رو به پاریس بردن</i>

223
00:12:12,230 --> 00:12:14,550
<i>.اون‌جا ، پیش یه روانپزشک دیگه رفت</i>

224
00:12:14,610 --> 00:12:17,140
<i>...به روش اصیل فرانسوی</i>

225
00:12:17,730 --> 00:12:20,840
.یه زن کاربلد و شراب قرمز تجویز کرد

226
00:12:21,980 --> 00:12:22,710
...خب

227
00:12:24,250 --> 00:12:25,810
.ما تا همینجاش رو می‌دونیم

228
00:12:28,150 --> 00:12:31,760
<i>.همیشه نمره اول کلاس بود</i>

229
00:12:31,810 --> 00:12:34,390
<i>.باهوش‌ترین دانشجوی کلاس بود</i>

230
00:12:34,430 --> 00:12:37,760
<i>...به‌خاطر توانایی‌های ذهنی‌ش</i>

231
00:12:37,800 --> 00:12:39,710
<i>.همکلاسی‌هاش تحسین‌ش می‌کردن</i>

232
00:12:40,950 --> 00:12:43,490
<i>.که یه‌دفعه ، اُفت کرد</i>

233
00:12:44,880 --> 00:12:47,790
<i>به هیچ‌وجه نمی‌تونست با
.این موضوع کنار بیاد</i>

234
00:12:48,730 --> 00:12:50,710
<i>...چیزی که باعث شد به خودش بیاد</i>

235
00:12:51,920 --> 00:12:56,130
<i>.کشف فیزیک نظری کوانتوم بود</i>

236
00:12:58,030 --> 00:13:00,840
،اون زمان
.عصر طلایی علم فیزیک بود

237
00:13:01,950 --> 00:13:03,870
.بهترین زمان واسه نظریه‌پرداز شدن بود

238
00:13:04,930 --> 00:13:08,490
و اگه جوون و زرنگ باشی و
...مشتاق فکر کردن به

239
00:13:08,530 --> 00:13:10,930
نظریه‌های عجیب و غریب باشی که
...تا حالا به ذهن کسی خطور نکرده

240
00:13:11,470 --> 00:13:14,010
...قطعاً می‌تونی خیلی پیشرفت کنی

241
00:13:14,050 --> 00:13:14,980
.و اسم و رسمی دست و پا کنی

242
00:13:17,600 --> 00:13:19,500
<i>...وقتی اوپنهایمر تصمیم گرفت تا</i>

243
00:13:19,520 --> 00:13:22,260
برای تحصیل ، پیش مکس بورن
...فیزیکدان نظری

244
00:13:22,520 --> 00:13:25,840
...در گوتینگِن آلمان بره

245
00:13:26,480 --> 00:13:27,380
.پیشرفت کرد

246
00:13:29,150 --> 00:13:31,620
...با چند تن از فیزیکدان‌های مطرحِ

247
00:13:31,670 --> 00:13:32,950
.اون زمانِ آلمان دیدار کرد

248
00:13:33,550 --> 00:13:36,740
...دست بر قضا ، هایزنبرگ

249
00:13:36,770 --> 00:13:39,260
.مسئول پروژه بمب اتمی آلمان بود

250
00:13:41,170 --> 00:13:42,400
<i>...زمانی که تو گوتینگن بود</i>

251
00:13:42,590 --> 00:13:45,370
<i>.شخصیت «اوپی» رو از خودش در آورد</i>

252
00:13:47,030 --> 00:13:48,330
.از همین‌جا ، این اسم روش موند

253
00:13:48,340 --> 00:13:50,950
.«بهش می‌گفتن «اوپ جِی
.«که بعد شد «اوپی

254
00:13:52,670 --> 00:13:56,680
اوپی
...دیگه اون پسر جوون آمریکایی سست عنصرِ

255
00:13:56,720 --> 00:13:58,180
.بی‌هدف نبود

256
00:13:59,370 --> 00:14:01,230
...اوپی ، پسر باهوشی بود

257
00:14:01,380 --> 00:14:03,730
.که همیشه پنج قدم از بقیه جلوتر بود

258
00:14:03,980 --> 00:14:05,320
.و همه‌چی رو تو ذهن‌ش مرتب حلاجی می‌کرد

259
00:14:05,820 --> 00:14:08,750
.اوپی ، نابغه‌ای عجیب و خاص بود

260
00:14:08,770 --> 00:14:12,460
خیلی خوش‌قیافه بود و
.مدام سیگار می‌کشید

261
00:14:13,950 --> 00:14:17,420
چند تا عکس ازش
.در دهه‌ی 20 میلادی‌ وجود داره

262
00:14:18,860 --> 00:14:20,130
.با باب‌ دیلن مو نمی‌زد

263
00:14:22,020 --> 00:14:24,540
<i>.چشم‌هاش به پیامبرهای کتاب انجیل رفته بود</i>

264
00:14:24,740 --> 00:14:26,960
<i>.بدن نحیفی داشت</i>

265
00:14:27,270 --> 00:14:29,670
...و کج وامیستاد

266
00:14:29,710 --> 00:14:31,340
.با اون کلاه تمام‌لبه‌ای که سر داشت

267
00:14:33,120 --> 00:14:36,310
...اوپی ، یه‌جور تعبیری

268
00:14:36,720 --> 00:14:39,480
.از کسی که می‌خواست باشه ، بود

269
00:14:41,690 --> 00:14:44,270
.و این بازآفرینی ، به‌شدت موفق‌آمیز بود

270
00:14:49,220 --> 00:14:52,820
[سال1942]

271
00:14:52,850 --> 00:14:54,570
<i>...درحالی که نازی‌ها مثل توده‌های سرطانی</i>

272
00:14:54,610 --> 00:14:57,330
<i>.همچنان در حال پخش‌شدن هستند
...مردم اروپا</i>

273
00:14:57,590 --> 00:14:59,950
<i>.و جهان وارد عصر جدیدی می‌شوند</i>

274
00:15:01,190 --> 00:15:04,380
<i>...قطع به یقین ، نخستین هدف دانشمندان</i>

275
00:15:04,420 --> 00:15:06,880
.شکست‌دادن بمب‌های آلمانی‌ها بود

276
00:15:07,080 --> 00:15:09,530
...هیچ‌چیزی مثل

277
00:15:09,550 --> 00:15:11,050
.بلاتکلیفی نمی‌شه

278
00:15:11,690 --> 00:15:15,080
،و همونطور که خبر داشتن
...احتمال نابودی دنیا

279
00:15:15,150 --> 00:15:21,480
اون‌قدری فاحش بود که
...هر شک و تردیدی به لحاظ اخلاقی و وجدانی

280
00:15:21,510 --> 00:15:22,600
.که ممکن بود داشته باشن رو نقض می‌کرد

281
00:15:23,910 --> 00:15:27,090
...اساساً هر کس که اول دستش به بمب می‌رسید

282
00:15:27,400 --> 00:15:28,850
.فقط توی جنگ جهانی دوم پیروز نمی‌شد

283
00:15:28,890 --> 00:15:30,030
.بر کل دنیا هم حکمرانی می‌کرد

284
00:15:33,430 --> 00:15:35,220
...تابستان سال 1942

285
00:15:35,630 --> 00:15:38,880
،نظارت بر پروژه بمب‌ اتم
.به دست ارتش خواهد افتاد

286
00:15:39,240 --> 00:15:43,670
{\an5}«حوزه‌ی جنگی»

287
00:15:39,320 --> 00:15:42,460
تحت اسم رمز
.«منطقه‌ی مهندسی منهتن»

288
00:15:43,700 --> 00:15:44,970
<i>...پروژه‌ی منهتن</i>

289
00:15:45,160 --> 00:15:46,590
<i>.چالش خیلی بزرگ بود</i>

290
00:15:49,030 --> 00:15:51,920
...برای طراحی نقشه در سطح گسترده‌ی

291
00:15:51,960 --> 00:15:55,950
،عملیات
...ژنرالی پر توان و تنومند

292
00:15:55,990 --> 00:15:57,460
...با 1.92سانت قد

293
00:15:57,470 --> 00:16:00,600
{\an8}[سرلشگر ل.ر. گِروِز]

294
00:15:57,790 --> 00:16:00,310
...و 109 کیلو وزن

295
00:16:00,320 --> 00:16:03,240
.به اسم «لزلی ریچارد گروز» انتخاب کردن

296
00:16:05,240 --> 00:16:07,560
.رابرت از لزلی بدش میومد
.از دیک حرف‌شنوی داشت

297
00:16:09,400 --> 00:16:11,450
{\an8}.ژنرال گروز ، یه مشکل داشت

298
00:16:10,580 --> 00:16:15,090
{\an3}[دکتر میچیو کاکو]
[فیزیکدان نظری]

299
00:16:11,750 --> 00:16:14,370
{\an8}بهش سپرده بودن که
...کسایی رو به کار بگیره

300
00:16:14,400 --> 00:16:15,660
{\an8}.که بمب اتمی می‌سازن

301
00:16:15,700 --> 00:16:18,620
ولی خودش هم می‌دونست که
...منظورمون

302
00:16:18,660 --> 00:16:22,410
.بهترین دانشمندهای جهان هست

303
00:16:24,160 --> 00:16:25,530
.اون‌ها از خود راضی بودن

304
00:16:27,310 --> 00:16:29,640
در این صورت ، مجبورین کسی رو
...بنشونین که

305
00:16:29,980 --> 00:16:30,920
.سختگیره

306
00:16:31,840 --> 00:16:32,810
...مجبورین کسی رو بنشونین

307
00:16:32,830 --> 00:16:36,080
.که علم فیزیک رو بلده
...اسم و رسمی داره

308
00:16:36,250 --> 00:16:38,790
اون وقت ، این از خود راضی‌ها
.ازش حرف‌شنوی دارن

309
00:16:42,570 --> 00:16:45,180
<i>...پاییز سال 1942 ، اوپنهایمر و ژنرال گروز</i>

310
00:16:45,230 --> 00:16:46,950
<i>.با همدیگه آشنا شدن</i>

311
00:16:47,730 --> 00:16:49,990
...هر دوشون

312
00:16:50,010 --> 00:16:51,790
.زمین تا آسمون با هم فرق داشتن

313
00:16:53,350 --> 00:16:55,230
ولی انگار ژنرال گروز ، چیزی رو
...توی وجودش می‌دید

314
00:16:55,420 --> 00:16:57,040
.که کسی تا حالا ندیده بود

315
00:16:58,940 --> 00:17:00,480
{\an8}...وقتی اوپنهایمر رو ببینید

316
00:16:59,300 --> 00:17:02,760
{\an3}[صدای سپهبد ژنرال لزلی گروز]
[1896-1970]
[مدیر پروژه‌‌ی منهتن]

317
00:17:00,620 --> 00:17:02,560
{\an8}.بی‌درنگ ، شیفته‌ش می‌شین

318
00:17:02,580 --> 00:17:03,350
{\an8}.نمی‌تونین جلوی خودتون رو بگیرین

319
00:17:05,690 --> 00:17:07,130
.لنگه نداشت

320
00:17:09,470 --> 00:17:12,370
<i>...بر خلاف توصیه</i>

321
00:17:12,410 --> 00:17:15,250
روءسا ، اوپنهایمر رو
...به عنوان دست راست‌ش

322
00:17:15,280 --> 00:17:16,560
.در جامعه‌ی بر پایه علم منصوب کرد

323
00:17:17,340 --> 00:17:20,820
اوپنهایمر ، تا حالا کار مهمی رو
.رهبری نکرده بود

324
00:17:21,600 --> 00:17:25,100
ولی اوپنهایمر ، خیلی خوب
.همه چی رو توضیح می‌داد

325
00:17:26,160 --> 00:17:27,690
<i>.به شدت ، تو دل برو بود</i>

326
00:17:27,930 --> 00:17:30,310
<i>...و می‌تونست</i>

327
00:17:30,360 --> 00:17:33,480
همه‌چی رو تو یه لحظه
.تو ذهن‌ش حلاجی کنه

328
00:17:33,520 --> 00:17:37,030
.و ارتباط بین‌شون رو متوجه بشه

329
00:17:39,590 --> 00:17:40,660
...ظاهراً این همون

330
00:17:40,700 --> 00:17:42,510
چیزی بود که ژنرال گروز
.توی وجودش فهمیده بود

331
00:17:46,030 --> 00:17:47,910
<i>...به دلیل اهداف امنیتی</i>

332
00:17:48,160 --> 00:17:52,090
<i>این پروژه باید
.در خفا صورت می‌گرفت</i>

333
00:17:53,810 --> 00:17:56,210
<i>...به همین خاطر ، گروز به اوپنهایمر گفت</i>

334
00:17:56,260 --> 00:18:00,020
جایی رو پیشنهاد کنه که
.بشه این پروژه رو عملی کرد

335
00:18:00,650 --> 00:18:03,220
...پیشنهاد اوپنهایمر هم

336
00:18:03,260 --> 00:18:04,750
.صحرای نیومکزیکو بود

337
00:18:06,080 --> 00:18:08,180
.اون‌ها هم رفتن تا محل‌ش رو بررسی کنن

338
00:18:08,840 --> 00:18:10,440
.اسمش «لس آلاموس» بود

339
00:18:13,140 --> 00:18:14,970
<i>.اوپنهایمر ، اون منطقه رو خوب می‌شناخت</i>

340
00:18:15,080 --> 00:18:16,480
.مدت زیادی رو اون‌جا سپری کرده بود

341
00:18:18,320 --> 00:18:21,410
<i>...وقتی تو سن جوونی از نیویورک</i>

342
00:18:22,410 --> 00:18:23,880
<i>...به نیومکزیکو رفت</i>

343
00:18:25,830 --> 00:18:28,060
.مهم‌ترین اتفاق زندگی‌ش رقم خورد

344
00:18:29,960 --> 00:18:32,780
به نیومکزیکو رفت و
...با کابوی‌ها و

345
00:18:32,940 --> 00:18:34,030
.سوارکاری آشنا شد

346
00:18:34,310 --> 00:18:36,470
{\an8}.عاشق اون‌جا بود
.عاشق تک‌تک جاهای شهر بود

347
00:18:34,710 --> 00:18:36,330
{\an3}[چارلز اوپنهایمر]
[نوه‌ی پسری]

348
00:18:38,880 --> 00:18:41,510
<i>یه بار گفت که
...آرزوش ، ترکیب‌کردن</i>

349
00:18:41,540 --> 00:18:43,040
.دو عشق زندگی‌شه

350
00:18:44,240 --> 00:18:46,320
عشق به علم فیزیک و
.عشق به نیومکزیکو

351
00:18:49,360 --> 00:18:51,910
.و البته موفق هم شد

352
00:18:53,930 --> 00:18:55,610
[ملک دولت آمریکا]
[.نزدیک نشوید]

353
00:18:55,870 --> 00:18:57,530
<i>...یه‌دفعه ، سر و کله‌ی دولت آمریکا</i>

354
00:18:57,770 --> 00:19:00,050
<i>...با بولدوزرها و نقشه‌کش‌ها و</i>

355
00:19:00,290 --> 00:19:01,950
<i>...کارگرها و صنعتگرها پیدا شده بود</i>

356
00:19:01,990 --> 00:19:05,030
<i>...تا یه محله و آزمایشگاهی بسازن</i>

357
00:19:06,280 --> 00:19:08,800
.چیزی که تا قبل‌ش رو نقشه نبود

358
00:19:11,160 --> 00:19:12,700
<i>.کارشون رو با خراش‌دادن شروع کنین</i>

359
00:19:14,760 --> 00:19:16,700
<i>...بیشتر کارهایی که اون زمان می‌کردن</i>

360
00:19:16,750 --> 00:19:18,610
<i>.عجیب و غریب بود</i>

361
00:19:17,120 --> 00:19:19,260
[شلیک با مجوز در دست اقدام است]

362
00:19:19,280 --> 00:19:20,470
...اصلاً از بابت موفقیت این کار

363
00:19:20,510 --> 00:19:21,630
.مطمعن نبودن

364
00:19:21,670 --> 00:19:22,810
.همه چی بر پایه نظریه بود

365
00:19:22,830 --> 00:19:24,640
[درب اصلی پروژه‌ی لس آلاموس]

366
00:19:24,690 --> 00:19:27,490
می‌دونستن که باید
...بهترین دانشمندها رو به‌کار بگیرن

367
00:19:27,510 --> 00:19:31,070
اگه می‌خواستن قبل از
.نازی‌ها ، دست‌شون به این سلاح برسه

368
00:19:36,180 --> 00:19:37,160
<i>...آلبرت انیشتین</i>

369
00:19:37,180 --> 00:19:38,700
<i>.از آمریکا فرار کرد</i>

370
00:19:39,110 --> 00:19:41,470
<i>.او ، نخستین دانشمند پناهنده‌ست</i>

371
00:19:41,720 --> 00:19:43,660
<i>...به نحوی دانشگاه‌های آلمان</i>

372
00:19:43,700 --> 00:19:44,630
<i>.نابغه‌ها را مال خود می‌کنند</i>

373
00:19:47,090 --> 00:19:49,220
<i>،هیاهوی سرتاسر اروپا
...باعث خروج اجباری</i>

374
00:19:49,250 --> 00:19:52,980
.بسیاری از فیزیکدان‌های برجسته شد

375
00:19:54,940 --> 00:19:55,880
.انریکو فِرمی

376
00:19:58,080 --> 00:19:59,110
.هانس بِتِه

377
00:20:01,240 --> 00:20:02,210
.ادوارد تلر

378
00:20:03,000 --> 00:20:06,460
که به خاطر پیشرفت بمب هیدروژن
.شهرت داشت

379
00:20:06,950 --> 00:20:09,310
...لیست رو که نگاه بندازیم

380
00:20:09,380 --> 00:20:12,490
.اشخاص مهم بسیاری رو می‌بینیم

381
00:20:14,130 --> 00:20:16,160
...اوپنهایمر به

382
00:20:16,210 --> 00:20:17,620
.جذابیت روشنفکری‌ش معروف بود

383
00:20:18,460 --> 00:20:19,730
...می‌تونست دور تا دور کشور رو بگرده

384
00:20:19,870 --> 00:20:22,400
.و به نوعی نبوغ‌ش رو به رخ بقیه بکشه

385
00:20:22,440 --> 00:20:23,980
.ملّت هم که از خداشون بود

386
00:20:25,220 --> 00:20:26,150
...می‌گفت

387
00:20:26,490 --> 00:20:29,070
«.متأسفانه نمی‌تونم اطلاعاتی بهتون بدم»

388
00:20:30,660 --> 00:20:34,020
...ولی می‌تونم بهتون بگم که اگه موفق بشیم»

389
00:20:34,490 --> 00:20:36,550
«.ممکنه به این جنگ خاتمه بده»

390
00:20:37,220 --> 00:20:39,610
«.حتی ممکنه به هرگونه جنگی خاتمه بده»

391
00:20:40,510 --> 00:20:41,800
...اوپنهایمر ازم خواست

392
00:20:41,820 --> 00:20:43,760
.که برم پیشش تو لس آلاموس

393
00:20:45,170 --> 00:20:46,670
{\an8}.منم گفتم از خدامه

394
00:20:45,410 --> 00:20:50,030
{\an3}[صدای رابرت کریستی]
[1916-2012]
[فیزیکدان نظری پروژه‌ی منهتن]

395
00:20:47,570 --> 00:20:49,400
{\an8}...مثل بیشتر دانشجوهاش

396
00:20:49,440 --> 00:20:52,860
{\an8}.بگی‌نگی تا ته دنیا کنارش وامیسادم

397
00:20:54,370 --> 00:20:57,100
اگه این فرصت رو داشتین تا
...به خاطر جنگ با نازی‌ها

398
00:20:57,340 --> 00:20:59,670
...اون سر کوه بی‌نظیر برین

399
00:20:59,740 --> 00:21:02,440
...و مهم‌ترین کار فیزیکی تاریخ رو انجام بدین

400
00:21:02,560 --> 00:21:03,570
چی‌کار می‌کردین؟

401
00:21:04,580 --> 00:21:06,110
.من بودم سریع خودم رو اون‌جا می‌رسوندم

402
00:21:08,170 --> 00:21:09,180
...فکر نکنم مردم

403
00:21:09,220 --> 00:21:11,190
.خیلی به تبعات‌ش توجه می‌کردن

404
00:21:11,210 --> 00:21:12,260
می‌شه سرزنش‌شون کرد؟

405
00:21:13,700 --> 00:21:14,980
<i>...همه‌‌مون می‌دونستیم</i>

406
00:21:15,020 --> 00:21:17,410
<i>...که در هر صورت</i>

407
00:21:17,840 --> 00:21:24,420
،به وضوح و بی‌محابا
.تاریخ بشر رو تحت تأثیر قرار می‌دیم

408
00:21:30,280 --> 00:21:32,270
<i>...وقتی که آزمایشگاه ساخته شد</i>

409
00:21:32,310 --> 00:21:33,520
<i>.اوپنهایمر ، پدر خانواده بود</i>

410
00:21:34,200 --> 00:21:35,900
<i>.عیال‌وار بود
.یه پسر کوچولو داشت</i>

411
00:21:38,030 --> 00:21:40,360
{\an8}طی مدتی که مدیریت آزمایشگاه رو
.بر عهده داشت

412
00:21:41,080 --> 00:21:42,620
.یه دختر کوچولو هم داشت

413
00:21:44,200 --> 00:21:46,250
...تابستان 1939

414
00:21:46,270 --> 00:21:48,560
{\an8}.تو مهمونی مشروب‌خوری برکلی بود

415
00:21:48,760 --> 00:21:51,670
و خانم جوونی به اسم
...«کیتی پونینگ»

416
00:21:51,710 --> 00:21:57,500
از اون سر باغ ، زیر نظرش داشت و
.سریع ، تو نخ‌ش رفت

417
00:21:59,780 --> 00:22:03,300
.آتیش‌پاره‌ای واسه خودش بود

418
00:22:08,280 --> 00:22:11,300
.عاشق همدیگه شدن
...و سال 1940

419
00:22:11,320 --> 00:22:12,440
.حامله شد

420
00:22:16,440 --> 00:22:18,140
<i>.تا ابد با هم زندگی کردن</i>

421
00:22:18,810 --> 00:22:20,450
{\an8}<i>حواس‌ت باشه که نگفتم
«.به خوبی و خوشی»</i>

422
00:22:22,240 --> 00:22:24,480
.همدیگه رو دوست داشتن

423
00:22:25,110 --> 00:22:28,950
.اما زندگی زناشویی پر دردسری بود
...اون هم به خاطر

424
00:22:28,970 --> 00:22:34,130
مشکلات زندگی رابرت و
...تفاوت‌های شخصیت‌شون

425
00:22:34,160 --> 00:22:36,750
.دغدغه‌های محیط پیرامون‌شون

426
00:22:40,810 --> 00:22:42,090
<i>.استاد دانشگاه بود</i>

427
00:22:42,110 --> 00:22:43,890
<i>.زیست‌شناس و گیاه‌شناس هم بود</i>

428
00:22:44,300 --> 00:22:46,500
سرانجام ، ازدواج‌شون
...باعث شد

429
00:22:46,840 --> 00:22:48,120
،سال‌ها در لس آلاموس
.زندگی به همین شکل تداوم پیدا کنه

430
00:22:49,280 --> 00:22:49,610
...به نظرم

431
00:22:49,630 --> 00:22:53,400
{\an8}...به خاطرِ بودن تنها به عنوانِ

432
00:22:53,850 --> 00:22:55,890
.همسر و مادر ، خیلی کلافه شده بود

433
00:22:58,390 --> 00:23:00,540
{\an8}<i>.آب و هوای لس آلاموس بهش نمی‌ساخت</i>

434
00:22:58,760 --> 00:23:00,980
[به دلیل قطعی آب ، تا اطلاع ثانوی بسته می‌باشد]

435
00:23:02,220 --> 00:23:04,250
{\an8}.آدم تنها و الکلی‌ای بود

436
00:23:05,780 --> 00:23:08,650
.و به نوعی ، گرفتار الکل شد

437
00:23:14,230 --> 00:23:17,790
اوپنهایمر به مخلوط‌کردن
.جین مارتینی‌هاش معروف بود

438
00:23:19,940 --> 00:23:24,480
دانشمندهاش رو وا می‌داشت
...کل هفته رو سخت کار کنن

439
00:23:25,020 --> 00:23:27,380
.تا آخر هفته‌ها رو حسابی خوش بگذرونن

440
00:23:29,230 --> 00:23:31,280
<i>.صبح یکشنبه‌ها ، همه مست و پاتیل بودن</i>

441
00:23:31,440 --> 00:23:33,630
<i>.ولی حسابی کار می‌کردن
.جون می‌کندن</i>

442
00:23:33,650 --> 00:23:34,570
<i>.و همکاری می‌کردن</i>

443
00:23:35,170 --> 00:23:37,230
{\an8}.و بخش بزرگی‌ش به خاطر اوپنهایمر بود

444
00:23:42,390 --> 00:23:44,570
<i>...پروژه‌ی لس آلاموس واسه‌ی بیشتر این جماعت</i>

445
00:23:44,600 --> 00:23:46,950
<i>.سرنوشت‌سازترین سال‌های عمرشون بود</i>

446
00:23:50,750 --> 00:23:52,540
<i>.فکر می‌کردن بخشی از یک اتفاق مهم هستن</i>

447
00:23:53,190 --> 00:23:55,570
<i>.بخشی از یک اتفاق مهم و تأثیرگذار</i>

448
00:23:56,880 --> 00:24:00,850
<i>و حرف این این مرد جوون چشم آبیِ
...آب زیرکاه</i>

449
00:24:00,870 --> 00:24:05,730
<i>و عجیب که همه تعریف‌ش می‌کردن رو
.گوش می‌کردن</i>

450
00:24:11,950 --> 00:24:12,850
[محل خرید و فروش دام‌های لس‌آلاموس]

451
00:24:12,860 --> 00:24:14,370
<i>.من توی لس آلاموس بزرگ شدم</i>

452
00:24:16,740 --> 00:24:20,010
{\an8}<i>.آخه پدرم در طول پروژه‌ی منهتن اون‌جا بود</i>

453
00:24:22,160 --> 00:24:27,370
.جای...عجیبی واسه زندگی بود

454
00:24:27,510 --> 00:24:31,230
،چون سه بار در طول روز
.انفجار رخ می‌داد

455
00:24:32,820 --> 00:24:35,710
انفجارها در ساعات 10 و 12 و 3
.رخ می‌داد

456
00:24:35,910 --> 00:24:37,210
...وقتی هم کلاس اول باشی

457
00:24:37,230 --> 00:24:38,900
.انفجار یعنی مدرسه تعطیله
.وقت نهاره و الفرار

458
00:24:41,330 --> 00:24:43,040
...راستش به عنوان بچه‌ها‌ی کوچک

459
00:24:43,080 --> 00:24:44,650
.کُشته‌مُرده‌ی انفجار بودیم

460
00:24:47,390 --> 00:24:49,110
:یه بار از پدرم پرسیدم

461
00:24:49,130 --> 00:24:50,080
«کا...کارِتون چیه؟»

462
00:24:50,840 --> 00:24:53,250
اون هم گفت
...خب. داریم کاری رو می‌کنیم»

463
00:24:53,290 --> 00:24:54,760
«.که تا حالا کسی نکرده

464
00:24:55,500 --> 00:24:57,680
پیش خودم گفتم
.حتماً کار خفنی‌ـه»

465
00:24:57,890 --> 00:24:58,720
«.حالا هر کاری که هست

466
00:25:04,590 --> 00:25:08,790
[سال 1944]

467
00:25:10,090 --> 00:25:13,850
<i>حدود یه سال
.درگیر ساخت آزمایشگاه بودیم</i>

468
00:25:14,320 --> 00:25:15,870
<i>...و به این نتیجه رسیدیم که</i>

469
00:25:15,890 --> 00:25:17,620
خیلی سخت‌تر از چیزی بود
.که فکر می‌کردیم

470
00:25:18,520 --> 00:25:20,330
.کوچک‌ترین کار هم سخته

471
00:25:21,230 --> 00:25:24,340
.چه برسه به این دستگاه‌های خیلی پیشرفته

472
00:25:25,870 --> 00:25:28,210
.سلاح هسته‌ای ، یه طرح نیست

473
00:25:28,470 --> 00:25:32,310
سلاح هسته‌ای رو به چشم
...یه عالمه طرح ببینین

474
00:25:32,330 --> 00:25:35,180
.که به صورت مجموعه در میان
.و با هم به نتیجه می‌رسن

475
00:25:37,510 --> 00:25:40,530
،واسه ساخت بمب اتمی
.سوخت نیاز دارین

476
00:25:43,290 --> 00:25:45,840
<i>ما پلوتونیوم و
.اورانیوم غنی‌شده داشتیم</i>

477
00:25:45,930 --> 00:25:47,620
...دو تا عنصر مختلف داشتیم

478
00:25:47,640 --> 00:25:49,050
.که می‌خواستیم ازشون استفاده کنیم

479
00:25:50,000 --> 00:25:53,550
.پلوتونیوم ، عنصر بهتری واسه استفاده بود

480
00:25:53,730 --> 00:25:55,070
.مقدار زیادی ازش وجود داشت

481
00:25:55,320 --> 00:25:57,300
،ولی واسه ساختن بمب
.مقدار کم هم کفایت می‌کنه

482
00:25:57,940 --> 00:26:00,510
ولی به این راحتی نمی‌شد
.منفجرش کرد

483
00:26:02,670 --> 00:26:07,410
{\an8}مرحله‌ی اول ساخت بمب
.سوار کردن سلاح‌ـه

484
00:26:03,910 --> 00:26:07,410
{\an3}[رابرت اس.نوریس]
[نویسنده‌ی کتاب رقابت بر سر بمب اتم]

485
00:26:08,610 --> 00:26:12,730
.قرار بود دو قطعه‌ی عنصری داشته باشه

486
00:26:09,240 --> 00:26:10,550
{\an4}[مواد منفجره‌ی غیر اتمی]
[حلقه‌های اورانیوم]

487
00:26:10,550 --> 00:26:13,470
{\an6}[لوله‌ی اورانیوم]
[آغازگر واکنش نوترونی]

488
00:26:13,570 --> 00:26:15,110
.و محکم به همدیگه بکوبیم‌شون

489
00:26:15,430 --> 00:26:16,920
[انفجار هسته‌ای]

490
00:26:16,950 --> 00:26:19,330
باعث افزایش حاد جرم و
.انفجار می‌شه

491
00:26:20,030 --> 00:26:22,650
،و اگه از اورانیوم بسیار غنی‌شده استفاده می‌شد
.نتیجه بخش بود

492
00:26:23,190 --> 00:26:27,260
تا اینکه یه روز متوجه شدن که
.پلوتونیوم به کار نمیاد

493
00:26:28,360 --> 00:26:31,650
معلوم شد که
...پلوتونیوم انقدری واکنش‌پذیره

494
00:26:32,210 --> 00:26:34,150
...که نمی‌شد اون رو از لوله

495
00:26:34,170 --> 00:26:36,070
.حتی با سرعت 900متر بر ثانیه شلیک کرد

496
00:26:36,600 --> 00:26:37,240
.از بین می‌رفت

497
00:26:37,360 --> 00:26:39,680
،قبل از اینکه توی لوله بره
.متلاشی می‌شد

498
00:26:40,550 --> 00:26:41,460
.شوک بزرگی بود

499
00:26:41,490 --> 00:26:43,610
...آخه این عنصر پلوتونیومی

500
00:26:43,630 --> 00:26:47,080
.صدها میلیون دلار رو به باد داده بود

501
00:26:51,370 --> 00:26:52,680
<i>.اوپنهایمر نگران بود</i>

502
00:26:52,730 --> 00:26:54,600
کارکن‌های لس آلاموس هم
.نگران بودن

503
00:26:56,160 --> 00:26:59,190
.می‌خواست استعفا بده
.خیلی ناراحت بود

504
00:26:59,220 --> 00:27:01,780
...ولی دوست‌های آزمایشگاهی‌ش بهش گفتن

505
00:27:01,800 --> 00:27:02,780
.نمی‌شه رابرت»

506
00:27:03,240 --> 00:27:05,130
باید بمونی و
.کار رو تموم کنی

507
00:27:05,150 --> 00:27:07,190
.باید بمونی
«.باید تموم‌ش کنیم

508
00:27:07,210 --> 00:27:09,130
.در آخر ، به ناچار موندگار شد

509
00:27:12,610 --> 00:27:14,240
<i>...جنگ ، تحت فرماندهی کامل</i>

510
00:27:14,280 --> 00:27:15,770
<i>.فرمانده دوآیت د.آیزنهاور است</i>

511
00:27:15,920 --> 00:27:18,250
<i>نیروهای متفقین
...حدود سه میلیون سرباز را</i>

512
00:27:18,280 --> 00:27:19,330
<i>.برای جنگ ، آموزش داده‌اند</i>

513
00:27:20,870 --> 00:27:22,410
<i>...در آن سوی کانال</i>

514
00:27:24,250 --> 00:27:25,480
<i>...نازی‌ها نیز</i>

515
00:27:25,500 --> 00:27:27,440
<i>از بسیج‌شدن نیروهای متفقین
.باخبر هستند</i>

516
00:27:28,830 --> 00:27:30,910
<i>.و خودشان را آماده می‌کنند</i>

517
00:27:34,950 --> 00:27:36,120
<i>...اوپنهایمر از این می‌ترسید</i>

518
00:27:36,160 --> 00:27:38,340
<i>.که نکنه آماده‌ی رقابت با آلمانی‌ها باشه</i>

519
00:27:38,960 --> 00:27:41,110
...حتی اواخر تابستان سال 1944

520
00:27:41,130 --> 00:27:42,710
...روح‌شون هم خبر نداشت

521
00:27:42,750 --> 00:27:45,200
.که پروژه بمب آلمانی‌ها تا چه حد پیشرفت کرده

522
00:27:48,140 --> 00:27:50,500
...و خب اگه مشکل پلوتونیوم رو حل نمی‌کردن

523
00:27:50,710 --> 00:27:52,320
ممکن بود بمب رو
.به موقع تحویل ندن

524
00:27:54,000 --> 00:27:56,660
...اوپنهایمر از کارکنان‌های آزمایشگاه

525
00:27:56,990 --> 00:27:58,580
.بی‌‌گاری می‌کشید

526
00:28:00,980 --> 00:28:03,700
<i>...واسه ساخت بمب‌های دیگه‌ای</i>

527
00:28:03,730 --> 00:28:05,390
<i>...که همون اول ردشون کرده بودن</i>

528
00:28:05,430 --> 00:28:06,600
<i>.کلی فکر به سرشون زد</i>

529
00:28:06,620 --> 00:28:08,560
<i>.ولی جواب ندادن
.چون خیلی سخت بودن</i>

530
00:28:09,260 --> 00:28:11,460
،ولی یکی‌‌ از طراحی‌ها
.اسمش «انفجار درونی» بود

531
00:28:13,760 --> 00:28:16,640
،به طور خلاصه
...طرح انفجار درونی این جوری بود که

532
00:28:16,850 --> 00:28:19,030
یه توپ توپر پلوتونیومی رو
.استفاده می‌کردن

533
00:28:19,050 --> 00:28:21,280
...یه گوی توپر پلوتونیومی

534
00:28:21,320 --> 00:28:23,610
.به اندازه یه توپ بیسبال
.شایدم یه‌کم کوچک‌تر

535
00:28:24,320 --> 00:28:29,000
و با هزاران کیلوگرم مواد منفجره
.پوشانده می‌شد

536
00:28:25,120 --> 00:28:27,860
{\an6}[لایه افزوده]

537
00:28:27,880 --> 00:28:30,480
{\an4}[مواد منفجره]

538
00:28:30,560 --> 00:28:33,300
این مواد منفجره‌ی بسیار قوی
.به طور خیلی خاصی فرآوری شده بود

539
00:28:33,810 --> 00:28:36,900
تا وقتی منفجر بشن
...به نوعی

540
00:28:36,940 --> 00:28:40,900
.به کانون موج انفجار این توپ برسن

541
00:28:41,040 --> 00:28:43,100
.از بالا و پایین فشار بیارن

542
00:28:43,180 --> 00:28:44,700
.به هر دو سمت فشار بیارن

543
00:28:44,740 --> 00:28:46,240
...از همه طرف

544
00:28:46,270 --> 00:28:49,590
نیروی انفجاری بسیار زیادی
.بهش فشار میاورد

545
00:28:51,030 --> 00:28:54,190
هدف‌ این بود که
...این فشار رو

546
00:28:54,220 --> 00:28:58,380
به طور مساوی
.درون پلوتونیوم قرار بدیم

547
00:28:58,790 --> 00:29:01,430
،اگه نامتوازن بود
.ممکن بود جواب نده

548
00:29:01,970 --> 00:29:05,100
،باید خیلی سریع
...فشار مناسب رو وارد می‌کردیم

549
00:29:05,320 --> 00:29:08,810
،تا این ذرات بنیادی اتم
.محکم به هم برخورد کنن

550
00:29:08,840 --> 00:29:12,090
...تا باعث این واکنش
.حیرت انگیز بشن

551
00:29:13,640 --> 00:29:14,640
<i>.انجام این کار ، خیلی سخت بود</i>

552
00:29:15,890 --> 00:29:19,110
<i>.به هر صورت ، مشکل دیگه‌ای وجود داشت</i>

553
00:29:19,600 --> 00:29:21,800
این ، فناوری‌ای بود که
...ده سال پیشرفت فناوری

554
00:29:21,840 --> 00:29:23,020
.برای دستیابی بهش نیاز بود

555
00:29:23,040 --> 00:29:24,400
.اون‌ها ده سال وقت نداشتن
.یه سال وقت داشتن

556
00:29:28,590 --> 00:29:30,910
<i>...ِاوپنهایمر ، شب و روز مشغول</i>

557
00:29:30,950 --> 00:29:32,080
<i>.ساخت بمب بود</i>

558
00:29:32,790 --> 00:29:36,940
،و با پیشرفت پروژه
...تیم امنیتی بیشتری هم

559
00:29:36,960 --> 00:29:39,160
.برای محافظت از پروژه حاضر شدن

560
00:29:39,900 --> 00:29:40,360
...و با اینکه

561
00:29:40,380 --> 00:29:43,910
...نزد بیشتر دانشمندهای

562
00:29:43,960 --> 00:29:46,010
،پروژه لس آلاموس
...محبوب و محترم بود

563
00:29:46,230 --> 00:29:49,260
[پایگاه امنیتی انرژی هسته‌ای ایالات متحده]

564
00:29:46,590 --> 00:29:49,390
{\an8}.در دام سوء ظن بسیار بدی افتاد

565
00:29:49,810 --> 00:29:52,330
...چون کارهای گذشته‌ش

566
00:29:52,510 --> 00:29:54,630
...به احتمال

567
00:29:54,840 --> 00:29:57,050
خطر امنیتی بودن‌ش
.قوت می‌بخشیدن

568
00:29:57,770 --> 00:30:02,310
[کالیفورنیا ، برکلی]
[دهه‌ی 30 میلادی]

569
00:30:11,220 --> 00:30:12,910
<i>...زمانی که اوپنهایمر</i>

570
00:30:12,950 --> 00:30:15,240
توی دانشگاه کالیفورنیای برکلی
...درس می‌داد

571
00:30:15,320 --> 00:30:19,220
.واقعاً توی یه عالم دیگه بود

572
00:30:20,110 --> 00:30:21,910
.تمرکزش رو علم بود

573
00:30:22,290 --> 00:30:24,910
.تا اینکه دوران رکود اقتصادی شروع شد

574
00:30:27,100 --> 00:30:29,210
...در کمال ناباوری متوجه شد

575
00:30:29,280 --> 00:30:32,200
.که دانشجوهاش ، بیشتر مواقع غذا نمی‌خورن

576
00:30:33,120 --> 00:30:35,660
یکی‌ از دانشجوهاش بهم گفت
...با

577
00:30:37,080 --> 00:30:39,040
غذای گربه و کنسروهای غذای گربه
.خودش رو سیر می‌کنه

578
00:30:39,090 --> 00:30:40,470
.آخه فقط پول همون رو داشت

579
00:30:42,470 --> 00:30:47,160
...وقتی اوپنهایمر از این مصیبت باخبر شد

580
00:30:47,180 --> 00:30:48,680
.به کل تغییر کرد

581
00:30:52,320 --> 00:30:54,880
<i>...خب طبیعتاً اوپنهایمر</i>

582
00:30:54,900 --> 00:30:57,530
<i>...مثل بیشتر دوستانش در برکلی</i>

583
00:30:58,090 --> 00:31:00,470
.چپ‌گرا شد

584
00:31:03,360 --> 00:31:06,290
[دعوتنامه]
[به حزب کمونیست بپیوندید]

585
00:31:06,320 --> 00:31:08,830
[حزب کمونیست]

586
00:31:08,920 --> 00:31:12,990
<i>در دهه‌ی 30 میلادی
.کمونیسم ، موضوع جالبی بود</i>

587
00:31:14,750 --> 00:31:15,810
<i>.اینترنت نبود</i>

588
00:31:15,860 --> 00:31:17,730
<i>...ملّت در لحظه از کارِ</i>

589
00:31:17,760 --> 00:31:19,180
<i>.شوروی خبر نداشتن</i>

590
00:31:19,230 --> 00:31:21,630
در حالی که جوزف استالین
...داشت

591
00:31:21,640 --> 00:31:24,420
.20میلیون از مردم خودش رو می‌کُشت

592
00:31:30,010 --> 00:31:32,620
در مقابل ، چیزی که
...مردم آمریکا می‌دیدن این بود که

593
00:31:32,870 --> 00:31:35,860
...می‌گم‌ ، تو شوروی

594
00:31:36,080 --> 00:31:39,210
.همه آزاد و برابرن
.همه شاغل‌ن

595
00:31:39,230 --> 00:31:41,960
.خونه و زندگی دارن
.آینده دارن

596
00:31:41,980 --> 00:31:44,640
.نقش مهمی توی جامعه دارن

597
00:31:46,970 --> 00:31:49,670
...خب وقتی کسی شکم‌ش سیر نباشه

598
00:31:50,660 --> 00:31:52,790
.این چیزها جالب به نظر میاد

599
00:31:56,500 --> 00:32:00,220
...اینکه اوپنهایمر واقعاً و رسماً

600
00:32:00,270 --> 00:32:01,560
،عضو حزب کمونیست شده
.مشخص نیست

601
00:32:02,620 --> 00:32:04,250
.ولی برادرش عضو کمونیست بود

602
00:32:04,430 --> 00:32:06,390
فرانک اوپنهایمر
.عضو این حزب بود

603
00:32:06,870 --> 00:32:09,360
،جکی ، همسر فرانک
.عضو این حزب بود

604
00:32:10,300 --> 00:32:12,560
...خیلی از دوست‌های صمیمی‌ اوپنهایمر

605
00:32:12,580 --> 00:32:13,950
.عضو حزب کمونیست بودن

606
00:32:13,990 --> 00:32:16,230
خیلی از دانشجوهاش تو برکلی و
...شهرهای دیگه

607
00:32:16,250 --> 00:32:18,530
.عضو حزب کمونیست بودن

608
00:32:20,210 --> 00:32:21,960
<i>...در اواسط دهه‌ی 30 میلادی</i>

609
00:32:21,980 --> 00:32:24,580
<i>با خانم جوونی به اسم
...جین تاتلاک» آشنا شد»</i>

610
00:32:24,820 --> 00:32:28,040
<i>.که روانپزشکی می‌خوند</i>

611
00:32:28,380 --> 00:32:29,710
<i>.زن جوون بااستعدادی بود</i>

612
00:32:31,120 --> 00:32:32,340
.عاشق‌ش شد

613
00:32:34,510 --> 00:32:36,120
<i>.دو بار نامزد کردن</i>

614
00:32:36,930 --> 00:32:39,760
...به نظرم تعبیر درستیه

615
00:32:39,790 --> 00:32:41,270
.اگه بگم فکر و ذکرش شده بود

616
00:32:42,550 --> 00:32:43,790
.یه کمونیست بود

617
00:32:43,860 --> 00:32:45,980
اوپنهایمر هم
.به موضوع‌های کمونیستی علاقه داشت

618
00:32:47,260 --> 00:32:48,900
<i>...به مدت چهار سال</i>

619
00:32:48,940 --> 00:32:51,940
...اوپنهایمر کمک‌مالی هنگفتی

620
00:32:51,990 --> 00:32:53,350
.به حزب کمونیست کرد

621
00:32:54,240 --> 00:32:57,960
ولی فعالیت‌های سیاسی‌ش
.کم‌کم مورد توجه قرار گرفتن

622
00:33:02,590 --> 00:33:04,300
<i>...اون قدیم‌ها ، کار اف.بی.آی این بود که</i>

623
00:33:04,330 --> 00:33:05,460
<i>.ردّ کمونیست‌ها رو بزنن</i>

624
00:33:07,660 --> 00:33:08,530
<i>...پرسه می‌زدن و</i>

625
00:33:08,540 --> 00:33:10,830
<i>...پلاک ماشین‌هایی که</i>

626
00:33:10,850 --> 00:33:13,460
<i>جلوی خونه یا ساختمونی پارک کرده بودن رو
.می‌کندن تا از روشون پیداشون کنن</i>

627
00:33:14,400 --> 00:33:15,710
{\an8}...همین موقع بود که اوپنهایمر

628
00:33:15,690 --> 00:33:17,730
{\an3}[گِرِگ هِرکِن]
[نویسنده‌ی کتاب انجمن بمب‌سازان]

629
00:33:15,730 --> 00:33:17,730
{\an8}،برای اولین‌بار
.توجه اف.بی.آی رو به خودش جلب کرد

630
00:33:18,480 --> 00:33:21,320
<i>حتی وقتی که پروژه‌ی بمب سطح اول رو
...رهبری می‌کرد</i>

631
00:33:19,380 --> 00:33:22,230
{\an8}[اداره‌ی تحقیقات فدرال]

632
00:33:21,380 --> 00:33:24,630
<i>اف.بی.آی شنودش می‌کرد و
.ردّش رو دنبال می‌کرد</i>

633
00:33:24,910 --> 00:33:28,530
،سازمان اطلاعات
.مدام بازجویی‌ش می‌کرد

634
00:33:29,360 --> 00:33:31,430
<i>...به نظرم خیلی عجیب بود که</i>

635
00:33:31,460 --> 00:33:32,420
<i>.با این قضیه مشکلی نداشت</i>

636
00:33:32,450 --> 00:33:35,410
<i>چون پیش خودش فکر می‌کرد که
.کار درستی رو انجام می‌ده</i>

637
00:33:36,870 --> 00:33:39,160
<i>حتی به دیدنِ
.دوست‌دختر سابق‌ش رفت</i>

638
00:33:39,180 --> 00:33:41,460
<i>.در حالی که نباید همچین کاری می‌کرد</i>

639
00:33:44,270 --> 00:33:47,800
<i>،در سال 1943
.با جین تاتلاک در تماس بود</i>

640
00:33:48,280 --> 00:33:50,490
داشت با بحران عاطفی‌ش
.دست و پنجه نرم می‌کرد

641
00:33:50,500 --> 00:33:51,500
.و دلش می‌خواست اوپنهایمر رو ببینه

642
00:33:51,780 --> 00:33:53,560
.با جین در ارتباط بود

643
00:33:53,660 --> 00:33:55,120
.هنوزم دوست‌ش داشت

644
00:33:55,860 --> 00:33:58,670
.باهاش به هم زده بود
.اوپنهایمر هم با کیتی ازدواج کرده بود

645
00:33:58,870 --> 00:34:02,950
ولی می‌دونست که
.جین تاتلاک افسرده شده

646
00:34:03,480 --> 00:34:04,920
.واسه همین هم رفت ببینت‌ش

647
00:34:08,340 --> 00:34:09,940
{\an8}[به ایالت کالیفورنیا خوش آمدید]
[شهرستان سن برناردینو]

648
00:34:08,730 --> 00:34:11,870
<i>باید از لس آلاموس
.به سن فرانسیسکو می‌رفت</i>

649
00:34:16,710 --> 00:34:18,410
<i>...و البته برای حزب</i>

650
00:34:18,710 --> 00:34:21,360
.این‌ کار ، یه...یه خط قرمز بود

651
00:34:22,640 --> 00:34:25,350
.دو نفر ، بیرون آپارتمان منتظر بودن

652
00:34:26,720 --> 00:34:29,440
<i>.جین تاتلاک زیر نظر بود</i>

653
00:34:30,120 --> 00:34:32,470
<i>.هنوزم عضو حزب کمونیست بود</i>

654
00:34:33,880 --> 00:34:35,380
<i>.اوپنهایمر ، شب رو پیشش موند</i>

655
00:34:36,040 --> 00:34:36,850
<i>.یه‌بار عاشق همدیگه شدن</i>

656
00:34:36,870 --> 00:34:39,430
به نظرم ، اون شب
.دوباره این اتفاق رقم خورد

657
00:34:44,310 --> 00:34:47,770
<i>...به سرهنگ بوریس پاش</i>

658
00:34:47,800 --> 00:34:49,550
<i>...که رئیس اطلاعات سپاهِ</i>

659
00:34:49,570 --> 00:34:50,960
<i>،کرانه‌ی باختری بود
.گزارش دادن</i>

660
00:34:51,380 --> 00:34:54,430
،به عقیده‌ی پاش
...این اتفاق

661
00:34:54,450 --> 00:34:56,450
.نقض خطیرِ امنیت‌ بود

662
00:34:56,470 --> 00:35:00,110
ممکن بود اوپنهایمر
...اسرار هسته‌ای

663
00:35:00,130 --> 00:35:03,430
و اتمی رو
.از طریق تاتلاک برای حزب کمونیست فاش کنه

664
00:35:05,610 --> 00:35:08,450
.متأسفانه ، تاتلاک به شکل دردناکی فوت کرد

665
00:35:08,490 --> 00:35:11,100
.درست چند ماه بعد در بهار سال 1944

666
00:35:13,310 --> 00:35:16,960
،در وضعیتی مشکوک
...پدرش ، اون رو

667
00:35:17,660 --> 00:35:20,930
بدون لباس توی وان حموم دید که
.سرش زیر آب بود

668
00:35:21,160 --> 00:35:23,910
و به حالت خمیده‌
.لبه‌ی وان افتاده بود

669
00:35:25,960 --> 00:35:28,330
روش غیر معمولی
.واسه خودکشی بود

670
00:35:29,980 --> 00:35:32,480
...یه‌سری فرضیه‌ها می‌گن که

671
00:35:32,530 --> 00:35:34,460
.ممکنه به قتل رسیده باشه

672
00:35:36,410 --> 00:35:39,790
اوپنهایمر از این خبر
.خیلی ناراحت و شوکه شد

673
00:35:41,970 --> 00:35:45,380
مأمور امنیتی که
...این خبر رو به گوشش رسوند

674
00:35:45,610 --> 00:35:48,090
.«گفت «زد زیر گریه

675
00:35:48,380 --> 00:35:50,440
گفت که
...خیلی سرخورده شده بود

676
00:35:51,310 --> 00:35:53,660
...به کسی هم اعتماد نداشت

677
00:35:53,680 --> 00:35:55,110
.که باهاش درد و دل کنه

678
00:35:55,840 --> 00:35:58,980
،بنابراین
.تنها سوگواری می‌کرد

679
00:36:03,310 --> 00:36:04,680
<i>...به دلیل خبری مهم</i>

680
00:36:04,720 --> 00:36:05,940
<i>.برنامه را چند لحظه متوقف می‌کنیم</i>

681
00:36:06,050 --> 00:36:08,020
<i>.رئیس جمهور روزولت درگذشت</i>

682
00:36:08,210 --> 00:36:10,360
<i>رئیس جمهور
.به دلیل خونریزی مغزی درگذشت</i>

683
00:36:11,280 --> 00:36:14,380
...آپریل سال 1945 ، از ماه‌هایی‌ بود

684
00:36:14,400 --> 00:36:17,490
که سرنوشت جهان رو
.به یکباره دچار تغییر کرد

685
00:36:18,840 --> 00:36:20,600
.روزولت درگذشته بود

686
00:36:20,760 --> 00:36:23,350
.بعدش هم هیتلر خودکشی کرد

687
00:36:23,870 --> 00:36:26,250
<i>امپراطوری هیتلر
.آتش گرفت و نابود گردید</i>

688
00:36:27,780 --> 00:36:30,440
<i>برداشتی ضد هیتلری
.از بمب می‌شد</i>

689
00:36:32,330 --> 00:36:35,230
<i>،بهار سال 1945
.هیتلر از صحنه روزگار محو شده بود</i>

690
00:36:35,270 --> 00:36:36,750
<i>.نازی‌ها دیگه خطری نداشتن</i>

691
00:36:37,340 --> 00:36:39,360
<i>.قرار نبود هیتلر ، بمب اتمی بسازه</i>

692
00:36:39,440 --> 00:36:40,330
<i>.و نیویورک رو منفجر کنه</i>

693
00:36:40,800 --> 00:36:41,740
{\an8}.قرار نبود چنین اتفاقی بیفته

694
00:36:41,190 --> 00:36:41,740
{\an3}[جان الس]
[کارگردان مستند فردای تثلیث]

695
00:36:42,290 --> 00:36:45,400
،ولی اون‌ها در هر صورت
.می‌خواستن سلاح رو آماده کنن

696
00:36:47,720 --> 00:36:49,140
<i>.می‌خواستن بمب بسازن</i>

697
00:36:49,260 --> 00:36:51,380
<i>.می‌خواستن این جنگ رو تموم کنن</i>

698
00:36:52,320 --> 00:36:54,840
.اوپنهایمر می‌خواست بمب به‌کار گرفته بشه

699
00:36:55,310 --> 00:36:58,040
.تا مردم دنیا ببینن

700
00:36:58,560 --> 00:37:00,030
<i>...هری اس.ترومن سوگند یاد کرد</i>

701
00:37:00,060 --> 00:37:01,850
<i>.تا رئیس جمهور ایالات متحده باشد</i>

702
00:37:02,190 --> 00:37:04,630
<i>...وقتی ترومن رئیس جمهور شد</i>

703
00:37:04,720 --> 00:37:05,840
.روز از نو ، روزی از نو

704
00:37:05,930 --> 00:37:08,610
.قرار بود بمب ، جایی منفجر بشه

705
00:37:09,070 --> 00:37:11,960
،با مرگ هیتلر
.هدف ، ژاپن شد

706
00:37:14,390 --> 00:37:15,920
<i>...حملات بی‌وقفه‌ی هوایی</i>

707
00:37:15,940 --> 00:37:18,170
<i>علیه امپراتوری غارت‌شده‌ی ژاپن
.ادامه دارد</i>

708
00:37:18,190 --> 00:37:21,360
<i>«در حالی که هواپیماهای «بی 24
.پایگاه‌های جزایر پرو را با خاک یکسان می‌کنند</i>

709
00:37:26,310 --> 00:37:28,690
جزیره به جزیره
.پیشروی می‌کردیم

710
00:37:34,040 --> 00:37:38,190
روی سر ژاپنی‌هایی که
.سنگر گرفته بودن ، خراب می‌شدیم

711
00:37:40,160 --> 00:37:41,640
...جوون مردهای

712
00:37:42,460 --> 00:37:43,660
.زیادی کُشته شدن

713
00:37:44,780 --> 00:37:46,520
...با گذشت هر روزی که

714
00:37:46,560 --> 00:37:49,430
هنوز آزمایش بمب
...به نتیجه نرسیده بود

715
00:37:49,980 --> 00:37:52,360
روزی بود که
.هزاران آمریکایی جون‌شون رو از دست می‌دادن

716
00:37:52,550 --> 00:37:54,260
<i>.هزاران سرباز زخمی شدند</i>

717
00:37:54,390 --> 00:37:57,100
<i>و هزاران سرباز دیگر
.جان خود را فدا کردند</i>

718
00:37:57,230 --> 00:37:59,800
<i>تا دشمن متعصب را
...از این پایگاه اصلی</i>

719
00:37:59,960 --> 00:38:01,860
<i>.پایگاه اصلی خود ژاپن به عقب برانند</i>

720
00:38:02,880 --> 00:38:04,940
<i>.فکر می‌کردن ژاپنی‌ها رو شکست دادن</i>

721
00:38:05,420 --> 00:38:08,160
،ولی شکست‌دادن و تسلیم‌شدن
.دو مقوله‌ی متفاوتن

722
00:38:08,420 --> 00:38:11,020
خب شما باشین
چطور تسلیم‌شون می‌کنین؟

723
00:38:13,870 --> 00:38:16,740
<i>،در دنیای تسلیحات اتمی
.خبری از جنگ نیست</i>

724
00:38:17,420 --> 00:38:18,860
<i>.و این مسئله‌ی کمی نیست</i>

725
00:38:22,280 --> 00:38:24,180
<i>...نگاه اوپنهایمر به بمب</i>

726
00:38:24,450 --> 00:38:29,210
<i>.به نوعی ، فلسفه‌ی ماورا طبیعی‌ شرقی بود</i>

727
00:38:29,540 --> 00:38:32,810
<i>.عمل نابودی و خلقت‌ـه</i>

728
00:38:32,850 --> 00:38:34,010
<i>.که همزمان صورت می‌گیره</i>

729
00:38:35,230 --> 00:38:37,740
<i>.جنگ و صلح</i>

730
00:38:38,060 --> 00:38:41,670
<i>،اگه این بمب
...برای اقدام نابجایی صورت بگیره</i>

731
00:38:41,690 --> 00:38:45,870
.می‌تونه بشریت رو از بین ببره
...ولی اگه بجا استفاده باشه و تحت کنترل باشه

732
00:38:46,060 --> 00:38:47,950
...می‌تونه باعث ایجاد عصر جدیدی

733
00:38:47,970 --> 00:38:50,590
.از صلح و رفاه در کل جهان بشه

734
00:38:58,810 --> 00:39:01,980
[تابستان1945]

735
00:39:02,020 --> 00:39:03,510
<i>...تابستان سال 45 میلادی</i>

736
00:39:03,620 --> 00:39:07,500
یک‌ سالی بود که
.روی ساخت «انفجار درونی» کار می‌کردن

737
00:39:07,580 --> 00:39:12,270
.بهینه‌سازی‌ و وسایل‌ رو تعبیه می‌کردن
.و همچنین ، با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کردن

738
00:39:13,310 --> 00:39:14,310
<i>...برای به نتیجه رسیدن این کار</i>

739
00:39:14,510 --> 00:39:16,740
<i>...کلی مواد منفجره و چاشنی</i>

740
00:39:16,760 --> 00:39:18,780
<i>...و تقویت‌کننده و باتری</i>

741
00:39:18,810 --> 00:39:21,030
<i>.و غیره ، باید به خوبی عمل کنن</i>

742
00:39:21,570 --> 00:39:23,490
...و اگه قرار بر این بود

743
00:39:23,530 --> 00:39:24,950
.راه اصلاً مناسبی برای فهمیدن‌ش نبود

744
00:39:25,060 --> 00:39:27,560
...به جز
.آغاز یه عملیات

745
00:39:33,150 --> 00:39:34,750
<i>...محلی رو</i>

746
00:39:34,760 --> 00:39:36,400
<i>.برای آزمایش بمب انتخاب کردن</i>

747
00:39:36,640 --> 00:39:39,630
...و اوپنهایمر ، اسمش رو

748
00:39:40,210 --> 00:39:40,890
.تثلیث» گذاشت»

749
00:39:42,230 --> 00:39:43,140
...اون زمان ، اوپنهایمر

750
00:39:43,180 --> 00:39:44,620
.اشعار جان دان رو می‌خوند

751
00:39:44,690 --> 00:39:47,730
،و یکی از اشعارش
.چنین بیتی داشت

752
00:39:47,770 --> 00:39:49,970
به نام پدر ، پسر و روح‌القدس»
«در هم بشکن قلبم را

753
00:39:49,990 --> 00:39:52,920
.که اشاره‌ای به تثلیث مقدس مسیحیت داشت

754
00:39:54,620 --> 00:39:57,750
<i>به نظرم ، این کار
.ادای احترامی به جین تاتلاک بود</i>

755
00:39:58,080 --> 00:40:00,420
...چون جین و اوپی

756
00:40:00,450 --> 00:40:03,160
.اشعار جان دان رو توی تخت‌خواب می‌خوندن

757
00:40:13,350 --> 00:40:16,580
{\an8}<i>...15جولای سال 1945</i>

758
00:40:13,380 --> 00:40:18,210
{\an3}[15جولای سال 1945]
[نیومکزیکو ، الماگوردو]

759
00:40:16,920 --> 00:40:18,470
{\an8}<i>.نیومکزیکو ، الماگورودو</i>

760
00:40:19,250 --> 00:40:23,310
{\an3}<i>[صدای مجری شبکه‌ی ان‌بی‌سی]
[ژانویه 1965]</i>

761
00:40:19,300 --> 00:40:21,530
{\an8}<i>...یک روز مانده به آزمایش</i>

762
00:40:21,570 --> 00:40:23,390
{\an8}<i>.اولین سلاح اتمی جهان</i>

763
00:40:24,900 --> 00:40:27,220
<i>...«ساعات پیش از عملیات «تثلیث</i>

764
00:40:27,300 --> 00:40:30,060
<i>...یکی از بی‌نظیرترین لحظاتِ</i>

765
00:40:30,080 --> 00:40:32,300
<i>.سرشار از نگرانی قابل تصور بود</i>

766
00:40:32,740 --> 00:40:35,240
...میلیاردها دلار سرمایه

767
00:40:35,410 --> 00:40:37,150
...صدها هزار نفری که

768
00:40:37,180 --> 00:40:42,000
در ساخت لحظه‌ی آزمایش
.این سلاح جدید مشارکت داشتن

769
00:40:42,040 --> 00:40:44,290
...بار مسئولیت این آزمایش هم

770
00:40:44,530 --> 00:40:46,670
.بی‌شک ، روی دوش اوپنهایمر بود

771
00:40:47,510 --> 00:40:48,700
<i>...در محل آزمایش بمب</i>

772
00:40:48,740 --> 00:40:50,920
<i>.دانشمندان تحت فشار زیادی ، مشغول کارند</i>

773
00:40:51,540 --> 00:40:54,020
<i>به آن‌ها گفته شده که
.امکان اتلاف وقت وجود ندارد</i>

774
00:40:54,890 --> 00:40:57,030
<i>هنگامی که رئیس جمهور
...با استالین دیدار می‌کند</i>

775
00:40:57,060 --> 00:40:58,300
<i>.باید از نتایج این آزمایش مطلع شود</i>

776
00:40:59,340 --> 00:41:01,100
<i>...قرار بود رئیس جمهور آمریکا</i>

777
00:41:01,140 --> 00:41:03,760
<i>.در کنفرانس پوتسدام شرکت کنه</i>
778

778
00:41:03,790 --> 00:41:05,400
<i>.پوتسدام ، شهری در آلمان‌ـه</i>

779
00:41:05,490 --> 00:41:06,970
...قرار بود با جوزف استالین

780
00:41:07,110 --> 00:41:08,310
.و وینستون چرچیل دیدار کنه

781
00:41:08,620 --> 00:41:10,310
...تا درباره‌ی سرنوشت اروپا

782
00:41:10,350 --> 00:41:11,840
و سرنوشت جنگ اقیانوس آرام
.پای گفت‌وگو بنشینن

783
00:41:12,300 --> 00:41:14,290
...رئیس جمهور باید از بابت

784
00:41:14,340 --> 00:41:16,990
.آماده‌بودن سلاح هسته‌ای مطمعن می‌شد

785
00:41:27,030 --> 00:41:28,710
<i>.هیچ‌کس آروم و قرار نداشت</i>

786
00:41:28,750 --> 00:41:31,080
<i>.تازه ، اون‌ها باید اوپنهایمر رو آروم می‌کردن</i>

787
00:41:31,120 --> 00:41:33,080
<i>.رو پاهاش بند نمی‌شد</i>

788
00:41:34,620 --> 00:41:35,710
<i>.مدام سیگار می‌کشید</i>

789
00:41:35,750 --> 00:41:37,840
<i>.کار همیشگی‌ش بود</i>

790
00:41:39,460 --> 00:41:42,170
{\an8}<i>...تو اون وضعیت ، اصلاً دلم نمی‌خواست</i>

791
00:41:41,030 --> 00:41:43,270
{\an3}[صدای سپهبد ژنرال لزلی گروز]
[1896-1970]
[مدیر پروژه‌‌ی منهتن]

792
00:41:42,220 --> 00:41:44,100
{\an8}<i>.دکتر اوپنهایمر دستپاچه باشه</i>

793
00:41:46,870 --> 00:41:49,010
...یه عکس معروف از اون شب هست

794
00:41:49,490 --> 00:41:52,890
که اوپنهایمر خودش رو
.چهار دست و پا ، تا بالای دکل می‌رسونه

795
00:41:53,200 --> 00:41:55,090
.همون‌جایی که بمب کار گذاشته شده بود

796
00:41:56,360 --> 00:41:58,940
.آخرین درپوش‌ها رو بررسی می‌کرد

797
00:41:59,010 --> 00:42:01,580
.تا مطمعن بشه که همه‌چیز سرجاشه

798
00:42:03,020 --> 00:42:04,230
.کاملاً نگرانی‌ش پیدا بود

799
00:42:04,360 --> 00:42:06,970
.تک‌تک جزئیات رو بررسی می‌کرد

800
00:42:08,380 --> 00:42:09,860
<i>...اوپنهایمر اصلآً از بابت</i>

801
00:42:09,890 --> 00:42:10,880
<i>.کار کردن بمب مطمعن نبود</i>

802
00:42:11,250 --> 00:42:12,410
<i>...در حقیقت ، سر ده دلار</i>

803
00:42:12,430 --> 00:42:13,550
<i>...با یکی دیگه از دانشمندها</i>

804
00:42:13,590 --> 00:42:15,540
.شرط بسته بود که کار نکنه

805
00:42:16,960 --> 00:42:17,980
<i>...صدها قطعه بود</i>

806
00:42:18,030 --> 00:42:19,350
<i>،که احتمال اشتباه کار گذاشته ‌شدن‌شون
.وجود داشت</i>

807
00:42:21,450 --> 00:42:24,510
هر کدوم از این قطعه‌ها
.می‌تونست منجر به شکست آزمایش بشه

808
00:42:25,710 --> 00:42:27,290
<i>.همه دلشوره داشتن</i>

809
00:42:27,390 --> 00:42:28,930
<i>اصلاً ممکن بود کار کنه؟</i>

810
00:42:29,430 --> 00:42:32,530
.سوال دیگه هم اینه
.آخه کسی مطمعن نبود

811
00:42:32,570 --> 00:42:35,150
اگه کل جَو آتش بگیره چی؟

812
00:42:37,940 --> 00:42:39,730
<i>...اگه بمب رو منفجر کنیم</i>

813
00:42:39,870 --> 00:42:42,680
{\an8}...و جَو رو به آتش بکشه

814
00:42:42,300 --> 00:42:43,810
{\an3}[دکتر مارینا رابینسون اسنودِن]
[کارشناس امنیت هسته‌ای]

815
00:42:42,720 --> 00:42:43,810
{\an8}و گریبان‌گیر همه‌مون بشه چی؟

816
00:42:45,920 --> 00:42:48,500
<i>.به هر صورت ، جَو از اکسیژن ساخته شده</i>

817
00:42:49,000 --> 00:42:51,380
<i>...آیا ممکنه اکسیژن جَو</i>

818
00:42:51,730 --> 00:42:54,440
<i>به خاطر بمب اتمی بسوزه؟</i>

819
00:42:54,600 --> 00:42:56,660
{\an8}.کسی جواب این سوال‌ها رو نمی‌دونست

820
00:42:54,830 --> 00:42:56,700
{\an3}[دکتر میچیو کاکو]
[فیزیکدان نظری]

821
00:43:00,920 --> 00:43:06,820
{\an3}[16جولای 1945]
[ساعت 5:29 صبح]
[یک دقیقه تا شروع عملیات]

822
00:43:03,240 --> 00:43:06,880
{\an8}<i>،16جولای 1945
.هوا گرگ و میش بود</i>

823
00:43:07,690 --> 00:43:08,810
<i>.آسمون تاریک بود</i>

824
00:43:09,040 --> 00:43:12,230
<i>.بمب در 30متری دکل کار گذاشته شده بود</i>

825
00:43:12,470 --> 00:43:14,220
<i>.دیگه حاضر بودن</i>

826
00:43:15,560 --> 00:43:18,610
<i>اوپنهایمر توی یکی از
.پناهگاه‌های ساخته‌شده بود</i>

827
00:43:23,190 --> 00:43:25,150
<i>.اوپنهایمر خودش رو آماده کرده بود</i>

828
00:43:25,410 --> 00:43:28,160
<i>،طبق گفته‌ی عده‌ای
...زیر لب می‌گفت</i>

829
00:43:28,370 --> 00:43:30,860
<i>«.بارالهی ، تحمل‌ این موضوع برام سخته»</i>

830
00:43:35,080 --> 00:43:36,150
<i>.ده</i>

831
00:43:37,100 --> 00:43:37,710
<i>.نه</i>

832
00:43:38,640 --> 00:43:39,220
<i>.هشت</i>

833
00:43:39,720 --> 00:43:41,810
<i>...اوپنهایمر ، زیر لب می‌گفت</i>

834
00:43:41,840 --> 00:43:43,280
<i>«.باید به هوش باشم»</i>

835
00:43:43,790 --> 00:43:44,380
<i>.هفت</i>

836
00:43:44,770 --> 00:43:46,490
«.باید به هوش باشم»

837
00:43:47,340 --> 00:43:48,060
<i>.شش</i>

838
00:43:48,640 --> 00:43:50,330
<i>.ثانیه‌ها نمی‌گذشتن</i>

839
00:43:50,770 --> 00:43:51,630
<i>.پنج</i>

840
00:43:52,900 --> 00:43:53,620
<i>.چهار</i>

841
00:43:54,760 --> 00:43:55,470
<i>.سه</i>

842
00:43:56,750 --> 00:43:57,890
<i>.دو</i>

843
00:43:58,230 --> 00:44:00,340
<i>...و یکدفعه</i>

844
00:44:07,660 --> 00:44:08,960
<i>.همه‌جا روشن شد</i>

845
00:44:19,840 --> 00:44:21,630
<i>...یکی از دانشمندها بهم گفت</i>

846
00:44:21,870 --> 00:44:25,130
<i>مثل این می‌مونه که
.یکی در کوره رو باز کنه</i>

847
00:44:26,710 --> 00:44:28,730
<i>.یکدفعه ، گرمای خیلی شدیدی به وجود اومد</i>

848
00:44:28,770 --> 00:44:30,270
<i>.گرمای تابشی بود</i>

849
00:44:30,310 --> 00:44:32,640
<i>.با سرعت نور پیش می‌رفت</i>

850
00:44:32,990 --> 00:44:35,790
<i>.بعد هم صدای امواج این غرش رو داشتیم</i>

851
00:44:36,130 --> 00:44:39,920
<i>و در نهایت ، اولین ابر قارچی
.کم‌کم بالا رفت</i>

852
00:44:40,290 --> 00:44:44,210
<i>.نارنجی و بنفش و آبی و زرد بود</i>

853
00:44:44,260 --> 00:44:47,590
<i>می‌خروشید و
.هر چی بالاتر می‌رفت ، بیشتر می‌شد</i>

854
00:44:48,130 --> 00:44:52,000
اوپنهایمر می‌گفت «اتفاق جدیدی
«.در زمین رقم خورده

855
00:44:52,040 --> 00:44:54,070
«.مسئله‌ای جدید برای بشریت‌ـه»

856
00:44:58,570 --> 00:45:00,220
<i>.مردم ، انفجار دیده بودن</i>

857
00:45:00,240 --> 00:45:04,540
<i>.سال‌ها ، آزمایش بمب‌ها رو دیده بودن
...ولی انفجار در این حد</i>

858
00:45:04,920 --> 00:45:07,790
...خیلی
.خیلی حیرت آور بود

859
00:45:09,430 --> 00:45:11,450
<i>...تا به حال ، چنین لحظه‌ای</i>

860
00:45:11,470 --> 00:45:12,760
<i>.در تاریخ دنیا رقم نخورده بود</i>

861
00:45:13,760 --> 00:45:17,550
<i>،نگاهِ به دنیا
...نگاهِ به اهمیت این موضوع</i>

862
00:45:17,570 --> 00:45:21,930
،و ماهیت‌ خودمون
.به طور ملموسی تغییر کرد

863
00:45:22,570 --> 00:45:27,260
مثل آزاد کردن نیرویی
...غیر قابل تصور می‌مونه

864
00:45:27,360 --> 00:45:30,160
که از حالا به بعد
.مورد توجه قرار می‌گیره

865
00:45:37,850 --> 00:45:39,860
<i>می‌دونستیم که
.دنیا مثل قبل‌ش نمی‌شه</i>

866
00:45:42,760 --> 00:45:45,060
.یه سری‌ها می‌خندیدن

867
00:45:47,010 --> 00:45:48,380
.یه سری‌ها اشک می‌ریختن

868
00:45:49,260 --> 00:45:51,010
.بیشتری‌ها هم مات و مبهوت بودن

869
00:45:54,250 --> 00:45:58,100
یاد بندی از
.انجیل هندی افتادم

870
00:45:58,150 --> 00:45:59,460
.بهاگواد گیتا

871
00:46:02,730 --> 00:46:03,890
...ویشنو

872
00:46:05,930 --> 00:46:08,880
...در تلاش برای مجاب‌کردن شاهزاده‌ست تا

873
00:46:10,410 --> 00:46:12,030
.به وظیفه‌ش عمل کنه

874
00:46:12,710 --> 00:46:14,950
...و برای تحت تأثیر قرار دادن‌ش

875
00:46:15,360 --> 00:46:20,050
...چهار دست خودش رو بالا میاره و میگه

876
00:46:20,910 --> 00:46:24,700
.حالا خدای مرگ شدم
.نابودگر دنیاها شدم

877
00:46:27,530 --> 00:46:30,370
،به نظرم
.در هر صورت ، برای همه‌مون صدق می‌کنه

878
00:46:43,490 --> 00:46:47,070
<i>،بعد از اتمام آزمایش
.اوپنهایمر ، باد به غبغب انداخته بود</i>

879
00:46:47,920 --> 00:46:49,080
<i>.خدا رو بنده نبود</i>

880
00:46:49,970 --> 00:46:50,950
<i>.موفق شده بود</i>

881
00:46:52,910 --> 00:46:55,820
<i>اوپنهایمر به این دستاورد
.خیلی می‌بالید</i>

882
00:46:57,940 --> 00:46:59,630
.وقت تغییر دنیا بود

883
00:46:59,660 --> 00:47:01,660
برای دانشمندها هم
.مثل روز روشن بود

884
00:47:06,910 --> 00:47:08,030
...حالا مسئله اینجا بود

885
00:47:08,060 --> 00:47:09,980
که دولت با این اختراع
.قراره چیکار کنه

886
00:47:10,060 --> 00:47:13,070
[محل تثلیث]
[جایی که اولین سلاح هسته‌ای در تاریخ 16جولای 1945 منفجر شد]

887
00:47:13,160 --> 00:47:14,370
<i>...گروز به سرعت</i>

888
00:47:14,400 --> 00:47:16,680
.به دفتر کارش تو واشینگتن برگشت
.و خبر رو تلگرام کرد

889
00:47:16,740 --> 00:47:19,910
گفت که
...آزمایش بمب موفق آمیز بوده

890
00:47:19,950 --> 00:47:23,510
.و حتی قوی‌تر از تصورشون بوده

891
00:47:25,230 --> 00:47:28,530
.این خبر به گوش ترومن می‌رسه
...و

892
00:47:28,830 --> 00:47:30,700
.رفتارش در پوتسدام به کل تغییر می‌کنه

893
00:47:30,740 --> 00:47:34,050
یه دفعه حس می‌کنه که
.پیروزی تو مُشت‌شه

894
00:47:34,130 --> 00:47:36,230
،یه دفعه
.به استالین امر و نهی می‌کنه

895
00:47:36,370 --> 00:47:39,140
،تصمیم می‌گیره که به هیچ‌وجه
.ژاپنی‌ها هیچ امتیازی نگیرن

896
00:47:40,710 --> 00:47:41,320
...ترومن

897
00:47:41,350 --> 00:47:46,300
.از وقتی رئیس جمهور شد ، از بمب خبر داشت
...ولی با دونستن اینکه بمب کار می‌کنه

898
00:47:46,330 --> 00:47:48,030
...و حتی قوی تر از تصورمون‌ـه

899
00:47:48,370 --> 00:47:50,720
.زمین تا آسمون واسش فرق داشت

900
00:47:52,080 --> 00:47:56,020
...خواسته‌ی ما این بوده و هست

901
00:47:56,290 --> 00:47:58,410
!بی چون و چرا ، تسلیم شوید

902
00:48:02,740 --> 00:48:04,140
<i>...پدر و مادرم</i>

903
00:48:04,180 --> 00:48:05,610
<i>.هر دو ، کهنه سرباز جنگ جهانی دوم بودن</i>

904
00:48:05,640 --> 00:48:08,560
<i>...مادرم می‌گفت بعدِ</i>

905
00:48:09,680 --> 00:48:11,490
<i>...بعدِ چهار سال جنگ</i>

906
00:48:12,960 --> 00:48:15,560
<i>...دیگه کسی
.کسی اعزام نمی‌شد</i>

907
00:48:15,580 --> 00:48:18,550
،استفاده از سلاح هسته‌ای
کار درستیه؟

908
00:48:20,120 --> 00:48:21,780
درست نمی‌گم؟
.کافیه دیگه

909
00:48:23,480 --> 00:48:25,130
...خیلی ناخوشاینده که این‌جوری

910
00:48:25,280 --> 00:48:27,450
هر کاری از دست‌تون بر میاد ، انجام بدین
.تا جنگ خاتمه پیدا کنه

911
00:48:28,970 --> 00:48:31,330
.همه ترسیده و خسته بودن

912
00:48:32,440 --> 00:48:35,840
...هر کس ، آشنایی داشت

913
00:48:35,880 --> 00:48:38,370
.که به خاطر جنگ از دنیا رفته بود

914
00:48:40,850 --> 00:48:42,740
<i>...با آماده‌شدن بمب</i>

915
00:48:43,180 --> 00:48:44,700
<i>،گزینه‌های روی میز
.شوکه‌کننده بودن</i>

916
00:48:45,840 --> 00:48:48,530
مثل روز واسه‌شون روشن بود که
...اگه چنین بمبی رو

917
00:48:48,570 --> 00:48:51,540
بر سر مردان و زنان و بچه‌های
...شهرهای ژاپن بندازن

918
00:48:51,950 --> 00:48:54,340
.چند صد هزار نفر از دنیا می‌رن

919
00:48:54,700 --> 00:48:59,610
اما اگه با بمب
...جلوی جنگ رو نگیرن

920
00:49:00,480 --> 00:49:02,410
.میلیون‌ها نفر از دنیا می‌رن

921
00:49:02,720 --> 00:49:05,630
.با این حساب ، دو تا راهکار وجود داشت

922
00:49:05,670 --> 00:49:07,740
.ولی یه راهکار سومی هم بود

923
00:49:08,350 --> 00:49:11,110
،راهکار سوم
.کشیدن خط و نشون بود

924
00:49:11,460 --> 00:49:15,820
شاید انفجار خلیج توکیو و
...کُشته‌شدن عده‌ی انگشت‌شماری

925
00:49:16,030 --> 00:49:17,610
.خط و نشون خیلی خوبی باشه

926
00:49:18,310 --> 00:49:20,360
.و شاید ژاپنی‌ها تسلیم بشن

927
00:49:21,190 --> 00:49:24,730
اون هم فقط به این خاطر که
.قدرت غیر قابل کنترل این بمب رو دیده بودن

928
00:49:25,770 --> 00:49:28,310
.اوپنهایمر ، این راهکار رو قبول نکرد

929
00:49:28,350 --> 00:49:30,660
.نقشه‌کش‌های واشینگتن هم قبول نکردن

930
00:49:35,940 --> 00:49:38,030
<i>...واسه‌مون سوال بود که</i>

931
00:49:38,070 --> 00:49:39,830
<i>...ویرانگری‌‌ش</i>

932
00:49:40,870 --> 00:49:42,320
...خطرش

933
00:49:42,800 --> 00:49:46,780
.به وضوح خط و نشون می‌کشه

934
00:49:47,010 --> 00:49:50,660
اون هم با شلیک به
.زمینی بایر و خالی از سکنه

935
00:49:51,070 --> 00:49:52,940
.حسابی دو به شک بودیم

936
00:49:56,460 --> 00:50:00,590
تعداد انگشت‌شماری
...نسبت به

937
00:50:00,600 --> 00:50:04,520
...جی. رابرت اوپنهایمر متوجه اتفاقِ

938
00:50:04,560 --> 00:50:06,630
.پس از به‌کار گیری این بمب در جنگ بودن

939
00:50:06,640 --> 00:50:09,230
...اوپنهایمر خیلی خوب این رو می‌دونست

940
00:50:09,770 --> 00:50:12,140
.که این ویرانگری بی‌فایده‌ست

941
00:50:19,390 --> 00:50:23,030
،دفتردارش ، اَن ویلسون
...ماجرایی رو واسم تعریف کرد

942
00:50:23,100 --> 00:50:24,630
.که هنوز هضم‌ش نکردم

943
00:50:25,100 --> 00:50:27,030
...«بعد از عملیات «تثلیث

944
00:50:27,540 --> 00:50:30,760
.یه روز ، همراه رابرت سر کار می‌ره

945
00:50:31,780 --> 00:50:35,830
رابرت چند قدم ازش جلوتره و
...یکدفعه زیر لب می‌گه

946
00:50:36,560 --> 00:50:39,120
«.طفلکی مردم»
«.طفلکی مردم»

947
00:50:41,370 --> 00:50:44,450
ان ، میون کلام‌ش می‌پره و می‌گه
«رابرت. چی زیر لب میگی؟»

948
00:50:46,860 --> 00:50:49,030
...نگاهی بهش می‌کنه و می‌گه

949
00:50:50,210 --> 00:50:51,770
...راستش ، قراره

950
00:50:51,810 --> 00:50:54,280
.بمب تو یکی دو شهر ژاپن انداخته بشه

951
00:50:54,320 --> 00:50:56,490
...قربانیان هم

952
00:50:58,010 --> 00:51:00,200
.شهروندها باشن
.یه شهر کامل

953
00:51:01,870 --> 00:51:06,200
.طبیعی بود که بهش فکر کنه
.مثل خوره ، به ذهن‌ش افتاده‌ بود

954
00:51:07,050 --> 00:51:12,510
،یادمه که همون هفته
...با فرمانده‌هایی

955
00:51:12,550 --> 00:51:14,620
،که مسئول بمباران بودن
.دیدار کرد

956
00:51:14,890 --> 00:51:16,640
...و روشن‌شون می‌کرد که

957
00:51:16,680 --> 00:51:19,430
...دقیقاً چطور بمب انداخته بشه

958
00:51:19,780 --> 00:51:23,090
...و برای حداکثر قدرت تخریب

959
00:51:23,130 --> 00:51:25,260
.توی چه ارتفاعی منفجر بشه

960
00:51:26,980 --> 00:51:29,660
<i>...غم‌خوار بودن‌ و</i>

961
00:51:29,700 --> 00:51:35,110
<i>محترم‌ و
...بشر دوست بودن‌ش‌</i>

962
00:51:35,270 --> 00:51:39,820
با موافق‌بودن‌ش
...با انداختن بمب در شهرها

963
00:51:39,860 --> 00:51:42,570
...و محاسبه‌کردن ارتفاع مناسب

964
00:51:42,590 --> 00:51:44,210
.برای تخریب‌ خونه‌ها نمی‌خوند
درست نمی‌گم؟

965
00:51:44,250 --> 00:51:46,120
آخه چه جوری می‌شه این دو تا رو
با هم وفق داد؟

966
00:51:47,510 --> 00:51:50,870
به نظرم ، از یه لحاظ
...اوپنهایمر امیدوار بود که

967
00:51:50,910 --> 00:51:55,820
...اولین و آخرین باری باشه

968
00:51:55,850 --> 00:51:58,510
که این سلاح هسته‌ای
.به کار گرفته می‌شه

969
00:51:58,540 --> 00:52:00,340
...و در این صورت

970
00:52:00,460 --> 00:52:03,470
،برای اطمینان خاطر از اینکه همین یه‌ بار
...آخرین کاربرد این سلاح هسته‌ای هست

971
00:52:03,670 --> 00:52:07,110
باید به بدترین و شدیدترین شکل ممکن
.منفجر بشه

972
00:52:11,030 --> 00:52:14,730
{\an3}[5آگوست سال 1945]
[اقیانوس آرام ، جزیره‌ی تینیان]

973
00:52:17,680 --> 00:52:20,120
<i>...آگوست 1945</i>

974
00:52:20,520 --> 00:52:23,550
<i>تمام شهرهای ژاپن که جمعیت‌شون
...بیشتر از 50هزار نفر بود</i>

975
00:52:23,580 --> 00:52:28,510
<i>.کامل سوخته بودن
...به جز سه چهارتا شهر</i>

976
00:52:28,780 --> 00:52:31,870
.که از قصد ، اهداف بمباران اتمی نبودن

977
00:52:32,470 --> 00:52:35,510
...به خاطر داشتنِ شرایط طبیعی‌ای

978
00:52:35,550 --> 00:52:38,970
،که آزمایش بمب رو محقق می‌کردن
.انتخاب شده بودن

979
00:52:47,220 --> 00:52:49,140
.هیروشیما ، شهر کم ارتفاعی بود

980
00:52:49,940 --> 00:52:54,260
،و با انتخاب این شهر
...می‌شد

981
00:52:54,580 --> 00:52:57,380
.امواج بمب رو تا حاشیه و کناره‌ها دید

982
00:52:58,420 --> 00:53:00,240
برای همین بود که
.هیروشیما انتخاب شد

983
00:53:10,070 --> 00:53:12,320
...وقتی یه بچه‌ی کوچک بودم

984
00:53:12,410 --> 00:53:14,790
.هفت رودخونه از شهر می‌گذشت

985
00:53:15,550 --> 00:53:18,260
{\an8}.کرانه‌های زیبای رودخونه‌ها

986
00:53:15,890 --> 00:53:17,900
{\an3}[دکتر هیدِکو تامورا]
[نجات‌یافته‌ی هیروشیما در ده سالگی]

987
00:53:18,800 --> 00:53:20,530
.آب ، زلال بود

988
00:53:21,230 --> 00:53:26,340
توی باغ‌های شگفت‌انگیز و
.لا به لای گل‌ها می‌دویدم

989
00:53:26,890 --> 00:53:30,360
.دنبال حشرات بسیار زیبا می‌دویدم

990
00:53:30,510 --> 00:53:32,080
.از هر نوعی بودن

991
00:53:33,440 --> 00:53:35,030
.پرنده‌ها ، آواز می‌خوندن

992
00:53:35,220 --> 00:53:37,020
.درکی از جنگ نداشتن

993
00:53:37,080 --> 00:53:40,790
.یه دفعه ، همه‌جا ساکت شد
.صدای شادی و خوشبختی نمیومد

994
00:53:42,510 --> 00:53:43,260
[هواپیمای اِنولا گِی]
[همان هواپیمایی که بمب در هیروشیما انداخت]

995
00:53:46,190 --> 00:53:49,410
.بلکه صدای انفجار میومد

996
00:53:49,450 --> 00:53:51,330
.انگار زمین ، از کوره در رفته بود

997
00:53:55,900 --> 00:54:02,540
[6آگوست سال 1945]
[ژاپن ، هیروشیما]

998
00:54:16,220 --> 00:54:17,710
<i>...در چند روز گذشته</i>

999
00:54:17,820 --> 00:54:22,310
<i>،یک هواپیمای آمریکایی
.بمبی در خاک هیروشیما انداخت</i>

1000
00:54:24,040 --> 00:54:28,900
قدرت آن بمب ، به بیش از
.20هزار تُن تی‌ان‌تی می‌رسید

1001
00:54:31,980 --> 00:54:33,580
.یک بمب اتمی بود

1002
00:54:34,520 --> 00:54:37,790
.‌وسیله‌ای برای تسلط بر قدرت محضِ جهان

1003
00:54:46,400 --> 00:54:49,660
...بیش از دو میلیارد دلار

1004
00:54:49,690 --> 00:54:52,820
،در بزرگترین قمار علمی تاریخ
.هزینه کردیم

1005
00:54:53,260 --> 00:54:54,410
.و پیروز شدیم

1006
00:54:55,070 --> 00:55:00,170
[سه روز بعد]

1007
00:55:02,190 --> 00:55:06,690
{\an3}[9آگوست سال 1945]
[ژاپن ، ناگازاکی]

1008
00:55:07,250 --> 00:55:08,820
<i>.ژاپن ، به سرنوشت شومی دچار شده</i>

1009
00:55:09,610 --> 00:55:11,450
<i>.چنین اتفاقی ، از یک بمب ساده بر نمی‌آید</i>

1010
00:55:11,910 --> 00:55:14,110
<i>باعث تَلی از اجساد
.ملّتی متجاوز گردیده</i>

1011
00:55:42,240 --> 00:55:44,670
<i>.هر لحظه‌ش رو یادمه</i>

1012
00:55:47,490 --> 00:55:49,570
.تو عمرم ، انقدر بی‌نوا نبودم

1013
00:55:55,360 --> 00:55:56,960
.زیر آوار بودم

1014
00:55:58,200 --> 00:56:01,740
باید هر جوری بود
.به سمت نور می‌خزیدم و بیرون میومدم

1015
00:56:07,310 --> 00:56:09,650
.باید دنبال مادرم می‌گشتم

1016
00:56:22,500 --> 00:56:26,560
...وقتی مردم بی‌نوایِ در حال مرگ رو می‌بینی

1017
00:56:27,060 --> 00:56:29,430
دلت نمی‌خواد که مادرت هم
.یکی از اون‌ها باشه

1018
00:56:32,490 --> 00:56:34,950
...یه کلمه هم از

1019
00:56:35,290 --> 00:56:40,330
.پسر عموم ، مادرم یا بهترین دوستم نشنیدم

1020
00:56:47,960 --> 00:56:51,550
.از ته دلم می‌خواستم مثل اون‌ها مُرده باشم

1021
00:56:52,090 --> 00:56:55,720
چون بعد از اون اتفاق
...زندگی ، خیلی طاقت ‌فرسا

1022
00:56:55,760 --> 00:56:57,290
.و سخت بود

1023
00:56:57,310 --> 00:57:00,340
.هم از لحاظ جسمی و هم از لحاظ روحی

1024
00:57:00,360 --> 00:57:01,030
[هیروشیما ، 4آوریل سال 1946]

1025
00:57:01,040 --> 00:57:01,250
[برداشت 357 اُم]

1026
00:57:09,180 --> 00:57:11,320
[فیلمبرداری شده توسط دولت آمریکا]

1027
00:57:11,470 --> 00:57:13,960
<i>...چند سال بعد از جنگ</i>

1028
00:57:15,310 --> 00:57:19,170
<i>.فیلم خام هیروشیما و ناگازاکی رو دیدم</i>

1029
00:57:23,890 --> 00:57:24,290
[برداشت 359 اُم]

1030
00:57:25,640 --> 00:57:26,760
<i>.بی‌صدا هم بود</i>

1031
00:57:26,870 --> 00:57:31,010
.فیلمی از پوست مردم‌ بود

1032
00:57:31,030 --> 00:57:34,280
...و طرح‌های واژگون گل کیمونو

1033
00:57:34,310 --> 00:57:35,710
.روی سوختگی‌شون بود

1034
00:57:35,740 --> 00:57:38,560
.اجساد هم تو رودخونه‌ها بودن

1035
00:57:39,600 --> 00:57:41,680
.خیلی شوکه‌کننده بود

1036
00:57:44,710 --> 00:57:47,240
پیش خودم گفتم
«.همه‌شون ، دوست‌های پدرم هستن»

1037
00:57:48,080 --> 00:57:50,140
«از کارشون خبر دارن؟»

1038
00:57:51,780 --> 00:57:54,510
.اصلاً باورم نمی‌شد

1039
00:57:54,560 --> 00:57:55,990
.خیلی وحشتناک بود

1040
00:58:01,050 --> 00:58:03,030
<i>...وقتی خبر ویرانگری</i>

1041
00:58:03,060 --> 00:58:04,710
<i>...به لس آلاموس رسید</i>

1042
00:58:05,450 --> 00:58:08,950
.هضم‌ش برای دانشمندها سخت بود

1043
00:58:10,820 --> 00:58:12,590
.درسته
.جنگ فاجعه‌باری بود

1044
00:58:13,250 --> 00:58:15,330
...به هر صورت ، ده‌ها هزار نفر

1045
00:58:15,370 --> 00:58:16,890
.تو این حملات کُشته شده بودن

1046
00:58:18,390 --> 00:58:19,980
.شهرها ویران شده بودن

1047
00:58:24,830 --> 00:58:28,720
و هضم این موضوع
.برای خیلی از دانشمندها سخت بود

1048
00:58:30,300 --> 00:58:32,110
{\an8}...شک ندارم که هضم این موضوع

1049
00:58:31,390 --> 00:58:34,450
{\an3}[اَلِن کارّ]
[مورخ باسابقه‌ی آزمایشگاه لس آلاموس]

1050
00:58:32,140 --> 00:58:33,760
{\an8}.تا آخر برای اوپنهایمر سخت بوده

1051
00:58:36,820 --> 00:58:41,540
...هیروشیما ، هم هزینه‌ی گزافی

1052
00:58:41,630 --> 00:58:43,850
در این دنیا داشت
...و هم رنج و بی‌رحمیِ

1053
00:58:45,590 --> 00:58:47,170
.گزافی رو به دنبال داشت

1054
00:58:49,180 --> 00:58:51,710
.گفتن‌ش الان راحت به نظر میاد

1055
00:58:58,750 --> 00:59:01,100
...اوپنهایمر ، به هیچ‌وجه

1056
00:59:01,140 --> 00:59:03,250
{\an8}.به خاطر هیروشیما و ناگازاکی عذرخواهی نکرد

1057
00:59:02,270 --> 00:59:06,790
{\an3}[کریستوفر نولان]
[نویسنده و کارگردان فیلم اوپنهایمر]

1058
00:59:03,640 --> 00:59:05,380
{\an8}...بیش از حد

1059
00:59:05,400 --> 00:59:08,890
{\an8}...توی تمام اظهارات‌‌ش در مورد

1060
00:59:09,230 --> 00:59:11,920
،وجدان‌ش پس از دست‌ داشتن در این بمب‌گذاری
.محتاط و تودار بود

1061
00:59:13,270 --> 00:59:16,030
،به هر صورت
...رفتارش بعد از حادثه‌ی هیروشیما و ناکازاکی

1062
00:59:16,750 --> 00:59:18,260
...رفتارِ

1063
00:59:18,280 --> 00:59:21,520
.کسی بود که مرتکب گناهی شده

1064
00:59:23,060 --> 00:59:24,480
<i>...همگی گرد هم آمدیم</i>

1065
00:59:26,020 --> 00:59:30,120
<i>در حضور نمایندگان هر دو قدرت بزرگِ
.درگیرِ جنگ</i>

1066
00:59:30,630 --> 00:59:33,210
<i>.تا تفاهم‌نامه‌ای رسمی وضع شود</i>

1067
00:59:33,450 --> 00:59:36,250
<i>.و به موجب آن ، صلح برقرار شود</i>

1068
00:59:40,790 --> 00:59:42,770
...بعد از ظهر امروز

1069
00:59:43,110 --> 00:59:45,240
.پیامی از سوی دولت ژاپن دریافت کردم

1070
00:59:47,160 --> 00:59:49,620
من این پاسخ را
...تسلیم کامل

1071
00:59:49,710 --> 00:59:52,370
و بی قید و شرط ژاپن
.قلمداد می‌کنم

1072
00:59:54,580 --> 00:59:56,740
...البته که خیلی‌ها فکر می‌کردن

1073
00:59:56,760 --> 00:59:59,400
.بمب اتمی ، باعث پایان جنگ جهانی دوم شده

1074
00:59:59,590 --> 01:00:00,940
[جنگ خاتمه یافت]
[ژاپن تسلیم شد]

1075
01:00:01,290 --> 01:00:02,150
.شاید هم شده بود

1076
01:00:05,030 --> 01:00:07,550
{\an8}باعث و بانی‌ این اتفاق هم
.رابرت اوپنهایمر بود

1077
01:00:05,270 --> 01:00:07,980
{\an3}[جان الس]
[کارگردان مستند فردای تثلیث]

1078
01:00:09,350 --> 01:00:11,250
<i>.اسمش همه‌جا بود</i>

1079
01:00:10,070 --> 01:00:14,430
{\an3}[صدای: روی گِلابِر]
[1925-2018]
[دانشمند پروژه‌ی منهتن]

1080
01:00:11,290 --> 01:00:14,440
{\an8}<i>.عکسش روی جلد مجله «فورتایم» بود</i>

1081
01:00:14,520 --> 01:00:16,390
<i>.یه‌بار عکسش روی مجله «فورلایف» بود</i>

1082
01:00:16,550 --> 01:00:18,330
<i>...یه مجله هم نبود</i>

1083
01:00:18,340 --> 01:00:19,660
<i>.که عکسش روش نباشه</i>

1084
01:00:20,540 --> 01:00:23,340
«اولین چاپ مجله‌ی «علم فیزیک امروز
...به وضوح

1085
01:00:23,360 --> 01:00:25,940
یه کلاه تمام‌لبه رو روی
.یک دستگاه کنترل شتاب‌گر گذاشته بود

1086
01:00:27,040 --> 01:00:29,600
{\an8}همه هم می‌دونستن که
.اون ، کلاهِ اوپنهایمره

1087
01:00:27,310 --> 01:00:29,670
{\an3}[گِرِگ هِرکِن]
[نویسنده‌ی کتاب انجمن بمب‌سازان]

1088
01:00:32,260 --> 01:00:33,930
<i>.یه اسطوره بود</i>

1089
01:00:34,030 --> 01:00:36,640
<i>.علّامه‌ی دهر آمریکا بود</i>

1090
01:00:37,330 --> 01:00:39,330
<i>.خودش هم این وضعیت رو دوست داشت</i>

1091
01:00:42,310 --> 01:00:46,580
<i>شاید فکر می‌کرد که
...بالأخره موفق شده</i>

1092
01:00:46,910 --> 01:00:50,350
<i>.و دیگه ناشناس نیست</i>

1093
01:00:52,430 --> 01:00:55,680
{\an8}...حالا ، نه تنها در مرکز توجه بود

1094
01:00:52,600 --> 01:00:56,620
{\an3}[جِنِت کُنانت]
[نویسنده‌ی کتاب 109 خانه در شرق]

1095
01:00:55,720 --> 01:00:57,480
{\an8}.بلکه به  قلّه‌ی موفقیت رسیده بود

1096
01:01:02,310 --> 01:01:06,440
،به نظرم این وضعیت
.اون رو از خود بی‌خود کرده بود

1097
01:01:09,830 --> 01:01:13,390
،در ضمن
...خیلی نسبت به

1098
01:01:13,440 --> 01:01:15,770
پدید آوردن این سلاح در دنیا
.احساس مسئولیت می‌کرد

1099
01:01:19,590 --> 01:01:20,700
{\an8}.ادامه بدین لطفاً

1100
01:01:19,830 --> 01:01:24,450
{\an3}[بازآفرینی آزمایش تثلیث]
[مستند مارچ آو تایم ، سال 1946]

1101
01:01:23,250 --> 01:01:25,190
{\an8}.روی کنترل خودکاره

1102
01:01:26,660 --> 01:01:29,290
راب ، این دفعه
.به خطرش نمی‌ارزه

1103
01:01:29,940 --> 01:01:31,590
.رابرت ، مشکلی پیش نمیاد

1104
01:01:32,430 --> 01:01:33,850
<i>...به نظرم فکر می‌کرد</i>

1105
01:01:33,870 --> 01:01:36,730
به عنوان پدر بمب اتمی
...وظیفه‌ی اون‌ـه که

1106
01:01:36,870 --> 01:01:39,200
.بمب اتمی رو کنترل کنه

1107
01:01:39,800 --> 01:01:40,760
.ادامه بدین لطفاً

1108
01:01:41,010 --> 01:01:42,680
.خب ، تا 40ثانیه دیگه می‌فهمیم

1109
01:01:42,920 --> 01:01:43,600
.سر جاتون وایسین

1110
01:01:45,170 --> 01:01:45,730
.کات

1111
01:01:48,290 --> 01:01:50,320
<i>...با گذشت سه ماه از هیروشیما</i>

1112
01:01:50,470 --> 01:01:51,990
<i>...در مورد</i>

1113
01:01:52,430 --> 01:01:56,620
{\an8}نحوه‌ی تبدیل شدن این سلاح به
...سلاحی برای متجاوزگرها

1114
01:01:54,420 --> 01:01:57,020
{\an3}[کای بِرد]
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]

1115
01:01:57,230 --> 01:01:59,230
.و آشوبگری این سلاح سخنرانی می‌کرد

1116
01:02:00,890 --> 01:02:03,770
،خب این‌ها
.حرف‌های در بمب اتمی بود

1117
01:02:07,340 --> 01:02:09,480
<i>...اگه پای جنگ جهانی دیگه‌ای وسط باشه</i>

1118
01:02:12,160 --> 01:02:13,560
<i>...مردم دنیان</i>

1119
01:02:14,610 --> 01:02:15,980
.که آسیب می‌بینن

1120
01:02:22,290 --> 01:02:25,440
...باید از خودمون بپرسیم

1121
01:02:26,470 --> 01:02:29,880
که تمام تلاش‌مون رو می‌کنیم
تا جلوی این اتفاق رو بگیریم؟

1122
01:02:32,270 --> 01:02:33,240
<i>...دوست دارم</i>

1123
01:02:33,280 --> 01:02:34,900
<i>.نوشته‌های پدر بزرگم رو بخونم</i>

1124
01:02:35,740 --> 01:02:38,030
{\an8}...توی این سخنرانی‌ش گفته

1125
01:02:37,800 --> 01:02:42,270
{\an3}[چارلز اوپنهایمر]
[نوه‌ی پسری]

1126
01:02:38,040 --> 01:02:39,640
{\an8}...با در نظر گرفتن همه‌ی جوانب»

1127
01:02:39,980 --> 01:02:41,340
{\an8}...دلیل انجام این کارمون

1128
01:02:41,350 --> 01:02:43,600
{\an8}«.سیری‌ناپذیری ذات‌مونه

1129
01:02:45,180 --> 01:02:47,460
،اگه دانشمند باشی»
«.امکان نداره چنین کاری نکنی

1130
01:02:48,710 --> 01:02:50,140
،اگه دانشمند باشی»
...معتقدی که

1131
01:02:50,160 --> 01:02:51,970
«.خوبه زیر و بم دنیا رو بدونی

1132
01:02:52,210 --> 01:02:54,330
«.خوبه که حقایق رو بدونی»

1133
01:02:55,420 --> 01:02:57,650
خوبه که برای به کارگیری»
...قدرتمندترین نیرو

1134
01:02:57,680 --> 01:03:00,120
.به قصد کنترل دنیا ، سبک و سنگین کنی

1135
01:03:00,160 --> 01:03:03,620
و با توجه به دانش‌‌ت نسبت به این مسئله
«.و عواقب‌ش ، به این موضوع بپردازی

1136
01:03:04,460 --> 01:03:07,730
از نقشش در جنگ و
.کارش پشیمون نبود

1137
01:03:08,060 --> 01:03:12,430
،ولی چیزی طول نکشید که به جد
...به جلوگیری از

1138
01:03:12,470 --> 01:03:14,610
.نتیجه‌ی کار علمی‌شون بر اومد

1139
01:03:17,800 --> 01:03:19,740
<i>...تصمیم می‌گیره که</i>

1140
01:03:19,780 --> 01:03:21,910
.دیگه بمبی نسازه

1141
01:03:21,950 --> 01:03:24,980
.از پروژه‌ی لس آلاموس کناره‌گیری می‌کنه
...و مدیرِ

1142
01:03:25,030 --> 01:03:28,710
.موسسه مطالعات پیشرفته‌ی پرینستون شد

1143
01:03:29,590 --> 01:03:32,130
.به تعبیری ، کارفرمای انیشتین بود

1144
01:03:32,880 --> 01:03:35,970
.بی‌شک ، معروف‌ترین دانشمند آمریکا بود

1145
01:03:36,610 --> 01:03:40,240
...اوپنهایمر هم می‌خواست از شهرت‌ خودش

1146
01:03:40,270 --> 01:03:41,900
.برای تحت تأثیر قرار دادن استفاده کنه

1147
01:03:43,960 --> 01:03:47,060
به دیدار هری ترومن
.تو دفتر کارش می‌ره

1148
01:03:48,300 --> 01:03:50,530
...هدف اوپنهایمر ، فهماندنِ

1149
01:03:50,560 --> 01:03:55,080
اهمیت کنترل این فناوری
.به هری ترومن بود

1150
01:03:57,170 --> 01:03:59,430
.شروع به صحبت‌کردن می‌کنه

1151
01:04:00,390 --> 01:04:03,550
...ترومن با یه سوال وسط حرف‌ش می‌پره و میگه

1152
01:04:03,590 --> 01:04:06,410
.خب دکتر اوپنهایمر»
...به‌نظرتون کِی روسیه‌

1153
01:04:06,440 --> 01:04:08,730
«دستش به این سلاح کشتار جمعی می‌رسه؟

1154
01:04:10,390 --> 01:04:13,890
...یه‌دفعه ، اوپنهایمر جا می‌خوره

1155
01:04:14,830 --> 01:04:19,630
.و میگه «راستش نمی‌دونم
«.ولی یه روزی دستش می‌رسه

1156
01:04:20,810 --> 01:04:24,520
ترومن دوباره وسط حرفش می‌پره و ‌میگه
«.ولی من می‌دونم. هیچ‌وقت دستش نمی‌رسه»

1157
01:04:27,550 --> 01:04:30,330
...همون لحظه ، اوپی می‌فهمه که

1158
01:04:30,350 --> 01:04:32,760
...هری ترومن هیچ درکی نسبت به

1159
01:04:32,800 --> 01:04:35,030
.ساز و کار این سلاح نداره

1160
01:04:36,250 --> 01:04:40,970
تو اون لحظه ، اوپنهایمر
.حرف خیلی نابه‌جایی می‌زنه

1161
01:04:42,030 --> 01:04:45,720
...با گفتن این جمله که

1162
01:04:45,730 --> 01:04:48,260
«.جناب رئیس‌جمهور ، دستانم به خون آلوده‌ست»
.رئیس‌جمهور ترومن رو حسابی عصبانی می‌کنه

1163
01:04:52,230 --> 01:04:53,780
<i>...این ، حرف خیلی نابه‌جایی</i>

1164
01:04:53,820 --> 01:04:55,980
<i>به کسی‌ـه که
...مسئول</i>

1165
01:04:56,030 --> 01:04:59,660
<i>.انداختن دو بمب ‌اتمی توی دو شهر ژاپن بود</i>

1166
01:05:01,170 --> 01:05:02,450
.می‌خواست ترومن رو تحت تأثیر قرار بده

1167
01:05:04,020 --> 01:05:06,450
.فکر می‌کرد ترومن از این حرف خوشش میاد

1168
01:05:06,580 --> 01:05:08,110
.ولی سخت در اشتباه بود

1169
01:05:08,760 --> 01:05:11,050
درسته که اوپنهایمر
.واسه خیلی‌ها طناز بود

1170
01:05:11,070 --> 01:05:13,290
...ولی اغلب به مذاق

1171
01:05:13,330 --> 01:05:15,490
روءسا و صاحب‌منصب‌ها
.خوش نمیومد

1172
01:05:16,430 --> 01:05:18,060
<i>...ترومن باورش نمی‌شد که</i>

1173
01:05:18,100 --> 01:05:20,640
<i>.مسئولیت‌ش از همه بیشتره</i>

1174
01:05:21,280 --> 01:05:24,720
{\an8}ترومن گفت
«.اون مرد رو از دفترم بندازین بیرون»

1175
01:05:21,960 --> 01:05:25,860
{\an3}[ریچارد رودز]
[نویسنده‌ی مستند ساخت بمب اتمی]

1176
01:05:24,740 --> 01:05:26,430
{\an8}«.مسئولیت اون کار با من بود»

1177
01:05:28,170 --> 01:05:30,260
<i>.یه‌مرتبه ، جلسه رو متوقف می‌کنه</i>

1178
01:05:30,310 --> 01:05:32,260
<i>...بعد هم به وردست‌هاش میگه که</i>

1179
01:05:32,280 --> 01:05:35,220
«.دیگه نمی‌خوام اون دانشمند نُنُر رو ببینم»

1180
01:05:36,110 --> 01:05:38,210
[زنگ خطر بمب اتمی]
[اخبار روز]

1181
01:05:38,980 --> 01:05:42,750
به‌نظرم ، تنها چاره برای
...ایمن نگه‌داشتن آینده‌مون

1182
01:05:42,790 --> 01:05:44,830
...همکاری‌ـه

1183
01:05:44,870 --> 01:05:47,340
...مبتنی بر اعتماد و حسن نیّت

1184
01:05:47,590 --> 01:05:49,240
.با مردم دنیاست

1185
01:05:50,410 --> 01:05:53,260
<i>،مدتی کوتاه بعد از بمباران
...اوپنهایمر</i>

1186
01:05:53,300 --> 01:05:54,590
{\an8}...عضو گروهی شد تا

1187
01:05:53,910 --> 01:05:56,720
{\an3}[دکتر مارینا رابینسون اسنودِن]
[کارشناس امنیت هسته‌ای]

1188
01:05:54,610 --> 01:05:56,970
{\an8}برای خلع سلاح بین‌المللی
.رایزنی کنه

1189
01:05:58,740 --> 01:06:00,520
.ولی دیگه نوش دارو بعد مرگ سهراب بود

1190
01:06:00,560 --> 01:06:02,350
درست نمی‌گم؟
...کسایی که دانش ساخت بمب رو داشتن

1191
01:06:02,370 --> 01:06:04,790
.می‌تونستن دنیا رو از این رو به اون رو کنن

1192
01:06:05,340 --> 01:06:08,020
چیزی نگذشت که
.توجه شوروی به این موضوع جلب شد

1193
01:06:11,690 --> 01:06:15,030
.شوروی در سال 1949 ، بمبی رو آزمایش کرد

1194
01:06:15,590 --> 01:06:17,850
{\an3}[رابرت اس.نوریس]
[نویسنده‌ی کتاب رقابت بر سر بمب اتم]

1195
01:06:15,630 --> 01:06:17,850
{\an8}.که تقریباً همه رو شوکه کرد

1196
01:06:17,880 --> 01:06:20,290
[انفجار بمب روسی ، مجمع عمومی را شوکه کرد]

1197
01:06:20,290 --> 01:06:22,060
<i>...طبق خبر تکان‌دهنده‌ی رئیس‌جمهور</i>

1198
01:06:21,430 --> 01:06:22,780
{\an5}[ترومن ، انفجار اتمی توسط روسیه را تأیید کرد]

1199
01:06:22,070 --> 01:06:24,470
<i>.روسیه ، یک بمب اتمی ساخته و منفجر کرده</i>

1200
01:06:22,800 --> 01:06:24,100
{\an5}[ترومن اعلام کرد که روسیه ، بمب اتمی منفجر کرده]

1201
01:06:24,120 --> 01:06:25,220
{\an5}[روسیه ، بمب اتمی دارد]

1202
01:06:24,710 --> 01:06:26,960
<i>خبرنگارها به سرعت
.به پارک «فلاشینگ میدوز» اعزام شدن</i>

1203
01:06:27,040 --> 01:06:30,090
<i>جایی که قرار است ویشِنسکی ، وزیر امور خارجه
...برای اعضای سازمان ملل سخنرانی</i>

1204
01:06:30,550 --> 01:06:33,540
{\an8}این اتفاق ، آمریکا رو
.تو شرایط بغرنجی قرار داد

1205
01:06:30,820 --> 01:06:33,560
{\an3}[اَلکس وِلِرِستین]
[مورخ هسته‌ای]

1206
01:06:34,340 --> 01:06:38,590
چون دیگه تنها کشوری نبود که
.سلاح هسته‌ای داشت

1207
01:06:40,480 --> 01:06:42,080
...ناخودآگاه ، به این فکر فرو می‌رین

1208
01:06:42,100 --> 01:06:45,710
...که اگه بین دو کشوری

1209
01:06:45,740 --> 01:06:47,330
،که تسلیحات هسته‌ای کافی‌ای دارن
...جنگ رخ بده

1210
01:06:48,440 --> 01:06:51,420
،در عرض چند ساعت
.همدیگه رو با خاک یکسان می‌کنن

1211
01:06:52,480 --> 01:06:54,440
<i>.همگی باید به حالت آماده‌باش باشیم</i>

1212
01:06:54,490 --> 01:06:56,650
<i>...همگی می‌دانیم</i>

1213
01:06:56,780 --> 01:06:58,610
<i>در صورت انفجار بمب اتمی نزدیک‌مان
.چه‌کار کنیم</i>

1214
01:07:00,790 --> 01:07:03,070
...یکی از راه‌حل‌هایی که

1215
01:07:03,090 --> 01:07:05,570
،دانشمندها و سیاست‌مدارها
...سر اون به توافق رسیدن

1216
01:07:05,770 --> 01:07:09,840
ساخت بمب هیدروژنی
.به عنوان کار بعدی‌شون بود

1217
01:07:13,460 --> 01:07:15,710
<i>...بمب‌های هیروشیما و ناگازاکی</i>

1218
01:07:15,730 --> 01:07:18,750
<i>.حدود 15کیلوتُن تی‌ان‌تی بودن</i>

1219
01:07:18,230 --> 01:07:19,890
{\an6}[ناگازاکی: 21کیلوتن]

1220
01:07:19,350 --> 01:07:21,260
<i>.که به هیچ‌وجه عدد کمی نیست</i>

1221
01:07:19,890 --> 01:07:22,230
{\an4}[هیروشیما: 15کیلوتن]

1222
01:07:23,830 --> 01:07:26,620
<b>...وقتی صحبت از بمب‌ هیدروژنی می‌شه</b>

1223
01:07:27,320 --> 01:07:29,230
<i>.پای یه مگاتن وسط‌‌ میاد</i>

1224
01:07:29,730 --> 01:07:33,210
.پای یه میلیون تن تی‌ان‌تی وسط‌ میاد

1225
01:07:35,020 --> 01:07:36,620
.زمین تا آسمون فرق داره

1226
01:07:35,780 --> 01:07:41,620
{\an4}[بمب‌هیدروژنی: 15مگاتن]

1227
01:07:37,060 --> 01:07:39,470
...هزاران برابر قوی‌تر از انفجار

1228
01:07:39,480 --> 01:07:41,080
.بمب هیروشیما و ناگازاکی‌ـه

1229
01:07:43,170 --> 01:07:45,900
<i>...با یه بمب هیدروژنی خیلی عظیم</i>

1230
01:07:46,180 --> 01:07:47,610
...می‌شد اندازه‌ی

1231
01:07:47,640 --> 01:07:49,840
کُشته‌های جنگ جهانی دوم
.آدم کُشت

1232
01:07:51,250 --> 01:07:54,240
.اوپنهایمر ، دلیلی واسه این کار نمی‌دید

1233
01:07:54,680 --> 01:07:57,170
.«بهش می‌گفت «سلاح نسل کُشی

1234
01:07:58,140 --> 01:08:00,420
[2000کیلومتر تا تپه]

1235
01:08:00,980 --> 01:08:03,720
،با پایان جنگ
.خیلی‌ها می‌خواستن دست بکشن

1236
01:08:04,570 --> 01:08:05,040
.ولی من نه

1237
01:08:06,720 --> 01:08:08,720
...میون کسایی که

1238
01:08:08,760 --> 01:08:10,970
{\an8}،با مشکل بزرگ بمب هیدروژنی
...دست و پنجه نرم می‌کردن

1239
01:08:10,900 --> 01:08:13,970
{\an3}[ادوارد تِلِر]
[1908-2003]
[فیزیکدان نظری پروژه‌ی منهتن]

1240
01:08:11,390 --> 01:08:13,710
{\an8}.من ، تنها موافق بودم

1241
01:08:15,630 --> 01:08:18,720
.ادوارد تلر ، یهودی مجاری بود

1242
01:08:18,740 --> 01:08:22,380
از مجارستان فرار کرده و
.به آمریکا اومده بود

1243
01:08:23,580 --> 01:08:26,490
،طی جنگ جهانی دوم
.تلر روی پروژه‌ی لس آلاموس کار می‌کرد

1244
01:08:27,420 --> 01:08:30,950
حتی قبل اینکه دست‌شون
...به بمب اتمی برسه

1245
01:08:30,970 --> 01:08:33,570
.فکر و ذکرش بمب هیدروژنی بود

1246
01:08:34,510 --> 01:08:36,790
<i>...تلر ، بمب اتمی رو</i>

1247
01:08:36,830 --> 01:08:38,410
<i>.اختراع اوپنهایمر می‌دونست</i>

1248
01:08:38,980 --> 01:08:41,230
ولی سلاحی رو می‌خواست که
.بهتر و بزرگ‌تر باشه

1249
01:08:42,980 --> 01:08:44,910
<i>...اوپنهایمر هم به تلر گفت که</i>

1250
01:08:46,010 --> 01:08:49,020
<i>.برگرد سرِ کارِت»
«.همچین چیزی هم نساز</i>

1251
01:08:50,080 --> 01:08:51,270
«.نیازی نیست»

1252
01:08:52,240 --> 01:08:54,720
<i>،اوپنهایمر
...رئیس هیئتی بود</i>

1253
01:08:54,760 --> 01:08:57,810
<i>که تو واشینگتن ، گرد هم اومده بودن
...تا به نتیجه برسن که</i>

1254
01:08:57,990 --> 01:08:59,120
.چی‌کار کنن

1255
01:09:00,070 --> 01:09:02,060
.لازمه بمب هیدروژنی بسازن

1256
01:09:03,260 --> 01:09:04,660
<i>...این سوالی‌ست که</i>

1257
01:09:04,700 --> 01:09:07,510
{\an8}<i>ذهن همه رو درگیر کرده
.جناب دکتر اوپنهایمر</i>

1258
01:09:06,620 --> 01:09:11,100
{\an3}[امروز در کنار خانم روزولت]
[خبرگذاری ان‌بی‌سی]
[فوریه‌ی سال 1950]

1259
01:09:07,950 --> 01:09:13,500
{\an8}آیا قرار بر این است چیزی بسازیم که
قادر به کنترل آن نباشیم؟

1260
01:09:14,340 --> 01:09:16,730
...تصمیم به ساختن

1261
01:09:16,760 --> 01:09:18,840
...یا نساختن بمب هیدروژنی

1262
01:09:19,840 --> 01:09:22,120
.بسته به اصول اخلاقی‌مون داره

1263
01:09:22,640 --> 01:09:25,380
...پر واضح بود که جواب کمیته

1264
01:09:25,400 --> 01:09:27,630
.نه» هست»
«.ما نباید بمب هیدروژنی بسازیم»

1265
01:09:27,970 --> 01:09:30,980
...اگه ترس بَرمون داره

1266
01:09:31,380 --> 01:09:33,780
.تو این بُرهه شکست می‌خوریم

1267
01:09:35,050 --> 01:09:39,370
.گاهی وقت‌ها پاسخ ترس ، داشتن شهامت‌ـه

1268
01:09:41,440 --> 01:09:43,560
<i>...مخالفت اوپنهایمر با ساخت بمب هیدروژنی</i>

1269
01:09:43,600 --> 01:09:46,740
.اصلاً به مذاق موافق‌ها خوش نیومد

1270
01:09:49,170 --> 01:09:51,790
<i>...نیروی هوایی ، بمب‌های بیشتر</i>

1271
01:09:51,820 --> 01:09:53,490
<i>.و بزرگ‌تری می‌خواست</i>

1272
01:09:53,830 --> 01:09:56,120
،هر چه قدر بمب به لحاظ قدرت انفجار
...بزرگ‌تر باشه

1273
01:09:56,250 --> 01:09:58,080
<i>.هواپیما هم ویرانی بیشتری به بار میاره</i>

1274
01:09:59,600 --> 01:10:01,680
<i>...هدف فرماندهی هواپیمای جنگی</i>

1275
01:10:01,720 --> 01:10:03,150
<i>.منفجر کردن شوروی بود</i>

1276
01:10:04,740 --> 01:10:07,880
<i>‌‌اوپنهایمر گفت «اقدام هوشمندانه‌تر اینه که
...منابع ، صرفِ</i>

1277
01:10:07,920 --> 01:10:09,830
.شلیک به بمب‌افکن‌های شوروی بشه

1278
01:10:11,440 --> 01:10:13,350
<i>...کارش دقیقاً برخلافِ</i>

1279
01:10:13,390 --> 01:10:14,820
<i>.خواسته‌ی نیروی هوایی بود</i>

1280
01:10:15,170 --> 01:10:17,690
.می‌خواستن از قدرت بندازن‌ش
.می‌خواستن شرّش کم بشه

1281
01:10:20,730 --> 01:10:24,900
<i>سال 1953 ، اوپنهایمر
...به اندازه کافی</i>

1282
01:10:24,950 --> 01:10:27,260
<i>.توی دولت واشینگتن دشمن داشت</i>

1283
01:10:28,290 --> 01:10:30,490
بعد هم که سر و کله‌ی
.لوئیس استراوس پیدا شد

1284
01:10:33,490 --> 01:10:36,080
.رئیس جدید هیئت انرژی اتمی

1285
01:10:37,130 --> 01:10:39,650
.همین الان از آزمایشگاه اقیانوس آرام برگشتم

1286
01:10:39,810 --> 01:10:43,180
جایی که شاهد آزمایش
.تسلیحات گرما هسته‌ای بودم

1287
01:10:43,980 --> 01:10:45,960
.استراوس ، اوپنهایمر رو می‌شناخت

1288
01:10:45,990 --> 01:10:48,560
.حاضر نبود چهره‌ش رو ببینه

1289
01:10:49,580 --> 01:10:52,140
<i>...اوپنهایمر یه‌بار باهاش دعواش شده بود</i>

1290
01:10:52,160 --> 01:10:54,080
<i>.و حسابی عصبانی‌ش کرده بود</i>

1291
01:10:54,730 --> 01:10:58,090
...استراوس هم دسیسه می‌چینه

1292
01:10:59,070 --> 01:11:02,110
.تا اوپنهایمر رو از قدرت بندازه

1293
01:11:03,570 --> 01:11:05,370
<i>خب چطوری این کار رو می‌کنه؟</i>

1294
01:11:05,720 --> 01:11:11,510
{\an8}<i>لوئیس استراوس ، تمرکزش رو
...روی رابطه اوپنهایمر</i>

1295
01:11:05,930 --> 01:11:10,390
{\an3}[مارتین ج. شروین]
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]
«1937-2021»

1296
01:11:11,540 --> 01:11:14,240
{\an8}<i>...با دوست‌های چپ‌گراش</i>

1297
01:11:13,460 --> 01:11:17,380
{\an4}[جولیوس رابرت اوپنهایمر]
[ملقب به جروم رابرت اوپنهایمر]

1298
01:11:14,320 --> 01:11:17,310
{\an8}<i>.تو دهه‌ی 30 میلادی شهر برکلی می‌ذاره</i>

1299
01:11:18,350 --> 01:11:19,390
<i>«کمونیسم»</i>

1300
01:11:19,970 --> 01:11:21,620
...کی طرفدار نظامی‌ست

1301
01:11:21,660 --> 01:11:24,390
که هدف‌ش نابودی سبک‌زندگی آمریکایی‌ست؟

1302
01:11:26,180 --> 01:11:30,030
{\an8}،طی جنگ جهانی دوم
.شوروی ، متحدمون بود

1303
01:11:26,850 --> 01:11:28,890
{\an3}[دیوید آیزِنباخ]
[استاد دانشگاه درس تاریخ در دانشگاه کلمبیا]

1304
01:11:28,910 --> 01:11:29,920
[هنری فوربز]
[ضلع شرقی مجمع]

1305
01:11:29,920 --> 01:11:30,660
[حزب کمونیست]
[خیابان فرعی 201]

1306
01:11:30,670 --> 01:11:35,030
[مرگ بر استعمارگر]

1307
01:11:31,080 --> 01:11:33,680
{\an8}...و کمونیست‌بودن

1308
01:11:33,690 --> 01:11:35,430
{\an8}...یا همکاری با کمونیست‌ها

1309
01:11:35,040 --> 01:11:36,480
[آمریکا و شوروی ، پیروز جنگ شدن]
[همکاری ، صلح به همراه دارد]

1310
01:11:35,460 --> 01:11:38,500
{\an8}.مسئله‌ای نداشت

1311
01:11:36,630 --> 01:11:38,350
[رژیم سرمایه‌داری ، خواستار سوسیالیسم است]

1312
01:11:38,370 --> 01:11:39,450
[آزادی بیان]

1313
01:11:39,590 --> 01:11:41,740
.البته تا شروع جنگ سرد

1314
01:11:43,210 --> 01:11:46,020
...باعث شد که یه‌دفعه از حالا به بعد

1315
01:11:46,510 --> 01:11:50,420
...هر کس با هر گذشته‌ی کمونیستی

1316
01:11:50,620 --> 01:11:51,980
.یه تهدید امنیتی به حساب بیاد

1317
01:11:52,990 --> 01:11:55,470
<i>...اگه کمونیستی در بدنه‌ی دولت نبوده</i>

1318
01:11:55,910 --> 01:11:59,760
<i>چرا 18ماه صبر کردیم؟</i>

1319
01:12:00,170 --> 01:12:02,370
<i>و تحقیقات‌ بمب هیدروژنی رو
رو به تعویق انداختیم؟</i>

1320
01:12:03,690 --> 01:12:06,030
<i>...به خاطر این طرز فکرها بود</i>

1321
01:12:06,240 --> 01:12:09,430
<i>...که در نهایت ، دولت تصمیم گرفت</i>

1322
01:12:09,460 --> 01:12:12,100
.مجوز امنیتی اوپنهایمر رو بگیره

1323
01:12:14,820 --> 01:12:15,680
<i>...باید</i>

1324
01:12:15,720 --> 01:12:20,090
<i>.مجوز امنیتی‌ش رو تا 30 روز تحویل می‌داد
.وگرنه محاکمه می‌شد</i>

1325
01:12:23,970 --> 01:12:25,980
می‌دونست که
.نمی‌تونه مجوز امنیتی‌ش رو تحویل بده

1326
01:12:26,030 --> 01:12:27,320
...باهاشون

1327
01:12:27,360 --> 01:12:29,220
،سر مناسب بدنه‌ی دولت نبودن‌ش
.هم‌عقیده نبود

1328
01:12:31,060 --> 01:12:33,050
<i>.باید بهشون می‌گفت گورتون رو گم کنین</i>

1329
01:12:34,240 --> 01:12:36,600
<i>باید می‌گفت
.منم که بمب اتم رو ساختم</i>

1330
01:12:38,130 --> 01:12:39,510
<i>«.به خاطر من بود که جنگ جهانی رو پیروز شدیم»</i>

1331
01:12:40,160 --> 01:12:41,540
«.گم‌شین بابا»

1332
01:12:42,790 --> 01:12:45,560
.به دلیلی دک‌شون نکرد

1333
01:12:45,640 --> 01:12:46,960
.می‌خواست بجنگ‌ـه

1334
01:12:48,810 --> 01:12:50,680
<i>...قبل اینکه به واشینگتن بره</i>

1335
01:12:50,710 --> 01:12:52,480
<i>...رفت انیشتین رو ببینه</i>

1336
01:12:52,990 --> 01:12:55,990
<i>.تا بهش خبر بده که چند هفته نیست</i>

1337
01:12:57,140 --> 01:13:01,290
.واکنش انیشتین خیلی جالب بود

1338
01:13:03,180 --> 01:13:07,980
آلبرت میگه
«.رابرت ، ناسلامتی مرد اتمی هستی»‌

1339
01:13:08,420 --> 01:13:10,540
«.محتاج اون‌ها نیستی»
«.اون‌هان که محتاج توئن»

1340
01:13:10,570 --> 01:13:13,070
«.راهت رو بکش برو»
«چرا خودت رو از این مهلکه خلاص نمی‌کنی؟»

1341
01:13:14,470 --> 01:13:19,110
اوپنهایمر ، سرش رو تکون می‌ده و
...به آلبرت میگه

1342
01:13:19,140 --> 01:13:20,530
«.آخه تو در جریان نیستی»

1343
01:13:22,080 --> 01:13:24,030
.بعد هم پا می‌شه می‌ره

1344
01:13:24,050 --> 01:13:26,750
انیشتین هم رو می‌کنه
...به دفتردارش و میگه

1345
01:13:27,760 --> 01:13:28,980
«.عجب ناری‌ـه‌ها»

1346
01:13:30,280 --> 01:13:31,910
.«به یهودی یعنی «نادون

1347
01:13:37,360 --> 01:13:39,210
<i>...این هفته ، توجه مردم دنیا</i>

1348
01:13:39,250 --> 01:13:41,460
<i>به ساختمان هیئت انرژی اتمی
.در واشینگتن جلب شده</i>

1349
01:13:42,070 --> 01:13:44,370
<i>،جایی که هیئت سه‌نفره
...نشست‌هایی ویژه</i>

1350
01:13:44,400 --> 01:13:47,070
<i>در رابطه با شکایت‌های امنیتی
.دکتر جی.رابرت اوپنهایمر برگزار می‌کنن</i>

1351
01:13:47,530 --> 01:13:49,980
<i>دانشمند هسته‌ای که
.اولین بمب اتمی رو ساخت</i>

1352
01:13:51,550 --> 01:13:55,470
نشست امنیتی شروع می‌شه و
...چیزی نمی‌گذره که معلوم می‌شه

1353
01:13:55,500 --> 01:13:57,550
.نشست امنیتی‌ای در کار نیست

1354
01:13:57,590 --> 01:13:58,540
.محاکمه‌ست

1355
01:13:58,980 --> 01:14:00,380
<i>...اتهام جدیدی در خصوص</i>

1356
01:14:00,420 --> 01:14:02,990
<i>مخالفت این دانشمند با ساخت بمب هیدروژنی
.وجود دارد</i>

1357
01:14:03,600 --> 01:14:06,280
<i>.اوضاع بر وفق مرادش نبود
.و این اصلاً خوب نبود</i>

1358
01:14:06,880 --> 01:14:08,680
...مکالمه‌هاش با

1359
01:14:08,720 --> 01:14:11,290
وکیل‌ش رو به صورت غیر قانونی شنود می‌کردن
.و تحویل دادستان می‌دادن

1360
01:14:11,310 --> 01:14:12,880
.تا از جیک و پوک ماجرا خبردار بشن

1361
01:14:14,180 --> 01:14:16,630
می‌تونستن فایل‌های محرمانه
.اف.بی.آی رو ببینن

1362
01:14:16,730 --> 01:14:18,300
.ولی اون نمی‌تونست
.چون اجازه نداشت

1363
01:14:18,350 --> 01:14:20,960
سر همین هم
.نمی‌تونست فایل اف.بی.آی خودش رو ببینه

1364
01:14:23,110 --> 01:14:26,210
.رابطه‌ی اوپنهایمر با جین تاتلاک

1365
01:14:27,960 --> 01:14:30,790
.ابهام سر کمونیست‌بودن برادرش

1366
01:14:30,830 --> 01:14:31,950
.و اینکه هنوز هم کمونیست‌ـه یا نه

1367
01:14:33,500 --> 01:14:36,100
چیزهایی بودن که
.از تو پرونده بیرون کشیدن

1368
01:14:39,710 --> 01:14:42,270
<i>...یکی از مدارک کوبنده‌ای</i>

1369
01:14:42,300 --> 01:14:43,260
<i>...که بر ملا شد</i>

1370
01:14:44,010 --> 01:14:48,400
<i>،این بود که طی جنگ
...گفت‌وگویی</i>

1371
01:14:48,420 --> 01:14:51,330
<i>با هاکان شوالیه توی خونه‌اش
.تو برکلی داشته</i>

1372
01:14:51,470 --> 01:14:54,460
<i>دوست قدیمی‌ش که
...بهش گفته بود</i>

1373
01:14:54,480 --> 01:14:56,690
<i>...شاید راهی باشه که بتونه</i>

1374
01:14:56,810 --> 01:15:00,180
...اطلاعات پروژه اتمی که روش کار می‌کرد رو

1375
01:15:00,210 --> 01:15:01,390
.برای مقامات شوروی فاش کنه

1376
01:15:02,250 --> 01:15:04,450
.اون زمان ، اوپنهایمر این کار رو نمی‌کنه

1377
01:15:04,570 --> 01:15:06,530
.ولی همچین چیزی رو گزارش نکرد

1378
01:15:07,670 --> 01:15:10,360
...می‌دونست که سر متهم بودن

1379
01:15:10,400 --> 01:15:13,890
،به خاطر روابط کمونیستی‌ش
.آبش با مقامات امنیتی توی جوب نمی‌ره

1380
01:15:14,500 --> 01:15:17,620
واسه همین سعی می‌کرد
.خودش رو تو مخمصه نندازه

1381
01:15:18,720 --> 01:15:21,280
مشکل این‌جا بود که
...طی گفت‌وگوهای مداوم

1382
01:15:21,330 --> 01:15:27,270
،با مقامات امنیتی لس آلاموس
...همه‌ش از توضیحِ

1383
01:15:27,310 --> 01:15:30,580
ماجرای این گفت‌وگو
.طفره می‌رفت و سربسته جواب می‌داد

1384
01:15:32,440 --> 01:15:34,480
...وقتی جواب‌های سربسته‌ اوپنهایمر رو

1385
01:15:34,720 --> 01:15:37,680
.کنار هم قرار دادن
...ازش پرسیدن که

1386
01:15:37,720 --> 01:15:38,980
«چرا طفره می‌رفتی؟»

1387
01:15:39,030 --> 01:15:41,230
«چرا رک و پوست‌کنده جواب نمی‌دادی؟»

1388
01:15:42,320 --> 01:15:44,330
اون هم گفت
«.بی‌عقلی کردم»

1389
01:15:45,520 --> 01:15:48,360
.به نحوی ، تسلیم شده بود

1390
01:15:51,770 --> 01:15:52,870
<i>.فرو پاشیده بود</i>

1391
01:15:54,310 --> 01:15:57,570
.می‌خواست اقرار کنه
.ولی فرو پاشیده بود

1392
01:15:59,560 --> 01:16:02,370
<i>.انگار یه حمله عصبی دیگه بهش دست داده بود</i>

1393
01:16:03,160 --> 01:16:05,280
<i>مثل همون حمله‌ی عصبی‌ای که
.تو نوجوونی بهش دست داده بود</i>

1394
01:16:06,000 --> 01:16:11,390
<i>.عجیب خونسرد بود
...مثل وقتی که تو جوونی‌ش</i>

1395
01:16:11,410 --> 01:16:12,520
<i>...تو سردخونه</i>

1396
01:16:13,340 --> 01:16:16,110
<i>،کسایی که تو اردو باهاش بودن
.اذیت‌ش کردن</i>

1397
01:16:19,210 --> 01:16:23,030
تسلیم شد و
.یه کلمه هم از خودش دفاع نکرد

1398
01:16:24,890 --> 01:16:29,090
...البته کسی که تیر خلاص رو زد

1399
01:16:29,260 --> 01:16:30,290
.ادوارد تلر بود

1400
01:16:33,730 --> 01:16:36,030
<i>.تلر علیه اوپنهایمر شهادت داد</i>

1401
01:16:36,900 --> 01:16:39,110
<i>...گفت که به‌نظرش بهتر بود</i>

1402
01:16:39,150 --> 01:16:40,930
<i>...امنیت ملی</i>

1403
01:16:40,960 --> 01:16:43,410
<i>به دست کس دیگه‌ای
.جز اوپنهایمر سپرده می‌شد</i>

1404
01:16:44,960 --> 01:16:47,830
یکی از
...دانشمندهای صمیمی‌ـه اوپنهایمر گفت که

1405
01:16:48,930 --> 01:16:51,800
این کار ، نه تنها
...از پشت خنجر زدن به اوپنهایمر بود

1406
01:16:52,040 --> 01:16:53,330
.بلکه نمک هم رو زخم‌ش پاشید

1407
01:16:56,110 --> 01:16:57,200
...موقع رفتن‌

1408
01:16:57,220 --> 01:16:59,250
...پا می‌شه به اوپنهایمر دست می‌ده

1409
01:16:59,270 --> 01:17:00,570
و میگه
«.متأسفم»

1410
01:17:03,000 --> 01:17:05,600
اوپنهایمر هم تو چشم‌هاش نگاه می‌کنه
...و میگه

1411
01:17:07,140 --> 01:17:09,950
...ادوارد ، بعد حرفی که الان زدی»

1412
01:17:09,990 --> 01:17:12,530
«معذرت خواهی‌ت واسه چیه؟

1413
01:17:14,410 --> 01:17:17,230
شکی درش نیست که
...آدم به‌شدت باهوشی بود

1414
01:17:17,680 --> 01:17:19,150
...ولی به‌نظرم

1415
01:17:19,840 --> 01:17:24,070
...قدرت تشکیلات و دم و دستگاه دولت

1416
01:17:25,470 --> 01:17:27,250
...و عدم قدرت آدمی

1417
01:17:27,280 --> 01:17:28,370
که در مقابل‌شون قد علم کنه رو
.دست کم گرفته بود

1418
01:17:30,360 --> 01:17:32,910
<i>.نتیجه مشخص بود</i>

1419
01:17:36,560 --> 01:17:38,480
<i>.دکتر جی.رابرت اوپنهایمر</i>

1420
01:17:38,520 --> 01:17:40,770
<i>دانشمند مشهوری که
...اخراج این هفته‌ش</i>

1421
01:17:40,810 --> 01:17:43,150
<i>،توسط هئیت انرژی اتمی
.همه را شوکه کرد</i>

1422
01:17:44,350 --> 01:17:48,130
هیئت ، رأی به
.گرفتن مجوز امنیتی اوپنهایمر داد

1423
01:17:48,150 --> 01:17:49,170
[مخترع بمب اتمی متهم شد]

1424
01:17:49,190 --> 01:17:50,340
[متهم به همکاری با شوروی]

1425
01:17:50,360 --> 01:17:50,730
[متهم به اخلال در آزمایش بمب هیدروژنی]

1426
01:17:51,990 --> 01:17:55,460
.این خبر ، صفحه‌ی اول روزنامه‌های کشور بود

1427
01:17:55,490 --> 01:17:56,390
[مدیر پروژه‌ی بمب اتمی ، شوروی بود]

1428
01:17:56,420 --> 01:17:58,480
رئیس جمهور دستور داد تا]
[.مانعی میان اوپنهایمر و رازهای دفاعی آمریکا قرار دهند

1429
01:17:57,260 --> 01:17:59,340
{\an8}...کمونیست‌ها رو

1430
01:17:59,380 --> 01:18:01,590
از پروژه‌های بمب اتمی و هیدروژنی
.مطلع ساخته

1431
01:18:02,290 --> 01:18:04,490
...به گفته‌ی خودش ، همسرش

1432
01:18:04,600 --> 01:18:06,330
.از مقامات حزب کمونیستی بوده

1433
01:18:07,450 --> 01:18:09,350
.برادرش ، عضو بسیار فعال کمونیست بوده

1434
01:18:11,090 --> 01:18:12,990
<i>.منفور سیاسی شد</i>

1435
01:18:14,680 --> 01:18:16,470
...این اتفاق ، لرزه به تنِ

1436
01:18:16,820 --> 01:18:18,350
.جامعه‌ی علمی انداخت

1437
01:18:19,860 --> 01:18:22,820
{\an8}<i>اگه تونستن مشهورترین
...دانشمند اتمی زمین رو</i>

1438
01:18:21,210 --> 01:18:25,630
{\an3}[دکتر میچیو کاکو]
[فیزیکدان نظری]

1439
01:18:22,830 --> 01:18:25,960
{\an8}<i>،از پا در بیارن
.پس ما رو هم از پا در میارن</i>

1440
01:18:28,310 --> 01:18:31,050
<i>...پیام زشتی</i>

1441
01:18:31,110 --> 01:18:33,310
.به گوش تمام دانشمندها رسید

1442
01:18:33,970 --> 01:18:37,940
{\an8}تحت این عنوان که
«.مراقب روابط سیاسی‌تان باشید»

1443
01:18:34,310 --> 01:18:35,280
[...دانشمندان]

1444
01:18:36,310 --> 01:18:37,160
[...متهم به]

1445
01:18:38,530 --> 01:18:39,460
[.براندازی شدن]

1446
01:18:39,480 --> 01:18:41,260
[آیزنهاور ، اوپنهایمر را بازداشت کرد]

1447
01:18:41,260 --> 01:18:45,190
.این اصلاً مسئله‌ی خوبی نبود
.چون به تخصص‌شون احتیاج داشتیم

1448
01:18:46,110 --> 01:18:48,130
...به هر صورت ، محاکمه‌ی اوپنهایمر

1449
01:18:48,810 --> 01:18:51,090
.قوز بالا قوز شده بود

1450
01:18:57,930 --> 01:18:59,240
<i>...بعد از محاکمه‌ی امنیتی</i>

1451
01:18:59,550 --> 01:19:02,070
.اوپنهایمر دیگه اون آدم سابق نبود

1452
01:19:03,500 --> 01:19:05,790
.آدم خشکی شده بود

1453
01:19:07,850 --> 01:19:09,540
<i>...وقتی حرف‌ش بین خونواده وسط میاد می‌گیم</i>

1454
01:19:09,810 --> 01:19:10,910
<i>.احساسات‌ش جریحه دار شد</i>

1455
01:19:15,750 --> 01:19:18,930
<i>.دل ‌خوشی از اون ماجرا نداشت
.با این حال ، یه کلمه هم ازش حرف نزد</i>

1456
01:19:19,270 --> 01:19:21,980
.یه بیانیه علنی هم منتشر نکرد

1457
01:19:24,560 --> 01:19:26,450
.به هیچ‌وجه دنبال معذرت‌خواهی نبود

1458
01:19:27,220 --> 01:19:29,980
.به خونه‌ی اول‌ش برگشت

1459
01:19:31,510 --> 01:19:33,810
.هنوز کارش تو پرینستون رو داشت

1460
01:19:34,180 --> 01:19:36,460
.ولی دیگه سراغ فیزیک نرفت

1461
01:19:35,490 --> 01:19:42,590
{\an8}[فرهنگستان فولد]

1462
01:19:37,870 --> 01:19:39,840
.سال‌های غم‌انگیزی بود

1463
01:19:40,380 --> 01:19:42,800
.پروفسور انیشتین همچنان اونجاست
درسته؟

1464
01:19:43,760 --> 01:19:46,230
.درسته. البته که هست
.البته که هست

1465
01:19:47,320 --> 01:19:48,740
باهاتون تلفنی هم تماس گرفتن؟

1466
01:19:50,030 --> 01:19:50,800
.گاهی وقتی

1467
01:19:50,830 --> 01:19:52,800
...به‌نظرم وقـ
...وقتی

1468
01:19:52,840 --> 01:19:54,650
...تو روزنامه

1469
01:19:54,830 --> 01:19:56,590
مطلبی در موردم می‌خونه که
...خُلق‌ش رو تلخ کنه

1470
01:19:56,630 --> 01:19:58,620
...بهم زنگ می‌زنه و میگه

1471
01:19:58,650 --> 01:20:00,480
«.اشکالی نداره»
«.اشکالی نداره»

1472
01:20:01,040 --> 01:20:03,880
{\an8}<i>.روحیه جنگندگی‌ش رو از دست داده بود</i>

1473
01:20:01,820 --> 01:20:04,440
{\an3}[مارتین ج. شروین]
[دستیار نویسنده‌ی کتاب آتشبان آمریکایی]

1474
01:20:04,640 --> 01:20:09,070
<i>...هیچ نظری</i>

1475
01:20:09,090 --> 01:20:13,620
<i>.در مورد موضوعات هسته‌ای روز نداشت</i>

1476
01:20:14,600 --> 01:20:17,650
.دکتر اوپنهایمر
...می‌شه نظرتون رو

1477
01:20:17,670 --> 01:20:19,830
در مورد روش سیاست اتمی کشور‌ بگین؟

1478
01:20:20,380 --> 01:20:22,830
.نه
.نمیـ...نمیتونم

1479
01:20:22,860 --> 01:20:26,740
.اطلاعـ...اطلاعات کافی ندارم

1480
01:20:26,910 --> 01:20:28,170
...اطلاعات کافی

1481
01:20:28,200 --> 01:20:32,580
.نسبت به فکر و ذکر بقیه ندارم

1482
01:20:35,020 --> 01:20:37,420
...یه بار هانس بته بهم گفت که

1483
01:20:37,660 --> 01:20:40,510
«.اوپنهایمر از همه‌مون باهوش‌تر بود»

1484
01:20:41,570 --> 01:20:43,370
.برنده‌ی جایزه‌ی نوبل نشد

1485
01:20:44,070 --> 01:20:45,610
...آخه چطور ممکنه همچین کسی که

1486
01:20:45,630 --> 01:20:49,410
بهتر از چندین فیزیکدان برجسته‌ی
...قرن بیستم درخشیده بود

1487
01:20:49,430 --> 01:20:54,030
...،بیشتر از این تو حیطه‌ی کاری خودش ، فیزیک

1488
01:20:54,350 --> 01:20:55,320
موفقیت کسب نکرده بود؟

1489
01:20:56,670 --> 01:20:58,160
<i>...وقتی پای دانش اوپنهایمر وسط بیاد</i>

1490
01:20:58,180 --> 01:20:59,770
<i>.نمی‌شه ازش یاد نکرد</i>

1491
01:21:01,180 --> 01:21:02,530
<i>.بخشی از زندگی‌ش بود</i>

1492
01:21:02,630 --> 01:21:04,140
<i>وقتی از چیزی که دوست داشت
...حرف می‌زد</i>

1493
01:21:04,340 --> 01:21:07,510
<i>اون چیز تبدیل به آدمی می‌شد
.که پر از اطلاعات بود</i>

1494
01:21:08,210 --> 01:21:09,510
<i>.این‌ها ذرات منفی هستن</i>

1495
01:21:09,680 --> 01:21:13,130
<i>.این یکی خنثی‌ست
...این هم دو یون‌ش بارداره. مثبت و مثبت</i>

1496
01:21:13,570 --> 01:21:15,430
<i>...فعالیت‌‌ش روی سیاه چاله‌ها</i>

1497
01:21:15,570 --> 01:21:17,800
.شایسته جایزه‌ی نوبل بود

1498
01:21:20,330 --> 01:21:25,140
<i>...سال 1939 ، اوپنهایمر اولین مقاله‌ش رو</i>

1499
01:21:25,180 --> 01:21:29,680
<i>با موضوع آشنایی با فروپاشی ستاره‌ها
.و سیاه‌چاله نوشت</i>

1500
01:21:26,720 --> 01:21:28,940
{\an8}[مطالعه‌ی فیزیکی در مورد انقباض مداوم گرانشی]

1501
01:21:28,940 --> 01:21:30,540
{\an8}[دریافت در تاریخ 10جولای 1939]

1502
01:21:31,140 --> 01:21:34,890
<i>،خب
.سیاه‌چاله ، هدف جدیدش بود</i>

1503
01:21:34,900 --> 01:21:36,110
<i>.به‌نظرم فکر خیلی بکری بود</i>

1504
01:21:38,270 --> 01:21:39,900
...و اگه یه سیاه‌چاله

1505
01:21:39,940 --> 01:21:42,280
...قبل از فوت‌ش پیدا می‌شد

1506
01:21:43,960 --> 01:21:46,400
میتونست واسه این کارش
.جایزه‌ی نوبل بگیره

1507
01:21:49,750 --> 01:21:51,250
<i>...سال 1966</i>

1508
01:21:52,420 --> 01:21:54,700
<i>پزشک تشخیص داد که
.سرطان مری داره</i>

1509
01:21:55,900 --> 01:21:58,690
<i>،اون همه سال سیگار کشیدن
.گریبان‌گیرش شده بود</i>

1510
01:22:01,450 --> 01:22:04,620
<i>.اوایل سال 67 میلادی هم درگذشت</i>

1511
01:22:04,950 --> 01:22:07,810
[دکتر جی.رابرت اوپنهایمر در سن 62 سالگی درگذشت]

1512
01:22:07,870 --> 01:22:09,690
<i>...سرگذشت اوپنهایمر</i>

1513
01:22:09,790 --> 01:22:12,040
.سرگذشت قرن بیستم‌ـه

1514
01:22:12,760 --> 01:22:15,710
.سرگذشت عصر هسته‌ای‌مون‌ـه

1515
01:22:16,120 --> 01:22:17,480
.عصری که درش زندگی می‌کنیم

1516
01:22:18,470 --> 01:22:20,950
.و این قصه ، تمومی نداره

1517
01:22:21,100 --> 01:22:22,410
.ته نداره

1518
01:22:27,180 --> 01:22:28,200
<i>.بمب‌ش رو داریم</i>

1519
01:22:29,640 --> 01:22:31,070
.بمب‌ش همراه‌مون‌ـه

1520
01:22:31,090 --> 01:22:33,830
می‌تونیم با اعضای حزب کمونیستی
.مذاکره کنیم

1521
01:22:33,880 --> 01:22:35,860
...یا می‌تونیم سر درست‌بودنِ

1522
01:22:35,900 --> 01:22:38,590
.بمبارون شهروندی هیروشیما بحث و جدل کنیم
.تا یکی کوتاه بیاد

1523
01:22:39,180 --> 01:22:41,160
.به هر جهت ، تسلیحات هسته‌ای داریم

1524
01:22:43,060 --> 01:22:44,500
.این یه یادبودـه

1525
01:22:46,240 --> 01:22:49,780
،و تلاش برای کنترل‌ اون تسلیحات
.تا همیشه ادامه داره

1526
01:22:54,380 --> 01:22:56,770
.ما همین الان تو خطریم

1527
01:22:57,780 --> 01:23:01,170
.بمب‌ معمولی هم خیلی ترسناک بود

1528
01:23:01,870 --> 01:23:05,390
.حالا که دیگه کلی سلاح هسته‌ای کشنده دارن

1529
01:23:08,120 --> 01:23:09,370
<i>...حرف و حدیث‌های زیادی</i>

1530
01:23:09,510 --> 01:23:11,600
<i>.در مورد خلاص‌شدن از شرّ تسلیحات اتمی هست</i>

1531
01:23:12,910 --> 01:23:15,910
<i>.من هم از ته دل باهاشون هم‌عقیده‌م</i>

1532
01:23:18,440 --> 01:23:23,630
<i>.خواهش می‌کنم به تفاهم برسین</i>

1533
01:23:26,590 --> 01:23:30,980
،شک ندارم که اگه اوپی خدابیامرز هم زنده بود
.با حرف من موافق بود

1534
01:23:32,360 --> 01:23:33,470
...دو
...یک

1535
01:23:35,270 --> 01:23:37,180
<i>.به هر جهت ، نباید خودمون رو گول بزنیم</i>

1536
01:23:38,050 --> 01:23:39,850
<i>.دنیا مثل قبلش نمی‌شه</i>

1537
01:23:40,190 --> 01:23:42,590
<i>اهمیتی نداره که
...با بمب اتمی چی‌کار کنیم</i>

1538
01:23:43,940 --> 01:23:48,510
<i>چون دانش ساخت بمب اتمی رو
.نمی‌شه از بین برد</i>

1539
01:23:54,300 --> 01:23:56,680
{\an8}<i>...فیزیکدان جی.رابرت اوپنهایمر</i>

1540
01:23:54,810 --> 01:23:59,220
{\an3}[جودی وودروف]
[برنامه تلویزیونی پی.بی.اس. نیوزهَورز]
[دسامبر 2022]

1541
01:23:56,700 --> 01:24:00,180
{\an8}<i>درسته که بیشتر به عنوانِ
.پدر بمب اتمی شناخته می‌شد</i>

1542
01:24:02,010 --> 01:24:03,350
<i>...ولی به مرور زمان</i>

1543
01:24:03,390 --> 01:24:06,640
<i>حرف و حدیث‌های جدیدی
.از نقش او در تاریخ بر زبان‌ها افتاد</i>

1544
01:24:08,270 --> 01:24:11,370
{\an8}اواخر سال 2022 بود که
...وزارتخانه‌ی انرژی

1545
01:24:10,910 --> 01:24:16,450
[مهندس بمب اتمی ، رفع اتهام شد]

1546
01:24:11,740 --> 01:24:15,850
{\an8}.تصمیم به لغو دادگاه امنیتی گرفت

1547
01:24:16,450 --> 01:24:18,290
[بازجویی هئیت انرژی اتمی اشتباه بود]

1548
01:24:18,360 --> 01:24:20,570
در وهله‌ی اول، فاجعه ملی اینه که
...این دادگاه امنیتی

1549
01:24:20,880 --> 01:24:24,430
تو دوران پاپوش‌دوزی مک‌کارتی
.بر پا شد

1550
01:24:26,070 --> 01:24:27,570
...دیگه همچین اتفاقی

1551
01:24:27,610 --> 01:24:28,810
.تو این کشور نخواهد افتاد

1552
01:24:29,950 --> 01:24:33,000
.قدم بزرگ و مهمی برداشته شد

1553
01:24:35,220 --> 01:24:36,980
.ولی یه‌جورایی غم‌انگیز بود

1554
01:24:37,740 --> 01:24:39,970
...چون جی.رابرت اوپنهایمر دیگه نیست

1555
01:24:40,010 --> 01:24:41,940
.تا همچین چیزی رو ببینه

1556
01:24:45,220 --> 01:24:47,290
<i>...علم ، به شدت</i>

1557
01:24:47,310 --> 01:24:49,300
<i>...وضعیت زندگی انسان رو</i>

1558
01:24:50,680 --> 01:24:53,990
<i>هم از نظر مادی و هم معنوی
.دچار تغییر کرده</i>

1559
01:24:57,890 --> 01:24:59,450
به‌نظرم ، هنوز که هنوزه
.حرف اوپنهایمر هست

1560
01:24:59,490 --> 01:25:01,040
.چون شخص مهم و تأثیرگذاری بود

1561
01:25:02,270 --> 01:25:05,350
.ما هم برای علم ارزش قائلیم
.و هم ازش ترس داریم

1562
01:25:07,360 --> 01:25:10,210
و قطع به یقین ، باعث و بانی این اتفاق
.اوپنهایمر بود

1563
01:25:12,160 --> 01:25:14,360
.مسلّمه که دنیا رو تغییر داد

1564
01:25:15,500 --> 01:25:16,960
.دنیا رو واسه همیشه تغییر داد

1565
01:25:17,080 --> 01:25:18,110
.راه برگشتی در کار نیست

1566
01:25:18,980 --> 01:25:22,510
به هر جهت ، مطمعنیم که
...تا وقتی آزادی عمل داره

1567
01:25:22,850 --> 01:25:26,680
.تا وقتی آزادی بیان داره
.و تا وقتی آزادی اندیشه داره

1568
01:25:26,980 --> 01:25:29,030
.به هیچ وجه ، علم پسرفت نخواهد کرد

1569
01:25:29,410 --> 01:25:32,500
و آزادی ، به هیچ‌وجه
.به طور کامل از بین نخواهد رفت

1570
01:25:37,030 --> 01:25:58,000
« فيلميار – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ FilmYar ]

